طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
◾یادگیری خودگردان و پروژه‌محور

◾ست‌گادین ۸ سپتامبر ۲۰۲۰





چرا بسیاری از اوقات، افراد تحصیل‌کرده در دام فریب‌کاری‌های احمقانه و تئوری‌های توطئه گرفتار می‌شوند؟

مشکل‌مان اینجاست که «فهمیدن»(Understanding) را به ما نیاموخته‌اند. بلکه ما را مجبور کرده‌اند که همه چیز را اَزبر کنیم. چون برای تحصیل‌کرده‌بودن، کافیست که آزمون‌ها را به خوبی پشت سر بگذاری و بعد، همه چیز را فراموش کنی. چون هرگز چیزی را واقعاً یاد نگرفته‌ای.

ولی «فهمیدن»، درهای بصیرت را به روی ما می‌گشاید و رابطه‌ی ما را با اطلاعات دریافتی، سهل و شفاف می‌کند. «فهمیدن»، سکوی مورد نیاز ما برای ارتقاء به سطح بعدی است. ولی اَزبرکردن، مثل یک خانه‌ی پوشالیِ شکننده و بی‌اساس است.

ما حالا در این فراخوانِ پاییزیِ بازگشت به مدرسه، شانس آن را داریم که به جای سازش با سیستم آموزشی و چسبیدن به نیمکت‌ها و آزمون‌ها، به یادگیریِ خودگردان (Self directed) و پروژه‌محور روی آوریم. این پروژه را راه بیندازیم و ثابت کنیم که این کار شدنی است و تکرارش کنیم: یادگیری همراه با اقدام. یادگیریِ خودگردان، می‌تواند توانمندی ما را برای همکاری‌های مادام‌العمر شکوفا کند، ولی آماده‌شدن برای آزمون، تبدیل‌شدنِ ما به افرادی سرسپرده و زیر مِنت آزمون‌گیرندگان را تضمین خواهد کرد.

افراد حق ندارند نظرات شخصی‌شان را به عنوان واقعیت‌ها(Facts) ارائه کنند و این قدرت «فهمیدن» است که به ما کمک می‌کند تا حقایق بااهمیت را کشف کنیم.

کودکانِ زیادی از پنج‌سالگی قادر به یادگیریِ خودگردان و پروژه‌محور هستند. به شرطی که تلویزیون را خاموش کنیم و بپذیریم که این پروسه قرار نیست مثل آزمون‌های استانداردِ پرطرفدار، به یک نتیجه‌ی فوری بیانجامد.

ما می‌توانیم الگویی از آموزش را خلق کنیم که در آن، به مردم کنجکاوی را بیاموزیم. چون کنجکاوی، موتور محرکه‌ی یادگیری است. این الگو بااینکه کمتر قابل پیش‌بینی است ولی بسیار قدرتمندتر از روش آموزش فعلی است: یعنی ایجاد یک میلِ آغشته به تواناییِ خلاص‌شدن از شرّ این باور که هر چه افراد قدرتمند می‌گویند را باید باور کرد.

یادگیری، درهای آینده‌ای را به رویمان می‌گشاید که مشتاقیم در آن زندگی کنیم.





⁦☘️⁩ مصطفی منبری ۱۸ شهریور ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾درس «گرفتن»

◾ست‌گادین ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۰




«گرفتن»(Taking)، واژه‌ای دقیق و در عین حال، ترس‌آور است.

به سختی می‌توان افرادی را تصور کرد که مشتاق درس«گرفتن» باشند. چه در پیانو، چه در ریاضیات یا هر چیز دیگر.

دارو گرفتن. تنبیه گرفتن. این‌ها را ناخواسته و با بغض و کینه می‌گیرید.

واژه‌ی «گرفتن»، هدفی را که در پشت آن نهفته است، آشکار می‌کند.

ولی «یادگیری»(Learning)، چیز متفاوتی است. یادگیری چیزی است که انجامش می‌دهیم. مثل یک رقص یا در آغوش‌کشیدن یا شانسی برای روشن‌کردن چند چراغ.

شما ورکشاپ را نمی‌گیرد. شما بخشی از یک ورکشاپ می‌شوید.




⁦☘️⁩ مصطفی منبری ۲۳ شهریور ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾انتخاب‌های بد

◾ست‌گادین ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۰




اگر آزادانه و راحت تصمیم‌گیری کنیم، حس می‌کنیم که در آن لحظه، انتخاب درستی انجام داده‌ایم.

ولی بعداً و با گذشت زمان، می‌فهمیم که انتخاب‌مان اشتباه بوده است. چون ما در حال حاضر از چیزی که در آینده یاد خواهیم گرفت، اطلاعی نداریم.

انتخاب‌های بد می‌توانند ناشی از موارد زیر باشند:


کمبود اطلاعات

تحلیل سطحی

فشار اطرافیان

بازی ذهنی(Manipulation)

گول خوردن(Hustle)

قدرت نامتوازن

تمرکز بر کوتاه‌مدت

تلقین‌(Indoctrination)

تکیه بر موهومات و خرافات

سوگیری‌های نسنجیده


اگر به این عوامل نگاهی بیاندازید، همگی محصول فشارهای بیرونی هستند که قابل یادگیری و پیشگیری‌اند. خبر خوب آنست که ما می‌توانیم به مرور در انتخاب‌هایمان بهتر شویم.




⁦☘️⁩ مصطفی منبری ۲۴ شهریور ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾آیا شما یک بازاریاب هستید؟

◾ست‌گادین ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۰




آیا شما برای متقاعد‌کردن مردم به پذیرش نقطه‌نظرتان تلاش می‌کنید؟

آیا شما با مشتریان، بیماران، اعضای سایت، طرفداران یا شهروندان خویش، تعامل و بده‌بستان می‌کنید؟

آیا شما یک طراح هستید؟

اگر رییس‌تان شما را بهتر درک می‌کرد، زندگی راحت‌تر نمی‌شد؟

آیا دوست دارید سیاستی تغییر کند یا اینکه دوست دارید برای انتخاب‌شدن یک کاندید، قدمی بردارید؟

آیا به بهترشدن امور امیدوارید؟

پس شما یک بازاریاب‌(Marketer) هستید.

به اینکه یک بازاریاب هستید، افتخار کنید.

حتماً باید یاد بگیرید که بازاریابی را بهتر از قبل انجام دهید، چون کار مهمی است.




⁦☘️⁩ مصطفی منبری ۲۵ شهریور ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾️سوالاتی برای یک مؤسس

◾️ست‌گادین ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۰



دیروز یکی از دوستانم، ایده‌ای را برای کسب‌وکار با من در میان گذاشت. برخی از سوالات مربوط به مدل‌های کسب‌و‌کار به ذهنم آمد که به طور شفاف و منطقی، همین‌جا مطرح می‌کنم. اگر پاسخ درستی به این سوالات بدهید، بقیه‌ی راه، آسان‌تر می‌شود:

چگونه مشتریان جدیدی به دست خواهید آورد؟

چرا این مشتریان، شما را به دوستان و همکاران‌شان پیشنهاد خواهند کرد؟

آیا این کسب‌وکار خواهد توانست درآمد و رضایت شما را همزمان فراهم کند؟

آیا شروع کار، آسان است؟

آیا کسب‌وکارتان می‌تواند دیگران را از همان ابتدا با خود همراه کند؟

چطور از افتادن در دامِ تولید محصولات سطح پایین و سقوط کسب‌وکارتان پیشگیری خواهید کرد؟

آیا روند کارها رفته‌رفته آسانتر خواهد شد؟

چه مشوق‌هایی را برای مشتریان در نظر گرفته‌اید که به جای شما، سراغ محصولات ارزان‌تر یا مناسب‌ترِ دیگران نروند؟

کسب‌وکارهایی که با پول کم شروع می‌شوند، بسته به اینکه چه خدمات مفیدِ ارزانی ارائه دهند و تبدیل‌پذیری(fungible) یا نامرئی‌بودن‌شان(invisible) چقدر زیاد باشد، اغلب به سختی به یک سرمایه‌گذاری موفق و پُررونق تبدیل می‌شوند. هرچند معیارهایی مثل کشش مشتریان، تاثیر شبکه‌ها و ارتباطات عاطفی می‌توانند تغییر ایجاد کنند. مخصوصاً اگر از همان ابتدا روی این معیارها کار کنید.





⁦☘️⁩ مصطفی منبری ۲۸ شهریور ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾آیا مهم‌ترین مساله‌ی ما اینست؟

◾ست‌گادین ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۰




اگر می‌خواهید مباحثه و مناظره‌ای راه بیاندازید، راحت‌ترین راه برای داغ‌کردن بحث یا ایجاد حواس‌پرتی در طرف مقابل، پرداختن به چیزهای دم دستی و موضوعاتی است که به آسانی می‌توان درباره‌ی آنها مناظره و مشاجره کرد. نه چیزهای مهم.

چون طرح مسائل مهم، نیازمند دقت، صبر و درک موضوع است. بحث درباره‌ی مسائل مهم به فهمیدن اهداف، درک اینکه جهان چگونه کار می‌کند و همچنین، به احترام متقابل در میانِ طرفینِ مناظره نیاز دارد.

اگر کسی دائماً سرِ صحبت را در مورد مسائل نامربوط، اضطراری و تحریک‌آمیز باز می‌کند، این هشدار را به ما می‌دهد که قرار نیست در مورد مسائل مهم حرفی زده شود.

مسائل مهمی که دقیقاً نیاز داریم تا درباره‌شان بحث و تبادل نظر کنیم.



⁦☘️⁩ مصطفی منبری ۲۹ شهریور ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾برویم سروَقت کارهای جادویی

◾ست‌گادین ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۰



اغلب اوقات، عبارت رایج اینست: وقتشه برگردی سرِ کارِت.

یعنی خلاقیت را متوقف کن، بازی با احتمالات را فراموش کن، از کسب بینش جدید و توجه به الهامات دست بردار و برگرد سر همان کار مشخصی که داشتی.

شاید بهتر است بگوییم: «لازمه که بروم سراغ کارهای جادویی و شگفت‌انگیز.» چون این همان چیزیست که واقعاً دوست داریم برای ساختنش هزینه کنیم.




⁦☘️⁩ مصطفی منبری ۳۰ شهریور ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾گذار از مشتریان نوخواه به گروه‌های بزرگ‌تر

◾ست‌گادین ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۰




من قبلاً درباره‌ی شکاف(chasm)، زیاد نوشته‌ام.

این اصطلاح درباره‌ی فاصله‌ی موجود میان دو گروه از مشتریان است. اقلیتی از مشتریان، نوخواه هستند یعنی برای خرید محصولات جدید و بی‌سابقه، پیش‌قدم می‌شوند. گروه اکثریتی هم وجود دارند که ترجیح می‌دهند، محصولاتی را بخرند که امتحان‌اش را پس داده و رایج و کارآمد بوده است.

مشتریان نوخواه می‌پرسند: «آیا این محصول جدیدی است؟»

اکثریت می‌پرسند: «آیا این جواب می‌دهد؟» شاید هم بپرسند: «بقیه‌ی مردم چکار می‌کنند؟»

خوانندگان قدیمیِ وبلاگ می‌دانند که من با مشتریان نوخواه کار می‌کنم.

اقلیت مخاطبان همیشگی، برای تأثیرگذاری، کفایت می‌کنند و این دیدگاه به من اجازه می‌دهد که بر روی کسانی تمرکز کنم که قصد دارند روبه‌جلو حرکت کنند.

اگر به مشتریان نوخواه علاقه نشان دهید، آنها دنیا را پُر می‌کنند و بدین‌سان، فاصله‌ی بین دو گروه از بین می‌رود. آنهم نه بخاطر تبلیغات فانتزی یا هوشمند، بلکه بواسطه‌ی تبلیغات دهان‌به‌دهان و سخاوتمندانه‌ی افرادی که داوطلبانه این کار را انجام می‌دهند.




‌☘️⁩ مصطفی منبری ۳۱ شهریور ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖‌✂️⁩
◾بازی با عقاید

◾ست‌گادین ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۰




همه‌ی ما به چیزهای متناقضی باور داریم که نه با دنیای واقعی هم‌خوانی دارند و نه می‌توان آنها را با دیگران در میان گذاشت. داشتنِ عقاید متناقض، یک ویژگی انسانیت.

چند سوال درباره‌ی باورهایمان که شاید برای خلق تغییرات دلخواه‌، کمک‌کننده باشند:


آیا این عقیده، جواب می‌دهد؟

اگر به چیزی باور دارید که به دردتان می‌خورد، برای طیِ مسیر در این جهان پرآشوب کمک‌تان می‌کند، شما را به آرامش می‌رساند و به کسی آسیب نمی‌زند، پس همان کاری که از یک باور انتظار داریم را به نحو احسن انجام می‌دهد. اغلب، باورها چیزی درباره‌ی یافتن روابط انسانی‌اند و راهی برای اینکه جایگاه خودمان را در جهان بشناسیم. باورها بینش پیشگویانه‌ی دقیقی درباره‌ی اتفاقاتی که رخ خواهند داد نیستند. باورها تقریباً همیشه درباره‌ی تعلق به یک قبیله(community) و بخشی از چیزی بودن است.


آیا این باور، کمک‌کننده است؟

کسانی که ترافیک هوایی را کنترل می‌کنند یا هواشناسان، بندت به مسطح‌بودن زمین باور پیدا می‌کنند! چون چنین باوری، مانع کارایی‌شان می‌شود. اگر باوری دارید که سدِ راه شغل یا سلامتی خودتان یا اطرافیان‌تان است یا شما را از مشارکت در امور شهروندی ناتوان می‌کند، ارزشش را دارد تا بررسی‌ کنید که چرا چنین باورهایی در شما پیدا شده است و آیا خودتان تصمیم گرفته‌اید این باورها را داشته باشید یا فردی دیگر، طبق یک برنامه‌ و بدون هماهنگی با شما قضیه را پیش می‌برد؟


آیا این باور حقیقت دارد؟

حقیقت(true)، مفهومی ابطال‌پذیر(falsifiable)، قابل تأیید، آزمودنی و قابل پیش‌بینی است. ابطال‌پذیری یعنی تا وقتی مصداق خلاف فلان باور پیدا نشود، آن باور، حقیقت محسوب می‌شود. مثلاً باور به اینکه هیچ قوی نارنجی‌رنگی وجود ندارد، ابطال‌پذیر است. چون کافیست که ما یک قوی نارنجی‌رنگ را پیدا کنیم تا این باور ابطال شود. یک عقیده، لازم نیست از نظر علمی حقیقت داشته باشد، وقتی شواهد موجود باشند، چه بخواهید چه نخواهید این باور، یک باور حقیقی بحساب می‌آید.


آیا شما احتیاج دارید که این باور، حقیقت داشته باشد؟

بیشترِ کارهایی که ما برای اثبات حقیقی‌بودن باورهایمان انجام می‌دهیم، بمنزله‌ی اتلاف وقت و انرژی است. اگر باوری به شما کمک می‌کند تا راه‌تان را در این دنیا بیابید یا حتی بعنوان یک گول‌زنک(placebo)، مُسکن یا معیار سنجش است، همین کافیست. مسائل زمانی سر بر می‌آورند که دیگران از باورهای ما برای انگولک‌کردنِ خودمان استفاده می‌کنند و با این‌کار، مانع رسیدن به اهدف یا کمک‌رسانی به اطرافیان‌مان می‌شوند.

چه چیزی می‌تواند ذهنیت شما را تغییر دهد؟...




🍁 مصطفی منبری ۲ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾️بزودی یعنی چه؟

◾️ست‌گادین ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۰




وقتی یک مشتریِ گذری‌(customer) یا یک مشتریِ حرفه‌ای و دائمی(client) می‌پرسد که فلان پروژه کی به اتمام خواهد رسید، ممکن است با چنین پاسخی مواجه شود: «بزودی»!

پاسخی ناامیدکننده.

چون «بزودی» یعنی: «مطمئن نیستم» یا «نمی‌خواهم پاسخگو باشم» یا «شما حق پرسش ندارید». این پاسخ به تخریب رابطه، اعتماد و آبرو می‌انجامد.

بزودی یعنی‌: از جلوی چشمم دور شو.

بجای این جواب، می‌توان بدنبال فهماندن و فهمیدن بود.

اگر مشتری دوبله‌پارک کرده است، شاید بهتر است این‌گونه پاسخ دهید: لطفاً شماره تلفن‌تان را به من بدهید. قطعاً درکمتر از ده دقیقه، کار شما را انجام می‌دهم و با شما تماس می‌گیرم.

اگر مدیر خدمات پس‌ازفروش‌(the engagement manager) سعی می‌کند در اولویت‌ها و وابستگی‌ها تغییراتی ایجاد کند، پاسخِ بهتر عبارتست از اینکه: اگر ما زمان تحویل را به دو یا سه روزِ کاری تقلیل دهیم، کارها آسانتر نمی‌شود؟

و اگر مشتری، کنجکاو است که چرا چیزی از شما نشنیده یا آیا شرایط، تحت کنترل شماست یا نه، شاید پاسخِ بهتر مثلاً این باشد: محموله برای روز دوشنبه وعده‌داده شده است و تا دو هفته تحویل داده خواهد شد.

شاید دقیقاً در آن زمان هم تحویل انجام نشود ولی بازسازیِ اعتماد رخ داده است.

شما بهمراه فروش یک چیز، یک داستان نیز به ما می‌فروشید تا برای خودمان تعریفش کنیم. داستانی درباره‌ی رابطه‌‌تان با کار و رابطه‌تان با ما.



🍁 مصطفی منبری ۲ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾چه موقع زمان مناسبی برای حرف‌زدن درباره‌ی سیستم‌هایمان است؟

◾ست‌گادین ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۰



تیمِ شما با اختلاف کمی عقب افتاده و بازی تقریباً تمام است. برای چنین شرایطی، چه برنامه‌ریزی کرده‌اید؟

➖ چه موقع زمان مناسبی برای حرف‌زدن درباره‌ی سیستم برنامه‌ریزی و تمرینات تیم در مواجهه با چنین شرایطی است؟

کمردرد گرفته‌اید و فکر می‌کنید که برای کاهش درد به عمل جراحی نیاز دارید.

➖ چه موقع زمان مناسبی برای حرف‌زدن درباره‌ی تکنیک‌های مورد استفاده‌‌ی روزانه‌تان هنگام ورزش و دویدن است.

کارمندان‌تان به طور منظم دیر به سر کار می‌آیند. چگونه با آنها کنار می‌آیید؟

➖ چه موقع زمان مناسبی برای حرف‌زدن درباره‌ی دیدگاه‌های شما در مورد نحوه‌ی استخدام و راهبری(Leadership) سیستم‌تان است؟

تبعیض نژادی و بی‌عدالتی همه جا را فرا گرفته است.

➖ چه موقع زمان مناسبی برای حرف‌زدن درباره‌ی آموزش مداوم گروه‌هاست؟

با برادرتان جر و بحث می‌کنید. بهترین راه برای برادرتان که متوجه شود حق با شماست، چه راهی است؟

➖ چه موقع زمان مناسبی برای حرف‌زدن درباره‌ی روایت و روال نسل‌ اندر نسلِ خانوادگی شماست؟

دانشگاه‌ها و مدارس محلی به واسطه‌ی برگزاری آزمون‌ها دچار بی‌نظمی‌اند و یادگیری از راه دور، اثربخشی کافی را ندارد...

➖ چه موقع زمان مناسبی برای حرف‌زدن درباره‌ی آنست که اصلاً مدارس به چه منظور ایجاد شده‌اند؟

نادیده گرفتنِ سیستم، کار راحتی است. ولی واقعیت آنست که ما با این مسائل تاکتیکی مواجه هستیم و کافیست همه‌ی شواهد را ببینیم، عوامل به وجود آورنده‌شان را مطالعه کنیم و برای اصلاح زیرساخت‌هایی که می‌توانند تغییری در اوضاع ایجاد کنند، وقت بگذاریم.

بحران، همه‌ی توجه‌ها را به خود جلب می‌کند. ما اغلب در بحران‌ها، حتی وانمود هم نمی‌کنیم که به سیستم‌ها پایبندیم و انعطاف‌پذیری‌مان را از دست می‌دهیم و فقط روی بازگشت به شرایط عادی تمرکز می‌کنیم. دقیقاً به همین دلیل به آن شرایط، شرایط عادی می‌گوییم چون برای بازگشت به آن، می‌جنگیم.

تغییر سیستم، همه چیز را تغییر می‌دهد و احتمالاً تغییر سیستم در وسط بحران، کمتر جواب می‌دهد.




🍁 مصطفی منبری ۳ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾جادوی بِده‌بِستان‌ها

◾ست‌گادین ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۰



اگر لپ‌تاپ قدرتمندتری بسازید، ناچارید باتری قوی‌تر و درنتیجه سنگین‌تری هم برای آن در نظر بگیرید.

این یعنی بده‌بستان(trade off).

اگر هواپیمای غول‌پیکری بسازید، این هواپیما قادر نخواهد بود در هر فرودگاهی بنشیند و هزینه‌ی پرواز با آن بالا خواهد رفت، حتی اگر صندلی خالی هم داشته باشید.

نوع دیگری از بده‌بستان.

مهندسان خوب در مورد بده‌بستان‌ها غر نمی‌زنند، چون می‌دانند که همه‌ی هدف ما، تنظیم همین بده‌بستان‌هاست. اگر بده‌بستانی وجود نداشت، نیازی به کمک مهندسان نداشتیم. چون مسائل جالبی که ارزش حل‌کردن داشته باشند هم وجود نداشتند.

ما می‌توانیم یاد بگیریم که در عرصه کار و زندگی از این جمله بیشتر استفاده کنیم: «چه خوب! یک بده‌بستانِ جالبِ دیگر.»




🍁 مصطفی منبری ۵ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾«خب، این یک ایده‌ی احمقانه است»

◾ست‌گادین ۱ اکتبر ۲۰۲۰



همان‌قدر احمقانه که بخواهید از طریق اینترنت، کفش بفروشید. آنهم در صدها سایز مختلف!

همان‌قدر احمقانه که انتظار داشته باشید مردم قرارهای همسریابی‌شان را آنلاین ترتیب دهند.

همان‌قدر احمقانه که دایرة‌المعارفی بسازید که هر کسی بتواند آن را ویرایش کند. (ویکی‌پدیا. م)

شما به ایده‌ای دست می‌یابید. خودروی برقی با محدوده ۱۰۰ مایل، همبرگر گیاهی، شیر ساخته‌شده از جو، دوره‌های دانشگاهی رایگان و...

تقریباً به طور قطع می‌توان گفت که پیشرفت بعدی، چیزی واقعاً احمقانه خواهد بود. یا شاید چیزی صرفاً واضح و تکراری.



🍁 مصطفی منبری ۱۰ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾پرهیز از وسواس

◾ست‌گادین ۳ اکتبر ۲۰۲۰




«دقیقاً «این» را می‌خواهم. باید «این» باشد و چیز دیگری نمی‌خواهم بشنوم. مگر شما به من باور ندارید؟»

یک مراسم ازدواج با لباس عروسی بی‌نقص، کیک عروسی بی‌نقص و یک داماد بی‌نقص. مهم نیست که خانواده، شرایط اقتصادی و خواسته‌ی ما چیست.

یک کسب‌وکار بر اساس یک سرمایه‌گذاری خطرپذیر (Venture capital)، عرضه اولیه و مدل تجاری. اهمیتی ندارد که مخاطبان ما که در حال گرفتن خدمات از ما هستند، قادر به حمایت از این نوع سرمایه‌گذاری‌ها نیستند.

شروع حرفه‌ی موسیقی در Carnegie Hall ، دریافت بازخوردهای عالی و اجراهای رویایی. مهم نیست که تمرین و سازگاری با آن شرایط، شما را ناخشنود می‌سازد.

صنعت‌هایی که ما را برای انجام کارها به روشی خاص، مهیا می‌کنند، هدف‌شان، دستیابی به سهولت بیشتر یا سودسازی بیشتر برای خودشان است و سود ما یا اهداف ما برای آنها اهمیتی ندارد.

واقعیت آنست که شما می‌توانید به صورت آنلاین، غوغا بپا کنید، بدون اینکه وارد یک سرمایه‌گذاری خطرپذیر شوید. واقعیت آنست که شما می‌توانید بدون برگزاری مراسمی بزرگ، یک ازدواج شاد داشته باشید. واقعیت آنست که شما می‌توانید با رضایت کامل، رُمان‌ خودتان را بنویسید، بدون اینکه نیازی به چاپ آن در انتشارات Random House داشته باشید.

می‌دانم که مدت‌هاست دارید تلاش می‌کنید تا خلاف این گفته‌های من را ثابت کنید. ولی کاملاً امکانش وجود دارد که راه و هدفی که جهانِ صنعتی‌شده به شما نشان می‌دهد، همان راه و هدف واقعی شما نباشد.

به ازای هر نفر که در پی اثبات نادرستی روش افراد شکاک است، صد نفر وجود دارد که گوش می‌دهند و کاری را که دوست دارند و برایشان مهم است را انجام می‌دهند و به دنبال ادامه‌ی کارهای قبلی با معیارهای غلط نیستند.

از اول شروع کنیم: مخاطبانی که می‌خواهید به آنها خدمات ارائه دهید، چه کسانی هستند؟ یک مشارکت و همکاری‌(contribution) موفق، چه مختصاتی دارد؟



🍁 مصطفی منبری ۱۳ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾هوشمندی به چه معناست؟

◾ست‌گادین ۴ اکتبر ۲۰۲۰



موریانه‌ها و سنجاب‌ها موجودات موفقی به حساب می‌آیند. آنها هزاران سال است که دوام آورده‌اند و کارهایی برای زنده‌ماندن انجام می‌دهند که ما هرگز از آنها سر در نمی‌آوریم. آنها صاحب غرایز خوبی هستند ولی هوشمند(smart) نیستند. یعنی آن هوشمندی که ما توقع‌اش را داریم که در یک لیدر یا همکار وجود داشته باشد را ندارند.

شما برای اینکه صاحب چنین هوشمندی باشید، لازم است که با ذهنی باز بیاندیشید. درباره اینکه چگونه کارتان را انجام می‌دهید. چگونه برای انتخاب‌هایتان تصمیم‌گیری می‌کنید و به دنبال چه نوع تغییری در جهان هستید.

برای اینکه شخص هوشمندی باشید، نیازی به تغییر داستانِ جاری، از زیر کار در رفتن یا دروغ‌گفتن نیست. چون این‌ها جزئی از هوشمندی نیستند.

شما یک جراح قلب هوشمند می‌خواهید که بتواند برایتان توضیح دهد که چرا این روش عمل جراحی را به جای روش‌های دیگر برگزیده است.

این نوع از هوشمندی نیازمند دانشی برتر است. افراد هوشمند می‌دانند که تاریخ، خودش را تکرار نمی‌کند ولی رویدادهای هم‌قافیه‌ای پدید می‌آورد. افراد هوشمند علاقه‌ای به تکرار اشتباهاتی که می‌توانند با دانش‌اندوزی از آنها اجتناب کنند، ندارند.

یک فرد هوشمند علاوه بر اینکه روش‌ها و اهدافش را برای همگان عیان می‌کند و در مورد روش‌هایی که جواب می‌دهند، آگاه و هوشیار است، بیش از همه‌ی این‌ها، براساس چیزهایی که یاد می‌گیرد، روش‌ها و اهدافش را نیز تغییر خواهد داد.

به دور و برتان نگاه کنید. اگر ساختمان‌هایی می‌بینید که فرو نمی‌ریزند و سیستم‌های بهداشت عمومی که کارآمد هستند یا تولیداتی که شما را خوشنود می‌کنند، این‌ها محصول کارِ سختِ افراد هوشمند هستند.




🍁 مصطفی منبری ۱۳ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾شروع آشنایی سرد و بی‌روح

◾ست‌گادین ۸ اکتبر ۲۰۲۰




هرگز کسی در آسانسور، چیزی از شما نمی‌خرد. یک معرفی کوتاه در مجالِ کمِ جابجاییِ آسانسور بین طبقات، کمکی به ارائه‌ی ایده‌تان نمی‌کند. استعاره‌ی معرفی در آسانسور(the elevator pitch)، به معنای انتخاب مکان نامناسب برای معرفی است.

وقتی حس می‌کنید که مورد قضاوت قرار گرفته‌اید و فقط یک دقیقه برای اولین تاثیرگذاری‌تان فرصت دارید، تلاش‌ برای توضیح حقیقت در همان مجال کوتاه و بیان نکات ظریفی درباره‌ی اینکه چه کسی هستید، چه کارهایی کرده‌اید و قرار است چه کارهایی انجام دهید، کار وسوسه‌انگیزی است.

ولی این کار به ندرت جواب می‌دهد.

برای شروع گفت‌وگو، به جای معرفی کوتاه و سریع خودتان، بهتر است سوال بپرسید. سوالاتی نه درباره‌ی خودتان بلکه درباره‌ی طرف مقابل که امیدوارید با او ارتباط برقرار کنید.

اگر شناخت خوبی از طرف مقابل و خواسته‌های ایشان به دست آورید، کمک زیادی خواهد کرد که متوجه شوید آیا آنها با شما و خواسته‌های شما همخوانی دارند یا نه. شما این فرصت را پیدا می‌کنید که به آنها برای یافتن نیازشان کمک کنید مخصوصا اگر نیازمندی آنها شما نباشید!

بله، بیشتر اوقات، با این‌کار، احساس طرد‌شدن به ما دست می‌دهد. در حالی که واقعیت آن است که آنچه رخ داده، چیزی بجز ناسازگاری نیازها، روایت‌ها و خواسته‌های ما و آنها نیست.

بجای اینکه از همه توقع داشته باشید که شما را کشف کنند، از شما خرید کنند یا شما را استخدام کنند، شاید این ذهنیت که تقریباً هیچکس نمی‌تواند این کارها را برای شما انجام دهد و درعین حال، خیلی از مردم هستند که احتمالاً شما به طریقی دیگر می‌توانید به آنها یاری برسانید، کمک‌کننده‌تر باشد.

حتی اگر کمکی که به دیگران می‌کنید، در حدِ احترام‌گذاشتن به آنها و بستن دهان‌تان باشد!

هیچکس دوست ندارد تحت فشار، کاری را انجام دهد.



🍁 مصطفی منبری ۱۸ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾️شکل و زمینه

◾️ست‌گادین ۱۱ اکتبر ۲۰۲۰




وقتی با تصاویری که شکل و زمینه درهم تنیده هستند مواجه می‌شویم، نه تنها دوست نداریم در تشخیص‌مان اشتباه کنیم، بلکه حتی بیشتر از آن، دوست نداریم که گیج و مبهوت بمانیم.( اصل شکل و زمینه، یکی از اصول گشتالت در مورد ممزوج‌شدنِ شکل با زمینه است، طوریکه در نگاه اول به سختی از هم قابل تفکیک باشند. م)

ما وقتی با چیز جدیدی روبرو می‌شویم نیز همین حالت را داریم. یک ثانیه مکث می‌کنیم تا فکر کنیم و از آن چیز سر در آوریم. سپس بدون معطلی به همان فکرمان می‌چسبیم.

ولی اگر اشتباه کنیم چه؟

اگر فهم ما از آن چیزِ جدید، به‌دردبخور، دقیق یا واقعی نباشد چه؟

اینجاست که تناقض پیش می‌آید و میان اشتباه‌کردن و سردرگمی، گیر می‌افتیم. چون تنها راه جلوگیری از اشتباه‌کردن، آنست که به چند لحظه گیج‌شدن و حیران‌ماندن، تن بدهیم تا از این مرحله به مرحله‌ی بعد بپریم.

لحظه‌ی جادویی، همان زمانِ کوتاه انتظاری است که قبل از قفل‌شدن روی فکر جدیدتان سپری می‌کنید.

اگر هنگام مواجهه با چیزهای جدید، مرحله‌ی گیج و مبهوت‌شدن را براحتی بپذیرید، یک گام به سوی عقلانیت برداشته‌اید.




🍁 مصطفی منبری ۲۱ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾همیشه غیرمنطقی

◾ست‌گادین ۱۲ اکتبر ۲۰۲۰



وقتی اطرافیان شما کارهایی می‌کنند که با عقل جور در نمی‌آید یا دست به خودتخریبی می‌زنند، احتمالاً این رفتار، بدلیل حماقت‌شان نیست.

آنها به احتمال بیشتر، اعتقادی به باورهای شما ندارند، چیزی را که شما می‌بینید نمی‌بینند یا خواسته‌های شما را نمی‌خواهند. شاید تفاوت در معیارهای اندازه‌گیری زمان، موقعیت یا هدف است.

اگر امیدی به فهم رفتار و درنهایت، تغییر آن داریم، کلیدش در توجه به داستان‌هایی است که پشت پرده‌ی رفتار وجود دارد.

زیرا همه‌مان به انحای مختلف، گهگاهی دست به کارهای غیرمنطقی می‌زنیم.




🍁 مصطفی منبری ۲۲ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾️دو نوع تکانه

◾️ست‌گادین ۱۵ اکتبر ۲۰۲۰



تکانه(momentum) یک اصل تغییرناپذیر فیزیک است که می‌گوید: اشیاء متحرک تمایل دارند حرکت یکنواخت‌شان در همان مسیر قبلی را ادامه دهند. ( مگر اینکه نیروی جدیدی به آنها وارد شود. م )

ولی بطور معمول، تکانه بعنوان یک مفهوم ذهنی است که بر اساس عادات ما و دشواری‌های موجود در مسیر درک و فهم‌مان و البته انکارهایی که می‌کنیم، جهت حرکت ما را تغییر می‌دهد. ما به یک الگو، یک لیدر، یک زندگی کارمندی یا یک پروژه، بیش از آنچه باید، می‌چسبیم.

رفتاری که مانع از استخدام یک فرد می‌شود، در مقایسه با رفتاری که به اخراج شدنش می‌انجامد، مورد ناچیز و بی‌اهمیتی بحساب می‌آید. این قضیه در برخی سطوح، منطقی بنظر می‌رسد. ما تا زمانی که به چیزی متعهد نشده‌ایم، حواسمان به دور و برمان هست و راحت‌تر می‌توانیم انتخاب‌مان را تغییر دهیم. ولی وقتی از نظر عاطفی به یک عقیده، یک پروژه یا یک فرد متعهد شدیم، تغییر برای ما هزینه‌ی بالایی پیدا می‌کند که بخشی از آن به خاطر درگیری‌های عاطفی است که ما را به اشتباه می‌اندازد.

ولی اشتباه واقعی اینجاست که بعد از انتخاب مسیر اشتباه اول، آن را با رفتاری پرخطر ادامه می‌دهیم.

وقتی فهمیدی که در چاه هستی، کندن را متوقف کن.



🍁 مصطفی منبری ۲۴ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾ما چیزی را که انتخاب کنیم، دوستش داریم

◾ست‌گادین ۱۶ اکتبر ۲۰۲۰




نه برعکس.

اگر بگوییم که ما با استعدادهای خاصی متولد شده‌ایم، شغلی وجود دارد که ما برای آن به دنیا آمده‌ایم یا ما به دنبال چیزی هستیم که با شور و شوق‌مان همخوانی داشته باشد، احساس امنیت به ما دست می‌دهد.

ولی چنین افکاری، مفید نیستند. حقیقت هم ندارند.

یک تحقیق جدید ثابت می‌کند که انتخاب‌های تصادفی، به ترجیحات ما تبدیل می‌شوند و در ادامه، همین ترجیحات به عادات بدل می‌شوند و از ما کسی را می‌سازند که انگار برای عمل به آن عادت‌ها به دنیا آمده‌ایم.

اگر شما در جای دیگری یا در زمان دیگری متولّد شده بودید، شکی نیست که چیزهای دیگری را ترجیح می‌دادید. چیزهایی که ما فکر می‌کنیم به آنها نیاز داریم، همان‌هایی هستند که ما به آنها عادت کرده‌ایم.

اگر شما چیزی را دوست دارید، بخاطر الگوی ذهنی شماست. یعنی احتمالاً اگر بتوانید الگوهای جدیدی را توسعه دهید، قادر خواهید بود چیزهای دیگری را دوست داشته باشید.

خلاصه اینکه اگر ما متعهد شویم به کاری که می‌کنیم عشق بورزیم، احتمال اینکه در آن کار، ذوب شویم و به رضایت برسیم هم بیشتر است. و اگر کارمان تغییر کند، می‌توانیم انتخاب کنیم که به کار جدید هم عشق بورزیم.



➖ ( قسمتی از تحقیق: مردم چنین فرض می‌کنند که در حال انتخاب چیزهایی هستند که دوستش دارند. ولی تحقیقات نشان می‌دهند که گاهی برعکس است. ما چیزهایی را دوست داریم چون آنها را انتخاب کرده‌ایم. و چیزهایی را که انتخاب نکرده‌ایم، دوست‌شان هم نداریم.

من این را انتخاب کرده‌ام، پس باید دوستش داشته باشم و آن یکی را انتخاب نکرده‌ام، پس نباید چیز خوبی باشد.

گویی انتخاب یک چیز، احساس ما را درباره‌ی گزینه‌هایی که داریم، تغییر می‌دهد. یعنی انسان‌ها بصورت ناخودآگاه، انتخاب‌هایشان را توجیه می‌کنند. م)



🍁 مصطفی منبری ۲۵ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾دو نوع وضعیت نامطمئن

◾ست‌گادین ۱۷ اکتبر ۲۰۲۰




وقتی به دنبال این هستیم که جای پایمان محکم باشد، از آنجایی که چنین چیزی وجود ندارد، وضعیت نامطمئنِ ناراحت‌کننده‌ای رخ می‌دهد. این ناراحتی ناشی از نادانی و آرزوهای دور و دراز ما برای عبور از این مرحله و رفتن به مرحله بعدی است.

وضعیت نامطمئن نوع دوم که به درد قایم‌شدن می‌خورد، وضعیت راحت و بی‌دردسری است. ما با قرارگرفتن بین دو چیز، احساس آرامش خوشایندی داریم چون هیچ مسئولیتی را گردن نمی‌گیریم.

شگفتا که دو گروه از افراد متفاوت می‌توانند با دو روش کاملاً متفاوت، هرکدام از این وضعیت‌های نامطمئن را تجربه کنند. تفاوت در وضعیت‌های نامطمئن نیست، این ماییم که متفاوت هستیم.



🍁 مصطفی منبری ۲۶ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩