◾آیا مهمترین مسالهی ما اینست؟
◾ستگادین ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۰
اگر میخواهید مباحثه و مناظرهای راه بیاندازید، راحتترین راه برای داغکردن بحث یا ایجاد حواسپرتی در طرف مقابل، پرداختن به چیزهای دم دستی و موضوعاتی است که به آسانی میتوان دربارهی آنها مناظره و مشاجره کرد. نه چیزهای مهم.
چون طرح مسائل مهم، نیازمند دقت، صبر و درک موضوع است. بحث دربارهی مسائل مهم به فهمیدن اهداف، درک اینکه جهان چگونه کار میکند و همچنین، به احترام متقابل در میانِ طرفینِ مناظره نیاز دارد.
اگر کسی دائماً سرِ صحبت را در مورد مسائل نامربوط، اضطراری و تحریکآمیز باز میکند، این هشدار را به ما میدهد که قرار نیست در مورد مسائل مهم حرفی زده شود.
مسائل مهمی که دقیقاً نیاز داریم تا دربارهشان بحث و تبادل نظر کنیم.
☘️ مصطفی منبری ۲۹ شهریور ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۰
اگر میخواهید مباحثه و مناظرهای راه بیاندازید، راحتترین راه برای داغکردن بحث یا ایجاد حواسپرتی در طرف مقابل، پرداختن به چیزهای دم دستی و موضوعاتی است که به آسانی میتوان دربارهی آنها مناظره و مشاجره کرد. نه چیزهای مهم.
چون طرح مسائل مهم، نیازمند دقت، صبر و درک موضوع است. بحث دربارهی مسائل مهم به فهمیدن اهداف، درک اینکه جهان چگونه کار میکند و همچنین، به احترام متقابل در میانِ طرفینِ مناظره نیاز دارد.
اگر کسی دائماً سرِ صحبت را در مورد مسائل نامربوط، اضطراری و تحریکآمیز باز میکند، این هشدار را به ما میدهد که قرار نیست در مورد مسائل مهم حرفی زده شود.
مسائل مهمی که دقیقاً نیاز داریم تا دربارهشان بحث و تبادل نظر کنیم.
☘️ مصطفی منبری ۲۹ شهریور ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
“Is that the most important thing?”
If you want to have an argument, to raise tempers or to distract, the easiest thing to do is start bringing up things that are easy to argue about. Not the things that are important. Because the im…
◾برویم سروَقت کارهای جادویی
◾ستگادین ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۰
اغلب اوقات، عبارت رایج اینست: وقتشه برگردی سرِ کارِت.
یعنی خلاقیت را متوقف کن، بازی با احتمالات را فراموش کن، از کسب بینش جدید و توجه به الهامات دست بردار و برگرد سر همان کار مشخصی که داشتی.
شاید بهتر است بگوییم: «لازمه که بروم سراغ کارهای جادویی و شگفتانگیز.» چون این همان چیزیست که واقعاً دوست داریم برای ساختنش هزینه کنیم.
☘️ مصطفی منبری ۳۰ شهریور ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۰
اغلب اوقات، عبارت رایج اینست: وقتشه برگردی سرِ کارِت.
یعنی خلاقیت را متوقف کن، بازی با احتمالات را فراموش کن، از کسب بینش جدید و توجه به الهامات دست بردار و برگرد سر همان کار مشخصی که داشتی.
شاید بهتر است بگوییم: «لازمه که بروم سراغ کارهای جادویی و شگفتانگیز.» چون این همان چیزیست که واقعاً دوست داریم برای ساختنش هزینه کنیم.
☘️ مصطفی منبری ۳۰ شهریور ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Time to get back to magic
Most of the time, the phrase is, “it’s time to get back to work.” This means it’s time to stop being creative, stop dancing with possibility, stop acquiring new insights and…
◾گذار از مشتریان نوخواه به گروههای بزرگتر
◾ستگادین ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۰
من قبلاً دربارهی شکاف(chasm)، زیاد نوشتهام.
این اصطلاح دربارهی فاصلهی موجود میان دو گروه از مشتریان است. اقلیتی از مشتریان، نوخواه هستند یعنی برای خرید محصولات جدید و بیسابقه، پیشقدم میشوند. گروه اکثریتی هم وجود دارند که ترجیح میدهند، محصولاتی را بخرند که امتحاناش را پس داده و رایج و کارآمد بوده است.
مشتریان نوخواه میپرسند: «آیا این محصول جدیدی است؟»
اکثریت میپرسند: «آیا این جواب میدهد؟» شاید هم بپرسند: «بقیهی مردم چکار میکنند؟»
خوانندگان قدیمیِ وبلاگ میدانند که من با مشتریان نوخواه کار میکنم.
اقلیت مخاطبان همیشگی، برای تأثیرگذاری، کفایت میکنند و این دیدگاه به من اجازه میدهد که بر روی کسانی تمرکز کنم که قصد دارند روبهجلو حرکت کنند.
اگر به مشتریان نوخواه علاقه نشان دهید، آنها دنیا را پُر میکنند و بدینسان، فاصلهی بین دو گروه از بین میرود. آنهم نه بخاطر تبلیغات فانتزی یا هوشمند، بلکه بواسطهی تبلیغات دهانبهدهان و سخاوتمندانهی افرادی که داوطلبانه این کار را انجام میدهند.
☘️ مصطفی منبری ۳۱ شهریور ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۰
من قبلاً دربارهی شکاف(chasm)، زیاد نوشتهام.
این اصطلاح دربارهی فاصلهی موجود میان دو گروه از مشتریان است. اقلیتی از مشتریان، نوخواه هستند یعنی برای خرید محصولات جدید و بیسابقه، پیشقدم میشوند. گروه اکثریتی هم وجود دارند که ترجیح میدهند، محصولاتی را بخرند که امتحاناش را پس داده و رایج و کارآمد بوده است.
مشتریان نوخواه میپرسند: «آیا این محصول جدیدی است؟»
اکثریت میپرسند: «آیا این جواب میدهد؟» شاید هم بپرسند: «بقیهی مردم چکار میکنند؟»
خوانندگان قدیمیِ وبلاگ میدانند که من با مشتریان نوخواه کار میکنم.
اقلیت مخاطبان همیشگی، برای تأثیرگذاری، کفایت میکنند و این دیدگاه به من اجازه میدهد که بر روی کسانی تمرکز کنم که قصد دارند روبهجلو حرکت کنند.
اگر به مشتریان نوخواه علاقه نشان دهید، آنها دنیا را پُر میکنند و بدینسان، فاصلهی بین دو گروه از بین میرود. آنهم نه بخاطر تبلیغات فانتزی یا هوشمند، بلکه بواسطهی تبلیغات دهانبهدهان و سخاوتمندانهی افرادی که داوطلبانه این کار را انجام میدهند.
☘️ مصطفی منبری ۳۱ شهریور ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Crossing from the early adopters to a larger group
I’ve blogged many times about the chasm. That’s Geoffrey Moore’s term for the gap between the small part of the market populated with people who like to go first, and the larger g…
◾بازی با عقاید
◾ستگادین ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۰
همهی ما به چیزهای متناقضی باور داریم که نه با دنیای واقعی همخوانی دارند و نه میتوان آنها را با دیگران در میان گذاشت. داشتنِ عقاید متناقض، یک ویژگی انسانیت.
چند سوال دربارهی باورهایمان که شاید برای خلق تغییرات دلخواه، کمککننده باشند:
آیا این عقیده، جواب میدهد؟
اگر به چیزی باور دارید که به دردتان میخورد، برای طیِ مسیر در این جهان پرآشوب کمکتان میکند، شما را به آرامش میرساند و به کسی آسیب نمیزند، پس همان کاری که از یک باور انتظار داریم را به نحو احسن انجام میدهد. اغلب، باورها چیزی دربارهی یافتن روابط انسانیاند و راهی برای اینکه جایگاه خودمان را در جهان بشناسیم. باورها بینش پیشگویانهی دقیقی دربارهی اتفاقاتی که رخ خواهند داد نیستند. باورها تقریباً همیشه دربارهی تعلق به یک قبیله(community) و بخشی از چیزی بودن است.
آیا این باور، کمککننده است؟
کسانی که ترافیک هوایی را کنترل میکنند یا هواشناسان، بندت به مسطحبودن زمین باور پیدا میکنند! چون چنین باوری، مانع کاراییشان میشود. اگر باوری دارید که سدِ راه شغل یا سلامتی خودتان یا اطرافیانتان است یا شما را از مشارکت در امور شهروندی ناتوان میکند، ارزشش را دارد تا بررسی کنید که چرا چنین باورهایی در شما پیدا شده است و آیا خودتان تصمیم گرفتهاید این باورها را داشته باشید یا فردی دیگر، طبق یک برنامه و بدون هماهنگی با شما قضیه را پیش میبرد؟
آیا این باور حقیقت دارد؟
حقیقت(true)، مفهومی ابطالپذیر(falsifiable)، قابل تأیید، آزمودنی و قابل پیشبینی است. ابطالپذیری یعنی تا وقتی مصداق خلاف فلان باور پیدا نشود، آن باور، حقیقت محسوب میشود. مثلاً باور به اینکه هیچ قوی نارنجیرنگی وجود ندارد، ابطالپذیر است. چون کافیست که ما یک قوی نارنجیرنگ را پیدا کنیم تا این باور ابطال شود. یک عقیده، لازم نیست از نظر علمی حقیقت داشته باشد، وقتی شواهد موجود باشند، چه بخواهید چه نخواهید این باور، یک باور حقیقی بحساب میآید.
آیا شما احتیاج دارید که این باور، حقیقت داشته باشد؟
بیشترِ کارهایی که ما برای اثبات حقیقیبودن باورهایمان انجام میدهیم، بمنزلهی اتلاف وقت و انرژی است. اگر باوری به شما کمک میکند تا راهتان را در این دنیا بیابید یا حتی بعنوان یک گولزنک(placebo)، مُسکن یا معیار سنجش است، همین کافیست. مسائل زمانی سر بر میآورند که دیگران از باورهای ما برای انگولککردنِ خودمان استفاده میکنند و با اینکار، مانع رسیدن به اهدف یا کمکرسانی به اطرافیانمان میشوند.
چه چیزی میتواند ذهنیت شما را تغییر دهد؟...
🍁 مصطفی منبری ۲ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۰
همهی ما به چیزهای متناقضی باور داریم که نه با دنیای واقعی همخوانی دارند و نه میتوان آنها را با دیگران در میان گذاشت. داشتنِ عقاید متناقض، یک ویژگی انسانیت.
چند سوال دربارهی باورهایمان که شاید برای خلق تغییرات دلخواه، کمککننده باشند:
آیا این عقیده، جواب میدهد؟
اگر به چیزی باور دارید که به دردتان میخورد، برای طیِ مسیر در این جهان پرآشوب کمکتان میکند، شما را به آرامش میرساند و به کسی آسیب نمیزند، پس همان کاری که از یک باور انتظار داریم را به نحو احسن انجام میدهد. اغلب، باورها چیزی دربارهی یافتن روابط انسانیاند و راهی برای اینکه جایگاه خودمان را در جهان بشناسیم. باورها بینش پیشگویانهی دقیقی دربارهی اتفاقاتی که رخ خواهند داد نیستند. باورها تقریباً همیشه دربارهی تعلق به یک قبیله(community) و بخشی از چیزی بودن است.
آیا این باور، کمککننده است؟
کسانی که ترافیک هوایی را کنترل میکنند یا هواشناسان، بندت به مسطحبودن زمین باور پیدا میکنند! چون چنین باوری، مانع کاراییشان میشود. اگر باوری دارید که سدِ راه شغل یا سلامتی خودتان یا اطرافیانتان است یا شما را از مشارکت در امور شهروندی ناتوان میکند، ارزشش را دارد تا بررسی کنید که چرا چنین باورهایی در شما پیدا شده است و آیا خودتان تصمیم گرفتهاید این باورها را داشته باشید یا فردی دیگر، طبق یک برنامه و بدون هماهنگی با شما قضیه را پیش میبرد؟
آیا این باور حقیقت دارد؟
حقیقت(true)، مفهومی ابطالپذیر(falsifiable)، قابل تأیید، آزمودنی و قابل پیشبینی است. ابطالپذیری یعنی تا وقتی مصداق خلاف فلان باور پیدا نشود، آن باور، حقیقت محسوب میشود. مثلاً باور به اینکه هیچ قوی نارنجیرنگی وجود ندارد، ابطالپذیر است. چون کافیست که ما یک قوی نارنجیرنگ را پیدا کنیم تا این باور ابطال شود. یک عقیده، لازم نیست از نظر علمی حقیقت داشته باشد، وقتی شواهد موجود باشند، چه بخواهید چه نخواهید این باور، یک باور حقیقی بحساب میآید.
آیا شما احتیاج دارید که این باور، حقیقت داشته باشد؟
بیشترِ کارهایی که ما برای اثبات حقیقیبودن باورهایمان انجام میدهیم، بمنزلهی اتلاف وقت و انرژی است. اگر باوری به شما کمک میکند تا راهتان را در این دنیا بیابید یا حتی بعنوان یک گولزنک(placebo)، مُسکن یا معیار سنجش است، همین کافیست. مسائل زمانی سر بر میآورند که دیگران از باورهای ما برای انگولککردنِ خودمان استفاده میکنند و با اینکار، مانع رسیدن به اهدف یا کمکرسانی به اطرافیانمان میشوند.
چه چیزی میتواند ذهنیت شما را تغییر دهد؟...
🍁 مصطفی منبری ۲ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Dancing with belief
All of us believe things that might be inconsistent, not based on how the real world actually works or not shared by others. That’s what makes us human. There are some questions we can ask ourselve…
◾️بزودی یعنی چه؟
◾️ستگادین ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۰
وقتی یک مشتریِ گذری(customer) یا یک مشتریِ حرفهای و دائمی(client) میپرسد که فلان پروژه کی به اتمام خواهد رسید، ممکن است با چنین پاسخی مواجه شود: «بزودی»!
پاسخی ناامیدکننده.
چون «بزودی» یعنی: «مطمئن نیستم» یا «نمیخواهم پاسخگو باشم» یا «شما حق پرسش ندارید». این پاسخ به تخریب رابطه، اعتماد و آبرو میانجامد.
بزودی یعنی: از جلوی چشمم دور شو.
بجای این جواب، میتوان بدنبال فهماندن و فهمیدن بود.
اگر مشتری دوبلهپارک کرده است، شاید بهتر است اینگونه پاسخ دهید: لطفاً شماره تلفنتان را به من بدهید. قطعاً درکمتر از ده دقیقه، کار شما را انجام میدهم و با شما تماس میگیرم.
اگر مدیر خدمات پسازفروش(the engagement manager) سعی میکند در اولویتها و وابستگیها تغییراتی ایجاد کند، پاسخِ بهتر عبارتست از اینکه: اگر ما زمان تحویل را به دو یا سه روزِ کاری تقلیل دهیم، کارها آسانتر نمیشود؟
و اگر مشتری، کنجکاو است که چرا چیزی از شما نشنیده یا آیا شرایط، تحت کنترل شماست یا نه، شاید پاسخِ بهتر مثلاً این باشد: محموله برای روز دوشنبه وعدهداده شده است و تا دو هفته تحویل داده خواهد شد.
شاید دقیقاً در آن زمان هم تحویل انجام نشود ولی بازسازیِ اعتماد رخ داده است.
شما بهمراه فروش یک چیز، یک داستان نیز به ما میفروشید تا برای خودمان تعریفش کنیم. داستانی دربارهی رابطهتان با کار و رابطهتان با ما.
🍁 مصطفی منبری ۲ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾️ستگادین ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۰
وقتی یک مشتریِ گذری(customer) یا یک مشتریِ حرفهای و دائمی(client) میپرسد که فلان پروژه کی به اتمام خواهد رسید، ممکن است با چنین پاسخی مواجه شود: «بزودی»!
پاسخی ناامیدکننده.
چون «بزودی» یعنی: «مطمئن نیستم» یا «نمیخواهم پاسخگو باشم» یا «شما حق پرسش ندارید». این پاسخ به تخریب رابطه، اعتماد و آبرو میانجامد.
بزودی یعنی: از جلوی چشمم دور شو.
بجای این جواب، میتوان بدنبال فهماندن و فهمیدن بود.
اگر مشتری دوبلهپارک کرده است، شاید بهتر است اینگونه پاسخ دهید: لطفاً شماره تلفنتان را به من بدهید. قطعاً درکمتر از ده دقیقه، کار شما را انجام میدهم و با شما تماس میگیرم.
اگر مدیر خدمات پسازفروش(the engagement manager) سعی میکند در اولویتها و وابستگیها تغییراتی ایجاد کند، پاسخِ بهتر عبارتست از اینکه: اگر ما زمان تحویل را به دو یا سه روزِ کاری تقلیل دهیم، کارها آسانتر نمیشود؟
و اگر مشتری، کنجکاو است که چرا چیزی از شما نشنیده یا آیا شرایط، تحت کنترل شماست یا نه، شاید پاسخِ بهتر مثلاً این باشد: محموله برای روز دوشنبه وعدهداده شده است و تا دو هفته تحویل داده خواهد شد.
شاید دقیقاً در آن زمان هم تحویل انجام نشود ولی بازسازیِ اعتماد رخ داده است.
شما بهمراه فروش یک چیز، یک داستان نیز به ما میفروشید تا برای خودمان تعریفش کنیم. داستانی دربارهی رابطهتان با کار و رابطهتان با ما.
🍁 مصطفی منبری ۲ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
What does “shortly” mean?
When a client or customer asks when a project is going to be done, an answer offered might be, “soon” or “shortly.” Frustration ensues. It ensues because “shortly,R…
◾چه موقع زمان مناسبی برای حرفزدن دربارهی سیستمهایمان است؟
◾ستگادین ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۰
تیمِ شما با اختلاف کمی عقب افتاده و بازی تقریباً تمام است. برای چنین شرایطی، چه برنامهریزی کردهاید؟
➖ چه موقع زمان مناسبی برای حرفزدن دربارهی سیستم برنامهریزی و تمرینات تیم در مواجهه با چنین شرایطی است؟
کمردرد گرفتهاید و فکر میکنید که برای کاهش درد به عمل جراحی نیاز دارید.
➖ چه موقع زمان مناسبی برای حرفزدن دربارهی تکنیکهای مورد استفادهی روزانهتان هنگام ورزش و دویدن است.
کارمندانتان به طور منظم دیر به سر کار میآیند. چگونه با آنها کنار میآیید؟
➖ چه موقع زمان مناسبی برای حرفزدن دربارهی دیدگاههای شما در مورد نحوهی استخدام و راهبری(Leadership) سیستمتان است؟
تبعیض نژادی و بیعدالتی همه جا را فرا گرفته است.
➖ چه موقع زمان مناسبی برای حرفزدن دربارهی آموزش مداوم گروههاست؟
با برادرتان جر و بحث میکنید. بهترین راه برای برادرتان که متوجه شود حق با شماست، چه راهی است؟
➖ چه موقع زمان مناسبی برای حرفزدن دربارهی روایت و روال نسل اندر نسلِ خانوادگی شماست؟
دانشگاهها و مدارس محلی به واسطهی برگزاری آزمونها دچار بینظمیاند و یادگیری از راه دور، اثربخشی کافی را ندارد...
➖ چه موقع زمان مناسبی برای حرفزدن دربارهی آنست که اصلاً مدارس به چه منظور ایجاد شدهاند؟
نادیده گرفتنِ سیستم، کار راحتی است. ولی واقعیت آنست که ما با این مسائل تاکتیکی مواجه هستیم و کافیست همهی شواهد را ببینیم، عوامل به وجود آورندهشان را مطالعه کنیم و برای اصلاح زیرساختهایی که میتوانند تغییری در اوضاع ایجاد کنند، وقت بگذاریم.
بحران، همهی توجهها را به خود جلب میکند. ما اغلب در بحرانها، حتی وانمود هم نمیکنیم که به سیستمها پایبندیم و انعطافپذیریمان را از دست میدهیم و فقط روی بازگشت به شرایط عادی تمرکز میکنیم. دقیقاً به همین دلیل به آن شرایط، شرایط عادی میگوییم چون برای بازگشت به آن، میجنگیم.
تغییر سیستم، همه چیز را تغییر میدهد و احتمالاً تغییر سیستم در وسط بحران، کمتر جواب میدهد.
🍁 مصطفی منبری ۳ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۰
تیمِ شما با اختلاف کمی عقب افتاده و بازی تقریباً تمام است. برای چنین شرایطی، چه برنامهریزی کردهاید؟
➖ چه موقع زمان مناسبی برای حرفزدن دربارهی سیستم برنامهریزی و تمرینات تیم در مواجهه با چنین شرایطی است؟
کمردرد گرفتهاید و فکر میکنید که برای کاهش درد به عمل جراحی نیاز دارید.
➖ چه موقع زمان مناسبی برای حرفزدن دربارهی تکنیکهای مورد استفادهی روزانهتان هنگام ورزش و دویدن است.
کارمندانتان به طور منظم دیر به سر کار میآیند. چگونه با آنها کنار میآیید؟
➖ چه موقع زمان مناسبی برای حرفزدن دربارهی دیدگاههای شما در مورد نحوهی استخدام و راهبری(Leadership) سیستمتان است؟
تبعیض نژادی و بیعدالتی همه جا را فرا گرفته است.
➖ چه موقع زمان مناسبی برای حرفزدن دربارهی آموزش مداوم گروههاست؟
با برادرتان جر و بحث میکنید. بهترین راه برای برادرتان که متوجه شود حق با شماست، چه راهی است؟
➖ چه موقع زمان مناسبی برای حرفزدن دربارهی روایت و روال نسل اندر نسلِ خانوادگی شماست؟
دانشگاهها و مدارس محلی به واسطهی برگزاری آزمونها دچار بینظمیاند و یادگیری از راه دور، اثربخشی کافی را ندارد...
➖ چه موقع زمان مناسبی برای حرفزدن دربارهی آنست که اصلاً مدارس به چه منظور ایجاد شدهاند؟
نادیده گرفتنِ سیستم، کار راحتی است. ولی واقعیت آنست که ما با این مسائل تاکتیکی مواجه هستیم و کافیست همهی شواهد را ببینیم، عوامل به وجود آورندهشان را مطالعه کنیم و برای اصلاح زیرساختهایی که میتوانند تغییری در اوضاع ایجاد کنند، وقت بگذاریم.
بحران، همهی توجهها را به خود جلب میکند. ما اغلب در بحرانها، حتی وانمود هم نمیکنیم که به سیستمها پایبندیم و انعطافپذیریمان را از دست میدهیم و فقط روی بازگشت به شرایط عادی تمرکز میکنیم. دقیقاً به همین دلیل به آن شرایط، شرایط عادی میگوییم چون برای بازگشت به آن، میجنگیم.
تغییر سیستم، همه چیز را تغییر میدهد و احتمالاً تغییر سیستم در وسط بحران، کمتر جواب میدهد.
🍁 مصطفی منبری ۳ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
When can we talk about our systems?
Your team is down by a few points and the game is almost over. What play should you call? [When can we talk about the system of drafting and training that got your team to this situation in the fir…
◾جادوی بِدهبِستانها
◾ستگادین ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۰
اگر لپتاپ قدرتمندتری بسازید، ناچارید باتری قویتر و درنتیجه سنگینتری هم برای آن در نظر بگیرید.
این یعنی بدهبستان(trade off).
اگر هواپیمای غولپیکری بسازید، این هواپیما قادر نخواهد بود در هر فرودگاهی بنشیند و هزینهی پرواز با آن بالا خواهد رفت، حتی اگر صندلی خالی هم داشته باشید.
نوع دیگری از بدهبستان.
مهندسان خوب در مورد بدهبستانها غر نمیزنند، چون میدانند که همهی هدف ما، تنظیم همین بدهبستانهاست. اگر بدهبستانی وجود نداشت، نیازی به کمک مهندسان نداشتیم. چون مسائل جالبی که ارزش حلکردن داشته باشند هم وجود نداشتند.
ما میتوانیم یاد بگیریم که در عرصه کار و زندگی از این جمله بیشتر استفاده کنیم: «چه خوب! یک بدهبستانِ جالبِ دیگر.»
🍁 مصطفی منبری ۵ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۰
اگر لپتاپ قدرتمندتری بسازید، ناچارید باتری قویتر و درنتیجه سنگینتری هم برای آن در نظر بگیرید.
این یعنی بدهبستان(trade off).
اگر هواپیمای غولپیکری بسازید، این هواپیما قادر نخواهد بود در هر فرودگاهی بنشیند و هزینهی پرواز با آن بالا خواهد رفت، حتی اگر صندلی خالی هم داشته باشید.
نوع دیگری از بدهبستان.
مهندسان خوب در مورد بدهبستانها غر نمیزنند، چون میدانند که همهی هدف ما، تنظیم همین بدهبستانهاست. اگر بدهبستانی وجود نداشت، نیازی به کمک مهندسان نداشتیم. چون مسائل جالبی که ارزش حلکردن داشته باشند هم وجود نداشتند.
ما میتوانیم یاد بگیریم که در عرصه کار و زندگی از این جمله بیشتر استفاده کنیم: «چه خوب! یک بدهبستانِ جالبِ دیگر.»
🍁 مصطفی منبری ۵ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
The magic of trade-offs
If you make a laptop more powerful, the battery life will suffer and it will get heavier too. Trade-offs. If you make a plane bigger, it won’t land at every airport, and it will cost more to …
◾«خب، این یک ایدهی احمقانه است»
◾ستگادین ۱ اکتبر ۲۰۲۰
همانقدر احمقانه که بخواهید از طریق اینترنت، کفش بفروشید. آنهم در صدها سایز مختلف!
همانقدر احمقانه که انتظار داشته باشید مردم قرارهای همسریابیشان را آنلاین ترتیب دهند.
همانقدر احمقانه که دایرةالمعارفی بسازید که هر کسی بتواند آن را ویرایش کند. (ویکیپدیا. م)
شما به ایدهای دست مییابید. خودروی برقی با محدوده ۱۰۰ مایل، همبرگر گیاهی، شیر ساختهشده از جو، دورههای دانشگاهی رایگان و...
تقریباً به طور قطع میتوان گفت که پیشرفت بعدی، چیزی واقعاً احمقانه خواهد بود. یا شاید چیزی صرفاً واضح و تکراری.
🍁 مصطفی منبری ۱۰ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱ اکتبر ۲۰۲۰
همانقدر احمقانه که بخواهید از طریق اینترنت، کفش بفروشید. آنهم در صدها سایز مختلف!
همانقدر احمقانه که انتظار داشته باشید مردم قرارهای همسریابیشان را آنلاین ترتیب دهند.
همانقدر احمقانه که دایرةالمعارفی بسازید که هر کسی بتواند آن را ویرایش کند. (ویکیپدیا. م)
شما به ایدهای دست مییابید. خودروی برقی با محدوده ۱۰۰ مایل، همبرگر گیاهی، شیر ساختهشده از جو، دورههای دانشگاهی رایگان و...
تقریباً به طور قطع میتوان گفت که پیشرفت بعدی، چیزی واقعاً احمقانه خواهد بود. یا شاید چیزی صرفاً واضح و تکراری.
🍁 مصطفی منبری ۱۰ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
“Well, that’s a dumb idea”
As dumb as selling shoes, an item that comes in 100s of sizes, over the internet. As dumb as expecting people to find a date or a spouse online. As dumb as building an encyclopedia that anyone can …
◾پرهیز از وسواس
◾ستگادین ۳ اکتبر ۲۰۲۰
«دقیقاً «این» را میخواهم. باید «این» باشد و چیز دیگری نمیخواهم بشنوم. مگر شما به من باور ندارید؟»
یک مراسم ازدواج با لباس عروسی بینقص، کیک عروسی بینقص و یک داماد بینقص. مهم نیست که خانواده، شرایط اقتصادی و خواستهی ما چیست.
یک کسبوکار بر اساس یک سرمایهگذاری خطرپذیر (Venture capital)، عرضه اولیه و مدل تجاری. اهمیتی ندارد که مخاطبان ما که در حال گرفتن خدمات از ما هستند، قادر به حمایت از این نوع سرمایهگذاریها نیستند.
شروع حرفهی موسیقی در Carnegie Hall ، دریافت بازخوردهای عالی و اجراهای رویایی. مهم نیست که تمرین و سازگاری با آن شرایط، شما را ناخشنود میسازد.
صنعتهایی که ما را برای انجام کارها به روشی خاص، مهیا میکنند، هدفشان، دستیابی به سهولت بیشتر یا سودسازی بیشتر برای خودشان است و سود ما یا اهداف ما برای آنها اهمیتی ندارد.
واقعیت آنست که شما میتوانید به صورت آنلاین، غوغا بپا کنید، بدون اینکه وارد یک سرمایهگذاری خطرپذیر شوید. واقعیت آنست که شما میتوانید بدون برگزاری مراسمی بزرگ، یک ازدواج شاد داشته باشید. واقعیت آنست که شما میتوانید با رضایت کامل، رُمان خودتان را بنویسید، بدون اینکه نیازی به چاپ آن در انتشارات Random House داشته باشید.
میدانم که مدتهاست دارید تلاش میکنید تا خلاف این گفتههای من را ثابت کنید. ولی کاملاً امکانش وجود دارد که راه و هدفی که جهانِ صنعتیشده به شما نشان میدهد، همان راه و هدف واقعی شما نباشد.
به ازای هر نفر که در پی اثبات نادرستی روش افراد شکاک است، صد نفر وجود دارد که گوش میدهند و کاری را که دوست دارند و برایشان مهم است را انجام میدهند و به دنبال ادامهی کارهای قبلی با معیارهای غلط نیستند.
از اول شروع کنیم: مخاطبانی که میخواهید به آنها خدمات ارائه دهید، چه کسانی هستند؟ یک مشارکت و همکاری(contribution) موفق، چه مختصاتی دارد؟
🍁 مصطفی منبری ۱۳ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۳ اکتبر ۲۰۲۰
«دقیقاً «این» را میخواهم. باید «این» باشد و چیز دیگری نمیخواهم بشنوم. مگر شما به من باور ندارید؟»
یک مراسم ازدواج با لباس عروسی بینقص، کیک عروسی بینقص و یک داماد بینقص. مهم نیست که خانواده، شرایط اقتصادی و خواستهی ما چیست.
یک کسبوکار بر اساس یک سرمایهگذاری خطرپذیر (Venture capital)، عرضه اولیه و مدل تجاری. اهمیتی ندارد که مخاطبان ما که در حال گرفتن خدمات از ما هستند، قادر به حمایت از این نوع سرمایهگذاریها نیستند.
شروع حرفهی موسیقی در Carnegie Hall ، دریافت بازخوردهای عالی و اجراهای رویایی. مهم نیست که تمرین و سازگاری با آن شرایط، شما را ناخشنود میسازد.
صنعتهایی که ما را برای انجام کارها به روشی خاص، مهیا میکنند، هدفشان، دستیابی به سهولت بیشتر یا سودسازی بیشتر برای خودشان است و سود ما یا اهداف ما برای آنها اهمیتی ندارد.
واقعیت آنست که شما میتوانید به صورت آنلاین، غوغا بپا کنید، بدون اینکه وارد یک سرمایهگذاری خطرپذیر شوید. واقعیت آنست که شما میتوانید بدون برگزاری مراسمی بزرگ، یک ازدواج شاد داشته باشید. واقعیت آنست که شما میتوانید با رضایت کامل، رُمان خودتان را بنویسید، بدون اینکه نیازی به چاپ آن در انتشارات Random House داشته باشید.
میدانم که مدتهاست دارید تلاش میکنید تا خلاف این گفتههای من را ثابت کنید. ولی کاملاً امکانش وجود دارد که راه و هدفی که جهانِ صنعتیشده به شما نشان میدهد، همان راه و هدف واقعی شما نباشد.
به ازای هر نفر که در پی اثبات نادرستی روش افراد شکاک است، صد نفر وجود دارد که گوش میدهند و کاری را که دوست دارند و برایشان مهم است را انجام میدهند و به دنبال ادامهی کارهای قبلی با معیارهای غلط نیستند.
از اول شروع کنیم: مخاطبانی که میخواهید به آنها خدمات ارائه دهید، چه کسانی هستند؟ یک مشارکت و همکاری(contribution) موفق، چه مختصاتی دارد؟
🍁 مصطفی منبری ۱۳ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Walking away from the idée fixe
“It’s going to be exactly like THIS. It has to be, and I don’t want to hear otherwise. Don’t you believe in me?” The wedding with the perfect dress, the perfect cake, …
◾هوشمندی به چه معناست؟
◾ستگادین ۴ اکتبر ۲۰۲۰
موریانهها و سنجابها موجودات موفقی به حساب میآیند. آنها هزاران سال است که دوام آوردهاند و کارهایی برای زندهماندن انجام میدهند که ما هرگز از آنها سر در نمیآوریم. آنها صاحب غرایز خوبی هستند ولی هوشمند(smart) نیستند. یعنی آن هوشمندی که ما توقعاش را داریم که در یک لیدر یا همکار وجود داشته باشد را ندارند.
شما برای اینکه صاحب چنین هوشمندی باشید، لازم است که با ذهنی باز بیاندیشید. درباره اینکه چگونه کارتان را انجام میدهید. چگونه برای انتخابهایتان تصمیمگیری میکنید و به دنبال چه نوع تغییری در جهان هستید.
برای اینکه شخص هوشمندی باشید، نیازی به تغییر داستانِ جاری، از زیر کار در رفتن یا دروغگفتن نیست. چون اینها جزئی از هوشمندی نیستند.
شما یک جراح قلب هوشمند میخواهید که بتواند برایتان توضیح دهد که چرا این روش عمل جراحی را به جای روشهای دیگر برگزیده است.
این نوع از هوشمندی نیازمند دانشی برتر است. افراد هوشمند میدانند که تاریخ، خودش را تکرار نمیکند ولی رویدادهای همقافیهای پدید میآورد. افراد هوشمند علاقهای به تکرار اشتباهاتی که میتوانند با دانشاندوزی از آنها اجتناب کنند، ندارند.
یک فرد هوشمند علاوه بر اینکه روشها و اهدافش را برای همگان عیان میکند و در مورد روشهایی که جواب میدهند، آگاه و هوشیار است، بیش از همهی اینها، براساس چیزهایی که یاد میگیرد، روشها و اهدافش را نیز تغییر خواهد داد.
به دور و برتان نگاه کنید. اگر ساختمانهایی میبینید که فرو نمیریزند و سیستمهای بهداشت عمومی که کارآمد هستند یا تولیداتی که شما را خوشنود میکنند، اینها محصول کارِ سختِ افراد هوشمند هستند.
🍁 مصطفی منبری ۱۳ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۴ اکتبر ۲۰۲۰
موریانهها و سنجابها موجودات موفقی به حساب میآیند. آنها هزاران سال است که دوام آوردهاند و کارهایی برای زندهماندن انجام میدهند که ما هرگز از آنها سر در نمیآوریم. آنها صاحب غرایز خوبی هستند ولی هوشمند(smart) نیستند. یعنی آن هوشمندی که ما توقعاش را داریم که در یک لیدر یا همکار وجود داشته باشد را ندارند.
شما برای اینکه صاحب چنین هوشمندی باشید، لازم است که با ذهنی باز بیاندیشید. درباره اینکه چگونه کارتان را انجام میدهید. چگونه برای انتخابهایتان تصمیمگیری میکنید و به دنبال چه نوع تغییری در جهان هستید.
برای اینکه شخص هوشمندی باشید، نیازی به تغییر داستانِ جاری، از زیر کار در رفتن یا دروغگفتن نیست. چون اینها جزئی از هوشمندی نیستند.
شما یک جراح قلب هوشمند میخواهید که بتواند برایتان توضیح دهد که چرا این روش عمل جراحی را به جای روشهای دیگر برگزیده است.
این نوع از هوشمندی نیازمند دانشی برتر است. افراد هوشمند میدانند که تاریخ، خودش را تکرار نمیکند ولی رویدادهای همقافیهای پدید میآورد. افراد هوشمند علاقهای به تکرار اشتباهاتی که میتوانند با دانشاندوزی از آنها اجتناب کنند، ندارند.
یک فرد هوشمند علاوه بر اینکه روشها و اهدافش را برای همگان عیان میکند و در مورد روشهایی که جواب میدهند، آگاه و هوشیار است، بیش از همهی اینها، براساس چیزهایی که یاد میگیرد، روشها و اهدافش را نیز تغییر خواهد داد.
به دور و برتان نگاه کنید. اگر ساختمانهایی میبینید که فرو نمیریزند و سیستمهای بهداشت عمومی که کارآمد هستند یا تولیداتی که شما را خوشنود میکنند، اینها محصول کارِ سختِ افراد هوشمند هستند.
🍁 مصطفی منبری ۱۳ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
What does it mean to be smart?
Termites and squirrels are successful. They’ve persisted through millennia, and they do things to survive that we could never figure out. They have good instincts. But they’re not smart…
◾شروع آشنایی سرد و بیروح
◾ستگادین ۸ اکتبر ۲۰۲۰
هرگز کسی در آسانسور، چیزی از شما نمیخرد. یک معرفی کوتاه در مجالِ کمِ جابجاییِ آسانسور بین طبقات، کمکی به ارائهی ایدهتان نمیکند. استعارهی معرفی در آسانسور(the elevator pitch)، به معنای انتخاب مکان نامناسب برای معرفی است.
وقتی حس میکنید که مورد قضاوت قرار گرفتهاید و فقط یک دقیقه برای اولین تاثیرگذاریتان فرصت دارید، تلاش برای توضیح حقیقت در همان مجال کوتاه و بیان نکات ظریفی دربارهی اینکه چه کسی هستید، چه کارهایی کردهاید و قرار است چه کارهایی انجام دهید، کار وسوسهانگیزی است.
ولی این کار به ندرت جواب میدهد.
برای شروع گفتوگو، به جای معرفی کوتاه و سریع خودتان، بهتر است سوال بپرسید. سوالاتی نه دربارهی خودتان بلکه دربارهی طرف مقابل که امیدوارید با او ارتباط برقرار کنید.
اگر شناخت خوبی از طرف مقابل و خواستههای ایشان به دست آورید، کمک زیادی خواهد کرد که متوجه شوید آیا آنها با شما و خواستههای شما همخوانی دارند یا نه. شما این فرصت را پیدا میکنید که به آنها برای یافتن نیازشان کمک کنید مخصوصا اگر نیازمندی آنها شما نباشید!
بله، بیشتر اوقات، با اینکار، احساس طردشدن به ما دست میدهد. در حالی که واقعیت آن است که آنچه رخ داده، چیزی بجز ناسازگاری نیازها، روایتها و خواستههای ما و آنها نیست.
بجای اینکه از همه توقع داشته باشید که شما را کشف کنند، از شما خرید کنند یا شما را استخدام کنند، شاید این ذهنیت که تقریباً هیچکس نمیتواند این کارها را برای شما انجام دهد و درعین حال، خیلی از مردم هستند که احتمالاً شما به طریقی دیگر میتوانید به آنها یاری برسانید، کمککنندهتر باشد.
حتی اگر کمکی که به دیگران میکنید، در حدِ احترامگذاشتن به آنها و بستن دهانتان باشد!
هیچکس دوست ندارد تحت فشار، کاری را انجام دهد.
🍁 مصطفی منبری ۱۸ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۸ اکتبر ۲۰۲۰
هرگز کسی در آسانسور، چیزی از شما نمیخرد. یک معرفی کوتاه در مجالِ کمِ جابجاییِ آسانسور بین طبقات، کمکی به ارائهی ایدهتان نمیکند. استعارهی معرفی در آسانسور(the elevator pitch)، به معنای انتخاب مکان نامناسب برای معرفی است.
وقتی حس میکنید که مورد قضاوت قرار گرفتهاید و فقط یک دقیقه برای اولین تاثیرگذاریتان فرصت دارید، تلاش برای توضیح حقیقت در همان مجال کوتاه و بیان نکات ظریفی دربارهی اینکه چه کسی هستید، چه کارهایی کردهاید و قرار است چه کارهایی انجام دهید، کار وسوسهانگیزی است.
ولی این کار به ندرت جواب میدهد.
برای شروع گفتوگو، به جای معرفی کوتاه و سریع خودتان، بهتر است سوال بپرسید. سوالاتی نه دربارهی خودتان بلکه دربارهی طرف مقابل که امیدوارید با او ارتباط برقرار کنید.
اگر شناخت خوبی از طرف مقابل و خواستههای ایشان به دست آورید، کمک زیادی خواهد کرد که متوجه شوید آیا آنها با شما و خواستههای شما همخوانی دارند یا نه. شما این فرصت را پیدا میکنید که به آنها برای یافتن نیازشان کمک کنید مخصوصا اگر نیازمندی آنها شما نباشید!
بله، بیشتر اوقات، با اینکار، احساس طردشدن به ما دست میدهد. در حالی که واقعیت آن است که آنچه رخ داده، چیزی بجز ناسازگاری نیازها، روایتها و خواستههای ما و آنها نیست.
بجای اینکه از همه توقع داشته باشید که شما را کشف کنند، از شما خرید کنند یا شما را استخدام کنند، شاید این ذهنیت که تقریباً هیچکس نمیتواند این کارها را برای شما انجام دهد و درعین حال، خیلی از مردم هستند که احتمالاً شما به طریقی دیگر میتوانید به آنها یاری برسانید، کمککنندهتر باشد.
حتی اگر کمکی که به دیگران میکنید، در حدِ احترامگذاشتن به آنها و بستن دهانتان باشد!
هیچکس دوست ندارد تحت فشار، کاری را انجام دهد.
🍁 مصطفی منبری ۱۸ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
The cold open
No one ever bought anything on an elevator. The elevator pitch isn’t about selling your idea, because a metaphorical elevator is a lousy place to make a pitch. When you feel like you’re…
◾️شکل و زمینه
◾️ستگادین ۱۱ اکتبر ۲۰۲۰
وقتی با تصاویری که شکل و زمینه درهم تنیده هستند مواجه میشویم، نه تنها دوست نداریم در تشخیصمان اشتباه کنیم، بلکه حتی بیشتر از آن، دوست نداریم که گیج و مبهوت بمانیم.( اصل شکل و زمینه، یکی از اصول گشتالت در مورد ممزوجشدنِ شکل با زمینه است، طوریکه در نگاه اول به سختی از هم قابل تفکیک باشند. م)
ما وقتی با چیز جدیدی روبرو میشویم نیز همین حالت را داریم. یک ثانیه مکث میکنیم تا فکر کنیم و از آن چیز سر در آوریم. سپس بدون معطلی به همان فکرمان میچسبیم.
ولی اگر اشتباه کنیم چه؟
اگر فهم ما از آن چیزِ جدید، بهدردبخور، دقیق یا واقعی نباشد چه؟
اینجاست که تناقض پیش میآید و میان اشتباهکردن و سردرگمی، گیر میافتیم. چون تنها راه جلوگیری از اشتباهکردن، آنست که به چند لحظه گیجشدن و حیرانماندن، تن بدهیم تا از این مرحله به مرحلهی بعد بپریم.
لحظهی جادویی، همان زمانِ کوتاه انتظاری است که قبل از قفلشدن روی فکر جدیدتان سپری میکنید.
اگر هنگام مواجهه با چیزهای جدید، مرحلهی گیج و مبهوتشدن را براحتی بپذیرید، یک گام به سوی عقلانیت برداشتهاید.
🍁 مصطفی منبری ۲۱ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾️ستگادین ۱۱ اکتبر ۲۰۲۰
وقتی با تصاویری که شکل و زمینه درهم تنیده هستند مواجه میشویم، نه تنها دوست نداریم در تشخیصمان اشتباه کنیم، بلکه حتی بیشتر از آن، دوست نداریم که گیج و مبهوت بمانیم.( اصل شکل و زمینه، یکی از اصول گشتالت در مورد ممزوجشدنِ شکل با زمینه است، طوریکه در نگاه اول به سختی از هم قابل تفکیک باشند. م)
ما وقتی با چیز جدیدی روبرو میشویم نیز همین حالت را داریم. یک ثانیه مکث میکنیم تا فکر کنیم و از آن چیز سر در آوریم. سپس بدون معطلی به همان فکرمان میچسبیم.
ولی اگر اشتباه کنیم چه؟
اگر فهم ما از آن چیزِ جدید، بهدردبخور، دقیق یا واقعی نباشد چه؟
اینجاست که تناقض پیش میآید و میان اشتباهکردن و سردرگمی، گیر میافتیم. چون تنها راه جلوگیری از اشتباهکردن، آنست که به چند لحظه گیجشدن و حیرانماندن، تن بدهیم تا از این مرحله به مرحلهی بعد بپریم.
لحظهی جادویی، همان زمانِ کوتاه انتظاری است که قبل از قفلشدن روی فکر جدیدتان سپری میکنید.
اگر هنگام مواجهه با چیزهای جدید، مرحلهی گیج و مبهوتشدن را براحتی بپذیرید، یک گام به سوی عقلانیت برداشتهاید.
🍁 مصطفی منبری ۲۱ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Figure and ground
When does it snap into focus? Because we don’t like to be wrong. And more than that, we don’t like to be confused. So when we encounter something new, we pause for a second until we thi…
◾همیشه غیرمنطقی
◾ستگادین ۱۲ اکتبر ۲۰۲۰
وقتی اطرافیان شما کارهایی میکنند که با عقل جور در نمیآید یا دست به خودتخریبی میزنند، احتمالاً این رفتار، بدلیل حماقتشان نیست.
آنها به احتمال بیشتر، اعتقادی به باورهای شما ندارند، چیزی را که شما میبینید نمیبینند یا خواستههای شما را نمیخواهند. شاید تفاوت در معیارهای اندازهگیری زمان، موقعیت یا هدف است.
اگر امیدی به فهم رفتار و درنهایت، تغییر آن داریم، کلیدش در توجه به داستانهایی است که پشت پردهی رفتار وجود دارد.
زیرا همهمان به انحای مختلف، گهگاهی دست به کارهای غیرمنطقی میزنیم.
🍁 مصطفی منبری ۲۲ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۲ اکتبر ۲۰۲۰
وقتی اطرافیان شما کارهایی میکنند که با عقل جور در نمیآید یا دست به خودتخریبی میزنند، احتمالاً این رفتار، بدلیل حماقتشان نیست.
آنها به احتمال بیشتر، اعتقادی به باورهای شما ندارند، چیزی را که شما میبینید نمیبینند یا خواستههای شما را نمیخواهند. شاید تفاوت در معیارهای اندازهگیری زمان، موقعیت یا هدف است.
اگر امیدی به فهم رفتار و درنهایت، تغییر آن داریم، کلیدش در توجه به داستانهایی است که پشت پردهی رفتار وجود دارد.
زیرا همهمان به انحای مختلف، گهگاهی دست به کارهای غیرمنطقی میزنیم.
🍁 مصطفی منبری ۲۲ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Persistently irrational
When people around you do something that makes no sense or is self-defeating, it might not be because they’re stupid. It’s more likely that they don’t believe what you believe, do…
◾️دو نوع تکانه
◾️ستگادین ۱۵ اکتبر ۲۰۲۰
تکانه(momentum) یک اصل تغییرناپذیر فیزیک است که میگوید: اشیاء متحرک تمایل دارند حرکت یکنواختشان در همان مسیر قبلی را ادامه دهند. ( مگر اینکه نیروی جدیدی به آنها وارد شود. م )
ولی بطور معمول، تکانه بعنوان یک مفهوم ذهنی است که بر اساس عادات ما و دشواریهای موجود در مسیر درک و فهممان و البته انکارهایی که میکنیم، جهت حرکت ما را تغییر میدهد. ما به یک الگو، یک لیدر، یک زندگی کارمندی یا یک پروژه، بیش از آنچه باید، میچسبیم.
رفتاری که مانع از استخدام یک فرد میشود، در مقایسه با رفتاری که به اخراج شدنش میانجامد، مورد ناچیز و بیاهمیتی بحساب میآید. این قضیه در برخی سطوح، منطقی بنظر میرسد. ما تا زمانی که به چیزی متعهد نشدهایم، حواسمان به دور و برمان هست و راحتتر میتوانیم انتخابمان را تغییر دهیم. ولی وقتی از نظر عاطفی به یک عقیده، یک پروژه یا یک فرد متعهد شدیم، تغییر برای ما هزینهی بالایی پیدا میکند که بخشی از آن به خاطر درگیریهای عاطفی است که ما را به اشتباه میاندازد.
ولی اشتباه واقعی اینجاست که بعد از انتخاب مسیر اشتباه اول، آن را با رفتاری پرخطر ادامه میدهیم.
وقتی فهمیدی که در چاه هستی، کندن را متوقف کن.
🍁 مصطفی منبری ۲۴ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾️ستگادین ۱۵ اکتبر ۲۰۲۰
تکانه(momentum) یک اصل تغییرناپذیر فیزیک است که میگوید: اشیاء متحرک تمایل دارند حرکت یکنواختشان در همان مسیر قبلی را ادامه دهند. ( مگر اینکه نیروی جدیدی به آنها وارد شود. م )
ولی بطور معمول، تکانه بعنوان یک مفهوم ذهنی است که بر اساس عادات ما و دشواریهای موجود در مسیر درک و فهممان و البته انکارهایی که میکنیم، جهت حرکت ما را تغییر میدهد. ما به یک الگو، یک لیدر، یک زندگی کارمندی یا یک پروژه، بیش از آنچه باید، میچسبیم.
رفتاری که مانع از استخدام یک فرد میشود، در مقایسه با رفتاری که به اخراج شدنش میانجامد، مورد ناچیز و بیاهمیتی بحساب میآید. این قضیه در برخی سطوح، منطقی بنظر میرسد. ما تا زمانی که به چیزی متعهد نشدهایم، حواسمان به دور و برمان هست و راحتتر میتوانیم انتخابمان را تغییر دهیم. ولی وقتی از نظر عاطفی به یک عقیده، یک پروژه یا یک فرد متعهد شدیم، تغییر برای ما هزینهی بالایی پیدا میکند که بخشی از آن به خاطر درگیریهای عاطفی است که ما را به اشتباه میاندازد.
ولی اشتباه واقعی اینجاست که بعد از انتخاب مسیر اشتباه اول، آن را با رفتاری پرخطر ادامه میدهیم.
وقتی فهمیدی که در چاه هستی، کندن را متوقف کن.
🍁 مصطفی منبری ۲۴ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Two kinds of momentum
There’s the unalterable momentum of physical objects as understood by physics: objects in motion tend to remain that way. A fast-moving baseball hitting your head hurts more than a lobbed one…
◾ما چیزی را که انتخاب کنیم، دوستش داریم
◾ستگادین ۱۶ اکتبر ۲۰۲۰
نه برعکس.
اگر بگوییم که ما با استعدادهای خاصی متولد شدهایم، شغلی وجود دارد که ما برای آن به دنیا آمدهایم یا ما به دنبال چیزی هستیم که با شور و شوقمان همخوانی داشته باشد، احساس امنیت به ما دست میدهد.
ولی چنین افکاری، مفید نیستند. حقیقت هم ندارند.
یک تحقیق جدید ثابت میکند که انتخابهای تصادفی، به ترجیحات ما تبدیل میشوند و در ادامه، همین ترجیحات به عادات بدل میشوند و از ما کسی را میسازند که انگار برای عمل به آن عادتها به دنیا آمدهایم.
اگر شما در جای دیگری یا در زمان دیگری متولّد شده بودید، شکی نیست که چیزهای دیگری را ترجیح میدادید. چیزهایی که ما فکر میکنیم به آنها نیاز داریم، همانهایی هستند که ما به آنها عادت کردهایم.
اگر شما چیزی را دوست دارید، بخاطر الگوی ذهنی شماست. یعنی احتمالاً اگر بتوانید الگوهای جدیدی را توسعه دهید، قادر خواهید بود چیزهای دیگری را دوست داشته باشید.
خلاصه اینکه اگر ما متعهد شویم به کاری که میکنیم عشق بورزیم، احتمال اینکه در آن کار، ذوب شویم و به رضایت برسیم هم بیشتر است. و اگر کارمان تغییر کند، میتوانیم انتخاب کنیم که به کار جدید هم عشق بورزیم.
➖ ( قسمتی از تحقیق: مردم چنین فرض میکنند که در حال انتخاب چیزهایی هستند که دوستش دارند. ولی تحقیقات نشان میدهند که گاهی برعکس است. ما چیزهایی را دوست داریم چون آنها را انتخاب کردهایم. و چیزهایی را که انتخاب نکردهایم، دوستشان هم نداریم.
من این را انتخاب کردهام، پس باید دوستش داشته باشم و آن یکی را انتخاب نکردهام، پس نباید چیز خوبی باشد.
گویی انتخاب یک چیز، احساس ما را دربارهی گزینههایی که داریم، تغییر میدهد. یعنی انسانها بصورت ناخودآگاه، انتخابهایشان را توجیه میکنند. م)
🍁 مصطفی منبری ۲۵ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۶ اکتبر ۲۰۲۰
نه برعکس.
اگر بگوییم که ما با استعدادهای خاصی متولد شدهایم، شغلی وجود دارد که ما برای آن به دنیا آمدهایم یا ما به دنبال چیزی هستیم که با شور و شوقمان همخوانی داشته باشد، احساس امنیت به ما دست میدهد.
ولی چنین افکاری، مفید نیستند. حقیقت هم ندارند.
یک تحقیق جدید ثابت میکند که انتخابهای تصادفی، به ترجیحات ما تبدیل میشوند و در ادامه، همین ترجیحات به عادات بدل میشوند و از ما کسی را میسازند که انگار برای عمل به آن عادتها به دنیا آمدهایم.
اگر شما در جای دیگری یا در زمان دیگری متولّد شده بودید، شکی نیست که چیزهای دیگری را ترجیح میدادید. چیزهایی که ما فکر میکنیم به آنها نیاز داریم، همانهایی هستند که ما به آنها عادت کردهایم.
اگر شما چیزی را دوست دارید، بخاطر الگوی ذهنی شماست. یعنی احتمالاً اگر بتوانید الگوهای جدیدی را توسعه دهید، قادر خواهید بود چیزهای دیگری را دوست داشته باشید.
خلاصه اینکه اگر ما متعهد شویم به کاری که میکنیم عشق بورزیم، احتمال اینکه در آن کار، ذوب شویم و به رضایت برسیم هم بیشتر است. و اگر کارمان تغییر کند، میتوانیم انتخاب کنیم که به کار جدید هم عشق بورزیم.
➖ ( قسمتی از تحقیق: مردم چنین فرض میکنند که در حال انتخاب چیزهایی هستند که دوستش دارند. ولی تحقیقات نشان میدهند که گاهی برعکس است. ما چیزهایی را دوست داریم چون آنها را انتخاب کردهایم. و چیزهایی را که انتخاب نکردهایم، دوستشان هم نداریم.
من این را انتخاب کردهام، پس باید دوستش داشته باشم و آن یکی را انتخاب نکردهام، پس نباید چیز خوبی باشد.
گویی انتخاب یک چیز، احساس ما را دربارهی گزینههایی که داریم، تغییر میدهد. یعنی انسانها بصورت ناخودآگاه، انتخابهایشان را توجیه میکنند. م)
🍁 مصطفی منبری ۲۵ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
We like what we choose
Not the other way around. It feels safer to say that we’re born with talents and gifts, that we have a true calling, that we’re looking for what connects with our passion. That’s …
◾دو نوع وضعیت نامطمئن
◾ستگادین ۱۷ اکتبر ۲۰۲۰
وقتی به دنبال این هستیم که جای پایمان محکم باشد، از آنجایی که چنین چیزی وجود ندارد، وضعیت نامطمئنِ ناراحتکنندهای رخ میدهد. این ناراحتی ناشی از نادانی و آرزوهای دور و دراز ما برای عبور از این مرحله و رفتن به مرحله بعدی است.
وضعیت نامطمئن نوع دوم که به درد قایمشدن میخورد، وضعیت راحت و بیدردسری است. ما با قرارگرفتن بین دو چیز، احساس آرامش خوشایندی داریم چون هیچ مسئولیتی را گردن نمیگیریم.
شگفتا که دو گروه از افراد متفاوت میتوانند با دو روش کاملاً متفاوت، هرکدام از این وضعیتهای نامطمئن را تجربه کنند. تفاوت در وضعیتهای نامطمئن نیست، این ماییم که متفاوت هستیم.
🍁 مصطفی منبری ۲۶ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۷ اکتبر ۲۰۲۰
وقتی به دنبال این هستیم که جای پایمان محکم باشد، از آنجایی که چنین چیزی وجود ندارد، وضعیت نامطمئنِ ناراحتکنندهای رخ میدهد. این ناراحتی ناشی از نادانی و آرزوهای دور و دراز ما برای عبور از این مرحله و رفتن به مرحله بعدی است.
وضعیت نامطمئن نوع دوم که به درد قایمشدن میخورد، وضعیت راحت و بیدردسری است. ما با قرارگرفتن بین دو چیز، احساس آرامش خوشایندی داریم چون هیچ مسئولیتی را گردن نمیگیریم.
شگفتا که دو گروه از افراد متفاوت میتوانند با دو روش کاملاً متفاوت، هرکدام از این وضعیتهای نامطمئن را تجربه کنند. تفاوت در وضعیتهای نامطمئن نیست، این ماییم که متفاوت هستیم.
🍁 مصطفی منبری ۲۶ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Two kinds of limbo
Uncomfortable limbo happens when we’re seeking firm footing and there isn’t any. The discomfort comes from not knowing, from our unlimited desire to get through it to the other side. An…
◾غیر قابل قبول
◾ستگادین ۱۸ اکتبر ۲۰۲۰
کلمهی «غیرقابل قبول»(Unacceptable) معنای خیلی خاصی دارد و قدرت زیادی در پشت این کلمه نهفته است.
اگر رفتار غیرقابل قبولی را قبول کنیم، چیزی را پذیرفتهایم که قبلاً گمان کرده بودیم که سازش و پذیرش درمورد آن، امر بسیار خطیر و مهمی است.
ولی سرنوشتِ دور از انتظارِ غیرقابل قبولها، در نهایت، قابل قبولشدن، پذیرش و عادیشدن است.
🍁 مصطفی منبری ۲۷ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۸ اکتبر ۲۰۲۰
کلمهی «غیرقابل قبول»(Unacceptable) معنای خیلی خاصی دارد و قدرت زیادی در پشت این کلمه نهفته است.
اگر رفتار غیرقابل قبولی را قبول کنیم، چیزی را پذیرفتهایم که قبلاً گمان کرده بودیم که سازش و پذیرش درمورد آن، امر بسیار خطیر و مهمی است.
ولی سرنوشتِ دور از انتظارِ غیرقابل قبولها، در نهایت، قابل قبولشدن، پذیرش و عادیشدن است.
🍁 مصطفی منبری ۲۷ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Unacceptable
The word has a very specific meaning, which is why it’s so powerful. If we accept behavior that’s unacceptable, we’re compromising on something that we thought was too important t…
◾بهتر و ارزانتر
◾ستگادین ۱۹ اکتبر ۲۰۲۰
یک ترکیب کاملاً قدرتمند.
برخی از مشتریان، مجذوب گزینههایی میشوند که سادگی، کیفیت و راحتی در محصولشان را ارائه میدهند. البته تا زمانیکه بقیهی رُقبا، آن محصول را با قیمتی پایینتر ارائه دهند!
محصولی را تصور کنید که هر دو مزیت را باهم دارد...
روش اول از طریق فروش در مقیاس(scale) بزرگ است. خیلی از مردم، مراکز خرید بزرگ را به مغازههای کوچکِ محلی ترجیح میدهند. نه فقط به خاطر ارزانتر بودن اجناس، بلکه بخاطر حق انتخاب بیشتری که دارند. دسترسی به محل پارکِ راحتتر، پیداکردنِ کالاهای کمیاب و دریافت خدمات بهتر. این چطور ممکن میشود؟ این همه خدمات بااهمیت که در مراکز خرید بزرگ به مشتری ارائه میشود، از طریق حجم زیاد خریدی که مشتریان انجام میدهند، جبران میشود.
یک راه دیگر، روش انحصار(proprietary insight) است. اگر یک شرکت، دارای حق امتیاز ویژه یا یک جور انحصار در مراحل تولیدش باشد، اغلب میتواند محصولاتش را سریعتر و ارزانتر به دست مشتری برساند. البته اگر آن شرکت، میانبری به نام حق انحصار نداشت، نمیتوانست رقبای دیگر را کنار بزند.
راه سوم، تلاش سخت(herculean effort) است. این کار بر عهده تیمی از افراد باهوش است که به کارشان اهمیت میدهند و با انجام کار بهتر، از رقبای تنبل خود جلو میافتند.
در اغلب اوقات، احتمالاً شما نتوانید به یکی از این روشها کار کنید. پس بهترین گزینه بعدی، انتخاب است. انتخاب بین اینکه واقعاً بهتر از بقیه باشید(صرفنظر از قیمت) یا اینکه واقعاً ارزانتر از بقیه باشید. ولی این که وانمود کنید هر دو مزیت را دارید، جواب نمیدهد.
انتخابی که میکنید، هزینهی زیادی دارد ولی بیشتر از اینها میارزد.
🍁 مصطفی منبری ۲۹ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۹ اکتبر ۲۰۲۰
یک ترکیب کاملاً قدرتمند.
برخی از مشتریان، مجذوب گزینههایی میشوند که سادگی، کیفیت و راحتی در محصولشان را ارائه میدهند. البته تا زمانیکه بقیهی رُقبا، آن محصول را با قیمتی پایینتر ارائه دهند!
محصولی را تصور کنید که هر دو مزیت را باهم دارد...
روش اول از طریق فروش در مقیاس(scale) بزرگ است. خیلی از مردم، مراکز خرید بزرگ را به مغازههای کوچکِ محلی ترجیح میدهند. نه فقط به خاطر ارزانتر بودن اجناس، بلکه بخاطر حق انتخاب بیشتری که دارند. دسترسی به محل پارکِ راحتتر، پیداکردنِ کالاهای کمیاب و دریافت خدمات بهتر. این چطور ممکن میشود؟ این همه خدمات بااهمیت که در مراکز خرید بزرگ به مشتری ارائه میشود، از طریق حجم زیاد خریدی که مشتریان انجام میدهند، جبران میشود.
یک راه دیگر، روش انحصار(proprietary insight) است. اگر یک شرکت، دارای حق امتیاز ویژه یا یک جور انحصار در مراحل تولیدش باشد، اغلب میتواند محصولاتش را سریعتر و ارزانتر به دست مشتری برساند. البته اگر آن شرکت، میانبری به نام حق انحصار نداشت، نمیتوانست رقبای دیگر را کنار بزند.
راه سوم، تلاش سخت(herculean effort) است. این کار بر عهده تیمی از افراد باهوش است که به کارشان اهمیت میدهند و با انجام کار بهتر، از رقبای تنبل خود جلو میافتند.
در اغلب اوقات، احتمالاً شما نتوانید به یکی از این روشها کار کنید. پس بهترین گزینه بعدی، انتخاب است. انتخاب بین اینکه واقعاً بهتر از بقیه باشید(صرفنظر از قیمت) یا اینکه واقعاً ارزانتر از بقیه باشید. ولی این که وانمود کنید هر دو مزیت را دارید، جواب نمیدهد.
انتخابی که میکنید، هزینهی زیادی دارد ولی بیشتر از اینها میارزد.
🍁 مصطفی منبری ۲۹ مهر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Better and cheaper
That’s a pretty powerful combination. Some customers gravitate toward the option that offers ease, quality and convenience, while others prefer low price. If you can do both… One way we…
◾منظور من این نبود
◾ستگادین ۲۲ اکتبر ۲۰۲۰
اختلاف و عدمتوافق افرادی که با نیت خیر باهم تعامل میکنند، معمولاً با برانگیختهشدن احساسات شروع میشود.
شما میخواستید منظورتان را دربارهی چیزی بیان کنید یا موافقتتان را با چیزی اعلام کنید ولی طرف مقابل، چیز دیگری برداشت کرده است.
همین کافیست که یک مشتری را برای همیشه از دست بدهید. همین کافیست تا یک دعوا آغاز شود. چون نادیدهگرفتنِ برداشت دیگران از حرفهای ما، پلهای برقراریِ ارتباط مجدد را خراب میکند.
پیشرفت وقتی امکانپذیر میشود که ما بتوانیم به سمت بیان جملاتی شبیه اینها برویم: «منظور من از چیزی که شنیدید این نبود. چطور میتوانم آن را تصحیح کنم؟ آیا شما برای اصلاح دوبارهی اوضاع، به من کمک خواهید کرد؟»
اگر ما بتوانیم به صورت ارادی توافق کنیم، یافتنِ مسیر پیشرفت، بسیار آسانتر خواهد شد.
🍁 مصطفی منبری ۲ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۲ اکتبر ۲۰۲۰
اختلاف و عدمتوافق افرادی که با نیت خیر باهم تعامل میکنند، معمولاً با برانگیختهشدن احساسات شروع میشود.
شما میخواستید منظورتان را دربارهی چیزی بیان کنید یا موافقتتان را با چیزی اعلام کنید ولی طرف مقابل، چیز دیگری برداشت کرده است.
همین کافیست که یک مشتری را برای همیشه از دست بدهید. همین کافیست تا یک دعوا آغاز شود. چون نادیدهگرفتنِ برداشت دیگران از حرفهای ما، پلهای برقراریِ ارتباط مجدد را خراب میکند.
پیشرفت وقتی امکانپذیر میشود که ما بتوانیم به سمت بیان جملاتی شبیه اینها برویم: «منظور من از چیزی که شنیدید این نبود. چطور میتوانم آن را تصحیح کنم؟ آیا شما برای اصلاح دوبارهی اوضاع، به من کمک خواهید کرد؟»
اگر ما بتوانیم به صورت ارادی توافق کنیم، یافتنِ مسیر پیشرفت، بسیار آسانتر خواهد شد.
🍁 مصطفی منبری ۲ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
“That’s not what I meant”
Disagreements among people who mean well usually begin with that emotion. You meant to say something or agree to something, but the “other side” didn’t hear it that way. That̵…
◾️کسبوکار بزرگ در مقایسه با کسبوکار کوچک
◾️ستگادین ۲۳ اکتبر ۲۰۲۰
شرکتهای کوچک، تقریباً همهی جنبههای مشاغل را ایجاد میکنند. آنها در نقش شورشیهایی هستند که مُسببان تغییرند.
شرکتهای بزرگ، محور اصلی و تولیدکنندگانِ قابل اطمینانِ کالا و خدمات هستند. مقیاس عملِ شرکتهای بزرگ برای خیلی از ما قابل تصور نیست.
دو دیدگاه غالباً متناقضاند و هر کدام قادر به یادگیری چیزی از آن دیگری.
بیطرفی شبکه(Net neutrality)، بحثی است بین طرفداران آزادی نوآوری در کسبوکارهای کوچک و طرفداران اعمال کنترل توسط کسبوکارهای بزرگ.
اصلاحات در تامین مالی کمپینهای انتخاباتی(Campaign finance)، بحثی است علیه شرکتهای بزرگ و لیدرهایشان دربارهی خرید نتایج انتخابات.
این بحثها همیشه دربارهی مقایسهی سیستم سرمایهداری با بقیهی سیستمها نیستند. بلکه اغلب دربارهی مقایسهی وضعیت موجود با وضعیتی هستند که بعد از این خواهد آمد.
یک کسبوکار کوچک، مساوی با یک کسبوکار بزرگِ رشدنکرده نیست و با آن متفاوت است. یک کسبوکار کوچک، صاحبی دارد که میتواند تصمیمات را بدون برگزاری جلسه بگیرد، به حرف مشتریانش گوش دهد و همواره بالای سر کارش حاضر باشد.
🍁 مصطفی منبری ۳ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾️ستگادین ۲۳ اکتبر ۲۰۲۰
شرکتهای کوچک، تقریباً همهی جنبههای مشاغل را ایجاد میکنند. آنها در نقش شورشیهایی هستند که مُسببان تغییرند.
شرکتهای بزرگ، محور اصلی و تولیدکنندگانِ قابل اطمینانِ کالا و خدمات هستند. مقیاس عملِ شرکتهای بزرگ برای خیلی از ما قابل تصور نیست.
دو دیدگاه غالباً متناقضاند و هر کدام قادر به یادگیری چیزی از آن دیگری.
بیطرفی شبکه(Net neutrality)، بحثی است بین طرفداران آزادی نوآوری در کسبوکارهای کوچک و طرفداران اعمال کنترل توسط کسبوکارهای بزرگ.
اصلاحات در تامین مالی کمپینهای انتخاباتی(Campaign finance)، بحثی است علیه شرکتهای بزرگ و لیدرهایشان دربارهی خرید نتایج انتخابات.
این بحثها همیشه دربارهی مقایسهی سیستم سرمایهداری با بقیهی سیستمها نیستند. بلکه اغلب دربارهی مقایسهی وضعیت موجود با وضعیتی هستند که بعد از این خواهد آمد.
یک کسبوکار کوچک، مساوی با یک کسبوکار بزرگِ رشدنکرده نیست و با آن متفاوت است. یک کسبوکار کوچک، صاحبی دارد که میتواند تصمیمات را بدون برگزاری جلسه بگیرد، به حرف مشتریانش گوش دهد و همواره بالای سر کارش حاضر باشد.
🍁 مصطفی منبری ۳ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Big business vs. small business
Small companies create almost all the jobs. They are the insurgents, the agents of change. Big companies are a backbone, reliable providers of goods and services. Big companies operate at a scale t…
◾️چیزی دربارهی هزینههای هدررفته
◾️ستگادین ۲۴ اکتبر ۲۰۲۰
فردا فرصتی دیگر است.
سی نفر آنجا منتظر راهنمایی شما هستند تا به بهترکردن اوضاع کمک کنید. ولی اگر شما هنوز به پروژهی شکستخوردهی قبلیتان چسبیده باشید، دیگر قادر به نمایش توانمندیهایتان نخواهید بود.
مشتریان گذری(Customers)، شُرکا و مشتریان دائمی و حرفهای(Clients) شما نیازمند صدای شما و محصولاتتان هستند و از جانکندنِ شما برای بیرونآمدن از چالهای که قبلاً برای خودتان کندهاید و حالا به وضعیتی بغرنج تبدیل شده، هیچ نفعی نمیبرند.
تمرکز روی حل مسئلهای که درست پیش روی ماست و اینکه تصمیم بگیرید این مسئله و فقط همین مسئله را به عنوان مسئلهی ما حل کنید، کار آسانی است. ولی هر کاری هزینهای دارد و هزینهی فرصت(Opportunity lost) کاری که میکنید نیز به همان اندازه واقعی است. حتی وقتی توجهی به آن ندارید.
البته اگر در شرایط دشوار، از این شاخه به آن شاخه بپریم، نمیتوانیم مشارکت سازندهای بیافرینیم ولی از آنطرف، وقتی از متوقفکردنِ پروژهای که قبلاً شکست خورده ناتوانیم، خودمان و تواناییهایمان را تحقیر میکنیم.
اتفاقات دیروز در دیروز ماند و تجربهی آن، بصورت یک هدیه و دارایی از خودِ قبلیتان به امروزتان منتقل شده است. اگر خودتان نخواهید، مجبور به یدککشیدنِ شکستهای قبلیتان نیستید.
مطالعهی بیشتر: هزینههای هدررفته(ستگادین)
🍁 مصطفی منبری ۳ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
◾️ستگادین ۲۴ اکتبر ۲۰۲۰
فردا فرصتی دیگر است.
سی نفر آنجا منتظر راهنمایی شما هستند تا به بهترکردن اوضاع کمک کنید. ولی اگر شما هنوز به پروژهی شکستخوردهی قبلیتان چسبیده باشید، دیگر قادر به نمایش توانمندیهایتان نخواهید بود.
مشتریان گذری(Customers)، شُرکا و مشتریان دائمی و حرفهای(Clients) شما نیازمند صدای شما و محصولاتتان هستند و از جانکندنِ شما برای بیرونآمدن از چالهای که قبلاً برای خودتان کندهاید و حالا به وضعیتی بغرنج تبدیل شده، هیچ نفعی نمیبرند.
تمرکز روی حل مسئلهای که درست پیش روی ماست و اینکه تصمیم بگیرید این مسئله و فقط همین مسئله را به عنوان مسئلهی ما حل کنید، کار آسانی است. ولی هر کاری هزینهای دارد و هزینهی فرصت(Opportunity lost) کاری که میکنید نیز به همان اندازه واقعی است. حتی وقتی توجهی به آن ندارید.
البته اگر در شرایط دشوار، از این شاخه به آن شاخه بپریم، نمیتوانیم مشارکت سازندهای بیافرینیم ولی از آنطرف، وقتی از متوقفکردنِ پروژهای که قبلاً شکست خورده ناتوانیم، خودمان و تواناییهایمان را تحقیر میکنیم.
اتفاقات دیروز در دیروز ماند و تجربهی آن، بصورت یک هدیه و دارایی از خودِ قبلیتان به امروزتان منتقل شده است. اگر خودتان نخواهید، مجبور به یدککشیدنِ شکستهای قبلیتان نیستید.
مطالعهی بیشتر: هزینههای هدررفته(ستگادین)
🍁 مصطفی منبری ۳ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
Seth's Blog
The thing about sunk costs
Tomorrow is another opportunity. There are thirty people over there who are just waiting for you to help connect them, lead them or make things better. But if you’re still defending the stuck…