طعم ست‌گادین
774 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
◾دانشمند موفق

◾ست‌گادین ۲۹ اکتبر ۲۰۲۰



روش علمی، قدرتمندترین اختراع بشر تا به امروز است. روش علمی، فقط مختص افرادی با روپوش‌های سفید و آزمایشگاه‌ها نیست. روش علمی، پوشش، خوراک، سلامتی خانواده‌ها، دستاوردهای ما از زندگی و شناخت ما را از جهان، تغییر داده است و همه‌ی این‌ها حاصل فرآیند ساده‌ای شامل فرضیه‌پردازی، آزمایش و توصیف است:

(متاسفانه مدرسه و بقیه‌ی سیستم‌های جهانِ ما، فقط روی یک یا دو مورد که برای انجامِ بهترِ روش علمی مورد نیاز است تمرکز کرده‌اند.)

۱- قوانین، اصول و نتایج پیشین را بدانید. درس بخوانید و در آزمون‌ها نمره‌ی خوب کسب کنید.

۲- تفکری را که در پشت این قوانین است، درک کنید تا بتوانید آنها را عمیق‌تر بفهمید یا حتی این قوانین را تغییر یا توسعه دهید.

۳- آزمایش‌هایی ترتیب دهید که به فکر دیگران نرسیده یا کسی به موفقیت آنها امیدی ندارد. عمداً فرضیه‌های جعلی و ناصحیح مطرح کنید و با این که می‌دانید ممکن است شکست بخورید، آنها را بیازمایید.

۴- نتایج آزمایشات خود را منتشر کنید تا دیگران نیز بتوانند نتایج کارتان را بیازمایند و آن را ارتقاء دهند. کارتان را نمایش دهید. پذیرای اصلاح و ارتقاء باشید.

۵- کاری را که انجام داده‌اید، بوضوح شرح دهید تا قسمتی از اصول و معیارها شود و مورد استفاده‌ی دیگران قرار بگیرد تا وقتیکه با چیزی مفید‌تر جایگزین گردد.

در جهانِ امروزِ ما، معضلات و مباحث طول‌کشیده‌ی خیلی کمی را می‌توان یافت که نتوانیم آنها را سریع‌تر حل‌ کنیم، بشرطی که همه را درگیر حل‌شان کنیم و افراد، با حسن نیت و قدم به قدم دست بکار شوند.

به همین خاطر اگر در پیِ هدایت دیگرانید یا می‌خواهید افکارشان را تغییر دهید، اگر برای بهترکردن اوضاع کار می‌کنید، پس شما یک دانشمند هستید.



🍁 مصطفی منبری ۹ آبان ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾کتاب جدید ست‌گادین: تمرین

◾ست‌گادین ۳ نوامبر ۲۰۲۰




امروز کتاب جدید من به نام تمرین(The Practice: Ship creative work) منتشر می‌شود.

خلاقیت بیش از هر زمانی اهمیت پیدا کرده است. از تک‌تک ما می‌خواهند که خلاق باشیم و به صورت حرفه‌ای، هرموقع که اراده کردیم به افکار نابی دست پیدا کنیم.

ما توییت می‌کنیم، جلسه می‌گذاریم و می‌نویسیم تا ایده‌ها را به اشتراک بگذاریم و با این‌کارها، اغلب در حال مسابقه‌دادن برای یافتن جایگاهمان، تغییر فرهنگ و یک اثرگذاری افتخارآمیز هستیم.

از طرفی، ما را شستشوی مغزی داده‌اند که خلاقیت، یک استعداد مادرزادی است. چیزی مرموز که در دستان افرادی برگزیده است.

ما نمی‌خواهیم که به موضوع خلاقیت از نزدیک نگاه کنیم. چون می‌ترسیم از سرمان بپرد!

چه مزخرفی!

خلاق‌بودن یک انتخاب است.

هیچ جادویی در کار نیست.

خلاقیت یک مهارت است، نه یک استعداد. خلاق‌بودن، قابل یادگیری است. اگر ما به خودمان اعتماد کنیم، می‌توانیم بیشتر از حد تصورمان ظاهر شویم.

بهترین کارایی ما وقتی اتفاق می‌افتد که در مورد یک چیزِ جدید، دست به مشارکت(contribution) می‌زنیم. در مورد چیزی سخاوتمندانه و فراگیر. چیزی که به یک پیشرفت و بهترشدن می‌انجامد.

به نظر می‌رسد که مدت‌هاست درباره‌ی خلاقیت دچار بدفهمی شده‌ایم. خلاقیت فقط برای عده‌ای معدود رزرو نشده است و چیزی نیست که فقط جزو آرزوهای ما باشد یا از آن بترسیم.

خلاقیت مال ماست، به شرطی که برای آن آماده باشیم.




🍁 مصطفی منبری ۱۳ آبان ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
◾کلام اهمیت دارد

◾ست‌گادین ۶ نوامبر۲۰۲۰



هر زمان که حق داریم برای عموم حرف بزنیم، شانس وصل‌کردن (یا فصل‌کردن) پیدا می‌کنیم. می‌توانیم گشایشی در احتمالات بیافرینیم یا همه‌ی درها را ببندیم.

گاهی جواب‌مان را با بقیه به اشتراک می‌گذاریم، چون فکر می‌کنیم جواب همین است و بس. درحالیکه به جای این کار، شاید بهتر بود سوالی فراگیرتر مطرح می‌کردیم.

قطع‌کردنِ حرف دیگران، بامزه نیست، بهانه‌تراشی و شانه‌خالی‌کردن است.

حرفی که گفته‌شد، به سختی جبران می‌شود و ما از این حرف‌ها زیاد می زنیم که ترجیح می‌دادیم اصلاح‌شان کنیم. پس برای خودتان یادداشت کنید: بهتر است کمی در حرف‌زدن ملاحظه کنم و حاضر جواب نباشم.



🍁 مصطفی منبری ۱۷ آبان ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾فامیل‌های دور

◾ست‌گادین ۱۱ نوامبر ۲۰۲۰



باهوش‌بودن(smart)، ارتباط کمی با متقاعدکننده‌بودن(persuasive) دارد.

ولی ما هنوز هم اغلب اوقات فرض می‌کنیم که یکی از این دو، کلیدِ رسیدن به دیگری است.

سال‌های سال، افراد را تعلیم می‌دهیم که در آزمون‌ها خوب عمل کنند، با این باور که خوب‌تست‌زدن، آنها را باهوش‌تر کند.

فرض ما اینست که آنها خودشان به کشف ابزارهای متقاعدسازی که درونشان نهفته است، نائل خواهند شد.

ما اساساً باهوش‌بودن را با متقاعدسازی، یکی فرض کرده‌ایم و فکر می‌کنیم که کاریزما یا فالوورها یا تاثیرگذاری، مفاهیمی هم‌ردیف با بینش، آینده‌نگری و یادگیری هستند.

خبر خوب اینست که متقاعد‌سازی و اقناع مخاطب، یک مهارت است. اگر باهوش هستید، همه ما از تلاشی که صرفِ یافتن راهی برای لیدر‌شدن می‌کنید هم سود خواهیم برد.



🍁 مصطفی منبری ۲۱ آبان ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾️موهبتی به نام نتایج

◾️ست‌گادین ۱۲ نوامبر ۲۰۲۰



وقتی Ignaz Semmelweis، آماری پیشگامانه از نجاتِ جانِ زنانِ بی‌شماری ارائه داد، پزشکانِ همکارش، از باور به او امتناع ورزیدند. آنها کار او را نادیده گرفتند. دستهایشان را نشستند و ۲۰ سالِ دیگر به همین منوال گذشت تا اینکه دیدگاه‌های دکتر «زملوایس» درباره‌ی نحوه‌ی گسترش بیماری پذیرفته شد.

اینک ما در جهانی زندگی می‌کنیم که پرشتاب‌تر و رقابتی‌تر از زمان اوست.

زمانیکه Jethro Tull، درباره‌ی تناوب زراعی نوشت، خیلی از کشاورزان به همان روش‌های قدیمی‌شان ادامه دادند. با اینحال، در طول زمان، میزان بازده تولیدات کشاورزی که دروغ نمی‌گویند. لازم نیست شما از ایده‌ای خوشتان بیاید ولی می‌توانید مشاهده کنید که آن ایده جواب می‌دهد.

«نتایج»، آشکار می‌شوند. آنها براحتی دیده‌می‌شوند. براحتی اندازه‌گیری می‌شوند و باقی می‌مانند.

پُل‌ها یا فرو می‌ریزند یا دوام می‌آورند. بازار سهام یا رشد می‌کند یا سقوط می‌کند.

ما می‌توانیم «نتایج» را یا بعنوان تهدید و یا فرصت بنگریم. بستگی دارد که در حالِ دفاع از وضع مبهم موجود باشیم یا به دنبال بهترکردن اوضاع.

«نتایج»، اهمیتی به توضیحات ما نمی‌دهند. اگر قصد پیشرفت داریم، به توضیحات مفیدی نیازمندیم. چون انکارِ «نتایج»، تغییری در آنها ایجاد نمی‌کند.

همگام با انباشته‌شدن بیش از پیش جهان با «نتایج»، روایات و تفاسیر شخصی از نحوه‌ی عملکرد جهان نیز روی هم تلنبار می‌شوند. مخصوصاً در زمان‌های تغییر و ظهور عواقب منفی، این وضعیت می‌تواند بسیار پریشان‌کننده و غم‌انگیز باشد.

ما هر کدام، روایت خودمان را داریم که مُعرِف ما و داستانی است که برای خودمان تعریف می‌کنیم.

باورها قدرتمند هستند. آنها شخصی‌اند و می‌توانند تاثیر چشمگیری در تعامل ما با خویشتن و دیگران داشته باشند. ولی «نتایج»، جهانی(universal) و قابل مشاهده‌اند. برای «نتایج» اهمیتی ندارد که ما چقدر تمایل داریم آنها را از جلوی دید‌مان کنار بزنیم. آنها همان‌جا باقی می‌مانند.

وقتی افراد در این‌باره حرف می‌زنند که مدرن‌شدن، انسانیت را تغییر داده است، اغلب از تأثیر اساسی «نتایج» غافل‌اند. امروزه محیط‌های رقابتی، «نتایج» بیشتری را با سرعتی زیادتر به بار می‌آورند که خودِ این «نتایج» نیز در طول زمان در هم می‌آمیزند.

ما هنوز به یک روایت(narrative) نیاز داریم. و هنوز هم به دیدگاه منحصربه‌فرد خویش محتاجیم. اما در قرنی که گذشت، ما می‌بایست به سیستم‌هایی که «نتایج» را خلق می‌کنند، توجه بیشتر و بیشتری معطوف می‌داشتیم. واقعیت مشترک‌مان، همین را می‌طلبد.




🍁 مصطفی منبری ۲۲ آبان ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾اگه‌دیگه‌های شما کجاست؟

◾ست‌گادین ۱۴ نوامبر ۲۰۲۰



همه‌ی ما از این اگه‌دیگه‌ها داریم.

اگه فلان بشه، دیگه بهمان کار رو انجام خواهم داد.

اگه این شرایط حساس کنونی برطرف بشه، دیگه استراحت خواهم کرد.

اگه با این مشتری معامله جوش بخوره، دیگه روی آموزش خودم سرمایه‌گذاری خواهم کرد.

اگه اینو تموم کنیم، دیگه روی اون تمرکز خواهیم کرد.

اغلب مواقع این اگه‌دیگه‌ها بهانه‌ای بیش نیستند. نتیجه، تخریب اعتماد و بدتر از آن، به تعویق انداختنِ آینده‌ای است که دوست داشتیم زندگی‌مان را در آن سپری کنیم.

اگه‌دیگه‌هایتان را جدی بگیرید. همیشه آینده زودتر از آنچه انتظارش را داریم فرا می‌رسد.



🍁 مصطفی منبری ۲۴ آبان ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾اگر آسان بود...

◾ست‌گادین ۱۵ نوامبر ۲۰۲۰



در اینصورت برای همه آسان بود. همین باعث می‌شد که بسختی بتوان کار مهمی در آن مورد کرد، کاری چشمگیر، کاری که همه دربه‌در بدنبالش بگردند.

احتمالاً ظهور مشکلات و دشواری‌ها، خبر بسیار خوبی باشد. چون ممکن است که آن دشواری‌ها، کسانی را که حاضر نیستند به اندازه‌ی شما خودشان را وقف حل آن مشکلات کنند، از مسیر کنار بزند.

جستجوی قسمت‌های سختِ کار، پاداش خودش را هم دارد.



🍁مصطفی منبری ۲۵ آبان ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾اقیانوس از قطره‌ها ساخته شده است

◾ست‌گادین ۱۸ نوامبر ۲۰۲۰



گفتن‌ جمله‌ی فوق، آسان ولی تصورش سخت است.

ما حتی نمی‌توانیم قطرات جمع‌شده در یک چاله را بشماریم.

قطره‌بودن باید کار دشواری باشد.

با اینحال...

اقیانوس از چه چیز دیگری می‌تواند ساخته شود؟



🍁 مصطفی منبری ۲۸ آبان ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾استحقاق محکوم به شکست است

◾ست‌گادین ۱۹ نوامبر ۲۰۲۰



این دیدگاه که «این حق من است»، شانس شما را برای بدست‌آوردن خواسته‌هایتان افزایش نخواهد داد.

و لذت چیزهایی که بدست می‌آورید را هم از بین می‌برد.

نتیجه‌ هرچه باشد، برد یا باخت، شمایید که می‌بازید.



🍁 مصطفی منبری ۳۰ آبان ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾؛Qarrtsiluni

◾ست‌گادین ۲۱ نوامبر ۲۰۲۰



معنای این واژه در زبان اسکیموها عبارتست از «باهم‌نشستن در تاریکی و سکوت، و انتظار برای رخ‌دادنِ چیزی خلاقانه یا مهم.»

البته که این کار جواب می‌دهد.

تنها قسمتِ سختش، انجام‌دادن آنست.

درحالیکه ما چنان پُرمشغله و غرق در سر و صدا هستیم که این عمل را برای پنهان‌شدن از انجام کار مهمی که درست جلوی روی ماست، بکار می‌بریم.




🍁 مصطفی منبری ۱ آذر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾آیا در حالِ وقت‌کُشی هستید؟

◾ست‌گادین۲۲ نوامبر ۲۰۲۰



من چند پلاک چوبی دارم که کلمات بالا روی آنها حک شده است.

و البته در اغلب موارد، جواب سوال بالا مثبت است.

اگر شما در یک تأخیر غیرقابل اجتناب، معطل شده‌اید، این وقت‌کشی نیست.

اگر مشغول بهبود اوضاع هستید، طوری که مشتری هم متوجه این بهتر‌شدن خواهد شد، شما وقت‌کشی نمی‌کنید.

اگر فاصله‌ی بین دو کار، برایتان لذت‌بخش است و باعث تقویت‌تان می‌شود، این وقت‌کشی نیست.

ولی...

اگر شما عقب‌نشینی کرده‌اید و دنبال یک «چرا» می‌گردید و حتی پاسخ را با یک چرای دیگر جایگزین می‌کنید، پس احتمالاً در حال وقت‌کشی هستید.



🍁 مصطفی منبری ۲ آذر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾امروز روز جهانی بکاپ است

◾ست‌گادین ۲۳ نوامبر ۲۰۲۰




گوگل دوست شما نیست، یک ابزار است.

از متوقف‌شدنِ برنامه گوگل‌ریدر، ۲۷۰۲ روز می‌گذرد و مردم هنوز هم آن سرویس را به خاطر می‌آورند.

در نظر داشته باشید که گوگل می‌تواند همه‌ی خدماتش را برای شما متوقف کند و منابع شما را بی‌بروبرگرد ناپدید کند و همه‌ی اطلاعات‌تان، عکس‌ها، قرارهای تقویمی، ایمیل‌ها و ... از بین بروند.

ولی...

شما می‌توانید از اطلاعات‌تان بکاپ(back up) بگیرید. این کار را همین امروز انجام دهید.

به این صفحه بروید و فرایند رایگان بکاپ را شروع کنید. با این امید که هرگز به بکاپ‌هایتان احتیاج پیدا نکنید. تنها با فشردن چند دکمه، اطلاعات شما به صورت اتوماتیک در یک سرویس ابری نیز ذخیره می‌شود. ارزشش را دارد.

اینترنت ذاتاً طراحی شده بود تا یک ماشین انعطاف‌پذیر باشد و خودش بتواند ایراداتش را برطرف کند و روی موانع، کار کند. شالوده‌ی اصلی اینترنت بر توزیع گسترده و همکاری شبکه‌ای بنا نهاده شده بود. چون یک سیستم باز بود.

ولی از وقتی احتکار اطلاعات، دستکاری اطلاعات و استفاده از اطلاعات برای پول‌درآوردن باب شد، آن اینترنت اورجینال، سقوط کرد.

سیستم‌های انعطاف‌پذیر(resilient)، اجباری به انحصاری‌شدن‌(monopoly) ندارند. در واقع بهتر است به آن سمت نروند.

بکاپ‌گیری از اطلاعات‌تان را فراموش نکنید.



🍁 مصطفی منبری ۳آذر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾️فیلترکردن ناخودآگاه

◾️ست‌گادین ۲۴ نوامبر ۲۰۲۰



کاملاً امکانش وجود دارد که باور داشته باشید، ایده‌هایتان از منبعی به شما الهام می‌شوند و به سادگی در شغل‌تان هویدا می‌گردند.

و همچنین باور داشته باشید که افراد موفق، آدم‌های خوش‌شانسی هستند که منبع الهام‌بخش آنها، مدام ایده‌های مفید و قدرتمند برایشان تولید می‌کند.

مطمئن نیستم که افراد موفق این کار را بکنند.

همه‌ی ما به منبع بیکرانی از ایده‌ها، افکار و آگاهی‌ها دسترسی داریم.

افراد موفق، اغلب بی‌آنکه خودشان هم بفهمند(ناخودآگاه)، ایده‌هایی را که احتمال جواب‌دادن‌شان کمتر است، نادیده می‌گیرند و به جای آن، بر روی پروژه‌هایی تمرکز می‌کنند که به احتمال بیشتری به پیشرفت عملیات می‌انجامند.

امکانِ بهتر‌شدن در این نوع فیلتر‌کردن ناخودآگاه وجود دارد. اگر با صدای بلند [ایده‌هایی را که کنار می‌گذارید] اعلام کنید، عوامل مورد نظرتان را بنویسید یا دیدگاه‌تان را برای فرد دیگری توضیح دهید، توان فیلترکردن ناخودآگاهتان، تقویت می‌شود.

غریزه(ناخودآگاه)، چیز فوق‌العاده‌ای است. وقتی روی ناخودآگاهتان کار کنید، حتی بهتر هم می‌شود.



🍁مصطفی منبری ۴ آذر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
#Medium

◾️وسواس ما به متخصص، دست و پایمان را بسته است

◾️ست‌گادین ۱۰ نوامبر ۲۰۲۰


شما برای خلق یک کار مفید، نیازی به گواهینامه و مدرک ندارید.

موارد زیادی وجود دارند که نیاز به گواهینامه و مدرک در آنها امری اساسی است. هیچ‌کس یک جراح زانو که مهارتش را با دیدن ویدیوهای یوتیوب آموخته، نمی‌خواهد.

ولی شما برای حرف‌زدن، حل یک مساله‌ی جالب یا لیدرشدن، به اجازه‌ی کسی نیاز ندارید. شما برای نوشتن یک شعر یا قبول یک مسوولیت هم نیاز به مدرک ندارید.

شما برای خلق یک کار مفید، نیازی به کارشناس و متخصص ندارید.

سیستم تخصص‌گرای مدرن، برای تداوم ثبات در خروجیِ جهانِ صنعتی‌شده‌ی ما طراحی شده بود ولی در طول زمان به سدِ راه بدل شد. ما با اتکاء به گواهینامه‌ها و مدارکی که به کارشناسان اعطاء می‌کنیم، از سرعتِ حرکتِ بقیه‌ی افراد که می‌توانند با تلاش، تغییری در اوضاع به وجود آورند می‌کاهیم.

به لیدرهای مختلف که بیشترین احترام شما را جلب می‌کنند فکر کنید. چه چیز آنها را به این جایگاه رسانده است؟ مدرک؟ یا دست به کارشدن برای انجام کارها؟

◾نفرینی به نام نهادها:

افسانه‌ای وجود دارد که می‌گوید منظور از «دانشگاه مشهور» همان «دانشگاه خوب» است. ولی هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد، کیفیت آموزش به شهرت یک نهاد بستگی دارد. دانشگاه‌های مشهور روی مفهوم کمیاب‌بودن متکی هستند. ما فکر می‌کنیم که چون ورود به این دانشگاه کار سختی است، پس مدرک آن نیز ارزش بیشتری دارد.

مشارکت و باور ماست که برای آنها شهرت می‌سازد. در عوض، می‌توانیم یک مدرک از دانشگاه مشهور را به عنوان نمادی از یک وضعیت ببینیم.

آنها مشهورند فقط به این دلیل که ما می‌خواهیم آنها مشهور باشند. ما می‌خواهیم که آنها مشهور باشند چون جامعه‌ی ما ارزش فراوانی برای مدرک‌ها و گواهینامه‌ها نسبت به توانمندی‌ها قائل است.

از همان کودکی به افراد بسیار موفق آموزش داده می‌شود که فکر مستقل را قربانیِ یک رتبه‌ی خوب کنند. به ما آموزش داده شده است که اگر سازگار و مطیع بمانیم، پاداش آن، انتخاب‌شدنِ ما خواهد بود. بزرگترین پاداش برای خیلی از کودکان، انتخاب‌شدن در یک دانشگاه مشهور است.

جامعه‌ی ما وسواس به متخصص دارد و به افراد بسیار موفق و برجسته آموخته است که موفقیت یعنی تأییدشدن توسط یک مقام بیرونی. متأسفانه این دیدگاه، اعتمادبه‌نفس شما را تضعیف می‌کند و جای بی‌دردسری برای پنهان‌شدن از بروز توانایی‌های بالقوه‌تان ایجاد می‌شود.

فارغ از این‌ها، اگر شما انتخاب نشوید، جانتان را رهانده‌اید و اگر از همان اول، قصد ورود به دانشگاه و کسب مدرک را نداشته باشید، زحمت ردشدن را هم ندارید. چون از قبل، خودتان خودتان را رد کرده‌اید.

◾یک طرز فکر بهتر درباره‌ی گواهینامه‌ها:

در رُمان «جادوگر شهر آز»، وقتی جادوگر گواهینامه‌ی مترسک را به او اعطاء می‌کند، هیچ چیزی که مترسک، آن را از قبل نداشته باشد به او اعطاء نمی‌شود. آن تکه‌کاغذ، یک گواهینامه‌ی بیرونیِ غیرضروری بود که به مترسک کمک کرد تا اعتماد به نفس‌اش را بازیابد. چیزی که شاید خودش هم می‌توانست بدون گواهینامه، آن را به دست آورد. او چیزی را لازم داشت که از قبل در وجودش بود.

آیا رَدکردن تخصص‌گرایی، درها را به روی متخصصان قلابی باز نمی‌کند؟ اگر نیازی به گواهینامه نباشد، اگر هر کسی را صاحب صلاحیت، شایستگی و توانمندی بدانیم، آیا پای افراد کلاهبردار را به عرصه‌ی کارهای مهم باز نمی‌کنیم؟

من فکر می‌کنم خلاف این قضیه صادق باشد. مدرک‌گرایی باعث شده است که اشتباهاً به کسی که فلان مدرک را دارد، به عنوان یک متخصص واقعی اعتماد کنیم.

این واقعیت که شما صاحب یک مدرک هستید، به این معنا نیست که شما صاحب بصیرت، تجربه یا قابلیت هم هستید. شما تکه‌کاغذی را به دست آورده‌اید ولی این به آن معنا نیست که واقعاً دل در گرو آن کار دارید.

امروزه عملکردها بیشتر از قبل اهمیت دارند. ما می‌توانیم کار شما را ببینیم، کلمات شما را بشنویم و منظور شما را بفهمیم.

امروزه ما می‌توانیم در ورای مدرک و گواهینامه، اثربخشیِ شما را مشاهده کنیم.

ما می‌توانیم بدنه‌ای از کار خلق کنیم و جامعه‌ای بسازیم که توانِ اثربخشی ما را درک کند.

من شما را به کلاهبرداری یا پیروی از کسی تشویق نمی‌کنم. ولی ما همگی باید از فرصتِ به دست‌آمده جهت همکاری در یک فرآیند طولانی‌مدت، برای کسب تخصص واقعی که در خدمت ایجاد تغییر باشد، استفاده کنیم.



🍁 مصطفی منبری ۵ آذر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾پاسخ‌های متناقض به سوالات واضح

◾ست‌گادین ۲۷ نوامبر ۲۰۲۰



از اینجاست که شما می‌فهمید سوالات، چندان هم واضح نبودند.

وقتی افرادی باهوش و قابل اعتماد بر سرِ پاسخِ یک سوال باهمدیگر مخالفت می‌کنند، شما سوالی یافته‌اید که ارزش پی‌گیری و بحث را دارد.



🍁 مصطفی منبری ۷ آذر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
◾تشخیص انحصار

◾ست‌گادین ۳۰ نوامبر ۲۰۲۰



لیدرها در شرکت‌های مدرن، منطقی و روشنفکر، باهوشمندی از خودشان می‌پرسند: چگونه می‌توانیم اوضاع را برای مشتریان‌مان بهتر کنیم؟

آنها می‌دانند که این قدم ساده می‌تواند وفاداری، تبلیغات دهان‌به‌دهان و مشتریان بیشتری را برایشان ایجاد کند.

شرکت‌های انحصاری از خود می‌پرسند: چگونه می‌توانیم اوضاع را برای خودمان بهتر کنیم؟




🍁 مصطفی منبری ۱۰ آذر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾؛Shopping همان خرید نیست

◾ست‌گادین ۱ دسامبر ۲۰۲۰




تقریباً همه‌ی افراد بالای پانزده‌ سال، در هرجایی از دنیا، به طریقی با بازار سروکار دارند. ما به چیزهایی نیاز پیدا می‌کنیم و آنها را می‌خریم(buy).

ولی اسم این کار، shopping نیست.

؛shopping تجسم چیزی است که شاید آن را بخواهید. معاوضه‌ی هیجان‌انگیز و درعین حال پُرخطرِ پول با چیزی که قبلا هرگز آن را نخریده‌اید. ممکن است بهتر از چیزی باشد که انتظارش را داشتید، شاید هم نباشد.

در برخی جوامع، shopping کاری بسیار غریب و پُرخطر بحساب می‌آید و بهمین دلیلِ ساده اتفاق نمی‌افتد.

؛shopping یک فعالیت فرهنگی با شیوه‌ها و دیدگاه‌های گوناگون است و بسته به اینکه شما چه کسی هستید و کجا زندگی می‌کنید، می‌تواند متفاوت باشد.

؛shopping موادی شیمیایی در مغز ما آزاد می‌کند. در خیلی از موارد، مخصوصاً درمورد کالاهای لوکس. درواقع ما برای رسیدن به این تغییر عاطفی است که پول خرج می‌کنیم، نه برای چیزی که می‌خریم.

صنایع چند‌تریلیون‌دلاری که برپایه‌ی shopping بعنوان یک فعالیت ورزشی(sport) بنا شده‌اند، پدیده‌های نسبتاً جدیدی هستند ولی آنقدر دوروبر ما را گرفته‌اند که خیال می‌کنیم همیشه همین‌طور بوده است.

پول یک داستان ساختگی است. شاید داستان ذهنی شما درباره‌ی پول با داستان دیگران متفاوت باشد. رابطه‌ی ما با قرض، پس‌انداز و درآمدسازی با پول، ترکیبی غیرعادی است.

کارت‌ اعتباری بجای اینکه عامل سهولت و فایده برای مشتری باشد، در مورد خیلی از افراد، به یک تله تبدیل شده است.

علاقه به کارت‌های هدیه، فروش وسایل شخصی و تلنبار‌کردن کالا در انبارهایمان، نشان از تعهد چندلایه‌ی ما به موضوع shopping است.

برای بسیاری از مردم، shopping در مقادیر کم، می‌تواند خوشحال‌کننده باشد. ولی همیشه این‌طور نیست.

احتمالاً وسایل و کالاهای بیشتر، نمی‌توانند جای چیزهایی را بگیرند که واقعاً به آنها نیاز داریم.




🍁 مصطفی منبری ۱۱ آذر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾درکِ خودِ اتوماتیک

◾ست‌گادین ۲ دسامبر ۲۰۲۰



چگونه می‌شود که کاری را انجام می‌دهید، بدون اینکه به چگونه انجام‌دادنِ آن فکر کنید؟ و با اینکه کسی شما را تماشا نمی‌کند، شما فقط کارتان را انجام می‌دهید.

این همان خودِ اتوماتیک(ماشینی) است. بی‌هیچ داستان‌پردازی و گمانه‌زنی.

حالا سوال واقعی اینجاست:

آیا خودِ اتوماتیکِ شما از وقتی کودک بوده‌اید، تغییری هم کرده است؟

اگر بله، (و من امیدوارم که این‌طور باشد) پس کاملاً ثابت می‌شود که خودِ اتوماتیک، چیزی سخت‌افزاری و پایدار نیست.

در واقع با تمرین، قابل تغییر است. چون یک مهارت است.

ما می‌توانیم یاد بگیریم که نسخه‌ی صحیح و قابل اعتمادی از خودمان شویم که دوست داریم با آن زندگی کنیم.

این نیازمند عادات، یادگیری و گرفتن بازخورد است. و تعهد و پشتکار برای تبدیل‌شدن به نسخه‌ی بهتری از خودمان.



🍁 مصطفی منبری ۱۲ آذر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾تعمیم‌دادن‌ها جواب می‌دهند(تا وقتی که از کار بیافتند)

◾ست‌گادین ۳ دسامبر ۲۰۲۰



برخلاف پدیده‌های طبیعی مثل گردش سیارات و ساختارهای زمین‌شناسی، هیچ قانون ثابت و بی‌نقصی برای رفتارهای انسانی وجود ندارد.

اگر ما در مورد گروه‌های انسانی حرف می‌زنیم، اگر ما تعلیم می‌دهیم، راهبری می‌کنیم یا سعی می‌کنیم رفتارِ آینده را پیش‌بینی کنیم(که هر سه‌ی این موارد با هم مرتبط هستند)، پس ما در حال تعمیم‌دادن(generalisation) هستیم.

و شاید این بخاطر آنست که ما آن رفتار را درک نمی‌کنیم یا بوضوح نمی‌دانیم که ما انسان‌ها چه کسی هستیم.

«عموماً در خیلی از مواقع، اکثر بچه‌های مهدکودک، اگر در مدت یک‌روز طولانی، چُرت نزنند، دچار مشکل می‌شوند.»

جمله‌ی فوق، دقیقاً به این معنا نیست که «همه‌ی بچه‌ها به چرت‌زدن نیاز دارند.»

تعمیم‌دادن‌های مفید، برای تعاملات سازنده و راهبری‌های کُلی(generous leadership)، ضروری‌اند.

بدون تعمیم‌دادن، تقریباً شروع یک خدمت‌رسانی به مردم، غیرممکن است.

ولی باید مواظب تله باشید.

اگر ما برای مدت‌های طولانی به تعمیم‌های خودمان بچسبیم یا به مطلق‌بودن‌شان اصرار بورزیم یا در پیگیریِ استثنائاتی که در هر تعمیم‌دادنی وجود دارند، قصور کنیم، افرادی را که نیاز به دیده‌شدن دارند، از قلم می‌اندازیم و این خیانتی است به کل کاری که از ابتدا قصد انجامش را داشتیم.

ما کارمان را با یک بازار یا یک مخاطب شروع می‌کنیم ولی در نهایت به «فرد»(individual) خدمت می‌کنیم.



🍁 مصطفی منبری ۱۴ آذر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾محافظت از تجربه‌ی کاربری

◾ست‌گادین ۴ دسامبر ۲۰۲۰




وقتی یک کسب‌وکار کوچک، تجربه‌ی کاربریِ خیلی بدی ارائه دهد، کسی که مسئول آنست، سریع درباره‌ی آن یاد می‌گیرد.

چون مشتریان‌شان آنها را رها می‌کنند، مخاطبان پراکنده می‌شوند و شکایات به سوی‌شان سرازیر می‌شود. این اشتباه برایشان گران تمام می‌شود و اهداف سازمان کمرنگ می‌گردند.

خوشبختانه در یک سازمان کوچک، شخصی که توان ایجاد تغییر را دارد، از قضیه مطلع می‌شود و اقدام می‌کند.

ولی در یک سازمان بزرگ، مثل بانک من، منابع برای بهبود اوضاع به شکلی باورنکردنی بزرگتر و به شدت ناکارآمد هستند.

چون در سازمان‌های بزرگ، کسی که باید اقدامی بکند، اولویت‌های دیگری دارد. نه تنها آنها در معرض دریافت بازخوردهای ارزشمندی که کارمندان خط مقدم‌شان دریافت می‌کنند نیستند(چرا که سازمان، اشتیاقی به شنیدن اخبار بد ندارد)، بلکه آنها اصلاً تجربه‌ی کاربری را اولویت فرض نکرده‌اند.

به نظر می‌رسد خوشحال‌کردنِ رئیس، مهمتر باشد. اینکه به جلسات بروند و اعداد و ارقام را جوری بچینند که به جای نیاز به اصلاح اوضاع، جلوی ایجاد احساس شکست را بگیرند.

کمی در فروشگاه، وقت بگذرانید.

وبسایت خودتان را ببینید تا روند انجام کار را از دید مشتری لمس کنید.

برای چند ساعت به تماس‌های تلفنیِ فنی، پاسخ دهید.

و بفهمید که چگونه می‌توانید تجربه‌ی کاربری را به عدد و رقم تبدیل کنید تا به همان راحتی که درآمد ماه قبل‌تان را اندازه‌گیری کرده‌اید، تجربه‌ی کاربری را نیز قابل محاسبه و اندازه‌گیری کنید.



🍁 مصطفی منبری ۱۴ آذر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾جایی برای نوشتن

◾ست‌گادین ۱۴ دسامبر ۲۰۲۰



یکی از دلایل موفقیت خوانندگانِ ترانه‌سرای پُرکار و موفق، آنست که بمحض نوشتن یک ترانه، می‌توانند آنرا ضبط و منتشر کنند.

و مزیت بزرگِ داشتنِ یک وبلاگ روزانه، آنست که نرم‌افزار وبلاگ، همیشه باز است و منتظر شماست تاچیزی در آن بنویسید.

نوشته‌ی شما نباید حتما یک کتاب باشد، به همین سادگی، شما شانسِ ایجاد تغییر را پیدا کرده‌اید. «این چیزیست که من می‌بینم و این راهیست که شما می‌توانید قسمتی از آن باشید.»

وقتی ما مقدمات( پیداکردن قلم و کاغذ، دفترچه یادداشت و نرم‌افزار) و مؤخرات‌(یافتن راهی برای انتشار) را حذف می‌کنیم، بنظر می‌رسد که در بیشتر اوقات مشغول نوشتن می‌شویم و بیشترنوشتن به بهترنوشتن منجر می‌شود.

لازم نیست که نوشته‌ای بی‌نقص باشد. می‌تواند کار بعدی‌تان باشد، به‌همین سادگی.

به الگوها اهمیت دهید. دنبال‌کردنِ سرنخ‌ها جواب می‌دهد.

همه‌ی این‌ها بخشی از تمرینِ شما هستند.



🍁 مصطفی منبری ۲۵ آذر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️