طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
◾️نسل‌های فنی

◾️ست‌گادین ۲۵ اسفند ۱۳۹۹



«دستگاه فکس چیست؟»

امروز کسانی مشغول به کارند که جواب این سوال را نمی‌دانند.

در دهه‌ی ۱۹۸۰ کتابی درباره‌ی نوارهای ویدیویی و فروشگاه‌های ویدیو نوشتم. امروز آن چیزها چنان منسوخ گشته‌اند که حتی نمی‌توانید نسخه‌ای دست دوم از کتابم را پیدا کنید.

عمر نسل‌های فنی، پیوسته کوتاه‌تر می‌شود. احتمالا امروز یک هارددیسک مربوط به ۱۰ سال قبل، با لپ‌تاپ جدیدتان کار نخواهد کرد.

نسل‌های فنی را با خودمان مقایسه کنید. نسل‌های بشری برای هزاران سال با جزئیات ثبت شده‌اند. ما می‌دانیم که چه کسی چه کسی را به دنیا آورده است.

آقای Lee De Forest، پدرِ رادیو، در زمانه‌ی مردمی رشد یافت که به «آبراهام لینکلن» رأی دادند ولی موقعی فوت کرد که Bruce Springsteen در سن ۱۲ سالگی بود... ما پیوسته اختراع می‌کنیم و به پیش می‌رویم. از رادیو به پخش زنده‌ی تلویزیونی، مجلات سراسری، تلویزیون رنگی، تلویزیون کابلی، سرویس آنلاین، یاهو و... ده‌ها هزار گام دیگر.

من دقیقاً نیمی از دوران بزرگسالی‌ام را در قرن ۲۰ و نیمی دیگر را در قرن ۲۱ زیسته‌ام. چرخه‌ها پیوسته سریع‌تر می‌شوند ولی نسل‌های بشری، نه.

بدین معنا که یا به این تغییرات، اندکی بصیرت و عقل می‌افزاییم یا خودمان را در معرض تکه‌تکه‌شدن، شست‌وشوی مغزی یا کوری قرار خواهیم داد.

این به خودمان بستگی دارد.





.
◾انقلاب در یادگیری آنلاین

◾ست‌گادین ۲۶ اسفند ۱۳۹۹




آموزش نه. یادگیری.

آموزش، مدلی است بر اساس کمیاب‌بودن، تابع‌بودن و اعتبارسنجی. معاوضه‌ی زمان، توجه و پول با تکه‌کاغذی که ارزش فرد را تضمین می‌کند.

ولی ما از راه‌هایی یاد می‌گیریم که با مدل آموزشی کلانی که ساختاریافته است، سر و کار چندانی ندارد. اگر بلدی که چطور قدم برداری، بنویسی، بخوانی، تایپ کنی، گفتگو کنی، جراحی کنی یا تخم‌مرغ بپزی، احتمالاً به این دلیل است که تو این کارها را تمرین کرده‌ای، کشف کرده‌ای و تجربه کرده‌ای. نه به این خاطر که جزو سوالاتِ آزمون تو بوده است.

ما در عرصه‌ی آنلاین، در معرضِ خطرِ تکرارِ یک رویکرد شکست‌خورده‌ی آموزشی قرار داریم و امروز من در حال راه‌اندازی سلسله گفتارهایی درباره‌ی تفاوت این دو عرصه هستم و اینکه چه کنیم تا یادگیری آنلاین جواب دهد.

درهای باز به روی افرادی که می‌توانند یاد بگیرند، فرصت خارق‌العاده‌ای است که بر روی فراهم‌کردن امکان‌‌ها متمرکز است نه بر تابع‌کردن افراد و قرار‌دادن آنها در چارچوب‌های معین.

کسی را نمی‌شناسم که به وضوح، عناصر این انقلاب جدید را توضیح داده باشد. پس تصمیم گرفتم، هرچه می‌دانم را به اشتراک بگذارم.

از زمان تاسیس altMBA و ورکشاپهای Akimbo بیش از ۵ سال می‌گذرد و من هنوز در حال تحقیق برای ایجاد رویکردهای تازه در یادگیری آنلاین هستم. رویکردهایی که جواب بدهند و مقیاس‌پذیر و موثر باشند.

این ورکشاپ‌ها تأثیر چشمگیری بر روی بیش از ۲۰هزار نفر از ۷۵ کشور داشته‌اند.

من از ناشران پرفروش، بنیانگذاران و معلمان دبیرستان شنیده بودم که همگی درباره‌ی اینکه بهترین فعالیت‌ برای این لحظه‌ی جدید در یادگیری چه می‌تواند باشد، کنجکاو هستند.

نتایجی که دانشجویان در ورکشاپ‌های ما به دست آورده‌اند، در واقع کاملاً بالای متوسط بود. دستاوردهایی مثل تعداد پایان‌دوره‌های بهتر و مقادیر قابل توجه تعامل و رشد دانشجویان و بیش از همه‌‌ی این‌ها، زندگی‌هایی که تغییر کرده‌اند.

با رسیدن ۲۰۲۱، ارزش شرکت‌های یادگیری تأسیس‌شده و صاحب بودجه، افزایش بزرگی یافت و نیز معلمان مستقلی به عرصه آمدند که به دنبال پلتفرم‌های جدیدی بودند که با تغییر رویه‌ی موسسات درباره‌ی یادگیری آنلاین، هماهنگ باشند. گوگل، دوره‌های آموزشی با اعطای گواهینامه را راه‌اندازی کرد و مدارس، همچنان با مشکل دوری و درگیرنشدن دانش‌آموزان دست به گریبان بودند.

افسوس که خیلی از این تلاش‌ها بعید است که به ثمر برسند و به اهداف تعیین‌شده‌ی خویش درباره‌ی ایجاد یادگیری‌های تعاملی که واقعاً جواب دهد، دست یابند. برخی فعالیت‌ها محبوب خواهند شد، چون بجای یادگیری، روی سرگرمی تمرکز کرده‌اند و برخی، به همان مدل‌های قدیمی مدیریت و تابع‌سازی می‌چسبند و ادامه خواهند داد.

خوشبختانه برخی از این فعالیت‌های جدید، در واقع، یادگیری را برای افرادی که درگیر بمانند تسهیل می‌کنند.

ما همه‌ی این‌ها را قبلاً دیده‌ایم و امیدوارم مسئولانِ این فعالیت‌ها از تجارب ما یاد بگیرند. ما کاملاً در ابتدای یک مسیر جهانی در تغییر روش یادگیری مردم هستیم.

اگر یک معلم، مدیر، سرمایه‌گذار یا یک لیدر هستید، امیدوارم چند ساعتی برای آموختن درباره‌ی یادگیری صرف کنید.

من هر چه می‌دانم در یک مجموعه‌ی کوتاه از سخنرانی‌ها ارائه کرده‌ام...

ما شانس ساختن آینده‌ای بر اساس همکاری، امکان‌ها و بصیرت را داریم. ما می‌توانیم این کار را در یک مقیاس بزرگ انجام دهیم.

روش‌های آموزشی در قرن گذشته، حواس ما را پرت کرده‌اند. اکنون برای ما معلوم شده است که نیازی به تمرکز روی رویکردهای واضح و آسان نداریم. مادامی که به گرفتنِ نتایج متعهد بمانیم، مسیر، واضح‌تر خودش را نشان می‌دهد.




.
◾عادت‌هایی که دوباره از سر می‌گیریم

◾ست‌گادین ۲۷ اسفند ۱۳۹۹




اگر از قبل آدم شلخته و پرمشغله‌ای باشید، احتمالاً اگر نظمی هم به کارهایتان بدهید، گذرا خواهد بود.

شرکت‌های کارت اعتباری دریافته‌اند که اگر کسانی با ۳هزار دلار اعتبار، ۲هزار دلار قرض بالا می‌آورند، احتمالاً با افزایش اعتبارشان به ۵هزار دلار، سقف قرض‌هایشان هم به ۴هزار دلار افزایش خواهد یافت.

افرادی که در محل کار، عاشق اتفاقات و داستان‌های مهیج هستند، تقریباً بطورقطع با فروکش‌کردنِ تب داستان‌های کوچک یا بزرگ قبلی، داستان جدیدی خلق خواهند کرد.

دنیا واقعی است و فرصت‌ها و رنج‌های آن نیز به صورت غیرمنصفانه و نابرابری پخش شده‌اند. همزمان، روایت ذهنی ما و عادات ما نیز واقعی‌اند و تلاش می‌کنند که حقانیت خودشان را ثابت کنند.
[ احتمالاً با توجیه‌کردن و دلیل‌تراشی. م ]

ما زندگی‌های خود را طوری سازماندهی می‌کنیم که همچنان در برابر فشارها و محدودیت‌هایی که از قبل داشته‌ایم، دوام بیاوریم. مایلیم چنین وانمود کنیم که قصد داریم تا عبور از این شرایط اضطراری، اوضاع را تحمل کنیم. ولی معمولاً داریم به خودمان دروغ تحویل می‌دهیم.

یک عادت جدید، حداقل ۳۰روز زحمت می‌برد تا شکل بگیرد و یک عادت جدید، ربطی به فشارهای بیرونی (مثبت و منفی) ندارد. هرچند ما در زمینه‌ی یافتن و درآغوش‌کشیدنِ فشارهای بیرونی، خیلی خوب عمل می‌کنیم.




.
◾انعطاف‌پذیری

◾ست‌گادین ۲۹ اسفند ۱۳۹۹




دنیا در حال تغییر است و بهترین پاسخ ما به آن، انعطاف‌پذیری است.

منظور از انعطاف‌پذیری این نیست که چیزهایی بسازیم که همیشه به راه‌هایی ختم می‌شوند که انتظارش را داریم. ضدگلوله‌شدن، بسیار پرهزینه، خشک و غیرقابل‌انعطاف است و نیازمند شناخت کامل از آینده است.

انعطاف‌پذیری یعنی به یک طراحی، نگرشی و سیستمی متعهد بمانیم که حتی وقتی امور به اهداف از پیش‌تعیین‌شده هم ختم نشدند، بازهم کار کند. مخصوصاً بعداً.

به جای طراحی بر اساس سناریوی بهترین مورد، تلاش کنیم تا اینطور در نظر بگیریم که اگر بهترین مورد از راه نرسد، چگونه کارمان پیشرفت می‌کند. چون احتمال این امر، خیلی بیشتر است.

ملوانان می‌دانند که روشی خوب برای نجات از یک طوفان، حرکت ثابت به سمت نقطه‌ای در افق است.

انعطاف‌پذیری، حرکت جمعی و توجه به امکان‌ها می‌توانند عوامل مهمی باشند که کارمان را راحت‌تر نمی‌کنند ولی بهترین مسیر رو‌به‌جلو برای ما هستند.




.
◾ ۱۰ دلیل برای نوشتن کتاب

◾ست‌گادین ۳۰ اسفند ۱۳۹۹



در واقع بیشتر از ده‌تاست. امسال میلیون‌ها کتاب به دلایل خوبی انتشار خواهند یافت. مردم به ندرت از نوشتن کتاب پشیمان می‌شوند. هرکس دلایل خودش را دارد ولی برای اینکه نوشتن کتاب را شروع کنید، برخی از این دلایل را در اینجا می‌آورم:

- نوشتن کتاب، افکارتان را شفاف می‌کند.

- شما را به جایی فراتر از جایگاهی که هستید می‌کشاند.

- واضح است که قرار نیست پرفروش‌ترین کتاب جهان شود ولی شما می‌توانید با نوشتن کتاب، فقط روی کسانی که می‌خواهند از شما بشنوند، متمرکز شوید.

- پروژه‌ای است که کاملاً و تماماً به خودتان بستگی دارد.

- چون راهی سخاوتمندانه برای به‌اشتراک‌گذاشتن است.

- کتاب به عنوان یکی از سرگرمی‌ها، کم‌مصرف، کم‌حجم و قابل حمل است.

- کتاب‌تان را بنویسید تا بعداً یک کتاب دیگر بنویسید.

- نوشتن کتاب، قدرت و اعتبار شما را در زمینه‌ی کاری‌تان افزایش می‌دهد.

- ما به شنیدن ایده‌هایتان نیاز داریم. آنها مهمند.

- کتاب‌ بنویسید تا یک نویسنده شوید.

- وقتی نوشتن کتاب تمام شد، چاپ کردنش به آن سختی‌ها نیست.

- چاپ‌شدن کتاب، هدف اصلی نیست بلکه یک پاداش است و راهیست برای تکمیل کارتان.

- و ... در این راه، آنقدرها که فکر می‌کنید، بی‌یار و یاور نیستید.



پی‌نوشت: اگر در Community of Practice ثبت نام کنید، می‌توانید با دوستم Kristin کارتان را شروع کنید. به همراه دیگران و در سفری مشابه. کاری مولد و پُر از امکان و تفریح.






.
◾«باید همه‌چیز عالی باشد وگرنه ما نیستیم»

◾ست‌گادین ۱ فروردین ۱۴۰۰




این قانون چه موقع به کار می‌رود؟

برای کسی که به‌ هرحال او را استخدام کرده‌ایم، به کار نمی‌رود.

برای چیزی که در هرصورت آن را خریده‌ایم، به کار نمی‌رود.

برای پروژه‌ای که از آن حمایت مالی کرده‌ایم، به کار نمی‌رود.

یا هر کسی که در هرحال به او رأی داده‌ایم یا با او قرار عاشقانه گذاشته‌ایم یا دوست شده‌ایم هم همین‌طور.

در واقع این قانون، بهانه‌ای برای کارهایی است که می‌ترسیم انجامش دهیم یا تمایل داریم به هر نحوی که شده به آن نه بگوییم.

اگر می‌خواهید کاری انجام نشود، به دنبال کار بی‌نقص باشید.




.
◾سردرگمی درباره‌ی گفتنِ «متأسفم»

◾ست‌گادین ۲ فروردین ۱۴۰۰



جمله‌ی «متأسفم گربه‌تان مُرد.» به معنای این نیست که من آن را کُشتم.

ولی جمله‌ی «متأسفم که پایم را روی پای شما گذاشتم.» دقیقاً به این معناست که پایم را روی پای شما گذاشتم.

هنگام برقراری ارتباط یا سعی‌کردن برای جبران یک اتفاق، اغلب میان دو نوع از معذرت‌خواهی سردرگم می‌شویم و عذرخواهی نمی‌کنیم، چون معتقدیم مشکل پیش‌آمده تقصیر ما نبود.

«متأسفم که مجبور شدید در مدتی که ماشین‌تان در حال تعمیر بود، دو ساعت منتظر بمانید.» این یک جمله‌ی معتبر و درست است. حتی اگر تقصیر شما نیست که تعمیرگاه شلوغ است.

«متاسفم که این جا گیر افتاده‌اید و جلسه‌ی بزرگی را از دست می‌دهید که می‌دانم آن جلسه برایتان مهم است.» این جمله‌ی مفیدی است. حتی اگر شما باعث طوفان برف نشده باشید.

«متأسفم» می‌تواند این معنای ساده را بدهد: «به فکر شما هستم.»




.
◾قطعیت، دقت و لیدربودن

◾ست‌گادین ۴ فروردین ۱۴۰۰



قطعیت، یقین:

ایستادن روی حرف خودت در برابر منتقدین و کینه‌توزان، حتی در حضور شواهد نقض‌کننده‌ای که برای حرف تو وجود دارد.

«ذره‌ای شک نکردن» مهمتر از بحق‌بودن و درست‌بودن راه توست.

نیاز به اثبات قدرت و ثابت‌قدم‌بودن، اغلبِ ما را زمین‌گیر می‌کند. مخصوصاً در دنیایی که اطلاعات و بینش‌های جدید، گاه‌و‌بیگاه از راه می‌رسند.

دقت، صحت:

آگاهی از اینکه مجموع ادعاهای کنونی ما، به اندازه‌ی خردِ فعلی ماست که یعنی باید به محض آشکارشدن حقیقت، نظریه‌هایی که رد می‌شوند، کنار گذاشته شوند.

روش علمی یک فرآیند است، نه یک روپوش آزمایشگاه یا یک کتاب درسی. در روش علمی، تغییر دیدگاه یک فرد، فضیلت محسوب می‌شود، نه یک نقص.

بنظر می‌رسد که برای هر چیز مهم و قابل اندازه‌گیری، دقت و صحت بهتر از قطعیت و یقین است. ولی هنوز هم غرایز ما و رسانه‌هایمان، ما را به سمت پذیرش قطعیت و یقین هول می‌دهند.





.
◾شما واقعا چه کسی هستید؟

◾ست‌گادین ۵ فروردین ۱۴۰۰


ما میل داریم، خودِ واقعی‌مان را تحسین کنیم.

شاید آن خودِ ذهنی‌مان، همان کسی که بهترین حالتِ خودش را در پشتکارداشتن، سخاوتمندی و حرفه‌ای‌بودن به نمایش می‌گذارد، خودِ واقعی‌مان باشد.

و وقتی خسته‌ایم، تحت فشار روانی هستیم یا سرمان شلوغ است، صدای لرزان ما، نسخه‌ی ناکامل و پستی از آنکه واقعاً هستیم تلقی شود.

ما مجموعه‌ی کاملی از انتخاب‌ها و تغییراتی هستیم که خواسته‌ایم.




.
11.jpg
11.1 KB
◾قیمت، خواستن‌ها، نیازها و خطرات فوری

◾ست‌گادین ۷ فروردین ۱۴۰۰


یک انتخاب دارید.

شاید بخواهید چیزی ارزان و خواستنی(want) مثل آدامس، سس یا یک اپلیکیشن سرگرم‌کننده بسازید. ارزانی، باعث فروش بالا می‌شود. اگر جواب هم ندهد، کسی شاکی نمی‌شود.

شاید شما دستگاه ضربان‌ساز قلب بفروشید(need) سود شما در هر دستگاه، فوق‌العاده زیاد است. ولی حق اشتباه‌کردن ندارید. نیازی به فروش در تعداد بالا هم ندارید. ولی به نفع‌تان است که تک‌تک آنها درست کار کنند.

شاید بخواهید یک کالای لوکس بفروشید(want) که مسئله‌ی مرگ و زندگی نیست. نمی‌توان از کیف‌های ۱۵ هزار دلاری‌ زیاد فروخت ولی مشکلی نیست، حاشیه‌ی سود بالاست. به نفع‌تان است که کیف‌تان، موقعیت اجتماعی مشتری را بالاتر ببرد.

و بالاخره مربعی وسوسه‌کننده و سخت. یعنی فروش کالاهایی ارزان که برای مشتری، فوق‌العاده حیاتی است. یک ویال انسولین یا یک سرویس اینترنت که از اطلاعات کاربر، بکاپ می‌گیرد.(مسئله‌ی مرگ و زندگی) وسوسه‌کننده است، چون مردم همیشه از بابت پرداخت کم، در ازای چیزی که واقعاً به آن نیاز دارند خوشحالند. خطرناک است، چون اگر در عمل به تعهدات شکست بخورید، همه چیز از‌هم‌ می‌پاشد.
◾تمیزماندن پیچ‌گوشتی

◾ست‌گادین ۹ فروردین ۱۴۰۰



این پیچ‌گوشتی برای چیست؟...

آیا می‌توانم برای بازکردن درب یک قوطی رنگ از آن استفاده کنم؟ البته که می‌توانید. ولی می‌توانستید جایگزین‌های راحت‌تر و ارزان‌تری هم پیدا کنید. امکان دارد که پیچ‌گوشتی به رنگ آغشته شود و برای کاری که واقعاً ساخته‌شده، کارایی‌اش کمتر شود.

می‌توانم برای بستن «پیچ سر فیلیپس» از آن استفاده کنم؟ امکانش هست. ولی احتمالاً پیچ‌تان هرز خواهد شد.

آیا می‌توانم برای هم‌زدنِ قهوه‌ام از پیچ‌گوشتی استفاده کنم؟ بله البته. ولی چرا؟

همه‌ی این‌ها به نظر واضح می‌رسند.

همچنان می‌توانیم سوالات مشابهی درباره‌ی وبسایت شما، مدرک عالی‌تان، دفتر کارتان یا این جلسه، آن شرح شغل یا گزینه‌ی کار ۹ ساعت‌ در‌ روز هم بپرسیم.

این‌ برای چیست؟

اگر این یک ابزار است و نه یک هدف، ابزار برای چیست؟

ابزاز لازم نیست گران یا چند‌منظوره باشد یا دقیقاً همان کاربردی که دیگران به کار می‌برند را داشته باشد. ابزار باید کاری را که شما نیاز دارید، بهتر از هر روش جایگزین دیگری انجام دهد. به همین سادگی.




.
◾️چیزی درباره‌ی «نرمال»

◾️ست‌گادین ۱۰ فروردین ۱۴۰۰



نرمال چیزیست که خیلی‌ها به آن بی‌توجه‌اند.

تا وقتی اوضاع تغییر کند. و بعد، ما نمی‌توانیم کتمان کنیم که چقدر از توجه به آن غافل بوده‌ایم.

کسی که در لیست کاندیداهاست، کسی که از شرایط شک و تردید سود می‌برد، کسی که شروع مطمئنی دارد...

ما به چنین افرادی توجه می‌کنیم که به صورت ساختگی انتخاب شده‌اند تا افرادی درست به نظر برسند. کسانی که قرار است بعداً بهتر شوند و به عنوان «نرمال» معرفی شوند.

من از تصمیم برند Unilver برای خلاص‌شدن از شر کلمه‌ی «نرمال» روی برچسب محصولات مراقبت شخصی‌شان، هیجان‌زده و خوشحال شدم. چون «نرمال» یک شکل ساختگی است که در مرکز نمودار آمار زنگوله‌ای شکل قرار گرفته است. ولی استانداردی نیست که حتی اگر هم بتوانیم، به دنبالش باشیم.

نرمال یک توزیع است، نه یک شخص.




.
◾خطاهایی در شخصیت‌پردازی

◾ست‌گادین ۱۱ فروردین ۱۴۰۰




«خورشید سعی می‌کند از پشت ابرها بیرون بزند.»

«ویروس دوست ندارد مردم در خانه بمانند و از بقیه فاصله بگیرند.»

«کامپیوتر انتظار نداشت آن جمله را تایپ کنی.»

البته که خورشید، ویروس و کامپیوتر، انسان نیستند. و در واقع ژن‌ها خودخواه نیستند. اطلاعات جدید نشان می‌دهند که ما واقعاً صاحب Lizard Brain هم نیستیم.[ نام قدیمی سیستم لیمبیک مغز که تصور می‌شد مسئول عواطف، اعتیاد، خلق‌و‌خو، ترس، جنگ و... است.م ]

این نوع شخصیت‌پردازی‌ها خطا محسوب نمی‌شوند. اگر بتوانیم تصور کنیم چیزهایی که انسان نیستند، انگیزه‌ها و ترجیحاتی مثل ما دارند، آسان‌تر پیش‌بینی می‌کنیم که چه می‌خواهند بکنند.

دو مسئله پیش می‌آید:

اول اینکه ثابت شده است که انگیزه‌های انسانی، پیش‌بینی‌کننده‌های خوبی نیستند. برای مثال، تصور انسانها از اینکه رویدادها، توسط تعدادی چند از انواع بی‌ربط و خاص از خرافات و داستان‌‌ها اتفاق می‌افتند.

دومی مشکل‌سازتر است. وقتی پیش می‌آید که ما کارهای دیگران را شخصی می‌کنیم و تصور می‌کنیم آنها فقط یک انسان نیستند، بلکه آنها خود ما هستند. عبارت «اگر جای شما بودم...»، همیشه پیش‌بینی‌کننده‌ی مفیدی نیست. چون شما جای من نیستید و برعکس.

هرکسی گذشته‌ی خودش را دارد. سوگیری‌ها و کارهای غیرمنطقی خودش را دارد. اگر شخصیت‌پردازی به ما کمک کند که پیش‌بینی‌های هوشمندانه‌ای درباره‌ی دیگران انجام دهیم، میانبر مفیدی است. ولی اگر فرض‌ می‌کنیم تنها افرادی هستیم که حق با ماست، در اینصورت، شخصیت‌پردازی برای دیگران، یک تله است.




.
◾کارهایی که باید انجام شوند

◾ست‌گادین ۱۷ فروردین ۱۴۰۰




به سگ غذا بده، پست وبلاگ را بنویس، یک گزارش کار آماده کن، ساعت ۱۰ جلسه داری، این فرم از جانب بانک باید پُر شود...

ما می‌توانیم بر اساس اینکه چقدر خوب از عهده‌ی کارهایمان برآمده‌ایم، عملکردمان را بسنجیم.

لیست کارهایی که باید انجام شوند، توجه و تلاش ما را به خود متمرکز می‌کند و اگر سروقت انجام شوند، نتایج مثبت و درغیر اینصورت، عواقب منفی به بار خواهد آمد.

دوران ۱۲ ساله‌ی مدرسه به هیچ نمی‌ارزد به جز همین. آموزش «آگاهی به کارهایی که باید انجام شوند» و «به‌کاربردن حداقل تلاش برای انجام آن کارها». لیست کارهایتان را به من نشان دهید، آنگاه من به شما خواهم گفت که زمان‌تان را چگونه صرف می‌کنید و چه اثری می‌گذارید.

در این میان، چیزی که به راحتی از آن غفلت می‌شود، فرآیند قرارگرفتن یا نگرفتنِ یک کار در برنامه‌ی ماست. مواردی مثل کار بر روی حق رأی، توجه به صداهایی که شنیده نمی‌شوند، قاپیدن فرصت‌های یادگیری یا رشد یا مشارکت. اگر این کارها در لیست کارهایی که باید انجام شود وجود نداشته باشند، به آسانی نادیده گرفته می‌شوند.

افرادی که آن موارد را در لیست‌شان دارند... بخشی از کارشان، واردکردن همان موارد در لیست مربوط به ماست.

شما به محض ثبت‌نام در یک شبکه‌ی اجتماعی، آن را تبدیل به کاری برای انجام‌دادن می‌کنید.

و لحظه‌ای که در یک شرکت جدید، سرمایه‌گذاری می‌کنید، کارهایی که باید انجام دهید، کاملا تغییر می‌کنند.

این گام‌های سریع را بردارید:

یکی از کارهایی که باید انجام شود، شفاف‌سازی لیست کارهاست و اینکه آیا آن کارها صحیح هستند یا نه.

قدم بعدی اینست که به دیگران کمک کنیم تا متوجه شوند کارهایی که برای ما مهمند، همان‌هایی هستند که در لیست آنها برای انجام‌دادن قرار گرفته است.

اگر فقط به انجام کارهای قبلی ادامه دهید، بطور حتم، مشارکت‌هایی را که قادر به انجامش هستید از دست می‌دهید.





.
◾بی‌نقص‌بودن به معنای کمال‌گرایی نیست

◾ست‌گادین ۲۰ فروردین ۱۴۰۰



کمال‌گرایی(perfectionism) یک اسلحه و راهی برای مخفی‌شدن است.

بی‌نقص‌(perfect) در اغلب جلسات به راحتی از زبان مشتری شنیده می‌شود.

معنی بی‌نقص در دنیای مدرن: نقشه‌ای که شکست نمی‌خورد. اتوبوسی که سر وقت حرکت می‌کند. عمل جراحی که یک ضایعه‌ی دریچه‌ای را ترمیم می‌کند. برنامه‌ی کامپیوتری که خطا نمی‌دهد. این‌ها آجرهایی است که برای ساختن دنیای خودمان، روی هم چیده‌ایم.

کمال‌گرایی روشی است برای اینکه دیگران را به خاطر عدم رعایت استانداردهایی خیالی، سرزنش کنیم یا خودمان را گول بزنیم تا از انجام کارها شانه خالی کنیم.

کمال‌گرا مایل به نتیجه‌ای است که هرگز به دست نمی‌آید. آنها به این خاطر یک کمال‌گرا هستند که پشت سر غیرممکن‌ها مخفی شوند.

خارج از دنیای ریاضیات، چیزهای کمی وجود دارند که واقعاً بی‌نقص باشند. تعریف ما از استانداردهاست که مجالی برای انجام کارها به ما می‌دهد. اتوبوسی که زود می‌رسد، مورد علاقه‌ی هیچ‌کس نیست.

برای کسی که بدنبال مشارکت باشد، وعده‌دادن‌ و عمل به آنها یک روش است. ما به استانداردهای بهتری نیاز داریم که محصول‌اش، سیستم‌هایی با
کارکرد مفید و وعده‌هایی قابل اطمینان‌تر باشد.

کنار کشیدن طولانی‌مدت از امور، به این دلیل که شرایط می‌توانست بهتر از این باشد، یک راه اجتناب از مشارکت است. و اعمال قدرت یا استفاده از یک حق ویژه برای مجبورکردن دیگران برای قبول استانداردهایی که همیشه سطح‌شان بالا می‌رود و در عین حال، مفید بودن‌شان کمتر می‌شود، روش مفیدی نیست.

می‌خواهید اوضاع بهتر شود؟ البته. برای آن زحمت بکشید.

ولی کمال‌گرایی یک نقص محسوب می‌شود.





.
◾برنامه‌ برای روز صدم

◾ست‌گادین ۲۱ فروردین ۱۴۰۰



صد روز دیگر، چه کاری می‌خواهید انجام شود؟

دنبال چه تغییری هستید که رخ دهد؟ با توسل به چه مهارت‌هایی؟ در جمع چه کسانی؟

باید برای اتفاق روز صدم، روز ۹۹ ام، روزی متفاوت از امروز شود.

همچنین روز ۹۸ ام.

درواقع فردا هم همینطور.

اگر روی این تمرکز کنیم که «قدم بعدی چیست؟»، شاید هرگز به کاری که ما را به روز صدم قرار است برساند، حتی نزدیک هم نشویم.

صدمین روز سال ۲۰۲۱ مبارک باد.





.
◾اغلب از «هویت»، علیه ما استفاده می‌شود

◾ست‌گادین ۲۳ فروردین ۱۴۰۰




برداشت ما از «هویت»(identity)، چیزی دائمی، قدرتمند، عاطفی و شکننده است.

از هویت برای متحدکردن فارغ‌التحصیلان دانشگاه، جناح‌های سیاسی و گروه‌ها، از هر نوعی که باشند، استفاده شده است.

بطورکلی، انتقاد کم نیست. به ویژه این اواخر. مخصوصاً انتقاد وقتی دردناک است که ما را هدف بگیرد.

کنار‌آمدن با جمله‌ی «دوستت ندارم.» سخت است.

کنارآمدن با انتقاد کسانی که از روی ظاهر و خصوصیات دائمی که همه‌مان داریم نیز کار سختی است.

ولی «شما» آن ماشینی که می‌رانید نیستید، نوع شرابی که می‌نوشید یا آن احساسی که به موضوع خاصی در جامعه‌تان دارید هم نیستید. آنها انتخاب‌ها و طعم‌هایی هستند که می‌توانند تغییر کنند.

وقتی به شما می‌گویم که فکر و ایده‌تان را دوست ندارم، منظورم این نیست که شما را دوست ندارم. ما توسط بازاریاب‌ها و سیاست‌مداران چنین متقاعد شده‌ایم که هر آنچه انجام می‌دهیم و می‌گوییم، هویت ما را تشکیل می‌دهد. این باور باعث می‌شود یادگیری، پذیرش بازخوردهای مفید و تغییر، برای ما بسیار دشوار شود.

تکامل انتخاب‌هایمان و طعم‌هایمان، بخشی از انسان‌بودن است.

سازماندهی هویت‌تان به عنوان کسی که ایستا نیست، آماده‌ی تغییر و مشتاق بهترکردن امور است، برای تعامل با این دنیا، کار بسیار آسان‌تری است نسبت به اینکه برعکس آن عمل کنید. چیزی که عده‌ای ترجیح می‌دهند دقیقاً همین‌طور ایستا باشد.






.
◾️«محصول شما خوب نیست»

◾️ست‌گادین ۲۴ فروردین ۱۴۰۰



سه مساله‌ که در کارهای خلاقانه پیش می‌آید:

اولی وقتیست که تازه شروع به کار می‌کنیم. در این مرحله، محصول ما خوب نیست. این یک واقعیت است. موفقیت در این سفر، نصیب کسانی می‌شود که کلمه‌ی «هنوز» را به جمله‌ی بالا اضافه کنند: «هنوز، محصول ما خوب نیست.»

تا این قضیه را نفهمیده‌ایم، نباید تظاهر کنیم که فهمیدیم. داشتنِ یک روحیه‌ی شکننده در برابر انتقاد، ما را از مولد‌بودن باز می‌دارد. درواقع، جمله‌ی «محصول شما خوب نیست.»، دقیقاً همان چیزی است که ما نیاز داریم در این مرحله بشنویم. چون ممکن است بدنبال آن، بصیرتی برای بهترشدن، بر ما نازل شود.

مساله‌ی دوم، زمانیست که ما شروع به ایجاد مهارت‌ها و عَرضه‌ی چیزی با ارزش کرده‌ایم و عده‌ای قصد دارند، روی اینکه «ما خوب نیستیم»، پافشاری کنند. خب. آنها دارند چیزی درباره‌ی خودشان به ما می‌گویند و خواسته‌ها و نیازهایشان را بیان می‌کنند. این بمنزله‌ی یک راهنما برای ماست تا توانِ لیدربودن و مشارکت‌مان را به افراد دیگری معرفی کنیم که منظور ما را متوجه شده‌اند و محصول ما را می‌خواهند. متوسل‌شدن به اقلیت مخاطبان همیشگی، به معنای سازش‌کاریِ ما نیست بلکه یک راهِ رو‌به‌جلو است. پس یارانی بیابید که همیشه‌در‌ رکاب، مشتاق و دارای ذهنی بازند و تا می‌توانید به آنها خدمات بدهید.

در این مرحله، خطری که شما را تهدید می‌کند، اینست که وقتی ندای طردشدن به گوش‌تان خورد، ممکن است به این باور برسید که هیچ دستاوردی نداشته‌اید. برعکس، باید بدانید که فقط با مخاطبان اشتباهی هم‌کلام شده‌اید. همین.

و سومین مساله به صورت یک چرخه‌ی کامل به سراغ‌مان می‌آید. چون کاملاً امکانش وجود دارد که «ما هنوز خوب نیستیم» و افراد کمی هستند که محصول ما را می‌خواهند. ما برای این بخش از بازار، خوب نیستیم. همین. پس واقعیت را می‌پذیریم و از اول شروع می‌کنیم. چون ما هنوز هم به قدر کافی، خوب نیستیم. ما به قدر کافی، ورزیده نشده‌ایم و همدلی دیگران را به قدر کافی جلب نکرده‌ایم. ما سبک بازی را به قدر کافی، خوب درک نکرده‌ایم. ما به قدر کافی از نحوه‌ای که باید مشارکت کنیم، سر در نیاورده‌ایم. هنوز نه. دست کم برای این مخاطبان.

و بعد از این است که ما بهتر می‌شویم.

دیر یا زود، در راهی که برای ایجاد تغییر و انجام کاری افتخارآمیز در پیش گرفته‌ایم، این سه مساله برای ما به سه نقطه‌ی عطف تبدیل می‌شوند.




.
◾همکاریِ بد

◾ست‌گادین ۲۶ فروردین ۱۴۰۰




موسساتی شامل دولتی‌ها و شرکت‌های بزرگ، مخصوصاً آنهایی که سهامی عام هستند، به سمت تدابیر کوتاه‌مدت، قلدرمابی، رفتار غیررقابتی و کُندشدن پیش می‌روند.

پادزهر این مسئله، یک مراقبت مداوم و یک لیدر شجاع است.

قواعد سازمانیِ قانع‌کننده‌ از این قرارند: وقتی یک کارمند بی‌مسئولیتی سر راه بقیه سبز می‌شود، شاید کنارآمدن با بی‌عرضگی او، روش آسانتری برای همکارانش باشد. وقتی هم رقابت‌کنندگان، آلوده به اختلاس و فساد شوند، مسیر آسان، رقابت به همان شیوه است. تنها راه عادلانه همین است.

و زمانی که کارمندان به خاطر اقدامات کوتاه‌مدت جایزه بگیرند که آنهم منجر به سودهای سهام کوتاه‌مدت شود، رفتارهای بد باهم ترکیب می‌شوند.

عده‌ای این‌گونه نظریه‌پردازی کردند که بازارهای رقابتی بی‌رحم، پادزهر سازمان پوسیده بودند. از این‌ها گذشته، اگر تیم شما در حال باختنِ یک بازی است، ناچارید که دست به یک سازماندهی موثرتر بزنید. کاری که در بازی بیسبال، خوب جواب می‌دهد.

مسئله اینجاست که بازارهای رقابتی کوتاه‌مدت، به تفکرِ رقابتی کوتاه‌مدت جایزه می‌دهند. این کار ممکن است از کندی آنها بکاهد ولی در بلندمدت، کمک ناچیزی می‌کند.

عدم قطعیت در سازمان‌ها به این معناست که گفتگوهای سخت و تغییر مثبت فرهنگیِ خود‌به‌خودی در یک سازمان، اتفاقِ بعیدی است.

اما یک گزینه‌ی جایگزین وجود دارد. و آن هم وجود یک لیدر(بدون در نظرگرفتنِ عنوان یا قدرتی که دارد) است. او می‌گوید: «تا زمانی که من هستم، نمی‌گذارم اتفاق بدی بیفتد.» او کسی است که می‌فهمد در کار، قرار نیست «امروز» هرگز دوباره اتفاق بیفتد. و چنین فرصتی برای بهتر‌کردن امور، در زمانی دیگر، خودنمایی نخواهد کرد.

البته که کاری فرسایشی و خسته‌کننده است. چون هر روز باید انجام شود. ولی به همین خاطر است که یک فرصت خارق‌العاده است.

نه به عنوان یک رقابت‌کننده، بلکه به عنوان یک انسان.

برای بهترکردن امور.




.
◾هر کسی دارای منطق است

◾ست‌گادین ۲۷ فروردین ۱۴۰۰



ولی اگر این حقیقت دارد، چرا ما همگی روی گام درست بعدی، باهم توافق نداریم؟

دلیلش می‌تواند این باشد که هرکس، تجربه‌ی متفاوتی را از سر گذرانده است و اطلاعات و اهداف متفاوتی دارد.

یا دلیلش می‌تواند این باشد که شما تنها فردی هستید که منطق دارد.

و دلیلش می‌تواند این باشد که ما همگی دوست داریم به خودمان بگوییم که در حال انجام‌دادن کار درست هستیم، ولی درنهایت، تنها کاری که از دستمان برمی‌آید، انتخاب‌کردن بر این اساس است که جهان را چگونه می‌بینیم.

چیزی که انتخاب‌های ما را شکل می‌دهد، اینست که امور را چگونه می‌بینیم و البته انتخاب‌های ما نیز، چگونه‌دیدن ما را تغییر می‌دهند.




.
◾سرمایه‌گذاری‌ها و هزینه‌ها

◾ست‌گادین ۲۸ فروردین ۱۴۰۰




یکی ارزشش بالا می‌رود، دیگری نه. یکی در طول زمان، ارزش‌آفرین می‌شود، دیگری نه.

تصور اینکه هزینه‌ها‌یمان، سرمایه‌گذاری محسوب می‌شوند، خنده‌دار است، چون در اینصورت آنها را سرمایه‌گذاری می‌نامیدیم.

ابزارهای ما می‌توانند دوباره استفاده شوند و دارایی‌هایمان برای ما و دیگران ارزشمندند. مهارتها هر چه رشد کنند و باهم ترکیب شوند، می‌توانند بعنوان یک سرمایه‌گذاری به حساب بیایند، درحالیکه هزینه‌ها محو می‌شوند.




.