▪️«ما اهمیتی نمیدهیم»( چون اجازهاش را به ما نمیدهید)
▪️ستگادین ۲۳ بهمن ۱۴۰۰
بخش خدمات مشتریان یک شرکت حملونقل باری که چند ماه قبل به خانهی ما آمده بود، واقعاً افتضاح بود. آنها نه تنها هیچ اهمیتی به کارها نمیدادند، بلکه به شدت میخواستند که کوچکترین اهمیتی ندهند. هر تعاملی، ناخوشایند و غیرموثر بود.
این نتیجهی طبقهبندی بر اساس قیمت است.
بسیاری از حملونقلهای باربری از طریق یک واسط عمل میکنند. نرمافزاری که به طور خودکار، همهی گزینههای در دسترس را اسکن میکند و ارزانترینشان را انتخاب میکند.
این یعنی برندها اهمیتی ندارند، بازخورد مشتریان اهمیتی ندارد و نقدها اهمیتی ندارند. مسئولیت شرکت و رضایت کارمندان هم همینطور.
تنها چیزی که مهم است، قیمت پرداختی برای حمل بار است و در نهایت، هزینهی انبارداری مهم است.
طبقهبندی بر اساس قیمت، تولیدکننده را از مشتری جدا میکند. وقتی فقط به یک شاخص پناه میبریم، به آنچه مد نظرمان است میرسیم ولی عوارض جانبیاش نیز روی هم انباشته میشوند.
رفتهرفته انتخابها بیشتر به این سمت میروند که: « شما تخفیف خواهید گرفت و کمتر از آنچه پرداختهاید، گیرتان خواهد آمد.» و/ یا « شما با پرداخت اندکی بیشتر، بیشتر از آنچه پرداختهاید، به دست خواهید آورد.»
.
▪️ستگادین ۲۳ بهمن ۱۴۰۰
بخش خدمات مشتریان یک شرکت حملونقل باری که چند ماه قبل به خانهی ما آمده بود، واقعاً افتضاح بود. آنها نه تنها هیچ اهمیتی به کارها نمیدادند، بلکه به شدت میخواستند که کوچکترین اهمیتی ندهند. هر تعاملی، ناخوشایند و غیرموثر بود.
این نتیجهی طبقهبندی بر اساس قیمت است.
بسیاری از حملونقلهای باربری از طریق یک واسط عمل میکنند. نرمافزاری که به طور خودکار، همهی گزینههای در دسترس را اسکن میکند و ارزانترینشان را انتخاب میکند.
این یعنی برندها اهمیتی ندارند، بازخورد مشتریان اهمیتی ندارد و نقدها اهمیتی ندارند. مسئولیت شرکت و رضایت کارمندان هم همینطور.
تنها چیزی که مهم است، قیمت پرداختی برای حمل بار است و در نهایت، هزینهی انبارداری مهم است.
طبقهبندی بر اساس قیمت، تولیدکننده را از مشتری جدا میکند. وقتی فقط به یک شاخص پناه میبریم، به آنچه مد نظرمان است میرسیم ولی عوارض جانبیاش نیز روی هم انباشته میشوند.
رفتهرفته انتخابها بیشتر به این سمت میروند که: « شما تخفیف خواهید گرفت و کمتر از آنچه پرداختهاید، گیرتان خواهد آمد.» و/ یا « شما با پرداخت اندکی بیشتر، بیشتر از آنچه پرداختهاید، به دست خواهید آورد.»
.
Seth's Blog
“We don’t care” (you won’t let us)
The customer service from the freight shipping company that came to my home a few months ago was truly terrible. Not simply a lack of care, but an aggressive embrace of uncaring. Every interaction …
▪️چیزی دربارهی هجوم برای یافتن طلا
▪️ستگادین ۲۴ بهمن ۱۴۰۰
قضیه، طلا نیست.
این هجوم(rush)[به سمت فرصتهای تازه برای کسب ثروت] است که رفتار مردم را تغییر میدهد.
وقتی افراد در وضعیت تهاجمی برای یافتن ثروت قرار میگیرند، تصمیماتی اتخاذ میکنند که هرگز در روزهای عادی نمیگیرند. به نهادها اعتماد میکنند، فرضیاتی در سر میپرورانند و شک و تردید را کنار میگذارند. نه به این خاطر که واقعاً در آنجا رگهی طلا وجود دارد، بلکه چون دیگران هم باعجله به سمت فرصت ایجادشده، هجوم میبرند و همه بشدت میترسند که این موقعیت را از دست بدهند.
این عجلهکردن و هجومبردن، میتواند در غلبه بر وضعیت موجود و ریختن ترسمان از ناشناختهها کمک کند. در عین حال، میتواند ما را به انتخابهایی سوق دهد کرد که در بلندمدت، آسیب زنندهاند.
ما باید عمداً هجوم ببریم. این یک انتخاب است.
.
▪️ستگادین ۲۴ بهمن ۱۴۰۰
قضیه، طلا نیست.
این هجوم(rush)[به سمت فرصتهای تازه برای کسب ثروت] است که رفتار مردم را تغییر میدهد.
وقتی افراد در وضعیت تهاجمی برای یافتن ثروت قرار میگیرند، تصمیماتی اتخاذ میکنند که هرگز در روزهای عادی نمیگیرند. به نهادها اعتماد میکنند، فرضیاتی در سر میپرورانند و شک و تردید را کنار میگذارند. نه به این خاطر که واقعاً در آنجا رگهی طلا وجود دارد، بلکه چون دیگران هم باعجله به سمت فرصت ایجادشده، هجوم میبرند و همه بشدت میترسند که این موقعیت را از دست بدهند.
این عجلهکردن و هجومبردن، میتواند در غلبه بر وضعیت موجود و ریختن ترسمان از ناشناختهها کمک کند. در عین حال، میتواند ما را به انتخابهایی سوق دهد کرد که در بلندمدت، آسیب زنندهاند.
ما باید عمداً هجوم ببریم. این یک انتخاب است.
.
Seth's Blog
The thing about a gold rush
It’s not the “gold.” It’s the “rush” that changes the way people behave. When consumed by a gold rush, people make decisions that they would never make on ordina…
▪️یک تعطیلات جدید اختراع کنید
▪️ستگادین ۲۵ بهمن ۱۴۰۰
لازم نیست تمام روز طول بکشد. میتواند یک ساعت یا حتی یک ماه باشد.
چطور آن را جشن میگیرید؟ چه کسی باید بخشی از این جشن باشد؟
این یک نماد، یک نشانگر و فرصتی برای گفتگو است. میتواند فرهنگ را تقویت کند. فرصتی برای گفتگو به شما بدهد و اجازه دهد که در مدتی کوتاه، شما و اطرافیانتان روی کاری تمرکز کنید.
شاید این تعطیلات را که اختراع کردید، مُد شود و رواج یابد. تقریباً هر تعطیلات گستردهای که داریم، همین مسیر را پیموده است.
.
▪️ستگادین ۲۵ بهمن ۱۴۰۰
لازم نیست تمام روز طول بکشد. میتواند یک ساعت یا حتی یک ماه باشد.
چطور آن را جشن میگیرید؟ چه کسی باید بخشی از این جشن باشد؟
این یک نماد، یک نشانگر و فرصتی برای گفتگو است. میتواند فرهنگ را تقویت کند. فرصتی برای گفتگو به شما بدهد و اجازه دهد که در مدتی کوتاه، شما و اطرافیانتان روی کاری تمرکز کنید.
شاید این تعطیلات را که اختراع کردید، مُد شود و رواج یابد. تقریباً هر تعطیلات گستردهای که داریم، همین مسیر را پیموده است.
.
▪️بازی در زمینی باز
▪️ستگادین ۲۶ بهمن ۱۴۰۰
در یک زمین باز، براحتی میشود به اینها دست یافت:
حق انتخاب چندگانه، بعلاوهی تلاش، بعلاوهی پشتکار.
ما از وقتی به دنیا میآییم، میآموزیم که به دنبال کارهای کوچک، شدنی و محدود باشیم. به نظر میرسد که بهتر است تلاش و انرژیمان را جایی صرف کنیم که در آنجا خطر و مسئولیت، بسیار کمتر است.
«کار بعدی را از من نپرس، کار بعدی را به من بگو!»
در نتیجه ما بطور پیشفرض، هنگام مواجهه با دیگران، به فهمیدن حد و مرزها میپردازیم و فرصتهایی را که درست جلوی چشممان هستند، نادیده میگیریم.
در حالیکه باید به جای خواندن نقشه، خودمان نقشه را رسم کنیم.
در اغلب موارد، این کار، ارزش زیادی دارد. چرا که تمایل به انجامش کمیاب است. و ما با تمرین، میتوانیم بهتر انجامش دهیم.
.
▪️ستگادین ۲۶ بهمن ۱۴۰۰
در یک زمین باز، براحتی میشود به اینها دست یافت:
حق انتخاب چندگانه، بعلاوهی تلاش، بعلاوهی پشتکار.
ما از وقتی به دنیا میآییم، میآموزیم که به دنبال کارهای کوچک، شدنی و محدود باشیم. به نظر میرسد که بهتر است تلاش و انرژیمان را جایی صرف کنیم که در آنجا خطر و مسئولیت، بسیار کمتر است.
«کار بعدی را از من نپرس، کار بعدی را به من بگو!»
در نتیجه ما بطور پیشفرض، هنگام مواجهه با دیگران، به فهمیدن حد و مرزها میپردازیم و فرصتهایی را که درست جلوی چشممان هستند، نادیده میگیریم.
در حالیکه باید به جای خواندن نقشه، خودمان نقشه را رسم کنیم.
در اغلب موارد، این کار، ارزش زیادی دارد. چرا که تمایل به انجامش کمیاب است. و ما با تمرین، میتوانیم بهتر انجامش دهیم.
.
▪️تلهی رعایت ویرگولگذاری صحیح
▪️ستگادین ۲۹ بهمن ۱۴۰۰
وقتی کسی از ما توصیه و بازخوردی درخواست میکند، براحتی محدودیتهای پیشنهادیاش را میپذیریم.
اشتباهات تایپی را اصلاح کنید. چشم حتماً. این کار مهمی است. ولی شاید چیزی بزرگتر از قلم افتاده باشد.
یکی از دوستان، طرحهایی برای راهاندازی یک وبسایت خردهفروشی به اشتراک میگذارد. آدم وسوسه میشود که خطاهای ریز را روی صفحه، اصلاح کند. ولی شاید بحث دربارهی خط تولید، بحث دربارهی قیمت یا بحث دربارهی اینکه اصلاً باید این کار آنلاین باشد یا نه، کار مفیدتری باشد.
نویسندهای پیشنویس یک کار جدید را به اشتراک میگذارد. شما میتوانید به او در گرامر کمک کنید ولی شاید اگر دربارهی قسمتهایی که در پیشنویس گنجانده نشده است صحبت کنید، بیشتر کمک کند.
یک موسسه، سه نسخه از طرح جدیدشان را نمایش میدهد. انتخاب چندگانهای به شما پیشنهاد میشود. ولی ممکن است گزینهی «هیچکدام»، جواب سخاوتمندانهتری باشد.
من کاملاً مطمئن هستم که وقتی «کشتی تایتانیک» غرق شد، صندلیهای روی عرشه، تمیز و مرتب بودند ولی شرمآور است که هیچکس دربارهی کوه یخ، حرفی نزد.
.
▪️ستگادین ۲۹ بهمن ۱۴۰۰
وقتی کسی از ما توصیه و بازخوردی درخواست میکند، براحتی محدودیتهای پیشنهادیاش را میپذیریم.
اشتباهات تایپی را اصلاح کنید. چشم حتماً. این کار مهمی است. ولی شاید چیزی بزرگتر از قلم افتاده باشد.
یکی از دوستان، طرحهایی برای راهاندازی یک وبسایت خردهفروشی به اشتراک میگذارد. آدم وسوسه میشود که خطاهای ریز را روی صفحه، اصلاح کند. ولی شاید بحث دربارهی خط تولید، بحث دربارهی قیمت یا بحث دربارهی اینکه اصلاً باید این کار آنلاین باشد یا نه، کار مفیدتری باشد.
نویسندهای پیشنویس یک کار جدید را به اشتراک میگذارد. شما میتوانید به او در گرامر کمک کنید ولی شاید اگر دربارهی قسمتهایی که در پیشنویس گنجانده نشده است صحبت کنید، بیشتر کمک کند.
یک موسسه، سه نسخه از طرح جدیدشان را نمایش میدهد. انتخاب چندگانهای به شما پیشنهاد میشود. ولی ممکن است گزینهی «هیچکدام»، جواب سخاوتمندانهتری باشد.
من کاملاً مطمئن هستم که وقتی «کشتی تایتانیک» غرق شد، صندلیهای روی عرشه، تمیز و مرتب بودند ولی شرمآور است که هیچکس دربارهی کوه یخ، حرفی نزد.
.
Seth's Blog
The Oxford comma, trap
It’s easy to accept the limits that are implied when someone asks us for advice and feedback. Fix the typos, sure. That’s important. But perhaps you have something bigger to add. A frie…
▪️چه کسی انتخاب میکند
▪️ستگادین ۳۰ بهمن ۱۴۰۰
وقتی فیسبوک یا اسپاتیفای تصمیم میگیرند که بعد از این، چه چیزی را ببینید، انتخابکننده آنها هستند.
این با روش پلتفرمهای باز مثل «تولید پادکست» یا «وبلاگنویسی» تفاوت زیادی دارد.
کنترل در دست کسی است که تصمیم میگیرد... ولی انتخابکردن، مسئولیت میآورد.
حرفزدن دربارهی «آزادی بیان» و «پلتفرمهای باز» در بخشهای زیادی از فرهنگ ما، مخصوصاً در حیطهی فناوری، مد شده است. گویی اینها فضایل اخلاقی نابی هستند. ولی زمانی که اپل، پادکستی را در صفحهی اولش قرار میدهد یا گوگل تصمیم میگیرد فلان وبلاگ را در پوشهی تبلیغات برای شما قرار دهد یا اسپاتیفای تصمیم میگیرد که یک آهنگ یا پادکست را بیشتر از دیگری تبلیغ کند، دیگر واقعاً نمیتوان به آنها پلتفرم باز گفت. اشخاص و سازمانها، اغلب زمانی از اصطلاحاتی چون «آزادی بیان» و «پلتفرم باز» استفاده میکنند که بخواهند از چیزی به دردنخور دفاع کنند.
وقتی پای پول به قضیه باز میشود، این مسئله، بازهم پیچیدهتر میشود. میان یک پلتفرم باز و الگوریتمی که افراد به کار میبرند تا یک وب سایت را در لیست هرزنامهها قرار دهند و دیگری را فقط به خاطر سود مالی، در بالاترین رتبه بگذارند، تفاوت وجود دارد. وقتی یوتیوب یا اسپاتیفای، یک هزار (یا ۲۰۰ میلیون) دلار برای میزبانی محتوای خود به مردم پرداخت میکند، دیگر یک پلتفرم باز نیست.
ایدههایی که به اشتراک گذاشته میشوند، ارزشآفرین هستند. ایدههای خوب، موتور محرکهی آیندهی ما هستند. وقتی ایدهسازان، مسئولیت کارشان را بر عهده میگیرند، همه سود میکنند.
پلتفرمهای باز، تقریباً همیشه به هرج و مرج، عوارض جانبی منفی و هرزنامههای ناشناس میانجامند. من طرفدار انتخاب هستم. مخصوصاً وقتی انتخابکننده، سازمانها و افرادی باشند که مسئولیت تصمیماتشان را برعهده میگیرند.
.
▪️ستگادین ۳۰ بهمن ۱۴۰۰
وقتی فیسبوک یا اسپاتیفای تصمیم میگیرند که بعد از این، چه چیزی را ببینید، انتخابکننده آنها هستند.
این با روش پلتفرمهای باز مثل «تولید پادکست» یا «وبلاگنویسی» تفاوت زیادی دارد.
کنترل در دست کسی است که تصمیم میگیرد... ولی انتخابکردن، مسئولیت میآورد.
حرفزدن دربارهی «آزادی بیان» و «پلتفرمهای باز» در بخشهای زیادی از فرهنگ ما، مخصوصاً در حیطهی فناوری، مد شده است. گویی اینها فضایل اخلاقی نابی هستند. ولی زمانی که اپل، پادکستی را در صفحهی اولش قرار میدهد یا گوگل تصمیم میگیرد فلان وبلاگ را در پوشهی تبلیغات برای شما قرار دهد یا اسپاتیفای تصمیم میگیرد که یک آهنگ یا پادکست را بیشتر از دیگری تبلیغ کند، دیگر واقعاً نمیتوان به آنها پلتفرم باز گفت. اشخاص و سازمانها، اغلب زمانی از اصطلاحاتی چون «آزادی بیان» و «پلتفرم باز» استفاده میکنند که بخواهند از چیزی به دردنخور دفاع کنند.
وقتی پای پول به قضیه باز میشود، این مسئله، بازهم پیچیدهتر میشود. میان یک پلتفرم باز و الگوریتمی که افراد به کار میبرند تا یک وب سایت را در لیست هرزنامهها قرار دهند و دیگری را فقط به خاطر سود مالی، در بالاترین رتبه بگذارند، تفاوت وجود دارد. وقتی یوتیوب یا اسپاتیفای، یک هزار (یا ۲۰۰ میلیون) دلار برای میزبانی محتوای خود به مردم پرداخت میکند، دیگر یک پلتفرم باز نیست.
ایدههایی که به اشتراک گذاشته میشوند، ارزشآفرین هستند. ایدههای خوب، موتور محرکهی آیندهی ما هستند. وقتی ایدهسازان، مسئولیت کارشان را بر عهده میگیرند، همه سود میکنند.
پلتفرمهای باز، تقریباً همیشه به هرج و مرج، عوارض جانبی منفی و هرزنامههای ناشناس میانجامند. من طرفدار انتخاب هستم. مخصوصاً وقتی انتخابکننده، سازمانها و افرادی باشند که مسئولیت تصمیماتشان را برعهده میگیرند.
.
Seth's Blog
Who chooses?
When Google or Facebook or Spotify decide what you’ll see next, they’re making a choice. That’s very different from an open platform like “podcasting” or “bloggi…
▪️گزینهی دوم
▪️ستگادین ۳ اسفند ۱۴۰۰
یکی از دوستانم در حال فروش خانه است. ظاهراً امروزه صاحبان بنگاه املاک، نظرات و نقدهای خریداران بالقوه را دربارهی خانهها اعلام میکنند و دوست دیوانهی من، آن نظرات را میخواند!
البته که خواندن این نظرات، فوقالعاده مضر است. او که نمیتواند خانهاش را دوباره بسازد. نباید به حرف مردمی که کابینتها یا چیدمان خانه را نمیپسندند گوش داد. مخصوصاً که نیمی از نظرات با نیمی دیگر متناقض هستند.
در قسمت نظرات، کسی که شایستگی ندارد یا از نظر عاطفی قادر به پرداخت قیمت خانه نیست، به دنبال حرفی برای گفتن است. ولی انسانها در توضیحدادن احساسات غیرمنطقی خود در قالب دلایل منطقی، واقعاً بد عمل میکنند. پس یک داستان ساختگی برای بیان احساساتشان سرهم میکنند.
ما نیز به همان اندازه در گوشدادن به نظرات دربارهی چیزهایی که نمیتوانیم تغییرشان دهیم، بد عمل میکنیم.
به هر حال، شایسته است که قبل از عمل جراحی، نظر پزشک دیگری را هم بخواهید ولی تقریباً در عرصههای عمومی، نظرات عموم، مفید نیستند.
.
▪️ستگادین ۳ اسفند ۱۴۰۰
یکی از دوستانم در حال فروش خانه است. ظاهراً امروزه صاحبان بنگاه املاک، نظرات و نقدهای خریداران بالقوه را دربارهی خانهها اعلام میکنند و دوست دیوانهی من، آن نظرات را میخواند!
البته که خواندن این نظرات، فوقالعاده مضر است. او که نمیتواند خانهاش را دوباره بسازد. نباید به حرف مردمی که کابینتها یا چیدمان خانه را نمیپسندند گوش داد. مخصوصاً که نیمی از نظرات با نیمی دیگر متناقض هستند.
در قسمت نظرات، کسی که شایستگی ندارد یا از نظر عاطفی قادر به پرداخت قیمت خانه نیست، به دنبال حرفی برای گفتن است. ولی انسانها در توضیحدادن احساسات غیرمنطقی خود در قالب دلایل منطقی، واقعاً بد عمل میکنند. پس یک داستان ساختگی برای بیان احساساتشان سرهم میکنند.
ما نیز به همان اندازه در گوشدادن به نظرات دربارهی چیزهایی که نمیتوانیم تغییرشان دهیم، بد عمل میکنیم.
به هر حال، شایسته است که قبل از عمل جراحی، نظر پزشک دیگری را هم بخواهید ولی تقریباً در عرصههای عمومی، نظرات عموم، مفید نیستند.
.
Seth's Blog
A second opinion
A friend is selling his house. Apparently, real estate brokers now have a way of reporting the comments (reviews) from potential buyers at open houses, and he was crazy enough to read them. Of cour…
▪️مراقب باش که چه آرزویی میکنی
▪️ستگادین ۵ اسفند ۱۴۰۰
ممکن است به آرزویت نرسی.
ولی در تعقیب این آرزو، کارهایت تغییر خواهند کرد. چیزهایی که میبینی، روابطی که داری و فداکاریهایی که میکنی هم تغییر خواهند کرد.
آرزوهایی که میکنیم، ما را تغییر میدهند.
.
▪️ستگادین ۵ اسفند ۱۴۰۰
ممکن است به آرزویت نرسی.
ولی در تعقیب این آرزو، کارهایت تغییر خواهند کرد. چیزهایی که میبینی، روابطی که داری و فداکاریهایی که میکنی هم تغییر خواهند کرد.
آرزوهایی که میکنیم، ما را تغییر میدهند.
.
Seth's Blog
Be careful what you wish for
You might not get it. But as you pursue this wish, you’ll change what you do, what you see, who you connect with and the sacrifices you make along the way. Our wishes change us.
▪️تلهها و خیالات رایج در اقتصاد نوین
▪️ستگادین ۶ اسفند ۱۴۰۰
این کارهای اقتصادی، بچهبازی نیست.
ولی بعضی از نصیحتهایی که مردم آنها را پذیرفتهاند، ما را یاد حرفهای ناپخته و بچگانه میاندازد. هرچه دیگران میگویند، حقیقت ندارد:
میتوان بدون هیچ ریسکی، یک شبه پولدار شد.
اگر کسی توانسته مقداری ارز دیجیتال یا توکن غیرقابل معاوضه(NFT) بخرد و حالا شانس به او رو کرده است، دلیل نمیشود که شما هم خواهید توانست. موفقیت وقتی به چشم میآید که شانس موفقیت یک فرد، کم باشد ولی باز هم موفق شود.
هر پلتفرم رسانهی اجتماعی، ستارههایی دارد و اگر شما نیز مسیر آنها را بروید، یکی از ستارهها خواهید شد.
امروزه بیش از هر زمانی در تاریخ، ستارههای رسانهای وجود دارد. ولی منحنی توزیع توانی، به وضوح میگوید: اکثر افراد نمیتوانند یک ستارهی مفید و به دردبخور برای جامعه باشند. تقلید از کاری که آخرین ستاره انجامش داده است، باعث نمیشود که دستاورد آخرین ستاره هم نصیب شما شود.
بهترین راه برای جمعکردن فالوور آنلاین، آنست که کاملاً قابل اعتماد باشید.
«کیانو ریوز»، همان «نئو» نیست. بلکه یک بازیگر است. «یوسو اندور» وقتی حسش را داشته باشد به صحنه نمیرود، بلکه وقتی میرود که زمان نمایش فرا رسیده است. جهان، هرگز شما را نخواهد شناخت ولی شما را قضاوت خواهد کرد. یا حداقل، شمایی را قضاوت خواهد کرد که آن را به صورت آنلاین نمایش دادهاید.
دشوارترین قسمت تجارت آنلاین، ساختن وبسایت خودتان است.
در واقع ساختن وبسایت، فقط مرحلهای است که با انجام آن، به صفحهی نمایش زندهی آنلاین وارد میشوید. وبسایت، بمنزلهی لباس برای شماست، نه راهی برای تعامل واقعی با جهان. قسمت دشوار کار، پیداکردن یک مخاطب و بهرهبرداری از شکاکیت است. قسمت دشوار کار، ایجاد یک جامعه و رهبری و ساختن چیزی است که مردم میخواهند.
فریلنسربودن، یعنی داشتن شغلی بدون یک رئیس.
خب، باز هم شما یک رئیس دارید: خودتان. که احتمالاً رئیس خوبی هم نیستید. فریلنسرها قسمتی از روزشان را کار میکنند و بقیهی روز را صرف بدستآوردن مشتریان بهتر میکنند.
قسمت دشوار کار، انجامدادن کار است.
.
▪️ستگادین ۶ اسفند ۱۴۰۰
این کارهای اقتصادی، بچهبازی نیست.
ولی بعضی از نصیحتهایی که مردم آنها را پذیرفتهاند، ما را یاد حرفهای ناپخته و بچگانه میاندازد. هرچه دیگران میگویند، حقیقت ندارد:
میتوان بدون هیچ ریسکی، یک شبه پولدار شد.
اگر کسی توانسته مقداری ارز دیجیتال یا توکن غیرقابل معاوضه(NFT) بخرد و حالا شانس به او رو کرده است، دلیل نمیشود که شما هم خواهید توانست. موفقیت وقتی به چشم میآید که شانس موفقیت یک فرد، کم باشد ولی باز هم موفق شود.
هر پلتفرم رسانهی اجتماعی، ستارههایی دارد و اگر شما نیز مسیر آنها را بروید، یکی از ستارهها خواهید شد.
امروزه بیش از هر زمانی در تاریخ، ستارههای رسانهای وجود دارد. ولی منحنی توزیع توانی، به وضوح میگوید: اکثر افراد نمیتوانند یک ستارهی مفید و به دردبخور برای جامعه باشند. تقلید از کاری که آخرین ستاره انجامش داده است، باعث نمیشود که دستاورد آخرین ستاره هم نصیب شما شود.
بهترین راه برای جمعکردن فالوور آنلاین، آنست که کاملاً قابل اعتماد باشید.
«کیانو ریوز»، همان «نئو» نیست. بلکه یک بازیگر است. «یوسو اندور» وقتی حسش را داشته باشد به صحنه نمیرود، بلکه وقتی میرود که زمان نمایش فرا رسیده است. جهان، هرگز شما را نخواهد شناخت ولی شما را قضاوت خواهد کرد. یا حداقل، شمایی را قضاوت خواهد کرد که آن را به صورت آنلاین نمایش دادهاید.
دشوارترین قسمت تجارت آنلاین، ساختن وبسایت خودتان است.
در واقع ساختن وبسایت، فقط مرحلهای است که با انجام آن، به صفحهی نمایش زندهی آنلاین وارد میشوید. وبسایت، بمنزلهی لباس برای شماست، نه راهی برای تعامل واقعی با جهان. قسمت دشوار کار، پیداکردن یک مخاطب و بهرهبرداری از شکاکیت است. قسمت دشوار کار، ایجاد یک جامعه و رهبری و ساختن چیزی است که مردم میخواهند.
فریلنسربودن، یعنی داشتن شغلی بدون یک رئیس.
خب، باز هم شما یک رئیس دارید: خودتان. که احتمالاً رئیس خوبی هم نیستید. فریلنسرها قسمتی از روزشان را کار میکنند و بقیهی روز را صرف بدستآوردن مشتریان بهتر میکنند.
قسمت دشوار کار، انجامدادن کار است.
.
Seth's Blog
Common pitfalls and myths of the new economy
It’s not high school. But some of the advice that people are embracing reminds us of those days… Things that everyone tells you that aren’t true: It’s possible to get rich quickly…
▪️مسائل سخت
▪️ستگادین ۷ اسفند ۱۴۰۰
در اغلب موارد، مسائل آسان، توهمی بیش نیستند. اگر آنها واقعی و آسان بودند که قبلاً حل میشدند.
از طرف دیگر، مسائل سخت تا زمانی که فردی با بصیرت، فداکار و متعهد از راه برسد و با آن مسائل دست به گریبان شود، پابرجا میمانند.
جستجوی مسائل سخت، بسیار موثرتر از اجتناب از آنهاست.
.
▪️ستگادین ۷ اسفند ۱۴۰۰
در اغلب موارد، مسائل آسان، توهمی بیش نیستند. اگر آنها واقعی و آسان بودند که قبلاً حل میشدند.
از طرف دیگر، مسائل سخت تا زمانی که فردی با بصیرت، فداکار و متعهد از راه برسد و با آن مسائل دست به گریبان شود، پابرجا میمانند.
جستجوی مسائل سخت، بسیار موثرتر از اجتناب از آنهاست.
.
Seth's Blog
Difficult problems
The easy problems are often an illusion. If they were real and they were easy, they’d be solved already. Difficult problems, on the other hand, stick around until someone with insight, dedica…
▪️هرج و مرج، رابطه و سیستمهای صنعتی
▪️ستگادین ۸ اسفند ۱۴۰۰
سیستمهای صنعتی به خاطر قابل پیشبینیبودنشان پیشرفت میکنند. پیشبینیپذیری باعث روانشدن زنجیرهی تأمین، بهبود بهرهوری و آسایش بیشتر شرکا میشود.
در سیستمهای صنعتی، فردا شبیه دیروز است. فقط شاید فردا کمی سریعتر یا ارزانتر از دیروز باشد.
ولی پیشرفتها، خلاقیت و روابط انسانی از پیشبینیپذیری سرچشمه نمیگیرند. آنها از تعاملات غیرقابل پیشبینی به همراه ایدهها و صداهای ناشناخته بوجود میآیند.
تقریباً همهی پرفروشها، چیزهای غافلگیرکنندهای هستند. هر ایدهی بزرگی از سمت چپ میآید ولی اگر شما وقتتان را صرف تماشای سمت چپ کنید، آنها از سمت راست سر در میآورند.
هرج و مرج، ناراحتکننده است. مخصوصاً اگر مدل ذهنی صنعتیشده داشته باشید. ولی با وجود افراد درست در جای درست، هرج و مرج، فرصتها و امکانها را ایجاد میکند.
عمداً هرج و مرج ایجاد کنید.
.
▪️ستگادین ۸ اسفند ۱۴۰۰
سیستمهای صنعتی به خاطر قابل پیشبینیبودنشان پیشرفت میکنند. پیشبینیپذیری باعث روانشدن زنجیرهی تأمین، بهبود بهرهوری و آسایش بیشتر شرکا میشود.
در سیستمهای صنعتی، فردا شبیه دیروز است. فقط شاید فردا کمی سریعتر یا ارزانتر از دیروز باشد.
ولی پیشرفتها، خلاقیت و روابط انسانی از پیشبینیپذیری سرچشمه نمیگیرند. آنها از تعاملات غیرقابل پیشبینی به همراه ایدهها و صداهای ناشناخته بوجود میآیند.
تقریباً همهی پرفروشها، چیزهای غافلگیرکنندهای هستند. هر ایدهی بزرگی از سمت چپ میآید ولی اگر شما وقتتان را صرف تماشای سمت چپ کنید، آنها از سمت راست سر در میآورند.
هرج و مرج، ناراحتکننده است. مخصوصاً اگر مدل ذهنی صنعتیشده داشته باشید. ولی با وجود افراد درست در جای درست، هرج و مرج، فرصتها و امکانها را ایجاد میکند.
عمداً هرج و مرج ایجاد کنید.
.
Seth's Blog
Chaos, connection and industrial systems
Industrial systems thrive on predictability. It smooths out the supply chain, improves efficiency and makes many of the participants more comfortable. Tomorrow is like yesterday, but perhaps a litt…
▪️بیاختیار غرزدن
▪️ستگادین ۹ اسفند ۱۴۰۰
وقتی یک مشتری، یک رئیس یا یک کارمند، درخواست ویژهای میکند، اشکالی ندارد اگر کمی از کوره در بروید. ممکن است این خشم، وقت یا هزینه زیادی از شما بگیرد. ممکن است سر و صدا ایجاد شود که ارزشش را نداشته باشد.
ولی بعد از این عصبانیت و غرزدن، میتوانید بگویید: نه.
ولی اگر بله بگویید، بهای بلهگفتنتان را تمام و کمال خواهید پرداخت.
در غیر اینصورت، بلهتان ارزشی نخواهد داشت. اگر هم غر بزنید، دیگر بلهگفتنتان، لطف خود را از دست میدهد.
وقتی جلوی بروز کینه را بگیریم و غر نزنیم، به این معناست که دستمان پر از گزینههایی است که بعداً میتوانیم بهترینشان را انتخاب کنیم و انجام دهیم.
.
▪️ستگادین ۹ اسفند ۱۴۰۰
وقتی یک مشتری، یک رئیس یا یک کارمند، درخواست ویژهای میکند، اشکالی ندارد اگر کمی از کوره در بروید. ممکن است این خشم، وقت یا هزینه زیادی از شما بگیرد. ممکن است سر و صدا ایجاد شود که ارزشش را نداشته باشد.
ولی بعد از این عصبانیت و غرزدن، میتوانید بگویید: نه.
ولی اگر بله بگویید، بهای بلهگفتنتان را تمام و کمال خواهید پرداخت.
در غیر اینصورت، بلهتان ارزشی نخواهد داشت. اگر هم غر بزنید، دیگر بلهگفتنتان، لطف خود را از دست میدهد.
وقتی جلوی بروز کینه را بگیریم و غر نزنیم، به این معناست که دستمان پر از گزینههایی است که بعداً میتوانیم بهترینشان را انتخاب کنیم و انجام دهیم.
.
Seth's Blog
One sigh per yes
When a client, a boss or an employee makes a special request, it’s okay to get a little bent out of shape. It might cost you extra time or money, it might be a hassle, it might not be deserve…
▪️پیداکردن راه
▪️ستگادین ۱۳ اسفند ۱۴۰۰
نقشه میتواند صحیح باشد ولی به این معنا نیست که ما را به مقصد خواهد رساند.
امضاء میتواند قانونی باشد ولی به این معنا نیست که اثربخش هم خواهد بود.
ما با دستورالعملها، ویدیوها، آگهیها و انواع راهکارها محاصره شدهایم.
ولی یک نقشه، فقط وقتی به درد میخورد که کمکمان کند.
پیداکردن راه خودمان، یافتن شغل و تغییر ذهنیتمان، همگی شکلی از پیداکردن راه محسوب میشوند. درحالیکه طبقهبندی ذهنی ما از جهان، با شیوهی ساختهشدنِ جهان واقعی، مطابقت ندارد.
شما میتوانید چشمبسته تا خانهی دوران کودکیتان رانندگی کنید ولی شاید نتوانید نحوهی رسیدن به آنجا را برای کس دیگری رسم کنید.
با درک این نکته که کار ما، کمک به دیگران برای پیداکردن راهشان است، نیمی از وظیفهمان را انجام دادهایم.
.
▪️ستگادین ۱۳ اسفند ۱۴۰۰
نقشه میتواند صحیح باشد ولی به این معنا نیست که ما را به مقصد خواهد رساند.
امضاء میتواند قانونی باشد ولی به این معنا نیست که اثربخش هم خواهد بود.
ما با دستورالعملها، ویدیوها، آگهیها و انواع راهکارها محاصره شدهایم.
ولی یک نقشه، فقط وقتی به درد میخورد که کمکمان کند.
پیداکردن راه خودمان، یافتن شغل و تغییر ذهنیتمان، همگی شکلی از پیداکردن راه محسوب میشوند. درحالیکه طبقهبندی ذهنی ما از جهان، با شیوهی ساختهشدنِ جهان واقعی، مطابقت ندارد.
شما میتوانید چشمبسته تا خانهی دوران کودکیتان رانندگی کنید ولی شاید نتوانید نحوهی رسیدن به آنجا را برای کس دیگری رسم کنید.
با درک این نکته که کار ما، کمک به دیگران برای پیداکردن راهشان است، نیمی از وظیفهمان را انجام دادهایم.
.
▪️کارتان را برای ما نمایش دهید
▪️ستگادین ۱۴ اسفند ۱۴۰۰
دربارهی کسانی که رزومهی مشهوری دارند، افسانهها شنیدهایم. کسانی که برای برندهایی کار کردهاند که اسمشان به گوشمان خورده است و پروژههایی را با موفقیت پشت سر گذاشتهاند.
ما فایدهی شککردن را نصیب کسی میکنیم که اقدام به «توسعهی اپلیکیشن Slack» یا «فروش در گوگل» کرده است. ولی این افراد، عموماً کاری انجام ندادهاند، بجز صبوری و عملکرد خیلی خوب در رفتن به جلسات.
کدهایی که نوشتهاید را برای ما نمایش دهید. ارائههای دشواری را که ترتیب دادهاید برایمان نمایش دهید. بیش از همهی اینها، کارهایی را به ما نمایش دهید که انجام دادهاید، درحالیکه هیچ کس از شما درخواست نکرده بود که انجامش دهید. وقتی اختیار شما دست خودتان باشد، چه چیز آنقدر برایتان مهم است که شما را به حرکت درآورد؟
ما به کار گروهی نیاز داریم ولی به افرادی که میتوانند استادانه با ابزارهایشان کار کنند و امور را پیش ببرند هم نیاز داریم.
.
▪️ستگادین ۱۴ اسفند ۱۴۰۰
دربارهی کسانی که رزومهی مشهوری دارند، افسانهها شنیدهایم. کسانی که برای برندهایی کار کردهاند که اسمشان به گوشمان خورده است و پروژههایی را با موفقیت پشت سر گذاشتهاند.
ما فایدهی شککردن را نصیب کسی میکنیم که اقدام به «توسعهی اپلیکیشن Slack» یا «فروش در گوگل» کرده است. ولی این افراد، عموماً کاری انجام ندادهاند، بجز صبوری و عملکرد خیلی خوب در رفتن به جلسات.
کدهایی که نوشتهاید را برای ما نمایش دهید. ارائههای دشواری را که ترتیب دادهاید برایمان نمایش دهید. بیش از همهی اینها، کارهایی را به ما نمایش دهید که انجام دادهاید، درحالیکه هیچ کس از شما درخواست نکرده بود که انجامش دهید. وقتی اختیار شما دست خودتان باشد، چه چیز آنقدر برایتان مهم است که شما را به حرکت درآورد؟
ما به کار گروهی نیاز داریم ولی به افرادی که میتوانند استادانه با ابزارهایشان کار کنند و امور را پیش ببرند هم نیاز داریم.
.
▪️جهش
▪️ستگادین ۱۵ اسفند ۱۴۰۰
بازاریابی، تغییر به وجود میآورد. و برای انسانها، تغییر خطی، بندرت اتفاق میافتد. یک لحظه قبل و یک لحظه بعد از تصمیمگیری وجود دارد که عدهای از مردم، آن لحظه را هیجانانگیز میدانند و بقیه در آن لحظه، عصبی و ناراحت میشوند.
وقتی یک فروشنده، قدمی برای جهش برنمیدارد، مشتریاش نیز خدمات خوبی دریافت نمیکند. درحالیکه «وضعیت موجود» با قدرت حفظ میشود و صاحباختیار تغییر آن ماییم، ولی خیلی از ما در اقدام به تغییر «وضعیت موجود»، شکست خواهیم خورد.
از آن طرف، وقتی بازاریابی و فروشندگان، بیش از حد [برای تصمیمسازی] فشار میآورند، اعتماد مشتری سلب میشود. مردم با زور و فریب، کاری میکنند که نمیخواستند و بدین ترتیب، روابط از هم گسسته میشود.
زمانی پیشرفت اتفاق میافتد که اشخاص و سازمانها تصمیم بگیرند که بدنبال امکانها و فرصتها باشند. و این کار بازاریابهایی است که آمادهاند تا به ایشان در پذیرش آن امکانها و فرصتها، یاری رسانند.
.
▪️ستگادین ۱۵ اسفند ۱۴۰۰
بازاریابی، تغییر به وجود میآورد. و برای انسانها، تغییر خطی، بندرت اتفاق میافتد. یک لحظه قبل و یک لحظه بعد از تصمیمگیری وجود دارد که عدهای از مردم، آن لحظه را هیجانانگیز میدانند و بقیه در آن لحظه، عصبی و ناراحت میشوند.
وقتی یک فروشنده، قدمی برای جهش برنمیدارد، مشتریاش نیز خدمات خوبی دریافت نمیکند. درحالیکه «وضعیت موجود» با قدرت حفظ میشود و صاحباختیار تغییر آن ماییم، ولی خیلی از ما در اقدام به تغییر «وضعیت موجود»، شکست خواهیم خورد.
از آن طرف، وقتی بازاریابی و فروشندگان، بیش از حد [برای تصمیمسازی] فشار میآورند، اعتماد مشتری سلب میشود. مردم با زور و فریب، کاری میکنند که نمیخواستند و بدین ترتیب، روابط از هم گسسته میشود.
زمانی پیشرفت اتفاق میافتد که اشخاص و سازمانها تصمیم بگیرند که بدنبال امکانها و فرصتها باشند. و این کار بازاریابهایی است که آمادهاند تا به ایشان در پذیرش آن امکانها و فرصتها، یاری رسانند.
.
Seth's Blog
The leap
Marketing makes change happen. And for humans, the change is rarely linear. There’s a moment before and a moment after the decision is made. Some people find the moment thrilling, others are …
▪️اختلاف میلیون دلاری
▪️ستگادین ۱۶ اسفند ۱۴۰۰
ضبط یک آلبوم موسیقی خوب که بتواند جزو ۴۰ آلبوم برتر باشد، قبلاً یک میلیون دلار هزینه برمیداشت. حالا شما میتوانید این کار را در اتاق خوابتان هم انجام دهید.
برای تولید یک آگهی بازرگانی تلویزیونی، هر دقیقه آگهی، حدود یک میلیون دلار هزینه داشت.
در سال ۱۹۹۶، یک میلیون دلار صرف ساختن یک ماشین ارسال ایمیل انبوه برای «بازاریابی مبتنی بر اجازهی مشتری»(permission based marketing) میشد.
و شما برای ساختن یک وبسایت که میتوانست با حفظ ترافیک زیاد، همچنان بالا بماند یا برای حضور به سبک یک رسانهی اجتماعی با یک میلیون نفر کاربر، به یک میلیون دلار نیاز داشتید.
امروزه همهی اینها به طرزی باورنکردنی ارزان شدهاند.
امروزه یک بازاریاب کهنهکار در واکنش به این ارزانی ابزارها، احساس آرامش میکند.
ولی در واقع کاهش هزینهها به این معناست که دیگر قیمت، مانعی بحساب نمیآید و وقتی نوبت به تولید پیامتان، فیلمتان، آهنگتان، وبسایتتان و کتابتان میرسد، دیگر همه میتوانند به همان خوبی، همان کار را انجام دهند.
با اینکه بیش از یک دهه از کاهش چشمگیر این اختلاف گذشته، بازاریابهای بزرگ و بازیگران صنعت، هنوز هم طوری رفتار میکنند که انگار اختلاف فاحشی وجود دارد و محصول «حرفهای» آنها فقط در حال رقابت با دیگران بر سر جلب توجه است.
فراوانی، نوع جدیدی از کمبود را ایجاد میکند.
.
▪️ستگادین ۱۶ اسفند ۱۴۰۰
ضبط یک آلبوم موسیقی خوب که بتواند جزو ۴۰ آلبوم برتر باشد، قبلاً یک میلیون دلار هزینه برمیداشت. حالا شما میتوانید این کار را در اتاق خوابتان هم انجام دهید.
برای تولید یک آگهی بازرگانی تلویزیونی، هر دقیقه آگهی، حدود یک میلیون دلار هزینه داشت.
در سال ۱۹۹۶، یک میلیون دلار صرف ساختن یک ماشین ارسال ایمیل انبوه برای «بازاریابی مبتنی بر اجازهی مشتری»(permission based marketing) میشد.
و شما برای ساختن یک وبسایت که میتوانست با حفظ ترافیک زیاد، همچنان بالا بماند یا برای حضور به سبک یک رسانهی اجتماعی با یک میلیون نفر کاربر، به یک میلیون دلار نیاز داشتید.
امروزه همهی اینها به طرزی باورنکردنی ارزان شدهاند.
امروزه یک بازاریاب کهنهکار در واکنش به این ارزانی ابزارها، احساس آرامش میکند.
ولی در واقع کاهش هزینهها به این معناست که دیگر قیمت، مانعی بحساب نمیآید و وقتی نوبت به تولید پیامتان، فیلمتان، آهنگتان، وبسایتتان و کتابتان میرسد، دیگر همه میتوانند به همان خوبی، همان کار را انجام دهند.
با اینکه بیش از یک دهه از کاهش چشمگیر این اختلاف گذشته، بازاریابهای بزرگ و بازیگران صنعت، هنوز هم طوری رفتار میکنند که انگار اختلاف فاحشی وجود دارد و محصول «حرفهای» آنها فقط در حال رقابت با دیگران بر سر جلب توجه است.
فراوانی، نوع جدیدی از کمبود را ایجاد میکند.
.
Seth's Blog
The million-dollar gap
To make an album of music good enough to make it to the Top 40, it used to cost a million dollars. Now you can do it in your bedroom. To make a commercial for network TV, a minute of footage cost a…
▪️سه معضل در مراقبتهای بهداشتی
▪️ستگادین ۱۷ اسفند ۱۴۰۰
فناوری/علم
منابع
اطلاعات
مدتهای زیادی بود که سرنخی در دست نداشتیم. چیزی دربارهی میکروبها و ویروسها نمیدانستیم. فکر میکردیم که زخمها توسط ساندویچ پاسترامی ایجاد میشوند! برای حجامتکردن به سلمانی میرفتیم و ژنها و تکامل را درک نمیکردیم.
فناوری در پزشکی، علم درک و مداخله، جهش بزرگی به وجود آورده است. بیشترین عوامل بیماریزا، بخوبی شناخته شدهاند.
ما همگام با افزایش فهم فناوری، به طرز چشمگیری اقدام به افزایش تعداد منابع لازم در مراقبتهای بهداشتی کردهایم. مخصوصاً در قسمتهای پیشرفتهی جهان و همچنین در همهی دنیا، نسبت به گذشته، هزینههای بیشتری صرف فراهمکردن آب تمیز، داروها، جراحی و غیره کردهایم.
در حال حاضر، مسئلهی واقعی در مراقبتهای بهداشتی، اطلاعات است. ما متخصصان خوشنیت در مراقبتهای بهداشتی را با تحمیل فرمها، اسکنها و فرآیندها زمینگیر کردهایم. چرا که نظام پزشکی، راهی بهتر برای جمعآوری و اشتراکگذاری اطلاعات بلد نیست. ما از دست کلاهبردارها، هتاکها و شارلاتانها رنج میکشیم. چون روشی سیستمیک و قابل اعتماد برای اشتراکگذاری کارهای قبلیمان در زمینهی سلامت نداریم. و همگی، سبک زندگی مضری انتخاب کردهایم که سلامت جهان را خیلی بیشتر از هر بیماری دیگری فرسوده و ضعیف میکند.
اطلاعات دربارهی فناوری و منابع، کلید بکارگیری ابزارهای قبلی ماست. چه کسی به کمک نیاز دارد؟ چه موقع نیاز دارد و چه کمکی نیاز دارد؟ ما در این امور ضعیف عمل میکنیم.
از یک منظر، داشتن مسالهای بنام اطلاعات، خبر خوبی است. چون مدام در اطلاعات، بهتر میشویم. ما در عرض دو دهه، از کتابخانهها به گوگل کوچ کردهایم. ما در چند سال گذشته، نسبت به همهی تاریخ ثبتشدهی قبلی، به علوم بیشتر، مکانهای بیشتر، اطلاعات تاریخی بیشتر و بینش رفتاری بیشتری دسترسی پیدا کردهایم.
انسانها در مواجهه با مسائل مربوط به سلامت، همیشه به سمت ترس و خرافات کشیده میشوند. احتمالاً ما همچنان در دام عادات بد و انتخابهایی از روی ترس گرفتار خواهیم شد. شاید پاسخ مساله، یک پیشرفت علمی یا صرف پول بیشتر برای ساختن یک وسیلهی جدید نباشد. شاید پاسخ مساله، در اجازهدادن به پزشکان ماهر برای بکارگیری مهارت مراقبتی و بینششان روی افراد درست در لحظهی مناسب باشد.
.
▪️ستگادین ۱۷ اسفند ۱۴۰۰
فناوری/علم
منابع
اطلاعات
مدتهای زیادی بود که سرنخی در دست نداشتیم. چیزی دربارهی میکروبها و ویروسها نمیدانستیم. فکر میکردیم که زخمها توسط ساندویچ پاسترامی ایجاد میشوند! برای حجامتکردن به سلمانی میرفتیم و ژنها و تکامل را درک نمیکردیم.
فناوری در پزشکی، علم درک و مداخله، جهش بزرگی به وجود آورده است. بیشترین عوامل بیماریزا، بخوبی شناخته شدهاند.
ما همگام با افزایش فهم فناوری، به طرز چشمگیری اقدام به افزایش تعداد منابع لازم در مراقبتهای بهداشتی کردهایم. مخصوصاً در قسمتهای پیشرفتهی جهان و همچنین در همهی دنیا، نسبت به گذشته، هزینههای بیشتری صرف فراهمکردن آب تمیز، داروها، جراحی و غیره کردهایم.
در حال حاضر، مسئلهی واقعی در مراقبتهای بهداشتی، اطلاعات است. ما متخصصان خوشنیت در مراقبتهای بهداشتی را با تحمیل فرمها، اسکنها و فرآیندها زمینگیر کردهایم. چرا که نظام پزشکی، راهی بهتر برای جمعآوری و اشتراکگذاری اطلاعات بلد نیست. ما از دست کلاهبردارها، هتاکها و شارلاتانها رنج میکشیم. چون روشی سیستمیک و قابل اعتماد برای اشتراکگذاری کارهای قبلیمان در زمینهی سلامت نداریم. و همگی، سبک زندگی مضری انتخاب کردهایم که سلامت جهان را خیلی بیشتر از هر بیماری دیگری فرسوده و ضعیف میکند.
اطلاعات دربارهی فناوری و منابع، کلید بکارگیری ابزارهای قبلی ماست. چه کسی به کمک نیاز دارد؟ چه موقع نیاز دارد و چه کمکی نیاز دارد؟ ما در این امور ضعیف عمل میکنیم.
از یک منظر، داشتن مسالهای بنام اطلاعات، خبر خوبی است. چون مدام در اطلاعات، بهتر میشویم. ما در عرض دو دهه، از کتابخانهها به گوگل کوچ کردهایم. ما در چند سال گذشته، نسبت به همهی تاریخ ثبتشدهی قبلی، به علوم بیشتر، مکانهای بیشتر، اطلاعات تاریخی بیشتر و بینش رفتاری بیشتری دسترسی پیدا کردهایم.
انسانها در مواجهه با مسائل مربوط به سلامت، همیشه به سمت ترس و خرافات کشیده میشوند. احتمالاً ما همچنان در دام عادات بد و انتخابهایی از روی ترس گرفتار خواهیم شد. شاید پاسخ مساله، یک پیشرفت علمی یا صرف پول بیشتر برای ساختن یک وسیلهی جدید نباشد. شاید پاسخ مساله، در اجازهدادن به پزشکان ماهر برای بکارگیری مهارت مراقبتی و بینششان روی افراد درست در لحظهی مناسب باشد.
.
Seth's Blog
Three problems of healthcare
Technology/science Resources Information For a long time, we had no clue. We didn’t know about germs or viruses. We thought that ulcers were caused by pastrami sandwiches. We went to the barb…
▪️محاسبهی دقیقهی ۹۰
▪️ستگادین ۱۸ اسفند ۱۴۰۰
شاید خریدن لباس مخصوص رقص برای جشن فارغ التحصیلی، آنهم در ۱۲ سالگی فکر خوبی نباشد. چون نه تنها از اندازه و سبک لباسی که در آینده خواهید پوشید مطمئن نیستید، حتی نمیدانید که اصلاً به آن جشن خواهید رفت یا نه؟
از آن طرف، پرکردن فرم اظهارنامهی مالیاتی، یک ساعت مانده به مهلت پایانی، ریسکی غیر قابل جبران است.
ما برای انجام کارها، به آسانی به صبرکردن تا دقیقهی ۹۰ عادت میکنیم. به محض اینکه روی بحرانهای [ احتمالی در آینده] تمرکز کنید، میفهمید که صرف تمرکز و انرژی برای طراحی یک نقشهی راه، واقعاً دشوار است. با اینحال، صبرکردن تا دقیقهی ۹۰ میتواند پرریسک و پرهزینه باشد.
- اگر یک اتفاق، بسیار دور از شماست
- بعید است رخ بدهد
- اگر اتفاق بیفتد، خرج چندانی ندارد
- برنامهریزی پیشرفته هم اثری روی نتایج آن ندارد
احتمالاً صبرکردن تا دقیقهی ۹۰ ، استراتژی هوشمندانهای باشد.
از آن طرف، اتفاقاتی که ترکیبی از موارد زیر هستند:
- قطعیاند
- متغیرهای شناختهشدهای دارند
- اگر اتفاق بیفتند، پرخرجاند( و اگر در حال حاضر به آنها رسیدگی شود، کمخرج هستند)
در این صورت باید برای آنها برنامهریزی دقیقی صورت گیرد...
.
▪️ستگادین ۱۸ اسفند ۱۴۰۰
شاید خریدن لباس مخصوص رقص برای جشن فارغ التحصیلی، آنهم در ۱۲ سالگی فکر خوبی نباشد. چون نه تنها از اندازه و سبک لباسی که در آینده خواهید پوشید مطمئن نیستید، حتی نمیدانید که اصلاً به آن جشن خواهید رفت یا نه؟
از آن طرف، پرکردن فرم اظهارنامهی مالیاتی، یک ساعت مانده به مهلت پایانی، ریسکی غیر قابل جبران است.
ما برای انجام کارها، به آسانی به صبرکردن تا دقیقهی ۹۰ عادت میکنیم. به محض اینکه روی بحرانهای [ احتمالی در آینده] تمرکز کنید، میفهمید که صرف تمرکز و انرژی برای طراحی یک نقشهی راه، واقعاً دشوار است. با اینحال، صبرکردن تا دقیقهی ۹۰ میتواند پرریسک و پرهزینه باشد.
- اگر یک اتفاق، بسیار دور از شماست
- بعید است رخ بدهد
- اگر اتفاق بیفتد، خرج چندانی ندارد
- برنامهریزی پیشرفته هم اثری روی نتایج آن ندارد
احتمالاً صبرکردن تا دقیقهی ۹۰ ، استراتژی هوشمندانهای باشد.
از آن طرف، اتفاقاتی که ترکیبی از موارد زیر هستند:
- قطعیاند
- متغیرهای شناختهشدهای دارند
- اگر اتفاق بیفتند، پرخرجاند( و اگر در حال حاضر به آنها رسیدگی شود، کمخرج هستند)
در این صورت باید برای آنها برنامهریزی دقیقی صورت گیرد...
.
Seth's Blog
Calculating the last minute
It probably doesn’t pay to buy your prom dress when you are 12 years old. You’re not sure of the size, not sure of what styles will be like and not even sure you want to go. On the othe…
▪️خودتان را گیر بیاندازید
▪️ستگادین ۱۹ اسفند ۱۴۰۰
چه ترسناک! نکته همینجاست.
یک تاریخ دقیق تعیین کنید: دیگر گیرافتادید!
نوع خاصی از مشتری را برای خودتان تعیین و توصیف کنید یا حتی یکی را به نام انتخاب کنید.
به طور واقعاً شفاف مشخص کنید که به دنبال ایجاد کدام تغییر هستید؟
از نام خودتان استفاده کنید.
قیمت منصفانهای اعلام کنید.
ادعا کنید که چیزی برای گفتن دارید.
بدانید که چه کاری میکنید و آگاهانه دست به اقدام بزنید.
از فریبکاری و ایجاد هیاهو بپرهیزید.
اینها همگی راههایی هستند تا خودتان را گیر بیاندازید(زیر بار مسئولیت بروید). برای گیرافتادن، چه جایی بهتر از اینها؟
.
▪️ستگادین ۱۹ اسفند ۱۴۰۰
چه ترسناک! نکته همینجاست.
یک تاریخ دقیق تعیین کنید: دیگر گیرافتادید!
نوع خاصی از مشتری را برای خودتان تعیین و توصیف کنید یا حتی یکی را به نام انتخاب کنید.
به طور واقعاً شفاف مشخص کنید که به دنبال ایجاد کدام تغییر هستید؟
از نام خودتان استفاده کنید.
قیمت منصفانهای اعلام کنید.
ادعا کنید که چیزی برای گفتن دارید.
بدانید که چه کاری میکنید و آگاهانه دست به اقدام بزنید.
از فریبکاری و ایجاد هیاهو بپرهیزید.
اینها همگی راههایی هستند تا خودتان را گیر بیاندازید(زیر بار مسئولیت بروید). برای گیرافتادن، چه جایی بهتر از اینها؟
.
▪️اندازهگیریهای آسان
▪️ستگادین ۲۱ اسفند ۱۴۰۰
سیستم تنبل است و روی چیزهایی تمرکز میکند که اندازهگیریشان آسان باشد: سرعت تایپ شما، امتیاز شما در آزمون، تعداد فالوورهایتان.
یک راه پیشرفت، یادگیری بصیرت است. شما میتوانید ارزشی را که نادیده گرفته شده است کشف کنید. آنهم با اندازهگیری چیزی که اندازهگیری آن سخت باشد.
کسب انرژی و تعهد برای انجام کارهایی که دیگران ممکن است نتوانند در کوتاهمدت آن را به آسانی اندازه بگیرند، بهترین راه برای ایجاد تفاوت است.
.
▪️ستگادین ۲۱ اسفند ۱۴۰۰
سیستم تنبل است و روی چیزهایی تمرکز میکند که اندازهگیریشان آسان باشد: سرعت تایپ شما، امتیاز شما در آزمون، تعداد فالوورهایتان.
یک راه پیشرفت، یادگیری بصیرت است. شما میتوانید ارزشی را که نادیده گرفته شده است کشف کنید. آنهم با اندازهگیری چیزی که اندازهگیری آن سخت باشد.
کسب انرژی و تعهد برای انجام کارهایی که دیگران ممکن است نتوانند در کوتاهمدت آن را به آسانی اندازه بگیرند، بهترین راه برای ایجاد تفاوت است.
.
Seth's Blog
The easy measurements
The system is lazy. It focuses on the things that are easy to measure: How fast can you type, what was your score on the test, how many followers do you have? One way to move forward is to learn di…