▪️انواع مختلف آدمها
▪️ ستگادین | یکشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۲
این یک میانبر وسوسهانگیز است.
انواع مختلف آدمها شیرینیهای pop tarts را به پیتزا ترجیح میدهند یا شراب گرانقیمت را به آبجو ترجیح میدهند یا پارکهای تفریحی را به بازی بولینگ ترجیح میدهند.
آدمها درعین حال که همه مثل هم هستند، همه باهم متفاوتند.
درس مفید این است که بدانیم در این لحظه، در این شرایط، این شخص و افرادی که ترجیحات مشابه این شخص را دارند، اغلب یک مسیر مشخص را انتخاب میکنند.
وقتی گروهی از افراد با ترجیحات یا نگرشی مشترک، تصمیم به انجام کاری میگیرند، میتوانیم در ادامهاش، ظهور بازارها و روندهای فرهنگی را هم ببینیم.
اما این افراد، انواع مختلفی ندارند. آنها صرفاً افرادی هستند که به آنچه پیشنهاد میشود پاسخ میدهند یا واکنش نشان میدهند. این بدان معناست که افراد براساس پیشنهادات مختلف و شرایط مختلف میتوانند پاسخهای متفاوتی داشته باشند.
ما برای همیشه به الگوهای رفتاریمان گیر نکردهایم. ما به عادتهایمان نچسبیدهایم و میتوانیم آنها را تغییر دهیم.
.
▪️ ستگادین | یکشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۲
این یک میانبر وسوسهانگیز است.
انواع مختلف آدمها شیرینیهای pop tarts را به پیتزا ترجیح میدهند یا شراب گرانقیمت را به آبجو ترجیح میدهند یا پارکهای تفریحی را به بازی بولینگ ترجیح میدهند.
آدمها درعین حال که همه مثل هم هستند، همه باهم متفاوتند.
درس مفید این است که بدانیم در این لحظه، در این شرایط، این شخص و افرادی که ترجیحات مشابه این شخص را دارند، اغلب یک مسیر مشخص را انتخاب میکنند.
وقتی گروهی از افراد با ترجیحات یا نگرشی مشترک، تصمیم به انجام کاری میگیرند، میتوانیم در ادامهاش، ظهور بازارها و روندهای فرهنگی را هم ببینیم.
اما این افراد، انواع مختلفی ندارند. آنها صرفاً افرادی هستند که به آنچه پیشنهاد میشود پاسخ میدهند یا واکنش نشان میدهند. این بدان معناست که افراد براساس پیشنهادات مختلف و شرایط مختلف میتوانند پاسخهای متفاوتی داشته باشند.
ما برای همیشه به الگوهای رفتاریمان گیر نکردهایم. ما به عادتهایمان نچسبیدهایم و میتوانیم آنها را تغییر دهیم.
.
Seth's Blog
Different kinds of people
It’s a tempting shortcut. Different kinds of people prefer pop tarts to pizza, or prefer expensive wine to beer, or prefer amusement parks to bowling. Except everyone is the same and everyone…
▪️پیشفرضها چه هستند
▪️ ستگادین | دوشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۲
شاید پیشفرضها خیلی وقت پیش انتخاب شدهاند.
یا با فکر بسیار کم انتخاب شدهاند.
ممکن است محدودیتهایی که منجر به این پیشفرضها شدهاند، مدتهاست که از بین رفتهاند.
پیشفرضها ممکن است انتخابهای بد، بیعدالتی یا خروجیهای نامناسب را تداوم بخشند.
بهترین راه برای رفع هر مشکلی این است که به نقطه شروعِ «درست» فکر کنیم.
ممکن است در سیستمهای پایدار(persistent system)، تغییر تنظیمات پیشفرض کار دشواری باشد اما دانستن اینکه این تنظیمات چیستند و چگونه به اینجا رسیدهاند نقطه خوبی برای شروع است.
.
▪️ ستگادین | دوشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۲
شاید پیشفرضها خیلی وقت پیش انتخاب شدهاند.
یا با فکر بسیار کم انتخاب شدهاند.
ممکن است محدودیتهایی که منجر به این پیشفرضها شدهاند، مدتهاست که از بین رفتهاند.
پیشفرضها ممکن است انتخابهای بد، بیعدالتی یا خروجیهای نامناسب را تداوم بخشند.
بهترین راه برای رفع هر مشکلی این است که به نقطه شروعِ «درست» فکر کنیم.
ممکن است در سیستمهای پایدار(persistent system)، تغییر تنظیمات پیشفرض کار دشواری باشد اما دانستن اینکه این تنظیمات چیستند و چگونه به اینجا رسیدهاند نقطه خوبی برای شروع است.
.
Seth's Blog
What are the defaults?
Perhaps they were chosen a very long time ago. Or with very little thought. It could be that the constraints that led to the default are long gone. They might be perpetuating bad choices, injustice…
▪️سختکوشی، سرگرمی و آرمانخواهی
▪️ستگادین | سهشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۲
این تصویر، شبکه سادهای است که به شما کمک میکند در مورد پروژه بعدی، فریلنسری یا استارتاپ خود فکر کنید.
۱- شغل سرگرمی و تفریح: کسب و کارهای «سرگرمکننده» بسیار رایج هستند. شخصی سرگرمی مورد علاقه خود را پیدا میکند و سعی میکند آن را به یک شغل کوتاهمدت(gig) تبدیل کند. چنین شغلهایی با اینکه ممکن است سرگرمکننده باشند، سربالاییهای دشوار و خستهکنندهای دارند. اگر این کاری است که افراد زیادی میتوانند انجامش دهند و مشتریان برایش زیاد ارزش قائل نیستند، ممکن است ارزش وقت شما را نداشته باشد. عکاسی، آوازخوانی یا فلوتزدن، سرگرمیهای خوبی هستند، اما پولدرآوردن از آنها بعنوان شغل، کار سختی است.
۲- شغل نان و آبدار: از سوی دیگر، در ربع بالا سمت راست، فرصتهای بیپایان و شغل و کار فراوانی برای افرادی وجود دارد که میتوانند کارهای دشوار (غیر محبوب) را انجام دهند. آن مشاغل برای مشتریانی که آماده پرداخت هزینه برای حل مشکلاتشان هستند، ارزش بالایی دارد. به همین دلیل یک حسابدار قانونی(forensic accountant) بیشتر از یک نوازنده نیانبان پول درمیآورد.
۳- شغل آرمانگرایانه: اگر تصمیم بگیرید یک مشکل واقعی و دشوار را حل کنید که مستلزم کار و تلاش سخت است، اما به مشتریانی خدمات میدهید که پول کمی دارند، از شما متشکرم. راه درازی در پیش دارید اما اگر به تأثیری که میگذارید اعتقاد دارید، راه مفیدی برای پیشرفت پیدا کردهاید.
۴- شغل سختکوشی و تلاش بیشازحد: در ربع پایین سمت راست یک ورزشکار حرفهای یا مشاغل کوتاهمدت دیگری وجود دارد که فقط اگر واقعاً بهترین در جهان باشید، به خوبی انجامش خواهید داد. فقط قبل از شروع بدانید که در حال ورود به چه نوع شغلی هستید. در این نوع مشاغل، مواجهه با مرحله «شیب»، واقعی و جدی است.
.
[ ستگادین در کتاب شیب (The Dip) از چه چیزی حرف می زند؟
هر پروژه جدید ( شغل، سرگرمی یا شرکت) شروع سرگرمکنندهای دارد... سپس واقعاً اوضاع سخت میشود و دیگر اصلاً سرگرمکننده نیست.
ممکن است شما در آستانه یک سقوط و افت واضح عملکرد قرار داشته باشید. این همان مرحله «شیب» است. این مرحله میتواند یک شکست موقت باشد که اگر با فشار و تلاش به کارتان ادامه دهید اوضاع بهتر میشود. اما شاید واقعاً با یک بنبست کامل مواجه شوید.
چیزی که سوپراستارها را متمایز میکند، توانایی تشخیص این دو است.
برندگانی که به دنبال شیب هستند میدانند که هر چه مانعِ پیش رویشان بزرگتر باشد، پاداشی که برای عبور از آن دریافت خواهند کرد بزرگتر است. اگر بتوانید شیب را شکست دهید تا بهترین باشید، سود، شکوه، شهرت و امنیت طولانیمدتی به دست خواهید آورد.
از طرفی، گروه دیگری از برندگان، کسانی هستند که بمحض تشخیص شیب، پروژه را ترک میکنند. آنها سریع و بدون احساس گناه، دست از آن کار میکشند و تا زمانی که شیب مناسب خودشان را تشخیص داده متعهد به شکست آن باشند وارد نمیشوند.
ما با تشخیص شیب میفهمیم که آیا این پروژه ارزش صرف زمان، تلاش و استعدادهای ما را دارد یا خیر؟ ]
▪️معرفی کتاب شیب در متمم
.
▪️ستگادین | سهشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۲
این تصویر، شبکه سادهای است که به شما کمک میکند در مورد پروژه بعدی، فریلنسری یا استارتاپ خود فکر کنید.
۱- شغل سرگرمی و تفریح: کسب و کارهای «سرگرمکننده» بسیار رایج هستند. شخصی سرگرمی مورد علاقه خود را پیدا میکند و سعی میکند آن را به یک شغل کوتاهمدت(gig) تبدیل کند. چنین شغلهایی با اینکه ممکن است سرگرمکننده باشند، سربالاییهای دشوار و خستهکنندهای دارند. اگر این کاری است که افراد زیادی میتوانند انجامش دهند و مشتریان برایش زیاد ارزش قائل نیستند، ممکن است ارزش وقت شما را نداشته باشد. عکاسی، آوازخوانی یا فلوتزدن، سرگرمیهای خوبی هستند، اما پولدرآوردن از آنها بعنوان شغل، کار سختی است.
۲- شغل نان و آبدار: از سوی دیگر، در ربع بالا سمت راست، فرصتهای بیپایان و شغل و کار فراوانی برای افرادی وجود دارد که میتوانند کارهای دشوار (غیر محبوب) را انجام دهند. آن مشاغل برای مشتریانی که آماده پرداخت هزینه برای حل مشکلاتشان هستند، ارزش بالایی دارد. به همین دلیل یک حسابدار قانونی(forensic accountant) بیشتر از یک نوازنده نیانبان پول درمیآورد.
۳- شغل آرمانگرایانه: اگر تصمیم بگیرید یک مشکل واقعی و دشوار را حل کنید که مستلزم کار و تلاش سخت است، اما به مشتریانی خدمات میدهید که پول کمی دارند، از شما متشکرم. راه درازی در پیش دارید اما اگر به تأثیری که میگذارید اعتقاد دارید، راه مفیدی برای پیشرفت پیدا کردهاید.
۴- شغل سختکوشی و تلاش بیشازحد: در ربع پایین سمت راست یک ورزشکار حرفهای یا مشاغل کوتاهمدت دیگری وجود دارد که فقط اگر واقعاً بهترین در جهان باشید، به خوبی انجامش خواهید داد. فقط قبل از شروع بدانید که در حال ورود به چه نوع شغلی هستید. در این نوع مشاغل، مواجهه با مرحله «شیب»، واقعی و جدی است.
.
[ ستگادین در کتاب شیب (The Dip) از چه چیزی حرف می زند؟
هر پروژه جدید ( شغل، سرگرمی یا شرکت) شروع سرگرمکنندهای دارد... سپس واقعاً اوضاع سخت میشود و دیگر اصلاً سرگرمکننده نیست.
ممکن است شما در آستانه یک سقوط و افت واضح عملکرد قرار داشته باشید. این همان مرحله «شیب» است. این مرحله میتواند یک شکست موقت باشد که اگر با فشار و تلاش به کارتان ادامه دهید اوضاع بهتر میشود. اما شاید واقعاً با یک بنبست کامل مواجه شوید.
چیزی که سوپراستارها را متمایز میکند، توانایی تشخیص این دو است.
برندگانی که به دنبال شیب هستند میدانند که هر چه مانعِ پیش رویشان بزرگتر باشد، پاداشی که برای عبور از آن دریافت خواهند کرد بزرگتر است. اگر بتوانید شیب را شکست دهید تا بهترین باشید، سود، شکوه، شهرت و امنیت طولانیمدتی به دست خواهید آورد.
از طرفی، گروه دیگری از برندگان، کسانی هستند که بمحض تشخیص شیب، پروژه را ترک میکنند. آنها سریع و بدون احساس گناه، دست از آن کار میکشند و تا زمانی که شیب مناسب خودشان را تشخیص داده متعهد به شکست آن باشند وارد نمیشوند.
ما با تشخیص شیب میفهمیم که آیا این پروژه ارزش صرف زمان، تلاش و استعدادهای ما را دارد یا خیر؟ ]
▪️معرفی کتاب شیب در متمم
.
👍1
▪️پیچیده یا دشوارفهم؟
▪️ ستگادین | شنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۲
مسائل دشوارفهم( Complicated problems)، راه حل دارند و اغلب میتوان راه حل را با تجزیه بخشهای پیچیده به قسمتهای کوچکتر پیدا کرد.
[ ؛Complicated systems سیستمهایی هستند که به معنای علمی، پیچیده نیستند، اما اجزای آنها در رابطهای پیچیده، در هم تنیده شده و گره خوردهاند و درک ساختار و نحوه عملکردشان برای فرد غیرمتخصص، چندان ساده نیست...ما وقتی یک ساختار یا روش مواجهه با یک مساله ریاضی یا یک سیستم پیشرفته مخابراتی و الکترونیکی را درک نمیکنیم، آن را با صفت پیچیده توصیف میکنیم. این نوع مفهوم دشواری و پیچیدگی همان چیزی است که در زبان انگلیسی از آن با واژههایی مانند Difficult و Complicated یاد میشود...گاهی اوقات، دشوارفهمبودن و تعبیرهای مشابه، بهتر میتوانند این مفهوم را منتقل کنند. از کتاب پیچیدگی. تألیف محمدرضا شعبانعلی ]
مسائل دشوارفهم، اغلب دارای یک جنبه احساسی هستند، چرا که بخشهایی از مساله وجود دارند که نمیخواهیم از نزدیک به آنها نگاه کنیم یا شخصاً با آنها برخورد داشته باشیم.
اگر به اندازه کافی خوششانس هستید که حل مساله سخت و دشوارفهمی به شما سپرده شده است، بدانید که پشتکار و شجاعت، اغلب میتوانند شما را به جایی که میخواهید برسانند.
اگر مسالهای برای حلکردن وجود ندارد، ممکن است این یک موقعیت سخت و دشوارفهم(complicated situation) باشد. چنین موقعیتی راه حل روشنی ندارد و خبری از وضعیت برد-برد یا پیداکردن راه آسانی برای پیشبرد اوضاع نیست. این فقط موقعیتی است که باید در حد خودش به آن توجه و رسیدگی کنید.
اما یک مساله پیچیده(complex problem) چیزی بسیار متفاوت است.
مسائل پیچیده در واقع مساله نیستند. آنها سیستمهای غیرمعینی(non-determinate) هستند که بر حسب نحوه تعامل ما با آنها تغییر میکنند. کافیست قسمتی از یک مساله پیچیده را دستکاری کنید، خواهید دید که قسمتی دیگر، سیستم را تغییر میدهد. سیستمهای مراقبت بهداشتی، آب و هوا و فناوری همگی مسائل پیچیدهای هستند.
هنگام مواجهه با یک مساله پیچیده، بهتر است این واقعیت را درک کنیم که با سیستمی روبرو هستیم که در طول زمان، تغییر میکند. جایی که قوانین و راه حلها به روشهای غیرقابل پیشبینی تکامل مییابند.
چند راه برای رقصیدن با مسائل پیچیده:
۱- مساله را نامگذاری کنید. اگر شما و تیمتان متوجه شده باشید که با یک سیستم سر و کار دارید، در دام برخورد با آن به روشی که با سایر مشکلات برخورد میکنید، نمیفتید. تا زمانی که سیستمها را نبینیم نمیتوانیم آنها را تعمیر و اصلاح کنیم.
۲- سرزنشکردن یک مسأله پیچیده بخاطر اختلال یک قسمت کوچک، واقعاً دردی را دوا نمیکند. در عوض، میتوانیم آماده باشیم تا روی کل مساله کار کنیم، نه فقط یک علامت.
۳- از حل مسائل پیچیده روی برنگردانید. ما در اعلام آمادگی برای مقابله با مسائلی که حل آنها دشوار به نظر میرسد مردد هستیم. با این حال، از آنجایی که جهانِ ما بیشتر و بیشتر به هم متصل میشود، حل مسائل پیچیده دقیقاً همان چیزی است که از ما خواسته میشود.
۴- یکی از راههای پیشرفت این است که اگر میتوانید، قسمتی از سیستم را جدا کنید و آن قسمت را به یک مساله سخت و دشوارفهم(complicated problem ) تبدیل کنید تا بتوانید راه حل آن قسمت را بیابید. سپس یاد بگیرید، تکامل پیدا کنید و همین روش را تکرار کنید.
.
▪️ ستگادین | شنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۲
مسائل دشوارفهم( Complicated problems)، راه حل دارند و اغلب میتوان راه حل را با تجزیه بخشهای پیچیده به قسمتهای کوچکتر پیدا کرد.
[ ؛Complicated systems سیستمهایی هستند که به معنای علمی، پیچیده نیستند، اما اجزای آنها در رابطهای پیچیده، در هم تنیده شده و گره خوردهاند و درک ساختار و نحوه عملکردشان برای فرد غیرمتخصص، چندان ساده نیست...ما وقتی یک ساختار یا روش مواجهه با یک مساله ریاضی یا یک سیستم پیشرفته مخابراتی و الکترونیکی را درک نمیکنیم، آن را با صفت پیچیده توصیف میکنیم. این نوع مفهوم دشواری و پیچیدگی همان چیزی است که در زبان انگلیسی از آن با واژههایی مانند Difficult و Complicated یاد میشود...گاهی اوقات، دشوارفهمبودن و تعبیرهای مشابه، بهتر میتوانند این مفهوم را منتقل کنند. از کتاب پیچیدگی. تألیف محمدرضا شعبانعلی ]
مسائل دشوارفهم، اغلب دارای یک جنبه احساسی هستند، چرا که بخشهایی از مساله وجود دارند که نمیخواهیم از نزدیک به آنها نگاه کنیم یا شخصاً با آنها برخورد داشته باشیم.
اگر به اندازه کافی خوششانس هستید که حل مساله سخت و دشوارفهمی به شما سپرده شده است، بدانید که پشتکار و شجاعت، اغلب میتوانند شما را به جایی که میخواهید برسانند.
اگر مسالهای برای حلکردن وجود ندارد، ممکن است این یک موقعیت سخت و دشوارفهم(complicated situation) باشد. چنین موقعیتی راه حل روشنی ندارد و خبری از وضعیت برد-برد یا پیداکردن راه آسانی برای پیشبرد اوضاع نیست. این فقط موقعیتی است که باید در حد خودش به آن توجه و رسیدگی کنید.
اما یک مساله پیچیده(complex problem) چیزی بسیار متفاوت است.
مسائل پیچیده در واقع مساله نیستند. آنها سیستمهای غیرمعینی(non-determinate) هستند که بر حسب نحوه تعامل ما با آنها تغییر میکنند. کافیست قسمتی از یک مساله پیچیده را دستکاری کنید، خواهید دید که قسمتی دیگر، سیستم را تغییر میدهد. سیستمهای مراقبت بهداشتی، آب و هوا و فناوری همگی مسائل پیچیدهای هستند.
هنگام مواجهه با یک مساله پیچیده، بهتر است این واقعیت را درک کنیم که با سیستمی روبرو هستیم که در طول زمان، تغییر میکند. جایی که قوانین و راه حلها به روشهای غیرقابل پیشبینی تکامل مییابند.
چند راه برای رقصیدن با مسائل پیچیده:
۱- مساله را نامگذاری کنید. اگر شما و تیمتان متوجه شده باشید که با یک سیستم سر و کار دارید، در دام برخورد با آن به روشی که با سایر مشکلات برخورد میکنید، نمیفتید. تا زمانی که سیستمها را نبینیم نمیتوانیم آنها را تعمیر و اصلاح کنیم.
۲- سرزنشکردن یک مسأله پیچیده بخاطر اختلال یک قسمت کوچک، واقعاً دردی را دوا نمیکند. در عوض، میتوانیم آماده باشیم تا روی کل مساله کار کنیم، نه فقط یک علامت.
۳- از حل مسائل پیچیده روی برنگردانید. ما در اعلام آمادگی برای مقابله با مسائلی که حل آنها دشوار به نظر میرسد مردد هستیم. با این حال، از آنجایی که جهانِ ما بیشتر و بیشتر به هم متصل میشود، حل مسائل پیچیده دقیقاً همان چیزی است که از ما خواسته میشود.
۴- یکی از راههای پیشرفت این است که اگر میتوانید، قسمتی از سیستم را جدا کنید و آن قسمت را به یک مساله سخت و دشوارفهم(complicated problem ) تبدیل کنید تا بتوانید راه حل آن قسمت را بیابید. سپس یاد بگیرید، تکامل پیدا کنید و همین روش را تکرار کنید.
.
Seth's Blog
Complex or complicated?
Complicated problems have a solution, and the solution can often be found by breaking the complicated portions into smaller pieces. And complicated problems often have an emotional component, becau…