همه کلمات خوب قبلا استفاده شده اند
ست گادین ۳ دسامبر ۲۰۱۸
..................................
یکی از دوستان در حال آماده شدن برای انتشار یک ویدیو است . این خانم ، ماه هاست که به سختی روی این ویدیو کار می کند و می خواهد ویدیو توسط افراد مناسب دیده شود .
روال عادی استراتژی SEO
( Search Engine Optimization )
بر این توصیه استوار است : برای اینکه مردم این خانم را پیدا کنند ، باید از کلمات جادویی در عنوان بندی و شرح کار خودش استفاده کند .
مثلا از کلماتی مانند visualize , learn و transform استفاده کند ، چون اغلب مردم این کلمات را جستجو می کنند .
در مورد وبسایت هم این توصیه صدق می کند . کلید واژه هایی انتخاب کن که انبوهی از جستجو های مرتبط را پوشش دهد .
خب ، مثلا اسم شرکت لوله کشی خود را می گذاری : Emergency cheap plumbing
ولی مشکلی وجود دارد : شما حتی در اوایل لیست جستجو هم نمایش داده نمی شوید !
[ می دانید چرا ؟ چون رعایت این توصیه به تنهایی کافی نیست] و میلیونها میلیون فرایند هماهنگ سازی توسط موتورهای جستجو برای یافتن کلمات جادویی ابداع شده است که توسط بازاریاب ها رعایت می شود و خیلی از حرفه ای های این کار ، علاوه بر ترفند کلمات جادویی ، تلاش های سختی برای رسیدن به ابتدای لیست جستجو انجام میدهند .
پس راه حل جایگزین چیست ؟
کلمه منحصربفرد خودتان را داشته باشید .
Own your word.
اگر شما کلماتی مثل « گاو بنفش » ، « ست گادین » یا « وبلاگ سِت » را جستجو کنید ، احتمال پیداکردن من ، بیشتر از زمانی است که کلماتی عمومی را جستجو کنید .
ما این کار نمایشی را به این امید انجام می دهیم که موتورهای جستجو آنرا به مردمانی که از وجود ما بی اطلاع هستند نشان دهند .
اینگونه درها به سمت یک استراتژی بهتر باز می شود .
قسمت سخت کار مربوط می شود به نمایش صحیح ، در جای درست و بمدت کافی تا مردم تصمیم بگیرند که در همان ابتدا بدنبال شما یا کلمه تان بگردند .
قسمت سخت کار ، نفوذ عمدی و آرام برای ساختن یک گروه کوچک از مخاطبان قابل اعتماد و ماندگار است . با گذشت زمان ، افراد قبیله ای که ساخته اید ، شما را در آغوش می کشند و کلمه ای که شما ساخته بودید به کلید واژه ای تبدیل میشود که افراد قبیله را به سمت هرآنچه می خواهید رهنمون می شود .
پس به این اصل می رسیم :
بهینه سازی موتور یابنده :
FEO : Find Engine Optimization
این اصطلاح قابل اطمینان تر است ، یعنی مردمی که بدنبال شما هستند تا شما را بیابند .
مصطفی منبری ۱۳ آذر ۱۳۹۷
............................
لینک : http://yon.ir/H4ESr
..........................
ست گادین ۳ دسامبر ۲۰۱۸
..................................
یکی از دوستان در حال آماده شدن برای انتشار یک ویدیو است . این خانم ، ماه هاست که به سختی روی این ویدیو کار می کند و می خواهد ویدیو توسط افراد مناسب دیده شود .
روال عادی استراتژی SEO
( Search Engine Optimization )
بر این توصیه استوار است : برای اینکه مردم این خانم را پیدا کنند ، باید از کلمات جادویی در عنوان بندی و شرح کار خودش استفاده کند .
مثلا از کلماتی مانند visualize , learn و transform استفاده کند ، چون اغلب مردم این کلمات را جستجو می کنند .
در مورد وبسایت هم این توصیه صدق می کند . کلید واژه هایی انتخاب کن که انبوهی از جستجو های مرتبط را پوشش دهد .
خب ، مثلا اسم شرکت لوله کشی خود را می گذاری : Emergency cheap plumbing
ولی مشکلی وجود دارد : شما حتی در اوایل لیست جستجو هم نمایش داده نمی شوید !
[ می دانید چرا ؟ چون رعایت این توصیه به تنهایی کافی نیست] و میلیونها میلیون فرایند هماهنگ سازی توسط موتورهای جستجو برای یافتن کلمات جادویی ابداع شده است که توسط بازاریاب ها رعایت می شود و خیلی از حرفه ای های این کار ، علاوه بر ترفند کلمات جادویی ، تلاش های سختی برای رسیدن به ابتدای لیست جستجو انجام میدهند .
پس راه حل جایگزین چیست ؟
کلمه منحصربفرد خودتان را داشته باشید .
Own your word.
اگر شما کلماتی مثل « گاو بنفش » ، « ست گادین » یا « وبلاگ سِت » را جستجو کنید ، احتمال پیداکردن من ، بیشتر از زمانی است که کلماتی عمومی را جستجو کنید .
ما این کار نمایشی را به این امید انجام می دهیم که موتورهای جستجو آنرا به مردمانی که از وجود ما بی اطلاع هستند نشان دهند .
اینگونه درها به سمت یک استراتژی بهتر باز می شود .
قسمت سخت کار مربوط می شود به نمایش صحیح ، در جای درست و بمدت کافی تا مردم تصمیم بگیرند که در همان ابتدا بدنبال شما یا کلمه تان بگردند .
قسمت سخت کار ، نفوذ عمدی و آرام برای ساختن یک گروه کوچک از مخاطبان قابل اعتماد و ماندگار است . با گذشت زمان ، افراد قبیله ای که ساخته اید ، شما را در آغوش می کشند و کلمه ای که شما ساخته بودید به کلید واژه ای تبدیل میشود که افراد قبیله را به سمت هرآنچه می خواهید رهنمون می شود .
پس به این اصل می رسیم :
بهینه سازی موتور یابنده :
FEO : Find Engine Optimization
این اصطلاح قابل اطمینان تر است ، یعنی مردمی که بدنبال شما هستند تا شما را بیابند .
مصطفی منبری ۱۳ آذر ۱۳۹۷
............................
لینک : http://yon.ir/H4ESr
..........................
Seth's Blog
All the good words are taken
A friend is getting ready to publish a video. She worked hard on it, for months and months, and she wants it to be seen by the right people. The traditional SEO strategy is to be sure to title it a…
هزینه کردن بسته به شرایط
ست گادین ۴ دسامبر ۲۰۱۸
...................................
تصور کنید ...
شما در حال برگشتن از یک کنفراس ، در صندلی هواپیمای آماده پروازتان نشسته اید و به خانه فکر می کنید . کمک خلبان اعلام می کند : بلیط های این هواپیما فروش بیش از گنجایش داشته است و ما به مسافرانی که به پرواز یکساعت بعد نقل مکان کنند ۳۰۰ دلار پرداخت خواهیم کرد . آیا همچنان در صندلی تان می نشینید ؟
شما در گیت فرودگاه یک شهر دیگر و یک پرواز دیگر هستید . مامور گیت به شما می گوید : اگر ۳۰۰ دلار بیشتر بپردازید می توانم شما را در لیستی قرار دهم که یکساعت زودتر پرواز می کند . آیا حاضرید این پول را بپردازید ؟
شما در یک بنگاه اتومبیل در حال خرید یک ماشین ۵۰ هزار دلاری هستید . فروشنده از شما می پرسد : ۳۰۰ دلار برای ضد زنگ و ترمیم هم می پردازید ؟ آیا باز هم می خواهید این ماشین را بخرید ؟
بانکی که نرخ بهره اش اندکی کمتر است ( و در یک سال ۳۰۰ دلار کمتر به شما پرداخت می کند ) در مقایسه با بانکی که ناگهان به بهانه ای واهی شما را ۳۰۰ دلار جریمه می کند ، چه فرقی برای شما دارد؟
MONEY IS STORY .
مصطفی منبری ۱۳ آذر ۱۳۹۷
.............................
لینک :http://yon.ir/w6b7t
.............................
ست گادین ۴ دسامبر ۲۰۱۸
...................................
تصور کنید ...
شما در حال برگشتن از یک کنفراس ، در صندلی هواپیمای آماده پروازتان نشسته اید و به خانه فکر می کنید . کمک خلبان اعلام می کند : بلیط های این هواپیما فروش بیش از گنجایش داشته است و ما به مسافرانی که به پرواز یکساعت بعد نقل مکان کنند ۳۰۰ دلار پرداخت خواهیم کرد . آیا همچنان در صندلی تان می نشینید ؟
شما در گیت فرودگاه یک شهر دیگر و یک پرواز دیگر هستید . مامور گیت به شما می گوید : اگر ۳۰۰ دلار بیشتر بپردازید می توانم شما را در لیستی قرار دهم که یکساعت زودتر پرواز می کند . آیا حاضرید این پول را بپردازید ؟
شما در یک بنگاه اتومبیل در حال خرید یک ماشین ۵۰ هزار دلاری هستید . فروشنده از شما می پرسد : ۳۰۰ دلار برای ضد زنگ و ترمیم هم می پردازید ؟ آیا باز هم می خواهید این ماشین را بخرید ؟
بانکی که نرخ بهره اش اندکی کمتر است ( و در یک سال ۳۰۰ دلار کمتر به شما پرداخت می کند ) در مقایسه با بانکی که ناگهان به بهانه ای واهی شما را ۳۰۰ دلار جریمه می کند ، چه فرقی برای شما دارد؟
MONEY IS STORY .
مصطفی منبری ۱۳ آذر ۱۳۹۷
.............................
لینک :http://yon.ir/w6b7t
.............................
Seth's Blog
Situational spending
Consider: You’re on the plane, headed home after a conference. The flight attendant says, “This flight is oversold, and we’re paying people $300 to take the flight that leaves in …
تشخیص درست
ست گادین ۵ دسامبر ۲۰۱۸
...................................
مردمی که ما در حال خدمت رسانی به آنها هستیم ، وقتی خودشان را معرفی می کنند و توجه و اعتماد شان را به ما پیش کش می کنند ، لازم است که ما دو سوال از خودمان بپرسیم :
۱ . آنها چه کسانی هستند؟
ترس ها ، اعتقادات و نیاز های آنها چیست ؟
۲ . آنها به چه کسانی می توانند تبدیل شوند ؟
ما کدام درها را می توانیم به روی آنها بگشاییم ؟ چگونه می توانیم از ایشان پشتیبانی کنیم ؟ آنها چه چیزی از خود به یادگار خواهند گذاشت ؟
مصطفی منبری ۱۴ آذر ۱۳۹۷
..............................
لینک : http://yon.ir/nB4HG
.............................
ست گادین ۵ دسامبر ۲۰۱۸
...................................
مردمی که ما در حال خدمت رسانی به آنها هستیم ، وقتی خودشان را معرفی می کنند و توجه و اعتماد شان را به ما پیش کش می کنند ، لازم است که ما دو سوال از خودمان بپرسیم :
۱ . آنها چه کسانی هستند؟
ترس ها ، اعتقادات و نیاز های آنها چیست ؟
۲ . آنها به چه کسانی می توانند تبدیل شوند ؟
ما کدام درها را می توانیم به روی آنها بگشاییم ؟ چگونه می توانیم از ایشان پشتیبانی کنیم ؟ آنها چه چیزی از خود به یادگار خواهند گذاشت ؟
مصطفی منبری ۱۴ آذر ۱۳۹۷
..............................
لینک : http://yon.ir/nB4HG
.............................
Seth's Blog
Seeing what’s right in front you
When the people we serve present themselves, when they offer us their attention and their trust, we need to work to see two things: Who they are. What do they fear, what do they believe, what do th…
محدودیت های کاذب
ست گادین ۸ دسامبر ۲۰۱۸
.................................
امکان دارد شما با محدودیت های واقعی روبرو شوید . مثلا شما نمی توانید نامریی شوید یا نمی توانید ۱۵۰۰ کیلوگرم پرس سینه بزنید یا با یک چاقوی تیز ، پیوند قلب انجام دهید .
ولی محدودیت های واقعی بسادگی قابل تشخیص هستند . ما به ندرت در تشخیص آنها دچار اشتباه می شویم .
مشکل اصلی ، محدویت های کاذب است که دیگران برای ما ایجاد می کنند . حتی وقتی محدود کنندگان ، نیت خوبی داشته باشند و سعی کنند از ما در برابر شکست و اتلاف منابع محافظت کنند ، این محدودیت ها بجای مفید بودن ، برای ما فقط به نوعی عادت تبدیل می شوند .
من دیروز نامه ای از یک معلم در کالج York دریافت کردم . او نوشته بود :
«« تشویق هرکس برای تبدیل شدن به یک « مهره حیاتی » ، چه برای آن شخص و چه برای یک شرکت واقعا توصیه بدی است ... قبل از حرف زدن به این چیزها فکر کنید . »»
برای دانش آموزان مشتاق کلاس او احساس تأسف و اندوه می کنم . برای دانش آموزانی که از پول تو جیبی شان مایه می گذارند ، از کار و خانواده شان می زنند و سخت تلاش می کنند تا خودشان را بالا بکشند و ... روبروی شان معلمی قرار می گیرد که باور ندارد دانش آموزانش بتوانند تغییر ایجاد کنند .
بدون شک یک کارخانه دار میتواند با بکار گرفتن کارگرانی با کمترین مهارت ، ارزان قیمت و کارگرانی قابل جایگزین کردن ، به سود دست پیدا کند . ولی معنی این جمله آن نیست که شما هم باید یکی از آن کسانی شوید که براحتی قابل جایگزین کردن باشید .
و بدون شک ، شرکت هایی هستند که همان کار های دیروز را امروز هم تکرار می کنند ، فقط شاید کمی سریعتر و ارزان تر از دیروز . ولی معنی اش این نیست که شما هم باید کارتان همان باشد .
هدف از تبدیل شدن به یک « مهره حیاتی » و فردی « غیر قابل جایگزین » در شرکت یا مجموعه ای که کار می کنیم ، بهتر کردن چیزها با ساختن چیزهای بهتر است . ریسک کردن ، دیدن امکانات ، خلق کردن و همکاری ، آموختن و گسترش دادن است .
آیا این کار همیشه جواب می دهد ؟ خیر !
به سختی جواب می دهد ! ولی تنها راه ممکن است .
اگر میخواهید به معلمی اعتماد کنید تا تغییر و بهتر کردن چیزها را به شما بیاموزد ، او باید کسی باشد که خودش به تغییر باور دارد . به توانایی شما برای اینکه بهترینِ خودتان برای حل مسأله های دشوار زندگی باشید ، باور دارد .
آینده را کسانی می سازند که گذشته را تغییر دهند . ما نیازمند آنیم که شما غوغا بپا کنید .
[ «مهره حیاتی» نام کتابی از ست گادین است . او کوشیده خواننده را متقاعد کند که می تواند در مسیر تبدیل شدن به یک فرد « غیر قابل جایگزین» حرکت کند . لطفاً از متمم ، ایده اصلی این کتاب را مرور کنید . م ]
مصطفی منبری ۱۷ آذر ۱۳۹۷
....................................
لینک مرتبط از متمم
درباره کتاب « مهره حیاتی » ست گادین : http://yon.ir/qdsM5
....................................
لینک اصلی : http://yon.ir/B5GEX
..................................
ست گادین ۸ دسامبر ۲۰۱۸
.................................
امکان دارد شما با محدودیت های واقعی روبرو شوید . مثلا شما نمی توانید نامریی شوید یا نمی توانید ۱۵۰۰ کیلوگرم پرس سینه بزنید یا با یک چاقوی تیز ، پیوند قلب انجام دهید .
ولی محدودیت های واقعی بسادگی قابل تشخیص هستند . ما به ندرت در تشخیص آنها دچار اشتباه می شویم .
مشکل اصلی ، محدویت های کاذب است که دیگران برای ما ایجاد می کنند . حتی وقتی محدود کنندگان ، نیت خوبی داشته باشند و سعی کنند از ما در برابر شکست و اتلاف منابع محافظت کنند ، این محدودیت ها بجای مفید بودن ، برای ما فقط به نوعی عادت تبدیل می شوند .
من دیروز نامه ای از یک معلم در کالج York دریافت کردم . او نوشته بود :
«« تشویق هرکس برای تبدیل شدن به یک « مهره حیاتی » ، چه برای آن شخص و چه برای یک شرکت واقعا توصیه بدی است ... قبل از حرف زدن به این چیزها فکر کنید . »»
برای دانش آموزان مشتاق کلاس او احساس تأسف و اندوه می کنم . برای دانش آموزانی که از پول تو جیبی شان مایه می گذارند ، از کار و خانواده شان می زنند و سخت تلاش می کنند تا خودشان را بالا بکشند و ... روبروی شان معلمی قرار می گیرد که باور ندارد دانش آموزانش بتوانند تغییر ایجاد کنند .
بدون شک یک کارخانه دار میتواند با بکار گرفتن کارگرانی با کمترین مهارت ، ارزان قیمت و کارگرانی قابل جایگزین کردن ، به سود دست پیدا کند . ولی معنی این جمله آن نیست که شما هم باید یکی از آن کسانی شوید که براحتی قابل جایگزین کردن باشید .
و بدون شک ، شرکت هایی هستند که همان کار های دیروز را امروز هم تکرار می کنند ، فقط شاید کمی سریعتر و ارزان تر از دیروز . ولی معنی اش این نیست که شما هم باید کارتان همان باشد .
هدف از تبدیل شدن به یک « مهره حیاتی » و فردی « غیر قابل جایگزین » در شرکت یا مجموعه ای که کار می کنیم ، بهتر کردن چیزها با ساختن چیزهای بهتر است . ریسک کردن ، دیدن امکانات ، خلق کردن و همکاری ، آموختن و گسترش دادن است .
آیا این کار همیشه جواب می دهد ؟ خیر !
به سختی جواب می دهد ! ولی تنها راه ممکن است .
اگر میخواهید به معلمی اعتماد کنید تا تغییر و بهتر کردن چیزها را به شما بیاموزد ، او باید کسی باشد که خودش به تغییر باور دارد . به توانایی شما برای اینکه بهترینِ خودتان برای حل مسأله های دشوار زندگی باشید ، باور دارد .
آینده را کسانی می سازند که گذشته را تغییر دهند . ما نیازمند آنیم که شما غوغا بپا کنید .
[ «مهره حیاتی» نام کتابی از ست گادین است . او کوشیده خواننده را متقاعد کند که می تواند در مسیر تبدیل شدن به یک فرد « غیر قابل جایگزین» حرکت کند . لطفاً از متمم ، ایده اصلی این کتاب را مرور کنید . م ]
مصطفی منبری ۱۷ آذر ۱۳۹۷
....................................
لینک مرتبط از متمم
درباره کتاب « مهره حیاتی » ست گادین : http://yon.ir/qdsM5
....................................
لینک اصلی : http://yon.ir/B5GEX
..................................
لبریز کردن باک اتومبیل
ست گادین ۱۰ دسامبر ۲۰۱۸
.........................................
در حالیکه به دوران اتمام سوخت های فسیلی قدم می گذاریم ، کارگران پمپ بنزین اصرار می کنند که باک ها را از بنزین لبریز کنند .
بعد از اینکه حسگر اتوماتیک خبر از پر بودن باک می دهد ، آنها ده یا بیست سِنت بنزین بیشتر وارد باک می کنند تا مبلغ دریافتی رُند شود .
چرا ؟
با اینکه این کار سریع تر نیست و انجام دستی آن زمانبر است .
سود بیشتری هم ندارد . ده سنت پول زیادی نیست .
به درد بخور هم نیست . فقط کفاف چند کیلومتر بیشتر را تا پمپ بنزین بعدی می دهد .
حتی راحت تر هم نیست . چون نحوه پرداخت پول با کارت اعتباری است و رُند کردن رقم پرداختی جالب نیست .
و بالاخره اینکه...
این کار آسیب بیشتری هم به ماشین و سلامتی میزند .
خب پس چرا چنین می کنند ؟
به سه دلیل :
یک : عادت کرده اند .
دو : می خواهند به رییس و مشتری نشان دهند که آدم های سخت کوشی هستند .
سه : می خواهند نشان دهند که هنوز کنترل دست آنهاست .
مورد سه یک درس واقعی است .
بشر حجم عظیمی از سازمان ها را در قبال آسایش و راحتی خود معامله می کند . البته نه خیلی زیاد . چون در این صورت احساس اتوماتیک بودن می کند . حتی وقتی با اتومبیل ها سرو کار داشته باشد که سمبل آزادی و کنترل هستند .
ما در حال لبریز کردن چه چیز دیگری هم هستیم ؟
مصطفی منبری ۱۹ آذر ۱۳۹۷
..................................
لینک:http://yon.ir/iOA1l
..................................
ست گادین ۱۰ دسامبر ۲۰۱۸
.........................................
در حالیکه به دوران اتمام سوخت های فسیلی قدم می گذاریم ، کارگران پمپ بنزین اصرار می کنند که باک ها را از بنزین لبریز کنند .
بعد از اینکه حسگر اتوماتیک خبر از پر بودن باک می دهد ، آنها ده یا بیست سِنت بنزین بیشتر وارد باک می کنند تا مبلغ دریافتی رُند شود .
چرا ؟
با اینکه این کار سریع تر نیست و انجام دستی آن زمانبر است .
سود بیشتری هم ندارد . ده سنت پول زیادی نیست .
به درد بخور هم نیست . فقط کفاف چند کیلومتر بیشتر را تا پمپ بنزین بعدی می دهد .
حتی راحت تر هم نیست . چون نحوه پرداخت پول با کارت اعتباری است و رُند کردن رقم پرداختی جالب نیست .
و بالاخره اینکه...
این کار آسیب بیشتری هم به ماشین و سلامتی میزند .
خب پس چرا چنین می کنند ؟
به سه دلیل :
یک : عادت کرده اند .
دو : می خواهند به رییس و مشتری نشان دهند که آدم های سخت کوشی هستند .
سه : می خواهند نشان دهند که هنوز کنترل دست آنهاست .
مورد سه یک درس واقعی است .
بشر حجم عظیمی از سازمان ها را در قبال آسایش و راحتی خود معامله می کند . البته نه خیلی زیاد . چون در این صورت احساس اتوماتیک بودن می کند . حتی وقتی با اتومبیل ها سرو کار داشته باشد که سمبل آزادی و کنترل هستند .
ما در حال لبریز کردن چه چیز دیگری هم هستیم ؟
مصطفی منبری ۱۹ آذر ۱۳۹۷
..................................
لینک:http://yon.ir/iOA1l
..................................
Seth's Blog
Topping off the tank
As the fossil fuel era comes to an end, gas station attendants (those few that remain, as well as the unpaid pumpers who are filling their own tanks) persist in topping off the tank. After the auto…
من قبلا مطالعه نکرده ام ...
ست گادین ۱۲ دسامبر ۲۰۱۸
...............................
گفتن این حرف ، سعه صدر و شهامت می خواهد .
اگر شما توان و تعهد کافی برای مطالعه را ندارید ، قبل از اینکه نظر بدهید ، جرات داشته باشید و اعتراف کنید که آن را نخوانده اید .
مثلاً بگویید : من طرح پیشنهادی شما را مطالعه نکرده ام ولی بنظر من ...
🔆 « مطالعه » از دید ست گادین :
[ اشاره به یک پُست : http://yon.ir/Hz4sa
در ۲۲ نوامبر ۲۰۱۵ با عنوان :
« آیا واقعا مطالعه می کنید ؟ »
در آن پُست ، ست گادین با تقبیح رفتارهایی مثل رفتن به جلسات نقد کتاب بدون اینکه قبلا آن کتاب را مطالعه کرده باشید یا شرکت در بحث سمینار دکترا بدون اینکه کتابی را در آن زمینه مطالعه کرده باشید ، تاکید می کند که...
مطالعه صرفا روخوانی یک کتاب نیست ، بلکه فرایند دشوار یادگیری و تفکر است .
مطالعه یک هنر است .
مطالعه به شما کمک می کند که با استدلال ، چیزی را قبول کنید یا آنرا به چالش بکشید .
مطالعه نیازمند تلاش است .
اگر شما مطالعه نمی کنید ، چگونه انتظار دارید که مثل حرفه ای ها با شما رفتار شود . ]
ادامه مطلب :
ما ناشیانه عمل می کنیم . همه مان . دنیا سریعتر و سریعتر به پیش می تازد و ما خودمان را ناتوان از مطالعه لایحه ، قبل از رای دادن به آن می بینیم . ما خود را ناتوان از گوش دادن به کل آلبوم موسیقی قبل از مرور و نظردادن به آن می بینیم ( بدون مطالعه یا گوش دادن به چیزی درباره آن نظر می دهیم . م )
این ایده همیشه خوب نیست .
آماده نبودن در شروع یک مکالمه یا در فراگیری اصول اولیه یک کار ، قابل اغماض است . اگر شما بطور واضح از پیشینه و تمرکز تان اطلاع دارید ، می توانید بدون مطالعه تعداد زیادی از ارزش های مورد نظرتان را بیان کنید .
ولی عمل مطالعه مهم است . مطالعه یک راه میانبر برای بهتر شدن در مهارت شخصی تان است . مطالعه کردن شما ، برای کارفرمای شما و کسانی که برای زمان ارزش قائل باشند کار بسیار قابل احترامی است .
ولی... اگر شما قصد مطالعه ندارید ، حداقل به ما اطلاع دهید تا ما بدانیم که منابع و ورودی های شما کدامند و اینگونه فرض نکنیم که شما با اینکه مطالعه کرده اید ولی دچار تحلیل نادرست شده اید .
مصطفی منبری ۲۲ آذر ۱۳۹۷
...................................
لینک : http://yon.ir/ocaqM
...................................
ست گادین ۱۲ دسامبر ۲۰۱۸
...............................
گفتن این حرف ، سعه صدر و شهامت می خواهد .
اگر شما توان و تعهد کافی برای مطالعه را ندارید ، قبل از اینکه نظر بدهید ، جرات داشته باشید و اعتراف کنید که آن را نخوانده اید .
مثلاً بگویید : من طرح پیشنهادی شما را مطالعه نکرده ام ولی بنظر من ...
🔆 « مطالعه » از دید ست گادین :
[ اشاره به یک پُست : http://yon.ir/Hz4sa
در ۲۲ نوامبر ۲۰۱۵ با عنوان :
« آیا واقعا مطالعه می کنید ؟ »
در آن پُست ، ست گادین با تقبیح رفتارهایی مثل رفتن به جلسات نقد کتاب بدون اینکه قبلا آن کتاب را مطالعه کرده باشید یا شرکت در بحث سمینار دکترا بدون اینکه کتابی را در آن زمینه مطالعه کرده باشید ، تاکید می کند که...
مطالعه صرفا روخوانی یک کتاب نیست ، بلکه فرایند دشوار یادگیری و تفکر است .
مطالعه یک هنر است .
مطالعه به شما کمک می کند که با استدلال ، چیزی را قبول کنید یا آنرا به چالش بکشید .
مطالعه نیازمند تلاش است .
اگر شما مطالعه نمی کنید ، چگونه انتظار دارید که مثل حرفه ای ها با شما رفتار شود . ]
ادامه مطلب :
ما ناشیانه عمل می کنیم . همه مان . دنیا سریعتر و سریعتر به پیش می تازد و ما خودمان را ناتوان از مطالعه لایحه ، قبل از رای دادن به آن می بینیم . ما خود را ناتوان از گوش دادن به کل آلبوم موسیقی قبل از مرور و نظردادن به آن می بینیم ( بدون مطالعه یا گوش دادن به چیزی درباره آن نظر می دهیم . م )
این ایده همیشه خوب نیست .
آماده نبودن در شروع یک مکالمه یا در فراگیری اصول اولیه یک کار ، قابل اغماض است . اگر شما بطور واضح از پیشینه و تمرکز تان اطلاع دارید ، می توانید بدون مطالعه تعداد زیادی از ارزش های مورد نظرتان را بیان کنید .
ولی عمل مطالعه مهم است . مطالعه یک راه میانبر برای بهتر شدن در مهارت شخصی تان است . مطالعه کردن شما ، برای کارفرمای شما و کسانی که برای زمان ارزش قائل باشند کار بسیار قابل احترامی است .
ولی... اگر شما قصد مطالعه ندارید ، حداقل به ما اطلاع دهید تا ما بدانیم که منابع و ورودی های شما کدامند و اینگونه فرض نکنیم که شما با اینکه مطالعه کرده اید ولی دچار تحلیل نادرست شده اید .
مصطفی منبری ۲۲ آذر ۱۳۹۷
...................................
لینک : http://yon.ir/ocaqM
...................................
Seth's Blog
Did you do the reading?
It's absurd to think of going to a book group meeting and opining about a book you didn't even read. More rude: Going to a PhD seminar and participating in the discussion without reading …
مسائل سخت قابل احترام هستند
ست گادین ۱۳ دسامبر ۲۰۱۸
...................................
این گونه مسائل ، سخت ودشوار هستند چون با راه های ساده حل نمی شوند . چون جواب های سر راست و بیش از حد ساده سازی شده ، قبلا آزمایش شده و شکست خورده اند .
مردم راه حل های واضح را امتحان کرده اند . جوابی نگرفته اند . به همین دلیل است که ما آنها را مسائل سخت می نامیم .
حل مسائل سخت نیازمند تلاشی عاطفی ، ریسک پذیری و انتخاب روشی است که احتمالا جواب نمی دهد .
جایزه نصیب صبور ها ، نکته بین ها ، جسور ها و کسانی می شود که تمام روز برای حل مسائل سخت می جنگند .
مصطفی منبری ۲۳ آذر ۱۳۹۷
....................................
Respect difficult problems
They’re difficult because they resist simple solutions. Glib answers and over-simplication have been tried before, and failed.
People have tried all of the obvious solutions. They haven’t worked. That’s why we’ve resorted to calling them difficult problems.
Difficult problems require emotional labor, approaches that feel risky and methods that might not work. They reward patience, nuance and guts, and they will fight off brute force all day long.
ست گادین ۱۳ دسامبر ۲۰۱۸
...................................
این گونه مسائل ، سخت ودشوار هستند چون با راه های ساده حل نمی شوند . چون جواب های سر راست و بیش از حد ساده سازی شده ، قبلا آزمایش شده و شکست خورده اند .
مردم راه حل های واضح را امتحان کرده اند . جوابی نگرفته اند . به همین دلیل است که ما آنها را مسائل سخت می نامیم .
حل مسائل سخت نیازمند تلاشی عاطفی ، ریسک پذیری و انتخاب روشی است که احتمالا جواب نمی دهد .
جایزه نصیب صبور ها ، نکته بین ها ، جسور ها و کسانی می شود که تمام روز برای حل مسائل سخت می جنگند .
مصطفی منبری ۲۳ آذر ۱۳۹۷
....................................
Respect difficult problems
They’re difficult because they resist simple solutions. Glib answers and over-simplication have been tried before, and failed.
People have tried all of the obvious solutions. They haven’t worked. That’s why we’ve resorted to calling them difficult problems.
Difficult problems require emotional labor, approaches that feel risky and methods that might not work. They reward patience, nuance and guts, and they will fight off brute force all day long.
کار کردن در یک استودیو
ست گادین ۱۵ دسامبر ۲۰۱۸
..............................
ریاست یک کارخانه بستگی به ظرفیت پذیرش و تولید آن دارد . هرچه ظرفیت بیشتر ، سود هم بیشتر . به قولی که دادی عمل کن ، سریعتر و ارزان تر ، همان را تکرار کن .
این تاریخچه قرن بیستم بود .
[ در مقایسه با کارخانه ] استودیو ( کارگاه هنری ) جاییست برای پیشگام شدن ، خلاقیت ، پیشقدم شدن برای ساختن چیز های تازه و بهتر . ساختن روندی که منجر به بهبود و ارتقاء میشود .
امروز دوران انتقال دیجیتال اطلاعات است ( peer to peer ) . دیگر سلسله مراتب از بین رفته است زیرا میتوان کارها را برون سپاری کرد .
تنها چیزی که باقی مانده ، رهبری است .
[ رهبری یعنی ] پیشگام بودن همراه با مسوولیت پذیری . دیگر اقتدار بعنوان معیاری برای تولید ، اهمیت زیادی ندارد .
شما می توانید در عرض سه دقیقه یک استودیو را از یک کارخانه تشخیص دهید .
شما در کدامیک از این دو کار می کنید ؟
مصطفی منبری ۲۴ آذر ۱۳۹۷
..............................
لینک : http://yon.ir/1pSyw
............................
ست گادین ۱۵ دسامبر ۲۰۱۸
..............................
ریاست یک کارخانه بستگی به ظرفیت پذیرش و تولید آن دارد . هرچه ظرفیت بیشتر ، سود هم بیشتر . به قولی که دادی عمل کن ، سریعتر و ارزان تر ، همان را تکرار کن .
این تاریخچه قرن بیستم بود .
[ در مقایسه با کارخانه ] استودیو ( کارگاه هنری ) جاییست برای پیشگام شدن ، خلاقیت ، پیشقدم شدن برای ساختن چیز های تازه و بهتر . ساختن روندی که منجر به بهبود و ارتقاء میشود .
امروز دوران انتقال دیجیتال اطلاعات است ( peer to peer ) . دیگر سلسله مراتب از بین رفته است زیرا میتوان کارها را برون سپاری کرد .
تنها چیزی که باقی مانده ، رهبری است .
[ رهبری یعنی ] پیشگام بودن همراه با مسوولیت پذیری . دیگر اقتدار بعنوان معیاری برای تولید ، اهمیت زیادی ندارد .
شما می توانید در عرض سه دقیقه یک استودیو را از یک کارخانه تشخیص دهید .
شما در کدامیک از این دو کار می کنید ؟
مصطفی منبری ۲۴ آذر ۱۳۹۷
..............................
لینک : http://yon.ir/1pSyw
............................
Seth's Blog
Working in a studio
The boss in a factory relies on compliance. More compliance leads to more profits. Do what you’re told, faster and cheaper, repeat. This is the history of the twentieth century. The studio, on the …
مزمن
ست گادین ۱۶ دسامبر ۲۰۱۸
............................
بدترین مساله آنست که ما نگران آن نباشیم .
یعنی بدترین مساله یک فاجعه عظیم یا یک مشکل اورژانسی نیست .
مساله ای که مزمن شده است ، بدترین نوع مساله است .
این نوع مسائل به آرامی در طول زمان رشد می کنند و اگر دست روی دست بگذاریم ، حل شان سخت تر و سخت تر می شود .
مشکلات مزمن اغلب با «ساختن یک سیستم جدید» حل می شوند .
یعنی ابداع راه حل های جدیدی برای درگیر شدن با موضوعاتی که در طول زمان بوجود آمده اند . روش هایی که با خود ، عادات جدید منحصربفرد خودشان و سبک حرکت رو به جلو خودشان را می آورند .
قدم اول تشخیص این موضوع است که مساله شما مزمن شده است یا نه ؟
روش «ساختن یک سیستم جدید» ، شاید به اندازه روش « تبدیل مساله مزمن به مساله اورژانسی » هیجان انگیز نباشد ولی موثرتر از آن است .
مصطفی منبری ۲۵ آذر ۱۳۹۷
...............................
لینک : http://yon.ir/HNdMl
...............................
ست گادین ۱۶ دسامبر ۲۰۱۸
............................
بدترین مساله آنست که ما نگران آن نباشیم .
یعنی بدترین مساله یک فاجعه عظیم یا یک مشکل اورژانسی نیست .
مساله ای که مزمن شده است ، بدترین نوع مساله است .
این نوع مسائل به آرامی در طول زمان رشد می کنند و اگر دست روی دست بگذاریم ، حل شان سخت تر و سخت تر می شود .
مشکلات مزمن اغلب با «ساختن یک سیستم جدید» حل می شوند .
یعنی ابداع راه حل های جدیدی برای درگیر شدن با موضوعاتی که در طول زمان بوجود آمده اند . روش هایی که با خود ، عادات جدید منحصربفرد خودشان و سبک حرکت رو به جلو خودشان را می آورند .
قدم اول تشخیص این موضوع است که مساله شما مزمن شده است یا نه ؟
روش «ساختن یک سیستم جدید» ، شاید به اندازه روش « تبدیل مساله مزمن به مساله اورژانسی » هیجان انگیز نباشد ولی موثرتر از آن است .
مصطفی منبری ۲۵ آذر ۱۳۹۷
...............................
لینک : http://yon.ir/HNdMl
...............................
Seth's Blog
Chronic
The worst kind of problem is precisely the kind of problem we’re not spending time worrrying about. It’s not the cataclysmic disaster, the urgent emergency or the five-alarm fire. No, the worst kin…
▪️دوران چرخش دیجیتال واقعیت دارد، این دوران پُر از ناهماهنگیها و احتمالات است
▪️ست گادین ۱۷ دسامبر ۲۰۱۸
................................
در طول میلیونها سال، ما برای زندگی اجتماعی تکامل یافتهایم.
مغزهای ما که هزینهی نگهداری بسیار هنگفتی دارند، بزرگتر و بزرگتر شدهاند تا توانایی ما را برای تعامل با دیگران بصورت اولیه تأمین کنند. این فقط یک راه مفید گذرا در طول زمان نیست بلکه یک وسیله برای بقا است.
ما در خوانش زبان بدن، مهارت زیادی پیدا کردیم. در تشخیص تهدیدات. در یافتن دوستها و پرهیز از غریبهها. ما توانستیم دروغگو را از آن طرف اتاق تشخیص دهیم و زمانی که زیاد تنها ماندیم، دلخسته شدیم.
ناگهان عصر چرخش دیجیتال فرا رسید.
امروزه ما بجای رابطه با ۱۵۰ نفر از حلقهی آشنایان مورد اعتمادمان، در معرض هزاران نفر قرار گرفتهایم. [ اشاره به «عدد دانبار» که طبق آن، بیشترین افرادی که یک نفر میتواند با آنها رابطهی اجتماعی پایدار برقرار کند، ۱۵۰ نفر است. طوریکه فرد بداند طرف مقابلش کیست و چه رابطهای با سایرین دارد . م ] و بجای تعقیب فرومونها( مواد شیمیایی که پستانداران برای برقراری روابط اجتماعیشان ترشح میکنند .م ) و دست دادنها، بدنبال نشانکهایی برای برقراری تماس ویدیویی باهم هستیم.
تعجبی ندارد که چرا اینقدر ذهنمان تحت فشار است. در طول یک نسل، همهی ورودیها و خروجیهای ذهن انسان، زیر و رو شده است.
و هنوز ...
وهنوز، ما میتوانیم دوستی واقعی در جایی دور بیابیم.
و هنوز، ما میتوانیم از یک معلم در کشوری دیگر، درس بیاموزیم.
و هنوز ما میتوانیم از راههایی که هرگز انتظارش را نداریم، ببینیم و دیده شویم.
اینک دوران چرخش است و ما هنوز این دوران را درک نمیکنیم. ما کاملاً نمیدانیم که چطور روبروی دوربین بنشینیم یا چطور به خواستههای دیگران پی ببریم. ما از اولویتهایمان مطلع نیستیم. ما انگیزهها ، تهدیدها و دسیسههایی را که وجود خارجی ندارند، خودمان میسازیم. ما تهدیدات واقعی را نادیده میگیریم، چون آنها بصورت تدریجی و در پوشش Like و smile به سمتمان میآیند. ما برای متعهدشدن، مردد هستیم و در عین حال بیش از اندازه متعهدیم.
البته ما در عصر چرخش دیجیتال، هنوز مشغول براه انداختن کنوانسیونهای فرهنگی و ایجاد قوانین سرانگشتی هستیم.
و این فشار ذهنی(cognitive load) بزرگی است.
به همین دلیل، مسخرهبازیهای احمقانه را رها نمیکنیم. حماقت، سهل الوصول است. مسخرهبازی باعث استراحت مغزمان میشود.
تلاشهای زیاد برای دروکردن Like ، جستجوی تازهترین، وقتی از تماشای قدیمیتر فارغ شدی( قدیمی؟ «یاهو» کمتر از ۲۵ سال سن دارد !) ... خستهکننده است.
و هیجانانگیز.
زیرا درها به بازشدن ادامه میدهند. آنها سریعتر از درهایی که بسته میشوند، باز میشوند. در گوشه و کنار، احتمالات پدیدار میشوند. امکان و احتمال یادگیری، ارتباط، دیدن و دیدهشدن.
کافیست ما خودمان را به اندازهی کافی منضبط نگه داریم تا در این مسیر، فرسوده نشویم. ما باید قدرت خاموشکردن ابزار دیجیتال را پیدا کنیم. استفاده از آن را به اختیار خودمان انجام دهیم. بفهمیم که این فقط یک وسیله است.
قدم اول آنست که بدانیم دوران چرخش دیجیتال فرا رسیده است. این یک عصر جدید است و ما در این دوران، فعلاً کاربلد نشدهایم.
مصطفی منبری ۲۷ آذر ۱۳۹۷
.............................
لینک : http://yon.ir/UUw4Z
...........................
▪️ست گادین ۱۷ دسامبر ۲۰۱۸
................................
در طول میلیونها سال، ما برای زندگی اجتماعی تکامل یافتهایم.
مغزهای ما که هزینهی نگهداری بسیار هنگفتی دارند، بزرگتر و بزرگتر شدهاند تا توانایی ما را برای تعامل با دیگران بصورت اولیه تأمین کنند. این فقط یک راه مفید گذرا در طول زمان نیست بلکه یک وسیله برای بقا است.
ما در خوانش زبان بدن، مهارت زیادی پیدا کردیم. در تشخیص تهدیدات. در یافتن دوستها و پرهیز از غریبهها. ما توانستیم دروغگو را از آن طرف اتاق تشخیص دهیم و زمانی که زیاد تنها ماندیم، دلخسته شدیم.
ناگهان عصر چرخش دیجیتال فرا رسید.
امروزه ما بجای رابطه با ۱۵۰ نفر از حلقهی آشنایان مورد اعتمادمان، در معرض هزاران نفر قرار گرفتهایم. [ اشاره به «عدد دانبار» که طبق آن، بیشترین افرادی که یک نفر میتواند با آنها رابطهی اجتماعی پایدار برقرار کند، ۱۵۰ نفر است. طوریکه فرد بداند طرف مقابلش کیست و چه رابطهای با سایرین دارد . م ] و بجای تعقیب فرومونها( مواد شیمیایی که پستانداران برای برقراری روابط اجتماعیشان ترشح میکنند .م ) و دست دادنها، بدنبال نشانکهایی برای برقراری تماس ویدیویی باهم هستیم.
تعجبی ندارد که چرا اینقدر ذهنمان تحت فشار است. در طول یک نسل، همهی ورودیها و خروجیهای ذهن انسان، زیر و رو شده است.
و هنوز ...
وهنوز، ما میتوانیم دوستی واقعی در جایی دور بیابیم.
و هنوز، ما میتوانیم از یک معلم در کشوری دیگر، درس بیاموزیم.
و هنوز ما میتوانیم از راههایی که هرگز انتظارش را نداریم، ببینیم و دیده شویم.
اینک دوران چرخش است و ما هنوز این دوران را درک نمیکنیم. ما کاملاً نمیدانیم که چطور روبروی دوربین بنشینیم یا چطور به خواستههای دیگران پی ببریم. ما از اولویتهایمان مطلع نیستیم. ما انگیزهها ، تهدیدها و دسیسههایی را که وجود خارجی ندارند، خودمان میسازیم. ما تهدیدات واقعی را نادیده میگیریم، چون آنها بصورت تدریجی و در پوشش Like و smile به سمتمان میآیند. ما برای متعهدشدن، مردد هستیم و در عین حال بیش از اندازه متعهدیم.
البته ما در عصر چرخش دیجیتال، هنوز مشغول براه انداختن کنوانسیونهای فرهنگی و ایجاد قوانین سرانگشتی هستیم.
و این فشار ذهنی(cognitive load) بزرگی است.
به همین دلیل، مسخرهبازیهای احمقانه را رها نمیکنیم. حماقت، سهل الوصول است. مسخرهبازی باعث استراحت مغزمان میشود.
تلاشهای زیاد برای دروکردن Like ، جستجوی تازهترین، وقتی از تماشای قدیمیتر فارغ شدی( قدیمی؟ «یاهو» کمتر از ۲۵ سال سن دارد !) ... خستهکننده است.
و هیجانانگیز.
زیرا درها به بازشدن ادامه میدهند. آنها سریعتر از درهایی که بسته میشوند، باز میشوند. در گوشه و کنار، احتمالات پدیدار میشوند. امکان و احتمال یادگیری، ارتباط، دیدن و دیدهشدن.
کافیست ما خودمان را به اندازهی کافی منضبط نگه داریم تا در این مسیر، فرسوده نشویم. ما باید قدرت خاموشکردن ابزار دیجیتال را پیدا کنیم. استفاده از آن را به اختیار خودمان انجام دهیم. بفهمیم که این فقط یک وسیله است.
قدم اول آنست که بدانیم دوران چرخش دیجیتال فرا رسیده است. این یک عصر جدید است و ما در این دوران، فعلاً کاربلد نشدهایم.
مصطفی منبری ۲۷ آذر ۱۳۹۷
.............................
لینک : http://yon.ir/UUw4Z
...........................
Seth's Blog
The digital swirl is real, it’s disconcerting and it’s loaded with possibility
For millions of years, we’ve evolved to live in community. Our brains, which are hugely expensive to maintain, got bigger and bigger, primarily to support our ability to engage with others. I…
خطای اساسی نتیجه گیری
Fundamental Attribution Error (FAE)
ست گادین ۱۹ دسامبر ۲۰۱۸
.......................
وقتی کسی دسته گلی آب می دهد ، بی درنگ می گوییم این بخاطر ذات اوست ، بخاطر نژاد و نحوه تربیت اش ... نیم نگاهی هم به شخصیت واقعی اش می اندازیم .
ولی وقتی اشتباهی از خودمان سر می زند ، آن موقعیت و شرایط خاص را مسوول این اتفاق معرفی می کنیم .
« خطای اساسی نتیجه گیری » از بدفهمی ما درباره علیت و آمار نشات می گیرد که با خاص پنداشتن خودمان بدترش می کنیم . چون ما تنها کسانی هستیم که داستان پردازی مان را برای خودمان تعریف می کنیم .
واضح است که فلان جنسیت و یا فلان ویژگی قابل مشاهده ، نمی تواند کاملا با رفتار یک فرد مرتبط باشد .
ولی هنوز هم ما اینگونه می پنداریم و این خطا را مرتکب می شویم . ما بجای جلب مشارکت همه افراد ، تعداد زیادی از آنها را از قلم می اندازیم .
مصطفی منبری ۲۹ آذر ۱۳۹۷
.......................................
توضیح بیشتر :
[ مثال ساده :
هنگام رانندگی و در ترافیک ، کسی ناگهان جلومان می پیچد و راه را می بندد . این رفتار را ناشی از شخصیت ناهنجار او فرض می کنیم و با خودمان می گوییم :
فقط به خودش فکر می کند ...
خودخواه...
احمق...
رانندگی بلد نیست ...
بجای اینها ، فکر نمی کنیم که ممکن است او الان تحت شرایط خاصی باشد ، مثلا :
شاید او دارد پروازش را از دست می دهد .
شاید همسرش در بیمارستان دارد وضع حمل می کند .
شاید دخترش در مدرسه تشنج کرده است .
در حالی که اگر خودمان در ترافیک ، حق تقدم را رعایت نکنیم ، بجای ربط آن به شخصیت مان و گفتن احمق ، نابلد یا خودخواه به خودمان ، شرایط را بهانه می کنیم :
برای مصاحبه شغلی دیرم شده است .
باید بچه ام را سر وقت به دندانپزشک برسانم.
در «روانشناسی اجتماعی» Social Psychology وقتی افراد ، رفتار خودشان را نسبت به موقعیت و شرایط بیرونی تفسیر می کنند ولی همان رفتار را در دیگران به شخصیت آنها ربط می دهند ، دچار «خطای اساسی نتیجه گیری » Fundamental attribution error شده اند . م ]
...............................
لینک ویکی پدیا : http://yon.ir/2VKFs
..............................
لینک اصلی :http://yon.ir/czlMO
...............................
Fundamental Attribution Error (FAE)
ست گادین ۱۹ دسامبر ۲۰۱۸
.......................
وقتی کسی دسته گلی آب می دهد ، بی درنگ می گوییم این بخاطر ذات اوست ، بخاطر نژاد و نحوه تربیت اش ... نیم نگاهی هم به شخصیت واقعی اش می اندازیم .
ولی وقتی اشتباهی از خودمان سر می زند ، آن موقعیت و شرایط خاص را مسوول این اتفاق معرفی می کنیم .
« خطای اساسی نتیجه گیری » از بدفهمی ما درباره علیت و آمار نشات می گیرد که با خاص پنداشتن خودمان بدترش می کنیم . چون ما تنها کسانی هستیم که داستان پردازی مان را برای خودمان تعریف می کنیم .
واضح است که فلان جنسیت و یا فلان ویژگی قابل مشاهده ، نمی تواند کاملا با رفتار یک فرد مرتبط باشد .
ولی هنوز هم ما اینگونه می پنداریم و این خطا را مرتکب می شویم . ما بجای جلب مشارکت همه افراد ، تعداد زیادی از آنها را از قلم می اندازیم .
مصطفی منبری ۲۹ آذر ۱۳۹۷
.......................................
توضیح بیشتر :
[ مثال ساده :
هنگام رانندگی و در ترافیک ، کسی ناگهان جلومان می پیچد و راه را می بندد . این رفتار را ناشی از شخصیت ناهنجار او فرض می کنیم و با خودمان می گوییم :
فقط به خودش فکر می کند ...
خودخواه...
احمق...
رانندگی بلد نیست ...
بجای اینها ، فکر نمی کنیم که ممکن است او الان تحت شرایط خاصی باشد ، مثلا :
شاید او دارد پروازش را از دست می دهد .
شاید همسرش در بیمارستان دارد وضع حمل می کند .
شاید دخترش در مدرسه تشنج کرده است .
در حالی که اگر خودمان در ترافیک ، حق تقدم را رعایت نکنیم ، بجای ربط آن به شخصیت مان و گفتن احمق ، نابلد یا خودخواه به خودمان ، شرایط را بهانه می کنیم :
برای مصاحبه شغلی دیرم شده است .
باید بچه ام را سر وقت به دندانپزشک برسانم.
در «روانشناسی اجتماعی» Social Psychology وقتی افراد ، رفتار خودشان را نسبت به موقعیت و شرایط بیرونی تفسیر می کنند ولی همان رفتار را در دیگران به شخصیت آنها ربط می دهند ، دچار «خطای اساسی نتیجه گیری » Fundamental attribution error شده اند . م ]
...............................
لینک ویکی پدیا : http://yon.ir/2VKFs
..............................
لینک اصلی :http://yon.ir/czlMO
...............................
Wikipedia
Fundamental attribution error
the concept that, in contrast to interpretations of their own behavior, people tend to (unduly) emphasize the agent's internal characteristics (character or intention), rather than external factors, in explaining other people's behavior
❤1
آیا ارزش « توجه » را به درستی درک می کنیم ؟
ست گادین ۲۰ دسامبر ۲۰۱۸
...................................
فرض کنید یکی از کارمندان تان هر روز موقع ترک محل کار ، سه عدد لپ تاپ را از شرکت خارج می کند ، می فروشد و پولش را به جیب می زند .
اگر متوجه شوید چه می کنید ؟
فرض کنید در همان زمان ، کارمند دیگری لیست شخصی دوستان تان را یافته و بی وقفه مشغول فرستادن ایمیل های اسپم به آنهاست .چرا ؟ چون ایمیل زدن یک کار مجانی است .
کدام مورد برای شما گران تمام می شود ؟
فرض کنید یک لیست مربوط به اهدا کنندگان داوطلب موجود باشد . بدون تمایز قایل شدن بین آنهایی که پرانرژی و مشتاق تر هستن ( ولی پول کمتری دارند ) با آنهایی که کاملا مصمم به اهدا هستند ( ولی فرصت کمتری دارند ) با هر دو گروه یکسان رفتار کنیم .
یا سیاستمداری را تصور کنید که قبل از رسیدن به مرحله بحران ، با در خواست فوری بودجه ، توجه ها را به مساله آلودگی ریزگرد ها جلب کند .
چند قانون ساده :
یک ) اگر شما « توجه کردن » را با معیار دلار و سنت نمی سنجید ، یعنی ارزش واقعی آن را نمی دانید .
دو) اگر شما با همه یکسان رفتار می کنید ، شما در حال هدر دادن « توجه » آنها هستید .
سه ) اگر شما مشغول نابود کردن اعتماد برای جلب « توجه » بیشتر یا عملکرد بیشتر هستید ، شما دارید هر دو را هدر می دهید .
چهار ) اگر قبل از فعال سازی کسانی که به شما ملحق شده اند ، در آنها احساس گناه ایجاد کنید ، مشکل دومی را بوجود آورده اید که بدتر از غیر فعال ماندن آنهاست .
پنج ) اگر در حال حساب و کتاب کردن هزینه کسانی که اشتراک شان را از شما قطع می کنند یا توجه شان به شما کاهش یافته نیستید ... گزینه یک را دوباره بخوانید .
شش ) اگر به هر کس و ناکسی اجازه می دهید که به تیم شما گند بزنند ، بدون اینکه مسوولیت کارشان را بر عهده بگیرند ... گزینه یک را دوباره بخوانید .
قرار دادن یک آگهی درخواست پول بالای سایت ، یک روش نامحسوس برای هدر دادن اعتماد و « توجه » است .
این کار بمعنی ارزش گذاری یکسان به « توجه » مخاطبین است .
این کار ، حجم عظیمی از مخاطبین شما را دچار احساس گناه می کند و مانع از همکاری ثمربخش شان با شما میشود .
با این کار ، شما از مسیر بهتر کردن اوضاع ، منحرف می شوید .
همه این ها به خاطر عدم توانایی ما در سنجش میزان « توجه » و اعتمادی است که از دست می رود .
مصطفی منبری ۳۰ آذر ۱۳۹۷
......................................
لینک : http://yon.ir/3MdbG
....................................
ست گادین ۲۰ دسامبر ۲۰۱۸
...................................
فرض کنید یکی از کارمندان تان هر روز موقع ترک محل کار ، سه عدد لپ تاپ را از شرکت خارج می کند ، می فروشد و پولش را به جیب می زند .
اگر متوجه شوید چه می کنید ؟
فرض کنید در همان زمان ، کارمند دیگری لیست شخصی دوستان تان را یافته و بی وقفه مشغول فرستادن ایمیل های اسپم به آنهاست .چرا ؟ چون ایمیل زدن یک کار مجانی است .
کدام مورد برای شما گران تمام می شود ؟
فرض کنید یک لیست مربوط به اهدا کنندگان داوطلب موجود باشد . بدون تمایز قایل شدن بین آنهایی که پرانرژی و مشتاق تر هستن ( ولی پول کمتری دارند ) با آنهایی که کاملا مصمم به اهدا هستند ( ولی فرصت کمتری دارند ) با هر دو گروه یکسان رفتار کنیم .
یا سیاستمداری را تصور کنید که قبل از رسیدن به مرحله بحران ، با در خواست فوری بودجه ، توجه ها را به مساله آلودگی ریزگرد ها جلب کند .
چند قانون ساده :
یک ) اگر شما « توجه کردن » را با معیار دلار و سنت نمی سنجید ، یعنی ارزش واقعی آن را نمی دانید .
دو) اگر شما با همه یکسان رفتار می کنید ، شما در حال هدر دادن « توجه » آنها هستید .
سه ) اگر شما مشغول نابود کردن اعتماد برای جلب « توجه » بیشتر یا عملکرد بیشتر هستید ، شما دارید هر دو را هدر می دهید .
چهار ) اگر قبل از فعال سازی کسانی که به شما ملحق شده اند ، در آنها احساس گناه ایجاد کنید ، مشکل دومی را بوجود آورده اید که بدتر از غیر فعال ماندن آنهاست .
پنج ) اگر در حال حساب و کتاب کردن هزینه کسانی که اشتراک شان را از شما قطع می کنند یا توجه شان به شما کاهش یافته نیستید ... گزینه یک را دوباره بخوانید .
شش ) اگر به هر کس و ناکسی اجازه می دهید که به تیم شما گند بزنند ، بدون اینکه مسوولیت کارشان را بر عهده بگیرند ... گزینه یک را دوباره بخوانید .
قرار دادن یک آگهی درخواست پول بالای سایت ، یک روش نامحسوس برای هدر دادن اعتماد و « توجه » است .
این کار بمعنی ارزش گذاری یکسان به « توجه » مخاطبین است .
این کار ، حجم عظیمی از مخاطبین شما را دچار احساس گناه می کند و مانع از همکاری ثمربخش شان با شما میشود .
با این کار ، شما از مسیر بهتر کردن اوضاع ، منحرف می شوید .
همه این ها به خاطر عدم توانایی ما در سنجش میزان « توجه » و اعتمادی است که از دست می رود .
مصطفی منبری ۳۰ آذر ۱۳۹۷
......................................
لینک : http://yon.ir/3MdbG
....................................
Seth's Blog
Do we value attention properly?
Every day, at the end of his shift, one of your employees takes three laptops out of the supply closet, takes them home and sells them on eBay, pocketing the money. If you discovered this, would yo…
خب ، در آن زمان بنظر ایده خوبی می رسید
ست گادین ۲۱ دسامبر ۲۰۱۸
................................
البته که آن زمان همینطور بود .
انتخاب های مستقل ما ، گاهی بطور طبیعی با یک تصمیم اغوا کننده به یک اشتباه بدل می شوند .
پس برای دفعه بعد ، ارزشش را دارد که از خودمان بپرسیم :
آیا این شکست ناشی از استراتژی بد ( و انتخاب های غلط ) بود یا اجرای بد ؟
آیا ما به اندازه کافی ، بلند مدت می اندیشیم ؟
آیا موضوعات پر زرق و برق ، قضاوت ما را متزلزل میکند ؟
آیا دچار غرور و احساس حق بجانب بودن شده ایم یا برای کسب آگاهی و اطلاعات بیشتر تقلا میکنیم ؟
نظر مان در مورد همراهی با خواسته های اجتماعی و یا برعکس ، حرکت برخلاف جریان آب چیست ؟
یا شاید با زجر دادن خودمان ، می خواهیم درس عبرتی به کسی بدهیم ؟
دلیل شکست های ما اغلب به مرحله اجرا مربوط میشود ، گاهی هم بخاطر ندیدن چاله های مسیر به دردسر می افتیم .
شور و شوق حرکت به جلو ، بهترین و تنها کلید پیشرفت است . هر چه بیشتر به جلو حرکت کنیم ، ایده های بعدی مان بهتر و بهتر می شود .
مصطفی منبری ۳۰ آذر ۱۳۹۷
.....................................
لینک :http://yon.ir/293im
...................................
ست گادین ۲۱ دسامبر ۲۰۱۸
................................
البته که آن زمان همینطور بود .
انتخاب های مستقل ما ، گاهی بطور طبیعی با یک تصمیم اغوا کننده به یک اشتباه بدل می شوند .
پس برای دفعه بعد ، ارزشش را دارد که از خودمان بپرسیم :
آیا این شکست ناشی از استراتژی بد ( و انتخاب های غلط ) بود یا اجرای بد ؟
آیا ما به اندازه کافی ، بلند مدت می اندیشیم ؟
آیا موضوعات پر زرق و برق ، قضاوت ما را متزلزل میکند ؟
آیا دچار غرور و احساس حق بجانب بودن شده ایم یا برای کسب آگاهی و اطلاعات بیشتر تقلا میکنیم ؟
نظر مان در مورد همراهی با خواسته های اجتماعی و یا برعکس ، حرکت برخلاف جریان آب چیست ؟
یا شاید با زجر دادن خودمان ، می خواهیم درس عبرتی به کسی بدهیم ؟
دلیل شکست های ما اغلب به مرحله اجرا مربوط میشود ، گاهی هم بخاطر ندیدن چاله های مسیر به دردسر می افتیم .
شور و شوق حرکت به جلو ، بهترین و تنها کلید پیشرفت است . هر چه بیشتر به جلو حرکت کنیم ، ایده های بعدی مان بهتر و بهتر می شود .
مصطفی منبری ۳۰ آذر ۱۳۹۷
.....................................
لینک :http://yon.ir/293im
...................................
در جستجوی خاص شدن
ست گادین ۲۲ دسامبر ۲۰۱۸
.................................
فشار زیاد برای همرنگ جماعت شدن ، برای مردم دار بودن ، برای متعادل بودن .
این چیزی است که جلسات مختلف از شما می خواهند .
تبلیغات ، شما را به سمت متوسط مردم هُل می دهد .
جامعه از شما تعادل می خواهد .
ولی اگر خاص باشید چه ؟
در اینصورت ، فقط با دو نوع از مردم سر و کار دارید : آنها که از این وضعیت شما خرسند و راضی اند و ... بقیه مردم .
خاص بودن ، خودش یک موهبت و پاداش است .
مصطفی منبری اول زمستان ۱۳۹۷
..................................
لینک :http://yon.ir/qgzTV
................................
ست گادین ۲۲ دسامبر ۲۰۱۸
.................................
فشار زیاد برای همرنگ جماعت شدن ، برای مردم دار بودن ، برای متعادل بودن .
این چیزی است که جلسات مختلف از شما می خواهند .
تبلیغات ، شما را به سمت متوسط مردم هُل می دهد .
جامعه از شما تعادل می خواهد .
ولی اگر خاص باشید چه ؟
در اینصورت ، فقط با دو نوع از مردم سر و کار دارید : آنها که از این وضعیت شما خرسند و راضی اند و ... بقیه مردم .
خاص بودن ، خودش یک موهبت و پاداش است .
مصطفی منبری اول زمستان ۱۳۹۷
..................................
لینک :http://yon.ir/qgzTV
................................
Seth's Blog
In search of specific
So much pressure to be general, to be all inclusive, to aim for the middle. That’s what meetings push you to do. Advertising. Social. But what if you were specific instead? Precisely for you,…
کسی برای سرگرمی دندانپزشکی نمی کند
ست گادین ۲۳ دسامبر ۲۰۱۸
...................................
برخی شغل ها مثل دندانپزشکی ، دارای اعتبار حرفه ای هستند و کسی بدون مدرک آنرا انجام نمی دهد .
ولی همه شغل ها اینگونه نیستند . بیشتر شان را مردم فقط برای سرگرمی انجام می دهند . حتی کارهایی که جلوی آینه دستشویی انجام میدهند .( آرایش ، گریم ، استند آپ کمدی ، ... م)
اگر شما یک طراح لوگو ، یک کمدین یا یک مدیر پروژه باشید ، تعیین سطح شغل شما دشوار است . چون بیشتر مردم فکر می کنند ، خودشان هم می توانند از عهده کاری که شما انجام میدهید بر بیایند . دستکم فکر می کنند تا حدودی می توانند شغل شما را انجام دهند .
اگر مشغول یکی از همین شغل های غیر دندانپزشکی هستید ، بهترین رویکرد آن است که به طور باورنکردنی در کارتان خوب باشید . چنان خوب که آماتورها جایی برای عرض اندام پیدا نکنند .
شما مجبور به توجیه خودتان نیستید بلکه این شغل شماست که موقعیت برحق تان را مشخص می کند .
البته راه جایگزین آنست که همیشه مشغول نق زدن و گله و شکایت از این باشید که همه فکر می کنند از عهده انجام دادن شغل شما بر می آیند .
نکته اینجاست که شاید حرف شان درست باشد .
مصطفی منبری ۲ دی ۱۳۹۷
.....................................
لینک :http://yon.ir/eAlLH
ست گادین ۲۳ دسامبر ۲۰۱۸
...................................
برخی شغل ها مثل دندانپزشکی ، دارای اعتبار حرفه ای هستند و کسی بدون مدرک آنرا انجام نمی دهد .
ولی همه شغل ها اینگونه نیستند . بیشتر شان را مردم فقط برای سرگرمی انجام می دهند . حتی کارهایی که جلوی آینه دستشویی انجام میدهند .( آرایش ، گریم ، استند آپ کمدی ، ... م)
اگر شما یک طراح لوگو ، یک کمدین یا یک مدیر پروژه باشید ، تعیین سطح شغل شما دشوار است . چون بیشتر مردم فکر می کنند ، خودشان هم می توانند از عهده کاری که شما انجام میدهید بر بیایند . دستکم فکر می کنند تا حدودی می توانند شغل شما را انجام دهند .
اگر مشغول یکی از همین شغل های غیر دندانپزشکی هستید ، بهترین رویکرد آن است که به طور باورنکردنی در کارتان خوب باشید . چنان خوب که آماتورها جایی برای عرض اندام پیدا نکنند .
شما مجبور به توجیه خودتان نیستید بلکه این شغل شماست که موقعیت برحق تان را مشخص می کند .
البته راه جایگزین آنست که همیشه مشغول نق زدن و گله و شکایت از این باشید که همه فکر می کنند از عهده انجام دادن شغل شما بر می آیند .
نکته اینجاست که شاید حرف شان درست باشد .
مصطفی منبری ۲ دی ۱۳۹۷
.....................................
لینک :http://yon.ir/eAlLH
Seth's Blog
“Nobody dabbles at dentistry”
There are some jobs that are only done by accredited professionals. And then there are most jobs, jobs that some people do for fun, now and then, perhaps in front of the bathroom mirror. It’s…
تعهدی به احتمالات
ست گادین ۲۴ دسامبر ۲۰۱۸
.................................
حق با بد بین هاست .
حق با خوش بین ها هم هست .
در واقع انتظارات دارای قدرتی جادویی اند .
مردم زیادی باهم مرتبط شده اند . چیزهای زیادی برای آموختن وجود دارد . درها به رویمان باز شده اند و دست هایی برای کمک رسانی به سمت ما دراز شده است .
معجزه دوران ما ، حرکت به جلو به هر طریق ممکن است . ایده ها چنان در حال گسترش و اشتراک با دیگران هستند که تاکنون سابقه نداشته است .
البته امکان دارد همه چیز به بیراهه برود .
The person who invented the ship also invented the shipwreck .
ولی امروزه هرکسی بایستی فقط به بروز احتمالات متعهد باشد .
مصطفی منبری ۴ دی ۱۳۹۷
.......................
لینک :https://goo.gl/29fEiJ
......................
ست گادین ۲۴ دسامبر ۲۰۱۸
.................................
حق با بد بین هاست .
حق با خوش بین ها هم هست .
در واقع انتظارات دارای قدرتی جادویی اند .
مردم زیادی باهم مرتبط شده اند . چیزهای زیادی برای آموختن وجود دارد . درها به رویمان باز شده اند و دست هایی برای کمک رسانی به سمت ما دراز شده است .
معجزه دوران ما ، حرکت به جلو به هر طریق ممکن است . ایده ها چنان در حال گسترش و اشتراک با دیگران هستند که تاکنون سابقه نداشته است .
البته امکان دارد همه چیز به بیراهه برود .
The person who invented the ship also invented the shipwreck .
ولی امروزه هرکسی بایستی فقط به بروز احتمالات متعهد باشد .
مصطفی منبری ۴ دی ۱۳۹۷
.......................
لینک :https://goo.gl/29fEiJ
......................
Seth's Blog
A commitment to possibility
Pessimists are right. Optimists are right. Expectations have magical powers. So many people to connect with, so many things to learn. Doors to open, helping hands to be offered. The magic of our ti…
ما همگی شاعریم
ست گادین ۲۵ دسامبر ۲۰۱۸
...............................
شاعران از کلمات و سکوت برای ایجاد تغییر استفاده می کنند . آنها به فُرم و کارکرد کلمات و از همه بیشتر به ارتباطی که با کلمات دارند اهمیت می دهند .
اهمیت هر کلمه بسان یک نفَس است .
در جهانی مملو از صداهای پوچ ، جای شاعرانی برای شنیده شدن و شعر هایی برای تبدیل شدن مان به کلمه هایش ، خالیست .
مصطفی منبری ۵ دی ۱۳۹۷
.......................................
لینک مرتبط از شاهین کلانتری :
http://shahinkalantari.com/خلاقیت-شعر/
...................................
متن اصلی :
We are all poets now
Poets use words (and silence) to change things. They care about form and function and most of all, about making an impact on those that they connect with.
Every word counts. Every breath as well.
In a world filled with empty noise, the most important slots are reserved for the poets we seek to listen to, and the poet we seek to become.
........................................
ست گادین ۲۵ دسامبر ۲۰۱۸
...............................
شاعران از کلمات و سکوت برای ایجاد تغییر استفاده می کنند . آنها به فُرم و کارکرد کلمات و از همه بیشتر به ارتباطی که با کلمات دارند اهمیت می دهند .
اهمیت هر کلمه بسان یک نفَس است .
در جهانی مملو از صداهای پوچ ، جای شاعرانی برای شنیده شدن و شعر هایی برای تبدیل شدن مان به کلمه هایش ، خالیست .
مصطفی منبری ۵ دی ۱۳۹۷
.......................................
لینک مرتبط از شاهین کلانتری :
http://shahinkalantari.com/خلاقیت-شعر/
...................................
متن اصلی :
We are all poets now
Poets use words (and silence) to change things. They care about form and function and most of all, about making an impact on those that they connect with.
Every word counts. Every breath as well.
In a world filled with empty noise, the most important slots are reserved for the poets we seek to listen to, and the poet we seek to become.
........................................
شاهین کلانتری | نوشتن و نویسندگی
خلاقیت | اگر واقعاً نمیدانید چهکار کنید - شاهین کلانتری | نوشتن و نویسندگی
من دکتر نیستم که نسخهای تجویز کنم. ولی فکر میکنم پیشنهاد زیر برای برخی از مخاطبان خاص این سایت مفید باشد. اگر بیکار هستید، اگر وقتتان تلف میشود، اگر هدف و برنامۀ روشنی ندارید، اگر خلاق و مبتکر نیستید، اگر درس و دانشگاه کلافهتان کرده و از همه مهمتر اگر…
اگر برای شستن ظرفها وقت ندارید ، پس برای آشپزی هم وقت ندارید
ست گادین ۲۶ دسامبر ۲۰۱۸
..................................
حرفه ای ها می فهمند که پروژه یعنی کل پروژه ، نه فقط قسمت سرگرم کننده آن یا بخش ضروری یا جالب اش !
میانبرهای زیادی در مسیر وجود دارد . ولی ناتمام رها کرده پروژه ، جزو آن میانبر ها نیست .
مصطفی منبری ۵ دی ۱۳۹۷
...............................
If you don’t have time to clean up, you don’t have time to cook
Professionals understand that the project is the whole project, not simply the fun or urgent or interesting part of the work.
There are countless productive shortcuts along the way. But not finishing the project isn’t one of them.
...................................
ست گادین ۲۶ دسامبر ۲۰۱۸
..................................
حرفه ای ها می فهمند که پروژه یعنی کل پروژه ، نه فقط قسمت سرگرم کننده آن یا بخش ضروری یا جالب اش !
میانبرهای زیادی در مسیر وجود دارد . ولی ناتمام رها کرده پروژه ، جزو آن میانبر ها نیست .
مصطفی منبری ۵ دی ۱۳۹۷
...............................
If you don’t have time to clean up, you don’t have time to cook
Professionals understand that the project is the whole project, not simply the fun or urgent or interesting part of the work.
There are countless productive shortcuts along the way. But not finishing the project isn’t one of them.
...................................
#محبوبترین_های_وبلاگ_ست_گادین
رژیم غذایی آبنبات
ست گادین ۴ ژانویه ۲۰۱۷
...............................
پرفروش ترین رمان سال ۱۹۶۱ این بود :
Advise and Consent: An Novel of Washington Politics
http://yon.ir/MQ3f5
در آنزمان ، میلیونها نفر این رمان سیاسی ۶۹۰ صفحه ای را خواندند . در حالی که پرفروش ترین کتاب های سال ۲۰۱۶ ، کتاب های صفحه رنگی بودند .
پانزده سال پیش ، کانالهای تلویزیونی کابلی نظیر ( History , Brave , TLC ) درباره افزودن اطلاعات و دانایی بیشتر به محیط تلویزیون ، قول مساعد دادند . ولی امروز ، این شبکه ها در حال پخش مراسم ازدواج مردم ، بر اساس نحوه بهتر بوسیدن همدیگر هستند !
و البته روزنامهها ، به خاطر گفتن چیزهایی که ما نمی خواستیم بشنویم ، جایزه Pulitzer گرفتند . ولی ما با نخریدن روزنامه ها پاسخ شان را دادیم !
تنزل رسانههای اندیشه محور ، حرف تازه ای نیست و برای یک قرن موضوع بحث و جدل بوده است . چیزی که تازه است ، یک شیفت اساسی است ، آنهم نه برای ممانعت از سودجویی ها بلکه یک شیفت اساسی در فرهنگ عمومی است .
انیشتین : « همه چیز باید تا حد ممکن ساده سازی شود ولی نه بیش از حد ساده . »
اصلا آیا امکان دارد که چیزها را از آنچه باید باشند ساده تر کرد و استاندارد جدیدی بر اساس عدم کنجکاوی بنا کرد ؟
ما به خاطر شکستن هر روزه «قانون ساده سازی انیشتین» ، همکار و شریک جرم رسانه ها هستیم . ما چنان از این قانون دور افتاده ایم که به مرز فراموشی آن نزدیک شده ایم .
حال که اقتصاد به تنها راه تسری و تفهیم زندگی برای عموم مردم تبدیل شده است ،
کشاندن مردم به صحنه رقابت برای تنزل بیشتر ، تشویق به کلیک های سریع تر ،
آسان سازی بلعیدن مطالب ،
تلاش برای باور سازی ها ،
کوتاه سازی ها و...
تبدیل زندگی به نوعی خوشگذرانی ،
هرزگی ،
دستپاچگی و عجله و بالاخره ...
تبدیل زندگی به یک چیز سطح پایینِ دم دستیِ قابل فهم ، در حال رخ دادن است !
این یک خطر واقعی برای جریان روشنفکری است . این یک خودکشی فرهنگی احمقانه است که برای بینشها ، تئوریها و حقایق اهمیتی قائل نشویم و به جای آن ، بلاهت را انتخاب کنیم .
اگر « یادگیری » برای ما مهم نباشد ، زمان و منابع مان را هم صرف دانش نخواهیم کرد .
درست است که اگر کسی ، کل روز را هم آبنبات بخورد از گرسنگی نخواهد مُرد ولی اگر غذاهای سالم را از بیزینس مان حذف کنیم ، تنها چیزی که برای مان باقی می ماند آبنبات است ولاغیر .
می توانید به کودک خود یک تبلت ، گیم و مقداری مرغ سوخاری برای شام بدهید . البته که این کار ، آسان تر از وقت گذاشتن و حرف زدن با اوست .
میتوانید مقالات کوتاه بخوانید . مطالبی که عکس هم دارند . البته که این کار ، راحت تر از خواندن و غور کردن در مطالب عمیق است .
چرا برخی لینک ها « کلیک خور » هستند ؟ چون مردم را به راحتی اغوا میکنند . آنها برای به دام انداختن «طعمه» طراحی شده اند ، نه برای دادن آگاهی به «طعمه» !
خبر خوب این است که ما برای پاسخگو کردن و مسوولیت پذیر کردن رسانه ها ، افراد زیادی لازم نداریم . ما می دانیم که برنامه های آبکی رسانه باعث توقف کامل برنامههای فرهنگی ارزشمند نمیشود .
رسانه همیشه با تولیدات خود ، در حال جست و خیز کردن بین دو چیز است : پول سازی و افزایش مختصر در خواسته های هوشمندانه مخاطب . و حالا که تعادل بین این دو گزینه از بین رفته است ، ما داریم در مسیر سقوط ، بی وقفه تنزل می کنیم ، یک سقوط بی بازگشت .
ما می توانیم با کلیک های خودمان ، با حمایت مالی مان و با پولی که در کتابفروشیها خرج میکنیم ، به رسانه ها «رای» بدهیم . ما میتوانیم با ویرایشگران رسانه گفتمان کنیم . ما با عوض کردن کانال ها ، به رسانه «رای» می دهیم .
حتی اگر عده کمی از مردم ، واژه ها را با دقت به کار میبرند ، خرد ورزی می کنند و سوالات سخت می پرسند ، همین کار می تواند سطح اطرافیان آنها را هم بالا بکشد .
قابل تصور است که تنزل چقدر راحت اتفاق میافتد ، ولی بر اساس « اثر چرخ دنده ای فرهنگ » Cultural Ratchet ، وقتی نسلی از مردم عمل مثبتی انجام میدهند یعنی اقدام به یادگیری بیشتر و فهمیدن بیشتر میکنند ، آنها اطرافیان خود را هم می توانند ارتقاء دهند .
چرخ دنده را بچرخانید . به تعداد اندک مان توجه نکنید . ما می توانیم حس کنجکاوی ، حس پرسشگری و لذت کشف را بازتولید کنیم . برای رسیدن به چیزهای بهتر ، باید کارِ درست را انجام دهیم و از امکانات سهلالوصول easy options چشم پوشی کنیم .
مصطفی منبری ۶ دی ۱۳۹۷
.......................................
لینک مرتبط از محمدرضا شعبانعلی
( هیچ کس از متوسط اطرافیانش فراتر نمی رود ) : http://yon.ir/j6w00
......................................
لینک متن اصلی :http://yon.ir/IJCbZ
.....................................
رژیم غذایی آبنبات
ست گادین ۴ ژانویه ۲۰۱۷
...............................
پرفروش ترین رمان سال ۱۹۶۱ این بود :
Advise and Consent: An Novel of Washington Politics
http://yon.ir/MQ3f5
در آنزمان ، میلیونها نفر این رمان سیاسی ۶۹۰ صفحه ای را خواندند . در حالی که پرفروش ترین کتاب های سال ۲۰۱۶ ، کتاب های صفحه رنگی بودند .
پانزده سال پیش ، کانالهای تلویزیونی کابلی نظیر ( History , Brave , TLC ) درباره افزودن اطلاعات و دانایی بیشتر به محیط تلویزیون ، قول مساعد دادند . ولی امروز ، این شبکه ها در حال پخش مراسم ازدواج مردم ، بر اساس نحوه بهتر بوسیدن همدیگر هستند !
و البته روزنامهها ، به خاطر گفتن چیزهایی که ما نمی خواستیم بشنویم ، جایزه Pulitzer گرفتند . ولی ما با نخریدن روزنامه ها پاسخ شان را دادیم !
تنزل رسانههای اندیشه محور ، حرف تازه ای نیست و برای یک قرن موضوع بحث و جدل بوده است . چیزی که تازه است ، یک شیفت اساسی است ، آنهم نه برای ممانعت از سودجویی ها بلکه یک شیفت اساسی در فرهنگ عمومی است .
انیشتین : « همه چیز باید تا حد ممکن ساده سازی شود ولی نه بیش از حد ساده . »
اصلا آیا امکان دارد که چیزها را از آنچه باید باشند ساده تر کرد و استاندارد جدیدی بر اساس عدم کنجکاوی بنا کرد ؟
ما به خاطر شکستن هر روزه «قانون ساده سازی انیشتین» ، همکار و شریک جرم رسانه ها هستیم . ما چنان از این قانون دور افتاده ایم که به مرز فراموشی آن نزدیک شده ایم .
حال که اقتصاد به تنها راه تسری و تفهیم زندگی برای عموم مردم تبدیل شده است ،
کشاندن مردم به صحنه رقابت برای تنزل بیشتر ، تشویق به کلیک های سریع تر ،
آسان سازی بلعیدن مطالب ،
تلاش برای باور سازی ها ،
کوتاه سازی ها و...
تبدیل زندگی به نوعی خوشگذرانی ،
هرزگی ،
دستپاچگی و عجله و بالاخره ...
تبدیل زندگی به یک چیز سطح پایینِ دم دستیِ قابل فهم ، در حال رخ دادن است !
این یک خطر واقعی برای جریان روشنفکری است . این یک خودکشی فرهنگی احمقانه است که برای بینشها ، تئوریها و حقایق اهمیتی قائل نشویم و به جای آن ، بلاهت را انتخاب کنیم .
اگر « یادگیری » برای ما مهم نباشد ، زمان و منابع مان را هم صرف دانش نخواهیم کرد .
درست است که اگر کسی ، کل روز را هم آبنبات بخورد از گرسنگی نخواهد مُرد ولی اگر غذاهای سالم را از بیزینس مان حذف کنیم ، تنها چیزی که برای مان باقی می ماند آبنبات است ولاغیر .
می توانید به کودک خود یک تبلت ، گیم و مقداری مرغ سوخاری برای شام بدهید . البته که این کار ، آسان تر از وقت گذاشتن و حرف زدن با اوست .
میتوانید مقالات کوتاه بخوانید . مطالبی که عکس هم دارند . البته که این کار ، راحت تر از خواندن و غور کردن در مطالب عمیق است .
چرا برخی لینک ها « کلیک خور » هستند ؟ چون مردم را به راحتی اغوا میکنند . آنها برای به دام انداختن «طعمه» طراحی شده اند ، نه برای دادن آگاهی به «طعمه» !
خبر خوب این است که ما برای پاسخگو کردن و مسوولیت پذیر کردن رسانه ها ، افراد زیادی لازم نداریم . ما می دانیم که برنامه های آبکی رسانه باعث توقف کامل برنامههای فرهنگی ارزشمند نمیشود .
رسانه همیشه با تولیدات خود ، در حال جست و خیز کردن بین دو چیز است : پول سازی و افزایش مختصر در خواسته های هوشمندانه مخاطب . و حالا که تعادل بین این دو گزینه از بین رفته است ، ما داریم در مسیر سقوط ، بی وقفه تنزل می کنیم ، یک سقوط بی بازگشت .
ما می توانیم با کلیک های خودمان ، با حمایت مالی مان و با پولی که در کتابفروشیها خرج میکنیم ، به رسانه ها «رای» بدهیم . ما میتوانیم با ویرایشگران رسانه گفتمان کنیم . ما با عوض کردن کانال ها ، به رسانه «رای» می دهیم .
حتی اگر عده کمی از مردم ، واژه ها را با دقت به کار میبرند ، خرد ورزی می کنند و سوالات سخت می پرسند ، همین کار می تواند سطح اطرافیان آنها را هم بالا بکشد .
قابل تصور است که تنزل چقدر راحت اتفاق میافتد ، ولی بر اساس « اثر چرخ دنده ای فرهنگ » Cultural Ratchet ، وقتی نسلی از مردم عمل مثبتی انجام میدهند یعنی اقدام به یادگیری بیشتر و فهمیدن بیشتر میکنند ، آنها اطرافیان خود را هم می توانند ارتقاء دهند .
چرخ دنده را بچرخانید . به تعداد اندک مان توجه نکنید . ما می توانیم حس کنجکاوی ، حس پرسشگری و لذت کشف را بازتولید کنیم . برای رسیدن به چیزهای بهتر ، باید کارِ درست را انجام دهیم و از امکانات سهلالوصول easy options چشم پوشی کنیم .
مصطفی منبری ۶ دی ۱۳۹۷
.......................................
لینک مرتبط از محمدرضا شعبانعلی
( هیچ کس از متوسط اطرافیانش فراتر نمی رود ) : http://yon.ir/j6w00
......................................
لینک متن اصلی :http://yon.ir/IJCbZ
.....................................
نردبان کو؟
ست گادین ۲۸ دسامبر ۲۰۱۸
..................................
اگر صخره نوردی بدون تجهیزات ، برای خوشگذرانی یا نمایش شجاعت نبود ، واضح است که داشتن نردبان موثرترین راه برای بالا رفتن از صخره هاست .
...
اغلب بیشتر وقت مان را برای بالا رفتن از دیوار هدر می دهیم درحالیکه باید بجای آن ، روی یافتن یک نردبان زمان بگذاریم .
شاید بهتر باشد بجای عوض کردن اهداف متهورانه مان ، برای یافتن وسیله های مفیدتری چون بینش ها insights ، مهارت ها skills ، اعتماد trust ، توجه attention و دسترسی access وقت بگذاریم .
یافتن نردبان ها ارزش جستجو را دارد .
مصطفی منبری ۷ دی ۱۳۹۷
..............................
لینک:http://yon.ir/UVxeF
..............................
ست گادین ۲۸ دسامبر ۲۰۱۸
..................................
اگر صخره نوردی بدون تجهیزات ، برای خوشگذرانی یا نمایش شجاعت نبود ، واضح است که داشتن نردبان موثرترین راه برای بالا رفتن از صخره هاست .
...
اغلب بیشتر وقت مان را برای بالا رفتن از دیوار هدر می دهیم درحالیکه باید بجای آن ، روی یافتن یک نردبان زمان بگذاریم .
شاید بهتر باشد بجای عوض کردن اهداف متهورانه مان ، برای یافتن وسیله های مفیدتری چون بینش ها insights ، مهارت ها skills ، اعتماد trust ، توجه attention و دسترسی access وقت بگذاریم .
یافتن نردبان ها ارزش جستجو را دارد .
مصطفی منبری ۷ دی ۱۳۹۷
..............................
لینک:http://yon.ir/UVxeF
..............................
Seth's Blog
Go find a ladder
While it might be fun (or appear expedient, or brave, or heroic) to try to scale a cliff with no tools, it turns out that ladders are a more effective way to level up. When it’s time to drive…