◾فکرهایی دربارهی ویروس
◾ستگادین ۲ مارس ۲۰۲۰
بالغ بر ۲۰ سال است که من، رسانهی دیجیتال Viruses را مطالعه میکنم. اکثر چیزهایی که دربارهی ویروسها کشف کردهایم، از بررسی آنالوژی، اپیدمیولوژی(همهگیری شناسی) و رفتارشناسی ویروسهای واقعی نشات میگیرد.
در اینجا به بیان ایدههایی مرتبط با ظهور آرام آرامِ یک تراژدی و فاجعهای غمبار میپردازم تا شاید برای مقابله با ترسها و انجام طرحهایی که هر روز داریم، کمکمان کند.
◾ویروسها رفتار دیجیتال از خود نشان میدهند.
شما هر چه از یک کُنسرتِ پُر سروصدا دورتر شوید، آرامتر میشود. اگر یک قطره شیمیایی در یک دریاچه انداخته شود، هرچه بیشتر تهنشین شود، رقیقتر خواهد شد. ولی ویروس، ضعیفتر نمیشود و هربار از نو شروع میکند و فرد جدیدی را آلوده میسازد. او کاملا ارگانیک و زنده است، تقسیم میشود و گسترش مییابد. دچار تغییر و تکامل میگردد و از میزبان جدیدش، نیرو میگیرد.
◾ویروسها واگیردار هستند.
اپیدمیولوژیستها R0 را اندازه میگیرند. یعنی تعداد افراد سالمی که ویروس را از یک فرد مبتلا میگیرند. مثلا یک ویروس R0 از ۳ ، یعنی هرکس که چنین ویروسی را دارد، سه نفر دیگر را هم آلوده خواهد کرد. مشخص است که اگر R0 بالای ۱ باقی بماند، به معنی آن است که تکتک افراد جامعه آلوده خواهند شد. ولی عملاً هرگز چنین اتفاقی نمیافتد. چیزی که رخ میدهد، شیفت اعداد است. وقتی ویروس سرخجه (measles) در یک مدرسه ابتدایی قرار میگیرد، میتواند R0 از ۲۰ داشته باشد. ولی در طول زمان، بخاطر شرایط محیطی و سایر عوامل، این عدد پایین میآید. در حال حاضر، در مورد ویروس کرونا (Covid-19) این عدد، چیزی بین ۲ الی ۳ تخمین زده میشود. البته میدانیم که عدد بالای ۲ ، رقم خیلی زیادی است.
◾وقتی ما نمیدانیم که مبتلا شدهایم، ویروسها میتوانند منتشر شوند.
البته این چیزی شبیه ویروسهای کامپیوتری است. هرچند یوتیوب این گونه عمل نمیکند ولی زیاد هم بیربط نیست. ویروس، اراده، هدف یا آرزویی برای خودش ندارد ولی مادامی که ما آن را شناسایی نکنیم، بیوقفه گسترش مییابد. R0 افزایش مییابد چون بیماری را افرادِ بظاهر سالم، با خود به این طرف و آن طرف میبرند. تا وقتی که جلوی ازدحام افرادی که ظاهراً سرفه نمیکنند ولی میتوانند ناقل باشند، نگیریم، اکتفاکردن به طرد یا دوری از افرادی که سرفه میکنند، کمکی نخواهد کرد.
◾ عوارض و تاثیرات یک ویروس، چیزی متفاوت از توانِ انتشار (virality) آنست.
ویروس سرخجه یکی از مسریترین ویروسهایی است که میشناسیم. ولی خوشبختانه این ویروس، تعداد کمی از افراد مبتلا را میکُشد. چون سرعت عفونت و توان انتشار آن بالاست، واکسیناسیون به یک امر فوری و ضروری بدل میشود تا قربانیان کمتری بجا بگذارد.
◾ فرار یا اجتناب از این اتفاق، کار خیلی سختی است.
ما همگی آموزش دیدهایم که یک راه خوب برای مواجهه با استرس عاطفی، «خریدکردن» است. ولی در این مورد، چیز زیادی برای خرید وجود ندارد! اغلبِ افراد سالمی که در معرض ویروس قرار بگیرند، اوقات ناخوشی را سپری خواهند کرد ولی با مصرف مایعات و استراحت، کاملاً بهبود خواهند یافت. هرچند ممکن است به پزشک برای درمان ذاتالریه یا شاید اکسیژن و دستگاه ونتیلاتور هم نیاز پیدا کنید ولی ایننیاز به قدری نیست که آنها را بخرید و در خانه نگه دارید. با این حال بهتر است اگر به تازگی دچار سرفه شدهاید، به پزشک مراجعه کنید و مورد معاینه، تست آزمایشگاهی و درمان قرار بگیرید.
◾اعداد بزرگ در فاجعهای غمانگیز، اعداد کوچک را از دیدهها پنهان نگه میدارند.
اگر ۹۸٪ مردم، بیماری را به سلامت پشت سر بگذارند، باز هم معنای آن این است که صدها، هزاران یا میلیونها نفر نخواهند توانست. ممکن است شما شانس بیاورید ولی به هر حال، شانس است! یک تراژدی و رویدادی غمبار، به آرامی در حال رخدادن است و قرار است خیلی از کسانی را که دوستشان داریم، درگیر کند.
◾ایدههای ویروسی (Ideavirus) در رسانهها، قبل از ویروسهای واقعی از راه میرسند.
یعنی ما دوبار ویروس را تجربه میکنیم. یک بار وقتی رسانههای وحشتآفرین، ما را از ترس آکنده کنند و بار دوم، وقتی ویروس واقعی از راه برسد.
◾تغییرات R0 به خاطر ازدحام مردم و وجود مکانهای پرجمعیت رخ میدهد.
«موزه لوور» به این خاطر بسته شد که عده زیادی از مردم به طور واضح، مقدار میانگین گسترش ویروس را در آنجا تشدید میکنند.
❄️ ادامه در پُست بعدی 🔹🔹🔹
❄️ مصطفی منبری ۱۳ اسفند ۱۳۹۸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲ مارس ۲۰۲۰
بالغ بر ۲۰ سال است که من، رسانهی دیجیتال Viruses را مطالعه میکنم. اکثر چیزهایی که دربارهی ویروسها کشف کردهایم، از بررسی آنالوژی، اپیدمیولوژی(همهگیری شناسی) و رفتارشناسی ویروسهای واقعی نشات میگیرد.
در اینجا به بیان ایدههایی مرتبط با ظهور آرام آرامِ یک تراژدی و فاجعهای غمبار میپردازم تا شاید برای مقابله با ترسها و انجام طرحهایی که هر روز داریم، کمکمان کند.
◾ویروسها رفتار دیجیتال از خود نشان میدهند.
شما هر چه از یک کُنسرتِ پُر سروصدا دورتر شوید، آرامتر میشود. اگر یک قطره شیمیایی در یک دریاچه انداخته شود، هرچه بیشتر تهنشین شود، رقیقتر خواهد شد. ولی ویروس، ضعیفتر نمیشود و هربار از نو شروع میکند و فرد جدیدی را آلوده میسازد. او کاملا ارگانیک و زنده است، تقسیم میشود و گسترش مییابد. دچار تغییر و تکامل میگردد و از میزبان جدیدش، نیرو میگیرد.
◾ویروسها واگیردار هستند.
اپیدمیولوژیستها R0 را اندازه میگیرند. یعنی تعداد افراد سالمی که ویروس را از یک فرد مبتلا میگیرند. مثلا یک ویروس R0 از ۳ ، یعنی هرکس که چنین ویروسی را دارد، سه نفر دیگر را هم آلوده خواهد کرد. مشخص است که اگر R0 بالای ۱ باقی بماند، به معنی آن است که تکتک افراد جامعه آلوده خواهند شد. ولی عملاً هرگز چنین اتفاقی نمیافتد. چیزی که رخ میدهد، شیفت اعداد است. وقتی ویروس سرخجه (measles) در یک مدرسه ابتدایی قرار میگیرد، میتواند R0 از ۲۰ داشته باشد. ولی در طول زمان، بخاطر شرایط محیطی و سایر عوامل، این عدد پایین میآید. در حال حاضر، در مورد ویروس کرونا (Covid-19) این عدد، چیزی بین ۲ الی ۳ تخمین زده میشود. البته میدانیم که عدد بالای ۲ ، رقم خیلی زیادی است.
◾وقتی ما نمیدانیم که مبتلا شدهایم، ویروسها میتوانند منتشر شوند.
البته این چیزی شبیه ویروسهای کامپیوتری است. هرچند یوتیوب این گونه عمل نمیکند ولی زیاد هم بیربط نیست. ویروس، اراده، هدف یا آرزویی برای خودش ندارد ولی مادامی که ما آن را شناسایی نکنیم، بیوقفه گسترش مییابد. R0 افزایش مییابد چون بیماری را افرادِ بظاهر سالم، با خود به این طرف و آن طرف میبرند. تا وقتی که جلوی ازدحام افرادی که ظاهراً سرفه نمیکنند ولی میتوانند ناقل باشند، نگیریم، اکتفاکردن به طرد یا دوری از افرادی که سرفه میکنند، کمکی نخواهد کرد.
◾ عوارض و تاثیرات یک ویروس، چیزی متفاوت از توانِ انتشار (virality) آنست.
ویروس سرخجه یکی از مسریترین ویروسهایی است که میشناسیم. ولی خوشبختانه این ویروس، تعداد کمی از افراد مبتلا را میکُشد. چون سرعت عفونت و توان انتشار آن بالاست، واکسیناسیون به یک امر فوری و ضروری بدل میشود تا قربانیان کمتری بجا بگذارد.
◾ فرار یا اجتناب از این اتفاق، کار خیلی سختی است.
ما همگی آموزش دیدهایم که یک راه خوب برای مواجهه با استرس عاطفی، «خریدکردن» است. ولی در این مورد، چیز زیادی برای خرید وجود ندارد! اغلبِ افراد سالمی که در معرض ویروس قرار بگیرند، اوقات ناخوشی را سپری خواهند کرد ولی با مصرف مایعات و استراحت، کاملاً بهبود خواهند یافت. هرچند ممکن است به پزشک برای درمان ذاتالریه یا شاید اکسیژن و دستگاه ونتیلاتور هم نیاز پیدا کنید ولی ایننیاز به قدری نیست که آنها را بخرید و در خانه نگه دارید. با این حال بهتر است اگر به تازگی دچار سرفه شدهاید، به پزشک مراجعه کنید و مورد معاینه، تست آزمایشگاهی و درمان قرار بگیرید.
◾اعداد بزرگ در فاجعهای غمانگیز، اعداد کوچک را از دیدهها پنهان نگه میدارند.
اگر ۹۸٪ مردم، بیماری را به سلامت پشت سر بگذارند، باز هم معنای آن این است که صدها، هزاران یا میلیونها نفر نخواهند توانست. ممکن است شما شانس بیاورید ولی به هر حال، شانس است! یک تراژدی و رویدادی غمبار، به آرامی در حال رخدادن است و قرار است خیلی از کسانی را که دوستشان داریم، درگیر کند.
◾ایدههای ویروسی (Ideavirus) در رسانهها، قبل از ویروسهای واقعی از راه میرسند.
یعنی ما دوبار ویروس را تجربه میکنیم. یک بار وقتی رسانههای وحشتآفرین، ما را از ترس آکنده کنند و بار دوم، وقتی ویروس واقعی از راه برسد.
◾تغییرات R0 به خاطر ازدحام مردم و وجود مکانهای پرجمعیت رخ میدهد.
«موزه لوور» به این خاطر بسته شد که عده زیادی از مردم به طور واضح، مقدار میانگین گسترش ویروس را در آنجا تشدید میکنند.
❄️ ادامه در پُست بعدی 🔹🔹🔹
❄️ مصطفی منبری ۱۳ اسفند ۱۳۹۸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Thoughts on a virus
I’ve been studying digital media “viruses” for more than 20 years, and much of what we have discovered about them comes from the analogy to epidemiology and the behavior of real v…
◾ادامهی
فکرهایی دربارهی ویروس
( ستگادین ۲ مارس ۲۰۲۰)
◾ماسکزدن، جادوی خوششانسی نیست.
افراد حرفهای در پزشکی، بخوبی میدانند که چگونه با زدنِ ماسک، پوشیدن دستکش و رعایت بهداشت، خودشان را از بیماریهای جامعه حفظ کنند. ولی ماسکهای تجاری N95 نمیتوانند جلوی ذرات ریز ویروس کرونا را بگیرند. تماشای مردمی که ماسک به دهان، در فرودگاهها تردد میکنند، در حالی که سطوحی را لمس میکنند که ویروسها میتوانند چند روز در آن سطوح وجود داشته باشند، به روشنی گویای آن است که ایدهی «ماسک زدن» معجزه نمیکند و واقعاً نمیتواند از چیزی پیشگیری کند. ولی «شستن دستها» جواب میدهد و اگر مداوم و درست انجام شود، نسبتاً میتواند پیشگیری کند.
چیزی که هست، اگر هر شخصی در کره زمین، برای سه هفته قرنطینه شود، میتوانیم با اطمینان به جلو حرکت کنیم ولی جهان، خیلی مرتبطتر از این حرفهاست. ما فرهنگی جهانی از ارتباطات ساختهایم. هم روابط دیجیتال و هم فیزیکال. حتی اگر قادر به آهستهسازی گسترش ویروس شویم، قادر به متوقفکردن آن فرهنگ جهانی نخواهیم شد.
◾کارهای خیلی زیاد و قاطعی میتوانیم برای ارتقاء سلامت عمومی انجام دهیم.
همه میتوانند در برابر بیماریهای دوران کودکی و بیماریهای فصلی واکسینه شوند. همین کار به تنهایی میتواند جان هزاران نفر را در سال نجات دهد. ما میتوانیم کمپینهای قدرتمندی علیه «مستی در حین رانندگی» و علیه «سیگارکشیدن» به راه بیاندازیم. ما میتوانیم آلودگیها را از محیط زیست بزداییم و در مورد «آب پاک» و «بهداشت مناسب»، سرمایهگذاری کنیم. با این کار، سالانه میلیونها میلیون انسان، نجات خواهند یافت. هر کدام از این مسائل اگر حل نشوند، در مقایسه با ویروس کرونا، انسانهای بیشتری را خواهند کُشت. وحشتآفرینی چارهساز نیست و در چنین مواردی، تصمیمات مناسب و هوشمندانه، بسیار موثرتر از ایجاد آشفتگی و ترس است.
با آرزوی سلامتی،
آرامش
و پایان هر چه زودتر این اوضاع.
❄️ مصطفی منبری ۱۳ اسفند ۱۳۹۸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
فکرهایی دربارهی ویروس
( ستگادین ۲ مارس ۲۰۲۰)
◾ماسکزدن، جادوی خوششانسی نیست.
افراد حرفهای در پزشکی، بخوبی میدانند که چگونه با زدنِ ماسک، پوشیدن دستکش و رعایت بهداشت، خودشان را از بیماریهای جامعه حفظ کنند. ولی ماسکهای تجاری N95 نمیتوانند جلوی ذرات ریز ویروس کرونا را بگیرند. تماشای مردمی که ماسک به دهان، در فرودگاهها تردد میکنند، در حالی که سطوحی را لمس میکنند که ویروسها میتوانند چند روز در آن سطوح وجود داشته باشند، به روشنی گویای آن است که ایدهی «ماسک زدن» معجزه نمیکند و واقعاً نمیتواند از چیزی پیشگیری کند. ولی «شستن دستها» جواب میدهد و اگر مداوم و درست انجام شود، نسبتاً میتواند پیشگیری کند.
چیزی که هست، اگر هر شخصی در کره زمین، برای سه هفته قرنطینه شود، میتوانیم با اطمینان به جلو حرکت کنیم ولی جهان، خیلی مرتبطتر از این حرفهاست. ما فرهنگی جهانی از ارتباطات ساختهایم. هم روابط دیجیتال و هم فیزیکال. حتی اگر قادر به آهستهسازی گسترش ویروس شویم، قادر به متوقفکردن آن فرهنگ جهانی نخواهیم شد.
◾کارهای خیلی زیاد و قاطعی میتوانیم برای ارتقاء سلامت عمومی انجام دهیم.
همه میتوانند در برابر بیماریهای دوران کودکی و بیماریهای فصلی واکسینه شوند. همین کار به تنهایی میتواند جان هزاران نفر را در سال نجات دهد. ما میتوانیم کمپینهای قدرتمندی علیه «مستی در حین رانندگی» و علیه «سیگارکشیدن» به راه بیاندازیم. ما میتوانیم آلودگیها را از محیط زیست بزداییم و در مورد «آب پاک» و «بهداشت مناسب»، سرمایهگذاری کنیم. با این کار، سالانه میلیونها میلیون انسان، نجات خواهند یافت. هر کدام از این مسائل اگر حل نشوند، در مقایسه با ویروس کرونا، انسانهای بیشتری را خواهند کُشت. وحشتآفرینی چارهساز نیست و در چنین مواردی، تصمیمات مناسب و هوشمندانه، بسیار موثرتر از ایجاد آشفتگی و ترس است.
با آرزوی سلامتی،
آرامش
و پایان هر چه زودتر این اوضاع.
❄️ مصطفی منبری ۱۳ اسفند ۱۳۹۸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Telegram
طعم ستگادین
◾فکرهایی دربارهی ویروس
◾ستگادین ۲ مارس ۲۰۲۰
بالغ بر ۲۰ سال است که من، رسانهی دیجیتال Viruses را مطالعه میکنم. اکثر چیزهایی که دربارهی ویروسها کشف کردهایم، از بررسی آنالوژی، اپیدمیولوژی(همهگیری شناسی) و رفتارشناسی ویروسهای واقعی نشات میگیرد.…
◾ستگادین ۲ مارس ۲۰۲۰
بالغ بر ۲۰ سال است که من، رسانهی دیجیتال Viruses را مطالعه میکنم. اکثر چیزهایی که دربارهی ویروسها کشف کردهایم، از بررسی آنالوژی، اپیدمیولوژی(همهگیری شناسی) و رفتارشناسی ویروسهای واقعی نشات میگیرد.…
◾پایان دورانِ «دستدادن»
◾ستگادین ۷ مارس ۲۰۲۰
البته در آینده، خبری از «دستدادن» نخواهد بود. فیلمهای پیشتازان فضا، جنگ ستارگان و حتی توپهای فضایی را به خاطر بیاورید. در هیچکدام، کسی با کسی دست نمیدهد.
«دستدادن» به عنوان یک پیشفرضِ استاندارد، قدمت زیادی ندارد. کشیشانِ Quaker از ۵ قرن پیش، «دستدادن» را به جای برداشتنِ کلاه یا خمشدن در برابر همدیگر وضع کردند، چون فکر میکردند عدالت و مساوات بیشتری در این روش نهفته است.
البته امروزه «دستدادن»، بیشتر به عنوان یک تهدید محسوب میشود تا حالتِ صلحطلبانهای از صمیمیت و برابری!
علاوه بر اینکه «دستدادن»، راهی برای انتقال بیماریهاست، نوع خاصی از «دستدادن»، نشانهی داشتنِ شخصیتی قدرتمند است که افراد ناتوان از «دستدادن» یا کسانی که میلی به «دستدادن» ندارند، از آن محروم هستند.
ولی امروزه، دیگر با عقل جور در نمیآید که دیگران را بر اساس نحوهی «دستدادنِ» آنها و اینکه چقدر دستِ ما را محکمتر فشار میدهند، قضاوت کنیم.
تا یکی دو هفته پیش، اگر از «دستدادن» با نفر مقابل امتناع میکردیم، عجیب و کمی هم توهینآمیز بود ولی امروزه، یک کار باکلاس و بلندنظرانه شده است.
به علاوه اینکه در تماس ویدیویی هم، «دستدادن» غیرممکن است. شاید رسمِ برداشتن کلاه یا نوعی دست تکاندادن و بایبای کردن، دوباره برگردد.
❄️۱۳۹۸/۱۲/۱۸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۷ مارس ۲۰۲۰
البته در آینده، خبری از «دستدادن» نخواهد بود. فیلمهای پیشتازان فضا، جنگ ستارگان و حتی توپهای فضایی را به خاطر بیاورید. در هیچکدام، کسی با کسی دست نمیدهد.
«دستدادن» به عنوان یک پیشفرضِ استاندارد، قدمت زیادی ندارد. کشیشانِ Quaker از ۵ قرن پیش، «دستدادن» را به جای برداشتنِ کلاه یا خمشدن در برابر همدیگر وضع کردند، چون فکر میکردند عدالت و مساوات بیشتری در این روش نهفته است.
البته امروزه «دستدادن»، بیشتر به عنوان یک تهدید محسوب میشود تا حالتِ صلحطلبانهای از صمیمیت و برابری!
علاوه بر اینکه «دستدادن»، راهی برای انتقال بیماریهاست، نوع خاصی از «دستدادن»، نشانهی داشتنِ شخصیتی قدرتمند است که افراد ناتوان از «دستدادن» یا کسانی که میلی به «دستدادن» ندارند، از آن محروم هستند.
ولی امروزه، دیگر با عقل جور در نمیآید که دیگران را بر اساس نحوهی «دستدادنِ» آنها و اینکه چقدر دستِ ما را محکمتر فشار میدهند، قضاوت کنیم.
تا یکی دو هفته پیش، اگر از «دستدادن» با نفر مقابل امتناع میکردیم، عجیب و کمی هم توهینآمیز بود ولی امروزه، یک کار باکلاس و بلندنظرانه شده است.
به علاوه اینکه در تماس ویدیویی هم، «دستدادن» غیرممکن است. شاید رسمِ برداشتن کلاه یا نوعی دست تکاندادن و بایبای کردن، دوباره برگردد.
❄️۱۳۹۸/۱۲/۱۸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
The end of handshakes?
In the future, of course, there are no handshakes. Star Trek, Star Wars, even Spaceballs… no one shakes hands. And handshakes haven’t been the standard default for as long as we think&#…
◾این مغازه با مدیریت جدید اداره میشود
◾ستگادین ۸ مارس ۲۰۲۰
چه عبارت احمقانهای...
مشتریان وفادار با خودشان خواهند گفت: احتمالا فرد جدیدی مسئول شده است.
غریبهها میگویند: این مغازه هم ورشکست شد.
اگر دقیقتر بیاندیشیم، هر مغازهای، هر روز میتواند با مدیریت جدید به کارش ادامه دهد. به شرطی که منظورمان از «جدید» این باشد که «ما از اتفاقات دیروز چیزی یاد گرفتهایم.»
هر کدام از ما، اگر برایش مهم باشد، شانس آن را دارد که فردا آدم جدیدی شود.
تنها راه «بهترشدن و ارتقاء»، رهاکردنِ باورهای گذشتهتان است. در این صورت، به کسی تبدیل میشوید که نمیتواند شبیه نسخه قبلیتان باشد.
❄️۱۳۹۸/۱۲/۱۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۸ مارس ۲۰۲۰
چه عبارت احمقانهای...
مشتریان وفادار با خودشان خواهند گفت: احتمالا فرد جدیدی مسئول شده است.
غریبهها میگویند: این مغازه هم ورشکست شد.
اگر دقیقتر بیاندیشیم، هر مغازهای، هر روز میتواند با مدیریت جدید به کارش ادامه دهد. به شرطی که منظورمان از «جدید» این باشد که «ما از اتفاقات دیروز چیزی یاد گرفتهایم.»
هر کدام از ما، اگر برایش مهم باشد، شانس آن را دارد که فردا آدم جدیدی شود.
تنها راه «بهترشدن و ارتقاء»، رهاکردنِ باورهای گذشتهتان است. در این صورت، به کسی تبدیل میشوید که نمیتواند شبیه نسخه قبلیتان باشد.
❄️۱۳۹۸/۱۲/۱۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Under new management
That’s a pretty silly thing to write on the store window. It says to loyal customers, “watch out, someone new is in charge.” And it says to strangers and the apathetic, “thi…
◾گیرافتاده در خانه
◾ستگادین ۹ مارس ۲۰۲۰
یکی از دوستانم به من گفت که از قرنطینهشدن، به خاطر بحران جهانی بهداشت، وحشت دارد.
به او گفتم: شما که در خانه کار میکنید! در جواب گفت که درست است ولی وقتی در خانهماندن، انتخابِ خودش است، احساس متفاوتی نسبت به وضعیت قرنطینه اجباری به او دست میدهد.
اولین وظیفهی شما، مراقبت از اطرافیانتان و کمک به آنها برای بهبود دوباره است.
بعد از آن، ما گزینههایی برای انتخاب داریم. گزینههایی برای وقتگذرانی، برای برقراری ارتباط و برای تغییر بینشمان نسبت به زندگی.
کاش کمتر نتفلیکس تماشا میکردیم. کمتر اخبار را تعقیب میکردیم. کمتر یوتیوب میدیدیم. کمتر درگیر مزاحمان دیجیتالی میشدیم.
کاش تصمیم میگرفتیم که راهی برای برقراری رابطه با کسانی که به ما نیاز دارند بیابیم. راهی برای راهنمایی مردم برای پیشرفت. راهی برای ساختن چیزی سخاوتمندانه که به درد جامعه بخورد.
چه میشد اگر تصمیم میگرفتیم چیزی بیاموزیم؟ تمام اوقاتی که صرف رفتوآمد و ملاقاتها نمیشود، شانسی برای تعمق در کارهای McCoy Tyner بوجود میآورد یا فرصتی برای تفکر در فهم نحوه عملکرد احتمالات (probability) به ما میدهد.
به محض فراقت از کارهای جسمی، فرصت بزرگی برای برقراری ارتباط، یادگیری و درک و فهم دنیا برای ما ایجاد میشود.
وحشتکردن (panic)، با اینکه یک انتخاب است، در عین حال، زمینهای برای بروز خلاقیتهای گسترده است.
آرزوی سلامتی و آرامش ذهنی برای شما و عزیزانتان دارم.
❄️۱۳۹۸/۱۲/۲۰
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۹ مارس ۲۰۲۰
یکی از دوستانم به من گفت که از قرنطینهشدن، به خاطر بحران جهانی بهداشت، وحشت دارد.
به او گفتم: شما که در خانه کار میکنید! در جواب گفت که درست است ولی وقتی در خانهماندن، انتخابِ خودش است، احساس متفاوتی نسبت به وضعیت قرنطینه اجباری به او دست میدهد.
اولین وظیفهی شما، مراقبت از اطرافیانتان و کمک به آنها برای بهبود دوباره است.
بعد از آن، ما گزینههایی برای انتخاب داریم. گزینههایی برای وقتگذرانی، برای برقراری ارتباط و برای تغییر بینشمان نسبت به زندگی.
کاش کمتر نتفلیکس تماشا میکردیم. کمتر اخبار را تعقیب میکردیم. کمتر یوتیوب میدیدیم. کمتر درگیر مزاحمان دیجیتالی میشدیم.
کاش تصمیم میگرفتیم که راهی برای برقراری رابطه با کسانی که به ما نیاز دارند بیابیم. راهی برای راهنمایی مردم برای پیشرفت. راهی برای ساختن چیزی سخاوتمندانه که به درد جامعه بخورد.
چه میشد اگر تصمیم میگرفتیم چیزی بیاموزیم؟ تمام اوقاتی که صرف رفتوآمد و ملاقاتها نمیشود، شانسی برای تعمق در کارهای McCoy Tyner بوجود میآورد یا فرصتی برای تفکر در فهم نحوه عملکرد احتمالات (probability) به ما میدهد.
به محض فراقت از کارهای جسمی، فرصت بزرگی برای برقراری ارتباط، یادگیری و درک و فهم دنیا برای ما ایجاد میشود.
وحشتکردن (panic)، با اینکه یک انتخاب است، در عین حال، زمینهای برای بروز خلاقیتهای گسترده است.
آرزوی سلامتی و آرامش ذهنی برای شما و عزیزانتان دارم.
❄️۱۳۹۸/۱۲/۲۰
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Stuck at home
A friend told me that she was dreading a possible quarantine in response to the worldwide health emergency. “But you work at home,” I said. She agreed with me, but made it clear that wh…
◾واکنش، پاسخ یا شروع؟
◾ستگادین ۱۴ مارس ۲۰۲۰
بطور کلی، همین سه کار را میتوانیم انجام دهیم.
شما چه میکنید؟
واکنش(React)، باعث رضایتی سطحی و نوعی تخلیه عاطفی میشود و درنهایت، تقریباً همیشه به نتیجه بدی منتهی میگردد.
پاسخ (Respond)، هوشمندانهتر است و نیازمند تفکر زیادی درباره اقدام و احساسی است که بعد از هر اتفاق، در پی آن هستیم.
و گزینهی سوم؟
«شروع کردن»، آسانتر و کاربردیتر از زمانهای قبل شدهاست و جالب اینکه همین خصوصیات، باعث شده که به سختی آن را در اولویت برنامههایمان قرار دهیم!
در اوقات معمولی، افتادن در یک ضرب آهنگ تکراری «پاسخ»، کار آسانی است. یعنی فرد دیگری برنامه را چیده است.
از آنطرف، وقتی اوضاع غیرشفاف و نامطمئن است، «واکنش» نشاندادن، آسان است.
ولی حالا، دقیقاً همین حالا، بهترین وقت و زمانی منحصربهفرد برای «شروعکردن» است و ما بسختی در تلاشیم ولی این مرحله هم به پایان خواهد رسید.
با ساختن چیزهای بهتر، همه چیز را بهسازی کنید.
❄️لینک مرتبط: بهسازی
؛❄️۱۳۹۸/۱۲/۲۴
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۴ مارس ۲۰۲۰
بطور کلی، همین سه کار را میتوانیم انجام دهیم.
شما چه میکنید؟
واکنش(React)، باعث رضایتی سطحی و نوعی تخلیه عاطفی میشود و درنهایت، تقریباً همیشه به نتیجه بدی منتهی میگردد.
پاسخ (Respond)، هوشمندانهتر است و نیازمند تفکر زیادی درباره اقدام و احساسی است که بعد از هر اتفاق، در پی آن هستیم.
و گزینهی سوم؟
«شروع کردن»، آسانتر و کاربردیتر از زمانهای قبل شدهاست و جالب اینکه همین خصوصیات، باعث شده که به سختی آن را در اولویت برنامههایمان قرار دهیم!
در اوقات معمولی، افتادن در یک ضرب آهنگ تکراری «پاسخ»، کار آسانی است. یعنی فرد دیگری برنامه را چیده است.
از آنطرف، وقتی اوضاع غیرشفاف و نامطمئن است، «واکنش» نشاندادن، آسان است.
ولی حالا، دقیقاً همین حالا، بهترین وقت و زمانی منحصربهفرد برای «شروعکردن» است و ما بسختی در تلاشیم ولی این مرحله هم به پایان خواهد رسید.
با ساختن چیزهای بهتر، همه چیز را بهسازی کنید.
❄️لینک مرتبط: بهسازی
؛❄️۱۳۹۸/۱۲/۲۴
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
React, respond or initiate?
That’s pretty much all that’s on offer. What will you do next? The first gives us visceral satisfaction and emotional release, and it almost always leads to bad outcomes. Responding is …
◾مسابقهی بایدها
◾ستگادین ۱۵ مارس۲۰۲۰
«این کارِ باارزش، مهم و درستی است. پس «باید» انجامش دهم.»
... جملهای که قبل از انجام کاری، به خودمان میگوییم.
البته بندرت این گونه است!
«بایدها»ی زندگیِ ما، تمامنشدنی هستند.
ولی ندرتاً به این «بایدها» عمل میشود.
ما حالت قبلیمان را تغییر نمیدهیم، مگر اینکه تحت فشار باشیم، در یک فعالیت گروهی قرار بگیریم یا حالت اورژانسی از موقعیتِ خطر و یا طمعورزی برای ما پیش بیاید.
ما شیفتهی چیزهای جدید و موفقیتهای کوتاهمدت میشویم. (حتی بیشتر از آن، از رنجهای کوتاهمدت، گریزانیم.)
رازِ انجامدادنِ کارِ درست، در ایجاد احساس ضرورت برای انجام آن است. حداقل دقیقاً در این برهه زمانی. [همهگیری کرونا. م]
❄️ مصطفی منبری ۲۷ اسفند ۱۳۹۸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۵ مارس۲۰۲۰
«این کارِ باارزش، مهم و درستی است. پس «باید» انجامش دهم.»
... جملهای که قبل از انجام کاری، به خودمان میگوییم.
البته بندرت این گونه است!
«بایدها»ی زندگیِ ما، تمامنشدنی هستند.
ولی ندرتاً به این «بایدها» عمل میشود.
ما حالت قبلیمان را تغییر نمیدهیم، مگر اینکه تحت فشار باشیم، در یک فعالیت گروهی قرار بگیریم یا حالت اورژانسی از موقعیتِ خطر و یا طمعورزی برای ما پیش بیاید.
ما شیفتهی چیزهای جدید و موفقیتهای کوتاهمدت میشویم. (حتی بیشتر از آن، از رنجهای کوتاهمدت، گریزانیم.)
رازِ انجامدادنِ کارِ درست، در ایجاد احساس ضرورت برای انجام آن است. حداقل دقیقاً در این برهه زمانی. [همهگیری کرونا. م]
❄️ مصطفی منبری ۲۷ اسفند ۱۳۹۸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
The ‘should’ Olympics
“This is worthy and important and right so I should do it…” sounds like what we say just before we do something. It rarely is. There are an endless number of worthy shoulds in our…
◾امروز
◾ستگادین ۱۹ مارس ۲۰۲۰
ما فقط یکبار امروز را درک میکنیم.
چرا باید آنرا هدر دهیم؟
امروز را میتوانیم با ترس سپری کنیم، یا اینکه امکانی برای کسی خلق کنیم.
امروز را میتوانیم در تنهایی به سر بریم، یا اینکه ارتباطی دیجیتال ولی واقعی با کسی دیگر برقرار کنیم.
فقط یکروز برای تغییر لازم داریم.
اقیانوس از قطرهها ساخته شده است.
🌸 مصطفی منبری ۱ فروردین ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۹ مارس ۲۰۲۰
ما فقط یکبار امروز را درک میکنیم.
چرا باید آنرا هدر دهیم؟
امروز را میتوانیم با ترس سپری کنیم، یا اینکه امکانی برای کسی خلق کنیم.
امروز را میتوانیم در تنهایی به سر بریم، یا اینکه ارتباطی دیجیتال ولی واقعی با کسی دیگر برقرار کنیم.
فقط یکروز برای تغییر لازم داریم.
اقیانوس از قطرهها ساخته شده است.
🌸 مصطفی منبری ۱ فروردین ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Today
We only get it once. Why waste it? We can spend it in fear, or we can create possibility for the next person. We can spend it alone, or we can create digital but real connection with someone else. …
◾خلقوخو و اقدامات
◾ستگادین ۲۳ مارس ۲۰۲۰
احساسات ما با اتفاقات بیرونی تحریک میشوند.
و میتوانند رفتار ما را تغییر دهند.
شیوه رفتار، میتواند احساس ما را تقویت کند.
البته برعکسش هم درست است. مخصوصاً وقتی کنترلشده رفتار میکنیم.
همیشه اقدامات ما، احساسات ما را تغییر میدهند.
بهترین زمان برای بالابردن مهارت، فرا رسیده است. برای یک جهش در یادگیریِ چیزی که به سختی میتوان آموخت. این یادگیری به درخواست یک معلم نیست، بلکه انتخاب خودمان است. این مهارت نه تنها برای همیشه با ما میماند بلکه چنین اقدامی برای کنترل اوضاع، خلقوخوی ما را تغییر خواهد داد.
بهترین زمان برای گسترش ارتباطات فرا رسیده است. اینک ما با حرکت در ورای اخبار روزانه، شانس ایجاد ارتباطات صمیمانه را داریم.
اینک زمان تغییر موضع بزرگی فرا رسیده است. این تغییر بزرگ، ممکن است به تغییر کسی که در آیینه میبینید بیانجامد.
شاید ما درباره اتفاقات بیرونی کاری از دستمان بر نمیآید ولی هنوز کنترل رفتارهای خودمان را در دست داریم. گاهی روبروشدن با یک فرصت، بسیار سخت میشود چون مسئولیتهای زیادی هم با خودش میآورد.
امروز چه چیزی یاد خواهید گرفت؟ امروز به چه کسی یاد خواهید داد؟
🌸۱۳۹۹/۱/۵
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۳ مارس ۲۰۲۰
احساسات ما با اتفاقات بیرونی تحریک میشوند.
و میتوانند رفتار ما را تغییر دهند.
شیوه رفتار، میتواند احساس ما را تقویت کند.
البته برعکسش هم درست است. مخصوصاً وقتی کنترلشده رفتار میکنیم.
همیشه اقدامات ما، احساسات ما را تغییر میدهند.
بهترین زمان برای بالابردن مهارت، فرا رسیده است. برای یک جهش در یادگیریِ چیزی که به سختی میتوان آموخت. این یادگیری به درخواست یک معلم نیست، بلکه انتخاب خودمان است. این مهارت نه تنها برای همیشه با ما میماند بلکه چنین اقدامی برای کنترل اوضاع، خلقوخوی ما را تغییر خواهد داد.
بهترین زمان برای گسترش ارتباطات فرا رسیده است. اینک ما با حرکت در ورای اخبار روزانه، شانس ایجاد ارتباطات صمیمانه را داریم.
اینک زمان تغییر موضع بزرگی فرا رسیده است. این تغییر بزرگ، ممکن است به تغییر کسی که در آیینه میبینید بیانجامد.
شاید ما درباره اتفاقات بیرونی کاری از دستمان بر نمیآید ولی هنوز کنترل رفتارهای خودمان را در دست داریم. گاهی روبروشدن با یک فرصت، بسیار سخت میشود چون مسئولیتهای زیادی هم با خودش میآورد.
امروز چه چیزی یاد خواهید گرفت؟ امروز به چه کسی یاد خواهید داد؟
🌸۱۳۹۹/۱/۵
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Moods and actions
The way we feel can be triggered by outside events. And that can change how we act. And the way we act can reinforce how we feel. Of course, the opposite is true as well, and far more in our active…
◾شما کلیپِ خودتان هستید
◾ستگادین ۲۴ مارس ۲۰۲۰
یکی از شخصیتهای رادیویی، ضمن عذرخواهی از منتقدانش، از آنها خواست: «درباره من، براساس کلیپهایم قضاوت نکنید.»
چرا که نه؟
چیزهایی که میگوییم و پروژههایی که انجام میدهیم، کلیپهای ما هستند و بطور کلی نشانگر سهم ما از مشارکت اجتماعیاند. اگر میخواهید که بر اساس کلیپتان یا کاری که انجام دادهاید قضاوت نشوید، تکلیفتان روشن است.
بهترین رزومه آنست که بگوید: «لطفاً مرا بر اساس کلیپِ خودم قضاوت کنید.»
🌸۱۳۹۹/۱/۶
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۴ مارس ۲۰۲۰
یکی از شخصیتهای رادیویی، ضمن عذرخواهی از منتقدانش، از آنها خواست: «درباره من، براساس کلیپهایم قضاوت نکنید.»
چرا که نه؟
چیزهایی که میگوییم و پروژههایی که انجام میدهیم، کلیپهای ما هستند و بطور کلی نشانگر سهم ما از مشارکت اجتماعیاند. اگر میخواهید که بر اساس کلیپتان یا کاری که انجام دادهاید قضاوت نشوید، تکلیفتان روشن است.
بهترین رزومه آنست که بگوید: «لطفاً مرا بر اساس کلیپِ خودم قضاوت کنید.»
🌸۱۳۹۹/۱/۶
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
You are your clips
A divisive radio personality, asking for forgiveness, says to his critics, “don’t judge me by my clips.” Why not? The things we say and the projects we do are our clips. Taken tog…
◾آیا همه چیز روبراه خواهد شد؟
◾ستگادین ۲۶ مارس ۲۰۲۰
بستگی دارد.
اگر منظور شما این باشد که: آیا همه چیز مثل قبل خواهد شد، همانطور که من میخواهم؟ جواب شما منفی است. جواب چنین سوالی همیشه منفی است.
اگر منظورتان این باشد که: آیا همه چیز آنطور خواهد شد که باید باشد؟ جواب شما مثبت است. البته که اینطور است. اگر ما هر اتفاقی را درست تعریف کنیم، اوضاع روبراه خواهد شد.
ولی سوال واقعاً مفید و مولد اینست که: شما میخواهید در اینباره چه کاری انجام دهید؟
🌸 ۱۳۹۹/۱/۸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۶ مارس ۲۰۲۰
بستگی دارد.
اگر منظور شما این باشد که: آیا همه چیز مثل قبل خواهد شد، همانطور که من میخواهم؟ جواب شما منفی است. جواب چنین سوالی همیشه منفی است.
اگر منظورتان این باشد که: آیا همه چیز آنطور خواهد شد که باید باشد؟ جواب شما مثبت است. البته که اینطور است. اگر ما هر اتفاقی را درست تعریف کنیم، اوضاع روبراه خواهد شد.
ولی سوال واقعاً مفید و مولد اینست که: شما میخواهید در اینباره چه کاری انجام دهید؟
🌸 ۱۳۹۹/۱/۸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Is everything going to be okay?
That depends. If we mean, “Is everything going to be the way it was and the way I expected it to be?” then the answer is no. The answer to that question is always no, it always has been…
◾سخاوت همیشه به معنای مجانی نیست
◾ستگادین ۲۷ مارس ۲۰۲۰
افراد زیادی، سالها نسبت به شما سخاوتمند بودهاند. پزشکی که برای پیداکردنِ دردتان، وقت گذاشته است. پیشخدمتی که لحظهای برای برآوردن نیازهایتان تعلل نکرده است، حتی وقتی شما از خواستهی خودتان بیخبر بودید. رئیسی که پروژهای به شما داده است، آنهم درست وقتی که به آن احتیاج داشتید.
هدیهدادن باعث ایجاد رابطه و امکانهای نو میشود. ولی همهی هدیهها با پول سنجیده نمیشوند.
در واقع مهمترین هدایا آنهایی هستند که دربارهی زمان، تلاش و اهمیتدادن باشند.
مدتها بعد از به عرصهرسیدنِ انسانها بود که پول اختراع شد. ولی نتوانست همهی مسائل بشر را حل کند.
در حال حاضر که بیش از هر زمانی، ارتباطاتمان قطع شده و ترس بر ما چیره گشته است، پاسخ ما به این شرایط، «مجانیکردن» نمیتواند باشد. احتمالاً این کار ما را بیش از پیش از هم جدا خواهد کرد.
پاسخ شایستهتر میتواند این باشد که کارِ دشوارِ برقراری ارتباط، اهمیتدادن به دیگران و سخاوتمندی را در جایی که انتظارش نمیرود، برعهده بگیریم.
🌸 ۱۳۹۹/۱/۸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۷ مارس ۲۰۲۰
افراد زیادی، سالها نسبت به شما سخاوتمند بودهاند. پزشکی که برای پیداکردنِ دردتان، وقت گذاشته است. پیشخدمتی که لحظهای برای برآوردن نیازهایتان تعلل نکرده است، حتی وقتی شما از خواستهی خودتان بیخبر بودید. رئیسی که پروژهای به شما داده است، آنهم درست وقتی که به آن احتیاج داشتید.
هدیهدادن باعث ایجاد رابطه و امکانهای نو میشود. ولی همهی هدیهها با پول سنجیده نمیشوند.
در واقع مهمترین هدایا آنهایی هستند که دربارهی زمان، تلاش و اهمیتدادن باشند.
مدتها بعد از به عرصهرسیدنِ انسانها بود که پول اختراع شد. ولی نتوانست همهی مسائل بشر را حل کند.
در حال حاضر که بیش از هر زمانی، ارتباطاتمان قطع شده و ترس بر ما چیره گشته است، پاسخ ما به این شرایط، «مجانیکردن» نمیتواند باشد. احتمالاً این کار ما را بیش از پیش از هم جدا خواهد کرد.
پاسخ شایستهتر میتواند این باشد که کارِ دشوارِ برقراری ارتباط، اهمیتدادن به دیگران و سخاوتمندی را در جایی که انتظارش نمیرود، برعهده بگیریم.
🌸 ۱۳۹۹/۱/۸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Generous isn’t always the same as free
People have been generous with you through the years. A doctor who took the time to understand your pain. A server who didn’t hesitate and brought you what you needed before you even knew you…
◾معاشرت آنلاین (قدمهای بزرگ)
◾ستگادین ۲۸ مارس ۲۰۲۰
مثل دنیای واقعی نیست و با صفحهکلیدها (keyboards) انجام میشود.
خیز اول: ربودن توجه دیگران در شرایط آنلاین خیلی آسان است ولی شما این کار را نکنید. فرستادنِ هرزنامه (spam)، فکر بدی است. ایجاد مزاحمت برای صدها و میلیونها نفر، هزینهی زیادی برای شما ندارد ولی برای تکتک آن افراد، بسیار گران تمام میشود. قرار نیست جلوی تئاترشهر، نقش بازی کنید و اقدام به فروش بیمهنامه برای تماشاگرانتان کنید! این کار را با صفحهکلیدتان انجام ندهید. هرچند شاید به صورت شخصی و مطمئن، مجاز به این کار باشید.
خیز دوم: تعاملِ غیرهمزمان (Asynchronous interaction)، چیزی متفاوت از تعامل همزمان است. ما در دنیای واقعی این قضیه را میدانیم. (مثلاً نامهنوشتن، کاری متفاوت با زنگزدن است) ولی در دنیای آنلاین، موضوع عمیقتر از این حرفهاست. عرصهی بحث وسیع است و میتوانیم تعداد افراد زیادی را همزمان وارد بحث کنیم. ولی میبایست کمی بیشتر از قبل صبور باشیم.
خیز سوم: بیش از سه نفر میتوانند همزمان حرف بزنند (تایپ کنند) که در دنیای واقعی غیرممکن است. وقتی دورِ یک میز ششنفره هستیم، باید صبر کنیم تا نوبت حرفزدنمان برسد. ولی در یک گپِ اینترنتی (chat room)، همه میتوانیم همزمان حرف بزنیم. از این امکان، به خوبی استفاده کنید و بر اطلاعاتتان بیافزایید. ولی اگر سعی کنید همهی موضوعات را باهم دنبال کنید، یا اینکه یادتان برود از اول دنبال چه بودید، درواقع بهره کمی از این فضا خواهید بُرد.
خیز چهارم: گاهی اوقات ما از خودمان ردپا بجا میگذاریم. گفتوگوهای زندگی واقعی، در جایی ضبط و نگهداری نمیشوند و کلمات بعد از خارج شدن از دهان، ناپدید میشوند. ولی وقتی از صفحهکلید برای حرفزدن استفاده میکنید یا به یک server متصل هستید، باید فرض را بر این بگذارید که همه چیز ثبت و ضبط میشود. پس رفتار مناسبی داشته باشید. گاهی هم افرادی با نام مستعار و به طور ناشناس حرف میزنند که چنین چیزی هرگز در دنیای واقعی رخ نمیدهد.
امکان دارد با تلاش و زحمت، روابط تجاری (و مدرسهرفتن) را از این حالتهای سلسله مراتبی بالا به پایین، همزمان (synchronized)، غیرقابل ضبط و... به چیزی روانتر و قدرتمندتر تبدیل کنیم ولی این کار نیازمند حرکتِ هدفمندانهی ماست.
تیم Akimbo ، این فضای معاشرت آنلاین را بصورت رایگان و برای یک ماه آینده تدارک دیده است. لطفاً ثبت نام کنید و با دیگران ارتباط برقرار کنید.
🌸 ۱۳۹۹/۱/۱۰
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۸ مارس ۲۰۲۰
مثل دنیای واقعی نیست و با صفحهکلیدها (keyboards) انجام میشود.
خیز اول: ربودن توجه دیگران در شرایط آنلاین خیلی آسان است ولی شما این کار را نکنید. فرستادنِ هرزنامه (spam)، فکر بدی است. ایجاد مزاحمت برای صدها و میلیونها نفر، هزینهی زیادی برای شما ندارد ولی برای تکتک آن افراد، بسیار گران تمام میشود. قرار نیست جلوی تئاترشهر، نقش بازی کنید و اقدام به فروش بیمهنامه برای تماشاگرانتان کنید! این کار را با صفحهکلیدتان انجام ندهید. هرچند شاید به صورت شخصی و مطمئن، مجاز به این کار باشید.
خیز دوم: تعاملِ غیرهمزمان (Asynchronous interaction)، چیزی متفاوت از تعامل همزمان است. ما در دنیای واقعی این قضیه را میدانیم. (مثلاً نامهنوشتن، کاری متفاوت با زنگزدن است) ولی در دنیای آنلاین، موضوع عمیقتر از این حرفهاست. عرصهی بحث وسیع است و میتوانیم تعداد افراد زیادی را همزمان وارد بحث کنیم. ولی میبایست کمی بیشتر از قبل صبور باشیم.
خیز سوم: بیش از سه نفر میتوانند همزمان حرف بزنند (تایپ کنند) که در دنیای واقعی غیرممکن است. وقتی دورِ یک میز ششنفره هستیم، باید صبر کنیم تا نوبت حرفزدنمان برسد. ولی در یک گپِ اینترنتی (chat room)، همه میتوانیم همزمان حرف بزنیم. از این امکان، به خوبی استفاده کنید و بر اطلاعاتتان بیافزایید. ولی اگر سعی کنید همهی موضوعات را باهم دنبال کنید، یا اینکه یادتان برود از اول دنبال چه بودید، درواقع بهره کمی از این فضا خواهید بُرد.
خیز چهارم: گاهی اوقات ما از خودمان ردپا بجا میگذاریم. گفتوگوهای زندگی واقعی، در جایی ضبط و نگهداری نمیشوند و کلمات بعد از خارج شدن از دهان، ناپدید میشوند. ولی وقتی از صفحهکلید برای حرفزدن استفاده میکنید یا به یک server متصل هستید، باید فرض را بر این بگذارید که همه چیز ثبت و ضبط میشود. پس رفتار مناسبی داشته باشید. گاهی هم افرادی با نام مستعار و به طور ناشناس حرف میزنند که چنین چیزی هرگز در دنیای واقعی رخ نمیدهد.
امکان دارد با تلاش و زحمت، روابط تجاری (و مدرسهرفتن) را از این حالتهای سلسله مراتبی بالا به پایین، همزمان (synchronized)، غیرقابل ضبط و... به چیزی روانتر و قدرتمندتر تبدیل کنیم ولی این کار نیازمند حرکتِ هدفمندانهی ماست.
تیم Akimbo ، این فضای معاشرت آنلاین را بصورت رایگان و برای یک ماه آینده تدارک دیده است. لطفاً ثبت نام کنید و با دیگران ارتباط برقرار کنید.
🌸 ۱۳۹۹/۱/۱۰
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Communicating online (the big leaps)
It’s not just like the real world but with keyboards. Leap 1: Attention is too easy to steal online, so don’t. Spam is a bad idea. Interrupting hundreds or millions of people doesn̵…
◾از فردا طبق اصولِ خودم رفتار خواهم کرد
◾ستگادین ۲۹ مارس ۲۰۲۰
در کوتاهمدت، ترک عقاید و اصول، کار آسانی است. ما از ته قلبمان چنین فرض میکنیم که قرار است در چشمبرهمزدنی، همه چیز به حالت عادی برگردد و در اینصورت به یکباره، ما هم تغییر خواهیم کرد.
سازمانها فقط به یک دلیل توانستند گردنکلفتها، قُلدرها و بازیگرانِ بد را متوقف کنند: آنها گفتند که در حال حاضر، برای ما راحتتر آن است که سر اصول خود بایستیم.
در حال حاضر، نوعی شرایط اورژانس باعث شده است که درخواست از ایشان( قُلدرها)، برای رفتن و ترک این موقعیت، کار سختی باشد. بنابراین فعلا ما بیخیال شدهایم.
وقتی استثنا قائل میشویم و با خودمان میگوییم: «فقط همین یکبار است و بس!»، معنی آن اینست که از قبل، تصمیممان را دربارهی یک موضوعِ واقعاً مهم، گرفتهایم.
موقعیتهای مشابهی برای ما هم به وجود میآیند. لحظهی کوتاهِ سوقیافتن به سمتی که گردنکلفت، درندهخو یا یک بازیگرِ بد شویم. چون افراد کمی هستند که تصمیم میگیرند در بلندمدت، آدم خودخواهی باشند.
اصول، چیزی است که همین حالا به آن عمل کنیم، حتی اگر کار سختی باشد.
🌸 مصطفی منبری ۱۱ فروردین ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۹ مارس ۲۰۲۰
در کوتاهمدت، ترک عقاید و اصول، کار آسانی است. ما از ته قلبمان چنین فرض میکنیم که قرار است در چشمبرهمزدنی، همه چیز به حالت عادی برگردد و در اینصورت به یکباره، ما هم تغییر خواهیم کرد.
سازمانها فقط به یک دلیل توانستند گردنکلفتها، قُلدرها و بازیگرانِ بد را متوقف کنند: آنها گفتند که در حال حاضر، برای ما راحتتر آن است که سر اصول خود بایستیم.
در حال حاضر، نوعی شرایط اورژانس باعث شده است که درخواست از ایشان( قُلدرها)، برای رفتن و ترک این موقعیت، کار سختی باشد. بنابراین فعلا ما بیخیال شدهایم.
وقتی استثنا قائل میشویم و با خودمان میگوییم: «فقط همین یکبار است و بس!»، معنی آن اینست که از قبل، تصمیممان را دربارهی یک موضوعِ واقعاً مهم، گرفتهایم.
موقعیتهای مشابهی برای ما هم به وجود میآیند. لحظهی کوتاهِ سوقیافتن به سمتی که گردنکلفت، درندهخو یا یک بازیگرِ بد شویم. چون افراد کمی هستند که تصمیم میگیرند در بلندمدت، آدم خودخواهی باشند.
اصول، چیزی است که همین حالا به آن عمل کنیم، حتی اگر کار سختی باشد.
🌸 مصطفی منبری ۱۱ فروردین ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
“I’ll go with my principles tomorrow”
In the short run, it’s easy to abandon what we believe. Deep down, we assume that once things go back to normal, so will we. Organizations end up with bullies, predators and bad actors for on…
◾مدرسهی پورتفولیو: مشتریان بهتری گیر بیاورید
◾ستگادین ۳۱ مارس ۲۰۲۰
درحال حاضر، یک فاجعهی غمانگیز در جریان است که به صورت غیریکنواخت پخش شده است(کرونا). فاجعهای که سلامتی و اقتصاد را هدف گرفته است. این روزها به ما توصیه میشود که وحشت نکنیم، سعی کنیم که تمرکز داشته باشیم و مکانیسم این مسئله را بفهمیم. خیلیها دستپاچه شدهاند. از کارکنان مراقبتهای بهداشتی که بیوقفه در تلاشند تا والدینی با هزاران امید و آرزو، وضعیت دیوانهکنندهای را میگذرانند.
اگر شما فریلنسر باشید، پیدا کردن سفارشِ کار، ممکن است برایتان چالشبرانگیز شود.
اگر به اندازه کافی خوششانس باشید( مبتلا نشوید.م) و وقت کافی داشته باشید، با این بیکاری چه خواهید کرد؟
اگر به دنبال یک سفارشِ کار هستید یا اگر به پیداشدن یک مشتریِ جدید امید بستهاید ...
منتظرماندن، کار آسانی است ولی بهتر است منتظر نمانید.
کجخلقی و نقزدنِ بیشتر، کمکی نمیکند.
به جای آن، بهتر است بکوبید و پرتفولیوی خود را از نو بسازید.
پورتفولیویی که شامل سه چیز باشد:
1⃣ در چه کاری خوب هستید؟ شما میتوانید برای افزایش مهارتتان که شامل نگرش شما به کارتان هم میشود، تمرکز کنید.
2⃣ چه کاری انجام دادهاید؟ شما میتوانید کار واقعی انجام دهید، کار داوطلبانه، کاری قبل از بستن قرارداد (spec work)، کار دیجیتال و میتوانید همین حالا انجامش دهید.
3⃣ دو مورد قبل را چگونه بیان کردهاید؟ وقتی ما به پورتفولیو شما نگاه میکنیم، چه میبینیم؟
شما همان رزومهتان نیستید. دیدگاه فعلی شما نسبت به خودتان، بر اساس کاری است که کردهاید و مسیری است که رفتهاید.
وقتی کار خوبی را بر اساس مهارتهایتان، تاریخچه کاریتان و انتظاراتتان انجام میدهید، احتمال دست یافتن به «مشتریِ بهتر» (better client) را بالا میبرید.
گیر آوردنِ یک «مشتریِ بهتر»، هم بسیار ساده و هم واقعاً سخت است.
شرایط کنونی، این کار را سختتر هم کرده است. یعنی ما نیازمند آمادهشدن برای یک فرآیند طولانیتر و سختتر هستیم.
مزایای «مشتریانِ بهتر»، کاملاً روشن است: «مشتریانِ بهتر»، شما را به چالش میکشند تا کارِ بهتری انجام دهید. آنها دربارهی شما و کارتان حرف میزنند. آنها به موقع پرداخت میکنند. آنها از شما میخواهند کاری فاخر انجام دهید. آنها مشتاق به انجام کارهایی بیشتر از حد انتظار برای شما هستند.
ولی قسمت سختِ کار، تبدیلشدن به فریلنسری است که «مشتریانِ بهتر»، به دنبالش هستند. زیرا با توجه به این حقیقت که «مشتریانِ بهتر» از شما فریلنسرِ بهتری خواهند ساخت، قضیه مهمتر از آن است که فقط منتظر بمانید تا «مشتریانِ بهتر»، خودشان از راه برسند. مخصوصاً در زمانهای سخت و نامطمئن. شاید این فرصتی برای نوسازیِ انتظارات و تعهدات باشد.
🌸 مصطفی منبری ۱۳ فروردین ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۳۱ مارس ۲۰۲۰
درحال حاضر، یک فاجعهی غمانگیز در جریان است که به صورت غیریکنواخت پخش شده است(کرونا). فاجعهای که سلامتی و اقتصاد را هدف گرفته است. این روزها به ما توصیه میشود که وحشت نکنیم، سعی کنیم که تمرکز داشته باشیم و مکانیسم این مسئله را بفهمیم. خیلیها دستپاچه شدهاند. از کارکنان مراقبتهای بهداشتی که بیوقفه در تلاشند تا والدینی با هزاران امید و آرزو، وضعیت دیوانهکنندهای را میگذرانند.
اگر شما فریلنسر باشید، پیدا کردن سفارشِ کار، ممکن است برایتان چالشبرانگیز شود.
اگر به اندازه کافی خوششانس باشید( مبتلا نشوید.م) و وقت کافی داشته باشید، با این بیکاری چه خواهید کرد؟
اگر به دنبال یک سفارشِ کار هستید یا اگر به پیداشدن یک مشتریِ جدید امید بستهاید ...
منتظرماندن، کار آسانی است ولی بهتر است منتظر نمانید.
کجخلقی و نقزدنِ بیشتر، کمکی نمیکند.
به جای آن، بهتر است بکوبید و پرتفولیوی خود را از نو بسازید.
پورتفولیویی که شامل سه چیز باشد:
1⃣ در چه کاری خوب هستید؟ شما میتوانید برای افزایش مهارتتان که شامل نگرش شما به کارتان هم میشود، تمرکز کنید.
2⃣ چه کاری انجام دادهاید؟ شما میتوانید کار واقعی انجام دهید، کار داوطلبانه، کاری قبل از بستن قرارداد (spec work)، کار دیجیتال و میتوانید همین حالا انجامش دهید.
3⃣ دو مورد قبل را چگونه بیان کردهاید؟ وقتی ما به پورتفولیو شما نگاه میکنیم، چه میبینیم؟
شما همان رزومهتان نیستید. دیدگاه فعلی شما نسبت به خودتان، بر اساس کاری است که کردهاید و مسیری است که رفتهاید.
وقتی کار خوبی را بر اساس مهارتهایتان، تاریخچه کاریتان و انتظاراتتان انجام میدهید، احتمال دست یافتن به «مشتریِ بهتر» (better client) را بالا میبرید.
گیر آوردنِ یک «مشتریِ بهتر»، هم بسیار ساده و هم واقعاً سخت است.
شرایط کنونی، این کار را سختتر هم کرده است. یعنی ما نیازمند آمادهشدن برای یک فرآیند طولانیتر و سختتر هستیم.
مزایای «مشتریانِ بهتر»، کاملاً روشن است: «مشتریانِ بهتر»، شما را به چالش میکشند تا کارِ بهتری انجام دهید. آنها دربارهی شما و کارتان حرف میزنند. آنها به موقع پرداخت میکنند. آنها از شما میخواهند کاری فاخر انجام دهید. آنها مشتاق به انجام کارهایی بیشتر از حد انتظار برای شما هستند.
ولی قسمت سختِ کار، تبدیلشدن به فریلنسری است که «مشتریانِ بهتر»، به دنبالش هستند. زیرا با توجه به این حقیقت که «مشتریانِ بهتر» از شما فریلنسرِ بهتری خواهند ساخت، قضیه مهمتر از آن است که فقط منتظر بمانید تا «مشتریانِ بهتر»، خودشان از راه برسند. مخصوصاً در زمانهای سخت و نامطمئن. شاید این فرصتی برای نوسازیِ انتظارات و تعهدات باشد.
🌸 مصطفی منبری ۱۳ فروردین ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Portfolio school: Get better clients
There’s a tragedy unfolding all around us, unevenly distributed. It’s about health and it’s also about the economy. We are called upon to not panic, to try to focus, to figure out…
◾دوست دارید اوضاع چگونه باشد؟
◾ستگادین ۲ آوریل ۲۰۲۰
ما همگی میدانیم اوضاع از چه قرار است. مگر میشود ندانیم؟
افراد زیادی را میبینیم که در اوضاع نابسامان روحی به سر میبرند.
سوال اصلی اینجاست که آیا شما هم میخواهید گرفتار درد و رنج عاطفی شوید؟
تنها چیزی که داریم، فقط همین «امروز» است و بس. چطور میتوانید امروز را با احساساتیشدن سر کنید؟
بله، سخت است.
ولی این «انتخاب» شماست.
ما نمیتوانیم اوضاع را تغییر دهیم ولی میتوانیم طرزِ نگاهمان را به امروز تغییر دهیم.
بله، نحوهی نگرش ما، به دیگران هم سرایت میکند و پخش میشود تا از نو شروع کنند.
🌸۱۳۹۹/۱/۱۴
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲ آوریل ۲۰۲۰
ما همگی میدانیم اوضاع از چه قرار است. مگر میشود ندانیم؟
افراد زیادی را میبینیم که در اوضاع نابسامان روحی به سر میبرند.
سوال اصلی اینجاست که آیا شما هم میخواهید گرفتار درد و رنج عاطفی شوید؟
تنها چیزی که داریم، فقط همین «امروز» است و بس. چطور میتوانید امروز را با احساساتیشدن سر کنید؟
بله، سخت است.
ولی این «انتخاب» شماست.
ما نمیتوانیم اوضاع را تغییر دهیم ولی میتوانیم طرزِ نگاهمان را به امروز تغییر دهیم.
بله، نحوهی نگرش ما، به دیگران هم سرایت میکند و پخش میشود تا از نو شروع کنند.
🌸۱۳۹۹/۱/۱۴
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
How would you like things to be?
We know how things are. How could we not? And we see the emotional rut that so many have fallen into as well. The question is: Will you embrace an emotional posture that models how you’d like…
◾هوادار همیشگی
◾ستگادین ۶ آوریل ۲۰۲۰
چه معنی دارد که برای ۴۰ سال، هوادار واقعی و پروپاقرص یک تیم ورزشی باشید؟
در طول زمان، بازیکنان تغییر کردهاند، مربیان عوض شدهاند، شاید لوگو، ورزشگاه، شهر و حتی نام تیم هم عوض شده است. (ولی شما همچنان هوادار باقی ماندهاید! م)
شما دقیقاً هوادار چه چیزی شدهاید؟
این در مورد برند اتومبیل، حزب سیاسی و هر چیزی که احساسات شخصی و جامعه را تحریک کند صادق است.
آدمهایی مثل ما، اهل چنین کارهایی هستند.
این غریزه به قدری در ما قدرتمند است که با دیدن یک لوگو روی جعبه، به باورهایمان پشت میکنیم و باور جدیدی خلق میکنیم. (همه هوش و حواسمان را میبازیم. م)
وقتی در ارتباط عاطفی با یک لوگو یا نام یک تیم باشیم، درک منطقیِ ما تعادل خود را از دست میدهد. طوری که روایت ذهنی ما از نام یک تیم، به چیزی بسیار مهمتر از فهم واقعی ما از آن تیم تبدیل میشود.
هوادارماندن، منوط به این نیست که تیم شما در هر مسابقهای پیروزِ میدان باشد. بلکه هواداری یعنی شما حتی در صورت باخت، یا حتی وقتی لیدرها اشتباه میکنند، یا حتی وقتی منطق حکم میکند که کار تیم با عقل جور درنمیآید، باز هم در هواداریتان ثابتقدم بمانید.
لحظهای که فهمیدید هواداری، به بخش مهمی از ارزشهای فردیتان بدل شده است، سخاوتمندانهترین کاری که میتوانید انجام دهید، آنست که وقتی دیدید مدیریت به کاری احمقانه دست زده است، آنرا با صدای بلند و رسا بگویید. چون وقتی هواداران، چیزی را به وضوح بیان کنند، امکان دارد لیدرها گوش فرا دهند.
🌸 مصطفی منبری ۱۸ فروردین ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۶ آوریل ۲۰۲۰
چه معنی دارد که برای ۴۰ سال، هوادار واقعی و پروپاقرص یک تیم ورزشی باشید؟
در طول زمان، بازیکنان تغییر کردهاند، مربیان عوض شدهاند، شاید لوگو، ورزشگاه، شهر و حتی نام تیم هم عوض شده است. (ولی شما همچنان هوادار باقی ماندهاید! م)
شما دقیقاً هوادار چه چیزی شدهاید؟
این در مورد برند اتومبیل، حزب سیاسی و هر چیزی که احساسات شخصی و جامعه را تحریک کند صادق است.
آدمهایی مثل ما، اهل چنین کارهایی هستند.
این غریزه به قدری در ما قدرتمند است که با دیدن یک لوگو روی جعبه، به باورهایمان پشت میکنیم و باور جدیدی خلق میکنیم. (همه هوش و حواسمان را میبازیم. م)
وقتی در ارتباط عاطفی با یک لوگو یا نام یک تیم باشیم، درک منطقیِ ما تعادل خود را از دست میدهد. طوری که روایت ذهنی ما از نام یک تیم، به چیزی بسیار مهمتر از فهم واقعی ما از آن تیم تبدیل میشود.
هوادارماندن، منوط به این نیست که تیم شما در هر مسابقهای پیروزِ میدان باشد. بلکه هواداری یعنی شما حتی در صورت باخت، یا حتی وقتی لیدرها اشتباه میکنند، یا حتی وقتی منطق حکم میکند که کار تیم با عقل جور درنمیآید، باز هم در هواداریتان ثابتقدم بمانید.
لحظهای که فهمیدید هواداری، به بخش مهمی از ارزشهای فردیتان بدل شده است، سخاوتمندانهترین کاری که میتوانید انجام دهید، آنست که وقتی دیدید مدیریت به کاری احمقانه دست زده است، آنرا با صدای بلند و رسا بگویید. چون وقتی هواداران، چیزی را به وضوح بیان کنند، امکان دارد لیدرها گوش فرا دهند.
🌸 مصطفی منبری ۱۸ فروردین ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
The lifelong fan
What does it mean that for forty years you’ve been a steadfast and true fan of a team? The Red Sox, perhaps, or even the Montreal Expos. Over time, every player has changed. Every coach. Perh…
◾ساختار سراسربین
◾ستگادین ۸ آوریل ۲۰۲۰
سه راه وجود دارد که میتواند بگوید کارمندان، سخت مشغول دورکاری اداری هستند:
۱- رئیس، کارمندان را در جلسات میبیند و کارمندان نیز میتوانند همدیگر را در جلسات ببیند.
۲- رئیس میتواند کارمندان را که پشت میز کارشان نشستهاند، در یک ادارهی باز مشاهده کند.
۳- ما میتوانیم به همدیگر قولهایی بدهیم و سر عهدمان بایستیم.
به نظر میرسد که فقط مورد سوم مفید باشد و در طولانیمدت به ما اجازه دهد که در بهترین حالت ممکن با یکدیگر همکاری کنیم. دو گزینهی اول، در اوایل کار میتوانند کمککننده باشند ولی اگر به روش پیچیدهای برای نظارت تبدیل شوند، شاید باعث اتلاف انرژی و از دسترفتن اعتماد گردند.
در این دورهی گذار که دورکاری از خانه، اجرای گزینه اول را آسانتر و عمل به گزینه دوم را نامرتبط و غیرضروری ساخته است، من بازهم حاضرم سرِ گزینهی سه، چانه بزنم.
🌸 ۱۳۹۹/۱/۲۱
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۸ آوریل ۲۰۲۰
سه راه وجود دارد که میتواند بگوید کارمندان، سخت مشغول دورکاری اداری هستند:
۱- رئیس، کارمندان را در جلسات میبیند و کارمندان نیز میتوانند همدیگر را در جلسات ببیند.
۲- رئیس میتواند کارمندان را که پشت میز کارشان نشستهاند، در یک ادارهی باز مشاهده کند.
۳- ما میتوانیم به همدیگر قولهایی بدهیم و سر عهدمان بایستیم.
به نظر میرسد که فقط مورد سوم مفید باشد و در طولانیمدت به ما اجازه دهد که در بهترین حالت ممکن با یکدیگر همکاری کنیم. دو گزینهی اول، در اوایل کار میتوانند کمککننده باشند ولی اگر به روش پیچیدهای برای نظارت تبدیل شوند، شاید باعث اتلاف انرژی و از دسترفتن اعتماد گردند.
در این دورهی گذار که دورکاری از خانه، اجرای گزینه اول را آسانتر و عمل به گزینه دوم را نامرتبط و غیرضروری ساخته است، من بازهم حاضرم سرِ گزینهی سه، چانه بزنم.
🌸 ۱۳۹۹/۱/۲۱
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
The panopticon
There are three ways to tell if people are hard at work in an office: the boss can watch them go to meetings. And they can watch each other in meetings as well. the boss can watch them sit at desks…
◾اما در عوض، چه چیزی میتوانی یاد بگیری؟
◾ستگادین ۹ آوریل ۲۰۲۰
روزی داشتم با یکی از دوستان دانشگاهیام حرف میزدم. او از کلاسهای نکبتباری که در آنها تدریس میکرد، شکایت داشت. کلاسهایی که این روزها، به خاطر برگزاری آنلاین، بدتر هم شدهاند. از او پرسیدم که چرا به این کار ادامه میدهد؟ نگاهِ عاقل اندر سفیهی به من کرد!
او به تدریس ادامه میدهد تا یاد بدهد، نه اینکه یاد بگیرد.
یکی از همکارانم که اخیراً از یک دانشگاهِ مشهور، فارغالتحصیل شده است، به من دربارهی نظام کلیککنندهها چیزهایی تعریف میکرد. میگفت این سیستم، باعث اطمینان از حضور دانشجویان در سرِ کلاسها و نخوابیدنشان در حین برگزاری کلاس میشود.
این تغییرات، اساسی نیستند.
من به مدت نیمسالِ تحصیلی، در Stern business school واقع در دانشگاه نیویورک، مشغول به تدریس شدم. این مدرسهی کسبوکار بطور منظم در رتبهبندیها جزو ۲۰ مدرسه برتر در زمینه کسبوکار میشد. ولی در هر کلاسی، دانشجویان، کمکاری زیادی میکردند و از درگیرشدن با مطالب کلاس طفره میرفتند. تنها مهارت آنها، کمکردنِ بیامانِ بارِ مسئولیتشان بود!
در نقطه مقابل، Mercy College قرار داشت که یک دانشگاه محلی بود و اغلب دانشجویانش، شغلهای روزمزد یا کسبوکارهای کوچک داشتند. آنها در تکتک جلسات کلاس، هربار چیزهای بیشتری از من میخواستند. آگاهیبخشی بیشتر، یادگیری بیشتر و بله، تکالیف بیشتری از من میخواستند. آنها مرا تا دیروقت بعد از اتمام کلاس، نگه میداشتند. تفاوت حیرتآوری بود. آنها واقعاً برای یادگرفتن آمده بودند.
البته هیچ کدام از این مثالها با توجه به مسیری که آمدیم، غافلگیرکننده نیست.
به کشمکش میان کارگر و کارفرما دقت کنید. کارفرما میخواهد از کارگران بیشتر کار بکشد ولی پول به اندازه کافی و راضیکننده به آنها نپردازد. چون بهرهوری وقتی افزایش مییابد که خروجیِ بیشتر، در ازای صرف پول کمتر رخ دهد. در واکنش به این قضیه، کارگران هم حالت دفاعی به خود میگیرند و سعی میکنند کمتر کار کنند. چون در غیر این صورت، کارفرما به سادگی بعد از اینکه حسابی از آنها کار کشید، آنها را بیرون میاندازد.
سیستم آموزشی بر اساس همین مدل ساخته شده بود. سیستمی با ابزار اندازهگیری و انجام آزمونهای منظم و شامل ترفیع، تنزل و خطر شکست. و در پایان، جایزه عبارت است از مدرکی که به کارفرما ثابت میکند تو، کاندید مناسبی برای کارگرشدن هستی.
این را مقایسه کنید با لذت خلاقیت، با لذت سحرآمیزکردنِ یک چیز، با هنر.
هنرمند به ندرت میگوید من میخواهم کمتر کار کنم. برعکس، او مشتاق فعالیت و همکاری بیشتر است. چون هدف از کار، انجام فعالیتهای خلاقانهی زیاد است.
شما میتوانید همین حالا دربارهی هر چیزی یادبگیرید. ۳۰ سال پیش، این جملهی احمقانهای به حساب میآمد. درست یک نسل بعد، ما به جایی رسیدیم که هر کسی با یادگرفتنِ هر چیزی که دلش میخواهد، فقط یک کلیک فاصله دارد. ولی قسمت سخت کار، دسترسی به منابع یادگیری نیست. بلکه یافتنِ گروه و سیستمی است که برای عمل به آموختههایتان به شما یاری برسانند. چون یادگیری از عمل به دست میآید.
ما چنان راحت درباره یادگیری حرف میزنیم انگار یک کار طبیعی مثل خریدکردن، تماشاکردن یا انجام یک ماموریت است. ولی یادگیری اینها نیست.
یادگیری یعنی متعهدشدن. چیزی که ما با دلیلتراشی مداوم و عذرخواهی، از آن گریزانیم.
یادگیری نیازمند تلاش است. تلاش در جهانی سیال، نامطمئن و زیر ضربات اخبار بد. ولی دقیقاً در همین زمانهاست که یادگیری اهمیتش بیشتر از هر زمان دیگری میشود.
متعهدشدن کار سختی است چون برخلاف آموزش (education)، یادگیری (learning) نیازمند تغییر است. یادگیری درست قبل از اینکه ما را بر اوضاع مسلط کند، ما را بیکفایت و نامناسب جلوه میدهد. یادگیری چشمان ما را باز میکند و روشِ دیدنمان را تغییر میدهد. یادگیری، سبک همکاری و اقدام ما را عوض میکند.
شما امروز چه چیزی یاد گرفتید؟ سوال خوبی است. مخصوصاً همین حالا ( دوران کرونا. م) که زمان بیشتری در اختیارمان است و آرامش ذهنی کمتری نسبت به اوقات معمول داریم.
دعوت افراد به تماشای فیلمهای خندهدار یوتیوب، سریالهای نتفلیکس یا دیدن یک فیلم، آسانتر از تشویق آنها به این است که دست به «اقدام» بزنند و کاری کنند. ولی همین اقدام که ما را به بهترینِ خودمان رهنمون میشود و همین اقدام است که آیندهمان را میسازد.
معلوم است که در این حوالی، یادگیری آن قدرها هم که باید، خواستنیتر از سایر گزینهها نیست. فرهنگ ما و سیستمهای ما، ما را به سمت یادگیری هُل نمیدهند. به جای این، آنها ما را به سمت تاییدکردن، موافقت و مصرف هدایت میکنند.
خبر خوب این است که هرکدام از ما، بدون نیاز به اجازهگرفتن از کسی، میتوانیم این وضعیت را تغییر دهیم.
🌸۱۳۹۹/۱/۲۲
➖➖
◾ستگادین ۹ آوریل ۲۰۲۰
روزی داشتم با یکی از دوستان دانشگاهیام حرف میزدم. او از کلاسهای نکبتباری که در آنها تدریس میکرد، شکایت داشت. کلاسهایی که این روزها، به خاطر برگزاری آنلاین، بدتر هم شدهاند. از او پرسیدم که چرا به این کار ادامه میدهد؟ نگاهِ عاقل اندر سفیهی به من کرد!
او به تدریس ادامه میدهد تا یاد بدهد، نه اینکه یاد بگیرد.
یکی از همکارانم که اخیراً از یک دانشگاهِ مشهور، فارغالتحصیل شده است، به من دربارهی نظام کلیککنندهها چیزهایی تعریف میکرد. میگفت این سیستم، باعث اطمینان از حضور دانشجویان در سرِ کلاسها و نخوابیدنشان در حین برگزاری کلاس میشود.
این تغییرات، اساسی نیستند.
من به مدت نیمسالِ تحصیلی، در Stern business school واقع در دانشگاه نیویورک، مشغول به تدریس شدم. این مدرسهی کسبوکار بطور منظم در رتبهبندیها جزو ۲۰ مدرسه برتر در زمینه کسبوکار میشد. ولی در هر کلاسی، دانشجویان، کمکاری زیادی میکردند و از درگیرشدن با مطالب کلاس طفره میرفتند. تنها مهارت آنها، کمکردنِ بیامانِ بارِ مسئولیتشان بود!
در نقطه مقابل، Mercy College قرار داشت که یک دانشگاه محلی بود و اغلب دانشجویانش، شغلهای روزمزد یا کسبوکارهای کوچک داشتند. آنها در تکتک جلسات کلاس، هربار چیزهای بیشتری از من میخواستند. آگاهیبخشی بیشتر، یادگیری بیشتر و بله، تکالیف بیشتری از من میخواستند. آنها مرا تا دیروقت بعد از اتمام کلاس، نگه میداشتند. تفاوت حیرتآوری بود. آنها واقعاً برای یادگرفتن آمده بودند.
البته هیچ کدام از این مثالها با توجه به مسیری که آمدیم، غافلگیرکننده نیست.
به کشمکش میان کارگر و کارفرما دقت کنید. کارفرما میخواهد از کارگران بیشتر کار بکشد ولی پول به اندازه کافی و راضیکننده به آنها نپردازد. چون بهرهوری وقتی افزایش مییابد که خروجیِ بیشتر، در ازای صرف پول کمتر رخ دهد. در واکنش به این قضیه، کارگران هم حالت دفاعی به خود میگیرند و سعی میکنند کمتر کار کنند. چون در غیر این صورت، کارفرما به سادگی بعد از اینکه حسابی از آنها کار کشید، آنها را بیرون میاندازد.
سیستم آموزشی بر اساس همین مدل ساخته شده بود. سیستمی با ابزار اندازهگیری و انجام آزمونهای منظم و شامل ترفیع، تنزل و خطر شکست. و در پایان، جایزه عبارت است از مدرکی که به کارفرما ثابت میکند تو، کاندید مناسبی برای کارگرشدن هستی.
این را مقایسه کنید با لذت خلاقیت، با لذت سحرآمیزکردنِ یک چیز، با هنر.
هنرمند به ندرت میگوید من میخواهم کمتر کار کنم. برعکس، او مشتاق فعالیت و همکاری بیشتر است. چون هدف از کار، انجام فعالیتهای خلاقانهی زیاد است.
شما میتوانید همین حالا دربارهی هر چیزی یادبگیرید. ۳۰ سال پیش، این جملهی احمقانهای به حساب میآمد. درست یک نسل بعد، ما به جایی رسیدیم که هر کسی با یادگرفتنِ هر چیزی که دلش میخواهد، فقط یک کلیک فاصله دارد. ولی قسمت سخت کار، دسترسی به منابع یادگیری نیست. بلکه یافتنِ گروه و سیستمی است که برای عمل به آموختههایتان به شما یاری برسانند. چون یادگیری از عمل به دست میآید.
ما چنان راحت درباره یادگیری حرف میزنیم انگار یک کار طبیعی مثل خریدکردن، تماشاکردن یا انجام یک ماموریت است. ولی یادگیری اینها نیست.
یادگیری یعنی متعهدشدن. چیزی که ما با دلیلتراشی مداوم و عذرخواهی، از آن گریزانیم.
یادگیری نیازمند تلاش است. تلاش در جهانی سیال، نامطمئن و زیر ضربات اخبار بد. ولی دقیقاً در همین زمانهاست که یادگیری اهمیتش بیشتر از هر زمان دیگری میشود.
متعهدشدن کار سختی است چون برخلاف آموزش (education)، یادگیری (learning) نیازمند تغییر است. یادگیری درست قبل از اینکه ما را بر اوضاع مسلط کند، ما را بیکفایت و نامناسب جلوه میدهد. یادگیری چشمان ما را باز میکند و روشِ دیدنمان را تغییر میدهد. یادگیری، سبک همکاری و اقدام ما را عوض میکند.
شما امروز چه چیزی یاد گرفتید؟ سوال خوبی است. مخصوصاً همین حالا ( دوران کرونا. م) که زمان بیشتری در اختیارمان است و آرامش ذهنی کمتری نسبت به اوقات معمول داریم.
دعوت افراد به تماشای فیلمهای خندهدار یوتیوب، سریالهای نتفلیکس یا دیدن یک فیلم، آسانتر از تشویق آنها به این است که دست به «اقدام» بزنند و کاری کنند. ولی همین اقدام که ما را به بهترینِ خودمان رهنمون میشود و همین اقدام است که آیندهمان را میسازد.
معلوم است که در این حوالی، یادگیری آن قدرها هم که باید، خواستنیتر از سایر گزینهها نیست. فرهنگ ما و سیستمهای ما، ما را به سمت یادگیری هُل نمیدهند. به جای این، آنها ما را به سمت تاییدکردن، موافقت و مصرف هدایت میکنند.
خبر خوب این است که هرکدام از ما، بدون نیاز به اجازهگرفتن از کسی، میتوانیم این وضعیت را تغییر دهیم.
🌸۱۳۹۹/۱/۲۲
➖➖
Seth's Blog
But what could you learn instead?
The other day, I was talking to a friend in college. He was complaining about a lousy class he was taking, one that was now significantly worse because it was online. I asked why he was even taking…
◾صداهایی که شنیده نمیشوند
◾ستگادین ۱۱ آوریل ۲۰۲۰
وقتی قرار است صدای سرنوشت، خشم و اتفاقات کوتاهمدت، بلند و پرطنین باشد، فرهنگ رسانهای و بحرانها مثل هم عمل میکنند. یا شاید هم در دادنِ اطمینانی پوچ و احساساتیشدنهای یکروزه، چنین اشتراک عملی دارند.
ولی بقیهی صداها نیز اهمیت دارند.
صداهایی که به حاشیه رانده شدهاند و جایی در صحنه ندارند.
صدای مردمانی که از یک بینش طولانیمدت برخوردارند.
افرادی که میبینند و بر اساس امکانات، دست به اقدام میزنند و رابطه میسازند.
ما چیزی را میشنویم که روی آن تمرکز کنیم و چیزی که میشنویم، درک و تجربهی ما را از جهان تغییر میدهد.
بلندگوها بخودیِخود، عقلانیت یا حتی فایدهای خلق نمیکنند. آنها بسادگی باعث میشوند، صدای عدهای بلندتر پخش شود.
🌸 ۱۳۹۹/۱/۲۴
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۱ آوریل ۲۰۲۰
وقتی قرار است صدای سرنوشت، خشم و اتفاقات کوتاهمدت، بلند و پرطنین باشد، فرهنگ رسانهای و بحرانها مثل هم عمل میکنند. یا شاید هم در دادنِ اطمینانی پوچ و احساساتیشدنهای یکروزه، چنین اشتراک عملی دارند.
ولی بقیهی صداها نیز اهمیت دارند.
صداهایی که به حاشیه رانده شدهاند و جایی در صحنه ندارند.
صدای مردمانی که از یک بینش طولانیمدت برخوردارند.
افرادی که میبینند و بر اساس امکانات، دست به اقدام میزنند و رابطه میسازند.
ما چیزی را میشنویم که روی آن تمرکز کنیم و چیزی که میشنویم، درک و تجربهی ما را از جهان تغییر میدهد.
بلندگوها بخودیِخود، عقلانیت یا حتی فایدهای خلق نمیکنند. آنها بسادگی باعث میشوند، صدای عدهای بلندتر پخش شود.
🌸 ۱۳۹۹/۱/۲۴
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
The unheard voices
Media culture and crisis collide in amplifying the voices of doom, anger and the short-run. Or perhaps empty reassurance and day-trading of emotions. But the other voices, they matter too. The marg…