طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
◾جادوی بِده‌بِستان‌ها

◾ست‌گادین ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۰



اگر لپ‌تاپ قدرتمندتری بسازید، ناچارید باتری قوی‌تر و درنتیجه سنگین‌تری هم برای آن در نظر بگیرید.

این یعنی بده‌بستان(trade off).

اگر هواپیمای غول‌پیکری بسازید، این هواپیما قادر نخواهد بود در هر فرودگاهی بنشیند و هزینه‌ی پرواز با آن بالا خواهد رفت، حتی اگر صندلی خالی هم داشته باشید.

نوع دیگری از بده‌بستان.

مهندسان خوب در مورد بده‌بستان‌ها غر نمی‌زنند، چون می‌دانند که همه‌ی هدف ما، تنظیم همین بده‌بستان‌هاست. اگر بده‌بستانی وجود نداشت، نیازی به کمک مهندسان نداشتیم. چون مسائل جالبی که ارزش حل‌کردن داشته باشند هم وجود نداشتند.

ما می‌توانیم یاد بگیریم که در عرصه کار و زندگی از این جمله بیشتر استفاده کنیم: «چه خوب! یک بده‌بستانِ جالبِ دیگر.»




🍁 مصطفی منبری ۵ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾«خب، این یک ایده‌ی احمقانه است»

◾ست‌گادین ۱ اکتبر ۲۰۲۰



همان‌قدر احمقانه که بخواهید از طریق اینترنت، کفش بفروشید. آنهم در صدها سایز مختلف!

همان‌قدر احمقانه که انتظار داشته باشید مردم قرارهای همسریابی‌شان را آنلاین ترتیب دهند.

همان‌قدر احمقانه که دایرة‌المعارفی بسازید که هر کسی بتواند آن را ویرایش کند. (ویکی‌پدیا. م)

شما به ایده‌ای دست می‌یابید. خودروی برقی با محدوده ۱۰۰ مایل، همبرگر گیاهی، شیر ساخته‌شده از جو، دوره‌های دانشگاهی رایگان و...

تقریباً به طور قطع می‌توان گفت که پیشرفت بعدی، چیزی واقعاً احمقانه خواهد بود. یا شاید چیزی صرفاً واضح و تکراری.



🍁 مصطفی منبری ۱۰ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾پرهیز از وسواس

◾ست‌گادین ۳ اکتبر ۲۰۲۰




«دقیقاً «این» را می‌خواهم. باید «این» باشد و چیز دیگری نمی‌خواهم بشنوم. مگر شما به من باور ندارید؟»

یک مراسم ازدواج با لباس عروسی بی‌نقص، کیک عروسی بی‌نقص و یک داماد بی‌نقص. مهم نیست که خانواده، شرایط اقتصادی و خواسته‌ی ما چیست.

یک کسب‌وکار بر اساس یک سرمایه‌گذاری خطرپذیر (Venture capital)، عرضه اولیه و مدل تجاری. اهمیتی ندارد که مخاطبان ما که در حال گرفتن خدمات از ما هستند، قادر به حمایت از این نوع سرمایه‌گذاری‌ها نیستند.

شروع حرفه‌ی موسیقی در Carnegie Hall ، دریافت بازخوردهای عالی و اجراهای رویایی. مهم نیست که تمرین و سازگاری با آن شرایط، شما را ناخشنود می‌سازد.

صنعت‌هایی که ما را برای انجام کارها به روشی خاص، مهیا می‌کنند، هدف‌شان، دستیابی به سهولت بیشتر یا سودسازی بیشتر برای خودشان است و سود ما یا اهداف ما برای آنها اهمیتی ندارد.

واقعیت آنست که شما می‌توانید به صورت آنلاین، غوغا بپا کنید، بدون اینکه وارد یک سرمایه‌گذاری خطرپذیر شوید. واقعیت آنست که شما می‌توانید بدون برگزاری مراسمی بزرگ، یک ازدواج شاد داشته باشید. واقعیت آنست که شما می‌توانید با رضایت کامل، رُمان‌ خودتان را بنویسید، بدون اینکه نیازی به چاپ آن در انتشارات Random House داشته باشید.

می‌دانم که مدت‌هاست دارید تلاش می‌کنید تا خلاف این گفته‌های من را ثابت کنید. ولی کاملاً امکانش وجود دارد که راه و هدفی که جهانِ صنعتی‌شده به شما نشان می‌دهد، همان راه و هدف واقعی شما نباشد.

به ازای هر نفر که در پی اثبات نادرستی روش افراد شکاک است، صد نفر وجود دارد که گوش می‌دهند و کاری را که دوست دارند و برایشان مهم است را انجام می‌دهند و به دنبال ادامه‌ی کارهای قبلی با معیارهای غلط نیستند.

از اول شروع کنیم: مخاطبانی که می‌خواهید به آنها خدمات ارائه دهید، چه کسانی هستند؟ یک مشارکت و همکاری‌(contribution) موفق، چه مختصاتی دارد؟



🍁 مصطفی منبری ۱۳ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾هوشمندی به چه معناست؟

◾ست‌گادین ۴ اکتبر ۲۰۲۰



موریانه‌ها و سنجاب‌ها موجودات موفقی به حساب می‌آیند. آنها هزاران سال است که دوام آورده‌اند و کارهایی برای زنده‌ماندن انجام می‌دهند که ما هرگز از آنها سر در نمی‌آوریم. آنها صاحب غرایز خوبی هستند ولی هوشمند(smart) نیستند. یعنی آن هوشمندی که ما توقع‌اش را داریم که در یک لیدر یا همکار وجود داشته باشد را ندارند.

شما برای اینکه صاحب چنین هوشمندی باشید، لازم است که با ذهنی باز بیاندیشید. درباره اینکه چگونه کارتان را انجام می‌دهید. چگونه برای انتخاب‌هایتان تصمیم‌گیری می‌کنید و به دنبال چه نوع تغییری در جهان هستید.

برای اینکه شخص هوشمندی باشید، نیازی به تغییر داستانِ جاری، از زیر کار در رفتن یا دروغ‌گفتن نیست. چون این‌ها جزئی از هوشمندی نیستند.

شما یک جراح قلب هوشمند می‌خواهید که بتواند برایتان توضیح دهد که چرا این روش عمل جراحی را به جای روش‌های دیگر برگزیده است.

این نوع از هوشمندی نیازمند دانشی برتر است. افراد هوشمند می‌دانند که تاریخ، خودش را تکرار نمی‌کند ولی رویدادهای هم‌قافیه‌ای پدید می‌آورد. افراد هوشمند علاقه‌ای به تکرار اشتباهاتی که می‌توانند با دانش‌اندوزی از آنها اجتناب کنند، ندارند.

یک فرد هوشمند علاوه بر اینکه روش‌ها و اهدافش را برای همگان عیان می‌کند و در مورد روش‌هایی که جواب می‌دهند، آگاه و هوشیار است، بیش از همه‌ی این‌ها، براساس چیزهایی که یاد می‌گیرد، روش‌ها و اهدافش را نیز تغییر خواهد داد.

به دور و برتان نگاه کنید. اگر ساختمان‌هایی می‌بینید که فرو نمی‌ریزند و سیستم‌های بهداشت عمومی که کارآمد هستند یا تولیداتی که شما را خوشنود می‌کنند، این‌ها محصول کارِ سختِ افراد هوشمند هستند.




🍁 مصطفی منبری ۱۳ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾شروع آشنایی سرد و بی‌روح

◾ست‌گادین ۸ اکتبر ۲۰۲۰




هرگز کسی در آسانسور، چیزی از شما نمی‌خرد. یک معرفی کوتاه در مجالِ کمِ جابجاییِ آسانسور بین طبقات، کمکی به ارائه‌ی ایده‌تان نمی‌کند. استعاره‌ی معرفی در آسانسور(the elevator pitch)، به معنای انتخاب مکان نامناسب برای معرفی است.

وقتی حس می‌کنید که مورد قضاوت قرار گرفته‌اید و فقط یک دقیقه برای اولین تاثیرگذاری‌تان فرصت دارید، تلاش‌ برای توضیح حقیقت در همان مجال کوتاه و بیان نکات ظریفی درباره‌ی اینکه چه کسی هستید، چه کارهایی کرده‌اید و قرار است چه کارهایی انجام دهید، کار وسوسه‌انگیزی است.

ولی این کار به ندرت جواب می‌دهد.

برای شروع گفت‌وگو، به جای معرفی کوتاه و سریع خودتان، بهتر است سوال بپرسید. سوالاتی نه درباره‌ی خودتان بلکه درباره‌ی طرف مقابل که امیدوارید با او ارتباط برقرار کنید.

اگر شناخت خوبی از طرف مقابل و خواسته‌های ایشان به دست آورید، کمک زیادی خواهد کرد که متوجه شوید آیا آنها با شما و خواسته‌های شما همخوانی دارند یا نه. شما این فرصت را پیدا می‌کنید که به آنها برای یافتن نیازشان کمک کنید مخصوصا اگر نیازمندی آنها شما نباشید!

بله، بیشتر اوقات، با این‌کار، احساس طرد‌شدن به ما دست می‌دهد. در حالی که واقعیت آن است که آنچه رخ داده، چیزی بجز ناسازگاری نیازها، روایت‌ها و خواسته‌های ما و آنها نیست.

بجای اینکه از همه توقع داشته باشید که شما را کشف کنند، از شما خرید کنند یا شما را استخدام کنند، شاید این ذهنیت که تقریباً هیچکس نمی‌تواند این کارها را برای شما انجام دهد و درعین حال، خیلی از مردم هستند که احتمالاً شما به طریقی دیگر می‌توانید به آنها یاری برسانید، کمک‌کننده‌تر باشد.

حتی اگر کمکی که به دیگران می‌کنید، در حدِ احترام‌گذاشتن به آنها و بستن دهان‌تان باشد!

هیچکس دوست ندارد تحت فشار، کاری را انجام دهد.



🍁 مصطفی منبری ۱۸ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾️شکل و زمینه

◾️ست‌گادین ۱۱ اکتبر ۲۰۲۰




وقتی با تصاویری که شکل و زمینه درهم تنیده هستند مواجه می‌شویم، نه تنها دوست نداریم در تشخیص‌مان اشتباه کنیم، بلکه حتی بیشتر از آن، دوست نداریم که گیج و مبهوت بمانیم.( اصل شکل و زمینه، یکی از اصول گشتالت در مورد ممزوج‌شدنِ شکل با زمینه است، طوریکه در نگاه اول به سختی از هم قابل تفکیک باشند. م)

ما وقتی با چیز جدیدی روبرو می‌شویم نیز همین حالت را داریم. یک ثانیه مکث می‌کنیم تا فکر کنیم و از آن چیز سر در آوریم. سپس بدون معطلی به همان فکرمان می‌چسبیم.

ولی اگر اشتباه کنیم چه؟

اگر فهم ما از آن چیزِ جدید، به‌دردبخور، دقیق یا واقعی نباشد چه؟

اینجاست که تناقض پیش می‌آید و میان اشتباه‌کردن و سردرگمی، گیر می‌افتیم. چون تنها راه جلوگیری از اشتباه‌کردن، آنست که به چند لحظه گیج‌شدن و حیران‌ماندن، تن بدهیم تا از این مرحله به مرحله‌ی بعد بپریم.

لحظه‌ی جادویی، همان زمانِ کوتاه انتظاری است که قبل از قفل‌شدن روی فکر جدیدتان سپری می‌کنید.

اگر هنگام مواجهه با چیزهای جدید، مرحله‌ی گیج و مبهوت‌شدن را براحتی بپذیرید، یک گام به سوی عقلانیت برداشته‌اید.




🍁 مصطفی منبری ۲۱ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾همیشه غیرمنطقی

◾ست‌گادین ۱۲ اکتبر ۲۰۲۰



وقتی اطرافیان شما کارهایی می‌کنند که با عقل جور در نمی‌آید یا دست به خودتخریبی می‌زنند، احتمالاً این رفتار، بدلیل حماقت‌شان نیست.

آنها به احتمال بیشتر، اعتقادی به باورهای شما ندارند، چیزی را که شما می‌بینید نمی‌بینند یا خواسته‌های شما را نمی‌خواهند. شاید تفاوت در معیارهای اندازه‌گیری زمان، موقعیت یا هدف است.

اگر امیدی به فهم رفتار و درنهایت، تغییر آن داریم، کلیدش در توجه به داستان‌هایی است که پشت پرده‌ی رفتار وجود دارد.

زیرا همه‌مان به انحای مختلف، گهگاهی دست به کارهای غیرمنطقی می‌زنیم.




🍁 مصطفی منبری ۲۲ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾️دو نوع تکانه

◾️ست‌گادین ۱۵ اکتبر ۲۰۲۰



تکانه(momentum) یک اصل تغییرناپذیر فیزیک است که می‌گوید: اشیاء متحرک تمایل دارند حرکت یکنواخت‌شان در همان مسیر قبلی را ادامه دهند. ( مگر اینکه نیروی جدیدی به آنها وارد شود. م )

ولی بطور معمول، تکانه بعنوان یک مفهوم ذهنی است که بر اساس عادات ما و دشواری‌های موجود در مسیر درک و فهم‌مان و البته انکارهایی که می‌کنیم، جهت حرکت ما را تغییر می‌دهد. ما به یک الگو، یک لیدر، یک زندگی کارمندی یا یک پروژه، بیش از آنچه باید، می‌چسبیم.

رفتاری که مانع از استخدام یک فرد می‌شود، در مقایسه با رفتاری که به اخراج شدنش می‌انجامد، مورد ناچیز و بی‌اهمیتی بحساب می‌آید. این قضیه در برخی سطوح، منطقی بنظر می‌رسد. ما تا زمانی که به چیزی متعهد نشده‌ایم، حواسمان به دور و برمان هست و راحت‌تر می‌توانیم انتخاب‌مان را تغییر دهیم. ولی وقتی از نظر عاطفی به یک عقیده، یک پروژه یا یک فرد متعهد شدیم، تغییر برای ما هزینه‌ی بالایی پیدا می‌کند که بخشی از آن به خاطر درگیری‌های عاطفی است که ما را به اشتباه می‌اندازد.

ولی اشتباه واقعی اینجاست که بعد از انتخاب مسیر اشتباه اول، آن را با رفتاری پرخطر ادامه می‌دهیم.

وقتی فهمیدی که در چاه هستی، کندن را متوقف کن.



🍁 مصطفی منبری ۲۴ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾ما چیزی را که انتخاب کنیم، دوستش داریم

◾ست‌گادین ۱۶ اکتبر ۲۰۲۰




نه برعکس.

اگر بگوییم که ما با استعدادهای خاصی متولد شده‌ایم، شغلی وجود دارد که ما برای آن به دنیا آمده‌ایم یا ما به دنبال چیزی هستیم که با شور و شوق‌مان همخوانی داشته باشد، احساس امنیت به ما دست می‌دهد.

ولی چنین افکاری، مفید نیستند. حقیقت هم ندارند.

یک تحقیق جدید ثابت می‌کند که انتخاب‌های تصادفی، به ترجیحات ما تبدیل می‌شوند و در ادامه، همین ترجیحات به عادات بدل می‌شوند و از ما کسی را می‌سازند که انگار برای عمل به آن عادت‌ها به دنیا آمده‌ایم.

اگر شما در جای دیگری یا در زمان دیگری متولّد شده بودید، شکی نیست که چیزهای دیگری را ترجیح می‌دادید. چیزهایی که ما فکر می‌کنیم به آنها نیاز داریم، همان‌هایی هستند که ما به آنها عادت کرده‌ایم.

اگر شما چیزی را دوست دارید، بخاطر الگوی ذهنی شماست. یعنی احتمالاً اگر بتوانید الگوهای جدیدی را توسعه دهید، قادر خواهید بود چیزهای دیگری را دوست داشته باشید.

خلاصه اینکه اگر ما متعهد شویم به کاری که می‌کنیم عشق بورزیم، احتمال اینکه در آن کار، ذوب شویم و به رضایت برسیم هم بیشتر است. و اگر کارمان تغییر کند، می‌توانیم انتخاب کنیم که به کار جدید هم عشق بورزیم.



➖ ( قسمتی از تحقیق: مردم چنین فرض می‌کنند که در حال انتخاب چیزهایی هستند که دوستش دارند. ولی تحقیقات نشان می‌دهند که گاهی برعکس است. ما چیزهایی را دوست داریم چون آنها را انتخاب کرده‌ایم. و چیزهایی را که انتخاب نکرده‌ایم، دوست‌شان هم نداریم.

من این را انتخاب کرده‌ام، پس باید دوستش داشته باشم و آن یکی را انتخاب نکرده‌ام، پس نباید چیز خوبی باشد.

گویی انتخاب یک چیز، احساس ما را درباره‌ی گزینه‌هایی که داریم، تغییر می‌دهد. یعنی انسان‌ها بصورت ناخودآگاه، انتخاب‌هایشان را توجیه می‌کنند. م)



🍁 مصطفی منبری ۲۵ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾دو نوع وضعیت نامطمئن

◾ست‌گادین ۱۷ اکتبر ۲۰۲۰




وقتی به دنبال این هستیم که جای پایمان محکم باشد، از آنجایی که چنین چیزی وجود ندارد، وضعیت نامطمئنِ ناراحت‌کننده‌ای رخ می‌دهد. این ناراحتی ناشی از نادانی و آرزوهای دور و دراز ما برای عبور از این مرحله و رفتن به مرحله بعدی است.

وضعیت نامطمئن نوع دوم که به درد قایم‌شدن می‌خورد، وضعیت راحت و بی‌دردسری است. ما با قرارگرفتن بین دو چیز، احساس آرامش خوشایندی داریم چون هیچ مسئولیتی را گردن نمی‌گیریم.

شگفتا که دو گروه از افراد متفاوت می‌توانند با دو روش کاملاً متفاوت، هرکدام از این وضعیت‌های نامطمئن را تجربه کنند. تفاوت در وضعیت‌های نامطمئن نیست، این ماییم که متفاوت هستیم.



🍁 مصطفی منبری ۲۶ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾غیر قابل قبول

◾ست‌گادین ۱۸ اکتبر ۲۰۲۰



کلمه‌ی «غیرقابل‌ قبول»(Unacceptable) معنای خیلی خاصی دارد و قدرت زیادی در پشت این کلمه نهفته است.

اگر رفتار غیرقابل قبولی را قبول کنیم، چیزی را پذیرفته‌ایم که قبلاً گمان کرده بودیم که سازش و پذیرش درمورد آن، امر بسیار خطیر و مهمی است.

ولی سرنوشتِ دور از انتظارِ غیرقابل قبول‌ها، در نهایت، قابل قبول‌شدن، پذیرش و عادی‌شدن است.




🍁 مصطفی منبری ۲۷ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾بهتر و ارزان‌تر

◾ست‌گادین ۱۹ اکتبر ۲۰۲۰




یک ترکیب کاملاً قدرتمند.

برخی از مشتریان، مجذوب گزینه‌هایی می‌شوند که سادگی، کیفیت و راحتی در محصول‌شان را ارائه می‌دهند. البته تا زمانیکه بقیه‌ی رُقبا، آن محصول را با قیمتی پایین‌تر ارائه دهند!

محصولی را تصور کنید که هر دو مزیت را باهم دارد...

روش اول از طریق فروش در مقیاس(scale) بزرگ است. خیلی از مردم، مراکز خرید بزرگ را به مغازه‌های کوچکِ محلی ترجیح می‌دهند. نه فقط به خاطر ارزان‌تر بودن اجناس، بلکه بخاطر حق انتخاب بیشتری که دارند. دسترسی به محل پارکِ راحت‌تر، پیداکردنِ کالاهای کمیاب و دریافت خدمات بهتر. این چطور ممکن می‌شود؟ این همه خدمات بااهمیت که در مراکز خرید بزرگ به مشتری ارائه می‌شود، از طریق حجم زیاد خریدی که مشتریان انجام می‌دهند، جبران می‌شود.

یک راه دیگر، روش انحصار(proprietary insight) است. اگر یک شرکت، دارای حق امتیاز ویژه یا یک جور انحصار در مراحل تولیدش باشد، اغلب می‌تواند محصولاتش را سریع‌تر و ارزان‌تر به دست مشتری برساند. البته اگر آن شرکت، میانبری به نام حق انحصار نداشت، نمی‌توانست رقبای دیگر را کنار بزند.

راه سوم، تلاش سخت(herculean effort) است. این کار بر عهده تیمی از افراد باهوش است که به کارشان اهمیت می‌دهند و با انجام کار بهتر، از رقبای تنبل خود جلو می‌افتند.

در اغلب اوقات، احتمالاً شما نتوانید به یکی از این روش‌ها کار کنید. پس بهترین گزینه بعدی، انتخاب است. انتخاب بین اینکه واقعاً بهتر از بقیه باشید(صرفنظر از قیمت) یا اینکه واقعاً ارزان‌تر از بقیه باشید. ولی این که وانمود کنید هر دو مزیت را دارید، جواب نمی‌دهد.

انتخابی که می‌کنید، هزینه‌ی زیادی دارد ولی بیشتر از این‌ها می‌ارزد.



🍁 مصطفی منبری ۲۹ مهر ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾منظور من این نبود

◾ست‌گادین ۲۲ اکتبر ۲۰۲۰




اختلاف و عدم‌توافق افرادی که با نیت خیر باهم تعامل می‌کنند، معمولاً با برانگیخته‌شدن احساسات شروع می‌شود.

شما می‌خواستید منظورتان را درباره‌ی چیزی بیان کنید یا موافقت‌تان را با چیزی اعلام کنید ولی طرف مقابل، چیز دیگری برداشت کرده است.

همین کافیست که یک مشتری را برای همیشه از دست بدهید. همین کافیست تا یک دعوا آغاز شود. چون نادیده‌گرفتنِ برداشت دیگران از حرف‌های ما، پل‌های برقراریِ ارتباط مجدد را خراب می‌کند.

پیشرفت وقتی امکان‌پذیر می‌شود که ما بتوانیم به سمت بیان جملاتی شبیه این‌ها برویم: «منظور من از چیزی که شنیدید این نبود. چطور می‌توانم آن را تصحیح کنم؟ آیا شما برای اصلاح دوباره‌ی اوضاع، به من کمک خواهید کرد؟»

اگر ما بتوانیم به صورت ارادی توافق کنیم، یافتنِ مسیر پیشرفت، بسیار آسان‌تر خواهد شد.



🍁 مصطفی منبری ۲ آبان ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾️کسب‌وکار بزرگ در مقایسه با کسب‌وکار کوچک

◾️ست‌گادین ۲۳ اکتبر ۲۰۲۰




شرکت‌های کوچک، تقریباً همه‌ی جنبه‌های مشاغل را ایجاد می‌کنند. آنها در نقش شورشی‌هایی هستند که مُسببان تغییرند.

شرکت‌های بزرگ، محور اصلی و تولیدکنندگانِ قابل اطمینانِ کالا و خدمات هستند. مقیاس عملِ شرکتهای بزرگ برای خیلی از ما قابل تصور نیست.

دو دیدگاه غالباً متناقض‌اند و هر کدام قادر به یادگیری چیزی از آن دیگری.

بی‌طرفی شبکه(Net neutrality)، بحثی است بین طرفداران آزادی نوآوری در کسب‌وکارهای کوچک و طرفداران اعمال کنترل توسط کسب‌و‌کارهای بزرگ.

اصلاحات در تامین مالی کمپین‌های انتخاباتی(Campaign finance)، بحثی است علیه شرکت‌های بزرگ و لیدرهایشان درباره‌ی خرید نتایج انتخابات.

این بحث‌ها همیشه درباره‌ی مقایسه‌ی سیستم سرمایه‌داری با بقیه‌ی سیستم‌ها نیستند. بلکه اغلب درباره‌ی مقایسه‌ی وضعیت موجود با وضعیتی هستند که بعد از این خواهد آمد.

یک کسب‌وکار کوچک، مساوی با یک کسب‌وکار بزرگِ رشدنکرده نیست و با آن متفاوت است. یک کسب‌و‌کار کوچک، صاحبی دارد که می‌تواند تصمیمات را بدون برگزاری جلسه بگیرد، به حرف مشتریانش گوش دهد و همواره بالای سر کارش حاضر باشد.



🍁 مصطفی منبری ۳ آبان ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾️چیزی درباره‌ی هزینه‌های هدررفته

◾️ست‌گادین ۲۴ اکتبر ۲۰۲۰




فردا فرصتی دیگر است.

سی نفر آنجا منتظر راهنمایی شما هستند تا به بهترکردن اوضاع کمک کنید. ولی اگر شما هنوز به پروژه‌ی شکست‌خورده‌ی قبلی‌تان چسبیده‌ باشید، دیگر قادر به نمایش توانمندی‌هایتان نخواهید بود.

مشتریان گذری(Customers)، شُرکا و مشتریان دائمی و حرفه‌ای(Clients) شما نیازمند صدای شما و محصولات‌تان هستند و از جان‌کندنِ شما برای بیرون‌آمدن از چاله‌ای که قبلاً برای خودتان کنده‌اید و حالا به وضعیتی بغرنج تبدیل شده، هیچ نفعی نمی‌برند.

تمرکز روی حل مسئله‌ای که درست پیش روی ماست و اینکه تصمیم بگیرید این مسئله و فقط همین مسئله را به عنوان مسئله‌ی ما حل کنید، کار آسانی است. ولی هر کاری هزینه‌ای دارد و هزینه‌ی فرصت(Opportunity lost) کاری که می‌کنید نیز به همان اندازه واقعی است. حتی وقتی توجهی به آن ندارید.

البته اگر در شرایط دشوار، از این شاخه به آن شاخه بپریم، نمی‌توانیم مشارکت سازنده‌ای بیافرینیم ولی از آنطرف، وقتی از متوقف‌کردنِ پروژه‌ای که قبلاً شکست خورده ناتوانیم، خودمان و توانایی‌هایمان را تحقیر می‌کنیم.

اتفاقات دیروز در دیروز ماند و تجربه‌ی آن، بصورت یک هدیه و دارایی از خودِ قبلی‌تان به امروزتان منتقل شده است. اگر خودتان نخواهید، مجبور به یدک‌کشیدنِ شکست‌های قبلی‌تان نیستید.


مطالعه‌ی بیشتر: هزینه‌های هدررفته(ست‌گادین)



🍁 مصطفی منبری ۳ آبان ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
◾همه‌پسند در مقایسه با خوب

◾ست‌گادین ۲۵ اکتبر ۲۰۲۰



این دو مثل هم نیستند.

اغلب تلاش می‌کنیم که هر دو را باهم داشته باشیم، ولی زهی خیال باطل. ما تقریباً بطور قطع، یکی را به قیمت بدست‌آوردنِ دیگری از دست می‌دهیم. ما در اغلب اوقات از برخی چیزها کوتاه می‌آییم تا هر دو را بدست آوریم ولی شکست می‌خوریم.

بهتر است یکی از این دو را داشته باشیم، بجای اینکه هر دو را از دست بدهیم.



🍁 مصطفی منبری ۵ آبان ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾دانشمند موفق

◾ست‌گادین ۲۹ اکتبر ۲۰۲۰



روش علمی، قدرتمندترین اختراع بشر تا به امروز است. روش علمی، فقط مختص افرادی با روپوش‌های سفید و آزمایشگاه‌ها نیست. روش علمی، پوشش، خوراک، سلامتی خانواده‌ها، دستاوردهای ما از زندگی و شناخت ما را از جهان، تغییر داده است و همه‌ی این‌ها حاصل فرآیند ساده‌ای شامل فرضیه‌پردازی، آزمایش و توصیف است:

(متاسفانه مدرسه و بقیه‌ی سیستم‌های جهانِ ما، فقط روی یک یا دو مورد که برای انجامِ بهترِ روش علمی مورد نیاز است تمرکز کرده‌اند.)

۱- قوانین، اصول و نتایج پیشین را بدانید. درس بخوانید و در آزمون‌ها نمره‌ی خوب کسب کنید.

۲- تفکری را که در پشت این قوانین است، درک کنید تا بتوانید آنها را عمیق‌تر بفهمید یا حتی این قوانین را تغییر یا توسعه دهید.

۳- آزمایش‌هایی ترتیب دهید که به فکر دیگران نرسیده یا کسی به موفقیت آنها امیدی ندارد. عمداً فرضیه‌های جعلی و ناصحیح مطرح کنید و با این که می‌دانید ممکن است شکست بخورید، آنها را بیازمایید.

۴- نتایج آزمایشات خود را منتشر کنید تا دیگران نیز بتوانند نتایج کارتان را بیازمایند و آن را ارتقاء دهند. کارتان را نمایش دهید. پذیرای اصلاح و ارتقاء باشید.

۵- کاری را که انجام داده‌اید، بوضوح شرح دهید تا قسمتی از اصول و معیارها شود و مورد استفاده‌ی دیگران قرار بگیرد تا وقتیکه با چیزی مفید‌تر جایگزین گردد.

در جهانِ امروزِ ما، معضلات و مباحث طول‌کشیده‌ی خیلی کمی را می‌توان یافت که نتوانیم آنها را سریع‌تر حل‌ کنیم، بشرطی که همه را درگیر حل‌شان کنیم و افراد، با حسن نیت و قدم به قدم دست بکار شوند.

به همین خاطر اگر در پیِ هدایت دیگرانید یا می‌خواهید افکارشان را تغییر دهید، اگر برای بهترکردن اوضاع کار می‌کنید، پس شما یک دانشمند هستید.



🍁 مصطفی منبری ۹ آبان ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾کتاب جدید ست‌گادین: تمرین

◾ست‌گادین ۳ نوامبر ۲۰۲۰




امروز کتاب جدید من به نام تمرین(The Practice: Ship creative work) منتشر می‌شود.

خلاقیت بیش از هر زمانی اهمیت پیدا کرده است. از تک‌تک ما می‌خواهند که خلاق باشیم و به صورت حرفه‌ای، هرموقع که اراده کردیم به افکار نابی دست پیدا کنیم.

ما توییت می‌کنیم، جلسه می‌گذاریم و می‌نویسیم تا ایده‌ها را به اشتراک بگذاریم و با این‌کارها، اغلب در حال مسابقه‌دادن برای یافتن جایگاهمان، تغییر فرهنگ و یک اثرگذاری افتخارآمیز هستیم.

از طرفی، ما را شستشوی مغزی داده‌اند که خلاقیت، یک استعداد مادرزادی است. چیزی مرموز که در دستان افرادی برگزیده است.

ما نمی‌خواهیم که به موضوع خلاقیت از نزدیک نگاه کنیم. چون می‌ترسیم از سرمان بپرد!

چه مزخرفی!

خلاق‌بودن یک انتخاب است.

هیچ جادویی در کار نیست.

خلاقیت یک مهارت است، نه یک استعداد. خلاق‌بودن، قابل یادگیری است. اگر ما به خودمان اعتماد کنیم، می‌توانیم بیشتر از حد تصورمان ظاهر شویم.

بهترین کارایی ما وقتی اتفاق می‌افتد که در مورد یک چیزِ جدید، دست به مشارکت(contribution) می‌زنیم. در مورد چیزی سخاوتمندانه و فراگیر. چیزی که به یک پیشرفت و بهترشدن می‌انجامد.

به نظر می‌رسد که مدت‌هاست درباره‌ی خلاقیت دچار بدفهمی شده‌ایم. خلاقیت فقط برای عده‌ای معدود رزرو نشده است و چیزی نیست که فقط جزو آرزوهای ما باشد یا از آن بترسیم.

خلاقیت مال ماست، به شرطی که برای آن آماده باشیم.




🍁 مصطفی منبری ۱۳ آبان ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
◾کلام اهمیت دارد

◾ست‌گادین ۶ نوامبر۲۰۲۰



هر زمان که حق داریم برای عموم حرف بزنیم، شانس وصل‌کردن (یا فصل‌کردن) پیدا می‌کنیم. می‌توانیم گشایشی در احتمالات بیافرینیم یا همه‌ی درها را ببندیم.

گاهی جواب‌مان را با بقیه به اشتراک می‌گذاریم، چون فکر می‌کنیم جواب همین است و بس. درحالیکه به جای این کار، شاید بهتر بود سوالی فراگیرتر مطرح می‌کردیم.

قطع‌کردنِ حرف دیگران، بامزه نیست، بهانه‌تراشی و شانه‌خالی‌کردن است.

حرفی که گفته‌شد، به سختی جبران می‌شود و ما از این حرف‌ها زیاد می زنیم که ترجیح می‌دادیم اصلاح‌شان کنیم. پس برای خودتان یادداشت کنید: بهتر است کمی در حرف‌زدن ملاحظه کنم و حاضر جواب نباشم.



🍁 مصطفی منبری ۱۷ آبان ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾فامیل‌های دور

◾ست‌گادین ۱۱ نوامبر ۲۰۲۰



باهوش‌بودن(smart)، ارتباط کمی با متقاعدکننده‌بودن(persuasive) دارد.

ولی ما هنوز هم اغلب اوقات فرض می‌کنیم که یکی از این دو، کلیدِ رسیدن به دیگری است.

سال‌های سال، افراد را تعلیم می‌دهیم که در آزمون‌ها خوب عمل کنند، با این باور که خوب‌تست‌زدن، آنها را باهوش‌تر کند.

فرض ما اینست که آنها خودشان به کشف ابزارهای متقاعدسازی که درونشان نهفته است، نائل خواهند شد.

ما اساساً باهوش‌بودن را با متقاعدسازی، یکی فرض کرده‌ایم و فکر می‌کنیم که کاریزما یا فالوورها یا تاثیرگذاری، مفاهیمی هم‌ردیف با بینش، آینده‌نگری و یادگیری هستند.

خبر خوب اینست که متقاعد‌سازی و اقناع مخاطب، یک مهارت است. اگر باهوش هستید، همه ما از تلاشی که صرفِ یافتن راهی برای لیدر‌شدن می‌کنید هم سود خواهیم برد.



🍁 مصطفی منبری ۲۱ آبان ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️