◾محافظت از تجربهی کاربری
◾ستگادین ۴ دسامبر ۲۰۲۰
وقتی یک کسبوکار کوچک، تجربهی کاربریِ خیلی بدی ارائه دهد، کسی که مسئول آنست، سریع دربارهی آن یاد میگیرد.
چون مشتریانشان آنها را رها میکنند، مخاطبان پراکنده میشوند و شکایات به سویشان سرازیر میشود. این اشتباه برایشان گران تمام میشود و اهداف سازمان کمرنگ میگردند.
خوشبختانه در یک سازمان کوچک، شخصی که توان ایجاد تغییر را دارد، از قضیه مطلع میشود و اقدام میکند.
ولی در یک سازمان بزرگ، مثل بانک من، منابع برای بهبود اوضاع به شکلی باورنکردنی بزرگتر و به شدت ناکارآمد هستند.
چون در سازمانهای بزرگ، کسی که باید اقدامی بکند، اولویتهای دیگری دارد. نه تنها آنها در معرض دریافت بازخوردهای ارزشمندی که کارمندان خط مقدمشان دریافت میکنند نیستند(چرا که سازمان، اشتیاقی به شنیدن اخبار بد ندارد)، بلکه آنها اصلاً تجربهی کاربری را اولویت فرض نکردهاند.
به نظر میرسد خوشحالکردنِ رئیس، مهمتر باشد. اینکه به جلسات بروند و اعداد و ارقام را جوری بچینند که به جای نیاز به اصلاح اوضاع، جلوی ایجاد احساس شکست را بگیرند.
کمی در فروشگاه، وقت بگذرانید.
وبسایت خودتان را ببینید تا روند انجام کار را از دید مشتری لمس کنید.
برای چند ساعت به تماسهای تلفنیِ فنی، پاسخ دهید.
و بفهمید که چگونه میتوانید تجربهی کاربری را به عدد و رقم تبدیل کنید تا به همان راحتی که درآمد ماه قبلتان را اندازهگیری کردهاید، تجربهی کاربری را نیز قابل محاسبه و اندازهگیری کنید.
🍁 مصطفی منبری ۱۴ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۴ دسامبر ۲۰۲۰
وقتی یک کسبوکار کوچک، تجربهی کاربریِ خیلی بدی ارائه دهد، کسی که مسئول آنست، سریع دربارهی آن یاد میگیرد.
چون مشتریانشان آنها را رها میکنند، مخاطبان پراکنده میشوند و شکایات به سویشان سرازیر میشود. این اشتباه برایشان گران تمام میشود و اهداف سازمان کمرنگ میگردند.
خوشبختانه در یک سازمان کوچک، شخصی که توان ایجاد تغییر را دارد، از قضیه مطلع میشود و اقدام میکند.
ولی در یک سازمان بزرگ، مثل بانک من، منابع برای بهبود اوضاع به شکلی باورنکردنی بزرگتر و به شدت ناکارآمد هستند.
چون در سازمانهای بزرگ، کسی که باید اقدامی بکند، اولویتهای دیگری دارد. نه تنها آنها در معرض دریافت بازخوردهای ارزشمندی که کارمندان خط مقدمشان دریافت میکنند نیستند(چرا که سازمان، اشتیاقی به شنیدن اخبار بد ندارد)، بلکه آنها اصلاً تجربهی کاربری را اولویت فرض نکردهاند.
به نظر میرسد خوشحالکردنِ رئیس، مهمتر باشد. اینکه به جلسات بروند و اعداد و ارقام را جوری بچینند که به جای نیاز به اصلاح اوضاع، جلوی ایجاد احساس شکست را بگیرند.
کمی در فروشگاه، وقت بگذرانید.
وبسایت خودتان را ببینید تا روند انجام کار را از دید مشتری لمس کنید.
برای چند ساعت به تماسهای تلفنیِ فنی، پاسخ دهید.
و بفهمید که چگونه میتوانید تجربهی کاربری را به عدد و رقم تبدیل کنید تا به همان راحتی که درآمد ماه قبلتان را اندازهگیری کردهاید، تجربهی کاربری را نیز قابل محاسبه و اندازهگیری کنید.
🍁 مصطفی منبری ۱۴ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Insulation from the user experience
When a small enterprise offers a lousy user experience, the person in charge learns about it, fast. Customers leave, visitors bounce, complaints roll in. It’s expensive and it undermines the …
◾جایی برای نوشتن
◾ستگادین ۱۴ دسامبر ۲۰۲۰
یکی از دلایل موفقیت خوانندگانِ ترانهسرای پُرکار و موفق، آنست که بمحض نوشتن یک ترانه، میتوانند آنرا ضبط و منتشر کنند.
و مزیت بزرگِ داشتنِ یک وبلاگ روزانه، آنست که نرمافزار وبلاگ، همیشه باز است و منتظر شماست تاچیزی در آن بنویسید.
نوشتهی شما نباید حتما یک کتاب باشد، به همین سادگی، شما شانسِ ایجاد تغییر را پیدا کردهاید. «این چیزیست که من میبینم و این راهیست که شما میتوانید قسمتی از آن باشید.»
وقتی ما مقدمات( پیداکردن قلم و کاغذ، دفترچه یادداشت و نرمافزار) و مؤخرات(یافتن راهی برای انتشار) را حذف میکنیم، بنظر میرسد که در بیشتر اوقات مشغول نوشتن میشویم و بیشترنوشتن به بهترنوشتن منجر میشود.
لازم نیست که نوشتهای بینقص باشد. میتواند کار بعدیتان باشد، بههمین سادگی.
به الگوها اهمیت دهید. دنبالکردنِ سرنخها جواب میدهد.
همهی اینها بخشی از تمرینِ شما هستند.
🍁 مصطفی منبری ۲۵ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۴ دسامبر ۲۰۲۰
یکی از دلایل موفقیت خوانندگانِ ترانهسرای پُرکار و موفق، آنست که بمحض نوشتن یک ترانه، میتوانند آنرا ضبط و منتشر کنند.
و مزیت بزرگِ داشتنِ یک وبلاگ روزانه، آنست که نرمافزار وبلاگ، همیشه باز است و منتظر شماست تاچیزی در آن بنویسید.
نوشتهی شما نباید حتما یک کتاب باشد، به همین سادگی، شما شانسِ ایجاد تغییر را پیدا کردهاید. «این چیزیست که من میبینم و این راهیست که شما میتوانید قسمتی از آن باشید.»
وقتی ما مقدمات( پیداکردن قلم و کاغذ، دفترچه یادداشت و نرمافزار) و مؤخرات(یافتن راهی برای انتشار) را حذف میکنیم، بنظر میرسد که در بیشتر اوقات مشغول نوشتن میشویم و بیشترنوشتن به بهترنوشتن منجر میشود.
لازم نیست که نوشتهای بینقص باشد. میتواند کار بعدیتان باشد، بههمین سادگی.
به الگوها اهمیت دهید. دنبالکردنِ سرنخها جواب میدهد.
همهی اینها بخشی از تمرینِ شما هستند.
🍁 مصطفی منبری ۲۵ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
A place to write
One reason that successful and prolific singer-songwriters are prolific is that as soon as they’ve written a song, they can record it and publish it. And a huge advantage of having a daily bl…
◾️تصمیمات جدید
◾️ستگادین ۱۷ دسامبر ۲۰۲۰
شما جملهی «من اشتباه کردم» را زیاد نمیشنوید. مخصوصاً از صاحبان قدرت یا کسانی که به پشتگرمیِ عقیدهای که دارند، پا به عرصه گذاشته اند.
ترغیب کسی برای یک تصمیمگیری جدید براساس اطلاعات جدید، کار بسیار آسانتری است.
به همین شیوه است که آنها هم میتوانند همین الان بگویند حق با ایشان است و هم اینکه باور داشته باشند که قبلاً هم حق با آنها بوده است.
🍁 مصطفی منبری ۳۰ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾️ستگادین ۱۷ دسامبر ۲۰۲۰
شما جملهی «من اشتباه کردم» را زیاد نمیشنوید. مخصوصاً از صاحبان قدرت یا کسانی که به پشتگرمیِ عقیدهای که دارند، پا به عرصه گذاشته اند.
ترغیب کسی برای یک تصمیمگیری جدید براساس اطلاعات جدید، کار بسیار آسانتری است.
به همین شیوه است که آنها هم میتوانند همین الان بگویند حق با ایشان است و هم اینکه باور داشته باشند که قبلاً هم حق با آنها بوده است.
🍁 مصطفی منبری ۳۰ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
New decisions
“I was wrong,” isn’t something you hear very often. Particularly from people in power, or folks who have gone out on a limb espousing a belief. It’s far easier to persuade s…
◾اشتباهات خیلی بد و اشتباهات
◾ستگادین ۱۸ دسامبر ۲۰۲۰
یک حرکت خیلی بد در شطرنج(blunder)، اشتباهی است که هیچ عذری برای آن پذیرفته نیست و ممکن است به باخت شما بیانجامد.
وقتی حواسمان کاملاً جمع است، گاهی برای اجتناب از اشتباهات خیلی بد، سعی میکنیم اصلاً اشتباه نکنیم.
به دلایل قابل فهم، زمان بسیار زیادی را صرفِ تلاش برای اجتناب از اشتباهات فجیع و تخفیف اشتباهات معمولی میکنیم. ولی اگر همهی فکر و ذکرمان همین باشد، شانسِ انجام یک کار شگفتانگیز را از دست خواهیم داد.
اگر یک پیشرو(frontier) هستید، اگر لیدر هستید، اگر در حال خلق یا اختراع هستید، شما شانهبهشانهی اشتباهکردن در حرکتید. اشتباهکردن، هزینهای است که برای خلاقبودن میپردازید.
وقتی کار از کار گذشت، اینکه تلاش برای کاری بزرگ را یک اشتباه خیلی بد در نظر بگیریم، کار آسانی است. ولی احتمالاً فقط اشتباهی بوده که میتوانیم چیزی از آن یاد بگیریم.
🍁 مصطفی منبری ۳۰ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۸ دسامبر ۲۰۲۰
یک حرکت خیلی بد در شطرنج(blunder)، اشتباهی است که هیچ عذری برای آن پذیرفته نیست و ممکن است به باخت شما بیانجامد.
وقتی حواسمان کاملاً جمع است، گاهی برای اجتناب از اشتباهات خیلی بد، سعی میکنیم اصلاً اشتباه نکنیم.
به دلایل قابل فهم، زمان بسیار زیادی را صرفِ تلاش برای اجتناب از اشتباهات فجیع و تخفیف اشتباهات معمولی میکنیم. ولی اگر همهی فکر و ذکرمان همین باشد، شانسِ انجام یک کار شگفتانگیز را از دست خواهیم داد.
اگر یک پیشرو(frontier) هستید، اگر لیدر هستید، اگر در حال خلق یا اختراع هستید، شما شانهبهشانهی اشتباهکردن در حرکتید. اشتباهکردن، هزینهای است که برای خلاقبودن میپردازید.
وقتی کار از کار گذشت، اینکه تلاش برای کاری بزرگ را یک اشتباه خیلی بد در نظر بگیریم، کار آسانی است. ولی احتمالاً فقط اشتباهی بوده که میتوانیم چیزی از آن یاد بگیریم.
🍁 مصطفی منبری ۳۰ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Blunders and mistakes
In chess, a blunder is a mistake that no one can excuse. Even one blunder and you’re probably going to lose. In our vigilance to avoid blunders, sometimes we try to eliminate mistakes as well…
◾«روال کار ما همیشه همین بوده است»
◾ستگادین ۱۹ دسامبر ۲۰۲۰
دربارهی نقش سنتها، داشتنِ ثبات و اصولی که این موقعیت نصیبمان کرده تا روبهجلو حرکت کنیم، حرفهای زیادی میتوان زد.
ولی اگر روزمان، فرآیندهایی که اجرا میکنیم یا فرضیاتی که داریم را زیر ذرهبین قرار دهیم، چقدر از کارهایمان از روی عادت انجام میشود؟
بله، امتحانکردنِ همهی گزینهها، کاوش بین همهی راههای جایگزین و آزمودنِ نحوهی کار همهی فرهنگها یا رقبا، غیرممکن است. ولی...
وقتی ما حتی خبر نداریم که کارهایمان را از روی عادت، تکرار میکنیم، چطور ممکن است برای بهترکردن اوضاع، ولعی از خودمان نشان دهیم؟
🍁 مصطفی منبری ۳۰ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۹ دسامبر ۲۰۲۰
دربارهی نقش سنتها، داشتنِ ثبات و اصولی که این موقعیت نصیبمان کرده تا روبهجلو حرکت کنیم، حرفهای زیادی میتوان زد.
ولی اگر روزمان، فرآیندهایی که اجرا میکنیم یا فرضیاتی که داریم را زیر ذرهبین قرار دهیم، چقدر از کارهایمان از روی عادت انجام میشود؟
بله، امتحانکردنِ همهی گزینهها، کاوش بین همهی راههای جایگزین و آزمودنِ نحوهی کار همهی فرهنگها یا رقبا، غیرممکن است. ولی...
وقتی ما حتی خبر نداریم که کارهایمان را از روی عادت، تکرار میکنیم، چطور ممکن است برای بهترکردن اوضاع، ولعی از خودمان نشان دهیم؟
🍁 مصطفی منبری ۳۰ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
“The way we’ve always done it”
There’s a lot to be said for tradition, for stability and for the foundation that the status quo gives us to move forward. But, if we were on the spot to analyze our day, our processes and ou…
◾مخفیکردن ایدهها
◾ستگادین ۲۱ دسامبر ۲۰۲۰
عدهای از افراد در موردِ بهاشتراکگذاشتنِ ایدههایشان با دیگران، دوبهشک هستند. چون نگرانِ دزدیدهشدن ایدههای خویشاند.
عموماً این افراد از موفقیت میترسند، نه از شکست.
ایدهای که بیان نمیشود، با اینکه در امنیت میماند و سرقت نمیشود، ولی قابلیت سنجیدهشدن، نقدشدن، ارتقاءیافتن یا استفادهشدن در دنیای واقعی را هم ندارد.
❄️ مصطفی منبری ۳ دی ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۱ دسامبر ۲۰۲۰
عدهای از افراد در موردِ بهاشتراکگذاشتنِ ایدههایشان با دیگران، دوبهشک هستند. چون نگرانِ دزدیدهشدن ایدههای خویشاند.
عموماً این افراد از موفقیت میترسند، نه از شکست.
ایدهای که بیان نمیشود، با اینکه در امنیت میماند و سرقت نمیشود، ولی قابلیت سنجیدهشدن، نقدشدن، ارتقاءیافتن یا استفادهشدن در دنیای واقعی را هم ندارد.
❄️ مصطفی منبری ۳ دی ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Hiding ideas
Some people hesitate to share an idea because they’re worried it will be stolen. In general, these people are afraid of success, not failure. An idea unspoken is a safe one, which not only ca…
◾میهمانان، میزبانان و اربابان
◾ستگادین ۲۲ دسامبر ۲۰۲۰
اربابِ صاحبملک، طوری رفتار میکند که انگار صاحب آن مکان است. چون واقعاً هم همینطور است. ارباب، قوانین را وضع میکند و قدرتِ اِعمال آنها را هم دارد.
میزبان، رفتاری خدمتگزارانه و سخاوتمندانه دارد.
میهمانان متوجه میشوند که بخت به آنها رو کرده و سعی میکنند که از موقعیتشان سوءاستفاده نکنند.
همانطور که Dave Winer خاطرنشان کرده است، شبکهی اینترنت، بیصاحب است. ما همگی میهمانیم، بجز مواقعی که شانس میزبانی را پیدا کنیم. مثل ارباب رفتارکردن، کل بازی را به هم میریزد.
احتمالاً این قضیه در مورد مکانهایی که به آنها چسبیدهاید هم صادق است.
❄️ مصطفی منبری ۳ دی ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۲ دسامبر ۲۰۲۰
اربابِ صاحبملک، طوری رفتار میکند که انگار صاحب آن مکان است. چون واقعاً هم همینطور است. ارباب، قوانین را وضع میکند و قدرتِ اِعمال آنها را هم دارد.
میزبان، رفتاری خدمتگزارانه و سخاوتمندانه دارد.
میهمانان متوجه میشوند که بخت به آنها رو کرده و سعی میکنند که از موقعیتشان سوءاستفاده نکنند.
همانطور که Dave Winer خاطرنشان کرده است، شبکهی اینترنت، بیصاحب است. ما همگی میهمانیم، بجز مواقعی که شانس میزبانی را پیدا کنیم. مثل ارباب رفتارکردن، کل بازی را به هم میریزد.
احتمالاً این قضیه در مورد مکانهایی که به آنها چسبیدهاید هم صادق است.
❄️ مصطفی منبری ۳ دی ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Guests, hosts and landlords
The landlord acts like he owns the place, because he does. The landlord makes the rules and has the power to enforce them. The host acts on behalf of those that are being served. “Gracious…
◾آیا از پسِ وظیفهای که بر عهده داشت، برآمد؟
◾ستگادین ۲۳ دسامبر ۲۰۲۰
منظور این نیست که آیا بهترین تلاشاش را کرد؟
کیفیت، تعریف بسیار مشخصی دارد: آیا نیازهای مشتری را برآورده کرد؟
هر تجربه، محصول یا خدماتی که مشخصهی بالا را داشته باشد، صاحب کیفیت استاندارد است، وگرنه بیکیفیت است.
با این سوال شروع کنید: این برای کیست؟( به درد چه کسی میخورد؟) احتمالاً مشتری، آن کسی که ما فکرش را میکنیم نباشد. مثلاً:
«مراسم جشن عروسی خوب بود؟»
سوال فوق، احتمالاً به این معناست که آیا میزبان، کاملاً چشمگیر، پرقدرت و ستودنی بود یا نه؟ یا شاید به این معنا باشد: خوش گذشت؟ یا شاید برای افراد مختلف، معناهای مختلف داشته باشد.
سوال دوم دربارهی کیفیت: این برای چیست؟( به چه دردی میخورد؟) چرا مشتری برای این محصول یا تجربه، پول میپردازد؟ شفافاندیشیدن در مورد جواب این سوال، تنها راه پیشرفت در کارمان است.
فقط در حین پاسخ به این دو سوال است که ما توانِ عمیقترشدن دربارهی ماهیتِ خود مشتری و آنچه به او پیشنهاد میدهیم را بدست خواهیم آورد. این توان، ما را در مسیر انجام کاری تاثیرگذار و کارآمد بهپیش خواهد راند.
بعد از پاسخ به این دو سوال است که موضوع پیچیده میشود...
اگر با بیش از یک نفر طرف باشیم چه؟
اگر بجای تلاش برای راضیکردنِ یک مشتری، با مشتریان متنوعی روبرو باشیم چه؟
اگر تلاش کنیم که این تجربه را تکرار کنیم چه؟
کدام عناصر، توان رشد را دارند تا موثرتر عمل کنند، اثر کمتری روی نیروی کار یا محیط بگذارند و قابل اعتمادتر شوند؟
چه میشود اگر سازمان، چیزی فراتر از فقط تعداد کمی از افراد باشد، تا فرآیندها، مدیریت زنجیرهی تامین و سیستمها وارد بازی شوند؟
ولی با اینهمه، ما هنوز هم ناچاریم کارمان را از اول شروع کنیم، یعنی:
- این برای کیست؟
- این برای چیست؟
❄️ مصطفی منبری ۳ دی ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۳ دسامبر ۲۰۲۰
منظور این نیست که آیا بهترین تلاشاش را کرد؟
کیفیت، تعریف بسیار مشخصی دارد: آیا نیازهای مشتری را برآورده کرد؟
هر تجربه، محصول یا خدماتی که مشخصهی بالا را داشته باشد، صاحب کیفیت استاندارد است، وگرنه بیکیفیت است.
با این سوال شروع کنید: این برای کیست؟( به درد چه کسی میخورد؟) احتمالاً مشتری، آن کسی که ما فکرش را میکنیم نباشد. مثلاً:
«مراسم جشن عروسی خوب بود؟»
سوال فوق، احتمالاً به این معناست که آیا میزبان، کاملاً چشمگیر، پرقدرت و ستودنی بود یا نه؟ یا شاید به این معنا باشد: خوش گذشت؟ یا شاید برای افراد مختلف، معناهای مختلف داشته باشد.
سوال دوم دربارهی کیفیت: این برای چیست؟( به چه دردی میخورد؟) چرا مشتری برای این محصول یا تجربه، پول میپردازد؟ شفافاندیشیدن در مورد جواب این سوال، تنها راه پیشرفت در کارمان است.
فقط در حین پاسخ به این دو سوال است که ما توانِ عمیقترشدن دربارهی ماهیتِ خود مشتری و آنچه به او پیشنهاد میدهیم را بدست خواهیم آورد. این توان، ما را در مسیر انجام کاری تاثیرگذار و کارآمد بهپیش خواهد راند.
بعد از پاسخ به این دو سوال است که موضوع پیچیده میشود...
اگر با بیش از یک نفر طرف باشیم چه؟
اگر بجای تلاش برای راضیکردنِ یک مشتری، با مشتریان متنوعی روبرو باشیم چه؟
اگر تلاش کنیم که این تجربه را تکرار کنیم چه؟
کدام عناصر، توان رشد را دارند تا موثرتر عمل کنند، اثر کمتری روی نیروی کار یا محیط بگذارند و قابل اعتمادتر شوند؟
چه میشود اگر سازمان، چیزی فراتر از فقط تعداد کمی از افراد باشد، تا فرآیندها، مدیریت زنجیرهی تامین و سیستمها وارد بازی شوند؟
ولی با اینهمه، ما هنوز هم ناچاریم کارمان را از اول شروع کنیم، یعنی:
- این برای کیست؟
- این برای چیست؟
❄️ مصطفی منبری ۳ دی ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Did it do what it was supposed to do?
That’s not often the same as, “I did my best.” Quality has a very specific definition: Did it meet the customer’s requirements? Any experience, product or deliverable that m…
◾دانههایی که میکاریم
◾ستگادین ۲۴ دسامبر ۲۰۲۰
سال ۲۰۲۰ برای تعداد بسیار زیادی از مردم، سال وحشتناکی بود. صدمات روحی، بیماریها و از دستدادن موقعیتها، بسیار زیاد بودند. هرکسی داستان خودش را دارد. ما همگی از این جابجاییهای(shifts) مختلف و غیرمنصفانه در زندگیهایمان زجر کشیدهایم.
ولی با اینهمه، باز هم دانهها کاشته شدند. پنج یا ده یا بیست سال بعد از این، مردم به یاد خواهند آورد پروژههایی را که شروع شدند، روابطی را که برقرار شدند، فهم و درکهایی را که ایجاد شدند، درهایی را که گشوده شدند، بچههایی را که به دنیا آمدند و تغییراتی را که به وقوع پیوستند...
اگر از کاشتنِ همهی دانههایتان در سال ۲۰۲۰ جاماندهاید، اشکالی ندارد. چون همیشه بهترین زمان برای کاشتنِ دانههای بیشتر، همین الان است. یا شاید فردا.
❄️ مصطفی منبری ۴ دی ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۴ دسامبر ۲۰۲۰
سال ۲۰۲۰ برای تعداد بسیار زیادی از مردم، سال وحشتناکی بود. صدمات روحی، بیماریها و از دستدادن موقعیتها، بسیار زیاد بودند. هرکسی داستان خودش را دارد. ما همگی از این جابجاییهای(shifts) مختلف و غیرمنصفانه در زندگیهایمان زجر کشیدهایم.
ولی با اینهمه، باز هم دانهها کاشته شدند. پنج یا ده یا بیست سال بعد از این، مردم به یاد خواهند آورد پروژههایی را که شروع شدند، روابطی را که برقرار شدند، فهم و درکهایی را که ایجاد شدند، درهایی را که گشوده شدند، بچههایی را که به دنیا آمدند و تغییراتی را که به وقوع پیوستند...
اگر از کاشتنِ همهی دانههایتان در سال ۲۰۲۰ جاماندهاید، اشکالی ندارد. چون همیشه بهترین زمان برای کاشتنِ دانههای بیشتر، همین الان است. یا شاید فردا.
❄️ مصطفی منبری ۴ دی ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
The seeds we plant
2020 was a terrible year for too many people. So much trauma, dislocation and illness. Everyone has their own stories, and everyone suffered (unevenly and unfairly) from the extraordinary shifts in…
◾خوشبختانه
◾ستگادین ۲۴ دسامبر ۲۰۲۰
این وسط، عدهای هنوز قادر به اعتمادکردن هستند. اعتماد به دیگران. اعتماد به چیزهای ممکن و اعتماد به همدیگر. و...
این فرصتیست که ما را در بر گرفته است.
ما اغلب، شانس دوبارهای به دست میآوریم.
هنوز مسائلی وجود دارند که باید حل شوند.
ما چیزی یاد گرفتیم.
پیشرفتی دیگر، درست همین نزدیکیهاست.
و همیشه، یک شانس برای بهترکردنِ اوضاع وجود دارد.
❄️ مصطفی منبری ۴ دی ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۴ دسامبر ۲۰۲۰
این وسط، عدهای هنوز قادر به اعتمادکردن هستند. اعتماد به دیگران. اعتماد به چیزهای ممکن و اعتماد به همدیگر. و...
این فرصتیست که ما را در بر گرفته است.
ما اغلب، شانس دوبارهای به دست میآوریم.
هنوز مسائلی وجود دارند که باید حل شوند.
ما چیزی یاد گرفتیم.
پیشرفتی دیگر، درست همین نزدیکیهاست.
و همیشه، یک شانس برای بهترکردنِ اوضاع وجود دارد.
❄️ مصطفی منبری ۴ دی ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Fortunately
In the midst of all of it, some people are still able to trust. To trust in others, to trust in possibility and to trust themselves. And… we’re surrounded by opportunity. we often get a…
◾اگر نمیدانی که آن را داری...
◾ستگادین ۸ دی ۱۳۹۹
پس آن را نداری. (هنوز آن را نداری.)
بعد از کشیدن یخچال از پریز برق برای تمیزکردنش، به سه قوطی نیمهخالی از ماهی برخوردم. مهاجرت معجزهآسای آنها به قسمتهای پشتی قفسه یخچال، باعث شده بود هربار برای برداشتن مقداری ماهی، قوطی تازهای باز کنم. چون قوطیهای قبلی دیده نمیشدند. نه آنقدر نامرئی که اگر دنبالش میگشتم هم نتوانم پیدایشان کنم ولی آنقدر از دیده پنهان شده بودند که هرگز حتی به ذهنم هم خطور نکرده بود که آنها را جستجو کنم.
این اتفاق، خیلی بیشتر از اینها برای اطلاعاتِ روی کامپیوترمان رخ میدهد. اگر نمیدانی که دنبالش بگردی و اگر باور نداری که آنجا هستند، ممکن است حذف شوند.
و البته این قضیه در مورد مهارتهای فراموششدهمان، اعتمادبهنفس و تجربههایمان هم صادق است.
ارزشش را دارد که سعی کنیم داشتههای قبلیمان و اینکه آنها در گذشته چه خدمتی به ما کردهاند را مدام برای خودمان یادآوری کنیم.
.
◾ستگادین ۸ دی ۱۳۹۹
پس آن را نداری. (هنوز آن را نداری.)
بعد از کشیدن یخچال از پریز برق برای تمیزکردنش، به سه قوطی نیمهخالی از ماهی برخوردم. مهاجرت معجزهآسای آنها به قسمتهای پشتی قفسه یخچال، باعث شده بود هربار برای برداشتن مقداری ماهی، قوطی تازهای باز کنم. چون قوطیهای قبلی دیده نمیشدند. نه آنقدر نامرئی که اگر دنبالش میگشتم هم نتوانم پیدایشان کنم ولی آنقدر از دیده پنهان شده بودند که هرگز حتی به ذهنم هم خطور نکرده بود که آنها را جستجو کنم.
این اتفاق، خیلی بیشتر از اینها برای اطلاعاتِ روی کامپیوترمان رخ میدهد. اگر نمیدانی که دنبالش بگردی و اگر باور نداری که آنجا هستند، ممکن است حذف شوند.
و البته این قضیه در مورد مهارتهای فراموششدهمان، اعتمادبهنفس و تجربههایمان هم صادق است.
ارزشش را دارد که سعی کنیم داشتههای قبلیمان و اینکه آنها در گذشته چه خدمتی به ما کردهاند را مدام برای خودمان یادآوری کنیم.
.
Seth's Blog
If you don’t know you have it…
then you don’t. (Not yet.) Cleaning out the fridge after a power failure, I found three half-empty containers of anchovies. Because they magically migrate to the back of the fridge, every tim…
◾مهمترین پُست وبلاگ
◾ستگادین ۹ دی ۱۳۹۹
جایگاه مهمترین پُست، در مهمترین وبلاگ است.
یعنی وبلاگ شما.
حتی اگر هیچکس جز خودتان، آنرا نمیخواند.
وبلاگی که شدیداً به آن نیاز دارید، وبلاگی است که هر روز چیزی در آن بنویسید.
وبلاگنویسیِ روزانه مثل یک قطبنما است. مثل یک آیینه است. شانس شماست برای یک آغاز بزرگ و تصحیح افکارتان.
و مهمترین پُست کدام است؟ همان پُستی که فردا خواهید نوشت.
.
◾ستگادین ۹ دی ۱۳۹۹
جایگاه مهمترین پُست، در مهمترین وبلاگ است.
یعنی وبلاگ شما.
حتی اگر هیچکس جز خودتان، آنرا نمیخواند.
وبلاگی که شدیداً به آن نیاز دارید، وبلاگی است که هر روز چیزی در آن بنویسید.
وبلاگنویسیِ روزانه مثل یک قطبنما است. مثل یک آیینه است. شانس شماست برای یک آغاز بزرگ و تصحیح افکارتان.
و مهمترین پُست کدام است؟ همان پُستی که فردا خواهید نوشت.
.
Seth's Blog
The most important blog post
It is on the most important blog. Yours. Even if no one but you reads it. The blog you write each day is the blog you need the most. It’s a compass and a mirror, a chance to put a stake in th…
◾یک فوریت متفاوت
◾ستگادین ۱۰ دی ۱۳۹۹
برای خیلی از افراد، کار عبارت است از انجام مداوم امور فوری(Urgency). یعنی رتق و فتق کارهای فوری. چککردن ایمیلها تا آخر. پاسخدادن به رئیس. تعیین ضربالاجل برای انجام کارها.
شاید در چند هفتهی آینده، کارهای فوری، کمتر از معمول باشند[ بخاطر تعطیلات سال نو میلادی. م] که موقع برگشتن از تعطیلات، طبیعی است.
چه میشد اگر ما از زمان استفاده میکردیم تا نقایص سیستم را از قسمت «بعداً اقدام شود» به قسمت «این نقص اساسی، همینحالا باید رفع شود» انتقال میدادیم؟
اصلاح(improve) یک سیستم، تلاشهای ما را بسیار پربارتر میکند.
زنجیرهی تأمینتان را اصلاح کنید. روی اصول ارتباطیتان عمیقاً کار کنید. فهرست اولویتها را مشخص کنید. از شرّ وظایفی که شما را عقب نگه میدارند، خلاص شوید. از بنبستها فاصله بگیرید. سختگیری را به فرآیندهای خود اضافه کنید. تفاوت بین اموری که «احساس» میکنید فوری هستند و کارهایی که «واقعاً» مهماند را بفهمید.
اگر کارهای فوق را موقتی انجام دهید، هیچکدام جواب نخواهند داد. نکته در ایجاد و اصلاح سیستمها به صورت نهایی و بیبازگشت به عقب است. رتبهی پروژههایی را که تیمتان قرار است به جای شما انجام دهد، مشخص کنید و سپس، دیگر هرگز آن پروژهها را خودتان انجام ندهید. رویکردتان را به بایگانیِ دادهها[ نوارها، دیسکها، فلشها، هاردها، ابرهای داده و ... م] دوباره سازماندهی کنید و سپس به آن وفادار بمانید. یک سیستم یادگیری برای تمام عمر خودتان بسازید و به رعایت آن متعهد بمانید.
در هر لحظه، یک کار Urgency( کاری که «احساس» میکنید فوری است و دربارهی آن، احساس نیاز، احساس ضرورت یا احساس اهمیتِ موضوع وجود دارد.) که شبیه یک کار Emergency( کار خیلی فوری، یک تهدید واقعی، یک خطر جدی) احساس شود، به ما این اجازه را میدهد که سیستمهایمان را ترک کنیم و به سادگی و با نیت اصلاح، دل به دریا بزنیم و وارد عمل شویم. ما فقط به این دلیل از سیستم خارج میشویم چون «میتوانیم»! این اجازهداشتن برای رهاکردن سیستم، دقیقاً همان تلهای است که ما را گیر میاندازد و دقیقاً به همان کار فوری(Urgency) بعدی تبدیل میشود که فردا به سرمان خواهد آمد.
بخشنامهها جواب نمیدهند. این عادات و سیستمها هستند که کار میکنند.
بسیاری از ما چنان به انجام امور فوری در چرخههای کوتاهمدت چسبیدهایم که حتی ایجاد تغییر در سیستمهای بلندمدتتر، به سختی قابل تصور است.
به طرز شگفتانگیزی، این مسیر سادهی هکنشدن( non hack)، یعنی اجتناب از پرداختن به میانبرهایی که مانع پیشرفت شما هستند، موثرترین کاری است که میتوانید در طول سال انجام دهید.
.
◾ستگادین ۱۰ دی ۱۳۹۹
برای خیلی از افراد، کار عبارت است از انجام مداوم امور فوری(Urgency). یعنی رتق و فتق کارهای فوری. چککردن ایمیلها تا آخر. پاسخدادن به رئیس. تعیین ضربالاجل برای انجام کارها.
شاید در چند هفتهی آینده، کارهای فوری، کمتر از معمول باشند[ بخاطر تعطیلات سال نو میلادی. م] که موقع برگشتن از تعطیلات، طبیعی است.
چه میشد اگر ما از زمان استفاده میکردیم تا نقایص سیستم را از قسمت «بعداً اقدام شود» به قسمت «این نقص اساسی، همینحالا باید رفع شود» انتقال میدادیم؟
اصلاح(improve) یک سیستم، تلاشهای ما را بسیار پربارتر میکند.
زنجیرهی تأمینتان را اصلاح کنید. روی اصول ارتباطیتان عمیقاً کار کنید. فهرست اولویتها را مشخص کنید. از شرّ وظایفی که شما را عقب نگه میدارند، خلاص شوید. از بنبستها فاصله بگیرید. سختگیری را به فرآیندهای خود اضافه کنید. تفاوت بین اموری که «احساس» میکنید فوری هستند و کارهایی که «واقعاً» مهماند را بفهمید.
اگر کارهای فوق را موقتی انجام دهید، هیچکدام جواب نخواهند داد. نکته در ایجاد و اصلاح سیستمها به صورت نهایی و بیبازگشت به عقب است. رتبهی پروژههایی را که تیمتان قرار است به جای شما انجام دهد، مشخص کنید و سپس، دیگر هرگز آن پروژهها را خودتان انجام ندهید. رویکردتان را به بایگانیِ دادهها[ نوارها، دیسکها، فلشها، هاردها، ابرهای داده و ... م] دوباره سازماندهی کنید و سپس به آن وفادار بمانید. یک سیستم یادگیری برای تمام عمر خودتان بسازید و به رعایت آن متعهد بمانید.
در هر لحظه، یک کار Urgency( کاری که «احساس» میکنید فوری است و دربارهی آن، احساس نیاز، احساس ضرورت یا احساس اهمیتِ موضوع وجود دارد.) که شبیه یک کار Emergency( کار خیلی فوری، یک تهدید واقعی، یک خطر جدی) احساس شود، به ما این اجازه را میدهد که سیستمهایمان را ترک کنیم و به سادگی و با نیت اصلاح، دل به دریا بزنیم و وارد عمل شویم. ما فقط به این دلیل از سیستم خارج میشویم چون «میتوانیم»! این اجازهداشتن برای رهاکردن سیستم، دقیقاً همان تلهای است که ما را گیر میاندازد و دقیقاً به همان کار فوری(Urgency) بعدی تبدیل میشود که فردا به سرمان خواهد آمد.
بخشنامهها جواب نمیدهند. این عادات و سیستمها هستند که کار میکنند.
بسیاری از ما چنان به انجام امور فوری در چرخههای کوتاهمدت چسبیدهایم که حتی ایجاد تغییر در سیستمهای بلندمدتتر، به سختی قابل تصور است.
به طرز شگفتانگیزی، این مسیر سادهی هکنشدن( non hack)، یعنی اجتناب از پرداختن به میانبرهایی که مانع پیشرفت شما هستند، موثرترین کاری است که میتوانید در طول سال انجام دهید.
.
Seth's Blog
A different urgency
For many people, work consists of a series of urgencies. Set them up and knock them down. Empty the in-box, answer the boss, make the deadline. Over the next few weeks, there may be fewer urgencies…
◾زیرساخت
◾ستگادین ۱۴ دی ۱۳۹۹
اگر میخواهید نقش عقل و بلوغ را در عمل مشاهده کنید، دنبال کسی (یا جامعهای) باشید که قبل از آنکه خیلی دیر شود، بر روی زیرساخت سرمایهگذاری میکند.
نکتهای که این بخش از کشورم را خیلی دوستداشتنی میکند، آنست که قطارها کار میکنند، آب سالم است و مراکز بهداشت، رستورانها را زیر نظر دارند.
ولی در همین ۵۰ سال اخیر در دنیا، اندک جوامعی به اندازهی کافی بر روی حفظ سیستمهای هوشمند سرمایهگذاری کردهاند. حال که کشور من، در چند روز پس از طوفان، توان خود را از دست میدهد، ببینید در جاهای دیگر وضعیت چقدر وخیمتر است.
ما میتوانیم در زندگیهای شخصیمان، برای سالهای سال روی یک اعتبار خاص یا کمی دانشاندوزی، سرمایهگذاری کنیم و بعد، روزی فرا میرسد که میفهمیم که بینیازیم. این همان ایده است:
ما باید درختانمان را بکاریم، قبل از آنکه به سایه محتاج شویم و سیستمها را اصلاح کنیم، قبل از آنکه آنها از هم بپاشند.
.
◾ستگادین ۱۴ دی ۱۳۹۹
اگر میخواهید نقش عقل و بلوغ را در عمل مشاهده کنید، دنبال کسی (یا جامعهای) باشید که قبل از آنکه خیلی دیر شود، بر روی زیرساخت سرمایهگذاری میکند.
نکتهای که این بخش از کشورم را خیلی دوستداشتنی میکند، آنست که قطارها کار میکنند، آب سالم است و مراکز بهداشت، رستورانها را زیر نظر دارند.
ولی در همین ۵۰ سال اخیر در دنیا، اندک جوامعی به اندازهی کافی بر روی حفظ سیستمهای هوشمند سرمایهگذاری کردهاند. حال که کشور من، در چند روز پس از طوفان، توان خود را از دست میدهد، ببینید در جاهای دیگر وضعیت چقدر وخیمتر است.
ما میتوانیم در زندگیهای شخصیمان، برای سالهای سال روی یک اعتبار خاص یا کمی دانشاندوزی، سرمایهگذاری کنیم و بعد، روزی فرا میرسد که میفهمیم که بینیازیم. این همان ایده است:
ما باید درختانمان را بکاریم، قبل از آنکه به سایه محتاج شویم و سیستمها را اصلاح کنیم، قبل از آنکه آنها از هم بپاشند.
.
Seth's Blog
Infrastructure
If you want to see wisdom and maturity in action, look for someone (or a community) investing in infrastructure before it’s too late. Part of what makes my part of the country so lovely is th…
◾عادتها
◾ستگادین ۱۵ دی ۱۳۹۹
تصادفی نیست که سرنوشتِ جادههای خاکی، ردپاهای عمیقی است که در آنها فرو میروند، پستی و بلندیِ تپههای اسکی، رفتهرفته عمیقتر و ناهموارتر میشوند و ما نیز دوباره خود را در میان انبوهی از کارهای ملالآورِ قبلی مییابیم.
وقتی یک الگو برای اولینبار، شیاری را ایجاد میکند، ما با تکرارکردن، فقط آن شیار را عمیقتر میکنیم.
عادتها به این دلیلِ ساده عادت میشوند که در آن لحظه از هر نظر که حساب کنی، انجامشان آسانتر است.
چالش بزرگ یادگیری( بعنوان هدفِ مشخص آموزش)، عبارتست از اینکه که یادگیری، نیازمند آنست که ما عادتهای قدیمی را بشکنیم و از روشهای کهنه فاصله بگیریم. این کار، غرایز ما را دوباره سیمکشی کرده به ما کمک میکند تا نه تنها جهان را با دید تازهای ببینیم، بلکه در آن، متفاوت عمل کنیم.
خلاصشدن از شرّ یک عادت دیرینه، به طرز عجیبی سخت است و یک جامعه و برنامهای آموزشی، کمک بزرگی به این کار میکنند.
من به همین خاطر بود که پنج سال قبل، altMBA را ساختم. altMBA نه بعنوان ابزاری برای انتقال دانش( که اینترنت همیشه این کار را به خوبی و رایگان انجام میدهد)، بلکه بعنوان ابزاری برای شکستن عادتها و شکلدادن به عادتها طراحی شد.
بهترین راه برای شکستن یک عادت، مدلسازی و سپس متعهدشدن به یک عادت جدید است.
.
◾ستگادین ۱۵ دی ۱۳۹۹
تصادفی نیست که سرنوشتِ جادههای خاکی، ردپاهای عمیقی است که در آنها فرو میروند، پستی و بلندیِ تپههای اسکی، رفتهرفته عمیقتر و ناهموارتر میشوند و ما نیز دوباره خود را در میان انبوهی از کارهای ملالآورِ قبلی مییابیم.
وقتی یک الگو برای اولینبار، شیاری را ایجاد میکند، ما با تکرارکردن، فقط آن شیار را عمیقتر میکنیم.
عادتها به این دلیلِ ساده عادت میشوند که در آن لحظه از هر نظر که حساب کنی، انجامشان آسانتر است.
چالش بزرگ یادگیری( بعنوان هدفِ مشخص آموزش)، عبارتست از اینکه که یادگیری، نیازمند آنست که ما عادتهای قدیمی را بشکنیم و از روشهای کهنه فاصله بگیریم. این کار، غرایز ما را دوباره سیمکشی کرده به ما کمک میکند تا نه تنها جهان را با دید تازهای ببینیم، بلکه در آن، متفاوت عمل کنیم.
خلاصشدن از شرّ یک عادت دیرینه، به طرز عجیبی سخت است و یک جامعه و برنامهای آموزشی، کمک بزرگی به این کار میکنند.
من به همین خاطر بود که پنج سال قبل، altMBA را ساختم. altMBA نه بعنوان ابزاری برای انتقال دانش( که اینترنت همیشه این کار را به خوبی و رایگان انجام میدهد)، بلکه بعنوان ابزاری برای شکستن عادتها و شکلدادن به عادتها طراحی شد.
بهترین راه برای شکستن یک عادت، مدلسازی و سپس متعهدشدن به یک عادت جدید است.
.
Seth's Blog
The ruts
It’s not an accident that dirt roads end up with deep ruts on them, that moguls on hills get steeper and that we find ourselves slipping back into the very things that exhaust us at work. Onc…
◾رنج واقعیت دارد
◾ستگادین ۱۶ دی ۱۳۹۹
و به صورت غیریکنواخت توزیع شده است.
تنها راهی که باید از آن طریق، رنج دیگری را درک کنیم، اینست که تجربهی او را در قیاس با تجربههای خودمان در نظر آوریم. چیزی شبیه حس چشاییمان: وقتی دربارهی یک خوردنیِ شکلاتی به شما توضیحاتی دهند، درحالیکه شما هرگز طعم شکلات را نچشیده باشید، چیزی از توضیحات آنها دستگیرتان نمیشود. درد و رنج جسمی یا روانی که دیگران اظهار میکنند هم اگر چیزی متفاوت از تجربهی خودمان باشد، براحتی از روی آن رد میشویم.
ولی حتی اگر شما هرگز این رنج را احساس نکرده باشید، دیگری آن را همین الان حس میکند. شاید هم شما قبلاً رنجی را حس کردهاید و زیاد هم فکر نمیکنید که بد بوده باشد، ولی تجربهی مشتریانتان احتمالاً متفاوت باشد.
امکان دارد شما نسبت به ترس یا ضربهای که تا این حد برای فردِ نزدیکتان تجربه بزرگی است، مقاوم شدهاید. حتی اگر شرایط، باعث مقاومشدنِ شما به احساس درد و رنج ویژهای نشده باشد، احتمال دارد این قضیه برای دوست شما صادق نباشد. و حتی اگر شما نمیتوانید این احساس را تصور کنید، ولی هنوز هم برای دیگران، این یک احساس واقعی است.
درد و رنجی که نادیده گرفته میشود، هنوز هم درد و رنج است و درد و رنجی که درک شود، قدم اول برای تسکینِ آن برداشته شده است.
.
◾ستگادین ۱۶ دی ۱۳۹۹
و به صورت غیریکنواخت توزیع شده است.
تنها راهی که باید از آن طریق، رنج دیگری را درک کنیم، اینست که تجربهی او را در قیاس با تجربههای خودمان در نظر آوریم. چیزی شبیه حس چشاییمان: وقتی دربارهی یک خوردنیِ شکلاتی به شما توضیحاتی دهند، درحالیکه شما هرگز طعم شکلات را نچشیده باشید، چیزی از توضیحات آنها دستگیرتان نمیشود. درد و رنج جسمی یا روانی که دیگران اظهار میکنند هم اگر چیزی متفاوت از تجربهی خودمان باشد، براحتی از روی آن رد میشویم.
ولی حتی اگر شما هرگز این رنج را احساس نکرده باشید، دیگری آن را همین الان حس میکند. شاید هم شما قبلاً رنجی را حس کردهاید و زیاد هم فکر نمیکنید که بد بوده باشد، ولی تجربهی مشتریانتان احتمالاً متفاوت باشد.
امکان دارد شما نسبت به ترس یا ضربهای که تا این حد برای فردِ نزدیکتان تجربه بزرگی است، مقاوم شدهاید. حتی اگر شرایط، باعث مقاومشدنِ شما به احساس درد و رنج ویژهای نشده باشد، احتمال دارد این قضیه برای دوست شما صادق نباشد. و حتی اگر شما نمیتوانید این احساس را تصور کنید، ولی هنوز هم برای دیگران، این یک احساس واقعی است.
درد و رنجی که نادیده گرفته میشود، هنوز هم درد و رنج است و درد و رنجی که درک شود، قدم اول برای تسکینِ آن برداشته شده است.
.
Seth's Blog
Pain is real
And it is unevenly distributed. The only way we have to understand someone else’s pain is to consider it in comparison to our own experiences. It’s a bit like our taste buds: If somethi…
◾عوضشدنِ تنظیمات
◾ستگادین ۱۷ دی ۱۳۹۹
منظور از طبقهبندی سرویس ظروف و قاشقچنگال، بعد از شستهشدن توسط ماشینظرفشویی چیست؟ چرا بسادگی همهی آنها را درهم و در یک کشو نمیگذاریم تا هر وقت هرکدام را نیاز داشتیم از بین بقیه جدا کنیم؟ ...
دلیلش را بصورت غریزی درک میکنیم. اگر یکبار، دقیقهای را صرف مرتبکردن چنگالها، کاردها و قاشقها کنید، از آنطرف، مجبور نمیشوید هردفعه برای پیداکردن یک چنگال، ده ثانیه وقت بگذارید.
بهای تغییر سطح، فراتر از تصور ماست. اینترنت ما را متقاعد کرده است که همهی چیزها چنان متنوعند که مرتبکردن دقیق و جاگذاری مشخص آنها فقط وقتتلفکردن است. چون ما هروقت به آنها نیاز پیدا کنیم، میتوانیم بسادگی پیدایشان کنیم.
ولی تنظیمشدنِ ما روی دکمهی «پیدا کن»، هماهنگی(rhythm) ما را بهم میزند و دستاوردهای تصادفی مفید(Serendipity) را از بین میبرد. چرا که این دو، منوط به قرارگرفتنِ چیزهای درست درکنار همدیگرند یعنی جاگذاری چیزها، درست همان جایی که انتظارش را داریم.
.
◾ستگادین ۱۷ دی ۱۳۹۹
منظور از طبقهبندی سرویس ظروف و قاشقچنگال، بعد از شستهشدن توسط ماشینظرفشویی چیست؟ چرا بسادگی همهی آنها را درهم و در یک کشو نمیگذاریم تا هر وقت هرکدام را نیاز داشتیم از بین بقیه جدا کنیم؟ ...
دلیلش را بصورت غریزی درک میکنیم. اگر یکبار، دقیقهای را صرف مرتبکردن چنگالها، کاردها و قاشقها کنید، از آنطرف، مجبور نمیشوید هردفعه برای پیداکردن یک چنگال، ده ثانیه وقت بگذارید.
بهای تغییر سطح، فراتر از تصور ماست. اینترنت ما را متقاعد کرده است که همهی چیزها چنان متنوعند که مرتبکردن دقیق و جاگذاری مشخص آنها فقط وقتتلفکردن است. چون ما هروقت به آنها نیاز پیدا کنیم، میتوانیم بسادگی پیدایشان کنیم.
ولی تنظیمشدنِ ما روی دکمهی «پیدا کن»، هماهنگی(rhythm) ما را بهم میزند و دستاوردهای تصادفی مفید(Serendipity) را از بین میبرد. چرا که این دو، منوط به قرارگرفتنِ چیزهای درست درکنار همدیگرند یعنی جاگذاری چیزها، درست همان جایی که انتظارش را داریم.
.
Seth's Blog
Mode switching
What’s the point of sorting the silverware when you empty the dishwasher–why not simply put all of it in the drawer in a random order, and then pick out the cutlery you need when you ne…
◾چیزی بنام تکنیکِ طبیعی وجود ندارد
◾ستگادین ۲۱ دی ۱۳۹۹
شگفتآور است که ما در سایهی یک تلاش ساده، تا چه حد میتوانیم از پسِ کارها برآییم.
وقتی میایستیم و بهترین تلاشمان را به نمایش میگذاریم، چه در نوشتن، چه در بازی گلف یا در زمینهی فروش، میتوانیم اتفاقاتی را رقم بزنیم.
اما بعد که نیروی درونیمان ته میکشد و درعینحال، در پیِ تأثیرگذاری بزرگتری هم هستیم، درمییابیم که انرژیگرفتن برای ادامهی مسیر، بخاطر موانعِ سرِ راه، کار خیلی سختی است.
اینجاست که ما به یادگیری تکنیک نیاز پیدا میکنیم.
تکنیک یک رویکرد غیرطبیعی به مسأله است که با تمرین، طبیعی میشود. تکنیک یک روشِ غیرواضحِ حلمسأله است. بندرت پیش میآید که آماتورها و تازهکارهای سختکوش، حتی تکنیکهای مربوط به کار خودشان را هم یاد بگیرند.
متعهدشدن به یک تمرین، کلیدِ یافتنِ تکنیکهای مفیدِ بیشتر است.
شما که تا این مرحله رسیدهاید، بخاطر آنست که رویکرد طبیعی برایتان مفید بوده است. ولی برای رفتن به سطح بعدی، به تکنیک نیاز پیدا خواهید کرد که طبق تعریف، چیزی نیست که خودتان به طور طبیعی از آن خبر داشته باشید.
اگر افرادی هستند که در سطح متفاوتی از شما بازی میکنند و احساس میکنید نسبت به شما رویکردشان غیرطبیعی است، شاید لازم است بدنبال تکنیکی باشید که تا بحال از چشم شما دور مانده است.
.
◾ستگادین ۲۱ دی ۱۳۹۹
شگفتآور است که ما در سایهی یک تلاش ساده، تا چه حد میتوانیم از پسِ کارها برآییم.
وقتی میایستیم و بهترین تلاشمان را به نمایش میگذاریم، چه در نوشتن، چه در بازی گلف یا در زمینهی فروش، میتوانیم اتفاقاتی را رقم بزنیم.
اما بعد که نیروی درونیمان ته میکشد و درعینحال، در پیِ تأثیرگذاری بزرگتری هم هستیم، درمییابیم که انرژیگرفتن برای ادامهی مسیر، بخاطر موانعِ سرِ راه، کار خیلی سختی است.
اینجاست که ما به یادگیری تکنیک نیاز پیدا میکنیم.
تکنیک یک رویکرد غیرطبیعی به مسأله است که با تمرین، طبیعی میشود. تکنیک یک روشِ غیرواضحِ حلمسأله است. بندرت پیش میآید که آماتورها و تازهکارهای سختکوش، حتی تکنیکهای مربوط به کار خودشان را هم یاد بگیرند.
متعهدشدن به یک تمرین، کلیدِ یافتنِ تکنیکهای مفیدِ بیشتر است.
شما که تا این مرحله رسیدهاید، بخاطر آنست که رویکرد طبیعی برایتان مفید بوده است. ولی برای رفتن به سطح بعدی، به تکنیک نیاز پیدا خواهید کرد که طبق تعریف، چیزی نیست که خودتان به طور طبیعی از آن خبر داشته باشید.
اگر افرادی هستند که در سطح متفاوتی از شما بازی میکنند و احساس میکنید نسبت به شما رویکردشان غیرطبیعی است، شاید لازم است بدنبال تکنیکی باشید که تا بحال از چشم شما دور مانده است.
.
Seth's Blog
Natural technique doesn’t exist
It’s amazing how much we can get done simply by trying. Whether it’s writing or golf or sales, when we show up and do our best, we can make things happen. But then, our internal horsepo…
◾درک مفهوم «محبوب»
◾ستگادین ۲۲ دی ۱۳۹۹
یک چیز محبوب(popular، عمومی، همهپسند) با هر متر و معیاری که حساب کنیم، به معنای یک چیز بهتر(better) نیست.
محبوب یعنی تعداد بیشتری از مردم، این چیز را بیشتر از آن چیز میپسندند. به همین سادگی!
محبوببودن، کار نبوغآمیزی نیست. یک محصول محبوب و عمومی، یا از روی عمد و برای ارائهی خدمت به یک گروه بزرگ از مخاطبان مشخص و همسان پدید میآید یا شانسی.
مستقیمترین مسیر تولید یک محصول محبوب، ارائهی یک خدمت، به مخاطبانی است که اخیراً چیزی را محبوب کردهاند. طبق این تعریف، تقریباً همیشه منظور از محبوب یعنی چیزی که بهتر نیست. یک چیز محبوب، یعنی شما یک گروه بزرگ از مخاطبان را پیدا کردهاید و به آنها چیزی را دادهاید که میخواهند.
دنیا چیزهای محبوب و همهپسند را دوست دارد ولی هدف شما نباید این باشد.
.
◾ستگادین ۲۲ دی ۱۳۹۹
یک چیز محبوب(popular، عمومی، همهپسند) با هر متر و معیاری که حساب کنیم، به معنای یک چیز بهتر(better) نیست.
محبوب یعنی تعداد بیشتری از مردم، این چیز را بیشتر از آن چیز میپسندند. به همین سادگی!
محبوببودن، کار نبوغآمیزی نیست. یک محصول محبوب و عمومی، یا از روی عمد و برای ارائهی خدمت به یک گروه بزرگ از مخاطبان مشخص و همسان پدید میآید یا شانسی.
مستقیمترین مسیر تولید یک محصول محبوب، ارائهی یک خدمت، به مخاطبانی است که اخیراً چیزی را محبوب کردهاند. طبق این تعریف، تقریباً همیشه منظور از محبوب یعنی چیزی که بهتر نیست. یک چیز محبوب، یعنی شما یک گروه بزرگ از مخاطبان را پیدا کردهاید و به آنها چیزی را دادهاید که میخواهند.
دنیا چیزهای محبوب و همهپسند را دوست دارد ولی هدف شما نباید این باشد.
.
Seth's Blog
Understanding “popular”
Popular doesn’t mean better by any absolute scale. Popular simply means that more people like this thing than that thing. Popular isn’t an act of genius. Popular is either an intentiona…
◾️هوشمندانه انتخاب کنید که خودتان را با چه کسی مقایسه میکنید
◾️ستگادین ۲۳ دی ۱۳۹۹
ما شستشوی مغزی شدهایم که مبادا در چیزهایی مثل ماشین و لباس و... از اطرافیان همترازمان عقب بمانیم. و حتی اگر شد، ذرهای جلوتر از دوروبریهایمان حرکت کنیم.
اگر شما در چنین تلهای گرفتارید، شاید ارزشش را داشته باشد که توجه کنید با چه کسانی چشموهمچشمی میکنید.
یک کارگر سختکوش ممکن است در جایی که افراد مجبورند با حقوق کم، چند برابر کار کنند، احساس کند آدم تنبلی است. یک خریدارِ عاشقِ کالاهای لوکس، ممکن است در گرانترین خیابان نیویورک( خیابان پنجم)، احساس بیکفایتی کند. سوال درست اینست: در مقایسه با چه کسی؟
اگر قرار است مقایسهی خودتان با همردههایی متفاوت، باعث انگیزهگرفتن یا باعث آرامش ذهنیتان شود، به هر روشی که بلدید، این نوع مقایسه را تغییر(switch) دهید. این تغییر به هرکدام از خودِ ما بستگی دارد. این طور نیست؟
.
◾️ستگادین ۲۳ دی ۱۳۹۹
ما شستشوی مغزی شدهایم که مبادا در چیزهایی مثل ماشین و لباس و... از اطرافیان همترازمان عقب بمانیم. و حتی اگر شد، ذرهای جلوتر از دوروبریهایمان حرکت کنیم.
اگر شما در چنین تلهای گرفتارید، شاید ارزشش را داشته باشد که توجه کنید با چه کسانی چشموهمچشمی میکنید.
یک کارگر سختکوش ممکن است در جایی که افراد مجبورند با حقوق کم، چند برابر کار کنند، احساس کند آدم تنبلی است. یک خریدارِ عاشقِ کالاهای لوکس، ممکن است در گرانترین خیابان نیویورک( خیابان پنجم)، احساس بیکفایتی کند. سوال درست اینست: در مقایسه با چه کسی؟
اگر قرار است مقایسهی خودتان با همردههایی متفاوت، باعث انگیزهگرفتن یا باعث آرامش ذهنیتان شود، به هر روشی که بلدید، این نوع مقایسه را تغییر(switch) دهید. این تغییر به هرکدام از خودِ ما بستگی دارد. این طور نیست؟
.
Seth's Blog
Choose your Jones wisely
We’ve been brainwashed into keeping up with the Joneses. Paying attention to our peers and staying ahead, just a little bit. But if you’re in that trap, it’s probably worth consid…