◾رنج واقعیت دارد
◾ستگادین ۱۶ دی ۱۳۹۹
و به صورت غیریکنواخت توزیع شده است.
تنها راهی که باید از آن طریق، رنج دیگری را درک کنیم، اینست که تجربهی او را در قیاس با تجربههای خودمان در نظر آوریم. چیزی شبیه حس چشاییمان: وقتی دربارهی یک خوردنیِ شکلاتی به شما توضیحاتی دهند، درحالیکه شما هرگز طعم شکلات را نچشیده باشید، چیزی از توضیحات آنها دستگیرتان نمیشود. درد و رنج جسمی یا روانی که دیگران اظهار میکنند هم اگر چیزی متفاوت از تجربهی خودمان باشد، براحتی از روی آن رد میشویم.
ولی حتی اگر شما هرگز این رنج را احساس نکرده باشید، دیگری آن را همین الان حس میکند. شاید هم شما قبلاً رنجی را حس کردهاید و زیاد هم فکر نمیکنید که بد بوده باشد، ولی تجربهی مشتریانتان احتمالاً متفاوت باشد.
امکان دارد شما نسبت به ترس یا ضربهای که تا این حد برای فردِ نزدیکتان تجربه بزرگی است، مقاوم شدهاید. حتی اگر شرایط، باعث مقاومشدنِ شما به احساس درد و رنج ویژهای نشده باشد، احتمال دارد این قضیه برای دوست شما صادق نباشد. و حتی اگر شما نمیتوانید این احساس را تصور کنید، ولی هنوز هم برای دیگران، این یک احساس واقعی است.
درد و رنجی که نادیده گرفته میشود، هنوز هم درد و رنج است و درد و رنجی که درک شود، قدم اول برای تسکینِ آن برداشته شده است.
.
◾ستگادین ۱۶ دی ۱۳۹۹
و به صورت غیریکنواخت توزیع شده است.
تنها راهی که باید از آن طریق، رنج دیگری را درک کنیم، اینست که تجربهی او را در قیاس با تجربههای خودمان در نظر آوریم. چیزی شبیه حس چشاییمان: وقتی دربارهی یک خوردنیِ شکلاتی به شما توضیحاتی دهند، درحالیکه شما هرگز طعم شکلات را نچشیده باشید، چیزی از توضیحات آنها دستگیرتان نمیشود. درد و رنج جسمی یا روانی که دیگران اظهار میکنند هم اگر چیزی متفاوت از تجربهی خودمان باشد، براحتی از روی آن رد میشویم.
ولی حتی اگر شما هرگز این رنج را احساس نکرده باشید، دیگری آن را همین الان حس میکند. شاید هم شما قبلاً رنجی را حس کردهاید و زیاد هم فکر نمیکنید که بد بوده باشد، ولی تجربهی مشتریانتان احتمالاً متفاوت باشد.
امکان دارد شما نسبت به ترس یا ضربهای که تا این حد برای فردِ نزدیکتان تجربه بزرگی است، مقاوم شدهاید. حتی اگر شرایط، باعث مقاومشدنِ شما به احساس درد و رنج ویژهای نشده باشد، احتمال دارد این قضیه برای دوست شما صادق نباشد. و حتی اگر شما نمیتوانید این احساس را تصور کنید، ولی هنوز هم برای دیگران، این یک احساس واقعی است.
درد و رنجی که نادیده گرفته میشود، هنوز هم درد و رنج است و درد و رنجی که درک شود، قدم اول برای تسکینِ آن برداشته شده است.
.
Seth's Blog
Pain is real
And it is unevenly distributed. The only way we have to understand someone else’s pain is to consider it in comparison to our own experiences. It’s a bit like our taste buds: If somethi…
◾عوضشدنِ تنظیمات
◾ستگادین ۱۷ دی ۱۳۹۹
منظور از طبقهبندی سرویس ظروف و قاشقچنگال، بعد از شستهشدن توسط ماشینظرفشویی چیست؟ چرا بسادگی همهی آنها را درهم و در یک کشو نمیگذاریم تا هر وقت هرکدام را نیاز داشتیم از بین بقیه جدا کنیم؟ ...
دلیلش را بصورت غریزی درک میکنیم. اگر یکبار، دقیقهای را صرف مرتبکردن چنگالها، کاردها و قاشقها کنید، از آنطرف، مجبور نمیشوید هردفعه برای پیداکردن یک چنگال، ده ثانیه وقت بگذارید.
بهای تغییر سطح، فراتر از تصور ماست. اینترنت ما را متقاعد کرده است که همهی چیزها چنان متنوعند که مرتبکردن دقیق و جاگذاری مشخص آنها فقط وقتتلفکردن است. چون ما هروقت به آنها نیاز پیدا کنیم، میتوانیم بسادگی پیدایشان کنیم.
ولی تنظیمشدنِ ما روی دکمهی «پیدا کن»، هماهنگی(rhythm) ما را بهم میزند و دستاوردهای تصادفی مفید(Serendipity) را از بین میبرد. چرا که این دو، منوط به قرارگرفتنِ چیزهای درست درکنار همدیگرند یعنی جاگذاری چیزها، درست همان جایی که انتظارش را داریم.
.
◾ستگادین ۱۷ دی ۱۳۹۹
منظور از طبقهبندی سرویس ظروف و قاشقچنگال، بعد از شستهشدن توسط ماشینظرفشویی چیست؟ چرا بسادگی همهی آنها را درهم و در یک کشو نمیگذاریم تا هر وقت هرکدام را نیاز داشتیم از بین بقیه جدا کنیم؟ ...
دلیلش را بصورت غریزی درک میکنیم. اگر یکبار، دقیقهای را صرف مرتبکردن چنگالها، کاردها و قاشقها کنید، از آنطرف، مجبور نمیشوید هردفعه برای پیداکردن یک چنگال، ده ثانیه وقت بگذارید.
بهای تغییر سطح، فراتر از تصور ماست. اینترنت ما را متقاعد کرده است که همهی چیزها چنان متنوعند که مرتبکردن دقیق و جاگذاری مشخص آنها فقط وقتتلفکردن است. چون ما هروقت به آنها نیاز پیدا کنیم، میتوانیم بسادگی پیدایشان کنیم.
ولی تنظیمشدنِ ما روی دکمهی «پیدا کن»، هماهنگی(rhythm) ما را بهم میزند و دستاوردهای تصادفی مفید(Serendipity) را از بین میبرد. چرا که این دو، منوط به قرارگرفتنِ چیزهای درست درکنار همدیگرند یعنی جاگذاری چیزها، درست همان جایی که انتظارش را داریم.
.
Seth's Blog
Mode switching
What’s the point of sorting the silverware when you empty the dishwasher–why not simply put all of it in the drawer in a random order, and then pick out the cutlery you need when you ne…
◾چیزی بنام تکنیکِ طبیعی وجود ندارد
◾ستگادین ۲۱ دی ۱۳۹۹
شگفتآور است که ما در سایهی یک تلاش ساده، تا چه حد میتوانیم از پسِ کارها برآییم.
وقتی میایستیم و بهترین تلاشمان را به نمایش میگذاریم، چه در نوشتن، چه در بازی گلف یا در زمینهی فروش، میتوانیم اتفاقاتی را رقم بزنیم.
اما بعد که نیروی درونیمان ته میکشد و درعینحال، در پیِ تأثیرگذاری بزرگتری هم هستیم، درمییابیم که انرژیگرفتن برای ادامهی مسیر، بخاطر موانعِ سرِ راه، کار خیلی سختی است.
اینجاست که ما به یادگیری تکنیک نیاز پیدا میکنیم.
تکنیک یک رویکرد غیرطبیعی به مسأله است که با تمرین، طبیعی میشود. تکنیک یک روشِ غیرواضحِ حلمسأله است. بندرت پیش میآید که آماتورها و تازهکارهای سختکوش، حتی تکنیکهای مربوط به کار خودشان را هم یاد بگیرند.
متعهدشدن به یک تمرین، کلیدِ یافتنِ تکنیکهای مفیدِ بیشتر است.
شما که تا این مرحله رسیدهاید، بخاطر آنست که رویکرد طبیعی برایتان مفید بوده است. ولی برای رفتن به سطح بعدی، به تکنیک نیاز پیدا خواهید کرد که طبق تعریف، چیزی نیست که خودتان به طور طبیعی از آن خبر داشته باشید.
اگر افرادی هستند که در سطح متفاوتی از شما بازی میکنند و احساس میکنید نسبت به شما رویکردشان غیرطبیعی است، شاید لازم است بدنبال تکنیکی باشید که تا بحال از چشم شما دور مانده است.
.
◾ستگادین ۲۱ دی ۱۳۹۹
شگفتآور است که ما در سایهی یک تلاش ساده، تا چه حد میتوانیم از پسِ کارها برآییم.
وقتی میایستیم و بهترین تلاشمان را به نمایش میگذاریم، چه در نوشتن، چه در بازی گلف یا در زمینهی فروش، میتوانیم اتفاقاتی را رقم بزنیم.
اما بعد که نیروی درونیمان ته میکشد و درعینحال، در پیِ تأثیرگذاری بزرگتری هم هستیم، درمییابیم که انرژیگرفتن برای ادامهی مسیر، بخاطر موانعِ سرِ راه، کار خیلی سختی است.
اینجاست که ما به یادگیری تکنیک نیاز پیدا میکنیم.
تکنیک یک رویکرد غیرطبیعی به مسأله است که با تمرین، طبیعی میشود. تکنیک یک روشِ غیرواضحِ حلمسأله است. بندرت پیش میآید که آماتورها و تازهکارهای سختکوش، حتی تکنیکهای مربوط به کار خودشان را هم یاد بگیرند.
متعهدشدن به یک تمرین، کلیدِ یافتنِ تکنیکهای مفیدِ بیشتر است.
شما که تا این مرحله رسیدهاید، بخاطر آنست که رویکرد طبیعی برایتان مفید بوده است. ولی برای رفتن به سطح بعدی، به تکنیک نیاز پیدا خواهید کرد که طبق تعریف، چیزی نیست که خودتان به طور طبیعی از آن خبر داشته باشید.
اگر افرادی هستند که در سطح متفاوتی از شما بازی میکنند و احساس میکنید نسبت به شما رویکردشان غیرطبیعی است، شاید لازم است بدنبال تکنیکی باشید که تا بحال از چشم شما دور مانده است.
.
Seth's Blog
Natural technique doesn’t exist
It’s amazing how much we can get done simply by trying. Whether it’s writing or golf or sales, when we show up and do our best, we can make things happen. But then, our internal horsepo…
◾درک مفهوم «محبوب»
◾ستگادین ۲۲ دی ۱۳۹۹
یک چیز محبوب(popular، عمومی، همهپسند) با هر متر و معیاری که حساب کنیم، به معنای یک چیز بهتر(better) نیست.
محبوب یعنی تعداد بیشتری از مردم، این چیز را بیشتر از آن چیز میپسندند. به همین سادگی!
محبوببودن، کار نبوغآمیزی نیست. یک محصول محبوب و عمومی، یا از روی عمد و برای ارائهی خدمت به یک گروه بزرگ از مخاطبان مشخص و همسان پدید میآید یا شانسی.
مستقیمترین مسیر تولید یک محصول محبوب، ارائهی یک خدمت، به مخاطبانی است که اخیراً چیزی را محبوب کردهاند. طبق این تعریف، تقریباً همیشه منظور از محبوب یعنی چیزی که بهتر نیست. یک چیز محبوب، یعنی شما یک گروه بزرگ از مخاطبان را پیدا کردهاید و به آنها چیزی را دادهاید که میخواهند.
دنیا چیزهای محبوب و همهپسند را دوست دارد ولی هدف شما نباید این باشد.
.
◾ستگادین ۲۲ دی ۱۳۹۹
یک چیز محبوب(popular، عمومی، همهپسند) با هر متر و معیاری که حساب کنیم، به معنای یک چیز بهتر(better) نیست.
محبوب یعنی تعداد بیشتری از مردم، این چیز را بیشتر از آن چیز میپسندند. به همین سادگی!
محبوببودن، کار نبوغآمیزی نیست. یک محصول محبوب و عمومی، یا از روی عمد و برای ارائهی خدمت به یک گروه بزرگ از مخاطبان مشخص و همسان پدید میآید یا شانسی.
مستقیمترین مسیر تولید یک محصول محبوب، ارائهی یک خدمت، به مخاطبانی است که اخیراً چیزی را محبوب کردهاند. طبق این تعریف، تقریباً همیشه منظور از محبوب یعنی چیزی که بهتر نیست. یک چیز محبوب، یعنی شما یک گروه بزرگ از مخاطبان را پیدا کردهاید و به آنها چیزی را دادهاید که میخواهند.
دنیا چیزهای محبوب و همهپسند را دوست دارد ولی هدف شما نباید این باشد.
.
Seth's Blog
Understanding “popular”
Popular doesn’t mean better by any absolute scale. Popular simply means that more people like this thing than that thing. Popular isn’t an act of genius. Popular is either an intentiona…
◾️هوشمندانه انتخاب کنید که خودتان را با چه کسی مقایسه میکنید
◾️ستگادین ۲۳ دی ۱۳۹۹
ما شستشوی مغزی شدهایم که مبادا در چیزهایی مثل ماشین و لباس و... از اطرافیان همترازمان عقب بمانیم. و حتی اگر شد، ذرهای جلوتر از دوروبریهایمان حرکت کنیم.
اگر شما در چنین تلهای گرفتارید، شاید ارزشش را داشته باشد که توجه کنید با چه کسانی چشموهمچشمی میکنید.
یک کارگر سختکوش ممکن است در جایی که افراد مجبورند با حقوق کم، چند برابر کار کنند، احساس کند آدم تنبلی است. یک خریدارِ عاشقِ کالاهای لوکس، ممکن است در گرانترین خیابان نیویورک( خیابان پنجم)، احساس بیکفایتی کند. سوال درست اینست: در مقایسه با چه کسی؟
اگر قرار است مقایسهی خودتان با همردههایی متفاوت، باعث انگیزهگرفتن یا باعث آرامش ذهنیتان شود، به هر روشی که بلدید، این نوع مقایسه را تغییر(switch) دهید. این تغییر به هرکدام از خودِ ما بستگی دارد. این طور نیست؟
.
◾️ستگادین ۲۳ دی ۱۳۹۹
ما شستشوی مغزی شدهایم که مبادا در چیزهایی مثل ماشین و لباس و... از اطرافیان همترازمان عقب بمانیم. و حتی اگر شد، ذرهای جلوتر از دوروبریهایمان حرکت کنیم.
اگر شما در چنین تلهای گرفتارید، شاید ارزشش را داشته باشد که توجه کنید با چه کسانی چشموهمچشمی میکنید.
یک کارگر سختکوش ممکن است در جایی که افراد مجبورند با حقوق کم، چند برابر کار کنند، احساس کند آدم تنبلی است. یک خریدارِ عاشقِ کالاهای لوکس، ممکن است در گرانترین خیابان نیویورک( خیابان پنجم)، احساس بیکفایتی کند. سوال درست اینست: در مقایسه با چه کسی؟
اگر قرار است مقایسهی خودتان با همردههایی متفاوت، باعث انگیزهگرفتن یا باعث آرامش ذهنیتان شود، به هر روشی که بلدید، این نوع مقایسه را تغییر(switch) دهید. این تغییر به هرکدام از خودِ ما بستگی دارد. این طور نیست؟
.
Seth's Blog
Choose your Jones wisely
We’ve been brainwashed into keeping up with the Joneses. Paying attention to our peers and staying ahead, just a little bit. But if you’re in that trap, it’s probably worth consid…
◾فرسوده / کارکرد مفید و روان
◾ستگادین ۲۴ دی ۱۳۹۹
ما در وسایل الکترونیکی به دنبال کارکرد مفید و روان(burned in) هستیم: این وسیله کارش را بینقص انجام میدهد.
فرسایش(burned out) وقتی اتفاق میافتد که ما بیشازحد از چیزی کار بکشیم.
کارکرد مفید و روان، محصول تمرین، بلندنظری و رویکردی باثبات است که تحت کنترل ماست.
از آنطرف، فرسایش، اغلب به این علت رخ میدهد که ما بخواهیم چیزهایی را کنترل کنیم که احتمالاً قادر به کنترلشان نیستیم. نتیجه، ایجاد چرخههای بیهوده و خلق یک الگوی استرسزاست.
حتی اگر چنین به نظر میرسد که جهان در تلاش برای دزدیدن تمرکز و انرژی ماست، در نهایت، هر لحظه این ماییم که انتخاب میکنیم. ما در جهت بهترشدن، میتوانیم تصمیم بگیریم که احتمالات(possibility) را خلق کنیم و زمینههای همکاری(contribute) بیافرینیم.
.
◾ستگادین ۲۴ دی ۱۳۹۹
ما در وسایل الکترونیکی به دنبال کارکرد مفید و روان(burned in) هستیم: این وسیله کارش را بینقص انجام میدهد.
فرسایش(burned out) وقتی اتفاق میافتد که ما بیشازحد از چیزی کار بکشیم.
کارکرد مفید و روان، محصول تمرین، بلندنظری و رویکردی باثبات است که تحت کنترل ماست.
از آنطرف، فرسایش، اغلب به این علت رخ میدهد که ما بخواهیم چیزهایی را کنترل کنیم که احتمالاً قادر به کنترلشان نیستیم. نتیجه، ایجاد چرخههای بیهوده و خلق یک الگوی استرسزاست.
حتی اگر چنین به نظر میرسد که جهان در تلاش برای دزدیدن تمرکز و انرژی ماست، در نهایت، هر لحظه این ماییم که انتخاب میکنیم. ما در جهت بهترشدن، میتوانیم تصمیم بگیریم که احتمالات(possibility) را خلق کنیم و زمینههای همکاری(contribute) بیافرینیم.
.
Seth's Blog
Burned out/burned in
Burned in is what we look for in an electronic device. It’s working perfectly, in the groove. Burned out is what happens if we abuse it. Burn-in comes from a practice, a generous, persistent …
◾️دوندهی مادرزاد
[ نام آلبوم موسیقی از Bruce Springsteen در سال ۱۹۷۵.م ]
◾️ستگادین ۲۵ دی ۱۳۹۹
نیمهی ابتدایی زندگینامهی Bruce Springsteen(خواننده، نوازندهٔ گیتار و آهنگساز موسیقی راک )، بعضی چیزها را کاملاً روشن میکند:
او توانایی مادرزادی برای نواختن گیتار را نداشت. در واقع پس از آموزشهای اولیه، او نواختن را رها کرد، طوری که حتی قادر به نواختن یک نوت هم نبود.
استعداد خوانندگی نداشت. هر گروهی که او جزو آن بود، به یک خوانندهی اصلی نیاز داشت ولی Bruce Springsteen، آن خوانندهی اصلی نبود.
به همین دلیل بود که همه او را ترک کردند. مخاطبان از او فاصله گرفتند. اولین مدیر برنامهاش به تلفنهای او پاسخ نداد. هم گروهیهایش خسته شدند و او را رها کردند.
او حتی رانندگی هم بلد نبود. نه تنها در دوران دبیرستان با دختران قرار نمیگذاشت بلکه حتی اهل ولگردی در شهر هم نبود تا حداقل، جذابیت یک ستارهی راک را داشته باشد.
دربارهی اهمیتِ استعداد(Talent)، مبالغه شده است. در حالیکه مهارت(Skill)، چیزی قابل دستیابی است.
همهی لیدرهای خلاق، ویژگیِ مشترکی دارند: به نمایشگذاشتنِ هر آنچه که در چنته دارند. چه در کسبوکار، چه در هنر یا در جامعه. آنها بدون توجه به واکنشی که جهان در برابرشان دارد، برخلاف طبیعت نوپای مهارتشان، و علیرغم تردیدهایی که وجود دارد، مدام کارشان را پیش میبرند.
نقش جامعه، اساسی است. افرادی که دوروبرِ خودتان جمع کردهاید، میتوانند داستان شما را تقویت کنند و استاندارد کار را برای شما بالاتر ببرند و کار را کمی برایتان سختتر کنند.
پس از رسیدن به موفقیت، جامعه، جزئی اساسی از داستان موفقیت شما میشود. ولی اول باید به پیمودن این مسیر متعهد شوید.
.
[ نام آلبوم موسیقی از Bruce Springsteen در سال ۱۹۷۵.م ]
◾️ستگادین ۲۵ دی ۱۳۹۹
نیمهی ابتدایی زندگینامهی Bruce Springsteen(خواننده، نوازندهٔ گیتار و آهنگساز موسیقی راک )، بعضی چیزها را کاملاً روشن میکند:
او توانایی مادرزادی برای نواختن گیتار را نداشت. در واقع پس از آموزشهای اولیه، او نواختن را رها کرد، طوری که حتی قادر به نواختن یک نوت هم نبود.
استعداد خوانندگی نداشت. هر گروهی که او جزو آن بود، به یک خوانندهی اصلی نیاز داشت ولی Bruce Springsteen، آن خوانندهی اصلی نبود.
به همین دلیل بود که همه او را ترک کردند. مخاطبان از او فاصله گرفتند. اولین مدیر برنامهاش به تلفنهای او پاسخ نداد. هم گروهیهایش خسته شدند و او را رها کردند.
او حتی رانندگی هم بلد نبود. نه تنها در دوران دبیرستان با دختران قرار نمیگذاشت بلکه حتی اهل ولگردی در شهر هم نبود تا حداقل، جذابیت یک ستارهی راک را داشته باشد.
دربارهی اهمیتِ استعداد(Talent)، مبالغه شده است. در حالیکه مهارت(Skill)، چیزی قابل دستیابی است.
همهی لیدرهای خلاق، ویژگیِ مشترکی دارند: به نمایشگذاشتنِ هر آنچه که در چنته دارند. چه در کسبوکار، چه در هنر یا در جامعه. آنها بدون توجه به واکنشی که جهان در برابرشان دارد، برخلاف طبیعت نوپای مهارتشان، و علیرغم تردیدهایی که وجود دارد، مدام کارشان را پیش میبرند.
نقش جامعه، اساسی است. افرادی که دوروبرِ خودتان جمع کردهاید، میتوانند داستان شما را تقویت کنند و استاندارد کار را برای شما بالاتر ببرند و کار را کمی برایتان سختتر کنند.
پس از رسیدن به موفقیت، جامعه، جزئی اساسی از داستان موفقیت شما میشود. ولی اول باید به پیمودن این مسیر متعهد شوید.
.
Seth's Blog
Born to run (things)
The first half of Bruce Springsteen’s autobiography makes some things abundantly clear: He had no natural ability to play the guitar. In fact, after his first lessons, he quit, unable to play…
◾انتخابی سخت برای ناامیدکردن
◾ستگادین ۲۶ دی ۱۳۹۹
هر پیشرفتی موجب ناامیدشدنِ کسی میشود.
خدماترسانی به یک مخاطب، موجب کنارگذاشتن دیگری میشود. تمرکز روی یکی، به معنای نادیدهگرفتن دیگری است. اگر چیز کمیابی خلق کنید، دست فرد دیگری را از خلق آن کوتاه کردهاید.
دقیقاً خودِ عملِ خلقکردن(creation)، یعنی کاری که از دست همه برنمیآید.
از آن طرف، قطعاً هیچکارینکردن و دسترویدستگذاشتن نیز باعث ناامیدشدن عدهی بیشتری از مردم خواهد شد.
یافتنِ کسی برای دلخوشی و لذتبردن، یک فرصت است و باید این واقعیت را پذیرفت که بودنِ با یک نفر، به معنای کنارگذاشتن دیگران است.
.
◾ستگادین ۲۶ دی ۱۳۹۹
هر پیشرفتی موجب ناامیدشدنِ کسی میشود.
خدماترسانی به یک مخاطب، موجب کنارگذاشتن دیگری میشود. تمرکز روی یکی، به معنای نادیدهگرفتن دیگری است. اگر چیز کمیابی خلق کنید، دست فرد دیگری را از خلق آن کوتاه کردهاید.
دقیقاً خودِ عملِ خلقکردن(creation)، یعنی کاری که از دست همه برنمیآید.
از آن طرف، قطعاً هیچکارینکردن و دسترویدستگذاشتن نیز باعث ناامیدشدن عدهی بیشتری از مردم خواهد شد.
یافتنِ کسی برای دلخوشی و لذتبردن، یک فرصت است و باید این واقعیت را پذیرفت که بودنِ با یک نفر، به معنای کنارگذاشتن دیگران است.
.
Seth's Blog
The difficult choice of disappointment
All forward motion disappoints someone. If you serve one audience, you’ve let another down. One focus means that something else got ignored. If you create something scarce, someone won’…
◾️آیا خلقوخو یک استعداد است یا یک مهارت؟
◾️ستگادین ۲۷ دی ۱۳۹۹
ما برخی از روزها با خوشبینی و احتمالات خوب بیدار میشویم. قادریم سودهای بیشتری شناسایی کنیم، روابط بهتری برقرار کنیم و کار سخاوتمندانهای انجام دهیم.
شاید دلیلش روی خوبی باشد که دنیا به ما نشان میدهد و اخبار و فرصتهای خوبی را تقدیم ما میکند. شاید هم بخاطر مواد شیمیایی باشد که در مغزمان بهطرز خاصی باهم ترکیب شدهاند...
من فکر میکنم منصفانه باشد اگر ادعا کنم که گاهی، خلقوخوها به ما تحمیل میشوند.
ولی به وضوح، این حقیقت نیز وجود دارد که ما میتوانیم کارهایی انجام دهیم که خلقوخویمان بهتر شود: نوشتن صفحات صبحگاهی، مدیتیشن، ورزش، مثبتاندیشی، شنیدنیهای درست، اینکه با چه کسی دمخور هستیم و چه رسانههایی را دنبال میکنیم. همهی اینها یک انتخاب است.
و اگر از جنس انتخاب است، یعنی یک مهارت است. چون ما میتوانیم در آن، بهتر شویم.
.
◾️ستگادین ۲۷ دی ۱۳۹۹
ما برخی از روزها با خوشبینی و احتمالات خوب بیدار میشویم. قادریم سودهای بیشتری شناسایی کنیم، روابط بهتری برقرار کنیم و کار سخاوتمندانهای انجام دهیم.
شاید دلیلش روی خوبی باشد که دنیا به ما نشان میدهد و اخبار و فرصتهای خوبی را تقدیم ما میکند. شاید هم بخاطر مواد شیمیایی باشد که در مغزمان بهطرز خاصی باهم ترکیب شدهاند...
من فکر میکنم منصفانه باشد اگر ادعا کنم که گاهی، خلقوخوها به ما تحمیل میشوند.
ولی به وضوح، این حقیقت نیز وجود دارد که ما میتوانیم کارهایی انجام دهیم که خلقوخویمان بهتر شود: نوشتن صفحات صبحگاهی، مدیتیشن، ورزش، مثبتاندیشی، شنیدنیهای درست، اینکه با چه کسی دمخور هستیم و چه رسانههایی را دنبال میکنیم. همهی اینها یک انتخاب است.
و اگر از جنس انتخاب است، یعنی یک مهارت است. چون ما میتوانیم در آن، بهتر شویم.
.
Seth's Blog
Is mood a gift or a skill?
Some days, we wake up with optimism and possibility… we’re able to find more reserves, connect better and do more generous work. That might be because the outside world has handed us go…
◾جلب رضایتِ ناراضیان
◾ستگادین ۲۸ دی ۱۳۹۹
رئیسها، مشتریها و همکارانی وجود دارند که هرگز خوشحال و راضی نخواهند شد.
و گاهی با وجود این که کاری بیهوده است، ولی ما به هر طریقی برای راضیکردن آنها تلاش میکنیم.
چون این کار میتواند راهنمای ما باشد و به ما کمک کند تا برای تأمین رضایت دیگران( یا خودمان) کار کنیم.
در عینحال، این میتواند یک تله باشد. یک تردمیلِ ناامیدی، که به هدف مشخصی منتهی نمیشود.
ما باید به طور شفاف بدانیم که میخواهیم کدام مسیر را برویم. چون کار برای جلب رضایت کسانی که روحیهی راضیشدن را دارند، خیلی بیشتر جواب میدهد.
.
◾ستگادین ۲۸ دی ۱۳۹۹
رئیسها، مشتریها و همکارانی وجود دارند که هرگز خوشحال و راضی نخواهند شد.
و گاهی با وجود این که کاری بیهوده است، ولی ما به هر طریقی برای راضیکردن آنها تلاش میکنیم.
چون این کار میتواند راهنمای ما باشد و به ما کمک کند تا برای تأمین رضایت دیگران( یا خودمان) کار کنیم.
در عینحال، این میتواند یک تله باشد. یک تردمیلِ ناامیدی، که به هدف مشخصی منتهی نمیشود.
ما باید به طور شفاف بدانیم که میخواهیم کدام مسیر را برویم. چون کار برای جلب رضایت کسانی که روحیهی راضیشدن را دارند، خیلی بیشتر جواب میدهد.
.
Seth's Blog
Pleasing the unpleasable
There are bosses, customers and partners who will never be happy. And sometimes, despite the futility, we work to please them anyway. Because that can be a compass. It can help us do the work that …
◾سه نوع مهربانی
◾ستگادین ۲۹ دی ۱۳۹۹
نوعی از مهربانی به این صورت است: «لطفاً»، «متشکرم»، «معذرت میخواهم، من اشتباه کردم.»
مهربانیهای کوچکی که تعاملات ما را روان میکنند و به دیگران این حس را میدهند که شما به فکرشان هستید. اینها خرج چندانی برای ما ندارند و در واقع، بهکاربردن مهربانی، بخشی اساسی از برقراری ارتباط، بدهبستان و پیشرفت است.
نوع دیگری از مهربانی، دربارهی شأن و کرامت است. امتیازدادن به دیگری، دیدن افراد، همانگونه که هستند و میتوانند بشوند و درک اینکه هرکس، اعم از من و شما، صداهایی در سرمان داریم، داستانهایی برای تعریفکردن، ترسهایی برای مواجهشدن و رویاهایی برای فهمیدهشدن.
و نوع دیگری از مهربانی: نرفتن به سمت حداکثرکردنِ منافع کوتاهمدت شخصی است. مهربانی از نوع ساختن چیزی برای جامعه، انجام کاری مهم، کشف راهی انعطافپذیر و به دور از خودخواهی، به سمت جلو.
مهربانیکردن، همیشه سهل و واضح نیست. چون افتادن در دام رقابتهای ناسالم، معیارهای اندازهگیری آسان و کمبود منابع، میتوانند حواسمان را از مهربانبودن پرت کنند. ولی تمایل به عدالت، شأن و کرامت و برقراری ارتباط، بهترین راه پیشرفت ماست.
مهربانی چندبرابر میشود و احتمالات را امکانپذیر میسازد. وقتی ما در خدمت مردم باشیم، شانس آن را پیدا میکنیم که اوضاع را بهتر کنیم.
تولدت مبارک Reverend King
.
◾ستگادین ۲۹ دی ۱۳۹۹
نوعی از مهربانی به این صورت است: «لطفاً»، «متشکرم»، «معذرت میخواهم، من اشتباه کردم.»
مهربانیهای کوچکی که تعاملات ما را روان میکنند و به دیگران این حس را میدهند که شما به فکرشان هستید. اینها خرج چندانی برای ما ندارند و در واقع، بهکاربردن مهربانی، بخشی اساسی از برقراری ارتباط، بدهبستان و پیشرفت است.
نوع دیگری از مهربانی، دربارهی شأن و کرامت است. امتیازدادن به دیگری، دیدن افراد، همانگونه که هستند و میتوانند بشوند و درک اینکه هرکس، اعم از من و شما، صداهایی در سرمان داریم، داستانهایی برای تعریفکردن، ترسهایی برای مواجهشدن و رویاهایی برای فهمیدهشدن.
و نوع دیگری از مهربانی: نرفتن به سمت حداکثرکردنِ منافع کوتاهمدت شخصی است. مهربانی از نوع ساختن چیزی برای جامعه، انجام کاری مهم، کشف راهی انعطافپذیر و به دور از خودخواهی، به سمت جلو.
مهربانیکردن، همیشه سهل و واضح نیست. چون افتادن در دام رقابتهای ناسالم، معیارهای اندازهگیری آسان و کمبود منابع، میتوانند حواسمان را از مهربانبودن پرت کنند. ولی تمایل به عدالت، شأن و کرامت و برقراری ارتباط، بهترین راه پیشرفت ماست.
مهربانی چندبرابر میشود و احتمالات را امکانپذیر میسازد. وقتی ما در خدمت مردم باشیم، شانس آن را پیدا میکنیم که اوضاع را بهتر کنیم.
تولدت مبارک Reverend King
.
Seth's Blog
Three types of kindness
There is the kindness of ‘please’ and ‘thank you.’ And the kindness of “I was wrong, I’m sorry.” The small kindnesses that smooth our interactions and help other people feel as th…
◾استدلالها و نتایج
◾ستگادین ۳۰ دی ۱۳۹۹
هدف بازاریابی، ایجاد تغییر است. اگر برای ساختنِ یک جنبش تلاش میکنیم، برای یک کار غیرانتفاعی پول جمع میکنیم، محصولی را میفروشیم، سبک زندگیها را تغییر میدهیم یا جامعهای میسازیم، همهی اینها، فعالیتهای بازاریابی محسوب میشوند که برای ایجاد تغییر در رفتار افراد رخ میدهند.
یک پروژه معمولاً با شفافیت آغاز میشود. یعنی دلیلش درست است، آسیبِ شناساییشده واقعی است و قرار است محصول، چیز بهتری باشد. بعبارت دیگر، کاری ارزشمند و موردی ضروری و نیازمند تغییر، واقعاً وجود دارد.
ولی گاهی اوقات، استدلالهای اولیه بااینکه معتبر هستند ولی جواب نمیدهند. در واقع به ندرت جواب میدهند. مردم از همان آغاز پروژه، برای حمایت مالی یا ثبتنامکردن، صف نمیکشند. ممکن است شما برای شنیدهشدن، با دشواریهای مسیر کلنجار بروید و انرژی صرف کنید ولی اغلب اوقات، نفرات اول با کله به زمین میخورند.
استدلالها فقط با شفافیت بیشتر یا تغییر دادنشان است که شروع به جوابدادن میکنند.
هنوز هم میتوانیم به روشی محافظهکارانه و استاندارد بچسبیم: استدلالهایی که زودتر مطرح شوند، میتوانند به عنوان یگانه استدلالِ موجود باقی بمانند. یعنی خیال کنیم داستانی که گروه، از اول تعریف میکند، تنها داستانِ صحیح است و هر چیز دیگر، توافق ناامیدکنندهای بیش نیست. حتی اگر منتهی به کاری شود که از همان اول برایتان مطلوب بود!
عموماً سه چیز باعث میشود مردم رفتار خود را تغییر دهند:
- نقشهایی که بر عهده میگیرند.
- وابستگیهایی که دارند.
- راحتی که نسبت به انجام یک رفتار احساس میکنند.
نقشهایی که افراد بر عهده میگیرند، فارغ از اینکه آنها را بالا ببرد یا پایین بکشد، ایشان را در مقام مقایسه با همکاران و رقبایشان قرار میدهد.
عامل وابستگی، به نقش فرد ربط دارد ولی خاصتر است. مثلاً وقتی میگوییم « آدمهایی مثل ما، اینگونه عمل میکنند.» یا جایی که «رولینگ استون» میگوید: « او نمیتواند یک مرد باشد چون از همان سیگاری که من میکشم، نمیکشد.»
راحتطلبی مشخصهی تصمیمگیری از روی تنبلی است. یعنی فقط به این خاطر که فلان کار آسانتر است، پس انجامش میدهیم.
کاربرد این سه عامل محرک را میتوانید در گسترش استفاده از کلاه ایمنی در هاکی روی یخ، یا رواج استفاده از ماشینهای برقی در کالیفرنیا یا استفادهی گسترده از محصولات Nike در همهجا ببینید. ما میتوانیم این قضیه را در کاهش مصرف سیگار در برخی جوامع یا اقبال عمومی به موسیقی پاپ هم ببینیم.
آغازگرانِ این کارها و سایر ایدهها، از همان ابتدا، کارشان را با توسل به سه عاملِ نقش افراد، وابستگی آنها یا راحتطلبی ایشان، شروع نکردهاند. ولی در پشت پرده، این سه عامل هستند که کار میکنند.
.
◾ستگادین ۳۰ دی ۱۳۹۹
هدف بازاریابی، ایجاد تغییر است. اگر برای ساختنِ یک جنبش تلاش میکنیم، برای یک کار غیرانتفاعی پول جمع میکنیم، محصولی را میفروشیم، سبک زندگیها را تغییر میدهیم یا جامعهای میسازیم، همهی اینها، فعالیتهای بازاریابی محسوب میشوند که برای ایجاد تغییر در رفتار افراد رخ میدهند.
یک پروژه معمولاً با شفافیت آغاز میشود. یعنی دلیلش درست است، آسیبِ شناساییشده واقعی است و قرار است محصول، چیز بهتری باشد. بعبارت دیگر، کاری ارزشمند و موردی ضروری و نیازمند تغییر، واقعاً وجود دارد.
ولی گاهی اوقات، استدلالهای اولیه بااینکه معتبر هستند ولی جواب نمیدهند. در واقع به ندرت جواب میدهند. مردم از همان آغاز پروژه، برای حمایت مالی یا ثبتنامکردن، صف نمیکشند. ممکن است شما برای شنیدهشدن، با دشواریهای مسیر کلنجار بروید و انرژی صرف کنید ولی اغلب اوقات، نفرات اول با کله به زمین میخورند.
استدلالها فقط با شفافیت بیشتر یا تغییر دادنشان است که شروع به جوابدادن میکنند.
هنوز هم میتوانیم به روشی محافظهکارانه و استاندارد بچسبیم: استدلالهایی که زودتر مطرح شوند، میتوانند به عنوان یگانه استدلالِ موجود باقی بمانند. یعنی خیال کنیم داستانی که گروه، از اول تعریف میکند، تنها داستانِ صحیح است و هر چیز دیگر، توافق ناامیدکنندهای بیش نیست. حتی اگر منتهی به کاری شود که از همان اول برایتان مطلوب بود!
عموماً سه چیز باعث میشود مردم رفتار خود را تغییر دهند:
- نقشهایی که بر عهده میگیرند.
- وابستگیهایی که دارند.
- راحتی که نسبت به انجام یک رفتار احساس میکنند.
نقشهایی که افراد بر عهده میگیرند، فارغ از اینکه آنها را بالا ببرد یا پایین بکشد، ایشان را در مقام مقایسه با همکاران و رقبایشان قرار میدهد.
عامل وابستگی، به نقش فرد ربط دارد ولی خاصتر است. مثلاً وقتی میگوییم « آدمهایی مثل ما، اینگونه عمل میکنند.» یا جایی که «رولینگ استون» میگوید: « او نمیتواند یک مرد باشد چون از همان سیگاری که من میکشم، نمیکشد.»
راحتطلبی مشخصهی تصمیمگیری از روی تنبلی است. یعنی فقط به این خاطر که فلان کار آسانتر است، پس انجامش میدهیم.
کاربرد این سه عامل محرک را میتوانید در گسترش استفاده از کلاه ایمنی در هاکی روی یخ، یا رواج استفاده از ماشینهای برقی در کالیفرنیا یا استفادهی گسترده از محصولات Nike در همهجا ببینید. ما میتوانیم این قضیه را در کاهش مصرف سیگار در برخی جوامع یا اقبال عمومی به موسیقی پاپ هم ببینیم.
آغازگرانِ این کارها و سایر ایدهها، از همان ابتدا، کارشان را با توسل به سه عاملِ نقش افراد، وابستگی آنها یا راحتطلبی ایشان، شروع نکردهاند. ولی در پشت پرده، این سه عامل هستند که کار میکنند.
.
Seth's Blog
Arguments and outcomes
The purpose of marketing is to cause change. If we’re trying to build a movement, raise money for a non-profit, sell a product, change lifestyles, build community–these are all marketin…
◾تاب و تحمل
◾ستگادین ۱ بهمن ۱۳۹۹
تولرانس به دو معناست:
در تولیداتِ با کیفیت بالا، تولرانس به معنای همسانبودن دقیق همهی قسمتهای محصول است. ارزش تولرانس در آنجاست که اجازه میدهد، اتومبیلهایی با ایمنی بیشتر و محصولاتی با کارایی بیشتر تولید کنیم.
در انسانها، تولرانس موجب تابآوری(resilience) میشود. شکیبایی و تحملِ توانمندیها و ترجیحات مختلف، کارکردن با افکار، دیدگاهها و تخصصهای گوناگون را آسانتر میکند و انسانها را قادر میسازد، به نتایج بهتری دست یابند.
تولرانس به معنای مجازبودنِ رفتارهایی که جامعه را تضعیف میکنند نیست. در واقع، تولرانس نیازمند آنست که جامعه را در اولویت قرار دهیم. یعنی به جای منطبقشدن(compliance)، بر روی مشارکتکردن(contribution) متمرکز شویم.
ما باید هوشمندانه انتخاب کنیم که آیا میخواهیم با تولرانس ماشینی رفتار کنیم یا تولرانس انسانی؟
.
◾ستگادین ۱ بهمن ۱۳۹۹
تولرانس به دو معناست:
در تولیداتِ با کیفیت بالا، تولرانس به معنای همسانبودن دقیق همهی قسمتهای محصول است. ارزش تولرانس در آنجاست که اجازه میدهد، اتومبیلهایی با ایمنی بیشتر و محصولاتی با کارایی بیشتر تولید کنیم.
در انسانها، تولرانس موجب تابآوری(resilience) میشود. شکیبایی و تحملِ توانمندیها و ترجیحات مختلف، کارکردن با افکار، دیدگاهها و تخصصهای گوناگون را آسانتر میکند و انسانها را قادر میسازد، به نتایج بهتری دست یابند.
تولرانس به معنای مجازبودنِ رفتارهایی که جامعه را تضعیف میکنند نیست. در واقع، تولرانس نیازمند آنست که جامعه را در اولویت قرار دهیم. یعنی به جای منطبقشدن(compliance)، بر روی مشارکتکردن(contribution) متمرکز شویم.
ما باید هوشمندانه انتخاب کنیم که آیا میخواهیم با تولرانس ماشینی رفتار کنیم یا تولرانس انسانی؟
.
Seth's Blog
Tolerance
It means two things: In high-quality manufacturing, producing to tolerance means that all the parts are as identical as possible. Getting the tolerances precise permits cars to be made more reliabl…
◾️تلهای بنام «سرم شلوغ است»
◾️ستگادین ۲ بهمن ۱۳۹۹
هرکسی که میخواهد سرش شلوغ باشد، آدم پرمشغلهای میشود.
ولی هرکسی، یک آدم مولد(productive) نمیشود.
بعبارت ساده، گرفتاری و پرمشغلهبودن، به مجموعهای از انتخابها گفته میشود که دربارهی نحوهی گذراندن دقایق بعدی میگیریم.
مولدبودن، محتاج مهارت، پشتکار و قضاوت خوب است. مولدبودن یعنی ارزشآفرینی.
شاید همین گرفتاریِ خودساخته، عامل پایینبودن تولیدات شماست.
.
◾️ستگادین ۲ بهمن ۱۳۹۹
هرکسی که میخواهد سرش شلوغ باشد، آدم پرمشغلهای میشود.
ولی هرکسی، یک آدم مولد(productive) نمیشود.
بعبارت ساده، گرفتاری و پرمشغلهبودن، به مجموعهای از انتخابها گفته میشود که دربارهی نحوهی گذراندن دقایق بعدی میگیریم.
مولدبودن، محتاج مهارت، پشتکار و قضاوت خوب است. مولدبودن یعنی ارزشآفرینی.
شاید همین گرفتاریِ خودساخته، عامل پایینبودن تولیدات شماست.
.
Seth's Blog
The trap of busy
Everyone who wants to be busy is busy. But not everyone is productive. Busy is simply a series of choices about how to spend the next minute. Productive requires skill, persistence and good judgmen…
◾ایدهی بزرگ شما
◾ستگادین ۴ بهمن ۱۳۹۹
شاید کاملاً بِکر(Original) نباشد.
شاید نتواند نفَسها را در سینه حبس کند.
شاید فوراً محبوب نشود.
ولی قطعاً ارزش پیگیری با مداومت و پشتکار، حتی به اندازهی سالیان سال را دارد.
البته اگر ایدهی شما برایتان اهمیت دارد و بلندنظرانه، کمککننده و باارزش است.
همهی ایدههای بزرگی که تغییر آفریدهاند، از همین الگو پیروی کردهاند.
.
◾ستگادین ۴ بهمن ۱۳۹۹
شاید کاملاً بِکر(Original) نباشد.
شاید نتواند نفَسها را در سینه حبس کند.
شاید فوراً محبوب نشود.
ولی قطعاً ارزش پیگیری با مداومت و پشتکار، حتی به اندازهی سالیان سال را دارد.
البته اگر ایدهی شما برایتان اهمیت دارد و بلندنظرانه، کمککننده و باارزش است.
همهی ایدههای بزرگی که تغییر آفریدهاند، از همین الگو پیروی کردهاند.
.
Seth's Blog
Your big idea
It’s probably not completely original. It’s probably not breathtaking in scope. It’s probably not immediately popular. But… it’s definitely worth pursuing, consistentl…
Forwarded from یک ناشر .خلق کتاب موفق
💢به مناسبت نمایشگاه مجازی کتاب💢
به همه کسانی که کتاب «روزنوشتهای ست گادین»
را از سایت نمایشگاه خرید کنند
کتاب صوتی«توصیههایی برای موفقیت در کسب و کار» به ارزش صد و نورده هزار تومان رایگان تقدیم میشود
خود کتاب هم شامل بیست درصد تخفیف نمایشگاه و ارسال رایگان است
شما فقط ۳۶ هزار تومان پرداخت میکنید
و کتاب روزنوشتهای ست گادین را رایگان درب منزل دریافت میکنید
لینک دانلود کتاب صوتی هم به موبایل شما پیامک میشود
یعنی پرداخت ۳۶ هزار تومان و دریافت ۱۶۴ هزار تومان محصول آموزشی درجه یک
قسمتی از این کتاب صوتی در پست بعد هست
برای خرید از لینک زیر اقدام کنید
https://zaya.io/sn878
یا در سایت نمایشگاه در قسمت نام کتاب جستجو کنید «ست گادین » و کتاب را سفارش دهید
به همه کسانی که کتاب «روزنوشتهای ست گادین»
را از سایت نمایشگاه خرید کنند
کتاب صوتی«توصیههایی برای موفقیت در کسب و کار» به ارزش صد و نورده هزار تومان رایگان تقدیم میشود
خود کتاب هم شامل بیست درصد تخفیف نمایشگاه و ارسال رایگان است
شما فقط ۳۶ هزار تومان پرداخت میکنید
و کتاب روزنوشتهای ست گادین را رایگان درب منزل دریافت میکنید
لینک دانلود کتاب صوتی هم به موبایل شما پیامک میشود
یعنی پرداخت ۳۶ هزار تومان و دریافت ۱۶۴ هزار تومان محصول آموزشی درجه یک
قسمتی از این کتاب صوتی در پست بعد هست
برای خرید از لینک زیر اقدام کنید
https://zaya.io/sn878
یا در سایت نمایشگاه در قسمت نام کتاب جستجو کنید «ست گادین » و کتاب را سفارش دهید
book.icfi.ir
نمایشگاه مجازی کتاب - روزنوشتهای ست گادین: نگرشی نو به بازاریابی و مدیریت در قرن 21
از سال ۱۳۹۷ شروع به ترجمهی روزانهی وبلاگ «ستگادین» کردهام. «ستگادین» درحال حاضر یکی از مطرحترین نویسندگان جهان است و اغلب کتابهای او جزو پرفروشترین کتابهای بازاریابی و موفقیت در دنیا هستند.
چندین سال است که «ستگادین»، هر روز وبلاگنویسی میکند. بعلاوه، دیدگاه متفاوت «ستگادین» در ورکشاپها، پادکستها و مصاحبههای او با سرعت حیرتانگیزی در جهان ترجمه و پخش میشوند.
کتاب «روزنوشتهای ستگادین»، مجموعهای از بهترین پُستهای وبلاگ «ستگادین» است که به همت «منصور سجاد»، مدیر «انتشارات کلید آموزش» در سال ۱۳۹۹ به چاپ رسید. این کتاب در نمایشگاه کتاب امسال که بخاطر کرونا، بصورت مجازی درحال برگزاری است، با شرایط استثنایی در وبسایت رسمی نمایشگاه به بفروش میرسد. فرصتی عالی برای ارتقاء مدل ذهنیمان و آمادهشدن برای ورودی پرقدرت به دوران پساکرونا.
بمناسبت نمایشگاه مجازی کتاب، علاوه بر بیست درصد تخفیف برای کتاب «روزنوشتهای ستگادین»، یک کتاب صوتی رایگان، که نمونهاش را در بالای همین پُست میشنوید، با ارسال رایگان، درب منزل به شما تقدیم میشود.
قیمت روی جلد کتاب « روزنوشتهای ستگادین» چهلوپنج هزار تومان و قیمت روی جلد کتاب صوتی با نام «توصیههایی برای موفقیت در کسبوکار»، یکصدونوزده هزار تومان است. ولی شما با خرید کتاب «روزنوشتهای ستگادین» از سایت book.icfi.ir ، میتوانید این دو کتاب را یکجا و فقط با پرداخت آنلاین سیوشش هزار تومان، درب منزل تحویل بگیرید.
شانس وجود دارد ولی برای کسانی که به شانس معتقد نباشند.
◾مصطفی منبری ۵ بهمن ۱۳۹۹
چندین سال است که «ستگادین»، هر روز وبلاگنویسی میکند. بعلاوه، دیدگاه متفاوت «ستگادین» در ورکشاپها، پادکستها و مصاحبههای او با سرعت حیرتانگیزی در جهان ترجمه و پخش میشوند.
کتاب «روزنوشتهای ستگادین»، مجموعهای از بهترین پُستهای وبلاگ «ستگادین» است که به همت «منصور سجاد»، مدیر «انتشارات کلید آموزش» در سال ۱۳۹۹ به چاپ رسید. این کتاب در نمایشگاه کتاب امسال که بخاطر کرونا، بصورت مجازی درحال برگزاری است، با شرایط استثنایی در وبسایت رسمی نمایشگاه به بفروش میرسد. فرصتی عالی برای ارتقاء مدل ذهنیمان و آمادهشدن برای ورودی پرقدرت به دوران پساکرونا.
بمناسبت نمایشگاه مجازی کتاب، علاوه بر بیست درصد تخفیف برای کتاب «روزنوشتهای ستگادین»، یک کتاب صوتی رایگان، که نمونهاش را در بالای همین پُست میشنوید، با ارسال رایگان، درب منزل به شما تقدیم میشود.
قیمت روی جلد کتاب « روزنوشتهای ستگادین» چهلوپنج هزار تومان و قیمت روی جلد کتاب صوتی با نام «توصیههایی برای موفقیت در کسبوکار»، یکصدونوزده هزار تومان است. ولی شما با خرید کتاب «روزنوشتهای ستگادین» از سایت book.icfi.ir ، میتوانید این دو کتاب را یکجا و فقط با پرداخت آنلاین سیوشش هزار تومان، درب منزل تحویل بگیرید.
شانس وجود دارد ولی برای کسانی که به شانس معتقد نباشند.
◾مصطفی منبری ۵ بهمن ۱۳۹۹
◾رهبران معروف ارکستر
◾ستگادین ۶ بهمن ۱۳۹۹
یک استعارهی مفید:
رهبران ارکستر، در طی یکی دو ساعتی که در صحنه هستند، مرتباً مورد قضاوت قرار میگیرند. آنها لباسهای گرانی پوشیده، ژستهای دراماتیکی به خود میگیرند و تحسین حضار را دریافت میکنند.
آنها برای چرخاندن یک تکهچوب در دستشان، حقوق زیادی دریافت میکنند. در حالیکه تنها کسانی هستند که هیچ صدایی در صحنه تولید نمیکنند!
ولی موارد فوق از آنها یک رهبر فوقالعادهی ارکستر نساخته است.
چیزهایی دیگری وجود دارد که ما نمیبینیم:
- رهبران ارکستر، لیستی دارند از کارهایی که باید انجام دهند.
- آنها مطالعه کرده و فهمیدهاند که چطور به اینجا رسیدهاند.
- آنها تلاش میکنند تا فرهنگِ سیستمسازی(organization) را تثبیت کنند.
- آنها سختکوشی را برجسته میسازند. آنها روحیهی جمعی را تقویت کرده، هرگونه تردیدی را به سیستم، کمرنگ میکنند.
- آنها میدانند که چه موقع و روی چه صداهایی تمرکز کنند. قدرتشان کمتر از آنست که به نظر میرسد ولی از موقعیتشان، برای رهبری بهره میجویند، نه برای مدیریت.
- آنها برای تمرین حاضر میشوند و طبق برنامه پیش میروند.
- آنها [برای ساختن سیستم]، پول جمع میکنند.
- آنها خیلی از «من»ها را به یک «ما» تبدیل میکنند.
- آنها یک نقطهنظر را توسعه میدهند و آن را نسبت به نیاز شنوندگان، مخاطبان دائمی و موسیقیدانها تنظیم و تعدیل میکنند.
- این کارها را برای دههها و به طور مداوم انجام میدهند.
این نوع از لیدربودن، در حوزهی خصوصیِ خود فرد رخ میدهد ولی ما به یکباره، محصولش را در صحنه مشاهده میکنیم.
.
◾ستگادین ۶ بهمن ۱۳۹۹
یک استعارهی مفید:
رهبران ارکستر، در طی یکی دو ساعتی که در صحنه هستند، مرتباً مورد قضاوت قرار میگیرند. آنها لباسهای گرانی پوشیده، ژستهای دراماتیکی به خود میگیرند و تحسین حضار را دریافت میکنند.
آنها برای چرخاندن یک تکهچوب در دستشان، حقوق زیادی دریافت میکنند. در حالیکه تنها کسانی هستند که هیچ صدایی در صحنه تولید نمیکنند!
ولی موارد فوق از آنها یک رهبر فوقالعادهی ارکستر نساخته است.
چیزهایی دیگری وجود دارد که ما نمیبینیم:
- رهبران ارکستر، لیستی دارند از کارهایی که باید انجام دهند.
- آنها مطالعه کرده و فهمیدهاند که چطور به اینجا رسیدهاند.
- آنها تلاش میکنند تا فرهنگِ سیستمسازی(organization) را تثبیت کنند.
- آنها سختکوشی را برجسته میسازند. آنها روحیهی جمعی را تقویت کرده، هرگونه تردیدی را به سیستم، کمرنگ میکنند.
- آنها میدانند که چه موقع و روی چه صداهایی تمرکز کنند. قدرتشان کمتر از آنست که به نظر میرسد ولی از موقعیتشان، برای رهبری بهره میجویند، نه برای مدیریت.
- آنها برای تمرین حاضر میشوند و طبق برنامه پیش میروند.
- آنها [برای ساختن سیستم]، پول جمع میکنند.
- آنها خیلی از «من»ها را به یک «ما» تبدیل میکنند.
- آنها یک نقطهنظر را توسعه میدهند و آن را نسبت به نیاز شنوندگان، مخاطبان دائمی و موسیقیدانها تنظیم و تعدیل میکنند.
- این کارها را برای دههها و به طور مداوم انجام میدهند.
این نوع از لیدربودن، در حوزهی خصوصیِ خود فرد رخ میدهد ولی ما به یکباره، محصولش را در صحنه مشاهده میکنیم.
.
Seth's Blog
Famous conductors
Here’s a useful metaphor: Famous conductors are often judged for an hour or two on stage. They wear expensive clothes, make dramatic gestures and receive ovations. They also get paid a lot to…
◾درخواست لطف دوم
◾ستگادین ۸ بهمن ۱۳۹۹
لطف اول، وقتیست که از یک دوست یا همکار میخواهید کاری را برایتان انجام دهد.
لطف دوم، زمانیست که از آنها میخواهید که آن کار را دقیقاً به نحوی که شما انجام میدهید انجام دهند.
این دو ربطی به همدیگر ندارند. و درخواست لطف دوم، تلاش یا هزینهی بیشتری را میطلبد.
.
◾ستگادین ۸ بهمن ۱۳۹۹
لطف اول، وقتیست که از یک دوست یا همکار میخواهید کاری را برایتان انجام دهد.
لطف دوم، زمانیست که از آنها میخواهید که آن کار را دقیقاً به نحوی که شما انجام میدهید انجام دهند.
این دو ربطی به همدیگر ندارند. و درخواست لطف دوم، تلاش یا هزینهی بیشتری را میطلبد.
.
Seth's Blog
Asking for the second favor
The first favor is when you ask a friend or colleague to do something for you. The second favor is when you ask them to do it precisely the way you would do it. They’re not related. And the s…