طعم ست‌گادین
774 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
اما چرا این‌قدر طول می کشد ؟


ست گادین ۲۰۱۸/۶/۲۵
.....................

یک کتاب اوریجینال ، می‌توانست سه سال وقت ببرد تا نوشته شود . دوباره تایپ کردن نسخه ی خطی هم یکی دو روز طول می کشید .

کار مدرن زمان بر نیست ، چون تایپ وقت زیادی می گیرد .

محدودیت های فیزیکی ، همیشه هم عامل تعیین کننده نیستند . محدودیت در سرعت فیزیکی جلوی ما را نگرفته است .

بلکه این ها ما را متوقف کرده اند :

«هماهنگ کردن» تعداد زیادی از افراد ، منجر به سست شدن و رها کردن کار می‌شود .

« متقاعد کردن دیگران » برای همسو شدن با ایده هایمان ، نیازمند شفاف سازی، پشتکار و زمان است .

«راه یابی» ایده ی ما به جرگه ی پاسخ های صحیح به یک مساله ، همیشه مسیر واضحی نیست و خون دل خوردن می خواهد .

اولین تلاش ما بندرت جواب می دهد و این پروسه ی آزمون خطا ، زمان می برد تا سازمان پیدا کند .

«متقاعد کردن خودمان» برای حرکت رو به جلو حتی می‌تواند زمان بیشتری را طلب کند .

یک گروه هماهنگ و متعهد با یک طرح ادامه دار آزمون کردن و ارتقا یافتن ، می تواند دوره هایی برای یک گروه ناهماهنگ بیقرار و ترسو ترتیب دهد .


ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۴/۴
....................
لینک : http://yon.ir/WO45o
....................
اگر نیاز به ضرب‌الاجل دارید تا به بهترین نحو کارتان را انجام دهید ...


ست گادین ۲۰۱۸/۶/۲۶
......................

... چند ضرب‌الاجل برای خودتان جور کنید .

این کار خجالت ندارد و در واقع یک پیروزی درخشان است .

یک مدل پاداش یا تنبیه توسط شخص ثالث تنظیم کنید .

مقداری پول تعیین کنید که وقتی از انجام ندادن کاری خجالت زده شدید ، آن پول را از دست بدهید .

دریافت تبریکات عمومی هم یک روش است .

هر روشی که بکار گیرید ، نکته اش همان است : شما از کودکی تربیت شده اید که به ضرب‌العجل نهایی پاسخ دهید .

برای بیشتر مردم ، این تنها راه برای رسیدن به احساس «معجزه ی به پایان رساندن کار» است .

اگر به آخرین دقیقه نیاز دارید تا بهترینِ خودتان باشید ، آخرین دقایق را برای خودتان جعل کنید .




ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۴/۵
.......................
لینک : http://yon.ir/oqgbz
.....................
جماعت میانبُر


ست گادین ۲۰۱۸/۶/۲۷
...........................................

در واقع یک بازار وجود ندارد بلکه چندین بازار وجود دارد .

و بازارها خودشان چند تکه اند .

مردمانی وجود دارند که از خریدن شراب گران‌قیمت لذت می بردند . کسانی هم هستند که پول شان را پس انداز می‌کنند تا عروسی باشکوه تری بگیرند . مردمانی حاضرند برای داشتن یک مربی شخصی پول خرج کنند ...

و در میان این تکه بازار ها ، مشتریانی محتاط ، مشتریانی سنتی و مشتریانی که بدنبال آخرین مُد روز هستند هم وجود دارند . مشتریانی که استادان چانه زنی هستند ، افاده ای های لوکس و مردمی که به سبک مجله ی Consumer Reports همه کالا ها را سبک سنگین می کنند . ( CR مجله ی آمریکایی است که توسط یک سازمان تحقیقاتی غیرانتفاعی منتشر می‌شود و در آن ، نتایج اولیه ی مصرف کالا ها و مقایسه ی کالا ها و خدمات توسط خود مشتریان در خانه و متخصصان سازمان به اطلاع مشتریان می رسد . م )

حقیقتی که اغلب از چشم ها پنهان می ماند این است که در بیشتر بازار ها ، مخصوصا وقتی پای امور مالی شخصی در میان باشد ، یا کسب و کار های کوچک و روابط عاطفی ، مردم به یافتن میانبُرها وسواس پیدا می کنند . ( زودتر می خواهند سود کنند . م )

چیزی که آنها می خواهند ، زیادی خوب است و چیزی که زیادی خوب است ، نمی تواند واقعیت داشته باشد .

آنها وعده های بزرگی که بطور معجزه آسایی نتایج سریع به بار آورد را می پذیرند .

آنها یک صفحه ی کوچک و یک پیشنهاد عالی و یک فروش سخت می خواهند .

آنها به این پیام ها پاسخ می دهند چون علامتی از پیشنهاد یک میانبُر است .

مادربزرگ من که در عمرش حتی یک روز هم ورزش نکرده است ، یک دستگاه ورزشی را از تبلیغات یک برنامه تلویزیونی آخر شب خرید . وقتی تب و تاب قضیه فروکش کرد ، گفت که او فکر می‌کرد قرار است دستگاه بجای او ورزش کند و این ناامید کننده بود که آن دستگاه ۹۹ دلاری ، به طرز معجزه آسایی اورا به تناسب اندام نرسانید .

قربانیان جراحی پلاستیک را تصور کنید که بعد از هزینه کردن برای این کار ، فقط به این کشف نائل می شوند که جراحی نمی‌تواند زندگی اجتماعی آنها را متحول کند .

مردمان سختکوشی که به پول های کلانی چنگ می‌زنند تا از طریق کسب پولهای اینترنتی ICO و بر اساس تکنولوژی که آنرا اصلا نمی فهمند ، ثروتمند شوند .

دلایل پیچیده ای برای این گونه فعالیت ها وجود دارد . شاید وعده و وعید ها و شرایط تحت فشار باعث تولید هورمون آرام بخش اندورفین در آنها می شود .

دلیلی عمیق تر می‌تواند این باشد که این تکه از بازار ( که دنبال راه های میانبُر است . م ) خودش می داند که چیزهایی که زیادی خوبند واقعیت ندارند و تمایلی هم به تغییر این دیدگاه ندارد . آنها به گونه ای ساده انگارانه می‌خواهند به خودشان بگویند که ما تلاش مان را کردیم ( و نشد ) . می خواهند بگویند این ما نیستیم که شکست خورده ایم بلکه کسی که شکست خورده سازمان هایی است که ما پول مان را به ایشان سپرده ایم .

اگر زمانی به یکی از این تکه بازار هایی که راه میانبُر پیشنهاد می دهند ، برخوردید ، حق انتخاب با شماست که به آنها خدمت کنید یا آنها را نادیده بگیرید . شما می‌توانید میان شان باشید یا از خرید کردن از ایشان خودداری کنید .این شما هستید که باید تصمیم بگیرید .



ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۴/۶
.........................
لینک : http://yon.ir/uQ2Zf
.......................
طبقه بندی بد ( و گونه های مفید آن )

ست گادین ۲۰۱۸/۶/۲۸
..........................

ما همیشه در حال طبقه بندی مردم هستیم . جامعه ، طبقه‌بندی های دم دستی و بی فایده را ترجیح می دهد . مثلا طبقه بندی هایی بر اساس : رنگ پوست ، جنسیت ، وضعیت ناتوانی ، ملیت ، زمینه ی مذهبی . قد .

در عین حال که این طبقه بندی ها آسان و حاصل رسوم دیرین و عادات طولانی مدت هستند ولی بی فایده اند .

جایگزین ها ؟ طبقه‌بندی مردم براساس : مهربانی ، تخصص و تجربه ، دیدگاه و طرز برخورد ، مهارت ، عاطفه ، هوش ، صداقت ، پشتکار همراه با سخاوتمندی ، آمادگی برای ریسک کردن ، وفاداری ، تخیل و تجسم ، عمق توجه و تمرکز ، اهمیت دادن ، خود آگاهی...

نادیده گرفتن ارادی آن طبقه بندی های بد ، مثل یک نبرد روزانه یا بالا رفتن از کوه ، طاقت فرسا است چون مثل بچه ها در برابرش سرسختی نشان می دهیم .


شاید ( تلاش برای فراموش کردن آن طبقه بندی های بد قدیمی و جایگزین کردن شان با طبقه بندی های مفید تر . م ) مهمترین کاری باشد که امروز و هر روز باید انجام دهیم . کسانی که ما به آنها اهمیت می دهیم سزاوار طبقه بندی های مفید تری هستند ...



ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۴/۷
...........................
لینک : http://yon.ir/0iJHr
..........................
پادشاه مورچه ها کجاست ؟


ست گادین ۲۰۱۸/۶/۲۹
.....................

مورچه ها یکی دوتا نیستند . آنها بصورت لوکال سازمان می یابند . آنها یک فرهنگ را توسعه می دهند و همان فرهنگ ، انعطاف پذیری را به ایشان می بخشد که یکی از چندین نوع موجود فراوان جهان شوند .

بنظر می رسد که قوی‌ترین نیروی در دسترس برای ما فرهنگ است . فرهنگ از تک تک ما سرچشمه می گیرد . از روابط بین فردی مان . فرهنگ را رؤسای جمهور ، روحانیون یا پادشاهان نمی سازند .

هالیوود صاحب یک فرهنگ است نه یک پادشاه . سیلیکون ولی همچنین . فرهنگ تان را با آرامش و بتدریج عوض کنید تا بتوانید همه چیز را تغییر دهید .

جزییات فرهنگ مورچه ها : http://yon.ir/S6yaT


ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۴/۸
...........................
لینک : http://yon.ir/JDIch
.................
بدنبال اعتبار


ست گادین ۲۰۱۸/۶/۳۰
..........................

بدنبال اعتبار یا شاید بهبود اوضاع هستید .

نمی‌توانید هر دو را همزمان انجام دهید .

اگر چیزی کامل است ، شما نمی‌توانید بهترش کنید . اگر نتوانید چیزی را بهتر کنید حتی به انجام موفق آن نزدیک هم نشده اید .


ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۴/۱۰
........................

Looking for validation

or perhaps, you're looking to improve.

You can't do both at the same time.

If it's perfect, you can't make it better. But if you don't make it better, you're getting no closer to what you set out to accomplish.
چیزی در باره ی سوخت موشک

ست گادین ۲۰۱۸/۷/۱
......................

ماندگاری رنگ داخل قوطی ،تقریبا همیشه بیشتر از ذرات اسپری است .

کارکردن و مدیریت سوخت موشک نیز کار سختی است چون فرّار است و ماندگاری ندارد .

برای تفکر در مورد وضعیت تان ، بکار بردن استعاره یک راه مفید است .

احتمالا شما نیازی به زمان بیشتر یا برقراری روابط زیادتر ندارید . ممکن است احتیاجی برای رفتن به شهری جدید و یافتن دوستان تازه و یا حتی امتحان یک فرصت شانس را نداشته باشید .

احتمالا همه ی چیزی که لازم دارید ، استفاده ی هوشمندانه تر از سوخت تان است .

(یک استثنای واضح برای این قانون وجود دارد : فرد کمیابی که خودش یک سوخت کامل است . فردی بدون هیچ درونمایه ی مفید و یا هیچ استراتژی بلندمدت که موفقیت های کوتاه مدت اش ناشی از حرکت رو به جلوی بیش از حد است . اگر با چنین فردی کار می کنید به اوکمک کنید راه اش را پیدا کند . بهرحال چنین افرادی قصد توقف ندارند ولی شاید شما بتوانید کمک کنید تا در مسیر درست حرکت کنند .)




ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۴/۱۱
...............
لینک : http://yon.ir/wmhO4
...............
کارهای قابل انجام دادن


ست گادین ۲۰۱۸/۷/۲
..........................

وقتی کلاس پنجم بودیم ، حق انتخاب بسیار محدودی داشتیم ، البته حالا به آن اندازه نیست .

در دنیایی بدون آزمون ها و کمترین مرزبندی ها ( مثلا بزرگسالانی شبیه شما که این مطلب را می خوانید در چنین دنیایی زندگی می کنید ) ما صاحب آزادی هایی بسیار فراتر از درک و فهم مان هستیم .

و هنوز با آسودگی خیال بی هدف به جلو رانده می‌شویم .

آسوده و آسان .

آسوده ، آسان و بدون ترس از شکست .

ما از کودکی برای پذیرش آموزش داده شده بودیم . ما به متضاد «پذیرش» ، «شکست» می گفتیم . صاحبان قدرت ، برای تقویت پذیرش ، نه تنها « ترس از شکست » را آرام آرام به ما تزریق کرده اند بلکه بدتر از آن ، ترس از ترس را در وجودمان ریخته اند .

حتی وقتی هیچ عامل بیرونی برای سقوط وجود ندارد ، حرکت برای ما سخت است زیرا ما از « ترس از شکست » می ترسیم . همان احساس بی عرضگی و عذاب است که ما را به سمت عافیت طلبی و پذیرش هل می دهد .

«ویکی پدیا» حاصل میلیاردها ویرایش است .هر ویرایش کاملا جزیی و بی اهمیت است ، و موضوعاتی که بیشترین ویرایش را دارند اغلب موضوعات بی اهمیتی هستند .مثل ویرایشی برای شخصیت« دان دراپر » ( سریال مردان دیوانه ) که بالغ بر پنج هزار کلمه است . نوشتن بی دریغ درباره ی یک شخصیت خیالی ، آسان ، بی دردسر و سرگرم کننده است درحالیکه ما از حرف زدن درباره ی چیزهای واقعی پرهیز می کنیم .

همزمان «ویکی تریبون» ، وبسایتی با تمرکز خبری که روی همان اصول بنا شده است ، فعالیت خیلی کمی دارد . دلیل اش این است که «ویکی تریبون» تلاشی برای حل یک مشکل بیخود مثل اضافه کردن پاراگرافی درباره ی عشقبازی های «دان دراپر» نمی کند . ولی در مورد حل یک مشکل جدی تلاش می‌کند . «ویکی تریبون» نیازی به مردم برای اصلاح اشتباهات ندارد . آنها از مردم دعوت می کنند که برای مشارکت در چالش ها فعالیت کنند . این یک مشکل قابل انجام دادن ( که از قبل راه حل اش مشخص باشد . م ) نیست بلکه جلب مشارکت مردم برای حس کردن موقعیت شکست است ، مثل قلم مویی که اشتباه کشیده میشود و شکست میخورد .

ما چنین چیزی را در مورد کتاب ها هم می‌بینیم . کتاب های کوتاه ، آسانتر از کتاب های طولانی فروش می روند ، حتی وقتی قیمت همان باشد .
یا در مورد آموزش آنلاین ، یک دوره ی کوتاه خوشنویسی ، خیلی بهتر از یک دوره ی شش ماهه ی آموزش عمیق فلسفه می فروشد .

ما اساسا بین چیزهایی که ترس را به یادمان می آورند و چیز هایی که صرفا ریسکی هستند فرق می گذاریم .

در جهان بزرگسالان ما ، ارزشمند ترین فعالیت ها ، کارهایی ناراحت کننده ، آکنده از «ترس از شکست» و بطور واضح ، مشکلاتی غیرقابل حل هستند .

اگر کسی نباشد که به ما بگوید چه باید بکنیم ، اگر از قبل ، انجام شدن کاری تست نشده باشد که به ما اثبات کند ما هم می‌توانیم آن کار را به انجام برساندیم ، ما براحتی در دام سهل گیری کارها ، ساده بودن ، عافیت طلبی و اقدام به کارهای قابل انجام دادن خواهیم لغزید .


ولی چه می‌شد اگر ما متعهد می‌شدیم که به روش دیگری عمل کنیم ؟ راهی پیدا می کردیم تا زمان مان را به چیزهایی اختصاص دهیم که ممکن است در نهایت جواب ندهند ؟


لینک ویکی تریبون : http://yon.ir/In7eU


مصطفی منبری ۹۷/۴/۱۲
............................
لینک : http://yon.ir/UZy6F
............................
خطرات چیزهایی که دور می ریزیم

ست گادین ۲۰۱۸/۷/۳
.............................

اگر یک کاسه ی بزرگ پسته داشته باشید ، ارزشش را دارد که پوسته ها را بعد از خوردن ، دوباره داخل همان کاسه نریزید . چون هر چه که بیشتر این کار را تکرار کنید ، پیدا کردن پسته های قابل خوردن را از کاسه سخت تر می کنید .

بهتر است پوسته های دور ریختنی را در جایی دیگر تلنبار کنید که معنی آن اینست که شانس تان را برای برداشتن پسته های خوردنی از کاسه ی بزرگ به صد در صد رسانده اید .

برعکس ، اگر شما و تیم تان این عادت را دارید که برخی ایده ها را با عنوان « ایده هایی که به هیچ وجه جواب نخواهند داد » درون یک توده ی دایمی از دور ریختنی ها می‌ریزید ، قطعا دارید فرصت های فوق العاده ای را از دست می دهید .

فرق است بین « ایده ای که یکبار و تحت فلان شرایط خاص جواب نداد » با این جمله : « ایده ای که هرگز جواب نخواهد داد » .

افسوس که ما با آدم ها نیز همین کار را می کنیم . خطاهایی در هر دو مسیر . ( چه در مورد کسی که در کاری یک‌بار جواب ندهد ، چه اینکه پیش بینی کنیم کار کردن با کسی هرگز جواب نخواهد داد . م )

مراقب باشید که دارید چه چیزهایی را دور می ریزید .



ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۴/۱۲
.........................
ایده ای که دور ریختنی نیست : http://yon.ir/1JWrY
...................
لینک اصلی :http://yon.ir/wBLLi
روز مسوولیت پذیری

ست گادین ۲۰۱۸/۷/۴
......................

این روز ( ۴ جولای ، روز استقلال آمریکا ) به اشتباه روز استقلال نامیده شد .

چیزی که واقعا اهمیت دارد ، اینست که با این روز می خواهید چه بکنید .

اگر قدرت قانونگذاری داشته باشید ، نسبت به این قوانین مسوولیت دارید .

اگر آزادی انتخاب داشته باشید ،نسبت به انتخاب تان مسوولیت دارید .

و اگر توانایی تغییر فرهنگ را داشته باشید ، فرهنگ ارتباط با دیگران ،فرهنگ ابراز مخالفت ، بله ، باز هم در قبال کار تان مسوولیت دارید .

هیچ کاری نکردن یک انتخاب است . چیزی که نگفتید ، پروژه ای که راه‌اندازی نکردید ، دستی که نگرفتید ...

ولی ما هر کاری می‌کنیم ، اگر برای انجامش استقلال داریم ( یا نداریم ) ، پس نسبت به انجام آن هم مسوولیت داریم ( و باید پاسخگو باشیم .م ) .


ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۴/۱۴
.....................
لینک مرتبط : http://yon.ir/a7nkf
....................
لینک متن اصلی : http://yon.ir/KiPxX
......................
پرتاب کردن و گرفتن

ست گادین ۲۰۱۸/۷/۵
.....................

هفت سال پیش ، رازی را درباره ی شعبده بازی با توپ ( چرخاندن سه یا چهار توپ با دو دست بصورت چرخشی یا ضربدری که در سیرک انجام می دهند ) با شما در میان گذاشتم :

«پرتاب کردن » خیلی مهمتر از « گرفتن » است .

اگر شما در «بالا انداختن و پرتاب » توپ خوب باشید ، «گرفتن» خودبخود و بخوبی انجام خواهد گرفت .

پاسخ سریع در قیاس با اجتناب سریع .

اینکه خوب «پرتاب کردن» مهمتر از خوب «گرفتن» است ، یک واقعیت همیشگی بوده و فقط درباره ی شعبده بازی و سیرک نیست . حتی به سختی میتوان آنرا به شعبده بازی ربط داد .

ما بیشتر وقت مان را در حس و حال «گرفتن » صرف می کنیم .( یعنی اتفاقات متنوع در بیرون رخ میدهد و بعد ، ما واکنش نشان می دهیم . م) مثلا در تعامل با درآمدمان . در فرونشاندن آتش ها . در رفتن به جلساتی که توسط دیگران ترتیب داده می‌شوند . در واکنش نشان دادن به بلند ترین فریاد ها .

ولی اگر ما همین یک درس را از شعبده باز ها بیاموزیم متوجه می‌شویم که سخت ترین قسمت کار ، « گرفتن » توپ نیست ، « پرتاب کردن » توپ است ‌ .


یاد بگیرید که خوب «پرتاب کنید » . اگر شروع کننده باشید و با احتیاط وارد عمل شوید ، زمان خیلی کمتری نیاز پیدا خواهید کرد تا نگران نحوه ی «گرفتن » باشید .


ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۴/۱۴
..................
لینک : http://yon.ir/NjAQ4
............
کوه یخ بعنوان یک توهین


ست گادین : ۲۰۱۸/۷/۶
......................................

ما اغلب درباره اینکه یخچال های طبیعی چقدر آهسته هستند حرف می‌زنیم .

ولی نکته در سرعت شان نیست .

آبدرّه ی نزدیک محل زندگی من ( آبدرّه شاخه ی باریک و عمیقی از دریاست که در خشکی پیش رفته و دیواره های پرشیب و تند آن ناشی از زیرآب رفتن کوه ها و فرسایش یخچال های طبیعی می باشد . م) با صخره های فوق‌العاده بزرگ محاصره شده که یخچال ها بوجود آورده اند .

آبدرّه بخاطر کند بودن یخچال ها ایجاد نمی‌شود بلکه بخاطر بزرگی ، جهت دار بودن و تلاطم بی‌وقفه ی آنها بوجود می آید .

شرکت های به اصطلاح کوه یخ ، ترکیب نادری از این سه عامل فوق هستند .

آنها در مسیر خویش ثابت قدم هستند .

آنها برای بوجود آمدن نیاز به صبر و حوصله دارند ولی نتایج این صبر را در طولانی مدت خواهند دید .

اگر کسی شما را بنام «کوه یخ» خطاب کرد ، دارد از شما تعریف می‌کند .



ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۴/۱۸
..................
این مطلب مرتبط را هم از شاهین کلانتری بخوانید : http://yon.ir/giRBv
...................
لینک اصلی : http://yon.ir/aSa1U
..................
واقعیت ها همیشه استوار و بدون تناقض اند


ست گادین ۲۰۱۸/۷/۷
..............................

اگر بگویید نیرو = جرم × شتاب ( قانون دوم نیوتن ) ، اهمیتی ندارد چه کسی این نیرو را اندازه گیری می کند یا اینکه آیا امروز سه شنبه است یا نه .

چون این عوامل بخشی از قوانین شما نیستند ، پس در جواب معادله هم تغییری ایجاد نمی کنند .

در جامعه ی ما ، بخش اعظمی از اظهار نظرهای مطلق درباره ی واقعیت ، در واقع نظرات لحظه ای هستند و خوشبختانه : بستگی دارند به این که چه کسی آنرا به زبان می آورد .

البته وقتی دیگران نظرات آنی درباره ی هرچیزی می‌دهند کار اشتباهی می‌کنند ولی درمورد خودمان این نظر را نداریم و براحتی نظر می‌دهیم . پس دیدگاه ما بمعنی اصول اساسی نیست و فقط یک نظر گذراست .

می توان نتیجه گرفت ، سازمان ها و سیستم هایی که قابل اعتماد تر ، کارآمدتر و حرفه ای ترند ، آنهایی هستند که نه برپایه نظرات لحظه ای بلکه بر اساس اصول واقعی بنا نهاده می‌شوند .


ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۴/۱۸
..........................
لینک : http://yon.ir/PnB5p
.....................
پرده حمام های ارزان قیمت

ست گادین ۲۰۱۸/۷/۸
...............
حسابدار های مالی تازه کار ممکن است برای تجهیز هتل جدید تان به شما پیشنهاد کنند که از پرده حمام های ارزان قیمت استفاده کنید .

اگر در هر اتاق ۵۰ دلار صرفه جویی شود و شما ۲۰۰ اتاق در هتل داشته باشید ، سریعا به رقم قابل ملاحظه‌ای دست خواهید یافت .

از طرفی تجربه به شما نشان خواهد داد که پرده حمام های ارزان قیمت ، اجازه میدهند آب از داخل وان به بیرون درز کند و یک جریان آب کوچک در کف حمام برقرار شود ،هر روز و از این اتاق به آن اتاق . این جریان های آب به سرعت همه جا را دربر خواهند گرفت .

پرده حمام های ارزان قیمت ، اصلا هم ارزان نیستند .

بهره وردی خودش هزینه هایش را می پردازد .

به زبان استعاره می‌گویم که اگر روزی بدنبال پرده حمام های ارزان قیمت بودید ، همه جا پیدا می شوند .


ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۴/۱۸
.........................
لینک : http://yon.ir/sH9SK
.....................
اما آیا شما دارید کارتان را انجام می دهید؟


ست گادین ۲۰۱۸/۷/۹
...............................

نکته اینجاست : شاید کار شما آن چیزی که فکرش را می‌کنید نباشد .

امکان دارد یک پزشک فکر کند که کارش درمان بیماری هاست .

ولی در واقع ، این چیزی نیست که رخ میدهد و بیماران را نگه می دارد . درمان یک هدف است و هدفی مهم ، ولی کافی نیست .

وظایف فنی مهم اند ولی چیزهای بیشتری در حین انجام کار دخیل می شوند .

پزشکانی که در جلسات دانشگاهی مشارکت می کنند ، روی شخصیت خودشان کار می کنند ، از نظر عاطفی برای بیماران شان وقت می‌گذارند ، روی تجهیزات سرمایه گذاری می کنند و مطب شان را از نظر پزشکی آپدیت نگه می دارند ، همیشه عملکرد بهتری نسبت به پزشکانی دارند که این کارها را نمی کنند .

همین قضیه درباره ی کسانی که طراحی وب انجام می‌دهند و صرفا کار خودشان را تایپ کردن کد های خوب می‌دانند نیز صادق است . یا صاحبان رستورانی که صرفا روی غذا متمرکز هستند . این‌ها مهم اند ولی چیزهای مهمتری هم از آنچه در تعریف یک شغل آمده است وجود دارند .

انجام شغل تان همیشه بمعنی انجام صرف کار مربوط به آن شغل نیست .

مسایل نرم ، ممکن است مهمتر از چیزی باشد که فکرش را می کنید . انجام کار فقط بمنزله ی بلیطی است که شما می‌خرید تا امتیاز انجام قسمت های دیگر را بدست آورید .



ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۴/۱۸
..................
لینک : http://yon.ir/kqX9F
..................
۵۸ سال قبل

ست گادین ۲۰۱۸/۷/۱۰
..........................

جهان از نابودی هسته ای نجات یافته بود . نان سفید یک غذای سالم محسوب می شد . دیابت و چاقی نسبتا کمیاب بودند . روزنامه ها راهی برای شنیدن اخبار توسط اکثریت مردم بودند . ما به چیزهایی که خیلی سریع حرکت می‌کردند می اندیشیدیم ، چیزهایی که بطور وحشتناکی پرسرعت بودند .

زنان کمی بودند که در بیرون از خانه کار می کردند و Rev.King کشیش نسبتا گمنامی بود . کسی کامپیوتر نداشت . نرخ تیراژ کتاب که سالانه چاپ می شد ، خیلی کم بود و بسختی کفاف کتابفروشی های محلی را می کرد .

با اتفاقاتی که روزانه در جریان بود ، ماندن بیش از ۴۵ دقیقه در بیرون تقریبا غیر ممکن بود . ازدواج سیاهان و سفید پوستان در ویرجینیا خلاف قانون بود و ازدواج همجنس‌گرایان در هر جا ممنوع بود .

آپارتاید بطور عمده از آمریکا رخت بر بسته بود . UPS ( شرکت پست آمریکایی که علاوه بر محموله های پستی ، خدمات ترابری ، پشتیبانی و لجستیک را هم بر عهده دارد ) هرگز وارد خانه ی شما نمی شد . یک تماس تلفنی از راه دور کار محشری بحساب می آمد .

دستگاه تهویه هوا کمیاب بود ، بطری های یکبار مصرف آب هنوز اختراع نشده بودند ، هیچ میلیاردری وجود نداشت ، تلویزیون تنها سه یا چهار کانال داشت ، فیلم ها فقط آنهایی بودند که در سالن های تئاتر نمایش داده می‌شد .


اکثر بیماری های خطرناک قطعا شما را می کشتند . هوا و آب تمیز بودند ولی ما تمام وقت کار می کردیم تا آنها را کثیف کنیم . کنگره ی آمریکا ورژنی از یک مسابقه ی کُشتی حرفه ای نبود . شیر فقط یک فرمول داشت و آنهم شیر کامل بود .

شما امکان کار کردن در یک کمپانی برای یک مدت زمان طولانی را داشتید و نسبتا عده ی کمی بودند که به دانشگاه می رفتند .

و ۵۸ سال بعد از این ، با یک حساب سرانگشتی اغلب ما هنوز این حوالی می پلکیم . چه چیزی تغییر خواهد کرد ؟ روند شرایط آهسته تر می شود ؟ با ثبات تر خواهد شد ؟ آیا تغییرات بر پایه ی مهارتهایی خواهد بود که امروز داریم ؟


این چرخه ی بدون توقف از تغییر عادی بنظر نمی رسد .

امروز بعنوان یک روز خوب و جشن تولد شما و خیریه ی «ست گادین » است ، بخاطر یک کمک رسانی به کسانی که در شرایط بسیار سختی نسبت به ما زندگی می کنند . شرایط بغرنجی که حتی برای ما قابل تصور هم نیست .

از شما متشکرم .امروز هزاران نفر ( هزاران ! ) زنده اند . آنها زنده و سالم هستند فقط بخاطر شما خوانندگان وبلاگ ست گادین و خیّرین موسسه ی خیریه ست گادین .
.
.
عادی نیست ، ولی ما همیشه می توانیم کاری کنیم که شرایط بهتر از قبل شود .

لینک موسسه ی خیریه ی تامین آب سالم «ست گادین» : http://yon.ir/Hcxkt



مصطفی منبری ۹۷/۴/۲۱
.........................
لینک متن اصلی : http://yon.ir/p59M6
.........................
زیاد هزینه می کنید ولی بیشتر از آنچه هزینه می کنید بدست خواهید آورد


ست گادین ۲۰۱۸/۷/۱۱
...................

این همیشه یک موقعیت با ثبات در بازار بوده است .

برای مترجمان آزاد از هر سبکی ، بهترین اثر را باقی خواهد گذاشت .

قسمت سخت اش هزینه زیاد آن نیست بلکه تحویل آن فراتر از هزینه ای است که شخص برای آن کرده است .

یک فرق بزرگ اینجاست .

از یک طرف وعده و وعید های تمام نشدنی فروشندگان گذری و پر شور وجود دارد .

از طرف دیگر ، ارائه دهنده گان خدمات ، مترجمان ، ماموران دولتی و کارمندان سخت کوش در خط مقدم دفاعی قرار گرفته اند . چه کسی مشتری را برای کمترین ها میخواهد قبول کند نه برای بیشترین ها ؟

یک رویکرد ، ادامه ی کار برای برقرار نگه داشتن این تفاوت است یعنی ایجاد وابستگی بیشتر و سپس پوزش خواستن بخاطر ایجاد این وابستگی .

رویکرد دیگر ، که امیدوارم شما را هم در بر بگیرد ، هزینه کردن کافی برای ماندن سر وعده وعید هایی است که می‌دهیم .

تاپ بودن ، با اینکه به سادگی اعلام کنید من سخت تلاش خواهم کرد اتفاق نمی افتد . تاپ بودن برای این اتفاق می افتد که شما روی آموزش ، تجهیزات و مواد لازم سرمایه‌گذاری کنید تا بتوانید بر سر قولی که داده اید باقی بمانید .



مصطفی منبری ۹۷/۴/۲۱
...........
لینک : http://yon.ir/PoTzx
.........
بی شرمی و شرمگین بودن


ست گادین ۲۰۱۸/۷/۱۲
....................

انسان احساسات اساسی زیادی ندارد و یکی از آنها احساس شرم است .

شرم معمولا حاصل تلاقی اعمال و رفتار ما با فرهنگ مان است . جامعه از شرم برای اعمال هنجارها و استاندارد هایش بر روی افراد استفاده می کند . وقتی شما در جنگلی تنها هستید ، جایی برای شرم وجود ندارد .

بیشتر مواقع ، فروشندگان و بازاریاب ها ، سیاستمدران و دیگرانی که پول و قدرت دارند از شرم بعنوان چماق و ابزاری خشن برای اعمال کنترل استفاده می کنند . و این خشونت معمولا به سمت کسانی هدایت می شود که حداقل توانایی را برای پیشرفت دارند و با چنین حمله ای روبرو می‌شوند .

مطمئن نیستم که مایل باشیم در فرهنگی زندگی کنیم که رفتارهای شرم آور کاملا پذیرفته شده هستند و در آن ، افرادی جامعه ستیز و خودخواه کوتاه بین ، از اعتماد مان سواستفاده می کنند .

همزمان ، من به این می اندیشم که ما نیازمند شفافیت در درک تفاوت بین رفتار شرم آور و عمل شرمگین کردن یک فرد هستیم .

شرمگین کردن یک فرد یک میانبُر بی سر و صداست . وقتی به کسی می گوییم : شما به هیچ چیز نمی‌رسی . وقتی طوری رفتار می کنیم انگار می‌خواهیم فردی را قفل کنیم و کلید را دور بیاندازیم ، وقتی رفتار را با انسانیت خلط می کنیم ، در واقع داریم به آن فرد آسیب می رسانیم . ما رویاها را می کُشیم ، امکانات را حذف می کنیم و هر شانسی را برای برقراری ارتباط از بین می بریم .

راه جایگزین اینست که شفاف بودن برای فهم رفتاری را که مرزها را رد می کند بوضوح بشناسیم و بمحض اینکه در را برای ورود یک شهروند در همسایگی مان باز می کنیم ، اگر آن رفتار شرم آور را دیدیم ، درجا اصلاح کنیم . و به کسی تبدیل شویم که دوست داریم با ما هم همانگونه برخورد شود .

گفتن اینکه : چطور جرات می کنی ؟ راه خوبی است برای افرادی مثل ما . ابزاری است برای اعمال یک هنجار و کاربرد آن برای برخورد با یک رفتار ناپسند و رفتاری است که نیاز به توضیح دارد .

رسانه های در دسترس ، هر حرکتی را می توانند به جهان اعلام کنند ، و به دعوا های پر رقابت تبدیل اش کنند . یک راه بسیار بی شرمانه . اگر می خواهید در شبکه های اجتماعی یا سیاست برنده شوید ، نیازی به دلقک بازی در کلاس بیست نفره ی دبیرستان ندارید. شما دارید در میان صد میلیون نوجوان یا کاندید برای سقوط رقابت می کنید . با هر تلاشی آنرا تکثیر می کنید و می توانید ببینید که چرا تا این حد موقعیت بی شرمانه وجود دارد .

مسابقه برای تاپ شدن خیلی قابل پیش بینی است . زیرا مشکل مسابقه برای سقوط اینست که احتمال دارد شما در آن برنده شوید . یا در مرحله دوم بیایید که این به مراتب بدتر است .



مصطفی منبری ۹۷/۴/۲۲
............
لینک : http://yon.ir/9j9mi
.........
دفتر فاجعه


ست گادین ۲۰۱۸/۷/۱۳
............................

اگر فکر می کنید حرف زدن با خودتان ممکن است کمکی بکند ، ارزشش را دارد که این کار را انجام دهید .

هر زمان اطمینان یافتید که چیزی را نابود کرده اید ، یعنی کاملا با خاک یکسان شده است ، و شک ندارید که در آستانه ی محرومیت از موقعیت ، اخراج شدن یا تنزل درجه هستید و قرار است دوستان تان ، خانه و همچنین آینده تان را ازدست بدهید ، قضیه را در « دفتر فاجعه » ی خودتان بنویسید .

یک دفتر سفید ساده همیشه به کار تان می آید .

همه ی چیزی که لازم دارید نوشتن فقط چند جمله است :

@ کاری که انجام دادید خیلی وحشتناک بود .

@ عواقبی که از جهان انتظارش را دارید در حال حاضر پایان یافته است .

هربار که فاجعه ای رخ داد این کار را انجام دهید .

دو اتفاق خوب برای شما رخ خواهد داد :

۱. شما در طول زمان پی خواهید برد که پیش بینی های شما از آن عواقب عذاب آور ، رخ نمی‌دهند .

۲. بمحض اینکه شروع به نوشتن جزئیات می کنید ، چرخه ی بدتر و بدتر شدن جزئیات بمرور زمان کند و درنهایت متوقف خواهد شد .

یک ماه در انجام این کار مداومت بخرج دهید تا شکستن عادت در شما شروع شود .

فاجعه واقعیت ندارد . این فقط یک احساس ساده است .


مصطفی منبری ۹۷/۴/۲۲
..................
لینک : http://yon.ir/KuL1x
................
حالا « چشمه » بیشتر از همیشه اهمیت پیدا کرده است


ست گادین ۲۰۱۸/۷/۱۴

...............................

Elsa von Freytag -Loringhoven
که یک خانم اشراف زاده ی آلمانی و هنرمندی در سبک پانک بود ، یک کار هنری تاثیر گذار آفرید .

وقتی این کار هنری کاملا از سوی جامعه ی هنری پس زده شده بود ، دوستش آقای « مارسل دوشان » فرانسوی ( البته اگر بتوان نام دوست به او اطلاق کرد ) او را نجات داد . « مارسل دوشان » از آن کار هنری عکس گرفت و به یکباره جهان هنرهای بصری برای همیشه تغییر کرد .

سالهای سال «دوشان » بواسطه ی این کار هنری به اعتبار بالایی دست پیدا کرده بود . این کار بعنوان تاثیر گذار ترین اثر هنری قرن بیستم نام نهاده شده است . ولی اخیرا همان خانم اشراف زاده ی آلمانی این داستان را بی اعتبار کرد .

زمانیکه « چشمه » برای اولین بار جنبشی بوجود آورد ، یک تغییر مسیر در هنر ، از ساخته های دست انسان به سمت ساخته های ماشین پدیدار شد . دوران قبل از عکاسی و بعد از آن . میتوان گفت این سبک ، نقطه ی پایانی بود بر هنرهای زیبا .

من سالها درمورد « چشمه » سخنرانی کرده ام . مثالی عالی از ترکیب یک مکان عادی ( پیشابگاه یا همان کاسه توالت برای شاشیدن سرپایی مردان . م ) با شجاعت که باعث ایجاد اثری پر معنا شده است . پیام واضح است : اولین فرد برای نصب یک «کاسه توالت شاشیدن مردان» در موزه ، یک هنرمند بود . دومین فرد یک لوله کش بود .

«چشمه» حالا چیزی فراتر از آن را به نمایش گذاشته است. او با ما در باره ی قابلیت دسترسی ، اعتبار دادن و جایگاه صحبت هایی دارد .

چه کسی در جایگاه خلاقیت است ؟ وقتی کسی مشارکت می‌کند آیا برای شنیدن صدایشان آمادگی داریم ؟

واما « دوشان » ؟ در حال کلنجار رفتن با وقفه ای است که در هنر ایجاد کرد ( البته او بجای این کار ، دهها سال شطرنج بازی کرد ) ، ما می‌توانیم تصور کنیم که او داشت تقلا می‌کرد موضوع مهمی را ادعا کند ، ولی البته او بهمین سادگی ادعا نمی‌کرد بلکه آنرا حمل می‌کرد . او در حال دزدی یک چیز جادویی از یک نفر دیگر بود .

او نه تنها استعدادش را بلکه روح و روان اش را باخت . توقعات ، هر دوی این مسیر ها را برایش مسدود کرد .



مصطفی منبری ۹۷/۴/۲۵
.....................


«چشمه» چیست ؟ : http://yon.ir/NgspQ

.........................

«چشمه» اثر مارسل دوشان نیست : http://yon.ir/p1KXo

........................
لینک متن اصلی : http://yon.ir/MsX4F
........................