طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
▪️قیمت پیشنهادی

▪️ست‌گادین ۹ بهمن ۱۴۰۰


اعلام قیمت پیشنهادی برای فروش، کار درستی است ولی در عین حال، توهمی بیش نیست.

اگر یک پیشنهاد شغلی به شما شده باشد و بر سر افزایش حقوق به میزان ۱۰ درصد بیشتر از آنچه در ابتدا پیشنهاد داده بودند، مذاکره می‌کنید، خوب است ولی ربطی به این ندارد که ارزش واقعی شما چقدر است.

اگر خانه‌ای را به میزان ۱۵ درصد بالاتر از قیمت پیشنهادی می‌خرید، به معنای آن نیست که بیش از حد، پول پرداخت کرده‌اید.

قیمت پیشنهادی، یک علامت است. راهی برای رساندن پیام انتظارات و شروع یک مذاکره. این فقط یک حدس درباره‌ی آینده است که توسط کسی که اول شروع به پیشنهاد قیمت می‌کند، ایجاد می‌شود.

قیمت پیشنهادی می‌تواند طرز تفکر ما را تثبیت کند ولی اگر مواظب نباشیم، می‌تواند سقوط ما را تضمین کند.



.
▪️طبق برنامه

▪️ست‌گادین ۱۱ بهمن ۱۴۰۰



ما با قبول‌کردن یک تعهد ساده، منفعت بسیار زیادی می‌بریم:

عمل به ضرب‌الاجل‌ها(deadline) را فراموش نکنید.

مزیتِ موافقت با یک ضرب‌العجل، آن است که دیگر مجبور نیستیم نگران آن باشیم. دیگر مجبور نیستیم درباره‌ی آن مذاکره کنیم، بهانه بیاوریم یا حتی دچار استرس شویم.

تحویل کار(ship) به خاطر کامل‌شدن کار انجام نخواهد شد.

تحویل کار انجام خواهد شد چون ما گفته‌ایم.

زمانی که ضرب‌العجل مشخص می‌شود، کیفیت کاری که تحویل می‌دهیم، بالا می‌رود. به جای صرف وقت و انرژی برای علت‌یابی، بهانه‌تراشی یا انکار، ما فقط کار را انجام می‌دهیم.

و در طول زمان، یاد می‌گیریم که بهتر است به چه ضرب‌الاجل‌هایی متعهد شویم. چون ما کسی هستیم که اگر قول دهیم، کار را تحویل می‌دهیم.



.
▪️دست به کار شوم یا نه

▪️ست‌گادین ۱۶ بهمن ۱۴۰۰



اغلب از رنجی که بلاتکلیفی و تردید به ما تحمیل می‌کند غافل هستیم.

یا وارد شوید یا خارج شوید. زمانی که به خاطر ترس از تصمیم‌گیری به هدر می‌رود، بسیار بیشتر از زمان و احساساتی است که صرف دست‌به‌کار‌شدنِ متعهدانه در یک کار می‌شود.



.
▪️در دفاع از رسانه‌های غیر تعاملی

▪️ست‌گادین ۱۷ بهمن ۱۴۰۰


یک رسانه‌ی غیر تعاملی، جوابتان را نمی‌دهد، بوق نمی‌زند، خودش را بروزرسانی نمی‌کند یا از شما کلیک نمی‌خواهد. بر اساس اینکه مصرف‌کننده چه کسی است، تغییر نمی‌کند. کلام شما را قطع نمی‌کند و می‌خواهد که کلامش قطع نشود.

چنین چیزی کمیاب‌تر از هر زمانی است و گاهی اوقات، ما به آن نیاز داریم.


.
▪️چراغ سبز موقت

▪️ست‌گادین ۱۸ بهمن ۱۴۰۰



فرض کنید در حال رانندگی در یک جاده‌ی خلوت هستید و از دور، چشم‌تان به یک چراغ راهنمایی می‌افتد. چراغ از قبل سبز بود و به زودی قرار است قرمز شود.

آیا باید سریع‌تر برانید تا قبل از زردشدن، از چراغ رد شوید...

یا باید از سرعت خود بکاهید تا با اطمینان و آرامش متوقف شوید؟

بستگی دارد.

اگر با یک چراغ راهنمایی واقعی طرفید، قطعاً باید از سرعت خود بکاهید. این کار ایمن‌تر است. زیاد وقت نمی‌گیرد چراکه موتور ماشین در اختیار شماست.

اگر با یک چراغ سبز استعاری سر و کار دارید، یعنی یک پنجره‌ی فرصت به روی‌تان گشوده شده است، مثل یک تغییر فرهنگ که می‌توانید گذرا بودنش را حس کنید، احتمالاً بسیار به نفع شماست که سرعت‌تان را بیشتر کنید. چون این تلاش اضافیِ شما با مصونیتی که از جانب مخاطبان‌تان دریافت می‌کنید، ترکیب خواهد شد.

تعلل و انتظارکشیدن تا دقیقه‌ی نود، هیچوقت به نفع‌تان نیست اما وقتی می‌بینید که دنیا در حال تغییر و تحول است، احتمالاً بهانه‌ی خوبی است تا تلاش‌هایتان را دو برابر کنید.



.
▪️نامحدود

▪️ست‌گادین ۱۹ بهمن ۱۴۰۰


بی‌نهایت‌بودن، ایده‌ی بزرگی است. ولی به استثنای مشغولیت‌های ریاضی، فقط یک ایده‌ است، همین.

هر چیز دیگری در دنیای ما، دارای محدودیت‌ است. محدودیت‌ها هستند که دنیا را جالب می‌کنند. محدودیت‌هایی که باعث برتری ما هستند و به ما توان مقابله می‌دهند.

احتمالاً بجای انکار محدودیت‌های موجود و تعادلی که همراه با محدودیت‌ها می‌آید، کار مفیدتر آنست که شروع کنیم به فهم محدودیت‌ها یا حداقل، فهم چیزهایی که دیگران فکر می‌کنند محدودیت است.



.
▪️انجام آن آسان است (اگر بدانید چطور انجامش دهید)

▪️ست‌گادین ۲۰ بهمن ۱۴۰۰



این معضلی است که هر طراح بازی، خالق فُرم و هر معلمی با آن روبه‌روست.

نوشتن یک کتابچه‌ی راهنما، انجام یک بررسی و ایجاد یک نقشه، به خاطر نیاز به ترجمه، همگی کارهای سختی هستند. شخصی که این کار را انجام می‌دهد، از قبل می‌داند که در تلاش است چه چیزی را آموزش دهد. ولی شخصی که با کتابچه‌ی راهنما سر و کار دارد، این را نمی‌داند.

صرفنظر از نیت خوب، در اینجا همدلی شماست که عده‌ی زیادی [ از آموزش‌گیرندگان] را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

گذشته از همه‌ی این‌ها، کسی که راهنمایی‌اش می‌کنید، هنوز از دانسته‌های شما آگاه نیست. ممکن است از راهی که شما آموخته‌اید، نیاموزد. ممکن است شما نیز از راه متفاوتی به دانشی که دارید رسیده باشید.

شاید سه عنصر طراحی آموزش موفق از این قرار باشند:

اعتراف کنید که برقراری ارتباط با دانسته‌هایتان، کار سختی است.

با افرادی که هنوز دانسته‌های شما را نمی‌دانند، همدلی کنید.

در اغلب موارد، کاری را که طراحی کرده‌اید، بیازمایید.

تواضع در طراحی، با تکبر ناشی از این باور که ما می‌توانیم به افراد کمک کنیم تا پیشرفت کنند، در کشمکش هستند.




.
▪️«ما اشتباه کردیم»

▪️ست‌گادین ۲۲ بهمن ۱۴۰۰


گروه‌ها به ندرت این جمله را می‌گویند.

آنها اغلب (و با صدای بلند) می‌گویند «حق با ماست». ولی وقتی مثل همیشه، آینده از راه می‌رسد، نباید از اینکه بسیاری از طرح‌ها و پیش‌بینی‌ها اشتباه از آب در می‌آیند غافلگیر شد.

وقتی سیگارکشیدن در رستوران‌ها و بارهای نیویورک ممنوع شد، انجمن‌های صنفی به شدت اعتراض کردند و اصرار داشتند که این ممنوعیت، کسب و کار آنها را نابود خواهد کرد. ولی در عوض، به نفع آنها تمام شد.

تنها چیزی که می‌توانیم به آن امیدوار باشیم، آن است که شخصی بگوید «بر اساس اطلاعات جدید، تصمیم جدیدی گرفته‌ام.»

با اینکه ممکن است اعتراف عمومی «یک گروه» درباره‌ی چیزهایی که یادگرفته است، رضایت‌بخش باشد، ولی اگر چنین انتظاری از «یک گروه» دارید، فقط دارید وقت و انرژی‌تان را هدر می‌دهید. بجای این کار، باید به «یک شخص» کمک کرد تا تصمیم جدیدی اتخاذ کند.



.
▪️«ما اهمیتی نمی‌دهیم»( چون اجازه‌اش را به ما نمی‌دهید)

▪️ست‌گادین ۲۳ بهمن ۱۴۰۰



بخش خدمات مشتریان یک شرکت حمل‌و‌نقل باری که چند ماه قبل به خانه‌ی ما آمده بود، واقعاً افتضاح بود. آنها نه تنها هیچ اهمیتی به کارها نمی‌دادند، بلکه به شدت می‌خواستند که کوچکترین اهمیتی ندهند. هر تعاملی، ناخوشایند و غیرموثر بود.

این نتیجه‌ی طبقه‌بندی بر اساس قیمت است.

بسیاری از حمل‌ونقل‌های باربری از طریق یک واسط عمل می‌کنند. نرم‌افزاری که به طور خودکار، همه‌ی گزینه‌های در دسترس را اسکن می‌کند و ارزانترین‌شان را انتخاب می‌کند.

این یعنی برندها اهمیتی ندارند، بازخورد مشتریان اهمیتی ندارد و نقدها اهمیتی ندارند. مسئولیت‌ شرکت و رضایت کارمندان هم همین‌طور.

تنها چیزی که مهم است، قیمت پرداختی برای حمل بار است و در نهایت، هزینه‌ی انبارداری مهم است.

طبقه‌بندی بر اساس قیمت، تولیدکننده را از مشتری جدا می‌کند. وقتی فقط به یک شاخص پناه می‌بریم، به آنچه مد نظرمان است می‌رسیم ولی عوارض جانبی‌اش نیز روی هم انباشته می‌شوند.

رفته‌رفته انتخاب‌ها بیشتر به این سمت می‌روند که: « شما تخفیف خواهید گرفت و کمتر از آنچه پرداخته‌اید، گیرتان خواهد آمد.» و/ یا « شما با پرداخت اندکی بیشتر، بیشتر از آنچه پرداخته‌اید، به دست خواهید آورد.»


.
▪️چیزی درباره‌ی هجوم برای یافتن طلا

▪️ست‌گادین ۲۴ بهمن ۱۴۰۰


قضیه، طلا نیست.

این هجوم(rush)[به سمت فرصت‌های تازه برای کسب ثروت] است که رفتار مردم را تغییر می‌دهد.

وقتی افراد در وضعیت تهاجمی برای یافتن ثروت قرار می‌گیرند، تصمیماتی اتخاذ می‌کنند که هرگز در روزهای عادی نمی‌گیرند. به نهادها اعتماد می‌کنند، فرضیاتی در سر می‌پرورانند و شک و تردید را کنار می‌گذارند. نه به این خاطر که واقعاً در آنجا رگه‌ی طلا وجود دارد، بلکه چون دیگران هم باعجله به سمت فرصت ایجاد‌شده، هجوم می‌برند و همه بشدت می‌ترسند که این موقعیت را از دست بدهند.

این عجله‌کردن و هجوم‌بردن، می‌تواند در غلبه بر وضعیت موجود و ریختن ترس‌مان از ناشناخته‌ها کمک کند. در عین حال، می‌تواند ما را به انتخاب‌هایی سوق دهد کرد که در بلندمدت، آسیب زننده‌اند.

ما باید عمداً هجوم ببریم. این یک انتخاب است.



.
▪️یک تعطیلات جدید اختراع کنید

▪️ست‌گادین ۲۵ بهمن ۱۴۰۰



لازم نیست تمام روز طول بکشد. می‌تواند یک ساعت یا حتی یک ماه باشد.

چطور آن را جشن می‌گیرید؟ چه کسی باید بخشی از این جشن باشد؟

این یک نماد، یک نشانگر و فرصتی برای گفتگو است. می‌تواند فرهنگ را تقویت کند. فرصتی برای گفتگو به شما بدهد و اجازه دهد که در مدتی کوتاه، شما و اطرافیانتان روی کاری تمرکز کنید.

شاید این تعطیلات را که اختراع کردید، مُد شود و رواج یابد. تقریباً هر تعطیلات گسترده‌ای که داریم، همین مسیر را پیموده است.



.
▪️بازی در زمینی باز

▪️ست‌گادین ۲۶ بهمن ۱۴۰۰



در یک زمین باز، براحتی می‌شود به این‌ها دست یافت:

حق انتخاب چندگانه، بعلاوه‌ی تلاش، بعلاوه‌ی پشتکار.

ما از وقتی به دنیا می‌آییم، می‌آموزیم که به دنبال کارهای کوچک، شدنی و محدود باشیم. به نظر می‌رسد که بهتر است تلاش و انرژی‌مان را جایی صرف کنیم که در آنجا خطر و مسئولیت، بسیار کمتر است.

«کار بعدی را از من نپرس، کار بعدی را به من بگو!»

در نتیجه ما بطور پیش‌فرض، هنگام مواجهه با دیگران، به فهمیدن حد و مرزها می‌پردازیم و فرصت‌هایی را که درست جلوی چشم‌مان هستند، نادیده می‌گیریم.

در حالیکه باید به جای خواندن نقشه، خودمان نقشه را رسم کنیم.

در اغلب موارد، این کار، ارزش زیادی دارد. چرا که تمایل به انجامش کمیاب است. و ما با تمرین، می‌توانیم بهتر انجامش دهیم.



.
▪️تله‌ی رعایت ویرگول‌گذاری صحیح

▪️ست‌گادین ۲۹ بهمن ۱۴۰۰



وقتی کسی از ما توصیه و بازخوردی درخواست می‌کند، براحتی محدودیت‌های پیشنهادی‌اش را می‌پذیریم.

اشتباهات تایپی را اصلاح کنید. چشم حتماً. این کار مهمی است. ولی شاید چیزی بزرگتر از قلم افتاده باشد.

یکی از دوستان، طرح‌هایی برای راه‌اندازی یک وبسایت خرده‌فروشی به اشتراک می‌گذارد. آدم وسوسه می‌شود که خطاهای ریز را روی صفحه، اصلاح کند. ولی شاید بحث درباره‌ی خط تولید، بحث درباره‌ی قیمت یا بحث درباره‌ی اینکه اصلاً باید این کار آنلاین باشد یا نه، کار مفیدتری باشد.

نویسنده‌ای پیش‌نویس یک کار جدید را به اشتراک می‌گذارد. شما می‌توانید به او در گرامر کمک کنید ولی شاید اگر درباره‌ی قسمت‌هایی که در پیش‌نویس گنجانده نشده است صحبت کنید، بیشتر کمک کند.

یک موسسه، سه نسخه از طرح جدیدشان را نمایش می‌دهد. انتخاب چندگانه‌ای به شما پیشنهاد می‌شود. ولی ممکن است گزینه‌ی «هیچ‌کدام»، جواب سخاوتمندانه‌تری باشد.

من کاملاً مطمئن هستم که وقتی «کشتی تایتانیک» غرق شد، صندلی‌های روی عرشه، تمیز و مرتب بودند ولی شرم‌آور است که هیچ‌کس درباره‌ی کوه یخ، حرفی نزد.



.
▪️چه کسی انتخاب می‌کند

▪️ست‌گادین ۳۰ بهمن ۱۴۰۰



وقتی فیس‌بوک یا اسپاتیفای تصمیم می‌گیرند که بعد از این، چه چیزی را ببینید، انتخاب‌کننده آنها هستند.

این با روش پلتفرم‌های باز مثل «تولید پادکست» یا «وبلاگ‌نویسی» تفاوت زیادی دارد.

کنترل در دست کسی است که تصمیم می‌گیرد... ولی انتخاب‌کردن، مسئولیت می‌آورد.

حرف‌زدن درباره‌ی «آزادی بیان» و «پلتفرم‌های باز» در بخش‌های زیادی از فرهنگ ما، مخصوصاً در حیطه‌ی فناوری، مد شده است. گویی این‌ها فضایل اخلاقی نابی هستند. ولی زمانی که اپل، پادکستی را در صفحه‌ی اولش قرار می‌دهد یا گوگل تصمیم می‌گیرد فلان وبلاگ را در پوشه‌ی تبلیغات برای شما قرار دهد یا اسپاتیفای تصمیم می‌گیرد که یک آهنگ یا پادکست را بیشتر از دیگری تبلیغ کند، دیگر واقعاً نمی‌توان به آنها پلتفرم باز گفت. اشخاص و سازمان‌ها، اغلب زمانی از اصطلاحاتی چون «آزادی بیان» و «پلتفرم باز» استفاده می‌کنند که بخواهند از چیزی به درد‌نخور دفاع کنند.

وقتی پای پول به قضیه باز می‌شود، این مسئله، بازهم پیچیده‌تر می‌شود. میان یک پلتفرم باز و الگوریتمی که افراد به کار می‌برند تا یک وب سایت را در لیست هرزنامه‌ها قرار دهند و دیگری را فقط به خاطر سود مالی، در بالاترین رتبه بگذارند، تفاوت وجود دارد. وقتی یوتیوب یا اسپاتیفای، یک هزار (یا ۲۰۰ میلیون) دلار برای میزبانی محتوای خود به مردم پرداخت می‌کند، دیگر یک پلتفرم باز نیست.

ایده‌هایی که به اشتراک گذاشته می‌شوند، ارزش‌آفرین هستند. ایده‌های خوب، موتور محرکه‌ی آینده‌ی ما هستند. وقتی ایده‌سازان، مسئولیت کارشان را بر عهده می‌گیرند، همه سود می‌کنند.

پلتفرم‌های باز، تقریباً همیشه به هرج و مرج، عوارض جانبی منفی و هرزنامه‌های ناشناس می‌انجامند. من طرفدار انتخاب هستم. مخصوصاً وقتی انتخاب‌کننده، سازمان‌ها و افرادی باشند که مسئولیت تصمیمات‌شان را برعهده می‌گیرند.



.
▪️گزینه‌ی دوم

▪️ست‌گادین ۳ اسفند ۱۴۰۰



یکی از دوستانم در حال فروش خانه است. ظاهراً امروزه صاحبان بنگاه املاک، نظرات و نقدهای خریداران بالقوه را درباره‌ی خانه‌ها اعلام می‌کنند و دوست دیوانه‌ی من، آن نظرات را می‌خواند!

البته که خواندن این نظرات، فوق‌العاده مضر است. او که نمی‌تواند خانه‌اش را دوباره بسازد. نباید به حرف مردمی که کابینت‌ها یا چیدمان خانه را نمی‌پسندند گوش داد. مخصوصاً که نیمی از نظرات با نیمی دیگر متناقض هستند.

در قسمت نظرات، کسی که شایستگی ندارد یا از نظر عاطفی قادر به پرداخت قیمت خانه نیست، به دنبال حرفی برای گفتن است. ولی انسان‌ها در توضیح‌دادن احساسات غیرمنطقی‌ خود در قالب دلایل منطقی، واقعاً بد عمل می‌کنند. پس یک داستان ساختگی برای بیان احساسات‌شان سرهم می‌کنند.

ما نیز به همان اندازه در گوش‌دادن به نظرات درباره‌ی چیزهایی که نمی‌توانیم تغییرشان دهیم، بد عمل می‌کنیم.

به هر حال، شایسته است که قبل از عمل جراحی، نظر پزشک دیگری را هم بخواهید ولی تقریباً در عرصه‌های عمومی، نظرات عموم، مفید نیستند.




.
▪️مراقب باش که چه آرزویی می‌کنی

▪️ست‌گادین ۵ اسفند ۱۴۰۰


ممکن است به آرزویت نرسی.

ولی در تعقیب این آرزو، کارهایت تغییر خواهند کرد. چیزهایی که می‌بینی، روابطی که داری و فداکاری‌هایی که می‌کنی هم تغییر خواهند کرد.

آرزوهایی که می‌کنیم، ما را تغییر می‌دهند.



.
▪️تله‌ها و خیالات رایج در اقتصاد نوین

▪️ست‌گادین ۶ اسفند ۱۴۰۰



این کارهای اقتصادی، بچه‌بازی نیست.

ولی بعضی از نصیحت‌هایی که مردم آنها را پذیرفته‌اند، ما را یاد حرف‌های ناپخته و بچگانه می‌اندازد. هرچه دیگران می‌گویند، حقیقت ندارد:

می‌توان بدون هیچ ریسکی، یک شبه پولدار شد.

اگر کسی توانسته مقداری ارز دیجیتال یا توکن غیرقابل معاوضه(NFT) بخرد و حالا شانس به او رو کرده است، دلیل نمی‌شود که شما هم خواهید توانست. موفقیت وقتی به چشم می‌آید که شانس موفقیت یک فرد، کم باشد ولی باز هم موفق شود.

هر پلتفرم رسانه‌ی اجتماعی، ستاره‌هایی دارد و اگر شما نیز مسیر آنها را بروید، یکی از ستاره‌ها خواهید شد.

امروزه بیش از هر زمانی در تاریخ، ستاره‌های رسانه‌ای وجود دارد. ولی منحنی توزیع توانی، به وضوح می‌گوید: اکثر افراد نمی‌توانند یک ستاره‌ی مفید و به دردبخور برای جامعه باشند. تقلید از کاری که آخرین ستاره انجامش داده است، باعث نمی‌شود که دستاورد آخرین ستاره هم نصیب شما شود.

بهترین راه برای جمع‌کردن فالوور آنلاین، آنست که کاملاً قابل اعتماد باشید.

«کیانو ریوز»، همان «نئو» نیست. بلکه یک بازیگر است. «یوسو اندور» وقتی حسش را داشته باشد به صحنه نمی‌رود، بلکه وقتی می‌رود که زمان نمایش فرا رسیده است. جهان، هرگز شما را نخواهد شناخت ولی شما را قضاوت خواهد کرد. یا حداقل، شمایی را قضاوت خواهد کرد که آن را به صورت آنلاین نمایش داده‌اید.

دشوارترین قسمت تجارت آنلاین، ساختن وبسایت خودتان است.

در واقع ساختن وبسایت، فقط مرحله‌ای است که با انجام آن، به صفحه‌ی نمایش زنده‌ی آنلاین وارد می‌شوید. وبسایت، بمنزله‌ی لباس برای شماست، نه راهی برای تعامل واقعی با جهان. قسمت دشوار کار، پیداکردن یک مخاطب و بهره‌برداری از شکاکیت است. قسمت دشوار کار، ایجاد یک جامعه و رهبری و ساختن چیزی است که مردم می‌خواهند.

فریلنسربودن، یعنی داشتن شغلی بدون یک رئیس.

خب، باز هم شما یک رئیس دارید: خودتان. که احتمالاً رئیس خوبی هم نیستید. فریلنسرها قسمتی از روزشان را کار می‌کنند و بقیه‌ی روز را صرف بدست‌آوردن مشتریان بهتر می‌کنند.

قسمت دشوار کار، انجام‌دادن کار است.




.
▪️مسائل سخت

▪️ست‌گادین ۷ اسفند ۱۴۰۰



در اغلب موارد، مسائل آسان، توهمی بیش نیستند. اگر آنها واقعی و آسان بودند که قبلاً حل می‌شدند.

از طرف دیگر، مسائل سخت تا زمانی که فردی با بصیرت، فداکار و متعهد از راه برسد و با آن مسائل دست به گریبان شود، پابرجا می‌مانند.

جستجوی مسائل سخت، بسیار موثرتر از اجتناب از آنهاست.



.
▪️هرج و مرج، رابطه و سیستم‌های صنعتی

▪️ست‌گادین ۸ اسفند ۱۴۰۰



سیستمهای صنعتی به خاطر قابل پیش‌بینی‌بودنشان پیشرفت می‌کنند. پیش‌بینی‌پذیری باعث روان‌شدن زنجیره‌ی تأمین، بهبود بهره‌وری و آسایش بیشتر شرکا می‌شود.

در سیستم‌های صنعتی، فردا شبیه دیروز است. فقط شاید فردا کمی سریعتر یا ارزان‌تر از دیروز باشد.

ولی پیشرفت‌ها، خلاقیت و روابط انسانی از پیش‌بینی‌پذیری سرچشمه نمی‌گیرند. آنها از تعاملات غیرقابل پیش‌بینی به همراه ایده‌ها و صداهای ناشناخته بوجود می‌آیند.

تقریباً همه‌ی پرفروش‌ها، چیزهای غافلگیرکننده‌ای هستند. هر ایده‌ی بزرگی از سمت چپ می‌آید ولی اگر شما وقت‌تان را صرف تماشای سمت چپ کنید، آنها از سمت راست سر در می‌آورند.

هرج و مرج، ناراحت‌کننده است. مخصوصاً اگر مدل ذهنی صنعتی‌شده داشته باشید. ولی با وجود افراد درست در جای درست، هرج و مرج، فرصت‌ها و امکان‌ها را ایجاد می‌کند.

عمداً هرج و مرج ایجاد کنید.




.
▪️بی‌اختیار غرزدن

▪️ست‌گادین ۹ اسفند ۱۴۰۰


وقتی یک مشتری، یک رئیس یا یک کارمند، درخواست ویژه‌ای می‌کند، اشکالی ندارد اگر کمی از کوره در بروید. ممکن است این خشم، وقت یا هزینه زیادی از شما بگیرد. ممکن است سر و صدا ایجاد شود که ارزشش را نداشته باشد.

ولی بعد از این عصبانیت و غرزدن، می‌توانید بگویید: نه.

ولی اگر بله بگویید، بهای بله‌گفتن‌تان را تمام و کمال خواهید پرداخت.

در غیر اینصورت، بله‌تان ارزشی نخواهد داشت. اگر هم غر بزنید، دیگر بله‌گفتن‌تان، لطف خود را از دست می‌دهد.

وقتی جلوی بروز کینه را بگیریم و غر نزنیم، به این معناست که دستمان پر از گزینه‌هایی است که بعداً می‌توانیم بهترین‌شان را انتخاب کنیم و انجام دهیم.




.