▪️مسائل سخت
▪️ستگادین ۷ اسفند ۱۴۰۰
در اغلب موارد، مسائل آسان، توهمی بیش نیستند. اگر آنها واقعی و آسان بودند که قبلاً حل میشدند.
از طرف دیگر، مسائل سخت تا زمانی که فردی با بصیرت، فداکار و متعهد از راه برسد و با آن مسائل دست به گریبان شود، پابرجا میمانند.
جستجوی مسائل سخت، بسیار موثرتر از اجتناب از آنهاست.
.
▪️ستگادین ۷ اسفند ۱۴۰۰
در اغلب موارد، مسائل آسان، توهمی بیش نیستند. اگر آنها واقعی و آسان بودند که قبلاً حل میشدند.
از طرف دیگر، مسائل سخت تا زمانی که فردی با بصیرت، فداکار و متعهد از راه برسد و با آن مسائل دست به گریبان شود، پابرجا میمانند.
جستجوی مسائل سخت، بسیار موثرتر از اجتناب از آنهاست.
.
Seth's Blog
Difficult problems
The easy problems are often an illusion. If they were real and they were easy, they’d be solved already. Difficult problems, on the other hand, stick around until someone with insight, dedica…
▪️هرج و مرج، رابطه و سیستمهای صنعتی
▪️ستگادین ۸ اسفند ۱۴۰۰
سیستمهای صنعتی به خاطر قابل پیشبینیبودنشان پیشرفت میکنند. پیشبینیپذیری باعث روانشدن زنجیرهی تأمین، بهبود بهرهوری و آسایش بیشتر شرکا میشود.
در سیستمهای صنعتی، فردا شبیه دیروز است. فقط شاید فردا کمی سریعتر یا ارزانتر از دیروز باشد.
ولی پیشرفتها، خلاقیت و روابط انسانی از پیشبینیپذیری سرچشمه نمیگیرند. آنها از تعاملات غیرقابل پیشبینی به همراه ایدهها و صداهای ناشناخته بوجود میآیند.
تقریباً همهی پرفروشها، چیزهای غافلگیرکنندهای هستند. هر ایدهی بزرگی از سمت چپ میآید ولی اگر شما وقتتان را صرف تماشای سمت چپ کنید، آنها از سمت راست سر در میآورند.
هرج و مرج، ناراحتکننده است. مخصوصاً اگر مدل ذهنی صنعتیشده داشته باشید. ولی با وجود افراد درست در جای درست، هرج و مرج، فرصتها و امکانها را ایجاد میکند.
عمداً هرج و مرج ایجاد کنید.
.
▪️ستگادین ۸ اسفند ۱۴۰۰
سیستمهای صنعتی به خاطر قابل پیشبینیبودنشان پیشرفت میکنند. پیشبینیپذیری باعث روانشدن زنجیرهی تأمین، بهبود بهرهوری و آسایش بیشتر شرکا میشود.
در سیستمهای صنعتی، فردا شبیه دیروز است. فقط شاید فردا کمی سریعتر یا ارزانتر از دیروز باشد.
ولی پیشرفتها، خلاقیت و روابط انسانی از پیشبینیپذیری سرچشمه نمیگیرند. آنها از تعاملات غیرقابل پیشبینی به همراه ایدهها و صداهای ناشناخته بوجود میآیند.
تقریباً همهی پرفروشها، چیزهای غافلگیرکنندهای هستند. هر ایدهی بزرگی از سمت چپ میآید ولی اگر شما وقتتان را صرف تماشای سمت چپ کنید، آنها از سمت راست سر در میآورند.
هرج و مرج، ناراحتکننده است. مخصوصاً اگر مدل ذهنی صنعتیشده داشته باشید. ولی با وجود افراد درست در جای درست، هرج و مرج، فرصتها و امکانها را ایجاد میکند.
عمداً هرج و مرج ایجاد کنید.
.
Seth's Blog
Chaos, connection and industrial systems
Industrial systems thrive on predictability. It smooths out the supply chain, improves efficiency and makes many of the participants more comfortable. Tomorrow is like yesterday, but perhaps a litt…
▪️بیاختیار غرزدن
▪️ستگادین ۹ اسفند ۱۴۰۰
وقتی یک مشتری، یک رئیس یا یک کارمند، درخواست ویژهای میکند، اشکالی ندارد اگر کمی از کوره در بروید. ممکن است این خشم، وقت یا هزینه زیادی از شما بگیرد. ممکن است سر و صدا ایجاد شود که ارزشش را نداشته باشد.
ولی بعد از این عصبانیت و غرزدن، میتوانید بگویید: نه.
ولی اگر بله بگویید، بهای بلهگفتنتان را تمام و کمال خواهید پرداخت.
در غیر اینصورت، بلهتان ارزشی نخواهد داشت. اگر هم غر بزنید، دیگر بلهگفتنتان، لطف خود را از دست میدهد.
وقتی جلوی بروز کینه را بگیریم و غر نزنیم، به این معناست که دستمان پر از گزینههایی است که بعداً میتوانیم بهترینشان را انتخاب کنیم و انجام دهیم.
.
▪️ستگادین ۹ اسفند ۱۴۰۰
وقتی یک مشتری، یک رئیس یا یک کارمند، درخواست ویژهای میکند، اشکالی ندارد اگر کمی از کوره در بروید. ممکن است این خشم، وقت یا هزینه زیادی از شما بگیرد. ممکن است سر و صدا ایجاد شود که ارزشش را نداشته باشد.
ولی بعد از این عصبانیت و غرزدن، میتوانید بگویید: نه.
ولی اگر بله بگویید، بهای بلهگفتنتان را تمام و کمال خواهید پرداخت.
در غیر اینصورت، بلهتان ارزشی نخواهد داشت. اگر هم غر بزنید، دیگر بلهگفتنتان، لطف خود را از دست میدهد.
وقتی جلوی بروز کینه را بگیریم و غر نزنیم، به این معناست که دستمان پر از گزینههایی است که بعداً میتوانیم بهترینشان را انتخاب کنیم و انجام دهیم.
.
Seth's Blog
One sigh per yes
When a client, a boss or an employee makes a special request, it’s okay to get a little bent out of shape. It might cost you extra time or money, it might be a hassle, it might not be deserve…
▪️پیداکردن راه
▪️ستگادین ۱۳ اسفند ۱۴۰۰
نقشه میتواند صحیح باشد ولی به این معنا نیست که ما را به مقصد خواهد رساند.
امضاء میتواند قانونی باشد ولی به این معنا نیست که اثربخش هم خواهد بود.
ما با دستورالعملها، ویدیوها، آگهیها و انواع راهکارها محاصره شدهایم.
ولی یک نقشه، فقط وقتی به درد میخورد که کمکمان کند.
پیداکردن راه خودمان، یافتن شغل و تغییر ذهنیتمان، همگی شکلی از پیداکردن راه محسوب میشوند. درحالیکه طبقهبندی ذهنی ما از جهان، با شیوهی ساختهشدنِ جهان واقعی، مطابقت ندارد.
شما میتوانید چشمبسته تا خانهی دوران کودکیتان رانندگی کنید ولی شاید نتوانید نحوهی رسیدن به آنجا را برای کس دیگری رسم کنید.
با درک این نکته که کار ما، کمک به دیگران برای پیداکردن راهشان است، نیمی از وظیفهمان را انجام دادهایم.
.
▪️ستگادین ۱۳ اسفند ۱۴۰۰
نقشه میتواند صحیح باشد ولی به این معنا نیست که ما را به مقصد خواهد رساند.
امضاء میتواند قانونی باشد ولی به این معنا نیست که اثربخش هم خواهد بود.
ما با دستورالعملها، ویدیوها، آگهیها و انواع راهکارها محاصره شدهایم.
ولی یک نقشه، فقط وقتی به درد میخورد که کمکمان کند.
پیداکردن راه خودمان، یافتن شغل و تغییر ذهنیتمان، همگی شکلی از پیداکردن راه محسوب میشوند. درحالیکه طبقهبندی ذهنی ما از جهان، با شیوهی ساختهشدنِ جهان واقعی، مطابقت ندارد.
شما میتوانید چشمبسته تا خانهی دوران کودکیتان رانندگی کنید ولی شاید نتوانید نحوهی رسیدن به آنجا را برای کس دیگری رسم کنید.
با درک این نکته که کار ما، کمک به دیگران برای پیداکردن راهشان است، نیمی از وظیفهمان را انجام دادهایم.
.
▪️کارتان را برای ما نمایش دهید
▪️ستگادین ۱۴ اسفند ۱۴۰۰
دربارهی کسانی که رزومهی مشهوری دارند، افسانهها شنیدهایم. کسانی که برای برندهایی کار کردهاند که اسمشان به گوشمان خورده است و پروژههایی را با موفقیت پشت سر گذاشتهاند.
ما فایدهی شککردن را نصیب کسی میکنیم که اقدام به «توسعهی اپلیکیشن Slack» یا «فروش در گوگل» کرده است. ولی این افراد، عموماً کاری انجام ندادهاند، بجز صبوری و عملکرد خیلی خوب در رفتن به جلسات.
کدهایی که نوشتهاید را برای ما نمایش دهید. ارائههای دشواری را که ترتیب دادهاید برایمان نمایش دهید. بیش از همهی اینها، کارهایی را به ما نمایش دهید که انجام دادهاید، درحالیکه هیچ کس از شما درخواست نکرده بود که انجامش دهید. وقتی اختیار شما دست خودتان باشد، چه چیز آنقدر برایتان مهم است که شما را به حرکت درآورد؟
ما به کار گروهی نیاز داریم ولی به افرادی که میتوانند استادانه با ابزارهایشان کار کنند و امور را پیش ببرند هم نیاز داریم.
.
▪️ستگادین ۱۴ اسفند ۱۴۰۰
دربارهی کسانی که رزومهی مشهوری دارند، افسانهها شنیدهایم. کسانی که برای برندهایی کار کردهاند که اسمشان به گوشمان خورده است و پروژههایی را با موفقیت پشت سر گذاشتهاند.
ما فایدهی شککردن را نصیب کسی میکنیم که اقدام به «توسعهی اپلیکیشن Slack» یا «فروش در گوگل» کرده است. ولی این افراد، عموماً کاری انجام ندادهاند، بجز صبوری و عملکرد خیلی خوب در رفتن به جلسات.
کدهایی که نوشتهاید را برای ما نمایش دهید. ارائههای دشواری را که ترتیب دادهاید برایمان نمایش دهید. بیش از همهی اینها، کارهایی را به ما نمایش دهید که انجام دادهاید، درحالیکه هیچ کس از شما درخواست نکرده بود که انجامش دهید. وقتی اختیار شما دست خودتان باشد، چه چیز آنقدر برایتان مهم است که شما را به حرکت درآورد؟
ما به کار گروهی نیاز داریم ولی به افرادی که میتوانند استادانه با ابزارهایشان کار کنند و امور را پیش ببرند هم نیاز داریم.
.
▪️جهش
▪️ستگادین ۱۵ اسفند ۱۴۰۰
بازاریابی، تغییر به وجود میآورد. و برای انسانها، تغییر خطی، بندرت اتفاق میافتد. یک لحظه قبل و یک لحظه بعد از تصمیمگیری وجود دارد که عدهای از مردم، آن لحظه را هیجانانگیز میدانند و بقیه در آن لحظه، عصبی و ناراحت میشوند.
وقتی یک فروشنده، قدمی برای جهش برنمیدارد، مشتریاش نیز خدمات خوبی دریافت نمیکند. درحالیکه «وضعیت موجود» با قدرت حفظ میشود و صاحباختیار تغییر آن ماییم، ولی خیلی از ما در اقدام به تغییر «وضعیت موجود»، شکست خواهیم خورد.
از آن طرف، وقتی بازاریابی و فروشندگان، بیش از حد [برای تصمیمسازی] فشار میآورند، اعتماد مشتری سلب میشود. مردم با زور و فریب، کاری میکنند که نمیخواستند و بدین ترتیب، روابط از هم گسسته میشود.
زمانی پیشرفت اتفاق میافتد که اشخاص و سازمانها تصمیم بگیرند که بدنبال امکانها و فرصتها باشند. و این کار بازاریابهایی است که آمادهاند تا به ایشان در پذیرش آن امکانها و فرصتها، یاری رسانند.
.
▪️ستگادین ۱۵ اسفند ۱۴۰۰
بازاریابی، تغییر به وجود میآورد. و برای انسانها، تغییر خطی، بندرت اتفاق میافتد. یک لحظه قبل و یک لحظه بعد از تصمیمگیری وجود دارد که عدهای از مردم، آن لحظه را هیجانانگیز میدانند و بقیه در آن لحظه، عصبی و ناراحت میشوند.
وقتی یک فروشنده، قدمی برای جهش برنمیدارد، مشتریاش نیز خدمات خوبی دریافت نمیکند. درحالیکه «وضعیت موجود» با قدرت حفظ میشود و صاحباختیار تغییر آن ماییم، ولی خیلی از ما در اقدام به تغییر «وضعیت موجود»، شکست خواهیم خورد.
از آن طرف، وقتی بازاریابی و فروشندگان، بیش از حد [برای تصمیمسازی] فشار میآورند، اعتماد مشتری سلب میشود. مردم با زور و فریب، کاری میکنند که نمیخواستند و بدین ترتیب، روابط از هم گسسته میشود.
زمانی پیشرفت اتفاق میافتد که اشخاص و سازمانها تصمیم بگیرند که بدنبال امکانها و فرصتها باشند. و این کار بازاریابهایی است که آمادهاند تا به ایشان در پذیرش آن امکانها و فرصتها، یاری رسانند.
.
Seth's Blog
The leap
Marketing makes change happen. And for humans, the change is rarely linear. There’s a moment before and a moment after the decision is made. Some people find the moment thrilling, others are …
▪️اختلاف میلیون دلاری
▪️ستگادین ۱۶ اسفند ۱۴۰۰
ضبط یک آلبوم موسیقی خوب که بتواند جزو ۴۰ آلبوم برتر باشد، قبلاً یک میلیون دلار هزینه برمیداشت. حالا شما میتوانید این کار را در اتاق خوابتان هم انجام دهید.
برای تولید یک آگهی بازرگانی تلویزیونی، هر دقیقه آگهی، حدود یک میلیون دلار هزینه داشت.
در سال ۱۹۹۶، یک میلیون دلار صرف ساختن یک ماشین ارسال ایمیل انبوه برای «بازاریابی مبتنی بر اجازهی مشتری»(permission based marketing) میشد.
و شما برای ساختن یک وبسایت که میتوانست با حفظ ترافیک زیاد، همچنان بالا بماند یا برای حضور به سبک یک رسانهی اجتماعی با یک میلیون نفر کاربر، به یک میلیون دلار نیاز داشتید.
امروزه همهی اینها به طرزی باورنکردنی ارزان شدهاند.
امروزه یک بازاریاب کهنهکار در واکنش به این ارزانی ابزارها، احساس آرامش میکند.
ولی در واقع کاهش هزینهها به این معناست که دیگر قیمت، مانعی بحساب نمیآید و وقتی نوبت به تولید پیامتان، فیلمتان، آهنگتان، وبسایتتان و کتابتان میرسد، دیگر همه میتوانند به همان خوبی، همان کار را انجام دهند.
با اینکه بیش از یک دهه از کاهش چشمگیر این اختلاف گذشته، بازاریابهای بزرگ و بازیگران صنعت، هنوز هم طوری رفتار میکنند که انگار اختلاف فاحشی وجود دارد و محصول «حرفهای» آنها فقط در حال رقابت با دیگران بر سر جلب توجه است.
فراوانی، نوع جدیدی از کمبود را ایجاد میکند.
.
▪️ستگادین ۱۶ اسفند ۱۴۰۰
ضبط یک آلبوم موسیقی خوب که بتواند جزو ۴۰ آلبوم برتر باشد، قبلاً یک میلیون دلار هزینه برمیداشت. حالا شما میتوانید این کار را در اتاق خوابتان هم انجام دهید.
برای تولید یک آگهی بازرگانی تلویزیونی، هر دقیقه آگهی، حدود یک میلیون دلار هزینه داشت.
در سال ۱۹۹۶، یک میلیون دلار صرف ساختن یک ماشین ارسال ایمیل انبوه برای «بازاریابی مبتنی بر اجازهی مشتری»(permission based marketing) میشد.
و شما برای ساختن یک وبسایت که میتوانست با حفظ ترافیک زیاد، همچنان بالا بماند یا برای حضور به سبک یک رسانهی اجتماعی با یک میلیون نفر کاربر، به یک میلیون دلار نیاز داشتید.
امروزه همهی اینها به طرزی باورنکردنی ارزان شدهاند.
امروزه یک بازاریاب کهنهکار در واکنش به این ارزانی ابزارها، احساس آرامش میکند.
ولی در واقع کاهش هزینهها به این معناست که دیگر قیمت، مانعی بحساب نمیآید و وقتی نوبت به تولید پیامتان، فیلمتان، آهنگتان، وبسایتتان و کتابتان میرسد، دیگر همه میتوانند به همان خوبی، همان کار را انجام دهند.
با اینکه بیش از یک دهه از کاهش چشمگیر این اختلاف گذشته، بازاریابهای بزرگ و بازیگران صنعت، هنوز هم طوری رفتار میکنند که انگار اختلاف فاحشی وجود دارد و محصول «حرفهای» آنها فقط در حال رقابت با دیگران بر سر جلب توجه است.
فراوانی، نوع جدیدی از کمبود را ایجاد میکند.
.
Seth's Blog
The million-dollar gap
To make an album of music good enough to make it to the Top 40, it used to cost a million dollars. Now you can do it in your bedroom. To make a commercial for network TV, a minute of footage cost a…
▪️سه معضل در مراقبتهای بهداشتی
▪️ستگادین ۱۷ اسفند ۱۴۰۰
فناوری/علم
منابع
اطلاعات
مدتهای زیادی بود که سرنخی در دست نداشتیم. چیزی دربارهی میکروبها و ویروسها نمیدانستیم. فکر میکردیم که زخمها توسط ساندویچ پاسترامی ایجاد میشوند! برای حجامتکردن به سلمانی میرفتیم و ژنها و تکامل را درک نمیکردیم.
فناوری در پزشکی، علم درک و مداخله، جهش بزرگی به وجود آورده است. بیشترین عوامل بیماریزا، بخوبی شناخته شدهاند.
ما همگام با افزایش فهم فناوری، به طرز چشمگیری اقدام به افزایش تعداد منابع لازم در مراقبتهای بهداشتی کردهایم. مخصوصاً در قسمتهای پیشرفتهی جهان و همچنین در همهی دنیا، نسبت به گذشته، هزینههای بیشتری صرف فراهمکردن آب تمیز، داروها، جراحی و غیره کردهایم.
در حال حاضر، مسئلهی واقعی در مراقبتهای بهداشتی، اطلاعات است. ما متخصصان خوشنیت در مراقبتهای بهداشتی را با تحمیل فرمها، اسکنها و فرآیندها زمینگیر کردهایم. چرا که نظام پزشکی، راهی بهتر برای جمعآوری و اشتراکگذاری اطلاعات بلد نیست. ما از دست کلاهبردارها، هتاکها و شارلاتانها رنج میکشیم. چون روشی سیستمیک و قابل اعتماد برای اشتراکگذاری کارهای قبلیمان در زمینهی سلامت نداریم. و همگی، سبک زندگی مضری انتخاب کردهایم که سلامت جهان را خیلی بیشتر از هر بیماری دیگری فرسوده و ضعیف میکند.
اطلاعات دربارهی فناوری و منابع، کلید بکارگیری ابزارهای قبلی ماست. چه کسی به کمک نیاز دارد؟ چه موقع نیاز دارد و چه کمکی نیاز دارد؟ ما در این امور ضعیف عمل میکنیم.
از یک منظر، داشتن مسالهای بنام اطلاعات، خبر خوبی است. چون مدام در اطلاعات، بهتر میشویم. ما در عرض دو دهه، از کتابخانهها به گوگل کوچ کردهایم. ما در چند سال گذشته، نسبت به همهی تاریخ ثبتشدهی قبلی، به علوم بیشتر، مکانهای بیشتر، اطلاعات تاریخی بیشتر و بینش رفتاری بیشتری دسترسی پیدا کردهایم.
انسانها در مواجهه با مسائل مربوط به سلامت، همیشه به سمت ترس و خرافات کشیده میشوند. احتمالاً ما همچنان در دام عادات بد و انتخابهایی از روی ترس گرفتار خواهیم شد. شاید پاسخ مساله، یک پیشرفت علمی یا صرف پول بیشتر برای ساختن یک وسیلهی جدید نباشد. شاید پاسخ مساله، در اجازهدادن به پزشکان ماهر برای بکارگیری مهارت مراقبتی و بینششان روی افراد درست در لحظهی مناسب باشد.
.
▪️ستگادین ۱۷ اسفند ۱۴۰۰
فناوری/علم
منابع
اطلاعات
مدتهای زیادی بود که سرنخی در دست نداشتیم. چیزی دربارهی میکروبها و ویروسها نمیدانستیم. فکر میکردیم که زخمها توسط ساندویچ پاسترامی ایجاد میشوند! برای حجامتکردن به سلمانی میرفتیم و ژنها و تکامل را درک نمیکردیم.
فناوری در پزشکی، علم درک و مداخله، جهش بزرگی به وجود آورده است. بیشترین عوامل بیماریزا، بخوبی شناخته شدهاند.
ما همگام با افزایش فهم فناوری، به طرز چشمگیری اقدام به افزایش تعداد منابع لازم در مراقبتهای بهداشتی کردهایم. مخصوصاً در قسمتهای پیشرفتهی جهان و همچنین در همهی دنیا، نسبت به گذشته، هزینههای بیشتری صرف فراهمکردن آب تمیز، داروها، جراحی و غیره کردهایم.
در حال حاضر، مسئلهی واقعی در مراقبتهای بهداشتی، اطلاعات است. ما متخصصان خوشنیت در مراقبتهای بهداشتی را با تحمیل فرمها، اسکنها و فرآیندها زمینگیر کردهایم. چرا که نظام پزشکی، راهی بهتر برای جمعآوری و اشتراکگذاری اطلاعات بلد نیست. ما از دست کلاهبردارها، هتاکها و شارلاتانها رنج میکشیم. چون روشی سیستمیک و قابل اعتماد برای اشتراکگذاری کارهای قبلیمان در زمینهی سلامت نداریم. و همگی، سبک زندگی مضری انتخاب کردهایم که سلامت جهان را خیلی بیشتر از هر بیماری دیگری فرسوده و ضعیف میکند.
اطلاعات دربارهی فناوری و منابع، کلید بکارگیری ابزارهای قبلی ماست. چه کسی به کمک نیاز دارد؟ چه موقع نیاز دارد و چه کمکی نیاز دارد؟ ما در این امور ضعیف عمل میکنیم.
از یک منظر، داشتن مسالهای بنام اطلاعات، خبر خوبی است. چون مدام در اطلاعات، بهتر میشویم. ما در عرض دو دهه، از کتابخانهها به گوگل کوچ کردهایم. ما در چند سال گذشته، نسبت به همهی تاریخ ثبتشدهی قبلی، به علوم بیشتر، مکانهای بیشتر، اطلاعات تاریخی بیشتر و بینش رفتاری بیشتری دسترسی پیدا کردهایم.
انسانها در مواجهه با مسائل مربوط به سلامت، همیشه به سمت ترس و خرافات کشیده میشوند. احتمالاً ما همچنان در دام عادات بد و انتخابهایی از روی ترس گرفتار خواهیم شد. شاید پاسخ مساله، یک پیشرفت علمی یا صرف پول بیشتر برای ساختن یک وسیلهی جدید نباشد. شاید پاسخ مساله، در اجازهدادن به پزشکان ماهر برای بکارگیری مهارت مراقبتی و بینششان روی افراد درست در لحظهی مناسب باشد.
.
Seth's Blog
Three problems of healthcare
Technology/science Resources Information For a long time, we had no clue. We didn’t know about germs or viruses. We thought that ulcers were caused by pastrami sandwiches. We went to the barb…
▪️محاسبهی دقیقهی ۹۰
▪️ستگادین ۱۸ اسفند ۱۴۰۰
شاید خریدن لباس مخصوص رقص برای جشن فارغ التحصیلی، آنهم در ۱۲ سالگی فکر خوبی نباشد. چون نه تنها از اندازه و سبک لباسی که در آینده خواهید پوشید مطمئن نیستید، حتی نمیدانید که اصلاً به آن جشن خواهید رفت یا نه؟
از آن طرف، پرکردن فرم اظهارنامهی مالیاتی، یک ساعت مانده به مهلت پایانی، ریسکی غیر قابل جبران است.
ما برای انجام کارها، به آسانی به صبرکردن تا دقیقهی ۹۰ عادت میکنیم. به محض اینکه روی بحرانهای [ احتمالی در آینده] تمرکز کنید، میفهمید که صرف تمرکز و انرژی برای طراحی یک نقشهی راه، واقعاً دشوار است. با اینحال، صبرکردن تا دقیقهی ۹۰ میتواند پرریسک و پرهزینه باشد.
- اگر یک اتفاق، بسیار دور از شماست
- بعید است رخ بدهد
- اگر اتفاق بیفتد، خرج چندانی ندارد
- برنامهریزی پیشرفته هم اثری روی نتایج آن ندارد
احتمالاً صبرکردن تا دقیقهی ۹۰ ، استراتژی هوشمندانهای باشد.
از آن طرف، اتفاقاتی که ترکیبی از موارد زیر هستند:
- قطعیاند
- متغیرهای شناختهشدهای دارند
- اگر اتفاق بیفتند، پرخرجاند( و اگر در حال حاضر به آنها رسیدگی شود، کمخرج هستند)
در این صورت باید برای آنها برنامهریزی دقیقی صورت گیرد...
.
▪️ستگادین ۱۸ اسفند ۱۴۰۰
شاید خریدن لباس مخصوص رقص برای جشن فارغ التحصیلی، آنهم در ۱۲ سالگی فکر خوبی نباشد. چون نه تنها از اندازه و سبک لباسی که در آینده خواهید پوشید مطمئن نیستید، حتی نمیدانید که اصلاً به آن جشن خواهید رفت یا نه؟
از آن طرف، پرکردن فرم اظهارنامهی مالیاتی، یک ساعت مانده به مهلت پایانی، ریسکی غیر قابل جبران است.
ما برای انجام کارها، به آسانی به صبرکردن تا دقیقهی ۹۰ عادت میکنیم. به محض اینکه روی بحرانهای [ احتمالی در آینده] تمرکز کنید، میفهمید که صرف تمرکز و انرژی برای طراحی یک نقشهی راه، واقعاً دشوار است. با اینحال، صبرکردن تا دقیقهی ۹۰ میتواند پرریسک و پرهزینه باشد.
- اگر یک اتفاق، بسیار دور از شماست
- بعید است رخ بدهد
- اگر اتفاق بیفتد، خرج چندانی ندارد
- برنامهریزی پیشرفته هم اثری روی نتایج آن ندارد
احتمالاً صبرکردن تا دقیقهی ۹۰ ، استراتژی هوشمندانهای باشد.
از آن طرف، اتفاقاتی که ترکیبی از موارد زیر هستند:
- قطعیاند
- متغیرهای شناختهشدهای دارند
- اگر اتفاق بیفتند، پرخرجاند( و اگر در حال حاضر به آنها رسیدگی شود، کمخرج هستند)
در این صورت باید برای آنها برنامهریزی دقیقی صورت گیرد...
.
Seth's Blog
Calculating the last minute
It probably doesn’t pay to buy your prom dress when you are 12 years old. You’re not sure of the size, not sure of what styles will be like and not even sure you want to go. On the othe…
▪️خودتان را گیر بیاندازید
▪️ستگادین ۱۹ اسفند ۱۴۰۰
چه ترسناک! نکته همینجاست.
یک تاریخ دقیق تعیین کنید: دیگر گیرافتادید!
نوع خاصی از مشتری را برای خودتان تعیین و توصیف کنید یا حتی یکی را به نام انتخاب کنید.
به طور واقعاً شفاف مشخص کنید که به دنبال ایجاد کدام تغییر هستید؟
از نام خودتان استفاده کنید.
قیمت منصفانهای اعلام کنید.
ادعا کنید که چیزی برای گفتن دارید.
بدانید که چه کاری میکنید و آگاهانه دست به اقدام بزنید.
از فریبکاری و ایجاد هیاهو بپرهیزید.
اینها همگی راههایی هستند تا خودتان را گیر بیاندازید(زیر بار مسئولیت بروید). برای گیرافتادن، چه جایی بهتر از اینها؟
.
▪️ستگادین ۱۹ اسفند ۱۴۰۰
چه ترسناک! نکته همینجاست.
یک تاریخ دقیق تعیین کنید: دیگر گیرافتادید!
نوع خاصی از مشتری را برای خودتان تعیین و توصیف کنید یا حتی یکی را به نام انتخاب کنید.
به طور واقعاً شفاف مشخص کنید که به دنبال ایجاد کدام تغییر هستید؟
از نام خودتان استفاده کنید.
قیمت منصفانهای اعلام کنید.
ادعا کنید که چیزی برای گفتن دارید.
بدانید که چه کاری میکنید و آگاهانه دست به اقدام بزنید.
از فریبکاری و ایجاد هیاهو بپرهیزید.
اینها همگی راههایی هستند تا خودتان را گیر بیاندازید(زیر بار مسئولیت بروید). برای گیرافتادن، چه جایی بهتر از اینها؟
.
▪️اندازهگیریهای آسان
▪️ستگادین ۲۱ اسفند ۱۴۰۰
سیستم تنبل است و روی چیزهایی تمرکز میکند که اندازهگیریشان آسان باشد: سرعت تایپ شما، امتیاز شما در آزمون، تعداد فالوورهایتان.
یک راه پیشرفت، یادگیری بصیرت است. شما میتوانید ارزشی را که نادیده گرفته شده است کشف کنید. آنهم با اندازهگیری چیزی که اندازهگیری آن سخت باشد.
کسب انرژی و تعهد برای انجام کارهایی که دیگران ممکن است نتوانند در کوتاهمدت آن را به آسانی اندازه بگیرند، بهترین راه برای ایجاد تفاوت است.
.
▪️ستگادین ۲۱ اسفند ۱۴۰۰
سیستم تنبل است و روی چیزهایی تمرکز میکند که اندازهگیریشان آسان باشد: سرعت تایپ شما، امتیاز شما در آزمون، تعداد فالوورهایتان.
یک راه پیشرفت، یادگیری بصیرت است. شما میتوانید ارزشی را که نادیده گرفته شده است کشف کنید. آنهم با اندازهگیری چیزی که اندازهگیری آن سخت باشد.
کسب انرژی و تعهد برای انجام کارهایی که دیگران ممکن است نتوانند در کوتاهمدت آن را به آسانی اندازه بگیرند، بهترین راه برای ایجاد تفاوت است.
.
Seth's Blog
The easy measurements
The system is lazy. It focuses on the things that are easy to measure: How fast can you type, what was your score on the test, how many followers do you have? One way to move forward is to learn di…
▪️به همه پاسخ دهید
▪️ستگادین ۲۲ اسفند ۱۴۰۰
چه کسی تصمیم گرفت که پاسخدادن به همه، راه خوبی برای تعامل در یک گروه است؟
این روش، بدترین عناصر گفتگوی همزمان و غیرهمزمان را یکجا دارد. این کار باعث میشود که سرعت در پاسخدهی نسبت به عقلانیت در پاسخدهی، اولویت پیدا کند و نوعی شهود و تصمیمگیری غیرهماهنگ ایجاد شود که به سختی قابل مدیریت است.
اگر حرفی هست که ارزشش را دارد تا وقت تیم را بگیرید، پس ارزشش را هم دارد که آن حرف را به صورت یک سند نوشتاری یا در زمان حقیقی( بیدرنگ: real time) با گروه به اشتراک بگذارید. هیچکدام از این دو راه، آسان نیست و نیازمند تفکر زیاد برای یافتن راههایی برای پیشرفت است.
.
▪️ستگادین ۲۲ اسفند ۱۴۰۰
چه کسی تصمیم گرفت که پاسخدادن به همه، راه خوبی برای تعامل در یک گروه است؟
این روش، بدترین عناصر گفتگوی همزمان و غیرهمزمان را یکجا دارد. این کار باعث میشود که سرعت در پاسخدهی نسبت به عقلانیت در پاسخدهی، اولویت پیدا کند و نوعی شهود و تصمیمگیری غیرهماهنگ ایجاد شود که به سختی قابل مدیریت است.
اگر حرفی هست که ارزشش را دارد تا وقت تیم را بگیرید، پس ارزشش را هم دارد که آن حرف را به صورت یک سند نوشتاری یا در زمان حقیقی( بیدرنگ: real time) با گروه به اشتراک بگذارید. هیچکدام از این دو راه، آسان نیست و نیازمند تفکر زیاد برای یافتن راههایی برای پیشرفت است.
.
▪️فرض نکنید که دیگران نیز همان شرایط را دارند
▪️ستگادین ۲۳ اسفند ۱۴۰۰
هر شرایطی را هم که در نظر بگیرید، بازهم احتمالاً چنین فرضی اشتباه است.
آنچه را که شما میدانید، دیگران نمیدانند، به آنچه شما باور دارید، آنها باور ندارند، از چیزی که میترسید، نمیترسند. آنها به یک اندازه ماهر، به یک اندازه سریع و به یک اندازه مجهز به امکانات نیستند.
گفتن جملهی « اگر من جای تو بودم...»، چندان مفید نیست.
.
▪️ستگادین ۲۳ اسفند ۱۴۰۰
هر شرایطی را هم که در نظر بگیرید، بازهم احتمالاً چنین فرضی اشتباه است.
آنچه را که شما میدانید، دیگران نمیدانند، به آنچه شما باور دارید، آنها باور ندارند، از چیزی که میترسید، نمیترسند. آنها به یک اندازه ماهر، به یک اندازه سریع و به یک اندازه مجهز به امکانات نیستند.
گفتن جملهی « اگر من جای تو بودم...»، چندان مفید نیست.
.
▪️با آرزوی بهترینها
▪️ستگادین ۲۴ اسفند ۱۴۰۰
مقایسهیکیفی(Benchmarking) یعنی مشاهدهی همهی عناصر ارایهشده توسط شما و مقایسهی آنها با عالیترین عناصر ارایهشده توسط رقبایتان.
یعنی آیا دستگیرهای که شما ساختهاید به خوبی دستگیرهی اتومبیل Audi است یا نه؟ یا پدال ترمز شما، به خوبی پدال ترمز Volvo است یا نه؟
این کار وسوسهکنندهای است. کیست که بخواهد یکی از محصولاتش در ردهای پایینتر از محصول رقیب قرار بگیرد؟
و کماکان...
این کار تقریباً هرگز باعث نمیشود که محصولی به چشم بیاید...
عاملی که باعث میشود یک محصول به چشم بیاید و توجهها را بخود جلب کند، ترکیبی از همکاری داخلی(internal synergy) یعنی همکاری اجزا باهم بعنوان یک کل و عدم تعادل (imbalance) است. چیزی که ارزشش را داشته باشد تا دربارهاش حرف بزنیم. چیزی که پیدا کردنش سخت باشد. چیزی که صحبتکردن دربارهی آن، به ما در رسیدن به اهدافمان کمک کند.
این طرز توجه نامتعادل به کیفیت محصولی که ارایه میدهیم، برخلاف روش مقایسهی کیفی(Benchmarking) با محصول رقباست. نقطهی قوت خویش را پیدا کنید و به دقت، روی آن تمرکز کنید.
.
▪️ستگادین ۲۴ اسفند ۱۴۰۰
مقایسهیکیفی(Benchmarking) یعنی مشاهدهی همهی عناصر ارایهشده توسط شما و مقایسهی آنها با عالیترین عناصر ارایهشده توسط رقبایتان.
یعنی آیا دستگیرهای که شما ساختهاید به خوبی دستگیرهی اتومبیل Audi است یا نه؟ یا پدال ترمز شما، به خوبی پدال ترمز Volvo است یا نه؟
این کار وسوسهکنندهای است. کیست که بخواهد یکی از محصولاتش در ردهای پایینتر از محصول رقیب قرار بگیرد؟
و کماکان...
این کار تقریباً هرگز باعث نمیشود که محصولی به چشم بیاید...
عاملی که باعث میشود یک محصول به چشم بیاید و توجهها را بخود جلب کند، ترکیبی از همکاری داخلی(internal synergy) یعنی همکاری اجزا باهم بعنوان یک کل و عدم تعادل (imbalance) است. چیزی که ارزشش را داشته باشد تا دربارهاش حرف بزنیم. چیزی که پیدا کردنش سخت باشد. چیزی که صحبتکردن دربارهی آن، به ما در رسیدن به اهدافمان کمک کند.
این طرز توجه نامتعادل به کیفیت محصولی که ارایه میدهیم، برخلاف روش مقایسهی کیفی(Benchmarking) با محصول رقباست. نقطهی قوت خویش را پیدا کنید و به دقت، روی آن تمرکز کنید.
.
▪️چگونه باید روز شما را جشن بگیریم؟
▪️ستگادین ۲۶ اسفند ۱۴۰۰
اگر امروز را به افتخار شما تعطیل اعلام کنیم، دوست دارید به چه دلیلی آن را جشن بگیریم؟
اگر همهی روزهایتان، همهی کارهایتان، تاثیراتی که گذاشتهاید و شهرتی که دارید را بررسی کنیم، چه کاریکاتور مثبتی از شما خواهیم کشید؟ کدام شعار، بنر یا متن تبریکی را برای گرامیداشت شما و کارتان به کار ببریم؟
البته که خلاصهکردن یک سازمان یا کار یک فرد در یکی دو جمله، کار دقیقی نیست. ولی به هر حال، ما این کار را انجام میدهیم.
چه جملهای مناسب شماست؟
.
▪️ستگادین ۲۶ اسفند ۱۴۰۰
اگر امروز را به افتخار شما تعطیل اعلام کنیم، دوست دارید به چه دلیلی آن را جشن بگیریم؟
اگر همهی روزهایتان، همهی کارهایتان، تاثیراتی که گذاشتهاید و شهرتی که دارید را بررسی کنیم، چه کاریکاتور مثبتی از شما خواهیم کشید؟ کدام شعار، بنر یا متن تبریکی را برای گرامیداشت شما و کارتان به کار ببریم؟
البته که خلاصهکردن یک سازمان یا کار یک فرد در یکی دو جمله، کار دقیقی نیست. ولی به هر حال، ما این کار را انجام میدهیم.
چه جملهای مناسب شماست؟
.
Seth's Blog
How should we celebrate your day?
If today was a holiday in your honor, what would it be about? If we had to examine everything about you, your work, your impact, your reputation–what would be the positive caricature we would…
▪️داخل حباب
▪️ستگادین ۲۷ اسفند ۱۴۰۰
هر زمان که حبابی تشکیل شود(چه حباب قیمتی، چه حباب فرهنگی)، زندگی در داخل حباب، منطقی و نرمال به نظر میرسد.
چنین میشود که هنرمندان گالری Basel در میامی، دربارهی تبدیل آثارشان به توکنهای غیرقابل معاوضه(NFTs) حرف میزند. نه به این خاطر که از توکن سر در میآورند یا واقعاً از آن سود میبرند. بلکه به این خاطر که روال زندگی در داخل حباب، چنین ایجاب میکند.
و فرض میشود، کسانی که بیرون از حباب هستند، از قافله عقب ماندهاند و این به زندگی در داخل حباب، جان میبخشد.
وقتی یک فرهنگ سازمانی شروع به ایزولهشدن(insular) میکند یا یک جامعه، شروع به رفتارهای فرقهمانند میکند، همین اتفاق میافتد.
فرهنگ یعنی «روشی که کارها را انجام میدهیم». ذات اصلی حباب، تعریف یک داخل، یک خارج و رواج یک واقعیت تحریفشده است تا به افراد داخل حباب، اطمینان دهد که روششان برای انجام کارها، منطقی و نرمال است.
اگر مطمئن هستید که قرار است حباب تا مدتها پابرجا بماند، شاید حق را به شما بدهیم.
ولی وقتی حباب بترکد( که همیشه این اتفاق میافتد)، باید برای روبروشدن با واقعیتی که خلاف ادعاهای شماست، آماده باشید.
بقول Jean Dubuffet: «هنر در جایی که برایش ساخته شده، آرام نمیگیرد. تا نامی از او بُرده شود، فرار میکند. هنر دوست دارد ناشناس بماند. بهترین اوقات برای هنر، زمانهاییست که نامی را که بر او نهادهاند، فراموش میکند.»
.
▪️ستگادین ۲۷ اسفند ۱۴۰۰
هر زمان که حبابی تشکیل شود(چه حباب قیمتی، چه حباب فرهنگی)، زندگی در داخل حباب، منطقی و نرمال به نظر میرسد.
چنین میشود که هنرمندان گالری Basel در میامی، دربارهی تبدیل آثارشان به توکنهای غیرقابل معاوضه(NFTs) حرف میزند. نه به این خاطر که از توکن سر در میآورند یا واقعاً از آن سود میبرند. بلکه به این خاطر که روال زندگی در داخل حباب، چنین ایجاب میکند.
و فرض میشود، کسانی که بیرون از حباب هستند، از قافله عقب ماندهاند و این به زندگی در داخل حباب، جان میبخشد.
وقتی یک فرهنگ سازمانی شروع به ایزولهشدن(insular) میکند یا یک جامعه، شروع به رفتارهای فرقهمانند میکند، همین اتفاق میافتد.
فرهنگ یعنی «روشی که کارها را انجام میدهیم». ذات اصلی حباب، تعریف یک داخل، یک خارج و رواج یک واقعیت تحریفشده است تا به افراد داخل حباب، اطمینان دهد که روششان برای انجام کارها، منطقی و نرمال است.
اگر مطمئن هستید که قرار است حباب تا مدتها پابرجا بماند، شاید حق را به شما بدهیم.
ولی وقتی حباب بترکد( که همیشه این اتفاق میافتد)، باید برای روبروشدن با واقعیتی که خلاف ادعاهای شماست، آماده باشید.
بقول Jean Dubuffet: «هنر در جایی که برایش ساخته شده، آرام نمیگیرد. تا نامی از او بُرده شود، فرار میکند. هنر دوست دارد ناشناس بماند. بهترین اوقات برای هنر، زمانهاییست که نامی را که بر او نهادهاند، فراموش میکند.»
.
▪️چیزهایی که نمیتوانید ببینید
▪️ستگادین ۲۹ اسفند ۱۴۰۰
آیا همهی قسمتهایی را که قبلاً به آنها توجه نکرده بودید، یادتان هست؟
مثلاً جوری که الان، چیدمان تصویری حروف(typography) را میبینید، [ آیا قبلاً هم اینگونه میدیدید؟ ] یا طوری که به کوک یک ارکستر توجه میکنید. یا همترازی پایههای دیوار یک خانه را بررسی میکنید یا به صدای یک موتور توجه میکنید...( یا جوری که به قراردادن یک u در کلمهی moulding دقت میکنید)
تخصص، دربارهی یادگیری روشهای جدید برای توجهکردن است.
اغلب، به محض اینکه دیدن را یاد میگیریم، فرض میکنیم که من خودم همیشه این را میدانستم. این فرض به ما اجازه میدهد تا باور کنیم که چیزهایی که نمیتوانیم ببینیم، بعد از این هم هرگز قادر به دیدنشان نخواهیم شد.
ولی این روش جواب نمیدهد، مگراینکه زیادی از خودمان راضی باشیم.
همیشه چیزی آن زیر هست، عناصری که بیشتر مردم، متوجه آنها نمیشوند. ولی ما اگر بخواهیم، میتوانیم آنها را ببینیم.
.
▪️ستگادین ۲۹ اسفند ۱۴۰۰
آیا همهی قسمتهایی را که قبلاً به آنها توجه نکرده بودید، یادتان هست؟
مثلاً جوری که الان، چیدمان تصویری حروف(typography) را میبینید، [ آیا قبلاً هم اینگونه میدیدید؟ ] یا طوری که به کوک یک ارکستر توجه میکنید. یا همترازی پایههای دیوار یک خانه را بررسی میکنید یا به صدای یک موتور توجه میکنید...( یا جوری که به قراردادن یک u در کلمهی moulding دقت میکنید)
تخصص، دربارهی یادگیری روشهای جدید برای توجهکردن است.
اغلب، به محض اینکه دیدن را یاد میگیریم، فرض میکنیم که من خودم همیشه این را میدانستم. این فرض به ما اجازه میدهد تا باور کنیم که چیزهایی که نمیتوانیم ببینیم، بعد از این هم هرگز قادر به دیدنشان نخواهیم شد.
ولی این روش جواب نمیدهد، مگراینکه زیادی از خودمان راضی باشیم.
همیشه چیزی آن زیر هست، عناصری که بیشتر مردم، متوجه آنها نمیشوند. ولی ما اگر بخواهیم، میتوانیم آنها را ببینیم.
.
▪️خدمات مشتریان و مدل ذهنی مهماننوازی را به اوج برسانید
▪️ستگادین ۱ فروردین ۱۴۰۱
آیا ارزانتر، بهتر است؟
آیا سود، تنها چیزی است که باید به حداکثر ممکن برسد؟
شرکت خدمات پستی Federal Express [ تأسیس در سال ۱۹۷۱ که در سال ۲۰۰۰ به FedEx تغییر نام داد ]، در اولین دههی عمر خویش، «خدمات مشتریان» را به عنوان یک ابزار بازاریابی پذیرفت. آنها در حال رقابت با خدمات پستی بودند ولی بیشتر، سعی میکردند تا مخصوصاً میان کسب و کارها، عادتی ایجاد کنند که تحویل ۲۵ سنتی را به تحویل ۲۰ دلاری تبدیل کنند.
آنها با اولین زنگ تلفن، گوشی را برمیداشتند.
آنها افرادی را استخدام کردند که به «تجربهی مشتری» اهمیت میدادند و ابزارهایی در اختیارشان گذاشتند تا به وعدههای خود عمل کنند.
آنها منافع کوتاهمدت را به پای ساختن یک برند(Brand)، قربانی کردند تا مردم بتوانند به آن برند، اعتماد کنند.
برخی از سازمانها، این صفات را عمیقاً نهادینه میکنند و تا مدتهای زیادی به آن پایبند میمانند. آنها یک مدل ذهنی مهماننوازی(hospitality mindset) دارند. خدمات، فقط ابزاری برای تأمین سود نیست. بلکه در درجهی اول، علت اصلی وجود شماست.
در دههی اخیر، FedEx تصمیم گرفت تا مسیر متفاوتی را در پیش بگیرد.
آنها به این راحتی، جواب تلفن را نمیدهند. وقتی هم جواب میدهند، چنان کارمندان کمدرآمدشان را درگیر دستورالعملها و سیاستهای کاری کردهاند که دیگر جایی برای تعامل انسانی برای آنها باقی نمیگذارد. آنها Dropboxهای کم سود را حذف و ساعات pickup را کم میکنند. وقتی بستهای به آدرس اشتباه میرود، کار زیادی برای ترمیم اعتماد مخدوششده انجام نمیدهند....
همهی این مراحل در کوتاهمدت، باعث افزایش سود میشوند. و شاید در طول زمان، باعث شوند تا کسانی که واقعاً به این چیزها اهمیت میدهند(مشتریان مشکلپسند؟)، ارائهدهندگان خدماتشان را عوض کنند. ولی هزینهی واقعی توسط افرادشان، مأموریتشان و فرهنگی که میخواستند ایجاد کنند پرداخته میشود.
مهماننوازی صرفاً یک تاکتیک نیست. یک انتخاب است.
امکان ساختن سازمانی که کارش، باعث افتخار شما و کارمندانش باشد، وجود دارد. کارمندانی که به مشتری اهمیت میدهند، مسائل او را حل میکنند و با مشتری، رابطه میسازند.
.
▪️ستگادین ۱ فروردین ۱۴۰۱
آیا ارزانتر، بهتر است؟
آیا سود، تنها چیزی است که باید به حداکثر ممکن برسد؟
شرکت خدمات پستی Federal Express [ تأسیس در سال ۱۹۷۱ که در سال ۲۰۰۰ به FedEx تغییر نام داد ]، در اولین دههی عمر خویش، «خدمات مشتریان» را به عنوان یک ابزار بازاریابی پذیرفت. آنها در حال رقابت با خدمات پستی بودند ولی بیشتر، سعی میکردند تا مخصوصاً میان کسب و کارها، عادتی ایجاد کنند که تحویل ۲۵ سنتی را به تحویل ۲۰ دلاری تبدیل کنند.
آنها با اولین زنگ تلفن، گوشی را برمیداشتند.
آنها افرادی را استخدام کردند که به «تجربهی مشتری» اهمیت میدادند و ابزارهایی در اختیارشان گذاشتند تا به وعدههای خود عمل کنند.
آنها منافع کوتاهمدت را به پای ساختن یک برند(Brand)، قربانی کردند تا مردم بتوانند به آن برند، اعتماد کنند.
برخی از سازمانها، این صفات را عمیقاً نهادینه میکنند و تا مدتهای زیادی به آن پایبند میمانند. آنها یک مدل ذهنی مهماننوازی(hospitality mindset) دارند. خدمات، فقط ابزاری برای تأمین سود نیست. بلکه در درجهی اول، علت اصلی وجود شماست.
در دههی اخیر، FedEx تصمیم گرفت تا مسیر متفاوتی را در پیش بگیرد.
آنها به این راحتی، جواب تلفن را نمیدهند. وقتی هم جواب میدهند، چنان کارمندان کمدرآمدشان را درگیر دستورالعملها و سیاستهای کاری کردهاند که دیگر جایی برای تعامل انسانی برای آنها باقی نمیگذارد. آنها Dropboxهای کم سود را حذف و ساعات pickup را کم میکنند. وقتی بستهای به آدرس اشتباه میرود، کار زیادی برای ترمیم اعتماد مخدوششده انجام نمیدهند....
همهی این مراحل در کوتاهمدت، باعث افزایش سود میشوند. و شاید در طول زمان، باعث شوند تا کسانی که واقعاً به این چیزها اهمیت میدهند(مشتریان مشکلپسند؟)، ارائهدهندگان خدماتشان را عوض کنند. ولی هزینهی واقعی توسط افرادشان، مأموریتشان و فرهنگی که میخواستند ایجاد کنند پرداخته میشود.
مهماننوازی صرفاً یک تاکتیک نیست. یک انتخاب است.
امکان ساختن سازمانی که کارش، باعث افتخار شما و کارمندانش باشد، وجود دارد. کارمندانی که به مشتری اهمیت میدهند، مسائل او را حل میکنند و با مشتری، رابطه میسازند.
.
Seth's Blog
Peak customer service and the hospitality mindset
Is cheaper better? Is profit the only thing to be maximized? For its first decade, Federal Express embraced customer service as a marketing tool. They were competing with the postal service, but mo…
▪️کاربران خاموش
▪️ستگادین ۲ فروردین ۱۴۰۱
برای لیدرهای اینترنتی، کاربران خاموش و تماشاچیهای منفعل(lurker)، ناامیدکنندهاند.
اگر همهی کسانی که ادعا میکنند مشارکتکننده/ عضو/ حامی/ طرفدار یا مشتری بلندمدت هستند، در صحنه حضور مییافتند، اتفاقات بزرگی رخ میداد.
به همین خاطر، ما زمان بسیار زیادی را صرف تحریک کاربران خاموش میکنیم تا دست به اقدام بزنند. دوباره پست میگذاریم! انگیزههای بیشتری ایجاد میکنیم! سطح موضوع را پایین میآوریم تا همهفهم شود! و بیشتر از همه، روی اورژانسیکردن موضوع تمرکز میکنیم!
در واقع، این راه پیشرفت نیست.
تقریباً همیشه ۹۵٪ کاربران خاموش، خاموش باقی خواهند ماند. مشکلی نیست.
جایی که باید روی آن تمرکز کرد، آن ۵٪ است. چون تغییر وقتی اتفاق میافتد که پیگیری، پشتکار و سخاوتمندی آن ۵٪ ، قطرهقطره جمع گردد. این باعث میشود که کاربران خاموش هم به آنها ملحق شوند. حتی ممکن است کاربران خاموش را فعال کند که اگر احساس نیاز کردند، خودشان را به آنها برسانند.
وجود کاربران خاموش، اشکالی ندارد. آنها به صورت بالقوه، آمادهی اقدام هستند.
پس فعلاً تمرکز، انرژی و قدرتشناسی ما، معطوف به افرادی است که از قبل حضور داشتند.
.
▪️ستگادین ۲ فروردین ۱۴۰۱
برای لیدرهای اینترنتی، کاربران خاموش و تماشاچیهای منفعل(lurker)، ناامیدکنندهاند.
اگر همهی کسانی که ادعا میکنند مشارکتکننده/ عضو/ حامی/ طرفدار یا مشتری بلندمدت هستند، در صحنه حضور مییافتند، اتفاقات بزرگی رخ میداد.
به همین خاطر، ما زمان بسیار زیادی را صرف تحریک کاربران خاموش میکنیم تا دست به اقدام بزنند. دوباره پست میگذاریم! انگیزههای بیشتری ایجاد میکنیم! سطح موضوع را پایین میآوریم تا همهفهم شود! و بیشتر از همه، روی اورژانسیکردن موضوع تمرکز میکنیم!
در واقع، این راه پیشرفت نیست.
تقریباً همیشه ۹۵٪ کاربران خاموش، خاموش باقی خواهند ماند. مشکلی نیست.
جایی که باید روی آن تمرکز کرد، آن ۵٪ است. چون تغییر وقتی اتفاق میافتد که پیگیری، پشتکار و سخاوتمندی آن ۵٪ ، قطرهقطره جمع گردد. این باعث میشود که کاربران خاموش هم به آنها ملحق شوند. حتی ممکن است کاربران خاموش را فعال کند که اگر احساس نیاز کردند، خودشان را به آنها برسانند.
وجود کاربران خاموش، اشکالی ندارد. آنها به صورت بالقوه، آمادهی اقدام هستند.
پس فعلاً تمرکز، انرژی و قدرتشناسی ما، معطوف به افرادی است که از قبل حضور داشتند.
.
Seth's Blog
The lurkers
It’s frustrating for anyone who leads. If everyone who says that they’re a contributor/member/supporter/fan/long-term customer showed up, huge things would happen. So we spend a lot of …
▪️بینش پودرکیک
▪️ستگادین ۳ فروردین ۱۴۰۱
وقتی Betty Crocker( این نام واقعی او نیست) برای اولین بار شروع به فروش پودر کیک کرد، فقط کافی بود که پودر را با آب مخلوط میکردید. آنها شکست خوردند.
ولی وقتی دستور پخت را عوض کردند و از مشتریان خواستند که روغن و یک تخممرغ را هم به پودر اضافه کنند، نرخ فروش بالا رفت.
چون مردم دوست دارند احساس کنند که خودشان کیک را درست میکنند. کار با پودر کیک، تبدیل به فعالیتی شد که احساس ساختن یک خانه را ایجاد میکرد.
اگر یک ارّه میزی سفارش دهید( که باید این کار را بکنید تا به خودتان صدمه نزنید)، ممکن است تعداد زیادی پیچ و مهره برای نصب پیدا کنید. اینها به عنوان جایزه به شما داده میشوند و فقط به درد سوارکردن آخرین قطعهای که حس میکنید ارزشمند است میخورند.
شاید خودتان اوج داستان را حدس زده باشید. پس من دیگر چیزی نمیگویم.
وقتی خودتان چیزی را مونتاژ میکنید...
.
▪️ستگادین ۳ فروردین ۱۴۰۱
وقتی Betty Crocker( این نام واقعی او نیست) برای اولین بار شروع به فروش پودر کیک کرد، فقط کافی بود که پودر را با آب مخلوط میکردید. آنها شکست خوردند.
ولی وقتی دستور پخت را عوض کردند و از مشتریان خواستند که روغن و یک تخممرغ را هم به پودر اضافه کنند، نرخ فروش بالا رفت.
چون مردم دوست دارند احساس کنند که خودشان کیک را درست میکنند. کار با پودر کیک، تبدیل به فعالیتی شد که احساس ساختن یک خانه را ایجاد میکرد.
اگر یک ارّه میزی سفارش دهید( که باید این کار را بکنید تا به خودتان صدمه نزنید)، ممکن است تعداد زیادی پیچ و مهره برای نصب پیدا کنید. اینها به عنوان جایزه به شما داده میشوند و فقط به درد سوارکردن آخرین قطعهای که حس میکنید ارزشمند است میخورند.
شاید خودتان اوج داستان را حدس زده باشید. پس من دیگر چیزی نمیگویم.
وقتی خودتان چیزی را مونتاژ میکنید...
.