طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
▪️اصلاح دوباره‌ی استانداردها

▪️ست‌گادین ۸ فروردین ۱۴۰۱



وقتی یک کارآفرین، بودجه دریافت می‌کند، اغلب برای او سخت است که این پول را خرج دارایی‌های شرکت کند[ پس‌انداز یا سرماگذاری در سهام و ...]. دیگر برای او محدودیت‌های قدیمی به آرامی محو می‌شوند. آنچه قبلاً کار هوشمندانه‌ای بود، حالا بی‌معنی به نظر می‌رسد. آنچه قبلاً کاری پرخطر محسوب می‌شد، حالا کار ایمنی است.

وقتی کسی پیرتر می‌شود یا آسیبی می‌بیند، یکی از خطرات این است که متوجه نباشد که دیگر قادر نیست کارهایی را که قبلا انجام می‌داد، دقیقاً به همان روش انجام دهد.

و فارغ‌التحصیل‌شدن از دانشگاه به این معناست که احتمالا دیگر نمی‌توانید به سبک زندگی قبلی‌تان ادامه دهید...

هیچ کدام از این تغییرات به منزله‌ی شکست نیست. بلکه فقط گام‌هایی در مسیر زندگی‌اند.

ما تغییر می‌کنیم. این بخشی از معامله است.

بدون اصلاح استانداردها(calibration)، داشتن یک زندگی خوب، بعید بنظر می‌رسد.




.
▪️تفاوت سیستم‌های مهمان‌نواز

▪️ست‌گادین ۹ فروردین ۱۴۰۱



سازمان شما از نظر خدمات مشتریان، چه فرقی با بقیه دارد؟

آیا مشتری می‌تواند بگوید که در سازمان شما یک کارمند متعهد خوش‌رفتار، می‌تواند از پس کاری برآید که الان توسط یک کارمند بداخلاق مریض در حال انجام است؟

یک فلسفه وجود دارد که مایل به پرکردن این فاصله‌ی خوش‌رفتاری و بدرفتاری، تا رساندن آن به حداقل ممکن است. ایجاد سیستم‌هایی که تضمین کنند همیشه تجربه‌ی مشتری در سطح خیلی خوبی باقی خواهد ماند. تضمین کمترین مغایرت میان شعارهایی که می‌دهید با سیاست‌هایی که دنبال می‌کنید، گروه‌هایی که با تماس تلفنی به آنها اطلاع‌رسانی می‌کنید و اشتباهات مدیریتی که سهواً مرتکب می‌شوید.

فلسفه‌ی دیگر این است که افراد فوق‌العاده‌ای استخدام شوند و به آنها فرصتی داده شود تا بدرخشند. با قبول همه‌ی تغییر و تحولاتی که مستلزم این روش است.

پیاده‌سازی همزمان هر دو روش، تقریباً غیر ممکن است.

اگر می‌خواهید سیستم خدماتی چشمگیری ایجاد کنید، فقط باید به افراد‌تان و خودتان اعتماد داشته باشید.

قهرمانان از سیستم‌ها سود می‌برند، نه این که توسط سیستم‌ها زمین‌گیر شوند.



.
▪️آزمایش ایده‌های جدید

▪️ست‌گادین ۱۰ فروردین ۱۴۰۱



یک گروه متمرکز [ Focus group: گروهی چندنفره که در یک اتاق جمع می‌شوند تا در مورد یک محصول، خدمات، مفهوم یا کمپین بازاریابی، بازخورد ارائه دهند]، درباره‌ی کتابی با عنوان «کشتن مرغ مقلد»، نوشته‌ی «هارپر لی»، چه می‌توانست بگوید؟ آیا فهمیدنش کار آسانی است؟ آیا شما قبل از این که کتاب را در دست‌تان بگیرید، می‌دانستید که درباره‌ی چیست؟

راجع به آزمایش محصول درباره‌ی یک نام مثل Nike یا Starbucks نظرتان چه بود؟

قبل از اینکه کار با نام‌ها و مفاهیم جدید را شروع کنید، ارزشش را دارد که برخی از معیارهای عینی آنها را بدانید. مثل مشاهده‌ی نتایج جستجو، درک علامت تجاری، کسب بینش درباره‌ی اموری مثل تلفظ و زبان بکار رفته در آن نام‌ها یا مفاهیم.

ولی دریافت یک بازخورد عمومی با سوالاتی از این قبیل: « این نام چه احساسی در شما ایجاد می‌کند؟»، تقریباً به طور قطع، بازخورد کاملاً اشتباهی به شما خواهد داد.

چرا که یک ایده به این خاطر جواب نمی‌دهد که به صورت عینی، آشکار و کامل، ایده‌ی بهتری است.

بلکه اثرات شبکه (network effects) و بده‌بستان‌های فرهنگی در پشت پرده‌ی ایده است که آن را به پیش می‌راند.



.
▪️«مگه می‌خوای کوه بکنی؟»

▪️ست‌گادین ۱۲ فروردین ۱۴۰۱



اگر با دستانتان یا نیروی کمرتان کار می‌کنید، کاملاً قابل درک است که از برداشتن اجسام سنگین بپرهیزید.

ولی کار خیلی از ما با زمان و اعتماد است.

اگر کسی از شما می‌خواهد که پروژه‌اش را تأیید کنید، و می‌گوید که «چیزی نیست، فقط یک دقیقه وقت تو را می‌گیرد.»، نگران تلف‌شدن زمان شماست ولی متوجه نیست که اعتبار و اعتماد شما را به خطر می‌اندازد. این کار سبکی نیست، یک خطر فوق‌العاده بزرگ است.

اگر کسی می‌گوید «لطفاً این پیام را به همه‌ی افرادی که در فهرست مخاطبانت داری فوروارد کن، چیزی نیست خودش خودکار انجام می‌شود»، در واقع کار سنگینی از شما می‌خواهد.

چون سریع انجام می‌شود، دلیل بر این نیست که ارزش انجامش را هم داشته باشد.



.
▪️موردی غافلگیرکننده درباره‌ی انتظارات

▪️ست‌گادین ۱۵ فروردین ۱۴۰۱



وقتی مطابق انتظارات هستید، وقتی بر سر عهدتان می‌ایستید، وقتی سطح کیفی معینی را حفظ می‌کنید، می‌گوییم: «البته که باید این‌طور باشد.»

از طرف دیگر، اگر سطح انتظارات را بی‌محابا بالا ببرید، اگر قولی بدهید که خارج از توان شماست و کمی هیاهو ایجاد کنید، تقریباً مطمئن هستید که امید و آرزوهای ما را به باد خواهید داد. در عین حال، آن امیدهای سر به فلک کشیده، مثل یک دارونما و با ایجاد یک ناهماهنگی شناختی، باعث می‌شوند که عده‌ای از مردم، شما را نسبت به زمانی که وعده‌های کمتری می‌دادید، بیشتر دوست داشته باشند.

و در نهایت، اگر از زمان، توجه و پولتان مایه بگذارید تا این نمایش را به اوج برسانید، شاید امروز از این عدم تعادل سودی نکنید ولی چون بر سر زبان‌ها می‌افتید، اغلب جبران خواهد شد. وقتی مجلس را گرم می‌کنید و همه را مات و مبهوت می‌سازید، طرفداران شما حرف‌هایتان را پخش می‌کنند.

با گذشت یکصدسال از دوران صنعتی، هر کدام از اشکال انتظارات، نشانه‌ی خودش را پیدا کرده است. ما انتظاراتی را درباره‌ی انتظارات ایجاد کرده‌ایم. شما نمی‌توانید با گفتن دقیق اینکه ارقام به کدام سطوح می‌رسند، برای یک سرمایه‌گذاری خطرپذیر(Venture Capital)، پول جمع کنید و اگر جراحان، همه‌ی جزئیات را به وضوح توضیح می‌دادند، هیچکس تن به عمل جراحی نمی‌داد.

چالش قضیه اینجاست که ما باید اطمینان حاصل کنیم که انتظارات درست را در جای درستش طبقه‌بندی کنیم.



.
▪️بازاریابی مدرن و فریب‌کاری

ست‌گادین ۱۶ فروردین ۱۴۰۱


فریب‌کاری(hustle) یعنی استفاده از میانبرها و تلاش برای تغییر شکل هنجارهای اجتماعی برای دریافت سهم غیرمنصفانه‌ی بیشتری از توجه مخاطبان. این کار با هدف آگاهی‌رساندن، اعتماد مخاطب را نابود می‌کند. فریب‌کاری و وادارکردن مخاطب، ممکن است در مدت کوتاهی انجام گیرد، چرا که یک میانبر است ولی مشخصاً با موافقت مخاطب انجام نمی‌گیرد. افراد کمی هستند که می‌خواهند گول بخورند یا وادار به انجام سریع کاری شوند.

بازاریابی، کمک‌رسانی به مردم برای دریافت همه‌ی خواسته‌هایشان است. بازاریابی یعنی ایجاد شرایطی برای یک گروه کوچک از افراد تا خودشان مشتاقانه تبلیغات کنند و با دیگران رابطه برقرار کنند. بازاریابی مدرن با ایجاد هنجارهای جدید، فرهنگ را تغییر می‌دهد و این امر را با بهترکردن امور برای مخاطبان، محقق می‌سازد.

جلب توجه، خلاف داستان‌گویی و خدمات‌رسانی است. گاهی اوقات که احساس می‌کنیم تنها گزینه‌ی پیش روی ما استفاده از میانبرها، مسخ مخاطب و بزرگنمایی است، پروژه‌ی بازاریابی فوق‌العاده‌ای از راه می‌رسد که در واقع به ما یادآوری کند ما می‌توانیم کاری انجام دهیم که به آن فخر بورزیم.




.
▪️و شاید همین کافیست

▪️ست‌گادین ۱۷ فروردین ۱۴۰۱



واژه‌ی Chisoku در زبان ژاپنی به این معناست: احساس کفایت و رضایتمندی با آنچه داریم. [ Chisoku از مفاهیم ذن و به معنی «خِرد» بعلاوه‌ی «رضایت» است]

البته با برخی معیارها، هرگز کفایت بوجود نمی‌آید. ما همیشه می‌توانیم دلیل بیاوریم که چرا بیشتر، بهتر است یا بهتر، بهتر است یا جدید، بهتر است یا متفاوت، بهتر است.

پس کافی‌بودن، یک انتخاب می‌شود نه یک معیار علمی.

عصاره‌ی انتخاب، در این است که به هر کدام از ما تعلق و بستگی دارد و اگر شما تصمیم بگیرید که بگویید من به اندازه‌ی کافی دارم، تصمیمش با شماست.

و با آن انتخاب، آزادی فوق‌العاده زیادی بدست می‌آورید. آزادی برای آرامش‌داشتن، آگاهی‌داشتن و عدم نگرانی از اتفاقات بعدی زندگی.



.
▪️وقتی سنجش‌گر کار نمی‌کند

▪️ست‌گادین ۱۹ فروردین ۱۴۰۱



وقتی ساعت‌ شما می‌خوابد، بعید است معتقد باشید که زمان هم متوقف شده است. واضح است که ساعت شما از حرکت باز ایستاده است نه زمان.

ولی وقتی یک معیار در فرهنگ‌ ما یا یک ماشین پیچیده، ضعیف عمل می‌کند، به راحتی سردرگم می‌شویم. آیا این کار واقعاً محبوب نیست یا فهرست پرفروش‌ترین‌ها گزارش دقیقی از آنچه مردم می‌خواهند ارائه نمی‌دهد؟ آیا پمپ واقعاً داغ کرده است یا دماسنج از کار افتاده است؟

هرچه سیستم پیچیده‌تر باشد، احتمالش بیشتر است که باور کنیم یک سنجش‌گر از کار افتاده است. حتی اگر فقط دوبار در روز درست باشد.

اگر از آنچه فکر می‌کنید در حال وقوع است راضی نیستید، ممکن است ارزش تنظیم مجدد و اصلاح دوباره‌ی استانداردها(recalibrate) را داشته باشد.



.
▪️آسایش و ملال

▪️ست‌گادین ۲۰ فروردین ۱۴۰۱



پنجاه سال گذشته، حاکی از یک تلاش جهانی برای به حداکثررساندن یک چیز و حذف بقیه بوده است.

بازاریاب‌ها و فناوران برای ایجاد آسایش، اضافه‌کاری می‌کنند. ما از دوران شکار و پرورش غذای خویش، به جایی رسیده‌ایم که با فشاردادن سه دکمه‌ی تلفن، غذا را برایمان می‌آورند.

این آسایش، هزینه زیادی دارد. ما برای رسیدن به آسایش، از حریم خصوصی، کنترل و رضایت در هر گوشه‌‌ی زندگی‌مان دست می‌کشیم.

و در عین حال، بازار این را فهمیده است که ما فقط از ملال خوشمان نمی‌آید. بنابراین ما را با تحریک بیشتر، گزینه‌های بیشتر و سروصدای بیشتر نسبت به قبل، مواجه می‌کند.

مشکل اینجاست که ملال، پابه‌پای رضایت و خوشی می‌آید. به سختی می‌توان با تحریک بیش از حد، چنین احساساتی را برانگیخت.




.
▪️نه به غیرممکن

▪️ست‌گادین ۲۲ فروردین ۱۴۰۱



برخی از مردم در سرحد غیر‌ممکن‌ها کار می‌کنند. نوشتن کدهای پیشرفته، خلق ترفندهای جادویی جدید و عجیب، نواختن موسیقی که نفس‌ها را بند می‌آورد.

بسیار وسوسه‌انگیز است که باور کنیم ما نیز باید همین کار را انجام دهیم. آنهم نه گهگاه، بلکه هر روز. انجام کاری که هرگز سابقه نداشته و برانگیختن عواطفی که واقعاً نایابند.

ولی کمیاب‌بودن این نوع کارها ممکن است راهی برای اثبات این قضیه باشد که ما بفهمیم اینجور کارها کار ما نیست. حداقل امروز نه.

امروز ما شانس آن را داریم که رهبری کنیم، ارتباط برقرار کنیم، کار افتخارآمیزی انجام دهیم. کاری که بتوانیم قبل از شروع، توصیفش کنیم. کاری که مطمئن هستیم ارزش انجام‌دادن دارد.

ممکن است همین کافی باشد.



.
▪️نسل C

▪️ست‌گادین ۲۳ فروردین ۱۴۰۱



مدت‌هاست که نسل‌ها را نامگذاری می‌کنیم. جمعیت‌شناسان از نامگذاری‌ها برای شروع گفتگو درباره‌ی تغییراتی که اطرافمان رخ می‌دهد استفاده می‌کنند. بااینکه محدوده‌ی تولد نمی‌تواند درستی یک دیدگاه را تضمین کند، ولی جابجایی جمعیتی و فرهنگی که گروه‌ها به اشتراک می‌گذارند، درباره‌ی اینکه ممکن است آنها جهان را چگونه ببینند، چیزهای زیادی به ما می‌گوید. و نام‌ یک نسل، میانبری برای یادآوری این نکته است که همه‌ی افراد، جهان را آنطور که ما می‌بینیم، نمی‌بینند.

نسل بیبی‌بومر‌ها
نسل X
نسل Y
نسل Z
نسل هزاره‌ها

اگر از من بپرسید، چهار نسل آخر کاملاً غیر قابل تصورند ولی در عین حال می‌دانم که احتمالاً «نسل بیبی بومرها» نسبت به «نسل هزاره‌ها» در حال حاضر، جهان را به طرز متفاوتی می‌فهمند. این‌ها برچسب‌های نادرستی هستند اما با این وجود، مفیدند.

پس نسل بعدی را چه باید نامید؟

همکاران نویسنده‌ام Bruce Clark و Paige NeJame، واژه‌ی نسل C را ابداع کرده‌اند که بسیار مناسب است و من باور دارم که ماندگار خواهد شد.

حرف C برای Covid(ویروس کرونا)، برای Carbon( کربن) [ به جای سیلیکون در تراشه‌های کامپیوتری] و برای Climate(آب و هوا) به کار رفته است.

ترکیبی از سال‌های دوران مدرسه که در خانه سپری می‌شود، همراه با ماسک‌زدن، در ترکیب با تحولات چشمگیر(اقتصادی، سیاسی و اجتماعی) که دوران صنعتی، ما را به آن رهنمون شده است، به این معناست که این نسل، چیزی متفاوت از قبلی‌ها خواهد شد. هر تصمیم، سرمایه‌گذاری و تعاملی از فیلترهای کربن، اصلاح و انعطاف‌پذیری رد خواهد شد.

و با این حال، اگر ما این را با c مربوط به connection(ارتباط) و c مربوط به cohort of people، گروهی از مردم که به دنبال آرامش و امکان در جامعه هستند، ترکیب کنیم، فرصتی برای همه‌ی ما پدیدار می‌شود. c مربوط به compassion(حس همدردی) هم در ترکیب خواهد آمد. نسل C اصلاً این را نمی‌خواست ولی امیدوارم این نسل، آمادگی برای رهبریِ تغییر را داشته باشد.



.
▪️کارهایی که حالمان را بد می‌کنند

▪️ست‌گادین ۲۶ فروردین ۱۴۰۱



ممکن است فهرستی از این کارها را داشته باشید. در واقع خیلی از ما چنین فهرستی داریم که اغلب اوقات، طرف مشورت ماست. این فهرست به چند دلیل نقص دارد:

دقیق نیست. کارهایی که در دنیای ما جایی ندارند، در این فهرست، نوشته نمی‌شوند. فهرست شخصی ما، طوری چیده شده است که شامل کارهای واضح، شخصی و ظاهراً فوری باشد. این برخلاف خصوصیت فهرستی مفید یا مهم است.

این فهرست، مسائل سیستمیک را به نفع دلخوری‌های شخصی، نادیده می‌گیرد.

چنین فهرستی برای رسانه سود می‌سازد ولی به بهبود اوضاع کمکی نمی‌کند.

مفید نیست. ازبرکردن این فهرست، هیچ کمکی به انجام کاری در مورد آنها نمی‌کند.

در واقع یک تله است که برای دورنگهداشتن ما از کارهای مهمی طراحی شده است که از انجامشان می‌ترسیم. یعنی مقاومت‌کردن به صورت ضدحال‌زدن است.

حواس‌پرت‌کن است. تمام لحظاتی که صرف تمرکز روی این فهرست می‌کنیم، فقط حالمان بد می‌شود، همین. کار این فهرست، همین است.

چنین فهرست‌هایی، راه مفیدی برای اجتناب از نتایج بد نیستند ولی به ما اجازه می‌دهند که از قبل، نتایج بد را تجربه کنیم. حتی آنهایی که اتفاق نمی‌افتند. اگر احساس بد، ما را از انجام کارهایی که نتایج بهتری به وجود می‌آورند دور می‌کند یا جلوی برقراری روابط بیشتر یا صرفاً لذت‌بردن را می‌گیرد، چیزی بجز وقت‌تلف‌کردن نیست.

شاید بهترین کاربرد چنین فهرستی این باشد که آن را بنویسید، تکمیل کنید و با دقت در کشوی میز قرار دهید تا بعد! و بعد، فراموشش کنید.



.
▪️تجزیه‌تحلیل ارتباط

▪️ست‌گادین ۲۷ فروردین ۱۴۰۱



کدام بهتر است: تماس تلفنی یا تماس با ZOOM؟

کدامیک صمیمی‌تر است: ملاقات حضوری یا نوشتن نامه؟

تنها جواب اینست: بستگی دارد.

وسوسه‌انگیز است که باور کنیم حضور در فروشگاهی پر از دکورها، بوها، بسته‌بندی‌ها، جمعیت و فروشندگانی که به خریداران کمک می‌کنند، نسبت به یک کاتالوگ، باعث تعامل و فروش بیشتری می‌شود. ولی شرکتی مثل Zingerman's ، عرضه‌ی یک قوطی ماهی ساردین را بسیار هیجان‌انگیزتر از اغذیه‌فروشی‌ها انجام می‌دهد.

موضوع اصلی هنگام برقراری ارتباط، حجم اطلاعات در دسترس نیست. بلکه فکر می‌کنم در ارتباطات، سه نیرو دخیل می‌شوند:

آیا همه‌ی اطلاعاتی را که می‌توانیم، بکار می‌بریم؟ ( نانوا می‌تواند بو و جلوه‌ی مغازه را انتخاب کند.)

آیا با اجازه‌ی مخاطب و در زمان درست، خودمان را عرضه می‌کنیم؟

آیا راهی برای ارتباط عاطفی و جلب اعتماد وجود دارد؟

هیچ گزینه‌ی جهانی [برای روش برقراری ارتباط] وجود ندارد، چه درباره‌ی ارتباط با یک دوست قدیمی باشد، چه درباره‌ی شنیدن حرف‌های یک سیاست‌مدار. قضیه پیچیده‌تر از این حرفهاست.




.
▪️اشتیاق به همکاری

▪️ست‌گادین ۳۰ فروردین ۱۴۰۱



وقتی کسی ایده‌ی تازه‌ای را با شما در میان می‌گذارد(share) یا از چیزی تعریف می‌کند یا رؤیایی را شرح می‌دهد، اگر از خودتان شور و شوق نشان دهید، ممکن است چه اتفاقی رخ دهد؟

شاید مثبت‌اندیشی، سرایت‌کننده باشد.

شاید تشویق فردی دیگر، او را روانه‌ی کشف افق‌ها سازد.

و شاید کمکی خواهد شد که بر ترس‌ خود غلبه کند و بهترین نسخه را از آنچه در ذهنش دارد، با شما سهیم شود.

همیشه بعداً می‌توانید «نه» بگویید.

در این لحظه، وجود اعتماد به نفس و اشتیاق در شما، برای بهترکردن ایده لازم است. ضرری ندارد. برای هر دوی شما مفید است.



.
▪️مدافع برند

▪️ست‌گادین ۳۱ فروردین ۱۴۰۱


برخی مدیران ارشد بازاریابی و شیوه‌های بازاریابی، فقط به تبلیغات مشغولند. اگر محصولاتی متوسط برای مخاطبانی متوسط و مقداری پول به آنها بدهید، کار تبلیغاتی‌شان را انجام خواهند داد.

و برخی از آنها واقعاً بازاریاب هستند. بازاریابی یعنی وعده بدهی و پای وعده‌ای که داده‌ای بایستی. بازاریاب‌ها درک می‌کنند که لوگوی شما یک برند نیست، فقط یک پرچم است. برند، تجربه‌ای است که وقتی مردم با شما تعامل می‌کنند، منتظر آن تجربه‌اند. برند، نفعی است که شما از شک‌کردن می‌برید.[ در فرهنگ ست‌گادین، شک‌کردن یعنی متوقف‌شدن برای دوباره‌دیدن، تردیدکردن و سپس دست به اقدامی نو زدن، باورنکردن و سوالات بهتری پرسیدن، دودل‌شدن و بدنبال واقعیت‌ها رفتن. م]

اگر شما جزو آن بازاریاب‌های واقعی هستید، بلافاصله یاد می‌گیرید که تنها بخش بسیار مهم شغل‌تان، تولید محصولات و خدمات عالی است. چون دیر یا زود، تجربه‌ی مشتری، برند شما می‌شود. دیر یا زود، داستانی که می‌گویید، باید واقعیت داشته باشد.

یعنی...

وظیفه اصلی شما این است که افرادتان را متقاعد کنید که محصولی عالی به مشتری تحویل دهند. شما آشغال یا میانبر دست مردم نمی‌دهید.

اگر شما مدافع برندتان نیستید، پس چه کسی قرار است باشد؟



.
▪️کلماتی که مهم‌اند

▪️ست‌گادین ۱ اردیبهشت ۱۴۰۱


هر کلمه‌ای که واقعا مهم باشد، سردرگم‌کننده هم هست. کلماتی مثل اعتماد، عشق، دوست، انصاف، راستگو، رهبر، وصل، معتبر، عدالت، شأن... این کلمات، ده‌ها معنی متفاوت دارند.

شاید به همین خاطر مهم‌اند.

ارزشش را دارد تا برای درک این نقطه وقت بگذاریم که واقعاً منظورمان از گفتن چیزی که ممکن است معنای دیگری هم داشته باشد، چیست.



.
▪️استدلال غلط برد-برد

▪️ست‌گادین ۴ اردیبهشت ۱۴۰۱




برخی مسائل، راه حل مفیدی دارند که بُرد را نصیب همگان می‌کند.

ولی چنین مسائلی زیاد نیستند. همانا مسائلی که مدتی است دوروبرمان را گرفته‌اند. اگر یک راه‌ حل برد-برد وجود داشت، احتمالاً کسی آن را پیش از این یافته بود.

در مسائل مهم، کسی باید در کوتاه‌مدت ببازد. کار رهبری، خوشحال‌کردن همه نیست. رهبری یعنی توانایی اظهار وجود و یاری‌رساندن به ما برای یافتن جایگاهی که در عین تعادل، تعداد بیشتری از ما در آن جایگاه خوشحال باشیم.

اگر راه حل برد-برد پیدا نمی‌کنید، ممکن است زمان آن فرارسیده باشد که یک راه حل برد-باخت بیابید تا اکثر افرادی که در معرض خطر هستند از آن راه حل، نفع ببرند. راه حل برد-باخت اغلب به این معناست که حفظ شرایط موجود و عمل به اولویت‌های سنتی در کوتاه‌مدت به خوبی صورت نمی‌گیرد.



.
▪️اهمیت پاسخ

▪️ست‌گادین ۵ اردیبهشت ۱۴۰۱



«زود باش، زود باش، بجنب...»

ما روی پایمان بند نمی‌شویم و بی‌صبرانه منتظر یک میانبر، یک روش یا یک تضمین هستیم. می‌گوییم که مقدمه و تحلیل را رد کنید تا برسیم به اینکه نظر شما چیست؟ با ما درباره‌ی ژانر و سبک و تاریخ حرف نزنید. برای این‌ها وقت نداریم. فقط بگویید الان چه باید بکنیم؟

شاید دلیل کشمکش‌هایمان در طول راه، آنست که فراموش کرده‌ایم به جای پاسخ‌ها بر روی پرسش‌ها متمرکز شویم. پاسخ‌های بیشتر، فقط سدی است بین ما و سوالاتی که واقعاً نیاز داریم روی آنها تمرکز کنیم.



.
▪️دو نوع کمک‌رسانی مفید

▪️ست‌گادین ۷ اردیبهشت ۱۴۰۱



نوع اول که رایج‌ است، زمانی است که کسی با نصیحت یا تلاش، برای به پایان‌رساندن کاری که قبلاً قصد کرده بودید، کمک‌تان می‌کند.

نوع دوم که نادرتر و مفیدتر است، زمانی است که کسی به شما کمک کند تا بفهمید، نقشه‌ی اولیه‌ی شما به آن خوبی که فکرش را می‌کردید نبوده و به شما کمک کند تا طرح و نقشه‌ی بهتری تهیه کنید.

شما به دنبال کدام نوع کمک‌رسانی هستید؟



.
▪️حوزه‌های تخصصی ما

▪️ست‌گادین ۸ اردیبهشت ۱۴۰۱



ما در روایت خویش، احساسات‌مان و تجربه‌ی زیسته‌ای که داشته‌ایم، بیش از همه متخصص هستیم. هیچ‌کس بجز ما آن‌ها را تجربه نکرده است و با اینکه ممکن است بررسی نشده‌ یا غریزی باشند، باز هم ما در آنها متخصص هستیم. تخصص در اینکه با چه کسانی در ارتباط باشیم یا چه باوری را انتخاب کنیم.

و خیلی از ما، متخصص کارهای روزمره‌مان هستیم. هنر و حرفه‌مان. چون مدت‌هاست که انجام‌شان می‌دهیم.

ناگهان با پیچ و خم رسانه‌ها، رخدادهای جهانی، علم و طیفی از چیزهایی که در آنها متخصص نیستیم مواجه می‌شویم. آمارها، تفکر بلندمدت، همه‌گیری‌شناسی، نشانه‌شناسی، قانون اساسی، فناوری، روش علمی، تاریخ و علوم محیط زیستی.

یک گزینه آن است که درباره‌ی هر کدام از این چیزها هوشمندانه رفتار کنیم. مثل مهارت‌های مهمی که در گذشته یادگرفته‌ایم. توجه و تواضع در مواجهه با ایده‌های جدید، نیازمند انرژی است و لازم است درک کنیم که ما هنوز درباره‌ی آنها متخصص نیستیم.

گزینه‌ی دیگر آن است که فقط وانمود کنیم که متخصص هستیم و احساساتی را که به خوبی کسب کرده‌ایم با تخصص واقعی ترکیب کنیم.

و گزینه‌ی سوم آن است که به راحتی شانه‌هایمان را بالا بیاندازیم و همه چیز را نادیده بگیریم.

یادگیریِ آن چه باید بیاموزیم، هرگز کار آسانی نبوده است و هرگز هم تا این حد فوری‌ و ضروری نبوده است.



.