طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
▪️گزینه‌های غیرقابل دسترس

▪️ست‌گادین ۱۱ مرداد ۱۴۰۱


«چه رنگ‌های دیگری دارید که فعلاً موجود نیست؟»

همیشه گزینه‌های بیشتری وجود دارند.

اگر هدف، کشف آنهاست، لطفاً کشف‌شان کنید. گاهی اوقات، موارد غیرقابل دسترس، به یک پیشرفت می‌انجامند.

ولی اگر فقط شغل‌تان انجام کاری معین است، احتمالاً ارزشش را دارد که وانمود کنید هیچ گزینه‌ی کشف‌نشده‌ای در این کار وجود ندارند.


.
▪️زمان و تمرکز و انرژی

▪️ست‌گادین ۱۲ مرداد ۱۴۰۱


دیر یا زود همه‌ی این‌ها تمام می‌شوند و این روش تخصیص زمان و انرژی عاطفی ماست که تعیین می‌کند چه کاری انجام می‌شود.

اگر روزتان را با احتساب شش دقیقه بیشتر بررسی کنیم، چه چیزی پیدا می‌کنیم؟

واقعاً طبق ساعت، از زمانی که در اختیارتان بود ( و هر کدام از ما بطور مشابه ۲۴ ساعت زمان در اختیار داریم) چه مقدار صرف کار ‌می‌شد و زمان مربوط به کار، چگونه با ارزش‌آفرینی دلخواهتان ارتباط پیدا می‌کرد؟

سوالی که اندازه‌گیری آن سخت‌تر ولی اثرگذاری‌اش خیلی بیشتر است، این است که از زمانی که تخصیص می‌دهید، تمرکز و انگیزه‌ی عاطفی شما روی چه چیزی است؟ بحران‌ها و هایلایت‌های روز یا هفته‌ی قبل شما چه چیزهایی بودند؟

عموماً بین آنچه ادعا می‌کنیم که در طول روز انجام می‌دهیم و آنچه واقعاً انجام می‌دهیم، فاصله وجود دارد. و حتی فاصله‌‌ی بیشتری بین امور ضروری و لحظات عاطفی و کارهایی که واقعاً می‌دانیم نتیجه می‌دهند وجود دارد.

وقتی روزمان را مجانی از دست می‌دهیم، آینده‌مان را از دست داده‌ایم.



.
▪️انتظار معجزه دارید؟

▪️ست‌گادین ۱۳ مرداد ۱۴۰۱



هر سال ده‌ها هزار نفر وارد دانشگاه‌های مشهور منتخب‌شان می‌شوند. ورود به دانشگاه برای هیچ‌کس بعید نیست، ولی تضمینی وجود ندارد.

ورود به دانشگاه، معجزه نیست. فقط احتمالش کم است.

اگر روزی یک پوند به وزنه‌ی پا در باشگاه اضافه کنید، در آخر سال، می‌توانید ۲۵۰ پوند وزنه‌پا بزنید.

کار سخت و طاقت‌فرسایی است ولی احتمال موفقیت در آن بعید نیست.

وقوع نتایج فوق، نیازمند معجزه نیست. در مورد اول، ممکن است شانس کمی وجود داشته باشد و مورد دوم، نیاز به پشتکار دارد.

ولی معجزه چیزی است که قبلاً هرگز اتفاق نیفتاده است و نباید روی آن حساب کرد.


.
▪️چه چیزی را بشماریم

▪️ست‌گادین ۱۴ مرداد ۱۴۰۱



این‌همه انتخاب، این‌همه شاخص و نقد و اندازه‌گیری.

شاید شمارش چیزهایی با عقل جور در می‌آید که به ما می‌گویند چگونه می‌توانیم در نوبت بعد، بهتر عمل کنیم.

و نیز شمارش چیزهایی که به ما اجازه دهند تا بدانیم که دفعه‌ی بعد، چقدر ریسک می‌توانیم به جان بخریم.

یا شمارش چیزهایی که برای قلق‌گیری قضاوت‌مان درباره‌ی بازار به کارمان بیایند.

ولی شمردن چیزهایی که هیچ کنترلی روی آنها نداریم یا درباره‌ی آینده چیزی به ما یاد نمی‌دهند، اصلاً با عقل جور در نمی‌آید.

شمارش شانس‌هایمان( خوب یا بد) ما را خوش‌شانس‌تر نمی‌کند.



.
▪️جیرجیرک‌ها

▪️ست‌گادین ۱۵ مرداد ۱۴۰۱



وقتی زیر دوش آواز می‌خوانید، انتظار تشویق‌شدن ندارید. در واقع چنین انتظاری بسیار عجیب است.

ولی وقتی آنلاین هستید و هر کسی ممکن است کلیک کند، تماشا کند یا به اشتراک بگذارد، اگر کارتان را به جهان عرضه کنید و چیزی نشنوید، اتفاق ناامیدکننده‌ای است.

مثل سیاه‌چاله‌ای که بهترین اثرتان را جذب می‌کند و هیچ پاسخی به شما نمی‌دهد.

اگر این اتفاق، بارها و بارها رخ دهد، می‌تواند شما را سرخورده کند.

وسوسه می‌شوید که سطح کارتان را پایین بیاورید یا به سراغ یک میان‌بر یا یک حرکت سریع بروید.

بدتر از همه، ممکن است بسادگی تسلیم شوید.

لطفاً این کار را نکنید.

ساختاری که شما در حال ایجاد آن هستید، در طول زمان روی هم چیده می‌شود. ثبات و همدلی در بینشِ شما، راه نفوذش را خواهد یافت. ذره ذره چیزی خلق خواهید کرد که ارزش توجه‌کردن را داشته باشد.

کلید واژه، همدلی(empathy) است. در حالیکه فقط بخاطر خودتان سراغ انجام کاری می‌روید، پیشرفت‌تان در کشف این نکته نهفته است که این محصول به درد چه کسی می‌خورد و شما برای ایجاد چه تغییری تلاش می‌کنید. خودتان را جای دیگران بگذارید، نه اینکه از آنها بخواهید تلاش کنند تا بفهمند شما در حال انجام چه کاری هستید.

دیر یا زود، جیرجیرک‌ها [ نماد‌های صبر و استقامت و فداکاری! ] موفقیت‌های بیشتری طلب خواهند کرد...


.
▪️مطلق و نسبی

▪️ست‌گادین ۱۷ مرداد ۱۴۰۱


مهم نیست که این یک مسابقه‌ی سوپربال یا جام جهانی نیست. برای این نوجوان ۱۲ساله، بازی فردا بازی بزرگی است. بزرگترین بازی دوران. احساسات او در اوج است.

مهم نیست که این بیماری در چند روز آینده باعث مرگ یا زندگی فردی نخواهد شد. برای این بیمار، احساس مواجهه با موقعیت مرگ یا زندگی را دارد.

اکثر چیزهایی که با آنها مواجه می‌شویم، از طرق احساسات‌مان ما را برانگیخته می‌کنند و احساساتمان همیشه نسبی‌اند. وقتی در حال خرید خودرو یا خرید یک آووکادو هستیم، همان احساسی را می‌خریم که به ما می‌دهد، نه احساسی که در دیگران ایجاد می‌کند.



.
▪️غیر قابل جایگزین یا غیر قابل تعویض

▪️ست‌گادین ۱۸ مرداد ۱۴۰۱


هزار دبیرستان دیگر وجود دارد و هرکدام یک معاون مدیر دارند که آن فرد، شما نیستید.

نخیر شما غیر قابل تعویض نیستید.

در واقع هیچ‌کس غیر قابل تعویض نیست.

اما اگر روی این قضیه کار کنیم، ممکن است غیر قابل جایگزین شویم. یک مهره‌ی حیاتی، کسی که اگر صحنه را ترک کند، جایش پُر نمی‌شود.

.
▪️«چه موقع نوبت به بازاریابی می‌رسد؟»

▪️ست‌گادین ۱۹ مرداد ۱۴۰۱



وقتی محصول جدیدی در حال توسعه بود، شخصی همین سوال را پرسید.

مطمئن نیستم که معنای کلمه «بازاریابی»، همان چیزی است که شما فکر می‌کنید.

تبلیغات کوتاه‌مدت(promotion) یا بلند‌مدت(advertising)، در مرحله‌ی بعد قرار دارند.

ولی درحال حاضر، کلاً در مرحله‌ی بازاریابی هستیم:

محصول، گارانتی، انتخاب رنگ‌ها، قیمت‌گذاری، احساسی که محصول در شما ایجاد می‌کند، عجله‌ای که برای معرفی محصول به دوستانمان داریم ...

اگر منتظر شده‌اید که ابتدا کارتان را تکمیل کنید و بعد شروع به بازاریابی کنید، انتظار شما خیلی‌خیلی طولانی شده است.


.
▪️نقدکننده‌ها ( و کلاهبردارها)

▪️ست‌گادین ۲۱ مرداد ۱۴۰۱



نیروی مخالف(oppositional energy) به راحتی ایجاد و پخش می‌شود. وقتی عده‌ای را به عنوان «آنها» برگزیدید، مخالفت‌کردن با هر آنچه «آنها» پیشنهاد می‌دهند، کار ساده‌ای است. این یک راه میانبر از روی تنبلی است، جداسازی می‌کند، شیطان می‌سازد و باعث می‌شود که ما جلوی حرکت غریزی‌مان به سمت بهتر‌شدن را بگیریم.

این روش در بازاریابی تیم ورزشی، فوق‌العاده‌ خوب جواب می‌دهد ولی در خیلی از حوزه‌های دیگر مفید نیست.

قسمت مخالف، کلاهبردارها را جذب می‌کند. افراد متقلب، کلاهبردار یا شارلاتان که احتمالاً نمی‌توانند با بررسی‌های دقیقِ عاقلانه کار کنند، توهین و جر و بحث را در پیش می‌گیرند که روشی آسان جهت دورزدن آزمون‌های عادی برای بررسی گزینه‌های واقعیِ در دسترس است.

این قضیه فقط در مورد فروش خانه‌به‌خانه‌ی دارو‌های بدون نسخه(patent medicine) صادق نیست‌ بلکه موسسات بزرگ تجاری، لابی‌کنندگان صنعتی، طراحان شرکت‌های هرمی، کسانی که از اصطلاحات فنی غیرقابل درک استفاده می‌کنند(technobabbler) و دیگران نیز هستند.

دیر یا زود کسی خاطرنشان می‌شود که اینجا، یک کلاهبرداری در جریان است. امیدوارم قبل از اینکه خیلی دیر شود آن روز را ببینیم.



.
▪️همگام‌سازی می‌تواند باعث حواس‌پرتی شود

▪️ست‌گادین ۲۲ مرداد ۱۴۰۱



هر دو فیلم «رستگاری در شاوشنگ» و «لبوفسکی بزرگ» نابود شدند. البته اگر منظورمان از نابودی، چند هفته اول اکران باشد. چون ابتدا کسی برای تماشای آنها نرفت. از آن زمان تاکنون، ده‌ها میلیون نفر این فیلم‌ها را دیده‌اند و درباره‌ی آنها حرف زده‌اند.

اولین آلبوم Tommy James نیز ابتدا شکست خورد. چون تا ماه‌ها کسی به آنها گوش نداد و سپس یک نفر در پنسیلوانیا که مهمانی‌ها را تدارک می‌دید، شروع به پخش متعدد آلبوم کرد و آهنگ‌ها را رواج داد و در ادامه، هفتمین آهنگ از ۱۰ آهنگ برتر شد.

ما آماده‌ایم که به اتفاقات شگفت‌انگیز و غیرمنتظره توجه کنیم.

ولی رویدادهایی که فرهنگ ما را تغییر می‌دهند، اغلب به تدریج اتفاق می‌افتند و در میان جمعیت بسیار کوچک و غیرقابل توجهی پخش می‌شوند.

گروه Grateful Dead سال‌ها بیشتر از بقیه‌ی گروه‌ها در اجرای زنده مقام اول را داشتند و با این حال، فقط یکی از آهنگ‌هایشان جزو ۴۰ آهنگ برتر بود. برای آنها ارتباط(connection)، ارزشمند‌تر از همگام‌سازی گسترده و سطحی بود.

اولین چالش، تمرکز و شکیبایی برای کار روی پذیرش ناهمزمان ایده‌های مهم است. دومین چالش این است که در خلال هیجان‌زدگی‌ها برای برخورداری از شانس موفقیت، هدف بزرگتر را قربانی نکنید.

قطره‌ها هستند که یک موج را می‌سازند.



.
▪️مالکیت و مسئولیت‌پذیری

▪️ست‌گادین ۲۳ مرداد ۱۴۰۱


شما صاحب اتاق نشیمن و اتاق خواب خودتان هستید.

ما بخاطر همسایه‌هایمان از چمن جلوی خانه‌مان مراقبت می‌کنیم.

و زباله‌های ما(هر نوع زباله) متعلق به همه‌ است.


.
▪️یافتن سیستم‌های نامرئی پایدار

▪️ست‌گادین ۲۵ مرداد ۱۴۰۱



ظهور پلاستیک، اجتناب‌ناپذیر بود.

صدها سال زمان بُرد تا کامل شود ولی ما توانستیم سیستمی بر اساس سودآوری، آسایش، بهره‌وری و بازارها بسازیم.

بازارها در کشف مسائل قابل حل از طریق معاملات، بی‌نهایت خوب عمل می‌کنند. اگر مردم برای رفع نیازشان، به خرید چیزی اهمیت دهند، به احتمال زیاد، فرد دیگری هم پیدا می‌شود که سعی کند آن چیز را بسازد.

در طول مسیر، این مکانیسمِ حسگرِ نیاز-بازار، به احداث کارخانجات، ظهور خرده‌فروش‌ها و بازاریابی می‌انجامد. هیچ‌کس مسوول نیست، هیچ‌کس تا ابد در رأس نمی‌ماند و خروجی‌های سیستم، مدام تغییر می‌کنند - خیلی بیشتر از نیازی که بازارهای سرمایه، بخش‌هایی از بازار کار و مهم‌تر از همه، بازار مصارف روزمره(consumer market) دارند تغییر می‌کنند.

و بنابراین ظهور پلاستیک، اجتناب‌ناپذیر است.

پلاستیک باعث می‌شود تولید و ارسال کالاها آسان شود. پلاستیک می‌تواند بهره‌وری را افزایش دهد. می‌تواند هزینه‌ها را کم کند که موجب می‌شود فرآیند خرده‌فروشی خیلی راحت‌تر انجام گیرد. و مشتریان، راحتی را می‌پسندند.

سال گذشته، اهل زمین، یک تریلیون کیسه‌ی پلاستیکی تولید و استفاده کردند. تولید و دفع پلاستیک، برای مردم و جاهایی که در آن زندگی می‌کنیم، هزینه‌ی بسیار زیادی دارد.

ولی پلاستیک به عنوان یک راه حل تجاری، بقا خواهد یافت. چون سیستم، نامرئی و انعطاف‌پذیر است و هر عضوی از سیستم، برای کاری که می‌کند، دلیل خوبی دارد.

شرکت Gaiam، تشک و بلوک یوگا تولید می‌کند. این شرکت توسط کسانی راه‌اندازی شده که به اثرگذاری‌شان بر چیزها اهمیت می‌دهند و مشتریان آنها نیز به اهمیت محیط زیست آگاهند. بلوک‌های یوگا از فوم نیمه‌سخت ساخته شده‌اند ولی مدت زمان زیادی عمر می‌کنند و اکثر مشتریانشان از این معامله راضی‌اند.

ولی بلوک‌ها داخل پلاستیک پیچیده می‌شوند و سپس با باندهای پلاستیکی نسبتاً ضخیم، بسته‌بندی می‌شوند تا نمایش آنها در ویترین فروشگاه آسان‌تر شود. و اگر شما بلوک‌ها را از آمازون خریداری کنید، آنها که از قبل، داخل پلاستیک و باندهای پلاستیکی بودند، برای ارسال، دوباره داخل کیسه‌ای پلاستیکی گذاشته می‌شوند.

شرکت Gaiam می‌گوید که دلش نمی‌خواهد چنین کند ولی خرده‌فروش‌هایی که به آنها وابسته‌اند، چنین درخواستی دارند. و خرده‌فروشان می‌گویند که آنها هم این را نمی‌خواهند ولی اگر مجبور شوند که کارمندان را مجاب به فروش بصورت دستی کنند، این کار باعث افزایش قیمت( و شاید کاهش فروش) می‌شود. و آمازون از کورنومتر و صفحات محاسباتی استفاده می‌کند تا بفهمد چه راهی ارزان‌تر و سریع‌تر است...

بنابراین، یک سیستم در جریان است.

پلاستیک فقط یک نمونه است.

همه‌ی سیستم‌های صنعتی و فرهنگی دوروبرمان با همه‌ی مشارکت‌کنندگان خود، در حال انجام کاری هستند که به انجامش تشویق می‌شوند و این‌گونه، کارِ سیستم را پیش می‌برند.

تقریباً هرگز سیستم‌ها به صورت داوطلبانه تغییر نمی‌کنند. آنها به ندرت تغییر می‌کنند چون تنها برخی از مشارکت‌کنندگان در سیستم، تصمیم می‌گیرند که قوانین جدید را در اولویت قرار دهند. سیستم‌ها وقتی تغییر می‌کنند که ورودی‌های آنها عوض شود و قوانین تغییر یابند.

در این مثال، به محض اینکه قیمت مناسبی برای پلاستیک تعیین کنیم که شامل هزینه‌های چشمگیر دفع و هزینه‌‌ی تغییرات آب و هوایی باشد، سیستم متوجه خواهد شد و به درستی عمل خواهد کرد.

هر سیستمی که ما با آن زندگی می‌کنیم، قبلاً نسبت به نیازهای عده‌ای از افراد که تحت تأثیر سیستم بوده‌اند تغییر کرده است. با رشد تأثیرات، تعداد افراد تحت تأثیر هم بیشتر می‌شود.

مسائل سیستمی، نیازمند راه حل‌های سیستمی هستند.


.
▪️بیشتر از سهم‌تان

▪️ست‌گادین ۲۶ مرداد ۱۴۰۱


حساب‌کردن آن ساده‌ است: افراد زیاد، کمتر از آنچه باید، عمل می‌کنند.

شاید خودخواه هستند، ولی احتمالاً با فقدان منابع یا یک داستان ناقص، دست به گریبانند. به هرحال، در هر جامعه یا سازمانی، افراد زیاد، کمتر از همتایان خویش، مشارکت می‌کنند.

خواه در مورد حساب‌کردن دانگ‌تان باشد یا انجام یک پروژه یا اثرگذاری روی فرهنگ یا یک هدف، اگر خواهان بهبود اوضاع باشید، تنها راه این است که آما‌ده‌ی انجام کاری بیشتر از سهم منصفانه‌ی خودتان باشید.

چون ما نیاز داریم که کم‌کاری بقیه را جبران کنیم.



.
▪️وقتی نمی‌دانند درباره‌ی چه چیزی حرف می‌زنند...

▪️ست‌گادین ۲۷ مرداد ۱۴۰۱



مردم تمایل دارند یکی از این دو کار را انجام دهند:

حرف نزنند

حرف بزنند

هر دو کار، یک مسئله است.

اگر ما با موضوع مهمی در محیط کار یا مدرسه یا جامعه‌مان روبه‌رو هستیم، مطابق غریزه‌مان، به دیگرانی که اطلاعات بهتری دارند، اجازه‌ می‌دهیم که حرف بزنند. این کار، مانع رأی‌دادن مردم به بودجه‌ی مدرسه یا حتی مانع سخنرانی داوطلبانه در کلاس می‌شود. درحالیکه ما به پول و راه‌حل‌هایی که ارائه می‌دهند نیاز داریم. ولی افراد به طور قابل درکی، وقتی درباره‌ی چیزی فهم و بینش ندارند، پا پس می‌کشند.

افسوس که در عین حال، ظاهراً حرف‌زدن زیاد و با صدای بلند، برای کسانی که دانش و بینش و سابقه‌ی کار ندارند، به یک نشان افتخار بدل شده است که کار مفیدی نیست ولی وجود دارد.

تقویم Carbon Almanac بعنوان پروژه‌ای کاملاً داوطلبانه، دقیقاً به این دلیل که فرصتی برای حرف‌زدن به مردم می‌دهد، رتبه‌ی اول پرفروش‌ترین‌هاست. تقویمی با بیش از ۱۰۰۰ منبع که می‌توانید هر چیز شگفت‌انگیزی را در آن جستجو کنید.

و چون اشتراک‌گذاری آن ارزان و آسان است، می‌توانید یکی را به کسی بدهید که از آن، حتی بیشتر از شما سود ببرد.

دانستن مفید است و حرف‌زدن درباره‌ی آنچه می‌دانید، مفید است. این‌گونه اوضاع را بهتر می‌کنیم.

.
▪️نشانه‌هایی از اینکه احتمالاً زیاد تلاش نمی‌کنید

▪️ست‌گادین ۲۸ مرداد ۱۴۰۱


معمولاً موفق می‌شوید.

بندرت احساس می‌کنید که آدم فریبکار و ظاهرسازی هستید.

از قبل می‌دانید که دانستنِ چه چیزی لازم است.

مطمئن هستید که کارتان جواب خواهد داد.



.
▪️فقط همان یک منبع کمیاب

▪️ست‌گادین ۲۹ مرداد ۱۴۰۱



معمولاً رشد میزان اثرگذاری یا منافع ما در گرو ارزش‌آفرینیِ حداکثری در یک کار است. کارهای ارزشمند، اغلب کمیابند.

یافتنِ تنها چیزی که در مرکز قالب ارزش/کمیابی شما قرار گرفته است، تمرکز انرژی‌تان روی تصمیمات استراتژیک را بسیار آسان‌تر می‌کند.

اگر صاحب یک فروشگاه هستید، باید سود هر متر از فروشگاه را به حداکثر برسانید. همه‌چیز در سفرِ رشدتان، همین حول و حوش رقم خواهد خورد.

از طرفی، شرکت رستوران‌های زنجیره‌ای Subway، هیچ اهمیتی به این موضوع نداد و درعوض، تا می‌توانست بر روی فروش حق امتیاز تمرکز کرد. منبع توسعه‌ی آنها، مدلِ فروش حق امتیاز بود.

اگر صاحب یک کارخانه هستید، کندترین و پرمشغله‌ترین بخش خط مونتاژ شما، همان مسیر حیاتی است که باید شناسایی و بهینه شود.

اگر شما یک معلم موسیقی در دوره‌های ۳۰ ساعته هستید، رشد شما مستلزم آن است که تک‌تک ساعت‌ها را به حداکثر بهره‌وری و اثربخشی برسانید ( شاید از طریق هنرجویان علاقمندتر یا توسعه‌ی دارایی‌های دیجیتال یا سرمایه‌گذاری دقیق‌تر با سودآوری بیشتر برای آن سی ساعت)

اگر برندی دارید که مورد اعتماد مشتریان است، ممکن است بتوانید با عرضه‌ی سایر محصولات با همان نشان تجاری، برندتان را توسعه دهید.

اگر ارتباط قوی با Target یا Walmart دارید، می‌توانید با ایجاد تنوع محصول بیشتر برای دستیابی به قفسه‌های فروش بیشتر، توسعه پیدا کنید. به همین خاطر است که شرکت‌های موفق ضبط آهنگ، از راه امضای قرارداد با هنرمندان بیشتر، موفق‌تر شدند. تایم استودیو به راحتی قابل توسعه و در دسترس دی‌جی‌ها و خرده‌فروش‌هاست. نه بیشتر.

اگر مجوز ارتباط با هزار مشتری عالی را دارید، می‌توانید ارزش هر تعاملی را ( برای آنها و برای خودتان) به حداکثر برسانید.

و اگر در پی تغییر فرهنگ هستید، می‌توانید روی این موضوع تمرکز کنید که چطور برنامه‌ی ارزشمند و کمیاب خویش را به یک جنبش تبدیل کنید.


.
▪️امروزه فرصت‌‌ها بی‌نظم و بهم‌ریخته‌ هستند

▪️ست‌گادین ۳۰ مرداد ۱۴۰۱


قبلاً شفاف بود. به یک مؤسسه‌ی مشهور درخواست می‌دادید. انتخاب می‌شدید. برای نمایندگی جایی درخواست می‌دادید. انتخاب می‌شدید. نمرات خوب می‌گرفتید... انتخاب می‌شدید.

امروزه خیلی از انتخاب‌کنندگان، نفوذ یا قدرت کمی دارند.

به جای احساس اطمینان از اینکه دیگری به ما بگوید که چه بکنیم تا در ازای انجام آن کار، پاداش بگیریم، هر کدام از ما، شانس این را پیدا کرده‌ایم که خودمان را نشان دهیم و مشارکت کنیم. و اگر بتوانیم، همین کار را تکرار کنیم.

به نظر می‌رسد اوضاعِ شلوغ، آشفته و نامعلومی است.

و بعد، دوباره انجامش می‌دهیم.


.
▪️پنج جمله‌ی واقعی که اغلب زیاد نمی‌شنویم

▪️ست‌گادین ۳۱ مرداد ۱۴۰۱


شرم‌آور است چون ما را در در ارائه‌ی بهتر ایده‌ها به مردم یاری می‌رساند:

«من برای انجام کاری که از من می‌خواهید، اهمیتی قائل نیستم.»

«من آنقدر به شما اعتماد ندارم که به حرف‌تان گوش دهم.»

«من اعتقاد ندارم که این کار، ارزش خطر‌کردن یا هزینه‌کردن از زمان و پول را داشته باشد.»

«من از تغییراتی که بوجود خواهد آورد، می‌ترسم.»

«باور نمی‌کنم که من آن شخصی باشم که بتواند این کار را بکند.»

درعوض، مردم درباره‌ی ویژگی‌ها، کیفیت یا بودجه حرف می‌زنند که ممکن است یک تحقیق واقعی باشد ولی اغلب، راهی برای وقت‌کشی است.

وقتی برای کسی آنقدر مهم است که حقیقت را به ما بگوید، شاید بهترین واکنش ما «سپاسگزاری» از او باشد.



.
▪️هزینه‌های استارتاپ

▪️ست‌گادین ۱ شهریور ۱۴۰۱


هزینه‌های رایج شامل دستگاه‌ها، اجاره‌بها، لوازم‌التحریر و همه‌ی این چیزها است.

ولی هزینه‌های واقعی استارتاپ، گام‌های اشتباه، خطاها و یادگیری‌هایی است که هر پروژه‌ی جدیدی در مسیر موفقیت با آنها مواجه می‌شود.

آنها اشتباه نیستند. بخشی از این بده‌بستان هستند.


.
▪️مشارکت

▪️ست‌گادین ۲ شهریور ۱۴۰۱


رقابت می‌کنید ولی ممکن است درباره‌ی اینکه با چه کسی رقابت می‌کنید، دچار اشتباه شوید.

عکاس فریلنسر عروسی‌ها می‌تواند به راحتی تصور کند که سایر عکاسان حرفه‌ای در شهر باید کنار زده شوند.

نویسنده‌ی رمان ممکن است تصور کند که سایر نویسندگان رمان، در حال رقابت بر سرِ تصاحبِ قفسه‌ها و فروش بیشتر هستند.

من می‌توانستم به جای برقراری ارتباط با Simon یا Brene یا Pema، آنها را نادیده بگیرم یا رفتار سردی با آنها داشته باشم.

ولی کیک می‌تواند بزرگتر شود.

رقابت در دو جاست:

- شرکت‌ها و سیستم‌های بزرگ

- بی‌تفاوتی

سال‌ها قبل وقتی ارائه‌دهندگان پیشرو AOL در یک کنفرانس سالانه گردهم آمدند و یادداشت‌ها را مقایسه کردند، همه‌ی ما در مذاکرات مربوط به قرارداد بعدی‌مان، سود بیشتری کسب کردیم. نه برای تنظیم قیمت‌ها بلکه بخاطر یادگیری.

وقتی تأمین‌کنندگان کوچک، اطلاعات و بینش خود را به اشتراک می‌گذارند، نه تنها راه‌هایی برای کاهش هزینه‌ها می‌یابند بلکه اهرم‌های بیشتری برای دست و پنجه نرم‌کردن با بروکراسی‌های پیش‌ رویشان پیدا می‌کنند. این یک کار کلیدی برای نمایندگی‌هاست: پخش اطلاعات بین تأمین‌کنندگان مختلف.

و زمانی که سخنران‌ها یا نویسندگان یا موسیقی‌دان‌ها با هم کار می‌کنند، بتدریج، بی‌تفاوتی را کاهش می‌دهند و به بخش‌هایی از جمعیت که اهمیتی نمی‌دادند یا بی‌توجه بودند، انرژی می‌بخشند.

برای Walmart و Target، خوب نیست که جلسات مخفیانه داشته باشند ولی برای شرکت‌های کوچکی که با آنها کار می‌کنند، اقدام کاملاً مناسبی است تا بفهمند چطور با هم متحد شوند تا با آنها منصفانه‌تر رفتار شود و چگونه باید تقاضا برای محصولاتشان را افزایش دهند.

تلفن را بردارید یا یک ایمیل بفرستید. چند نفر را که دقیقاً در موقعیت شبیه شما هستند پیدا کنید. ممکن است متوجه شوید که آنها به خاطر این تماس از شما قدردانی می‌کنند. همه‌ی شما از این کار سود خواهید برد. همچنین کسانی که به آنها خدمت می‌کنید.



.