طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
▪️ «و ما نیز»

▪️ست‌گادین ۲۶ شهریور ۱۴۰۱



ساده‌ترین راه برای راه‌اندازی یک کسب و کار آن است که «ما نیز» نداشته باشید.

ما سود را به حداکثر می‌رسانیم.

حداقل در این‌باره صادق هستید.

اگر می‌گویید: « و ما نیز به محیط زیست اهمیت می‌دهیم.» یا « ما نیز به مردم‌ خویش اهمیت می‌دهیم و با آنها مثل خانواده‌ی خودمان رفتار می‌کنیم.» یا حتی « ما اینجاییم تا به مشتریان‌مان خدمت کنیم...» حالا در حال انجام یکی از این دو کار هستید:

یا ادعا می‌کنید در حال انجام آن کارها برای به حداکثررساندن سودتان هستید...

یا متعهد می‌شوید که سود‌تان را حداکثر نکنید چون هدف‌تان بیشتر انسانی و در ارتباط با این جور چیزهاست.

اگر مورد دوم است و شما تصمیم گرفته‌اید تا حدی سود به دست آورید که هدف واقعی‌تان را که هدف سازمان است تا حداکثر ممکن محقق سازید، چه فرصت فوق‌العاده‌ای بدست آورده‌اید. سازمان‌هایی شامل انسانهایی با اهداف مشخص و شفاف و سود کافی برای رسیدن به آن اهداف، اثرگذاری بسیار بزرگی می‌توانند داشته باشند.

ولی ارزشش را دارد که درباره‌ی راه‌اندازی صفحه‌ای کامل با تبلیغات «کوآلا» صادق باشید. آیا شما اینجایید که به «کوآلا» کمک کنید یا فقط از «کوآلا» به عنوان نردبانی برای ساختن سود بیشتر استفاده می‌کنید؟



.
▪️آخرین ۱٪

▪️ست‌گادین ۲۷ شهریور ۱۴۰۱


اگر برای چیزی درخواست(apply) می‌دهید که آمار مردودشدن در آن ۹۹٪ است ( که بیشتر از چیزی که به نظر می‌رسد اتفاق می‌افتد مثل فرصت‌های شغلی، پیشنهادات فروش، بورسیه‌ها، مجلات و غیره ) این احتمال مردودشدن، بسیار نزدیک به ۱۰۰٪ است. چیزی با احتمال ۹۹٪ قطعیت، مطمئناً رخ می‌دهد.

این مجله وعده می‌دهد که هرکس مقاله‌ای ارسال کند، نمی‌پذیرد و رد می‌کند.

نکته‌ی این قضیه در پوچ‌بودن آنست. برای ارسال مقاله به آن مجله، نیازی به تلاش و نقش‌بازی‌کردن احساس نمی‌کنید چون شما می‌دانید که بالاخره قرار است رد شوید. بنابراین به جای اینکه به نتیجه فکر کنید، می‌توانید فقط روی کار تمرکز کنید.

این یک رویکرد مفید درباره‌ی درخواست‌دادن برای بقیه‌ی کارهاست.



.
▪️ورود آسان/خروج آسان

▪️ست‌گادین ۲۸ شهریور ۱۴۰۱



یک قانون ساده، عادلانه و مفید: باید لغو اشتراک از یک خدمت آنلاین، به همان راحتیِ ثبت‌نام‌کردن در آن باشد.

چه کسی به جز برندهای قلدر قدرتمند با این حرف مخالفت می‌کند؟

چند سال پیش، ثبت نام جهت انتقال اطلاعات اتومبیلم، پنج دقیقه طول کشید. دیروز بعد از فروختن اتومبیلم، سه ساعت برای لغو هزینه‌ی آن خدمات از شرکت مخابرات وقت گذاشتم. به فروشگاه‌ها رفتم، انجامش ندادند. به وبسایت‌شان رفتم، انجام ندادند. گفتگوی آنلاین انجام دادم، نیم ساعت بعد متوجه شدم که آنها این کار را نمی‌کنند. زنگ زدم، نیم ساعت منتظر ماندم، ارتباط قطع شد. حتماً نکته را گرفتید...

بله این یک بازاریابی بد از جانب مخابرات است. بعید است که ایجاد مزاحمت در فرآیند قطع خدمات برای اتومبیلی که دیگر صاحبش نیستید، شما را از انجام آن منصرف کند. این به برند آنها آسیب می‌زند، انگیزه‌ی کارمندانش را نابود می‌کند و وفاداری آنها را از بین می‌برد. این طرز تفکری کوتاه‌مدت از جانب یک مدیر برند تنبل است.

ولی به هرحال آنها این کار را انجام می‌دهند.

وقتی سازمان، خیلی بزرگ شود و تمرکزش روی بازار، بسیار کوتاه‌مدت باشد، زمانی عالی برای مشتریان است تا باهم متحد شوند و از خودشان محافظت کنند.

اگر می‌توانم با چند کلیک، ثبت نام کنم و مشترک شوم، باید بتوانم با چند کلیک هم اشتراکم را لغو کنم.



.
▪️«این چندان خوب نیست»

▪️ست‌گادین ۲۹ شهریور ۱۴۰۱


احتمالاً درست است ولی ارزشش را دارد که در این‌باره شفاف‌سازی کنید.

معلوم کنید که برای چه کسی چندان خوب نیست؟

اگر منظورتان این است که: « من دوستش ندارم و برای من جذاب نیست.» همین را بگوید.

از طرفی، شاید چنان متخصص و آگاه هستید که بگویید: « من می‌دانم که چه چیزی برای مخاطبان شما که قصد خدمت به ایشان را دارید، جذاب است و از این رو می‌گویم که این محصول جواب نمی‌دهد.»

گفتن عبارت اول، آسان است و شاید آنچنان کمک‌کننده نباشد.

عبارت دوم عالیست، ولی آیا از چیزی که می‌گویید مطمئن هستید؟



.
▪️آیا کلمه‌ای برای آن وجود دارد؟

▪️ست‌گادین ۳۰شهریور ۱۴۰۱


متخصصان واژه‌ای برای آن دارند. اگر کلمه‌ای مهم یا مفهومی یا پرکاربرد باشد، کارشناسان از آن کلمه سردرمی‌آورند.

دقت موجود در واژگان تخصصی، باعث می‌شود که کارشناسان بهتر کار کنند.

ولی...

فقط اگر کسی آن کلمه را می‌داند به این معنا نیست که آن کلمه را می‌فهمد یا کارشناس بدردبخوری است.

و...

اگر کسی آن کلمه را نمی‌داند، شاید ارزشش را دارد که بفهمیم چه چیزهای دیگری را هم نمی‌داند.

علوم تخصصی‌(domain knowledge) و تجربه، ابزارهای قدرتمندی هستند.


.
▪️مالیات گوشت گاو

▪️ست‌گادین ۳۱ شهریور ۱۴۰۱



همه‌ی ما هر روز آن را پرداخت می‌کنیم.

هرساله مالیات دهندگان در ایالات متحده، میلیارد‌ها دلار مالیات را به عنوان یارانه به صنعت گوشت و دامپروری پرداخت می‌کنند. بخش عمده‌ای از این پول، برای محصولات غذایی هزینه می‌شود ولی تخصیص مقادیر بسیار زیادی از اراضی عمومی به عنوان چراگاه برای گاوها را هم شامل می‌شود. نصف اراضی کشور فقط برای گاوهاست.

به علاوه، بخش عظیمی از مشکلات آب و هوایی، مستقیماً از تأثیرات تنفس گاوها و نیز قطع درختان جنگل‌های سراسر جهان برای تأمین چراگاه‌ها ناشی می‌شود. انگار کسی روی فرش اتاق نشیمن شما کود بریزد و از شما بخواهد که هزینه‌ی آن را بپردازید.

نتیجه‌ی نهایی این است که چه گوشت بخورید چه نخورید، هزینه‌اش را می‌پردازید.

گوشت گاو، گران‌تر از چیزی است که تصور می‌کنیم و به طرز چشمگیری به آن راحتی که خیال می‌کنیم به دست نمی‌آید. پناه‌جویان ناشی از مشکلات آب و هوایی، دارایی‌های آسیب‌دیده در طوفان، خانه‌ها و زندگی‌هایی که از دست می‌روند و ... همگی به طور مستقیم توسط یک میلیارد گاو به وجود می‌آیند که هرساله توسط انسان‌ها پرورش می‌یابند.

کاش هزینه‌ی گوشت گاو و شیری که مردم مصرف می‌کنند با قیمت منصفانه‌ای تعیین می‌شد.

این صنعت، کار بزرگی در متقاعدکردن مردم انجام داده است که آنها باور کنند گوشت گاو، ارزان، مناسب، سهل‌الوصول، تجملی، سالم و بی‌ضرر است. هیچ‌کدام از این ادعاها درست نیستند.

نمی‌دانم چقدر طول خواهد کشید تا بفهمیم گوشت گاو چه هزینه‌ای به ما تحمیل می‌کند.



.
▪️مدیر ارشد تبلیغات

▪️ست‌گادین ۱ مهر ۱۴۰۱



مدیر ارشد بازاریابی(CMO) در یک شرکت بزرگ، شغل بسیار دشواری دارد. عمر طبیعی یک مدیر ارشد بازاریابی، ۱۸ ماه است. چون بمحض اینکه مدیر ارشد اجرایی(CEO) متوجه شود که تبلیغاتِ پولی نمی‌تواند مشکلاتشان را حل کند، از کوره درمی‌رود.

مشکل، در طرز فکر افراد درباره‌ی بازاریابی است.

بازاریابی، به معنای پول‌دادن برای تبلیغات، تغییر لوگو یا حضور در رسانه‌های اجتماعی نیست.

بازاریابی یعنی طراحی محصول، خدمات مشتریان، قیمت‌گذاری، لذت‌بردن مشتریان و خلق‌کردن و زندگی‌بخشیدن به یک داستان قابل توجه. بازاریابی، ایجاد شرایطی است برای تحقق اثر شبکه‌ای[ وقتی تعداد افراد بیشتری از یک محصول یا خدمت استفاده کنند، آن محصول، بهتر جواب می‌دهد. م ].

و برخلاف انتظارمان، یک مدیر ارشد بازاریابی، بطور طبیعی مسئول هیچ یک از این چیزها نیست!

پس تعجبی ندارد که با وضعیت ناامید‌کننده‌ای مواجه شویم. به خیال‌تان یک بازاریاب استخدام کرده‌اید ولی همه‌ی کاری که انجام داده‌اید، استخدام کسی برای سروصداکردن در شبکه‌های اجتماعی بوده است.

کلمات، اهمیت دارند. اگر کسی را استخدام می‌کنید تا «مسئول تبلیغات» باشد، از همین کلمات استفاده کنید. ولی اگر کسی را می‌خواهید که «مسئول بازاریابی» باشد، از او بخواهید که مسئول همه‌ی آن موارد باشد. اگر آن اقدامات، مورد قبول بازار قرار گرفت، این می‌شود بازاریابی.


.
▪️خدمات دستکش سفید

▪️ست‌گادین ۲ مهر ۱۴۰۱



موضوع، دستکش‌ها نیستند. [خدمات دستکش سفید به اِعمال حداکثر دقت و مراقبت در بسته‌بندی و حمل و نقل برخی کالاهای منحصربه‌فرد یا گرانقیمت مثل آثار هنری یا عتیقه‌جات، مبلمان و سایر اثاثیه‌ی سفارشی منزل و ... گفته می‌شود. م ]

در واقع دستکش‌های سفید کاملاً بی‌معنی هستند.

خدمات‌رسانیِ خوب یعنی برآورده‌کردن انتظارات و تحقق کامل وعده‌هایی که به مشتریان داده می‌شود.

خدمات دستکش سفید، بسیار فراتر از این‌هاست و برای غافلگیر‌کردن و خوشحال‌کردن طراحی شده است. خدمات دستکش سفید، ارتباطی فراتر از یک معامله و رد و بدل‌شدن پول است که با گیرنده‌ی خدمات برقرار می‌شود. نشانه‌ای از مراقبت، احترام، سپاسگزاری و سخاوتمندی است.

به محض اینکه احساس کنیم اگر دستکش سفید کمی لک شود و به رنگ خاکستری در آید، کسی متوجه نخواهد شد یا به دیگران نگاه کنیم که چه رفتار قابل قبولی با مشتریان دارند، ممکن است فقط به انجام خدمات حداقلی رو بیاوریم.

امکان دارد سازمان شما پول بسیار زیادی را به خاطر تجارت آنلاین پس‌انداز کند. چون دیگر نیازی به پرداخت پول بابت اجاره‌بها، تعمیر و نگهداری مراکز فروش محلی ندارد. در این صورت، یک روش جایگزین برای نمایش ثبات و تعهدتان، این است که روی خدمات دستکش سفید «سرمایه‌گذاری» کنید.

چون این کار، یک «سرمایه‌گذاری» است.

و با وفاداری مشتریان، تبلیغات دهان به دهان آنها و رضایت کارمندان‌تان، جبران خواهد شد.

البته اگر درست انجامش دهید. یعنی یا باید تمام و کمال انجامش دهید یا کنار بکشید.



.
▪️اجزای بینابینی

▪️ست‌گادین ۳ مهر ۱۴۰۱



آهنگ نواخته‌شده توسط یک نوازنده را به صورت جداگانه در هر ضبط موسیقی گوش کنید (مثل این ) و شاید از اینکه چقدر بی‌اهمیت و بی‌مزه به نظر می‌رسد شگفت‌زده شوید. آهنگ مجزای Paul McCartney ، یکی از نوازندگان بزرگ bass در یکی از گروه‌های بزرگ موسیقی در تمام دوران، کمی شبیه به صدای یک گروه رقص و موسیقی مدرسه‌ای است.

ولی ما نوازندگی‌های یک آهنگ را به طور مجزا گوش نمی‌دهیم. چون هدف، نوازندگی‌های جدا از هم نیست.

انسان‌ها به هماهنگی و هارمونی اهمیت می‌دهند. آنها به اصالت، به اشتیاق و به نو بودن اهمیت می‌دهند. تعامل و پویایی افرادی که با هم کار می‌کنند، برای ما مهم است.

به همین خاطر ما به کل آهنگ گوش می‌دهیم، نه به اجرای تک‌تک و مجزای نوازندگان.


.
▪️فشار اجتماعی

▪️ست‌گادین ۴ مهر ۱۴۰۱



به طور طبیعی آن را احساس می‌کنیم. فشار اجتماعی، شغل‌های ما، لباس‌پوشیدن‌مان و حتی سبک زندگی‌مان را تغییر می‌دهد.

سوال اینجاست: آیا فشار اجتماعی ناشی از عوامل بیرونی است یا عوامل درونی؟

اغلب، چیزیست که از خودمان در می‌آوریم. کسانی که خیال می‌کنیم مشغول تماشا و قضاوت‌کردن ما هستند، حتی ممکن است از وجود ما بی‌خبرند.

فشار اجتماعی چیزی است که ما برای ساده‌سازی تصمیمات‌ خویش، آن را درست می‌کنیم(make up).


.
👍1
▪️مجازات، انتقام، و مخصوصاً، پشیمانی

▪️ست‌گادین ۵ مهر ۱۴۰۱


وقتی یک سازمان باعث ضرر و زیانی می‌شود (با خطای سهوی یا عمدی)، وسوسه می‌شویم که اطمینان حاصل کنیم آنها از این کارشان درسی بگیرند. ما از اشخاص می‌خواهیم که مسئولیت خطای خود را بپذیرند، گناه‌شان را گردن بگیرند و مطمئن شویم که دیگر تکرار نخواهند کرد.

ولی اگر بهبود اوضاع برای همه، مستلزم رخ‌دادن این اتفاقات است، باید مدت زیادی منتظر بمانیم.

شاید در پیش گرفتن این شیوه، منطقی باشد: «حالا آنچه را الان می‌دانم دانستم، پس می‌توانم بر اساس اطلاعات جدید، تصمیم جدیدی بگیرم و این کار را انجام دهم.»

پذیرفتن مسئولیتِ دیروز، عالیست. حتی دست به کار شدن برای فردا از آن هم بهتر است.

ما در اغلب اوقات، تبدیل به عملی می‌شویم که انجام می‌دهیم، درحالیکه وقتی تحت اجبار و تهدید باشیم، فقط کاری را انجام می‌دهیم که می‌گوییم انجام خواهیم داد.


.
▪️تدارکات در مقابل (و) نوآوری

▪️ست‌گادین ۶ مهر ۱۴۰۱


وقتی نوآوری از راه می‌رسد، کسانی که مشغول هماهنگ‌کردن افراد، امکانات و تدارکات هستند(Logistics)، باید برای ادامه‌ی کار، تقلا کنند. چون همیشه نوآوری، انجام کارها به روال قبلی را دشوار می‌کند.

اگر یک شرکت خلاق و نوآور بتواند با گذشت زمان، تدارکاتش را مرتب و هماهنگ کند، یعنی کالاهای درست را سر وقت و با بودجه‌ی مناسب به دست افراد درست برساند، پیشرفت می‌کند.

وقتی این اتفاق بیفتد، اغلب به این معناست که کارمندان تدارکات به قدرت و اعتبار دست می‌یابند چرا که آنها معجزه کرده‌اند.

سپس وقتی نوآوری بعدی پدیدار شد، اهالی تدارکات درباره‌ی اتفاقات بعدی، حرف‌های زیادی برای گفتن خواهند داشت. به همین خاطر، افراد تازه‌کاری که احساس می‌کنند چیزی برای از دست‌دادن ندارند، با احتمال بیشتری دست به نوآوری می‌زنند. آنها از سختیِ کار خبر ندارند.

نوآوری بدون هماهنگ‌کردن افراد، امکانات و تدارکات، جواب نمی‌دهد.



.
▪️تعمیم‌ها و یادگاری‌ها

▪️ست‌گادین ۷ مهر ۱۴۰۱


اغلب وقتی یک برند موفق است، میل به تعمیم و بسط و گسترش دارد. دیزنی‌لند، تعمیم فیلم‌های دیزنی بود. بازتاب برخی شگفتی‌های فیلم‌هایش بود ولی چیزی جدید و با ارزش هم ساخت. دیزنی‌لند برخی عناصر دیزنی را داشت و سپس چیزی بیشتر و جدید به آنها اضافه کرد.

اپل با آیفون در تعمیم برند Mac، همان کار را انجام داد.

از آن طرف، ساعت مچی جدید Leica فقط یک یادگاری است. ساعت بهتری نیست. چیزی فراتر از سایر ساعت‌های گرانقیمت Leica نیست. آنجاست تا به شما یادآوری کند که نسخه‌ی اصلی را دوست داشتید. یادگاری از یک احساس است، نه از خالق آن.

سوغاتی و یادگاری عیبی ندارد. مطمئن هستم که Leica با کمترین آسیب به وعده‌های برند خویش، از این ساعت، سود خواهد کرد ولی تولید یادگاری‌های زیاد باعث می‌شود که به یک پوسته‌ی توخالی تبدیل شوید و شانس ایجاد تغییری که بدنبالش بودید را از دست بدهید.

تیشرت مزخرفی که در کنسرت خواننده‌ی محبوب‌تان خریده‌اید یک یادگاری است. ولی آنها نباید روی آن تیشرت به عنوان میراث خود یا موتور محرکه‌ی رشدشان حساب باز کنند.

در تمام روز، افراد سازنده و خالق باید درباره‌ی قدم بعدی‌شان دست به انتخاب بزنند. گاهی می‌توانیم تعمیم و گسترش ایجاد کنیم و گاهی اوقات تصمیم می‌گیریم که به جای آن، یک سوغاتی و یادگاری درست کنیم.



.
▪️نوخواهی در مقابل اقدام

▪️ست‌گادین ۸ مهر ۱۴۰۱



نِردها، گیک‌ها، پیشگامان استفاده از محصولات جدید، کارهایی را فقط به خاطر جدید بودنشان انجام می‌دهند و به این خاطر که ممکن است آن کارها بی‌نتیجه باشند. آنها افرادی نوخواه هستند.

درحالیکه اکثر مردم در مواجهه با چیزهای نو دچار تردید می‌شوند. چون تازگی، ریسک به همراه دارد. کفش‌هایی که در پاشنه‌ی آنها ماهی قرمز جاسازی شده است. جدیدترین آهنگ ترکیبی از techno با ska و punk. یک نوع جدید تلفن...

دلیل اینکه ما اقدامی سیستمی نمی‌کنیم، ترسناک‌بودن آن است نه اینکه به اندازه‌ی کافی جدید نیست.

اگر می‌خواهید افراد بیشتری، اقدامات بیشتری انجام دهند، کار را ایمن کنید، آن را جالب نکنید.

پی‌نوشت: یک ماه بعد، هالووین است. لطفاً شکلات ارزان نخرید.


.
▪️روال کار، همین است

▪️ست‌گادین ۹ مهر ۱۴۰۱



برخی از مردم می‌گویند: « ما تغییرش نمی‌دهیم. کاری از ما برنمی‌آید. روال کار، همین است.»

و برخی از مردم می‌گویند: « روال کار همین است ولی مطلوب نیست. بیایید آن را بهتر کنیم.»

در یک موقعیت مشخص، ممکن است با یکی از این پاسخ‌ها مواجه شوید. درواقع هرکدام از ما نسبت به شرایط، موضع خاصی می‌گیریم.

موضوع، «شخص» نیست، بلکه «باور » اوست.

قبل از اینکه سعی کنید پیشنهاد بهترکردن اوضاع را به کسی بدهید، ارزشش را دارد که درباره‌ی باورهای کسی که با او حرف می‌زنید، فکر کنید. این کار به شما کمک خواهد کرد که بازخورد اشخاص دیگر درباره‌ی کارتان را هم درک کنید.



.
▪️به نفع جامعه

▪️ست‌گادین ۱۰ مهر ۱۴۰۱


یک راه خدمت‌رسانی به جامعه، دیدن جامعه به عنوان یک بازار و حل یکی از مشکلات آن است.

وقتی مردم چیزی را برای خرید انتخاب می‌کنند، ظاهراً به این دلیل است که چیزی که می‌فروشید، ارزشش برای آنها بیشتر از هزینه‌ای است که پرداخت می‌کنند. و این‌گونه ارزش‌آفرینی رخ می‌دهد.

و وقتی شما از فروش چیزی سود به دست می‌آورید و مالیات می‌پردازید، آن مالیات صرف خدمات‌رسانی به جامعه می‌شود.

فرهنگ به همین دو دلیل در جهت توانمندسازی سرمایه‌داری تکامل یافته است.

وقتی این سیستم خراب می‌شود، دو اتفاق رخ می‌دهد: اول، برخی کسب و کارها از قدرتِ بازارِ خود استفاده می‌کنند تا ارزش بیشتری نسبت به قبل استخراج کنند و دوم اینکه آنها از قدرت لابی‌گری‌شان استفاده می‌کنند تا مالیات نپردازند.

در اینصورت، بازار شکست نخورده است ولی سیستمی که پیش از این به نیازهای بازار و جامعه جهت می‌داد، گاهی اوقات شکست می‌خورد.



.
▪️«امشب در تلویزیون چه خبر است؟»

▪️ست‌گادین ۱۱ مهر ۱۴۰۱



دیگر این سوال رایج، بی‌معناست.

همیشه برنامه‌های تلویزیونی در حال پخش هستند.

مجموعه آهنگ‌های ضبط شده‌مان، هر آنچه تاکنون ضبط کرده‌ایم در حال پخش هستند.

و کتاب‌خوان‌ها می‌توانند تقریباً هر کتابی را که نام ببرید، پیدا کنند و بخوانند.

ما چنان که باید و شاید در مورد اثرات این همه فراوانی فکر نکرده‌ایم. اهمیت زندگی، کمتر شده است. واقعاً کمبود، عامل تعیین‌کننده‌ای نیست و این همه دسترسی از هرجا، به راحتی باعث کسالت و بلاتکلیفی شده و افراد را به سمت روابط زنده‌ی از راه دور(real-time connection) سوق داده است.

قبلاً موفقیت بر اساس خواسته‌های کنترل‌گران و اجازه‌ی دسترسی به وجود می‌آمد. حالا قوانین جدید موفقیت کدامند؟


.
▪️سالن غذاخوری رستوران/ آشپزخانه‌ی رستوران

▪️ست‌گادین ۱۲ مهر ۱۴۰۱


کارگران ظرفشویی رستوران، برای ناهار چه می‌خورند؟

تجربه‌ی کاربری در مورد حساب‌های پرداختنی [ امروز بخر، بعداً پرداخت کن. م] برای فلان شرکت بزرگ فناوری چگونه است؟

رفتار مسئول فروش با مسئول پذیرش چگونه است؟

اگر رفتار شما با مشتریان به اندازه‌ی کافی خوب است، باید با اعضای تیم‌تان، فروشندگان‌ و دوستان‌تان هم به اندازه‌ی کافی خوب باشد و برعکس.

نکته‌ی کلیدی اینجاست که در بسیاری از سازمان‌ها مشتریان، حق انتخاب و حق اظهار نظر دارند. خوش‌رفتاری با همه به معنای اینست که با افراد پشت صحنه [ نه فقط با مشتریان] هم طوری رفتار کنید که انگار آنها صاحب چنین قدرتی هستند. این کار، احتمالِ کسب اعتماد و احترام را برای شما افزایش می‌دهد. ولی از کوتاهی‌کردن در این مورد، جواب نمی‌گیرید.


.
▪️حالت پایدار و محرک تغییر

▪️ست‌گادین ۱۳ مهر ۱۴۰۱



اگر هر موقع که یک ظرف کثیف داشتید، ماشین ظرفشویی را روشن کنید و کل آشپزخانه را بشویید، هرگز به هیچ کدام از کارهایتان نمی‌رسید.

از آن طرف، اگر منتظر بمانید تا سینک از ظروف لبریز شود و آشپزخانه کثیف گردد تا بعداً دست‌به‌کار شوید، باید تا مدت‌ها با یک آشپزخانه‌ی کثیف سر کنید.

جایی میان این دو حالت افراط و تفریط، حالت پایدار مولد قرار دارد.

همین قضیه درباره‌ی روابط شما با یک مشتری و تصمیمات‌تان درباره‌ی استخدام کارکنان و هر آنچه در طول روز با آن سر و کار دارید هم صادق است. بهترین کار این است که محرک‌های لازم برای دست‌به‌کارشدن را از قبل تنظیم کنید و این کار را بطور منظم ادامه دهید. اینکه برای اقدام، منتظر یک بحران بمانید، پرهزینه و مخاطره‌آمیز است.



.
▪️برای ارتقاء

▪️ست‌گادین ۱۴ مهر ۱۴۰۱



تلفنی که در جیب دارید ۶۰۰ دلار است. ولی این برای دو سال قبل بود و حالا به نظر می‌رسد مجانی است و هزینه‌‌ی آن کاملاً پرداخت شده است.

در این تلفن ارتقایافته، دوربین کمی بهتر و پردازنده کمی سریع‌تر شده است.

سوال اینجاست: «اگر دو سال قبل می‌توانستید بین تلفنی که حالا دارید و تلفنی که همین حالا دلتان می‌خواهد داشته باشید، یکی را انتخاب کنید، آیا حاضر بودید ۷۰۰ دلار برای تلفن جدیدتر بدهید؟»

خیلی از مردم این کار را نمی‌کنند.

پس چرا بدنبال ارتقاء نرم‌افزار، تلفن، اتومبیل، خانه و ... هستیم؟

چون ما به این سادگی‌ها تصمیم نمی‌گیریم. بلکه از خرد تصمیم‌گیری‌مان در سال‌ها قبل استفاده می‌کنیم، همان زمان که روی نقص‌های وضعیت موجود و وابستگی شدید متمرکز بودیم.

آنها دیگر تلاش نمی‌کنند تا یک تلفن یا یک خانه به شما بفروشند. آنها تمام وقتشان را گذاشته‌اند که یک ارتقاء به شما بفروشند.


.