طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
▪️دره‌ی رازآلود توسعه

▪️ست‌گادین ۲۰ مهر ۱۴۰۱


شرکت‌های بزرگ، رفتاری شبیه به شرکت‌های بزرگ دارند. وقتی می‌گویند که به چیزی اهمیت می‌دهند، ما «آنها» را جدی نمی‌گیریم. چون چیزی به نام «آنها» وجود ندارد. وقتی کارت تبریک یا ایمیل می‌فرستند، ما واقعاً فکر نمی‌کنیم که این از جانب کسی است که می‌توانیم با او ارتباط برقرار کنیم.

افراد، مانند افراد رفتار می‌کنند. وقتی یادداشتی برای ما می‌نویسند یا شخصاً حضور پیدا می‌کنند، ما می‌دانیم که با یک انسان طرفیم.

در بین این دو حالت، مشکلات پدیدار می‌شوند.

آیا این توییت را واقعاً دوستتان نوشته یا کارکنانش نوشته‌اند؟

در مورد ایمیلی که اخیراً دریافت کردید، آیا رونوشت پاسخ‌تان برای شخص مورد نظر فرستاده شده یا به یک تیم یا به یک فضای خالی ارسال شده است؟

صدایی که در سرمان داریم با تغییر هویت فرستنده، تغییر می‌کند.

وقتی اشخاص سعی می‌کنند بزرگ شوند و توسعه پیدا کنند، اغلب فکر می‌کنند که می‌توانند اهمیت‌دادن‌، شخصیت و عاملیت‌شان را با ظاهرسازی نمایش دهند. این کار به طور اجتناب‌ناپذیری به ناامیدکردن همه می‌انجامد. شاید بتوانید برای مدتی ما را فریب دهید ولی اگر هم موفق شوید تا ما را متقاعد کنید که یک فرد واقعی هستید، دیر یا زود متوجه می‌شویم که فریب خورده‌ایم.

اگر پیامی از طرف شخص شما نیست، اعلام کنید.



.
▪️سوالات دنیای کوچک

▪️ست‌گادین ۲۱ مهر ۱۴۰۱


بدون شک، جهان متصل‌تر، پر سروصداتر و پیچیده‌تر شده است. ولی در طول این مسیر، هنوز هم غرایزی از یک قرن پیش و از سیاره‌ای مملو از روستاها و انتظارات متفاوت را بکار می‌بریم.

سوالاتی فصیح که پرسیدن‌شان ارزشمند است تا بیندیشیم چه چیز طبیعی است؟ از کجا شروع و به کجا ختم می‌شود؟ آیا خط و مرز مشخصی بین آزادی و مسئولیت‌پذیری وجود دارد؟

آیا این رفتارها مشکلی ندارند:

- رانندگی با سرعت بالا در محدوده‌ی مدرسه؟

- سیگارکشیدن در هواپیما؟

- فرستادن هرزنامه به یک فهرست آدرس ایمیل؟

- استفاده از دستگاه دمنده؟

- اگر خلاف قوانین محلی باشد چه؟

- دزدی از مغازه‌ها؟

- دزدی ادبی یک کتاب الکترونیکی؟

- اسکوتر سواری در پیاده‌روها؟

- عرضه‌ی داروهای مسکن اعتیادآور به بازار با شدت و حدت تمام، در حالیکه عوارض و خطرات آن را پنهان می‌کنید؟

- کودکان را به مدرسه‌ای می‌فرستید که خواندن یا نوشتن را در آن یاد نمی‌گیرند؟

- زباله‌های صنعتی کارخانه‌تان را در رودخانه می‌ریزید یا وارد اتمسفر می‌کنید؟

- نصف شب در آپارتمان‌تان با صدای بلند موسیقی پخش می‌کنید؟

- برای کودکان، واکسن فلج اطفال نمی‌زنید؟

- فعالانه برای ساخت یک کارخانه‌ی زغال‌سنگ جدید، تأمین بودجه می‌کنید؟

این سوالات، پاسخ‌های درستی ندارند ولی در حد و اندازه‌ی سوالاتی فوری و ضروری قرار می‌گیرند.


.
▪️«کلوچه‌ی محبوب آمریکا»

▪️ست‌گادین ۲۲ مهر ۱۴۰۱



این شعار روی کامیون‌ها در بزرگراه دیده می‌شود. قدمت این کلوچه‌ها تقریباً ۱۰۰ سال است.

ولی بعید است این کلوچه، محبوب(favorite) و انتخاب اول همه باشد.

محبوبِ همه بودن، هدف جذابی است و تقریباً به دست‌آوردن آن غیرممکن است.

اگر از کسی در مورد کلوچه‌ی محبوبش بپرسید، او از کلوچه‌ای که در کودکی خورده‌ می‌گوید، یا آنچه مادربزرگش می‌پخت یا شاید کلوچه‌ای که از نانوایی انتهای خیابان می‌خرد.

جمع‌کردن این‌همه محبوبیت در یک محصول و در یک رقابت عمومیِ منحصربفرد، بعید است که موفقیت زیادی در پی داشته باشد.

احتمال دارد آسان‌ترین یا پرفروش‌ترین کلوچه‌ی آمریکا باشید. احتمال دارد که باارزش‌ترین یا در دسترس‌ترین کلوچه باشید. ولی معنای هیچ یک از این‌ها، محبوب‌بودن نیست.

وقتی شروع به تولید یک محصول می‌کنیم، اغلب روی کسب شهرت، گستردگی در ارائه‌ی محصول، قیمتی جادویی و تجربه‌ای منحصربه‌فرد برای مشتری متمرکز می‌شویم تا به انتخاب اول آنها تبدیل شویم. محصولی که اگر نباشد، جای خالی‌اش احساس شود.

برای من عجیب است که تلاش برای محبوب‌شدن برای یک نفر، رضایت‌بخش‌تر از تلاش برای کسب شهرت همگانی است.

مطمئن هستم که اگر می‌خواهید مشهورترین( the most popular) در بین همه باشید، راهش این نیست که سعی کنید محبوب(favorite) همه شوید. (مگر اینکه محبوبیت به عنوان یک اثر جانبیِ شهرت همگانی، خودش به دست بیاید.)



.
▪️انتخاب‌کردن یادمان رفت

▪️ست‌گادین ۲۳ مهر ۱۴۰۱


وقتی فراوانی، ابتدا در کالاهای تولیدی و بعد در اطلاعات پدیدار شد، همه چیز، یک پیروزی ساده به نظر می‌رسید. بیشتر از آنچه می‌خواهیم بدست آوردیم. سپاسگذاریم.

ولی البته که داشتن مقدار بیشتری از خیلی چیزها، زیادی بود.

ما در حال ترک عصر اطلاعات و ورود به عصر انتخاب هستیم.

نه فقط انتخاب آنچه مصرف خواهیم کرد، بلکه انتخاب اینکه چه کسی خواهیم شد؟ انتخاب اینکه چه کسی را در آینده برای ارتباط، رهبری، اعتماد، افتخار‌کردن، عزت، جداشدن یا باورداشتن انتخاب خواهیم کرد؟

و چه انتخابی برای آهسته گذرکردن از دنیا داریم و چه چیزی از خود به یادگار خواهیم گذاشت...



.
▪️«من آنقدرها هم باهوش نیستم.»

▪️ست‌گادین ۲۴ مهر ۱۴۰۱


دیروز کسی این جمله‌ی ناراحت‌کننده را به من گفت.

در واقع وظایف و کارهای کمی در فرهنگ ما وجود دارند که انجامشان نیازمند فردی است که با استعدادی فراتر از حد طبیعی به دنیا آمده است.

تقریباً هر چیز دیگری که لازم است مردم انجام دهند، حاصل تلاش، تمرین و اهمیت‌دادن آنهاست. درست است که تحمل تنوع و بی‌ثباتی کارها برای عده‌ای آسان‌تر است ولی هیچ‌کس به راحتی از عهده‌ی همه‌ی کارها برنمی‌آید.

جمله‌ی صحیح این است:« من به کارم زیاد اهمیت نمی‌دهم.» من به اندازه‌ی کافی برای خواندن، برای شکست‌هایی که در مسیر می‌خورم، برای اعلام حضور، برای قول‌دادن، برای یادگیری، برای مواجهه با شکست و برای بهترشدن در کارها اهمیت قائل نیستم.

همه‌ی این‌ها ممکن است درست باشند.

ولی تقریباً به طور قطع به اندازه‌ی کافی باهوش هستید.



.
▪️زندگی‌نامه‌ی شما

▪️ست‌گادین ۲۶ مهر ۱۴۰۱



حتی طولانی‌ترین زندگی‌نامه‌ی صوتی، فقط ۶۶ ساعت است. این یعنی نویسنده باید تقریباً همه چیز را رها کند.

ما زندگی‌نامه‌مان را هر روز با تصمیم‌گیری درباره‌ی آنچه روی آن تمرکز می‌کنیم، آنچه تکرار می‌کنیم و آنچه نگرانش هستیم، می‌نویسیم.

همان داستان زندگی، می‌تواند با روش‌های زیادی روایت شود و روشی که ما روایت می‌کنیم، تعیین می‌کند که چه کسی هستیم و چه کسی می‌شویم.

چه کسی در حال ویرایش نسخه‌ی شماست؟



.
▪️تناقض بزرگ‌بودن

▪️ست‌گادین ۲۷ مهر ۱۴۰۱


وقتی میزان ریسک بالاست، وقتی باید چیزی به اوج برسد، ما با تمام وجود دست به یک سرمایه‌گذاری بیش‌ازحد می‌زنیم.

ستاره‌های بزرگ. فقدان ریسک خلاقانه. بودجه‌بندی متورم و جلساتی پر از مزاحمان و مداخله‌جویان.

به هرحال، کار بزرگی است.

اصرار ما به تضمین‌دادن، تقریباً اطمینان می‌دهد که تضمینی در کار نیست.

مجبورکردن چیزی برای بزرگ‌بودن، آن را کوچک می‌کند.


.
▪️تعهد به شک صادقانه

▪️ست‌گادین ۲۸ مهر ۱۴۰۱


مخالفت‌ها مفید هستند. ما با دست‌کشیدن از کار یا با عدم حمایت، مخالفت خود را اعلام می‌کنیم چون راجع به یک یا چند بخش از داده‌ها، سوال داریم.

اما نیمه‌ی دیگر این قضیه، تعهد ماست: اگر درنهایت، داده‌ها با استانداردی که ما برای اثبات چیزی تنظیم کرده‌ایم مطابقت کرد، بایستی ذهنیت‌مان را تغییر دهیم و به همان میزان انرژی که صرف مخالفت کرده بودیم، برای حمایت از ایده، انرژی بگذاریم.


.
▪️قانون داوانی

▪️ست‌گادین ۲۹ مهر ۱۴۰۱


«تعداد کسانی که می‌گویند قانون مور نمی‌تواند ادامه پیدا کند، هر ۲۴ ماه دو برابر می‌شود.»

حتی اگر بار اول متوجه نشوید، ارزشش را دارد که یک ثانیه برای فهمیدنش وقت بگذارید.

قانون مور حالا نزدیک به ۶۰ سال قدمت دارد و یک واقعیت مهندسی ساده را توضیح می‌دهد که زندگی هر کسی را در روی زمین تغییر داده است: تعداد ترانزیستورهایی که می‌توان روی یک تراشه قرار داد، هر دو سال دو برابر می‌شود. به نظر زیاد نمی‌رسد ولی اگر حتی عددی به کوچکی دو را هم ۳۰ بار دوبرابر کنید، به بیش از یک میلیارد افزایش می‌یابد.

اگر قیمت خانه از «قانون مور» پیروی می‌کرد، شما می‌توانستید یک عمارت بزرگ را به چند پنی بخرید. «قانون مور»، مسیر تکنولوژی را برای ما توضیح می‌دهد که هوش مصنوعی، تلفن‌های هوشمند و اینترنت را به ما داد.

و از زمانی که او این قانون را بیان کرده است، کارشناسان خاطرنشان کرده‌اند که این قانون، دوام نخواهد آورد و نمی‌تواند دوام بیاورد و ما شانس پیشرفت بیشتر را از دست داده‌ایم.

این قانون مثل خیلی چیزهای دیگر، شاید تا ابد دوام نیاورد ولی به معنای آن نیست که کارش تمام شده است.

شاید وظیفه‌ی ما ایجاد شرایطی برای بهبود اوضاع است، نه اینکه پیش‌بینی کنیم اوضاع بهتر نخواهد شد.



.
▪️افزایش قیمت در فروش مجدد

▪️ست‌گادین ۳۰ مهر ۱۴۰۱


امیدواریم باور کنیم که ارزش NFT (توکِن غیرقابل معاوضه)، کارت بیسبال یا حتی خودرویی که در خرید بعدی می‌خریم، بالا خواهد رفت.

احتمالاً این‌گونه نخواهد شد.

راز کار اینجاست که فقط چیزهایی را بخرید که افزایش قیمت آنها برای فروش مجدد‌شان در آینده، در رضایت کلی شما از خرید مهم نباشد. این یکی از دلایل تفاوت بسیار بزرگی است که بین سرمایه‌گذاری در سهام و داشتن یک خانه وجود دارد.


.
▪️ایده‌ی تولید یک محصول: صفحه‌ی سخنگو

▪️ست‌گادین ۱ آبان ۱۴۰۱



خیلی از ادارات و دفاتر عمومی برای پیشگیری از انتشار بیماری، حد فاصل میان کارمندان را با پارتیشن‌های شفاف جدا کرده‌اند. با این که به راحتی می‌توانیم آن سوی پارتیشن را ببینیم ولی برای برقراری ارتباط، کارمان به دادزدن می‌کشد.

چه می‌شد اگر صفحه‌ی گردی به اندازه‌ی توپ هاکی روی یخ و ضخامت چند زیرلیوانی وجود داشت که به صورت جفت تعبیه می‌شد که کم‌مصرف بود و به بلوتوث مجهز می‌شد. یکی از صفحات را به یک طرفه پارتیشن و دیگری را به طرف دیگر می‌چسباندیم. این صفحه هم میکروفون و هم بلندگو است... تمام. این ایده در یک مقیاس بزرگ، شاید واقعاً ارزان تمام شود.

یک امکان اضافی: به صفحه اجازه دهید که به وای‌فای و لپ‌تاپ هم متصل باشد. حال شما می‌توانید یک صفحه در خانه داشته باشید و همکارتان هم یکی دیگر از صفحات را داشته باشد. می‌توانید با یک ضربه آن را روشن کنید و اگر طرف مقابل هم صفحه‌ی خودش را از حالت بی‌صدا دربیاورد، می‌توانید یک مکالمه‌ی معمولی را درست مثل زمانی که در ادارات و دفاتر قدیمی و محدود داشتید، برقرار کنید.

ایجاد یک اپلیکیشن که بتواند رونوشتی از هر تراکنش را ثبت و ضبط کند، بسیار آسان است و برای کارهای اداری و ثبت سوابق عمومی می‌تواند مفید باشد.

یک امکان اضافی دیگر: با ادغام یک برنامه‌ی مترجم زنده، صفحه اجازه می‌دهد که با هرکس و به هر زبانی حرف بزنید.


.
▪️چند روز خوب؟

▪️ست‌گادین ۲ آبان ۱۴۰۱



تصمیمات، بحران‌ها و لحظات تلاش و ریسک چشمگیر می‌توانند پرتنش باشند.

ولی چالش یک روز پرتنش، به ندرت مستقیماً به امروز مربوط می‌شود بلکه مربوط به فردا یا سالها بعد است.

یعنی پیش‌بردن راه‌تان از میان انتخاب‌های بحرانی و حساس در زمان حال، شاید بعداً با روزهای بسیار بهتری جبران شود. چند روز خوب در آینده به واسطه‌ی تصمیمات سخت امروز نصیب ما خواهد شد؟

برای ما کوتاهی‌کردن، بیش‌از حد انتظار، گران‌ تمام خواهد شد. ما از توقف و طفره‌رفتن دچار استرس می‌شویم و بعداً هزینه‌ی کارها و تصمیم‌گیری‌هایی را که به تعویق می‌اندازیم خواهیم پرداخت. در حالیکه اگر امروز دست‌به‌کار شویم، بسیار آسان‌تر و پرسودتر خواهد بود.



.
▪️کمال‌گرایی(perfect) ممکن است در مسیر پویایی(dynamic) گروه و هنگام تصمیم‌گیری‌های گروهی، دشمن انجام کار خوب(good) باشد

▪️ست‌گادین | سه‌شنبه ۳ آبان ۱۴۰۱


وقتی یک نفر نیاز به تعمیر یک دیوار، تنظیم یک کابینت یا انتخاب غذایی برای پذیرایی شام دارد، می‌تواند از امکانات، بهترین استفاده‌ی ممکن را ببرد. دادوستدهای مناسبی انجام دهد و مسئولیتِ روشی را که در پیش گرفته، برعهده بگیرد.

ولی وقتی از یک گروه خواسته شود که همان کار را انجام دهند، براحتی برای رسیدن به یک نتیجه‌ی کامل و بی‌نقص، زیاده‌روی می‌کنند یا کارهای متوسطی را برای انجام‌دادن انتخاب می‌کنند.

این باعث می‌شود که آنها تیم حقوقی و مشاورانی را بررسی و استخدام کنند. در این شرایط، صرفنظر از اینکه شانس رخ‌دادن یک نتیجه چقدر نادر است، همیشه سوال « اگر فلان اتفاق بیفتد چه؟» پرسیده می‌شود. در نتیجه، کلِ صنایع، حول و حوش ایجاد محصولات و خدمات غیرضروری و متوسط ایجاد می‌شود که مطمئن هستیم مورد پسند هیچ‌کس نیست و هزینه‌های بیشتری روی دستمان می‌گذارد و فقط اعضای گروه را از انتقادات تند، مصون نگه می‌دارد.

وقتی خودتان را در حال دست‌و‌پازدن در چنین مسیری یافتید، شاید ارزشش را داشته باشد که از خودتان بپرسید، تعلیق گروه و سپردنِ مسئولیت به یک نفر، چه خطری می‌تواند داشته باشد؟


.
▪️دوباره فکر کن

▪️ست‌گادین | چهارشنبه ۴ آبان ۱۴۰۱



برخی مسائل، خودشان را شایسته‌ی بررسی مجدد می‌کنند. اندیشیدن برای بار دوم، سوم و حتی بار چهارم، مولد و پربار است. چون ممکن است انگیزه‌های اولیه‌ی ما، شامل بهترین تلاش‌مان در درک تفاوت‌های جزئی آن موقعیت نباشد.

ولی خیلی از مسائل، فقط تولید فکر بیشتری می‌کنند و هیچ نتیجه‌ی مولدی دربر ندارند. وقتی با چیزی مواجه می‌شویم که بعید است راهی مولد و روبه‌جلو یا ساده داشته باشد، به راحتی درگیر راه‌حل‌های تخیلی ذهنی استرس‌آور می‌شویم.

هنر این است که بفهمیم با چه نوع مسئله‌ای مواجهیم و مقدار درستی از فکرمان را به موقعیتی که در آن قرار داریم اختصاص دهیم( نه کمتر و قطعاً نه بیشتر). شاید صرف زمان بصورت دوره‌ای برای طبقه‌بندی مسئله، مولدتر از اتلاف وقت روی مسائلی است که سزاوار تلاش ما نیستند.


.
▪️با اطمینان

▪️ست‌گادین | پنجشنبه ۵ آبان ۱۴۰۱



شانس ۹۸درصد، تفاوت چشمگیری با شانس ۱۰۰درصد دارد.

قطعیت در حوزه‌ی شانس قرار ندارد. یک چیز کاملا متفاوت است. اگر هواشناسی شانس بارندگی را صفر پیش‌بینی کند، هرگز نباید کسی زیر باران بماند.

وقتی اندکی برای خودتان فضای تغییر عقیده یا انجام کاری متفاوت در نظر بگیرید، اعتماد بیشتری بوجود می‌آورید. شانس کم(low) بارش باران اساساً با شانس جزئی(slight) بارش باران فرق دارد.

در عین حال، اگر واقعاً قطعیتی وجود دارد و از چیزی مطمئن هستید، آن را ابراز کنید.


.
▪️ همه‌فن‌حریف، کم‌هزینه و باحال

▪️ست‌گادین | جمعه ۶ آبان ۱۴۰۱



عصر صنعتی برای این سه ویژگی ارزش قائل بود. ما همگی در مدارس سازمان‌یافته، آموخته‌ایم که زمانبندی خود را با این نگرش‌ها تطابق دهیم و تصور اینکه که جهان، هنوز هم این‌ها را می‌خواهد، کار آسانی است.

وقتی کار از نظر جغرافیایی محدود است و خط مونتاژ، نیروی محرکه‌ی اثرگذاری است، این ویژگی‌ها کاملاً مطلوب هستند. بدین ترتیب، رزومه‌ی شما تأیید می‌کند که قادر به بررسی جعبه‌ها هستید و شرکتِ استخدام‌کننده، حقوق پیشنهادی‌اش را با کارتان تطابق می‌دهد و هنگامی که نیاز داشت، شما را به خدمت می‌گیرد.

ولی امروزه قوانین بطور ناگهانی و شاید برای طولانی‌مدت تغییر کرده‌اند.

هنوز هم شرکت‌هایی وجود دارند که خیلی از آنها به دنبال HCW(شغل‌های خدماتی مثل خانه‌داری، خدمات هتل، مراقبت پزشکی... م) هستند. ولی این‌ها شغل‌هایی نیستند که واقعاً می‌خواهیم.

وقتی یک شغل دیجیتال دارید و می‌توانید از خانه کار کنید، «همه‌فن‌حریف »‌بودن، بی‌مورد است. این به معنای آن است که شرکت، یا ارزان‌ترین فرد ممکن را از میان یک میلیارد انسان استخدام می‌کند یا با یک کامپیوتر آن کار را انجام می‌دهد یا...

یا باید فرد خاصی را استخدام کند.

فردی با مهارت‌های چشمگیر.

شاید او فردی با مهارت‌های سنتی باشد. مثلاً وقتی واقعاً در کدنویسی یا طراحی و مهندسی عالی باشید. تحصیلات داشته باشید. ساختار کار را ایجاد کرده و احترام همکاران را به دست آورده باشید. وقتی نمی‌گویید: «شما به فردی مهم نیاز دارید و آن شخص، من هستم.» ولی در عوض، به طور واضح در حرفه‌ی خودتان بهتر هستید.

یا این مهارت‌ها می‌توانند مهارت‌های واقعی باشند که عده‌ای آنها را مهارت‌های نرم می‌نامند. یعنی شما کار احساسی، تحلیل فکری، مراقبت، خوش‌مشربی، متانت و خونسردی یا سایر اقدامات دشوار انسانی را به طور واضح بیشتر از دیگران انجام می‌دهید. اگر شما در این موارد فراتر از دیگران باشید، از طرف جاهایی که دوست دارید کار کنید، ارزشمند قلمداد می‌شوید.

خبر خوب اینکه راه و روش کار معلوم است. قسمت سخت کار، داشتن پشتکار برای بهترشدن از «خوب» است.

نه بهتر از خوب در همه‌چیز یا حتی برای همه‌کس. فقط بهتر از خوب برای کسی.


.
▪️ پشتکار به اندازه‌ی کافی

▪️ست‌گادین شنبه ۷ آبان ۱۴۰۱



سرعت‌گیرهای پیش‌بینی‌نشده، روابط از دست‌رفته و البته مسیرهای قفل‌شده‌ی زیادی وجود دارد.

اگر عاشق صدای معتبر و ارزشمند‌تان هستید، بعید است تغییر کنید. یک درس از پادکست 500songs این است که آهنگ‌های راک کلاسیک اکثراً توسط کسانی ساخته شده‌اند که کارشان را از جایی شروع کرده بودند که بسیار دور از جایی بود که کارشان به آنجا ختم شد. ولی دوام آوردند. تطابق یافتند و تغییر کردند تا اینکه بهترین آهنگ‌هایشان را در سایه‌ی تلاش‌ خود ساختند.

هیچ‌کدام از آنها فکرش را هم نمی‌کرد که از جایی که شروع کرده بودند به کجا کشیده خواهند شد... اقدام برای ساختن یک آهنگ عالی منجر به ترک برخی از باورهایشان شد. این آهنگ‌های برتر، بی‌نقص و صحیح یا اثر یک استعداد ملی نبودند. آنها در پاسخ به بازخوردهای جهانی، تکامل یافته، پیچ و تاب خورده و تغییر کرده بودند.

یا بارها تغییر می‌کنی و پای هیچ‌چیزی نمی‌ایستی و فقط در تعقیب سایه‌هایی هستی که هرگز به آنها نخواهی رسید.

یا از تغییر روی‌گردان می‌شوی و احتمالاً نادیده گرفته می‌شوی.

جایی میان این دو حالت، بیشترین شانس موفقیت وجود دارد. وقتی یک خالق بر سر دوراهی‌ها می‌ایستد، چنین اتفاقی رخ می‌دهد. حرفه‌ای‌ها با هدایت مخاطبان‌شان به جایی که باید بروند، به آنها خدمت می‌کنند.


.
▪️فرصتی برای اشتباه‌کردن

▪️ست‌گادین | یکشنبه ۸ آبان ۱۴۰۱



تاریخ پر از افرادی است که مرتکب قضاوت اشتباه شده‌اند.

از هیئت‌رئیسه‌ی Decca که «بیتلز» را رد کردند بگیرید تا مدیر ارشد اجرایی(CEO) در Digital که گفت هیچ‌کس نیازی به داشتن کامپیوتر در خانه‌اش نخواهد داشت و منتقدانی که از فیلم ۲۰۰۱ [ یک اودیسه‌ی فضایی - استنلی کوبریک. م ] خوششان نیامد.

و البته سازندگانی که اغلب اشتباه می‌کنند. کارآفرینی که برای انجام کارش پول جمع‌آوری می‌کند و شکست می‌خورد یا آهنگ‌سازی که در پی تکرار یک موفقیت است ولی یک سری آهنگ ناموفق و شکست‌خورده را دنبال می‌کند.

اما همه‌ی این شکست‌ها نشانه‌‌ی اعطای «حق امتیاز اشتباه‌کردن» به یک فرد در اولین گام است.

یافتن شغلی بی‌دردسر و آسان که در آن کسی به شما بگوید که در طول روز چه کاری انجام دهید، وسوسه‌انگیز است. در اینصورت دیگر شما نیستید که گیر می‌افتید یا اشتباه می‌کنید، بلکه رئیس‌تان اشتباه می‌کند.

اما وقتی همان کسی باشید که ممکن است اشتباه کند، این بسیار هیجان‌انگیزتر، مفیدتر و رضایت‌بخش‌تر است.



.
▪️آبنباتی که شبیه بادام زمینی است، حاوی آجیل بادام‌زمینی نیست

▪️ست‌گادین | دوشنبه ۹ آبان ۱۴۰۱



واضح است. آبنبات حاوی هیچ نوع آجیلی نیست.

این یک استعاره یا شاید یک تشبیه است که استفاده از آن به دقت و ظرافت شما بستگی دارد.

با این حال، خیلی از افراد با استعاره مشکل دارند. استعاره، ازبرکردنی نیست بلکه اصل یادگیری است.

اگر شما A را بفهمید و B را مشاهده کنید که شبیه A است و فقط کمی با آن متفاوت است، حالا شما B را می‌توانید بفهمید.

ازبرکردن، فراموش می‌شود ولی استعاره، غنی‌تر می‌شود و توسعه می‌یابد.

استعاره کمک می‌کند تا چیز بعدی را خلق کنیم و در مواجهه با وضعیت جدید، کمک‌مان می‌کند تا اعتماد‌به‌نفس خویش را پیدا کنیم.

من باور دارم که فهمیدن استعاره، یک مهارت است. ما می‌توانیم این مهارت‌مان را بهتر کنیم.

چند مثال دیگر از استعاره‌هایی مثل آبنبات بادام‌زمینی را که معنایش را درک نمی‌کنید بیابید و آنها را رمزگشایی کنید.



.
▪️نگهبانان فرهنگ و قضاوت

▪️ست‌گادین | سه‌شنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۱



«بی‌نهایت»، گمراه‌کننده است.

یک‌هزار ایمیل، درست به همان اندازه و همان هزینه‌ی یک ایمیل است. یک کتابفروشی آنلاین می‌تواند همه‌ی کتاب‌هایی که تابحال منتشر‌شده را در خود داشته باشد و دُم بلند توزیع در مورد محصولات موسیقی، به هر کسی اجازه می‌دهد که فرصتی برای اشتراک‌گذاری اثر خویش داشته باشد.

ساده‌ترین کار این است که « اجازه دهید بازار خودش مشکل را حل می‌کند.» قضاوت نکنید.

این کاری است که الگوریتم‌های فناوری، مدعی انجام آن هستند. درباره‌ی طعم‌، کیفیت یا استانداردها قضاوت نمی‌کنند. در مورد منابع، پیامدها یا تأثیرات، دخالت مستقیم نمی‌کنند.

این آسان‌تر است و در برخی سطوح، روش عادلانه‌تری به نظر می‌رسد.

وقتی درباره‌ی محدودیت در فضای قفسه‌ها کمبودی احساس نکنید، پذیرش «بی‌نهایت» آسان است.

ولی قضاوت‌نکردن، هنوز هم به‌خودی خود، نوعی قضاوت‌کردن است. وقتی یک سایت، هر ایده‌ای را در پلتفرم خویش منتشر می‌کند و هر یک را بر اساس فرمولی منتشرنشده ترویج می‌کند، در مورد قدرت ایده‌ها و روشی که یک جامعه می‌تواند تکامل یابد، قضاوت کرده است. این اتفاق جدیدی است. کتابخانه‌ها، کتاب‌فروشی‌ها، ایستگاه‌های رادیویی(همه‌ی نگهبانان فرهنگ ما) با کمبود(scarcity) و اثربخشی(influence)، بده‌بستان داشته و با قضاوت‌کردن، به آنها واکنش نشان داده‌اند. اگر نمی‌توانید بار همه چیز را به دوش بکشید یا همه چیز را تبلیغ کنید، پس واضح است که باید با قضاوت‌کردن، واکنش نشان دهید. چون بالاخره باید چیزی را انتخاب کنید.

اما وقتی شرکت‌ها مردد هستند و از قضاوت‌کردن خودداری می‌کنند، «بی‌نهایت‌بودن» و «کمیاب‌بودن» با هم برخورد می‌کنند. شهرت سازمانی و دانش، چیزهای ارزشمندی هستند و با نادیده‌گرفتن‌شان، این شرکت‌های بزرگ فناوری هستند که در مورد آن ارزش‌ها اظهارنظر می‌کنند. و به نظر می‌رسد که هرکدام برای گمراه‌کردن کاربران از درک اینکه چه چیزی ارزش اعتمادکردن را دارد، از یکدیگر سبقت می‌گیرند.

دعواهای پر سروصدای کودکستان، دارای عملکرد مفیدی است و به رشد بچه‌ها کمک می‌کند. اما اگر شما نیاز به جراحی دارید، امیدوارم به بیمارستان بروید نه یک مدرسه‌ی ابتدایی محلی.



.