▪️ایدهی تولید یک محصول: صفحهی سخنگو
▪️ستگادین ۱ آبان ۱۴۰۱
خیلی از ادارات و دفاتر عمومی برای پیشگیری از انتشار بیماری، حد فاصل میان کارمندان را با پارتیشنهای شفاف جدا کردهاند. با این که به راحتی میتوانیم آن سوی پارتیشن را ببینیم ولی برای برقراری ارتباط، کارمان به دادزدن میکشد.
چه میشد اگر صفحهی گردی به اندازهی توپ هاکی روی یخ و ضخامت چند زیرلیوانی وجود داشت که به صورت جفت تعبیه میشد که کممصرف بود و به بلوتوث مجهز میشد. یکی از صفحات را به یک طرفه پارتیشن و دیگری را به طرف دیگر میچسباندیم. این صفحه هم میکروفون و هم بلندگو است... تمام. این ایده در یک مقیاس بزرگ، شاید واقعاً ارزان تمام شود.
یک امکان اضافی: به صفحه اجازه دهید که به وایفای و لپتاپ هم متصل باشد. حال شما میتوانید یک صفحه در خانه داشته باشید و همکارتان هم یکی دیگر از صفحات را داشته باشد. میتوانید با یک ضربه آن را روشن کنید و اگر طرف مقابل هم صفحهی خودش را از حالت بیصدا دربیاورد، میتوانید یک مکالمهی معمولی را درست مثل زمانی که در ادارات و دفاتر قدیمی و محدود داشتید، برقرار کنید.
ایجاد یک اپلیکیشن که بتواند رونوشتی از هر تراکنش را ثبت و ضبط کند، بسیار آسان است و برای کارهای اداری و ثبت سوابق عمومی میتواند مفید باشد.
یک امکان اضافی دیگر: با ادغام یک برنامهی مترجم زنده، صفحه اجازه میدهد که با هرکس و به هر زبانی حرف بزنید.
.
▪️ستگادین ۱ آبان ۱۴۰۱
خیلی از ادارات و دفاتر عمومی برای پیشگیری از انتشار بیماری، حد فاصل میان کارمندان را با پارتیشنهای شفاف جدا کردهاند. با این که به راحتی میتوانیم آن سوی پارتیشن را ببینیم ولی برای برقراری ارتباط، کارمان به دادزدن میکشد.
چه میشد اگر صفحهی گردی به اندازهی توپ هاکی روی یخ و ضخامت چند زیرلیوانی وجود داشت که به صورت جفت تعبیه میشد که کممصرف بود و به بلوتوث مجهز میشد. یکی از صفحات را به یک طرفه پارتیشن و دیگری را به طرف دیگر میچسباندیم. این صفحه هم میکروفون و هم بلندگو است... تمام. این ایده در یک مقیاس بزرگ، شاید واقعاً ارزان تمام شود.
یک امکان اضافی: به صفحه اجازه دهید که به وایفای و لپتاپ هم متصل باشد. حال شما میتوانید یک صفحه در خانه داشته باشید و همکارتان هم یکی دیگر از صفحات را داشته باشد. میتوانید با یک ضربه آن را روشن کنید و اگر طرف مقابل هم صفحهی خودش را از حالت بیصدا دربیاورد، میتوانید یک مکالمهی معمولی را درست مثل زمانی که در ادارات و دفاتر قدیمی و محدود داشتید، برقرار کنید.
ایجاد یک اپلیکیشن که بتواند رونوشتی از هر تراکنش را ثبت و ضبط کند، بسیار آسان است و برای کارهای اداری و ثبت سوابق عمومی میتواند مفید باشد.
یک امکان اضافی دیگر: با ادغام یک برنامهی مترجم زنده، صفحه اجازه میدهد که با هرکس و به هر زبانی حرف بزنید.
.
Seth's Blog
Product idea: Talking discs
Many offices and public settings are putting up clear plexiglas barriers to insulate staff from the spread of disease. While we can easily see through these partitions, it ends up creating a lot of…
▪️چند روز خوب؟
▪️ستگادین ۲ آبان ۱۴۰۱
تصمیمات، بحرانها و لحظات تلاش و ریسک چشمگیر میتوانند پرتنش باشند.
ولی چالش یک روز پرتنش، به ندرت مستقیماً به امروز مربوط میشود بلکه مربوط به فردا یا سالها بعد است.
یعنی پیشبردن راهتان از میان انتخابهای بحرانی و حساس در زمان حال، شاید بعداً با روزهای بسیار بهتری جبران شود. چند روز خوب در آینده به واسطهی تصمیمات سخت امروز نصیب ما خواهد شد؟
برای ما کوتاهیکردن، بیشاز حد انتظار، گران تمام خواهد شد. ما از توقف و طفرهرفتن دچار استرس میشویم و بعداً هزینهی کارها و تصمیمگیریهایی را که به تعویق میاندازیم خواهیم پرداخت. در حالیکه اگر امروز دستبهکار شویم، بسیار آسانتر و پرسودتر خواهد بود.
.
▪️ستگادین ۲ آبان ۱۴۰۱
تصمیمات، بحرانها و لحظات تلاش و ریسک چشمگیر میتوانند پرتنش باشند.
ولی چالش یک روز پرتنش، به ندرت مستقیماً به امروز مربوط میشود بلکه مربوط به فردا یا سالها بعد است.
یعنی پیشبردن راهتان از میان انتخابهای بحرانی و حساس در زمان حال، شاید بعداً با روزهای بسیار بهتری جبران شود. چند روز خوب در آینده به واسطهی تصمیمات سخت امروز نصیب ما خواهد شد؟
برای ما کوتاهیکردن، بیشاز حد انتظار، گران تمام خواهد شد. ما از توقف و طفرهرفتن دچار استرس میشویم و بعداً هزینهی کارها و تصمیمگیریهایی را که به تعویق میاندازیم خواهیم پرداخت. در حالیکه اگر امروز دستبهکار شویم، بسیار آسانتر و پرسودتر خواهد بود.
.
Seth's Blog
How many good days?
Decisions and crises and moments of significant effort and risk can be stressful. But the challenge of a stressful day is rarely directly related to today, it’s about tomorrow or years from n…
▪️کمالگرایی(perfect) ممکن است در مسیر پویایی(dynamic) گروه و هنگام تصمیمگیریهای گروهی، دشمن انجام کار خوب(good) باشد
▪️ستگادین | سهشنبه ۳ آبان ۱۴۰۱
وقتی یک نفر نیاز به تعمیر یک دیوار، تنظیم یک کابینت یا انتخاب غذایی برای پذیرایی شام دارد، میتواند از امکانات، بهترین استفادهی ممکن را ببرد. دادوستدهای مناسبی انجام دهد و مسئولیتِ روشی را که در پیش گرفته، برعهده بگیرد.
ولی وقتی از یک گروه خواسته شود که همان کار را انجام دهند، براحتی برای رسیدن به یک نتیجهی کامل و بینقص، زیادهروی میکنند یا کارهای متوسطی را برای انجامدادن انتخاب میکنند.
این باعث میشود که آنها تیم حقوقی و مشاورانی را بررسی و استخدام کنند. در این شرایط، صرفنظر از اینکه شانس رخدادن یک نتیجه چقدر نادر است، همیشه سوال « اگر فلان اتفاق بیفتد چه؟» پرسیده میشود. در نتیجه، کلِ صنایع، حول و حوش ایجاد محصولات و خدمات غیرضروری و متوسط ایجاد میشود که مطمئن هستیم مورد پسند هیچکس نیست و هزینههای بیشتری روی دستمان میگذارد و فقط اعضای گروه را از انتقادات تند، مصون نگه میدارد.
وقتی خودتان را در حال دستوپازدن در چنین مسیری یافتید، شاید ارزشش را داشته باشد که از خودتان بپرسید، تعلیق گروه و سپردنِ مسئولیت به یک نفر، چه خطری میتواند داشته باشد؟
.
▪️ستگادین | سهشنبه ۳ آبان ۱۴۰۱
وقتی یک نفر نیاز به تعمیر یک دیوار، تنظیم یک کابینت یا انتخاب غذایی برای پذیرایی شام دارد، میتواند از امکانات، بهترین استفادهی ممکن را ببرد. دادوستدهای مناسبی انجام دهد و مسئولیتِ روشی را که در پیش گرفته، برعهده بگیرد.
ولی وقتی از یک گروه خواسته شود که همان کار را انجام دهند، براحتی برای رسیدن به یک نتیجهی کامل و بینقص، زیادهروی میکنند یا کارهای متوسطی را برای انجامدادن انتخاب میکنند.
این باعث میشود که آنها تیم حقوقی و مشاورانی را بررسی و استخدام کنند. در این شرایط، صرفنظر از اینکه شانس رخدادن یک نتیجه چقدر نادر است، همیشه سوال « اگر فلان اتفاق بیفتد چه؟» پرسیده میشود. در نتیجه، کلِ صنایع، حول و حوش ایجاد محصولات و خدمات غیرضروری و متوسط ایجاد میشود که مطمئن هستیم مورد پسند هیچکس نیست و هزینههای بیشتری روی دستمان میگذارد و فقط اعضای گروه را از انتقادات تند، مصون نگه میدارد.
وقتی خودتان را در حال دستوپازدن در چنین مسیری یافتید، شاید ارزشش را داشته باشد که از خودتان بپرسید، تعلیق گروه و سپردنِ مسئولیت به یک نفر، چه خطری میتواند داشته باشد؟
.
Seth's Blog
Perfect might be the enemy of good in group dynamics and choice making
When one person needs to fix a wall, adjust a cabinet or choose what to serve for dinner, they can optimize their choice. Make appropriate trade-offs. Take responsibility for the path chosen. But w…
▪️دوباره فکر کن
▪️ستگادین | چهارشنبه ۴ آبان ۱۴۰۱
برخی مسائل، خودشان را شایستهی بررسی مجدد میکنند. اندیشیدن برای بار دوم، سوم و حتی بار چهارم، مولد و پربار است. چون ممکن است انگیزههای اولیهی ما، شامل بهترین تلاشمان در درک تفاوتهای جزئی آن موقعیت نباشد.
ولی خیلی از مسائل، فقط تولید فکر بیشتری میکنند و هیچ نتیجهی مولدی دربر ندارند. وقتی با چیزی مواجه میشویم که بعید است راهی مولد و روبهجلو یا ساده داشته باشد، به راحتی درگیر راهحلهای تخیلی ذهنی استرسآور میشویم.
هنر این است که بفهمیم با چه نوع مسئلهای مواجهیم و مقدار درستی از فکرمان را به موقعیتی که در آن قرار داریم اختصاص دهیم( نه کمتر و قطعاً نه بیشتر). شاید صرف زمان بصورت دورهای برای طبقهبندی مسئله، مولدتر از اتلاف وقت روی مسائلی است که سزاوار تلاش ما نیستند.
.
▪️ستگادین | چهارشنبه ۴ آبان ۱۴۰۱
برخی مسائل، خودشان را شایستهی بررسی مجدد میکنند. اندیشیدن برای بار دوم، سوم و حتی بار چهارم، مولد و پربار است. چون ممکن است انگیزههای اولیهی ما، شامل بهترین تلاشمان در درک تفاوتهای جزئی آن موقعیت نباشد.
ولی خیلی از مسائل، فقط تولید فکر بیشتری میکنند و هیچ نتیجهی مولدی دربر ندارند. وقتی با چیزی مواجه میشویم که بعید است راهی مولد و روبهجلو یا ساده داشته باشد، به راحتی درگیر راهحلهای تخیلی ذهنی استرسآور میشویم.
هنر این است که بفهمیم با چه نوع مسئلهای مواجهیم و مقدار درستی از فکرمان را به موقعیتی که در آن قرار داریم اختصاص دهیم( نه کمتر و قطعاً نه بیشتر). شاید صرف زمان بصورت دورهای برای طبقهبندی مسئله، مولدتر از اتلاف وقت روی مسائلی است که سزاوار تلاش ما نیستند.
.
Seth's Blog
Giving it a second thought
Some problems lend themselves to reexamination. A second, third or even fourth thought is productive, because our initial impulses might not reflect our best effort at understanding the nuances of …
▪️با اطمینان
▪️ستگادین | پنجشنبه ۵ آبان ۱۴۰۱
شانس ۹۸درصد، تفاوت چشمگیری با شانس ۱۰۰درصد دارد.
قطعیت در حوزهی شانس قرار ندارد. یک چیز کاملا متفاوت است. اگر هواشناسی شانس بارندگی را صفر پیشبینی کند، هرگز نباید کسی زیر باران بماند.
وقتی اندکی برای خودتان فضای تغییر عقیده یا انجام کاری متفاوت در نظر بگیرید، اعتماد بیشتری بوجود میآورید. شانس کم(low) بارش باران اساساً با شانس جزئی(slight) بارش باران فرق دارد.
در عین حال، اگر واقعاً قطعیتی وجود دارد و از چیزی مطمئن هستید، آن را ابراز کنید.
.
▪️ستگادین | پنجشنبه ۵ آبان ۱۴۰۱
شانس ۹۸درصد، تفاوت چشمگیری با شانس ۱۰۰درصد دارد.
قطعیت در حوزهی شانس قرار ندارد. یک چیز کاملا متفاوت است. اگر هواشناسی شانس بارندگی را صفر پیشبینی کند، هرگز نباید کسی زیر باران بماند.
وقتی اندکی برای خودتان فضای تغییر عقیده یا انجام کاری متفاوت در نظر بگیرید، اعتماد بیشتری بوجود میآورید. شانس کم(low) بارش باران اساساً با شانس جزئی(slight) بارش باران فرق دارد.
در عین حال، اگر واقعاً قطعیتی وجود دارد و از چیزی مطمئن هستید، آن را ابراز کنید.
.
Seth's Blog
With certainty
A 98% chance is dramatically different than a 100% certainty. Certainty isn’t on the spectrum of chance. It’s a different thing altogether. If the weather report says the chance of prec…
▪️ همهفنحریف، کمهزینه و باحال
▪️ستگادین | جمعه ۶ آبان ۱۴۰۱
عصر صنعتی برای این سه ویژگی ارزش قائل بود. ما همگی در مدارس سازمانیافته، آموختهایم که زمانبندی خود را با این نگرشها تطابق دهیم و تصور اینکه که جهان، هنوز هم اینها را میخواهد، کار آسانی است.
وقتی کار از نظر جغرافیایی محدود است و خط مونتاژ، نیروی محرکهی اثرگذاری است، این ویژگیها کاملاً مطلوب هستند. بدین ترتیب، رزومهی شما تأیید میکند که قادر به بررسی جعبهها هستید و شرکتِ استخدامکننده، حقوق پیشنهادیاش را با کارتان تطابق میدهد و هنگامی که نیاز داشت، شما را به خدمت میگیرد.
ولی امروزه قوانین بطور ناگهانی و شاید برای طولانیمدت تغییر کردهاند.
هنوز هم شرکتهایی وجود دارند که خیلی از آنها به دنبال HCW(شغلهای خدماتی مثل خانهداری، خدمات هتل، مراقبت پزشکی... م) هستند. ولی اینها شغلهایی نیستند که واقعاً میخواهیم.
وقتی یک شغل دیجیتال دارید و میتوانید از خانه کار کنید، «همهفنحریف »بودن، بیمورد است. این به معنای آن است که شرکت، یا ارزانترین فرد ممکن را از میان یک میلیارد انسان استخدام میکند یا با یک کامپیوتر آن کار را انجام میدهد یا...
یا باید فرد خاصی را استخدام کند.
فردی با مهارتهای چشمگیر.
شاید او فردی با مهارتهای سنتی باشد. مثلاً وقتی واقعاً در کدنویسی یا طراحی و مهندسی عالی باشید. تحصیلات داشته باشید. ساختار کار را ایجاد کرده و احترام همکاران را به دست آورده باشید. وقتی نمیگویید: «شما به فردی مهم نیاز دارید و آن شخص، من هستم.» ولی در عوض، به طور واضح در حرفهی خودتان بهتر هستید.
یا این مهارتها میتوانند مهارتهای واقعی باشند که عدهای آنها را مهارتهای نرم مینامند. یعنی شما کار احساسی، تحلیل فکری، مراقبت، خوشمشربی، متانت و خونسردی یا سایر اقدامات دشوار انسانی را به طور واضح بیشتر از دیگران انجام میدهید. اگر شما در این موارد فراتر از دیگران باشید، از طرف جاهایی که دوست دارید کار کنید، ارزشمند قلمداد میشوید.
خبر خوب اینکه راه و روش کار معلوم است. قسمت سخت کار، داشتن پشتکار برای بهترشدن از «خوب» است.
نه بهتر از خوب در همهچیز یا حتی برای همهکس. فقط بهتر از خوب برای کسی.
.
▪️ستگادین | جمعه ۶ آبان ۱۴۰۱
عصر صنعتی برای این سه ویژگی ارزش قائل بود. ما همگی در مدارس سازمانیافته، آموختهایم که زمانبندی خود را با این نگرشها تطابق دهیم و تصور اینکه که جهان، هنوز هم اینها را میخواهد، کار آسانی است.
وقتی کار از نظر جغرافیایی محدود است و خط مونتاژ، نیروی محرکهی اثرگذاری است، این ویژگیها کاملاً مطلوب هستند. بدین ترتیب، رزومهی شما تأیید میکند که قادر به بررسی جعبهها هستید و شرکتِ استخدامکننده، حقوق پیشنهادیاش را با کارتان تطابق میدهد و هنگامی که نیاز داشت، شما را به خدمت میگیرد.
ولی امروزه قوانین بطور ناگهانی و شاید برای طولانیمدت تغییر کردهاند.
هنوز هم شرکتهایی وجود دارند که خیلی از آنها به دنبال HCW(شغلهای خدماتی مثل خانهداری، خدمات هتل، مراقبت پزشکی... م) هستند. ولی اینها شغلهایی نیستند که واقعاً میخواهیم.
وقتی یک شغل دیجیتال دارید و میتوانید از خانه کار کنید، «همهفنحریف »بودن، بیمورد است. این به معنای آن است که شرکت، یا ارزانترین فرد ممکن را از میان یک میلیارد انسان استخدام میکند یا با یک کامپیوتر آن کار را انجام میدهد یا...
یا باید فرد خاصی را استخدام کند.
فردی با مهارتهای چشمگیر.
شاید او فردی با مهارتهای سنتی باشد. مثلاً وقتی واقعاً در کدنویسی یا طراحی و مهندسی عالی باشید. تحصیلات داشته باشید. ساختار کار را ایجاد کرده و احترام همکاران را به دست آورده باشید. وقتی نمیگویید: «شما به فردی مهم نیاز دارید و آن شخص، من هستم.» ولی در عوض، به طور واضح در حرفهی خودتان بهتر هستید.
یا این مهارتها میتوانند مهارتهای واقعی باشند که عدهای آنها را مهارتهای نرم مینامند. یعنی شما کار احساسی، تحلیل فکری، مراقبت، خوشمشربی، متانت و خونسردی یا سایر اقدامات دشوار انسانی را به طور واضح بیشتر از دیگران انجام میدهید. اگر شما در این موارد فراتر از دیگران باشید، از طرف جاهایی که دوست دارید کار کنید، ارزشمند قلمداد میشوید.
خبر خوب اینکه راه و روش کار معلوم است. قسمت سخت کار، داشتن پشتکار برای بهترشدن از «خوب» است.
نه بهتر از خوب در همهچیز یا حتی برای همهکس. فقط بهتر از خوب برای کسی.
.
▪️ پشتکار به اندازهی کافی
▪️ستگادین شنبه ۷ آبان ۱۴۰۱
سرعتگیرهای پیشبینینشده، روابط از دسترفته و البته مسیرهای قفلشدهی زیادی وجود دارد.
اگر عاشق صدای معتبر و ارزشمندتان هستید، بعید است تغییر کنید. یک درس از پادکست 500songs این است که آهنگهای راک کلاسیک اکثراً توسط کسانی ساخته شدهاند که کارشان را از جایی شروع کرده بودند که بسیار دور از جایی بود که کارشان به آنجا ختم شد. ولی دوام آوردند. تطابق یافتند و تغییر کردند تا اینکه بهترین آهنگهایشان را در سایهی تلاش خود ساختند.
هیچکدام از آنها فکرش را هم نمیکرد که از جایی که شروع کرده بودند به کجا کشیده خواهند شد... اقدام برای ساختن یک آهنگ عالی منجر به ترک برخی از باورهایشان شد. این آهنگهای برتر، بینقص و صحیح یا اثر یک استعداد ملی نبودند. آنها در پاسخ به بازخوردهای جهانی، تکامل یافته، پیچ و تاب خورده و تغییر کرده بودند.
یا بارها تغییر میکنی و پای هیچچیزی نمیایستی و فقط در تعقیب سایههایی هستی که هرگز به آنها نخواهی رسید.
یا از تغییر رویگردان میشوی و احتمالاً نادیده گرفته میشوی.
جایی میان این دو حالت، بیشترین شانس موفقیت وجود دارد. وقتی یک خالق بر سر دوراهیها میایستد، چنین اتفاقی رخ میدهد. حرفهایها با هدایت مخاطبانشان به جایی که باید بروند، به آنها خدمت میکنند.
.
▪️ستگادین شنبه ۷ آبان ۱۴۰۱
سرعتگیرهای پیشبینینشده، روابط از دسترفته و البته مسیرهای قفلشدهی زیادی وجود دارد.
اگر عاشق صدای معتبر و ارزشمندتان هستید، بعید است تغییر کنید. یک درس از پادکست 500songs این است که آهنگهای راک کلاسیک اکثراً توسط کسانی ساخته شدهاند که کارشان را از جایی شروع کرده بودند که بسیار دور از جایی بود که کارشان به آنجا ختم شد. ولی دوام آوردند. تطابق یافتند و تغییر کردند تا اینکه بهترین آهنگهایشان را در سایهی تلاش خود ساختند.
هیچکدام از آنها فکرش را هم نمیکرد که از جایی که شروع کرده بودند به کجا کشیده خواهند شد... اقدام برای ساختن یک آهنگ عالی منجر به ترک برخی از باورهایشان شد. این آهنگهای برتر، بینقص و صحیح یا اثر یک استعداد ملی نبودند. آنها در پاسخ به بازخوردهای جهانی، تکامل یافته، پیچ و تاب خورده و تغییر کرده بودند.
یا بارها تغییر میکنی و پای هیچچیزی نمیایستی و فقط در تعقیب سایههایی هستی که هرگز به آنها نخواهی رسید.
یا از تغییر رویگردان میشوی و احتمالاً نادیده گرفته میشوی.
جایی میان این دو حالت، بیشترین شانس موفقیت وجود دارد. وقتی یک خالق بر سر دوراهیها میایستد، چنین اتفاقی رخ میدهد. حرفهایها با هدایت مخاطبانشان به جایی که باید بروند، به آنها خدمت میکنند.
.
Seth's Blog
Sticking just the right amount
There are unforeseen speedbumps, missed connections and of course, a lot of luck. If you are in love with your authentic voice, you’re unlikely to change. One lesson from the 500 Songs podcas…
▪️فرصتی برای اشتباهکردن
▪️ستگادین | یکشنبه ۸ آبان ۱۴۰۱
تاریخ پر از افرادی است که مرتکب قضاوت اشتباه شدهاند.
از هیئترئیسهی Decca که «بیتلز» را رد کردند بگیرید تا مدیر ارشد اجرایی(CEO) در Digital که گفت هیچکس نیازی به داشتن کامپیوتر در خانهاش نخواهد داشت و منتقدانی که از فیلم ۲۰۰۱ [ یک اودیسهی فضایی - استنلی کوبریک. م ] خوششان نیامد.
و البته سازندگانی که اغلب اشتباه میکنند. کارآفرینی که برای انجام کارش پول جمعآوری میکند و شکست میخورد یا آهنگسازی که در پی تکرار یک موفقیت است ولی یک سری آهنگ ناموفق و شکستخورده را دنبال میکند.
اما همهی این شکستها نشانهی اعطای «حق امتیاز اشتباهکردن» به یک فرد در اولین گام است.
یافتن شغلی بیدردسر و آسان که در آن کسی به شما بگوید که در طول روز چه کاری انجام دهید، وسوسهانگیز است. در اینصورت دیگر شما نیستید که گیر میافتید یا اشتباه میکنید، بلکه رئیستان اشتباه میکند.
اما وقتی همان کسی باشید که ممکن است اشتباه کند، این بسیار هیجانانگیزتر، مفیدتر و رضایتبخشتر است.
.
▪️ستگادین | یکشنبه ۸ آبان ۱۴۰۱
تاریخ پر از افرادی است که مرتکب قضاوت اشتباه شدهاند.
از هیئترئیسهی Decca که «بیتلز» را رد کردند بگیرید تا مدیر ارشد اجرایی(CEO) در Digital که گفت هیچکس نیازی به داشتن کامپیوتر در خانهاش نخواهد داشت و منتقدانی که از فیلم ۲۰۰۱ [ یک اودیسهی فضایی - استنلی کوبریک. م ] خوششان نیامد.
و البته سازندگانی که اغلب اشتباه میکنند. کارآفرینی که برای انجام کارش پول جمعآوری میکند و شکست میخورد یا آهنگسازی که در پی تکرار یک موفقیت است ولی یک سری آهنگ ناموفق و شکستخورده را دنبال میکند.
اما همهی این شکستها نشانهی اعطای «حق امتیاز اشتباهکردن» به یک فرد در اولین گام است.
یافتن شغلی بیدردسر و آسان که در آن کسی به شما بگوید که در طول روز چه کاری انجام دهید، وسوسهانگیز است. در اینصورت دیگر شما نیستید که گیر میافتید یا اشتباه میکنید، بلکه رئیستان اشتباه میکند.
اما وقتی همان کسی باشید که ممکن است اشتباه کند، این بسیار هیجانانگیزتر، مفیدتر و رضایتبخشتر است.
.
Seth's Blog
The opportunity to be wrong
History is filled with examples of people who made errors in judgment. The executives at Decca that turned down the Beatles, the CEO at Digital who said that no one would ever need to have a comput…
▪️آبنباتی که شبیه بادام زمینی است، حاوی آجیل بادامزمینی نیست
▪️ستگادین | دوشنبه ۹ آبان ۱۴۰۱
واضح است. آبنبات حاوی هیچ نوع آجیلی نیست.
این یک استعاره یا شاید یک تشبیه است که استفاده از آن به دقت و ظرافت شما بستگی دارد.
با این حال، خیلی از افراد با استعاره مشکل دارند. استعاره، ازبرکردنی نیست بلکه اصل یادگیری است.
اگر شما A را بفهمید و B را مشاهده کنید که شبیه A است و فقط کمی با آن متفاوت است، حالا شما B را میتوانید بفهمید.
ازبرکردن، فراموش میشود ولی استعاره، غنیتر میشود و توسعه مییابد.
استعاره کمک میکند تا چیز بعدی را خلق کنیم و در مواجهه با وضعیت جدید، کمکمان میکند تا اعتمادبهنفس خویش را پیدا کنیم.
من باور دارم که فهمیدن استعاره، یک مهارت است. ما میتوانیم این مهارتمان را بهتر کنیم.
چند مثال دیگر از استعارههایی مثل آبنبات بادامزمینی را که معنایش را درک نمیکنید بیابید و آنها را رمزگشایی کنید.
.
▪️ستگادین | دوشنبه ۹ آبان ۱۴۰۱
واضح است. آبنبات حاوی هیچ نوع آجیلی نیست.
این یک استعاره یا شاید یک تشبیه است که استفاده از آن به دقت و ظرافت شما بستگی دارد.
با این حال، خیلی از افراد با استعاره مشکل دارند. استعاره، ازبرکردنی نیست بلکه اصل یادگیری است.
اگر شما A را بفهمید و B را مشاهده کنید که شبیه A است و فقط کمی با آن متفاوت است، حالا شما B را میتوانید بفهمید.
ازبرکردن، فراموش میشود ولی استعاره، غنیتر میشود و توسعه مییابد.
استعاره کمک میکند تا چیز بعدی را خلق کنیم و در مواجهه با وضعیت جدید، کمکمان میکند تا اعتمادبهنفس خویش را پیدا کنیم.
من باور دارم که فهمیدن استعاره، یک مهارت است. ما میتوانیم این مهارتمان را بهتر کنیم.
چند مثال دیگر از استعارههایی مثل آبنبات بادامزمینی را که معنایش را درک نمیکنید بیابید و آنها را رمزگشایی کنید.
.
▪️نگهبانان فرهنگ و قضاوت
▪️ستگادین | سهشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۱
«بینهایت»، گمراهکننده است.
یکهزار ایمیل، درست به همان اندازه و همان هزینهی یک ایمیل است. یک کتابفروشی آنلاین میتواند همهی کتابهایی که تابحال منتشرشده را در خود داشته باشد و دُم بلند توزیع در مورد محصولات موسیقی، به هر کسی اجازه میدهد که فرصتی برای اشتراکگذاری اثر خویش داشته باشد.
سادهترین کار این است که « اجازه دهید بازار خودش مشکل را حل میکند.» قضاوت نکنید.
این کاری است که الگوریتمهای فناوری، مدعی انجام آن هستند. دربارهی طعم، کیفیت یا استانداردها قضاوت نمیکنند. در مورد منابع، پیامدها یا تأثیرات، دخالت مستقیم نمیکنند.
این آسانتر است و در برخی سطوح، روش عادلانهتری به نظر میرسد.
وقتی دربارهی محدودیت در فضای قفسهها کمبودی احساس نکنید، پذیرش «بینهایت» آسان است.
ولی قضاوتنکردن، هنوز هم بهخودی خود، نوعی قضاوتکردن است. وقتی یک سایت، هر ایدهای را در پلتفرم خویش منتشر میکند و هر یک را بر اساس فرمولی منتشرنشده ترویج میکند، در مورد قدرت ایدهها و روشی که یک جامعه میتواند تکامل یابد، قضاوت کرده است. این اتفاق جدیدی است. کتابخانهها، کتابفروشیها، ایستگاههای رادیویی(همهی نگهبانان فرهنگ ما) با کمبود(scarcity) و اثربخشی(influence)، بدهبستان داشته و با قضاوتکردن، به آنها واکنش نشان دادهاند. اگر نمیتوانید بار همه چیز را به دوش بکشید یا همه چیز را تبلیغ کنید، پس واضح است که باید با قضاوتکردن، واکنش نشان دهید. چون بالاخره باید چیزی را انتخاب کنید.
اما وقتی شرکتها مردد هستند و از قضاوتکردن خودداری میکنند، «بینهایتبودن» و «کمیاببودن» با هم برخورد میکنند. شهرت سازمانی و دانش، چیزهای ارزشمندی هستند و با نادیدهگرفتنشان، این شرکتهای بزرگ فناوری هستند که در مورد آن ارزشها اظهارنظر میکنند. و به نظر میرسد که هرکدام برای گمراهکردن کاربران از درک اینکه چه چیزی ارزش اعتمادکردن را دارد، از یکدیگر سبقت میگیرند.
دعواهای پر سروصدای کودکستان، دارای عملکرد مفیدی است و به رشد بچهها کمک میکند. اما اگر شما نیاز به جراحی دارید، امیدوارم به بیمارستان بروید نه یک مدرسهی ابتدایی محلی.
.
▪️ستگادین | سهشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۱
«بینهایت»، گمراهکننده است.
یکهزار ایمیل، درست به همان اندازه و همان هزینهی یک ایمیل است. یک کتابفروشی آنلاین میتواند همهی کتابهایی که تابحال منتشرشده را در خود داشته باشد و دُم بلند توزیع در مورد محصولات موسیقی، به هر کسی اجازه میدهد که فرصتی برای اشتراکگذاری اثر خویش داشته باشد.
سادهترین کار این است که « اجازه دهید بازار خودش مشکل را حل میکند.» قضاوت نکنید.
این کاری است که الگوریتمهای فناوری، مدعی انجام آن هستند. دربارهی طعم، کیفیت یا استانداردها قضاوت نمیکنند. در مورد منابع، پیامدها یا تأثیرات، دخالت مستقیم نمیکنند.
این آسانتر است و در برخی سطوح، روش عادلانهتری به نظر میرسد.
وقتی دربارهی محدودیت در فضای قفسهها کمبودی احساس نکنید، پذیرش «بینهایت» آسان است.
ولی قضاوتنکردن، هنوز هم بهخودی خود، نوعی قضاوتکردن است. وقتی یک سایت، هر ایدهای را در پلتفرم خویش منتشر میکند و هر یک را بر اساس فرمولی منتشرنشده ترویج میکند، در مورد قدرت ایدهها و روشی که یک جامعه میتواند تکامل یابد، قضاوت کرده است. این اتفاق جدیدی است. کتابخانهها، کتابفروشیها، ایستگاههای رادیویی(همهی نگهبانان فرهنگ ما) با کمبود(scarcity) و اثربخشی(influence)، بدهبستان داشته و با قضاوتکردن، به آنها واکنش نشان دادهاند. اگر نمیتوانید بار همه چیز را به دوش بکشید یا همه چیز را تبلیغ کنید، پس واضح است که باید با قضاوتکردن، واکنش نشان دهید. چون بالاخره باید چیزی را انتخاب کنید.
اما وقتی شرکتها مردد هستند و از قضاوتکردن خودداری میکنند، «بینهایتبودن» و «کمیاببودن» با هم برخورد میکنند. شهرت سازمانی و دانش، چیزهای ارزشمندی هستند و با نادیدهگرفتنشان، این شرکتهای بزرگ فناوری هستند که در مورد آن ارزشها اظهارنظر میکنند. و به نظر میرسد که هرکدام برای گمراهکردن کاربران از درک اینکه چه چیزی ارزش اعتمادکردن را دارد، از یکدیگر سبقت میگیرند.
دعواهای پر سروصدای کودکستان، دارای عملکرد مفیدی است و به رشد بچهها کمک میکند. اما اگر شما نیاز به جراحی دارید، امیدوارم به بیمارستان بروید نه یک مدرسهی ابتدایی محلی.
.
Seth's Blog
Gatekeepers and judgment
Infinity is seductive. 1,000 emails take up just as much space (and cost just as much) as one. An online bookstore can carry every book ever published. And the long tail of music gives every single…
▪️ایدههای خوبی ندارید؟
▪️ستگادین | چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۱
قطعاً این بهانهای رایج برای گیرافتادن است.
در واقع در حال حاضر ایدههای خوبِ بیشتری نسبت به هر زمانی در گذشته وجود دارد. این قسمت سخت کار نیست.
به یک نام برای نامگذاری پروژهتان نیازمند هستید؟ این سایت نه تنها هزاران نام برای شما ابداع میکند، بلکه لوگوهای بیشماری هم در اختیارتان میگذارد. بلافاصله. مطمئناً حداقل یکی از آنها یک «ایدهی خوب» است.
نخیر، قسمت سخت کار، انتخابکردن است.
و قسمت سخت کار، مسئولیتپذیری است.
و قسمت سخت کار، متعهدشدن است.
هوش مصنوعی در این موارد کمکی نمیکند.
.
▪️ستگادین | چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۱
قطعاً این بهانهای رایج برای گیرافتادن است.
در واقع در حال حاضر ایدههای خوبِ بیشتری نسبت به هر زمانی در گذشته وجود دارد. این قسمت سخت کار نیست.
به یک نام برای نامگذاری پروژهتان نیازمند هستید؟ این سایت نه تنها هزاران نام برای شما ابداع میکند، بلکه لوگوهای بیشماری هم در اختیارتان میگذارد. بلافاصله. مطمئناً حداقل یکی از آنها یک «ایدهی خوب» است.
نخیر، قسمت سخت کار، انتخابکردن است.
و قسمت سخت کار، مسئولیتپذیری است.
و قسمت سخت کار، متعهدشدن است.
هوش مصنوعی در این موارد کمکی نمیکند.
.
Seth's Blog
No good ideas?
It’s certainly a common excuse for being stuck. In fact, there are more good ideas right now than ever before. That’s not the hard part. Need a name for your project? This site will not…
▪️عادلانه و بدون تقلب
▪️ستگادین | پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۱
«عادلانه» اغلب در نگاه بیننده است که معنا پیدا میکند. چیزی که شما فکر میکنید عادلانه است، شاید به این بستگی داشته باشد که کدام سمت تعامل ایستاده باشید. بازندهها نسبت به برندهها بیشتر تمایل دارند فکر کنند که نتیجهی بدستآمده غیرعادلانه است.
ولی «بدون تقلب»؟
چیزی که دربارهی بدون تقلب وجود دارد اینست که هر کسی میتواند با آن موافق باشد.
اگر چیزی عادلانه و بدون تقلب است، پس بازندهها میتوانند در آن مورد با برندهها همنظر باشند. چون بدون تقلببودن، به زاویهی دید بیننده ربطی ندارد.
راز قضیه ساده است: اگر محاسبات چنین به نظر برسند که شما طرفِ چیزی را نگرفتهاید، روش کار را یافتهاید. نتیجه باید بیارتباط با روش باشد.
.
▪️ستگادین | پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۱
«عادلانه» اغلب در نگاه بیننده است که معنا پیدا میکند. چیزی که شما فکر میکنید عادلانه است، شاید به این بستگی داشته باشد که کدام سمت تعامل ایستاده باشید. بازندهها نسبت به برندهها بیشتر تمایل دارند فکر کنند که نتیجهی بدستآمده غیرعادلانه است.
ولی «بدون تقلب»؟
چیزی که دربارهی بدون تقلب وجود دارد اینست که هر کسی میتواند با آن موافق باشد.
اگر چیزی عادلانه و بدون تقلب است، پس بازندهها میتوانند در آن مورد با برندهها همنظر باشند. چون بدون تقلببودن، به زاویهی دید بیننده ربطی ندارد.
راز قضیه ساده است: اگر محاسبات چنین به نظر برسند که شما طرفِ چیزی را نگرفتهاید، روش کار را یافتهاید. نتیجه باید بیارتباط با روش باشد.
.
Seth's Blog
Fair and square
Fair is often in the eye of the beholder. What you think is fair might depend on where you are in the transaction. Losers tend to think an outcome is more unfair than winners do. But square? The th…
▪️عادتها ضروری نیستند
▪️ستگادین | جمعه ۱۳ آبان ۱۴۰۱
از آنجایی که عادتها به ما اجازه میدهند که از قرارگرفتن در شرایط دشوار بخاطرِ داشتنِ عادات منفیمان بگریزیم، به راحتی تصور میکنیم که عادتهایمان نیازی ضروریاند و حتی اعتیاد بحساب میآیند.
اگر فرد دیگری بدون داشتن عادتی که ما ضروری میپنداریم رشد میکند، پس احتمالاً عادت، همان میل و خواستهی فرد است ولی وانمود میکند که نیازی ضروری است. برای مثال: شما میتوانید بدون صرف وقت در رسانههای اجتماعی، یک حرفهای موفق باشید.
.
▪️ستگادین | جمعه ۱۳ آبان ۱۴۰۱
از آنجایی که عادتها به ما اجازه میدهند که از قرارگرفتن در شرایط دشوار بخاطرِ داشتنِ عادات منفیمان بگریزیم، به راحتی تصور میکنیم که عادتهایمان نیازی ضروریاند و حتی اعتیاد بحساب میآیند.
اگر فرد دیگری بدون داشتن عادتی که ما ضروری میپنداریم رشد میکند، پس احتمالاً عادت، همان میل و خواستهی فرد است ولی وانمود میکند که نیازی ضروری است. برای مثال: شما میتوانید بدون صرف وقت در رسانههای اجتماعی، یک حرفهای موفق باشید.
.
Seth's Blog
Habits are not needs
It’s easy to imagine that they are, as it lets us off the hook as habits become negative, or even addictions. If someone else is thriving without the habit we seem to need, then it’s li…
▪️آشفتگی و بهمریختگی، یک امر طبیعی است
▪️ستگادین | شنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۱
خانهی شما حاوی کالاهایی از صدها هزار تأمینکننده و صنعتگر است.
غذایی که میخورید از طریق یک شبکهی بسیار ناهماهنگ (غیر سازمانیافته و بیدر و پیکر) شامل میلیونها دستفروش و کشاورز به دست شما میرسد.
شما برای خواندن این وبلاگ، در حال استفاده از نرمافزار صدها (و احتمالاً هزاران) شرکت هستید که بعید است همگی از نظر زمانی و مکانی با هم متصل باشند.
در آیندهی سریال پیشتازان فضا، همهچیز یکپارچه، دارای ارتباط منطقی و تحت کنترل است.
[ ولی] درواقعیت، آشفتگی و بهمریختگی به سمت هرج و مرج بیشتر سوق خواهد یافت، نه کمتر.
کار ما این است که سیستمها را بسازیم و روی سیستمها تأثیر بگذاریم و به دنبال کنترل همهی سیستمها نباشیم.
.
▪️ستگادین | شنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۱
خانهی شما حاوی کالاهایی از صدها هزار تأمینکننده و صنعتگر است.
غذایی که میخورید از طریق یک شبکهی بسیار ناهماهنگ (غیر سازمانیافته و بیدر و پیکر) شامل میلیونها دستفروش و کشاورز به دست شما میرسد.
شما برای خواندن این وبلاگ، در حال استفاده از نرمافزار صدها (و احتمالاً هزاران) شرکت هستید که بعید است همگی از نظر زمانی و مکانی با هم متصل باشند.
در آیندهی سریال پیشتازان فضا، همهچیز یکپارچه، دارای ارتباط منطقی و تحت کنترل است.
[ ولی] درواقعیت، آشفتگی و بهمریختگی به سمت هرج و مرج بیشتر سوق خواهد یافت، نه کمتر.
کار ما این است که سیستمها را بسازیم و روی سیستمها تأثیر بگذاریم و به دنبال کنترل همهی سیستمها نباشیم.
.
▪️راه طولانی
▪️ستگادین | یکشنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۱
برای سال ۲۰۵۰ چه چیزی میتوانیم بسازیم؟
من ۳۰ سال پیش در همین ماه، 18pine street را ساختم. مجموعه رمانهای بزرگسالان جوان با نویسندهی پرفروش Walter Dean Myers. او یک خالق درخشان و یک شریک خوشایند بود. کودکانی که آن کتابها را خریدند، حالا خودشان صاحب فرزند هستند و شاید برخی از ایدههای کتاب دربارهی هویت، عاملیت و عضویت (inclusion )، تفاوتی در مسیرشان ایجاد کرده باشد.
و ۲۰ سال قبل، Waiting for Godiva را در SACD تهیه و منتشر کردم. حالا در اسپاتیفای موجود است. حتی بهتر از چیزی است که به یاد میآورم. Beth و Michael در آن روز خاص که صرف ضبط صدا کردیم، محصول شگفتانگیزی ساختند.
وقتی وسط یک پروژه هستیم، به راحتی تصور میکنیم که قرار نیست دههها طول بکشد. ولی هر پروژهای درهایی به روی شما و کسانی که کارتان را برای آنها ساختهاید میگشاید. اهمیتی ندارد که به درد همه بخورد یا پرفروشترین در جهان باشد یا در صفحهی اول رسانهها جا بگیرد.
اقیانوسها از قطرهها ساخته میشوند.
.
▪️ستگادین | یکشنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۱
برای سال ۲۰۵۰ چه چیزی میتوانیم بسازیم؟
من ۳۰ سال پیش در همین ماه، 18pine street را ساختم. مجموعه رمانهای بزرگسالان جوان با نویسندهی پرفروش Walter Dean Myers. او یک خالق درخشان و یک شریک خوشایند بود. کودکانی که آن کتابها را خریدند، حالا خودشان صاحب فرزند هستند و شاید برخی از ایدههای کتاب دربارهی هویت، عاملیت و عضویت (inclusion )، تفاوتی در مسیرشان ایجاد کرده باشد.
و ۲۰ سال قبل، Waiting for Godiva را در SACD تهیه و منتشر کردم. حالا در اسپاتیفای موجود است. حتی بهتر از چیزی است که به یاد میآورم. Beth و Michael در آن روز خاص که صرف ضبط صدا کردیم، محصول شگفتانگیزی ساختند.
وقتی وسط یک پروژه هستیم، به راحتی تصور میکنیم که قرار نیست دههها طول بکشد. ولی هر پروژهای درهایی به روی شما و کسانی که کارتان را برای آنها ساختهاید میگشاید. اهمیتی ندارد که به درد همه بخورد یا پرفروشترین در جهان باشد یا در صفحهی اول رسانهها جا بگیرد.
اقیانوسها از قطرهها ساخته میشوند.
.
Seth's Blog
The long road
What can we build for 2050? Thirty years ago this month, I created 18 Pine Street, a series of young adult novels with bestselling author Walter Dean Myers. He was a brilliant creator and a delight…
▪️«نمیتوانم انجامش دهم»
▪️ستگادین | دوشنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۱
کاری از دستمان برنمیآید.
ما راهمان را جدا میکنیم.
استانداردهای ما همیشگی و قطعی نیستند. آنها در طول زمان و اغلب براساس موقعیتی که در آن هستیم تغییر میکنند.
این قضیه توضیح میدهد که چگونه فرقهها یا دیدگاههای افراطی شکل میگیرند. آنها کاملاً به یکباره بوجود نمیآیند، بلکه ذرهذره شکل میگیرند.
تا اینکه یک روز، مردم از خواب بیدار میشوند و با تعجب، متوجه میشوند که در حال دفاع از چیزی (یا انجام کاری) هستند که به وضوح اشتباه است...
سوال این است: اگر هیچکس دیگری این کار را نمیکرد، بر سر آن موضوع بحث و گفتگو نمیکرد و اصراری بر آن نداشت ما چه میکردیم؟ آیا این چیزیست که شما خودتان نسبت به آن به شدت احساساتی شدهاید، یعنی قبل از اینکه قبیله و رهبرش آن را به کار ببرد؟
ما میتوانیم از موسساتی که برای کسب سود و با اعمال فشار به شرکتکنندگان، آنها را وادار به زیادهروی میکنند، دور بمانیم. اگر قهرمانان افراطی هستند، تعجبی ندارد که شرکتکنندگان نیز به سمت زیادهروی سوق داده شوند. حتی در حرکتی قویتر، ما میتوانیم اصول اولیه خویش را به خودمان یادآوری کنیم: اینکه چه چیزی بیشتر از برندهشدن یا محبوبشدن اهمیت دارد؟
ایستادگی بر سر یک چیز، راه خوبی است برای اجتناب از اینکه کسی، چیز دیگری را با اصرار به ما تحمیل کند.
.
▪️ستگادین | دوشنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۱
کاری از دستمان برنمیآید.
ما راهمان را جدا میکنیم.
استانداردهای ما همیشگی و قطعی نیستند. آنها در طول زمان و اغلب براساس موقعیتی که در آن هستیم تغییر میکنند.
این قضیه توضیح میدهد که چگونه فرقهها یا دیدگاههای افراطی شکل میگیرند. آنها کاملاً به یکباره بوجود نمیآیند، بلکه ذرهذره شکل میگیرند.
تا اینکه یک روز، مردم از خواب بیدار میشوند و با تعجب، متوجه میشوند که در حال دفاع از چیزی (یا انجام کاری) هستند که به وضوح اشتباه است...
سوال این است: اگر هیچکس دیگری این کار را نمیکرد، بر سر آن موضوع بحث و گفتگو نمیکرد و اصراری بر آن نداشت ما چه میکردیم؟ آیا این چیزیست که شما خودتان نسبت به آن به شدت احساساتی شدهاید، یعنی قبل از اینکه قبیله و رهبرش آن را به کار ببرد؟
ما میتوانیم از موسساتی که برای کسب سود و با اعمال فشار به شرکتکنندگان، آنها را وادار به زیادهروی میکنند، دور بمانیم. اگر قهرمانان افراطی هستند، تعجبی ندارد که شرکتکنندگان نیز به سمت زیادهروی سوق داده شوند. حتی در حرکتی قویتر، ما میتوانیم اصول اولیه خویش را به خودمان یادآوری کنیم: اینکه چه چیزی بیشتر از برندهشدن یا محبوبشدن اهمیت دارد؟
ایستادگی بر سر یک چیز، راه خوبی است برای اجتناب از اینکه کسی، چیز دیگری را با اصرار به ما تحمیل کند.
.
Seth's Blog
“I can’t go for that”
No can do. We drift. Our standards aren’t set in stone. They change over time, often based on the situation we’re in. This explains how cults or extreme views occur. Not all at once, bu…
▪️به محض امکان
▪️ستگادین | سهشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۱
اگر به جای کلمهی «امکان» روی «به محض» تمرکز داشته باشید، در تلهی این جمله گرفتار میشوید.
.
▪️ستگادین | سهشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۱
اگر به جای کلمهی «امکان» روی «به محض» تمرکز داشته باشید، در تلهی این جمله گرفتار میشوید.
.
Seth's Blog
As soon as possible
“As soon as possible” is a trap if you focus on soon instead of possible.
▪️استفاده از بلیطهایتان
▪️ستگادین | چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۱
با اینکه وسوسه میشویم تا روزهایمان را مثل حضور در یک شهربازیِ بدون محدودیت در استفاده از سرگرمیها ببینیم ولی این قضیه در واقعیت صحت ندارد. احتمالاً این طرز نگاه، اثرگذاری و لذتبردنمان را هم به حداکثر نمیرساند.
در واقع هر کدام از ما تعداد بلیط های محدودی در دست داریم. محدودیت در زمان، محدودیت در فرصتها و محدودیت در پول و سایر منابع را هم داریم.
بلیط های امروز را چگونه خرج خواهید کرد؟
.
▪️ستگادین | چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۱
با اینکه وسوسه میشویم تا روزهایمان را مثل حضور در یک شهربازیِ بدون محدودیت در استفاده از سرگرمیها ببینیم ولی این قضیه در واقعیت صحت ندارد. احتمالاً این طرز نگاه، اثرگذاری و لذتبردنمان را هم به حداکثر نمیرساند.
در واقع هر کدام از ما تعداد بلیط های محدودی در دست داریم. محدودیت در زمان، محدودیت در فرصتها و محدودیت در پول و سایر منابع را هم داریم.
بلیط های امروز را چگونه خرج خواهید کرد؟
.
Seth's Blog
Using your tickets
While it’s tempting to view our days as an amusement park with unlimited rides, that’s not really true. It might not maximize our impact or enjoyment either. In fact, we each have a lim…
▪️آیا تبلیغات جواب داد؟
▪️ستگادین | پنجشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۱
تبلیغات دیجیتال، نه تنها میلیونها فرد و سازمان را هدفِ تبلیغات قرارداده بلکه خودِ آنها را هم تبدیل به تبلیغاتچی کرده است.
ولی جواب سرراستی به این سوالِ مشخص نمیدهد که: آیا آن تبلیغات جواب داد؟
مدتها پیش از اختراع تبلیغات دیجیتال، دوست فقیدم Lester Wunderman اصطلاح «بازاریابی مستقیم» را ابداع کرد. یعنی تبلیغات اندازهگیریشده و فعال. ۱۰ دلار خرج تبلیغات کن. فردا متوجه میشوی که یا ۲۰ دلار به چنگ خواهی آورد یا ۵ دلار از دست خواهی داد.
دوستم در میان سایر قهرمانان بازاریابی مستقیم به اختراع کارت American Express و رشد Colombia Record Club یاری رساند. راز این کار، ساده است: یک تبلیغ را اندازه بگیر و اگر «جواب میدهد»، بیشتر انجامش بده.
و همچنین گوگل از فروش بازاریابی مستقیم به سازمانهایی که صاحب شجاعت، بینش یا هوش نبودند، میلیاردها دلار به دست آورد. آنها فقط درحال محکزدن، اندازهگیری و تکرار هستند.
از طرفی تبلیغات در پادکستها یا توییتر تقریباً هرگز به خوبی اندازهگیری نمیشود. آنها از نظر سود و زیان بندرت جواب میدهند چون تبلیغات برند هستند نه تبلیغات مستقیم.
هدف تبلیغات برند، دادنِ احساسی به مشتری بالقوه است که آن احساس بسختی قابل اندازهگیری است ولی مهم است. تبلیغ برند، یک داستان تعریف میکند، اعتمادسازی میکند. بعلاوه به مشتری کمک میکند تا تصمیم بگیرد که هزینهای اضافی برای داشتن آن برند بپردازد. چراکه آن برند، احساس خوبی به او میدهد (که به سختی قابل توصیف است).
اگر سعی کنید که تبلیغات برند را با جزئیات کوانتومی اندازهگیری کنید، منافع و سود آن ناپدید میشود. خیلی از کارهایی که برای اندازهگیری هرچه بهتر تبلیغات برند انجام میدهید باعث میشود که تبلیغات برند بسیار بدی شود.
اجرای تبلیغات برند در رسانهای که خلاف آنچه برند در تلاش برای انجامدادن آن است، هر چقدر هم که پرهزینه باشد، زیاد با عقل جور در نمیآید. از آن طرف، پرداخت هزینهی بیشازحد برای حمایت از تعاملاتی که اعتمادسازی میکنند و ارتباطات میآفرینند، سخت است.
همهی اینها راهی دراز است برای گفتن اینکه بالاخره تبلیغاتچیها در فضای دیجیتال، در حال صرف زمان بیشتر و انرژی بیشتر جهت تفکر دربارهی جاهایی هستند که تبلیغات میکنند و در اینباره میاندیشند که آیا فقط سر و صدای بیشتری تولید میکنند یا واقعاً در حال ایجاد یک تفاوت هستند.
.
▪️ستگادین | پنجشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۱
تبلیغات دیجیتال، نه تنها میلیونها فرد و سازمان را هدفِ تبلیغات قرارداده بلکه خودِ آنها را هم تبدیل به تبلیغاتچی کرده است.
ولی جواب سرراستی به این سوالِ مشخص نمیدهد که: آیا آن تبلیغات جواب داد؟
مدتها پیش از اختراع تبلیغات دیجیتال، دوست فقیدم Lester Wunderman اصطلاح «بازاریابی مستقیم» را ابداع کرد. یعنی تبلیغات اندازهگیریشده و فعال. ۱۰ دلار خرج تبلیغات کن. فردا متوجه میشوی که یا ۲۰ دلار به چنگ خواهی آورد یا ۵ دلار از دست خواهی داد.
دوستم در میان سایر قهرمانان بازاریابی مستقیم به اختراع کارت American Express و رشد Colombia Record Club یاری رساند. راز این کار، ساده است: یک تبلیغ را اندازه بگیر و اگر «جواب میدهد»، بیشتر انجامش بده.
و همچنین گوگل از فروش بازاریابی مستقیم به سازمانهایی که صاحب شجاعت، بینش یا هوش نبودند، میلیاردها دلار به دست آورد. آنها فقط درحال محکزدن، اندازهگیری و تکرار هستند.
از طرفی تبلیغات در پادکستها یا توییتر تقریباً هرگز به خوبی اندازهگیری نمیشود. آنها از نظر سود و زیان بندرت جواب میدهند چون تبلیغات برند هستند نه تبلیغات مستقیم.
هدف تبلیغات برند، دادنِ احساسی به مشتری بالقوه است که آن احساس بسختی قابل اندازهگیری است ولی مهم است. تبلیغ برند، یک داستان تعریف میکند، اعتمادسازی میکند. بعلاوه به مشتری کمک میکند تا تصمیم بگیرد که هزینهای اضافی برای داشتن آن برند بپردازد. چراکه آن برند، احساس خوبی به او میدهد (که به سختی قابل توصیف است).
اگر سعی کنید که تبلیغات برند را با جزئیات کوانتومی اندازهگیری کنید، منافع و سود آن ناپدید میشود. خیلی از کارهایی که برای اندازهگیری هرچه بهتر تبلیغات برند انجام میدهید باعث میشود که تبلیغات برند بسیار بدی شود.
اجرای تبلیغات برند در رسانهای که خلاف آنچه برند در تلاش برای انجامدادن آن است، هر چقدر هم که پرهزینه باشد، زیاد با عقل جور در نمیآید. از آن طرف، پرداخت هزینهی بیشازحد برای حمایت از تعاملاتی که اعتمادسازی میکنند و ارتباطات میآفرینند، سخت است.
همهی اینها راهی دراز است برای گفتن اینکه بالاخره تبلیغاتچیها در فضای دیجیتال، در حال صرف زمان بیشتر و انرژی بیشتر جهت تفکر دربارهی جاهایی هستند که تبلیغات میکنند و در اینباره میاندیشند که آیا فقط سر و صدای بیشتری تولید میکنند یا واقعاً در حال ایجاد یک تفاوت هستند.
.
Seth's Blog
Did the ad work?
Digital advertising has turned millions of people and organizations into not just the target of ads, but the advertisers as well. But it doesn’t easily answer the obvious question: Did that a…
▪️همیشه/ هرگز
▪️ستگادین | جمعه ۲۰ آبان ۱۴۰۱
راه حل یک مسئله، همیشه ..... است./ راه حل یک مسئله هرگز ..... نیست.
بنا به تجربهی من، بندرت میتوان گفت که «همیشه» و «هرگز»، رویکردهای مفیدی برای حل یک مسئله هستند. در حالیکه رویکرد «گاهی اوقات»، نیاز به دقت در ظرایف، بینش و کشف دارد. ممکن است این کار به درد تنبلها نخورد ولی اگر با مسئلهای مواجه هستید، احتمالاً ارزشش را داشته باشد که دربارهی سبک رویکردتان به حل مسئله فکر کنید.
.
▪️ستگادین | جمعه ۲۰ آبان ۱۴۰۱
راه حل یک مسئله، همیشه ..... است./ راه حل یک مسئله هرگز ..... نیست.
بنا به تجربهی من، بندرت میتوان گفت که «همیشه» و «هرگز»، رویکردهای مفیدی برای حل یک مسئله هستند. در حالیکه رویکرد «گاهی اوقات»، نیاز به دقت در ظرایف، بینش و کشف دارد. ممکن است این کار به درد تنبلها نخورد ولی اگر با مسئلهای مواجه هستید، احتمالاً ارزشش را داشته باشد که دربارهی سبک رویکردتان به حل مسئله فکر کنید.
.
Seth's Blog
Always/Never
_______ is [Always/Never] the solution to a problem. In my experience, “always” and “never” are rarely useful ways to approach a problem. “Sometimes” requires nu…