▪️ پشتکار به اندازهی کافی
▪️ستگادین شنبه ۷ آبان ۱۴۰۱
سرعتگیرهای پیشبینینشده، روابط از دسترفته و البته مسیرهای قفلشدهی زیادی وجود دارد.
اگر عاشق صدای معتبر و ارزشمندتان هستید، بعید است تغییر کنید. یک درس از پادکست 500songs این است که آهنگهای راک کلاسیک اکثراً توسط کسانی ساخته شدهاند که کارشان را از جایی شروع کرده بودند که بسیار دور از جایی بود که کارشان به آنجا ختم شد. ولی دوام آوردند. تطابق یافتند و تغییر کردند تا اینکه بهترین آهنگهایشان را در سایهی تلاش خود ساختند.
هیچکدام از آنها فکرش را هم نمیکرد که از جایی که شروع کرده بودند به کجا کشیده خواهند شد... اقدام برای ساختن یک آهنگ عالی منجر به ترک برخی از باورهایشان شد. این آهنگهای برتر، بینقص و صحیح یا اثر یک استعداد ملی نبودند. آنها در پاسخ به بازخوردهای جهانی، تکامل یافته، پیچ و تاب خورده و تغییر کرده بودند.
یا بارها تغییر میکنی و پای هیچچیزی نمیایستی و فقط در تعقیب سایههایی هستی که هرگز به آنها نخواهی رسید.
یا از تغییر رویگردان میشوی و احتمالاً نادیده گرفته میشوی.
جایی میان این دو حالت، بیشترین شانس موفقیت وجود دارد. وقتی یک خالق بر سر دوراهیها میایستد، چنین اتفاقی رخ میدهد. حرفهایها با هدایت مخاطبانشان به جایی که باید بروند، به آنها خدمت میکنند.
.
▪️ستگادین شنبه ۷ آبان ۱۴۰۱
سرعتگیرهای پیشبینینشده، روابط از دسترفته و البته مسیرهای قفلشدهی زیادی وجود دارد.
اگر عاشق صدای معتبر و ارزشمندتان هستید، بعید است تغییر کنید. یک درس از پادکست 500songs این است که آهنگهای راک کلاسیک اکثراً توسط کسانی ساخته شدهاند که کارشان را از جایی شروع کرده بودند که بسیار دور از جایی بود که کارشان به آنجا ختم شد. ولی دوام آوردند. تطابق یافتند و تغییر کردند تا اینکه بهترین آهنگهایشان را در سایهی تلاش خود ساختند.
هیچکدام از آنها فکرش را هم نمیکرد که از جایی که شروع کرده بودند به کجا کشیده خواهند شد... اقدام برای ساختن یک آهنگ عالی منجر به ترک برخی از باورهایشان شد. این آهنگهای برتر، بینقص و صحیح یا اثر یک استعداد ملی نبودند. آنها در پاسخ به بازخوردهای جهانی، تکامل یافته، پیچ و تاب خورده و تغییر کرده بودند.
یا بارها تغییر میکنی و پای هیچچیزی نمیایستی و فقط در تعقیب سایههایی هستی که هرگز به آنها نخواهی رسید.
یا از تغییر رویگردان میشوی و احتمالاً نادیده گرفته میشوی.
جایی میان این دو حالت، بیشترین شانس موفقیت وجود دارد. وقتی یک خالق بر سر دوراهیها میایستد، چنین اتفاقی رخ میدهد. حرفهایها با هدایت مخاطبانشان به جایی که باید بروند، به آنها خدمت میکنند.
.
Seth's Blog
Sticking just the right amount
There are unforeseen speedbumps, missed connections and of course, a lot of luck. If you are in love with your authentic voice, you’re unlikely to change. One lesson from the 500 Songs podcas…
▪️فرصتی برای اشتباهکردن
▪️ستگادین | یکشنبه ۸ آبان ۱۴۰۱
تاریخ پر از افرادی است که مرتکب قضاوت اشتباه شدهاند.
از هیئترئیسهی Decca که «بیتلز» را رد کردند بگیرید تا مدیر ارشد اجرایی(CEO) در Digital که گفت هیچکس نیازی به داشتن کامپیوتر در خانهاش نخواهد داشت و منتقدانی که از فیلم ۲۰۰۱ [ یک اودیسهی فضایی - استنلی کوبریک. م ] خوششان نیامد.
و البته سازندگانی که اغلب اشتباه میکنند. کارآفرینی که برای انجام کارش پول جمعآوری میکند و شکست میخورد یا آهنگسازی که در پی تکرار یک موفقیت است ولی یک سری آهنگ ناموفق و شکستخورده را دنبال میکند.
اما همهی این شکستها نشانهی اعطای «حق امتیاز اشتباهکردن» به یک فرد در اولین گام است.
یافتن شغلی بیدردسر و آسان که در آن کسی به شما بگوید که در طول روز چه کاری انجام دهید، وسوسهانگیز است. در اینصورت دیگر شما نیستید که گیر میافتید یا اشتباه میکنید، بلکه رئیستان اشتباه میکند.
اما وقتی همان کسی باشید که ممکن است اشتباه کند، این بسیار هیجانانگیزتر، مفیدتر و رضایتبخشتر است.
.
▪️ستگادین | یکشنبه ۸ آبان ۱۴۰۱
تاریخ پر از افرادی است که مرتکب قضاوت اشتباه شدهاند.
از هیئترئیسهی Decca که «بیتلز» را رد کردند بگیرید تا مدیر ارشد اجرایی(CEO) در Digital که گفت هیچکس نیازی به داشتن کامپیوتر در خانهاش نخواهد داشت و منتقدانی که از فیلم ۲۰۰۱ [ یک اودیسهی فضایی - استنلی کوبریک. م ] خوششان نیامد.
و البته سازندگانی که اغلب اشتباه میکنند. کارآفرینی که برای انجام کارش پول جمعآوری میکند و شکست میخورد یا آهنگسازی که در پی تکرار یک موفقیت است ولی یک سری آهنگ ناموفق و شکستخورده را دنبال میکند.
اما همهی این شکستها نشانهی اعطای «حق امتیاز اشتباهکردن» به یک فرد در اولین گام است.
یافتن شغلی بیدردسر و آسان که در آن کسی به شما بگوید که در طول روز چه کاری انجام دهید، وسوسهانگیز است. در اینصورت دیگر شما نیستید که گیر میافتید یا اشتباه میکنید، بلکه رئیستان اشتباه میکند.
اما وقتی همان کسی باشید که ممکن است اشتباه کند، این بسیار هیجانانگیزتر، مفیدتر و رضایتبخشتر است.
.
Seth's Blog
The opportunity to be wrong
History is filled with examples of people who made errors in judgment. The executives at Decca that turned down the Beatles, the CEO at Digital who said that no one would ever need to have a comput…
▪️آبنباتی که شبیه بادام زمینی است، حاوی آجیل بادامزمینی نیست
▪️ستگادین | دوشنبه ۹ آبان ۱۴۰۱
واضح است. آبنبات حاوی هیچ نوع آجیلی نیست.
این یک استعاره یا شاید یک تشبیه است که استفاده از آن به دقت و ظرافت شما بستگی دارد.
با این حال، خیلی از افراد با استعاره مشکل دارند. استعاره، ازبرکردنی نیست بلکه اصل یادگیری است.
اگر شما A را بفهمید و B را مشاهده کنید که شبیه A است و فقط کمی با آن متفاوت است، حالا شما B را میتوانید بفهمید.
ازبرکردن، فراموش میشود ولی استعاره، غنیتر میشود و توسعه مییابد.
استعاره کمک میکند تا چیز بعدی را خلق کنیم و در مواجهه با وضعیت جدید، کمکمان میکند تا اعتمادبهنفس خویش را پیدا کنیم.
من باور دارم که فهمیدن استعاره، یک مهارت است. ما میتوانیم این مهارتمان را بهتر کنیم.
چند مثال دیگر از استعارههایی مثل آبنبات بادامزمینی را که معنایش را درک نمیکنید بیابید و آنها را رمزگشایی کنید.
.
▪️ستگادین | دوشنبه ۹ آبان ۱۴۰۱
واضح است. آبنبات حاوی هیچ نوع آجیلی نیست.
این یک استعاره یا شاید یک تشبیه است که استفاده از آن به دقت و ظرافت شما بستگی دارد.
با این حال، خیلی از افراد با استعاره مشکل دارند. استعاره، ازبرکردنی نیست بلکه اصل یادگیری است.
اگر شما A را بفهمید و B را مشاهده کنید که شبیه A است و فقط کمی با آن متفاوت است، حالا شما B را میتوانید بفهمید.
ازبرکردن، فراموش میشود ولی استعاره، غنیتر میشود و توسعه مییابد.
استعاره کمک میکند تا چیز بعدی را خلق کنیم و در مواجهه با وضعیت جدید، کمکمان میکند تا اعتمادبهنفس خویش را پیدا کنیم.
من باور دارم که فهمیدن استعاره، یک مهارت است. ما میتوانیم این مهارتمان را بهتر کنیم.
چند مثال دیگر از استعارههایی مثل آبنبات بادامزمینی را که معنایش را درک نمیکنید بیابید و آنها را رمزگشایی کنید.
.
▪️نگهبانان فرهنگ و قضاوت
▪️ستگادین | سهشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۱
«بینهایت»، گمراهکننده است.
یکهزار ایمیل، درست به همان اندازه و همان هزینهی یک ایمیل است. یک کتابفروشی آنلاین میتواند همهی کتابهایی که تابحال منتشرشده را در خود داشته باشد و دُم بلند توزیع در مورد محصولات موسیقی، به هر کسی اجازه میدهد که فرصتی برای اشتراکگذاری اثر خویش داشته باشد.
سادهترین کار این است که « اجازه دهید بازار خودش مشکل را حل میکند.» قضاوت نکنید.
این کاری است که الگوریتمهای فناوری، مدعی انجام آن هستند. دربارهی طعم، کیفیت یا استانداردها قضاوت نمیکنند. در مورد منابع، پیامدها یا تأثیرات، دخالت مستقیم نمیکنند.
این آسانتر است و در برخی سطوح، روش عادلانهتری به نظر میرسد.
وقتی دربارهی محدودیت در فضای قفسهها کمبودی احساس نکنید، پذیرش «بینهایت» آسان است.
ولی قضاوتنکردن، هنوز هم بهخودی خود، نوعی قضاوتکردن است. وقتی یک سایت، هر ایدهای را در پلتفرم خویش منتشر میکند و هر یک را بر اساس فرمولی منتشرنشده ترویج میکند، در مورد قدرت ایدهها و روشی که یک جامعه میتواند تکامل یابد، قضاوت کرده است. این اتفاق جدیدی است. کتابخانهها، کتابفروشیها، ایستگاههای رادیویی(همهی نگهبانان فرهنگ ما) با کمبود(scarcity) و اثربخشی(influence)، بدهبستان داشته و با قضاوتکردن، به آنها واکنش نشان دادهاند. اگر نمیتوانید بار همه چیز را به دوش بکشید یا همه چیز را تبلیغ کنید، پس واضح است که باید با قضاوتکردن، واکنش نشان دهید. چون بالاخره باید چیزی را انتخاب کنید.
اما وقتی شرکتها مردد هستند و از قضاوتکردن خودداری میکنند، «بینهایتبودن» و «کمیاببودن» با هم برخورد میکنند. شهرت سازمانی و دانش، چیزهای ارزشمندی هستند و با نادیدهگرفتنشان، این شرکتهای بزرگ فناوری هستند که در مورد آن ارزشها اظهارنظر میکنند. و به نظر میرسد که هرکدام برای گمراهکردن کاربران از درک اینکه چه چیزی ارزش اعتمادکردن را دارد، از یکدیگر سبقت میگیرند.
دعواهای پر سروصدای کودکستان، دارای عملکرد مفیدی است و به رشد بچهها کمک میکند. اما اگر شما نیاز به جراحی دارید، امیدوارم به بیمارستان بروید نه یک مدرسهی ابتدایی محلی.
.
▪️ستگادین | سهشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۱
«بینهایت»، گمراهکننده است.
یکهزار ایمیل، درست به همان اندازه و همان هزینهی یک ایمیل است. یک کتابفروشی آنلاین میتواند همهی کتابهایی که تابحال منتشرشده را در خود داشته باشد و دُم بلند توزیع در مورد محصولات موسیقی، به هر کسی اجازه میدهد که فرصتی برای اشتراکگذاری اثر خویش داشته باشد.
سادهترین کار این است که « اجازه دهید بازار خودش مشکل را حل میکند.» قضاوت نکنید.
این کاری است که الگوریتمهای فناوری، مدعی انجام آن هستند. دربارهی طعم، کیفیت یا استانداردها قضاوت نمیکنند. در مورد منابع، پیامدها یا تأثیرات، دخالت مستقیم نمیکنند.
این آسانتر است و در برخی سطوح، روش عادلانهتری به نظر میرسد.
وقتی دربارهی محدودیت در فضای قفسهها کمبودی احساس نکنید، پذیرش «بینهایت» آسان است.
ولی قضاوتنکردن، هنوز هم بهخودی خود، نوعی قضاوتکردن است. وقتی یک سایت، هر ایدهای را در پلتفرم خویش منتشر میکند و هر یک را بر اساس فرمولی منتشرنشده ترویج میکند، در مورد قدرت ایدهها و روشی که یک جامعه میتواند تکامل یابد، قضاوت کرده است. این اتفاق جدیدی است. کتابخانهها، کتابفروشیها، ایستگاههای رادیویی(همهی نگهبانان فرهنگ ما) با کمبود(scarcity) و اثربخشی(influence)، بدهبستان داشته و با قضاوتکردن، به آنها واکنش نشان دادهاند. اگر نمیتوانید بار همه چیز را به دوش بکشید یا همه چیز را تبلیغ کنید، پس واضح است که باید با قضاوتکردن، واکنش نشان دهید. چون بالاخره باید چیزی را انتخاب کنید.
اما وقتی شرکتها مردد هستند و از قضاوتکردن خودداری میکنند، «بینهایتبودن» و «کمیاببودن» با هم برخورد میکنند. شهرت سازمانی و دانش، چیزهای ارزشمندی هستند و با نادیدهگرفتنشان، این شرکتهای بزرگ فناوری هستند که در مورد آن ارزشها اظهارنظر میکنند. و به نظر میرسد که هرکدام برای گمراهکردن کاربران از درک اینکه چه چیزی ارزش اعتمادکردن را دارد، از یکدیگر سبقت میگیرند.
دعواهای پر سروصدای کودکستان، دارای عملکرد مفیدی است و به رشد بچهها کمک میکند. اما اگر شما نیاز به جراحی دارید، امیدوارم به بیمارستان بروید نه یک مدرسهی ابتدایی محلی.
.
Seth's Blog
Gatekeepers and judgment
Infinity is seductive. 1,000 emails take up just as much space (and cost just as much) as one. An online bookstore can carry every book ever published. And the long tail of music gives every single…
▪️ایدههای خوبی ندارید؟
▪️ستگادین | چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۱
قطعاً این بهانهای رایج برای گیرافتادن است.
در واقع در حال حاضر ایدههای خوبِ بیشتری نسبت به هر زمانی در گذشته وجود دارد. این قسمت سخت کار نیست.
به یک نام برای نامگذاری پروژهتان نیازمند هستید؟ این سایت نه تنها هزاران نام برای شما ابداع میکند، بلکه لوگوهای بیشماری هم در اختیارتان میگذارد. بلافاصله. مطمئناً حداقل یکی از آنها یک «ایدهی خوب» است.
نخیر، قسمت سخت کار، انتخابکردن است.
و قسمت سخت کار، مسئولیتپذیری است.
و قسمت سخت کار، متعهدشدن است.
هوش مصنوعی در این موارد کمکی نمیکند.
.
▪️ستگادین | چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۱
قطعاً این بهانهای رایج برای گیرافتادن است.
در واقع در حال حاضر ایدههای خوبِ بیشتری نسبت به هر زمانی در گذشته وجود دارد. این قسمت سخت کار نیست.
به یک نام برای نامگذاری پروژهتان نیازمند هستید؟ این سایت نه تنها هزاران نام برای شما ابداع میکند، بلکه لوگوهای بیشماری هم در اختیارتان میگذارد. بلافاصله. مطمئناً حداقل یکی از آنها یک «ایدهی خوب» است.
نخیر، قسمت سخت کار، انتخابکردن است.
و قسمت سخت کار، مسئولیتپذیری است.
و قسمت سخت کار، متعهدشدن است.
هوش مصنوعی در این موارد کمکی نمیکند.
.
Seth's Blog
No good ideas?
It’s certainly a common excuse for being stuck. In fact, there are more good ideas right now than ever before. That’s not the hard part. Need a name for your project? This site will not…
▪️عادلانه و بدون تقلب
▪️ستگادین | پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۱
«عادلانه» اغلب در نگاه بیننده است که معنا پیدا میکند. چیزی که شما فکر میکنید عادلانه است، شاید به این بستگی داشته باشد که کدام سمت تعامل ایستاده باشید. بازندهها نسبت به برندهها بیشتر تمایل دارند فکر کنند که نتیجهی بدستآمده غیرعادلانه است.
ولی «بدون تقلب»؟
چیزی که دربارهی بدون تقلب وجود دارد اینست که هر کسی میتواند با آن موافق باشد.
اگر چیزی عادلانه و بدون تقلب است، پس بازندهها میتوانند در آن مورد با برندهها همنظر باشند. چون بدون تقلببودن، به زاویهی دید بیننده ربطی ندارد.
راز قضیه ساده است: اگر محاسبات چنین به نظر برسند که شما طرفِ چیزی را نگرفتهاید، روش کار را یافتهاید. نتیجه باید بیارتباط با روش باشد.
.
▪️ستگادین | پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۱
«عادلانه» اغلب در نگاه بیننده است که معنا پیدا میکند. چیزی که شما فکر میکنید عادلانه است، شاید به این بستگی داشته باشد که کدام سمت تعامل ایستاده باشید. بازندهها نسبت به برندهها بیشتر تمایل دارند فکر کنند که نتیجهی بدستآمده غیرعادلانه است.
ولی «بدون تقلب»؟
چیزی که دربارهی بدون تقلب وجود دارد اینست که هر کسی میتواند با آن موافق باشد.
اگر چیزی عادلانه و بدون تقلب است، پس بازندهها میتوانند در آن مورد با برندهها همنظر باشند. چون بدون تقلببودن، به زاویهی دید بیننده ربطی ندارد.
راز قضیه ساده است: اگر محاسبات چنین به نظر برسند که شما طرفِ چیزی را نگرفتهاید، روش کار را یافتهاید. نتیجه باید بیارتباط با روش باشد.
.
Seth's Blog
Fair and square
Fair is often in the eye of the beholder. What you think is fair might depend on where you are in the transaction. Losers tend to think an outcome is more unfair than winners do. But square? The th…
▪️عادتها ضروری نیستند
▪️ستگادین | جمعه ۱۳ آبان ۱۴۰۱
از آنجایی که عادتها به ما اجازه میدهند که از قرارگرفتن در شرایط دشوار بخاطرِ داشتنِ عادات منفیمان بگریزیم، به راحتی تصور میکنیم که عادتهایمان نیازی ضروریاند و حتی اعتیاد بحساب میآیند.
اگر فرد دیگری بدون داشتن عادتی که ما ضروری میپنداریم رشد میکند، پس احتمالاً عادت، همان میل و خواستهی فرد است ولی وانمود میکند که نیازی ضروری است. برای مثال: شما میتوانید بدون صرف وقت در رسانههای اجتماعی، یک حرفهای موفق باشید.
.
▪️ستگادین | جمعه ۱۳ آبان ۱۴۰۱
از آنجایی که عادتها به ما اجازه میدهند که از قرارگرفتن در شرایط دشوار بخاطرِ داشتنِ عادات منفیمان بگریزیم، به راحتی تصور میکنیم که عادتهایمان نیازی ضروریاند و حتی اعتیاد بحساب میآیند.
اگر فرد دیگری بدون داشتن عادتی که ما ضروری میپنداریم رشد میکند، پس احتمالاً عادت، همان میل و خواستهی فرد است ولی وانمود میکند که نیازی ضروری است. برای مثال: شما میتوانید بدون صرف وقت در رسانههای اجتماعی، یک حرفهای موفق باشید.
.
Seth's Blog
Habits are not needs
It’s easy to imagine that they are, as it lets us off the hook as habits become negative, or even addictions. If someone else is thriving without the habit we seem to need, then it’s li…
▪️آشفتگی و بهمریختگی، یک امر طبیعی است
▪️ستگادین | شنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۱
خانهی شما حاوی کالاهایی از صدها هزار تأمینکننده و صنعتگر است.
غذایی که میخورید از طریق یک شبکهی بسیار ناهماهنگ (غیر سازمانیافته و بیدر و پیکر) شامل میلیونها دستفروش و کشاورز به دست شما میرسد.
شما برای خواندن این وبلاگ، در حال استفاده از نرمافزار صدها (و احتمالاً هزاران) شرکت هستید که بعید است همگی از نظر زمانی و مکانی با هم متصل باشند.
در آیندهی سریال پیشتازان فضا، همهچیز یکپارچه، دارای ارتباط منطقی و تحت کنترل است.
[ ولی] درواقعیت، آشفتگی و بهمریختگی به سمت هرج و مرج بیشتر سوق خواهد یافت، نه کمتر.
کار ما این است که سیستمها را بسازیم و روی سیستمها تأثیر بگذاریم و به دنبال کنترل همهی سیستمها نباشیم.
.
▪️ستگادین | شنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۱
خانهی شما حاوی کالاهایی از صدها هزار تأمینکننده و صنعتگر است.
غذایی که میخورید از طریق یک شبکهی بسیار ناهماهنگ (غیر سازمانیافته و بیدر و پیکر) شامل میلیونها دستفروش و کشاورز به دست شما میرسد.
شما برای خواندن این وبلاگ، در حال استفاده از نرمافزار صدها (و احتمالاً هزاران) شرکت هستید که بعید است همگی از نظر زمانی و مکانی با هم متصل باشند.
در آیندهی سریال پیشتازان فضا، همهچیز یکپارچه، دارای ارتباط منطقی و تحت کنترل است.
[ ولی] درواقعیت، آشفتگی و بهمریختگی به سمت هرج و مرج بیشتر سوق خواهد یافت، نه کمتر.
کار ما این است که سیستمها را بسازیم و روی سیستمها تأثیر بگذاریم و به دنبال کنترل همهی سیستمها نباشیم.
.
▪️راه طولانی
▪️ستگادین | یکشنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۱
برای سال ۲۰۵۰ چه چیزی میتوانیم بسازیم؟
من ۳۰ سال پیش در همین ماه، 18pine street را ساختم. مجموعه رمانهای بزرگسالان جوان با نویسندهی پرفروش Walter Dean Myers. او یک خالق درخشان و یک شریک خوشایند بود. کودکانی که آن کتابها را خریدند، حالا خودشان صاحب فرزند هستند و شاید برخی از ایدههای کتاب دربارهی هویت، عاملیت و عضویت (inclusion )، تفاوتی در مسیرشان ایجاد کرده باشد.
و ۲۰ سال قبل، Waiting for Godiva را در SACD تهیه و منتشر کردم. حالا در اسپاتیفای موجود است. حتی بهتر از چیزی است که به یاد میآورم. Beth و Michael در آن روز خاص که صرف ضبط صدا کردیم، محصول شگفتانگیزی ساختند.
وقتی وسط یک پروژه هستیم، به راحتی تصور میکنیم که قرار نیست دههها طول بکشد. ولی هر پروژهای درهایی به روی شما و کسانی که کارتان را برای آنها ساختهاید میگشاید. اهمیتی ندارد که به درد همه بخورد یا پرفروشترین در جهان باشد یا در صفحهی اول رسانهها جا بگیرد.
اقیانوسها از قطرهها ساخته میشوند.
.
▪️ستگادین | یکشنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۱
برای سال ۲۰۵۰ چه چیزی میتوانیم بسازیم؟
من ۳۰ سال پیش در همین ماه، 18pine street را ساختم. مجموعه رمانهای بزرگسالان جوان با نویسندهی پرفروش Walter Dean Myers. او یک خالق درخشان و یک شریک خوشایند بود. کودکانی که آن کتابها را خریدند، حالا خودشان صاحب فرزند هستند و شاید برخی از ایدههای کتاب دربارهی هویت، عاملیت و عضویت (inclusion )، تفاوتی در مسیرشان ایجاد کرده باشد.
و ۲۰ سال قبل، Waiting for Godiva را در SACD تهیه و منتشر کردم. حالا در اسپاتیفای موجود است. حتی بهتر از چیزی است که به یاد میآورم. Beth و Michael در آن روز خاص که صرف ضبط صدا کردیم، محصول شگفتانگیزی ساختند.
وقتی وسط یک پروژه هستیم، به راحتی تصور میکنیم که قرار نیست دههها طول بکشد. ولی هر پروژهای درهایی به روی شما و کسانی که کارتان را برای آنها ساختهاید میگشاید. اهمیتی ندارد که به درد همه بخورد یا پرفروشترین در جهان باشد یا در صفحهی اول رسانهها جا بگیرد.
اقیانوسها از قطرهها ساخته میشوند.
.
Seth's Blog
The long road
What can we build for 2050? Thirty years ago this month, I created 18 Pine Street, a series of young adult novels with bestselling author Walter Dean Myers. He was a brilliant creator and a delight…
▪️«نمیتوانم انجامش دهم»
▪️ستگادین | دوشنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۱
کاری از دستمان برنمیآید.
ما راهمان را جدا میکنیم.
استانداردهای ما همیشگی و قطعی نیستند. آنها در طول زمان و اغلب براساس موقعیتی که در آن هستیم تغییر میکنند.
این قضیه توضیح میدهد که چگونه فرقهها یا دیدگاههای افراطی شکل میگیرند. آنها کاملاً به یکباره بوجود نمیآیند، بلکه ذرهذره شکل میگیرند.
تا اینکه یک روز، مردم از خواب بیدار میشوند و با تعجب، متوجه میشوند که در حال دفاع از چیزی (یا انجام کاری) هستند که به وضوح اشتباه است...
سوال این است: اگر هیچکس دیگری این کار را نمیکرد، بر سر آن موضوع بحث و گفتگو نمیکرد و اصراری بر آن نداشت ما چه میکردیم؟ آیا این چیزیست که شما خودتان نسبت به آن به شدت احساساتی شدهاید، یعنی قبل از اینکه قبیله و رهبرش آن را به کار ببرد؟
ما میتوانیم از موسساتی که برای کسب سود و با اعمال فشار به شرکتکنندگان، آنها را وادار به زیادهروی میکنند، دور بمانیم. اگر قهرمانان افراطی هستند، تعجبی ندارد که شرکتکنندگان نیز به سمت زیادهروی سوق داده شوند. حتی در حرکتی قویتر، ما میتوانیم اصول اولیه خویش را به خودمان یادآوری کنیم: اینکه چه چیزی بیشتر از برندهشدن یا محبوبشدن اهمیت دارد؟
ایستادگی بر سر یک چیز، راه خوبی است برای اجتناب از اینکه کسی، چیز دیگری را با اصرار به ما تحمیل کند.
.
▪️ستگادین | دوشنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۱
کاری از دستمان برنمیآید.
ما راهمان را جدا میکنیم.
استانداردهای ما همیشگی و قطعی نیستند. آنها در طول زمان و اغلب براساس موقعیتی که در آن هستیم تغییر میکنند.
این قضیه توضیح میدهد که چگونه فرقهها یا دیدگاههای افراطی شکل میگیرند. آنها کاملاً به یکباره بوجود نمیآیند، بلکه ذرهذره شکل میگیرند.
تا اینکه یک روز، مردم از خواب بیدار میشوند و با تعجب، متوجه میشوند که در حال دفاع از چیزی (یا انجام کاری) هستند که به وضوح اشتباه است...
سوال این است: اگر هیچکس دیگری این کار را نمیکرد، بر سر آن موضوع بحث و گفتگو نمیکرد و اصراری بر آن نداشت ما چه میکردیم؟ آیا این چیزیست که شما خودتان نسبت به آن به شدت احساساتی شدهاید، یعنی قبل از اینکه قبیله و رهبرش آن را به کار ببرد؟
ما میتوانیم از موسساتی که برای کسب سود و با اعمال فشار به شرکتکنندگان، آنها را وادار به زیادهروی میکنند، دور بمانیم. اگر قهرمانان افراطی هستند، تعجبی ندارد که شرکتکنندگان نیز به سمت زیادهروی سوق داده شوند. حتی در حرکتی قویتر، ما میتوانیم اصول اولیه خویش را به خودمان یادآوری کنیم: اینکه چه چیزی بیشتر از برندهشدن یا محبوبشدن اهمیت دارد؟
ایستادگی بر سر یک چیز، راه خوبی است برای اجتناب از اینکه کسی، چیز دیگری را با اصرار به ما تحمیل کند.
.
Seth's Blog
“I can’t go for that”
No can do. We drift. Our standards aren’t set in stone. They change over time, often based on the situation we’re in. This explains how cults or extreme views occur. Not all at once, bu…
▪️به محض امکان
▪️ستگادین | سهشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۱
اگر به جای کلمهی «امکان» روی «به محض» تمرکز داشته باشید، در تلهی این جمله گرفتار میشوید.
.
▪️ستگادین | سهشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۱
اگر به جای کلمهی «امکان» روی «به محض» تمرکز داشته باشید، در تلهی این جمله گرفتار میشوید.
.
Seth's Blog
As soon as possible
“As soon as possible” is a trap if you focus on soon instead of possible.
▪️استفاده از بلیطهایتان
▪️ستگادین | چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۱
با اینکه وسوسه میشویم تا روزهایمان را مثل حضور در یک شهربازیِ بدون محدودیت در استفاده از سرگرمیها ببینیم ولی این قضیه در واقعیت صحت ندارد. احتمالاً این طرز نگاه، اثرگذاری و لذتبردنمان را هم به حداکثر نمیرساند.
در واقع هر کدام از ما تعداد بلیط های محدودی در دست داریم. محدودیت در زمان، محدودیت در فرصتها و محدودیت در پول و سایر منابع را هم داریم.
بلیط های امروز را چگونه خرج خواهید کرد؟
.
▪️ستگادین | چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۱
با اینکه وسوسه میشویم تا روزهایمان را مثل حضور در یک شهربازیِ بدون محدودیت در استفاده از سرگرمیها ببینیم ولی این قضیه در واقعیت صحت ندارد. احتمالاً این طرز نگاه، اثرگذاری و لذتبردنمان را هم به حداکثر نمیرساند.
در واقع هر کدام از ما تعداد بلیط های محدودی در دست داریم. محدودیت در زمان، محدودیت در فرصتها و محدودیت در پول و سایر منابع را هم داریم.
بلیط های امروز را چگونه خرج خواهید کرد؟
.
Seth's Blog
Using your tickets
While it’s tempting to view our days as an amusement park with unlimited rides, that’s not really true. It might not maximize our impact or enjoyment either. In fact, we each have a lim…
▪️آیا تبلیغات جواب داد؟
▪️ستگادین | پنجشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۱
تبلیغات دیجیتال، نه تنها میلیونها فرد و سازمان را هدفِ تبلیغات قرارداده بلکه خودِ آنها را هم تبدیل به تبلیغاتچی کرده است.
ولی جواب سرراستی به این سوالِ مشخص نمیدهد که: آیا آن تبلیغات جواب داد؟
مدتها پیش از اختراع تبلیغات دیجیتال، دوست فقیدم Lester Wunderman اصطلاح «بازاریابی مستقیم» را ابداع کرد. یعنی تبلیغات اندازهگیریشده و فعال. ۱۰ دلار خرج تبلیغات کن. فردا متوجه میشوی که یا ۲۰ دلار به چنگ خواهی آورد یا ۵ دلار از دست خواهی داد.
دوستم در میان سایر قهرمانان بازاریابی مستقیم به اختراع کارت American Express و رشد Colombia Record Club یاری رساند. راز این کار، ساده است: یک تبلیغ را اندازه بگیر و اگر «جواب میدهد»، بیشتر انجامش بده.
و همچنین گوگل از فروش بازاریابی مستقیم به سازمانهایی که صاحب شجاعت، بینش یا هوش نبودند، میلیاردها دلار به دست آورد. آنها فقط درحال محکزدن، اندازهگیری و تکرار هستند.
از طرفی تبلیغات در پادکستها یا توییتر تقریباً هرگز به خوبی اندازهگیری نمیشود. آنها از نظر سود و زیان بندرت جواب میدهند چون تبلیغات برند هستند نه تبلیغات مستقیم.
هدف تبلیغات برند، دادنِ احساسی به مشتری بالقوه است که آن احساس بسختی قابل اندازهگیری است ولی مهم است. تبلیغ برند، یک داستان تعریف میکند، اعتمادسازی میکند. بعلاوه به مشتری کمک میکند تا تصمیم بگیرد که هزینهای اضافی برای داشتن آن برند بپردازد. چراکه آن برند، احساس خوبی به او میدهد (که به سختی قابل توصیف است).
اگر سعی کنید که تبلیغات برند را با جزئیات کوانتومی اندازهگیری کنید، منافع و سود آن ناپدید میشود. خیلی از کارهایی که برای اندازهگیری هرچه بهتر تبلیغات برند انجام میدهید باعث میشود که تبلیغات برند بسیار بدی شود.
اجرای تبلیغات برند در رسانهای که خلاف آنچه برند در تلاش برای انجامدادن آن است، هر چقدر هم که پرهزینه باشد، زیاد با عقل جور در نمیآید. از آن طرف، پرداخت هزینهی بیشازحد برای حمایت از تعاملاتی که اعتمادسازی میکنند و ارتباطات میآفرینند، سخت است.
همهی اینها راهی دراز است برای گفتن اینکه بالاخره تبلیغاتچیها در فضای دیجیتال، در حال صرف زمان بیشتر و انرژی بیشتر جهت تفکر دربارهی جاهایی هستند که تبلیغات میکنند و در اینباره میاندیشند که آیا فقط سر و صدای بیشتری تولید میکنند یا واقعاً در حال ایجاد یک تفاوت هستند.
.
▪️ستگادین | پنجشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۱
تبلیغات دیجیتال، نه تنها میلیونها فرد و سازمان را هدفِ تبلیغات قرارداده بلکه خودِ آنها را هم تبدیل به تبلیغاتچی کرده است.
ولی جواب سرراستی به این سوالِ مشخص نمیدهد که: آیا آن تبلیغات جواب داد؟
مدتها پیش از اختراع تبلیغات دیجیتال، دوست فقیدم Lester Wunderman اصطلاح «بازاریابی مستقیم» را ابداع کرد. یعنی تبلیغات اندازهگیریشده و فعال. ۱۰ دلار خرج تبلیغات کن. فردا متوجه میشوی که یا ۲۰ دلار به چنگ خواهی آورد یا ۵ دلار از دست خواهی داد.
دوستم در میان سایر قهرمانان بازاریابی مستقیم به اختراع کارت American Express و رشد Colombia Record Club یاری رساند. راز این کار، ساده است: یک تبلیغ را اندازه بگیر و اگر «جواب میدهد»، بیشتر انجامش بده.
و همچنین گوگل از فروش بازاریابی مستقیم به سازمانهایی که صاحب شجاعت، بینش یا هوش نبودند، میلیاردها دلار به دست آورد. آنها فقط درحال محکزدن، اندازهگیری و تکرار هستند.
از طرفی تبلیغات در پادکستها یا توییتر تقریباً هرگز به خوبی اندازهگیری نمیشود. آنها از نظر سود و زیان بندرت جواب میدهند چون تبلیغات برند هستند نه تبلیغات مستقیم.
هدف تبلیغات برند، دادنِ احساسی به مشتری بالقوه است که آن احساس بسختی قابل اندازهگیری است ولی مهم است. تبلیغ برند، یک داستان تعریف میکند، اعتمادسازی میکند. بعلاوه به مشتری کمک میکند تا تصمیم بگیرد که هزینهای اضافی برای داشتن آن برند بپردازد. چراکه آن برند، احساس خوبی به او میدهد (که به سختی قابل توصیف است).
اگر سعی کنید که تبلیغات برند را با جزئیات کوانتومی اندازهگیری کنید، منافع و سود آن ناپدید میشود. خیلی از کارهایی که برای اندازهگیری هرچه بهتر تبلیغات برند انجام میدهید باعث میشود که تبلیغات برند بسیار بدی شود.
اجرای تبلیغات برند در رسانهای که خلاف آنچه برند در تلاش برای انجامدادن آن است، هر چقدر هم که پرهزینه باشد، زیاد با عقل جور در نمیآید. از آن طرف، پرداخت هزینهی بیشازحد برای حمایت از تعاملاتی که اعتمادسازی میکنند و ارتباطات میآفرینند، سخت است.
همهی اینها راهی دراز است برای گفتن اینکه بالاخره تبلیغاتچیها در فضای دیجیتال، در حال صرف زمان بیشتر و انرژی بیشتر جهت تفکر دربارهی جاهایی هستند که تبلیغات میکنند و در اینباره میاندیشند که آیا فقط سر و صدای بیشتری تولید میکنند یا واقعاً در حال ایجاد یک تفاوت هستند.
.
Seth's Blog
Did the ad work?
Digital advertising has turned millions of people and organizations into not just the target of ads, but the advertisers as well. But it doesn’t easily answer the obvious question: Did that a…
▪️همیشه/ هرگز
▪️ستگادین | جمعه ۲۰ آبان ۱۴۰۱
راه حل یک مسئله، همیشه ..... است./ راه حل یک مسئله هرگز ..... نیست.
بنا به تجربهی من، بندرت میتوان گفت که «همیشه» و «هرگز»، رویکردهای مفیدی برای حل یک مسئله هستند. در حالیکه رویکرد «گاهی اوقات»، نیاز به دقت در ظرایف، بینش و کشف دارد. ممکن است این کار به درد تنبلها نخورد ولی اگر با مسئلهای مواجه هستید، احتمالاً ارزشش را داشته باشد که دربارهی سبک رویکردتان به حل مسئله فکر کنید.
.
▪️ستگادین | جمعه ۲۰ آبان ۱۴۰۱
راه حل یک مسئله، همیشه ..... است./ راه حل یک مسئله هرگز ..... نیست.
بنا به تجربهی من، بندرت میتوان گفت که «همیشه» و «هرگز»، رویکردهای مفیدی برای حل یک مسئله هستند. در حالیکه رویکرد «گاهی اوقات»، نیاز به دقت در ظرایف، بینش و کشف دارد. ممکن است این کار به درد تنبلها نخورد ولی اگر با مسئلهای مواجه هستید، احتمالاً ارزشش را داشته باشد که دربارهی سبک رویکردتان به حل مسئله فکر کنید.
.
Seth's Blog
Always/Never
_______ is [Always/Never] the solution to a problem. In my experience, “always” and “never” are rarely useful ways to approach a problem. “Sometimes” requires nu…
▪️مثال برگروب
▪️ستگادین | شنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۱
در آمریکای شمالی، فصل پاییز فرا رسیده است و این بدان معناست که صاحبان خانه و پیمانکاران، مشغول جمعآوری برگها در حومهی شهر هستند. تقریباً غیرممکن است که از صدای کرکنندهی برگروبهای گازسوز در امان بمانید.
بدون شک این چیزها را میدانیم:
- استفاده از برگروبها برای شنوایی و سیستم تنفسی کاربرانشان که اغلب کارگرانی با دستمزد پایین و بدون حق انتخاب واقعی هستند مضرند.
- صدای این دستگاهها به طرز آزاردهندهای بلند است و از چند بلوک دورتر هم شنیده میشود.
- جایگزینهای بسیار آرامتر، ایمنتر و تمیزتری به راحتی در دسترس هستند که در بلندمدت، ارزانتر هم تمام میشوند.
همچنین میدانیم:
- یک دستگاه برگروب گازسوز در عرض یک ساعت، مقدار گاز دیاکسیدکربنی که آزاد میکند به اندازهی راندن یک خودروی معمولی با موتور احتراق داخلی سه هزار مایل است. (این اشتباه تایپی نیست) جزئیات را اینجا ببینید.
- ماهیت رقابتی کالاهای باغبانی، صرفنظر از هزینههایی که به کارگران، همسایهها یا آب و هوا تحمیل میکنند، باغبانها را به سمت انتخاب سریعترین و ارزانترین گزینهها سوق میدهد.
- فناوری جایگزین برای برگروبها، تأییدشده، ارزان و بلافاصله در دسترس است. با اینحال، هنوز همان برگروبها سر جایشان هستند. چراکه بخاطر اجتناب از هزینههای هدررفته و داشتن مزایای کوتاهمدت، براحتی سودآورند.
اگر جدی به قضیه نگاه کنید، راه حل، ممنوعکردن برگروبهای گازسوز است. جایگزینها در عرض چند هفته، جای خالی آنها را جبران خواهند کرد. بمحض اینکه زمین بازی رقابتی، دوباره تنظیم شود، باغبانها پا پیش خواهند گذاشت. رفاه مستخدمین افزایش خواهد یافت و همچنان برگها جمعآوری خواهند شد.
پس مشکل چیست؟
ما به اندازهی کافی برای ایجاد تغییر، جدی نیستیم. اگر برای حضور دوجین دوست و همسایه در سالن اجتماعات شهر همت بگماریم، قوانین میتوانند در چند جلسه تغییر کنند.
ولی گاهی اوقات، هیچکاری نکردن، آسانتر است.
.
▪️ستگادین | شنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۱
در آمریکای شمالی، فصل پاییز فرا رسیده است و این بدان معناست که صاحبان خانه و پیمانکاران، مشغول جمعآوری برگها در حومهی شهر هستند. تقریباً غیرممکن است که از صدای کرکنندهی برگروبهای گازسوز در امان بمانید.
بدون شک این چیزها را میدانیم:
- استفاده از برگروبها برای شنوایی و سیستم تنفسی کاربرانشان که اغلب کارگرانی با دستمزد پایین و بدون حق انتخاب واقعی هستند مضرند.
- صدای این دستگاهها به طرز آزاردهندهای بلند است و از چند بلوک دورتر هم شنیده میشود.
- جایگزینهای بسیار آرامتر، ایمنتر و تمیزتری به راحتی در دسترس هستند که در بلندمدت، ارزانتر هم تمام میشوند.
همچنین میدانیم:
- یک دستگاه برگروب گازسوز در عرض یک ساعت، مقدار گاز دیاکسیدکربنی که آزاد میکند به اندازهی راندن یک خودروی معمولی با موتور احتراق داخلی سه هزار مایل است. (این اشتباه تایپی نیست) جزئیات را اینجا ببینید.
- ماهیت رقابتی کالاهای باغبانی، صرفنظر از هزینههایی که به کارگران، همسایهها یا آب و هوا تحمیل میکنند، باغبانها را به سمت انتخاب سریعترین و ارزانترین گزینهها سوق میدهد.
- فناوری جایگزین برای برگروبها، تأییدشده، ارزان و بلافاصله در دسترس است. با اینحال، هنوز همان برگروبها سر جایشان هستند. چراکه بخاطر اجتناب از هزینههای هدررفته و داشتن مزایای کوتاهمدت، براحتی سودآورند.
اگر جدی به قضیه نگاه کنید، راه حل، ممنوعکردن برگروبهای گازسوز است. جایگزینها در عرض چند هفته، جای خالی آنها را جبران خواهند کرد. بمحض اینکه زمین بازی رقابتی، دوباره تنظیم شود، باغبانها پا پیش خواهند گذاشت. رفاه مستخدمین افزایش خواهد یافت و همچنان برگها جمعآوری خواهند شد.
پس مشکل چیست؟
ما به اندازهی کافی برای ایجاد تغییر، جدی نیستیم. اگر برای حضور دوجین دوست و همسایه در سالن اجتماعات شهر همت بگماریم، قوانین میتوانند در چند جلسه تغییر کنند.
ولی گاهی اوقات، هیچکاری نکردن، آسانتر است.
.
Seth's Blog
The leaf blower parable
It’s autumn in North America, and that means that homeowners and contractors are busy removing suburban leaves. It’s almost impossible to avoid the deafening roar of gas-powered leaf bl…
▪️دارونماها و واقعیت قابل مشاهده
▪️ستگادین | یکشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۱
دارونما یک مداخلهی انسانی است که داستانی را که برای خودمان تعریف میکنیم، تغییر میدهد. و آن داستانها قدرتمند هستند. آنها میتوانند درد را تسکین دهند، طعم شراب را بهتر کنند، ضربهمان را در بازی گلف بهبود ببخشند و حتی باعث رشد موها شوند.
چون دارونما بسیار قدرتمند است، ما زمان زیادی را صرف آن میکنیم. همهی صنایع (مثل صنعت مد) بر این اساس بنا شدهاند که چیزی به مردم بدهند تا روش تعامل آنها با دیگران و جهان را تغییر دهد. اگر شما فکر کنید که دستبند مسی قرار است التهاب مفاصل شما را بهبود ببخشد، امکانش هست.
ولی ما در چند نسل گذشته، هر چه بیشتر و بیشتر، جهان خود را بر اساس مهندسی اندازهگیریشده و پایدار بنا کردهایم. چیزی وجود ندارد که بتوانید به باک بنزینتان اضافه کنید تا مسافت بیشتری را بپیماید. اهمیتی ندارد که باور شما دربارهی حرکت کارآمدتر خودرو چه باشد، خودرو کار خودش را میکند.
اگر شما سازندهی دارونما هستید، کار شما تغییردادن داستان است و تشخیص این قضیه، مفید است. هرچه بازار بر اساس یک توافق مشترک روی اندازهگیریها بنا شود، اوضاع برای سازندهی یک دارونما، جذابیت کمتری خواهد داشت.
.
▪️ستگادین | یکشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۱
دارونما یک مداخلهی انسانی است که داستانی را که برای خودمان تعریف میکنیم، تغییر میدهد. و آن داستانها قدرتمند هستند. آنها میتوانند درد را تسکین دهند، طعم شراب را بهتر کنند، ضربهمان را در بازی گلف بهبود ببخشند و حتی باعث رشد موها شوند.
چون دارونما بسیار قدرتمند است، ما زمان زیادی را صرف آن میکنیم. همهی صنایع (مثل صنعت مد) بر این اساس بنا شدهاند که چیزی به مردم بدهند تا روش تعامل آنها با دیگران و جهان را تغییر دهد. اگر شما فکر کنید که دستبند مسی قرار است التهاب مفاصل شما را بهبود ببخشد، امکانش هست.
ولی ما در چند نسل گذشته، هر چه بیشتر و بیشتر، جهان خود را بر اساس مهندسی اندازهگیریشده و پایدار بنا کردهایم. چیزی وجود ندارد که بتوانید به باک بنزینتان اضافه کنید تا مسافت بیشتری را بپیماید. اهمیتی ندارد که باور شما دربارهی حرکت کارآمدتر خودرو چه باشد، خودرو کار خودش را میکند.
اگر شما سازندهی دارونما هستید، کار شما تغییردادن داستان است و تشخیص این قضیه، مفید است. هرچه بازار بر اساس یک توافق مشترک روی اندازهگیریها بنا شود، اوضاع برای سازندهی یک دارونما، جذابیت کمتری خواهد داشت.
.
Seth's Blog
Placebos and objective reality
A placebo is a human intervention that changes the story we tell ourselves. And those stories are powerful. They can alleviate pain, make wine taste better, improve our golf swing and even grow hai…
▪️ مراقبت تسکینی
▪️ستگادین | دوشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۱
رشتههای کمی در پزشکی، راحتی، آسایش و تسکین ایجاد کردهاند.
وقتی متوجه میشویم که طب مرسوم غربی، قادر به درمان یک بیماریِ تهدیدکنندهی زندگی نیست، تیم مراقبت تسکینی وارد عمل میشود و میتواند کمک کند. آنها میتوانند به جای شکنجه و ورشکستکردن بیماران، به ما ارتباط، انسانیت و نتیجهگیری را تقدیم کنند.
ما در خیلی از اوقات، مبارزه را به عنوان یک فضیلت ناب در نظر میگیریم. قبل از ابتلا به بیماری، به جای بیان اولویتها و خواستههایمان، فقط به بهترینها امیدواریم و زیادی صبر میکنیم و استرس زیادی در خانواده ایجاد میکنیم.
از آنجایی که اغلب به دنبال استعارهها میگردم، بنظرم شاید همین رویکرد دربارهی پروژهها، شرکتها و حتی روابط صادق باشد. اگر به جای جنگیدن تا آخرین نفس، روی یک روش سازنده و راحت برای پایان موفقیتآمیز کار تمرکز کنیم، ممکن است همهی ما از آن نفع ببریم.
.
▪️ستگادین | دوشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۱
رشتههای کمی در پزشکی، راحتی، آسایش و تسکین ایجاد کردهاند.
وقتی متوجه میشویم که طب مرسوم غربی، قادر به درمان یک بیماریِ تهدیدکنندهی زندگی نیست، تیم مراقبت تسکینی وارد عمل میشود و میتواند کمک کند. آنها میتوانند به جای شکنجه و ورشکستکردن بیماران، به ما ارتباط، انسانیت و نتیجهگیری را تقدیم کنند.
ما در خیلی از اوقات، مبارزه را به عنوان یک فضیلت ناب در نظر میگیریم. قبل از ابتلا به بیماری، به جای بیان اولویتها و خواستههایمان، فقط به بهترینها امیدواریم و زیادی صبر میکنیم و استرس زیادی در خانواده ایجاد میکنیم.
از آنجایی که اغلب به دنبال استعارهها میگردم، بنظرم شاید همین رویکرد دربارهی پروژهها، شرکتها و حتی روابط صادق باشد. اگر به جای جنگیدن تا آخرین نفس، روی یک روش سازنده و راحت برای پایان موفقیتآمیز کار تمرکز کنیم، ممکن است همهی ما از آن نفع ببریم.
.
▪️نالهکردن و موقعیت
▪️ستگادین | سهشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۱
کودکان نوپا زیاد قابل احترام نیستند چراکه آنها همیشه به خاطر غیرمنصفانهبودن اوضاع ناله میکنند و جدیگرفتن آنها سخت است.
اخیراً در جریان تلاشمان برای پیروزی، عدهای از برندگان با ناله و زاری به پیروزی میرسند. شاید این یک استراتژی مفید باشد. به نظر میرسد که کارکردن روی داوران، سرزنش شرایط و زیر سوالبردن امتیازدهی، همگی تا زمانی که به شما برای رسیدن به بالای جدول کمک کنند، خوبند.
ولی در واقعیت، ناله و زاریکردن، روشی انعطافپذیر و قابل توسعه نیست.
افراد با اعتماد به نفس، قدرتمند و خویشتندار، وقتی کارها خوب جواب نمیدهد و امور آنطور که امیدوار بودند پیش نمیرود، قادرند اشتباه خود را بپذیرند.
اگر میخواهید قدرت، اعتماد به نفس یا موقعیتتان را به نمایش بگذارید، مسئولیتپذیری، نشانهی بهتری نسبت به نالهکردن است.
.
▪️ستگادین | سهشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۱
کودکان نوپا زیاد قابل احترام نیستند چراکه آنها همیشه به خاطر غیرمنصفانهبودن اوضاع ناله میکنند و جدیگرفتن آنها سخت است.
اخیراً در جریان تلاشمان برای پیروزی، عدهای از برندگان با ناله و زاری به پیروزی میرسند. شاید این یک استراتژی مفید باشد. به نظر میرسد که کارکردن روی داوران، سرزنش شرایط و زیر سوالبردن امتیازدهی، همگی تا زمانی که به شما برای رسیدن به بالای جدول کمک کنند، خوبند.
ولی در واقعیت، ناله و زاریکردن، روشی انعطافپذیر و قابل توسعه نیست.
افراد با اعتماد به نفس، قدرتمند و خویشتندار، وقتی کارها خوب جواب نمیدهد و امور آنطور که امیدوار بودند پیش نمیرود، قادرند اشتباه خود را بپذیرند.
اگر میخواهید قدرت، اعتماد به نفس یا موقعیتتان را به نمایش بگذارید، مسئولیتپذیری، نشانهی بهتری نسبت به نالهکردن است.
.
▪️نه اینجا، نه آنجا
▪️ستگادین | پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۱
تصور اینکه مخلوط نصف لیوان شیر با نصف لیوان آب پرتقال، ترکیبی بهتر از تکتک آنها در اختیار شما بگذارد، وسوسهانگیز است.
ولی افسوس، چیز زیاد بهتری گیرتان نمیآید.
هدف، یافتنِ چیزی با طبیعت ذاتی خودش است. بهترین نسخه از کاری که سعی میکنید انجام دهید و راه حلی را که برای حل مشکل مشتری/ کاربر/ عضو تشخیص دادهاید، ارائه دهید.
فلان راهحل، اینجا جواب میدهد. آنجا جواب میدهد. ولی هم اینجا، هم آنجا و عموماً در هرجا، جواب نمیدهد.
در جهانی پر از حق انتخابها، تخصصی عملکردن برای ارائهی نتایج خارقالعاده، به عملکرد بهتر میانجامد.
.
▪️ستگادین | پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۱
تصور اینکه مخلوط نصف لیوان شیر با نصف لیوان آب پرتقال، ترکیبی بهتر از تکتک آنها در اختیار شما بگذارد، وسوسهانگیز است.
ولی افسوس، چیز زیاد بهتری گیرتان نمیآید.
هدف، یافتنِ چیزی با طبیعت ذاتی خودش است. بهترین نسخه از کاری که سعی میکنید انجام دهید و راه حلی را که برای حل مشکل مشتری/ کاربر/ عضو تشخیص دادهاید، ارائه دهید.
فلان راهحل، اینجا جواب میدهد. آنجا جواب میدهد. ولی هم اینجا، هم آنجا و عموماً در هرجا، جواب نمیدهد.
در جهانی پر از حق انتخابها، تخصصی عملکردن برای ارائهی نتایج خارقالعاده، به عملکرد بهتر میانجامد.
.
Seth's Blog
Neither here nor there
It’s tempting to imagine that mixing half a glass of milk and half a glass of orange juice might get you a hybrid that’s better than either. Alas, not so much. The goal is to find somet…
▪️ متأسفم/ متشکرم
▪️ستگادین | جمعه ۲۷ آبان ۱۴۰۱
اگر اغلب خودتان را در حال گفتن «متاسفم» مییابید، آن هم در حالی که به پیشرفت گفتگو منجر نمیشود، شاید جالب باشد که به جای آن، «متشکرم» را بکار ببرید.
بنابراین، « متأسفم که غذای شما دیر رسید.» تبدیل میشود به « از اینکه اینقدر صبورانه منتظر ماندید متشکرم.»
و « متأسفم که ارتباط ما قطع شد.» تبدیل میشود به « از تماس دوبارهی شما متشکرم.»
این یک تغییر جهت ظریف از جدایی به ارتباط است.
.
▪️ستگادین | جمعه ۲۷ آبان ۱۴۰۱
اگر اغلب خودتان را در حال گفتن «متاسفم» مییابید، آن هم در حالی که به پیشرفت گفتگو منجر نمیشود، شاید جالب باشد که به جای آن، «متشکرم» را بکار ببرید.
بنابراین، « متأسفم که غذای شما دیر رسید.» تبدیل میشود به « از اینکه اینقدر صبورانه منتظر ماندید متشکرم.»
و « متأسفم که ارتباط ما قطع شد.» تبدیل میشود به « از تماس دوبارهی شما متشکرم.»
این یک تغییر جهت ظریف از جدایی به ارتباط است.
.
Seth's Blog
Sorry/thanks
If you often find yourself saying “sorry” in a way that doesn’t advance the conversation, it might be interesting to substitute “thank you” instead. So, “I’…