اتوبوسِ اشتباهی
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۴
.............................
اشتباه اول شما سوار شدن به اتوبوس شماره الف ۵۳ بود ، همان اتوبوس میان شهری که شما را به مقصد تان نمی رساند .
اشتباهاتی این چنینی ، اکثر اوقات اتفاق می افتند .
اشتباه بزرگ تری که برای شما گران تمام می شود ، ماندن در همان اتوبوس است .
میدانم که اتوبوس سوار شدن کار آسانی نیست . می دانم که شما صندلی خالی گیر آورده اید . میدانم بیرون تاریک است . ولی شما اتوبوس را اشتباهی سوار شده اید و ماندن در این اتوبوس آنرا به اتوبوسِ صحیح تبدیل نمیکند .
اگر واقعا میخواهید به مقصدی که در نظر گرفته اید برسید ، باید اتوبوسِ اشتباه را ترک کنید .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۱۶
..............................
رویایت را چند می فروشی :
http://yon.ir/HbzJd
..............................
لینک متن : http://yon.ir/s637U
............................
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۴
.............................
اشتباه اول شما سوار شدن به اتوبوس شماره الف ۵۳ بود ، همان اتوبوس میان شهری که شما را به مقصد تان نمی رساند .
اشتباهاتی این چنینی ، اکثر اوقات اتفاق می افتند .
اشتباه بزرگ تری که برای شما گران تمام می شود ، ماندن در همان اتوبوس است .
میدانم که اتوبوس سوار شدن کار آسانی نیست . می دانم که شما صندلی خالی گیر آورده اید . میدانم بیرون تاریک است . ولی شما اتوبوس را اشتباهی سوار شده اید و ماندن در این اتوبوس آنرا به اتوبوسِ صحیح تبدیل نمیکند .
اگر واقعا میخواهید به مقصدی که در نظر گرفته اید برسید ، باید اتوبوسِ اشتباه را ترک کنید .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۱۶
..............................
رویایت را چند می فروشی :
http://yon.ir/HbzJd
..............................
لینک متن : http://yon.ir/s637U
............................
حقیقتی در باره ی لوگو ها
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۵
..........................
یک تست ساده :
از مردم ، نام یک لوگو ( آرم تجاری ) که دوستش دارند را بپرسید .
اکثریت قریب به اتفاق آنها لوگوی برندی را انتخاب میکنند که محصولات آن برند را تحسین میکنند .
بهمین دلیل ، یک لوگوی خوب متعلق به یک برند خوبست نه چیز دیگر .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۱۶
...........................
من خیلی از کلمه ی برند خوشم نمی آید :
http://yon.ir/PkX4Z
...........................
لینک متن اصلی : http://yon.ir/JutW4
..........................
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۵
..........................
یک تست ساده :
از مردم ، نام یک لوگو ( آرم تجاری ) که دوستش دارند را بپرسید .
اکثریت قریب به اتفاق آنها لوگوی برندی را انتخاب میکنند که محصولات آن برند را تحسین میکنند .
بهمین دلیل ، یک لوگوی خوب متعلق به یک برند خوبست نه چیز دیگر .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۱۶
...........................
من خیلی از کلمه ی برند خوشم نمی آید :
http://yon.ir/PkX4Z
...........................
لینک متن اصلی : http://yon.ir/JutW4
..........................
روزنوشته های محمدرضا شعبانعلی
درباره موضع گرفتن: یکی از المانهای کلیدی در شکل گیری برند شخصی - روزنوشته های محمدرضا شعبانعلی
پیش نوشت یک: من خیلی از کلمهی برند خوشم نمیآید. چون این روزها همه به همه چیز برند میگویند. اگر در یک میوه فروشی بروید و ببینید که همهی میوهها را هلو نامیدهاند، فکر میکنم شما هم دیگر کلمهی هلو را دوست نداشته باشید. قدیمها اصطلاح خندهدار مارک و مارک…
ارزش پولی که خرج میکنی را دارد
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۶
............................
وقتی شما یک محصول یا خدمت را وارد بازار آزاد می کنید ، بازار است که ارزش آنرا تعیین میکند . اگر نمیخواهید مثل یک کالا با شما رفتار شود ( مسابقه ای بسمت ته جدول ) دو راه پیش رو دارید :
کمیاب باشید : این یعنی ارزش بیشتر ، چون تعداد زیادی از آن وجود ندارد و ما تنها افرادی خواهیم بود که آنرا دارد .
ارتباط ایجاد کنید : این هم یعنی ارزشمندی بیشتر ، چرا که همه قبلا از آن استفاده کرده اند .
کمابیش اینگونه است .
جایگزین های کمی برای این دو مسیر وجود دارد ، چه به این خاطر که چیزی سخت بدست می آید و چه بخاطر دسترسی قبلی شما به افراد خوب .
ما حاضریم پول اضافی برای چیزی بپردازیم ...
زیرا که تنها نمونه از نوع خودش است ،
زیرا که ما یک عطش سیری ناپذیر داریم ،
زیرا که ما فکر می کنیم که ارزش آن چیز بالا خواهد رفت ،
زیرا این بهترین گزینه ما از یک لیست محدود است .
در حال حاضر شما بهترین انتخاب ما هستید . بخاطر کمیاب بودنتان یا ...
بخاطر اینکه ما نمی خواهیم از دیگران عقب بیافتیم و ارزش بیشتر شما بخاطر اینست که ما را بهم مرتبط می کنید .
ارزش همان سود نیست . در واقع نوآوری های سطح پایین و متداول هم با ارزش هستند ولی حساب سود جداست .
سود از ایجاد چیزهایی بدست می آید که مردم فکر میکنند ارزش خرج کردن پول اضافی را دارد .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۱۶
.......................
لینک : http://yon.ir/sRWFd
......................
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۶
............................
وقتی شما یک محصول یا خدمت را وارد بازار آزاد می کنید ، بازار است که ارزش آنرا تعیین میکند . اگر نمیخواهید مثل یک کالا با شما رفتار شود ( مسابقه ای بسمت ته جدول ) دو راه پیش رو دارید :
کمیاب باشید : این یعنی ارزش بیشتر ، چون تعداد زیادی از آن وجود ندارد و ما تنها افرادی خواهیم بود که آنرا دارد .
ارتباط ایجاد کنید : این هم یعنی ارزشمندی بیشتر ، چرا که همه قبلا از آن استفاده کرده اند .
کمابیش اینگونه است .
جایگزین های کمی برای این دو مسیر وجود دارد ، چه به این خاطر که چیزی سخت بدست می آید و چه بخاطر دسترسی قبلی شما به افراد خوب .
ما حاضریم پول اضافی برای چیزی بپردازیم ...
زیرا که تنها نمونه از نوع خودش است ،
زیرا که ما یک عطش سیری ناپذیر داریم ،
زیرا که ما فکر می کنیم که ارزش آن چیز بالا خواهد رفت ،
زیرا این بهترین گزینه ما از یک لیست محدود است .
در حال حاضر شما بهترین انتخاب ما هستید . بخاطر کمیاب بودنتان یا ...
بخاطر اینکه ما نمی خواهیم از دیگران عقب بیافتیم و ارزش بیشتر شما بخاطر اینست که ما را بهم مرتبط می کنید .
ارزش همان سود نیست . در واقع نوآوری های سطح پایین و متداول هم با ارزش هستند ولی حساب سود جداست .
سود از ایجاد چیزهایی بدست می آید که مردم فکر میکنند ارزش خرج کردن پول اضافی را دارد .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۱۶
.......................
لینک : http://yon.ir/sRWFd
......................
Seth's Blog
Worth paying for
When you bring a product or service to the free market, the market decides what it’s worth. If you don’t want to be treated like a commodity (a race to the bottom), there are two paths:…
واقعیتی بر اساس واقعیت
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۷
..........................
همیشه بافتن واقعیت برای خودمان کار راحتی است . یافتن یک اندیشه ی پوچ و اصرار بر آنچه باور داریم و هر آنچه شنیده ایم . ما می توانیم قوانین خودمان را اختراع کنیم ، نظریه پردازی خودمان را انجام دهیم و واقعیت مختص خودمان را بسازیم .
واضح است که وقتی واقعیت مد نظر شما بر اساس واقعیت حقیقی actual reality باشد ، پایداری و انعطاف پذیری خیلی بیشتری دارد ، چون دیگر مجبور نیستید زیاد مراقب فیلتر کردن چیزی باشید .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۱۶
.......................
لینک : http://yon.ir/6vOGO
......................
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۷
..........................
همیشه بافتن واقعیت برای خودمان کار راحتی است . یافتن یک اندیشه ی پوچ و اصرار بر آنچه باور داریم و هر آنچه شنیده ایم . ما می توانیم قوانین خودمان را اختراع کنیم ، نظریه پردازی خودمان را انجام دهیم و واقعیت مختص خودمان را بسازیم .
واضح است که وقتی واقعیت مد نظر شما بر اساس واقعیت حقیقی actual reality باشد ، پایداری و انعطاف پذیری خیلی بیشتری دارد ، چون دیگر مجبور نیستید زیاد مراقب فیلتر کردن چیزی باشید .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۱۶
.......................
لینک : http://yon.ir/6vOGO
......................
Seth's Blog
Reality-based reality
It’s ever easier to weave our own reality, to find a bubble and to reinforce what we believe with what we hear. We can invent our own rules, create our own theories, fabricate our own ‘…
تابستان تقریبا تمام شد
( عنوان ترانه ای از چرل ویلر ۲۰۰۵ )
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۸
....................
وقتی بچه بودم ، اواسط مرداد July که می شد ، مادرم شروع به گفتن این جمله می کرد .
فکر میکنم بخوبی منظورش را می فهماند . تابستان زمان فوقالعاده ای است برای عقب ایستادن ، آرامش ، صرف کردن کل روز یا هفته فقط برای تولیدی اندک یا حتی تولید صفر و خلاصه فرصتی است برای نفس کشیدن .
اما مادرم داشت به ما یادآوری میکرد که برخلاف زمانبندی ذهنی ما ، جهان واقعی به حرکت رو به جلوی خویش ادامه می دهد وشاید همین فرجه ی زمانی اندک که یکبار بدست آورده ایم ، فرصتی عالی برای ساختن یک مشارکت ، پیدا کردن یک ارتباط و جستجوی امکانات ممکن باشد .
توانایی «ساختن» ، یک امتیاز نادر است که نباید آنرا نادیده بگیریم .
اگر میتوانی غوغا کنی ، این کار را بکن .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۱۸
...................
لینک : http://yon.ir/IaSOs
..................
( عنوان ترانه ای از چرل ویلر ۲۰۰۵ )
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۸
....................
وقتی بچه بودم ، اواسط مرداد July که می شد ، مادرم شروع به گفتن این جمله می کرد .
فکر میکنم بخوبی منظورش را می فهماند . تابستان زمان فوقالعاده ای است برای عقب ایستادن ، آرامش ، صرف کردن کل روز یا هفته فقط برای تولیدی اندک یا حتی تولید صفر و خلاصه فرصتی است برای نفس کشیدن .
اما مادرم داشت به ما یادآوری میکرد که برخلاف زمانبندی ذهنی ما ، جهان واقعی به حرکت رو به جلوی خویش ادامه می دهد وشاید همین فرجه ی زمانی اندک که یکبار بدست آورده ایم ، فرصتی عالی برای ساختن یک مشارکت ، پیدا کردن یک ارتباط و جستجوی امکانات ممکن باشد .
توانایی «ساختن» ، یک امتیاز نادر است که نباید آنرا نادیده بگیریم .
اگر میتوانی غوغا کنی ، این کار را بکن .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۱۸
...................
لینک : http://yon.ir/IaSOs
..................
Seth's Blog
“Summer’s almost over”
When I was a kid, my mom would start saying that in mid-July. I think she meant well. Summer is a great time to stand back, to chill out, to spend an entire day or a week producing little or nothin…
قیمت و رضایت
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۹
........................
شما برای فهمیدن اینکه حدسیات شما در مورد رابطه ی قیمت و رضایت صحیح نیست ، نیاز به خواندن نظرات زیادی ندارید .
فوق العاده نادر است که کسی نظر بدهد : پنج ستاره . محصول عالی نبود و اصلا آن چیزی نبود که من می خواستم ، ولی واقعا ارزان بود ، پس احسنت !
در واقع چیزهای مجانی ( فیلم و موسیقی های پخش زنده stream ، پست های وبلاگی ، سخنرانی ها و ...) تقریبا هیچ وقت ، شادی دریافت یک جایزه را القا نمی کنند چون کمترین قیمت ممکن را دارند .
و تقریبا نظرات نادری هستند که می گویند : این محصول فوق العاده است ، این محصولی جادویی بود که همه ی مشکلاتم را حل کرد ، ولی من سه ستاره بیشتر به آن نمیدهم چون قیمت اش بالا بود .
اگر میخواهید رضایت ایجاد کنید ، دو اصل را در نظر داشته باشید:
وعده های مفید بدهید
بر روی آنها باقی بمانید
قیمت ، بجز یک مورد ، ربطی به ایجاد رضایت ندارد : به اندازه ای پول بگیرید که میتوانید به وعده تان عمل کنید . هیجان قیمت پایین به سرعت از بین می رود ، ولی درد عهد که شکسته شده و وعده ای که به آن عمل نشده ، تا مدتهای طولانی باقی خواهد ماند .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۰
....................
لینک : http://yon.ir/xq5QF
.....................
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۹
........................
شما برای فهمیدن اینکه حدسیات شما در مورد رابطه ی قیمت و رضایت صحیح نیست ، نیاز به خواندن نظرات زیادی ندارید .
فوق العاده نادر است که کسی نظر بدهد : پنج ستاره . محصول عالی نبود و اصلا آن چیزی نبود که من می خواستم ، ولی واقعا ارزان بود ، پس احسنت !
در واقع چیزهای مجانی ( فیلم و موسیقی های پخش زنده stream ، پست های وبلاگی ، سخنرانی ها و ...) تقریبا هیچ وقت ، شادی دریافت یک جایزه را القا نمی کنند چون کمترین قیمت ممکن را دارند .
و تقریبا نظرات نادری هستند که می گویند : این محصول فوق العاده است ، این محصولی جادویی بود که همه ی مشکلاتم را حل کرد ، ولی من سه ستاره بیشتر به آن نمیدهم چون قیمت اش بالا بود .
اگر میخواهید رضایت ایجاد کنید ، دو اصل را در نظر داشته باشید:
وعده های مفید بدهید
بر روی آنها باقی بمانید
قیمت ، بجز یک مورد ، ربطی به ایجاد رضایت ندارد : به اندازه ای پول بگیرید که میتوانید به وعده تان عمل کنید . هیجان قیمت پایین به سرعت از بین می رود ، ولی درد عهد که شکسته شده و وعده ای که به آن عمل نشده ، تا مدتهای طولانی باقی خواهد ماند .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۰
....................
لینک : http://yon.ir/xq5QF
.....................
Seth's Blog
Price and satisfaction
You don’t need to read many reviews to realize that the correlation between price and satisfaction isn’t what you might have guessed. It’s super rare for someone to write, “…
بازاریابی برای الکل در مقایسه با حشیش ( ماریجوانا )
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۱۰
..............................
درسی برای همه بازاریاب ها : برند های قدیمی legacy brands ، فهم ما را از آنچه بازاریابی در جهان امروز می تواند انجام دهد ، مخدوش کرده است .
ممنوعیت الکل در آمریکا از سال ۱۹۳۳ برداشته شد . بعد از آن ، جهشی طلایی ، منجر به ایجاد چندین برند چند میلیارد دلاری ( در تجارت الکل . م ) شد .
هشتاد سال بعد ، ممنوعیت حشیش ( ماریجوانا ) در چند جای مختلف آمریکای شمالی و سپس ، احتمالا در همه ی جهان برداشته شد .
سوالی که برخی از بازاریاب های حرفه ای می پرسند از این قرار است : آیا برند های جهانی سودآور مانند همان هایی که برای الکل متولد شد ، برای ماریجوانا هم بوجود خواهد آمد .
هر دو صنعت تحت نظارت دولت regulated هستند . هر دو محصولاتی دارند که در فروشگاه های مخصوصی به فروش می رسد . هر دو از تکنیک های تولید غیر اختصاصی non proprietary بهره می برند ( همگان اجازه ی تولید دارند و حق تولید ، انحصاری نیست . م )
ولی یک تفاوت بزرگ وجود دارد :
قانونی شدن تجارت الکل ، همزمان شد با روز های اوج گرفتن مجلات ، رادیو و سپس تلویزیون.
پدیده بازاریابی انبوه mass marketing دقیقا در همان زمان اتفاق افتاد ( بازاریابی انبوه برای محصولاتی بکار می رفت که بعنوان مایحتاج عمومی و توسط عموم مردم مورد استفاده قرار می گیرند . یعنی یک محصول برای همه ، بدون در نظر گرفتن سلایق مختلف مشتری ها . این نوع بازاریابی امروزه تقریبا منسوخ شده است و جای آنرا بازاریابی گوشه ای niche marketing گرفته است که بمعنای تمرکز روی بخش کوچک ، مشخص و بخوبی تعریف شده از بازار است . م )
برند های الکل نقش خود را در بازاریابی انبوه ایفا کردند و همگام با برندهای سیگار ، قسمت اعظم تبلیغات را مخصوصاً در مجلات و تلویزیون تشکیل دادند . و این صنعت تبلیغات بود که با روش های اساسی ، رسانه ها را حمایت مالی می کرد .
ولی وقتی دوران بازاریابی برای ماریجوانا فرا رسید ، اینترنت در صدر بود و اینترنت یک رسانه انبوه و عمومی نیست .
به نظر میرسد که اینترنت یک پارچه بوده و توسط میلیاردها انسان درحال استفاده است ولی در واقع اینترنت یک ریز رسانه micro medium است . اینترنت یک رسانه ی بازاریابی مستقیم است .
میلیارد ها آدم آنلاین وجود دارد اما درواقع ، این تعداد مشغول تماشای سه میلیون وبسایت هستند که آن هم عملا تنها به یک هزار صفحه page محدود میشود .
تفاوت دیگر مربوط به وجود بار و میخانه به عنوان سنتی هزار ساله است . میخانه امکاناتی برای بازی و تبلیغ دهان به دهان فراهم میکرد که باعث شد حاشیه ی چشمگیری برای بازاریابی الکل به راه افتد که هرگز برای ماریجوانا اتفاق نیافتاد .
بطور حتم ، امکانش وجود دارد که با سرمایه گذاری تبلیغاتی ، سطح تقاضای عظیمی به راه بیافتد که حاشیه ی سود زیادی داشته باشد .
ولی باز هم چیزی شبیه تجارت یک قهوه اسپرسو محلی یا شکلات یا ویسکی خواهد شد ، نه حتی چیزی در حد تجارت ودکا .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۱
....................
لینک : http://yon.ir/aAUBW
...................
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۱۰
..............................
درسی برای همه بازاریاب ها : برند های قدیمی legacy brands ، فهم ما را از آنچه بازاریابی در جهان امروز می تواند انجام دهد ، مخدوش کرده است .
ممنوعیت الکل در آمریکا از سال ۱۹۳۳ برداشته شد . بعد از آن ، جهشی طلایی ، منجر به ایجاد چندین برند چند میلیارد دلاری ( در تجارت الکل . م ) شد .
هشتاد سال بعد ، ممنوعیت حشیش ( ماریجوانا ) در چند جای مختلف آمریکای شمالی و سپس ، احتمالا در همه ی جهان برداشته شد .
سوالی که برخی از بازاریاب های حرفه ای می پرسند از این قرار است : آیا برند های جهانی سودآور مانند همان هایی که برای الکل متولد شد ، برای ماریجوانا هم بوجود خواهد آمد .
هر دو صنعت تحت نظارت دولت regulated هستند . هر دو محصولاتی دارند که در فروشگاه های مخصوصی به فروش می رسد . هر دو از تکنیک های تولید غیر اختصاصی non proprietary بهره می برند ( همگان اجازه ی تولید دارند و حق تولید ، انحصاری نیست . م )
ولی یک تفاوت بزرگ وجود دارد :
قانونی شدن تجارت الکل ، همزمان شد با روز های اوج گرفتن مجلات ، رادیو و سپس تلویزیون.
پدیده بازاریابی انبوه mass marketing دقیقا در همان زمان اتفاق افتاد ( بازاریابی انبوه برای محصولاتی بکار می رفت که بعنوان مایحتاج عمومی و توسط عموم مردم مورد استفاده قرار می گیرند . یعنی یک محصول برای همه ، بدون در نظر گرفتن سلایق مختلف مشتری ها . این نوع بازاریابی امروزه تقریبا منسوخ شده است و جای آنرا بازاریابی گوشه ای niche marketing گرفته است که بمعنای تمرکز روی بخش کوچک ، مشخص و بخوبی تعریف شده از بازار است . م )
برند های الکل نقش خود را در بازاریابی انبوه ایفا کردند و همگام با برندهای سیگار ، قسمت اعظم تبلیغات را مخصوصاً در مجلات و تلویزیون تشکیل دادند . و این صنعت تبلیغات بود که با روش های اساسی ، رسانه ها را حمایت مالی می کرد .
ولی وقتی دوران بازاریابی برای ماریجوانا فرا رسید ، اینترنت در صدر بود و اینترنت یک رسانه انبوه و عمومی نیست .
به نظر میرسد که اینترنت یک پارچه بوده و توسط میلیاردها انسان درحال استفاده است ولی در واقع اینترنت یک ریز رسانه micro medium است . اینترنت یک رسانه ی بازاریابی مستقیم است .
میلیارد ها آدم آنلاین وجود دارد اما درواقع ، این تعداد مشغول تماشای سه میلیون وبسایت هستند که آن هم عملا تنها به یک هزار صفحه page محدود میشود .
تفاوت دیگر مربوط به وجود بار و میخانه به عنوان سنتی هزار ساله است . میخانه امکاناتی برای بازی و تبلیغ دهان به دهان فراهم میکرد که باعث شد حاشیه ی چشمگیری برای بازاریابی الکل به راه افتد که هرگز برای ماریجوانا اتفاق نیافتاد .
بطور حتم ، امکانش وجود دارد که با سرمایه گذاری تبلیغاتی ، سطح تقاضای عظیمی به راه بیافتد که حاشیه ی سود زیادی داشته باشد .
ولی باز هم چیزی شبیه تجارت یک قهوه اسپرسو محلی یا شکلات یا ویسکی خواهد شد ، نه حتی چیزی در حد تجارت ودکا .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۱
....................
لینک : http://yon.ir/aAUBW
...................
تصمیمات سخت
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۱۱
.....................
تصمیماتی وجود دارند که به ما فشار می آورند ، تصمیماتی غیر منصفانه ، تصمیماتی که بنظر نمی رسد عاقبت خوشی داشته باشند .
برای تصمیمگیری های سخت چطور پیش برویم ؟
۱. اعتراف کنید که وضعیت افتضاح است . غر بزنید که نباید در چنینی موقعیتی بودید و این چیزی نیست که می خواستید . هر موقع دوست داشتید می توانید به این مرحله از نق زدن برگردید ولی اجازه ندهید کنترل همه چیز در مراحل بعدی ، بدست این مرحله بیافتد .
۲. هزینه های سوخته sunk cost جلب توجه میکند . یعنی کارهایی که قبلا برای رسیدن به این جایگاه انجام داده اید و سخت کوشی و سرمایه گذاری هایی که برای داشته های اخیرتان کرده اید . حالا ، آنها را نادیده بگیرید . رهایشان کنید . هزینه هایی که در گذشته متحمل شده اید ، هیچ ربطی به تصمیمی که الان می خواهید بگیرید ندارند .
(لینک مربوط به sunk costs . م ) :
http://yon.ir/mWUzc
۳. چه انتخاب هایی پیش رو دارید ، آنها را بنویسید . هیچکدام شان به آن اندازه که انتظار دارید خوشحال کننده نیست . هیچکدام عالی نیست . همگی تا اندازه ای بدقلق اند . مشکلی نیست چون اینها صرفاً در حد پیشنهاد هستند . فقط آنها را بنویسید .
۴. حالا از این لیست ، انتخاب هایی را در نظر بگیرید که بر اساس آینده هستند نه گذشته . انتخاب هایی که در آن ، بدون در نظر گرفتن هزینه های سوخته و بدون در نظر گرفتن آنچه شما لیاقت اش را دارید ، نوید شادترین روزها ، هفته ها و ماه ها را در آینده به شما می دهند . همان را انتخاب کنید . گذشته را رها کنید . به پیش .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۱
.............................
لینک : http://yon.ir/a4V9Q
.............................
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۱۱
.....................
تصمیماتی وجود دارند که به ما فشار می آورند ، تصمیماتی غیر منصفانه ، تصمیماتی که بنظر نمی رسد عاقبت خوشی داشته باشند .
برای تصمیمگیری های سخت چطور پیش برویم ؟
۱. اعتراف کنید که وضعیت افتضاح است . غر بزنید که نباید در چنینی موقعیتی بودید و این چیزی نیست که می خواستید . هر موقع دوست داشتید می توانید به این مرحله از نق زدن برگردید ولی اجازه ندهید کنترل همه چیز در مراحل بعدی ، بدست این مرحله بیافتد .
۲. هزینه های سوخته sunk cost جلب توجه میکند . یعنی کارهایی که قبلا برای رسیدن به این جایگاه انجام داده اید و سخت کوشی و سرمایه گذاری هایی که برای داشته های اخیرتان کرده اید . حالا ، آنها را نادیده بگیرید . رهایشان کنید . هزینه هایی که در گذشته متحمل شده اید ، هیچ ربطی به تصمیمی که الان می خواهید بگیرید ندارند .
(لینک مربوط به sunk costs . م ) :
http://yon.ir/mWUzc
۳. چه انتخاب هایی پیش رو دارید ، آنها را بنویسید . هیچکدام شان به آن اندازه که انتظار دارید خوشحال کننده نیست . هیچکدام عالی نیست . همگی تا اندازه ای بدقلق اند . مشکلی نیست چون اینها صرفاً در حد پیشنهاد هستند . فقط آنها را بنویسید .
۴. حالا از این لیست ، انتخاب هایی را در نظر بگیرید که بر اساس آینده هستند نه گذشته . انتخاب هایی که در آن ، بدون در نظر گرفتن هزینه های سوخته و بدون در نظر گرفتن آنچه شما لیاقت اش را دارید ، نوید شادترین روزها ، هفته ها و ماه ها را در آینده به شما می دهند . همان را انتخاب کنید . گذشته را رها کنید . به پیش .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۱
.............................
لینک : http://yon.ir/a4V9Q
.............................
دو مشکل هاروارد
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۱۲
............................
...
اولین مورد از مشکلات هاروارد این است که به اشتباه ، باور کنی که لیاقت هاروارد را داری . مثل کودکی که برای رشد و پیشرفت در یک کالج خصوصی مشهور نه تنها بینش لازم را ندارد بلکه مهارت های مورد نیاز را هم ندارد . ولی فرهنگی که او را احاطه کرده ، هر چیزی غیر از آن را شکست می داند ، پس او علیرغم داشتن شک و تردید ، خودش را چنان پیچ و تاب خواهد داد که نامی برای خویش دست و پا کند و سالهای عمرش را بهمراه چندین تُن پول و مخصوصاً روحیه اش را به فنا دهد .
دومین مورد از مشکلات هاروارد اینست که اعتقاد داشته باشی که لیاقت هاروارد را نداری . این هم زنی جوانی است که من یکسال پیش او را ملاقات کردم که رفتار حرفه ای فوق العاده و تحصیلات عالی داشت ، اما از جایی می آمد که اطرافیانش در آن منطقه ، کالج محلی را بعنوان جایی برای کش دادن تحصیلات میدیدند و آن خانم باور نداشت که میتوانست ، یا اینکه باید ، همان اطرافیان اش را ترک کند .
سرنخ ساده ای که شما درباره ی مشکلات هاروارد دارید همین است : اگر بدنبال برچسبی برای خودتان هستید که مستقیماً به ذهن تان تزریق شده یا توسط اطرافیانتان به آن تشویق شده اید ، این بخاطر آنست که ما به اندازه کافی در مورد برچسبی که واقعا خودمان میخواهیم ، تفکر عمیق نکرده ایم .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۳
...........................
لینک : http://yon.ir/CnJFy
..........................
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۱۲
............................
...
اولین مورد از مشکلات هاروارد این است که به اشتباه ، باور کنی که لیاقت هاروارد را داری . مثل کودکی که برای رشد و پیشرفت در یک کالج خصوصی مشهور نه تنها بینش لازم را ندارد بلکه مهارت های مورد نیاز را هم ندارد . ولی فرهنگی که او را احاطه کرده ، هر چیزی غیر از آن را شکست می داند ، پس او علیرغم داشتن شک و تردید ، خودش را چنان پیچ و تاب خواهد داد که نامی برای خویش دست و پا کند و سالهای عمرش را بهمراه چندین تُن پول و مخصوصاً روحیه اش را به فنا دهد .
دومین مورد از مشکلات هاروارد اینست که اعتقاد داشته باشی که لیاقت هاروارد را نداری . این هم زنی جوانی است که من یکسال پیش او را ملاقات کردم که رفتار حرفه ای فوق العاده و تحصیلات عالی داشت ، اما از جایی می آمد که اطرافیانش در آن منطقه ، کالج محلی را بعنوان جایی برای کش دادن تحصیلات میدیدند و آن خانم باور نداشت که میتوانست ، یا اینکه باید ، همان اطرافیان اش را ترک کند .
سرنخ ساده ای که شما درباره ی مشکلات هاروارد دارید همین است : اگر بدنبال برچسبی برای خودتان هستید که مستقیماً به ذهن تان تزریق شده یا توسط اطرافیانتان به آن تشویق شده اید ، این بخاطر آنست که ما به اندازه کافی در مورد برچسبی که واقعا خودمان میخواهیم ، تفکر عمیق نکرده ایم .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۳
...........................
لینک : http://yon.ir/CnJFy
..........................
Seth's Blog
The two “Harvard problems”
In many fields, there’s a big name. The exclusive slot. The top ranking or badge. This is being a top 10 podcast, or on a certain bestseller list or working at a specific sort of company̷…
مبالغه در تفاوت های کوچک ، بدون اینکه تفاوتی وجود داشته باشد
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۱۳
...........................
با این چپ دست ها چه بکنیم ؟
تعداد خیلی خیلی زیادی از مردم عینک می زنند . این کار به توانایی رقابت کردن شان صدمه می زند .
یک حقّه ی ساده : هر زمان خواستید گروهی را مستثنی کنید ، نادیده بگیرید یا بترسانید ، هر زمان که تیم فوتبال شما با نامی نژادی یا فرهنگی نامیده شود ، یا هر موقع که نگران احساس القا شده از جانب یک گروه شدید ، از این حقه استفاده می شود .
برچسب یا تهمتی که علیه گروه تان استفاده شده بود را با متضاد آن جایگزین کنید .
احمقانه است که تازه این را هم با صدای بلند فریاد بزنید ٬ مگر نه ؟
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۳
.............................
لینک : http://yon.ir/wWLfR
...........................
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۱۳
...........................
با این چپ دست ها چه بکنیم ؟
تعداد خیلی خیلی زیادی از مردم عینک می زنند . این کار به توانایی رقابت کردن شان صدمه می زند .
یک حقّه ی ساده : هر زمان خواستید گروهی را مستثنی کنید ، نادیده بگیرید یا بترسانید ، هر زمان که تیم فوتبال شما با نامی نژادی یا فرهنگی نامیده شود ، یا هر موقع که نگران احساس القا شده از جانب یک گروه شدید ، از این حقه استفاده می شود .
برچسب یا تهمتی که علیه گروه تان استفاده شده بود را با متضاد آن جایگزین کنید .
احمقانه است که تازه این را هم با صدای بلند فریاد بزنید ٬ مگر نه ؟
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۳
.............................
لینک : http://yon.ir/wWLfR
...........................
Seth's Blog
The exaggeration of small differences without a difference
“What should we do with all the left-handed people?” “There are far too many people in this organization who wear glasses. It’s hurting our ability to compete.” Here&#…
آنالیز سهم بندی ساده برای قیمت گذاری
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۱۴
........................
اگر محصولی تولید کنید که قیمت تمام شده آن برای تولید و بسته بندی ۵ دلار باشد ، آن را چند باید بفروشید ؟
من نمی دانم .
ولی یک روش ریاضی ساده می تواند به فهم شما از حساسیت قیمت گذاری کمک کند .
آیا قیمت ۷ دلار باشد یا ۹ دلار ؟
خب ٬ با احتساب ۷ دلار ، شما ۲ دلار سود خواهید کرد .
اگر قیمت را ۹ دلار در نظر بگیرید ، ۴ دلار سود میکنید یعنی دوبرابر حالت قبلی .
یعنی اگر دوبار کالا را به قیمت ۷ دلار به فروش برسانید ، سود آن به اندازه ی سود یکبار فروش ۹ دلاری می شود .
فروش ۱۰۰ عدد کالا به قیمت ۹ دلار ، سود بیشتری نسبت به فروش ۱۸۰ عدد کالا به قیمت ۷ دلار عایدتان می کند . ...
کسی نمیداند منحنی تقاضا برای شما به چه شکلی دارد تبدیل می شود ، هیچکس یقین ندارد که قیمت گذاری شما قرار است چه بر سر چیزهای دیگری که می فروشید بیاورد .
ولی در مورد سهم contribution قیمت ، با خودتان صادق باشید .
قیمت یک داستان است . داستانی که ما به خودمان و دیگران درباره ی پیشنهاد مان تعریف می کنیم . همچنین قیمت مسیری است برای اینکه مارا قادر سازد که در کسب و کار دوام بیاوریم .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۳
............................
لینک : http://yon.ir/o4wBU
........................
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۱۴
........................
اگر محصولی تولید کنید که قیمت تمام شده آن برای تولید و بسته بندی ۵ دلار باشد ، آن را چند باید بفروشید ؟
من نمی دانم .
ولی یک روش ریاضی ساده می تواند به فهم شما از حساسیت قیمت گذاری کمک کند .
آیا قیمت ۷ دلار باشد یا ۹ دلار ؟
خب ٬ با احتساب ۷ دلار ، شما ۲ دلار سود خواهید کرد .
اگر قیمت را ۹ دلار در نظر بگیرید ، ۴ دلار سود میکنید یعنی دوبرابر حالت قبلی .
یعنی اگر دوبار کالا را به قیمت ۷ دلار به فروش برسانید ، سود آن به اندازه ی سود یکبار فروش ۹ دلاری می شود .
فروش ۱۰۰ عدد کالا به قیمت ۹ دلار ، سود بیشتری نسبت به فروش ۱۸۰ عدد کالا به قیمت ۷ دلار عایدتان می کند . ...
کسی نمیداند منحنی تقاضا برای شما به چه شکلی دارد تبدیل می شود ، هیچکس یقین ندارد که قیمت گذاری شما قرار است چه بر سر چیزهای دیگری که می فروشید بیاورد .
ولی در مورد سهم contribution قیمت ، با خودتان صادق باشید .
قیمت یک داستان است . داستانی که ما به خودمان و دیگران درباره ی پیشنهاد مان تعریف می کنیم . همچنین قیمت مسیری است برای اینکه مارا قادر سازد که در کسب و کار دوام بیاوریم .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۳
............................
لینک : http://yon.ir/o4wBU
........................
Seth's Blog
All other things being equal (simple contribution analysis for pricing)
If you make a product that costs $5 to produce and package, how much should you charge for it? I don’t know. But there’s a simple bit of arithmetic you can do to understand sensitivity …
رتبه در جامعه
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۱۵
.........................
احتمالا با رتبه ی کلاسی آشنا هستید . بچه های دبیرستانی که در مقایسه باهم ، شاگرد اول و دوم و... میشوند .
در مورد رتبه های ورزشی هم شنیده اید ، مثلا نفر اول در تنیس جهان یا گلف یا شطرنج .
ولی با اینحال ، ما زیاد نگران رتبه در جامعه نیستیم .
جایگاه شما در همه ی مشارکت هایی که در این جامعه اتفاق می افتند و با از خودگذشتگی ، رخداد هایی را رقم میزنند تا مردم را به هم مرتبط کنند کجاست ؟
شاید اجباری به این رتبه بندی نباشد و زیباتر آنست که اگر کاری از دست مان بر می آید ، با جان و دل انجامش دهیم .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۵
...................
لینک : http://yon.ir/MK4Le
..................
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۱۵
.........................
احتمالا با رتبه ی کلاسی آشنا هستید . بچه های دبیرستانی که در مقایسه باهم ، شاگرد اول و دوم و... میشوند .
در مورد رتبه های ورزشی هم شنیده اید ، مثلا نفر اول در تنیس جهان یا گلف یا شطرنج .
ولی با اینحال ، ما زیاد نگران رتبه در جامعه نیستیم .
جایگاه شما در همه ی مشارکت هایی که در این جامعه اتفاق می افتند و با از خودگذشتگی ، رخداد هایی را رقم میزنند تا مردم را به هم مرتبط کنند کجاست ؟
شاید اجباری به این رتبه بندی نباشد و زیباتر آنست که اگر کاری از دست مان بر می آید ، با جان و دل انجامش دهیم .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۵
...................
لینک : http://yon.ir/MK4Le
..................
Seth's Blog
Community rank
You’re probably familiar with class rank. Among all the kids in this high school, compared to everyone else’s GPA, where do you stand? And you’ve heard about sports rank, #1 in th…
اشکال coming attractions ( تبلیغات مهیج برای یک فیلم جدید )
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۱۶
............................
دقت ، دقت ...
این تبلیغی جدید برای یک فیلم نیست . یک نوآوری است . یک شروع است و تحمل ذره ای فشار برای تعیین نقطه ی پایان .
تبلیغات مهیج همه ی این ها را دور می ریزد . تبلیغات فیلم به ما می گوید : این تنها ذره ای از چیزیست که ما داریم ، مابقی هم چیزهایی شبیه همین هاست ، ولی برجسته تر و درخشان تر .
در آن زمان کوتاه ، تبلیغات بسرعت کار می کند . آنها شما را به نوع ویژه ای از مخاطبان تبدیل می کنند و نا امیدتان نمی کنند .
اما معرفی جایگزینی برای کار سخت و پُر فشار جهت تحقق اهداف ، دروغ است .
یافتن مخاطبانی که برای کار با شما اهمیت قائل شوند ، نیازمند اعتماد سازی و صبر است نه اثبات چیزی دیگر .
اگر کسی اصرار داشت چیزی را که شما قبلا تجربه کرده اید ، خودش تجربه کند ، فرد قابل تحسینی نیست .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۶
.......................
لینک : http://yon.ir/qp99z
.......................
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۱۶
............................
دقت ، دقت ...
این تبلیغی جدید برای یک فیلم نیست . یک نوآوری است . یک شروع است و تحمل ذره ای فشار برای تعیین نقطه ی پایان .
تبلیغات مهیج همه ی این ها را دور می ریزد . تبلیغات فیلم به ما می گوید : این تنها ذره ای از چیزیست که ما داریم ، مابقی هم چیزهایی شبیه همین هاست ، ولی برجسته تر و درخشان تر .
در آن زمان کوتاه ، تبلیغات بسرعت کار می کند . آنها شما را به نوع ویژه ای از مخاطبان تبدیل می کنند و نا امیدتان نمی کنند .
اما معرفی جایگزینی برای کار سخت و پُر فشار جهت تحقق اهداف ، دروغ است .
یافتن مخاطبانی که برای کار با شما اهمیت قائل شوند ، نیازمند اعتماد سازی و صبر است نه اثبات چیزی دیگر .
اگر کسی اصرار داشت چیزی را که شما قبلا تجربه کرده اید ، خودش تجربه کند ، فرد قابل تحسینی نیست .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۶
.......................
لینک : http://yon.ir/qp99z
.......................
تفاوت Ringing با wringing
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۱۷
........................
زنگ زدن Ringing ، طنین انداز کردن یک پیام همدلی است . فشار مختصر دکمه ای ، به رخ دادن معجزه ای منجر می شود .
اما زورگیری Wringing ، نیازمند تلاشی زیاد است . گاهی چنان زیاد که ممکن است به نابودی هدف بیانجامد .
وقتی به خاطر مشتریان خود زنگ میزنید ، یعنی به آنها اهمیت و همدلی هدیه می دهید .
ولی زمانیکه بدنبال این هستید که در معاملات ، هر دلاری را در هوا بزنید ، احتمالا به آخر کار رسیده اید .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۶
......................
لینک : http://yon.ir/V0FRl
.....................
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۱۷
........................
زنگ زدن Ringing ، طنین انداز کردن یک پیام همدلی است . فشار مختصر دکمه ای ، به رخ دادن معجزه ای منجر می شود .
اما زورگیری Wringing ، نیازمند تلاشی زیاد است . گاهی چنان زیاد که ممکن است به نابودی هدف بیانجامد .
وقتی به خاطر مشتریان خود زنگ میزنید ، یعنی به آنها اهمیت و همدلی هدیه می دهید .
ولی زمانیکه بدنبال این هستید که در معاملات ، هر دلاری را در هوا بزنید ، احتمالا به آخر کار رسیده اید .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۶
......................
لینک : http://yon.ir/V0FRl
.....................
Seth's Blog
Ringing vs wringing
Ringing is resonant. A small force causes sympathetic vibrations, and magic happens. Wringing requires significant effort and can even destroy the object it is applied to. When you ring a bell for …
معامله بدون جدل
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۱۸
........................
تنها ۱۴۰ سال از زمانی که مفهوم قیمت بوجود آمده است می گذرد .
قبل از آن اغلب معاملات یک نوع مذاکره بود .فروشنده سعی میکرد با هرچه گرانتر فروختن و خریدار با هر چه ارزان تر خریدن ، این بازی را ببرد .
بهر حال این اتفاق خوبی است که مردم مختلف به روش های متفاوتی رفتار می کنند ، مشتریان خوب جایزه می گیرند و داد و ستد جریان می یابد .
اما برای بیشتر خریداران در اغلب اوقات ، قطعیت و قابل اعتماد بودن معامله ای که بدون ترس و جدل و زحمت زیاد انجام شود ، ارزشمند است .
این ایده در حال فراگیر شدن است .
امکان مذاکره برای عقد یک قرارداد اساسی در چند دقیقه توسط ایمیل وجود دارد . بشرطی که هر دو طرف معامله برای پیش بردن مذاکره اهمیت بیشتری نسبت به آخرین ممیز اعداد قایل شوند . یا صادقانه تر رفتار کنند و به منافع بلقوه ی آینده ، بیشتر از یک رفتار رقیبانه اهمیت بدهند .
در اقتصاد مبتنی بر « روابط بجای کمبود » ، آسان سازی اینگونه روابط و اطمینان بخشی در آن به وعده هایی که در آینده محقق خواهند شد چنان سود آور و مفید است که داستان سرایی های خودخواهانه ی معامله گرانی که فقط به پیروزی امروز به هر قیمتی می اندیشند ، پست و بی ارزش بنظر می رسند .
اولین قدم اساسی این است که منتظر دیگران برای برداشتن قدم اول نمانیم . هر کدام مان که به اندازه کافی برای رسیدن به آنجا ( معامله ی آسان و مطمئن . م ) ارزش قایل باشد ، میتواند قدم اول را بردارد .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۷
...........................
لینک : http://yon.ir/ntatR
..........................
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۱۸
........................
تنها ۱۴۰ سال از زمانی که مفهوم قیمت بوجود آمده است می گذرد .
قبل از آن اغلب معاملات یک نوع مذاکره بود .فروشنده سعی میکرد با هرچه گرانتر فروختن و خریدار با هر چه ارزان تر خریدن ، این بازی را ببرد .
بهر حال این اتفاق خوبی است که مردم مختلف به روش های متفاوتی رفتار می کنند ، مشتریان خوب جایزه می گیرند و داد و ستد جریان می یابد .
اما برای بیشتر خریداران در اغلب اوقات ، قطعیت و قابل اعتماد بودن معامله ای که بدون ترس و جدل و زحمت زیاد انجام شود ، ارزشمند است .
این ایده در حال فراگیر شدن است .
امکان مذاکره برای عقد یک قرارداد اساسی در چند دقیقه توسط ایمیل وجود دارد . بشرطی که هر دو طرف معامله برای پیش بردن مذاکره اهمیت بیشتری نسبت به آخرین ممیز اعداد قایل شوند . یا صادقانه تر رفتار کنند و به منافع بلقوه ی آینده ، بیشتر از یک رفتار رقیبانه اهمیت بدهند .
در اقتصاد مبتنی بر « روابط بجای کمبود » ، آسان سازی اینگونه روابط و اطمینان بخشی در آن به وعده هایی که در آینده محقق خواهند شد چنان سود آور و مفید است که داستان سرایی های خودخواهانه ی معامله گرانی که فقط به پیروزی امروز به هر قیمتی می اندیشند ، پست و بی ارزش بنظر می رسند .
اولین قدم اساسی این است که منتظر دیگران برای برداشتن قدم اول نمانیم . هر کدام مان که به اندازه کافی برای رسیدن به آنجا ( معامله ی آسان و مطمئن . م ) ارزش قایل باشد ، میتواند قدم اول را بردارد .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۷
...........................
لینک : http://yon.ir/ntatR
..........................
Seth's Blog
Transactions without conflict
It’s only been 140 years since the price tag first appeared. Before that, most every transaction was a negotiation. The seller tried to win by charging more, the buyer by paying less. In many…
سیاسی سازی
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۱۹
.........................
فرق یک گفت و شنود واقعی ( که در آن بدنبال جوابی درست هستیم ) و گفتگوی سیاستمدارانه ساده است :
کسانی که با سیاست حرف می زنند ٬ اهمیتی به دقیق بودن ، موثر بودن یا صحیح بودن حرف شان نمیدهند و در واقع هدف آنها بیان فکت ها نیست .
یک سوال : « اگر معلوم می شد که راه حلی موثرتر برای این مسأله وجود دارد ، آیا نظر شما تغییری میکرد ؟ »
جواب صادقانه به این سوال سیاستمدارانه چیست ؟
« نه !»
مهم نیست که سوال ما در مورد چه باشد ، از مخزن آب محلی گرفته تا مجازات اعدام ، اتحادیه های کارگری ، اتانازی ٬ تجارت مشروع و غذای ارگانیک . در گفتگوی سیاستمدارانه ، روش علمی برای بحث وجود ندارد . ما در این نوع گفتگو برای تاثیر گذاری یا اثبات چیزی آمادگی نداریم و در واقع ، درگیر نوعی نزاع قبیله ای شده ایم .
مشکل موضوعات پشت سر هم سیاسی اینست که رفته رفته فضا برای یادگیری و رشد و فهمیدن کمتر و کمتر می شود .
به تانک هایی فکر کنید که وسط میدان ، خودشان را بی طرف مینامند . البته که این حرف درست نیست زیرا آنها از قبل منظورشان را مشخص کرده اند . در واقع آنها اصلا فکر نمیکنند ، فقط حرف مفت می زنند .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۸
........................
لینک :
http://yon.ir/z92kt
..........................
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۱۹
.........................
فرق یک گفت و شنود واقعی ( که در آن بدنبال جوابی درست هستیم ) و گفتگوی سیاستمدارانه ساده است :
کسانی که با سیاست حرف می زنند ٬ اهمیتی به دقیق بودن ، موثر بودن یا صحیح بودن حرف شان نمیدهند و در واقع هدف آنها بیان فکت ها نیست .
یک سوال : « اگر معلوم می شد که راه حلی موثرتر برای این مسأله وجود دارد ، آیا نظر شما تغییری میکرد ؟ »
جواب صادقانه به این سوال سیاستمدارانه چیست ؟
« نه !»
مهم نیست که سوال ما در مورد چه باشد ، از مخزن آب محلی گرفته تا مجازات اعدام ، اتحادیه های کارگری ، اتانازی ٬ تجارت مشروع و غذای ارگانیک . در گفتگوی سیاستمدارانه ، روش علمی برای بحث وجود ندارد . ما در این نوع گفتگو برای تاثیر گذاری یا اثبات چیزی آمادگی نداریم و در واقع ، درگیر نوعی نزاع قبیله ای شده ایم .
مشکل موضوعات پشت سر هم سیاسی اینست که رفته رفته فضا برای یادگیری و رشد و فهمیدن کمتر و کمتر می شود .
به تانک هایی فکر کنید که وسط میدان ، خودشان را بی طرف مینامند . البته که این حرف درست نیست زیرا آنها از قبل منظورشان را مشخص کرده اند . در واقع آنها اصلا فکر نمیکنند ، فقط حرف مفت می زنند .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۸
........................
لینک :
http://yon.ir/z92kt
..........................
Seth's Blog
Making it political
The difference between an actual discussion (where we seek the right answer) and a political one is simple: In a political discussion, people don’t care about what’s correct or effectiv…
آنقدر ...
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۲۰
.................
دو راه بیشتر ندارم :
آنقدر خدمت خواهم کرد تا به بیشترین سود دست یابم .
یا
آنقدر سود خواهم کرد تا بتوانم بیشترین خدمات را ارئه دهم .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۹
........................
Just enough
There are two paths, really:
"I will serve just enough to make the maximum profit"
or
"I will profit just enough to provide the maximum service."
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۲۰
.................
دو راه بیشتر ندارم :
آنقدر خدمت خواهم کرد تا به بیشترین سود دست یابم .
یا
آنقدر سود خواهم کرد تا بتوانم بیشترین خدمات را ارئه دهم .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۲۹
........................
Just enough
There are two paths, really:
"I will serve just enough to make the maximum profit"
or
"I will profit just enough to provide the maximum service."
مرزهای ناپایدار
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۲۱
..........................
اگر میخواهید یک تیم فوتبال برای المپیک بسازید یا به یک ارکستر سمفونی بپیوندید یا به دانشکده ی پزشکی راه پیدا کنید ، مسیر کاملا واضح است .
آسان نیست ولی اهداف کاملا مشخص و حد و مرز ها بوضوح اشکار است .
روز به روز و مرحله به مرحله بصورت مسابقه ای در یک مسیر خطی قرار گرفته است . شما به قوانین آگاهی دارید ، میدان رقابت را میتوانید ببینید و میتوانید آموزش ببینید . بندرت اتفاق می افتد که در طول مسیر قوانین تغییر کنند .
برخی از مردم مجبورند این مسیر را بپیمایند طوری که اگر این مسیر متوقف شود یا نتوانند آنرا بپایان برسانند ، انگار که در بیابانی برهوت گم شده اند .
ولی در زندگی واقعی ، اهداف روشن و حد و مرز واضحی وجود ندارد .
....
زندگی واقعی قوانین را تغییر می دهد ، قوانینی که پنهان هستند ، قوانینی که منصفانه نیستند . زندگی واقعی یکجا و یکباره خودش را برای ما آشکار نمی کند ...
پس اولین چالش زندگی واقعی این است : اهدافی برای خودتان بیابید . دومین چالش : حد و مرز هایتان را مشخص کنید .
لازم نیست بخاطر اینکه اهداف و مرز هایتان مشابه دیگران نیست دچار استرس شوید . یا بخاطر کمبود ساختارهای کارآمد و محکم در جهانی که زیسته اید عزا بگیرید .
شما در یک زندگی واقعی قرار دارید .
پس اهداف خود و حدود شان را پیدا کنید .
حال میتوانید به حیات کاری تان باز گردید .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۳۰
.........................
لینک : http://yon.ir/QD1II
........................
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۲۱
..........................
اگر میخواهید یک تیم فوتبال برای المپیک بسازید یا به یک ارکستر سمفونی بپیوندید یا به دانشکده ی پزشکی راه پیدا کنید ، مسیر کاملا واضح است .
آسان نیست ولی اهداف کاملا مشخص و حد و مرز ها بوضوح اشکار است .
روز به روز و مرحله به مرحله بصورت مسابقه ای در یک مسیر خطی قرار گرفته است . شما به قوانین آگاهی دارید ، میدان رقابت را میتوانید ببینید و میتوانید آموزش ببینید . بندرت اتفاق می افتد که در طول مسیر قوانین تغییر کنند .
برخی از مردم مجبورند این مسیر را بپیمایند طوری که اگر این مسیر متوقف شود یا نتوانند آنرا بپایان برسانند ، انگار که در بیابانی برهوت گم شده اند .
ولی در زندگی واقعی ، اهداف روشن و حد و مرز واضحی وجود ندارد .
....
زندگی واقعی قوانین را تغییر می دهد ، قوانینی که پنهان هستند ، قوانینی که منصفانه نیستند . زندگی واقعی یکجا و یکباره خودش را برای ما آشکار نمی کند ...
پس اولین چالش زندگی واقعی این است : اهدافی برای خودتان بیابید . دومین چالش : حد و مرز هایتان را مشخص کنید .
لازم نیست بخاطر اینکه اهداف و مرز هایتان مشابه دیگران نیست دچار استرس شوید . یا بخاطر کمبود ساختارهای کارآمد و محکم در جهانی که زیسته اید عزا بگیرید .
شما در یک زندگی واقعی قرار دارید .
پس اهداف خود و حدود شان را پیدا کنید .
حال میتوانید به حیات کاری تان باز گردید .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۵/۳۰
.........................
لینک : http://yon.ir/QD1II
........................
Seth's Blog
Evanescent boundaries
If you want to make the Olympic soccer team, join a symphony orchestra or get into medical school, the path is well lit. It's not easy, but the goals are clear and the boundaries are obvious. …
دو سبک بازاریابی
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۲۲
..........................
نوعی از بازاریابی وجود دارد که امکان ندارد کسی از آن خوشش بیاید .
Popups :
(پنجره های تبلیغاتی که روی مرورگر دسکتاپ باز می شوند . م )
Popunders :
(پنجره های تبلیغاتی که زیر صفحات قبلی و بصورت پنهان باز می شوند و کمتر خطرناک ! و اعصاب خرد کن هستند . م )
تبلیغات پرفشار ، دزدی و جمع آوری اطلاعات کاربران ، فرستادن اسپم ...
اما نوع دوم بازاریابی برای ما الهام بخش است ، لذت بخش است و چیزی را که واقعا به آن نیاز داریم برای مان به ارمغان می آورد .
ما هر دو را بنام بازاریابی میشناسیم اما این کجا و آن کجا .
بازاریاب های خودخواه ، خرید کالاها و محصولات متوسط و زیر متوسط را با جلب توجه از طریق تجارت پول ، به ما مردم بی علاقه تحمیل می کنند . عذر آنها اینست که « بالاخره باید پولسازی کرد » ، یا اینکه « رییس مان بما فشار می آورد » یا « ما انتخاب دیگری نداریم » و از این قبیل بهانه ها.
بازاریاب موفق ، با ما و برای ما کار میکند . هیچ عذر و بهانه ای هم نمی آورد .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۶/۱
.....................
لینک :http://yon.ir/wRJhE
......................
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۲۲
..........................
نوعی از بازاریابی وجود دارد که امکان ندارد کسی از آن خوشش بیاید .
Popups :
(پنجره های تبلیغاتی که روی مرورگر دسکتاپ باز می شوند . م )
Popunders :
(پنجره های تبلیغاتی که زیر صفحات قبلی و بصورت پنهان باز می شوند و کمتر خطرناک ! و اعصاب خرد کن هستند . م )
تبلیغات پرفشار ، دزدی و جمع آوری اطلاعات کاربران ، فرستادن اسپم ...
اما نوع دوم بازاریابی برای ما الهام بخش است ، لذت بخش است و چیزی را که واقعا به آن نیاز داریم برای مان به ارمغان می آورد .
ما هر دو را بنام بازاریابی میشناسیم اما این کجا و آن کجا .
بازاریاب های خودخواه ، خرید کالاها و محصولات متوسط و زیر متوسط را با جلب توجه از طریق تجارت پول ، به ما مردم بی علاقه تحمیل می کنند . عذر آنها اینست که « بالاخره باید پولسازی کرد » ، یا اینکه « رییس مان بما فشار می آورد » یا « ما انتخاب دیگری نداریم » و از این قبیل بهانه ها.
بازاریاب موفق ، با ما و برای ما کار میکند . هیچ عذر و بهانه ای هم نمی آورد .
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۶/۱
.....................
لینک :http://yon.ir/wRJhE
......................
Seth's Blog
Two kinds of marketing
There’s the kind that no one can possibly like. The popups, popunders, high-pressure, track-your-private-data, scammy, spammy, interruptive, overpriced, overhyped, under-designed selfish nons…
آینده از آن کیست
March it down the road
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۲۳
...........................
گاهی پیش می آید که کار با ما ساز مخالف میزند ، چیزی خراب می شود و نیاز به راست و ریس کردن پیدا می کند .
ولی اغلب اوقات ، کارها خوب پیش میرود . فقط به اهمیت دادن و تلاش ما نیاز است تا اوضاع حتی از قبل هم بهتر شود .
...
...
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۶/۲
..............
لینک : http://yon.ir/uDoTp
............
March it down the road
ست گادین ۲۰۱۸/۸/۲۳
...........................
گاهی پیش می آید که کار با ما ساز مخالف میزند ، چیزی خراب می شود و نیاز به راست و ریس کردن پیدا می کند .
ولی اغلب اوقات ، کارها خوب پیش میرود . فقط به اهمیت دادن و تلاش ما نیاز است تا اوضاع حتی از قبل هم بهتر شود .
...
...
مصطفی منبری ۱۳۹۷/۶/۲
..............
لینک : http://yon.ir/uDoTp
............
Seth's Blog
March it down the road
Sometimes, our work is in opposition. Something is broken, and we need to fix it. But often, we’re working with something that’s fine. All it needs is our care and effort and it will ge…