طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
▪️اعتمادبه‌نفس زیاد و هوش مصنوعی


▪️ست‌گادین | دوشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۱


وقتی انسان‌ها کمی خودنمایی می‌کنند، اغلب تأثیرگذارترند. گفتنِ «بنظر من»، «شاید» یا «امکان دارد چیزی را از قلم انداخته باشم ولی...»، راه‌های خوبی هستند تا فرصتی برای بررسی ادعاهایمان فراهم کنیم.

ماشین‌حساب‌های خورشیدیِ دوران مدرسه‌ی ما چنین نبودند. ۶ ضربدر ۷ می‌شود ۴۲ . بدون هیچ اما و اگری.

بخشی از جادوی جستجوی گوگل این بود که نه تنها از خودراضی بود، بلکه اغلبِ پاسخ‌ها صحیح بودند. ترکیبی از اعتمادبه‌نفس گوگل و مفید‌بودنش، آن را شبیه یک معجزه کرد.

البته که هرگز گوگل به طور کامل درست نمی‌گفت. هر بار به ندرت صفحه‌ی دقیقاً درست را پیدا می‌کرد. تشخیص به خودمان واگذار می‌شد. ولی هاله‌‌ی قادر مطلق بودن، ادامه داشت. در واقع وقتی گوگل شکست خورد، ما مشغول سرزنش‌کردن هکرهای کلاه سیاه شدیم، نه اینکه یک الگوریتم ناقص و یک انحصارگر طماع را مقصر بدانیم.

و حالا ChatGPT پر از ادعا درباره‌ی هر چیزی که از او بپرسیم، پدیدار گشته است.

تعجب نکردم که یکی از بزرگترین انتقاداتی که می‌شنویم، حتی از طرف کارشناسان باهوش، این است که GPT، زیادی به خودش مطمئن است. مثلاً بدون اینکه صلاحیت داشته باشد، اعلام می‌کند که بریانی، بخشی از غذای سنتی جنوب هند است. درحالیکه اینطور نیست.

آیا فرقی دارد که هر پاسخی با این عبارت شروع شود: « من فقط یک برنامه‌ی آزمایشی هستم که در واقع چیزی نمی‌فهمد ولی مغز انسان‌ها سریع نتیجه‌گیری می‌کند که من می‌فهمم، پس حرفم را تمام و کمال قبول نکنید ... »

در واقع این کار ماست.

وقتی یک قطعه داده(data) به سادگی و راحتی در صفحه‌ی کامپیوتر شما ظاهر شد، تمام و کمال، قبولش نکنید.

همه‌ی ایمیل‌ها هرزنامه نیستند.

همه‌ی پیشنهادات کلاهبرداری نیستند.

و همه‌ی پاسخ‌های GPT3 نادرست نیستند.

ولی اگر قبل از اینکه پاسخ GPT3 را قبول کنید، دیدگاه خودتان را هم در نظر بگیرید، ضرری ندارد.

اعتماد‌به‌نفس بیش از حد، مشکل هوش مصنوعی نیست. تغییرات فرهنگی و اقتصادی زیادی وجود دارند که هوش مصنوعی به وجود خواهد آورد. یادمان باشد که ساده‌لوح و زودباور نباشیم.


.
▪️ حوزه‌ای که تنها مانده

▪️ست‌گادین | سه‌شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۱


برای خیلی از افراد، هدف این است که رأی نهایی و تعیین‌کننده، مال آنها باشد، حمایت مالی‌شان، فراتر از هدف باشد، شمارنده‌ی آرأ، خودشان باشند.

و ما اغلب از اغراق‌کردن لذت می‌بریم. وقتی یک انگیزه یا مُد یا فناوری به وضوح کار می‌کند، گفتنِ «من هم هستم»، کار آسان و لذت‌بخشی است.

اینکه تصمیم بگیرید در حوزه‌ای که تنها مانده، حضور پیدا کنید، کاری کمیاب‌تر، آسیب‌پذیرتر و مهم‌تر است. حوزه‌ای که ممکن است جواب ندهد. وقتی که یک سازنده و مبتکر، واقعاً به حمایت شما نیاز دارد. وقتی که حرف‌زدن، حمایت مالی یا فقط حضورتان، کاری پرخطر یا حتی زائد و تلف‌شده به نظر می‌رسد.



.
▪️«در این حوالی چه می‌کنید؟»

▪️ست‌گادین | پنجشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۱


پاسخ‌های صادقانه و مفید زیادی برای این سوال وجود دارند که برخی ممکن است شامل موارد زیر باشند:


- کاری می‌کنم که به من گفته‌اند.

- وضعیت موجود را به چالش می‌کشم.

- سر وقت حاضر می‌شوم.

- مسائل پیچیده را حل می‌کنم.

- مزخرفات را کنار می‌زنم و برای دیگران آرامش می‌آفرینم.

- استانداردهایمان را بالا می‌برم.

- به افراد کمک می‌کنم احساس کنند که دیده می‌شوند.

- من ثابت‌قدم هستم.

- مزاحمتی ایجاد نمی‌کنم.

- انرژی می‌آورم.

- رهبری می‌کنم.

- کوه‌ها را تبدیل به تپه‌ها می‌کنم.

- مردم مرا دوست دارند.



پاسخ‌هایی که مفید نیستند مثل:

- فقط دارم رد می‌شوم.

- اوقات سختی را به مردم تحمیل می‌کنم.

- من قلدر محله هستم.

- من از تپه‌ها کوه می‌سازم.



.
▪️بزرگنمایی، نوعی پنهان‌شدن

▪️ست‌گادین | جمعه ۷ بهمن ۱۴۰۱


کسب و کاری که مأموریت خود را چنین بیان می‌کند: « ابداع دوباره‌ی تجارت محلی برای ارائه‌ی خدمات بهتر به مشتریان و همسایگانمان»، قبل از اینکه بفهمد واقعاً هیچ ارزشی را خلق نمی‌کند، می‌تواند زمان زیادی را صرف بی‌عملی کند.

یک موسسه‌ی غیرانتفاعی هم که به دنبال ایجاد «عدالت و برابری» است، می‌تواند در یک دام غیراختصاصی بیفتد.

بسیار مفیدتر است اگر بگوییم «ما یک فنجان قهوه‌ی خوب را با قیمتی منصفانه می‌فروشیم » و ببینیم که آیا می‌توانیم اول از عهده‌ی این کار برآییم؟

گوگل ادعا می‌کند که می‌خواهد اطلاعات جهان را سازماندهی کند ولی آنها فقط با ساختن یک موتور جستجو کارشان را آغاز کردند تا مردم به آنجا تغییر مکان دهند.

ما به یک هدف نیاز داریم. هرچه دقیق‌تر و قابل اندازه‌گیری‌تر، بهتر.


.
▪️به مقدار دلخواه‌تان بپردازید

▪️ست‌گادین | شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱


این یک مدل پرداخت جذاب است. برای کالاهای دیجیتال و سایر تراکنش‌هایی که هزینه‌ی نهایی (marginal cost) یک فقره فروش بیشتر، تقریباً صفر است، «به مقدار دلخواه‌تان بپردازید» نشان می‌دهد داستانی که درباره‌ی پول تعریف می‌کنیم، چقدر می‌تواند پیچیده باشد. اگر گزینه‌ی خیریه را هم اضافه کنیم، حتی لایه‌دارتر هم می‌شود.

جلد اول The Best of Akimbo هم‌اکنون در قالب «به مقدار دلخواه‌تان بپردازید» در دسترس است. ۱۰۰% آنچه می‌پردازید بعنوان حمایت مالی به خیریه می‌رسد: آب. جزئیات کامل اینجاست.

بیش از ۵ سال است که قسمت‌های هفتگی پادکست Akimbo که متعلق به من است در دسترس می‌باشد. من با تولیدکننده‌ام Alex DiPalma بهترین پنج‌قسمت پادکست‌ها را گردآوری کرده‌ایم. البته بدون تبلیغات و بدون تضمین کیفیت (QA)، فقط مقداری نقشه‌ی فرهنگی(culture-gazing) است که می‌توانید با اشتیاق وارد شده حتی آن را به اشتراک بگذارید. قسمت‌های دیگر از هر جا که پادکست‌ها را گوش می‌کنید قابل دریافت است.

خوانندگان این وبلاگ تا به امروز با بیش از یک میلیون دلار کمک مالی به ۳۴ هزار نفر برای دست‌یافتن به یک منبع آب تمیز و قابل اعتماد یاری رسانده‌اند. چیزی سخاوتمندانه‌تر، تغییرآفرین‌تر و فوری‌تر از تقدیم آب به یک فرد نیازمند وجوددندارد. از شما متشکرم.



.
▪️انتخاب هاپسون

▪️ست‌گادین | یکشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱



اصلاً حق انتخاب دیگری ندارید...[+]

این صاحبان اصطبل هستند که انتخاب می‌کنند شما کدام اسب را بردارید. این اسب را بردار یا رها کن.

عده‌ای از افراد این طرز انتخاب را ترجیح می‌دهند. با خود می‌گویند که دیگر پای ما گیر نیست و مسئولیتی نداریم. این ما را از رنج انتخاب‌کردن رها می‌کند و دیگری به جای ما نگران انتخاب‌ خواهد شد.

بنابراین از عاملیت و آزادی‌مان فقط برای اجتناب از مسئولیت، چشم می‌پوشیم.

قضیه این است که هنوز هم در حال انتخاب هستیم. انتخاب اینکه همان اول کار، داخل اصطبل بروم یا نه؟

هر زمان که شغلی را انتخاب می‌کنیم، رأی در صندوق میندازیم (یا انتخاب می‌کنیم که این کار را نکنیم) یا راهی را برمی‌گزینیم، در حال انتخاب هستیم. هر اتفاقی بعد از آن بیفتد، هنوز هم در قبالش مسئولیم.


.
▪️راه جدید برای رمزگذاری هدف


▪️ست‌گادین | یکشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱



و بعد چه اتفاقی رخ می‌دهد؟

اساساً خیلی از کسب و کارهای کوچک کارشان را با سخاوتمندی و نیت خوب آغاز می‌کنند ولی مخصوصاً وقتی تأمین مالی از بیرون رخ دهد، اوضاع سخت می‌شود و ما به راحتی با نورهای روشن «میلتون فریدمن» اغوا و به سودهای کوتاه‌مدت وابسته می‌شویم.

هدف با گذشت زمان، شروع به محو‌شدن می‌کند. ضروریات و تقاضاهای تنظیم گزارشات مالی فصلی و فرصت‌های رشد پی‌درپی، پایبندی به آنچه را که در وهله‌ی اول، قصد انجام آن را داشتیم، دشوارتر می‌کند.

این پست از Ari Weinzweig ، روش متفاوتی برای ماندن در مسیر را برجسته می‌کند و سطحی از ساختار را به نیت خوب اضافه می‌کند. این روش، زبان نسبتا احساساتی یک B Corp [ گواهی تأیید عملکرد با استاندارد بالا] برای یک کسب و کار را می‌گیرد و آن را به طور قانونی و دائمی، بخشی از معامله می‌کند.

ما با رمزگذاری ساختار از همان ابتدا سازمان‌هایی می‌سازیم که حد و مرز‌هایی دارند. حد و مرزها لزوماً یک نقص به حساب نمی‌آیند. آنها می‌توانند یک ویژگی باشند. حد و مرز، نقطه‌قوت‌ ماست و راهی دقیق برای گفتگو با موکلین خویش درباره کاری است که انجام می‌دهیم.

برای مدت زمانی طولانی ما فقط در یک مسیر تکاملی حرکت کرده‌ایم. شرکت‌هایی که به دنبال چیزی نیستند به جز بازگشت سرمایه‌های کوتاه‌مدت ولی عملاً کاری انجام نداده‌اند.

در محیط کسب و کار فراصنعتی، جایی که افراد، مهم‌تر از ماشین‌ها هستند و جایی که عواقب و نتایج کارمان واضح‌تر است، منطقی است که قصد و نیت را در خط مقدم قرار داده و نگه داریم.



.
▪️فراگیرشدن، در راه است

▪️ست‌گادین | دوشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۱



هیاهو درباره‌ی هوش مصنوعی ممکن است باعث عدم تمرکز شود.

اشاره به یک مقاله، آهنگ یا تصویر ایجادشده توسط یک کامپیوتر و یافتن نقص‌ها و خطاهای آن، کار آسانی است. بدیهی است که یک کار دشوار که توسط هزار فرد آموزش‌دیده انجام می‌شود، احتمال بیشتری دارد بتواند کاری مفیدتر یا الهام‌بخش‌تر از کار یک کامپیوتر از آب درآید.

ولی اثر واقعیِ هوش مصنوعی این نیست که به طور منظم و ثابت، خیلی بهتر از عالی‌ترین تلاش انسان باشد.

بلکه تأثیرش در این خواهد بود که گسترده، ارزان و همیشه در دسترس است.

هر چیزی را جستجو کنید، صفحه‌ی ویکی‌پدیای مخصوص شما را در آن مورد برایتان می‌نویسد.

طوفان مغزی با ۱۲ راه حل مختلف برای هر مسئله‌ای که درباره‌ی آن فکر می‌کنید به راه میندازد. همیشه یک درمانگر فرد محور(Rogerian therapist) و یک مربیِ صاحب ایده، دم دست‌تان است.

یک دکمه را روی یخچال‌تان بزنید و چندین دستورالعمل پخت غذا را ببینید که از محتویات کشوهای یخچال خودتان می‌توانید بپزید.

همه‌جا. همه وقت.

فراگیرشدن، تغییر آرامی است که به ندرت متوجه آمدن آن هستیم.



.
▪️جمعیت و نوآوری‌های بزرگ

▪️ست‌گادین | سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۱


الگوی وسوسه‌انگیزی است اگر فکر کنیم که بهترین چاره‌ی انسان‌ها برای حل مشکلات بزرگ، افزایش جمعیت است. یعنی چون مردم می‌توانند مشکلات را حل کنند، پس وجود افراد بیشتر بمعنای حضور بیشترِ حل‌کنندگانِ مشکل است.

واضح است که ده نفر، برای حل مشکلات جمعیتی یک میلیاردی، به خوبی یک نفر نیستند اما در عین حال، اگر یک تریلیون نفر روی زمین وجود داشته باشد، ده نفر زیاد دوام نمی‌آورند. باید عدد بهینه‌ای وجود داشته باشد که احتمالن آن عدد، بزرگترین عددی نیست که می‌توانیم ایجاد کنیم.

و با بررسی داده‌های مربوط به سرانه‌ی جوایز نوبل یا سرانه‌ی ثبت اختراع، متوجه می‌شویم که بین تراکم جمعیت و نوآوری مولد، ارتباطی وجود ندارد. به نظر می‌رسد که نوآوری‌ها به احتمال زیاد، نتیجه‌ی یک جامعه‌ی مدنی، منابع کافی، بهره‌وری کافی برای امکان پذیرکردن هزینه‌های تحقیق و توسعه و وجود فرهنگ تحقیق و مهندسی باشد.

همچنین ما در طول زمان، کانون‌های جغرافیایی نوآوری را می‌بینیم ( فیزیک یکصد سال پیش در آلمان یا نوآوری‌های شبکه‌ای در دره‌ی سیلیکون در یک دهه پیش) که حاصل تبادل اطلاعات و انتظارات فرهنگی است نه تراکم جمعیت.

ما با افزایش حداکثری جمعیت برای تنها سیاره‌‌ی خویش، به نتیجه نمی‌رسیم. ما نمی‌توانیم از امکان‌ها رو برگردانیم ولی احتمالن نمی‌توانیم از طریق گسترش نمایی هم به نتیجه برسیم.


.
▪️نمی‌دانند، اهمیت نمی‌دهند

▪️ست‌گادین | چهارشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۱



مشتریان گذری(Customers) و شُرکا و مشتریان دائمی و حرفه‌ای(Clients) ممکن است کلافه و ناامید شوند.

شاید آنها چیزی را که شما می‌دانید ندانند.

شاید برای آنها مهم نباشد.

امکان آموزش و الهام بخشی وجود دارد.

یافتن عده‌ی کمی که تمایل دارند به جایی که شما می‌خواهید بروند، ممکن است مفیدتر باشد.


.
▪️ تجسم مجدد شهرها با چند سوال ساده


▪️ست‌گادین | پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۱


اگر حمل و نقل عمومی رایگان بود، چه اتفاقی می‌افتاد؟

اگر هزینه‌ی آن از طریق قیمت‌گذاری ازدحام (پرداخت هزینه‌ی بیشتر در ساعات پیک استفاده از خدمات عمومی شهری)، به صورت دیجیتالی پیاده‌سازی شود، چه می‌شود؟

چه می‌شد اگر توالت‌های عمومی، ایمن، زیبا، مجهز و مرتب نگهداری می‌شدند؟

اگر مالیاتی بر ویترین‌های خالی وجود داشته باشد که پس از سه ماه خالی‌بودن قابل پرداخت باشد، چه؟

مدت کوتاهی پس از اختراع خودرو، جامعه تصمیمات زیادی در مورد نحوه‌ی عملکرد شهرها گرفت. این انتخاب‌ها منجر به احداث پارکینگ‌ها، حومه‌ها و تعریفی از این شد که یک شهر معمولی باید چگونه باشد. Robert Moses + + و دیگران به دنبال نوع خاصی از محیط شهری بودند.

تعجب‌آور است که تغییر، چقدر سریع و کم‌هزینه می‌تواند شروع شود.

همین کار را از آغاز احداث راه‌های سریع‌السیر، سال به سال، بدون دیدنِ الگو، انجام داده‌ایم.

دیدن و حرف‌زدن در این‌باره کمک‌کننده است.


.
▪️ابهام درباره‌ی عملکرد

▪️ست‌گادین | جمعه ۱۴ بهمن ۱۴۰۱



می‌توان چیزی را که محصول یا خدمت شما تحویل مشتری می‌دهد، عملکرد نامید که از دو جز ساخته شده است:

- داستان توقعات و تاثیر فرهنگیِ آنچه انجام می‌دهید.(داستان)

- محصولات تحویل‌دادنی که به طور عینی قابل اندازه‌گیری هستند.(ویژگی)

اگر که هر دو را داشته باشد، مفید است.

بسیاری از فریلنسرهای پرتلاش، درباره‌ی داستان‌ خویش، سردرگم هستند یا حتی اصرار دارند که کارشان بهتر از چیزی است که الان وجود دارد و وقتی دیگران از محصول آنها استقبال نمی‌کنند، ناامید می‌شوند. یا اینکه آنها ارزش حضور، حرفه‌ای‌بودن و تلاش خود را ارزان‌تر می‌فروشند.

و خیلی از موسسات، مخصوصاً آنها که چیزهای اشتباهی را اندازه می‌گیرند، تلاش چشمگیری را صرف ویژگی‌های آزمایشگاهی می‌کنند ولی فراموش می‌شود که روی روایتی سرمایه‌گذاری کنند که مشتریان را تشویق می‌کند از فایده‌ی شک‌کردن بهره ببرند.


.
▪️«عکسبرداری ممنوع»

▪️ست‌گادین | شنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۱


اخطاری که در گلفروشی می‌بینیم.

حدس می‌زنم به این دلیل که گرفتن عکس، احساسی شبیه گرفتن خود گل را ایجاد می‌کند در حالیکه هزینه‌ی خلاقیت، مهارت و تلاشی که صرف چینش هماهنگ آنها شده، جبران نمی‌شود.

این احساس باعث می‌شود که نکته‌ی واقعی را فراموش کنیم.

زمانی که چیزی می‌سازید که ارزش عکاسی دارد، ایده‌ای دارید که پخش و گسترش آن برایتان مفید است و این کار، صدمه‌ای به شما نمی‌زند. مردم، بیشتر از هر زمانی برای مشهورشدن هزینه می‌پردازند. حتی اگر عامل شهرت، یک دسته گل معروف باشد که توسط یک تولیدکننده‌ی طراح ساخته شده باشد.

قسمت سخت کار، ساختن چیزی ارزشمند است، نه محافظت از آن در برابر دوربین‌ها.



.
▪️«بعدش چی؟»

▪️ست‌گادین | یکشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۱


روش تفکر ما درباره‌ی اولویت‌هایمان، باعث ایجاد تفاوت شود.

رهبران در هر حوزه‌ای یک کار را بیشتر از همه انجام می‌دهند: تصمیم‌گیری.

هر جا که محدودیتی وجود دارد ( و این اصل شامل هر محیطی می‌شود)، تصمیم‌گیری درباره‌ی زمان و منابع - برای اقدام بعدی - همه چیز را تغییر می‌دهد.

چگونه تصمیم می‌گیریم که اقدام بعدی چه باشد؟ آیا بر اساس فوریت، براساس نزدیکی فاصله یا بر اساس ارزش‌ها؟ روش First in/first out [قدیمی‌ترین کالا باید زودتر از بقیه از انبار خارج شود] یک استراتژی نیست، یک بهانه است. حتی عمل به ضرب‌المثل squeaky wheels [ برجسته‌ترین و پُرسروصداترین مشکلات، بیشترین توجه را به خودشان جلب می‌کنند و آنها که خاموشند نادیده گرفته می‌شوند]
از آن هم بدتر است.


.
▪️و سپس، آن اتفاق رخ داد

▪️ست‌گادین | دوشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۱



دنیا تغییر می‌کند و ما یک حق انتخاب داریم:

- سخت بجنگید تا آن را همان‌طور که بود نگه دارید.

- توجه کنید که چه اتفاقی افتاده و سپس تصمیم بگیرید که با این بینش، کاری انجام دهید.

سی سال پیش، AOL بزرگترین مشتری شرکت من بود. آنها ساعتی ۳ دلار از کاربران برای استفاده از پیش‌ساز(precursor) خود در اینترنت دریافت و به ارائه‌دهندگان محتوا بر اساس زمان صرف‌شده در «سایت»‌شان حق امتیاز پرداخت می‌کردند.

ما یک بازی موفقیت‌آمیز اختراع کردیم که در یک چت‌روم انجام می‌شد. بررسی‌های ما نشان داد که مردم( احتمالن میلیون‌ها نفر ) ساعت‌ها آن را بازی می‌کنند. ما نیز مجموعه‌ای از بازی‌ها را با AOL توسعه دادیم که سرگرم‌کننده و جذاب بودند و چند هفته با راه‌اندازی فاصله داشتند. مطمئنن این پروژه سودآورترین پروژه‌ای بود که تا به امروز روی آن کار کرده بودم.

و سپس روال AOL به قیمت‌گذاری ماهانه با نرخ ثابت تغییر کرد. و حق امتیاز به صفر رسید.

«خب، این اتفاق افتاد.»

هزینه‌های هدررفته واقعی بودند، اما اهمیتی نداشت. مهم این بود که پایه و اساس پروژه‌ای که ساخته بودیم ناپدید شده بود. در کمتر از یک ساعت، شرایط سختی را پشت سر گذاشتیم که ما را قادر ساخت ابزارها و محصولات مورد نیاز خود را بسازیم.

دنیا سریع‌تر از همیشه در حال تغییر است. گاهی اوقات این تغییر برای بهترشدن رخ می‌دهد. دنیا همیشه به ما یک حق انتخاب برای واکنش یا پاسخ‌دادن می‌دهد.


.
▪️خویشتن‌داری در مقابل خویشتن‌داری سیستمیک


▪️ست‌گادین | سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۱



این به معنای دورویی نیست اگر کسی در بوفه‌ی رستوران از خودش پذیرایی کند و در عین حال به صاحب رستوران توصیه کند که تعداد رفت و آمد مشتریانش را محدود کند تا ثبات رستوران حفظ شود.

می‌توان در مورد تغییرات سیستمی در سیستم‌های فرهنگی استدلال کرد و در عین حال، مطابق اقتصاد کلاسیک عمل کرد که معتقد است مردم بر اساس منافع شخصی‌شان رفتار می‌کنند.

در واقع، همین تناقض است که ما را ملزم به بحث برای تغییر سیستمی می‌کند.


.
▪️جسارت سرود جمعی

▪️ست‌گادین | چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۱



در مورد اینکه We Are the Champions یکی از سرودهای جمعی دوران ماست، شک زیادی وجود ندارد.

تقریباً هر گروهی می‌تواند با نواختن چند خط موسیقی، یک دیوانگی گذرا برانگیزد.

مثل گروه Rapper’s Delight

با این حال، تصور کنید که وقتی اولین بار آن را به صورت زنده اجرا می‌کنید، چقدر می‌تواند ترسناک باشد.

اگر کسی آهنگ را دوباره‌خوانی نکرد چه؟

اگر خواننده تنها خودش ماند و کسی سراغش نیامد چه؟

ممکن است دلیل کمیاب‌بودن سرودهای جمعی همین باشد.

تقریباً در هر نوع جامعه‌ای این‌گونه است.

اگر آماده‌ی خواندن آهنگ‌تان به تنهایی نیستید، سخت است به هدف‌تان که همخوانی با مردم است دست پیدا کنید.


.
▪️اکثریت مردم ( و کسانی که شما انتخاب می‌کنید)

▪️ست‌گادین | پنجشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۱



اکثر مردم محصولی ارزان، نوشته‌هایی کوتاه و اشتراک چیزی جالب و مفرح را از شما می‌خواهند.

ولی کسانی که شما به آنها خدمات می‌رسانید ممکن است چیز دیگری بخواهند.

تعداد کمی از مردم که لازم دارید آنها را در کارتان شکوفا کنید، ممکن است از شما نوشته‌هایی بخواهند که تا مدت‌های طولانی در یادشان باقی بماند و یا از شما بخواهند آنها را به سفری ببرید که دلهره‌آور، چالشی و خاص باشد.

یا شاید کسانی هستند که می‌خواهند چیزی بخرند که هزینه‌ی زیادی دارد ولی ارزشش بیشتر از قیمت آن است.

اگر بگویید محصول من به درد اکثریت مردم نمی‌خورد، اشکالی ندارد.

در واقع این تنها راه برای انجام کاری مهم است.


.
▪️تقلب در گلف

▪️ست‌گادین | جمعه ۲۱ بهمن ۱۴۰۱



چگونه می‌توانید در امور مهم، به کسی اعتماد کنید که در یک بازی دوستانه‌ی گلف تقلب می‌کند (در حالیکه در بازی گلف، چیز زیادی در خطر نیست).

و با این حال، همیشه سازمان‌ها و افراد « در گلف تقلب می‌کنند.»

آنها بندهای هوشمندانه‌ای را در جزییات متن قرار می‌دهند.

برای فهرست‌های موجود در رسانه‌ها هرزنامه می‌فرستند.

تأثیر بلندمدتِ تصمیمات کوتاه‌مدت را پنهان می‌کنند.

داده‌های شما را می‌دزدند و پشت سرتان از آنها استفاده می‌کنند…

اگر این کارها عمدی باشد، چه کار دیگری از آنها ساخته است؟

فایده‌ی شک‌کردن بسیار زیاد است. و با این حال، باز مردم هر روز، فرصت شک‌کردن را هدر می‌دهند.


.
▪️بی‌سروصدا عوضش کن

▪️ست‌گادین | شنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۱


وقتی به تغییر یک خط مشی، تنظیمات محیط یا حتی لباسی که معمولاً می‌پوشیم فکر می‌کنیم، به راحتی فکر می‌کنیم که همه متوجه آن خواهند شد.

در واقع، تقریباً هیچ‌کس این کار را نخواهد کرد.

چرا که هیچ‌کس به اندازه‌ی خودمان به سروصدای مغز ما (یا اقداماتی که انجام می‌دهیم) اهمیت نمی‌دهد.

ممکن است فکر کنید وقتی کار متناقض یا ناجوری انجام می‌دهید، غوغایی بزرگ ایجاد می‌کند، اما فقط اگر کارتان سخاوتمندانه و مفید باشد چنین اتفاقی رخ می‌دهد.

حتی اگر بخواهیم هم نمی‌توانیم تغییر پُرسروصدایی ایجاد کنیم.


.