▪️وفاداری، فشردهسازی و فرهنگ
▪️ستگادین | سه شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۱
الفبا معجزهایست که کتابها بر قدرتش میافزایند. و درسهایی که از کتاب، این سنگبنای فرهنگ مدرن میآموزیم، درمورد سازمانها، جلسات، فناوری، سیاست و تقریبن هر کاری که باهم انجام میدهیم صادق است.
نسخهای از کتاب کشتن مرغ مقلد که در دستان شماست، حاوی تکتک کلماتی است که نویسندهاش «هارپر لی» در نسخهای که امضا کرده بود به زبان آورده است. حتی اگر کاغذ، تعداد صفحات و تایپوگرافی تغییر کند، یک تکرار با وفاداری بالا از نسخهی اصلی است.
او این کتاب را با استفاده از همان ۲۶ حرفی نوشت که هر نویسندهی انگلیسی زبانی از آن استفاده میکند و وقتی آن را بخوانید، دقیقن با همان قالبی که خود نویسنده در نظر داشت برای شما ارایه میشود...
وفاداری بالاست و تکرارها عین هم هستند.
خبری از فشردهسازی نیست. دقیقن همانطور که خالق اثر در نظر داشته است با ۲۶ حرف الفبا نوشته شده که در دسترس هر نویسندهای است.
این چیزی متفاوت با رادیو موج AM یا کپیکردن آهنگ روی نوار کاست است. رادیو AM فشردهسازی شده است و در طول زمان از آن سر شهر به گوش شما میرسد. وفاداری آن نیز کم است. MP3ها فشرده شدهاند اما هر کپی، یک تکرار با کیفیت بالا از نسخهی اول است. از طرفی در نوار کاست، با هر کپی، چیزی از دست میرود. در نهایت، کپیها هیچ شباهتی به نسخهی اصلی ندارند و بعد از هشتصدبار کپیبرداری، فقط به یک نویز ثابت میرسید.
فشردهسازی همیشه همراه با اتلاف است. اطلاعات بصورت عمدی حذف میشوند. آنچه شما میشنوید چیزی نیست که هنرمند در استودیو شنیده است و تمام تجهیزات موجود در جهان نمیتوانند آن را بازیابی کنند. از سوی دیگر، امروزه ریاضیات و رایانهها اغلب میتوانند یک فشردهسازی برگشتپذیر به ما ارزانی کنند، اما این بحث متفاوتی است. ما اطلاعات را فشرده میکنیم زیرا فایلهای کوچکتر به ما فرصتی برای وفاداری بالاتر و شبکهسازی ارزانتر میدهند.
وفاداری بالا به این معناست که هر کپی، همان چیزی است که ما انتظارش را داریم.
فشردهسازی بدون اتلاف (یا عدم فشردهسازی) به این معناست که ما چیزی را حذف نکنیم تا بتوانیم وفاداری یا اشتراکگذاری را تامین کنیم.
شرکتهای بستهبندی مواد غذایی و سازندگان شکلاتهای ارزان قیمت، برای ثبات و وفاداری بالا ارزش زیادی قایلند و این برای آنها فراتر از جادویی خاص است. آنها موادی را که با هم ترکیب میکنند و دستورالعملها را سادهسازی میکنند تا همواره «همان همیشگی» باقی بمانند. این فشردهسازی، کار اشتباهی نیست و آنها سخت روی این قضیه کار میکنند.
نمایش Broadway وقتی آن را میبینید از وفاداری بالایی برخوردار است اما اگر سعی کنید آن را ذخیره کنید، ناپدید میشود. شما باید بصورت زنده آنجا باشید. با ضبط نمایش روی ویدیو، همان کار از آب در نمیآید. تعریفکردن نمایش برای دیگری با دیدن آن یکسان نیست.
و فیلمنامه، فشردهسازی همراه با اتلاف نیست. در واقع فیلمنامه، دقیقن همان چیزی است که مد نظر نویسنده بوده است، اما کارگردان و بازیگران در هر تولید و اجرا، فیلمنامه را زیبا میکنند. این بخشی از کار آنهاست. به نوعی برعکس فشردهسازی.
شایعات و اخبار اجتماعی، فشردهسازی با وفاداری کم هستند و شایعات با پخش و گسترش، از نظر فشردهسازی و وفاداری بدتر میشوند.
یکی از معجزات ایمیل و اینترنت این بود که وفاداری بالایی دارند ( چراکه کپیبرداریهای بینقص فوری، برای همیشه امکانپذیر شد) و توانایی انتشار، بدون فشردهسازی برای متن و سایر اشکال خاص رسانهای ایجاد شد. البته یک MP3 را نمیتوان دوباره به حلقهی اصلی تبدیل کرد و مقالهی ویکیپدیا در طول زمان تغییر میکند.
ترجمهها با اتلاف و همچنین وفاداری پایین انجام میشوند. وقتی یک زبان را با زبان دیگری عوض میکنیم، تفاوتهای ظریف ناپدید میشوند. به همین دلیل است که یک مترجم با استعداد، بسیار ارزشمندتر از رایانهای است که همان کار را انجام میدهد.
و جلسات؟ جلسات در محل کار تا حد زیادی با وفاداری پایین و در نهایت، کاملن فشرده هستند. برخلاف یادداشتی که به خودی خود هم میتواند وجود داشته باشد، یک جلسه یک اجرا است و سپس خلاصه میشود و دوباره خلاصه میشود تا زمانی که تبدیل به داستانی شود که فقط سایهای از ذهنیت شخص شروعکننده شود. ظرایف ناپدید میشوند.
ادامه...
.
▪️ستگادین | سه شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۱
الفبا معجزهایست که کتابها بر قدرتش میافزایند. و درسهایی که از کتاب، این سنگبنای فرهنگ مدرن میآموزیم، درمورد سازمانها، جلسات، فناوری، سیاست و تقریبن هر کاری که باهم انجام میدهیم صادق است.
نسخهای از کتاب کشتن مرغ مقلد که در دستان شماست، حاوی تکتک کلماتی است که نویسندهاش «هارپر لی» در نسخهای که امضا کرده بود به زبان آورده است. حتی اگر کاغذ، تعداد صفحات و تایپوگرافی تغییر کند، یک تکرار با وفاداری بالا از نسخهی اصلی است.
او این کتاب را با استفاده از همان ۲۶ حرفی نوشت که هر نویسندهی انگلیسی زبانی از آن استفاده میکند و وقتی آن را بخوانید، دقیقن با همان قالبی که خود نویسنده در نظر داشت برای شما ارایه میشود...
وفاداری بالاست و تکرارها عین هم هستند.
خبری از فشردهسازی نیست. دقیقن همانطور که خالق اثر در نظر داشته است با ۲۶ حرف الفبا نوشته شده که در دسترس هر نویسندهای است.
این چیزی متفاوت با رادیو موج AM یا کپیکردن آهنگ روی نوار کاست است. رادیو AM فشردهسازی شده است و در طول زمان از آن سر شهر به گوش شما میرسد. وفاداری آن نیز کم است. MP3ها فشرده شدهاند اما هر کپی، یک تکرار با کیفیت بالا از نسخهی اول است. از طرفی در نوار کاست، با هر کپی، چیزی از دست میرود. در نهایت، کپیها هیچ شباهتی به نسخهی اصلی ندارند و بعد از هشتصدبار کپیبرداری، فقط به یک نویز ثابت میرسید.
فشردهسازی همیشه همراه با اتلاف است. اطلاعات بصورت عمدی حذف میشوند. آنچه شما میشنوید چیزی نیست که هنرمند در استودیو شنیده است و تمام تجهیزات موجود در جهان نمیتوانند آن را بازیابی کنند. از سوی دیگر، امروزه ریاضیات و رایانهها اغلب میتوانند یک فشردهسازی برگشتپذیر به ما ارزانی کنند، اما این بحث متفاوتی است. ما اطلاعات را فشرده میکنیم زیرا فایلهای کوچکتر به ما فرصتی برای وفاداری بالاتر و شبکهسازی ارزانتر میدهند.
وفاداری بالا به این معناست که هر کپی، همان چیزی است که ما انتظارش را داریم.
فشردهسازی بدون اتلاف (یا عدم فشردهسازی) به این معناست که ما چیزی را حذف نکنیم تا بتوانیم وفاداری یا اشتراکگذاری را تامین کنیم.
شرکتهای بستهبندی مواد غذایی و سازندگان شکلاتهای ارزان قیمت، برای ثبات و وفاداری بالا ارزش زیادی قایلند و این برای آنها فراتر از جادویی خاص است. آنها موادی را که با هم ترکیب میکنند و دستورالعملها را سادهسازی میکنند تا همواره «همان همیشگی» باقی بمانند. این فشردهسازی، کار اشتباهی نیست و آنها سخت روی این قضیه کار میکنند.
نمایش Broadway وقتی آن را میبینید از وفاداری بالایی برخوردار است اما اگر سعی کنید آن را ذخیره کنید، ناپدید میشود. شما باید بصورت زنده آنجا باشید. با ضبط نمایش روی ویدیو، همان کار از آب در نمیآید. تعریفکردن نمایش برای دیگری با دیدن آن یکسان نیست.
و فیلمنامه، فشردهسازی همراه با اتلاف نیست. در واقع فیلمنامه، دقیقن همان چیزی است که مد نظر نویسنده بوده است، اما کارگردان و بازیگران در هر تولید و اجرا، فیلمنامه را زیبا میکنند. این بخشی از کار آنهاست. به نوعی برعکس فشردهسازی.
شایعات و اخبار اجتماعی، فشردهسازی با وفاداری کم هستند و شایعات با پخش و گسترش، از نظر فشردهسازی و وفاداری بدتر میشوند.
یکی از معجزات ایمیل و اینترنت این بود که وفاداری بالایی دارند ( چراکه کپیبرداریهای بینقص فوری، برای همیشه امکانپذیر شد) و توانایی انتشار، بدون فشردهسازی برای متن و سایر اشکال خاص رسانهای ایجاد شد. البته یک MP3 را نمیتوان دوباره به حلقهی اصلی تبدیل کرد و مقالهی ویکیپدیا در طول زمان تغییر میکند.
ترجمهها با اتلاف و همچنین وفاداری پایین انجام میشوند. وقتی یک زبان را با زبان دیگری عوض میکنیم، تفاوتهای ظریف ناپدید میشوند. به همین دلیل است که یک مترجم با استعداد، بسیار ارزشمندتر از رایانهای است که همان کار را انجام میدهد.
و جلسات؟ جلسات در محل کار تا حد زیادی با وفاداری پایین و در نهایت، کاملن فشرده هستند. برخلاف یادداشتی که به خودی خود هم میتواند وجود داشته باشد، یک جلسه یک اجرا است و سپس خلاصه میشود و دوباره خلاصه میشود تا زمانی که تبدیل به داستانی شود که فقط سایهای از ذهنیت شخص شروعکننده شود. ظرایف ناپدید میشوند.
ادامه...
.
Seth's Blog
Fidelity, compression and culture
The alphabet is a miracle, one that is compounded by books. And the lessons we learn from this cornerstone of modern culture apply to organizations, meetings, tech, politics and almost everything w…
ادامه:
احتمالن دموکراسی با شفافسازی بالا و فشردهسازی بدون اتلافِ ایدهها و استدلالها به بهترین وجه تأمین میشود. افسوس، اینترنت و تلویزیون، در عین حال که سرعت و تأثیرگذاری را بیشتر میکنند، احتمالن شفافیت را کاهش داده و همزمان، فشردهسازی را افزایش میدهند.
همانطور که Jeff Jarvis در پاسخ به یک قطعهی عالی از Ted Chiang اشاره میکند، GPT و دیگر چترباتهای هوش مصنوعی از اساس، مکانیزمهای فشردهسازی همراه با اتلاف برای وب هستند. آنها کل وب را میخوانند و در صورت تقاضا آن را در چند پاراگراف فشرده میکنند. مانند یادداشتهای خلاصه درسی Cliffs Notes، یکی از مشکلات چنین آسایشی این است که نمیتوان آن را از حالت فشرده به حالت اول برگرداند. ظرایف ناپدید میشوند و بازسازی آنها دشوار است.
در طول زندگیمان، این آونگ بارها و بارها به عقب و جلو رفته است. از تلویزیون سیاه و سفید گرفته تا رنگی (این کار، فشردهسازی کمتری از تصویر اصلی را ارائه میدهد). از فیلم در سینما گرفته تا پخش با کیفیت پایین در تلفن. از مکالمهی تلفن ثابت گرفته تا اتصال بد تلفن همراه، تا نوشتن چند کاراکتر در پیامک. CDها بدتر از یک صفحهی گرامافون خوب بودند، اما SACDs و MQA در شرایط مناسب، میتوانند صدای بهتری داشته باشند. شرکتها از کتابهای راهنما و یادداشتها به جلسات برنامهریزینشده و فیالبداهه رسیدند و به سمت چککردن مکرر Slack پیش میروند.
فشردهسازی همراه با اتلاف، همیشه رخ میدهد. وفاداری، یک لذت قدرتمند است. داستانها پخش و طنینانداز میشوند، اما بطور طبیعی، حقیقت آنچه را که همین اواخر با آن مواجه شدهایم را فشرده میکنند. رمان، بیان کامل داستان توسط نویسنده به روشی است که او برای روایت آن انتخاب کرده است، درحالیکه همیشه کتابهای تاریخ و روزنامهنگاری، آنچه را که واقعن اتفاق افتاده، فشردهسازی میکنند.
اگر میخواهید فرهنگ را تغییر دهید، یا یک فناوری را در رسانهها درک کنید، یا تحلیل تاریخی انجام دهید، از وفاداری بکاهید و در پی فشردهسازی باشید. Robert Caro یک زندگی نامهنویس به سبک فشردهسازی با اتلاف کم است…
و اکنون هوش مصنوعی، وفاداری را بهطور کلی بازتعریف میکند. گاهی اوقات آنچه را که از قبل وجود داشت تزئین میکند و چیزی را ارائه میدهد که ممکن است به اشتباه به عنوان یک اصل با وفاداری بالا دیده شود.
و با این حال، الفبا معجزهایست که وفاداری بالا، فشردهسازی کم، انعطافپذیری و توزیعی گسترده دارد.
.
احتمالن دموکراسی با شفافسازی بالا و فشردهسازی بدون اتلافِ ایدهها و استدلالها به بهترین وجه تأمین میشود. افسوس، اینترنت و تلویزیون، در عین حال که سرعت و تأثیرگذاری را بیشتر میکنند، احتمالن شفافیت را کاهش داده و همزمان، فشردهسازی را افزایش میدهند.
همانطور که Jeff Jarvis در پاسخ به یک قطعهی عالی از Ted Chiang اشاره میکند، GPT و دیگر چترباتهای هوش مصنوعی از اساس، مکانیزمهای فشردهسازی همراه با اتلاف برای وب هستند. آنها کل وب را میخوانند و در صورت تقاضا آن را در چند پاراگراف فشرده میکنند. مانند یادداشتهای خلاصه درسی Cliffs Notes، یکی از مشکلات چنین آسایشی این است که نمیتوان آن را از حالت فشرده به حالت اول برگرداند. ظرایف ناپدید میشوند و بازسازی آنها دشوار است.
در طول زندگیمان، این آونگ بارها و بارها به عقب و جلو رفته است. از تلویزیون سیاه و سفید گرفته تا رنگی (این کار، فشردهسازی کمتری از تصویر اصلی را ارائه میدهد). از فیلم در سینما گرفته تا پخش با کیفیت پایین در تلفن. از مکالمهی تلفن ثابت گرفته تا اتصال بد تلفن همراه، تا نوشتن چند کاراکتر در پیامک. CDها بدتر از یک صفحهی گرامافون خوب بودند، اما SACDs و MQA در شرایط مناسب، میتوانند صدای بهتری داشته باشند. شرکتها از کتابهای راهنما و یادداشتها به جلسات برنامهریزینشده و فیالبداهه رسیدند و به سمت چککردن مکرر Slack پیش میروند.
فشردهسازی همراه با اتلاف، همیشه رخ میدهد. وفاداری، یک لذت قدرتمند است. داستانها پخش و طنینانداز میشوند، اما بطور طبیعی، حقیقت آنچه را که همین اواخر با آن مواجه شدهایم را فشرده میکنند. رمان، بیان کامل داستان توسط نویسنده به روشی است که او برای روایت آن انتخاب کرده است، درحالیکه همیشه کتابهای تاریخ و روزنامهنگاری، آنچه را که واقعن اتفاق افتاده، فشردهسازی میکنند.
اگر میخواهید فرهنگ را تغییر دهید، یا یک فناوری را در رسانهها درک کنید، یا تحلیل تاریخی انجام دهید، از وفاداری بکاهید و در پی فشردهسازی باشید. Robert Caro یک زندگی نامهنویس به سبک فشردهسازی با اتلاف کم است…
و اکنون هوش مصنوعی، وفاداری را بهطور کلی بازتعریف میکند. گاهی اوقات آنچه را که از قبل وجود داشت تزئین میکند و چیزی را ارائه میدهد که ممکن است به اشتباه به عنوان یک اصل با وفاداری بالا دیده شود.
و با این حال، الفبا معجزهایست که وفاداری بالا، فشردهسازی کم، انعطافپذیری و توزیعی گسترده دارد.
.
.
▪️چهارگانه خودروهای اسپورت( مسابقهای)
▪️ستگادین | جمعه ۲۸ بهمن ۱۴۰۱
این تقسیمبندی درمورد مشاغل، روابط، پروژههای هنری و هر چیزی در این بین، صدق میکند:
- گونهی سریع و ایمن( Fast and Secure): خودروی کمیابی است. خودرویی که سریع حرکت میکند اما این تند و تیزی را احساس نمیکنید.
- گونهی پرشتاب(Hot Rod): خودرویی است که در واقع بسیار ایمن است، دقیقن به این دلیل که چنین حسی ایجاد نمیکند. لازم نیست خیلی سریع رانندگی کنید یا خطرات زیادی را به جان بخرید تا احساس کنید که دارید خیلی سریع رانندگی میکنید.
- رانندگی لذتبخش(Joy Ride): خطرناک است زیرا تا زمانی که برای سرعتگرفتن به خودرو فشار نیاورید، به شما خوش نمیگذرد.
- خودروهای کسلکننده(Boring): خیلی کند حرکت میکنند و اصلن احساس نمیکنید که خودرو اسپرت سوار شدهاید.
وقتی نیاز دارید چیزی را کاملن به اوج برسانید و شنوایی، حساب بانکی یا عقلتان را به خطر بیندازید تا واقعن احساس خاصی به شما دست بدهد، بدانید که در مسیر یک پایان ناخوشایند هستید.
من طرفدار پروژههای «پرشتاب» هستم. شما میتوانید بدون اینکه همهچیز را به خطر بیندازید، وارد کار شوید.
.
▪️چهارگانه خودروهای اسپورت( مسابقهای)
▪️ستگادین | جمعه ۲۸ بهمن ۱۴۰۱
این تقسیمبندی درمورد مشاغل، روابط، پروژههای هنری و هر چیزی در این بین، صدق میکند:
- گونهی سریع و ایمن( Fast and Secure): خودروی کمیابی است. خودرویی که سریع حرکت میکند اما این تند و تیزی را احساس نمیکنید.
- گونهی پرشتاب(Hot Rod): خودرویی است که در واقع بسیار ایمن است، دقیقن به این دلیل که چنین حسی ایجاد نمیکند. لازم نیست خیلی سریع رانندگی کنید یا خطرات زیادی را به جان بخرید تا احساس کنید که دارید خیلی سریع رانندگی میکنید.
- رانندگی لذتبخش(Joy Ride): خطرناک است زیرا تا زمانی که برای سرعتگرفتن به خودرو فشار نیاورید، به شما خوش نمیگذرد.
- خودروهای کسلکننده(Boring): خیلی کند حرکت میکنند و اصلن احساس نمیکنید که خودرو اسپرت سوار شدهاید.
وقتی نیاز دارید چیزی را کاملن به اوج برسانید و شنوایی، حساب بانکی یا عقلتان را به خطر بیندازید تا واقعن احساس خاصی به شما دست بدهد، بدانید که در مسیر یک پایان ناخوشایند هستید.
من طرفدار پروژههای «پرشتاب» هستم. شما میتوانید بدون اینکه همهچیز را به خطر بیندازید، وارد کار شوید.
.
▪️اثربخشی درقیاس با تظاهر
▪️ستگادین | یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱
در فرهنگی که شیفتهی طرز برخورد، ظاهر و اجراست، براحتی میتوان باور کرد که ظاهرسازی(affect)، دقیقن همان چیزی است که برای ایجاد تفاوت به آن نیاز دارید.
در واقع، انجام کار مداوم و سخاوتمندانه، آنهم وقتی هیچکس به آن نگاه نمیکند، چیزی است که تفاوت واقعی را ایجاد میکند.
حفظ ظاهر در قیاس با تغییری که واقعن ایجاد میکنیم، اهمیت چندانی ندارد.
.
▪️ستگادین | یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱
در فرهنگی که شیفتهی طرز برخورد، ظاهر و اجراست، براحتی میتوان باور کرد که ظاهرسازی(affect)، دقیقن همان چیزی است که برای ایجاد تفاوت به آن نیاز دارید.
در واقع، انجام کار مداوم و سخاوتمندانه، آنهم وقتی هیچکس به آن نگاه نمیکند، چیزی است که تفاوت واقعی را ایجاد میکند.
حفظ ظاهر در قیاس با تغییری که واقعن ایجاد میکنیم، اهمیت چندانی ندارد.
.
▪️دلپذیر
▪️ستگادین | دوشنبه اول اسفند ۱۴۰۱
ما اغلب از کلماتی مانند «زیبا» یا «خیرهکننده» یا «بینقص»، زمانی استفاده میکنیم که در واقع به معنای «محبوب» یا «دلپذیر» به کار میروند.
هر روز در نوع خود زیباست. اما دیروز هوا دلپذیر بود.
آهنگ های Hit، Hit هستند. ولی به ندرت بینقصاند.
من از طرفداران پروپاقرص کلمهی «دلپذیر» هستم و اغلب، چیزهایی را دوست دارم که محبوبند. کلمات دلپذیر و محبوب، کاربرد راحت و آسان و بیخطری دارند.
از آن طرف، «خارقالعاده»، کلمهی سختگیرانه و سنگینی است. میتواند تغییر ایجاد کند، ادراکات ما را به چالش بکشد و به یکباره احساس خطر کنیم. ایجاد چیزهایی که زیبا هستند یک انتخاب و مطالبه است و بیشتر اوقات، ما فقط برای محبوبشدن به دنبال ایجاد چیزهای دلپذیر میرویم.
اگر به اندازهی کافی برای زیباسازی چیزی اهمیت قائل باشیم، نباید به دلپذیربودن آن بسنده کنیم.
.
▪️ستگادین | دوشنبه اول اسفند ۱۴۰۱
ما اغلب از کلماتی مانند «زیبا» یا «خیرهکننده» یا «بینقص»، زمانی استفاده میکنیم که در واقع به معنای «محبوب» یا «دلپذیر» به کار میروند.
هر روز در نوع خود زیباست. اما دیروز هوا دلپذیر بود.
آهنگ های Hit، Hit هستند. ولی به ندرت بینقصاند.
من از طرفداران پروپاقرص کلمهی «دلپذیر» هستم و اغلب، چیزهایی را دوست دارم که محبوبند. کلمات دلپذیر و محبوب، کاربرد راحت و آسان و بیخطری دارند.
از آن طرف، «خارقالعاده»، کلمهی سختگیرانه و سنگینی است. میتواند تغییر ایجاد کند، ادراکات ما را به چالش بکشد و به یکباره احساس خطر کنیم. ایجاد چیزهایی که زیبا هستند یک انتخاب و مطالبه است و بیشتر اوقات، ما فقط برای محبوبشدن به دنبال ایجاد چیزهای دلپذیر میرویم.
اگر به اندازهی کافی برای زیباسازی چیزی اهمیت قائل باشیم، نباید به دلپذیربودن آن بسنده کنیم.
.
Seth's Blog
Pleasant
We often use words like “beautiful” or “stunning” or “perfect” when we actually mean “popular” or “pleasant.” Every day is beautiful in i…
▪️اما شامل…
▪️ستگادین | سه شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۱
شاید مراسم عروسی شما شامل یک کیک باشد. چون پولش پرداخت شده، بهتر است آن را بخورید.
حتی اگر به آرد گندم حساسیت دارید.
شاید این شهربازی شامل وسایل بازی فراوانی باشد که دوست دارید سوار شوید، حتی اگر احساس تهوع به شما دست بدهد یا برای امروزتان از حد بگذرد.
نکته در مجانیبودن اینهاست. نکتهی دیگر این است که شما میتوانید «نه» بگویید.
شاید «نه» گفتن به چیزهای مجانی، کار بهتری باشد.
.
▪️ستگادین | سه شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۱
شاید مراسم عروسی شما شامل یک کیک باشد. چون پولش پرداخت شده، بهتر است آن را بخورید.
حتی اگر به آرد گندم حساسیت دارید.
شاید این شهربازی شامل وسایل بازی فراوانی باشد که دوست دارید سوار شوید، حتی اگر احساس تهوع به شما دست بدهد یا برای امروزتان از حد بگذرد.
نکته در مجانیبودن اینهاست. نکتهی دیگر این است که شما میتوانید «نه» بگویید.
شاید «نه» گفتن به چیزهای مجانی، کار بهتری باشد.
.
Seth's Blog
But it’s included…
Perhaps your wedding package includes a cake. It’s paid for, better eat it. Even if you’re allergic to wheat. Perhaps the amusement park includes as many rides as you like, even if you&…
▪️اگر واقعا مهم بود…
▪️ستگادین | چهارشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۱
آیا میتوانیم نظر خود را تغییر دهیم؟
آخرین باری که اطلاعات جدید باعث شد تا شما ایدهای را که به آن اطمینان دارید کنار بگذارید چه زمانی بود؟
انجام این کار، رفتهرفته سختتر و سختتر و در عین حال، مهمتر و مهمتر میشود.
.
▪️ستگادین | چهارشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۱
آیا میتوانیم نظر خود را تغییر دهیم؟
آخرین باری که اطلاعات جدید باعث شد تا شما ایدهای را که به آن اطمینان دارید کنار بگذارید چه زمانی بود؟
انجام این کار، رفتهرفته سختتر و سختتر و در عین حال، مهمتر و مهمتر میشود.
.
▪️تاریخ انتشار را بررسی کنید
▪️ستگادین | پنجشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۱
پس از مورخه ۲۰۲۲، به سختی میتوان به چیزی اطمینان کرد.
زندگی عمومی در آینده حتی بیشتر از حالا بر اساس شایعه خواهد بود.
نمیتوانیم به هر ویدئویی، هر صدایی و هر عکسی اطمینان کنیم. اگر یوتوب یا Wayback Machine به ما نشان دهد که این اتفاق پس از سال ۲۰۲۲ رخ داده است، باید کمی شک کنید. هوش مصنوعی و ابزارهای دیجیتال میتوانند یک صداگذاری عالی انجام دهند، یک ویدیو را ویرایش کنند، یک سند را جعل کنند…
همیشه نیروهایی در کار بودهاند که نظام مدنی ما را مختل کنند. اما به لطف هوش مصنوعی و دیپفیکهای دیجیتال، ایجاد و انتشار داستانی که اتفاق نیفتاده یا سخنرانی و مصاحبهای که هرگز رخ نداده، بسیار آسانتر شده است.
قبل از رواجیافتن رسانههای جمعی، هر شهروندی فقط تجربیاتی دست اول داشت. شایعات هم بود. آنها گاهی اوقات درست و اغلبشان، زیاد درست نبودند.
سهولت دروغپردازی و انتشار آسان آن، اکثر ما را غافلگیر خواهد کرد. برای درک دنیای اطرافمان به تعریف یک وضعیت کاملن جدید نیاز داریم.
از این به بعد، هر روز با فریبکاری و دروغ مواجهیم. گول نخوریم.
.
▪️ستگادین | پنجشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۱
پس از مورخه ۲۰۲۲، به سختی میتوان به چیزی اطمینان کرد.
زندگی عمومی در آینده حتی بیشتر از حالا بر اساس شایعه خواهد بود.
نمیتوانیم به هر ویدئویی، هر صدایی و هر عکسی اطمینان کنیم. اگر یوتوب یا Wayback Machine به ما نشان دهد که این اتفاق پس از سال ۲۰۲۲ رخ داده است، باید کمی شک کنید. هوش مصنوعی و ابزارهای دیجیتال میتوانند یک صداگذاری عالی انجام دهند، یک ویدیو را ویرایش کنند، یک سند را جعل کنند…
همیشه نیروهایی در کار بودهاند که نظام مدنی ما را مختل کنند. اما به لطف هوش مصنوعی و دیپفیکهای دیجیتال، ایجاد و انتشار داستانی که اتفاق نیفتاده یا سخنرانی و مصاحبهای که هرگز رخ نداده، بسیار آسانتر شده است.
قبل از رواجیافتن رسانههای جمعی، هر شهروندی فقط تجربیاتی دست اول داشت. شایعات هم بود. آنها گاهی اوقات درست و اغلبشان، زیاد درست نبودند.
سهولت دروغپردازی و انتشار آسان آن، اکثر ما را غافلگیر خواهد کرد. برای درک دنیای اطرافمان به تعریف یک وضعیت کاملن جدید نیاز داریم.
از این به بعد، هر روز با فریبکاری و دروغ مواجهیم. گول نخوریم.
.
Seth's Blog
Checking the date
After 2022, it’s hard to tell for sure. And going forward, public life is going to be even more rumor-driven than it is now. Any video, any voiceover, any photograph–we can’t be s…
▪️تبلیغات خزنده
▪️ستگادین | جمعه ۵ اسفند ۱۴۰۱
- تبلیغات را پرفشار انجام دهید.
- تعداد تبلیغها را بیشتر کنید.
- برای مردم، هرزنامه ایمیل کنید.
- روال عادی را قطع کنید.
- لوگو را بزرگتر کنید.
- دوباره پست کنید.
- بازهم پست کنید.
- هرچه بیشتر مبالغه کنید.
- مطبوعات را به زور بدست افراد نامربوط برسانید.
- یک تبلیغ دیگر انجام دهید.
- از هوش مصنوعی برای ایجاد صمیمیت مصنوعی استفاده کنید.
- اطلاعرسانی کنید.
- از هر ابزاری استفاده کنید.
- توجه بیشتری جلب کنید.
در چهل سال گذشته، میزان تبلیغات به طور تصاعدی افزایش یافته است. در عین حال، موفقیت محتوا، محصولات و خدمات تبلیغاتی به هیچوجه افزایش نیافته است.
چون راز کار در این نیست که روی تبلیغکردن خودتان تمرکز کنید.
راز در این است که چیزی بسازید که مخاطبان شما بخواهند دربارهی آن با دیگران حرف بزنند.
وقتی دیگران شما را تبلیغ میکنند، این دیگر تبلیغات نیست. این یک اشتیاق، اشتراکگذاری و سخاوتمندی در جامعه است.
بهتر، از پُرسروصداتر بهتر است.
.
▪️ستگادین | جمعه ۵ اسفند ۱۴۰۱
- تبلیغات را پرفشار انجام دهید.
- تعداد تبلیغها را بیشتر کنید.
- برای مردم، هرزنامه ایمیل کنید.
- روال عادی را قطع کنید.
- لوگو را بزرگتر کنید.
- دوباره پست کنید.
- بازهم پست کنید.
- هرچه بیشتر مبالغه کنید.
- مطبوعات را به زور بدست افراد نامربوط برسانید.
- یک تبلیغ دیگر انجام دهید.
- از هوش مصنوعی برای ایجاد صمیمیت مصنوعی استفاده کنید.
- اطلاعرسانی کنید.
- از هر ابزاری استفاده کنید.
- توجه بیشتری جلب کنید.
در چهل سال گذشته، میزان تبلیغات به طور تصاعدی افزایش یافته است. در عین حال، موفقیت محتوا، محصولات و خدمات تبلیغاتی به هیچوجه افزایش نیافته است.
چون راز کار در این نیست که روی تبلیغکردن خودتان تمرکز کنید.
راز در این است که چیزی بسازید که مخاطبان شما بخواهند دربارهی آن با دیگران حرف بزنند.
وقتی دیگران شما را تبلیغ میکنند، این دیگر تبلیغات نیست. این یک اشتیاق، اشتراکگذاری و سخاوتمندی در جامعه است.
بهتر، از پُرسروصداتر بهتر است.
.
Seth's Blog
Promo creep
Hustle harder. Run more ads. Spam people. Interrupt. Make the logo bigger. Post again. Post again. Add more blurbs. Push the press release to irrelevant people. Do one more ad. Use AI to create fau…
▪️تعهد نسبت به گزینهی «هیچ یک از موارد فوق»
▪️ستگادین | شنبه ۶ اسفند ۱۴۰۱
به مرور که با انتخابهای دشوار مواجه میشویم و برای بهبود اوضاع تلاش میکنیم، به احتمال زیاد، گزینههای جایگزینِ ایدهآل یا حتی جذابی روی میز نداشته باشیم.
بسیاری از سازمانها و جوامع در چنین وضعی گیر کردهاند. زیرا گزینهی «هیچکدام از پیشنهادات فوق مورد قبول نیست»، نظر اکثریت است یا شاید خواستهی صاحبان قدرت یا کسانی باشد که صدای بلندتری دارند.
مگر اینکه بخواهید تصدیق کنید چنان آدم سختگیری هستید که با انتخاب گزینهی «هیچکدام از موارد فوق»، مسئولیت توصیف مسیر بهتری را بر عهده میگیرید.
از آنجایی که بهترین گزینه، حرکت رو به جلوست، بیایید سراغ منطقیترین کار برویم. اگر خودتان برنامهی بهتری ندارید، باید به اندازهی کافی مسئولیتپذیر باشید تا از همان برنامهای حمایت کنید که به احتمال زیاد جواب میدهد. حتی و مخصوصن، اگر آن را دوست ندارید.
.
▪️ستگادین | شنبه ۶ اسفند ۱۴۰۱
به مرور که با انتخابهای دشوار مواجه میشویم و برای بهبود اوضاع تلاش میکنیم، به احتمال زیاد، گزینههای جایگزینِ ایدهآل یا حتی جذابی روی میز نداشته باشیم.
بسیاری از سازمانها و جوامع در چنین وضعی گیر کردهاند. زیرا گزینهی «هیچکدام از پیشنهادات فوق مورد قبول نیست»، نظر اکثریت است یا شاید خواستهی صاحبان قدرت یا کسانی باشد که صدای بلندتری دارند.
مگر اینکه بخواهید تصدیق کنید چنان آدم سختگیری هستید که با انتخاب گزینهی «هیچکدام از موارد فوق»، مسئولیت توصیف مسیر بهتری را بر عهده میگیرید.
از آنجایی که بهترین گزینه، حرکت رو به جلوست، بیایید سراغ منطقیترین کار برویم. اگر خودتان برنامهی بهتری ندارید، باید به اندازهی کافی مسئولیتپذیر باشید تا از همان برنامهای حمایت کنید که به احتمال زیاد جواب میدهد. حتی و مخصوصن، اگر آن را دوست ندارید.
.
Seth's Blog
The obligation of “none of the above”
As we continue to face difficult choices and work to make things better, it’s quite likely that the alternatives being presented aren’t ideal or even appealing. Many organizations and c…
▪️واقعیت دربارهی جستجوی محبوبیت عمومی
▪️ستگادین | یکشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۱
محبوبیت برای یک خالق، وسوسهانگیز است. یعنی ساختن چیزی محبوب، اعم از یک آهنگ یا کتاب یا الگوی رفتاری(meme) که به یک ایدهی محبوب و بخشی از فرهنگ تبدیل شود.
ما میتوانیم تصور کنیم که در طول زندگیمان امکان امرار معاش با خلق یک محصول محبوب وجود دارد.
اما محبوبیت، استانداردهای دقیق و سختگیرانهای دارد. چون محبوبیت چیزی عمومی است و بنا به تعریف، کمیاب است و توزیع ناعادلانهای دارد. تا زمانی که ساختن چیزی با محبوبیت عمومی کار آسانی باشد و به ندرت بتواند اثر قابل توجهی بگذارد، اکثریت عظیمی از مردم در این لاتاری برنده نمیشوند.
کسب محبوبیت عمومی، همان برندهشدن در لاتاری است.
ما وسوسه میشویم که باور کنیم اشتیاق، مهارت و شاید استعداد برای امرار معاش از طریق محبوبیت در میان عموم مردم کافی است اما ریاضیات، چیز دیگری میگوید.
محبوبیت عمومی برای همهی ما در دسترس است، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که بتوانید با آن امرار معاش کنید.
.
▪️ستگادین | یکشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۱
محبوبیت برای یک خالق، وسوسهانگیز است. یعنی ساختن چیزی محبوب، اعم از یک آهنگ یا کتاب یا الگوی رفتاری(meme) که به یک ایدهی محبوب و بخشی از فرهنگ تبدیل شود.
ما میتوانیم تصور کنیم که در طول زندگیمان امکان امرار معاش با خلق یک محصول محبوب وجود دارد.
اما محبوبیت، استانداردهای دقیق و سختگیرانهای دارد. چون محبوبیت چیزی عمومی است و بنا به تعریف، کمیاب است و توزیع ناعادلانهای دارد. تا زمانی که ساختن چیزی با محبوبیت عمومی کار آسانی باشد و به ندرت بتواند اثر قابل توجهی بگذارد، اکثریت عظیمی از مردم در این لاتاری برنده نمیشوند.
کسب محبوبیت عمومی، همان برندهشدن در لاتاری است.
ما وسوسه میشویم که باور کنیم اشتیاق، مهارت و شاید استعداد برای امرار معاش از طریق محبوبیت در میان عموم مردم کافی است اما ریاضیات، چیز دیگری میگوید.
محبوبیت عمومی برای همهی ما در دسترس است، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که بتوانید با آن امرار معاش کنید.
.
Seth's Blog
The reality of chasing pop
It’s tempting for a creator. To make a pop hit, a song or a book or a meme that becomes a popular idea and part of the culture. In our lifetimes, it’s become possible to imagine that yo…
▪️رو برگردانید
▪️ستگادین | دوشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۱
چیزهایی وجود دارند که از نگاه دقیق به آنها اجتناب میکنیم.
اگر نگاه میکردیم و واقعن میدیدیم که چه اتفاقی در حال رخدادن است، باید نظرمان را تغییر میدادیم، میپذیرفتیم که اشتباه کردهایم، اولویتهایمان را بازتعریف میکردیم یا دست به اقدام میزدیم.
آنقدر ترسناک است که ما حتی در تهیهی فهرستی از چیزهایی که نمیخواهیم به آنها نگاه کنیم هم تردید داریم. زیرا خود این فهرست، ترسناک است.
اگر آنها را نبینیم، احساس امنیت بیشتری میکنیم.
.
▪️ستگادین | دوشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۱
چیزهایی وجود دارند که از نگاه دقیق به آنها اجتناب میکنیم.
اگر نگاه میکردیم و واقعن میدیدیم که چه اتفاقی در حال رخدادن است، باید نظرمان را تغییر میدادیم، میپذیرفتیم که اشتباه کردهایم، اولویتهایمان را بازتعریف میکردیم یا دست به اقدام میزدیم.
آنقدر ترسناک است که ما حتی در تهیهی فهرستی از چیزهایی که نمیخواهیم به آنها نگاه کنیم هم تردید داریم. زیرا خود این فهرست، ترسناک است.
اگر آنها را نبینیم، احساس امنیت بیشتری میکنیم.
.
▪️جاسوس بیاطلاع
▪️ستگادین | سهشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۱
یک پیشرفت: یک GPT که هر ایمیلی را که هر فردی در سازمان شما ارسال کرده است میخواند و پرسیدنِ سوالاتی از GPT در مورد آنچه کل سازمان میداند را آسان میکند.
احتمالن یک فرد نمیتواند به زمان، پهنای باند یا محدودیتهای حریم خصوصی برای انجام این کار دست پیدا کند.
اما این ابزار پایگاه داده(database) که در دسترس اما بیحیاست، میتواند به سرعت به یک دارایی بزرگ برای هر سازمانی تبدیل شود که آن را نصب کرده است ... «به من بگو در مورد XYZ ... چه کسی را میشناسم یا چه چیزی میدانم؟»
یا قدرت یک شبکه را در نظر بگیرید. اگر همکارانم در شبکه شرکت کنند، میتوانم به سادگی از هوش مصنوعی بپرسم: «به من بگو کدام شخص در شبکهی من، روابط عمومی بالایی دارد یا واقعن به فلان موضوع علاقمند است؟»
البته، دسترسی به حریم خصوصی، پیامدهای بزرگی دارد. اما به هرحال، ایمیلِ کاری شما هرگز چیز خصوصی نبوده است.
.
▪️ستگادین | سهشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۱
یک پیشرفت: یک GPT که هر ایمیلی را که هر فردی در سازمان شما ارسال کرده است میخواند و پرسیدنِ سوالاتی از GPT در مورد آنچه کل سازمان میداند را آسان میکند.
احتمالن یک فرد نمیتواند به زمان، پهنای باند یا محدودیتهای حریم خصوصی برای انجام این کار دست پیدا کند.
اما این ابزار پایگاه داده(database) که در دسترس اما بیحیاست، میتواند به سرعت به یک دارایی بزرگ برای هر سازمانی تبدیل شود که آن را نصب کرده است ... «به من بگو در مورد XYZ ... چه کسی را میشناسم یا چه چیزی میدانم؟»
یا قدرت یک شبکه را در نظر بگیرید. اگر همکارانم در شبکه شرکت کنند، میتوانم به سادگی از هوش مصنوعی بپرسم: «به من بگو کدام شخص در شبکهی من، روابط عمومی بالایی دارد یا واقعن به فلان موضوع علاقمند است؟»
البته، دسترسی به حریم خصوصی، پیامدهای بزرگی دارد. اما به هرحال، ایمیلِ کاری شما هرگز چیز خصوصی نبوده است.
.
Seth's Blog
The unaware snoop
Here’s a breakthrough that’s about to happen somewhere: A GPT that reads every email that anyone in your organization has ever sent and makes it easy to ask it questions about what the …
▪️۹۹ در مقابل صفر
▪️ستگادین | پنجشنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۱
اگر یک مدل موی با کیفیت ۹۹ درصد یا یک وعده غذایی نزدیک به کامل یعنی ۹۹ درصد داشته باشید، رتبهی شما بهتر از «خوب» است.
از طرف دیگر، اگر پرستاری که مسوول استریلکردن محیط عمل جراحی است فقط ۹۹ درصد از کار ضدعفونیکردن ابزارهای اتاق عمل را انجام دهد، شما همچنان بر اثر عفونت خواهید مُرد.
برخی از پروژهها به تلاشهای معمولی و تکامل ۹۹درصد، پاسخ خیلی خوبی میدهند. در واقع آن یک درصد آخر، ارزش وقتگذاشتن، تلاش یا تمرکز را ندارد.
سایر پروژهها در صورتی که استانداردها(spec) را تمام و کمال رعایت نکنند، شکست میخورند.
دانستنِ تفاوت میان این دو نوع پروژه، همه را از استرس زیاد نجات میدهد و جلوی هزینههای بیمورد و فجایع قابل اجتناب را میگیرد. ما وقتی موفق میشویم که انرژی خود را صرف پروژههایی کنیم که به تلاش ما پاداش میدهند و زمانی موفق میشویم که انتخاب کنیم استانداردها را با جزئیات درکنار دیگران تحقق ببخشیم.
.
▪️ستگادین | پنجشنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۱
اگر یک مدل موی با کیفیت ۹۹ درصد یا یک وعده غذایی نزدیک به کامل یعنی ۹۹ درصد داشته باشید، رتبهی شما بهتر از «خوب» است.
از طرف دیگر، اگر پرستاری که مسوول استریلکردن محیط عمل جراحی است فقط ۹۹ درصد از کار ضدعفونیکردن ابزارهای اتاق عمل را انجام دهد، شما همچنان بر اثر عفونت خواهید مُرد.
برخی از پروژهها به تلاشهای معمولی و تکامل ۹۹درصد، پاسخ خیلی خوبی میدهند. در واقع آن یک درصد آخر، ارزش وقتگذاشتن، تلاش یا تمرکز را ندارد.
سایر پروژهها در صورتی که استانداردها(spec) را تمام و کمال رعایت نکنند، شکست میخورند.
دانستنِ تفاوت میان این دو نوع پروژه، همه را از استرس زیاد نجات میدهد و جلوی هزینههای بیمورد و فجایع قابل اجتناب را میگیرد. ما وقتی موفق میشویم که انرژی خود را صرف پروژههایی کنیم که به تلاش ما پاداش میدهند و زمانی موفق میشویم که انتخاب کنیم استانداردها را با جزئیات درکنار دیگران تحقق ببخشیم.
.
Seth's Blog
99 vs 0
If you get a 99% quality haircut or a 99% close-to-perfect meal, it’s better than good. On the other hand, if the scrub nurse only does a 99% job of disinfecting the tools in the operating ro…
▪️سخاوتمندی در خطاپوشی
▪️ستگادین | جمعه ۱۲ اسفند ۱۴۰۱
انسانها هرگز تمام احساسات ما را آشکار نمیکنند.
ما به این سادگیها اولین چیزی را که در یک جلسه به ذهنمان خطور کند به زبان نمیآوریم، یا در ملاقات با کسی به او توهین نمیکنیم. ما میتوانیم به مردم، فایدهی شککردن را تقدیم کنیم( منفعت، مستلزم شک قبلی است) و قادریم برای طولانیمدت برنامهریزی کنیم.
و با این حال، ما این کار ضروری را بدون فکرکردن به آن یا تلاش برای بهترشدن در آن انجام میدهیم.
وقتی با کسی تعامل داریم، هر دو طرف سود میبرند. و بخش مهمی از مشارکت ما در این تعامل، تمایل ما به خطاپوشی و پنهانکردن احساساتی است که درصورت آشکارشدن، تلاشهای شریکمان را خراب میکند.
در مورد صداقت و رکگویی، حرفهای زیادی برای گفتن وجود دارد. اما خطاپوشی اگر به همهی افراد کمک کند به جایی که لازم است برسند، میتواند ابزار سخاوتمندانهای باشد.
.
▪️ستگادین | جمعه ۱۲ اسفند ۱۴۰۱
انسانها هرگز تمام احساسات ما را آشکار نمیکنند.
ما به این سادگیها اولین چیزی را که در یک جلسه به ذهنمان خطور کند به زبان نمیآوریم، یا در ملاقات با کسی به او توهین نمیکنیم. ما میتوانیم به مردم، فایدهی شککردن را تقدیم کنیم( منفعت، مستلزم شک قبلی است) و قادریم برای طولانیمدت برنامهریزی کنیم.
و با این حال، ما این کار ضروری را بدون فکرکردن به آن یا تلاش برای بهترشدن در آن انجام میدهیم.
وقتی با کسی تعامل داریم، هر دو طرف سود میبرند. و بخش مهمی از مشارکت ما در این تعامل، تمایل ما به خطاپوشی و پنهانکردن احساساتی است که درصورت آشکارشدن، تلاشهای شریکمان را خراب میکند.
در مورد صداقت و رکگویی، حرفهای زیادی برای گفتن وجود دارد. اما خطاپوشی اگر به همهی افراد کمک کند به جایی که لازم است برسند، میتواند ابزار سخاوتمندانهای باشد.
.
▪️ انتخاب مشکلاتتان
▪️ستگادین | شنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۱
شاید فقط جایی به مشکلات، اعتراف و روی آنها تمرکز میکنید که میدانید براحتی پاسخ مناسبی میگیرید. انکار بقیهی مشکلات، آسانتر از تعامل با آنهاست.
یا ممکن است فقط مشکلاتی را انتخاب کنید که درواقع موقعیتهایی غیر قابل حل هستند و حس ناامیدیتان را تقویت میکنند.
ممکن است مشکلات سریع، فوری و آسان را ترجیح دهید، زیرا حل آنها هیجانانگیز است.
یا ممکن است مشکلات طولانیمدت، دشوار و دوری باشند که در رادار شما نمایان میشوند، تا بالاخره به خودتان بگویید چگونه ممکن است مسئولیت این مشکلات بر عهدهی من باشد؟
واقعن برای مشکلات، مهم نیست که آنها را بپذیریم یا نه. آنها هنوز وجود دارند. مهم این است که چگونه انرژی خود را هدایت کنیم، زیرا فردای ما نتیجهی مستقیم روش صرف منابع امروزمان است.
مشکلات خود را انتخاب کنید تا آیندهتان را انتخاب کنید.
.
▪️ستگادین | شنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۱
شاید فقط جایی به مشکلات، اعتراف و روی آنها تمرکز میکنید که میدانید براحتی پاسخ مناسبی میگیرید. انکار بقیهی مشکلات، آسانتر از تعامل با آنهاست.
یا ممکن است فقط مشکلاتی را انتخاب کنید که درواقع موقعیتهایی غیر قابل حل هستند و حس ناامیدیتان را تقویت میکنند.
ممکن است مشکلات سریع، فوری و آسان را ترجیح دهید، زیرا حل آنها هیجانانگیز است.
یا ممکن است مشکلات طولانیمدت، دشوار و دوری باشند که در رادار شما نمایان میشوند، تا بالاخره به خودتان بگویید چگونه ممکن است مسئولیت این مشکلات بر عهدهی من باشد؟
واقعن برای مشکلات، مهم نیست که آنها را بپذیریم یا نه. آنها هنوز وجود دارند. مهم این است که چگونه انرژی خود را هدایت کنیم، زیرا فردای ما نتیجهی مستقیم روش صرف منابع امروزمان است.
مشکلات خود را انتخاب کنید تا آیندهتان را انتخاب کنید.
.
Seth's Blog
Choosing your problems
Perhaps you only acknowledge and focus on problems where you know and are comfortable with the appropriate response. Denying the existence of the other ones is easier than dealing with them. Or it …
▪️مراسم
▪️ستگادین | یکشنبه ۱۴ اسفند ۱۴۰۱
کارهایی که روزانه انجام میدهیم، اغلب غیر ارادی هستند.
حال میفهمیم که آن کارها برای ما عادت شدهاند. رفتارهایی تصادفی که قبلن بخشی از نحوهی تعریف ما از خودمان و شیوهی وقتگذرانی برای ما بودند.
وقتی آن مراسم و تشریفات را بطور ارادی و آگاهانه انجام دهیم، این شانس را داریم که نگرشهایمان را بازآرایی کنیم.
اما ابتدا باید آنها را ببینیم.
.
▪️ستگادین | یکشنبه ۱۴ اسفند ۱۴۰۱
کارهایی که روزانه انجام میدهیم، اغلب غیر ارادی هستند.
حال میفهمیم که آن کارها برای ما عادت شدهاند. رفتارهایی تصادفی که قبلن بخشی از نحوهی تعریف ما از خودمان و شیوهی وقتگذرانی برای ما بودند.
وقتی آن مراسم و تشریفات را بطور ارادی و آگاهانه انجام دهیم، این شانس را داریم که نگرشهایمان را بازآرایی کنیم.
اما ابتدا باید آنها را ببینیم.
.
Seth's Blog
Rituals
The things we do each day, every day, often arrive without intent. By the time we realize that they’re now habits, these random behaviors have already become part of how we define ourselves a…
▪️" نمیدانم"
▪️ستگادین | دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۴۰۱
بخصوص دربارهی آینده. و شاید در مورد گذشته.
بیشتر اوقات، در موقعیتهایی هستیم که نمیدانیم یا نمیتوانیم بدانیم.
این یک امر بدیهی است.
سوالِ باز این است که چقدر ادعای چنین موضعی را داریم. اگر اعتراف به ندانستن، باعث احساس ناراحتی یا بیکفایتی در ما میشود، حتمن اعتماد و اطمینان خویش را از دست میدهیم و به دردسر میفتیم.
ندانستن، قرار است اتفاق بیفتد. اعتراف به ندانستن، نشانهی اعتماد به نفس و آگاهی است.
ارزشش را دارد که برای یافتن رهبرانی که صاحب این مهارت هستند تلاش کنیم.
.
▪️ستگادین | دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۴۰۱
بخصوص دربارهی آینده. و شاید در مورد گذشته.
بیشتر اوقات، در موقعیتهایی هستیم که نمیدانیم یا نمیتوانیم بدانیم.
این یک امر بدیهی است.
سوالِ باز این است که چقدر ادعای چنین موضعی را داریم. اگر اعتراف به ندانستن، باعث احساس ناراحتی یا بیکفایتی در ما میشود، حتمن اعتماد و اطمینان خویش را از دست میدهیم و به دردسر میفتیم.
ندانستن، قرار است اتفاق بیفتد. اعتراف به ندانستن، نشانهی اعتماد به نفس و آگاهی است.
ارزشش را دارد که برای یافتن رهبرانی که صاحب این مهارت هستند تلاش کنیم.
.
Seth's Blog
“I don’t know”
Particularly when it comes to the future. And perhaps about the past. More often than not, we find ourselves in situations where we don’t know. Where we can’t know. That’s a given…
▪️ایجاد ارزش به عنوان یک کارآفرین
▪️ستگادین | سهشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۱
اگر پول قرض کردهاید یا سهام فروختهاید، باید چیزی بسازید که ارزش آن بیشتر از کار شما باشد. برخی از ارکان کلیدی ارزشآفرینی عبارتند از:
- جذب مشتری
- کسب اجازه
- توزیع
- اثر شبکه
- اقلیت مخاطبان همیشگی
جذب مشتری یکی از موارد بسیار مهم است. آیا هر روز به تعداد افرادی که اگر نباشید دلتنگتان میشوند افزوده میشود؟ تعداد مشتریانی که نمیخواهند برای چند دلار صرفهجویی، جای دیگری بروند بیشتر میشود؟ سازمانهایی که آیندهشان را بر اساس کاری که شما انجام میدهید میسازند بیشتر میشود؟
کسب اجازه از مشتری بمعنای امتیاز ارائهی پیامهای پیشبینیشده، شخصی و مرتبط به افرادی است که خودشان میخواهند و به شما اجازه میدهند که آنها را دریافت کنند. این یک ساختار قانونی نیست، یک ساختار احساسی است. چه کسی خودش دلش میخواهد صدای شما را بشنود؟
توزیع، یک روش عملی برای اندازهگیری برند است. چقدر فضا و قفسه برای نمایش کالای خودتان دارید؟ هم فضای ذهنی و هم فیزیکی.
اثر شبکه در محصول یا خدمات شما تعبیه شده است. اگر به دوستانم دربارهی شما بگویم و با آنها از محصول شما استفاده کنم، آیا بهتر جواب میدهد؟ آیا واقعن این اتفاق میفتد یا فقط به آن امیدوار هستید؟
و اقلیت مخاطبان همیشگی، سنگبنای همهی اینهاست. آیا دقیقن فهمیدهاید محصول شما به درد چه کسی میخورد؟ و آیا آنها هم موافق هستند؟
یک استارتاپ، برای یافتن و ایجاد چنین داراییهایی بوجود میآید.
.
▪️ستگادین | سهشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۱
اگر پول قرض کردهاید یا سهام فروختهاید، باید چیزی بسازید که ارزش آن بیشتر از کار شما باشد. برخی از ارکان کلیدی ارزشآفرینی عبارتند از:
- جذب مشتری
- کسب اجازه
- توزیع
- اثر شبکه
- اقلیت مخاطبان همیشگی
جذب مشتری یکی از موارد بسیار مهم است. آیا هر روز به تعداد افرادی که اگر نباشید دلتنگتان میشوند افزوده میشود؟ تعداد مشتریانی که نمیخواهند برای چند دلار صرفهجویی، جای دیگری بروند بیشتر میشود؟ سازمانهایی که آیندهشان را بر اساس کاری که شما انجام میدهید میسازند بیشتر میشود؟
کسب اجازه از مشتری بمعنای امتیاز ارائهی پیامهای پیشبینیشده، شخصی و مرتبط به افرادی است که خودشان میخواهند و به شما اجازه میدهند که آنها را دریافت کنند. این یک ساختار قانونی نیست، یک ساختار احساسی است. چه کسی خودش دلش میخواهد صدای شما را بشنود؟
توزیع، یک روش عملی برای اندازهگیری برند است. چقدر فضا و قفسه برای نمایش کالای خودتان دارید؟ هم فضای ذهنی و هم فیزیکی.
اثر شبکه در محصول یا خدمات شما تعبیه شده است. اگر به دوستانم دربارهی شما بگویم و با آنها از محصول شما استفاده کنم، آیا بهتر جواب میدهد؟ آیا واقعن این اتفاق میفتد یا فقط به آن امیدوار هستید؟
و اقلیت مخاطبان همیشگی، سنگبنای همهی اینهاست. آیا دقیقن فهمیدهاید محصول شما به درد چه کسی میخورد؟ و آیا آنها هم موافق هستند؟
یک استارتاپ، برای یافتن و ایجاد چنین داراییهایی بوجود میآید.
.
Seth's Blog
Creating value as an entrepreneur
If you’ve borrowed money or sold shares, you’ll need to build something that’s worth more than your labor. Here are some key pillars where value lives: Customer tractionPermission…