طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
▪️بازاندیشی در مجموعه‌ی ورزشی-صنعتی

▪️سه‌شنبه ۸ فروردین ۱۴۰۲



ورزش در مدرسه می‌تواند خروجی‌های ارزشمندی داشته باشد:

- یادگیری کار گروهی

- عادت مادام‌العمر به داشتنِ تناسب اندام

- فرصت درخشش برای بچه‌هایی که تمرکز علمی ندارند

- ارائه‌ی فرصت‌های رهبری‌کردن

- ارزش‌گذاشتن به پشتکار، نوآوری و مسئولیت‌پذیری

و با این حال، بسیاری از مدارس طوری رفتار می‌کنند که گویی تنها چیزی که دارند کمبود جام قهرمانی است. آنها بچه‌هایی را که ممکن است (هنوز) ویژگی‌های فیزیکی لازم برای برنده‌شدن را نداشته باشند، نیمکت‌نشین می‌کنند. آنها استادیوم‌های بزرگ می‌سازند، [ برای انجام مسابقات ] به سفرهای طولانی می‌روند، دانش‌آموزانی را که مرتکب خطا می‌شوند سرزنش می‌کنند یا طوری رفتار می‌کنند که گویی تنها نکته‌ی مهم، برنده‌شدن است.

لباس‌های هم‌شکل شیک، بزرگ‌نمایی تفاوت‌های کوچک و تمرکز جدی روی نتیجه، مزایایی را که اکثر ما بدنبالشان هستیم تأمین نمی‌کنند.

بهتر نیست که یک لیگ کوچک داشته باشید و بچه‌ها را آنقدر تعویض کنید که تیم‌ها با هم جور شوند؟ یا به هر بازیکن، به اندازه‌ی یکسان، زمان برای بازی بدهید؟ یا به بچه‌ها برای رشد شخصی پاداش دهید، نه برای بهتر‌بودن از کسی که فقط کمی زودتر از بقیه شروع کرده است؟ چه اتفاقی می‌افتاد اگر مربیان به‌خاطر چیزی که واقعن برای والدین ارزش دارد، پاداش می‌گرفتند، نه برای بازسازی آنچه مردم در تلویزیون می‌بینند؟

شاید بتوانیم با این سوال شروع کنیم که اصلن ورزش مدارس برای چیست؟ آیا دانش‌آموزان برای سرگرم‌کردن هواداران ورزش می‌کنند؟

این استدلال من در مورد گروه موسیقی جاز محلی و تولیدات تئاتر در مدارس راهنمایی نیز صدق می‌کند.


.
▪️ایجاد تغییر

▪️پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۲


یک روش این است که مردم را وادار کنید چیزی را بخواهند که شما می‌خواهید.

راه دیگر این است که به آنها کمک کنید تا به روشی که شما به خواسته‌ی خودتان رسیده‌اید، آنها هم به چیزی که خودشان می‌خواهند برسند.

این دو یکسان نیستند.

تغییردادن چیزی که یک فرد می‌خواهد با کمک به او برای دیدن داستان و مسیری که او را به خواسته‌ی همیشگی‌اش برساند، دو چیز بسیار متفاوت است.


.
▪️۵۰۰ راه

▪️جمعه ۱۱ فروردین ۱۴۰۲


هزاران راه برای تشویق، ترغیب و حمایت‌کردن وجود دارد. تعداد کمی از آنها نیاز به سوگندخوردن دارند یا حتی باعث سلب آسایش شما می‌شوند.

«من از اینکه کمک و همکاری می‌کنید، بسیار خوشحال هستم.»

«برای دیدن لحظه‌ای که نتیجه می‌گیریم، هیجان زیادی دارم.»

«من کسی را می‌شناسم که واقعن به شنیدن حرف‌های شما نیاز دارد.»

« این مساله‌ی مهمی است، برو آن را مطرح کن تا غوغایی بپا شود.»

اگر می‌خواهیم اوضاع بهتر شود، تشویق افرادی که مشتاق بهبود اوضاع هستند، کمک‌کننده است.


.
▪️تام پیترز

▪️جمعه ۱۱ فروردین ۱۴۰۲



امروز Tom در سن ۸۰ سالگی، پس از ۴۵ سال تعالی ( Excellence ) و شاید ۱۰,۰۰۰,۰۰۰ مایل پرواز، بازنشستگی خود را اعلام کرد.

عکسی از او را به یاد می‌آورم که روی یک نیمکت در فرودگاه سیبری خوابیده است.

یادم میاید که او پسر کوچکم را درست قبل از اینکه بیست و چهار سال پیش با هم روی صحنه برویم، در فلوریدا در آغوش گرفته بود.

به یاد دارم که در یک گردهمایی کوچک با او در Vermont بودم، جایی که درباره‌ی تعداد کلماتی که در یک اسلاید وجود دارد با هم بحث کردیم.

به یاد دارم که او را پس از برگزاری کلاس در استنفورد در سال ۱۹۸۳، لحظاتی پس از اینکه اولین کتابش توجه‌ها را به خود جلب کرده بود، ملاقات کردم.

و به یاد دارم زمانی که در Spinnaker بودم و بطور مختصر، حقوق نسخه‌ی بازی کامپیوتری در جستجوی تعالی (In Search of Excellence) را کنترل کردم. دیگر از مصاحبه‌های دونفره‌ی لذت‌بخش اما نادرمان سخنی نمی‌گویم.

بسیاری از بهترین نکته‌هایی که گفته‌ام از Tom ، زیگ، رز، بن، استیو و پما الهام گرفته یا دزدیده شده است یا هر دو. ظاهرن داشتن اسم کوچک کمک‌کننده است.

تام امکان حضور روی صحنه و انجام این کار جدید را فراهم کرد که منجر به سخنرانی‌ها و کنفرانس‌های TED و بسیاری دیگر از اشکال آموزش غیررسمی توسط معلمان غیررسمی شد.

حتی اگر هرگز به اندازه‌ی کافی خوش‌شانس نبوده‌اید که با او کار کنید یا کتاب‌های او را بخوانید، بدون شک، تام پیترز بر زندگی شما تأثیر گذاشته است.

او تعهدداشتن به یک برنامه‌ی رشد و توسعه را خلق کرد و درها را به روی دیگران نیز باز کرد تا این کار را انجام دهند. به قول خودش:

تعالی


.
▪️فریب‌خورده

▪️ست‌گادین | شنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۲


امروزه فریبکاری، یک مدل کسب و کار است.

مردم بطور دایم فریبِ کلاهبرداری‌های رمزنگاری‌شده(crypto scam) [جعل هویت کسب‌وکارهای تأسیس‌شده‌ یا جدیدی که سکه‌ها یا توکن‌های رمزنگاری تقلبی ارائه می‌دهند]، تبلیغات پرطمطراق NFT (توکن غیرقابل معاوضه)، جنایتکاران مواد افیونی، هرزنامه‌های الگوریتمی در مقیاسی وسیع، ادعاهای مربوط به سلامتی، بحث‌های سیاسی غیرمنطقی، پیشنهادهای جمع‌آوری کمک‌های مالی، میانبرهای یک‌شبه در مسیر ثروت یا شادی و فریبکاری MLM را می‌خورند. حساب شما مسدود شده است، اینجا را کلیک کنید…

هنگامی که این تاکتیک به یک تجارت قابل توسعه(scalable) تبدیل می‌شود، تعجب‌آور نیست که فریبکاری، دقیق‌تر و مداوم‌تر شود.

خریدار، مراقب باش.( Buyer beware ) [ هشدار درج‌شده روی کالا به معنای اینکه مسوولیت تحقیق و پرس‌وجو از فروشنده بر عهده‌ی خود خریدار است). البته. البته که ما نباید ساده‌لوح و زودباور باشیم.

اما نباید این حقیقت ساده‌ی فرهنگی را نادیده گرفت: فقط چون این فریبکاری، یک نوع مدل کسب و کار است، ما مستحق آن هستیم. صرفاً به دلیل سوء‌استفاده از یک خلأ قانونی، کسی حق ندارد به نفع خودش از مردم سوء‌استفاده کند.

هشدار «خریدار، مراقب باش.»، مسئولیت را بر عهده‌ی فردی می‌گذارد که فریب می‌خورد. اما در عین حال، ما قادریم راه‌ خود را از کسانی که با فریبکاری به دنبال سودجویی از ما هستند، جدا کنیم. آنها نمی‌توانند علیه ما کار کنند و احترام ما را هم به دست آورند.

فرهنگ، مجموعه‌ی افقی اصولی است که ما در خدمت جامعه انجام می‌دهیم. اگر شغل شما آمیخته به فریب مردم و تقلب است، آن را ترک کنید. هیچ کس نمی‌خواهد در دنیای دروغ و نیرنگ زندگی کند. حتی دیدن چنین دنیایی هم ناخوشایند است.

گاهی اوقات به چیزی که امیدواریم می‌رسیم. و اغلب، چیزی نصیب‌مان می‌شود که تحملش می‌کنیم.


.
▪️نقطه‌ضعف‌ها

▪️ ست‌گادین| یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۲


عادات، ترجیحات و رفتارهای عجیب ما کاملن منطقی بنظر می‌رسند. هر یک از ما می‌دانیم که دلایل محکمی برای پذیرش و ادامه‌دادن به روش‌های خود داریم.

با این حال، عادات دیگران نشان می‌دهد که آنها محتاط، عجیب و غریب یا بیش از حد حساس هستند.

به نظر می‌رسد تفاوت بین ترجیحات و نقطه‌ضعف‌ها، بیشتر به این برمی‌گردد که ما کدام طرف ایستاده‌ایم.



.
▪️جای خالی

▪️ست‌گادین | دوشنبه ۱۴ فروردین ۱۴۰۲


وقتی برخی از دوستان، جمعی را ترک می‌کردند، روی کیک مهمانی خداحافظی نوشته شده بود: «دلمان برایتان تنگ خواهد شد.»

شاید درست‌تر بود که نوشته می‌شد: «دل شما برای ما تنگ خواهد شد.»

زیرا، در نهایت، چیزی که «جای خالی» آن بیشتر احساس می‌شود، اجتماع دوستان و همسایگان است. حتی وقتی کسی آن اجتماع را ترک می‌کند، باز هم آن اجتماع باقی می‌ماند.

هنگامی که یک بازاریاب به جامعه‌ای خدمات می‌دهد، باید شرایطی ایجاد کند که جای خالی او احساس شود. این وقتی است که ایده‌ها، محصولات یا خدماتی که ارائه می‌دهد مهم باشند، نه اینکه فقط قابل تحمل باشند.

این یک هدف ارزشمند است.


.
▪️اهرم، شکننده و حساس است

▪️ست‌گادین | سه‌شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۲


وام‌(debt) یک معجزه‌ی مالی است.

اگر ملکی را ۲۰٪ زیر قیمت خریداری کنید و بقیه‌ی آن را بانک تأمین مالی کند و ارزش آن تنها ۱۰٪ افزایش یابد، سود شما ۵۰٪ است. (منتظر می‌مانم تا شما حساب کنید.)

اگر کارخانه دارید و می‌توانید ماشینی بخرید که بهره‌وری‌تان را افزایش می‌دهد، پولی که برای پرداخت آن دستگاه وام می‌گیرید چنان سود کافی ایجاد می‌کند که بتوانید دوباره و دوباره از آن ماشین بخرید.

افسوس که عالی‌ترین شرایط نیز می‌تواند راه دیگری را طی کند.

اگر ارزش آن ملک کمی کاهش یابد، همه‌چیز را از دست می‌دهید.

اگر رقبای شما ماشین آلات بهتر و گران‌تری از شما بخرند، می‌توانند با قیمتی کمتر از شما بفروشند و سرمایه‌گذاری شما از بین برود.

کشاورزی کار دشواری است. همیشه این‌گونه بوده است. اما اهرم(leverage : وامی که به امید چندبرابر کردن سود یک سرمایه‌گذاری دریافت می‌شود ) و وام(debt) آن را به چالشی دائمی تبدیل می‌کنند. اگر آب و هوا بهتر از چیزیست که انتظارش را داشتید و بازارها هم مناسب هستند، برای یک فصل، واقعن خوب عمل می‌کنید. اما اگر شرایط تغییر کند، اگر کود به سختی گیر بیاید و اگر اشباع محصولات وجود داشته باشد، بانک همچنان در دادن وام، خوب عمل می‌کند اما کشاورز می‌تواند نابود شود.

دلیل مشکلات بد زنجیره‌ی تأمین این است که سازمان‌های گیرنده‌ی وام(leveraged organizations )، نیازمند کشف راهی برای استخراج هر پنی از جریان نقدی خود بودند و داشتن موجودیِ کمتر در دسترس(inventory on hand)، راهی هوشمندانه برای به دست‌آوردن اهرمِ بیشتر به نظر می‌رسید. این ترفند تا زمانی کار می‌کند که یک محموله دیر تحویل داده شود و سپس همه‌چیز متوقف شود.

و... وقتی یک بانک یا یک سرمایه‌گذار، دو نیروگاه را در نظر می‌گیرد و متوجه می‌شود که نیروگاه زغال‌سنگ ۱٪ سود بیشتر در کوتاه‌مدت دارد اما برای جامعه صد برابر بدتر است، به جای انعطاف‌پذیری، به دنبال سکه‌ها می‌رود. زیرا اهرم، ارزش یک پنی کوتاه‌مدت را چنان چند برابر می‌کند که احساس می‌کنند چاره‌ای جز انتخاب این مسیر شکننده، خودخواهانه و کوتاه‌مدت ندارند.

اهرم، همه چیز را تسریع می‌کند. یادگیریِ راهی برای دیدن این قضیه، یک گام کلیدی در درک چگونگی خلاص‌شدن از دست آن است.



.
▪️جایگزینی سیستم‌های بد با سیستم‌های بد

▪️ست‌گادین | پنجشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۲


استعاره‌ای از پارکومترها.

سال‌ها گذشته و پارکومترهای شهر به سیستمی دست‌وپاگیر و نامناسب تبدیل شده‌اند. سکه‌ها سنگین هستند و شما باید آنها را در دسترس داشته باشید. کنتورها باید در برابر سرقت و شکستگی تقویت شوند. کارمندان شهرداری باید سکه‌ها را خالی کرده و به طور ایمن به بانک تحویل دهند. انداختن سکه در کنتور به کارمندان محلی اجازه می‌دهد تا برای خریداران، جاپارک نگه دارند... منظورم را گرفتید.

اما تعویض همه‌ی کنتورها گران تمام می‌شود و چون در اصل، با یک سیستم متمرکز طرفیم، مستلزم لابی‌گری زیادی است و گروهی از افراد با تخصص محدود باید در این‌باره تصمیم بگیرند و فقط یک بار باید دست به انتخاب بزنند، در نتیجه نمی‌توانند از اشتباهات گذشته، چیزی بیاموزند.

اگر هم وارد Parkmobile شوید، اپلیکیشنی است که با وعده‌‌های زیاد، فقط هزینه را بیش از ۱۰۰٪ افزایش می‌دهد. دارای یک سیستم رمزدهی احمقانه است که استفاده از آن را دشوار می‌کند. ایمیل‌های خیلی زیادی را برای کاربران ارسال می‌کند و درآمد یا انعطاف بیشتری برای شهر ایجاد نمی‌کند. دوبرابر از مردم پول می‌گیرد و کمتر به آنها برمی‌گرداند.

اما می‌بینید که چگونه برای بدست‌آوردن این موقعیت انحصاری در شهرها یکی پس از دیگری توانستند بودجه‌ای را برای انجام کارهای دشوار و پرهزینه‌ی لابی‌کردن پیدا کنند.

اثر شبکه(network effect) چیز قدرتمندی است و غلبه بر آن سخت است و همزمان با اینکه اینترنت اشیاء را از تلفن‌هایمان تقریبن به هر چیز قابل لمسی منتقل می‌کنیم، ارزش آن را دارد که در وهله‌ی اول به قابلیت ترمیم سریع در شرایط سخت(resilience) و توانایی شکل‌پذیری و عدم شکنندگی(flexibility) و همچنین به دلیل اولیه‌مان برای احساس نیاز به یک چیز فکر کنیم.

در نهایت، اغلب تن به سازش می‌دهیم، نتایج اشتباه را به حداکثر می‌رسانیم و چنان در یک سیستم جدید گیر میفتیم که هدف اولیه‌مان را فراموش می‌کنیم.

طبق اصول اولیه باید بپرسیم اصلن هدف از پارکومتر چیست؟

- مردم را از پارک‌کردن در همان مکان در کل روز بازداریم.

- مقداری پول نقد برای پرداخت هزینه‌ی اجرای امور پارکینگ تولید کنیم.

اوایل، انداختن سکه در یک پارکومتر، منطقی بود. دردسر آن به هزینه‌اش می‌ارزید.

به لطف شناسه‌ی قابل حملی که یک تلفن هوشمند ارائه می‌دهد، یک راه حل ساده این است که از افراد بخواهید تا یک کد را اسکن کنند تا به طور خودکار، مدت‌زمانی را برای پارک‌کردن در یک مکان به صورت رایگان در اختیارشان قرار دهد. ساخت داشبورد برای اجرای این کار، آسان است و در یک شهر کوچک معمولی، درآمد بسیار ناچیزی صرف آن می‌شود. ولی با چند خریدار بیشتر، هزینه‌ی پارکومترهای از دست‌رفته جبران می‌شود.

اگر هنوز هم بخواهید درآمد را به حداکثر برسانید، اتصال ابزار اسکن به تعدادی از خدمات پرداخت آنلاین(مانند Venmo یا Paypal) و حذف واسطه، کار دشواری نخواهد بود.

وقتی دیدیم ماشین‌ها، مکان‌ها، رانندگان و تلفن‌هایی داریم که همگی در حال تعامل با همدیگر هستند، می‌توانیم براساس آنچه می‌خواهیم، تصمیم‌گیری کنیم، نه فقط برای جلادادن(polish) چیزی که داشتیم.

همچنین می‌توان به راحتی کارت‌های پارکینگ را فروخت، تخفیف‌های محلی و تخفیف‌هایی برای پیشکسوتان در نظر گرفت یا حتی می‌توان کدهایی را به تاجران داد که بتوانند برای کارمندان خود در مکان‌های خاص استفاده کنند. می‌توانید آن را طوری بسازید که ده دقیقه‌ی اول برای سفرهای سریع به داخل و خارج، رایگان باشد یا کارمندان محلی برای پارکینگ بلندمدت، هزینه‌ی کمتری بپردازند یا خریداران بتوانند به راحتی از هزینه‌ی پارکینگ خود در صورت خرید، تخفیف بگیرند.

یا حتی می‌توانید فکر کنید که چرا اتومبیل‌ها فضای زیادی را در روستاها و شهرهای ما اشغال می‌کنند و کل جریان انسانیت و ترافیک را دوباره پیکربندی(configuration) کنید.

اما همه‌ی این‌ها به دلیل حوزه‌های مختلف درگیر و ریسک‌های مورد نیاز در انتخاب تجربه‌ی کاربری(UX) در عموم، کارهای دشواری هستند.

طرز تفکر طراحی در دو سوال ساده خلاصه شده است:

- این برای کیست؟

- این برای چیست؟

وقتی سیستمی جایگزین سیستم قبلی می‌شود، سوالات فوق، اغلب با این سوال جایگزین می‌شوند:

ساده‌ترین راه برای جلادادن چیزی که دفعه‌ی قبل بر سر آن توافق کردیم چیست؟

بخشی از جادوی WordPress و موفقیت آن در این است که طبیعت باز و تجربه‌ی کاربری غیرمتمرکز ارائه‌شده توسط WordPress به افراد و سازمان‌هایی که از آن استفاده می‌کنند این امکان را می‌دهد تا به جای مهندسی معکوس از یک انحصار متمرکز و پول زیاد، کاربران بتوانند اهداف اولیه‌ی خود را برآورده کنند.



ادامه...


.
ادامه:


و یک مزیت کلیدی سیستم‌های توزیع‌شده این است که در طول زمان، بهبود می‌یابند. وقتی چیزی را می‌بینید که می‌توان آن را بهتر کرد، آن را بهتر کنید.

وقتی یک سیستم، جدید است، عده‌ی معدودی تماشاچی هستند. تعداد انگشت‌شماری از افراد هدفمند هم می‌توانند آن را طراحی و بهینه‌سازی کنند. همزمان با بزرگترشدن و تأثیرگذاری بیشتر، سیستم چنان تثبیت می‌شود که وقتی فناوری جدیدی هم وارد می‌شود، فقط می‌‌تواند تصمیماتی را که سیستم در شرایط بسیار متفاوتی [در گذشته] اتخاذ کرده بود تنظیم و تدوین کند.

دفعه‌ی بعد که موقع عکس‌گرفتن، ژست می‌گیرید، به خاطر داشته باشید که ما این کار را می‌کنیم چون سرعت نوردهی در گذشته آنقدر طولانی بود که اگر ژست نمی‌گرفتید، عکس‌ تار می‌شد. ما با اینکه تکنولوژی را تغییر داده‌ایم‌ اما همچنان بر‌اساس انتظارات فرهنگی کار می‌کنیم.

گاهی اوقات، ما نیاز داریم که یک نفس عمیق بکشیم و به جای بیشتر(more) به سمت بهتر(better) برویم.


.
▪️دو نوع سالاد

▪️ست‌گادین | جمعه ۱۸ فروردین ۱۴۰۲



یک استعاره‌ی مفید برای فریلنسرها و مشاغل کوچک.

هر رستوران خوب باید دو نوع سالاد مختلف در منو داشته باشد.

سالاد روزانه‌ی خسته‌کننده، نوع معمولی آن است. این برای افرادی است که می‌دانند یک سالاد قابل اعتماد، قابل تکرار و معمولی می‌خواهند. این بخشی مطمئن از یک وعده‌ی غذایی ایمن است. ممکن است آن‌ها را به یاد دوران کودکی‌شان بیندازد یا فقط زمینه‌ای برای گذراندن یک عصر خوب و بدون تنش در مورد غذا باشد.

سالاد جذاب، فرصتی برای رستوران است تا شگفتی، لذت و اهمیت‌دادن به مشتری را برای شخصی که آن را سفارش می‌دهد به ارمغان بیاورد. این سالاد، ترکیبی از عناصر غیرمنتظره و قابل توجه است و حتی برای افرادی که رژیم‌های غذایی دقیقی دارند غذایی فوق‌العاده است و ارزش امتحان کردنش را دارد.

یک سالاد جذاب، شگفت‌انگیز است. ساختن آن چندان سخت نیست اما اشتیاق شخصی را نشان می‌دهد که آن سالاد را به شکلی به یاد‌ماندنی و تقریبن احساسی تولید کرده است.

اغلب اوقات، فریلنسرها فقط یک سالاد خسته‌کننده ارائه می‌دهند. احساس امنیت بر ترس از طرد‌شدن می‌چربد. یا وانمود می‌کنند که یک سالاد جذاب ارائه می‌کنند اما در پایان، حوصله‌شان سر می‌رود و فقط برای سالاد خسته‌کننده‌ای که وانمود می‌کنند جذاب است، بیشتر از آنچه ارزشش را دارد هزینه می‌گیرند.


.
▪️تصمیمات جدید بر اساس اطلاعات جدید

▪️ست‌گادین | شنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۲



ما بیش از پیش تحت فشار هستیم تا اطمینان و قطعیت داشته باشیم و صاحب نظرات قوی و محکمی باشیم که با صدای بلند اعلام‌شان کنیم.

ولی زمانی که واقعیت مداخله کند، استرس پدیدار می‌شود. پشتیبانی نرم‌افزار(software stack)، مدل کسب و کار، شغل، نامزدی، سیاست یا حتی عادات شبکه‌های اجتماعی که به عنوان بخشی از هویت خود داشتیم ما را ناامید و درمانده می‌کنند.

گفتنِ جمله‌ی «من اشتباه کردم»، آسان نیست. بنابراین مردم در استرس و تحت فشار زندگی می‌کنند چون به چیزی می‌چسبند که قبلن جواب داده است، حتی اگر با آن راحت نباشند. درگیرشدن با چالش‌های ناشی از تغییر دیدگاه، ما را در گذشته نگه می‌دارد. این‌ چالش‌ها همان هزینه‌های هدررفته(‌sunk costs) هستند، تصمیماتی که قادر به لغوشان نیستیم درصورتیکه نباید آنها را به یک تعهد همیشگی تبدیل کنیم.

یکی از راه‌های پیشرفت، تغییر نام این لحظه و تغییر داستان است. به جای «اشتباه کردم»، (اگر تشنگان پیروزی را راضی نمی‌کند) شاید مفید باشد که بگویید: «زمان آن رسیده که بر اساس اطلاعات جدید، تصمیم جدیدی بگیرم».

این نشانه‌ی ضعف نیست. این یک تغییر مسیر ناگهانی یا حتی کاری شرم‌آور هم نیست.

این کاری عمل‌گرایانه، سخاوتمندانه و نشانه‌ی انعطاف‌پذیری شماست.


.
▪️تغییر موضع را در نظر بگیرید


▪️ست‌گادین | یکشنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۲



یکی از سخنگویان کمپین جدید بازاریابی شیر اعتراف کرد که او واقعن نوشیدن شیر را دوست ندارد. فروش، بسیار پایین است و یک نسل کاملن نوشیدنی‌های دیگری می‌نوشند.

به غیر از افرادی که برای فروش یا لابی‌کردن برای فروش شیر، پول می‌گیرند، افراد کمی نگران این موضوع هستند. خوردن شیر از بین نمی‌رود اما مطمئنن رشد هم نمی‌کند.

بازاریابی به معنای وادارکردن مردم به خریدن چیزی نیست که برای فروش آنها به شما پول می‌دهند. بازاریابی خوب، مهارت درک خواسته‌ها و نیازهای مردم و کمک به آنها برای دستیابی به آن است.

نیازی به شرکت در یک نبرد بازاریابی سخت و بی‌پایان علیه یک روند مثبت نیست. کافیست چیزی را که به آن اعتقاد دارید به افرادی که آنها هم مشتاق هستند آن را باور کنند بفروشید.

شما [بعنوان یک بازاریاب] وقتی به بهترین‌وجه، کار خود را انجام می‌دهید که نماینده‌ی مخاطب‌تان باشید، به این دلیل که مخاطب شما سزاوار و قدردان است. اگر این برای شما فقط یک شغل است، بهترین انرژی خود را فدای یک چک حقوق کرده‌اید و بس.

با انتخاب مشتری‌تان، آینده‌ی خود را انتخاب کنید.



.
▪️آینه‌ی عقب

ست‌گادین | دوشنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۲



رانندگی ایمن فقط با نگاه‌کردن به آینه‌ی عقب، تقریبن غیرممکن است. فقط دیدن جایی که بوده‌اید، راهی وحشتناک برای فهمیدن جاییست که می‌روید.

اما اگر بدون اطلاع از آنچه قبلن به سرتان آمده است جلو بروید، کار واقعن ناامنی است.

هوش مصنوعی به سمت آینده حرکت می‌کند و از یادگیری ماشینی برای بررسی دقیق گذشته استفاده می‌کند.

و اغلب پیشگویان افراطی، دقیقن به این دلیل به موانع پیش‌بینی‌نشده برخورد می‌کنند که نتوانستند این بررسی را انجام دهند.

جایی در این میان، مجموعه‌ای مفید از تاکتیک‌ها وجود دارد.


.
▪️چرخه‌ی آزادی

▪️ست‌گادین | سه‌شنبه ۲۲فروردین ۱۴۰۲



ما تقریبن هیچ زمانی را صرف آموزش آزادی به کودکان نوپا نمی‌کنیم. درعوض، درس‌هایی که برای تمام زندگی خود یاد می‌دهیم (و یاد می‌گیریم) در مورد مسئولیت‌پذیری است. آموزش آزادی آسان است اما آموزش مسئولیت‌پذیری مهم است. زیرا اگر مسئولیتی به عهده‌ی شما باشد، آزادی هم اغلب به دنبالش خواهد آمد.

وقتی کسی به یک بی‌مسئولیتی اشاره می‌کند، می‌تواند مقابله با آزادی تلقی شود، حتی اگر واقعن فرصتی برای ایجاد آزادی بیشتر برای بقیه‌ی افراد جامعه هم ایجاد کند.

شما می‌توانید با سرعتی که می‌خواهید رانندگی کنید اما این مسئولیت را هم دارید که کسی را در محوطه‌ی مدرسه زیر نگیرید.

محدودیت سرعت، آزادی را از ما نمی‌گیرد، بلکه مسئولیت‌مان را به ما یادآوری می‌کند.

هنگامی که ما فرهنگی در مردم ایجاد کنیم که مشتاقانه بدنبال مسئولیت‌پذیری باشند، چنین فرهنگی قادر است نوع خاصی از آزادی انعطاف‌پذیر را ممکن کند.



.
▪️طراحی، زبان دارد

▪️ ست‌گادین | چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲


طراحی، زبان دارد و این زبان با گذشت زمان تغییر می‌کند.

من و شما می‌دانیم وقتی درب اتوماتیک گردان را می‌بینیم چه کنیم یا می‌دانیم که در کتابخانه باید آرام صحبت کنیم. ما انتظاراتی داریم مبنی بر این که دنیا چگونه کار می‌کند و طراحان با کارشان می‌خواهند چه چیزی به ما بگویند.

در اینجا عکسی از یک شیر آب با دو اهرم کنترل می‌بینید. در تمام زندگی‌مان به ما یاد داده‌اند که شیر آب برای کنترل میزان جریان آب در لوله‌ها طراحی شده است. اهرم بالا معمولن برای هدایت آب از یک لوله به لوله دیگر استفاده می‌شود که اغلب برای کنترل دما در دوش بکار می‌رود.

متاسفانه این طراحی دارای خطاست. شیر پایینی توسط طراح برای کنترل دما انتخاب شده و شیر بالایی دوش را باز و بسته می‌کند و هیچ راهی برای کنترل حجم آب وجود ندارد.

هنگامی که در زبان طراحی خودتان دچار اشتباه می‌شوید، یا بی‌احتیاطی کرده‌اید یا به دنبال راهی پیشرو برای بیان تفسیری جدید از کار در زمینه‌ی کاری خودتان هستید.

با گذشت زمان، معنای امور تغییر می‌کند. قبلن ارائه‌ی تعداد زیادی بطری پلاستیکی یکبارمصرف، روش یک طراح برای برقراری ارتباط بیشتر یا ارائه‌ی تجملات یا بهداشت بود. اکنون این کار، فقط احساس بیهودگی و کوته‌فکری ایجاد می‌کند.

قبلن هزینه‌های طراحی برای افراد با دامنه‌ی حرکتی کمتر یا سایر ناتوانی‌ها نشانه‌ی سوء‌نیت و اجباری قانونی بود، اما اکنون نشانه‌ی آگاهی، گشودگی و تفکر است.

در نیویورک، طراحی یک رستوران مجلل برای سکوت، نشانه‌ای از تجمل بود، اکنون، طراحان رستوران با پر سر‌و‌صداکردن رستوران‌ها می‌خواهند اعلام کنند که مثل ما کم پیدا می‌شود.

فاصله‌گذاری به روش خودتان، نوعی برقراری ارتباط از طریق طراحی است‌ و ظهور رسانه‌های اجتماعی، معنای جدیدی به طراحی‌های نامناسب نیز اضافه کرده است.

داشتن فهرستی از قوانین [طراحی]، مفید نیست. آنچه مفید است، جست‌وجو و درک زبان [طراحی]، همگام با بروز تغییرات است.


.
▪️ریسک واقعی و ریسک ظاهری

▪️ست‌گادین | پنجشنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۲


ترن‌های هوایی [شهر بازی] یکی از ایمن‌ترین راه‌های سفر هستند ( آن‌ها از هرجا شروع کنند در همان‌جا به پایان می‌رسند، اما این یک داستان متفاوت است).

مردم برای سوارشدن به آنها پول می‌دهند زیرا احساس خطر می‌کنند، حتی اگر خطری در کار نباشد.

سفر هوایی واقعن ایمن است و خطوط هوایی برای کاهش «درک»(perception )خطر، اضافه‌کاری هم می‌کنند. به همین دلیل است که تجربه‌ی چاله‌ی هوایی(turbulence ) بسیار ناخوشایند است. در واقع خطرناک نیست، اما ظاهرِ ایمنِ پرواز را به هم می‌زند.

از سوی دیگر، ما به طور منظم درگیر فعالیت‌ها و رفتارهایی هستیم که بدون درک خطر، کارهای پرخطری هستند. شرکت‌های تولید سیگار به سختی تلاش کردند تا سیگارکشیدن، کاری باوقار مردانه(macho)، باکلاس و عمومی حس شود و در عین حال، مردم را فریب دادند تا احساس کنند که با سیگارکشیدن، سلامتی خود را به خطر نمی‌اندازند.

انعطاف‌پذیرترین مسیر در اکثر فعالیت‌ها، ارائه‌ی ریسک آگاهانه و قابل درک(perceived) به افرادی است که بدنبال ریسک هستند، درحالیکه سیستم‌های انعطاف‌پذیری ایجاد شود که در واقع خطرآفرین نیستند. زیرا تعامل(dancing) با ریسک درک‌شده باعث رشد، برقراری ارتباط و طنین عاطفی می‌شود، درحالیکه ریسک واقعی، منجر به نتایجی می‌شود که دلخواه ما نیست.


.
▪️بدون مانع و محدودیت

▪️ست‌گادین | جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲


بعید است.

بعید است برای انجام بهترین کارتان به آزادی و منابع دست یابید، بدون اینکه با موانع برخورد کنید.

بخش سخت کار ( که فرصت‌ها را تشکیل می‌دهد) این است که بفهمیم چگونه با موانع راحت باشیم.

زیرا موانع همیشه وجود دارند.

مرزها و کمبودها فقط مانع نیستند. آنها نقاط اهرمی و فرصت‌ها هستند.

.
▪️تحول ناگهانی

▪️ ست‌گادین | شنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۲


ما بیشتر نگران بحران‌ها هستیم. رسانه‌های ما مملو از هشدارها، پوشش‌های خبری و ترس از فاجعه‌های ناگهانی و تحولات عمده است. رونق بزرگ، پایان ناگهانی، سقوط.

در واقع زوال [ تدریجی و بی‌سروصدا ] بسیار شایع‌تر است.

چیزها رو به زوال می‌روند مگر اینکه ما به طور مداوم برای حمایت و حفاظت از آنها تلاش کنیم. سازمان‌ها، شهرت‌ها، سیستم‌ها، سلامت، سرمایه‌گذاری‌ها... حتی دندان‌های ما. به ازای هر بازیکن هاکی که در طول یک بازی یکی از دندان‌هایش را از دست داده است، یک میلیون نفر در طول زمان یک دندان را از دست داده‌اند.

از زوال بترسید، اتفاقات ناگهانی و رخدادهای انفجاری فقط عاملی برای حواس‌پرتی هستند.


‌.
▪️یک معاهده

▪️ ست‌گادین | یکشنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۲


قراردادهای موفق، اوضاع را کاملن آرام می‌کنند و به ما اجازه می‌دهند تا به کارهای واقعن مهم دیگر بپردازیم. گاهی‌اوقات نیز کشمکش و دعوا به اصل قضیه تبدیل می‌شود.

جای تعجب نیست وقتی بجای اینکه ذهنمان درگیر یک بی‌عدالتی یا توهین قبلی باشد، می‌توانیم به طور مؤثر، یک معاهده و قرارداد را بدون اینکه طرف مقابل حتی از آن مطلع باشد، به سرانجام برسانیم.

.