طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
▪️به سمت مورد بعدی

▪️ست‌گادین | دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲


رفتن سراغ کار بعدی، اهمیت حیاتی دارد، به ندرت آموزش داده می‌شود و اوضاع می‌تواند به راحتی بهم بریزد.

همه‌ی ما به سمت کار بعدی می‌رویم (مگر اینکه همچنان بخواهید با پیژامه رقص باله یاد بگیرید) و به همین خاطر باید از آخرین کاری که انجام می‌دهیم دست برداریم.

پس کار قبلی را به اتمام برسانید، از آن بیاموزید، آن کار را به دست اهلش بسپارید.

همچنین باید برای کار بعدی ایده‌ای داشته باشیم. اما اگر زمان زیادی را صرف تمرکز بر روی کار بعدی کنیم، کاری را که در حال حاضر انجام می‌دهیم نادیده می‌گیریم، که تأثیر بدی خواهد داشت.

این بندبازان هستند که تمام وقت خود را صرف تمرکز بر تغییر موقعیت می‌کنند، زیرا این کار برای آنها موضوع مرگ و زندگی است.

اگر اعتراف کنیم که کار بعدی هم وجود خواهد داشت، شاید بتوانیم مهارت‌ها و تمرکزی را که برای رسیدن به آن نیاز داریم بیاموزیم.


.
▪️فهرست مصالحه‌ها

▪️ست‌گادین | سه‌شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲


همه‌ی راه حل‌هایی که روی آنها توافق و سازش نکرده‌ایم، شکست خورده‌اند. اگر بدون اینکه کوتاه بیاییم و تسلیم شویم، راهی برای حل مشکل‌مان وجود داشت، قبلن این کار را انجام می‌دادیم.

بنابراین، اگر حل یک مشکل دائمی برایمان اهمیت دارد، سؤال این نیست که آیا باید کوتاه بیاییم و سازش کنیم یا نه؟

بلکه سوال این است: ابتدا قرار است چه تغییراتی را ایجاد کنیم؟

.
▪️نقاش ساختمان و معمار

▪️ ست‌گادین | چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۲


ما یک کتاب را تا زمانی که نوشته نشده، طراحی نمی‌کنیم.

یا تا زمانی که فیلمنامه کامل شود، عوامل را انتخاب نمی‌کنیم.

نقاش ساختمان، شغل مهمی دارد‌ اما برنامه‌ریزی برای نقاشی قبل از طراحی خانه، منطقی نیست.

این موضوع، بسیار منطقی است زیرا برخی از بخش‌های پروژه دارای تنوع بالایی هستند که می‌توانند به نتایج بسیار متفاوتی منجر شوند.

بیش از یک میلیارد راه برای نوشتن کتاب وجود دارد اما کمتر از صد گروه مجزا از طراحی داخلی کتاب در دسترس‌مان است.

ما به شدت به نقاشان ساختمان، برق‌کارها و طراحان کتاب نیاز داریم. اگر آنها کار خود را انجام ندهند، کل پروژه از بین می‌رود. اما از آنها در ابتدای کار استفاده نمی‌کنیم.

وظیفه‌ی نقاش ساختمان، تقویت دید معمار است نه برعکس.

بنابراین چند سوال ارزش پرسیدن دارد:

اول: کدام کار یک متغیر غالب(dominant variable) است؟ [نقاشی یا معماری؟] اینکه فقط یکی از کارها را بسیار خوب انجام دهید کافی نخواهد بود. (هیچ کس در مورد سقف خانه‌ی Frank Lloyd Wright house صحبت نمی‌کند تازمانیکه سقف چکه کند)

دوم: چه کاری دلتان می‌خواهد(want)؟ ما به هر دو نیاز (need) داریم، اما باید مسیری را انتخاب کنیم که متناسب با اهدافمان باشد.

[منظور من نقشی است که بر عهده می‌گیرید، نه عنوان شغل. تعداد زیادی طراح و نقاش وجود دارند که به عنوان معمار عمل می‌کنند و برخی معماران هستند که نقطه‌ی محوری پروژه نیستند.]


.
❤1
▪️قیمت نمک

▪️ست‌گادین | پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۲


اساسن، نمک رایگان است. یک بسته آجیل نمکی به همان قیمت (یا کمتر) از آجیل بدون نمک است.

اما نمک، قبلن گران بود. واقعن گران، مثل طلا.

ما مدام شاهد کاهش تورم چیزهایی هستیم که مطمئن بودیم گران خواهند ماند. تراشه‌های رایانه، ذخیره‌سازی دیسک و اکنون محتوا.

هنگامی که کامپیوترها شروع به تصویرسازی، نوشتن و آهنگ‌سازی کردند، فرصت آن فرا می‌رسد که آنها برای شما کار کنند، نه اینکه با شما رقابت کنند.

[ توجه! در همین راستا، ربات چت توسعه‌یافته‌ی جدید من را بررسی کنید. این اولین نمایش جهانی آن است اما من انتظار دارم که روزی آن را تعداد بی‌شماری از وبلاگ‌های وردپرس داشته باشند. با اینکه کند است، اما بسیار هوشمند است ... می‌تواند شما را به پست‌های وبلاگ و پادکست‌های مربوطه راهنمایی کند و اغلب، پاسخی عالی به سوالات شما می‌دهد. حتی می‌توانید از آن بپرسید: «بهترین نوع شکلات چیست؟» ]


.
▪️روش جدید کارکردن

▪️ست‌گادین | جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۲


آمازون آخرین مورد است.

احتمالن آمازون آخرین شرکت بزرگی است که در آن صدها هزار نفر تحت نظارت، اندازه‌گیری و طبق دستورات مدون کار می‌کنند.

آنچه کارکردن به روش توزیع‌شده(distributed work) را پدید آورد، همه‌گیری کرونا نبود، لپ‌تاپ بود. تعامل انسانی بسیار مهم است، اما درواقع دفتر کار فیزیکی، موثرترین راهش نیست.

دیوید ریشر ممکن است در اشتباه باشد.

مدیر عامل جدید Lyft به تمام کارمندان دفتر مرکزی(HQ) دستور داد « به سر کار خود برگردند.» البته، آنها تمام مدت، سر کار بوده‌اند، فقط در دفتر حضور نداشتند.

ایجاد شرایط برای کار توزیع‌شده‌ی موثر، مستلزم دریافت مجموعه‌ی متفاوتی از مهارت‌های رهبری و مدیریت است. اگر آن را به درستی فرا بگیرید، فوق‌العاده قدرتمند است.

روش کار، شمارش بازدیدها یا سایر اندازه‌گیری‌های نادرست بهره‌وری نیست.

اینجا فرصتی برای ارائه‌ی این کتاب + است.


.
▪️نکته‌ای درباره‌ی زوال

▪️ست‌گادین | دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۲


یکی از مشکلات ما در اصلاح شرایط فرسایشی مزمن این است که قبل از شروع به ساختن عملکردهای جدید باید عناصر قبلی را حذف کنیم.

اگر فقط سعی کنیم که اصلاحات را روی یک پایه‌ی متزلزل پیش ببریم، همه‌ی زحمات به هدر می‌رود.

شاید بهترین راه پیش رو این باشد که چند قدم به عقب برگردیم.


.
▪️سلب اعتماد

▪️ست‌گادین | سه‌شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲


اگر یک جوراب روی سر خود بکشید و وارد بانک شوید، احتمالن دستگیر خواهید شد.

آن طور که ما جامعه‌ی مدنی را می‌شناسیم، وابسته به «هویت و مسئولیت‌پذیری» است. هرکس مسوول عواقب کار خودش است. این الزام به داشتن هویت، منجر به پویایی بازار آزاد می‌شود که ما آن را اعتماد می‌نامیم.

حتی شرکت‌ها که انسان نیستند ولی به تازگی امتیازات زیادی به آنها داده شده است، گهگاه مجبورند تاوان سوء‌استفاده از اعتماد ما را بپردازند.

اما وقتی ایمیل، مقاله، صدا و تعاملات نه از طرف یک شخص بلکه از جانب انبوهی از ربات‌های هوش مصنوعی است، چه اتفاقی میفتد؟...

[از سوی دیگر، مردم واقعاً از هوش مصنوعی رایگان در این وبلاگ به خوبی استفاده می کنند و تاکنون که بسیار قابل اعتماد عمل کرده است.]

هنگامی که اینترنت شروع به تضعیف روابط بین فردی ما کرد، ما برای کشف واقعیت به نام‌های تجاری یا سرنخ‌ها تکیه کردیم. ما کپچا [ برنامه یا سیستم کامپیوتری که برای تشخیص ورودی انسان از ماشین طراحی شده است] و فیلترهایی اختراع کردیم تا بفهمیم چه کسی یا چه چیزی قابل اعتماد و صادق است.

ولی اعتمادِ بی‌چون و چرا دیگر به درد نمی‌خورد. کلاهبرداران خودخواه یکی از اولین برندگان بزرگ در مسابقه‌ی هوش مصنوعی خواهند بود. زیرا آنها از سیستم‌هایی سوء‌استفاده می‌کنند که براساس ایده‌های سنتی «هویت و مسئولیت‌پذیری» ساخته شده‌اند.

بعد از این چه باید کرد؟

زمان خوبی برای جدی‌گرفتن این سوال است.


.
▪️آهوی خودتان را انتخاب کنید

▪️ست‌گادین | چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۲


راجر بنیستر با توسل به آهوهای(pacemaker) خویش توانست مسافت یک مایل را در چهار دقیقه بدود. او با آهوهای خویش دوید تا توانست رکورد بزند.

اگر در دفتری کار می‌کنید که افراد در آنجا بطور منظم کارهای خود را تحویل می‌دهند، احتمالن کار شما نیز به موقع تحویل داده خواهد شد. اگر در صنعت یا جایی هستید که کارآفرینان در آنجا بطور منظم درحال سرمایه‌گزاری و توسعه‌ی کسب‌وکارشان هستند، به احتمال زیاد شما هم این کار را خواهید کرد.

تیم آهو تصادفی بدست نمی‌آید. این یک انتخاب است.

این که اینجا کارها کُند پیش می‌روند ( یا خیلی سریع، خیلی بی‌رحمانه‌ یا خیلی بی‌معنا هستند) دلیل نمی‌شود که اوضاع به همین منوال ادامه یابد یا دلیل بر این نیست که شما مجبورید اینجا بمانید.


.
▪️ردکردن روزهای خوب

▪️ست‌گادین | پنج‌شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲



بخشی از تجملِ «زندگی» در جوار اقیانوس یا کوه این است که می‌توانید مشکل‌پسند باشید. اگر اسکی‌کردن برایتان عالی نباشد، آن را برای گردشگران می‌گذارید. در آنجا «خوب» کافی نیست، باید منتظر لحظات عالی باشید… [ لحظات خوب را هدر می‌دهید]

وقتی جوان هستیم یا پروژه واقعن خوب پیش می‌رود، هدردادن روزهای خوب، کار آسانی است. چون بالاخره فردای دیگری هم در کار خواهد بود.

با این حال، آنچه برای ما روشن می‌شود این است که روزهای خوب با ارزش هستند. وقتی حتی کمی خلاق هستید، منتظر نمانید. چیزی بنویسید، ویدیو ضبط کنید، حرف بزنید. زمانی که احساس سلامتی می‌کنید، پیاده‌روی کنید.

اگر انتخاب کنیم، همه‌‌ی این‌ها روزهای خوبی هستند.


.
▪️فرضیات مفید برای معلمان

▪️ست‌گادین | پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲


نه فقط در کلاس درس، بلکه در هر جایی که امیدواریم بتوانیم اقدام به اطلاع‌رسانی، الهام‌بخشی یا آموزش کنیم:

۱- فرض را بر این بگذارید که یادگیری باید داوطلبانه(enrollment) باشد.

چه فرد متعهد به یادگیری باشد چه نباشد. با اینکه افراد در بسیاری از موقعیت‌های اجباری (مثل یادگیری حساب در مدرسه ابتدایی) قرار می‌گیرند ولی تا خودشان به چیزی اهمیت ندهند، تقریباً غیرممکن است به خوبی آموزش داده شوند. اگر افراد برای آموزش چیزی داوطلب نیستند، اولین کار شما، تغییر این وضعیت است. اگر نگران این هستید که آنها با یک کلیک منصرف می‌شوند یا برای یادگیری چیزی سست هستند، انجام کار آموزشی خوب، دشوار است. +


۲- فرض را بر این بگذارید که افراد، حسن‌نیت دارند.

این فرض هم بسیار نزدیک به یادگیری داوطلبانه(enrollment) است. اگر نگران این هستید که کسی قصد دارد از هوش مصنوعی برای نوشتن مقاله استفاده کند، ممکن است به راحتی، تمام وقت خود را صرف ساختن دیوار به جای پل کنید. [ خودتان مانع آموزش شوید.]


۳- فرض را بر این بگذارید که ترس از یادگیری وجود دارد.

یادگیری، تغییر ایجاد می‌کند و تغییر، ترسناک است. علاوه بر این، قبل از اینکه چیزی را بفهمیم، برای مدت کوتاهی احساس ناتوانی می‌کنیم. می‌دانیم که می‌توان کاری انجام داد، اما (فعلن) نمی‌دانیم چگونه آن را انجام دهیم. وقتی شک دارید، به دنبال عامل ترس باشید.


۴- فرض را بر این بگذارید که حاشیه(context) وجود ندارد.

دلیل اینکه شما چیزی را «می‌دانید» این است که شما می‌دانید که در آن مورد، چه چیزی قبلن آمده است، چه چیزی در کنار آن است، چگونه کار می‌کند و زبانی که در رشته‌ی شما کاربرد دارد چیست (هم کلمات و هم مفاهیم). اگر چیز جدیدی یاد می‌دهید، نمی‌توانید مطمئن باشید که برای این مخاطب، درست است [ و جواب می‌دهد]. گذاشتنِ زمانِ بیشتر در مورد حاشیه‌ها [ موضوعاتی نظیر زبان بدن، ارتباط چشمی، پیامهای غیرکلامی، سوابق قبلی گفتگو و هنجارهای فرهنگی و ...] و زمان کمتر برای بیان نکات مهم، شرایط درک‌کردن و فهمیدن را برای مخاطب ایجاد می‌کند.


۵- فرض را بر این بگذارید که رابطه(connection) مهم است.

برخی دوست دارند باور کنند که یادگیری را می‌توان به تنهایی و از یک برج با یک لپ‌تاپ انجام داد. اما در واقع، تا زمانی که با افراد یا سیستم‌های دیگر تعامل(interaction) نداشته باشیم، تنها کاری که انجام داده‌ایم جذب(absorb) بوده است و هنوز به درک متقابل(understood) با مخاطب نرسیده‌ایم.



.
▪️ ایده‌هایی که به اشتراک گذاشته شوند به صورت تصاعدی رشد می‌کنند

▪️ ست‌گادین | سه‌شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۲


اگر هر کسی که از یک کارخانه بازدید می‌کند نمونه‌ای هم با خود ببرد، کارخانه از بین می‌رود.

اما اگر همه‌ی افراد جامعه ایده‌ای داشته باشند، ارزش آن ایده افزایش می‌یابد.

بهترین توصیه‌ی بازاریابی من برای کسی که کتاب می‌نویسد، ساده است: کتابی بنویسید که مردم دلشان بخواهد آن را با دیگران به اشتراک بگذارند و سپس اشتراک‌گذاری آن را برایشان آسان کنید.

این یک مفهوم بسیار ساده است که در بخش‌های رسانه‌ای، یکی پس از دیگری نادیده گرفته می‌شود.

اگر می‌خواهید یک سازمان غیرانتفاعی پرنشاط بسازید، سازمانی ایجاد کنید که در آن، اهداکنندگان خودشان به جمع‌آوری کمک‌های مالی بپردازند.

اگر می‌خواهید یک برنامه‌ی تلویزیونی موفق داشته باشید، برنامه‌ای تدوین کنید که بینندگان شما دلشان بخواهد درباره‌ی آن با دوستان‌شان صحبت کنند.

و اگر می‌خواهید نرم‌افزار شما مؤثر باشد، از اثر شبکه استقبال کنید. چراکه وقتی کاربران شما کاربران جدیدی با خود می‌آورند، نرم‌افزار برای همه‌ی کاربران بهتر عمل می‌کند.

بسته‌ی پنج‌تایی کتاب، یکی از راه‌هایی است که من برای تقویت این روش پخش افقی کشف کرده‌ام. کتاب جدید من در یک مجموعه‌ی پنج‌تایی با تخفیف همراه با ۲۵ کتابچه‌ی رایگان با تعداد نسخه‌ی محدود عرضه می‌شود. هر رهبر سخاوتمندی در نهایت صاحب ۴ کتاب اضافی و ۲۵ کتابچه برای اهدا می‌شود.

البته همه نمی‌خواهند ایده‌ی خود را به اشتراک بگذارند. اما برخی از افراد که از مشارکت در شبکه لذت می‌برند، با این کار باعث بهبود سیستم‌های دوروبرشان می‌شوند. وقتی چنین افرادی به ابزاری کارآمد دسترسی داشته باشند و صاحب اهرمی برای انتشار یک ایده شوند، به احتمال زیاد این کار را انجام می‌دهند.

مردم برای کمک‌رسانی به خالق یک ایده نیست که مفهومی را به اشتراک می‌گذارند. آنها این کار را انجام می‌دهند چون اشتراک‌گذاری به خودشان کمک می‌کند. وقتی اطرافشان کسانی هستند که به یک موسیقی مشترک گوش می‌دهند، درباره‌ی مسائل مشابه صحبت می‌کنند یا کارهای یکدیگر را تکمیل می‌کنند، امورشان بهتر پیش می‌رود.


.
▪️هومونکولوس ما نشان می‌دهد

▪️ست‌گادین | جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲


آدمکی که در مرکز کنترل مغز است همان کسی است که تصویر تولیدشده توسط شبکیه‌مان را می‌بیند، اوست که تصمیم می‌گیرد، اوست که صحبت می‌کند…

(این راه‌حل طرفداران دوگانگی برای حل مساله‌ی اراده‌ی آزاد است – آنها می‌گویند بله، من یک بدن فیزیکی دارم، اما یک آدمک نیز در درونم وجود دارد که می‌تواند جدا از بدنم تصمیمات آزادانه بگیرد...)

انسان انگاری ابزار قدرتمندی است. وقتی با چیزی پیچیده روبرو می‌شویم، تصور می‌کنیم که او هم مثل ما تحت کنترل یک آدمک درونی است و همان کاری را انجام می‌دهد که ما انجام می‌دهیم.

ببر یا شیر، یک شخص نیستند، اما ما سعی می‌کنیم رفتار آنها را با این تصور پیش‌بینی کنیم که آنها تحت کنترل آدمکی هستند که شاید گربه‌سان‌تر، وحشی‌تر و «کم‌هوش‌تر از ما» است. تجربه‌ی ما از زندگی بر روی زمین، مجموعه‌ای از روایت‌های آدمک درون هر کسی است که با او روبرو می‌شویم.

مشکل هوش مصنوعی این است که ما می‌توانیم کدهای آن را ببینیم و در نتیجه ثابت کنیم که آدمکی در داخل آن وجود ندارد.

بنابراین وقتی کامپیوترها ما را در شطرنج شکست دادند، گفتیم: «این هوش مصنوعی نیست، این فقط کد ساده‌ای است که می‌تواند حل‌ مساله کند.»

و زمانی که کامپیوترها شروع به «نوشتن»، «نواختن موسیقی» یا «طراحی» تصاویر کردند، همین کار را انجام دادیم...

و اکنون، LLM و چیزهایی مانند ChatGPT همه‌ی این ایده‌ها را وارونه می‌کنند. زیرا اساسن حتی برای محققان هوش مصنوعی، کار با این ابزارها بدون تصور آدمک درون‌شان غیرممکن است.

بینشی که ممکن است مفید باشد این است: ما آدمکی در درون خود نداریم.

هیچ کدام از ما.

ما در هر وضعیت و مرحله‌ای فقط کد هستیم، درست مانند ChatGPT.

اینطور نیست که ما اکنون در حال کشف نوع جدیدی از جادو باشیم. همین کافیست برای اینکه بفهمیم جادوهای قدیمی نیز همیشه یک توهم بوده‌اند.


.
▪️بیشتر، بیشتر است

▪️ ست‌گادین | شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲


امید بیشتر.

سلامتی بیشتر.

امنیت بیشتر.

نوآوری بیشتر.

پیشرفت‌های بیشتر.

ارتباط بیشتر.

خلق بیشتر.

شادی بیشتر.

جنبش تغییرات اقلیمی نباید به دنبال این باشد که از افراد بخواهد بار مشکلات سیستمی را به دوش بکشند. این جنبش در مورد زندگی با امکانات کمتر نیست.

بلکه در مورد مطالبه‌ی بیشتر است.

از کارفرمای شما، جامعه‌ی شما، دولت محلی شما، کشور شما.

هرچه بیشتر از بالادستی‌ها درخواست تغییر کنیم، هرچه بیشتر برای تغییر سیستم‌هایمان تلاش کنیم، احتمال دستیابی به آن بیشتر می‌شود.


.
▪️مزیت اولین‌بودن

▪️ ست‌گادین | دوشنبه ۱ خرداد ۱۴۰۲


وقتی در تنیس، یک بچه‌ی شش‌ساله بچه‌های دیگر را شکست می‌دهد، آن بچه بیشتر تشویق می‌شود که بیشتر بازی کند یا مربی بگیرد و خیلی زود، بسیار بهتر از بقیه تنیس بازی کند.

وقتی یک گروه موسیقی، تک‌آهنگی پخش می‌کند که در Spotify سر و صدا می‌کند، آن گروه به احتمال زیاد می‌تواند یک تهیه‌کننده پیدا کند یا حتی صاحب یک برچسب شود.

هنگامی که یک نامزد در اوایل انتخابات رای خوبی در نظرسنجی کسب می‌کند، به احتمال زیاد، کمک‌های مالی دریافت می‌کند، مشاوران را به سمت خودش جذب می‌کند، تبلیغات انجام می‌دهد و تشویق نمی‌شود که از شرکت در انتخابات انصراف دهد…

رقابت مبتنی بر کمبود، به وضوح در فرهنگ ما وجود دارد و به موفقیت زودرس، پاداش می‌دهد. اعتراف به این موضوع (هرچقدر هم که یک مکانیزم رتبه‌بندی ناعادلانه یا غیربهینه باشد) ما را به دو مجموعه تاکتیک‌ بسیار متفاوت هدایت می‌کند:

۱- یکی این است که به طور چشمگیری برای اولین کارتان سرمایه‌گذاری بیش‌ازحدی انجام دهید و حسابی برای اولین کار خود آماده شوید. اگر مزیت اولین‌بودن(head start)، برایتان بمعنای رسیدن به پاداش زودهنگام است، مطمئن شوید که صاحب یکی از آن اولین‌ها هستید...

۲- مورد دیگر این است که بپذیرید مزیت اولین‌بودن، به نوعی یک اتفاق تصادفی است و اغلب به افرادِ اشتباهی پاداش می‌دهد. درنتیجه شما باید آن موقعیت‌ها را نادیده بگیرید. کافیست بدون توجه به اینکه در اولین تعاملات‌ خویش چقدر کارتان را خوب انجام می‌دهید، فقط مطمئن شوید که منابع و اراده‌ی لازم برای توسعه‌ی مخاطبان‌تان و مهارت‌های مرتبط با کار خود را دارید. روز به روز و قطره به قطره.

اکثر مردم سعی می‌کنند هر دو تاکتیک را انجام دهند و انجام هر دو تقریبن تضمین می‌کند که شما بصورت فرسایشی از بین بروید.


.
▪️اول‌شخص

▪️ ست‌گادین | پنجشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۲


"من"، اول شخص است.

"تو"، دوم شخص است.

«او»، «آنها» و «آن»، همگی سوم شخص هستند.

خیلی هم خوب.

اما چگونه ChatGPT می‌تواند از ضمیر «من» استفاده کند؟ وقتی در مورد ChatGPT صحبت می‌کنیم، آیا «او» است یا «آنها» یا «آن»؟ زیرا هر چیزی که «آن» است، نباید بتواند بگوید «من».

ما احتمالن برای ChatGPT به شکلی از ضمیر «آن» نیاز داریم که بتواند هنگامی که در مورد خودش یا از طرف خودش صحبت می‌کند، استفاده کند. زیرا «من»، وزن عاطفی و عقلانی به همراه دارد که ما را گیج می‌کند یا فریب‌مان می‌دهد.

همان‌طور که کوین اشاره می‌کند، اجرای مقررات مربوط به این اصلاحیه واقعن ساده و آسان است. وقتی می‌گویم «ما»، فکر می‌کنم منظورم را متوجه می‌شویم. اما وقتی ChatGPT یا سایر LLM ها می گویند «من»، چه ارتباطی می‌توانیم پیدا کنیم؟

وقتی این ربات را برای وبلاگم ساختیم، اصرار کردم که ربات نگوید «من». چون این من نیستم، این یک ربات است.

ابداع قواعد جدید برای نحوه‌ی کارکرد زبان، بسیار دشوار است و بطور مرتب با شکست مواجه می‌شود. اما تنها چند ماه از ظهور ChatGPT می‌گذرد و مطمئنن به نظر می‌رسد که ما با عدم تمایز بین متن از طرف یک شخص و متن از طرف «آن»، راحت کنار آمده‌ایم.

می‌توانیم برای کاربرد «آن»، بسادگی از IT استفاده کنیم یعنی همان It ولی با t دوم که با حروف بزرگ باشد. یا ix، که گفتن آن جالب است و به بازی Scrabble من هم کمک خواهد کرد…

فقط به این دلیل که کامپیوتر می‌گوید «من»، به این معنی نیست که ما در حال تعامل با یک کامپیوتر نیستیم. دره‌ی رازآلود توسعه ، واقعی و خطرناک است.


.
▪️سوگیری بازمانده و خطای ثبات

▪️ ست‌گادین | جمعه ۵ خرداد ۱۴۰۲


تاکنون زمین توسط یک شهاب‌سنگ نابود نشده است، بنابراین هرگز در آینده، شهاب‌سنگی آن را نابود نخواهد کرد.

این برند قبلن هم درگیر رسوایی‌هایی بوده و همیشه قوی‌تر شده است، بنابراین جای نگرانی نیست.

پیش از این نیز تغییرات فناوری وجود داشته است، اما ما همیشه موفق شده‌ایم برای کاری که انجام می‌دهیم مشتری پیدا کنیم.

سوگیری بازمانده(Survivor bias)، تله‌ای است که در آن، هنگام فکرکردن به خطرات، فقط موارد موفق و نجات‌یافته را در نظر می‌گیریم. برای مثال، اگر به عملکرد صندوق‌های سرمایه‌گذاری پس از ده سال نگاه کنید، به نظر می‌رسد که اکثر آنها عملکرد خوبی دارند. اما این اتفاق تاحدودی به این دلیل است که آنهایی که واقعن ضعیف عمل کرده‌اند، به ده سال نرسیده‌اند.

ما به اندازه‌ی کافی خوش‌شانس هستیم که در سیاره‌ای زندگی می‌کنیم که توسط یک شهاب‌سنگ نابود نشده است. اما این بدان معنا نیست که سایر سیارات با شکل‌هایی از حیات، به خاطر برخورد با شهاب‌سنگ نابود نشده باشند. ما فقط از آنها بی‌خبر هستیم.

عملکرد گذشته، هیچ تضمینی برای آینده نیست. متاسفم.

باید برنامه‌ریزی‌هایمان را بر همین اساس انجام دهیم.


.
▪️اسیر تقلید از امیال دیگران

▪️ ست‌گادین | شنبه ۶ خرداد ۱۴۰۲


چه مقدار از آنچه ما واقعن می‌خواهیم(want)، ناشی از ایده‌هایی است که فرهنگ به ما داده است و چقدرش همان چیزی است که ما واقعن نیاز(need) داریم؟

اگر تقلید از امیال دیگران ما را خوشحال نمی‌کند، شاید بتوانیم ایده‌های جدیدی پیدا کنیم.


.
▪️با خواندنش در یک کتاب

▪️ ست‌گادین | یکشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۲


آقای Michael Schur یکی از خالقان سریال Parks and Recreation در مورد حرفه‌ی خود گفت: «این‌ها چیزهایی نیست که بتوانید در یک کتاب بخوانید.»، «چیزهایی است که شما باید تجربه کنید.»

فکر می‌کنم برعکس این جمله نیز مفید است. چیزهایی وجود دارند که تا زمانی که آنها را در یک کتاب نخوانید، در تجربه‌ی آنها با مشکل مواجه خواهید شد.

یک کتاب غیرداستانی مفید، مثل یک نقشه است، نه یک قلمرو. این فرصتی است که بتوانید امکان‌های مختلف را با خیال راحت تجربه کنید، قبل از اینکه اتفاق بیفتند.

و یک کتاب، صحبت‌کردن در مورد کاری که انجام می‌دهید را آسان می‌کند. یک کتاب، ساختار و کلماتی را به شما می‌دهد تا به دیگران توضیح دهید که چرا ممکن است دلشان بخواهد با شما همسفر شوند.


.
▪️ترجیح شما جهانی نیست

▪️ ست‌گادین | دوشنبه ۸ خرداد ۱۴۰۲


شما سزاوار رسیدن به خواسته‌ی خویش هستید و ما تمام تلاش خود را می‌کنیم تا به شما کمک کنیم آنچه را که می‌خواهید پیدا کنید.

اما بعید است آنچه شما می‌خواهید همان چیزی باشد که همه می‌خواهند. باورکردنش سخت است که تنها یک استاندارد مناسب برای تعیین ارزش‌ها، رعایت اخلاقیات و سنجش سرعت یا عملکرد وجود داشته باشد.

ساده‌ترین راه برای کمک به شما این است که وقت خود را با بحث در مورد اینکه شما توانسته‌اید یک قانون طبیعی را که ما نادیده گرفته‌ایم کشف کنید تلف نکنیم و در عوض، بیایید فقط بفهمیم که شما چه می‌خواهید.

جمله‌ی «من وقتی خوشم میاید که...»، بسیار سازنده‌تر از این جمله است: «همه این‌گونه می‌خواهند که...».


.
▪️جرقه

▪️ ست‌گادین | سه‌شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۲


مهم نیست کوله‌پشتی شما چقدر بزرگ باشد. وقتی برای چادرزدن می‌روید، نمی‌توانید یک تل آتش را با آن حمل کنید.

یک کبریت، کافی است.

گفتگو یعنی همین. گفتگوها ابزارهایی هستند که فرهنگ ما را تغییر می‌دهند. یعنی یک نفر به صحبت‌کردن، آموزش و یادگیری از کسی که آماده‌ی تعامل است اهمیت می‌دهد.

کتاب جدید من امروز منتشر شد. این کتاب، ضروری‌ترین، شخصی‌ترین و بموقع‌ترین کتاب دوران حرفه‌ی من است.

تعداد کمی پیدا خواهند شد که اعلام آمادگی کنند و پیش‌قدم شوند. آنها در گفتگویی شرکت خواهند کرد که امیدوارم درباره‌ی صنعت‌گرایی(industrialism)، انسانیت، نماینده‌های(proxy) دروغین، ارتباطات، کرامت، بهره‌وری، ارتباطات و تخیل باشد.

اگر آماده‌ی کمک به بهبود اوضاع هستید، امیدوارم کتاب را بررسی کنید و با دیگران به اشتراک بگذارید.

متشکرم که رهبری می‌کنید.


.