▪️سوال بازاریابی درست
▪️ ستگادین | جمعه ۲ تیر ۱۴۰۲
سوال اشتباه این است که «پروژهی ما محبوب نیست، چگونه آن را بهتر تبلیغ کنیم؟»
سوال درست، کمی ظریفتر و بسیار مهمتر است:
«ما به دنبال ایجاد تغییر در بخشی از جهان هستیم. چگونه میتوانیم افراد مناسب(right people) را پیدا کنیم و داستانی درست(واقعی) به آنها بگوییم، داستانی که به ایشان کمک میکند به چیزی که میخواهند برسند و ما را به همتایان خود معرفی کنند؟»
ارزش آن را دارد که این عبارت را تجزیه و اجزای آن را درک کنید:
۱- ایجاد تغییر: رشد هر پروژهای که به دنبال حفظ وضعیت موجود باشد، دشوار است. شما اینجا هستید تا تغییر ایجاد کنید. شفافسازی دربارهی تغییری که میخواهید ایجاد کنید، اولین قدم است.
۲- افراد مناسب: هیچ چیز ارزشمند قابل انتشاری وجود ندارد که برای همه جذاب باشد. پس مخاطبان شما چه کسانی هستند؟ آنها چه میخواهند، از چه میترسند و به چه باور دارند؟ چگونه از متوسطبودن(mediocre) به خاصبودن(specific) تغییر میکنید؟
۳- داستان درست(واقعی): بازاریابی هرگز به معنای ایجاد تجربهی کامل حقایق، مشخصات و تأثیرات محصول یا خدمات شما نیست. بازاریابی داستانی است که ما دربارهی آن محصول یا خدمات به خودمان میگوییم. داستانی از وضعیت، وابستگی، تغییر و ترس. اگر این داستان درست باشد، میتوانید در طول زمان بر آن اساس کارتان را ادامه دهید و کاربران هم ناامید نشوند.
۴- داستانی که به ایشان کمک میکند به چیزی که میخواهند برسند: خیلی سخت است که ثابت کنید چشمانداز و انتظارات کسی درست نیست یا مشتری را متقاعد کنید که اشتباه میکند. سخت است کاری کنید که آنها چیزی را بخواهند که نمیخواهند. تنها شانس شما در کمک به آنها برای رسیدن به آنچیزی است که همیشه خودشان میخواهند.
و در نهایت…
۵- ما را به همتایان خود معرفی کنند: نه به همه، بلکه به افرادی که به آنها اعتماد دارند. چرا آنها این کار را انجام میدهند؟ آنها این کار را برای شما انجام نخواهند داد. آنها این کار را انجام میدهند تا موقعیت خودشان را ارتقا بدهند، ارتباطات خودشان را افزایش دهند یا به هر شکل دیگری خودشان را راضی کنند.
بعد از اینکه همهی اینها را فهمیدید، ممکن است تبلیغ معنا پیدا کند.
.
▪️ ستگادین | جمعه ۲ تیر ۱۴۰۲
سوال اشتباه این است که «پروژهی ما محبوب نیست، چگونه آن را بهتر تبلیغ کنیم؟»
سوال درست، کمی ظریفتر و بسیار مهمتر است:
«ما به دنبال ایجاد تغییر در بخشی از جهان هستیم. چگونه میتوانیم افراد مناسب(right people) را پیدا کنیم و داستانی درست(واقعی) به آنها بگوییم، داستانی که به ایشان کمک میکند به چیزی که میخواهند برسند و ما را به همتایان خود معرفی کنند؟»
ارزش آن را دارد که این عبارت را تجزیه و اجزای آن را درک کنید:
۱- ایجاد تغییر: رشد هر پروژهای که به دنبال حفظ وضعیت موجود باشد، دشوار است. شما اینجا هستید تا تغییر ایجاد کنید. شفافسازی دربارهی تغییری که میخواهید ایجاد کنید، اولین قدم است.
۲- افراد مناسب: هیچ چیز ارزشمند قابل انتشاری وجود ندارد که برای همه جذاب باشد. پس مخاطبان شما چه کسانی هستند؟ آنها چه میخواهند، از چه میترسند و به چه باور دارند؟ چگونه از متوسطبودن(mediocre) به خاصبودن(specific) تغییر میکنید؟
۳- داستان درست(واقعی): بازاریابی هرگز به معنای ایجاد تجربهی کامل حقایق، مشخصات و تأثیرات محصول یا خدمات شما نیست. بازاریابی داستانی است که ما دربارهی آن محصول یا خدمات به خودمان میگوییم. داستانی از وضعیت، وابستگی، تغییر و ترس. اگر این داستان درست باشد، میتوانید در طول زمان بر آن اساس کارتان را ادامه دهید و کاربران هم ناامید نشوند.
۴- داستانی که به ایشان کمک میکند به چیزی که میخواهند برسند: خیلی سخت است که ثابت کنید چشمانداز و انتظارات کسی درست نیست یا مشتری را متقاعد کنید که اشتباه میکند. سخت است کاری کنید که آنها چیزی را بخواهند که نمیخواهند. تنها شانس شما در کمک به آنها برای رسیدن به آنچیزی است که همیشه خودشان میخواهند.
و در نهایت…
۵- ما را به همتایان خود معرفی کنند: نه به همه، بلکه به افرادی که به آنها اعتماد دارند. چرا آنها این کار را انجام میدهند؟ آنها این کار را برای شما انجام نخواهند داد. آنها این کار را انجام میدهند تا موقعیت خودشان را ارتقا بدهند، ارتباطات خودشان را افزایش دهند یا به هر شکل دیگری خودشان را راضی کنند.
بعد از اینکه همهی اینها را فهمیدید، ممکن است تبلیغ معنا پیدا کند.
.
Seth's Blog
The right marketing question
The wrong question is, “our project isn’t catching on, how do we promote it better?” The right question is a little more nuanced and far more important, “We’re seeking…
▪️لبریز
▪️ ستگادین | شنبه ۳ تیر ۱۴۰۲
همان قسمت خالی کِشو است که آن را به یک ابزار مفید تبدیل میکند.
همین امر در مورد کابینت بایگانی، جعبهابزار و تقویم نیز صدق میکند.
برنامهی Slack را دست کم نگیرید.
.
▪️ ستگادین | شنبه ۳ تیر ۱۴۰۲
همان قسمت خالی کِشو است که آن را به یک ابزار مفید تبدیل میکند.
همین امر در مورد کابینت بایگانی، جعبهابزار و تقویم نیز صدق میکند.
برنامهی Slack را دست کم نگیرید.
.
Seth's Blog
Overstuffed
The empty part of the drawer is what makes it a useful tool. Same goes for a filing cabinet, a toolbox and a calendar. Slack is underrated.
▪️وقتی قصد «رفتن» به جایی را داریم و به آنجا میرسیم
▪️ ستگادین | یکشنبه ۴ تیر ۱۴۰۲
...شاید دیگر باید متوقف شویم.
مگر اینکه هدف، «رفتن»(going) باشد.[ نه رسیدن ]
.
▪️ ستگادین | یکشنبه ۴ تیر ۱۴۰۲
...شاید دیگر باید متوقف شویم.
مگر اینکه هدف، «رفتن»(going) باشد.[ نه رسیدن ]
.
Seth's Blog
When we get to where we’re going
…perhaps we should stop. Unless the going was the point.
▪️نظریهی پورتفولیو
▪️ ستگادین | چهارشنبه ۷ تیر ۱۴۰۲
یک نمایش تلویزیونی میتواند سال موفقی برای نتفلیکس رقم بزند. یک سهام میتواند اعداد را برای یک سرمایهگذار جابجا کند. یک بازیکن میتواند یک تیم را به پیروزی برساند.
نکتهی کلیدی این است: « میدانم یکی از این موارد خواهد بود ولی مطمئن نیستم کدام.»
چالشی که در مورد عاشقشدن ما به پتانسیل موجود در یک تخم مرغ از سبد تخممرغها وجود دارد این است که ما اغلب، تمام سبد را از تخم مرغهای یکسان پر میکنیم. این دیگر اسمش پورتفولیو نیست. یک شرطبندی مشابه است که بارها و بارها تکرار میشود.
بهترین پورتفولیو دارای عناصری است که مطمئن هستید به اشتباه در پورتفولیو جاگرفتهاند و در اغلب موارد، بالاخره همانها درست از آب در میآیند.
.
▪️ ستگادین | چهارشنبه ۷ تیر ۱۴۰۲
یک نمایش تلویزیونی میتواند سال موفقی برای نتفلیکس رقم بزند. یک سهام میتواند اعداد را برای یک سرمایهگذار جابجا کند. یک بازیکن میتواند یک تیم را به پیروزی برساند.
نکتهی کلیدی این است: « میدانم یکی از این موارد خواهد بود ولی مطمئن نیستم کدام.»
چالشی که در مورد عاشقشدن ما به پتانسیل موجود در یک تخم مرغ از سبد تخممرغها وجود دارد این است که ما اغلب، تمام سبد را از تخم مرغهای یکسان پر میکنیم. این دیگر اسمش پورتفولیو نیست. یک شرطبندی مشابه است که بارها و بارها تکرار میشود.
بهترین پورتفولیو دارای عناصری است که مطمئن هستید به اشتباه در پورتفولیو جاگرفتهاند و در اغلب موارد، بالاخره همانها درست از آب در میآیند.
.
Seth's Blog
Portfolio theory
One show can make Netflix’s year. One stock can make the numbers for an investor. One player can drive a team to victory. The key is, “I’m not sure which one it’s going to b…
▪️گمراهشدن با مدرک دانشگاهی
▪️ ستگادین | پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲
گروه خاصی از دانشآموزان با عملکرد و بازده بالا در مدارس معروف، نمیتوانند در برابر امکان ورود به تحصیلات عالی دانشگاهی مقاومت کنند.
اگر در مدرسه، خوب باشید، چالش و پیشنهاد دانشکدهی حقوق، دانشکدهی پزشکی یا یک دانشکدهی کسب و کار معروف، به این معناست که میتوانید کارهای بیشتری انجام دهید که در آن مهارت دارید. بهجای مواجهه با آزادی ترسناکی که در حق انتخابتان برای رقمزدن اتفاقات آینده دارید، اعطای یک نشان موقعیت اجتماعی بالا، راهی برای رسیدن به یک شغل پردرآمد و چندین سال تحصیل بیشتر به شما پیشنهاد میشود.
جوانان باسواد و پرشور در مورد رویاهای خودشان برای کمک به مردم، نامزدی برای انتخابات، مبارزه با بیعدالتی یا کشف علایق خود به عنوان یک کارآفرین صحبت میکنند و قرار است دانشگاه، مسیر تحقق آن باشد.
مشکل اینجاست که دانشگاه برای هیچیک از این اهداف، بهینه(optimize) [رسیدن به کمال مطلوب با حداقل هزینه] نشده است.
فارق التحصیلشدن از پزشکی با انبوهی از بدهیها و پایان دههی بیست زندگی، شما را وادار میکند تا در مسیر دکترشدن وارد شوید که به طور فزایندهای مربوط به درگیری شما با سیستمها و پرکردن فرمهای مدارک پزشکی است، نه درگیرشدن و مشغولیت با خود بیماران. دانشجویان حقوق که با رویاهای عدالت اجتماعی وارد دانشگاه میشوند، اغلب این رویاها را برای چندین دهه به تعویق میندازند، زیرا ساعتهای طولانی در شرکتهای بزرگ برای کسب پولهای کلان کار میکنند... حتمن متوجه منظورم شدید.
اگر میخواهید با کسی بنشینید و به او کمک کنید، قطعن چیزی بیشتر و مستقیمتر از شغلی به عنوان یک رواندرمانگر حرفهای یا یک فیزیوتراپیست لازم دارید. اگر میخواهید با نوشتن یا بحثکردن، تغییر و تفاوت ایجاد کنید، سه سال تحصیل در دانشکدهی حقوق و آزمون وکالت، بهترین راه برای انجام این کار نیست. درست است که کارآفرینان باید چیزهای زیادی بدانند، اما نه چیزهایی که در یک برنامهی معمولی MBA تدریس میشود.
کار سلسلهمراتبی، سازمانیافته و طبقهبندیشدهی بانکهای سرمایهگذاری با نامهای بزرگ، مشاوران، شرکتهای حقوقی و پزشکان فانتزی به طور فزایندهای از مسیر مشارکت واقعی با افراد تأثیرگذاری که میتوانند اوضاع را بسنجند و امور را بطور رضایتبخشی سامان دهند خارج شده است.
اگر این نوع کار برای شما مناسب است، آن را دنبال کنید. اما این کار را آگاهانه و عمدی انجام دهید.
اگر این نحوهی کارکردن با شما سازگار نیست، پس شاید منطقی باشد که از همین لحظه شروع به انتقاد از آن کنید. آنهم نه با یک مدرک، گواهینامه یا مجوز با اختیارات کامل، بلکه صرفن تغییر دلخواهتان را با برداشتن قدمهای کوچک از همین الان ایجاد کنید.
.
▪️ ستگادین | پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲
گروه خاصی از دانشآموزان با عملکرد و بازده بالا در مدارس معروف، نمیتوانند در برابر امکان ورود به تحصیلات عالی دانشگاهی مقاومت کنند.
اگر در مدرسه، خوب باشید، چالش و پیشنهاد دانشکدهی حقوق، دانشکدهی پزشکی یا یک دانشکدهی کسب و کار معروف، به این معناست که میتوانید کارهای بیشتری انجام دهید که در آن مهارت دارید. بهجای مواجهه با آزادی ترسناکی که در حق انتخابتان برای رقمزدن اتفاقات آینده دارید، اعطای یک نشان موقعیت اجتماعی بالا، راهی برای رسیدن به یک شغل پردرآمد و چندین سال تحصیل بیشتر به شما پیشنهاد میشود.
جوانان باسواد و پرشور در مورد رویاهای خودشان برای کمک به مردم، نامزدی برای انتخابات، مبارزه با بیعدالتی یا کشف علایق خود به عنوان یک کارآفرین صحبت میکنند و قرار است دانشگاه، مسیر تحقق آن باشد.
مشکل اینجاست که دانشگاه برای هیچیک از این اهداف، بهینه(optimize) [رسیدن به کمال مطلوب با حداقل هزینه] نشده است.
فارق التحصیلشدن از پزشکی با انبوهی از بدهیها و پایان دههی بیست زندگی، شما را وادار میکند تا در مسیر دکترشدن وارد شوید که به طور فزایندهای مربوط به درگیری شما با سیستمها و پرکردن فرمهای مدارک پزشکی است، نه درگیرشدن و مشغولیت با خود بیماران. دانشجویان حقوق که با رویاهای عدالت اجتماعی وارد دانشگاه میشوند، اغلب این رویاها را برای چندین دهه به تعویق میندازند، زیرا ساعتهای طولانی در شرکتهای بزرگ برای کسب پولهای کلان کار میکنند... حتمن متوجه منظورم شدید.
اگر میخواهید با کسی بنشینید و به او کمک کنید، قطعن چیزی بیشتر و مستقیمتر از شغلی به عنوان یک رواندرمانگر حرفهای یا یک فیزیوتراپیست لازم دارید. اگر میخواهید با نوشتن یا بحثکردن، تغییر و تفاوت ایجاد کنید، سه سال تحصیل در دانشکدهی حقوق و آزمون وکالت، بهترین راه برای انجام این کار نیست. درست است که کارآفرینان باید چیزهای زیادی بدانند، اما نه چیزهایی که در یک برنامهی معمولی MBA تدریس میشود.
کار سلسلهمراتبی، سازمانیافته و طبقهبندیشدهی بانکهای سرمایهگذاری با نامهای بزرگ، مشاوران، شرکتهای حقوقی و پزشکان فانتزی به طور فزایندهای از مسیر مشارکت واقعی با افراد تأثیرگذاری که میتوانند اوضاع را بسنجند و امور را بطور رضایتبخشی سامان دهند خارج شده است.
اگر این نوع کار برای شما مناسب است، آن را دنبال کنید. اما این کار را آگاهانه و عمدی انجام دهید.
اگر این نحوهی کارکردن با شما سازگار نیست، پس شاید منطقی باشد که از همین لحظه شروع به انتقاد از آن کنید. آنهم نه با یک مدرک، گواهینامه یا مجوز با اختیارات کامل، بلکه صرفن تغییر دلخواهتان را با برداشتن قدمهای کوچک از همین الان ایجاد کنید.
.
▪️خستگی ناشی از «و»
▪️ ستگادین | جمعه ۹ تیر ۱۴۰۲
فراوانیِ عصر دیجیتال، مشکل جدیدی ایجاد میکند.
زندگی ما، بیشتر پُر از تصمیمات «یا» است. شما میتوانید این «یا» آن را داشته باشید. شما میتوانید برای یک مهمانی بزرگ، پول پسانداز کنید «یا» میتوانید برای ناهار بیرون بروید. شما میتوانید دقیقن یک چیز برای دسر داشته باشید: کیک «یا» میوه.
اما جنگ [رسانهها] بر سر جلب توجه ما، باعث شده است که بیش از یک میلیون چیز را در YouTube تماشا کنیم، میلیونها آهنگ دیگر را در Qobuz گوش کنیم و مشغول مصرف نامحدود محتوای رسانهها(binge) در دهها کانال پخش زنده باشیم.
گفتنِ «یا» بس است. فقط بگویید: «و».
و این بدان معناست که انتخابها عواقب کمتری دارند. این بدان معناست که دیگر زمان، طلا نیست و به سادگی از بین میرود و زجر انتخاب به خستگیِ بیحد و مرز «هرچی شد شد، فرقی نمیکنه»(whatever) تبدیل میشود.
حتی زمانی که امکانش فراهم باشد که از انجام یک انتخاب بپرهیزیم، ممکن است اقدام به انتخاب، کار عاقلانه و منطقی باشد.
.
▪️ ستگادین | جمعه ۹ تیر ۱۴۰۲
فراوانیِ عصر دیجیتال، مشکل جدیدی ایجاد میکند.
زندگی ما، بیشتر پُر از تصمیمات «یا» است. شما میتوانید این «یا» آن را داشته باشید. شما میتوانید برای یک مهمانی بزرگ، پول پسانداز کنید «یا» میتوانید برای ناهار بیرون بروید. شما میتوانید دقیقن یک چیز برای دسر داشته باشید: کیک «یا» میوه.
اما جنگ [رسانهها] بر سر جلب توجه ما، باعث شده است که بیش از یک میلیون چیز را در YouTube تماشا کنیم، میلیونها آهنگ دیگر را در Qobuz گوش کنیم و مشغول مصرف نامحدود محتوای رسانهها(binge) در دهها کانال پخش زنده باشیم.
گفتنِ «یا» بس است. فقط بگویید: «و».
و این بدان معناست که انتخابها عواقب کمتری دارند. این بدان معناست که دیگر زمان، طلا نیست و به سادگی از بین میرود و زجر انتخاب به خستگیِ بیحد و مرز «هرچی شد شد، فرقی نمیکنه»(whatever) تبدیل میشود.
حتی زمانی که امکانش فراهم باشد که از انجام یک انتخاب بپرهیزیم، ممکن است اقدام به انتخاب، کار عاقلانه و منطقی باشد.
.
Seth's Blog
“And” fatigue
Digital abundance creates a new problem. Most of our lives are filled with “or” decisions. You can have this or that. You can save money for the big party or you can go out for lunch. Y…
▪️بازخورد عملی
▪️ ستگادین | شنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۲
«میخوای بدونی من چی فکر میکنم؟»
ممکن است بهترین پاسخ شما به چنین بازخوردی این باشد: «نه».
زیرا این شخص برای ارائهی یک بازخورد مفید، خیلی خوب نیست.
زیرا شما این محصول یا خدمات یا عملکرد را برای خشنودکردن این شخص تولید نکردهاید. او مشتری نیست.
زیرا قرار نیست به این زودیها دست به اصلاح محصولتان بزنید. فیلم، ساخته شده است و دریافت یک بازخورد خاص، باعث نمیشود که فیلم را دوباره بسازید.
فقط به این دلیل که انتقادی مطرح میشود به این معنا نیست که باید آن را پیگیری کنید یا حتی به آن گوش دهید.
.
▪️ ستگادین | شنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۲
«میخوای بدونی من چی فکر میکنم؟»
ممکن است بهترین پاسخ شما به چنین بازخوردی این باشد: «نه».
زیرا این شخص برای ارائهی یک بازخورد مفید، خیلی خوب نیست.
زیرا شما این محصول یا خدمات یا عملکرد را برای خشنودکردن این شخص تولید نکردهاید. او مشتری نیست.
زیرا قرار نیست به این زودیها دست به اصلاح محصولتان بزنید. فیلم، ساخته شده است و دریافت یک بازخورد خاص، باعث نمیشود که فیلم را دوباره بسازید.
فقط به این دلیل که انتقادی مطرح میشود به این معنا نیست که باید آن را پیگیری کنید یا حتی به آن گوش دهید.
.
Seth's Blog
Actionable feedback
“Do you want to know what I think?” The best answer might be, “no.” Because this person is not very good at offering useful feedback. Because you didn’t create this pr…
▪️چه کسی برند شما را تضعیف میکند؟
▪️ ستگادین | یکشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۲
یک خواربارفروش لوکس و گرانقیمت در محلهای بسیار گران در نیویورک وجود دارد که تمام انرژی خود را روی غذاهای ایتالیایی متمرکز میکند. همه چیز وارداتی است و آنها زمان و پول زیادی را صرف میکنند که یک تجربهی خرید اصیل ایتالیایی را برای مشتریان فراهم کنند. ناگهان یک مدیر برند تنبل، تصمیم میگیرد تابلوهای «یکی بخر دوتا ببر»( Sale-A-Bration) را روی تمام پنجرههای آنها بچسباند. آیا چیزی غیرایتالیاییتر از این وجود دارد؟
شاید این شخصی که پشت میز پذیرش هتلی که به تازگی افتتاح کردهاید، به خودش زحمت نمیدهد که همان انرژی اضافی را که معمار، متخصصان املاک و سازندگان برای هتل گذاشتهاند، صرف کارش کند.
یا گروه درمانده و زمینگیرشدهی واسط کاربری(UI group) در بخش نرمافزار که کار طراحان خودروی جدید را تضعیف میکنند.
یا افراد امنیتی ترسناک در بانک که با ایجاد موانع بزرگ بین مشتریان و تراکنشهایی که به دنبال انجام آن هستند، کار سختی که شما در زمینهی خدمات مشتریان انجام میدهید را زیر سوال میبرند.
در همهی موارد، افراد، فقط کاری را انجام میدهند که رئیس اجازهاش را داده یا آنها را تشویق به انجامش کرده است. درنهایت، برند، داستانی است که ما تعریف میکنیم و دیر یا زود، [راستیآزمایی داستان ما] به شخصی بستگی پیدا خواهد کرد که با کاری که انجام داده، مشتری را تحت تأثیر قرار میدهد.
.
▪️ ستگادین | یکشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۲
یک خواربارفروش لوکس و گرانقیمت در محلهای بسیار گران در نیویورک وجود دارد که تمام انرژی خود را روی غذاهای ایتالیایی متمرکز میکند. همه چیز وارداتی است و آنها زمان و پول زیادی را صرف میکنند که یک تجربهی خرید اصیل ایتالیایی را برای مشتریان فراهم کنند. ناگهان یک مدیر برند تنبل، تصمیم میگیرد تابلوهای «یکی بخر دوتا ببر»( Sale-A-Bration) را روی تمام پنجرههای آنها بچسباند. آیا چیزی غیرایتالیاییتر از این وجود دارد؟
شاید این شخصی که پشت میز پذیرش هتلی که به تازگی افتتاح کردهاید، به خودش زحمت نمیدهد که همان انرژی اضافی را که معمار، متخصصان املاک و سازندگان برای هتل گذاشتهاند، صرف کارش کند.
یا گروه درمانده و زمینگیرشدهی واسط کاربری(UI group) در بخش نرمافزار که کار طراحان خودروی جدید را تضعیف میکنند.
یا افراد امنیتی ترسناک در بانک که با ایجاد موانع بزرگ بین مشتریان و تراکنشهایی که به دنبال انجام آن هستند، کار سختی که شما در زمینهی خدمات مشتریان انجام میدهید را زیر سوال میبرند.
در همهی موارد، افراد، فقط کاری را انجام میدهند که رئیس اجازهاش را داده یا آنها را تشویق به انجامش کرده است. درنهایت، برند، داستانی است که ما تعریف میکنیم و دیر یا زود، [راستیآزمایی داستان ما] به شخصی بستگی پیدا خواهد کرد که با کاری که انجام داده، مشتری را تحت تأثیر قرار میدهد.
.
Seth's Blog
Who is undermining your brand?
There’s a high-end grocer in a very expensive neighborhood of New York–and they focus all of their energy on Italian food. Everything is imported, and they spend a lot of time and money…
▪️وقتی آینده، ما را پیدا کند
▪️ ستگادین | دوشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۲
البته آینده هرگز از راه نمیرسد [ هر چقدر هم که برای آینده پیشبینی یا برنامهریزی کنیم، هرگز در عمل فرانخواهد رسید. آینده همیشه در حال تغییر و تحول است و پیشبینی یا آمادگی کامل برای آن غیرممکن است.] اما نیروی قدرتمندی دارد که اجتناب از آن را غیرممکن میکند.
میتوانیم آن را بهعنوان آستانهای ببینیم، دریچهای به سوی چیزی جدید.
یا میتوانیم به عنوان یک تغییر ناخواسته با آن مبارزه کنیم ولی کشف کنیم که آینده دارای جاذبه، سرسختی و نقطهقوت خودش است.
ما میتوانیم آینده را تحت تأثیر قرار دهیم اما نمیتوانیم وانمود کنیم که وجود ندارد.
.
▪️ ستگادین | دوشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۲
البته آینده هرگز از راه نمیرسد [ هر چقدر هم که برای آینده پیشبینی یا برنامهریزی کنیم، هرگز در عمل فرانخواهد رسید. آینده همیشه در حال تغییر و تحول است و پیشبینی یا آمادگی کامل برای آن غیرممکن است.] اما نیروی قدرتمندی دارد که اجتناب از آن را غیرممکن میکند.
میتوانیم آن را بهعنوان آستانهای ببینیم، دریچهای به سوی چیزی جدید.
یا میتوانیم به عنوان یک تغییر ناخواسته با آن مبارزه کنیم ولی کشف کنیم که آینده دارای جاذبه، سرسختی و نقطهقوت خودش است.
ما میتوانیم آینده را تحت تأثیر قرار دهیم اما نمیتوانیم وانمود کنیم که وجود ندارد.
.
Seth's Blog
When the future finds us
The future never arrives, of course, but it has a powerful force that’s impossible to avoid. We can see it as a threshold, a doorway toward something new. Or we can fight it as an unwanted ch…
▪️ما که آدمخوار نیستیم
▪️ ستگادین | سهشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۲
بخشی از چالش معاشرت با آدمخوارها این است که خواب راحت شبانه را برای ما بسیار دشوار میکند.
از نظر ریاضی، پیداکردن گروهی از افراد که به جامعهشان اهمیت میدهند کار قانعکنندهای است. با اینکه ممکن است انتخابهای خودخواهانهی فردی، در لحظهی حال، احساس کسب منفعت به فرد بدهد، ولی اگر سلامت جامعه را تضعیف کند، در نهایت به شکست خود آن فرد میانجامد.
فرهنگ، پادزهر است. روشی برای گذران شرایط موجود. راهی است برای تمرکز بر یک ارتباط طولانی مدت بر مبنای منافع مشترک.
از آنجایی که دنیای ما شلوغتر و مرتبطتر شده است، ناراحتکردن، توهین و تجاوز، آسانتر از همیشه است. فرهنگ به ما این فرصت را میدهد که شرایطی برای مردم ایجاد کنیم تا دیدگاهی بلندمدت را در پیش بگیرند. و همچنین بهتر بخوابند.
ما مثل یک رود جاری، روی افراد بعد از خودمان تأثیر میگذاریم.[همانطور که از افراد قبلی تأثیر گرفتهایم.]
.
▪️ ستگادین | سهشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۲
بخشی از چالش معاشرت با آدمخوارها این است که خواب راحت شبانه را برای ما بسیار دشوار میکند.
از نظر ریاضی، پیداکردن گروهی از افراد که به جامعهشان اهمیت میدهند کار قانعکنندهای است. با اینکه ممکن است انتخابهای خودخواهانهی فردی، در لحظهی حال، احساس کسب منفعت به فرد بدهد، ولی اگر سلامت جامعه را تضعیف کند، در نهایت به شکست خود آن فرد میانجامد.
فرهنگ، پادزهر است. روشی برای گذران شرایط موجود. راهی است برای تمرکز بر یک ارتباط طولانی مدت بر مبنای منافع مشترک.
از آنجایی که دنیای ما شلوغتر و مرتبطتر شده است، ناراحتکردن، توهین و تجاوز، آسانتر از همیشه است. فرهنگ به ما این فرصت را میدهد که شرایطی برای مردم ایجاد کنیم تا دیدگاهی بلندمدت را در پیش بگیرند. و همچنین بهتر بخوابند.
ما مثل یک رود جاری، روی افراد بعد از خودمان تأثیر میگذاریم.[همانطور که از افراد قبلی تأثیر گرفتهایم.]
.
Seth's Blog
Are we cannibals?
Part of the challenge of hanging out with cannibals is that it’s very difficult to get a good night’s sleep. The math of finding a group of people that cares about community is pretty c…
▪️تحقیر یا تشویق؟
▪️ ستگادین | چهارشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۲
انجام یکی از اینها، کمی بیشتر از دیگری تلاش میخواهد.
توهین و تحقیر ممکن است سرگرمکنندهتر باشد اما در نهایت، انرژی آن تمام میشود. باعث خاتمهدادن به گفتگو میشود نه شروع آن. باعث ارعاب و تضعیف طرف مقابل میشود نه تشویق و حمایت از او.
تشویقکردن، انگیزهبخشی و حمایت مثل روشنکردن چراغها به همه کمک میکند.
.
▪️ ستگادین | چهارشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۲
انجام یکی از اینها، کمی بیشتر از دیگری تلاش میخواهد.
توهین و تحقیر ممکن است سرگرمکنندهتر باشد اما در نهایت، انرژی آن تمام میشود. باعث خاتمهدادن به گفتگو میشود نه شروع آن. باعث ارعاب و تضعیف طرف مقابل میشود نه تشویق و حمایت از او.
تشویقکردن، انگیزهبخشی و حمایت مثل روشنکردن چراغها به همه کمک میکند.
.
Seth's Blog
Throwing shade or throwing light?
One takes a little more effort than the other. While throwing shade might be more fun, it eventually runs out of energy. It’s designed to end conversations, not start them, to intimidate, not…
▪️قسمت سختِ کار، جذب مشتری است
▪️ ستگادین | پنجشنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۲
راهانداختن یک کسب و کار جدید، کار پیچیدهای است. این کار شامل سازماندهی تأمینکنندگان، شرکا، مشتریان، فرآیندها، فناوری، اجارهنامهها، کارکنان، لوگوها، سرمایه و موارد دیگر است.
در طول مسیر، حواسپرتی به آسانی رخ میدهد اما تمرکز بر قسمتهای سخت کار، راه مفیدی برای پیشرفت است.
شما میتوانید بشدت روی لوگو کار کنید یا فهرست تأمینکنندگان خود را دوبرابر کنید یا همانطور که من هم یک بار انجام دادم با وکلای شرکتتان جلسات طوفان مغزی راه بیندازید تا راهی برای جذابترکردن شرایط و مقررات خدمات خویش بیابید.
کارهای بیپایانی برای شروع یک سرمایهگذاری جدید وجود دارد ولی اکثر وظایف(tasks)، ضروری اما ناکافی هستند. شما نمیتوانید بدون آنها شروع کنید اما آنها به خودی خود تأثیر کافی برروی کار شما برای ایجاد تغییر ایجاد نمیکنند.
هر پروژهی جدید باید تغییر ایجاد کند، در غیر اینصورت شکست میخورد.
ما وقت خود را صرف تمرکز روی انجام وظایف میکنیم زیرا وظایف، شناختهشده و قابل انجامدادن هستند.
این نوعی پنهانشدن است.
شایان ذکر است که:
قسمت سخت کار، قسمتی نیست که بیشترین هزینه را برای شما داشته باشد. اگر بتوانید کار را به یک متخصص، برونسپاری کنید و آن کار را به طور موثری انجام دهید، دیگر کار سختی نیست. فقط گران تمام میشود. شما نیازی به ساخت سِروِر ایمیل خودتان ندارید. میتوانید یک سِروِر اجاره کنید. اگر میخواهید ناشر کتاب شوید، معلوم است که چاپ، حروفچینی، کپیبرداری، کار قانونی و بقیهی کارها در واقع سخت نیست. افرادی هستند که مشتاقند این کار را برای شما انجام دهند.
قسمت سخت کار شامل جذب مشتری است. آیا میتوانید مشتریان کافی پیدا کنید که بهای منصفانهای را به شما بپردازند و همچنین تصمیم بگیرند که شما را به دیگران معرفی و تبلیغ کنند؟ زیرا اگر مشتریان برای شما مشتری بیاورند و این مشتریان همگی درآمد بیشتری نسبت به هزینه داشته باشند، پروژهی مفیدی خواهید داشت.
هر دقیقهای که بنیانگذار، صرف کار روی این سوال نمیکند، ممکن است به تخصیص اشتباه منابع منجر شود.
.
▪️ ستگادین | پنجشنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۲
راهانداختن یک کسب و کار جدید، کار پیچیدهای است. این کار شامل سازماندهی تأمینکنندگان، شرکا، مشتریان، فرآیندها، فناوری، اجارهنامهها، کارکنان، لوگوها، سرمایه و موارد دیگر است.
در طول مسیر، حواسپرتی به آسانی رخ میدهد اما تمرکز بر قسمتهای سخت کار، راه مفیدی برای پیشرفت است.
شما میتوانید بشدت روی لوگو کار کنید یا فهرست تأمینکنندگان خود را دوبرابر کنید یا همانطور که من هم یک بار انجام دادم با وکلای شرکتتان جلسات طوفان مغزی راه بیندازید تا راهی برای جذابترکردن شرایط و مقررات خدمات خویش بیابید.
کارهای بیپایانی برای شروع یک سرمایهگذاری جدید وجود دارد ولی اکثر وظایف(tasks)، ضروری اما ناکافی هستند. شما نمیتوانید بدون آنها شروع کنید اما آنها به خودی خود تأثیر کافی برروی کار شما برای ایجاد تغییر ایجاد نمیکنند.
هر پروژهی جدید باید تغییر ایجاد کند، در غیر اینصورت شکست میخورد.
ما وقت خود را صرف تمرکز روی انجام وظایف میکنیم زیرا وظایف، شناختهشده و قابل انجامدادن هستند.
این نوعی پنهانشدن است.
شایان ذکر است که:
قسمت سخت کار، قسمتی نیست که بیشترین هزینه را برای شما داشته باشد. اگر بتوانید کار را به یک متخصص، برونسپاری کنید و آن کار را به طور موثری انجام دهید، دیگر کار سختی نیست. فقط گران تمام میشود. شما نیازی به ساخت سِروِر ایمیل خودتان ندارید. میتوانید یک سِروِر اجاره کنید. اگر میخواهید ناشر کتاب شوید، معلوم است که چاپ، حروفچینی، کپیبرداری، کار قانونی و بقیهی کارها در واقع سخت نیست. افرادی هستند که مشتاقند این کار را برای شما انجام دهند.
قسمت سخت کار شامل جذب مشتری است. آیا میتوانید مشتریان کافی پیدا کنید که بهای منصفانهای را به شما بپردازند و همچنین تصمیم بگیرند که شما را به دیگران معرفی و تبلیغ کنند؟ زیرا اگر مشتریان برای شما مشتری بیاورند و این مشتریان همگی درآمد بیشتری نسبت به هزینه داشته باشند، پروژهی مفیدی خواهید داشت.
هر دقیقهای که بنیانگذار، صرف کار روی این سوال نمیکند، ممکن است به تخصیص اشتباه منابع منجر شود.
.
Seth's Blog
Customer traction is the hard part
A new business is complicated. It involves weaving together suppliers, partners, customers, processes, technology, leases, employees, logos, capital and more. Along the way, it’s easy to get …
❤1
▪️مقادیر کوچک
▪️ ستگادین | جمعه ۱۶ خرداد ۱۴۰۲
اگر به یک فروشگاه مواد غذایی سالم و بهداشتی بروید و قرصهایی که حاوی سلنیوم، نقرهی کلوئیدی یا سایر مواد مرموز هستند بخرید، ممکن است کمی احساس بهتر در شما ایجاد کنند. از طرف دیگر، اگر مقدار زیادی مصرف کنید، بیمار میشوید یا احتمالن میمیرید.
در مقادیر بسیار کم، تنها چیزی که دریافت میکنید دارونما است. این همان حسی است که داستان به شما میدهد. با این حال، زمانی که مقدار قابل توجهی از مواد سلولی وجود داشته باشند، ممکن است سمیت ایجاد شود.
مقادیر کوچک، اثرات قوی دارونما را افزایش میدهند.
کاهش ۲۵ درصدی قیمتها ممکن است مشتریان شما را خوشحالتر کند. اما صرف ۴ درصد از درآمدتان برای آموزش، استخدام و دادنِ آزادی عمل به کارکنان خویش ممکن است آنها را بسیار خوشحالتر کند.
تکنیک brute force [حل مسأله به روش الگوریتمی ]، مهندسان را خوشحال میکند. اما دادن فرصتی به انسانها برای گفتن یک داستان مثبت به خودشان، باعث خوشحالی آنها میشود.
.
▪️ ستگادین | جمعه ۱۶ خرداد ۱۴۰۲
اگر به یک فروشگاه مواد غذایی سالم و بهداشتی بروید و قرصهایی که حاوی سلنیوم، نقرهی کلوئیدی یا سایر مواد مرموز هستند بخرید، ممکن است کمی احساس بهتر در شما ایجاد کنند. از طرف دیگر، اگر مقدار زیادی مصرف کنید، بیمار میشوید یا احتمالن میمیرید.
در مقادیر بسیار کم، تنها چیزی که دریافت میکنید دارونما است. این همان حسی است که داستان به شما میدهد. با این حال، زمانی که مقدار قابل توجهی از مواد سلولی وجود داشته باشند، ممکن است سمیت ایجاد شود.
مقادیر کوچک، اثرات قوی دارونما را افزایش میدهند.
کاهش ۲۵ درصدی قیمتها ممکن است مشتریان شما را خوشحالتر کند. اما صرف ۴ درصد از درآمدتان برای آموزش، استخدام و دادنِ آزادی عمل به کارکنان خویش ممکن است آنها را بسیار خوشحالتر کند.
تکنیک brute force [حل مسأله به روش الگوریتمی ]، مهندسان را خوشحال میکند. اما دادن فرصتی به انسانها برای گفتن یک داستان مثبت به خودشان، باعث خوشحالی آنها میشود.
.
Seth's Blog
Small doses
If you go to a health food store and buy some pills with selenium, colloidal silver or other mysterious substances in them, it’s possible that they’ll make you feel a bit better. On the…
▪️آیا این یک مهارت است؟
▪️ ستگادین | یکشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۲
اگر چنین است، شاید ارزش یادگیری را داشته باشد.
اگر چنین است، ممکن است به فردی که آن را یاد گرفته اجازه دهید از مهارتش مراقبت و استفاده کند.
کدنویسی یک مهارت است. اما مشخص نیست شخصی که میداند چگونه کدنویسی کند، میتواند طراحی شما را هم انجام دهد.
تدریس یک مهارت است. اما صرفن به این دلیل که کسی در یک پیشه و مهارت خوب است به این معنی نیست که میداند چگونه باید تدریس کند.
کپیرایتینگ یک مهارت است. ولی دسترسی به رمز عبور Mailchimp شما را به یک کپیرایتر ماهر تبدیل نمیکند.
فروش یک مهارت است. شخصی که صاحب سازمان است یا به خیریه اهمیت میدهد، ممکن است بهترین فرد بعنوان مسوول فروش نباشد.
نزدیکی و شباهت، مساوی با مهارت نیست.
.
▪️ ستگادین | یکشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۲
اگر چنین است، شاید ارزش یادگیری را داشته باشد.
اگر چنین است، ممکن است به فردی که آن را یاد گرفته اجازه دهید از مهارتش مراقبت و استفاده کند.
کدنویسی یک مهارت است. اما مشخص نیست شخصی که میداند چگونه کدنویسی کند، میتواند طراحی شما را هم انجام دهد.
تدریس یک مهارت است. اما صرفن به این دلیل که کسی در یک پیشه و مهارت خوب است به این معنی نیست که میداند چگونه باید تدریس کند.
کپیرایتینگ یک مهارت است. ولی دسترسی به رمز عبور Mailchimp شما را به یک کپیرایتر ماهر تبدیل نمیکند.
فروش یک مهارت است. شخصی که صاحب سازمان است یا به خیریه اهمیت میدهد، ممکن است بهترین فرد بعنوان مسوول فروش نباشد.
نزدیکی و شباهت، مساوی با مهارت نیست.
.
Seth's Blog
Is it a skill?
If so, it might be worth learning. If so, it might pay to let someone who has learned it take care of it. Coding is a skill. But it’s not clear that the person who knows how to code should be…
▪️تشخیص در خلاقیت
▪️ ستگادین | دوشنبه ۱۹ تیر ۱۴۰۲
قسمت سخت کار، داشتن ایدههای خوب نیست. هرگز اینطور نبوده است.
قسمت سخت، انتخاب(choose) است.
از GPT ده زیرنویس برای کتاب خود یا شانزده روش برای برگزاری یک مهمانی غافلگیرکننده بخواهید. مطمئنن از مفیدبودن جوابها خوشحال خواهید شد. اگر از Dreamstudio یا Kittl برای برخی از طرحهایتان لوگو بخواهید، بازهم از جوابها راضی و خشنود خواهید شد.
در تشخیص(discernment)، خلاقیت وجود دارد.
هوش مصنوعی و الگوها یافتن ایدههای خوب را آسانتر از همیشه کردهاند.
یافتن ایده، خیلی هم مهم نیست.
همیشه قسمت سخت کار، جرأت انتخاب و تلاش برای رساندنِ انتخابتان به دست افرادی است که به آن نیاز دارند.
گفتنِ اینکه: «من هیچ ایدهی خوبی ندارم.»، شانهخالیکردن از مسوولیت است.
.
▪️ ستگادین | دوشنبه ۱۹ تیر ۱۴۰۲
قسمت سخت کار، داشتن ایدههای خوب نیست. هرگز اینطور نبوده است.
قسمت سخت، انتخاب(choose) است.
از GPT ده زیرنویس برای کتاب خود یا شانزده روش برای برگزاری یک مهمانی غافلگیرکننده بخواهید. مطمئنن از مفیدبودن جوابها خوشحال خواهید شد. اگر از Dreamstudio یا Kittl برای برخی از طرحهایتان لوگو بخواهید، بازهم از جوابها راضی و خشنود خواهید شد.
در تشخیص(discernment)، خلاقیت وجود دارد.
هوش مصنوعی و الگوها یافتن ایدههای خوب را آسانتر از همیشه کردهاند.
یافتن ایده، خیلی هم مهم نیست.
همیشه قسمت سخت کار، جرأت انتخاب و تلاش برای رساندنِ انتخابتان به دست افرادی است که به آن نیاز دارند.
گفتنِ اینکه: «من هیچ ایدهی خوبی ندارم.»، شانهخالیکردن از مسوولیت است.
.
Seth's Blog
Discernment in creativity
The hard part isn’t good ideas. It never has been. The hard part is choosing. Ask GPT for ten subtitles for your book, or sixteen ways to hold a surprise party, and you’ll be delighted …
▪️خبر خوب
▪️ ستگادین | شنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۲
اگر راهی وجود داشت که در طول روز، فقط مجموعهای از ایمیلها، پستها، فیدهای حاوی چیزهای خوب، بازخوردهای مثبت و تشویقها بطرف شما بیاید چه میشد؟
به طور شگفتانگیزی، شما میتوانید راهی شبیه به آن را فقط در چند دقیقه بسازید و آن را برای همیشه داشته باشید.
اگر اخبار بد (نظرات، داستانهای پُر کِش و قوس و جنجالها) فقط وضعیت شما را دستکاری میکنند بدون اینکه تأثیرات سازندهای داشته باشند، اخبار را خاموش کنید.
هیچ تعهدی برای کمک به مدل کسب و کار دیگران بر گردن شما وجود ندارد. نیازی نیست وسیلهای که در جیب شما قرار دارد وضعیت روانی شما را بدتر کند. هیچ مزیتی برایتان در اجازهدادن به شرکتهای رسانهای برای کسب سود با ریختن زباله در حیاط جلویی شما وجود ندارد.
دادههای رو به رشدی وجود دارد که نشان میدهد رشد تلفنهای هوشمند نیز به کاهش قابل توجه خوشبینی و رضایت از زندگی، بهویژه در میان جوانان منجر شده است. اما مشکل از این تلفن نیست، بلکه مشکل در نحوهی دستکاری توجه ما توسط شرکتهایی است که اپلیکیشنهایی را روی تلفنهای ما ایجاد میکنند.
.
▪️ ستگادین | شنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۲
اگر راهی وجود داشت که در طول روز، فقط مجموعهای از ایمیلها، پستها، فیدهای حاوی چیزهای خوب، بازخوردهای مثبت و تشویقها بطرف شما بیاید چه میشد؟
به طور شگفتانگیزی، شما میتوانید راهی شبیه به آن را فقط در چند دقیقه بسازید و آن را برای همیشه داشته باشید.
اگر اخبار بد (نظرات، داستانهای پُر کِش و قوس و جنجالها) فقط وضعیت شما را دستکاری میکنند بدون اینکه تأثیرات سازندهای داشته باشند، اخبار را خاموش کنید.
هیچ تعهدی برای کمک به مدل کسب و کار دیگران بر گردن شما وجود ندارد. نیازی نیست وسیلهای که در جیب شما قرار دارد وضعیت روانی شما را بدتر کند. هیچ مزیتی برایتان در اجازهدادن به شرکتهای رسانهای برای کسب سود با ریختن زباله در حیاط جلویی شما وجود ندارد.
دادههای رو به رشدی وجود دارد که نشان میدهد رشد تلفنهای هوشمند نیز به کاهش قابل توجه خوشبینی و رضایت از زندگی، بهویژه در میان جوانان منجر شده است. اما مشکل از این تلفن نیست، بلکه مشکل در نحوهی دستکاری توجه ما توسط شرکتهایی است که اپلیکیشنهایی را روی تلفنهای ما ایجاد میکنند.
.
Seth's Blog
The good news
What if there were a pipeline into your day, a series of emails or posts or feeds that had nothing but nice things, positive feedback and encouragement coming your way? Amazingly, you could build s…
▪️(بدون قسمتهای بد)
▪️ ستگادین | یکشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۲
بدون قسمتهای بد، کار آسان میشود.
«من طرفدار نظردهی و تفسیرهای آنلاین بدون فیلترکردن هستم (بدون مواجهه با نظرات زنستیزانه، نژادپرستانه و دستکاری احساسات توسط اوباش mob )»
«من دوست دارم یک دو ماراتن را (بدون خستگی) بدوم.»
«من طرفدار قانون سختگیرانهی حق کپیرایت هستم (بدون اینکه این حق به اوباش و ترولهای تمامنشدنی تعلق بگیرد و فقط با آن مقدار مناسب و منصفانه که به درد من میخورد موافقم).»
«من راحتی را (بدون افت کیفیت یا افزایش ضایعات و هدررفت) میخواهم.»
«من طرفدار اقتداری قوی و قطعی (بدون آلودهشدن به عوامفریبی، بیعدالتی و عدم انعطاف) هستم.»
«من طرفدار بازارهای آزاد لجامگسیخته (بدون عوارض جانبی، انحصارها و شکستهای بازار) هستم.»
«من میخواهم کارهای مهمی خلق کنم (بدون اینکه عصبی شوم یا احساس کنم یک شیاد هستم.)»
«من طرفدار این هستم که همه ماشین داشته باشند (بدون افزایش پراکندگی، آلودگی و صدمات).»
«من طرفدار جلساتی هستم که در آن، همه صدای خود را داشته باشند (بدون درگیرشدن با تشکیل جلسات بیپایان).»
گاهی اوقات، میتوان قسمتهای بد را کاهش داد. اما این نیاز به تمرکز، تلاش و تعهد قابل توجهی دارد. ارزان به دست نمیآید. شما نمیتوانید انتظار داشته باشید که قسمتهای بد، خودبخود و به تنهایی از بین بروند.
ممکن است قسمتهای بد کارها، برای شما بعنوان یک ویژگی به نظر نرسند اما قسمتهای بد، اغلب طرفی از کارند که اجازه میدهند قسمت دیگر هم وجود داشته باشد.
و گاهی اوقات، قسمت های بد در خود سیستم ساخته میشوند. در این صورت، بدون پذیرش واقعیت قسمتهای بد، نمیتوانید فقط طرفدار بخشهای خوب باشید.
.
▪️ ستگادین | یکشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۲
بدون قسمتهای بد، کار آسان میشود.
«من طرفدار نظردهی و تفسیرهای آنلاین بدون فیلترکردن هستم (بدون مواجهه با نظرات زنستیزانه، نژادپرستانه و دستکاری احساسات توسط اوباش mob )»
«من دوست دارم یک دو ماراتن را (بدون خستگی) بدوم.»
«من طرفدار قانون سختگیرانهی حق کپیرایت هستم (بدون اینکه این حق به اوباش و ترولهای تمامنشدنی تعلق بگیرد و فقط با آن مقدار مناسب و منصفانه که به درد من میخورد موافقم).»
«من راحتی را (بدون افت کیفیت یا افزایش ضایعات و هدررفت) میخواهم.»
«من طرفدار اقتداری قوی و قطعی (بدون آلودهشدن به عوامفریبی، بیعدالتی و عدم انعطاف) هستم.»
«من طرفدار بازارهای آزاد لجامگسیخته (بدون عوارض جانبی، انحصارها و شکستهای بازار) هستم.»
«من میخواهم کارهای مهمی خلق کنم (بدون اینکه عصبی شوم یا احساس کنم یک شیاد هستم.)»
«من طرفدار این هستم که همه ماشین داشته باشند (بدون افزایش پراکندگی، آلودگی و صدمات).»
«من طرفدار جلساتی هستم که در آن، همه صدای خود را داشته باشند (بدون درگیرشدن با تشکیل جلسات بیپایان).»
گاهی اوقات، میتوان قسمتهای بد را کاهش داد. اما این نیاز به تمرکز، تلاش و تعهد قابل توجهی دارد. ارزان به دست نمیآید. شما نمیتوانید انتظار داشته باشید که قسمتهای بد، خودبخود و به تنهایی از بین بروند.
ممکن است قسمتهای بد کارها، برای شما بعنوان یک ویژگی به نظر نرسند اما قسمتهای بد، اغلب طرفی از کارند که اجازه میدهند قسمت دیگر هم وجود داشته باشد.
و گاهی اوقات، قسمت های بد در خود سیستم ساخته میشوند. در این صورت، بدون پذیرش واقعیت قسمتهای بد، نمیتوانید فقط طرفدار بخشهای خوب باشید.
.
Seth's Blog
(Without the bad parts)
That makes it easy. “I’m in favor of unfiltered online commentary (without the misogyny, racism and mob manipulation.)” “I’d like to run a marathon (without getting ti…
▪️تنش مناسب
▪️ ستگادین | سهشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۲
معمولن رشد با احساس خطر همراه است. احساس خطر، یک مکانیسم محافظتی است. راهیست برای اجتناب از شکست یا حتی اجتناب از ترس از شکست.
البته، موقعیت خطرِ واقعی هم با احساس خطر همراه است (یا دستکم باید اینگونه باشد). تمایز بین احساس خطر ناشی از شرایط رشد و شرایط خطرِ واقعی، دشوار است و به همین دلیل، یافتن موسسات، روشها یا مربیانی که در درک این تفاوت تجربه داشته باشند، ارزشمند است.
وقتی شرایط را برای یک تنش و کشمکش حمایتشده و تحت کنترل مهیا میکنیم ( یعنی شرایطی که افراد احساس کنند که «این کار ممکن است جواب ندهد») در اینصورت به افراد، فرصت رشد میدهیم.
.
▪️ ستگادین | سهشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۲
معمولن رشد با احساس خطر همراه است. احساس خطر، یک مکانیسم محافظتی است. راهیست برای اجتناب از شکست یا حتی اجتناب از ترس از شکست.
البته، موقعیت خطرِ واقعی هم با احساس خطر همراه است (یا دستکم باید اینگونه باشد). تمایز بین احساس خطر ناشی از شرایط رشد و شرایط خطرِ واقعی، دشوار است و به همین دلیل، یافتن موسسات، روشها یا مربیانی که در درک این تفاوت تجربه داشته باشند، ارزشمند است.
وقتی شرایط را برای یک تنش و کشمکش حمایتشده و تحت کنترل مهیا میکنیم ( یعنی شرایطی که افراد احساس کنند که «این کار ممکن است جواب ندهد») در اینصورت به افراد، فرصت رشد میدهیم.
.
▪️اهداف و انتظارات
▪️ ستگادین | چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۲
[یادداشتی به یک دوست ناامید که تازه شروع به کاری بلندمدت کرده است]
سه دلیل وجود دارد که چرا ممکن است اهداف ما محقق نشوند که به ترتیب دلپذیربودن عبارتند از:
۱- شاید اهداف، بسیار جاهطلبانهاند یا بیشازحد وابسته به شانس هستند یا اهدافی هستند که بعید است کسی به آنها دست یابد یا با موانعی از جنس طبقه یا کلاس اجتماعی احاطه شدهاند یا صرفن اهدافی غیرواقعی هستند.
اگر چنین است، انتظارات را تغییر دهید و/یا اهداف متفاوتی را انتخاب کنید.
۲- شاید اهداف مفیدی باشند اما ما به پشتکار بیشتر، زمان بیشتر و چند موقعیت کمیاب برای خوششانسی نیاز داشته باشیم.
اگر چنین است، مدام صبر پیشه کنید.
۳- با کمال تاسف اگر دو مورد بالا نباشد، محتملترین دلیل این است که ما باید از انتظارات و پافشاری خویش کوتاه بیاییم. ممکن است ما نیازمند تلاشی بیشتر از حد انتظارمان باشیم، لازم است مهارتهای جدیدی را توسعه دهیم، استراتژیهای جدید را بیابیم و با آغوش باز بپذیریم و قابلیت انجام کار همراه با شور و شوق را در خویش بپرورانیم.
در اغلب موارد، همدلی، چرخهای از بهبود مهارتها، ایجاد نگرشهای جدید و اعلام حضور برای خدمت، همراه با شغلهایی دیده میشوند که صاحبان خویش را به اهدافشان میرسانند.
جاهطلببودن، کافی نیست.
.
▪️ ستگادین | چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۲
[یادداشتی به یک دوست ناامید که تازه شروع به کاری بلندمدت کرده است]
سه دلیل وجود دارد که چرا ممکن است اهداف ما محقق نشوند که به ترتیب دلپذیربودن عبارتند از:
۱- شاید اهداف، بسیار جاهطلبانهاند یا بیشازحد وابسته به شانس هستند یا اهدافی هستند که بعید است کسی به آنها دست یابد یا با موانعی از جنس طبقه یا کلاس اجتماعی احاطه شدهاند یا صرفن اهدافی غیرواقعی هستند.
اگر چنین است، انتظارات را تغییر دهید و/یا اهداف متفاوتی را انتخاب کنید.
۲- شاید اهداف مفیدی باشند اما ما به پشتکار بیشتر، زمان بیشتر و چند موقعیت کمیاب برای خوششانسی نیاز داشته باشیم.
اگر چنین است، مدام صبر پیشه کنید.
۳- با کمال تاسف اگر دو مورد بالا نباشد، محتملترین دلیل این است که ما باید از انتظارات و پافشاری خویش کوتاه بیاییم. ممکن است ما نیازمند تلاشی بیشتر از حد انتظارمان باشیم، لازم است مهارتهای جدیدی را توسعه دهیم، استراتژیهای جدید را بیابیم و با آغوش باز بپذیریم و قابلیت انجام کار همراه با شور و شوق را در خویش بپرورانیم.
در اغلب موارد، همدلی، چرخهای از بهبود مهارتها، ایجاد نگرشهای جدید و اعلام حضور برای خدمت، همراه با شغلهایی دیده میشوند که صاحبان خویش را به اهدافشان میرسانند.
جاهطلببودن، کافی نیست.
.
Seth's Blog
Goals and expectations
[a note to a frustrated friend, just starting out on a long career] There are three reasons that our goals might not be achieved. In order of palatability, they are: Perhaps the goals are too lofty…
▪️بسته/باز
▪️ ستگادین | شنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۲
شنیدهام که سختترین بخش آموزش حرفهای گلف، کمک به گلفبازان بزرگسال برای ایجاد یک چرخش(swing) خوب با چوب گلف نیست!
بلکه ایجاد توقف در انجام یک چرخش بد است.
موقعیت ما بسیار شکننده به نظر میرسد و ما خیلی محکم آن را نگه میداریم.
[عمرِ ] شایستگی، وضعیت و ارتباطات به مویی بند است. ما [در چنین شرایط ناپایداری] اغلب ممکن است خودمان را یک فریبکار احساس کنیم و در اینجور موارد، یکی از راههای رسیدن به آرامش ذهنی آن است که پایه و اساس باورهایی را تقویت کنیم که ما را به اینجا رساندهاند.
و همین باعث میشود که ما به خط پایان نزدیک شویم.
متأسفانه وقتی دستتان را محکم مشت کردهاید، برداشتن هر چیزی تقریبن غیرممکن است.
به همین دلیل است که ایجاد علاقه(enrollment)، کلید یادگیری است. هیچ کودک نوپایی، راهرفتن را با اصرار بر خزیدن یاد نگرفته است. خزیدن با شدت بیشتر هم به راهرفتن منجر نمیشود.[ برای تغییر، راه جدید و متفاوتی باید آموخت و بکار بست.]
معلمان (رهبران / سازماندهندگان / مربیان) دو وظیفه دارند: اول، ایجاد علاقه، دوم تدریس.
اگر دانشآموز مایل به داشتن یک ذهن باز نباشد و از رهاکردن داشتههای قبلی بهراسد، بهتر است که همانطور گریزان بماند.
مقاومت، پدیدهای حیلهگر است. هزاران دلیل برای بستهماندن فرد جور میکند، روایتهایی در مورد اینکه حق من همین است، درمورد امنیت یا پویایی فرهنگی برای فرد ردیف میکند. هر چه را که برای درجازدن و ثابتماندن لازم است فراهم میکند. یکی را خاموش کنید دیگری جایگزین آن میشود.
یا بیایید روراست باشیم یا اصلن وارد بازی نشویم.
.
▪️ ستگادین | شنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۲
شنیدهام که سختترین بخش آموزش حرفهای گلف، کمک به گلفبازان بزرگسال برای ایجاد یک چرخش(swing) خوب با چوب گلف نیست!
بلکه ایجاد توقف در انجام یک چرخش بد است.
موقعیت ما بسیار شکننده به نظر میرسد و ما خیلی محکم آن را نگه میداریم.
[عمرِ ] شایستگی، وضعیت و ارتباطات به مویی بند است. ما [در چنین شرایط ناپایداری] اغلب ممکن است خودمان را یک فریبکار احساس کنیم و در اینجور موارد، یکی از راههای رسیدن به آرامش ذهنی آن است که پایه و اساس باورهایی را تقویت کنیم که ما را به اینجا رساندهاند.
و همین باعث میشود که ما به خط پایان نزدیک شویم.
متأسفانه وقتی دستتان را محکم مشت کردهاید، برداشتن هر چیزی تقریبن غیرممکن است.
به همین دلیل است که ایجاد علاقه(enrollment)، کلید یادگیری است. هیچ کودک نوپایی، راهرفتن را با اصرار بر خزیدن یاد نگرفته است. خزیدن با شدت بیشتر هم به راهرفتن منجر نمیشود.[ برای تغییر، راه جدید و متفاوتی باید آموخت و بکار بست.]
معلمان (رهبران / سازماندهندگان / مربیان) دو وظیفه دارند: اول، ایجاد علاقه، دوم تدریس.
اگر دانشآموز مایل به داشتن یک ذهن باز نباشد و از رهاکردن داشتههای قبلی بهراسد، بهتر است که همانطور گریزان بماند.
مقاومت، پدیدهای حیلهگر است. هزاران دلیل برای بستهماندن فرد جور میکند، روایتهایی در مورد اینکه حق من همین است، درمورد امنیت یا پویایی فرهنگی برای فرد ردیف میکند. هر چه را که برای درجازدن و ثابتماندن لازم است فراهم میکند. یکی را خاموش کنید دیگری جایگزین آن میشود.
یا بیایید روراست باشیم یا اصلن وارد بازی نشویم.
.
Seth's Blog
Closed/open
I’m told that the hardest part of being a teaching golf pro isn’t helping adult golfers develop a good swing. It’s getting them to stop using a bad one. Our position feels so frag…