طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
▪️بخت‌آزمایی در شبکه‌های اجتماعی

▪️ ست‌گادین | شنبه ۷ مرداد ۱۴۰۲


یک نفر در نهایت به ۱۰ میلیون فالوور خواهد رسید. کسی قرار است یک پست وایرال در TikTok منتشر کند. کسی می‌خواهد یک میم بسازد که در سراسر جهان پخش شود.

اما احتمالن آن شخص، من نخواهم بود و احتمالن شما هم نمی‌خواهید باشید.

خرید بلیط‌های بخت‌آزمایی ممکن است سرگرم‌کننده باشد، اما یک سرمایه‌گذاری زشت و پَست است.



.
▪️رویدادهای همزمان و تصادفی پاولف

▪️ ست‌گادین | یکشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۲


دو نوع رویداد تصادفی وجود دارد.

اولی چیزیست که ما اغلب در مورد آن صحبت می‌کنیم. معجزه‌ای که باورمان می‌شود. چون دو رویداد بطور غیرمنتظره رخ می‌دهند. وقتی شما هم‌اتاقی دانشگاه‌تان را مدت‌هاست گم کرده‌اید و در ۷۲ سالگی به طور تصادفی در بازی بولینگ، مجاور هم میفتید، این یک تصادف است... ما انواع و اقسام دلایل را برای این رویدادها ابداع می‌کنیم، اما آنها فقط تصادف هستند.

نوع دیگر بسیار مهمتر است و زمانی است که وقوع دو حادثه‌ی نامرتبط، ما را گیج می‌کند زیرا آنها تقریبن همزمان اتفاق افتاده‌اند. اگر هنگام نوشیدن اولین کامبوجای خودتان، می‌شنیدید که گربه‌تان مرده است، ممکن است در آینده، دیدن یک قوطی کومبوجا باعث ناراحتی شما شود. این اتفاقات همزمان هستند.

با افزایش سرعت زندگی‌مان و افزایش تعداد ورودی‌ها، رویدادها آسان‌تر از همیشه می‌توانند غرایز یا انتظارات ما را تحریک کنند بدون اینکه ربطی به آنچه واقعن ایجاد می‌کنند داشته باشند.

این یکی از دلایلی است که چرا بازاریاب‌ها سخت تلاش می‌کنند تا محصولات یا تبلیغات آنها در مواقعی از زندگی ما نمایش داده شود که احتمالن آنها را با احساساتی مرتبط می‌کنیم که منجر به مصرف می‌شود. این یک تصادف نیست، فقط یک حادثه است که از قبل برنامه‌ریزی شده است.

چیزی یادتان افتاد؟


.
آیا باید وجود «حسن نیت منطقی» را چشم‌بسته قبول کنیم؟

▪️ ست‌گادین | دوشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۲


اغلب یک انتخاب بین «پیروی از دستورات فرهنگی یک گروه خاص» و «جستجوی حقایق قابل اثبات و روش علمی» وجود دارد. انتظار دارید اکثر مردم کدام را انتخاب کنند؟

شما کدام‌ را برمی‌گزینید؟

وقتی به یک تحلیل قابل آزمایش از کار یا رفتاری که جواب می‌دهد اشاره می‌کنیم، بر چیزی تکیه می‌کنیم که همه‌ی انسان‌ها در خواستنِ آن شریکند: واقعیت(reality). اما در اغلب موارد، ارتباطات فرهنگی، فشار اجتماعی و قدرت وابستگیِ [سازمانی، سیاسی یا مذهبی] و موقعیت اجتماعی افراد، این تحلیل را دور می‌زند و [بنفع خودش] کوتاه می‌کند.

این اتفاق به قدری رایج است که بحث در مورد حقایق، ممکن است بهترین راه برای بیان نظرتان نباشد.

«حسن نیت منطقی »[ تغییر رفتار و نگرش و میل به کمک و مشارکت دوستانه بر طبق حقایق، عقل و منطق ]، مخفف این عبارت است: « اگر یک تجزیه و تحلیل قابل آزمایش به شما ارائه دهیم، آیا آمادگی دارید نظر خود را تغییر دهید و روش جایگزینی را که جواب می‌دهد بپذیرید؟»

و با این حال، اغلب بیش از آنچه ما انتظار داریم، مهندسان ناسا، پزشکان، رهبران سیاسی و خانم‌های خانه‌دار باید صادقانه به آن پاسخ «نه» بدهند.

ممکن است فرهنگ چیزی نباشد که ما آن را با بی‌احتیاطی بالاتر از تحلیل عقلانی قرار دهیم. ممکن است فرهنگ، چیزی متفاوت یا برعکس باشد.



.
▪️مشتریان‌ خود را انتخاب کنید

▪️ ست‌گادین | سه شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۲


مشتریان خود را انتخاب کنید تا آینده خود را انتخاب کنید.

این‌طور فکر‌کردن به پروژه، شغل و استارتاپ، روش عجیبی است اما چیزهای کمی وجود دارند که اهمیت‌شان بیشتر از این موضوع باشد.

در اینجا دو عنصر کلیدی وجود دارد:

۱- برای جذب مشتریان جدید چه چیزی لازم است؟

۲- مشتریانی که دارید، چقدر روی روند و نتایج کار شما کنترل دارند و چه چیزی آنها را خوشحال می‌کند؟

در یک انتهای طیف، سال‌های ابتدایی رشد گوگل قرار دارد. آن زمان، نیروی فروش اهمیتی نداشت. مشتریان خودشان ظاهر می‌شدند و موتور درآمد آنقدر قدرتمند بود که به راحتی جایگزین می‌شدند. فراتر از آن، نیازهای مشتریان با چشم‌انداز گوگل همسو بود.

این را با یک طراح فضای بیرون خانه مقایسه کنید که یک کسب‌وکار جدید در یک جزیره‌ کوچک راه‌اندازی می‌کند. جذب مشتری برای او یک چالش است، زیرا همه ساکنینی که می‌خواهند یک طراح داشته باشند، قبلاً استخدامش کرده‌اند. او برای اینکه نظر مشتریان را به سمت خودش تغییر دهد کار سختی در پیش دارد. سپس، مشتریانی که به دست می‌آورد، ممکن است چیزی غیرممکن از او بخواهند و در عین حال، امیدوارند که تاحد امکان، هزینه‌ی کمتری هم بپردازند. و بدتر از این‌ها، ممکن است مشتریان، (بطور نامناسبی) از بدرفتاری با فروشنده‌ای که روی او احساس قدرت می‌کنند، احساس رضایت داشته باشند.

هدف، داشتن کسب و کاری است که در آن، مشتریان به شما این امکان را می‌دهند تا سازمان دلخواهتان را بسازید. به امیدِ یافتن و خدمت‌رسانی به مشتریان جدید. ایجاد سازمانی که با دستیابی به موفقیت در مورد مشتریان اولیه‌، بتواند حرکتی ایجاد کند که مشتریان بیشتری جذب کند و موفقیت بیشتری بدست آورد.

اولین کاری که در هنگام فکرکردن به شروع یک پروژه باید انجام دهید، قبل از سرمایه‌گذاری در طراحی سیستم، زیرساخت یا تامین ابزارهای فانتزی، تمرینِ جذب مشتری است. دومین کاری که باید انجام دهید این است که بفهمید روش خوشحال‌کردن یا ناامیدکردن آن مشتریان چگونه است؟

جذب مشتری، تنها وجه مشترک همه سازمان‌های موفق است.



.
▪️ضد هوشمند

▪️ ست‌گادین | چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۲


بین روشنفکر(intellectual) و باهوش(smart)، تفاوت وجود دارد. یک لوله‌کش، باهوش است. او می‌داند که چگونه کاری ماهرانه و موثر انجام دهد. روشنفکر به نتایج عملی کاری ندارد، بلکه اشتیاق او به کاوش در گفته‌های دیگران است. اگرچه گاهی اوقات با سواستفاده از این رویکرد، احساس بی‌اطلاعی یا توقف پیشرفت در دیگران ایجاد می‌شود.

اگر می‌خواهید بدانید محققان چه نوشته‌اند، از یک روشنفکر بپرسید.

و اگر مشکلی دارید که ارزش حل‌کردن داشته باشد، ممکن است راه‌ حل را از یک فرد باهوش بپرسید.

با اینحال، اگر GPS خراب باشد و ما به پیداکردن مسیرها نیاز داشته باشیم، گاهی اوقات برای پرسش از افراد محلی تردید می‌کنیم. اگر رایانه شما کار نمی‌کند، فحش‌دادن به آن ممکن است به اندازه درخواست کمک از یک متخصص فناوری اطلاعات، مؤثر نباشد.

چند دلیل وجود دارد که ممکن است در برابر کمک کسی که باهوش است مقاومت کنیم:

- این کار ما را در معرض تغییر و همه احساسات ناشی از آن قرار می‌دهد. اگر خودمان را از بینش مفید مصون نگه داریم، می‌توانیم بدون نیاز به تغییر، در جای قبلی‌مان ثابت بمانیم.

- این کار می‌تواند ما را در مقام مقایسه، احمق جلوه دهد. شاید بهتر باشد که با یک مشکل زندگی کنید تا اینکه به عنوان فردی بی‌اطلاع دیده شوید.

دسترسی به فرد هوشمند، آسان‌تر از همیشه است. اما باید به دنبال او باشیم.


.
▪️گسترش مرز جهل

▪️ ست‌گادین | جمعه ۱۳ مرداد ۱۴۰۲


برخی تلاش‌های تخصصی همچنان در حالِ کاستن از ناشناخته‌ها و جستجوی دستور‌العمل‌ها بعنوان روشی کارآمد در صنعت هستند.

و بقیه در حالِ گسترش مرزهای نادانی (منسوب به فاینمن) زندگی می‌کنند. جایی که هر درِ بسته‌ای به چندین در که تازه بازشده منتهی می‌شود.

این یک انتخاب اساسی در کار ما است. بستن درهای مسیر به روی یک پاسخ یا بازکردن آنها در طول مسیر به روی چیزهایی که هرگز انتظارش را نداشتیم.

ما باید راه خود را عاقلانه انتخاب کنیم زیرا هر کدام، چالش‌ها و پاداش‌های خاص خود را به همراه دارد.


.
▪️استفاده بی‌رویه از پلاستیک

▪️ ست‌گادین | شنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۲


در آغاز عصر پلاستیک، این ماده جایگزینی ارزان بود. کلمه «پلاستیکی» یک تعریف و تمجید نیست. [ اغلب برای انتقال کیفیت ارزان یا مصنوعی استفاده می‌شود.]

با گذشت زمان، صنعت پلاستیک، روکش‌ها، رنگ‌ها و مهم‌تر از همه تأثیرات فرهنگی جدیدی ایجاد کرد و بسته‌بندی‌های پلاستیکی اضافی (هدررفته) ابتدا نشانه راحتی و سپس به عنوان نشانه‌ای از موقعیت(status) تلقی شدند.

من به تازگی یک ضبط‌کننده دیجیتال دوست‌داشتنی از طریق پست دریافت کردم. وزن دستگاه با طراحی دقیق و خوش‌ساخت ۱۷۰ گرم است. از طرف دیگر، جعبه‌ای که در آن آمده است و به سختی باز می‌شود و استفاده مجدد از آن دشوار است وزنش ۳۱۲ گرم است.

پلاستیک موجود در این جعبه و در بسیاری از بسته‌های فرفورژه دیگر، هرگز از بین نمی‌رود. قابل بازیافت نیست. یا در نهایت سوخته خواهد شد یا در اقیانوس یا محل دفن زباله خواهد رفت. جایی که برای بیش از یک میلیون سال باقی خواهد ماند.

بلاعوض(Gratuitous) قبلا به معنای «هدیه رایگان » بود. یعنی یک بازاریاب با سرمایه‌گذاری بیش از حد در چیزی غیرضروری، به نمایش اعتماد، موقعیت و قدرت می‌پرداخت. اما اکنون، Gratuitous یعنی ناکارآمد، مزاحم و اسراف.

بازاریابان به دنبال بیان داستان بهتر هستند. اما [معنای] بهتر، تغییر می‌کند. بهتر ممکن است به معنای راحت‌تر، ارزان‌تر، طراحی کارآمدتر، کاربرد بالاتر، انحصاری‌تر یا جریان اصلی و روند غالب باشد یا فقط معنای سرگرم‌کننده داشته باشد. اما بهتر، دیگر با اسراف همراه نیست.

چند سوال وجود دارد که پاسخ آنها «پلاستیک» است. اما همه ما در حال کشف این موضوع هستیم که پلاستیک، هزینه‌ای واقعی برایمان دارد. امروزه استفاده از پلاستیک، به جای ارتقای جایگاه شرکت‌هایی که از آن در بازاریابی استفاده می‌کنند، کاری شرم‌آور و یک میانبر از روی تنبلی بحساب می‌آید.

شگفت‌آور است که فقط با اندکی تلاش، می‌توانیم استانداردها را بالا ببریم و بهتر از قبل عمل کنیم.


.
▪️تلقین جادو

▪️ ست‌گادین | یک‌شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۲


شعبده‌بازها می‌دانند که درهای مخفی کجاست، در آستینشان چیست و چگونه باید توپ را پنهان کنند.

و با اینحال، مهارت مکانیکی، تنها اولین قدم برای خوب‌بودن در شعبده‌بازی است.

مهارت واقعی در تلقین و انتقال فکر(empathy) به شخص دیگر است تا در صورت امکان، آن را باور کند. این شعبده‌بازی و تلقین برای کمک به دیگران در رسیدن به هدف دلخواهشان است(for them) نه برخلاف رضایت و مشارکت آنها(not to them).


.
▪️استدلال کم‌خطر

▪️ ست‌گادین | دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۲


بحث در مورد لوگو، وسوسه‌انگیز و سرگرم‌کننده است. یا در مورد نحوه آویزان‌شدن دستمال توالت. یا در مورد نحوه بارگیری صندوق عقب خودرو.

این نوع استدلال‌ها دقیقاً به این دلیل کار می‌کنند که اهمیتی ندارند. اصلاً اهمیتی ندارند.

و آنها ما را از کاری فوق‌العاده دشوار یعنی بحث در مورد چیزهایی که واقعاً مهم هستند منحرف می‌کنند. کارهای مهمی که می‌توانیم در مورد آنها اقدامی بکنیم. کارهایی که نادیده‌گرفتن‌شان راحت‌تر است.


.
▪️مهلت‌ها و رانندگانی که از پشت سر و با فاصله نزدیک به ما فشار می‌آورند که سریع‌تر برانیم یا کنار بکشیم

▪️ ست‌گادین | سه‌شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۲


اگر کشتی فرابَر، پانزده دقیقه دیگر حرکت می‌کند، آیا برای بموقع‌رسیدن به اسکله، سریع‌تر از حد معمول رانندگی می‌کنید؟

اگر کسی پشت سر شما رانندگی می‌کند و وقتی احساس امنیت نمی‌کنید به شما فشار می‌آورد که بپیچید، آیا احتمال بیشتری وجود دارد که بپیچید؟

ما می‌توانیم کارمان را به همان سرعتی که منطقی است انجام دهیم، نه سریع‌تر.

صرفنظر از فشار خارجی.

گاهی اوقات، ما مرزها و محدودیت‌های نادرستی را برای خویش تعیین می‌کنیم تا جا برای مواقع ضرورت و تعجیل باقی بگذاریم. اما عجله و انجام سریع کارها هم محدودیت‌های خودش را دارد و پایین‌آوردن استانداردها به بهانه عجله‌داشتن و تسریع امور، در بلندمدت به ضرر ماست. استانداردها بی‌دلیل وضع نشده‌اند.


.
▪️امید و حقیقت

▪️ ست‌گادین | چهارشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۲


نامزدی که دور بعد هم در انتخابات شرکت می‌کند، حقیقت عرضه می‌کند. [ او می‌گوید ] این کاری است که من انجام داده‌ام، دوست دارم دوباره آن را انجام دهم. نامزدی که از ناکجاآباد پیدا می‌شود، امید عرضه می‌کند. ما نمی‌توانیم بدانیم که حرف‌هایش حقیقت دارد یا نه؟ اما می‌توانیم [ وعده‌هایش را ] تصور کنیم.

کیک‌استارتر [ Kickstarter: شرکت عام‌المنفعه برای کمک به پروژه‌های نوآورانه]، امید عرضه می‌کند. بدون بررسی، بدون آزمایش، صرفاً یک وعده از آنچه ممکن است وجود داشته باشد.

ناشران کتاب، امید را می‌خرند، سرمایه‌گذاران خطرپذیر نیز چنین می‌کنند. از سوی دیگر، یک سرمایه‌گذار تجاری معمولی، فقط می‌خواهد آنچه قبلاً بوده تکرار شود.

برخی از داروها نتایج خاصی را با آمارهای شناخته‌شده ارائه می‌دهند...

مثال ساده: در ابتدای کارم به عنوان تهیه‌کننده و خالق کتاب‌های غیرداستانی، پیشنهادهایی با صفحه‌آرایی کامل ارائه می‌کردم. با این حال، به زودی متوجه شدم که هر چقدر هم که کار من در آن مرحله خوب بود، ناشر همیشه دید متفاوتی از آنچه می‌توان با نظرات او خلق کرد داشت. ارائه یک صفحه خالی به جای یک طرح‌بندی کامل، موثرتر بود. با این حال، نمی‌توانستم ادعا کنم که محتوای من ارزش انتشار دارد. باید برای اثبات آن، مثال‌ها و سابقه‌ای ارائه می‌کردم.

مسئله این است که هرگز فقط حقیقت وجود ندارد، زیرا ما در مورد آینده صحبت می‌کنیم. بنابراین ما امید خود را بر آنچه قبلاً آمده است استوار می‌کنیم.

و هرگز فقط امید وجود ندارد. امید مبتنی بر چیزی است که قبلاً آمده است یعنی سرنخ یا اشاره یا سابقه‌ای که ما را باورمند می‌کند.

کار سخت بازاریاب در انتخاب زمانی است که به اندازه کافی سابقه کار داشته باشیم. اما بازاریاب نباید در این کار زیاده‌روی کند.

و کار سخت برای رأی‌دهنده/مصرف‌کننده/سرمایه‌گذار، انتخاب چیزیست که به دنبال آن است و آنچه ارائه می‌دهد. سردرگمی و اشتباه‌گرفتن حقیقت و امید از همدیگر، احتمال موفقیت ما را بیشتر نمی‌کند.


.
▪️وقتی شک دارید، به دنبال ترس باشید

▪️ ست‌گادین | پنجشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۲


وقتی کسی به شیوه‌ای شگفت‌انگیز عمل می‌کند، می‌توانیم با کنجکاوی و پرسش درباره ترس‌هایی که ممکن است داشته باشد، شروع به درک و فهم قضیه کنیم.


.
▪️رویاها و موانعِ راه

▪️ ست‌گادین | جمعه ۲۰ مرداد ۱۴۰۲


اولین قدم این است که تصور کنید مخاطبان شما چه می‌خواهند و به چه چیزی اهمیت می‌دهند؟

دوم این است که بفهمید چرا هنوز آن را ندارند.

اگر بتوانید به افراد کمک کنید تا به جایی که می‌خواهند برسند، زمانی که برای رسیدن به آنجا آماده باشند، مقوله‌ای بنام بازاریابی، بسیار آسان‌تر می‌شود.

.
▪️کار مهم، نوعی رای‌دادن است

▪️ ست‌گادین | شنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۲


وقتی انسانیت را در کار لحاظ می‌کنیم، در حال انتخاب هستیم.

این شامل ریسک، تلاش و کار عاطفی است. ما اینجاییم تا تغییر بیافرینیم و برای تحقق آن، چیزی از دست دهیم.

این یعنی رای‌دادن.

ما به مشتری که می‌خواهیم به او خدمت کنیم رای می‌دهیم.

ما به رئیس و صاحبان موسسه‌ای که در آنجا کار می‌کنیم رای می‌دهیم.

ما به همکارانمان رای می‌دهیم.

اگر آن‌ها رای ما را به دست نیاورده‌اند، اگر نمی‌توانیم به آنها اعتماد کنیم، از آنها حمایت کنیم و مشوق موفقیت‌شان باشیم، باید این کار را در جای دیگری انجام دهیم. برای شریکی که حاضر نیست قدمی برای ما بردارد، نباید داوطلبانه کاری انجام دهیم.

بهترین کار ما، چیزی کمیاب است. ما نباید آن را برای تندخوها، افراد خودخواه یا کسانی که قدر آن را نمی‌دانند هدر دهیم.



.