طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
▪️ضد هوشمند

▪️ ست‌گادین | چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۲


بین روشنفکر(intellectual) و باهوش(smart)، تفاوت وجود دارد. یک لوله‌کش، باهوش است. او می‌داند که چگونه کاری ماهرانه و موثر انجام دهد. روشنفکر به نتایج عملی کاری ندارد، بلکه اشتیاق او به کاوش در گفته‌های دیگران است. اگرچه گاهی اوقات با سواستفاده از این رویکرد، احساس بی‌اطلاعی یا توقف پیشرفت در دیگران ایجاد می‌شود.

اگر می‌خواهید بدانید محققان چه نوشته‌اند، از یک روشنفکر بپرسید.

و اگر مشکلی دارید که ارزش حل‌کردن داشته باشد، ممکن است راه‌ حل را از یک فرد باهوش بپرسید.

با اینحال، اگر GPS خراب باشد و ما به پیداکردن مسیرها نیاز داشته باشیم، گاهی اوقات برای پرسش از افراد محلی تردید می‌کنیم. اگر رایانه شما کار نمی‌کند، فحش‌دادن به آن ممکن است به اندازه درخواست کمک از یک متخصص فناوری اطلاعات، مؤثر نباشد.

چند دلیل وجود دارد که ممکن است در برابر کمک کسی که باهوش است مقاومت کنیم:

- این کار ما را در معرض تغییر و همه احساسات ناشی از آن قرار می‌دهد. اگر خودمان را از بینش مفید مصون نگه داریم، می‌توانیم بدون نیاز به تغییر، در جای قبلی‌مان ثابت بمانیم.

- این کار می‌تواند ما را در مقام مقایسه، احمق جلوه دهد. شاید بهتر باشد که با یک مشکل زندگی کنید تا اینکه به عنوان فردی بی‌اطلاع دیده شوید.

دسترسی به فرد هوشمند، آسان‌تر از همیشه است. اما باید به دنبال او باشیم.


.
▪️گسترش مرز جهل

▪️ ست‌گادین | جمعه ۱۳ مرداد ۱۴۰۲


برخی تلاش‌های تخصصی همچنان در حالِ کاستن از ناشناخته‌ها و جستجوی دستور‌العمل‌ها بعنوان روشی کارآمد در صنعت هستند.

و بقیه در حالِ گسترش مرزهای نادانی (منسوب به فاینمن) زندگی می‌کنند. جایی که هر درِ بسته‌ای به چندین در که تازه بازشده منتهی می‌شود.

این یک انتخاب اساسی در کار ما است. بستن درهای مسیر به روی یک پاسخ یا بازکردن آنها در طول مسیر به روی چیزهایی که هرگز انتظارش را نداشتیم.

ما باید راه خود را عاقلانه انتخاب کنیم زیرا هر کدام، چالش‌ها و پاداش‌های خاص خود را به همراه دارد.


.
▪️استفاده بی‌رویه از پلاستیک

▪️ ست‌گادین | شنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۲


در آغاز عصر پلاستیک، این ماده جایگزینی ارزان بود. کلمه «پلاستیکی» یک تعریف و تمجید نیست. [ اغلب برای انتقال کیفیت ارزان یا مصنوعی استفاده می‌شود.]

با گذشت زمان، صنعت پلاستیک، روکش‌ها، رنگ‌ها و مهم‌تر از همه تأثیرات فرهنگی جدیدی ایجاد کرد و بسته‌بندی‌های پلاستیکی اضافی (هدررفته) ابتدا نشانه راحتی و سپس به عنوان نشانه‌ای از موقعیت(status) تلقی شدند.

من به تازگی یک ضبط‌کننده دیجیتال دوست‌داشتنی از طریق پست دریافت کردم. وزن دستگاه با طراحی دقیق و خوش‌ساخت ۱۷۰ گرم است. از طرف دیگر، جعبه‌ای که در آن آمده است و به سختی باز می‌شود و استفاده مجدد از آن دشوار است وزنش ۳۱۲ گرم است.

پلاستیک موجود در این جعبه و در بسیاری از بسته‌های فرفورژه دیگر، هرگز از بین نمی‌رود. قابل بازیافت نیست. یا در نهایت سوخته خواهد شد یا در اقیانوس یا محل دفن زباله خواهد رفت. جایی که برای بیش از یک میلیون سال باقی خواهد ماند.

بلاعوض(Gratuitous) قبلا به معنای «هدیه رایگان » بود. یعنی یک بازاریاب با سرمایه‌گذاری بیش از حد در چیزی غیرضروری، به نمایش اعتماد، موقعیت و قدرت می‌پرداخت. اما اکنون، Gratuitous یعنی ناکارآمد، مزاحم و اسراف.

بازاریابان به دنبال بیان داستان بهتر هستند. اما [معنای] بهتر، تغییر می‌کند. بهتر ممکن است به معنای راحت‌تر، ارزان‌تر، طراحی کارآمدتر، کاربرد بالاتر، انحصاری‌تر یا جریان اصلی و روند غالب باشد یا فقط معنای سرگرم‌کننده داشته باشد. اما بهتر، دیگر با اسراف همراه نیست.

چند سوال وجود دارد که پاسخ آنها «پلاستیک» است. اما همه ما در حال کشف این موضوع هستیم که پلاستیک، هزینه‌ای واقعی برایمان دارد. امروزه استفاده از پلاستیک، به جای ارتقای جایگاه شرکت‌هایی که از آن در بازاریابی استفاده می‌کنند، کاری شرم‌آور و یک میانبر از روی تنبلی بحساب می‌آید.

شگفت‌آور است که فقط با اندکی تلاش، می‌توانیم استانداردها را بالا ببریم و بهتر از قبل عمل کنیم.


.
▪️تلقین جادو

▪️ ست‌گادین | یک‌شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۲


شعبده‌بازها می‌دانند که درهای مخفی کجاست، در آستینشان چیست و چگونه باید توپ را پنهان کنند.

و با اینحال، مهارت مکانیکی، تنها اولین قدم برای خوب‌بودن در شعبده‌بازی است.

مهارت واقعی در تلقین و انتقال فکر(empathy) به شخص دیگر است تا در صورت امکان، آن را باور کند. این شعبده‌بازی و تلقین برای کمک به دیگران در رسیدن به هدف دلخواهشان است(for them) نه برخلاف رضایت و مشارکت آنها(not to them).


.
▪️استدلال کم‌خطر

▪️ ست‌گادین | دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۲


بحث در مورد لوگو، وسوسه‌انگیز و سرگرم‌کننده است. یا در مورد نحوه آویزان‌شدن دستمال توالت. یا در مورد نحوه بارگیری صندوق عقب خودرو.

این نوع استدلال‌ها دقیقاً به این دلیل کار می‌کنند که اهمیتی ندارند. اصلاً اهمیتی ندارند.

و آنها ما را از کاری فوق‌العاده دشوار یعنی بحث در مورد چیزهایی که واقعاً مهم هستند منحرف می‌کنند. کارهای مهمی که می‌توانیم در مورد آنها اقدامی بکنیم. کارهایی که نادیده‌گرفتن‌شان راحت‌تر است.


.
▪️مهلت‌ها و رانندگانی که از پشت سر و با فاصله نزدیک به ما فشار می‌آورند که سریع‌تر برانیم یا کنار بکشیم

▪️ ست‌گادین | سه‌شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۲


اگر کشتی فرابَر، پانزده دقیقه دیگر حرکت می‌کند، آیا برای بموقع‌رسیدن به اسکله، سریع‌تر از حد معمول رانندگی می‌کنید؟

اگر کسی پشت سر شما رانندگی می‌کند و وقتی احساس امنیت نمی‌کنید به شما فشار می‌آورد که بپیچید، آیا احتمال بیشتری وجود دارد که بپیچید؟

ما می‌توانیم کارمان را به همان سرعتی که منطقی است انجام دهیم، نه سریع‌تر.

صرفنظر از فشار خارجی.

گاهی اوقات، ما مرزها و محدودیت‌های نادرستی را برای خویش تعیین می‌کنیم تا جا برای مواقع ضرورت و تعجیل باقی بگذاریم. اما عجله و انجام سریع کارها هم محدودیت‌های خودش را دارد و پایین‌آوردن استانداردها به بهانه عجله‌داشتن و تسریع امور، در بلندمدت به ضرر ماست. استانداردها بی‌دلیل وضع نشده‌اند.


.
▪️امید و حقیقت

▪️ ست‌گادین | چهارشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۲


نامزدی که دور بعد هم در انتخابات شرکت می‌کند، حقیقت عرضه می‌کند. [ او می‌گوید ] این کاری است که من انجام داده‌ام، دوست دارم دوباره آن را انجام دهم. نامزدی که از ناکجاآباد پیدا می‌شود، امید عرضه می‌کند. ما نمی‌توانیم بدانیم که حرف‌هایش حقیقت دارد یا نه؟ اما می‌توانیم [ وعده‌هایش را ] تصور کنیم.

کیک‌استارتر [ Kickstarter: شرکت عام‌المنفعه برای کمک به پروژه‌های نوآورانه]، امید عرضه می‌کند. بدون بررسی، بدون آزمایش، صرفاً یک وعده از آنچه ممکن است وجود داشته باشد.

ناشران کتاب، امید را می‌خرند، سرمایه‌گذاران خطرپذیر نیز چنین می‌کنند. از سوی دیگر، یک سرمایه‌گذار تجاری معمولی، فقط می‌خواهد آنچه قبلاً بوده تکرار شود.

برخی از داروها نتایج خاصی را با آمارهای شناخته‌شده ارائه می‌دهند...

مثال ساده: در ابتدای کارم به عنوان تهیه‌کننده و خالق کتاب‌های غیرداستانی، پیشنهادهایی با صفحه‌آرایی کامل ارائه می‌کردم. با این حال، به زودی متوجه شدم که هر چقدر هم که کار من در آن مرحله خوب بود، ناشر همیشه دید متفاوتی از آنچه می‌توان با نظرات او خلق کرد داشت. ارائه یک صفحه خالی به جای یک طرح‌بندی کامل، موثرتر بود. با این حال، نمی‌توانستم ادعا کنم که محتوای من ارزش انتشار دارد. باید برای اثبات آن، مثال‌ها و سابقه‌ای ارائه می‌کردم.

مسئله این است که هرگز فقط حقیقت وجود ندارد، زیرا ما در مورد آینده صحبت می‌کنیم. بنابراین ما امید خود را بر آنچه قبلاً آمده است استوار می‌کنیم.

و هرگز فقط امید وجود ندارد. امید مبتنی بر چیزی است که قبلاً آمده است یعنی سرنخ یا اشاره یا سابقه‌ای که ما را باورمند می‌کند.

کار سخت بازاریاب در انتخاب زمانی است که به اندازه کافی سابقه کار داشته باشیم. اما بازاریاب نباید در این کار زیاده‌روی کند.

و کار سخت برای رأی‌دهنده/مصرف‌کننده/سرمایه‌گذار، انتخاب چیزیست که به دنبال آن است و آنچه ارائه می‌دهد. سردرگمی و اشتباه‌گرفتن حقیقت و امید از همدیگر، احتمال موفقیت ما را بیشتر نمی‌کند.


.
▪️وقتی شک دارید، به دنبال ترس باشید

▪️ ست‌گادین | پنجشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۲


وقتی کسی به شیوه‌ای شگفت‌انگیز عمل می‌کند، می‌توانیم با کنجکاوی و پرسش درباره ترس‌هایی که ممکن است داشته باشد، شروع به درک و فهم قضیه کنیم.


.
▪️رویاها و موانعِ راه

▪️ ست‌گادین | جمعه ۲۰ مرداد ۱۴۰۲


اولین قدم این است که تصور کنید مخاطبان شما چه می‌خواهند و به چه چیزی اهمیت می‌دهند؟

دوم این است که بفهمید چرا هنوز آن را ندارند.

اگر بتوانید به افراد کمک کنید تا به جایی که می‌خواهند برسند، زمانی که برای رسیدن به آنجا آماده باشند، مقوله‌ای بنام بازاریابی، بسیار آسان‌تر می‌شود.

.
▪️کار مهم، نوعی رای‌دادن است

▪️ ست‌گادین | شنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۲


وقتی انسانیت را در کار لحاظ می‌کنیم، در حال انتخاب هستیم.

این شامل ریسک، تلاش و کار عاطفی است. ما اینجاییم تا تغییر بیافرینیم و برای تحقق آن، چیزی از دست دهیم.

این یعنی رای‌دادن.

ما به مشتری که می‌خواهیم به او خدمت کنیم رای می‌دهیم.

ما به رئیس و صاحبان موسسه‌ای که در آنجا کار می‌کنیم رای می‌دهیم.

ما به همکارانمان رای می‌دهیم.

اگر آن‌ها رای ما را به دست نیاورده‌اند، اگر نمی‌توانیم به آنها اعتماد کنیم، از آنها حمایت کنیم و مشوق موفقیت‌شان باشیم، باید این کار را در جای دیگری انجام دهیم. برای شریکی که حاضر نیست قدمی برای ما بردارد، نباید داوطلبانه کاری انجام دهیم.

بهترین کار ما، چیزی کمیاب است. ما نباید آن را برای تندخوها، افراد خودخواه یا کسانی که قدر آن را نمی‌دانند هدر دهیم.



.
▪️توافق مفید

▪️ ست‌گادین | یکشنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۲


برخلاف انتظارات، قراردادهای مکتوب نباید منجر به تضاد منافع شوند. در واقع، قراردادهای موثر، بندرت اینگونه هستند.

هنگامی که به کسی آزادی، قرارداد حق امتیاز یا حتی یک سند شراکت را تحویل می‌دهید، ارزشش را دارد که به بخش‌های مهم، موارد بحث‌برانگیز و مواردی که قابل توجه هستند اشاره کنید.

به هر حال، بهترین زمان برای درک و فهم یک توافق، زمانی است که آن را امضا می‌کنید، نه بعداً.


.
▪️دوچرخه‌ی خودت را بران

▪️ ست‌گادین | چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۲


با خوشحالی در مسیر دوچرخه‌سواری موازی راه‌آهن رکاب می‌زدم که سه دوچرخه‌سوار با لباسهای چسبان ورزشی و دوچرخه‌های کربنی [دوچرخه‌های رده‌بالا، باکیفیت و سبک، ویژه مسابقات] مثل نسیمی از کنارم سر خوردند‌.

یک لحظه ناامید شدم. هدف چیست؟ آنها سریع هستند، من نه.

سپس متوجه شدم که مسابقه‌ای در کار نیست، فقط دوچرخه‌سواری است. هیچ برنده‌ای وجود ندارد، فقط سواری(Riding) است.


.
▪️سردرگمی راجع به «سرانه» که تعجبی هم ندارد

▪️ ست‌گادین | جمعه ۲۷ مرداد ۱۴۰۲


دیروز یک ماشین در بزرگراه، ناگهان مثل برق از کنارم رد شد. سرعتش نزدیک به ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت بود.

آیا این خودرو یک پورشه 911 GT3 جدید بود یا یک تویوتا کمری دست دوم؟

نکته اینجاست که بیش از ۱۰۰۰ برابر پورشه، تویوتا کمری در جاده‌ها وجود دارد. اما غریزه ما، انتخاب آن پاسخ واضح و مشخص است.[ پورشه]

نرخ سرانه جرم و جنایت در مناطق روستایی، اغلب به طور چشمگیری (گاهی پنج یا ده برابر) بیشتر از شهرها است.

از سوی دیگر، نرخ سرانه میلیونرها در آلاسکا بسیار بیشتر از آن چیزی است که اکثر مردم حدس می‌زنند. این به این دلیل است که ما جمعیت را دست کم می‌گیریم، نه به این دلیل که بطور ویژه در آنجا تعداد زیادی میلیونر وجود دارد.

افرادِ بیشتر ممکن است منجر به وقوع موارد بیشتری شوند، اما آنچه مهم است عدد مطلق نیست، درصد است. نیویورک مکانی فوق‌العاده امن برای زندگی است.

ما به عنوان انسان، به طور طبیعی تمایلی به محاسبه احتمال وقوع چیزی بر اساس تعداد دفعات مشاهده آن نداریم. در عوض، داستان‌ها و تجربیات، بدون در نظرگرفتن احتمال وقوع یا بعیدبودنشان، تأثیر عاطفی بر روی ما می‌گذارند و احتمال وقوع یک رویداد، تأثیری بر میزان اثرپذیری ما از یک داستان یا تجربه ندارد.

پرواز در سراسر کشور به طور چشمگیری ایمن‌تر از رانندگی در آنجا است، اما به طور شهودی، احساس می‌شود که باید برعکس باشد. احتمال اینکه علم پزشکی بتواند یک بیماری را درمان کند بسیار بیشتر از داستان‌ها و تجارب شخصی است.

پست‌های TikTok یا Facebook بطور میانگین توسط افراد کمی دیده می‌شوند، حتی اگر چنین به نظر می‌رسد که پست‌هایی که ما می‌بینیم توسط افراد زیادی دیده می‌شوند.

واقعیت، چیزی سرراست و شسته‌رفته نیست و لحظه‌ای فکرکردن به منبع یک داستان، به ما کمک می‌کند تا در مورد آنچه واقعاً اتفاق میفتد، روشن شویم.


.
▪️وضعیت موجود بسیار خوب است …

▪️ ست‌گادین | شنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۲


بشرطی که اوضاع تغییر نکند.

در واقع، این بهترین حالت است.

ولی تحقیقات جدید نشان می‌دهد که اکنون رایانه‌ها و روبات‌ها در حل پازل‌های CAPTCHA [ برنامه یا سیستم کامپیوتری که برای تشخیص ورودی انسان از ماشین طراحی شده است] بهتر از انسان‌ها عمل می‌کنند.

این امر، اجتناب‌ناپذیر بود. سوال جالب اینجاست: « تا از میان‌رفتن کپچا چقدر وقت داریم؟»

اول باید کسی تصمیم بگیرد که این وظیفه اوست که نگران این موضوع باشد. سپس گروهی باید دور هم جمع شوند تا به یک تصمیم اکثریت برای حمایت از یک تغییر مهم برسند که از چیزی که همیشه وجود داشته و به نظر می‌رسید هیچ مشکلی نداشته است، فاصله بگیرند. سپس آنها باید مسئولیت اتفاقات بعدی را بپذیرند. بعداً باید مداخله فناوری را با دیگران مدیریت کنند تا مردم بتوانند با خیال راحت، همه چیز را همانطور که هست رها کنند و نگران اولویت‌های دیگرشان باشند…

نظاره‌گربودن، آسان‌تر از رهبر‌بودن است.


.
▪️ایستادن در یک نقطه

▪️ ست‌گادین | یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۲


هاردی از مدرسه به خانه آمد و با افتخار، زیورآلات پلاستیکی ارزانی را که آن روز بدست آورده بود به مادرش نشان داد.

«من بی‌سر و صدا درست روی نقطه تعیین‌شده ایستادم و چند بلیط جایزه گرفتم و اگر فردا هم بی‌سر و صدا روی نقطه بایستم، می‌توانم چند جایزه دیگر هم بگیرم!»

کلاس اول! این یکی از راه‌هایی است که می‌توان درس اطاعت‌کردن و مصرف‌گرایی را به بچه‌ها تلقین کرد.

به ندرت پیش می‌آید که شاهد چنین اجرای گستاخانه و واضحی باشیم.

آیا ایستادن روی یک نقطه، همان چیزی است که باید به بچه‌ها آموزش دهیم؟ آیا هر یک از ما قبلاً زمان زیادی را صرف ایستادن روی نقطه‌ها نکرده است؟

.