🔴فناوری و ارتباطات
(پستهای برگزیدهی سال ۲۰۲۱)
◾️الگوریتمها میدهند یا میگیرند
◾️رتبهبندیِ چیزی که قابل رتبهبندی نیست
◾️درجستجوی تفریح
◾️شما به گرد پای الگوریتم هم نمیرسید
◾️اتساع زمان
◾️افق زمانیتان را در مورد تکنولوژی تغییر دهید
.
(پستهای برگزیدهی سال ۲۰۲۱)
◾️الگوریتمها میدهند یا میگیرند
◾️رتبهبندیِ چیزی که قابل رتبهبندی نیست
◾️درجستجوی تفریح
◾️شما به گرد پای الگوریتم هم نمیرسید
◾️اتساع زمان
◾️افق زمانیتان را در مورد تکنولوژی تغییر دهید
.
Telegram
طعم ستگادین
◾الگوریتمها میدهند یا میگیرند
◾ستگادین ۱ اسفند ۱۳۹۹
اگر چیزی کمیاب باشد، ما مجبور به انتخاب میشویم.
انتخابِ کسی که استخدام شود، انتخاب وبسایتی که در صدر گزینههای جستجو ظاهر شود، انتخاب کسی که وام دریافت کند.
درحالیکه میتوانیم این انتخابهای…
◾ستگادین ۱ اسفند ۱۳۹۹
اگر چیزی کمیاب باشد، ما مجبور به انتخاب میشویم.
انتخابِ کسی که استخدام شود، انتخاب وبسایتی که در صدر گزینههای جستجو ظاهر شود، انتخاب کسی که وام دریافت کند.
درحالیکه میتوانیم این انتخابهای…
▪️کار مهم، نوعی رایدادن است
▪️ ستگادین | شنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۲
وقتی انسانیت را در کار لحاظ میکنیم، در حال انتخاب هستیم.
این شامل ریسک، تلاش و کار عاطفی است. ما اینجاییم تا تغییر بیافرینیم و برای تحقق آن، چیزی از دست دهیم.
این یعنی رایدادن.
ما به مشتری که میخواهیم به او خدمت کنیم رای میدهیم.
ما به رئیس و صاحبان موسسهای که در آنجا کار میکنیم رای میدهیم.
ما به همکارانمان رای میدهیم.
اگر آنها رای ما را به دست نیاوردهاند، اگر نمیتوانیم به آنها اعتماد کنیم، از آنها حمایت کنیم و مشوق موفقیتشان باشیم، باید این کار را در جای دیگری انجام دهیم. برای شریکی که حاضر نیست قدمی برای ما بردارد، نباید داوطلبانه کاری انجام دهیم.
بهترین کار ما، چیزی کمیاب است. ما نباید آن را برای تندخوها، افراد خودخواه یا کسانی که قدر آن را نمیدانند هدر دهیم.
.
▪️ ستگادین | شنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۲
وقتی انسانیت را در کار لحاظ میکنیم، در حال انتخاب هستیم.
این شامل ریسک، تلاش و کار عاطفی است. ما اینجاییم تا تغییر بیافرینیم و برای تحقق آن، چیزی از دست دهیم.
این یعنی رایدادن.
ما به مشتری که میخواهیم به او خدمت کنیم رای میدهیم.
ما به رئیس و صاحبان موسسهای که در آنجا کار میکنیم رای میدهیم.
ما به همکارانمان رای میدهیم.
اگر آنها رای ما را به دست نیاوردهاند، اگر نمیتوانیم به آنها اعتماد کنیم، از آنها حمایت کنیم و مشوق موفقیتشان باشیم، باید این کار را در جای دیگری انجام دهیم. برای شریکی که حاضر نیست قدمی برای ما بردارد، نباید داوطلبانه کاری انجام دهیم.
بهترین کار ما، چیزی کمیاب است. ما نباید آن را برای تندخوها، افراد خودخواه یا کسانی که قدر آن را نمیدانند هدر دهیم.
.
Seth's Blog
Significant work is a vote
When we show up to bring humanity to work, we’re making a choice. It involves risk and effort and emotional labor. We’re here to make a change happen, and we’re giving something t…
▪️توافق مفید
▪️ ستگادین | یکشنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۲
برخلاف انتظارات، قراردادهای مکتوب نباید منجر به تضاد منافع شوند. در واقع، قراردادهای موثر، بندرت اینگونه هستند.
هنگامی که به کسی آزادی، قرارداد حق امتیاز یا حتی یک سند شراکت را تحویل میدهید، ارزشش را دارد که به بخشهای مهم، موارد بحثبرانگیز و مواردی که قابل توجه هستند اشاره کنید.
به هر حال، بهترین زمان برای درک و فهم یک توافق، زمانی است که آن را امضا میکنید، نه بعداً.
.
▪️ ستگادین | یکشنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۲
برخلاف انتظارات، قراردادهای مکتوب نباید منجر به تضاد منافع شوند. در واقع، قراردادهای موثر، بندرت اینگونه هستند.
هنگامی که به کسی آزادی، قرارداد حق امتیاز یا حتی یک سند شراکت را تحویل میدهید، ارزشش را دارد که به بخشهای مهم، موارد بحثبرانگیز و مواردی که قابل توجه هستند اشاره کنید.
به هر حال، بهترین زمان برای درک و فهم یک توافق، زمانی است که آن را امضا میکنید، نه بعداً.
.
Seth's Blog
The useful agreement
Contrary to expectations, written contracts don’t have to be adversarial. In fact, the effective ones rarely are. When you hand someone a release, a royalty agreement or even a partnership do…
▪️دوچرخهی خودت را بران
▪️ ستگادین | چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۲
با خوشحالی در مسیر دوچرخهسواری موازی راهآهن رکاب میزدم که سه دوچرخهسوار با لباسهای چسبان ورزشی و دوچرخههای کربنی [دوچرخههای ردهبالا، باکیفیت و سبک، ویژه مسابقات] مثل نسیمی از کنارم سر خوردند.
یک لحظه ناامید شدم. هدف چیست؟ آنها سریع هستند، من نه.
سپس متوجه شدم که مسابقهای در کار نیست، فقط دوچرخهسواری است. هیچ برندهای وجود ندارد، فقط سواری(Riding) است.
.
▪️ ستگادین | چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۲
با خوشحالی در مسیر دوچرخهسواری موازی راهآهن رکاب میزدم که سه دوچرخهسوار با لباسهای چسبان ورزشی و دوچرخههای کربنی [دوچرخههای ردهبالا، باکیفیت و سبک، ویژه مسابقات] مثل نسیمی از کنارم سر خوردند.
یک لحظه ناامید شدم. هدف چیست؟ آنها سریع هستند، من نه.
سپس متوجه شدم که مسابقهای در کار نیست، فقط دوچرخهسواری است. هیچ برندهای وجود ندارد، فقط سواری(Riding) است.
.
Seth's Blog
Ride your own bike
I was happily pedaling along on the rail trail when three spandex speedsters blew by me on their handmade carbon bikes. For a moment, I was disheartened. What’s the point–they’re …
▪️سردرگمی راجع به «سرانه» که تعجبی هم ندارد
▪️ ستگادین | جمعه ۲۷ مرداد ۱۴۰۲
دیروز یک ماشین در بزرگراه، ناگهان مثل برق از کنارم رد شد. سرعتش نزدیک به ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت بود.
آیا این خودرو یک پورشه 911 GT3 جدید بود یا یک تویوتا کمری دست دوم؟
نکته اینجاست که بیش از ۱۰۰۰ برابر پورشه، تویوتا کمری در جادهها وجود دارد. اما غریزه ما، انتخاب آن پاسخ واضح و مشخص است.[ پورشه]
نرخ سرانه جرم و جنایت در مناطق روستایی، اغلب به طور چشمگیری (گاهی پنج یا ده برابر) بیشتر از شهرها است.
از سوی دیگر، نرخ سرانه میلیونرها در آلاسکا بسیار بیشتر از آن چیزی است که اکثر مردم حدس میزنند. این به این دلیل است که ما جمعیت را دست کم میگیریم، نه به این دلیل که بطور ویژه در آنجا تعداد زیادی میلیونر وجود دارد.
افرادِ بیشتر ممکن است منجر به وقوع موارد بیشتری شوند، اما آنچه مهم است عدد مطلق نیست، درصد است. نیویورک مکانی فوقالعاده امن برای زندگی است.
ما به عنوان انسان، به طور طبیعی تمایلی به محاسبه احتمال وقوع چیزی بر اساس تعداد دفعات مشاهده آن نداریم. در عوض، داستانها و تجربیات، بدون در نظرگرفتن احتمال وقوع یا بعیدبودنشان، تأثیر عاطفی بر روی ما میگذارند و احتمال وقوع یک رویداد، تأثیری بر میزان اثرپذیری ما از یک داستان یا تجربه ندارد.
پرواز در سراسر کشور به طور چشمگیری ایمنتر از رانندگی در آنجا است، اما به طور شهودی، احساس میشود که باید برعکس باشد. احتمال اینکه علم پزشکی بتواند یک بیماری را درمان کند بسیار بیشتر از داستانها و تجارب شخصی است.
پستهای TikTok یا Facebook بطور میانگین توسط افراد کمی دیده میشوند، حتی اگر چنین به نظر میرسد که پستهایی که ما میبینیم توسط افراد زیادی دیده میشوند.
واقعیت، چیزی سرراست و شستهرفته نیست و لحظهای فکرکردن به منبع یک داستان، به ما کمک میکند تا در مورد آنچه واقعاً اتفاق میفتد، روشن شویم.
.
▪️ ستگادین | جمعه ۲۷ مرداد ۱۴۰۲
دیروز یک ماشین در بزرگراه، ناگهان مثل برق از کنارم رد شد. سرعتش نزدیک به ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت بود.
آیا این خودرو یک پورشه 911 GT3 جدید بود یا یک تویوتا کمری دست دوم؟
نکته اینجاست که بیش از ۱۰۰۰ برابر پورشه، تویوتا کمری در جادهها وجود دارد. اما غریزه ما، انتخاب آن پاسخ واضح و مشخص است.[ پورشه]
نرخ سرانه جرم و جنایت در مناطق روستایی، اغلب به طور چشمگیری (گاهی پنج یا ده برابر) بیشتر از شهرها است.
از سوی دیگر، نرخ سرانه میلیونرها در آلاسکا بسیار بیشتر از آن چیزی است که اکثر مردم حدس میزنند. این به این دلیل است که ما جمعیت را دست کم میگیریم، نه به این دلیل که بطور ویژه در آنجا تعداد زیادی میلیونر وجود دارد.
افرادِ بیشتر ممکن است منجر به وقوع موارد بیشتری شوند، اما آنچه مهم است عدد مطلق نیست، درصد است. نیویورک مکانی فوقالعاده امن برای زندگی است.
ما به عنوان انسان، به طور طبیعی تمایلی به محاسبه احتمال وقوع چیزی بر اساس تعداد دفعات مشاهده آن نداریم. در عوض، داستانها و تجربیات، بدون در نظرگرفتن احتمال وقوع یا بعیدبودنشان، تأثیر عاطفی بر روی ما میگذارند و احتمال وقوع یک رویداد، تأثیری بر میزان اثرپذیری ما از یک داستان یا تجربه ندارد.
پرواز در سراسر کشور به طور چشمگیری ایمنتر از رانندگی در آنجا است، اما به طور شهودی، احساس میشود که باید برعکس باشد. احتمال اینکه علم پزشکی بتواند یک بیماری را درمان کند بسیار بیشتر از داستانها و تجارب شخصی است.
پستهای TikTok یا Facebook بطور میانگین توسط افراد کمی دیده میشوند، حتی اگر چنین به نظر میرسد که پستهایی که ما میبینیم توسط افراد زیادی دیده میشوند.
واقعیت، چیزی سرراست و شستهرفته نیست و لحظهای فکرکردن به منبع یک داستان، به ما کمک میکند تا در مورد آنچه واقعاً اتفاق میفتد، روشن شویم.
.
Seth's Blog
The unsurprising confusion about ‘per capita’
A car cut me off on the highway the other day. The car was going nearly 100 mph. Was the car a new Porsche 911 GT3 or a used Toyota Camry? The thing is, there are more than 1,000 times as many Camr…
🔴مهارتها و دقت نظرها
(پستهای برگزیدهی سال ۲۰۲۱)
◾️عوضشدنِ تنظیمات
◾️دوندهی مادرزاد
◾آیا خلقوخو یک استعداد است یا یک مهارت؟
◾️تلهای بنام «سرم شلوغ است»
◾️سه نوع مهربانی
◾️مثل لباس یک دلقک، ناموزون و بدقواره نباشید
◾️تاریخ مشخص
◾️چگونه یک ضربالاجل را از دست ندهیم
◾️چگونه یک ضربالاجل را از دست بدهیم
◾️پرمشغله (و معتبر)
◾️«علائم بزرگتری به کار ببرید»
◾️با امتحانکردنهای آسان شروع کنید
◾تلاش در راستای کیفیت
.
(پستهای برگزیدهی سال ۲۰۲۱)
◾️عوضشدنِ تنظیمات
◾️دوندهی مادرزاد
◾آیا خلقوخو یک استعداد است یا یک مهارت؟
◾️تلهای بنام «سرم شلوغ است»
◾️سه نوع مهربانی
◾️مثل لباس یک دلقک، ناموزون و بدقواره نباشید
◾️تاریخ مشخص
◾️چگونه یک ضربالاجل را از دست ندهیم
◾️چگونه یک ضربالاجل را از دست بدهیم
◾️پرمشغله (و معتبر)
◾️«علائم بزرگتری به کار ببرید»
◾️با امتحانکردنهای آسان شروع کنید
◾تلاش در راستای کیفیت
.
Telegram
طعم ستگادین
◾عوضشدنِ تنظیمات
◾ستگادین ۱۷ دی ۱۳۹۹
منظور از طبقهبندی سرویس ظروف و قاشقچنگال، بعد از شستهشدن توسط ماشینظرفشویی چیست؟ چرا بسادگی همهی آنها را درهم و در یک کشو نمیگذاریم تا هر وقت هرکدام را نیاز داشتیم از بین بقیه جدا کنیم؟ ...
دلیلش را بصورت…
◾ستگادین ۱۷ دی ۱۳۹۹
منظور از طبقهبندی سرویس ظروف و قاشقچنگال، بعد از شستهشدن توسط ماشینظرفشویی چیست؟ چرا بسادگی همهی آنها را درهم و در یک کشو نمیگذاریم تا هر وقت هرکدام را نیاز داشتیم از بین بقیه جدا کنیم؟ ...
دلیلش را بصورت…
▪️وضعیت موجود بسیار خوب است …
▪️ ستگادین | شنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۲
بشرطی که اوضاع تغییر نکند.
در واقع، این بهترین حالت است.
ولی تحقیقات جدید نشان میدهد که اکنون رایانهها و روباتها در حل پازلهای CAPTCHA [ برنامه یا سیستم کامپیوتری که برای تشخیص ورودی انسان از ماشین طراحی شده است] بهتر از انسانها عمل میکنند.
این امر، اجتنابناپذیر بود. سوال جالب اینجاست: « تا از میانرفتن کپچا چقدر وقت داریم؟»
اول باید کسی تصمیم بگیرد که این وظیفه اوست که نگران این موضوع باشد. سپس گروهی باید دور هم جمع شوند تا به یک تصمیم اکثریت برای حمایت از یک تغییر مهم برسند که از چیزی که همیشه وجود داشته و به نظر میرسید هیچ مشکلی نداشته است، فاصله بگیرند. سپس آنها باید مسئولیت اتفاقات بعدی را بپذیرند. بعداً باید مداخله فناوری را با دیگران مدیریت کنند تا مردم بتوانند با خیال راحت، همه چیز را همانطور که هست رها کنند و نگران اولویتهای دیگرشان باشند…
نظارهگربودن، آسانتر از رهبربودن است.
.
▪️ ستگادین | شنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۲
بشرطی که اوضاع تغییر نکند.
در واقع، این بهترین حالت است.
ولی تحقیقات جدید نشان میدهد که اکنون رایانهها و روباتها در حل پازلهای CAPTCHA [ برنامه یا سیستم کامپیوتری که برای تشخیص ورودی انسان از ماشین طراحی شده است] بهتر از انسانها عمل میکنند.
این امر، اجتنابناپذیر بود. سوال جالب اینجاست: « تا از میانرفتن کپچا چقدر وقت داریم؟»
اول باید کسی تصمیم بگیرد که این وظیفه اوست که نگران این موضوع باشد. سپس گروهی باید دور هم جمع شوند تا به یک تصمیم اکثریت برای حمایت از یک تغییر مهم برسند که از چیزی که همیشه وجود داشته و به نظر میرسید هیچ مشکلی نداشته است، فاصله بگیرند. سپس آنها باید مسئولیت اتفاقات بعدی را بپذیرند. بعداً باید مداخله فناوری را با دیگران مدیریت کنند تا مردم بتوانند با خیال راحت، همه چیز را همانطور که هست رها کنند و نگران اولویتهای دیگرشان باشند…
نظارهگربودن، آسانتر از رهبربودن است.
.
Seth's Blog
The status quo is very good…
at sticking around. In fact, that’s what it’s best at. New research shows that computers and robots are now better at solving CAPTCHA puzzles than humans. This was inevitable. The inter…
▪️ایستادن در یک نقطه
▪️ ستگادین | یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۲
هاردی از مدرسه به خانه آمد و با افتخار، زیورآلات پلاستیکی ارزانی را که آن روز بدست آورده بود به مادرش نشان داد.
«من بیسر و صدا درست روی نقطه تعیینشده ایستادم و چند بلیط جایزه گرفتم و اگر فردا هم بیسر و صدا روی نقطه بایستم، میتوانم چند جایزه دیگر هم بگیرم!»
کلاس اول! این یکی از راههایی است که میتوان درس اطاعتکردن و مصرفگرایی را به بچهها تلقین کرد.
به ندرت پیش میآید که شاهد چنین اجرای گستاخانه و واضحی باشیم.
آیا ایستادن روی یک نقطه، همان چیزی است که باید به بچهها آموزش دهیم؟ آیا هر یک از ما قبلاً زمان زیادی را صرف ایستادن روی نقطهها نکرده است؟
.
▪️ ستگادین | یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۲
هاردی از مدرسه به خانه آمد و با افتخار، زیورآلات پلاستیکی ارزانی را که آن روز بدست آورده بود به مادرش نشان داد.
«من بیسر و صدا درست روی نقطه تعیینشده ایستادم و چند بلیط جایزه گرفتم و اگر فردا هم بیسر و صدا روی نقطه بایستم، میتوانم چند جایزه دیگر هم بگیرم!»
کلاس اول! این یکی از راههایی است که میتوان درس اطاعتکردن و مصرفگرایی را به بچهها تلقین کرد.
به ندرت پیش میآید که شاهد چنین اجرای گستاخانه و واضحی باشیم.
آیا ایستادن روی یک نقطه، همان چیزی است که باید به بچهها آموزش دهیم؟ آیا هر یک از ما قبلاً زمان زیادی را صرف ایستادن روی نقطهها نکرده است؟
.
Seth's Blog
On the dot
Hardy came home from school and proudly showed his mom the cheap plastic trinkets he had earned that day. “I stood quietly on the dot and so I got some tickets. And if I stand on the dot quie…
▪️برای مشتریان «در قیاس با» به مشتریان
▪️ ستگادین | دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۲
در زندگی هر شرکتی، لحظهای فرا میرسد که باید انتخاب کند: آیا برای مشتریان خود(for your customers) اینجاست تا آنچه را که به دنبال آن هستند به آنها بدهد یا میخواهد خدمتی به مشتریان خود(to your customers) ارائه دهد تا درآمد اضافی بدست آورد؟
این بدان معنا نیست که تنها راه خدمت، پایینآوردن قیمتهاست. کاملاً ممکن است که مشتریان شما بخواهند هزینه زیادی هم بپردازند، بشرطی که بیشتر از آنچه پرداخت کردهاند دریافت کنند.
بلکه معنای آن این است که شما از برند، رابط کاربری، نرمافزار و اثر شبکه خود برای ارائه راههایی جهت خدمت به مردم استفاده کنید. طوریکه اگر روزی رفتید، دلشان برای شما تنگ شود و جای خالی شما را احساس کنند.
تعجبآور نیست که بسیاری از شرکتها، از نرمافزار، الگوهای تاریک و هوش مصنوعی برای کار روی چیزهایی که سودشان را بهبود میبخشد استفاده میکنند. اما من نمونههای زیادی را نمیبینم که همین کار را برای بهبود تجربه و لذتی که مشتریانشان احساس میکنند انجام دهند.
آمازون در حال آزمایش روشی متفاوت برای نمایش نظرات برای محصولاتی است که میفروشند.(تصویر وسط متن)
تغییر ظریفی است، اما میتواند تأثیر بسیار زیادی بر بازرگانان، سود آنها و آنچه میخریم داشته باشد.
در قالب جدید، مغز شما تصویر یک ستاره را میبیند، اما پس از آن باید ریاضیات ذهنی، تبدیل عدد ۴.۶ را به چیزی با وزن و سنگینی احساسی انجام دهد: یک دسته از ستارهها.
این کار در قالب قدیمی، قبلاً انجام شده بود. مغز ما در نتیجهگیری احساسی از این تجسمِ ملموستر، بسیار بهتر عمل میکند. اگر به دو تصویر بالا نگاه کنید، مطمئناً در نگاه اول به نظر میرسد که تصویر دوم دارای امتیاز بالاتری است.
این فرمت جدید به این معناست که اقلام با رتبه بالاتر، مزیت چندانی نخواهند داشت. این کار به جای اینکه بازی با نظرات مشتریان یا ساخت محصول بهتر را ادامه دهند، فروشندگان و تأمینکنندگان دیگر را به خرید تبلیغات و اِعمال کوپنهای تخفیف وادار میکند که آمازون از آن سود میبرد.
وقتی شرکتی، لغو اشتراک را سخت میکند، یا گزینههای غیرضروری را به مشتری ارائه میدهد (« ۳۶۳ نفر در حال حاضر مشغول ثبتنام فلان بیمه هستند..») یا افراد را تحت فشار قرار میدهد، اصول و ارزشهایی که آنها را به اینجا رسانده را فراموش کرده است.
در نهایت، سازمانهایی که به خودشان خدمت میکنند، توانایی ادامه خدمت به دیگران را از دست میدهند.
.
▪️ ستگادین | دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۲
در زندگی هر شرکتی، لحظهای فرا میرسد که باید انتخاب کند: آیا برای مشتریان خود(for your customers) اینجاست تا آنچه را که به دنبال آن هستند به آنها بدهد یا میخواهد خدمتی به مشتریان خود(to your customers) ارائه دهد تا درآمد اضافی بدست آورد؟
این بدان معنا نیست که تنها راه خدمت، پایینآوردن قیمتهاست. کاملاً ممکن است که مشتریان شما بخواهند هزینه زیادی هم بپردازند، بشرطی که بیشتر از آنچه پرداخت کردهاند دریافت کنند.
بلکه معنای آن این است که شما از برند، رابط کاربری، نرمافزار و اثر شبکه خود برای ارائه راههایی جهت خدمت به مردم استفاده کنید. طوریکه اگر روزی رفتید، دلشان برای شما تنگ شود و جای خالی شما را احساس کنند.
تعجبآور نیست که بسیاری از شرکتها، از نرمافزار، الگوهای تاریک و هوش مصنوعی برای کار روی چیزهایی که سودشان را بهبود میبخشد استفاده میکنند. اما من نمونههای زیادی را نمیبینم که همین کار را برای بهبود تجربه و لذتی که مشتریانشان احساس میکنند انجام دهند.
آمازون در حال آزمایش روشی متفاوت برای نمایش نظرات برای محصولاتی است که میفروشند.(تصویر وسط متن)
تغییر ظریفی است، اما میتواند تأثیر بسیار زیادی بر بازرگانان، سود آنها و آنچه میخریم داشته باشد.
در قالب جدید، مغز شما تصویر یک ستاره را میبیند، اما پس از آن باید ریاضیات ذهنی، تبدیل عدد ۴.۶ را به چیزی با وزن و سنگینی احساسی انجام دهد: یک دسته از ستارهها.
این کار در قالب قدیمی، قبلاً انجام شده بود. مغز ما در نتیجهگیری احساسی از این تجسمِ ملموستر، بسیار بهتر عمل میکند. اگر به دو تصویر بالا نگاه کنید، مطمئناً در نگاه اول به نظر میرسد که تصویر دوم دارای امتیاز بالاتری است.
این فرمت جدید به این معناست که اقلام با رتبه بالاتر، مزیت چندانی نخواهند داشت. این کار به جای اینکه بازی با نظرات مشتریان یا ساخت محصول بهتر را ادامه دهند، فروشندگان و تأمینکنندگان دیگر را به خرید تبلیغات و اِعمال کوپنهای تخفیف وادار میکند که آمازون از آن سود میبرد.
وقتی شرکتی، لغو اشتراک را سخت میکند، یا گزینههای غیرضروری را به مشتری ارائه میدهد (« ۳۶۳ نفر در حال حاضر مشغول ثبتنام فلان بیمه هستند..») یا افراد را تحت فشار قرار میدهد، اصول و ارزشهایی که آنها را به اینجا رسانده را فراموش کرده است.
در نهایت، سازمانهایی که به خودشان خدمت میکنند، توانایی ادامه خدمت به دیگران را از دست میدهند.
.
Seth's Blog
For customers vs to customers
In the life of every enterprise, the moment arises when a choice has to be made: Are you here for your customers, to give them what they seek, or are you trying to do something to your customers, t…
▪️بچگانه یا کودکمانند؟
▪️ ستگادین | سهشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۲
کودکمانند(Childlike) [ساده و بیآلایش] یعنی زندگی آمیخته با حیرتزدگی. یعنی توانایی دیدن جهان با چشمانی تازه و خلق جادو.
از سوی دیگر، زندگی بچگانه(Childish) [ناپخته و بیمسئولیت ] یعنی زیستن آنچنان که گویی اعمالت هیچ عواقبی ندارند.
با گذشت زمان، ما در اندازهگیری عواقب بلندمدت و کوتاهمدت اقدامات خود بسیار خوب شدهایم. در نادیدهگرفتنشان هم خوب عمل میکنیم.
بزرگسالان، زمانی که در پی زندگی کودکمانند هستند، خوب عمل میکنند و این سبک زندگی بدون رفتار بچگانه، امکانپذیر است.
.
▪️ ستگادین | سهشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۲
کودکمانند(Childlike) [ساده و بیآلایش] یعنی زندگی آمیخته با حیرتزدگی. یعنی توانایی دیدن جهان با چشمانی تازه و خلق جادو.
از سوی دیگر، زندگی بچگانه(Childish) [ناپخته و بیمسئولیت ] یعنی زیستن آنچنان که گویی اعمالت هیچ عواقبی ندارند.
با گذشت زمان، ما در اندازهگیری عواقب بلندمدت و کوتاهمدت اقدامات خود بسیار خوب شدهایم. در نادیدهگرفتنشان هم خوب عمل میکنیم.
بزرگسالان، زمانی که در پی زندگی کودکمانند هستند، خوب عمل میکنند و این سبک زندگی بدون رفتار بچگانه، امکانپذیر است.
.
Seth's Blog
Childish or childlike?
Childlike involves wonder. It’s the ability to see the world with fresh eyes and create magic. Childish, on the other hand, is living as if there are no consequences. Over time, we’ve g…
▪️باور، سرایت میکند
▪️ ستگادین | چهارشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۲
دارونماها کار میکنند و در حال گسترش هستند.
ما طوری سیمکشی شدهایم که چیزی را باور کنیم. اما ویژگیهای اعتقادیمان اغلب از افراد دیگر سرچشمه میگیرند.
زمانی که تعداد محدودی کانال وجود داشت، ایدههای جریان اصلی(mainstream)، محور گفتگوهای ما بود. زیرا جریان اصلی تنها چیزی بود که به طور گسترده تقویت میشد. ممکن بود کسی به وجود جهان مسطح باور داشته باشد یا اینکه فرود روی ماه را جعلی بداند اما این باورمندان در حاشیه بودند. گروههای کوچکی بودند با عقاید عجیب و نامتعارف.
یکی از دلایل نگرانکنندهبودن استفاده از روغن مار که توسط Mehmet Oz تبلیغ میشد، این بود که او از شهرت جریان اصلی خود، همراه با قرارگرفتن در معرض انبوه تلویزیونها، برای تبلیغ درمانهای حاشیهای و اثباتنشده جهت کسب سود قانونی استفاده کرد.
امروزه به لطف جهانی با میلیاردها کانال، جریان اصلی از بین رفته است و اگر دل بدهید میتوانید خود را با هر باوری، جریان اصلی احساس کنید. شما میتوانید اطراف خود را با افرادی احاطه کنید که مطمئن هستند پرندگان، واقعی نیستند یا جامعهای برای تقویت اثربخشی داروی ثبت اختراعشدهای که مصرف میکنید پیدا کنید. این باعث افزایش اثر دارونمایی مثبت آن میشود.
باورمندی، کارایی ما را افزایش میدهد، اما در عین حال، تبلیغ یک ایده میتواند برای تبلیغکننده سود ایجاد کند. گاهی اوقات این دو چیز با هم هماهنگ میشوند، اما اغلب، انگیزه کسب سود، آنها را به جایی میبرد که دیگر هماهنگی از بین میرود.
اکنون انتخاب رسانهها و ورودیهای فرهنگی، بیش از هر زمان دیگری برای ما اهمیت دارد. وقتی انتخاب میکنیم چه چیزی ببینیم و با چه کسی معاشرت کنیم، در واقع آینده خود را انتخاب میکنیم.
.
▪️ ستگادین | چهارشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۲
دارونماها کار میکنند و در حال گسترش هستند.
ما طوری سیمکشی شدهایم که چیزی را باور کنیم. اما ویژگیهای اعتقادیمان اغلب از افراد دیگر سرچشمه میگیرند.
زمانی که تعداد محدودی کانال وجود داشت، ایدههای جریان اصلی(mainstream)، محور گفتگوهای ما بود. زیرا جریان اصلی تنها چیزی بود که به طور گسترده تقویت میشد. ممکن بود کسی به وجود جهان مسطح باور داشته باشد یا اینکه فرود روی ماه را جعلی بداند اما این باورمندان در حاشیه بودند. گروههای کوچکی بودند با عقاید عجیب و نامتعارف.
یکی از دلایل نگرانکنندهبودن استفاده از روغن مار که توسط Mehmet Oz تبلیغ میشد، این بود که او از شهرت جریان اصلی خود، همراه با قرارگرفتن در معرض انبوه تلویزیونها، برای تبلیغ درمانهای حاشیهای و اثباتنشده جهت کسب سود قانونی استفاده کرد.
امروزه به لطف جهانی با میلیاردها کانال، جریان اصلی از بین رفته است و اگر دل بدهید میتوانید خود را با هر باوری، جریان اصلی احساس کنید. شما میتوانید اطراف خود را با افرادی احاطه کنید که مطمئن هستند پرندگان، واقعی نیستند یا جامعهای برای تقویت اثربخشی داروی ثبت اختراعشدهای که مصرف میکنید پیدا کنید. این باعث افزایش اثر دارونمایی مثبت آن میشود.
باورمندی، کارایی ما را افزایش میدهد، اما در عین حال، تبلیغ یک ایده میتواند برای تبلیغکننده سود ایجاد کند. گاهی اوقات این دو چیز با هم هماهنگ میشوند، اما اغلب، انگیزه کسب سود، آنها را به جایی میبرد که دیگر هماهنگی از بین میرود.
اکنون انتخاب رسانهها و ورودیهای فرهنگی، بیش از هر زمان دیگری برای ما اهمیت دارد. وقتی انتخاب میکنیم چه چیزی ببینیم و با چه کسی معاشرت کنیم، در واقع آینده خود را انتخاب میکنیم.
.
Seth's Blog
Belief is contagious
Placebos work and placebos spread. We’re wired to believe something, but the specifics of what we believe often come from other people. When there were a limited number of channels, mainstrea…
▪️حرفزدن
▪️ ستگادین | پنجشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۲
برای بسیاری از افراد، هزینه خیالیِ حرفزدن تقریباً همیشه بیشتر از هزینه واقعی آن است.
ما هر روز با پرداخت هزینه بابت تخیلاتمان زندگی میکنیم و به مرور زمان با ناگفته نگهداشتنِ بینشِ خویش، ذرهای از ما میمیرد.
حرفزدن یک مهارت است و ما فقط با تمرین میتوانیم آن را ارتقا دهیم.
[ لینک مرتبط: کتاب «چرا باید زیادتر حرف بزنیم؟» ]
.
▪️ ستگادین | پنجشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۲
برای بسیاری از افراد، هزینه خیالیِ حرفزدن تقریباً همیشه بیشتر از هزینه واقعی آن است.
ما هر روز با پرداخت هزینه بابت تخیلاتمان زندگی میکنیم و به مرور زمان با ناگفته نگهداشتنِ بینشِ خویش، ذرهای از ما میمیرد.
حرفزدن یک مهارت است و ما فقط با تمرین میتوانیم آن را ارتقا دهیم.
[ لینک مرتبط: کتاب «چرا باید زیادتر حرف بزنیم؟» ]
.
Seth's Blog
Speaking up
For many, the imagined cost of speaking up is almost always higher than the actual cost. And we live with the cost in our imagination daily, dying a little bit over time as we keep our insights to …
🔴بازاریابی و فروش
(پستهای برگزیدهی سال ۲۰۲۱)
◾️درک مفهوم «محبوب»
◾️جلب رضایتِ ناراضیان
◾️استدلالها و نتایج
◾️بدون حامی مالی
◾️عمدهفروشی و خردهفروشی
◾️خوشنودیتان را عقب بیاندازید
◾️«مسئلهای نیست»، خودش مسئله است
◾️توسعهی مشتری
◾️داستانسرایی و احساسات
◾️ایجاد تغییر (ترویج یک ایده)
◾️زحمت و ارزش
◾️استدلال غلط Goldilocks
◾️جابجاشدن در صف
◾️صفر درصد از سهم بازار
◾بخش خدمات مشتریان، رایگان است
▪️هرم بازاریابی مدرن
.
(پستهای برگزیدهی سال ۲۰۲۱)
◾️درک مفهوم «محبوب»
◾️جلب رضایتِ ناراضیان
◾️استدلالها و نتایج
◾️بدون حامی مالی
◾️عمدهفروشی و خردهفروشی
◾️خوشنودیتان را عقب بیاندازید
◾️«مسئلهای نیست»، خودش مسئله است
◾️توسعهی مشتری
◾️داستانسرایی و احساسات
◾️ایجاد تغییر (ترویج یک ایده)
◾️زحمت و ارزش
◾️استدلال غلط Goldilocks
◾️جابجاشدن در صف
◾️صفر درصد از سهم بازار
◾بخش خدمات مشتریان، رایگان است
▪️هرم بازاریابی مدرن
.
Telegram
طعم ستگادین
◾درک مفهوم «محبوب»
◾ستگادین ۲۲ دی ۱۳۹۹
یک چیز محبوب(popular، عمومی، همهپسند) با هر متر و معیاری که حساب کنیم، به معنای یک چیز بهتر(better) نیست.
محبوب یعنی تعداد بیشتری از مردم، این چیز را بیشتر از آن چیز میپسندند. به همین سادگی!
محبوببودن،…
◾ستگادین ۲۲ دی ۱۳۹۹
یک چیز محبوب(popular، عمومی، همهپسند) با هر متر و معیاری که حساب کنیم، به معنای یک چیز بهتر(better) نیست.
محبوب یعنی تعداد بیشتری از مردم، این چیز را بیشتر از آن چیز میپسندند. به همین سادگی!
محبوببودن،…
▪️ترفند آب و تابدادن
▪️ ستگادین | جمعه ۳ شهریور ۱۴۰۲
یک یادداشت یا ویدیو ممکن است خیلی طولانی باشد. ویدیویی بمدت ۱۴ دقیقه که نحوه برگزاری یک جلسه طوفان فکری ۱۰ دقیقهای را توضیح میدهد، ممکن است با مقداری ویرایش [کوتاهکردن] بهتر شود.
اما امکان دارد دفترچه راهنمای شما با چند عکس بیشتر و توضیحات عمیقتر بهتر شود.
تطبیق پیچیدگی مشکل با روش حل آن، واقعاً میتواند نتیجهبخش باشد.
.
▪️ ستگادین | جمعه ۳ شهریور ۱۴۰۲
یک یادداشت یا ویدیو ممکن است خیلی طولانی باشد. ویدیویی بمدت ۱۴ دقیقه که نحوه برگزاری یک جلسه طوفان فکری ۱۰ دقیقهای را توضیح میدهد، ممکن است با مقداری ویرایش [کوتاهکردن] بهتر شود.
اما امکان دارد دفترچه راهنمای شما با چند عکس بیشتر و توضیحات عمیقتر بهتر شود.
تطبیق پیچیدگی مشکل با روش حل آن، واقعاً میتواند نتیجهبخش باشد.
.
Seth's Blog
The length trick
It’s possible that the memo or video is simply too long. A 14 minute video explaining how to have a 10 minute brainstorming meeting might benefit from some editing. But it might be that your …
▪️ارزش بیافرینید
▪️ ستگادین | یکشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۲
اگر کار شما به بنبست رسیده است، ممکن است به این دلیل باشد که عاملیت و مسئولیتپذیری را با احساس امنیت معامله کردهاید.
اما امنیت واقعی در ارزشآفرینی نهفته است.
ایجاد ارزش، آسان نیست، اما شامل تابآوری و سازش با ناملایمات(Resilient) و بذل و بخششِ بیتوقع(Generous) است و اغلب سودآور.
این سوال که «چگونه ارزش بیشتری ایجاد کنم؟» بسیار مفیدتر از این است که بپرسیم «چگونه شغل بهتری پیدا کنم؟»
.
▪️ ستگادین | یکشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۲
اگر کار شما به بنبست رسیده است، ممکن است به این دلیل باشد که عاملیت و مسئولیتپذیری را با احساس امنیت معامله کردهاید.
اما امنیت واقعی در ارزشآفرینی نهفته است.
ایجاد ارزش، آسان نیست، اما شامل تابآوری و سازش با ناملایمات(Resilient) و بذل و بخششِ بیتوقع(Generous) است و اغلب سودآور.
این سوال که «چگونه ارزش بیشتری ایجاد کنم؟» بسیار مفیدتر از این است که بپرسیم «چگونه شغل بهتری پیدا کنم؟»
.
Seth's Blog
Create value
If your job feels like a dead end, it might be because you’ve traded agency and responsibility for the feeling of security. But real security lies in creating value. Creating value isn’…
▪️هزینه راحتی
▪️ ستگادین | دوشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۲
گاهی اوقات هزینهای که برای راحت زندگیکردن میپردازیم بدیهی [و موجه] است. مانند یک دلاری که برای استفاده از دستگاه خودپرداز یا کارت اعتباری از ما کم میشود و ارزشش را دارد چون ما را از چند بلوک پیادهروی بینیاز میکند.
و گاهی اوقات اینطور نیست، مانند هزینهای که همه ما برای بستهبندی میوهها یا سبزیجات بمنظور راحتی در بازار میپردازیم. بستهبندیهای پلاستیکی که در طول عمر ما تجزیه نخواهند شد.
هزینه راحتی ممکن است زمانی باشد که به جای قدمزدن و رفتن به داخل استارباکس، یا خدایناکرده، دمکردن قهوه در خانه، داخل ماشینِ در حال حرکت، قهوهتان را از استارباکس تحویل بگیرید.
یا رسانهای را برای استفاده انتخاب کنید که درست دم دستتان است، نه چند کلیک دورتر…
اما هزینههای راحتی، چه از نظر استعاری و چه واقعی، همچنان در حال افزایش است.
به نظر میرسد که زندگی راحت، همیشه زندگی بهتری نیست. در نهایت، هزینه راحتی بسیار زیاد است.
.
▪️ ستگادین | دوشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۲
گاهی اوقات هزینهای که برای راحت زندگیکردن میپردازیم بدیهی [و موجه] است. مانند یک دلاری که برای استفاده از دستگاه خودپرداز یا کارت اعتباری از ما کم میشود و ارزشش را دارد چون ما را از چند بلوک پیادهروی بینیاز میکند.
و گاهی اوقات اینطور نیست، مانند هزینهای که همه ما برای بستهبندی میوهها یا سبزیجات بمنظور راحتی در بازار میپردازیم. بستهبندیهای پلاستیکی که در طول عمر ما تجزیه نخواهند شد.
هزینه راحتی ممکن است زمانی باشد که به جای قدمزدن و رفتن به داخل استارباکس، یا خدایناکرده، دمکردن قهوه در خانه، داخل ماشینِ در حال حرکت، قهوهتان را از استارباکس تحویل بگیرید.
یا رسانهای را برای استفاده انتخاب کنید که درست دم دستتان است، نه چند کلیک دورتر…
اما هزینههای راحتی، چه از نظر استعاری و چه واقعی، همچنان در حال افزایش است.
به نظر میرسد که زندگی راحت، همیشه زندگی بهتری نیست. در نهایت، هزینه راحتی بسیار زیاد است.
.
Seth's Blog
The convenience fee
Sometimes it’s obvious, like the $1 that you get charged for using an ATM or a credit card, and it’s simply not worth the hassle to walk a few blocks. And sometimes it’s not, like…
▪️عدم وجود مدرک
▪️ ستگادین | سهشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۲
باور(Belief) از ما انسان میسازد. ابزار ما برای رقصیدن با آینده احتمالی، مقابله با ترسهایمان و ساختن جامعه، باور است. سلیقه شخصی و ترجیحات نیز به ما تعلق دارند و کمک میکنند تا خودمان را باور کنیم.
برای هزاران سال در بیشتر بخشهای زندگیمان، باور نقش چشمگیری ایفا کرده است. ما برای پیبردن به اینکه آتش میسوزاند ( و همیشه همینطور است)، نیازی به باور نداشتیم، اما مطمئناً در مواجهه با ناشناختهها، باور به ما امید و آرامش میداد و ناشناخته، جایی است که باور در آنجا قدرتمندتر میشود.
اما مقاومت در برابر دانستن، عادت مفیدی نیست. زمانی که Ignaz Semmelweis از آمار استفاده کرد تا ثابت کند شستنِ دست توسط پزشکان، جان مادرانی را که زایمان میکردند نجات میدهد، پزشکانی که معتقد بودند خودشان بهتر میدانند، آن را نادیده گرفتند و باعث مرگ و میرهای بیشماری شدند. وقتی محققان نشان دادند که بسیاری از زخمها توسط باکتریها ایجاد میشوند، پزشکانی که با اعتقاداتی از گذشتههای دور، طبابت میکردند، برای دههها در برابر دادهها مقاومت کردند. و هنگامی که متخصصان در هر زمینهای با تحقیقاتی که ممکن است موقعیت آنها را تضعیف کند مبارزه میکنند، به باور خود و کسانی که به آنها اعتماد دارند آسیب میرسانند.
شواهد بیشتری در دنیا نسبت به قبل وجود دارد، نه کمتر. دیگر این گزاره صحیح نیست: « وقتی آن را ببینم، باور میکنم»، بلکه این درست است: «من به اندازه کافی اعتماد به نفس دارم که نظرم را تغییر دهم و به اندازه کافی آگاه هستم که بتوانم با ریاضیات محاسبه انجام دهم و مفاهیم را بفهمم». ما شواهدی در مورد ریاضیات، در مورد سیاهچالهها و در مورد کارایی واکسنها داریم. ما شواهدی آماری داریم که نشان میدهد مردم روی چه چیزی کلیک میکنند و انسانها در یک آزمایش دوسوکور، چگونه پاسخ میدهند.
این باعث نمیشود که اهمیت باور کم شود. در واقع، همانطور که اثباتشده، فقط این فرصت را به ما میدهد که باور را در جای دیگری به کار بریم، جایی که بتوانیم از آن به خوبی استفاده کنیم. ذائقه شخصی، دارونماها و نحوه رقصیدن ما با آیندهای ناشناخته، راههای قدرتمندی برای برقراری ارتباط، ابراز وجود و یافتن آرامش هستند.
اما زمانی را که صرف میکنیم تا با جر و بحث ثابت کنیم آمادگی پذیرش [ باورهای جدید] را نداریم، صرفاً داریم وقت تلف میکنیم. باور، نیازی به اثبات ندارد، همانطور که ماهی، نیازی به دوچرخه ندارد.
.
▪️ ستگادین | سهشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۲
باور(Belief) از ما انسان میسازد. ابزار ما برای رقصیدن با آینده احتمالی، مقابله با ترسهایمان و ساختن جامعه، باور است. سلیقه شخصی و ترجیحات نیز به ما تعلق دارند و کمک میکنند تا خودمان را باور کنیم.
برای هزاران سال در بیشتر بخشهای زندگیمان، باور نقش چشمگیری ایفا کرده است. ما برای پیبردن به اینکه آتش میسوزاند ( و همیشه همینطور است)، نیازی به باور نداشتیم، اما مطمئناً در مواجهه با ناشناختهها، باور به ما امید و آرامش میداد و ناشناخته، جایی است که باور در آنجا قدرتمندتر میشود.
اما مقاومت در برابر دانستن، عادت مفیدی نیست. زمانی که Ignaz Semmelweis از آمار استفاده کرد تا ثابت کند شستنِ دست توسط پزشکان، جان مادرانی را که زایمان میکردند نجات میدهد، پزشکانی که معتقد بودند خودشان بهتر میدانند، آن را نادیده گرفتند و باعث مرگ و میرهای بیشماری شدند. وقتی محققان نشان دادند که بسیاری از زخمها توسط باکتریها ایجاد میشوند، پزشکانی که با اعتقاداتی از گذشتههای دور، طبابت میکردند، برای دههها در برابر دادهها مقاومت کردند. و هنگامی که متخصصان در هر زمینهای با تحقیقاتی که ممکن است موقعیت آنها را تضعیف کند مبارزه میکنند، به باور خود و کسانی که به آنها اعتماد دارند آسیب میرسانند.
شواهد بیشتری در دنیا نسبت به قبل وجود دارد، نه کمتر. دیگر این گزاره صحیح نیست: « وقتی آن را ببینم، باور میکنم»، بلکه این درست است: «من به اندازه کافی اعتماد به نفس دارم که نظرم را تغییر دهم و به اندازه کافی آگاه هستم که بتوانم با ریاضیات محاسبه انجام دهم و مفاهیم را بفهمم». ما شواهدی در مورد ریاضیات، در مورد سیاهچالهها و در مورد کارایی واکسنها داریم. ما شواهدی آماری داریم که نشان میدهد مردم روی چه چیزی کلیک میکنند و انسانها در یک آزمایش دوسوکور، چگونه پاسخ میدهند.
این باعث نمیشود که اهمیت باور کم شود. در واقع، همانطور که اثباتشده، فقط این فرصت را به ما میدهد که باور را در جای دیگری به کار بریم، جایی که بتوانیم از آن به خوبی استفاده کنیم. ذائقه شخصی، دارونماها و نحوه رقصیدن ما با آیندهای ناشناخته، راههای قدرتمندی برای برقراری ارتباط، ابراز وجود و یافتن آرامش هستند.
اما زمانی را که صرف میکنیم تا با جر و بحث ثابت کنیم آمادگی پذیرش [ باورهای جدید] را نداریم، صرفاً داریم وقت تلف میکنیم. باور، نیازی به اثبات ندارد، همانطور که ماهی، نیازی به دوچرخه ندارد.
.
Seth's Blog
The absence of proof
Belief makes us human. Belief is our tool to dance with a possible future, confront our fears, and build community. Our personal taste and our preferences belong to us as well, helping us believe i…
▪️چالشی ظریف در «معمولیبودن»
▪️ ستگادین | چهارشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۲
در مطالعهای که توسط Alex Berke در MIT انجام شد، او و تیمش نشان دادند که برچسب vegan (مخصوص گیاهخواران ) به میزان قابل توجهی، از تعداد افرادی که آن غذا را سفارش میدهند میکاهد. و در شرایط مشابه، اگر آن برچسب را نداشته باشد، افراد بیشتری دقیقاً همان کالا را انتخاب میکنند.
یکی از نتیجهگیریهایی که ممکن است افراد از این مطالعه بگیرند این است که نام تجاری «vegan»، حرف و حدیث زیادی در دل خود دارد. ما می بینیم که مردم به طور کلی، غذای بدون گوشت را دوست دارند، اما وقتی غذای بدون گوشت به عنوان یک زیرمجموعه خاص برچسبگذاری میشود، از آن اجتناب میکنند.
در نظر بگیرید که در مطالعات دیگر، محققان نشان دادهاند که وقتی غذای بدون گوشت به عنوان گزینه پیشفرض درج شود، افراد بسیار بیشتری آن را انتخاب میکنند. صرفاً تغییر حق انتخاب در منو از «در صورت درخواست آماده میکنیم» به یک آیتم راحت و معمولی، انتخاب را به طور چشمگیری افزایش میدهد.
اما بینش واقعی این است که اگر یک بازاریاب بخواهد به تودههای مردم و مشتریان دسترسی پیدا کند، ارزشش را دارد که منظور از «معمولیبودن»(regular kind) درک شود.
[ در گذشته، غذاهای ایتالیایی به اندازه امروز مورد قبول و محبوب نبودند و به عنوان چیزی عجیب و غریب یا متفاوت دیده میشدند و اغلب فقط در راهروهای خاص فروشگاههای مواد غذایی یافت میشدند. بازاریابان مجبور بودند تبلیغاتی ایجاد کنند تا مردم را متقاعد کنند که صرف نظر از انتخاب نوع خاصی از اسپاگتی، خوردن اسپاگتی برای شام در روز چهارشنبه، انتخاب قابل قبولی است. هدف اصلی این بود که خوردن غذای ایتالیایی عادی و رایج(normal) به نظر برسد. ]
یک جایگزین این است که به دنبال اقلیت مخاطبان همیشگی باشید، تا با ایجاد جوامع مرتبط، وضعیت موجود را تغییر دهید. نمادهای کوچک «حلال» روی بسیاری از کالاهای بستهبندیشده که نشاندهنده مشروع و قانونی(kosher) بودن کالا هستند توسط اکثر مردم نادیده گرفته میشوند، اما اغلب توسط گروههای کوچکی که از آن به عنوان تأییدی بر خریدشان استفاده میکنند، به دقت بررسی میشوند. وقتی میتوانید یک گروه کوچک را تشویق کنید تا به دنبال چیزی بگردند که گروه بزرگتر حتی آن را نمیبیند، میتواند نحوه رفتار تولیدکنندگان بزرگ (شرکتها، سیاستمداران، کارفرمایان) را با کل جمعیت تغییر دهد.
در حالی که سازماندهی تعداد کمی از مشتریان، برای کسانی که به دنبال ایجاد تغییر هستند مفید است، اما برای برندی که به عنوان یک سلطهگر در بازار جا خوش کرده است، خطرناک است. ولی آن برندهای بزرگ، دیگر رهبر نیستند، زیرا رهبران کسانی هستند که باعث میشوند تغییر اتفاق بیفتد. آنها از فرصتها استقبال میکنند. در عوض، برندی که خود را « معمولی» میبیند، برای خدمت به همه و بدون توهین به دیگران، از هیچ تلاشی دریغ نمیکند. کاری که ناگزیر [برندهای بزرگ] در انجام آن شکست خواهند خورد.
و بنابراین، تخریب خلاق(creative destruction) رخ میدهد که منجر به تغییر میشود. تغییر در محصولاتی که به راحتی در دسترس هستند، محصولاتی که بهطور برجسته نمایش داده میشوند و محصولاتی که برای ارائه در رویدادها یا گردهماییهای بزرگ قابل قبول یا محبوب هستند، ایجاد میشود.
.
▪️ ستگادین | چهارشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۲
در مطالعهای که توسط Alex Berke در MIT انجام شد، او و تیمش نشان دادند که برچسب vegan (مخصوص گیاهخواران ) به میزان قابل توجهی، از تعداد افرادی که آن غذا را سفارش میدهند میکاهد. و در شرایط مشابه، اگر آن برچسب را نداشته باشد، افراد بیشتری دقیقاً همان کالا را انتخاب میکنند.
یکی از نتیجهگیریهایی که ممکن است افراد از این مطالعه بگیرند این است که نام تجاری «vegan»، حرف و حدیث زیادی در دل خود دارد. ما می بینیم که مردم به طور کلی، غذای بدون گوشت را دوست دارند، اما وقتی غذای بدون گوشت به عنوان یک زیرمجموعه خاص برچسبگذاری میشود، از آن اجتناب میکنند.
در نظر بگیرید که در مطالعات دیگر، محققان نشان دادهاند که وقتی غذای بدون گوشت به عنوان گزینه پیشفرض درج شود، افراد بسیار بیشتری آن را انتخاب میکنند. صرفاً تغییر حق انتخاب در منو از «در صورت درخواست آماده میکنیم» به یک آیتم راحت و معمولی، انتخاب را به طور چشمگیری افزایش میدهد.
اما بینش واقعی این است که اگر یک بازاریاب بخواهد به تودههای مردم و مشتریان دسترسی پیدا کند، ارزشش را دارد که منظور از «معمولیبودن»(regular kind) درک شود.
[ در گذشته، غذاهای ایتالیایی به اندازه امروز مورد قبول و محبوب نبودند و به عنوان چیزی عجیب و غریب یا متفاوت دیده میشدند و اغلب فقط در راهروهای خاص فروشگاههای مواد غذایی یافت میشدند. بازاریابان مجبور بودند تبلیغاتی ایجاد کنند تا مردم را متقاعد کنند که صرف نظر از انتخاب نوع خاصی از اسپاگتی، خوردن اسپاگتی برای شام در روز چهارشنبه، انتخاب قابل قبولی است. هدف اصلی این بود که خوردن غذای ایتالیایی عادی و رایج(normal) به نظر برسد. ]
یک جایگزین این است که به دنبال اقلیت مخاطبان همیشگی باشید، تا با ایجاد جوامع مرتبط، وضعیت موجود را تغییر دهید. نمادهای کوچک «حلال» روی بسیاری از کالاهای بستهبندیشده که نشاندهنده مشروع و قانونی(kosher) بودن کالا هستند توسط اکثر مردم نادیده گرفته میشوند، اما اغلب توسط گروههای کوچکی که از آن به عنوان تأییدی بر خریدشان استفاده میکنند، به دقت بررسی میشوند. وقتی میتوانید یک گروه کوچک را تشویق کنید تا به دنبال چیزی بگردند که گروه بزرگتر حتی آن را نمیبیند، میتواند نحوه رفتار تولیدکنندگان بزرگ (شرکتها، سیاستمداران، کارفرمایان) را با کل جمعیت تغییر دهد.
در حالی که سازماندهی تعداد کمی از مشتریان، برای کسانی که به دنبال ایجاد تغییر هستند مفید است، اما برای برندی که به عنوان یک سلطهگر در بازار جا خوش کرده است، خطرناک است. ولی آن برندهای بزرگ، دیگر رهبر نیستند، زیرا رهبران کسانی هستند که باعث میشوند تغییر اتفاق بیفتد. آنها از فرصتها استقبال میکنند. در عوض، برندی که خود را « معمولی» میبیند، برای خدمت به همه و بدون توهین به دیگران، از هیچ تلاشی دریغ نمیکند. کاری که ناگزیر [برندهای بزرگ] در انجام آن شکست خواهند خورد.
و بنابراین، تخریب خلاق(creative destruction) رخ میدهد که منجر به تغییر میشود. تغییر در محصولاتی که به راحتی در دسترس هستند، محصولاتی که بهطور برجسته نمایش داده میشوند و محصولاتی که برای ارائه در رویدادها یا گردهماییهای بزرگ قابل قبول یا محبوب هستند، ایجاد میشود.
.
Seth's Blog
The nuanced challenge of “The Regular Kind”
In a breakthrough study by Alex Berke at MIT, she and her team showed that labeling a menu item as vegan significantly decreased how many people would order it. In similar conditions, it turns out …
▪️بازاریابی با کسب اجازه از مشتری
▪️هوش مصنوعی | شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳
در بازاریابی با کسب اجازه از مشتری(Permission Marketing) بجای درخواست فوری از مصرفکنندگان برای خرید، بر ایجاد رابطه با آنها در طول زمان تمرکز میشود. این یعنی ارائه پیامهایی پیشبینیشده، شخصی و مرتبط به افرادی که واقعاً مایل به دریافت آنها هستند.
« بازاریابی با کسب اجازه از مشتری مانند قرار ملاقات است. شما در اولین برخورد، شروع به درخواست فوری از مصرفکننده برای خرید نمیکنید. شما این حق و امتیاز را در طول زمان و ذرهذره به دست میآورید.» شما به تدریج از طریق فرآیند ارائه ارزش، ایجاد اعتماد و احترام به مشتری، این حق و امتیاز را به دست میآورید که از مصرفکننده، بیشتر بخواهید.
اجازه واقعی از طرف مصرفکنندگان وقتی به شما داده شده است که اگر خبری از شما نشود و محصولی ارائه ندهید، مردم شاکی شوند.
«فوراً درخواست خرید ندهید.»(Don't ask first). بازاریابی صرفاً درخواست از مشتری برای خرید نیست، بلکه اعتمادسازی و ایجاد اعتبار از طریق یک فرآیند تکراری برای به دستآوردن حق درخواست(right to ask) از جانب مشتری است. این مفهوم بر ارزش توجه و احترام به مشتری تأکید میکند و درک این قضیه که کسب اجازه از مشتری برای معرفی و عرضه محصولتان، یک دارایی گرانبهاست و باید مراقب باشید که آن را هدر ندهید. +
بازاریابی، فرآیند ایجاد روابط است، نه فقط درخواست خرید از مشتری.
.
▪️هوش مصنوعی | شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳
در بازاریابی با کسب اجازه از مشتری(Permission Marketing) بجای درخواست فوری از مصرفکنندگان برای خرید، بر ایجاد رابطه با آنها در طول زمان تمرکز میشود. این یعنی ارائه پیامهایی پیشبینیشده، شخصی و مرتبط به افرادی که واقعاً مایل به دریافت آنها هستند.
« بازاریابی با کسب اجازه از مشتری مانند قرار ملاقات است. شما در اولین برخورد، شروع به درخواست فوری از مصرفکننده برای خرید نمیکنید. شما این حق و امتیاز را در طول زمان و ذرهذره به دست میآورید.» شما به تدریج از طریق فرآیند ارائه ارزش، ایجاد اعتماد و احترام به مشتری، این حق و امتیاز را به دست میآورید که از مصرفکننده، بیشتر بخواهید.
اجازه واقعی از طرف مصرفکنندگان وقتی به شما داده شده است که اگر خبری از شما نشود و محصولی ارائه ندهید، مردم شاکی شوند.
«فوراً درخواست خرید ندهید.»(Don't ask first). بازاریابی صرفاً درخواست از مشتری برای خرید نیست، بلکه اعتمادسازی و ایجاد اعتبار از طریق یک فرآیند تکراری برای به دستآوردن حق درخواست(right to ask) از جانب مشتری است. این مفهوم بر ارزش توجه و احترام به مشتری تأکید میکند و درک این قضیه که کسب اجازه از مشتری برای معرفی و عرضه محصولتان، یک دارایی گرانبهاست و باید مراقب باشید که آن را هدر ندهید. +
بازاریابی، فرآیند ایجاد روابط است، نه فقط درخواست خرید از مشتری.
.
Seth's Blog
Permission Marketing
Permission marketing is the privilege (not the right) of delivering anticipated, personal and relevant messages to people who actually want to get them. It recognizes the new power of the best cons…
▪️خلاصه کن…
▪️ ستگادین | پنجشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۲
یکی از کاربردهای عالی ChatGPT و هوش مصنوعیهای دیگر این است که میتوانید متن مربوطه را در کادر ChatGPT کپی کنید و از هوش مصنوعی بخواهید که متن را خلاصه کند.
من این کار را با ۳۰۰ متن پیشنهادی که از طریق گوگل ارائه شده بود انجام دادم و این کار را بهتر، سریعتر و با وضوح بیشتر (و سوگیری کمتر) نسبت به یک انسان انجام داد. چون ما اغلب بهجای اینکه به اندازه کافی صبور باشیم تا بتوانیم با دقت به تحلیل دادهها بپردازیم، تحت تأثیر دادههای اولیه یا دادههای واضح و قدرتمند قرار میگیریم.
در نظر بگیرید که از یک جلسه در ZOOM، رونوشت بگیرید... اگر خلاصه این رونوشت را که توسط هوش مصنوعی ارایه شده، برای همه شرکتکنندگان ZOOM ارسال کنید، احتمالاً پاسخهایی دریافت خواهید کرد که با آنچه واقعاً در جلسه گفتهشده، مطابقت مفیدی خواهد داشت.
.
▪️ ستگادین | پنجشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۲
یکی از کاربردهای عالی ChatGPT و هوش مصنوعیهای دیگر این است که میتوانید متن مربوطه را در کادر ChatGPT کپی کنید و از هوش مصنوعی بخواهید که متن را خلاصه کند.
من این کار را با ۳۰۰ متن پیشنهادی که از طریق گوگل ارائه شده بود انجام دادم و این کار را بهتر، سریعتر و با وضوح بیشتر (و سوگیری کمتر) نسبت به یک انسان انجام داد. چون ما اغلب بهجای اینکه به اندازه کافی صبور باشیم تا بتوانیم با دقت به تحلیل دادهها بپردازیم، تحت تأثیر دادههای اولیه یا دادههای واضح و قدرتمند قرار میگیریم.
در نظر بگیرید که از یک جلسه در ZOOM، رونوشت بگیرید... اگر خلاصه این رونوشت را که توسط هوش مصنوعی ارایه شده، برای همه شرکتکنندگان ZOOM ارسال کنید، احتمالاً پاسخهایی دریافت خواهید کرد که با آنچه واقعاً در جلسه گفتهشده، مطابقت مفیدی خواهد داشت.
.
Seth's Blog
Summarize this…
A great use of ChatGPT and other AI is to paste relevant text into the chat box and ask for a summary. I did this with 300 suggestions that came via a Google form and it did the work better, faster…