مسائل سخت قابل احترام هستند
ست گادین ۱۳ دسامبر ۲۰۱۸
...................................
این گونه مسائل ، سخت ودشوار هستند چون با راه های ساده حل نمی شوند . چون جواب های سر راست و بیش از حد ساده سازی شده ، قبلا آزمایش شده و شکست خورده اند .
مردم راه حل های واضح را امتحان کرده اند . جوابی نگرفته اند . به همین دلیل است که ما آنها را مسائل سخت می نامیم .
حل مسائل سخت نیازمند تلاشی عاطفی ، ریسک پذیری و انتخاب روشی است که احتمالا جواب نمی دهد .
جایزه نصیب صبور ها ، نکته بین ها ، جسور ها و کسانی می شود که تمام روز برای حل مسائل سخت می جنگند .
مصطفی منبری ۲۳ آذر ۱۳۹۷
....................................
Respect difficult problems
They’re difficult because they resist simple solutions. Glib answers and over-simplication have been tried before, and failed.
People have tried all of the obvious solutions. They haven’t worked. That’s why we’ve resorted to calling them difficult problems.
Difficult problems require emotional labor, approaches that feel risky and methods that might not work. They reward patience, nuance and guts, and they will fight off brute force all day long.
ست گادین ۱۳ دسامبر ۲۰۱۸
...................................
این گونه مسائل ، سخت ودشوار هستند چون با راه های ساده حل نمی شوند . چون جواب های سر راست و بیش از حد ساده سازی شده ، قبلا آزمایش شده و شکست خورده اند .
مردم راه حل های واضح را امتحان کرده اند . جوابی نگرفته اند . به همین دلیل است که ما آنها را مسائل سخت می نامیم .
حل مسائل سخت نیازمند تلاشی عاطفی ، ریسک پذیری و انتخاب روشی است که احتمالا جواب نمی دهد .
جایزه نصیب صبور ها ، نکته بین ها ، جسور ها و کسانی می شود که تمام روز برای حل مسائل سخت می جنگند .
مصطفی منبری ۲۳ آذر ۱۳۹۷
....................................
Respect difficult problems
They’re difficult because they resist simple solutions. Glib answers and over-simplication have been tried before, and failed.
People have tried all of the obvious solutions. They haven’t worked. That’s why we’ve resorted to calling them difficult problems.
Difficult problems require emotional labor, approaches that feel risky and methods that might not work. They reward patience, nuance and guts, and they will fight off brute force all day long.
کار کردن در یک استودیو
ست گادین ۱۵ دسامبر ۲۰۱۸
..............................
ریاست یک کارخانه بستگی به ظرفیت پذیرش و تولید آن دارد . هرچه ظرفیت بیشتر ، سود هم بیشتر . به قولی که دادی عمل کن ، سریعتر و ارزان تر ، همان را تکرار کن .
این تاریخچه قرن بیستم بود .
[ در مقایسه با کارخانه ] استودیو ( کارگاه هنری ) جاییست برای پیشگام شدن ، خلاقیت ، پیشقدم شدن برای ساختن چیز های تازه و بهتر . ساختن روندی که منجر به بهبود و ارتقاء میشود .
امروز دوران انتقال دیجیتال اطلاعات است ( peer to peer ) . دیگر سلسله مراتب از بین رفته است زیرا میتوان کارها را برون سپاری کرد .
تنها چیزی که باقی مانده ، رهبری است .
[ رهبری یعنی ] پیشگام بودن همراه با مسوولیت پذیری . دیگر اقتدار بعنوان معیاری برای تولید ، اهمیت زیادی ندارد .
شما می توانید در عرض سه دقیقه یک استودیو را از یک کارخانه تشخیص دهید .
شما در کدامیک از این دو کار می کنید ؟
مصطفی منبری ۲۴ آذر ۱۳۹۷
..............................
لینک : http://yon.ir/1pSyw
............................
ست گادین ۱۵ دسامبر ۲۰۱۸
..............................
ریاست یک کارخانه بستگی به ظرفیت پذیرش و تولید آن دارد . هرچه ظرفیت بیشتر ، سود هم بیشتر . به قولی که دادی عمل کن ، سریعتر و ارزان تر ، همان را تکرار کن .
این تاریخچه قرن بیستم بود .
[ در مقایسه با کارخانه ] استودیو ( کارگاه هنری ) جاییست برای پیشگام شدن ، خلاقیت ، پیشقدم شدن برای ساختن چیز های تازه و بهتر . ساختن روندی که منجر به بهبود و ارتقاء میشود .
امروز دوران انتقال دیجیتال اطلاعات است ( peer to peer ) . دیگر سلسله مراتب از بین رفته است زیرا میتوان کارها را برون سپاری کرد .
تنها چیزی که باقی مانده ، رهبری است .
[ رهبری یعنی ] پیشگام بودن همراه با مسوولیت پذیری . دیگر اقتدار بعنوان معیاری برای تولید ، اهمیت زیادی ندارد .
شما می توانید در عرض سه دقیقه یک استودیو را از یک کارخانه تشخیص دهید .
شما در کدامیک از این دو کار می کنید ؟
مصطفی منبری ۲۴ آذر ۱۳۹۷
..............................
لینک : http://yon.ir/1pSyw
............................
Seth's Blog
Working in a studio
The boss in a factory relies on compliance. More compliance leads to more profits. Do what you’re told, faster and cheaper, repeat. This is the history of the twentieth century. The studio, on the …
مزمن
ست گادین ۱۶ دسامبر ۲۰۱۸
............................
بدترین مساله آنست که ما نگران آن نباشیم .
یعنی بدترین مساله یک فاجعه عظیم یا یک مشکل اورژانسی نیست .
مساله ای که مزمن شده است ، بدترین نوع مساله است .
این نوع مسائل به آرامی در طول زمان رشد می کنند و اگر دست روی دست بگذاریم ، حل شان سخت تر و سخت تر می شود .
مشکلات مزمن اغلب با «ساختن یک سیستم جدید» حل می شوند .
یعنی ابداع راه حل های جدیدی برای درگیر شدن با موضوعاتی که در طول زمان بوجود آمده اند . روش هایی که با خود ، عادات جدید منحصربفرد خودشان و سبک حرکت رو به جلو خودشان را می آورند .
قدم اول تشخیص این موضوع است که مساله شما مزمن شده است یا نه ؟
روش «ساختن یک سیستم جدید» ، شاید به اندازه روش « تبدیل مساله مزمن به مساله اورژانسی » هیجان انگیز نباشد ولی موثرتر از آن است .
مصطفی منبری ۲۵ آذر ۱۳۹۷
...............................
لینک : http://yon.ir/HNdMl
...............................
ست گادین ۱۶ دسامبر ۲۰۱۸
............................
بدترین مساله آنست که ما نگران آن نباشیم .
یعنی بدترین مساله یک فاجعه عظیم یا یک مشکل اورژانسی نیست .
مساله ای که مزمن شده است ، بدترین نوع مساله است .
این نوع مسائل به آرامی در طول زمان رشد می کنند و اگر دست روی دست بگذاریم ، حل شان سخت تر و سخت تر می شود .
مشکلات مزمن اغلب با «ساختن یک سیستم جدید» حل می شوند .
یعنی ابداع راه حل های جدیدی برای درگیر شدن با موضوعاتی که در طول زمان بوجود آمده اند . روش هایی که با خود ، عادات جدید منحصربفرد خودشان و سبک حرکت رو به جلو خودشان را می آورند .
قدم اول تشخیص این موضوع است که مساله شما مزمن شده است یا نه ؟
روش «ساختن یک سیستم جدید» ، شاید به اندازه روش « تبدیل مساله مزمن به مساله اورژانسی » هیجان انگیز نباشد ولی موثرتر از آن است .
مصطفی منبری ۲۵ آذر ۱۳۹۷
...............................
لینک : http://yon.ir/HNdMl
...............................
Seth's Blog
Chronic
The worst kind of problem is precisely the kind of problem we’re not spending time worrrying about. It’s not the cataclysmic disaster, the urgent emergency or the five-alarm fire. No, the worst kin…
▪️دوران چرخش دیجیتال واقعیت دارد، این دوران پُر از ناهماهنگیها و احتمالات است
▪️ست گادین ۱۷ دسامبر ۲۰۱۸
................................
در طول میلیونها سال، ما برای زندگی اجتماعی تکامل یافتهایم.
مغزهای ما که هزینهی نگهداری بسیار هنگفتی دارند، بزرگتر و بزرگتر شدهاند تا توانایی ما را برای تعامل با دیگران بصورت اولیه تأمین کنند. این فقط یک راه مفید گذرا در طول زمان نیست بلکه یک وسیله برای بقا است.
ما در خوانش زبان بدن، مهارت زیادی پیدا کردیم. در تشخیص تهدیدات. در یافتن دوستها و پرهیز از غریبهها. ما توانستیم دروغگو را از آن طرف اتاق تشخیص دهیم و زمانی که زیاد تنها ماندیم، دلخسته شدیم.
ناگهان عصر چرخش دیجیتال فرا رسید.
امروزه ما بجای رابطه با ۱۵۰ نفر از حلقهی آشنایان مورد اعتمادمان، در معرض هزاران نفر قرار گرفتهایم. [ اشاره به «عدد دانبار» که طبق آن، بیشترین افرادی که یک نفر میتواند با آنها رابطهی اجتماعی پایدار برقرار کند، ۱۵۰ نفر است. طوریکه فرد بداند طرف مقابلش کیست و چه رابطهای با سایرین دارد . م ] و بجای تعقیب فرومونها( مواد شیمیایی که پستانداران برای برقراری روابط اجتماعیشان ترشح میکنند .م ) و دست دادنها، بدنبال نشانکهایی برای برقراری تماس ویدیویی باهم هستیم.
تعجبی ندارد که چرا اینقدر ذهنمان تحت فشار است. در طول یک نسل، همهی ورودیها و خروجیهای ذهن انسان، زیر و رو شده است.
و هنوز ...
وهنوز، ما میتوانیم دوستی واقعی در جایی دور بیابیم.
و هنوز، ما میتوانیم از یک معلم در کشوری دیگر، درس بیاموزیم.
و هنوز ما میتوانیم از راههایی که هرگز انتظارش را نداریم، ببینیم و دیده شویم.
اینک دوران چرخش است و ما هنوز این دوران را درک نمیکنیم. ما کاملاً نمیدانیم که چطور روبروی دوربین بنشینیم یا چطور به خواستههای دیگران پی ببریم. ما از اولویتهایمان مطلع نیستیم. ما انگیزهها ، تهدیدها و دسیسههایی را که وجود خارجی ندارند، خودمان میسازیم. ما تهدیدات واقعی را نادیده میگیریم، چون آنها بصورت تدریجی و در پوشش Like و smile به سمتمان میآیند. ما برای متعهدشدن، مردد هستیم و در عین حال بیش از اندازه متعهدیم.
البته ما در عصر چرخش دیجیتال، هنوز مشغول براه انداختن کنوانسیونهای فرهنگی و ایجاد قوانین سرانگشتی هستیم.
و این فشار ذهنی(cognitive load) بزرگی است.
به همین دلیل، مسخرهبازیهای احمقانه را رها نمیکنیم. حماقت، سهل الوصول است. مسخرهبازی باعث استراحت مغزمان میشود.
تلاشهای زیاد برای دروکردن Like ، جستجوی تازهترین، وقتی از تماشای قدیمیتر فارغ شدی( قدیمی؟ «یاهو» کمتر از ۲۵ سال سن دارد !) ... خستهکننده است.
و هیجانانگیز.
زیرا درها به بازشدن ادامه میدهند. آنها سریعتر از درهایی که بسته میشوند، باز میشوند. در گوشه و کنار، احتمالات پدیدار میشوند. امکان و احتمال یادگیری، ارتباط، دیدن و دیدهشدن.
کافیست ما خودمان را به اندازهی کافی منضبط نگه داریم تا در این مسیر، فرسوده نشویم. ما باید قدرت خاموشکردن ابزار دیجیتال را پیدا کنیم. استفاده از آن را به اختیار خودمان انجام دهیم. بفهمیم که این فقط یک وسیله است.
قدم اول آنست که بدانیم دوران چرخش دیجیتال فرا رسیده است. این یک عصر جدید است و ما در این دوران، فعلاً کاربلد نشدهایم.
مصطفی منبری ۲۷ آذر ۱۳۹۷
.............................
لینک : http://yon.ir/UUw4Z
...........................
▪️ست گادین ۱۷ دسامبر ۲۰۱۸
................................
در طول میلیونها سال، ما برای زندگی اجتماعی تکامل یافتهایم.
مغزهای ما که هزینهی نگهداری بسیار هنگفتی دارند، بزرگتر و بزرگتر شدهاند تا توانایی ما را برای تعامل با دیگران بصورت اولیه تأمین کنند. این فقط یک راه مفید گذرا در طول زمان نیست بلکه یک وسیله برای بقا است.
ما در خوانش زبان بدن، مهارت زیادی پیدا کردیم. در تشخیص تهدیدات. در یافتن دوستها و پرهیز از غریبهها. ما توانستیم دروغگو را از آن طرف اتاق تشخیص دهیم و زمانی که زیاد تنها ماندیم، دلخسته شدیم.
ناگهان عصر چرخش دیجیتال فرا رسید.
امروزه ما بجای رابطه با ۱۵۰ نفر از حلقهی آشنایان مورد اعتمادمان، در معرض هزاران نفر قرار گرفتهایم. [ اشاره به «عدد دانبار» که طبق آن، بیشترین افرادی که یک نفر میتواند با آنها رابطهی اجتماعی پایدار برقرار کند، ۱۵۰ نفر است. طوریکه فرد بداند طرف مقابلش کیست و چه رابطهای با سایرین دارد . م ] و بجای تعقیب فرومونها( مواد شیمیایی که پستانداران برای برقراری روابط اجتماعیشان ترشح میکنند .م ) و دست دادنها، بدنبال نشانکهایی برای برقراری تماس ویدیویی باهم هستیم.
تعجبی ندارد که چرا اینقدر ذهنمان تحت فشار است. در طول یک نسل، همهی ورودیها و خروجیهای ذهن انسان، زیر و رو شده است.
و هنوز ...
وهنوز، ما میتوانیم دوستی واقعی در جایی دور بیابیم.
و هنوز، ما میتوانیم از یک معلم در کشوری دیگر، درس بیاموزیم.
و هنوز ما میتوانیم از راههایی که هرگز انتظارش را نداریم، ببینیم و دیده شویم.
اینک دوران چرخش است و ما هنوز این دوران را درک نمیکنیم. ما کاملاً نمیدانیم که چطور روبروی دوربین بنشینیم یا چطور به خواستههای دیگران پی ببریم. ما از اولویتهایمان مطلع نیستیم. ما انگیزهها ، تهدیدها و دسیسههایی را که وجود خارجی ندارند، خودمان میسازیم. ما تهدیدات واقعی را نادیده میگیریم، چون آنها بصورت تدریجی و در پوشش Like و smile به سمتمان میآیند. ما برای متعهدشدن، مردد هستیم و در عین حال بیش از اندازه متعهدیم.
البته ما در عصر چرخش دیجیتال، هنوز مشغول براه انداختن کنوانسیونهای فرهنگی و ایجاد قوانین سرانگشتی هستیم.
و این فشار ذهنی(cognitive load) بزرگی است.
به همین دلیل، مسخرهبازیهای احمقانه را رها نمیکنیم. حماقت، سهل الوصول است. مسخرهبازی باعث استراحت مغزمان میشود.
تلاشهای زیاد برای دروکردن Like ، جستجوی تازهترین، وقتی از تماشای قدیمیتر فارغ شدی( قدیمی؟ «یاهو» کمتر از ۲۵ سال سن دارد !) ... خستهکننده است.
و هیجانانگیز.
زیرا درها به بازشدن ادامه میدهند. آنها سریعتر از درهایی که بسته میشوند، باز میشوند. در گوشه و کنار، احتمالات پدیدار میشوند. امکان و احتمال یادگیری، ارتباط، دیدن و دیدهشدن.
کافیست ما خودمان را به اندازهی کافی منضبط نگه داریم تا در این مسیر، فرسوده نشویم. ما باید قدرت خاموشکردن ابزار دیجیتال را پیدا کنیم. استفاده از آن را به اختیار خودمان انجام دهیم. بفهمیم که این فقط یک وسیله است.
قدم اول آنست که بدانیم دوران چرخش دیجیتال فرا رسیده است. این یک عصر جدید است و ما در این دوران، فعلاً کاربلد نشدهایم.
مصطفی منبری ۲۷ آذر ۱۳۹۷
.............................
لینک : http://yon.ir/UUw4Z
...........................
Seth's Blog
The digital swirl is real, it’s disconcerting and it’s loaded with possibility
For millions of years, we’ve evolved to live in community. Our brains, which are hugely expensive to maintain, got bigger and bigger, primarily to support our ability to engage with others. I…
خطای اساسی نتیجه گیری
Fundamental Attribution Error (FAE)
ست گادین ۱۹ دسامبر ۲۰۱۸
.......................
وقتی کسی دسته گلی آب می دهد ، بی درنگ می گوییم این بخاطر ذات اوست ، بخاطر نژاد و نحوه تربیت اش ... نیم نگاهی هم به شخصیت واقعی اش می اندازیم .
ولی وقتی اشتباهی از خودمان سر می زند ، آن موقعیت و شرایط خاص را مسوول این اتفاق معرفی می کنیم .
« خطای اساسی نتیجه گیری » از بدفهمی ما درباره علیت و آمار نشات می گیرد که با خاص پنداشتن خودمان بدترش می کنیم . چون ما تنها کسانی هستیم که داستان پردازی مان را برای خودمان تعریف می کنیم .
واضح است که فلان جنسیت و یا فلان ویژگی قابل مشاهده ، نمی تواند کاملا با رفتار یک فرد مرتبط باشد .
ولی هنوز هم ما اینگونه می پنداریم و این خطا را مرتکب می شویم . ما بجای جلب مشارکت همه افراد ، تعداد زیادی از آنها را از قلم می اندازیم .
مصطفی منبری ۲۹ آذر ۱۳۹۷
.......................................
توضیح بیشتر :
[ مثال ساده :
هنگام رانندگی و در ترافیک ، کسی ناگهان جلومان می پیچد و راه را می بندد . این رفتار را ناشی از شخصیت ناهنجار او فرض می کنیم و با خودمان می گوییم :
فقط به خودش فکر می کند ...
خودخواه...
احمق...
رانندگی بلد نیست ...
بجای اینها ، فکر نمی کنیم که ممکن است او الان تحت شرایط خاصی باشد ، مثلا :
شاید او دارد پروازش را از دست می دهد .
شاید همسرش در بیمارستان دارد وضع حمل می کند .
شاید دخترش در مدرسه تشنج کرده است .
در حالی که اگر خودمان در ترافیک ، حق تقدم را رعایت نکنیم ، بجای ربط آن به شخصیت مان و گفتن احمق ، نابلد یا خودخواه به خودمان ، شرایط را بهانه می کنیم :
برای مصاحبه شغلی دیرم شده است .
باید بچه ام را سر وقت به دندانپزشک برسانم.
در «روانشناسی اجتماعی» Social Psychology وقتی افراد ، رفتار خودشان را نسبت به موقعیت و شرایط بیرونی تفسیر می کنند ولی همان رفتار را در دیگران به شخصیت آنها ربط می دهند ، دچار «خطای اساسی نتیجه گیری » Fundamental attribution error شده اند . م ]
...............................
لینک ویکی پدیا : http://yon.ir/2VKFs
..............................
لینک اصلی :http://yon.ir/czlMO
...............................
Fundamental Attribution Error (FAE)
ست گادین ۱۹ دسامبر ۲۰۱۸
.......................
وقتی کسی دسته گلی آب می دهد ، بی درنگ می گوییم این بخاطر ذات اوست ، بخاطر نژاد و نحوه تربیت اش ... نیم نگاهی هم به شخصیت واقعی اش می اندازیم .
ولی وقتی اشتباهی از خودمان سر می زند ، آن موقعیت و شرایط خاص را مسوول این اتفاق معرفی می کنیم .
« خطای اساسی نتیجه گیری » از بدفهمی ما درباره علیت و آمار نشات می گیرد که با خاص پنداشتن خودمان بدترش می کنیم . چون ما تنها کسانی هستیم که داستان پردازی مان را برای خودمان تعریف می کنیم .
واضح است که فلان جنسیت و یا فلان ویژگی قابل مشاهده ، نمی تواند کاملا با رفتار یک فرد مرتبط باشد .
ولی هنوز هم ما اینگونه می پنداریم و این خطا را مرتکب می شویم . ما بجای جلب مشارکت همه افراد ، تعداد زیادی از آنها را از قلم می اندازیم .
مصطفی منبری ۲۹ آذر ۱۳۹۷
.......................................
توضیح بیشتر :
[ مثال ساده :
هنگام رانندگی و در ترافیک ، کسی ناگهان جلومان می پیچد و راه را می بندد . این رفتار را ناشی از شخصیت ناهنجار او فرض می کنیم و با خودمان می گوییم :
فقط به خودش فکر می کند ...
خودخواه...
احمق...
رانندگی بلد نیست ...
بجای اینها ، فکر نمی کنیم که ممکن است او الان تحت شرایط خاصی باشد ، مثلا :
شاید او دارد پروازش را از دست می دهد .
شاید همسرش در بیمارستان دارد وضع حمل می کند .
شاید دخترش در مدرسه تشنج کرده است .
در حالی که اگر خودمان در ترافیک ، حق تقدم را رعایت نکنیم ، بجای ربط آن به شخصیت مان و گفتن احمق ، نابلد یا خودخواه به خودمان ، شرایط را بهانه می کنیم :
برای مصاحبه شغلی دیرم شده است .
باید بچه ام را سر وقت به دندانپزشک برسانم.
در «روانشناسی اجتماعی» Social Psychology وقتی افراد ، رفتار خودشان را نسبت به موقعیت و شرایط بیرونی تفسیر می کنند ولی همان رفتار را در دیگران به شخصیت آنها ربط می دهند ، دچار «خطای اساسی نتیجه گیری » Fundamental attribution error شده اند . م ]
...............................
لینک ویکی پدیا : http://yon.ir/2VKFs
..............................
لینک اصلی :http://yon.ir/czlMO
...............................
Wikipedia
Fundamental attribution error
the concept that, in contrast to interpretations of their own behavior, people tend to (unduly) emphasize the agent's internal characteristics (character or intention), rather than external factors, in explaining other people's behavior
❤1
آیا ارزش « توجه » را به درستی درک می کنیم ؟
ست گادین ۲۰ دسامبر ۲۰۱۸
...................................
فرض کنید یکی از کارمندان تان هر روز موقع ترک محل کار ، سه عدد لپ تاپ را از شرکت خارج می کند ، می فروشد و پولش را به جیب می زند .
اگر متوجه شوید چه می کنید ؟
فرض کنید در همان زمان ، کارمند دیگری لیست شخصی دوستان تان را یافته و بی وقفه مشغول فرستادن ایمیل های اسپم به آنهاست .چرا ؟ چون ایمیل زدن یک کار مجانی است .
کدام مورد برای شما گران تمام می شود ؟
فرض کنید یک لیست مربوط به اهدا کنندگان داوطلب موجود باشد . بدون تمایز قایل شدن بین آنهایی که پرانرژی و مشتاق تر هستن ( ولی پول کمتری دارند ) با آنهایی که کاملا مصمم به اهدا هستند ( ولی فرصت کمتری دارند ) با هر دو گروه یکسان رفتار کنیم .
یا سیاستمداری را تصور کنید که قبل از رسیدن به مرحله بحران ، با در خواست فوری بودجه ، توجه ها را به مساله آلودگی ریزگرد ها جلب کند .
چند قانون ساده :
یک ) اگر شما « توجه کردن » را با معیار دلار و سنت نمی سنجید ، یعنی ارزش واقعی آن را نمی دانید .
دو) اگر شما با همه یکسان رفتار می کنید ، شما در حال هدر دادن « توجه » آنها هستید .
سه ) اگر شما مشغول نابود کردن اعتماد برای جلب « توجه » بیشتر یا عملکرد بیشتر هستید ، شما دارید هر دو را هدر می دهید .
چهار ) اگر قبل از فعال سازی کسانی که به شما ملحق شده اند ، در آنها احساس گناه ایجاد کنید ، مشکل دومی را بوجود آورده اید که بدتر از غیر فعال ماندن آنهاست .
پنج ) اگر در حال حساب و کتاب کردن هزینه کسانی که اشتراک شان را از شما قطع می کنند یا توجه شان به شما کاهش یافته نیستید ... گزینه یک را دوباره بخوانید .
شش ) اگر به هر کس و ناکسی اجازه می دهید که به تیم شما گند بزنند ، بدون اینکه مسوولیت کارشان را بر عهده بگیرند ... گزینه یک را دوباره بخوانید .
قرار دادن یک آگهی درخواست پول بالای سایت ، یک روش نامحسوس برای هدر دادن اعتماد و « توجه » است .
این کار بمعنی ارزش گذاری یکسان به « توجه » مخاطبین است .
این کار ، حجم عظیمی از مخاطبین شما را دچار احساس گناه می کند و مانع از همکاری ثمربخش شان با شما میشود .
با این کار ، شما از مسیر بهتر کردن اوضاع ، منحرف می شوید .
همه این ها به خاطر عدم توانایی ما در سنجش میزان « توجه » و اعتمادی است که از دست می رود .
مصطفی منبری ۳۰ آذر ۱۳۹۷
......................................
لینک : http://yon.ir/3MdbG
....................................
ست گادین ۲۰ دسامبر ۲۰۱۸
...................................
فرض کنید یکی از کارمندان تان هر روز موقع ترک محل کار ، سه عدد لپ تاپ را از شرکت خارج می کند ، می فروشد و پولش را به جیب می زند .
اگر متوجه شوید چه می کنید ؟
فرض کنید در همان زمان ، کارمند دیگری لیست شخصی دوستان تان را یافته و بی وقفه مشغول فرستادن ایمیل های اسپم به آنهاست .چرا ؟ چون ایمیل زدن یک کار مجانی است .
کدام مورد برای شما گران تمام می شود ؟
فرض کنید یک لیست مربوط به اهدا کنندگان داوطلب موجود باشد . بدون تمایز قایل شدن بین آنهایی که پرانرژی و مشتاق تر هستن ( ولی پول کمتری دارند ) با آنهایی که کاملا مصمم به اهدا هستند ( ولی فرصت کمتری دارند ) با هر دو گروه یکسان رفتار کنیم .
یا سیاستمداری را تصور کنید که قبل از رسیدن به مرحله بحران ، با در خواست فوری بودجه ، توجه ها را به مساله آلودگی ریزگرد ها جلب کند .
چند قانون ساده :
یک ) اگر شما « توجه کردن » را با معیار دلار و سنت نمی سنجید ، یعنی ارزش واقعی آن را نمی دانید .
دو) اگر شما با همه یکسان رفتار می کنید ، شما در حال هدر دادن « توجه » آنها هستید .
سه ) اگر شما مشغول نابود کردن اعتماد برای جلب « توجه » بیشتر یا عملکرد بیشتر هستید ، شما دارید هر دو را هدر می دهید .
چهار ) اگر قبل از فعال سازی کسانی که به شما ملحق شده اند ، در آنها احساس گناه ایجاد کنید ، مشکل دومی را بوجود آورده اید که بدتر از غیر فعال ماندن آنهاست .
پنج ) اگر در حال حساب و کتاب کردن هزینه کسانی که اشتراک شان را از شما قطع می کنند یا توجه شان به شما کاهش یافته نیستید ... گزینه یک را دوباره بخوانید .
شش ) اگر به هر کس و ناکسی اجازه می دهید که به تیم شما گند بزنند ، بدون اینکه مسوولیت کارشان را بر عهده بگیرند ... گزینه یک را دوباره بخوانید .
قرار دادن یک آگهی درخواست پول بالای سایت ، یک روش نامحسوس برای هدر دادن اعتماد و « توجه » است .
این کار بمعنی ارزش گذاری یکسان به « توجه » مخاطبین است .
این کار ، حجم عظیمی از مخاطبین شما را دچار احساس گناه می کند و مانع از همکاری ثمربخش شان با شما میشود .
با این کار ، شما از مسیر بهتر کردن اوضاع ، منحرف می شوید .
همه این ها به خاطر عدم توانایی ما در سنجش میزان « توجه » و اعتمادی است که از دست می رود .
مصطفی منبری ۳۰ آذر ۱۳۹۷
......................................
لینک : http://yon.ir/3MdbG
....................................
Seth's Blog
Do we value attention properly?
Every day, at the end of his shift, one of your employees takes three laptops out of the supply closet, takes them home and sells them on eBay, pocketing the money. If you discovered this, would yo…
خب ، در آن زمان بنظر ایده خوبی می رسید
ست گادین ۲۱ دسامبر ۲۰۱۸
................................
البته که آن زمان همینطور بود .
انتخاب های مستقل ما ، گاهی بطور طبیعی با یک تصمیم اغوا کننده به یک اشتباه بدل می شوند .
پس برای دفعه بعد ، ارزشش را دارد که از خودمان بپرسیم :
آیا این شکست ناشی از استراتژی بد ( و انتخاب های غلط ) بود یا اجرای بد ؟
آیا ما به اندازه کافی ، بلند مدت می اندیشیم ؟
آیا موضوعات پر زرق و برق ، قضاوت ما را متزلزل میکند ؟
آیا دچار غرور و احساس حق بجانب بودن شده ایم یا برای کسب آگاهی و اطلاعات بیشتر تقلا میکنیم ؟
نظر مان در مورد همراهی با خواسته های اجتماعی و یا برعکس ، حرکت برخلاف جریان آب چیست ؟
یا شاید با زجر دادن خودمان ، می خواهیم درس عبرتی به کسی بدهیم ؟
دلیل شکست های ما اغلب به مرحله اجرا مربوط میشود ، گاهی هم بخاطر ندیدن چاله های مسیر به دردسر می افتیم .
شور و شوق حرکت به جلو ، بهترین و تنها کلید پیشرفت است . هر چه بیشتر به جلو حرکت کنیم ، ایده های بعدی مان بهتر و بهتر می شود .
مصطفی منبری ۳۰ آذر ۱۳۹۷
.....................................
لینک :http://yon.ir/293im
...................................
ست گادین ۲۱ دسامبر ۲۰۱۸
................................
البته که آن زمان همینطور بود .
انتخاب های مستقل ما ، گاهی بطور طبیعی با یک تصمیم اغوا کننده به یک اشتباه بدل می شوند .
پس برای دفعه بعد ، ارزشش را دارد که از خودمان بپرسیم :
آیا این شکست ناشی از استراتژی بد ( و انتخاب های غلط ) بود یا اجرای بد ؟
آیا ما به اندازه کافی ، بلند مدت می اندیشیم ؟
آیا موضوعات پر زرق و برق ، قضاوت ما را متزلزل میکند ؟
آیا دچار غرور و احساس حق بجانب بودن شده ایم یا برای کسب آگاهی و اطلاعات بیشتر تقلا میکنیم ؟
نظر مان در مورد همراهی با خواسته های اجتماعی و یا برعکس ، حرکت برخلاف جریان آب چیست ؟
یا شاید با زجر دادن خودمان ، می خواهیم درس عبرتی به کسی بدهیم ؟
دلیل شکست های ما اغلب به مرحله اجرا مربوط میشود ، گاهی هم بخاطر ندیدن چاله های مسیر به دردسر می افتیم .
شور و شوق حرکت به جلو ، بهترین و تنها کلید پیشرفت است . هر چه بیشتر به جلو حرکت کنیم ، ایده های بعدی مان بهتر و بهتر می شود .
مصطفی منبری ۳۰ آذر ۱۳۹۷
.....................................
لینک :http://yon.ir/293im
...................................
در جستجوی خاص شدن
ست گادین ۲۲ دسامبر ۲۰۱۸
.................................
فشار زیاد برای همرنگ جماعت شدن ، برای مردم دار بودن ، برای متعادل بودن .
این چیزی است که جلسات مختلف از شما می خواهند .
تبلیغات ، شما را به سمت متوسط مردم هُل می دهد .
جامعه از شما تعادل می خواهد .
ولی اگر خاص باشید چه ؟
در اینصورت ، فقط با دو نوع از مردم سر و کار دارید : آنها که از این وضعیت شما خرسند و راضی اند و ... بقیه مردم .
خاص بودن ، خودش یک موهبت و پاداش است .
مصطفی منبری اول زمستان ۱۳۹۷
..................................
لینک :http://yon.ir/qgzTV
................................
ست گادین ۲۲ دسامبر ۲۰۱۸
.................................
فشار زیاد برای همرنگ جماعت شدن ، برای مردم دار بودن ، برای متعادل بودن .
این چیزی است که جلسات مختلف از شما می خواهند .
تبلیغات ، شما را به سمت متوسط مردم هُل می دهد .
جامعه از شما تعادل می خواهد .
ولی اگر خاص باشید چه ؟
در اینصورت ، فقط با دو نوع از مردم سر و کار دارید : آنها که از این وضعیت شما خرسند و راضی اند و ... بقیه مردم .
خاص بودن ، خودش یک موهبت و پاداش است .
مصطفی منبری اول زمستان ۱۳۹۷
..................................
لینک :http://yon.ir/qgzTV
................................
Seth's Blog
In search of specific
So much pressure to be general, to be all inclusive, to aim for the middle. That’s what meetings push you to do. Advertising. Social. But what if you were specific instead? Precisely for you,…
کسی برای سرگرمی دندانپزشکی نمی کند
ست گادین ۲۳ دسامبر ۲۰۱۸
...................................
برخی شغل ها مثل دندانپزشکی ، دارای اعتبار حرفه ای هستند و کسی بدون مدرک آنرا انجام نمی دهد .
ولی همه شغل ها اینگونه نیستند . بیشتر شان را مردم فقط برای سرگرمی انجام می دهند . حتی کارهایی که جلوی آینه دستشویی انجام میدهند .( آرایش ، گریم ، استند آپ کمدی ، ... م)
اگر شما یک طراح لوگو ، یک کمدین یا یک مدیر پروژه باشید ، تعیین سطح شغل شما دشوار است . چون بیشتر مردم فکر می کنند ، خودشان هم می توانند از عهده کاری که شما انجام میدهید بر بیایند . دستکم فکر می کنند تا حدودی می توانند شغل شما را انجام دهند .
اگر مشغول یکی از همین شغل های غیر دندانپزشکی هستید ، بهترین رویکرد آن است که به طور باورنکردنی در کارتان خوب باشید . چنان خوب که آماتورها جایی برای عرض اندام پیدا نکنند .
شما مجبور به توجیه خودتان نیستید بلکه این شغل شماست که موقعیت برحق تان را مشخص می کند .
البته راه جایگزین آنست که همیشه مشغول نق زدن و گله و شکایت از این باشید که همه فکر می کنند از عهده انجام دادن شغل شما بر می آیند .
نکته اینجاست که شاید حرف شان درست باشد .
مصطفی منبری ۲ دی ۱۳۹۷
.....................................
لینک :http://yon.ir/eAlLH
ست گادین ۲۳ دسامبر ۲۰۱۸
...................................
برخی شغل ها مثل دندانپزشکی ، دارای اعتبار حرفه ای هستند و کسی بدون مدرک آنرا انجام نمی دهد .
ولی همه شغل ها اینگونه نیستند . بیشتر شان را مردم فقط برای سرگرمی انجام می دهند . حتی کارهایی که جلوی آینه دستشویی انجام میدهند .( آرایش ، گریم ، استند آپ کمدی ، ... م)
اگر شما یک طراح لوگو ، یک کمدین یا یک مدیر پروژه باشید ، تعیین سطح شغل شما دشوار است . چون بیشتر مردم فکر می کنند ، خودشان هم می توانند از عهده کاری که شما انجام میدهید بر بیایند . دستکم فکر می کنند تا حدودی می توانند شغل شما را انجام دهند .
اگر مشغول یکی از همین شغل های غیر دندانپزشکی هستید ، بهترین رویکرد آن است که به طور باورنکردنی در کارتان خوب باشید . چنان خوب که آماتورها جایی برای عرض اندام پیدا نکنند .
شما مجبور به توجیه خودتان نیستید بلکه این شغل شماست که موقعیت برحق تان را مشخص می کند .
البته راه جایگزین آنست که همیشه مشغول نق زدن و گله و شکایت از این باشید که همه فکر می کنند از عهده انجام دادن شغل شما بر می آیند .
نکته اینجاست که شاید حرف شان درست باشد .
مصطفی منبری ۲ دی ۱۳۹۷
.....................................
لینک :http://yon.ir/eAlLH
Seth's Blog
“Nobody dabbles at dentistry”
There are some jobs that are only done by accredited professionals. And then there are most jobs, jobs that some people do for fun, now and then, perhaps in front of the bathroom mirror. It’s…
تعهدی به احتمالات
ست گادین ۲۴ دسامبر ۲۰۱۸
.................................
حق با بد بین هاست .
حق با خوش بین ها هم هست .
در واقع انتظارات دارای قدرتی جادویی اند .
مردم زیادی باهم مرتبط شده اند . چیزهای زیادی برای آموختن وجود دارد . درها به رویمان باز شده اند و دست هایی برای کمک رسانی به سمت ما دراز شده است .
معجزه دوران ما ، حرکت به جلو به هر طریق ممکن است . ایده ها چنان در حال گسترش و اشتراک با دیگران هستند که تاکنون سابقه نداشته است .
البته امکان دارد همه چیز به بیراهه برود .
The person who invented the ship also invented the shipwreck .
ولی امروزه هرکسی بایستی فقط به بروز احتمالات متعهد باشد .
مصطفی منبری ۴ دی ۱۳۹۷
.......................
لینک :https://goo.gl/29fEiJ
......................
ست گادین ۲۴ دسامبر ۲۰۱۸
.................................
حق با بد بین هاست .
حق با خوش بین ها هم هست .
در واقع انتظارات دارای قدرتی جادویی اند .
مردم زیادی باهم مرتبط شده اند . چیزهای زیادی برای آموختن وجود دارد . درها به رویمان باز شده اند و دست هایی برای کمک رسانی به سمت ما دراز شده است .
معجزه دوران ما ، حرکت به جلو به هر طریق ممکن است . ایده ها چنان در حال گسترش و اشتراک با دیگران هستند که تاکنون سابقه نداشته است .
البته امکان دارد همه چیز به بیراهه برود .
The person who invented the ship also invented the shipwreck .
ولی امروزه هرکسی بایستی فقط به بروز احتمالات متعهد باشد .
مصطفی منبری ۴ دی ۱۳۹۷
.......................
لینک :https://goo.gl/29fEiJ
......................
Seth's Blog
A commitment to possibility
Pessimists are right. Optimists are right. Expectations have magical powers. So many people to connect with, so many things to learn. Doors to open, helping hands to be offered. The magic of our ti…
ما همگی شاعریم
ست گادین ۲۵ دسامبر ۲۰۱۸
...............................
شاعران از کلمات و سکوت برای ایجاد تغییر استفاده می کنند . آنها به فُرم و کارکرد کلمات و از همه بیشتر به ارتباطی که با کلمات دارند اهمیت می دهند .
اهمیت هر کلمه بسان یک نفَس است .
در جهانی مملو از صداهای پوچ ، جای شاعرانی برای شنیده شدن و شعر هایی برای تبدیل شدن مان به کلمه هایش ، خالیست .
مصطفی منبری ۵ دی ۱۳۹۷
.......................................
لینک مرتبط از شاهین کلانتری :
http://shahinkalantari.com/خلاقیت-شعر/
...................................
متن اصلی :
We are all poets now
Poets use words (and silence) to change things. They care about form and function and most of all, about making an impact on those that they connect with.
Every word counts. Every breath as well.
In a world filled with empty noise, the most important slots are reserved for the poets we seek to listen to, and the poet we seek to become.
........................................
ست گادین ۲۵ دسامبر ۲۰۱۸
...............................
شاعران از کلمات و سکوت برای ایجاد تغییر استفاده می کنند . آنها به فُرم و کارکرد کلمات و از همه بیشتر به ارتباطی که با کلمات دارند اهمیت می دهند .
اهمیت هر کلمه بسان یک نفَس است .
در جهانی مملو از صداهای پوچ ، جای شاعرانی برای شنیده شدن و شعر هایی برای تبدیل شدن مان به کلمه هایش ، خالیست .
مصطفی منبری ۵ دی ۱۳۹۷
.......................................
لینک مرتبط از شاهین کلانتری :
http://shahinkalantari.com/خلاقیت-شعر/
...................................
متن اصلی :
We are all poets now
Poets use words (and silence) to change things. They care about form and function and most of all, about making an impact on those that they connect with.
Every word counts. Every breath as well.
In a world filled with empty noise, the most important slots are reserved for the poets we seek to listen to, and the poet we seek to become.
........................................
شاهین کلانتری | نوشتن و نویسندگی
خلاقیت | اگر واقعاً نمیدانید چهکار کنید - شاهین کلانتری | نوشتن و نویسندگی
من دکتر نیستم که نسخهای تجویز کنم. ولی فکر میکنم پیشنهاد زیر برای برخی از مخاطبان خاص این سایت مفید باشد. اگر بیکار هستید، اگر وقتتان تلف میشود، اگر هدف و برنامۀ روشنی ندارید، اگر خلاق و مبتکر نیستید، اگر درس و دانشگاه کلافهتان کرده و از همه مهمتر اگر…
اگر برای شستن ظرفها وقت ندارید ، پس برای آشپزی هم وقت ندارید
ست گادین ۲۶ دسامبر ۲۰۱۸
..................................
حرفه ای ها می فهمند که پروژه یعنی کل پروژه ، نه فقط قسمت سرگرم کننده آن یا بخش ضروری یا جالب اش !
میانبرهای زیادی در مسیر وجود دارد . ولی ناتمام رها کرده پروژه ، جزو آن میانبر ها نیست .
مصطفی منبری ۵ دی ۱۳۹۷
...............................
If you don’t have time to clean up, you don’t have time to cook
Professionals understand that the project is the whole project, not simply the fun or urgent or interesting part of the work.
There are countless productive shortcuts along the way. But not finishing the project isn’t one of them.
...................................
ست گادین ۲۶ دسامبر ۲۰۱۸
..................................
حرفه ای ها می فهمند که پروژه یعنی کل پروژه ، نه فقط قسمت سرگرم کننده آن یا بخش ضروری یا جالب اش !
میانبرهای زیادی در مسیر وجود دارد . ولی ناتمام رها کرده پروژه ، جزو آن میانبر ها نیست .
مصطفی منبری ۵ دی ۱۳۹۷
...............................
If you don’t have time to clean up, you don’t have time to cook
Professionals understand that the project is the whole project, not simply the fun or urgent or interesting part of the work.
There are countless productive shortcuts along the way. But not finishing the project isn’t one of them.
...................................
#محبوبترین_های_وبلاگ_ست_گادین
رژیم غذایی آبنبات
ست گادین ۴ ژانویه ۲۰۱۷
...............................
پرفروش ترین رمان سال ۱۹۶۱ این بود :
Advise and Consent: An Novel of Washington Politics
http://yon.ir/MQ3f5
در آنزمان ، میلیونها نفر این رمان سیاسی ۶۹۰ صفحه ای را خواندند . در حالی که پرفروش ترین کتاب های سال ۲۰۱۶ ، کتاب های صفحه رنگی بودند .
پانزده سال پیش ، کانالهای تلویزیونی کابلی نظیر ( History , Brave , TLC ) درباره افزودن اطلاعات و دانایی بیشتر به محیط تلویزیون ، قول مساعد دادند . ولی امروز ، این شبکه ها در حال پخش مراسم ازدواج مردم ، بر اساس نحوه بهتر بوسیدن همدیگر هستند !
و البته روزنامهها ، به خاطر گفتن چیزهایی که ما نمی خواستیم بشنویم ، جایزه Pulitzer گرفتند . ولی ما با نخریدن روزنامه ها پاسخ شان را دادیم !
تنزل رسانههای اندیشه محور ، حرف تازه ای نیست و برای یک قرن موضوع بحث و جدل بوده است . چیزی که تازه است ، یک شیفت اساسی است ، آنهم نه برای ممانعت از سودجویی ها بلکه یک شیفت اساسی در فرهنگ عمومی است .
انیشتین : « همه چیز باید تا حد ممکن ساده سازی شود ولی نه بیش از حد ساده . »
اصلا آیا امکان دارد که چیزها را از آنچه باید باشند ساده تر کرد و استاندارد جدیدی بر اساس عدم کنجکاوی بنا کرد ؟
ما به خاطر شکستن هر روزه «قانون ساده سازی انیشتین» ، همکار و شریک جرم رسانه ها هستیم . ما چنان از این قانون دور افتاده ایم که به مرز فراموشی آن نزدیک شده ایم .
حال که اقتصاد به تنها راه تسری و تفهیم زندگی برای عموم مردم تبدیل شده است ،
کشاندن مردم به صحنه رقابت برای تنزل بیشتر ، تشویق به کلیک های سریع تر ،
آسان سازی بلعیدن مطالب ،
تلاش برای باور سازی ها ،
کوتاه سازی ها و...
تبدیل زندگی به نوعی خوشگذرانی ،
هرزگی ،
دستپاچگی و عجله و بالاخره ...
تبدیل زندگی به یک چیز سطح پایینِ دم دستیِ قابل فهم ، در حال رخ دادن است !
این یک خطر واقعی برای جریان روشنفکری است . این یک خودکشی فرهنگی احمقانه است که برای بینشها ، تئوریها و حقایق اهمیتی قائل نشویم و به جای آن ، بلاهت را انتخاب کنیم .
اگر « یادگیری » برای ما مهم نباشد ، زمان و منابع مان را هم صرف دانش نخواهیم کرد .
درست است که اگر کسی ، کل روز را هم آبنبات بخورد از گرسنگی نخواهد مُرد ولی اگر غذاهای سالم را از بیزینس مان حذف کنیم ، تنها چیزی که برای مان باقی می ماند آبنبات است ولاغیر .
می توانید به کودک خود یک تبلت ، گیم و مقداری مرغ سوخاری برای شام بدهید . البته که این کار ، آسان تر از وقت گذاشتن و حرف زدن با اوست .
میتوانید مقالات کوتاه بخوانید . مطالبی که عکس هم دارند . البته که این کار ، راحت تر از خواندن و غور کردن در مطالب عمیق است .
چرا برخی لینک ها « کلیک خور » هستند ؟ چون مردم را به راحتی اغوا میکنند . آنها برای به دام انداختن «طعمه» طراحی شده اند ، نه برای دادن آگاهی به «طعمه» !
خبر خوب این است که ما برای پاسخگو کردن و مسوولیت پذیر کردن رسانه ها ، افراد زیادی لازم نداریم . ما می دانیم که برنامه های آبکی رسانه باعث توقف کامل برنامههای فرهنگی ارزشمند نمیشود .
رسانه همیشه با تولیدات خود ، در حال جست و خیز کردن بین دو چیز است : پول سازی و افزایش مختصر در خواسته های هوشمندانه مخاطب . و حالا که تعادل بین این دو گزینه از بین رفته است ، ما داریم در مسیر سقوط ، بی وقفه تنزل می کنیم ، یک سقوط بی بازگشت .
ما می توانیم با کلیک های خودمان ، با حمایت مالی مان و با پولی که در کتابفروشیها خرج میکنیم ، به رسانه ها «رای» بدهیم . ما میتوانیم با ویرایشگران رسانه گفتمان کنیم . ما با عوض کردن کانال ها ، به رسانه «رای» می دهیم .
حتی اگر عده کمی از مردم ، واژه ها را با دقت به کار میبرند ، خرد ورزی می کنند و سوالات سخت می پرسند ، همین کار می تواند سطح اطرافیان آنها را هم بالا بکشد .
قابل تصور است که تنزل چقدر راحت اتفاق میافتد ، ولی بر اساس « اثر چرخ دنده ای فرهنگ » Cultural Ratchet ، وقتی نسلی از مردم عمل مثبتی انجام میدهند یعنی اقدام به یادگیری بیشتر و فهمیدن بیشتر میکنند ، آنها اطرافیان خود را هم می توانند ارتقاء دهند .
چرخ دنده را بچرخانید . به تعداد اندک مان توجه نکنید . ما می توانیم حس کنجکاوی ، حس پرسشگری و لذت کشف را بازتولید کنیم . برای رسیدن به چیزهای بهتر ، باید کارِ درست را انجام دهیم و از امکانات سهلالوصول easy options چشم پوشی کنیم .
مصطفی منبری ۶ دی ۱۳۹۷
.......................................
لینک مرتبط از محمدرضا شعبانعلی
( هیچ کس از متوسط اطرافیانش فراتر نمی رود ) : http://yon.ir/j6w00
......................................
لینک متن اصلی :http://yon.ir/IJCbZ
.....................................
رژیم غذایی آبنبات
ست گادین ۴ ژانویه ۲۰۱۷
...............................
پرفروش ترین رمان سال ۱۹۶۱ این بود :
Advise and Consent: An Novel of Washington Politics
http://yon.ir/MQ3f5
در آنزمان ، میلیونها نفر این رمان سیاسی ۶۹۰ صفحه ای را خواندند . در حالی که پرفروش ترین کتاب های سال ۲۰۱۶ ، کتاب های صفحه رنگی بودند .
پانزده سال پیش ، کانالهای تلویزیونی کابلی نظیر ( History , Brave , TLC ) درباره افزودن اطلاعات و دانایی بیشتر به محیط تلویزیون ، قول مساعد دادند . ولی امروز ، این شبکه ها در حال پخش مراسم ازدواج مردم ، بر اساس نحوه بهتر بوسیدن همدیگر هستند !
و البته روزنامهها ، به خاطر گفتن چیزهایی که ما نمی خواستیم بشنویم ، جایزه Pulitzer گرفتند . ولی ما با نخریدن روزنامه ها پاسخ شان را دادیم !
تنزل رسانههای اندیشه محور ، حرف تازه ای نیست و برای یک قرن موضوع بحث و جدل بوده است . چیزی که تازه است ، یک شیفت اساسی است ، آنهم نه برای ممانعت از سودجویی ها بلکه یک شیفت اساسی در فرهنگ عمومی است .
انیشتین : « همه چیز باید تا حد ممکن ساده سازی شود ولی نه بیش از حد ساده . »
اصلا آیا امکان دارد که چیزها را از آنچه باید باشند ساده تر کرد و استاندارد جدیدی بر اساس عدم کنجکاوی بنا کرد ؟
ما به خاطر شکستن هر روزه «قانون ساده سازی انیشتین» ، همکار و شریک جرم رسانه ها هستیم . ما چنان از این قانون دور افتاده ایم که به مرز فراموشی آن نزدیک شده ایم .
حال که اقتصاد به تنها راه تسری و تفهیم زندگی برای عموم مردم تبدیل شده است ،
کشاندن مردم به صحنه رقابت برای تنزل بیشتر ، تشویق به کلیک های سریع تر ،
آسان سازی بلعیدن مطالب ،
تلاش برای باور سازی ها ،
کوتاه سازی ها و...
تبدیل زندگی به نوعی خوشگذرانی ،
هرزگی ،
دستپاچگی و عجله و بالاخره ...
تبدیل زندگی به یک چیز سطح پایینِ دم دستیِ قابل فهم ، در حال رخ دادن است !
این یک خطر واقعی برای جریان روشنفکری است . این یک خودکشی فرهنگی احمقانه است که برای بینشها ، تئوریها و حقایق اهمیتی قائل نشویم و به جای آن ، بلاهت را انتخاب کنیم .
اگر « یادگیری » برای ما مهم نباشد ، زمان و منابع مان را هم صرف دانش نخواهیم کرد .
درست است که اگر کسی ، کل روز را هم آبنبات بخورد از گرسنگی نخواهد مُرد ولی اگر غذاهای سالم را از بیزینس مان حذف کنیم ، تنها چیزی که برای مان باقی می ماند آبنبات است ولاغیر .
می توانید به کودک خود یک تبلت ، گیم و مقداری مرغ سوخاری برای شام بدهید . البته که این کار ، آسان تر از وقت گذاشتن و حرف زدن با اوست .
میتوانید مقالات کوتاه بخوانید . مطالبی که عکس هم دارند . البته که این کار ، راحت تر از خواندن و غور کردن در مطالب عمیق است .
چرا برخی لینک ها « کلیک خور » هستند ؟ چون مردم را به راحتی اغوا میکنند . آنها برای به دام انداختن «طعمه» طراحی شده اند ، نه برای دادن آگاهی به «طعمه» !
خبر خوب این است که ما برای پاسخگو کردن و مسوولیت پذیر کردن رسانه ها ، افراد زیادی لازم نداریم . ما می دانیم که برنامه های آبکی رسانه باعث توقف کامل برنامههای فرهنگی ارزشمند نمیشود .
رسانه همیشه با تولیدات خود ، در حال جست و خیز کردن بین دو چیز است : پول سازی و افزایش مختصر در خواسته های هوشمندانه مخاطب . و حالا که تعادل بین این دو گزینه از بین رفته است ، ما داریم در مسیر سقوط ، بی وقفه تنزل می کنیم ، یک سقوط بی بازگشت .
ما می توانیم با کلیک های خودمان ، با حمایت مالی مان و با پولی که در کتابفروشیها خرج میکنیم ، به رسانه ها «رای» بدهیم . ما میتوانیم با ویرایشگران رسانه گفتمان کنیم . ما با عوض کردن کانال ها ، به رسانه «رای» می دهیم .
حتی اگر عده کمی از مردم ، واژه ها را با دقت به کار میبرند ، خرد ورزی می کنند و سوالات سخت می پرسند ، همین کار می تواند سطح اطرافیان آنها را هم بالا بکشد .
قابل تصور است که تنزل چقدر راحت اتفاق میافتد ، ولی بر اساس « اثر چرخ دنده ای فرهنگ » Cultural Ratchet ، وقتی نسلی از مردم عمل مثبتی انجام میدهند یعنی اقدام به یادگیری بیشتر و فهمیدن بیشتر میکنند ، آنها اطرافیان خود را هم می توانند ارتقاء دهند .
چرخ دنده را بچرخانید . به تعداد اندک مان توجه نکنید . ما می توانیم حس کنجکاوی ، حس پرسشگری و لذت کشف را بازتولید کنیم . برای رسیدن به چیزهای بهتر ، باید کارِ درست را انجام دهیم و از امکانات سهلالوصول easy options چشم پوشی کنیم .
مصطفی منبری ۶ دی ۱۳۹۷
.......................................
لینک مرتبط از محمدرضا شعبانعلی
( هیچ کس از متوسط اطرافیانش فراتر نمی رود ) : http://yon.ir/j6w00
......................................
لینک متن اصلی :http://yon.ir/IJCbZ
.....................................
نردبان کو؟
ست گادین ۲۸ دسامبر ۲۰۱۸
..................................
اگر صخره نوردی بدون تجهیزات ، برای خوشگذرانی یا نمایش شجاعت نبود ، واضح است که داشتن نردبان موثرترین راه برای بالا رفتن از صخره هاست .
...
اغلب بیشتر وقت مان را برای بالا رفتن از دیوار هدر می دهیم درحالیکه باید بجای آن ، روی یافتن یک نردبان زمان بگذاریم .
شاید بهتر باشد بجای عوض کردن اهداف متهورانه مان ، برای یافتن وسیله های مفیدتری چون بینش ها insights ، مهارت ها skills ، اعتماد trust ، توجه attention و دسترسی access وقت بگذاریم .
یافتن نردبان ها ارزش جستجو را دارد .
مصطفی منبری ۷ دی ۱۳۹۷
..............................
لینک:http://yon.ir/UVxeF
..............................
ست گادین ۲۸ دسامبر ۲۰۱۸
..................................
اگر صخره نوردی بدون تجهیزات ، برای خوشگذرانی یا نمایش شجاعت نبود ، واضح است که داشتن نردبان موثرترین راه برای بالا رفتن از صخره هاست .
...
اغلب بیشتر وقت مان را برای بالا رفتن از دیوار هدر می دهیم درحالیکه باید بجای آن ، روی یافتن یک نردبان زمان بگذاریم .
شاید بهتر باشد بجای عوض کردن اهداف متهورانه مان ، برای یافتن وسیله های مفیدتری چون بینش ها insights ، مهارت ها skills ، اعتماد trust ، توجه attention و دسترسی access وقت بگذاریم .
یافتن نردبان ها ارزش جستجو را دارد .
مصطفی منبری ۷ دی ۱۳۹۷
..............................
لینک:http://yon.ir/UVxeF
..............................
Seth's Blog
Go find a ladder
While it might be fun (or appear expedient, or brave, or heroic) to try to scale a cliff with no tools, it turns out that ladders are a more effective way to level up. When it’s time to drive…
#محبوبترین_های_وبلاگ_ست_گادین
اخبار CNN
ست گادین ۱۲ اکتبر ۲۰۱۶
.................................
اگر اخبار مربوط به ترس ، بیماری و خشونت توسط شبکه های خبری پخش نمی شدند چه اتفاقی رخ می داد ؟
اگر این اخبار ، برساخته خود شبکه های خبری باشند چه ؟
اگر ویدیو هایی با سر و صدای ترسناک و ناخوشایند که سرخط اخبار را تشکیل میدهند ، فرهنگ ما را تغییر دهند چه ؟
اول کدامیک به صحنه آمد : خبر یا تکرار مکرر خبر ؟
به نظر میرسد ما به عنوان یک عامل رشد طبیعی برای جهانی که در آن زندگی می کنیم ، تسلط این رسانه زالو صفت را پذیرفته ایم . ولی در واقع ، این رسانه بیشتر شبیه یک شبکه خبری ساختگی با اهداف تجاری است .
همیشه یک صفحه اول اخبار وجود داشته است .
با اینکه بر اساس تاریخ ، امروز دنیا اَمن تر از هر زمان دیگری است ولی مردم وحشت زده هستند ! گسترش رسانه ها با افزایش ترس های ما هماهنگی نشان میدهند .
اخبار CNN از بیان اهدافش شرمگین نیست . پرسش واقعی این است که اهداف ما چه می شود ؟
هر بار که با یک موقعیت ترس آلود غافلگیر می شویم ، مجبوریم درباره دنیا و طوری که آن را تجربه میکنیم دست به انتخاب بزنیم .
آنها اضطرار Urgency را به چیزهای مهم تر ترجیح میدهند .
ترجیح و خواسته ما چیست ؟
مصطفی منبری ۸ آذر ۱۳۹۷
.....................................
لینک:http://yon.ir/XPoQ8
اخبار CNN
ست گادین ۱۲ اکتبر ۲۰۱۶
.................................
اگر اخبار مربوط به ترس ، بیماری و خشونت توسط شبکه های خبری پخش نمی شدند چه اتفاقی رخ می داد ؟
اگر این اخبار ، برساخته خود شبکه های خبری باشند چه ؟
اگر ویدیو هایی با سر و صدای ترسناک و ناخوشایند که سرخط اخبار را تشکیل میدهند ، فرهنگ ما را تغییر دهند چه ؟
اول کدامیک به صحنه آمد : خبر یا تکرار مکرر خبر ؟
به نظر میرسد ما به عنوان یک عامل رشد طبیعی برای جهانی که در آن زندگی می کنیم ، تسلط این رسانه زالو صفت را پذیرفته ایم . ولی در واقع ، این رسانه بیشتر شبیه یک شبکه خبری ساختگی با اهداف تجاری است .
همیشه یک صفحه اول اخبار وجود داشته است .
با اینکه بر اساس تاریخ ، امروز دنیا اَمن تر از هر زمان دیگری است ولی مردم وحشت زده هستند ! گسترش رسانه ها با افزایش ترس های ما هماهنگی نشان میدهند .
اخبار CNN از بیان اهدافش شرمگین نیست . پرسش واقعی این است که اهداف ما چه می شود ؟
هر بار که با یک موقعیت ترس آلود غافلگیر می شویم ، مجبوریم درباره دنیا و طوری که آن را تجربه میکنیم دست به انتخاب بزنیم .
آنها اضطرار Urgency را به چیزهای مهم تر ترجیح میدهند .
ترجیح و خواسته ما چیست ؟
مصطفی منبری ۸ آذر ۱۳۹۷
.....................................
لینک:http://yon.ir/XPoQ8
ایجاد مشخصات فنی مفید
ست گادین ۳۰ دسامبر ۲۰۱۸
.............................
اگر می خواهید به مشتری کمک کنید ، بهتر است از مشخصات فنی ( Spec ) استفاده کنید که شامل چهار مورد میشود :
۱ . مشکل چیست ؟
۲ . چه کمکی از دست ما بر می آید ؟
۳. چطور میتوانیم مطمئن شویم آنچه تست میکنیم مطابق با همان تنظیماتی است که ما ساخته ایم ؟
۴ . چگونه در آینده از عملکرد آن مطلع خواهیم شد ؟
با اینکه فقط چهار مرحله است ولی اساسا هر مرحله تخصص خودش را می طلبد . برای مثال ، وجود مشخصات فنی یک جت ۷۸۷ چنان دقیق است که جای بحث زیادی در مورد چیزی که بعنوان جت خلق شده است ، نمیگذارد .
گفتن « اگر از نزدیک ببینم ، حتما از مشکل آن سر در می آورم » در اینجا اصلا کمک کننده نیست .
شما بایستی حداقل ۵ درصد از هزینه پروژه را صرف ایجاد مشخصات فنی کنید وگرنه به مشکل برخواهید خورد .
مصطفی منبری ۹ دی ۱۳۹۷
................................
لینک :http://yon.ir/kQ8Io
...............................
ست گادین ۳۰ دسامبر ۲۰۱۸
.............................
اگر می خواهید به مشتری کمک کنید ، بهتر است از مشخصات فنی ( Spec ) استفاده کنید که شامل چهار مورد میشود :
۱ . مشکل چیست ؟
۲ . چه کمکی از دست ما بر می آید ؟
۳. چطور میتوانیم مطمئن شویم آنچه تست میکنیم مطابق با همان تنظیماتی است که ما ساخته ایم ؟
۴ . چگونه در آینده از عملکرد آن مطلع خواهیم شد ؟
با اینکه فقط چهار مرحله است ولی اساسا هر مرحله تخصص خودش را می طلبد . برای مثال ، وجود مشخصات فنی یک جت ۷۸۷ چنان دقیق است که جای بحث زیادی در مورد چیزی که بعنوان جت خلق شده است ، نمیگذارد .
گفتن « اگر از نزدیک ببینم ، حتما از مشکل آن سر در می آورم » در اینجا اصلا کمک کننده نیست .
شما بایستی حداقل ۵ درصد از هزینه پروژه را صرف ایجاد مشخصات فنی کنید وگرنه به مشکل برخواهید خورد .
مصطفی منبری ۹ دی ۱۳۹۷
................................
لینک :http://yon.ir/kQ8Io
...............................
Seth's Blog
Creating a useful spec
If you want someone to help, you’ll do better with a spec. It lists just four things: What is the problem to be solved? How are we going to solve it? How can we test that the thing we built m…
؛ The Top 5%
ست گادین . اولین روز سال ۲۰۱۹
.................................
در هر حوزه ای ، سودهای سرشار و نامتعارف ، نصیب ۵ درصد افراد سرآمد آن حوزه field می شود .
یعنی یک بیستم افراد !
بزرگترین جایزه هر نسل به یک فوق ستاره می رسد ولی تبدیل شدن ما به آن فوق ستاره بسیار دور از ذهن است . در حالیکه رسیدن به آن ۵ درصد ، با خِردورزی و سختکوشی قابل دستیابی است .
نیمه اول کار ، تشخیص دقیق و خردمندانه است . یعنی مثلا به جای رسیدن به ۵ درصد بالایی فهرست جراحان جهان ، شاید رسیدن به ۵ درصد بالایی فهرست جراحان قفسه سینه در فلان استان ، دقیقتر و واقع بینانه تر باشد .
شما باید جای خالی را تشخیص دهید و دقیقا همان جا را پر کنید .
نیمه دوم کار ، سخت کوشی است . یعنی ارتقاء مستمر و انتخاب واقع بینانه ی کسانی که می خواهید به آنها خدمت کنید .
اگر منتخبان شما از وجودتان مطلع شوند ، آیا آنها هم شما را انتخاب خواهند کرد ؟
شما برای یادگیری کافی ، فعالیت کافی و سرمایه گذاری کافی چه تلاشی می کنید تا واقعا جزو آن ۵ درصد قرار بگیرید ؟
درواقع شما این موقعیت را در ازای تمرکز و تلاش به دست خواهید آورد .
اگر بخواهید جزو یک درصد بالایی باشید ، به ترکیبی از شانس و استعدادی جادویی نیازمندید . ولی ۵ درصد شدن یا یک بیستم شدن ، اغلب به انتخابهای شما بستگی دارد .
واقعیت این است که شما در حال رقابت با آن ۱۹ نفر دیگر نیستید بلکه شما بر سر اینکه چقدر میتوانید تاثیرگذار باشید ، با خودتان رقابت میکنید .
سالی پر قدرت و پربار داشته باشید و بترکانید!
(Make a ruckus)
مصطفی منبری ۱۱ دی ۱۳۹۷
..............................
لینک : http://yon.ir/AtnQc
..............................
ست گادین . اولین روز سال ۲۰۱۹
.................................
در هر حوزه ای ، سودهای سرشار و نامتعارف ، نصیب ۵ درصد افراد سرآمد آن حوزه field می شود .
یعنی یک بیستم افراد !
بزرگترین جایزه هر نسل به یک فوق ستاره می رسد ولی تبدیل شدن ما به آن فوق ستاره بسیار دور از ذهن است . در حالیکه رسیدن به آن ۵ درصد ، با خِردورزی و سختکوشی قابل دستیابی است .
نیمه اول کار ، تشخیص دقیق و خردمندانه است . یعنی مثلا به جای رسیدن به ۵ درصد بالایی فهرست جراحان جهان ، شاید رسیدن به ۵ درصد بالایی فهرست جراحان قفسه سینه در فلان استان ، دقیقتر و واقع بینانه تر باشد .
شما باید جای خالی را تشخیص دهید و دقیقا همان جا را پر کنید .
نیمه دوم کار ، سخت کوشی است . یعنی ارتقاء مستمر و انتخاب واقع بینانه ی کسانی که می خواهید به آنها خدمت کنید .
اگر منتخبان شما از وجودتان مطلع شوند ، آیا آنها هم شما را انتخاب خواهند کرد ؟
شما برای یادگیری کافی ، فعالیت کافی و سرمایه گذاری کافی چه تلاشی می کنید تا واقعا جزو آن ۵ درصد قرار بگیرید ؟
درواقع شما این موقعیت را در ازای تمرکز و تلاش به دست خواهید آورد .
اگر بخواهید جزو یک درصد بالایی باشید ، به ترکیبی از شانس و استعدادی جادویی نیازمندید . ولی ۵ درصد شدن یا یک بیستم شدن ، اغلب به انتخابهای شما بستگی دارد .
واقعیت این است که شما در حال رقابت با آن ۱۹ نفر دیگر نیستید بلکه شما بر سر اینکه چقدر میتوانید تاثیرگذار باشید ، با خودتان رقابت میکنید .
سالی پر قدرت و پربار داشته باشید و بترکانید!
(Make a ruckus)
مصطفی منبری ۱۱ دی ۱۳۹۷
..............................
لینک : http://yon.ir/AtnQc
..............................
بازاریابی چیست؟
ست گادین ۲ ژانویه ۲۰۱۹
.........................
وقتی لازم است کسی را متقاعد کنید تا کاری انجام دهد ، شما در حال بازاریابی هستید .
اگر مشغول رای جمع کردن در شورای شهر هستید یا دارید برای ارتقا شغلی تلاش می کنید ، شما در حال بازاریابی هستید .
اگر در سایت خودتان Copy Writing ( تبلیغ نویسی ، نوشتن عنوان های تاثیرگذار ) می کنید ، برای پروفایل شبکه اجتماعی تان سلفی میگیرید یا در حال چانه زنی برای تخفیف جریمه هستید ، شما دارید بازاریابی می کنید .
بازاریابی چیزی فراتر از تبلیغات ، ایمیل فرستادن یا قیمت گذاری است . در واقع اغلب اوقات بازاریابی هیچ ربطی به پول پیدا نمی کند .
ما توسط مردمانی که تشنه ذره ای از توجه ، اعتماد و عمل ما هستند ، محاصره شده ایم .
این مردم بر روی ما بازاریابی می کنند و این به ما کمک می کند که از صحت و سقم کارشان سر در بیاوریم .
وقتی کسی می گوید :
« من بازاریابی نمی کنم » ،
احتمالا منظورش اینست که
« من پولم را صرف تبلیغات نمی کنم » .
ولی تبلیغات چیزی کاملا متفاوت از بازاریابی است .
فرهنگ ما بیش از هر زمان دیگری توسط بازاریاب ها هدایت میشود .
لینک هایی که روی آنها کلیک می کنیم ، شو هایی که تماشا می کنیم ، کسانی که به آنها رای می دهیم همگی برساخته بازاریابی اند .
اگر شما وضعیت سیاسی را دوست ندارید و مشغول اظهار نظر هستید ، این یعنی بازاریابی .
بمحض اینکه مسوولیت بازاریابی هایی که خودمان انجام می دهیم و یا بازاریابی هایی که روی ما اعمال می شود را برعهده گرفتیم ، شانس به ما رو می آورد تا دست به بهتر کردن چیزها بزنیم ( با ساختن چیزهای بهتر ) .
مصطفی منبری ۱۲ دی ۱۳۹۷
....................................
لینک : http://yon.ir/j1iZr
...........................
ست گادین ۲ ژانویه ۲۰۱۹
.........................
وقتی لازم است کسی را متقاعد کنید تا کاری انجام دهد ، شما در حال بازاریابی هستید .
اگر مشغول رای جمع کردن در شورای شهر هستید یا دارید برای ارتقا شغلی تلاش می کنید ، شما در حال بازاریابی هستید .
اگر در سایت خودتان Copy Writing ( تبلیغ نویسی ، نوشتن عنوان های تاثیرگذار ) می کنید ، برای پروفایل شبکه اجتماعی تان سلفی میگیرید یا در حال چانه زنی برای تخفیف جریمه هستید ، شما دارید بازاریابی می کنید .
بازاریابی چیزی فراتر از تبلیغات ، ایمیل فرستادن یا قیمت گذاری است . در واقع اغلب اوقات بازاریابی هیچ ربطی به پول پیدا نمی کند .
ما توسط مردمانی که تشنه ذره ای از توجه ، اعتماد و عمل ما هستند ، محاصره شده ایم .
این مردم بر روی ما بازاریابی می کنند و این به ما کمک می کند که از صحت و سقم کارشان سر در بیاوریم .
وقتی کسی می گوید :
« من بازاریابی نمی کنم » ،
احتمالا منظورش اینست که
« من پولم را صرف تبلیغات نمی کنم » .
ولی تبلیغات چیزی کاملا متفاوت از بازاریابی است .
فرهنگ ما بیش از هر زمان دیگری توسط بازاریاب ها هدایت میشود .
لینک هایی که روی آنها کلیک می کنیم ، شو هایی که تماشا می کنیم ، کسانی که به آنها رای می دهیم همگی برساخته بازاریابی اند .
اگر شما وضعیت سیاسی را دوست ندارید و مشغول اظهار نظر هستید ، این یعنی بازاریابی .
بمحض اینکه مسوولیت بازاریابی هایی که خودمان انجام می دهیم و یا بازاریابی هایی که روی ما اعمال می شود را برعهده گرفتیم ، شانس به ما رو می آورد تا دست به بهتر کردن چیزها بزنیم ( با ساختن چیزهای بهتر ) .
مصطفی منبری ۱۲ دی ۱۳۹۷
....................................
لینک : http://yon.ir/j1iZr
...........................
Seth's Blog
What is marketing?
If you need to persuade someone to take action, you’re doing marketing. If you’re looking for votes at the city council meeting, or looking for a promotion, you’re marketing. If y…
شما نمی توانید از شر یک رژیم غذایی بد خلاص شوید
ست گادین ۳ ژانویه ۲۰۱۹
...............................
خوردن غذاهای بی ارزش آسانتر از ورزش کردن است . تلاش شما بخاطر غذاهایی که وارد بدن تان میکنید ، تباه می شود .
همین موضوع در مورد فرهنگ سازمانی هم صادق است .
شما با هر جان کندنی که مایلید ، برای خلق انتظارات و خط مشی ها کار کنید ولی بدانید ، کسانی که کار را با آنها شروع می کنید ، رویاهای خود شان را در سر می پرورانند و روایت ها و عادات شان بسختی تغییر می کند .
سازمان ها و پروژه های موفق به چیزی بیشتر از یک نیت خوب نیازمندند . آنها محتاج ورود افراد متعهدی هستند که «هم مقصد» با شما باشند .
پروژههای موفق نیاز به یک استراتژی خاص دارند که علاوه بر تلاشهای کوتاه مدت ، به رویکردهای خردمندانه و زحمات مفید روزانه هم جایزه دهد .
کارتان را با افرادی مناسب the right people شروع کنید .
نیاز بازار را تشخیص دهید . این کار را به یک تمرین روزانه تبدیل کنید . قدم به قدم .
موفقیتِ یک شبه ، که دوام هم بیاورد ، وجود خارجی ندارد .
مصطفی منبری ۱۴ دی ۱۳۹۷
................................
لینک :http://yon.ir/cGZWN
...............................
ست گادین ۳ ژانویه ۲۰۱۹
...............................
خوردن غذاهای بی ارزش آسانتر از ورزش کردن است . تلاش شما بخاطر غذاهایی که وارد بدن تان میکنید ، تباه می شود .
همین موضوع در مورد فرهنگ سازمانی هم صادق است .
شما با هر جان کندنی که مایلید ، برای خلق انتظارات و خط مشی ها کار کنید ولی بدانید ، کسانی که کار را با آنها شروع می کنید ، رویاهای خود شان را در سر می پرورانند و روایت ها و عادات شان بسختی تغییر می کند .
سازمان ها و پروژه های موفق به چیزی بیشتر از یک نیت خوب نیازمندند . آنها محتاج ورود افراد متعهدی هستند که «هم مقصد» با شما باشند .
پروژههای موفق نیاز به یک استراتژی خاص دارند که علاوه بر تلاشهای کوتاه مدت ، به رویکردهای خردمندانه و زحمات مفید روزانه هم جایزه دهد .
کارتان را با افرادی مناسب the right people شروع کنید .
نیاز بازار را تشخیص دهید . این کار را به یک تمرین روزانه تبدیل کنید . قدم به قدم .
موفقیتِ یک شبه ، که دوام هم بیاورد ، وجود خارجی ندارد .
مصطفی منبری ۱۴ دی ۱۳۹۷
................................
لینک :http://yon.ir/cGZWN
...............................
Seth's Blog
You can’t outtrain a bad diet
It’s way easier to eat lousy food than it is to exercise it off. Your effort is undermined by your inputs. And the same thing is true for corporate culture. You can work as hard as you like t…
#محبوبترین_های_وبلاگ_ست_گادین
پیروزی بازاریابی در سوخت های فسیلی
ست گادین ۲۲ مارس ۲۰۱۱
......................................
آیا نظری راجع به انرژی هسته ای دارید ؟
در مورد ایمن بودن انرژی هسته ای نسبت به انواع دیگر انرژی چطور ؟
چگونه به این نظر دست یافتید ؟
تصویر چارت : http://yon.ir/suHhC
مطابق چارت بالا ، به ازای هر نفر که برای تولید انرژی هسته ای کشته می شود ، ۴ هزار نفر برای تولید همان مقدار انرژی فسیلی تلف می شود .
نکته ای که می خواهم بگویم ، برتری یک نوع انرژی بر دیگری نیست . پرسش من این است : درباره این چارت چه می دانید ؟ پیام این تصویر برای شما چیست ؟
تصویرسازی های واضح ، مساوی با بیان واقعیت نیست :
"Vivid is not the same as True ."
بزرگنمایی اتفاقات و در بوق و کرنا کردن نتایج وحشتناک ، بسیار آسان تر از حرف زدن آرام و ملال آور درباره واقعیتهای مناقشه برانگیز روزانه است .
چیزی که در این چارت نمیبینیم ، آمار مرگ و میر جهانی ناشی از ناپایداری های سیاسی است که شامل جنگ نفت هم میشود . میزان مرگهای ناشی از هجوم سیلابها و کشتگان حوادث اقلیمی هم هنوز به درستی مشخص نشده است .
اگر بیشتر بیندیشید ، این نگاه کج و جانبدارانه را بیشتر درک می کنید .
این چارت باعث تشویش اذهان مردم میشود چون مشکل دار است و ثابت می کند که چقدر برای ما ، ترس از چیزهای ناشناخته آسان و پذیرفتنی است .
به نظر من هرگاه واقعیت با انتظارات شما همخوانی نداشت ، پای «بازاریابی» در میان است :
" I think that any time reality doesn't match your expectations , it means that MARKETING was involved."
شاید از طریق تبلیغات یا روایت ساختگی یک صنعت باشد . شاید هم همان داستان پردازی های تخیلی روزانه مان برای دیگران باشد .
حتی برای خودم هم جای شگفتی است که «بازاریابی» تا چه حد در رنگ آمیزی جهانی که میبینیم ، واکنشی که نشان میدهیم و حتی راهی که برای زندگی برمی گزینیم موثر است .
چارت فوق ، گواه این مطلب است .
مصطفی منبری ۱۴ دی ۱۳۹۷
.................................
لینک:http://yon.ir/KolBw
.................................
پیروزی بازاریابی در سوخت های فسیلی
ست گادین ۲۲ مارس ۲۰۱۱
......................................
آیا نظری راجع به انرژی هسته ای دارید ؟
در مورد ایمن بودن انرژی هسته ای نسبت به انواع دیگر انرژی چطور ؟
چگونه به این نظر دست یافتید ؟
تصویر چارت : http://yon.ir/suHhC
مطابق چارت بالا ، به ازای هر نفر که برای تولید انرژی هسته ای کشته می شود ، ۴ هزار نفر برای تولید همان مقدار انرژی فسیلی تلف می شود .
نکته ای که می خواهم بگویم ، برتری یک نوع انرژی بر دیگری نیست . پرسش من این است : درباره این چارت چه می دانید ؟ پیام این تصویر برای شما چیست ؟
تصویرسازی های واضح ، مساوی با بیان واقعیت نیست :
"Vivid is not the same as True ."
بزرگنمایی اتفاقات و در بوق و کرنا کردن نتایج وحشتناک ، بسیار آسان تر از حرف زدن آرام و ملال آور درباره واقعیتهای مناقشه برانگیز روزانه است .
چیزی که در این چارت نمیبینیم ، آمار مرگ و میر جهانی ناشی از ناپایداری های سیاسی است که شامل جنگ نفت هم میشود . میزان مرگهای ناشی از هجوم سیلابها و کشتگان حوادث اقلیمی هم هنوز به درستی مشخص نشده است .
اگر بیشتر بیندیشید ، این نگاه کج و جانبدارانه را بیشتر درک می کنید .
این چارت باعث تشویش اذهان مردم میشود چون مشکل دار است و ثابت می کند که چقدر برای ما ، ترس از چیزهای ناشناخته آسان و پذیرفتنی است .
به نظر من هرگاه واقعیت با انتظارات شما همخوانی نداشت ، پای «بازاریابی» در میان است :
" I think that any time reality doesn't match your expectations , it means that MARKETING was involved."
شاید از طریق تبلیغات یا روایت ساختگی یک صنعت باشد . شاید هم همان داستان پردازی های تخیلی روزانه مان برای دیگران باشد .
حتی برای خودم هم جای شگفتی است که «بازاریابی» تا چه حد در رنگ آمیزی جهانی که میبینیم ، واکنشی که نشان میدهیم و حتی راهی که برای زندگی برمی گزینیم موثر است .
چارت فوق ، گواه این مطلب است .
مصطفی منبری ۱۴ دی ۱۳۹۷
.................................
لینک:http://yon.ir/KolBw
.................................