#محبوبترین_های_وبلاگ_ست_گادین
اخبار CNN
ست گادین ۱۲ اکتبر ۲۰۱۶
.................................
اگر اخبار مربوط به ترس ، بیماری و خشونت توسط شبکه های خبری پخش نمی شدند چه اتفاقی رخ می داد ؟
اگر این اخبار ، برساخته خود شبکه های خبری باشند چه ؟
اگر ویدیو هایی با سر و صدای ترسناک و ناخوشایند که سرخط اخبار را تشکیل میدهند ، فرهنگ ما را تغییر دهند چه ؟
اول کدامیک به صحنه آمد : خبر یا تکرار مکرر خبر ؟
به نظر میرسد ما به عنوان یک عامل رشد طبیعی برای جهانی که در آن زندگی می کنیم ، تسلط این رسانه زالو صفت را پذیرفته ایم . ولی در واقع ، این رسانه بیشتر شبیه یک شبکه خبری ساختگی با اهداف تجاری است .
همیشه یک صفحه اول اخبار وجود داشته است .
با اینکه بر اساس تاریخ ، امروز دنیا اَمن تر از هر زمان دیگری است ولی مردم وحشت زده هستند ! گسترش رسانه ها با افزایش ترس های ما هماهنگی نشان میدهند .
اخبار CNN از بیان اهدافش شرمگین نیست . پرسش واقعی این است که اهداف ما چه می شود ؟
هر بار که با یک موقعیت ترس آلود غافلگیر می شویم ، مجبوریم درباره دنیا و طوری که آن را تجربه میکنیم دست به انتخاب بزنیم .
آنها اضطرار Urgency را به چیزهای مهم تر ترجیح میدهند .
ترجیح و خواسته ما چیست ؟
مصطفی منبری ۸ آذر ۱۳۹۷
.....................................
لینک:http://yon.ir/XPoQ8
اخبار CNN
ست گادین ۱۲ اکتبر ۲۰۱۶
.................................
اگر اخبار مربوط به ترس ، بیماری و خشونت توسط شبکه های خبری پخش نمی شدند چه اتفاقی رخ می داد ؟
اگر این اخبار ، برساخته خود شبکه های خبری باشند چه ؟
اگر ویدیو هایی با سر و صدای ترسناک و ناخوشایند که سرخط اخبار را تشکیل میدهند ، فرهنگ ما را تغییر دهند چه ؟
اول کدامیک به صحنه آمد : خبر یا تکرار مکرر خبر ؟
به نظر میرسد ما به عنوان یک عامل رشد طبیعی برای جهانی که در آن زندگی می کنیم ، تسلط این رسانه زالو صفت را پذیرفته ایم . ولی در واقع ، این رسانه بیشتر شبیه یک شبکه خبری ساختگی با اهداف تجاری است .
همیشه یک صفحه اول اخبار وجود داشته است .
با اینکه بر اساس تاریخ ، امروز دنیا اَمن تر از هر زمان دیگری است ولی مردم وحشت زده هستند ! گسترش رسانه ها با افزایش ترس های ما هماهنگی نشان میدهند .
اخبار CNN از بیان اهدافش شرمگین نیست . پرسش واقعی این است که اهداف ما چه می شود ؟
هر بار که با یک موقعیت ترس آلود غافلگیر می شویم ، مجبوریم درباره دنیا و طوری که آن را تجربه میکنیم دست به انتخاب بزنیم .
آنها اضطرار Urgency را به چیزهای مهم تر ترجیح میدهند .
ترجیح و خواسته ما چیست ؟
مصطفی منبری ۸ آذر ۱۳۹۷
.....................................
لینک:http://yon.ir/XPoQ8
ایجاد مشخصات فنی مفید
ست گادین ۳۰ دسامبر ۲۰۱۸
.............................
اگر می خواهید به مشتری کمک کنید ، بهتر است از مشخصات فنی ( Spec ) استفاده کنید که شامل چهار مورد میشود :
۱ . مشکل چیست ؟
۲ . چه کمکی از دست ما بر می آید ؟
۳. چطور میتوانیم مطمئن شویم آنچه تست میکنیم مطابق با همان تنظیماتی است که ما ساخته ایم ؟
۴ . چگونه در آینده از عملکرد آن مطلع خواهیم شد ؟
با اینکه فقط چهار مرحله است ولی اساسا هر مرحله تخصص خودش را می طلبد . برای مثال ، وجود مشخصات فنی یک جت ۷۸۷ چنان دقیق است که جای بحث زیادی در مورد چیزی که بعنوان جت خلق شده است ، نمیگذارد .
گفتن « اگر از نزدیک ببینم ، حتما از مشکل آن سر در می آورم » در اینجا اصلا کمک کننده نیست .
شما بایستی حداقل ۵ درصد از هزینه پروژه را صرف ایجاد مشخصات فنی کنید وگرنه به مشکل برخواهید خورد .
مصطفی منبری ۹ دی ۱۳۹۷
................................
لینک :http://yon.ir/kQ8Io
...............................
ست گادین ۳۰ دسامبر ۲۰۱۸
.............................
اگر می خواهید به مشتری کمک کنید ، بهتر است از مشخصات فنی ( Spec ) استفاده کنید که شامل چهار مورد میشود :
۱ . مشکل چیست ؟
۲ . چه کمکی از دست ما بر می آید ؟
۳. چطور میتوانیم مطمئن شویم آنچه تست میکنیم مطابق با همان تنظیماتی است که ما ساخته ایم ؟
۴ . چگونه در آینده از عملکرد آن مطلع خواهیم شد ؟
با اینکه فقط چهار مرحله است ولی اساسا هر مرحله تخصص خودش را می طلبد . برای مثال ، وجود مشخصات فنی یک جت ۷۸۷ چنان دقیق است که جای بحث زیادی در مورد چیزی که بعنوان جت خلق شده است ، نمیگذارد .
گفتن « اگر از نزدیک ببینم ، حتما از مشکل آن سر در می آورم » در اینجا اصلا کمک کننده نیست .
شما بایستی حداقل ۵ درصد از هزینه پروژه را صرف ایجاد مشخصات فنی کنید وگرنه به مشکل برخواهید خورد .
مصطفی منبری ۹ دی ۱۳۹۷
................................
لینک :http://yon.ir/kQ8Io
...............................
Seth's Blog
Creating a useful spec
If you want someone to help, you’ll do better with a spec. It lists just four things: What is the problem to be solved? How are we going to solve it? How can we test that the thing we built m…
؛ The Top 5%
ست گادین . اولین روز سال ۲۰۱۹
.................................
در هر حوزه ای ، سودهای سرشار و نامتعارف ، نصیب ۵ درصد افراد سرآمد آن حوزه field می شود .
یعنی یک بیستم افراد !
بزرگترین جایزه هر نسل به یک فوق ستاره می رسد ولی تبدیل شدن ما به آن فوق ستاره بسیار دور از ذهن است . در حالیکه رسیدن به آن ۵ درصد ، با خِردورزی و سختکوشی قابل دستیابی است .
نیمه اول کار ، تشخیص دقیق و خردمندانه است . یعنی مثلا به جای رسیدن به ۵ درصد بالایی فهرست جراحان جهان ، شاید رسیدن به ۵ درصد بالایی فهرست جراحان قفسه سینه در فلان استان ، دقیقتر و واقع بینانه تر باشد .
شما باید جای خالی را تشخیص دهید و دقیقا همان جا را پر کنید .
نیمه دوم کار ، سخت کوشی است . یعنی ارتقاء مستمر و انتخاب واقع بینانه ی کسانی که می خواهید به آنها خدمت کنید .
اگر منتخبان شما از وجودتان مطلع شوند ، آیا آنها هم شما را انتخاب خواهند کرد ؟
شما برای یادگیری کافی ، فعالیت کافی و سرمایه گذاری کافی چه تلاشی می کنید تا واقعا جزو آن ۵ درصد قرار بگیرید ؟
درواقع شما این موقعیت را در ازای تمرکز و تلاش به دست خواهید آورد .
اگر بخواهید جزو یک درصد بالایی باشید ، به ترکیبی از شانس و استعدادی جادویی نیازمندید . ولی ۵ درصد شدن یا یک بیستم شدن ، اغلب به انتخابهای شما بستگی دارد .
واقعیت این است که شما در حال رقابت با آن ۱۹ نفر دیگر نیستید بلکه شما بر سر اینکه چقدر میتوانید تاثیرگذار باشید ، با خودتان رقابت میکنید .
سالی پر قدرت و پربار داشته باشید و بترکانید!
(Make a ruckus)
مصطفی منبری ۱۱ دی ۱۳۹۷
..............................
لینک : http://yon.ir/AtnQc
..............................
ست گادین . اولین روز سال ۲۰۱۹
.................................
در هر حوزه ای ، سودهای سرشار و نامتعارف ، نصیب ۵ درصد افراد سرآمد آن حوزه field می شود .
یعنی یک بیستم افراد !
بزرگترین جایزه هر نسل به یک فوق ستاره می رسد ولی تبدیل شدن ما به آن فوق ستاره بسیار دور از ذهن است . در حالیکه رسیدن به آن ۵ درصد ، با خِردورزی و سختکوشی قابل دستیابی است .
نیمه اول کار ، تشخیص دقیق و خردمندانه است . یعنی مثلا به جای رسیدن به ۵ درصد بالایی فهرست جراحان جهان ، شاید رسیدن به ۵ درصد بالایی فهرست جراحان قفسه سینه در فلان استان ، دقیقتر و واقع بینانه تر باشد .
شما باید جای خالی را تشخیص دهید و دقیقا همان جا را پر کنید .
نیمه دوم کار ، سخت کوشی است . یعنی ارتقاء مستمر و انتخاب واقع بینانه ی کسانی که می خواهید به آنها خدمت کنید .
اگر منتخبان شما از وجودتان مطلع شوند ، آیا آنها هم شما را انتخاب خواهند کرد ؟
شما برای یادگیری کافی ، فعالیت کافی و سرمایه گذاری کافی چه تلاشی می کنید تا واقعا جزو آن ۵ درصد قرار بگیرید ؟
درواقع شما این موقعیت را در ازای تمرکز و تلاش به دست خواهید آورد .
اگر بخواهید جزو یک درصد بالایی باشید ، به ترکیبی از شانس و استعدادی جادویی نیازمندید . ولی ۵ درصد شدن یا یک بیستم شدن ، اغلب به انتخابهای شما بستگی دارد .
واقعیت این است که شما در حال رقابت با آن ۱۹ نفر دیگر نیستید بلکه شما بر سر اینکه چقدر میتوانید تاثیرگذار باشید ، با خودتان رقابت میکنید .
سالی پر قدرت و پربار داشته باشید و بترکانید!
(Make a ruckus)
مصطفی منبری ۱۱ دی ۱۳۹۷
..............................
لینک : http://yon.ir/AtnQc
..............................
بازاریابی چیست؟
ست گادین ۲ ژانویه ۲۰۱۹
.........................
وقتی لازم است کسی را متقاعد کنید تا کاری انجام دهد ، شما در حال بازاریابی هستید .
اگر مشغول رای جمع کردن در شورای شهر هستید یا دارید برای ارتقا شغلی تلاش می کنید ، شما در حال بازاریابی هستید .
اگر در سایت خودتان Copy Writing ( تبلیغ نویسی ، نوشتن عنوان های تاثیرگذار ) می کنید ، برای پروفایل شبکه اجتماعی تان سلفی میگیرید یا در حال چانه زنی برای تخفیف جریمه هستید ، شما دارید بازاریابی می کنید .
بازاریابی چیزی فراتر از تبلیغات ، ایمیل فرستادن یا قیمت گذاری است . در واقع اغلب اوقات بازاریابی هیچ ربطی به پول پیدا نمی کند .
ما توسط مردمانی که تشنه ذره ای از توجه ، اعتماد و عمل ما هستند ، محاصره شده ایم .
این مردم بر روی ما بازاریابی می کنند و این به ما کمک می کند که از صحت و سقم کارشان سر در بیاوریم .
وقتی کسی می گوید :
« من بازاریابی نمی کنم » ،
احتمالا منظورش اینست که
« من پولم را صرف تبلیغات نمی کنم » .
ولی تبلیغات چیزی کاملا متفاوت از بازاریابی است .
فرهنگ ما بیش از هر زمان دیگری توسط بازاریاب ها هدایت میشود .
لینک هایی که روی آنها کلیک می کنیم ، شو هایی که تماشا می کنیم ، کسانی که به آنها رای می دهیم همگی برساخته بازاریابی اند .
اگر شما وضعیت سیاسی را دوست ندارید و مشغول اظهار نظر هستید ، این یعنی بازاریابی .
بمحض اینکه مسوولیت بازاریابی هایی که خودمان انجام می دهیم و یا بازاریابی هایی که روی ما اعمال می شود را برعهده گرفتیم ، شانس به ما رو می آورد تا دست به بهتر کردن چیزها بزنیم ( با ساختن چیزهای بهتر ) .
مصطفی منبری ۱۲ دی ۱۳۹۷
....................................
لینک : http://yon.ir/j1iZr
...........................
ست گادین ۲ ژانویه ۲۰۱۹
.........................
وقتی لازم است کسی را متقاعد کنید تا کاری انجام دهد ، شما در حال بازاریابی هستید .
اگر مشغول رای جمع کردن در شورای شهر هستید یا دارید برای ارتقا شغلی تلاش می کنید ، شما در حال بازاریابی هستید .
اگر در سایت خودتان Copy Writing ( تبلیغ نویسی ، نوشتن عنوان های تاثیرگذار ) می کنید ، برای پروفایل شبکه اجتماعی تان سلفی میگیرید یا در حال چانه زنی برای تخفیف جریمه هستید ، شما دارید بازاریابی می کنید .
بازاریابی چیزی فراتر از تبلیغات ، ایمیل فرستادن یا قیمت گذاری است . در واقع اغلب اوقات بازاریابی هیچ ربطی به پول پیدا نمی کند .
ما توسط مردمانی که تشنه ذره ای از توجه ، اعتماد و عمل ما هستند ، محاصره شده ایم .
این مردم بر روی ما بازاریابی می کنند و این به ما کمک می کند که از صحت و سقم کارشان سر در بیاوریم .
وقتی کسی می گوید :
« من بازاریابی نمی کنم » ،
احتمالا منظورش اینست که
« من پولم را صرف تبلیغات نمی کنم » .
ولی تبلیغات چیزی کاملا متفاوت از بازاریابی است .
فرهنگ ما بیش از هر زمان دیگری توسط بازاریاب ها هدایت میشود .
لینک هایی که روی آنها کلیک می کنیم ، شو هایی که تماشا می کنیم ، کسانی که به آنها رای می دهیم همگی برساخته بازاریابی اند .
اگر شما وضعیت سیاسی را دوست ندارید و مشغول اظهار نظر هستید ، این یعنی بازاریابی .
بمحض اینکه مسوولیت بازاریابی هایی که خودمان انجام می دهیم و یا بازاریابی هایی که روی ما اعمال می شود را برعهده گرفتیم ، شانس به ما رو می آورد تا دست به بهتر کردن چیزها بزنیم ( با ساختن چیزهای بهتر ) .
مصطفی منبری ۱۲ دی ۱۳۹۷
....................................
لینک : http://yon.ir/j1iZr
...........................
Seth's Blog
What is marketing?
If you need to persuade someone to take action, you’re doing marketing. If you’re looking for votes at the city council meeting, or looking for a promotion, you’re marketing. If y…
شما نمی توانید از شر یک رژیم غذایی بد خلاص شوید
ست گادین ۳ ژانویه ۲۰۱۹
...............................
خوردن غذاهای بی ارزش آسانتر از ورزش کردن است . تلاش شما بخاطر غذاهایی که وارد بدن تان میکنید ، تباه می شود .
همین موضوع در مورد فرهنگ سازمانی هم صادق است .
شما با هر جان کندنی که مایلید ، برای خلق انتظارات و خط مشی ها کار کنید ولی بدانید ، کسانی که کار را با آنها شروع می کنید ، رویاهای خود شان را در سر می پرورانند و روایت ها و عادات شان بسختی تغییر می کند .
سازمان ها و پروژه های موفق به چیزی بیشتر از یک نیت خوب نیازمندند . آنها محتاج ورود افراد متعهدی هستند که «هم مقصد» با شما باشند .
پروژههای موفق نیاز به یک استراتژی خاص دارند که علاوه بر تلاشهای کوتاه مدت ، به رویکردهای خردمندانه و زحمات مفید روزانه هم جایزه دهد .
کارتان را با افرادی مناسب the right people شروع کنید .
نیاز بازار را تشخیص دهید . این کار را به یک تمرین روزانه تبدیل کنید . قدم به قدم .
موفقیتِ یک شبه ، که دوام هم بیاورد ، وجود خارجی ندارد .
مصطفی منبری ۱۴ دی ۱۳۹۷
................................
لینک :http://yon.ir/cGZWN
...............................
ست گادین ۳ ژانویه ۲۰۱۹
...............................
خوردن غذاهای بی ارزش آسانتر از ورزش کردن است . تلاش شما بخاطر غذاهایی که وارد بدن تان میکنید ، تباه می شود .
همین موضوع در مورد فرهنگ سازمانی هم صادق است .
شما با هر جان کندنی که مایلید ، برای خلق انتظارات و خط مشی ها کار کنید ولی بدانید ، کسانی که کار را با آنها شروع می کنید ، رویاهای خود شان را در سر می پرورانند و روایت ها و عادات شان بسختی تغییر می کند .
سازمان ها و پروژه های موفق به چیزی بیشتر از یک نیت خوب نیازمندند . آنها محتاج ورود افراد متعهدی هستند که «هم مقصد» با شما باشند .
پروژههای موفق نیاز به یک استراتژی خاص دارند که علاوه بر تلاشهای کوتاه مدت ، به رویکردهای خردمندانه و زحمات مفید روزانه هم جایزه دهد .
کارتان را با افرادی مناسب the right people شروع کنید .
نیاز بازار را تشخیص دهید . این کار را به یک تمرین روزانه تبدیل کنید . قدم به قدم .
موفقیتِ یک شبه ، که دوام هم بیاورد ، وجود خارجی ندارد .
مصطفی منبری ۱۴ دی ۱۳۹۷
................................
لینک :http://yon.ir/cGZWN
...............................
Seth's Blog
You can’t outtrain a bad diet
It’s way easier to eat lousy food than it is to exercise it off. Your effort is undermined by your inputs. And the same thing is true for corporate culture. You can work as hard as you like t…
#محبوبترین_های_وبلاگ_ست_گادین
پیروزی بازاریابی در سوخت های فسیلی
ست گادین ۲۲ مارس ۲۰۱۱
......................................
آیا نظری راجع به انرژی هسته ای دارید ؟
در مورد ایمن بودن انرژی هسته ای نسبت به انواع دیگر انرژی چطور ؟
چگونه به این نظر دست یافتید ؟
تصویر چارت : http://yon.ir/suHhC
مطابق چارت بالا ، به ازای هر نفر که برای تولید انرژی هسته ای کشته می شود ، ۴ هزار نفر برای تولید همان مقدار انرژی فسیلی تلف می شود .
نکته ای که می خواهم بگویم ، برتری یک نوع انرژی بر دیگری نیست . پرسش من این است : درباره این چارت چه می دانید ؟ پیام این تصویر برای شما چیست ؟
تصویرسازی های واضح ، مساوی با بیان واقعیت نیست :
"Vivid is not the same as True ."
بزرگنمایی اتفاقات و در بوق و کرنا کردن نتایج وحشتناک ، بسیار آسان تر از حرف زدن آرام و ملال آور درباره واقعیتهای مناقشه برانگیز روزانه است .
چیزی که در این چارت نمیبینیم ، آمار مرگ و میر جهانی ناشی از ناپایداری های سیاسی است که شامل جنگ نفت هم میشود . میزان مرگهای ناشی از هجوم سیلابها و کشتگان حوادث اقلیمی هم هنوز به درستی مشخص نشده است .
اگر بیشتر بیندیشید ، این نگاه کج و جانبدارانه را بیشتر درک می کنید .
این چارت باعث تشویش اذهان مردم میشود چون مشکل دار است و ثابت می کند که چقدر برای ما ، ترس از چیزهای ناشناخته آسان و پذیرفتنی است .
به نظر من هرگاه واقعیت با انتظارات شما همخوانی نداشت ، پای «بازاریابی» در میان است :
" I think that any time reality doesn't match your expectations , it means that MARKETING was involved."
شاید از طریق تبلیغات یا روایت ساختگی یک صنعت باشد . شاید هم همان داستان پردازی های تخیلی روزانه مان برای دیگران باشد .
حتی برای خودم هم جای شگفتی است که «بازاریابی» تا چه حد در رنگ آمیزی جهانی که میبینیم ، واکنشی که نشان میدهیم و حتی راهی که برای زندگی برمی گزینیم موثر است .
چارت فوق ، گواه این مطلب است .
مصطفی منبری ۱۴ دی ۱۳۹۷
.................................
لینک:http://yon.ir/KolBw
.................................
پیروزی بازاریابی در سوخت های فسیلی
ست گادین ۲۲ مارس ۲۰۱۱
......................................
آیا نظری راجع به انرژی هسته ای دارید ؟
در مورد ایمن بودن انرژی هسته ای نسبت به انواع دیگر انرژی چطور ؟
چگونه به این نظر دست یافتید ؟
تصویر چارت : http://yon.ir/suHhC
مطابق چارت بالا ، به ازای هر نفر که برای تولید انرژی هسته ای کشته می شود ، ۴ هزار نفر برای تولید همان مقدار انرژی فسیلی تلف می شود .
نکته ای که می خواهم بگویم ، برتری یک نوع انرژی بر دیگری نیست . پرسش من این است : درباره این چارت چه می دانید ؟ پیام این تصویر برای شما چیست ؟
تصویرسازی های واضح ، مساوی با بیان واقعیت نیست :
"Vivid is not the same as True ."
بزرگنمایی اتفاقات و در بوق و کرنا کردن نتایج وحشتناک ، بسیار آسان تر از حرف زدن آرام و ملال آور درباره واقعیتهای مناقشه برانگیز روزانه است .
چیزی که در این چارت نمیبینیم ، آمار مرگ و میر جهانی ناشی از ناپایداری های سیاسی است که شامل جنگ نفت هم میشود . میزان مرگهای ناشی از هجوم سیلابها و کشتگان حوادث اقلیمی هم هنوز به درستی مشخص نشده است .
اگر بیشتر بیندیشید ، این نگاه کج و جانبدارانه را بیشتر درک می کنید .
این چارت باعث تشویش اذهان مردم میشود چون مشکل دار است و ثابت می کند که چقدر برای ما ، ترس از چیزهای ناشناخته آسان و پذیرفتنی است .
به نظر من هرگاه واقعیت با انتظارات شما همخوانی نداشت ، پای «بازاریابی» در میان است :
" I think that any time reality doesn't match your expectations , it means that MARKETING was involved."
شاید از طریق تبلیغات یا روایت ساختگی یک صنعت باشد . شاید هم همان داستان پردازی های تخیلی روزانه مان برای دیگران باشد .
حتی برای خودم هم جای شگفتی است که «بازاریابی» تا چه حد در رنگ آمیزی جهانی که میبینیم ، واکنشی که نشان میدهیم و حتی راهی که برای زندگی برمی گزینیم موثر است .
چارت فوق ، گواه این مطلب است .
مصطفی منبری ۱۴ دی ۱۳۹۷
.................................
لینک:http://yon.ir/KolBw
.................................
تناقض مرد عنکبوتی
ست گادین ۵ ژانویه ۲۰۱۹
................................
این قانون با عقل جور در می آید :
« قدرت زیاد ، مسوولیت زیاد می آورد .»
ولی تابحال که نتیجه عکس داده است .
خیلی ها از قدرتِ زیاد کنارهگیری میکنند چون نمیخواهند مسوولیت قبول کنند .
ما قدرت رای دادن داریم ، ولی تصمیم می گیریم در خانه بمانیم و به نق زدن ادامه دهیم .
قدرت نشر داریم ولی به کلیک کردن ادامه می دهیم .
قدرت رهبری داریم ، ولی همچنان تقلید می کنیم .
قدرت نوآوری داریم ، ولی باز هم سنتی رفتار می کنیم .
قدرت کمک رسانی داریم ولی به روی خودمان نمی آوریم .
اغلب مردم ویدیو ها را تماشا میکنند ، ویدیو ها را درست نمی کنند .
بیشتر اوقات افراد توییت ها را می خوانند ، آنها را نمی نویسند .
اکثر مردم از شانس هدایت و رهبری دیگران در فضای مجازی صرفنظر می کنند .
در یک دموکراسی ، هرکدام از ما ، خیلی بیشتر از حد تصورمان دارای قدرت گفتگو برای برقراری رابطه با دیگران هستیم . ولی مردم غالباً از نشر بهترین آثارشان یا سازماندهی کسانی که به آنها اهمیت می دهند ، غافل اند .
اغلب اوقات ، روی گرداندن یا گله مندی از سیستم ، تکنولوژی یا ساختار قدرت حاکم ، کار بسیار آسانتری است .
میلیون ها نفر ( در آمریکا ) اصرار دارند که حکومت پادشاهی monarchy برای ما بهتر است . دلیل اصلی اینست که بعد از برقراری چنین سیستمی ، دیگر کسی مسوولیتی بر عهده نمیگیرد و همه چیز را گردن پادشاه می اندازند . همه برای یک نفر کار کنید تا او شما را از شر مسوولیت پذیری خلاص کند .
کسب و کارهای کوچک برای این از بین می روند که ما از آنها خرید نمی کنیم . هنرهای محلی بخاطر این ناپدید می شوند چون ما بجای آنها نتفلیکس تماشا می کنیم ...
فرهنگ چیزی است که ما آنرا می سازیم و به همین خاطر قدرتمند است .
مصطفی منبری ۱۶ دی ۱۳۹۷
..............................
لینک :http://yon.ir/oCfgu
..............................
ست گادین ۵ ژانویه ۲۰۱۹
................................
این قانون با عقل جور در می آید :
« قدرت زیاد ، مسوولیت زیاد می آورد .»
ولی تابحال که نتیجه عکس داده است .
خیلی ها از قدرتِ زیاد کنارهگیری میکنند چون نمیخواهند مسوولیت قبول کنند .
ما قدرت رای دادن داریم ، ولی تصمیم می گیریم در خانه بمانیم و به نق زدن ادامه دهیم .
قدرت نشر داریم ولی به کلیک کردن ادامه می دهیم .
قدرت رهبری داریم ، ولی همچنان تقلید می کنیم .
قدرت نوآوری داریم ، ولی باز هم سنتی رفتار می کنیم .
قدرت کمک رسانی داریم ولی به روی خودمان نمی آوریم .
اغلب مردم ویدیو ها را تماشا میکنند ، ویدیو ها را درست نمی کنند .
بیشتر اوقات افراد توییت ها را می خوانند ، آنها را نمی نویسند .
اکثر مردم از شانس هدایت و رهبری دیگران در فضای مجازی صرفنظر می کنند .
در یک دموکراسی ، هرکدام از ما ، خیلی بیشتر از حد تصورمان دارای قدرت گفتگو برای برقراری رابطه با دیگران هستیم . ولی مردم غالباً از نشر بهترین آثارشان یا سازماندهی کسانی که به آنها اهمیت می دهند ، غافل اند .
اغلب اوقات ، روی گرداندن یا گله مندی از سیستم ، تکنولوژی یا ساختار قدرت حاکم ، کار بسیار آسانتری است .
میلیون ها نفر ( در آمریکا ) اصرار دارند که حکومت پادشاهی monarchy برای ما بهتر است . دلیل اصلی اینست که بعد از برقراری چنین سیستمی ، دیگر کسی مسوولیتی بر عهده نمیگیرد و همه چیز را گردن پادشاه می اندازند . همه برای یک نفر کار کنید تا او شما را از شر مسوولیت پذیری خلاص کند .
کسب و کارهای کوچک برای این از بین می روند که ما از آنها خرید نمی کنیم . هنرهای محلی بخاطر این ناپدید می شوند چون ما بجای آنها نتفلیکس تماشا می کنیم ...
فرهنگ چیزی است که ما آنرا می سازیم و به همین خاطر قدرتمند است .
مصطفی منبری ۱۶ دی ۱۳۹۷
..............................
لینک :http://yon.ir/oCfgu
..............................
Seth's Blog
The Spiderman Paradox
On one hand, Uncle Ben’s rule makes great sense: “With great power comes great responsibility.” The essence of the rule is that once you have great power, you need to take the res…
پروانه هواکش (fan)
ست گادین ۶ ژانویه ۲۰۱۹
..............................
در دفتر ما ، پروانه هواکش ، دود را از آشپزخانه میگیرد و و دوباره بر می گرداند !
یک چرخه بسته ، دل خوش کنک ، یک وسیله پر سر و صدای بیخود که فقط این احساس را به شما می دهد که دستکم دارید همه تلاش تان را برای بهبود تهویه انجام می دهید .
اغلب هواکش های زندگی ما هم در واقع بخشی از یک چرخه بسته هستند . خراب کاری ها ، درد یا کارهایی که با بقیه به اشتراک می گذاریم زیاد از ما دور نمی شوند و دوباره به سمت خودمان باز می گردند .
مصطفی منبری ۱۶ دی ۱۳۹۷
..........................
لینک :http://yon.ir/EZ50r
.........................
ست گادین ۶ ژانویه ۲۰۱۹
..............................
در دفتر ما ، پروانه هواکش ، دود را از آشپزخانه میگیرد و و دوباره بر می گرداند !
یک چرخه بسته ، دل خوش کنک ، یک وسیله پر سر و صدای بیخود که فقط این احساس را به شما می دهد که دستکم دارید همه تلاش تان را برای بهبود تهویه انجام می دهید .
اغلب هواکش های زندگی ما هم در واقع بخشی از یک چرخه بسته هستند . خراب کاری ها ، درد یا کارهایی که با بقیه به اشتراک می گذاریم زیاد از ما دور نمی شوند و دوباره به سمت خودمان باز می گردند .
مصطفی منبری ۱۶ دی ۱۳۹۷
..........................
لینک :http://yon.ir/EZ50r
.........................
Seth's Blog
The exhaust fan
In our office, the kitchen exhaust fan blows the smoke from the cooktop–back into the kitchen. It’s a closed loop, a palliative, a noisy device that doesn’t do much except make yo…
بی معنی
ست گادین ۷ ژانویه ۲۰۱۹
..........................................
امروزه کلماتی وجود دارند که کاملا بی معنی هستند .
ما این کلمات را می نویسیم تا صرفا سطور را پر کنیم یا خودمان را جدی یا باهوش تر جلوه دهیم .
ما به کمک این کلمات ، موقع حرف زدن کمی مکث می کنیم تا رشته کلام را دوباره در دست بگیریم .
کلماتی مثل well و so مدتها به همین منظور بکار رفته اند ولی امروزه کلمات آهنگین جدیدی هم به آنها اضافه شده است : ironically , literally , hopefully .
در ضمن همه صفاتی که با very و really آغاز می شوند را هم نباید فراموش کنید که بیشتر ، چیزها را کوچک تر می نمایانند تا بزرگتر !
قدرت جملات شما وقتی افزایش خواهد یافت که آنرا عاری از کلمات بی معنی کنید .
مصطفی منبری ۱۷ دی ۱۳۹۷
................................
لینک:http://yon.ir/DCt9z
................................
ست گادین ۷ ژانویه ۲۰۱۹
..........................................
امروزه کلماتی وجود دارند که کاملا بی معنی هستند .
ما این کلمات را می نویسیم تا صرفا سطور را پر کنیم یا خودمان را جدی یا باهوش تر جلوه دهیم .
ما به کمک این کلمات ، موقع حرف زدن کمی مکث می کنیم تا رشته کلام را دوباره در دست بگیریم .
کلماتی مثل well و so مدتها به همین منظور بکار رفته اند ولی امروزه کلمات آهنگین جدیدی هم به آنها اضافه شده است : ironically , literally , hopefully .
در ضمن همه صفاتی که با very و really آغاز می شوند را هم نباید فراموش کنید که بیشتر ، چیزها را کوچک تر می نمایانند تا بزرگتر !
قدرت جملات شما وقتی افزایش خواهد یافت که آنرا عاری از کلمات بی معنی کنید .
مصطفی منبری ۱۷ دی ۱۳۹۷
................................
لینک:http://yon.ir/DCt9z
................................
Seth's Blog
Meaningless
There are words that now have no meaning at all. Literally no meaning. We write them to take up space. To make ourselves seem more serious or smarter. We speak them to give ourselves a pause, a mom…
نکته ای درباره بحث و استدلال arguments
ست گادین ۸ ژانویه ۲۰۱۹
.................................
وقتی دو نفر درباره موضوعی ، یک بحث داغ را پیش می برند ، سه اتفاق می تواند رخ دهد :
۱. یکی از طرفین در اشتباه است . در آنِ واحد ، هر دو فکر می کنند که دیگری اشتباه می کند .
۲. هیچکدام اشتباه نمی کند . آنها درباره چیزی بحث می کنند که نسبت به شرایط ، میتواند درست یا غلط باشد .
۳. هردو طرف در اشتباه اند .
چیزی که یک بحث داغ را داغ می کند ، اطمینان ما از درست بودن موضع مان است .
شوربختانه ، طبق معمولِ همیشه ، حق با ماست و طرف مقابل دارد اشتباه می کند ! به همین دلیل اجتناب از یک بحث داغ کار ارزشمندی است .
قبل از اینکه کار روی قسمت هایی از بحث که در آنها اختلاف نظر دارید را شروع کنید ، هر کدام از طرفین از کار روی بخش داغ بحث سود می برند .
مصطفی منبری ۱۸ دی ۱۳۹۷
...........................
لینک:http://yon.ir/0smDI
..........................
ست گادین ۸ ژانویه ۲۰۱۹
.................................
وقتی دو نفر درباره موضوعی ، یک بحث داغ را پیش می برند ، سه اتفاق می تواند رخ دهد :
۱. یکی از طرفین در اشتباه است . در آنِ واحد ، هر دو فکر می کنند که دیگری اشتباه می کند .
۲. هیچکدام اشتباه نمی کند . آنها درباره چیزی بحث می کنند که نسبت به شرایط ، میتواند درست یا غلط باشد .
۳. هردو طرف در اشتباه اند .
چیزی که یک بحث داغ را داغ می کند ، اطمینان ما از درست بودن موضع مان است .
شوربختانه ، طبق معمولِ همیشه ، حق با ماست و طرف مقابل دارد اشتباه می کند ! به همین دلیل اجتناب از یک بحث داغ کار ارزشمندی است .
قبل از اینکه کار روی قسمت هایی از بحث که در آنها اختلاف نظر دارید را شروع کنید ، هر کدام از طرفین از کار روی بخش داغ بحث سود می برند .
مصطفی منبری ۱۸ دی ۱۳۹۷
...........................
لینک:http://yon.ir/0smDI
..........................
Seth's Blog
The thing about arguments
When two people have a heated discussion about an issue, one of three things could be happening: One of them is wrong. At the moment, each of them are sure that the other person is the one who̵…
مدیریت شهرت در عصر بی نهایت
ست گادین ۹ ژانویه ۲۰۱۹
...................................
آمازون آشغال (junk ) می فروشد .
آنها هر روز ، آت و آشغال های بیشتری می فروشند . این را خودشان هم می دانند .
آنها آشغال هایی می فروشند که وال مارت در عمرش به خود ندیده است . برای حضور یک خریدار یا فردی مشهور در یک فروشگاه ، باید قفسه ای به او اختصاص داده شود . آسانترین راه برای از دست دادن موقعیت تان ، قرار دادن یک محصول شرم آور در یک قفسه ارزشمند آمازون است که شهرت برند تان را خراب می کند .
از طرفی ، تعداد قفسه های آمازون بیشمار است . خریداری هم وجود ندارد . پس آنها به الگوریتمی متکی شده اند که به کمترین قیمت و بالاترین رتبه rating اهمیت می دهد . ولی بهترین روش برای رسیدن به قیمت کمتر ، تولید آشغال است و بهترین مسیر رسیدن به رتبه بالای فروش ، تولید محصولات تقلبی fake است .
برای کار چاق کن ها ( hustler ) ، آوردن برند های گمنام به سایت آمازون هیچ هزینه ای ندارد . با این کار ، رتبه بندی ها ( ratings ) جابجا میشود و آشغال ها بفروش می رسند . اگر اشکالی پیش بیاید ، دوباره همان مسیر را از اول تکرار می کنند . این یک مسابقه به سمت افول است .
فانوسی که می خواهید از آمازون بخرید و برای شبهای زمستانی در باغ تان نصب کنید ، کالای بدرد نخوری خواهد بود ولی شما بعد از خرید و نصب به آن پی خواهید برد و کالا را پس می فرستید . اما حالا دیگر اعتماد شما به آمازون اندکی کاهش یافته است .
و به همین ترتیب کتاب های کیندل ( که بیشترشان هرگز توسط یک ویرایشگر ، ناشر یا حتی یک خریدار ویرایش نشده اند ) به هر قیمتی هم که باشند ، ممکن است فروش نروند .
خبر بد برای آمازون ، وجود کسانی است که کالا ها را قبلا خودشان تست می کنند و به شما در انتخاب تان مشاوره می دهند ( مثل ناشران ، خریداران ، سایت Good Housekeeping ، سایت Wirecutter ، و غیره ) . در اینصورت ، سیستم انتخاب شما هم تغییر می کند ، وقت و پول تان تلف نمی شود و اعتمادتان سلب نمی شود . بطور کلی اکثر مشتریان نمی خواهند برای تست کردن چیزی که می خرند داوطلب شوند حتی اگر امکان پس دادن آن کالا وجود داشته باشد . چون عدم اطمینان از خرید چیزی که ممکن است نا امید مان کند ، به هر کسی هزینه و فشار روانی وارد می کند .
البته فقط آمازون نیست . در مورد تبلیغات فیس بوک هم داستان همان است ...
این نمایش به همه جا گسترده شده است که یک فرد یا سازمان فکر می کند که رتبه ( scale ) مهم تر از «جلب اعتماد» است .
اینکه بگوییم : buyer beware (خریدار باید با چشمان باز خرید کند و قبل از خرید ، خودش مسوول اطمینان از صحت کالا یا خدمات است ) هرگز راه خوبی برای جلب توجه ، اعتماد سازی و ارزش آفرینی برای یک «برند» نیست . اینکار روش خوبی برای ساختن یک جامعه هدف نیست و حرکتی رو به جلو هم محسوب نمی شود .
مصطفی منبری ۲۰ دی ۱۳۹۷
......................................
ست گادین ۹ ژانویه ۲۰۱۹
...................................
آمازون آشغال (junk ) می فروشد .
آنها هر روز ، آت و آشغال های بیشتری می فروشند . این را خودشان هم می دانند .
آنها آشغال هایی می فروشند که وال مارت در عمرش به خود ندیده است . برای حضور یک خریدار یا فردی مشهور در یک فروشگاه ، باید قفسه ای به او اختصاص داده شود . آسانترین راه برای از دست دادن موقعیت تان ، قرار دادن یک محصول شرم آور در یک قفسه ارزشمند آمازون است که شهرت برند تان را خراب می کند .
از طرفی ، تعداد قفسه های آمازون بیشمار است . خریداری هم وجود ندارد . پس آنها به الگوریتمی متکی شده اند که به کمترین قیمت و بالاترین رتبه rating اهمیت می دهد . ولی بهترین روش برای رسیدن به قیمت کمتر ، تولید آشغال است و بهترین مسیر رسیدن به رتبه بالای فروش ، تولید محصولات تقلبی fake است .
برای کار چاق کن ها ( hustler ) ، آوردن برند های گمنام به سایت آمازون هیچ هزینه ای ندارد . با این کار ، رتبه بندی ها ( ratings ) جابجا میشود و آشغال ها بفروش می رسند . اگر اشکالی پیش بیاید ، دوباره همان مسیر را از اول تکرار می کنند . این یک مسابقه به سمت افول است .
فانوسی که می خواهید از آمازون بخرید و برای شبهای زمستانی در باغ تان نصب کنید ، کالای بدرد نخوری خواهد بود ولی شما بعد از خرید و نصب به آن پی خواهید برد و کالا را پس می فرستید . اما حالا دیگر اعتماد شما به آمازون اندکی کاهش یافته است .
و به همین ترتیب کتاب های کیندل ( که بیشترشان هرگز توسط یک ویرایشگر ، ناشر یا حتی یک خریدار ویرایش نشده اند ) به هر قیمتی هم که باشند ، ممکن است فروش نروند .
خبر بد برای آمازون ، وجود کسانی است که کالا ها را قبلا خودشان تست می کنند و به شما در انتخاب تان مشاوره می دهند ( مثل ناشران ، خریداران ، سایت Good Housekeeping ، سایت Wirecutter ، و غیره ) . در اینصورت ، سیستم انتخاب شما هم تغییر می کند ، وقت و پول تان تلف نمی شود و اعتمادتان سلب نمی شود . بطور کلی اکثر مشتریان نمی خواهند برای تست کردن چیزی که می خرند داوطلب شوند حتی اگر امکان پس دادن آن کالا وجود داشته باشد . چون عدم اطمینان از خرید چیزی که ممکن است نا امید مان کند ، به هر کسی هزینه و فشار روانی وارد می کند .
البته فقط آمازون نیست . در مورد تبلیغات فیس بوک هم داستان همان است ...
این نمایش به همه جا گسترده شده است که یک فرد یا سازمان فکر می کند که رتبه ( scale ) مهم تر از «جلب اعتماد» است .
اینکه بگوییم : buyer beware (خریدار باید با چشمان باز خرید کند و قبل از خرید ، خودش مسوول اطمینان از صحت کالا یا خدمات است ) هرگز راه خوبی برای جلب توجه ، اعتماد سازی و ارزش آفرینی برای یک «برند» نیست . اینکار روش خوبی برای ساختن یک جامعه هدف نیست و حرکتی رو به جلو هم محسوب نمی شود .
مصطفی منبری ۲۰ دی ۱۳۹۷
......................................
Seth's Blog
Managing reputation in the age of infinity
Amazon sells junk. More junk every day. And they know this. They sell junk that would never, ever be sold at a Wal-Mart store. That’s because in order to get into a store, a buyer, a human be…
مدیریت رفلکس جهش
ست گادین ۱۰ ژانویه ۲۰۱۹
.....................................
وقتی راهی محل کارم هستم ، نیاز دارم به بعضی خیابان های شلوغ تغییر مسیر دهم .
اگر ترافیک نباشد ، کار آسان است ، پشت خط نگه می داری ، یک نگاه و حرکت .
اگر ترافیک سنگین باشد ، باز هم آسان است ، منتظر می شوی .
نوشتن درباره یک ترافیک متناوب که هر ده یا بیست ثانیه رخ میدهد کار جالبی است . قرار است من بنشینم و منتظر بمانم ، چون ماشین ها خیلی به هم نزدیکند . منظورم اینست که من می توانم رد شوم ولی این کار نیازمند صرف انرژی و تمرکز فراوانی است و منتظر شدن بمراتب آسانتر است .
ولی... وقتی ترافیک متناوب طولانی می شود و ماشین ها با فاصله مساوی از هم قطار می شوند ... بزودی ، نظرم عوض می شود .
این یک استراتژی بی معناست .
من نباید اجازه دهم ماشین های دیگر با اصرار ، مرا به سمت یک تصمیم گیری هل بدهند . فرقی نمی کند که آن تصمیم ایمن باشد یا نباشد .
کودکی را در نظر بگیرید که کنار استخر ایستاده است . او بمدت یک ، دو یا پنج دقیقه انگشت پا را در آب فرو می کند ، فکر می کند ، منتظر می ماند ، می خندد و بالاخره به آب می پرد .
ولی پریدن در آب ، چه ایده خوبی باشد چه نباشد ، باید آن پنج دقیقه ناراحتی اول را رد ( skip ) کرد .
البته این داستان همیشه موقع سرمایهگذاری رخ می دهد و باعث میشود که سرمایهگذاران وقتی قیمت بالاست خرید را متوقف کنند و وقتی قیمت پایین است نفروشند .
تکنیک هوشمندانه خود مدیریتی( self management ) جهش ارادی ( leap with intention ) است .
منتظر ضرب الاجل ها نمانید . چون هزینه اش را شما می پردازید .
تحت فشار دیگران کاری انجام ندهید . چون برای شما هزینه دارد .
نگذارید ترافیک ، انرژی و اعتماد به نفس تان را از شما بگیرد . چون ممکن است هزینه هنگفتی بابتش بپردازید .
مدیریت جهش هایمان ، بخشی اساسی از خلاقیت است . وارد شوم یا نشوم ؟ برم یا نروم ؟
ولی نباید اجازه دهید بازار یا همکاران تان برای شما تصمیم بگیرند .
حرفه ای ها می دانند کی باید جهش( leap ) کنند .
مصطفی منبری ۲۱ دی ۱۳۹۷
..................................
ست گادین ۱۰ ژانویه ۲۰۱۹
.....................................
وقتی راهی محل کارم هستم ، نیاز دارم به بعضی خیابان های شلوغ تغییر مسیر دهم .
اگر ترافیک نباشد ، کار آسان است ، پشت خط نگه می داری ، یک نگاه و حرکت .
اگر ترافیک سنگین باشد ، باز هم آسان است ، منتظر می شوی .
نوشتن درباره یک ترافیک متناوب که هر ده یا بیست ثانیه رخ میدهد کار جالبی است . قرار است من بنشینم و منتظر بمانم ، چون ماشین ها خیلی به هم نزدیکند . منظورم اینست که من می توانم رد شوم ولی این کار نیازمند صرف انرژی و تمرکز فراوانی است و منتظر شدن بمراتب آسانتر است .
ولی... وقتی ترافیک متناوب طولانی می شود و ماشین ها با فاصله مساوی از هم قطار می شوند ... بزودی ، نظرم عوض می شود .
این یک استراتژی بی معناست .
من نباید اجازه دهم ماشین های دیگر با اصرار ، مرا به سمت یک تصمیم گیری هل بدهند . فرقی نمی کند که آن تصمیم ایمن باشد یا نباشد .
کودکی را در نظر بگیرید که کنار استخر ایستاده است . او بمدت یک ، دو یا پنج دقیقه انگشت پا را در آب فرو می کند ، فکر می کند ، منتظر می ماند ، می خندد و بالاخره به آب می پرد .
ولی پریدن در آب ، چه ایده خوبی باشد چه نباشد ، باید آن پنج دقیقه ناراحتی اول را رد ( skip ) کرد .
البته این داستان همیشه موقع سرمایهگذاری رخ می دهد و باعث میشود که سرمایهگذاران وقتی قیمت بالاست خرید را متوقف کنند و وقتی قیمت پایین است نفروشند .
تکنیک هوشمندانه خود مدیریتی( self management ) جهش ارادی ( leap with intention ) است .
منتظر ضرب الاجل ها نمانید . چون هزینه اش را شما می پردازید .
تحت فشار دیگران کاری انجام ندهید . چون برای شما هزینه دارد .
نگذارید ترافیک ، انرژی و اعتماد به نفس تان را از شما بگیرد . چون ممکن است هزینه هنگفتی بابتش بپردازید .
مدیریت جهش هایمان ، بخشی اساسی از خلاقیت است . وارد شوم یا نشوم ؟ برم یا نروم ؟
ولی نباید اجازه دهید بازار یا همکاران تان برای شما تصمیم بگیرند .
حرفه ای ها می دانند کی باید جهش( leap ) کنند .
مصطفی منبری ۲۱ دی ۱۳۹۷
..................................
Seth's Blog
Managing the leap reflex
On my way to work, I need to make a left turn on a somewhat busy street. If there’s no traffic, it’s easy. Stop at the stop sign, look and go. And if there’s dense traffic, the de…
آیا مشکل بازاریابی دارید ؟
ست گادین ۱۱ ژانویه ۲۰۱۹
..............................
وقتی مشکل لوله کشی دارید ، براحتی آن را بیان می کنید .
وقتی سقف چکه میکند ، همینطور .
وقتی اوضاع مالی تان خوب نیست ، مشکل حساب بانکی دارید .
راستی مشکل بازاریابی شما چه علایمی دارد ؟
✋ وقتی امکان دارد مردم از کار شما سود ببرند ولی آنها روی خوش به شما نشان نمی دهند .
✋ شما در صدد ایجاد یک تغییر فرهنگی هستید ولی اتفاقی رخ نمی دهد .
✋ برای متقاعد کردن مردم به دیدگاه تان ، سختی می کشید .
✋ کالا یا خدماتی که ارائه می دهید ، به مزاق مخاطبان تان خوش نمی آید .
✋ از جان کندن برای نجات از سقوط ، خسته شده اید .
اگر مشکل بازاریابی دارید ، چند بار برای حل مسأله تلاش کرده اید ؟ چقدر روی آموزش و خلاقیت و ... سرمایهگذاری کرده اید ؟
شما نمی توانید مشکل بازاریابی فردا را با تکرار کارهای دیروز حل کنید .
مصطفی منبری ۲۱ دی ۱۳۹۷
........................................
ست گادین ۱۱ ژانویه ۲۰۱۹
..............................
وقتی مشکل لوله کشی دارید ، براحتی آن را بیان می کنید .
وقتی سقف چکه میکند ، همینطور .
وقتی اوضاع مالی تان خوب نیست ، مشکل حساب بانکی دارید .
راستی مشکل بازاریابی شما چه علایمی دارد ؟
✋ وقتی امکان دارد مردم از کار شما سود ببرند ولی آنها روی خوش به شما نشان نمی دهند .
✋ شما در صدد ایجاد یک تغییر فرهنگی هستید ولی اتفاقی رخ نمی دهد .
✋ برای متقاعد کردن مردم به دیدگاه تان ، سختی می کشید .
✋ کالا یا خدماتی که ارائه می دهید ، به مزاق مخاطبان تان خوش نمی آید .
✋ از جان کندن برای نجات از سقوط ، خسته شده اید .
اگر مشکل بازاریابی دارید ، چند بار برای حل مسأله تلاش کرده اید ؟ چقدر روی آموزش و خلاقیت و ... سرمایهگذاری کرده اید ؟
شما نمی توانید مشکل بازاریابی فردا را با تکرار کارهای دیروز حل کنید .
مصطفی منبری ۲۱ دی ۱۳۹۷
........................................
Seth's Blog
Do you have a marketing problem?
It’s pretty easy to tell when you have a plumbing problem. Or when you need a roofer. And if your finances are a mess, you might have an accounting problem. But what are the symptoms that you…
خوش نیت ها (چگونه سر وقت حاضر شویم)
ست گادین ۱۱ ژانویه ۲۰۱۹
.......................................
احتمالا شما هم کسانی را سراغ دارید که دیر می رسند.
آنها نمیخواهند دیر برسند. ولی آدمهایی خوشنیتاند و اتفاقا به همینخاطر دیر میرسند.
آنها تکنیکهای مختلفی را برای «سر وقت»بودن آزمودهاند ولی هربار با کُلی معذرتخواهی، دوباره دیر میرسند.
برای دیررسیدن، «یک دلیل» و «یک تقویتکننده» وجود دارد.
عامل تقویت کننده:
وقتی دیر میکنند، بقیه منتظرشان میمانند.
شاید شما هم متوجه شدهاید که در مورد کارهایی که باید «سر وقت» انجام شود (قطار، هواپیما، برنامه زنده تلویزیونی و ...) هرگز کسانی که پنج یا ده دقیقه تاخیر کردهاند، سیستم را مقصر نمیدانند. آنها در مورد چیزهایی که باید «سرِوقت» انجام شود، وقتشان را مدیریت میکنند چون خوشنیتیشان اینجا دیگر به کار نمیآید.
دلیل «دیر رسیدن»:
آنها در هر رابطه و تعاملی، قبل از ترک آنجا، میخواهند کمی بیشتر به اطرافیان خود توجه و همکاری نشان دهند. این کار را با صرف ارزشمند ترین منابع، یعنی زمانشان انجام میدهند و البته همیشه زمان کم میآورند .
البته مخاطبانشان، نَه به پنج دقیقه که به پنج ساعت هم راضی نخواهند شد. ولی صرف همان پنج دقیقه برای آنها، بمعنی اهمیتدادن بیشتر به ایشان تعبیر میشود.
راه حل، ساده ولی سخت است: « نه گفتن »
«نه» را بدون پرخاش و استرس بیان کنید: « متاسفم، وقت ما تمام شده است »
پرکردن بیش از حد یک کامیون، روش موثری برای حمل شن و ماسه نیست. وقتی روزتان را لبریز از برنامههای زمانبر با کسانی که از آنها رودربایستی دارید میکنید، هم کارتان اثربخشی لازم را ندارد و هم بی احترامی به بقیه محسوب میشود.
خیلی چیزهای دیگر در زندگی ما انعطاف بردار نیست. مثل نیروی جاذبه زمین یا سفتی یک دیوار خشک. آنها هماناند که هستند. بدون رودربایستی.
زمان هم همینطور. البته اگر شما اجازه دهید!
سختترین قسمت «سرِوقت» بودن، اینست که بلند شوی و راه بیافتی.
هزینه نرم و انعطافپذیربودن( squishy ) برای یک جمع، بیاحترامی به نفر بعدی و جمع بعدی است و باعث میشود همیشه در استرس باشید.
بلند شوید و راه بیافتید.
وگرنه مردم یاد خواهند گرفت که دیگر به شما احترام نگذارند چون قضیه شخصی نیست، عمومی است. درست مثل قطار که منتظر کسی نمیماند.
در مسایل شخصی، مثلا وقتی به کسی علاقمند هستید، ممکن است مدت زیادی منتظر بمانید و مشکلی نداشته باشید.
وقت تمام است.
مصطفی منبری ۲۱ دی ۱۳۹۷
...................................
ست گادین ۱۱ ژانویه ۲۰۱۹
.......................................
احتمالا شما هم کسانی را سراغ دارید که دیر می رسند.
آنها نمیخواهند دیر برسند. ولی آدمهایی خوشنیتاند و اتفاقا به همینخاطر دیر میرسند.
آنها تکنیکهای مختلفی را برای «سر وقت»بودن آزمودهاند ولی هربار با کُلی معذرتخواهی، دوباره دیر میرسند.
برای دیررسیدن، «یک دلیل» و «یک تقویتکننده» وجود دارد.
عامل تقویت کننده:
وقتی دیر میکنند، بقیه منتظرشان میمانند.
شاید شما هم متوجه شدهاید که در مورد کارهایی که باید «سر وقت» انجام شود (قطار، هواپیما، برنامه زنده تلویزیونی و ...) هرگز کسانی که پنج یا ده دقیقه تاخیر کردهاند، سیستم را مقصر نمیدانند. آنها در مورد چیزهایی که باید «سرِوقت» انجام شود، وقتشان را مدیریت میکنند چون خوشنیتیشان اینجا دیگر به کار نمیآید.
دلیل «دیر رسیدن»:
آنها در هر رابطه و تعاملی، قبل از ترک آنجا، میخواهند کمی بیشتر به اطرافیان خود توجه و همکاری نشان دهند. این کار را با صرف ارزشمند ترین منابع، یعنی زمانشان انجام میدهند و البته همیشه زمان کم میآورند .
البته مخاطبانشان، نَه به پنج دقیقه که به پنج ساعت هم راضی نخواهند شد. ولی صرف همان پنج دقیقه برای آنها، بمعنی اهمیتدادن بیشتر به ایشان تعبیر میشود.
راه حل، ساده ولی سخت است: « نه گفتن »
«نه» را بدون پرخاش و استرس بیان کنید: « متاسفم، وقت ما تمام شده است »
پرکردن بیش از حد یک کامیون، روش موثری برای حمل شن و ماسه نیست. وقتی روزتان را لبریز از برنامههای زمانبر با کسانی که از آنها رودربایستی دارید میکنید، هم کارتان اثربخشی لازم را ندارد و هم بی احترامی به بقیه محسوب میشود.
خیلی چیزهای دیگر در زندگی ما انعطاف بردار نیست. مثل نیروی جاذبه زمین یا سفتی یک دیوار خشک. آنها هماناند که هستند. بدون رودربایستی.
زمان هم همینطور. البته اگر شما اجازه دهید!
سختترین قسمت «سرِوقت» بودن، اینست که بلند شوی و راه بیافتی.
هزینه نرم و انعطافپذیربودن( squishy ) برای یک جمع، بیاحترامی به نفر بعدی و جمع بعدی است و باعث میشود همیشه در استرس باشید.
بلند شوید و راه بیافتید.
وگرنه مردم یاد خواهند گرفت که دیگر به شما احترام نگذارند چون قضیه شخصی نیست، عمومی است. درست مثل قطار که منتظر کسی نمیماند.
در مسایل شخصی، مثلا وقتی به کسی علاقمند هستید، ممکن است مدت زیادی منتظر بمانید و مشکلی نداشته باشید.
وقت تمام است.
مصطفی منبری ۲۱ دی ۱۳۹۷
...................................
Seth's Blog
Good intentions (how to be on time)
You probably know people who are late. Often. They don’t want to be late. In fact, their good intentions are probably the reason that they are late. They might try one technique or another, a…
آغازگر
ست گادین ۱۲ ژانویه ۲۰۱۹
......................................
در فیلم «جادوگر شهر آز» با شیرزن قدرتمندی مواجه میشویم. Dorothy فردی قاطع با تمرکز بالا و انسانی درستکار است. یک همراه فوقالعاده که دوستانش را به سمت مقصدی که در پیش دارند رهبری می کند.
جمله شگفتانگیزش که ارزش بکاربستن بیشتری دارد اینست: «حرکت به پیش»
نه از کسی اجازه میخواهد، نه نیازی به تایید دیگران یا ارتقاء توسط آنها دارد.
کاری ساده برای کسی که میخواهد رهبر باشد، در حال حاضر همین است.
مصطفی منبری ۲۲ دی ۱۳۹۷
..................................
ست گادین ۱۲ ژانویه ۲۰۱۹
......................................
در فیلم «جادوگر شهر آز» با شیرزن قدرتمندی مواجه میشویم. Dorothy فردی قاطع با تمرکز بالا و انسانی درستکار است. یک همراه فوقالعاده که دوستانش را به سمت مقصدی که در پیش دارند رهبری می کند.
جمله شگفتانگیزش که ارزش بکاربستن بیشتری دارد اینست: «حرکت به پیش»
نه از کسی اجازه میخواهد، نه نیازی به تایید دیگران یا ارتقاء توسط آنها دارد.
کاری ساده برای کسی که میخواهد رهبر باشد، در حال حاضر همین است.
مصطفی منبری ۲۲ دی ۱۳۹۷
..................................
Seth's Blog
The instigator
In The Wizard of Oz, we meet a powerful heroine. Dorothy is resolute, focused and honest. A generous partner, leading her friends to where they seek to go. “C’mon, let’s go,”…
آیا باید به یک هوش مصنوعی «لطفا» بگویید؟
ست گادین ۱۳ ژانویه ۲۰۱۹
..................................
دو دلیل برای گفتن "لطفا" و"متشکرم" وجود دارد .
اولین دلیل، کاملا واضح است. با این کار برای مخاطب، شأن و منزلت قائل میشویم. به انسانیت او اذعان داریم و اشاره میکنیم که در برخی سطوح، این رابطه بصورت داوطلبانه در جریان است.
ولی وقتی داریم با Siri یا Alexa حرف میزنیم، مشخص است که هیچکدام از موارد فوق صحت ندارد.
دلیل دومی هم وجود دارد.
این کار به ما کمک میکند مودبانه رفتار کنیم. ما فراموش میکنیم متواضع باشیم. کلمه "لطفا"، روایتی درباره خودمان است، درباره حق شناسی و انتخاب. وقتی بیادبانه شروع به دستوردادن می کنیم، هزینهاش را میپردازیم و یادمان میرود که منابع همیشه محدودند.
حتی وقتی «لطفاً» و «متشکرم» را داوطلبانه ابراز نمیکنیم، بازهم از این کار نفع میبریم.
و آیا یک هوش مصنوعی، باید به ما «لطفا» و «متشکرم» بگوید؟ شاید.
مصطفی منبری ۲۴ دی ۱۳۹۷
ست گادین ۱۳ ژانویه ۲۰۱۹
..................................
دو دلیل برای گفتن "لطفا" و"متشکرم" وجود دارد .
اولین دلیل، کاملا واضح است. با این کار برای مخاطب، شأن و منزلت قائل میشویم. به انسانیت او اذعان داریم و اشاره میکنیم که در برخی سطوح، این رابطه بصورت داوطلبانه در جریان است.
ولی وقتی داریم با Siri یا Alexa حرف میزنیم، مشخص است که هیچکدام از موارد فوق صحت ندارد.
دلیل دومی هم وجود دارد.
این کار به ما کمک میکند مودبانه رفتار کنیم. ما فراموش میکنیم متواضع باشیم. کلمه "لطفا"، روایتی درباره خودمان است، درباره حق شناسی و انتخاب. وقتی بیادبانه شروع به دستوردادن می کنیم، هزینهاش را میپردازیم و یادمان میرود که منابع همیشه محدودند.
حتی وقتی «لطفاً» و «متشکرم» را داوطلبانه ابراز نمیکنیم، بازهم از این کار نفع میبریم.
و آیا یک هوش مصنوعی، باید به ما «لطفا» و «متشکرم» بگوید؟ شاید.
مصطفی منبری ۲۴ دی ۱۳۹۷
Seth's Blog
Should you say ‘please’ to an AI?
There are two reasons we say ‘please’ and ‘thank you’. The first is pretty obvious. It gives the other person dignity. It acknowledges their humanity. It implies that at som…
ادعای انسان شناسی
ست گادین ۱۵ ژانویه ۲۰۱۹
.......................................
آسانترین راه بشر برای کنار آمدن با یک سیستم پیچیده(هوش مصنوعی که اسکربل بازی می کند، ترافیک، آب و هوا) تجسم یک آدمکوچولو داخل آن سیستم است که بسیار شبیه ماست.
اوست که اهرمها را عقب جلو می کند، آزار می دهد، ناامید میشود و بدنبال تنبیه یا پاداش دادن است.
اگر چنین تصوری برای شما مفید است، به این کارتان ادامه دهید.
ولی کار مفیدتر آن است که به یاد داشته باشیم، آدم کوچولویی وجود ندارد. قصه گویی در پشت پرده نداریم. انتقامی در کار نیست.
صرفا یک سیستم پیچیده است که اگر آن را از نزدیک بسنجیم، اندازه بگیریم و بیازماییم، میتوانیم کمی بهتر درکش کنیم.
مصطفی منبری ۲۵ دی ۱۳۹۷
..................................
ست گادین ۱۵ ژانویه ۲۰۱۹
.......................................
آسانترین راه بشر برای کنار آمدن با یک سیستم پیچیده(هوش مصنوعی که اسکربل بازی می کند، ترافیک، آب و هوا) تجسم یک آدمکوچولو داخل آن سیستم است که بسیار شبیه ماست.
اوست که اهرمها را عقب جلو می کند، آزار می دهد، ناامید میشود و بدنبال تنبیه یا پاداش دادن است.
اگر چنین تصوری برای شما مفید است، به این کارتان ادامه دهید.
ولی کار مفیدتر آن است که به یاد داشته باشیم، آدم کوچولویی وجود ندارد. قصه گویی در پشت پرده نداریم. انتقامی در کار نیست.
صرفا یک سیستم پیچیده است که اگر آن را از نزدیک بسنجیم، اندازه بگیریم و بیازماییم، میتوانیم کمی بهتر درکش کنیم.
مصطفی منبری ۲۵ دی ۱۳۹۷
..................................
Seth's Blog
Asserting anthropomorphism
We’ve been doing it for a long time. “The Gods must be crazy.” The easiest way for a human to deal with a complex system (an AI that plays Scrabble, the traffic, the weather) is t…
معیارها و استانداردهای دیگران را ندزدید
ست گادین ۱۶ ژانویه ۲۰۱۹
...............................
یکی از دوستان خوشفکر، پروژه جدیدی دارد و تصمیم گرفته است با استفاده از پادکست، پروژهاش را کامل کند.
او بعد از حرفزدن با یک تولیدکننده، گفت که هدفش ساخت ده پادکست برتر(Top 10) برای iTunes بود.
چرا هدف این است؟
هدفی رایج و عامه پسند. هدف یک فرد دیگر.
توافقی که برای محبوبشدن پروژه لازم است( پایینآوردن سطح محتوا برای عموم، احساساتیکردن مخاطب و شکار مهمانانی مشهور و نمایش هزاران تبلیغ) کاملا خلاف قصد پروژه اوست.
این پروژه مال شماست.
ارزشش را دارد که معیارهای خودتان را بیابید و استانداردهای خودتان را وضع کنید.
مصطفی منبری ۲۶ دی ۱۳۹۷
@MostafaMenbarii
.....................................
ست گادین ۱۶ ژانویه ۲۰۱۹
...............................
یکی از دوستان خوشفکر، پروژه جدیدی دارد و تصمیم گرفته است با استفاده از پادکست، پروژهاش را کامل کند.
او بعد از حرفزدن با یک تولیدکننده، گفت که هدفش ساخت ده پادکست برتر(Top 10) برای iTunes بود.
چرا هدف این است؟
هدفی رایج و عامه پسند. هدف یک فرد دیگر.
توافقی که برای محبوبشدن پروژه لازم است( پایینآوردن سطح محتوا برای عموم، احساساتیکردن مخاطب و شکار مهمانانی مشهور و نمایش هزاران تبلیغ) کاملا خلاف قصد پروژه اوست.
این پروژه مال شماست.
ارزشش را دارد که معیارهای خودتان را بیابید و استانداردهای خودتان را وضع کنید.
مصطفی منبری ۲۶ دی ۱۳۹۷
@MostafaMenbarii
.....................................
Seth's Blog
Don’t steal metrics
A thoughtful friend has a new project, and decided to integrate a podcast into it. Talking to a producer, he said that his goal was to make it a “top 10 podcast on iTunes.” Why is that …
چگونه شرافتمند( honourable ) باشیم
ست گادین ۱۷ ژانویه ۲۰۱۹
...........................
مردان شرافتمند، اختلافاتشان را با دوئل حلوفصل میکردند.
زنان شرافتمند، اقدام به «بستن پا» میکردند.
انسانهای شرافتمند، صاحب بردگان خودشان بودند.
همیشه «شرافتمند بودن» بر اساس چیزی خلاف فرهنگ جاری سنجش میشد نه بر اساس تواناییمان.
کارهای شرافتمندانه در طول زمان و با تغییر فرهنگ، غیرشرافتمندانه میشود.
چسبیدن به چیزی به هرقیمت، فقط به دلیل اینکه همیشه همینطور بوده، واقعا دلیل نکبتباری است که باعث تداوم رفتارهای آسیبزا میشود.
مصطفی منبری ۲۷ دی ۱۳۹۷
@MostafaMenbarii
.........................................
ست گادین ۱۷ ژانویه ۲۰۱۹
...........................
مردان شرافتمند، اختلافاتشان را با دوئل حلوفصل میکردند.
زنان شرافتمند، اقدام به «بستن پا» میکردند.
انسانهای شرافتمند، صاحب بردگان خودشان بودند.
همیشه «شرافتمند بودن» بر اساس چیزی خلاف فرهنگ جاری سنجش میشد نه بر اساس تواناییمان.
کارهای شرافتمندانه در طول زمان و با تغییر فرهنگ، غیرشرافتمندانه میشود.
چسبیدن به چیزی به هرقیمت، فقط به دلیل اینکه همیشه همینطور بوده، واقعا دلیل نکبتباری است که باعث تداوم رفتارهای آسیبزا میشود.
مصطفی منبری ۲۷ دی ۱۳۹۷
@MostafaMenbarii
.........................................
Seth's Blog
How to be honorable
Honorable men (at least that’s what they called themselves) used to settle their disputes with dueling pistols. Honorable women used to bind their feet and shame others that didn’t. Hon…
مسأله ها و حدمرزها
ست گادین ۱۸ ژانویه ۲۰۱۹
.....................................
همه مسائل، راهحل(solution) دارند.
به همینخاطر به آنها «مسأله»(problem) گفته میشود.
«حلمسأله» ممکن است هزینههایی به شما تحمیل کند که نمیخواهید بپردازید.
اگر خودتان هم مایل به «حلمسأله» نباشید، همیشه یک راهحل وجود دارد. حتی اگر فعلا شما به آن راهحل دست نیافتهباشید. شاید لازم است بیشتر جستجو کنید و کمی برای تحقق امیدهایتان هزینه بپردازید.
اگر برای چیزی راهحل وجود نداشته باشد، یعنی آن چیز، «مسأله» نیست.
آن چیز یک وضعیت غمبار یا شرایطی مرزی است. چیزیست که لازم است به زندگی با آن تن دهید.
چنین وضعیتی شاید سرگرمکننده(fun) نباشد ولی نگرانی درباره آن یا صرف زمان و پول برای آن با عقل جور درنمیآید. چون اصلا «مسأله» نیست.
فرض کنید من میخواهم به یک مراسم جشن عروسی بروم که هزاران کیلومتر از من دور است. این یک «مسأله» است. شما میتوانید با خرید یک بلیط هواپیما و لغو چند برنامه، «حل مسأله» کنید.
من می خواهم به یک عروسی بروم درحالیکه حاضر به لغو جلسهام نیستم. این یک «مساله» نیست. پس این کشمکش هم اجتنابناپذیر است. اگر برای خروج از یک وضعیت، به شکستن قوانین فیزیک فکر میکنید، این یک «مسأله» بحساب نمیآید. پس انتظار راهحل برای آن، بی مورد است.
اگر فقط یکبار بتوانیم از شر وضعیتهای لاینحل (unsolvable situations) که وانمود میکنند «مساله» هستند، خلاص شویم، میتوانیم انرژیمان را روی مسائل واقعی پیش رویمان متمرکز کنیم.
مصطفی منبری ۲۸ دی ۱۳۹۷
.....................................
ست گادین ۱۸ ژانویه ۲۰۱۹
.....................................
همه مسائل، راهحل(solution) دارند.
به همینخاطر به آنها «مسأله»(problem) گفته میشود.
«حلمسأله» ممکن است هزینههایی به شما تحمیل کند که نمیخواهید بپردازید.
اگر خودتان هم مایل به «حلمسأله» نباشید، همیشه یک راهحل وجود دارد. حتی اگر فعلا شما به آن راهحل دست نیافتهباشید. شاید لازم است بیشتر جستجو کنید و کمی برای تحقق امیدهایتان هزینه بپردازید.
اگر برای چیزی راهحل وجود نداشته باشد، یعنی آن چیز، «مسأله» نیست.
آن چیز یک وضعیت غمبار یا شرایطی مرزی است. چیزیست که لازم است به زندگی با آن تن دهید.
چنین وضعیتی شاید سرگرمکننده(fun) نباشد ولی نگرانی درباره آن یا صرف زمان و پول برای آن با عقل جور درنمیآید. چون اصلا «مسأله» نیست.
فرض کنید من میخواهم به یک مراسم جشن عروسی بروم که هزاران کیلومتر از من دور است. این یک «مسأله» است. شما میتوانید با خرید یک بلیط هواپیما و لغو چند برنامه، «حل مسأله» کنید.
من می خواهم به یک عروسی بروم درحالیکه حاضر به لغو جلسهام نیستم. این یک «مساله» نیست. پس این کشمکش هم اجتنابناپذیر است. اگر برای خروج از یک وضعیت، به شکستن قوانین فیزیک فکر میکنید، این یک «مسأله» بحساب نمیآید. پس انتظار راهحل برای آن، بی مورد است.
اگر فقط یکبار بتوانیم از شر وضعیتهای لاینحل (unsolvable situations) که وانمود میکنند «مساله» هستند، خلاص شویم، میتوانیم انرژیمان را روی مسائل واقعی پیش رویمان متمرکز کنیم.
مصطفی منبری ۲۸ دی ۱۳۹۷
.....................................
Seth's Blog
Problems and boundaries
All problems have solutions. That’s what makes them problems. The solution might involve trade-offs or expenses that you don’t want to incur. You might choose not to solve the problem. …