این شعار ارزشمندی نیست:
Move fast and break things
ست گادین ۱۴ مارس ۲۰۱۹
...............................................
چون هدفِ کاری که میکنید breaking things ( ریسک بیشازحد بدون فکر و سبکسنگین کردن ) نیست.
نظرتان در مورد این شعار چیست؟
سریع اقدام کن و امور را بهتر از قبل انجام بده.
Move fast and make things better.
یا...
سریع اقدام کن و فرصت خلق کن.
Move fast and create possiblity.
ما به این خاطر در عملی کردن سریع ایدههایمان دودل هستیم که نگران عواقب جانبی آنهاییم.
سریع اقدام کن و چیزی بیاموز:
Move fast and learn something.
سریع اقدام کن و مسولیت بپذیر:
Move fast and take responsibility.
سریع اقدام کن و دوباره انجامش بده چون حالا باهوشتر شدهای:
Move fast and then do it again because now you are smarter.
راه جایگزین، اقدام کند است. آهسته اقدام کن و برو قایم شو.
یعنی به کسانی که میخواهید با ایشان مرتبط شوید، کمکشان کنید و محصولی به آنها پیشنهاد دهید، زحمت انتظار کشیدن را تحمیل کنید.
احتکار نکنید. کارتان را با دیگران به اشتراک بگذارید.
مصطفی منبری ۲۳ اسفند ۱۳۹۷
...........................................
Move fast and break things
ست گادین ۱۴ مارس ۲۰۱۹
...............................................
چون هدفِ کاری که میکنید breaking things ( ریسک بیشازحد بدون فکر و سبکسنگین کردن ) نیست.
نظرتان در مورد این شعار چیست؟
سریع اقدام کن و امور را بهتر از قبل انجام بده.
Move fast and make things better.
یا...
سریع اقدام کن و فرصت خلق کن.
Move fast and create possiblity.
ما به این خاطر در عملی کردن سریع ایدههایمان دودل هستیم که نگران عواقب جانبی آنهاییم.
سریع اقدام کن و چیزی بیاموز:
Move fast and learn something.
سریع اقدام کن و مسولیت بپذیر:
Move fast and take responsibility.
سریع اقدام کن و دوباره انجامش بده چون حالا باهوشتر شدهای:
Move fast and then do it again because now you are smarter.
راه جایگزین، اقدام کند است. آهسته اقدام کن و برو قایم شو.
یعنی به کسانی که میخواهید با ایشان مرتبط شوید، کمکشان کنید و محصولی به آنها پیشنهاد دهید، زحمت انتظار کشیدن را تحمیل کنید.
احتکار نکنید. کارتان را با دیگران به اشتراک بگذارید.
مصطفی منبری ۲۳ اسفند ۱۳۹۷
...........................................
Seth's Blog
‘Move fast and break things’ isn’t a worthy slogan
…because ‘breaking things’ isn’t the point of your work. How about, “Move fast and make things better,” or “Move fast and create possibility”? The re…
احتمال بروز اتفاقات غیرمنتظره هنوز هم وجود دارد
ست گادین ۱۵ مارس ۲۰۱۹
.....................................
موفقیتهایی که رخ دادهاند، امکان بروز چنین اتفاقات غیرمنتظرهای را تکذیب میکنند.
اگر شما به پرسهزدن در میان اتفاقاتی که موردانتظارتان است ادامه دهید، بعید است چیزی بیابید که غافلگیرتان کند.
مصطفی منبری ۲۴ اسفند ۱۳۹۷
.........................................
ست گادین ۱۵ مارس ۲۰۱۹
.....................................
موفقیتهایی که رخ دادهاند، امکان بروز چنین اتفاقات غیرمنتظرهای را تکذیب میکنند.
اگر شما به پرسهزدن در میان اتفاقاتی که موردانتظارتان است ادامه دهید، بعید است چیزی بیابید که غافلگیرتان کند.
مصطفی منبری ۲۴ اسفند ۱۳۹۷
.........................................
Seth's Blog
Unexpected yet totally plausible
That is where breakthroughs lie. If you keep poking around the expected, it’s unlikely you’ll be surprised by what you find.
؛ Resilience و Tolerances
ست گادین ۱۷ مارس ۲۰۱۹
...........................................
سیستم Resilience یا انعطافپذیر وقتی اتفاق میافتد که ما قادر به پیشبرد کارها هستیم، هرچند که هماهنگی مورد انتظارمان در بین اجزا وجود نداشته باشد.
در سیستم Tolerance یا دقیق، همهی اجزا با یک مقیاس مهندسی حسابشده کار میکنند. مثلا لکسوس ساخت ۲۰۱۸ بهتر از کامارو ساخت ۱۹۶۸ است چون هماهنگی اجزا آن حتی در ریزترین سطوح به طرز عالی بهتر شده است.
سیستم Tolerance زمان و هزینهی کافی، صرف هماهنگی دقیق اجزا برای رسیدن به هدف میکند. اگر معیارها مشخص باشد و دقت افزایش یابد، شما به چنین سیستم قابل اعتمادتری دست مییابید.
ولی سیستم Resilience به طور واقع گرایانهای معتقد است که هیچ نقشهای طبق برنامه پیشنمیرود.
مواظب تله باشید...
امیدواری به تنها یکی از این دو سیستم اشتباه است و هیچکدام بدون دیگری باعث بهترشدن و ارتقا امور نمیشوند.
@MostafaMenbarii
مصطفی منبری ۲۷ اسفند ۱۳۹۷
................................
ست گادین ۱۷ مارس ۲۰۱۹
...........................................
سیستم Resilience یا انعطافپذیر وقتی اتفاق میافتد که ما قادر به پیشبرد کارها هستیم، هرچند که هماهنگی مورد انتظارمان در بین اجزا وجود نداشته باشد.
در سیستم Tolerance یا دقیق، همهی اجزا با یک مقیاس مهندسی حسابشده کار میکنند. مثلا لکسوس ساخت ۲۰۱۸ بهتر از کامارو ساخت ۱۹۶۸ است چون هماهنگی اجزا آن حتی در ریزترین سطوح به طرز عالی بهتر شده است.
سیستم Tolerance زمان و هزینهی کافی، صرف هماهنگی دقیق اجزا برای رسیدن به هدف میکند. اگر معیارها مشخص باشد و دقت افزایش یابد، شما به چنین سیستم قابل اعتمادتری دست مییابید.
ولی سیستم Resilience به طور واقع گرایانهای معتقد است که هیچ نقشهای طبق برنامه پیشنمیرود.
مواظب تله باشید...
امیدواری به تنها یکی از این دو سیستم اشتباه است و هیچکدام بدون دیگری باعث بهترشدن و ارتقا امور نمیشوند.
@MostafaMenbarii
مصطفی منبری ۲۷ اسفند ۱۳۹۷
................................
Seth's Blog
Resilience and tolerances
Resilience is what happens when we’re able to move forward even when things don’t fit together the way we expect. And tolerances are an engineer’s measurement of how well the part…
اقلیت مخاطبان همیشگی
ست گادین ۲۰ مارس ۲۰۱۹
.........................................
یعنی کوچکترین گروهی که میتوانند درحد امکان و بطور پایدار، کار شما را همراهی کنند...
اگر میتوانستید افراد چنین گروهی را خودتان انتخاب کنید، بطوریکه همهی رویاها، جهانبینی و انرژیشان به شما بستگی داشتهباشد، چه کسانی را بر میگزیدید؟
اگر آنها را خودتان انتخاب کرده و نیاز داشتید که خوشحالشان کنید(چون افراد دیگری در دسترستان نبود)، آیا محصول یا خدمات شما ارتقا پیدا نمیکرد؟
اگر هیچ انتخابی بجز نادیده گرفتن دیگران نداشتید( یعنی همانهایی که در گروه کوچک شما حضور ندارند یا احساس نیازی به شما یا کارتان نمیکنند)، آیا این باعث نمیشد که از محافظهکاری دستبردارید و شروع به درخشش و پیشرفت کنید؟
وقتی به خوشحالکردن «اقلیت مخاطبان همیشگی»تان میپردازید، دو اتفاق رخ میدهد:
۱.کشف میکنید که این گروه از آنچه انتظارش را داشتید، خیلی بزرگتر است.
۲.افراد همین گروه، پیام شما را به دیگران میرسانند.
از طرفی، اگر شما بر روی عموم متوسط جامعه هدفگذاری کنید، احتمالا محصول متوسطی هم خلق خواهید کرد که نمیگذارد فاصله شما از بقیه زیاد شود.
مصطفی منبری اول بهار ۱۳۹۸
@MostafaMenbarii
..............................................
لینک مرتبط از محمدرضا شعبانعلی:
Famous for Few
.............................................
ست گادین ۲۰ مارس ۲۰۱۹
.........................................
یعنی کوچکترین گروهی که میتوانند درحد امکان و بطور پایدار، کار شما را همراهی کنند...
اگر میتوانستید افراد چنین گروهی را خودتان انتخاب کنید، بطوریکه همهی رویاها، جهانبینی و انرژیشان به شما بستگی داشتهباشد، چه کسانی را بر میگزیدید؟
اگر آنها را خودتان انتخاب کرده و نیاز داشتید که خوشحالشان کنید(چون افراد دیگری در دسترستان نبود)، آیا محصول یا خدمات شما ارتقا پیدا نمیکرد؟
اگر هیچ انتخابی بجز نادیده گرفتن دیگران نداشتید( یعنی همانهایی که در گروه کوچک شما حضور ندارند یا احساس نیازی به شما یا کارتان نمیکنند)، آیا این باعث نمیشد که از محافظهکاری دستبردارید و شروع به درخشش و پیشرفت کنید؟
وقتی به خوشحالکردن «اقلیت مخاطبان همیشگی»تان میپردازید، دو اتفاق رخ میدهد:
۱.کشف میکنید که این گروه از آنچه انتظارش را داشتید، خیلی بزرگتر است.
۲.افراد همین گروه، پیام شما را به دیگران میرسانند.
از طرفی، اگر شما بر روی عموم متوسط جامعه هدفگذاری کنید، احتمالا محصول متوسطی هم خلق خواهید کرد که نمیگذارد فاصله شما از بقیه زیاد شود.
مصطفی منبری اول بهار ۱۳۹۸
@MostafaMenbarii
..............................................
لینک مرتبط از محمدرضا شعبانعلی:
Famous for Few
.............................................
Seth's Blog
The minimum viable audience
The smallest group that could possibly sustain you in your work… If you could pick the members of this audience, who would you choose? Their dreams, their worldviews, their energy, all up to …
چالهی شما چقدر غیرقابل پُرکردن است؟
ست گادین ۲۱ مارس ۲۰۱۹
......................................
واقعا چه اهمیتی دارد؟
همهی عادات بد شما(و برخی عادات خوبتان) برای این بوجود آمدهاند که آن چاله را پُر کنند یا از نگاهها پنهانش دارند.
مادامی که ماموریت ما پُرکردن چاله است و تا زمانی که چاله غیرقابل پُرکردن است، چه اهمیتی دارد که آن چاله، چقدر کوچک یا بدیهی یا غیرقابل گوشزدکردن باشد. بهرحال آن چاله پُرشدنی نیست.
کنترل ما همچنان در دست چاله است.
قدم اول برای زندگی با چالهتان، شناختن آنست.
شما نمیتوانید از شر چاله خلاص شوید.
ولی میتوانید رقص و تعامل با آن را بیاموزید.
مصطفی منبری ۱ فروردین ۱۳۹۸
......................................
ست گادین ۲۱ مارس ۲۰۱۹
......................................
واقعا چه اهمیتی دارد؟
همهی عادات بد شما(و برخی عادات خوبتان) برای این بوجود آمدهاند که آن چاله را پُر کنند یا از نگاهها پنهانش دارند.
مادامی که ماموریت ما پُرکردن چاله است و تا زمانی که چاله غیرقابل پُرکردن است، چه اهمیتی دارد که آن چاله، چقدر کوچک یا بدیهی یا غیرقابل گوشزدکردن باشد. بهرحال آن چاله پُرشدنی نیست.
کنترل ما همچنان در دست چاله است.
قدم اول برای زندگی با چالهتان، شناختن آنست.
شما نمیتوانید از شر چاله خلاص شوید.
ولی میتوانید رقص و تعامل با آن را بیاموزید.
مصطفی منبری ۱ فروردین ۱۳۹۸
......................................
Seth's Blog
How big is your unfillable hole?
It doesn’t really matter, does it? All of your bad habits (and some of your good ones) exist to fill that hole, or to protect it from being seen. And as long as our mission is to fill the hol…
مُنحَلاش کنید
ست گادین ۲۲ مارس ۲۰۱۹
.....................................
بهترین راهحل برای یک مسالهی پایدار و بهظاهر لاینحل، اینست که آنرا به حال خودش رها کنید.
از مساله دور شوید.
بر احساسِ نیاز به حل آن مساله، غلبه کنید.
هدف یا مراحلِ روندِ کار را از نو تعریف کنید تا آن مساله، دیگر نتواند شما را زمینگیر کند.
مسائل لاینحل، بهتر است بعنوان یک واقعیت پذیرفتهشوند.
مصطفی منبری ۲فروردین۱۳۹۸
@MostafaMenbarii
.................................................
ست گادین ۲۲ مارس ۲۰۱۹
.....................................
بهترین راهحل برای یک مسالهی پایدار و بهظاهر لاینحل، اینست که آنرا به حال خودش رها کنید.
از مساله دور شوید.
بر احساسِ نیاز به حل آن مساله، غلبه کنید.
هدف یا مراحلِ روندِ کار را از نو تعریف کنید تا آن مساله، دیگر نتواند شما را زمینگیر کند.
مسائل لاینحل، بهتر است بعنوان یک واقعیت پذیرفتهشوند.
مصطفی منبری ۲فروردین۱۳۹۸
@MostafaMenbarii
.................................................
Seth's Blog
Dissolve it
The best solution to a persistent, apparently non-solvable problem is to make the problem itself obsolete. Go around it. Cease to need it to be solved. Redefine your process or goal so that the pro…
تبدیل Data به Information
ست گادین ۲۴ مارس ۲۰۱۹
........................................
این تبدیل، مستلزم درک و بصیرت است.
اغلب مسائل برای حلشدن، به دیتای بیشتری احتیاج ندارند. درواقع آنها به بینش فراتر، نوآوری بیشتر و چشمانی بازتر نیاز دارند.
چیزی که از تبدیل Data به یک واقعیت قابلاستفاده( useful truth) بوجود میآید، Information نامیده میشود.
مصطفی منبری ۵فروردین۱۳۹۸
..........................................
ست گادین ۲۴ مارس ۲۰۱۹
........................................
این تبدیل، مستلزم درک و بصیرت است.
اغلب مسائل برای حلشدن، به دیتای بیشتری احتیاج ندارند. درواقع آنها به بینش فراتر، نوآوری بیشتر و چشمانی بازتر نیاز دارند.
چیزی که از تبدیل Data به یک واقعیت قابلاستفاده( useful truth) بوجود میآید، Information نامیده میشود.
مصطفی منبری ۵فروردین۱۳۹۸
..........................................
Seth's Blog
Data into information
It takes discernment to do this. Most problems don’t require more data. They require more insight, more innovation and better eyes. Information is what we call it when a human being takes dat…
تقریبا هیچکس
ست گادین ۲۵ مارس ۲۰۱۹
..........................................
هربار که دربارهی تصاحب دل «همه» و با تصور «تغییر دنیا» حرفی زدید، بدانید که یک انتخاب در پیشرو دارید.
بدست آوردن دل «همه»، تقریبا غیرممکن است.
محبوبترین پادکست دنیا توسط یک نفر از هر ۲۰۰۰ نفر در این سیاره دریافت شدهاست. این عدد حتی نزدیک به «همه» هم نیست و در واقع «هیچکس» است.
همین داستان
دربارهی محبوبترین سالسا، پرفروشترین
نویسنده و(the leading non profit) هم صادق است.
عملاً تنها چیزی که بدست خواهید آورد، «هیچکس» است.
مشکلی نیست.
سوال این است که آنها کدام «هیچکس» هستند؟
آنها اقلیت مخاطبان وفادار و قابلاعتمادتان هستند که شما را از دست نمیدهند و این باعث تمرکز و تلاش شما میشود.
ولی اول باید انتخاب کنید.
مصطفی منبری۶ فروردین ۱۳۹۸
........................................
ست گادین ۲۵ مارس ۲۰۱۹
..........................................
هربار که دربارهی تصاحب دل «همه» و با تصور «تغییر دنیا» حرفی زدید، بدانید که یک انتخاب در پیشرو دارید.
بدست آوردن دل «همه»، تقریبا غیرممکن است.
محبوبترین پادکست دنیا توسط یک نفر از هر ۲۰۰۰ نفر در این سیاره دریافت شدهاست. این عدد حتی نزدیک به «همه» هم نیست و در واقع «هیچکس» است.
همین داستان
دربارهی محبوبترین سالسا، پرفروشترین
نویسنده و(the leading non profit) هم صادق است.
عملاً تنها چیزی که بدست خواهید آورد، «هیچکس» است.
مشکلی نیست.
سوال این است که آنها کدام «هیچکس» هستند؟
آنها اقلیت مخاطبان وفادار و قابلاعتمادتان هستند که شما را از دست نمیدهند و این باعث تمرکز و تلاش شما میشود.
ولی اول باید انتخاب کنید.
مصطفی منبری۶ فروردین ۱۳۹۸
........................................
Seth's Blog
Almost no one
Every time you talk about reaching everyone, that you imagine changing “the world,” you should fine yourself a nickel. It’s almost impossible to reach everyone. The most popular p…
تنگه
ست گادین ۲۸ مارس ۲۰۱۹
.........................................
Are you a bottleneck?
گاهی وجود تنگه بدردبخور است.
مثلا برای خوردن نوشابه در یک نفَس با بشقاب، راه به جایی نخواهید برد ولی دهانهی تنگ بطری این مشکل را حل کردهاست.
آبیاری چمن هم بدون آبفشان کار سختی است ولی این وسیله با دهانهی تنگ خود، باعث افزایش فشار آب و آبرسانی حداکثری میشود.
اما تنگهای که از سرعت مراحل کاری سازمان میکاهد، یک مسأله تمام عیار است.
تا وقتی پروژهای روی میز شماست، به خودی خود ارزشمند نیست مگر اینکه هر چیز نامربوط را برای رسیدن به هدف پروژه و حرکت روبه جلو کارها از میز کار کنار بزنید.
وقتی اعضای تیم کار، در انتظار تصویب نهایی پروژه توسط شما زمینگیر شده باشند، شما نقش همان تنگه و سرعتگیر را بازی میکنید.
چارهی کار آنست که بفهمید کدام مرحلهی کار واقعا از مهارت و قدرت تصمیمگیری خاص شما بهره میبرد و کدام قسمت در بند ترسهای شما گیر میکند.
سپس آن قسمت را به کس دیگری محول کنید.
مصطفی منبری ۸ فروردین ۱۳۹۸
..........................................
ست گادین ۲۸ مارس ۲۰۱۹
.........................................
Are you a bottleneck?
گاهی وجود تنگه بدردبخور است.
مثلا برای خوردن نوشابه در یک نفَس با بشقاب، راه به جایی نخواهید برد ولی دهانهی تنگ بطری این مشکل را حل کردهاست.
آبیاری چمن هم بدون آبفشان کار سختی است ولی این وسیله با دهانهی تنگ خود، باعث افزایش فشار آب و آبرسانی حداکثری میشود.
اما تنگهای که از سرعت مراحل کاری سازمان میکاهد، یک مسأله تمام عیار است.
تا وقتی پروژهای روی میز شماست، به خودی خود ارزشمند نیست مگر اینکه هر چیز نامربوط را برای رسیدن به هدف پروژه و حرکت روبه جلو کارها از میز کار کنار بزنید.
وقتی اعضای تیم کار، در انتظار تصویب نهایی پروژه توسط شما زمینگیر شده باشند، شما نقش همان تنگه و سرعتگیر را بازی میکنید.
چارهی کار آنست که بفهمید کدام مرحلهی کار واقعا از مهارت و قدرت تصمیمگیری خاص شما بهره میبرد و کدام قسمت در بند ترسهای شما گیر میکند.
سپس آن قسمت را به کس دیگری محول کنید.
مصطفی منبری ۸ فروردین ۱۳۹۸
..........................................
Seth's Blog
Bottlenecks
Are you a bottleneck? Sometimes it’s a good thing. It would be impossible to guzzle a Pepsi if it were served in a saucer–the bottleneck creates the path of maximum slam. It would be di…
تظاهر به حماقت
ست گادین ۲۹ مارس ۲۰۱۹
.........................................
Intellectual horsepower is overrated.
گفتن این جمله: «من احمقتر از آن هستم که از پس این کار بر بیایم.» کمکی نمیکند و شاید حقیقت نداشته باشد.
ما قادر به یادگیری فتوشاپ هستیم.
ما میتوانیم محاسبه و تحلیل کنیم.
ما میتوانیم دنبالهرو یک استراتژی خاص باشیم.
ما میتوانیم خواندن یک ترازنامه را بیاموزیم.
ما میتوانیم درمورد یک تصمیمگیری بلندمدت، عاقلانه رفتار کنیم.
اگر بخواهیم صادق باشیم، دلیل واقعی انجامندادن این کارها، حماقت ما نیست.
شاید دلیلاش اینست که آن کار را در اولویتمان قرار ندادهایم.
شاید ترسیدهایم، تنبلی میکنیم، یا ناآگاهیم.
شرایط سهگانه فوق، میتوانند موقتی و گذرا باشند یا اینکه ماندگار شوند و نشانهی حماقت ما باقی بمانند. این بستگی به اراده و خواست خودمان دارد.
کدام بدتر است؟
مثل احمقها بنظر بیاییم یا برای خودمان اولویتهایی داشته باشیم که ربطی به جورشدن موقعیت ندارند؟
مصطفی منبری ۹ فروردین ۱۳۹۸
............................................
ست گادین ۲۹ مارس ۲۰۱۹
.........................................
Intellectual horsepower is overrated.
گفتن این جمله: «من احمقتر از آن هستم که از پس این کار بر بیایم.» کمکی نمیکند و شاید حقیقت نداشته باشد.
ما قادر به یادگیری فتوشاپ هستیم.
ما میتوانیم محاسبه و تحلیل کنیم.
ما میتوانیم دنبالهرو یک استراتژی خاص باشیم.
ما میتوانیم خواندن یک ترازنامه را بیاموزیم.
ما میتوانیم درمورد یک تصمیمگیری بلندمدت، عاقلانه رفتار کنیم.
اگر بخواهیم صادق باشیم، دلیل واقعی انجامندادن این کارها، حماقت ما نیست.
شاید دلیلاش اینست که آن کار را در اولویتمان قرار ندادهایم.
شاید ترسیدهایم، تنبلی میکنیم، یا ناآگاهیم.
شرایط سهگانه فوق، میتوانند موقتی و گذرا باشند یا اینکه ماندگار شوند و نشانهی حماقت ما باقی بمانند. این بستگی به اراده و خواست خودمان دارد.
کدام بدتر است؟
مثل احمقها بنظر بیاییم یا برای خودمان اولویتهایی داشته باشیم که ربطی به جورشدن موقعیت ندارند؟
مصطفی منبری ۹ فروردین ۱۳۹۸
............................................
Seth's Blog
Pretending to be stupid
Intellectual horsepower is overrated. “I’m too stupid to do that,” isn’t helpful and it’s probably not true. We’re capable of learning Photoshop, We can figure out the…
انتخاب
ست گادین ۳۰ مارس ۲۰۱۹
.........................................
آدمها را براساس جایی که از آن آمدهاند قضاوت کن.
....آدمها را بر اساس جایی که میخواهند بروند قضاوت کن.
حق انتخاب، باخودش مسوولیت میآورد.
... آدمها برای تصمیمگیریهای خوب، غیرقابلاعتماد هستند.
مسلط و حاکم بر اوضاع.
...وابسته و پیرو.
رستگاری امکانپذیر است.
.... گذشته تعیین میکند که آینده چه باشد.
قدرتمندان باید پاسخگو باشند.
...قدرتمندان باید هرکاری دلشان خواست انجام دهند.
It's most efficient to slot people into tracks early
... There's potential in everyone
چون من میگم!
... اجازه دهید تحقیق کنیم و بفهمیم.
استعداد ذاتی است.
... مهارت آموختنی است.
سرمایهگذاری در فرهنگ، جواب میدهد.
... حساب آدمها با فرهنگ جداست.
آدمها را از خودت دفع کن.
... آدمها را به خودت جذب کن.
برای آینده هم نگهدار.
... همه را مصرف کن.
منتظر شو تا اقدام شود.
... خودت دست بهکار شو.
برای این کار، عزم ملی لازم است.
... خودت به تنهایی از عهدهاش برمیآیی.
آینده را ببین.
... گذشته را دریاب.
مصرف کن.
... خلق کن.
امکان.
... امنیت.
رهبر باش.
... پیرو باش.
دیگران را یاری کن.
... فقط خودت را در نظر بگیر.
تا وقتی خلاف قانون نباشد، مشکلی نیست.
... کارِ درست را انجام بده.
سیاست.
... حکمرانی.
بعداً.
... حالا.
مصطفی منبری ۱۰ فروردین ۱۳۹۸
@MostafaMenbarii
..........................................
ست گادین ۳۰ مارس ۲۰۱۹
.........................................
آدمها را براساس جایی که از آن آمدهاند قضاوت کن.
....آدمها را بر اساس جایی که میخواهند بروند قضاوت کن.
حق انتخاب، باخودش مسوولیت میآورد.
... آدمها برای تصمیمگیریهای خوب، غیرقابلاعتماد هستند.
مسلط و حاکم بر اوضاع.
...وابسته و پیرو.
رستگاری امکانپذیر است.
.... گذشته تعیین میکند که آینده چه باشد.
قدرتمندان باید پاسخگو باشند.
...قدرتمندان باید هرکاری دلشان خواست انجام دهند.
It's most efficient to slot people into tracks early
... There's potential in everyone
چون من میگم!
... اجازه دهید تحقیق کنیم و بفهمیم.
استعداد ذاتی است.
... مهارت آموختنی است.
سرمایهگذاری در فرهنگ، جواب میدهد.
... حساب آدمها با فرهنگ جداست.
آدمها را از خودت دفع کن.
... آدمها را به خودت جذب کن.
برای آینده هم نگهدار.
... همه را مصرف کن.
منتظر شو تا اقدام شود.
... خودت دست بهکار شو.
برای این کار، عزم ملی لازم است.
... خودت به تنهایی از عهدهاش برمیآیی.
آینده را ببین.
... گذشته را دریاب.
مصرف کن.
... خلق کن.
امکان.
... امنیت.
رهبر باش.
... پیرو باش.
دیگران را یاری کن.
... فقط خودت را در نظر بگیر.
تا وقتی خلاف قانون نباشد، مشکلی نیست.
... کارِ درست را انجام بده.
سیاست.
... حکمرانی.
بعداً.
... حالا.
مصطفی منبری ۱۰ فروردین ۱۳۹۸
@MostafaMenbarii
..........................................
Seth's Blog
Choices
Judge people by where they came from … Judge people by where they’re going Choices come with responsibility … People can’t be trusted to make good choices Dominate … A…
🌺 جشن تولد کانال «طعم ست گادین»🎂
🍰 یازده فروردین ۱۳۹۸، یکساله شدیم.
🍰 سپاس از شاهین کلانتری، یگانه حامی و مشوقام. این کانال، یادگار دورهی آنلاین «لذت نویسندگی» در زمستان برفی ۱۳۹۶ است.
🍰 متشکرم از ست گادین، بخاطر کلام سخاوتمندانهاش که الهامبخش میلیونها انسان در سراسر جهان است.
🍰 و ممنونم از اعتماد شما همدلان همراه.
🍰 یازدهمین روز بهار و ۱۱ پُست اتفاقی، از سالی که گذشت:
ط..........................................................یک
ع.......................................دو
م.................سه
س............................چهار
ت.................................................پنج
گ..................................................................شش
ا...........................................هفت
د.....................هشت
ی......نه
ن..................... ده
فروردین...........................یازده
🌺 با تقدیم احترام؛
مصطفی منبری ۱۱ فروردین ۱۳۹۸
@MostafaMenbarii
.
.
🍰 یازده فروردین ۱۳۹۸، یکساله شدیم.
🍰 سپاس از شاهین کلانتری، یگانه حامی و مشوقام. این کانال، یادگار دورهی آنلاین «لذت نویسندگی» در زمستان برفی ۱۳۹۶ است.
🍰 متشکرم از ست گادین، بخاطر کلام سخاوتمندانهاش که الهامبخش میلیونها انسان در سراسر جهان است.
🍰 و ممنونم از اعتماد شما همدلان همراه.
🍰 یازدهمین روز بهار و ۱۱ پُست اتفاقی، از سالی که گذشت:
ط..........................................................یک
ع.......................................دو
م.................سه
س............................چهار
ت.................................................پنج
گ..................................................................شش
ا...........................................هفت
د.....................هشت
ی......نه
ن..................... ده
فروردین...........................یازده
🌺 با تقدیم احترام؛
مصطفی منبری ۱۱ فروردین ۱۳۹۸
@MostafaMenbarii
.
.
Telegram
طعم ستگادین
◾مزمزه روزانهی افکار «ستگادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)
◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبیها و شاهینکلانتری، مشوقِ قلمها
🗣 (@MostafaMenbarii)
◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبیها و شاهینکلانتری، مشوقِ قلمها
🗣 (@MostafaMenbarii)
#محبوبترین_های_وبلاگ_ست_گادین
ما میخواهیم چه کسی شویم؟
ست گادین ۲۱ آوریل ۲۰۱۷
......................................
هرچه بِکاریم همان را درو میکنیم.
اگر روزانه پنج دقیقه صرفِ تمرینِ نواختنِ موزیکِ دشوار banjo کنید، به نوازندهی banjo بهتری تبدیل خواهید شد.
اگر ذرهای از وقت روزانهتان را صرف احساس شرم و ملامت کردن خودتان کنید، این رفتار، بخشی از شما خواهد شد.
کلماتی که تایپ میکنید، کسانی که در اطرافتان جمع میکنید و رسانههایی که دنبال میکنید هم از این قاعده مستثنی نیستند.
فرق آدمی که الان هستید با کسی که پنج سال پیش بودید، در نحوهی صرف زمان توسط شماست.
ما از عادتهایمان تشکیل یافتهایم. کارهای کوچک، وقتی تکرار شوند، دیگر کوچک و ناچیز نیستند.
و بدین ترتیب، عادتها در برندها، سازمانها و جنبشها نیز تعیین کنندهاند.
مصطفی منبری ۱۲ فروردین ۱۳۹۸
.........................................
ما میخواهیم چه کسی شویم؟
ست گادین ۲۱ آوریل ۲۰۱۷
......................................
هرچه بِکاریم همان را درو میکنیم.
اگر روزانه پنج دقیقه صرفِ تمرینِ نواختنِ موزیکِ دشوار banjo کنید، به نوازندهی banjo بهتری تبدیل خواهید شد.
اگر ذرهای از وقت روزانهتان را صرف احساس شرم و ملامت کردن خودتان کنید، این رفتار، بخشی از شما خواهد شد.
کلماتی که تایپ میکنید، کسانی که در اطرافتان جمع میکنید و رسانههایی که دنبال میکنید هم از این قاعده مستثنی نیستند.
فرق آدمی که الان هستید با کسی که پنج سال پیش بودید، در نحوهی صرف زمان توسط شماست.
ما از عادتهایمان تشکیل یافتهایم. کارهای کوچک، وقتی تکرار شوند، دیگر کوچک و ناچیز نیستند.
و بدین ترتیب، عادتها در برندها، سازمانها و جنبشها نیز تعیین کنندهاند.
مصطفی منبری ۱۲ فروردین ۱۳۹۸
.........................................
Seth's Blog
Who are we seeking to become?
We get what we invest in. The time we spend comes back, with interest. If you practice five minutes of new, difficult banjo music every day, you'll become a better banjo player. If you spend a…
پیش بهسوی رقابت
ست گادین ۲ آوریل ۲۰۱۹
........................................
کتاب ها در کتابفروشی، بهتر از مغازهی قصابی فروش میروند.
با اینکه هر کتابی در کتابفروشی با کتابهای زیادی محاصره شده و رقابت شدیدی در جریان است ولی همچنان کتابفروشی مناسبترین مکان برای نمایش، مقایسه و سرانجام، خرید و خواندهشدن کتاب است.
غرفههای نمایشگاهی تجاری هم وقتی موفقتر هستند که در مجاورت با یکدیگرند و برای خریدار، حق انتخاب فراهم میکنند.
ساختن غرفه نمایشگاهی مجزا از بقیه در سراسر شهر، شما را از سایر انتخابها برای خریدار جدا میکند ولی اثر کمی در تثبیت موقعیتتان دارد و احتمال اینکه شما را به انتخاب هوشمندانهای برای خریدار بدل کند، بالا نمیرود.
اگر من یکی از ۲۵ نفر کاندیدهای ریاست جمهوری ایالات متحده بودم، تور مناظرهی دلخواه خودم را سامان میدادم و از چهار یا پنج نفر کاندید دیگر دعوت میکردم تا هر شب مناظرهی داغی باهم داشته باشیم. تک تک کاندیداهای گروه شش نفرهی ما از این رقابت سود میبُرد و ما بقیهی رُقبا را براحتی پشت سر میگذاشتیم چون آنها برخلاف ما، تنها کار میکنند. بدانید که کسی مانع شما نخواهد شد، شروع کنید. به همین سادگی.
اگر من یک عکاس مراسم عروسی بودم یک دوجین از عکاسان شهر را جمع میکردم، سازمان میدادم و برای گروهمان بروشور و بازاریابی راه میانداختم...
شاید بخواهید از اینجور سازمان دادنها، شرکت در کنفرانسها یا ساختن غرفه نمایشگاهی در جایی که ببینید و دیده شوید، آنهم توسط کسانی که بدنبال حل مسالهاند و گوش شنوایی دارند، اجتناب کنید. اما امروزه که جریان اطلاعات، بیش از هر زمان دیگری آزادانه در گردش است، فریبدادن مردم و تلاش برای متقاعدکردن آنها به اینکه حق انتخاب دیگری ندارند، تنها روایتگر ترس شماست نه چیز دیگر.
مصطفی منبری ۱۴ فروردین ۱۳۹۸
.........................................
ست گادین ۲ آوریل ۲۰۱۹
........................................
کتاب ها در کتابفروشی، بهتر از مغازهی قصابی فروش میروند.
با اینکه هر کتابی در کتابفروشی با کتابهای زیادی محاصره شده و رقابت شدیدی در جریان است ولی همچنان کتابفروشی مناسبترین مکان برای نمایش، مقایسه و سرانجام، خرید و خواندهشدن کتاب است.
غرفههای نمایشگاهی تجاری هم وقتی موفقتر هستند که در مجاورت با یکدیگرند و برای خریدار، حق انتخاب فراهم میکنند.
ساختن غرفه نمایشگاهی مجزا از بقیه در سراسر شهر، شما را از سایر انتخابها برای خریدار جدا میکند ولی اثر کمی در تثبیت موقعیتتان دارد و احتمال اینکه شما را به انتخاب هوشمندانهای برای خریدار بدل کند، بالا نمیرود.
اگر من یکی از ۲۵ نفر کاندیدهای ریاست جمهوری ایالات متحده بودم، تور مناظرهی دلخواه خودم را سامان میدادم و از چهار یا پنج نفر کاندید دیگر دعوت میکردم تا هر شب مناظرهی داغی باهم داشته باشیم. تک تک کاندیداهای گروه شش نفرهی ما از این رقابت سود میبُرد و ما بقیهی رُقبا را براحتی پشت سر میگذاشتیم چون آنها برخلاف ما، تنها کار میکنند. بدانید که کسی مانع شما نخواهد شد، شروع کنید. به همین سادگی.
اگر من یک عکاس مراسم عروسی بودم یک دوجین از عکاسان شهر را جمع میکردم، سازمان میدادم و برای گروهمان بروشور و بازاریابی راه میانداختم...
شاید بخواهید از اینجور سازمان دادنها، شرکت در کنفرانسها یا ساختن غرفه نمایشگاهی در جایی که ببینید و دیده شوید، آنهم توسط کسانی که بدنبال حل مسالهاند و گوش شنوایی دارند، اجتناب کنید. اما امروزه که جریان اطلاعات، بیش از هر زمان دیگری آزادانه در گردش است، فریبدادن مردم و تلاش برای متقاعدکردن آنها به اینکه حق انتخاب دیگری ندارند، تنها روایتگر ترس شماست نه چیز دیگر.
مصطفی منبری ۱۴ فروردین ۱۳۹۸
.........................................
Seth's Blog
Next to the competition
Books sell better in bookstores than they sell in butcher shops. In a bookstore, surrounded by all the competition, a book is in the right place to be seen, compared and ultimately purchased and re…
بدنبال صحیح«تَر» باشید
ست گادین ۳ آوریل ۲۰۱۹
.........................................
دستکم هفت مسیر واقعی، راه خانهی مرا در نزدیکی نیویورک به همایشی در واشنگتن میرساند. هیچ کدام از این مسیرها اشتباه نیست و هرکدام برحسب سرراست بودن، سریع بودن یا میزان هزینهاش، مزایایی بر آن دیگری دارد.
پس ما نمیتوانیم بر صحیحبودنِ یکی و اشتباهبودنِ بقیه، حکم قطعی بدهیم.
تنها روش مفید، تعیین اولویتهایمان و رسیدن به بیشترین سازگاری ممکن است.
توقع کمال و بینقصی، یک بازی تمامنشدنی است.
و اطمینانخاطر داشتن به یک چیز کاملا صحیح در قیاس با چیزی کاملا اشتباه، فقط نشانهی توهم ماست.
مصطفی منبری ۱۴ فروردین ۱۳۹۸
..........................................
ست گادین ۳ آوریل ۲۰۱۹
.........................................
دستکم هفت مسیر واقعی، راه خانهی مرا در نزدیکی نیویورک به همایشی در واشنگتن میرساند. هیچ کدام از این مسیرها اشتباه نیست و هرکدام برحسب سرراست بودن، سریع بودن یا میزان هزینهاش، مزایایی بر آن دیگری دارد.
پس ما نمیتوانیم بر صحیحبودنِ یکی و اشتباهبودنِ بقیه، حکم قطعی بدهیم.
تنها روش مفید، تعیین اولویتهایمان و رسیدن به بیشترین سازگاری ممکن است.
توقع کمال و بینقصی، یک بازی تمامنشدنی است.
و اطمینانخاطر داشتن به یک چیز کاملا صحیح در قیاس با چیزی کاملا اشتباه، فقط نشانهی توهم ماست.
مصطفی منبری ۱۴ فروردین ۱۳۹۸
..........................................
Seth's Blog
More right
There are at least seven realistic ways to get from my home near New York to a meeting in Washington DC. None of them are wrong. Each offers its own advantage in terms of resilience, speed, cost or…
اصول آووکادو
ست گادین ۴ آوریل ۲۰۱۹
......................................
۱. اگر در تصمیمگیری برای خریدن آووکادو فسفس کنید، هیچ مغازهای آوکادوی رسیده به شما نخواهد داد، چون باید از قبل آنرا پیشخرید میکردید.
۲. اگر آووکادو کال بخورید، لذتی نخواهید برد. حتی اگر تا فردا هم صبر کنید هیچ شانسی ندارید مگر اینکه برای رسیدهشدن آن، حسابی صبور باشید.
۳. اگر سبک زندگیتان بر اساس خوشیهای لحظهای و لذتهای اتفاقی و بیبرنامه است، یا هرگز به یک آووکادو خوب دست نخواهید یافت یا اینکه مجبورید برای رسیدن به آووکادوی رسیده، هزینهای گزاف به فرد دیگری که اهل برنامهریزی است بپردازید.
۴. بیش از مقدار نیازتان آووکادو بخرید چون دردسرش بیشتر از هزینهی آنست و پولتان هدر نمیرود.
۵. و از آنجایی که حالا آووکادوی بیشتری هم دارید، وقتی آووکادوها رسیده شدند، میتوانید به اطرافیانتان هم بدهید. از هر دست بدهید از همان دست میگیرید.
What gose around, comes around.
همگی این حقایق، ما را به یک بصیرت واقعی رهنمون میشوند یعنی استعارهای هستند از انتظار برای زندگی: اگر خودتان را وارد چرخهای کنید و درحین انتظار برای رسیدن یک میوه، برای میوه بعدی برنامهریزی کنید، میتوانید همهی عمر آووکادوی رسیده بخورید. از طرفی ناشکیبایی و بیبرنامگی که باعث خروجتان از چرخه میشود، شما را از هرآنچه میتوانستید بخورید محروم میکند.
قبل از اینکه به سایه احتیاج پیدا کنید، درختتان را بکارید.
مصطفی منبری ۱۵ فروردین ۱۳۹۸
.....................................
ست گادین ۴ آوریل ۲۰۱۹
......................................
۱. اگر در تصمیمگیری برای خریدن آووکادو فسفس کنید، هیچ مغازهای آوکادوی رسیده به شما نخواهد داد، چون باید از قبل آنرا پیشخرید میکردید.
۲. اگر آووکادو کال بخورید، لذتی نخواهید برد. حتی اگر تا فردا هم صبر کنید هیچ شانسی ندارید مگر اینکه برای رسیدهشدن آن، حسابی صبور باشید.
۳. اگر سبک زندگیتان بر اساس خوشیهای لحظهای و لذتهای اتفاقی و بیبرنامه است، یا هرگز به یک آووکادو خوب دست نخواهید یافت یا اینکه مجبورید برای رسیدن به آووکادوی رسیده، هزینهای گزاف به فرد دیگری که اهل برنامهریزی است بپردازید.
۴. بیش از مقدار نیازتان آووکادو بخرید چون دردسرش بیشتر از هزینهی آنست و پولتان هدر نمیرود.
۵. و از آنجایی که حالا آووکادوی بیشتری هم دارید، وقتی آووکادوها رسیده شدند، میتوانید به اطرافیانتان هم بدهید. از هر دست بدهید از همان دست میگیرید.
What gose around, comes around.
همگی این حقایق، ما را به یک بصیرت واقعی رهنمون میشوند یعنی استعارهای هستند از انتظار برای زندگی: اگر خودتان را وارد چرخهای کنید و درحین انتظار برای رسیدن یک میوه، برای میوه بعدی برنامهریزی کنید، میتوانید همهی عمر آووکادوی رسیده بخورید. از طرفی ناشکیبایی و بیبرنامگی که باعث خروجتان از چرخه میشود، شما را از هرآنچه میتوانستید بخورید محروم میکند.
قبل از اینکه به سایه احتیاج پیدا کنید، درختتان را بکارید.
مصطفی منبری ۱۵ فروردین ۱۳۹۸
.....................................
Seth's Blog
The avocado principles
If you wait until you really want an avocado, the market won’t have any ripe ones. You need to buy them in advance. If you eat an avocado that’s not quite ripe, you won’t enjoy it…
«من اشتباه کردم»
ست گادین ۵ آوریل ۲۰۱۹
..................................
پیداکردن کسی که به سه کلمهی« من اشتباه کردم» اعتراف کند سخت است، از مشتری، رییس و رایدهنده گرفته تا شریکعاطفی. حتی برای خود ما هم کار سختی است.
دلیل گیر کردنمان هم همین است.
ما در رودربایستی تصمیمی که قبلا گرفتهایم گیر میکنیم. چون احساس میکنیم دفاع از یک تصمیم قدیمی، آسانتر از اعتراف به اشتباهبودن آن تصمیم است.
در سال ۱۹۹۳ من در نقش موسس یک شرکت اینترنتی، ایدهی www را رد کردم. من آنرا یک تصمیم احمقانه و بنبستی واضح از یک تکنولوژیِ وقتتلفکن برای شرکت تلقی کردم.
این تصمیم برای من یک بیلیون دلار هزینه برداشت.
در عرض ۹ ماه، من به بینش دیگران پی بردم. من نیروی وسیع و جهانی ارتباطات را به چشم دیدم و به قدرت تکنولوژی www در قیاس با centralized host وقوف پیدا کردم.
هنوز هم گفتن این جمله برایم سخت است:
«من اشتباه کردم.»
جمله جایگزین این است:
«من میتوانم بر اساس اطلاعات جدید، تصمیم جدیدی اتخاذ کنم.»
ما میتوانیم برپایهی اتفاقات دوربرمان و اطلاعات و علوم نوینِ پیرامونمان، تصمیمات جدیدی بگیریم. ما میتوانیم تصمیمات تازهای بر اساس فرایند راهبری سازمان( corporate governance ) و یا حتی همهپرسی سیاسی اخیر بگیریم.
بعدا شاکی نشوید که« چرا به من نگفتید که چه نتایج بدی در انتظار من است؟»
«اشتباه کردم»...
بسادگی بگویید:«آنموقع اطلاعات کافی نداشتم.»
تلاش و فرصتسازی مجدد و تصمیمگیری جدید و صحیح بعد از تصمیم اشتباه قبلی( do over )، بسیار کم هزینهتر از چسبیدن به یک تصمیم قدیمی است که با ایمان کامل ولی اطلاعات ناکافی گرفته شدهاست.
درست است که ما نباید اشتباه کنیم ولی با اینحال، ما بطور منظم، شانسِ تصحیحِ تصمیمات گذشتهمان را هم بدست میآوریم.
مصطفی منبری ۱۶ فروردین ۱۳۹۸
.........................................
ست گادین ۵ آوریل ۲۰۱۹
..................................
پیداکردن کسی که به سه کلمهی« من اشتباه کردم» اعتراف کند سخت است، از مشتری، رییس و رایدهنده گرفته تا شریکعاطفی. حتی برای خود ما هم کار سختی است.
دلیل گیر کردنمان هم همین است.
ما در رودربایستی تصمیمی که قبلا گرفتهایم گیر میکنیم. چون احساس میکنیم دفاع از یک تصمیم قدیمی، آسانتر از اعتراف به اشتباهبودن آن تصمیم است.
در سال ۱۹۹۳ من در نقش موسس یک شرکت اینترنتی، ایدهی www را رد کردم. من آنرا یک تصمیم احمقانه و بنبستی واضح از یک تکنولوژیِ وقتتلفکن برای شرکت تلقی کردم.
این تصمیم برای من یک بیلیون دلار هزینه برداشت.
در عرض ۹ ماه، من به بینش دیگران پی بردم. من نیروی وسیع و جهانی ارتباطات را به چشم دیدم و به قدرت تکنولوژی www در قیاس با centralized host وقوف پیدا کردم.
هنوز هم گفتن این جمله برایم سخت است:
«من اشتباه کردم.»
جمله جایگزین این است:
«من میتوانم بر اساس اطلاعات جدید، تصمیم جدیدی اتخاذ کنم.»
ما میتوانیم برپایهی اتفاقات دوربرمان و اطلاعات و علوم نوینِ پیرامونمان، تصمیمات جدیدی بگیریم. ما میتوانیم تصمیمات تازهای بر اساس فرایند راهبری سازمان( corporate governance ) و یا حتی همهپرسی سیاسی اخیر بگیریم.
بعدا شاکی نشوید که« چرا به من نگفتید که چه نتایج بدی در انتظار من است؟»
«اشتباه کردم»...
بسادگی بگویید:«آنموقع اطلاعات کافی نداشتم.»
تلاش و فرصتسازی مجدد و تصمیمگیری جدید و صحیح بعد از تصمیم اشتباه قبلی( do over )، بسیار کم هزینهتر از چسبیدن به یک تصمیم قدیمی است که با ایمان کامل ولی اطلاعات ناکافی گرفته شدهاست.
درست است که ما نباید اشتباه کنیم ولی با اینحال، ما بطور منظم، شانسِ تصحیحِ تصمیمات گذشتهمان را هم بدست میآوریم.
مصطفی منبری ۱۶ فروردین ۱۳۹۸
.........................................
Seth's Blog
“I was wrong”
That’s a hard sell. It’s difficult to get someone (a client, a boss, a voter, a partner) to say those three words. Difficult to say on our own behalf, too. Which is why we so easily get…
اوضاع دَرهموبَرهم آنزمان یادتان هست؟
ست گادین ۶ آوریل ۲۰۱۹
..................................
وقتی سیگار در بارهای نیویورک ممنوع شد، اعتراضی بپاخاست. رستورانداران شک نداشتند که فاجعهای در پیش است.
وقتی ما به لامپهای LED رو آوردیم، شهروندان دلواپس و سیاستمداران فرصتطلب با پیشگوییهایی مبنی براینکه به پایان تمدن رسیدهایم، بر دلها وحشت میافکندند.
همینطور وقتی شرکتهای حقوقی، شروع به ترویج مشارکت زنان کردند ...
زمانیکه کمربندایمنی برای ماشینها اجباری شد...
وقتی ساختمانها ملزم به تعبیه امکان خروج فوری بههنگام آتشسوزی و نصب پلههای اضطراری شدند...
و نیز هنگامی که قانونِ کار، به پای آموزشِ بیشتر و نیز استراحتِ بیشتر برای خلبانها و خدمهی شرکتهای هواپیمایی ایستاد...
و زمانیکه پزشکان، ملزم به شستن دستها قبل و بعد از انجام عمل زایمان شدند...
لزوما «تغییر»، یک کارِ تَروتمیز و بیدردسر نیست و اغلب اوقات، آغازگرِ یک آشفتگیِ جنونآمیزِ گذراست.
مصطفی منبری ۱۷ فروردین ۱۳۹۸
.........................................
ست گادین ۶ آوریل ۲۰۱۹
..................................
وقتی سیگار در بارهای نیویورک ممنوع شد، اعتراضی بپاخاست. رستورانداران شک نداشتند که فاجعهای در پیش است.
وقتی ما به لامپهای LED رو آوردیم، شهروندان دلواپس و سیاستمداران فرصتطلب با پیشگوییهایی مبنی براینکه به پایان تمدن رسیدهایم، بر دلها وحشت میافکندند.
همینطور وقتی شرکتهای حقوقی، شروع به ترویج مشارکت زنان کردند ...
زمانیکه کمربندایمنی برای ماشینها اجباری شد...
وقتی ساختمانها ملزم به تعبیه امکان خروج فوری بههنگام آتشسوزی و نصب پلههای اضطراری شدند...
و نیز هنگامی که قانونِ کار، به پای آموزشِ بیشتر و نیز استراحتِ بیشتر برای خلبانها و خدمهی شرکتهای هواپیمایی ایستاد...
و زمانیکه پزشکان، ملزم به شستن دستها قبل و بعد از انجام عمل زایمان شدند...
لزوما «تغییر»، یک کارِ تَروتمیز و بیدردسر نیست و اغلب اوقات، آغازگرِ یک آشفتگیِ جنونآمیزِ گذراست.
مصطفی منبری ۱۷ فروردین ۱۳۹۸
.........................................
Seth's Blog
Do you remember the frenzy?
There was an outcry when they banned cigarettes from bars in New York. The restaurant owners were certain that disaster was imminent. And there was panic when we began to switch to LED bulbs, with …
#محبوبترین_های_وبلاگ_ست_گادین
«رایدادن» درست فهمیده نشدهاست
ست گادین ۱ نوامبر ۲۰۱۰
.................................................
...اگر رای نمیدهید تا درس عبرتی به سیاستمداران بدهید، شما بطور غمانگیزی آدرس را اشتباه فهمیدهاید.
عدهی زیادی از سیاستمداران که شما با رایندادن، قصد دارید پیام اعتراضتان را به گوششان برسانید، اصلا نمیخواهند شما رای بدهید.
رایدادن در انتخابات میاندورهای از سال ۱۹۶۰ بطور چشمگیری کاهش یافته است و تنها دلیل آن تبلیغات تلویزیونی است.
تبلیغات سیاسی در تلویزیون فقط برای یک چیز طراحی شده است: جلوی رایدادن طرفداران رقیب را بگیرید.
اگر تبلیغات تلویزیونی بتواند به اندازه کافی به شما بقبولاند که از رای دادن منصرف شوید( مثلا با ترفندِ: اینها کارهای نیستند)، استراتژیشان موفق شدهاست.
شگفت اینکه رایدهندگان این را متوجه نشدهاند....
رای دادن، مجانی و سریع است. مسوولیتی به گردن ما نمیاندازد ولی قرار است ما بزودی با نتیجهی انتخابات زندگی کنیم...
حتی اگر از رای دادن متنفر هستید، رای بدهید. به کسی که کمتر از بقیه از او متنفرید، رای دهید. ولی قطعاً بروید و رای بدهید.
مصطفی منبری ۲۰ فروردین ۱۳۹۸
............................................
«رایدادن» درست فهمیده نشدهاست
ست گادین ۱ نوامبر ۲۰۱۰
.................................................
...اگر رای نمیدهید تا درس عبرتی به سیاستمداران بدهید، شما بطور غمانگیزی آدرس را اشتباه فهمیدهاید.
عدهی زیادی از سیاستمداران که شما با رایندادن، قصد دارید پیام اعتراضتان را به گوششان برسانید، اصلا نمیخواهند شما رای بدهید.
رایدادن در انتخابات میاندورهای از سال ۱۹۶۰ بطور چشمگیری کاهش یافته است و تنها دلیل آن تبلیغات تلویزیونی است.
تبلیغات سیاسی در تلویزیون فقط برای یک چیز طراحی شده است: جلوی رایدادن طرفداران رقیب را بگیرید.
اگر تبلیغات تلویزیونی بتواند به اندازه کافی به شما بقبولاند که از رای دادن منصرف شوید( مثلا با ترفندِ: اینها کارهای نیستند)، استراتژیشان موفق شدهاست.
شگفت اینکه رایدهندگان این را متوجه نشدهاند....
رای دادن، مجانی و سریع است. مسوولیتی به گردن ما نمیاندازد ولی قرار است ما بزودی با نتیجهی انتخابات زندگی کنیم...
حتی اگر از رای دادن متنفر هستید، رای بدهید. به کسی که کمتر از بقیه از او متنفرید، رای دهید. ولی قطعاً بروید و رای بدهید.
مصطفی منبری ۲۰ فروردین ۱۳۹۸
............................................
Seth's Blog
Voting, misunderstood
This year, fewer than 40% of voting age Americans will actually vote. A serious glitch in self-marketing, I think. If you don't vote because you're trying to teach politicians a lesson, y…
▪️فشار ذهنی، واقعیت دارد
▪️ستگادین ۱۰ آوریل ۲۰۱۹
...............................................
تفریحگاه دیزنیوُرلد، پُر از استرس است.
بازدیدکنندگان گذریاش، خیلی کمتر از چیزی که فکرش را بکنید، آنجا خوش میگذرانند. چون تصمیماتشان را نه از روی عادت بلکه از روی دقت و توجه میگیرند و توجهکردن، کار خستهکنندهای است.
آنجا پُر از استرس است چون بنظر میرسد انتخابها نیز گران تمام میشوند.
هزینهی فرصتهای( opportunity cost) بزرگی ایجاد میشود تا تو تصمیم بگیری که این کُنی و آن نکنی.
در ضمن قرار است فردا هم اینجا را ترک کنی... سوار کدام یک میخواهی بشوی؟ کدام یک ارزشش را دارد؟ چه چیزی از قلم افتاده؟
اینجا همه چیز کامل است.
در چنین مواقعی ما قبل از اینکه انتخاب بدی بکنیم، احساس شکست را مزمزه میکنیم یعنی حتی خیلی قبلتر از آنکه معلوم شود تصمیممان بد بوده یا نه.
و این مختص دیزنیوُرلد نیست. امروزه همهی دنیا همین وضع است.
هر دقیقهای که در یک سایت صرف میکنید معادل همان میزان دقیقه است که در جای دیگری صرف نمیکنید. هر تصمیمی راجع به نوشتن در شبکههای اجتماعی، خستهکننده و فرسایشی(enervating) است.
دیگر مثل قدیمها نیست که فقط سه شبکهی تلویزیونی داشتیم که البته تصمیمگیری برای انتخاب یکی از آنها هم سخت بود.
من لیستی تهیه کردهام از انگیزههای رفتاریمان( what drives behavior) در جهان مدرن و پیشرفته:
◾ ترس
◾فشار ذهنی( و میل به عادتکردن و آسانکردن کارها)
◾ طمع( که با ترس آبیاری میشود)
◾ کنجکاوی
◾سخاوتمندی/ارتباط
در مورد سخاوتمندی و ارتباط، عوامل سرمایهداری با ترفندهای اقتصاد رفتاری( behavioural economics)، ما را بطور منظم به سمت داد و ستد با دیگری سوق میدهند.
البته که با این وضع، ما هرگز روی رضایت را نخواهیم دید و بهمین خاطر فرهنگ ناپایداری داریم.
به محض اینکه سیستمی میسازیم و عادتها را سامان میدهیم تا از فشار ذهنی کم شود، کنجکاویِ شعلهور شده توسط طمع و ترس، همه چیز را بهم میریزد و تمامی چرخه از نو آغاز میشود.
مصطفی منبری ۲۱ فروردین ۱۳۹۸
...........................................
▪️ستگادین ۱۰ آوریل ۲۰۱۹
...............................................
تفریحگاه دیزنیوُرلد، پُر از استرس است.
بازدیدکنندگان گذریاش، خیلی کمتر از چیزی که فکرش را بکنید، آنجا خوش میگذرانند. چون تصمیماتشان را نه از روی عادت بلکه از روی دقت و توجه میگیرند و توجهکردن، کار خستهکنندهای است.
آنجا پُر از استرس است چون بنظر میرسد انتخابها نیز گران تمام میشوند.
هزینهی فرصتهای( opportunity cost) بزرگی ایجاد میشود تا تو تصمیم بگیری که این کُنی و آن نکنی.
در ضمن قرار است فردا هم اینجا را ترک کنی... سوار کدام یک میخواهی بشوی؟ کدام یک ارزشش را دارد؟ چه چیزی از قلم افتاده؟
اینجا همه چیز کامل است.
در چنین مواقعی ما قبل از اینکه انتخاب بدی بکنیم، احساس شکست را مزمزه میکنیم یعنی حتی خیلی قبلتر از آنکه معلوم شود تصمیممان بد بوده یا نه.
و این مختص دیزنیوُرلد نیست. امروزه همهی دنیا همین وضع است.
هر دقیقهای که در یک سایت صرف میکنید معادل همان میزان دقیقه است که در جای دیگری صرف نمیکنید. هر تصمیمی راجع به نوشتن در شبکههای اجتماعی، خستهکننده و فرسایشی(enervating) است.
دیگر مثل قدیمها نیست که فقط سه شبکهی تلویزیونی داشتیم که البته تصمیمگیری برای انتخاب یکی از آنها هم سخت بود.
من لیستی تهیه کردهام از انگیزههای رفتاریمان( what drives behavior) در جهان مدرن و پیشرفته:
◾ ترس
◾فشار ذهنی( و میل به عادتکردن و آسانکردن کارها)
◾ طمع( که با ترس آبیاری میشود)
◾ کنجکاوی
◾سخاوتمندی/ارتباط
در مورد سخاوتمندی و ارتباط، عوامل سرمایهداری با ترفندهای اقتصاد رفتاری( behavioural economics)، ما را بطور منظم به سمت داد و ستد با دیگری سوق میدهند.
البته که با این وضع، ما هرگز روی رضایت را نخواهیم دید و بهمین خاطر فرهنگ ناپایداری داریم.
به محض اینکه سیستمی میسازیم و عادتها را سامان میدهیم تا از فشار ذهنی کم شود، کنجکاویِ شعلهور شده توسط طمع و ترس، همه چیز را بهم میریزد و تمامی چرخه از نو آغاز میشود.
مصطفی منبری ۲۱ فروردین ۱۳۹۸
...........................................
Seth's Blog
Cognitive load is real
Disneyworld is stressful. The occasional visitor has far less fun than you might expect. That’s because without habits, every decision requires attention. And attention is exhausting. And it&…