طعم ست‌گادین
774 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
چاله‌ی شما چقدر غیرقابل پُرکردن است؟


ست گادین ۲۱ مارس ۲۰۱۹
......................................

واقعا چه اهمیتی دارد؟

همه‌ی عادات بد شما(و برخی عادات خوب‌تان) برای این بوجود آمده‌اند که آن چاله را پُر کنند یا از نگاه‌ها پنهانش دارند.

مادامی که ماموریت ما پُرکردن چاله است و تا زمانی که چاله غیرقابل پُرکردن است، چه اهمیتی دارد که آن چاله، چقدر کوچک یا بدیهی یا غیرقابل‌ گوشزد‌کردن باشد. بهرحال آن چاله پُرشدنی نیست.

کنترل ما همچنان در دست چاله است.

قدم اول برای زندگی با چاله‌تان، شناختن آنست.

شما نمی‌توانید از شر چاله خلاص شوید.

ولی می‌توانید رقص و تعامل با آن را بیاموزید.



مصطفی منبری ۱ فروردین ۱۳۹۸
......................................
مُنحَل‌اش کنید


ست گادین ۲۲ مارس ۲۰۱۹
.....................................

بهترین راه‌حل برای یک مساله‌ی پایدار و به‌‌ظاهر لاینحل، اینست که آنرا به حال خودش رها کنید.

از مساله دور شوید.

بر احساسِ نیاز به حل آن مساله، غلبه کنید.

هدف یا مراحلِ روندِ کار را از نو تعریف کنید تا آن مساله، دیگر نتواند شما را زمین‌گیر کند.

مسائل لاینحل، بهتر است بعنوان یک واقعیت پذیرفته‌شوند.



مصطفی منبری ۲فروردین۱۳۹۸
@MostafaMenbarii
.................................................
تبدیل Data به Information


ست گادین ۲۴ مارس ۲۰۱۹
........................................

این تبدیل، مستلزم درک و بصیرت است.

اغلب مسائل برای حل‌شدن، به دیتای بیشتری احتیاج ندارند. درواقع آنها به بینش فراتر، نوآوری بیشتر و چشمانی بازتر نیاز دارند.

چیزی که از تبدیل Data به یک واقعیت قابل‌استفاده( useful truth) بوجود می‌آید، Information نامیده می‌شود.



مصطفی منبری ۵فروردین۱۳۹۸
..........................................
تقریبا هیچکس


ست گادین ۲۵ مارس ۲۰۱۹
..........................................

هربار که درباره‌ی تصاحب دل «همه» و با تصور «تغییر دنیا» حرفی زدید، بدانید که یک انتخاب در پیش‌رو دارید.

بدست آوردن دل «همه»، تقریبا غیرممکن است.

محبوب‌ترین پادکست دنیا توسط یک نفر از هر ۲۰۰۰ نفر در این سیاره دریافت شده‌است. این عدد حتی نزدیک به «همه» هم نیست و در واقع «هیچکس» است.

همین داستان
درباره‌ی محبوب‌ترین سالسا، پرفروش‌ترین
نویسنده و(the leading non profit) هم صادق است.

عملاً تنها چیزی که بدست خواهید آورد، «هیچکس» است.

مشکلی نیست.

سوال این است که آنها کدام «هیچکس» هستند؟

آنها اقلیت مخاطبان وفادار و قابل‌اعتمادتان هستند که شما را از دست نمی‌دهند و این باعث تمرکز و تلاش شما می‌شود.

ولی اول باید انتخاب کنید.


مصطفی منبری۶ فروردین ۱۳۹۸
........................................
تنگه


ست گادین ۲۸ مارس ۲۰۱۹
.........................................

Are you a bottleneck?

گاهی وجود تنگه بدردبخور است.

مثلا برای خوردن نوشابه در یک نفَس با بشقاب، راه به جایی نخواهید برد ولی دهانه‌ی تنگ بطری این مشکل را حل کرده‌است.

آبیاری چمن هم بدون آبفشان کار سختی است ولی این وسیله با دهانه‌ی تنگ خود، باعث افزایش فشار آب و آبرسانی حداکثری می‌شود.

اما تنگه‌ای که از سرعت مراحل کاری سازمان می‌کاهد، یک مسأله تمام عیار است.

تا وقتی پروژه‌ای روی میز شماست، به خودی خود ارزشمند نیست مگر اینکه هر چیز نامربوط را برای رسیدن به هدف پروژه و حرکت روبه جلو کارها از میز کار کنار بزنید.

وقتی اعضای تیم کار، در انتظار تصویب نهایی پروژه توسط شما زمینگیر شده باشند، شما نقش همان تنگه و سرعت‌گیر را بازی می‌کنید.

چاره‌ی کار آنست که بفهمید کدام مرحله‌ی کار واقعا از مهارت و قدرت تصمیم‌گیری خاص شما بهره می‌برد و کدام قسمت در بند ترس‌های شما گیر می‌کند.


سپس آن قسمت را به کس دیگری محول کنید.



مصطفی منبری ۸ فروردین ۱۳۹۸
..........................................
تظاهر به حماقت


ست گادین ۲۹ مارس ۲۰۱۹
.........................................

Intellectual horsepower is overrated.

گفتن این جمله: «من احمق‌تر از آن هستم که از پس این کار بر بیایم.» کمکی نمی‌کند و شاید حقیقت نداشته باشد.

ما قادر به یادگیری فتوشاپ هستیم.
ما می‌توانیم محاسبه و تحلیل کنیم.
ما می‌توانیم دنباله‌رو یک استراتژی خاص باشیم.
ما می‌توانیم خواندن یک ترازنامه را بیاموزیم.
ما می‌توانیم درمورد یک تصمیم‌گیری بلند‌مدت، عاقلانه رفتار کنیم.

اگر بخواهیم صادق باشیم، دلیل واقعی انجام‌ندادن این کارها، حماقت ما نیست.

شاید دلیل‌اش اینست که آن کار را در اولویت‌مان قرار‌ نداده‌ایم.

شاید ترسیده‌ایم، تنبلی می‌کنیم، یا ناآگاهیم.

شرایط سه‌گانه فوق، می‌توانند موقتی و گذرا باشند یا اینکه ماندگار شوند و نشانه‌ی حماقت ما باقی بمانند. این بستگی به اراده و خواست خودمان دارد.

کدام بدتر است؟

مثل احمق‌ها بنظر بیاییم یا برای خودمان اولویت‌هایی داشته باشیم که ربطی به جورشدن موقعیت ندارند؟



مصطفی منبری ۹ فروردین ۱۳۹۸
............................................
انتخاب

ست گادین ۳۰ مارس ۲۰۱۹
.........................................


آدم‌ها را براساس جایی که از آن آمده‌اند قضاوت کن.
....آدم‌ها را بر اساس جایی که می‌خواهند بروند قضاوت کن.


حق انتخاب، باخودش مسوولیت می‌آورد.
... آدمها برای تصمیم‌گیری‌های خوب، غیر‌قابل‌اعتماد هستند.


مسلط و حاکم بر اوضاع.
...وابسته و پیرو.


رستگاری امکانپذیر است.
.... گذشته تعیین می‌کند که آینده چه باشد.


قدرتمندان باید پاسخگو باشند.
...قدرتمندان باید هرکاری دلشان خواست انجام دهند.


It's most efficient to slot people into tracks early
... There's potential in everyone


چون من می‌گم!
... اجازه دهید تحقیق کنیم و بفهمیم.


استعداد ذاتی است.
... مهارت آموختنی است.


سرمایه‌گذاری در فرهنگ، جواب می‌دهد.
... حساب آدم‌ها با فرهنگ جداست.


آدم‌ها را از خودت دفع کن.
... آدم‌ها را به خودت جذب کن.


برای آینده هم نگه‌دار.
... همه را مصرف کن.


منتظر شو تا اقدام شود.
... خودت دست به‌کار شو.


برای این کار، عزم ملی لازم است.
... خودت به تنهایی از عهده‌اش بر‌می‌آیی.


آینده را ببین.
... گذشته را دریاب.


مصرف کن.
... خلق کن.


امکان.
... امنیت.


رهبر باش.
... پیرو باش.


دیگران را یاری کن.
... فقط خودت را در نظر بگیر.


تا وقتی خلاف قانون نباشد، مشکلی نیست.
... کارِ درست را انجام بده.


سیاست.
... حکمرانی.


بعداً.
... حالا.



مصطفی منبری ۱۰ فروردین ۱۳۹۸
@MostafaMenbarii
..........................................
🌺 جشن تولد کانال «طعم ست گادین»🎂




🍰 یازده فروردین ۱۳۹۸، یکساله شدیم.

🍰 سپاس از شاهین کلانتری، یگانه حامی و مشوق‌ام. این کانال، یادگار دوره‌ی آنلاین «لذت نویسندگی» در زمستان برفی ۱۳۹۶ است.

🍰 متشکرم از ست گادین، بخاطر کلام سخاوتمندانه‌اش که الهام‌بخش میلیون‌ها انسان در سراسر جهان است.

🍰 و ممنونم از اعتماد شما همدلان همراه.

🍰 یازدهمین روز بهار و ۱۱ پُست اتفاقی، از سالی که گذشت:

ط..........................................................یک
ع.......................................دو
م.................سه
س............................چهار
ت.................................................پنج
گ..................................................................شش
ا...........................................هفت
د.....................هشت
ی......نه
ن..................... ده
فروردین...........................یازده



🌺 با تقدیم احترام؛
مصطفی منبری ۱۱ فروردین ۱۳۹۸
@MostafaMenbarii
.
.
#محبوبترین_های_وبلاگ_ست_گادین


ما می‌خواهیم چه کسی شویم؟

ست گادین ۲۱ آوریل ۲۰۱۷
......................................

هرچه بِکاریم همان را درو می‌کنیم.

اگر روزانه پنج دقیقه صرفِ تمرینِ نواختنِ موزیکِ دشوار banjo کنید، به نوازنده‌ی banjo بهتری تبدیل خواهید شد.

اگر ذره‌ای از وقت روزانه‌تان را صرف احساس شرم و ملامت کردن خودتان کنید، این رفتار، بخشی از شما خواهد شد.

کلماتی که تایپ می‌کنید، کسانی که در اطراف‌تان جمع می‌کنید و رسانه‌هایی که دنبال می‌کنید هم از این قاعده مستثنی نیستند.

فرق آدمی که الان هستید با کسی که پنج سال پیش بودید، در نحوه‌ی صرف زمان توسط شماست.

ما از عادت‌هایمان تشکیل یافته‌ایم. کارهای کوچک، وقتی تکرار شوند، دیگر کوچک و ناچیز نیستند.

و بدین‌ ترتیب، عادت‌ها در برند‌ها، سازمان‌ها و جنبش‌ها نیز تعیین کننده‌اند.



مصطفی منبری ۱۲ فروردین ۱۳۹۸
.........................................
پیش به‌سوی رقابت


ست گادین ۲ آوریل ۲۰۱۹
........................................

کتاب ها در کتابفروشی، بهتر از مغازه‌ی قصابی فروش می‌روند.

با اینکه هر کتابی در کتابفروشی با کتاب‌های زیادی محاصره شده و رقابت شدیدی در جریان است ولی همچنان کتابفروشی مناسب‌ترین مکان برای نمایش، مقایسه و سرانجام، خرید و خوانده‌شدن کتاب است.

غرفه‌های نمایشگاهی تجاری هم وقتی موفق‌تر هستند که در مجاورت با یکدیگرند و برای خریدار، حق انتخاب فراهم می‌کنند.

ساختن غرفه نمایشگاهی‌ مجزا از بقیه در سراسر شهر، شما را از سایر انتخاب‌ها برای خریدار جدا می‌کند ولی اثر کمی در تثبیت موقعیت‌تان دارد و احتمال اینکه شما را به انتخاب هوشمندانه‌ای برای خریدار بدل کند، بالا نمی‌رود.

اگر من یکی از ۲۵ نفر کاندیدهای ریاست جمهوری ایالات متحده بودم، تور مناظره‌ی دلخواه خودم را سامان می‌دادم و از چهار یا پنج نفر کاندید دیگر دعوت می‌کردم تا هر شب مناظره‌ی داغی باهم داشته باشیم. تک تک کاندیداهای گروه شش نفره‌ی ما از این رقابت سود می‌بُرد و ما بقیه‌ی رُقبا را براحتی پشت سر می‌گذاشتیم چون آنها برخلاف ما، تنها کار می‌کنند. بدانید که کسی مانع شما نخواهد شد، شروع کنید. به همین سادگی.

اگر من یک عکاس مراسم عروسی بودم یک دوجین از عکاسان شهر را جمع می‌کردم، سازمان می‌دادم و برای گروه‌مان بروشور و بازاریابی راه می‌انداختم...

شاید بخواهید از اینجور سازمان دادن‌ها، شرکت در کنفرانس‌ها یا ساختن غرفه نمایشگاهی در جایی که ببینید و دیده شوید، آنهم توسط کسانی که بدنبال حل مساله‌اند و گوش شنوایی دارند، اجتناب کنید. اما امروزه که جریان اطلاعات، بیش از هر زمان دیگری آزادانه در گردش است، فریب‌دادن مردم و تلاش برای متقاعد‌کردن آنها به اینکه حق انتخاب دیگری ندارند، تنها روایت‌گر ترس شماست نه چیز دیگر.



مصطفی منبری ۱۴ فروردین ۱۳۹۸
.........................................
بدنبال صحیح‌«تَر» باشید


ست گادین ۳ آوریل ۲۰۱۹
.........................................

دستکم هفت مسیر واقعی، راه خانه‌ی مرا در نزدیکی نیویورک به همایشی در واشنگتن می‌رساند. هیچ کدام از این مسیرها اشتباه نیست و هرکدام برحسب سرراست بودن، سریع بودن یا میزان هزینه‌اش، مزایایی بر آن دیگری دارد.

پس ما نمی‌توانیم بر صحیح‌بودنِ یکی و اشتباه‌بودنِ بقیه، حکم قطعی بدهیم.

تنها روش مفید، تعیین اولویت‌هایمان و رسیدن به بیشترین سازگاری ممکن است.

توقع کمال و بی‌نقصی، یک بازی تمام‌نشدنی است.

و اطمینان‌خاطر داشتن به یک چیز کاملا صحیح در قیاس با چیزی کاملا اشتباه، فقط نشانه‌‌ی توهم ماست.



مصطفی منبری ۱۴ فروردین ۱۳۹۸
..........................................
اصول آووکادو

ست گادین ۴ آوریل ۲۰۱۹
......................................

۱. اگر در تصمیم‌گیری برای خریدن آووکادو فس‌فس کنید، هیچ مغازه‌ای آوکادوی رسیده به شما نخواهد داد، چون باید از قبل آنرا پیش‌خرید می‌کردید.

۲. اگر آووکادو کال بخورید، لذتی نخواهید برد. حتی اگر تا فردا هم صبر کنید هیچ شانسی ندارید مگر اینکه برای رسیده‌شدن آن، حسابی صبور باشید.

۳. اگر سبک زندگی‌تان بر اساس خوشی‌های لحظه‌ای و لذت‌های اتفاقی و بی‌برنامه است، یا هرگز به یک آووکادو خوب دست نخواهید یافت یا اینکه مجبورید برای رسیدن به آووکادوی رسیده، هزینه‌ای گزاف به فرد دیگری که اهل برنامه‌ریزی است بپردازید.

۴. بیش از مقدار نیازتان آووکادو بخرید چون دردسرش بیشتر از هزینه‌‌ی آنست و پول‌تان هدر نمی‌رود.

۵. و از آنجایی که حالا آووکادوی بیشتری هم دارید، وقتی آووکادو‌ها رسیده شدند، می‌توانید به اطرافیان‌تان هم بدهید. از هر دست بدهید از همان دست می‌گیرید.
What gose around, comes around.


همگی این حقایق، ما را به یک بصیرت واقعی رهنمون می‌شوند یعنی استعاره‌ای هستند از انتظار برای زندگی: اگر خودتان را وارد چرخه‌ای کنید و درحین انتظار برای رسیدن یک میوه، برای میوه بعدی برنامه‌ریزی کنید، می‌توانید همه‌ی عمر آووکادوی رسیده بخورید. از طرفی ناشکیبایی و بی‌برنامگی که باعث خروج‌تان از چرخه می‌شود، شما را از هرآنچه می‌توانستید بخورید محروم می‌کند.

قبل از اینکه به سایه احتیاج پیدا کنید‌، درخت‌تان را بکارید.


مصطفی منبری ۱۵ فروردین ۱۳۹۸
.....................................
«من اشتباه کردم»


ست گادین ۵ آوریل ۲۰۱۹
..................................


پیداکردن کسی که به سه کلمه‌ی« من اشتباه کردم» اعتراف کند سخت است، از مشتری، رییس و رای‌دهنده گرفته تا شریک‌عاطفی. حتی برای خود ما هم کار سختی است.

دلیل گیر کردن‌مان هم همین است.

ما در رودربایستی تصمیمی که قبلا گرفته‌ایم گیر‌ می‌کنیم. چون احساس می‌کنیم دفاع از یک تصمیم قدیمی، آسانتر از اعتراف به اشتباه‌بودن آن تصمیم است.

در سال ۱۹۹۳ من در نقش موسس یک شرکت اینترنتی، ایده‌ی www را رد کردم. من آن‌را یک تصمیم احمقانه و بن‌بستی واضح از یک تکنولوژیِ وقت‌تلف‌کن برای شرکت تلقی کردم.

این تصمیم برای من یک بیلیون دلار هزینه برداشت.

در عرض ۹ ماه، من به بینش دیگران پی بردم. من نیروی وسیع و جهانی ارتباطات را به چشم دیدم و به قدرت تکنولوژی www در قیاس با centralized host وقوف پیدا کردم.

هنوز هم گفتن این جمله برایم سخت است:

«من اشتباه کردم.»

جمله جایگزین این است:

«من می‌توانم بر اساس اطلاعات جدید، تصمیم جدیدی اتخاذ کنم.»

ما می‌توانیم برپایه‌ی اتفاقات دوربرمان و اطلاعات و علوم نوینِ پیرامون‌مان، تصمیمات جدیدی بگیریم. ما می‌توانیم تصمیمات تازه‌ای بر اساس فرایند راهبری سازمان( corporate governance ) و یا حتی همه‌پرسی سیاسی اخیر بگیریم.

بعدا شاکی نشوید که« چرا به من نگفتید که چه نتایج بدی در انتظار من است؟»

«اشتباه کردم»...

بسادگی بگویید:«آن‌موقع اطلاعات کافی نداشتم.»

تلاش و فرصت‌سازی مجدد و تصمیم‌گیری جدید و صحیح بعد از تصمیم اشتباه قبلی( do over )، بسیار کم هزینه‌تر از چسبیدن به یک تصمیم قدیمی است که با ایمان کامل ولی اطلاعات ناکافی گرفته شده‌است.

درست است که ما نباید اشتباه کنیم ولی با این‌حال، ما بطور منظم، شانسِ تصحیحِ تصمیمات‌ گذشته‌مان را هم بدست می‌آوریم.



مصطفی منبری ۱۶ فروردین ۱۳۹۸
.........................................
اوضاع دَرهم‌وبَرهم آن‌زمان یادتان هست؟


ست گادین ۶ آوریل ۲۰۱۹
..................................

وقتی سیگار در بارهای نیویورک ممنوع شد، اعتراضی بپاخاست. رستوران‌داران شک نداشتند که فاجعه‌ای در پیش است.

وقتی ما به لامپهای LED رو آوردیم، شهروندان دلواپس و سیاستمداران فرصت‌طلب با پیشگویی‌هایی مبنی براینکه به پایان تمدن رسیده‌ایم، بر دلها وحشت می‌افکندند.

همین‌طور وقتی شرکت‌های حقوقی، شروع به ترویج مشارکت زنان کردند ...

زمانیکه کمربند‌ایمنی برای ماشین‌ها اجباری شد...

وقتی ساختمان‌ها ملزم به تعبیه امکان خروج فوری به‌هنگام آتش‌سوزی و نصب پله‌های اضطراری شدند...

و نیز هنگامی که قانونِ کار، به پای آموزشِ بیشتر و نیز استراحتِ بیشتر برای خلبان‌ها و خدمه‌ی شرکت‌های هواپیمایی ایستاد...

و زمانیکه پزشکان، ملزم به شستن دست‌ها قبل و بعد از انجام عمل زایمان شدند...


لزوما «تغییر»، یک کارِ تَروتمیز و بی‌دردسر نیست و اغلب اوقات، آغازگرِ یک آشفتگیِ جنون‌آمیزِ گذراست.




مصطفی منبری ۱۷ فروردین ۱۳۹۸
.........................................
#محبوبترین_های_وبلاگ_ست_گادین


«رای‌دادن» درست فهمیده نشده‌است

ست گادین ۱ نوامبر ۲۰۱۰
.................................................

...اگر رای نمی‌دهید تا درس عبرتی به سیاستمداران بدهید، شما بطور غم‌انگیزی آدرس را اشتباه فهمیده‌اید.

عده‌ی زیادی از سیاستمداران که شما با رای‌ندادن، قصد دارید پیام اعتراض‌تان را به گوش‌شان برسانید، اصلا نمی‌خواهند شما رای بدهید.

رای‌دادن در انتخابات میان‌دوره‌ای از سال ۱۹۶۰ بطور چشمگیری کاهش یافته است و تنها دلیل آن تبلیغات تلویزیونی است.

تبلیغات سیاسی در تلویزیون فقط برای یک چیز طراحی شده است: جلوی رای‌دادن طرفداران رقیب را بگیرید.

اگر تبلیغات تلویزیونی بتواند به اندازه کافی به شما بقبولاند که از رای دادن منصرف شوید( مثلا با ترفندِ: این‌ها کاره‌ای نیستند)، استراتژی‌شان موفق شده‌است.

شگفت اینکه رای‌دهندگان این را متوجه نشده‌اند....

رای دادن، مجانی و سریع است. مسوولیتی به گردن ما نمی‌اندازد ولی قرار است ما بزودی با نتیجه‌ی انتخابات زندگی کنیم...

حتی اگر از رای دادن متنفر هستید، رای بدهید. به کسی که کمتر از بقیه از او متنفرید، رای دهید. ولی قطعاً بروید و رای بدهید.




مصطفی منبری ۲۰ فروردین ۱۳۹۸
............................................
▪️فشار ذهنی، واقعیت دارد


▪️ست‌گادین ۱۰ آوریل ۲۰۱۹
...............................................

تفریحگاه دیزنی‌وُرلد، پُر از استرس است.

بازدیدکنندگان گذری‌اش، خیلی کمتر از چیزی که فکرش را بکنید، آنجا خوش می‌گذرانند. چون تصمیمات‌شان را نه از روی عادت بلکه از روی دقت و توجه می‌گیرند و توجه‌کردن، کار خسته‌کننده‌ای است.

آنجا پُر از استرس است چون بنظر می‌رسد انتخاب‌ها نیز گران تمام می‌شوند.

هزینه‌ی فرصت‌های( opportunity cost) بزرگی ایجاد می‌شود تا تو تصمیم بگیری که این کُنی و آن نکنی.

در ضمن قرار است فردا هم اینجا را ترک کنی... سوار کدام یک می‌خواهی بشوی؟ کدام یک ارزشش را دارد؟ چه چیزی از قلم افتاده؟

اینجا همه چیز کامل است.

در چنین مواقعی ما قبل از اینکه انتخاب بدی بکنیم، احساس شکست را مزمزه می‌کنیم یعنی حتی خیلی قبل‌تر از آنکه معلوم شود تصمیم‌مان بد بوده یا نه.

و این مختص دیزنی‌وُرلد نیست. امروزه همه‌ی دنیا همین وضع است.

هر دقیقه‌ای که در یک سایت صرف می‌کنید معادل همان میزان دقیقه است که در جای دیگری صرف نمی‌کنید. هر تصمیمی راجع به نوشتن در شبکه‌های اجتماعی، خسته‌کننده و فرسایشی(enervating) است.

دیگر مثل قدیم‌ها نیست که فقط سه شبکه‌ی تلویزیونی داشتیم که البته تصمیم‌گیری برای انتخاب یکی از آنها هم سخت بود.

من لیستی تهیه کرده‌ام از انگیزه‌های رفتاری‌مان( what drives behavior) در جهان مدرن و پیشرفته:


◾ ترس

◾فشار ذهنی( و میل به عادت‌کردن و آسان‌کردن کارها)

◾ طمع( که با ترس آبیاری می‌شود)

◾ کنجکاوی

◾سخاوتمندی/ارتباط

در مورد سخاوتمندی و ارتباط، عوامل سرمایه‌داری با ترفند‌های اقتصاد رفتاری( behavioural economics)، ما را بطور منظم به سمت داد و ستد با دیگری سوق می‌دهند.

البته که با این وضع، ما هرگز روی رضایت را نخواهیم دید و بهمین خاطر فرهنگ ناپایداری داریم.

به محض اینکه سیستمی می‌سازیم و عادت‌ها را سامان می‌دهیم تا از فشار ذهنی کم شود، کنجکاویِ شعله‌ور‌ شده توسط طمع و ترس، همه چیز را بهم می‌ریزد و تمامی چرخه از نو آغاز می‌شود.



مصطفی منبری ۲۱ فروردین ۱۳۹۸
...........................................
مشکل تک‌شاخ‌ها


ست‌گادین ۱۱ آوریل ۲۰۱۹
............................................

مشکل حیواناتِ افسانه‌ای تک‌شاخ آنست که وجود ندارند!

دلیل جالب‌بودن‌شان هم دقیقا همین است. وجودنداشتن. امکان‌نداشتن.

تک‌شاخ مثل یک قوی‌سیاه نیست چون قوی‌سیاه پرنده‌ای بسیار نادر است ولی بهرحال بودنش قابل اثبات است. درحالیکه وجود تک‌شاخ بنا به طبیعت‌اش، کاملا غیر‌ممکن است و به هیچ وجه قابل دسترس نیست.

بجای اشتیاق نشان‌دادن به تک‌شاخ‌ها و آرزوهای محال، می‌توانیم تصمیم به انجام کاری مفید و شدنی بگیریم.

دیدگاهِ انجامِ کارهای مفید و شدنی، چالش‌برانگیزتر از دیدنِ خواب و خیال‌های واهی است.

ایده‌ی این مطلب از رشد روزافزون شرکت‌هایی باعنوان تک‌شاخ‌ها( unicorns) ناشی شده‌است که کلمه‌ای بی‌معنی است و چنین شرکت‌هایی از روی تنبلی، جای تجزیه و تحلیل دقیق را با اظهار نظرهای جالب و پوچ عوض کرده‌اند.




مصطفی منبری۲۲ فروردین ۱۳۹۸
.........................................
ورکشاپ‌ها همان دوره‌های آموزشی نیستند



ست‌گادین ۱۱ آوریل ۲۰۱۹
.............................................

دوره‌های آموزشی رایج( traditional courses)، آنلاین یا آفلاین، یک سیر خطی دارند. این دوره‌ها بر اساس رابطه‌ی مستقیم بین محتوای ارائه‌شده توسط یک مربی و توجه دانش‌آموزان بنا می‌شوند: این را بنویس... آن را به خاطر بسپار... این را بفهم...

دوره‌های آموزشی به روش مخصوص خودشان برگزار می‌شوند و حتی وقتی به صورت ویدیویی هستند، بهتر هم می‌شوند.

ولی ورکشاپ‌ها متفاوتند. ورکشاپ درباره‌ی هم‌گروه‌هاست. درباره‌ی بقیه‌ی دانش‌آموزان، کسانی که ملاقات‌شان می‌کنید، از آن‌ها یاد می‌گیرید و به آن‌ها می‌آموزید.

ورکشاپ شما را با کار درگیر می‌کند ولی نه با آزمون و مدرک.

اگر می‌خواهید ساختن یک قایق را بیاموزید، به ورکشاپ نیاز دارید.

به راه انداختن یک ورک‌شاپ در دنیای واقعی، کار شاقی است و وقتی تعاملات فیزیکی می‌خواهند شکل بگیرند، محصول عجیب و غریبی ایجاد می‌شود ولی به جای آن، در دنیای مجازی، برگزاری ورکشاپ آنلاین، روش قدرتمندی برای آموزش است.

یک دوره‌ی آموزشی می‌تواند کاملا موثر واقع شود چون دانش‌آموزان به خروارها بینش عملی (actionable insights) از طریق ویدیو‌های آموزشی دسترسی پیدا می‌کنند که البته پیشنهاد من در این مورد Udemy است.

ولی آن معجزه‌ای که در ورکشاپ رخ می‌دهد با دوره آموزشی بدست نمی‌آید.

ورکشاپ‌ها آینده‌ی آموزش آنلاین هستند.

زیرا ورکشاپ شما را قادر به برقراری ارتباط(connection) می‌کند و ارتباط، قلب تپنده‌ی اقتصاد در دنیای کنونی ما است.

ارتباط یعنی یافتن دیگران، یعنی جذب حمایت دیگران، درگیر شدن با ایده‌ها و افراد گوناگون.

ارتباط بخشی از فرآیند رشد است. ارتباط با امکانات، با تغییر، با ایده‌ها و راهبردها (approaches).

اطلاعات ورکشاپ‌های ست‌گادین:

Akimbo

altMBA

Medium



مصطفی منبری ۲۳فروردین۱۳۹۸
........................................
#محبوبترین_های_وبلاگ_ست_گادین


مدیریتِ زززززززززز

ست گادین ۲۸ ژوئن ۲۰۱۵
..............................................

سی سال طول کشید تا بفهمم، راز موفقیت در جواب‌دادن، وقتی دیگران هم جواب را می‌دانند، چیست:

«شما باید قبل از دانستن جواب، دکمه‌ی زززززززززز را فشار دهید.»

بمحض اینکه احتمال دادید می‌توانید در فاصله‌ی زمان طرح‌شدن سوال، جواب درست را تایید کنید: زززززززز

در زمان بین فشار‌دادن دکمه‌ی زنگ تا وقتی که شروع به حرف‌زدن کنید، پاسخ خودش می‌آید. اگر هم نیامد، جریمه‌ی پاسخ غلط در مقایسه با فرصتی که برای دادنِ جواب درست از دست می‌دهید، ناچیز است.

این ایده‌، اشتباه بنظر می‌رسد و در نگاه اول، یک بی‌احتیاطی، بی‌دقتی و خودخواهی است. خب البته می‌شود تا رسیدن به یک جوابِ مطمئن هم صبر کرد ولی صبر‌کردن، ما را به فشار‌ندادن دکمه‌ی زززززززز «عادت» می‌دهد.

هیچ موسیقیدانی از موفقیت آلبوم خودش مطمئن نیست. هیچ کارفرمایی نمی‌داند که تمام کسانی که استخدام می‌کند خوب از آب درمی‌آیند. هیچ پدر و مادری از درست‌بودن همه‌ی تصمیمات‌اش اطمینان ندارد.

روش فشردن دکمه‌ی زززززززززز قبل از دانستن جواب، بی‌احتیاطی نیست چون تجربه‌ی کشف کردن به ما می‌دهد، باعث می‌شود بهتر از قبل کار کنیم، عمیق‌تر بکاویم و الهام بگیریم.

«عادت» ساده‌ای است: اول دکمه‌ی ززززز را فشار بده.

با این کار، جهش می‌کنیم و برای انجام کاری بزرگ، مقدمه می‌چینیم. هیچ راه دیگری وجود ندارد.




👤 پیشنهاد این پست از ایمان میرزایی بود.

مصطفی منبری ۲۴ فروردین ۱۳۹۸
.......................
فرق انجام کار از روی اجبار یا اراده



ست‌گادین ۱۵ آوریل ۲۰۱۹
..................................................

تعیین ضرب‌العجل برای انجام کارها جواب می‌دهد چون باعث تمرکز ذهن و ایجاد وضعیت اورژانس می‌شود.

ضرب‌العجل‌ها ما را به پُرکردن اظهار‌نامه‌ی مالیاتی یا اتمام وظایف‌مان سوق می‌دهند. آنها یک اهرم بیرونی برای انجام کارهایی هستند که «باید» انجام دهیم.

از طرفی، دِسر هم همین کار را می‌کند. شما به هیچ مشوق بیرونی برای خوردن دسر بعد از تمام شدنِ سالاد نیاز ندارید. این کار را داوطللبانه انجام می‌دهید نه از روی اجبار.

شما می‌توانید زندگیِ کاری‌تان را با حال و هوای ضرب‌العجل سامان دهید. می‌توانید آنقدر تعلل کنید تا جریمه‌ی دیرکرد بپردازید و انجام کارهای اورژانسی را به دقیقه نود محول کنید چون این‌ها پیش نیاز یک زندگی ضرب‌العجلی و انجام جبری کارهاست.

یا اینکه می‌توانید از روش انسان‌های خلاق و شاد پیروی کنید و با تعریف جدیدی از کارها، آنها را از روی میل و اختیار به انجام برسانید.

بله منظور من شامل پرداخت مالیات هم می‌شود. پرداخت مالیات را با میل و اراده انجام دهید چون شما آنقدر موفق و خوش‌شانس هستید که در یک جامعه‌ی متمدن زندگی کنید.



مصطفی منبری ۲۶ فروردین ۱۳۹۸
...................................