◾یک شانس برای بهترشدن
◾ستگادین ۲۶ نوامبر ۲۰۱۹
«کامل»، دشمنِ «خوب» است. [وُلتر ]
؛(Perfect is the enemy of good)
البته که اینطور است.
ولی اهمیت این جملهی ساده، وقتی بیشتر میشود که پی میبریم، هیچچیز و هیچکس کامل نیست.
اگر قهرمان شما، دلیل کارتان، تعطیلات شما، گذشتهتان، رابطهای که در آن هستید و ... هیچکدامشان چیز کاملی نیستند، آیا این به معنی آنست که باید پنهانشان کنید؟ یا شرمگین باشید؟ یا بترسید؟
ما با بیعدالتی احاطه شدهایم. یافتن چیزهای ناکامل و انتقادکردن از آنها یا حتی بدتر از آن، خجالتدادنشان، کار خیلی آسانی است.
بنظرمن، کار بهتری که میتوانیم انجام دهیم، یافتن چیزهای خوب است، هرچقدر هم که ضعیف باشند و سپس، جستن راهی برای تقویت آنهاست. اشتباهاتی پیش میآید، خطاها جبران میشوند و پیشرفت حاصل میشود، فقط به شرطی که به چیزهای خوب، شانس حضور و پذیرفتهشدن را بدهیم.
چیزهای ناکامل، فرصتی در اختیارمان میگذارند تا آنها را بهتر کنیم.
🍁۱۳۹۸/۹/۵
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۶ نوامبر ۲۰۱۹
«کامل»، دشمنِ «خوب» است. [وُلتر ]
؛(Perfect is the enemy of good)
البته که اینطور است.
ولی اهمیت این جملهی ساده، وقتی بیشتر میشود که پی میبریم، هیچچیز و هیچکس کامل نیست.
اگر قهرمان شما، دلیل کارتان، تعطیلات شما، گذشتهتان، رابطهای که در آن هستید و ... هیچکدامشان چیز کاملی نیستند، آیا این به معنی آنست که باید پنهانشان کنید؟ یا شرمگین باشید؟ یا بترسید؟
ما با بیعدالتی احاطه شدهایم. یافتن چیزهای ناکامل و انتقادکردن از آنها یا حتی بدتر از آن، خجالتدادنشان، کار خیلی آسانی است.
بنظرمن، کار بهتری که میتوانیم انجام دهیم، یافتن چیزهای خوب است، هرچقدر هم که ضعیف باشند و سپس، جستن راهی برای تقویت آنهاست. اشتباهاتی پیش میآید، خطاها جبران میشوند و پیشرفت حاصل میشود، فقط به شرطی که به چیزهای خوب، شانس حضور و پذیرفتهشدن را بدهیم.
چیزهای ناکامل، فرصتی در اختیارمان میگذارند تا آنها را بهتر کنیم.
🍁۱۳۹۸/۹/۵
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
A chance for better
Perfect is the enemy of good. Of course it is. But that simple sentence becomes more urgent when we realize that nothing (and no one) is perfect. How could it be? And so, if your hero, your cause, …
◾فکری که منسجم و پیوسته نیست
◾ستگادین ۲۷ نوامبر ۲۰۱۹
تفاوتی که بین موبایل و لپتاپ فاصله میاندازد، یک دکمه است: ENTER
وقتی در لپتاپ متنی را تایپ میکنید، فرض بر این است که شما به ثبتِ پیوستهی افکارتان تا جایی ادامه خواهید داد که دکمه send یا publish را فشار دهید.
ولی در گوشی هوشمند، دکمه ENTER ، همان دکمه publish است. یعنی متنی که نوشتهاید یا پیام کوتاه یا توییتتان، به محض تایپِ اولین جمله، انتشار مییابد.
این اتفاق خوبی برای پلتفرمهایی است که میخواهند پیروزمندانه، هورمون اندروفینِ مخاطب را در لحظه، به اوج برسانند.
ولی موبایل، مخصوصاً در مورد اشتراکگذاریِ ایدههای پیچیده (complex ideas)، نمیتواند کمککننده باشد. ایدههایی که ارزش اشتراکگذاری دارند، ایدههای پیچیدهای هستند.
🍁۱۳۹۸/۹/۶
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۷ نوامبر ۲۰۱۹
تفاوتی که بین موبایل و لپتاپ فاصله میاندازد، یک دکمه است: ENTER
وقتی در لپتاپ متنی را تایپ میکنید، فرض بر این است که شما به ثبتِ پیوستهی افکارتان تا جایی ادامه خواهید داد که دکمه send یا publish را فشار دهید.
ولی در گوشی هوشمند، دکمه ENTER ، همان دکمه publish است. یعنی متنی که نوشتهاید یا پیام کوتاه یا توییتتان، به محض تایپِ اولین جمله، انتشار مییابد.
این اتفاق خوبی برای پلتفرمهایی است که میخواهند پیروزمندانه، هورمون اندروفینِ مخاطب را در لحظه، به اوج برسانند.
ولی موبایل، مخصوصاً در مورد اشتراکگذاریِ ایدههای پیچیده (complex ideas)، نمیتواند کمککننده باشد. ایدههایی که ارزش اشتراکگذاری دارند، ایدههای پیچیدهای هستند.
🍁۱۳۹۸/۹/۶
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Discontinuous thought
The gap between mobile and desktop is: [shift] ENTER When one is typing on a laptop, the assumption is that you’ll keep going with your thought until you push ‘send’ or ‘pub…
◾بهتر یا بدتر
◾ستگادین ۲۸ نوامبر ۲۰۱۹
وقتی اوضاع دشوار شود، آیا بطور غریزی برای بهترکردنِ شرایط، کمرِ همت میبندید یا تله میگذارید تا اوضاع خرابتر هم بشود؟
با این استدلال که اگر اوضاع بدتر شود، نیازی به تعامل با بقیه نخواهید داشت.
و اگر اوضاع بدتر شود، میتوانید از زیر بار مسئولیت، شانه خالی کنید.
یا این اوضاع بهمریخته، دیگر مشکل شخص شما نخواهد بود.
اگر ما برای بهترکردن شرایط، به خودمان اعتماد نداشته باشیم، وقتی وضعیت پُرریسک، پُرتنش و دردناکی بوجود میآید، ممکن است احساس کنیم که سادهترین راه آنست که اوضاع را بیش از پیش بهم بریزیم و صحنه را ترک کنیم.
تعهد یعنی سرمایهگذاری در یک سیستم، در یک مکان، در یک رابطه یا یک پروژه. یعنی قبول مسوولیت. متعهد شدن باعث میشود، انسانی که در مقابل ماست، واقعیت پیدا کند و مسألهاش ضروری و مهم تلقی شود.
حتی ممکن است تنها ارزش واقعی همین باشد.
سپاس از شما بخاطر هر کاری که برای بهترکردن امور انجام میدهید. ممنونم.
🍁۱۳۹۸/۹/۷
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۸ نوامبر ۲۰۱۹
وقتی اوضاع دشوار شود، آیا بطور غریزی برای بهترکردنِ شرایط، کمرِ همت میبندید یا تله میگذارید تا اوضاع خرابتر هم بشود؟
با این استدلال که اگر اوضاع بدتر شود، نیازی به تعامل با بقیه نخواهید داشت.
و اگر اوضاع بدتر شود، میتوانید از زیر بار مسئولیت، شانه خالی کنید.
یا این اوضاع بهمریخته، دیگر مشکل شخص شما نخواهد بود.
اگر ما برای بهترکردن شرایط، به خودمان اعتماد نداشته باشیم، وقتی وضعیت پُرریسک، پُرتنش و دردناکی بوجود میآید، ممکن است احساس کنیم که سادهترین راه آنست که اوضاع را بیش از پیش بهم بریزیم و صحنه را ترک کنیم.
تعهد یعنی سرمایهگذاری در یک سیستم، در یک مکان، در یک رابطه یا یک پروژه. یعنی قبول مسوولیت. متعهد شدن باعث میشود، انسانی که در مقابل ماست، واقعیت پیدا کند و مسألهاش ضروری و مهم تلقی شود.
حتی ممکن است تنها ارزش واقعی همین باشد.
سپاس از شما بخاطر هر کاری که برای بهترکردن امور انجام میدهید. ممنونم.
🍁۱۳۹۸/۹/۷
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Better/worse
When things get difficult, is your instinct to invest the effort to make it better, or to set a trap so it all gets worse? Because if things get worse, well, then you won’t have to deal with …
◾گذار به لیدر شدن
◾ستگادین ۳۰ نوامبر ۲۰۱۹
یک نظریه غلط، آنست که دانشآموزان ممتاز، لیدرهای خوبی میشوند.
دلیلی وجود ندارد که این گزاره را درست بدانیم.
کسی که عملکرد خوبی در مدرسه دارد، دارای سه مشخصه است: از پس از امتحانات به خوبی برمیآید. به سوالاتی که از او پرسیده میشود توجه میکند و برای حل مسائلِ کوتاهمدت، از خود پشتکار به خرج میدهد.
وقتی که به یکباره با مسیر جدیدی مواجه شوید و نیاز داشته باشید که بفهمید قدم بعدی چیست، هیچ کدام از موارد فوق، اهمیت چندانی نخواهند داشت.
سیستم آموزشی که ساختهایم، محصولی ندارد بجز کارگران سازشکار (compliant factory workers). ولی اینگونه نیست که افرادی با بیشترین سازگاری، بیشترین شجاعت، همدلی یا بصیرت را هم داشته باشند.
🍁۱۳۹۸/۹/۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۳۰ نوامبر ۲۰۱۹
یک نظریه غلط، آنست که دانشآموزان ممتاز، لیدرهای خوبی میشوند.
دلیلی وجود ندارد که این گزاره را درست بدانیم.
کسی که عملکرد خوبی در مدرسه دارد، دارای سه مشخصه است: از پس از امتحانات به خوبی برمیآید. به سوالاتی که از او پرسیده میشود توجه میکند و برای حل مسائلِ کوتاهمدت، از خود پشتکار به خرج میدهد.
وقتی که به یکباره با مسیر جدیدی مواجه شوید و نیاز داشته باشید که بفهمید قدم بعدی چیست، هیچ کدام از موارد فوق، اهمیت چندانی نخواهند داشت.
سیستم آموزشی که ساختهایم، محصولی ندارد بجز کارگران سازشکار (compliant factory workers). ولی اینگونه نیست که افرادی با بیشترین سازگاری، بیشترین شجاعت، همدلی یا بصیرت را هم داشته باشند.
🍁۱۳۹۸/۹/۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
The transition to leadership
The flawed theory is that A+ students become good leaders. There’s no reason to think that this should be true. Doing well on tests, paying attention to what’s being asked, being dilige…
◾بحرانِ توجه واقعیت دارد
◾ستگادین ۱ دسامبر ۲۰۱۹
- همه چیز به یکباره اتفاق میافتد و ماییم که باید انتخاب کنیم.
- که چه بخوانیم یا به چه چیزی گوش دهیم یا به کدام درخواست پاسخ بدهیم:
- یک پیام فریبکارانهی درخواست پول
- یک منشن
- یک پیام صوتی از طرف رییسمان
- ایمیلی از جانب یک مشتری
- یک پیامک
- یک ایمیلِ فروشِ لحظه آخر از فروشگاهی که هرگز آنرا ندیدهاید
- یک پست از وبلاگی با سابقه یکساله
- پست جدیدی از وبلاگ
- یک پادکست جدید
- یک...
این ایده که میتوانیم «توجه» بیحد و حصری را صرف هر چیزی کنیم، حتی اگر نیازی به آنها نداشته باشیم، منسوخ شده است.
«توجه»، یک منبع نایاب است که بایستی هوشمندانه صرف شود. هرکدام از ما به میزان یکسانی از این منبع «توجه» دسترسی داریم. پیبردن به اینکه چگونه میخواهیم توجهمان را روی کارمان متمرکز کنیم، یک مزیت رقابتی برای ماست.
🍁۱۳۹۸/۹/۱۰
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱ دسامبر ۲۰۱۹
- همه چیز به یکباره اتفاق میافتد و ماییم که باید انتخاب کنیم.
- که چه بخوانیم یا به چه چیزی گوش دهیم یا به کدام درخواست پاسخ بدهیم:
- یک پیام فریبکارانهی درخواست پول
- یک منشن
- یک پیام صوتی از طرف رییسمان
- ایمیلی از جانب یک مشتری
- یک پیامک
- یک ایمیلِ فروشِ لحظه آخر از فروشگاهی که هرگز آنرا ندیدهاید
- یک پست از وبلاگی با سابقه یکساله
- پست جدیدی از وبلاگ
- یک پادکست جدید
- یک...
این ایده که میتوانیم «توجه» بیحد و حصری را صرف هر چیزی کنیم، حتی اگر نیازی به آنها نداشته باشیم، منسوخ شده است.
«توجه»، یک منبع نایاب است که بایستی هوشمندانه صرف شود. هرکدام از ما به میزان یکسانی از این منبع «توجه» دسترسی داریم. پیبردن به اینکه چگونه میخواهیم توجهمان را روی کارمان متمرکز کنیم، یک مزیت رقابتی برای ماست.
🍁۱۳۹۸/۹/۱۰
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
The attention crisis is real
It’s all happening at once, and we have to choose. What to read, listen to, answer? A spam from a scammer An @ mention on Slack A voice mail from the boss An email from a customer A DM on Sla…
◾ارتباط عمیق
◾ستگادین ۲دسامبر ۲۰۱۹
وقتی کسی چیزی را به شما میگوید که «نیاز دارید» بشنوید، نه چیزی را که دوست دارید بشنوید، دستاورد فوقالعاده با ارزشی برای شماست.
پذیرش چنین حرفهایی، حاصل دقتنظر، فراخاندیشی و شجاعت شماست.
اگر شما هم چنین هدیهای به دیگران پیشنهاد دهید، شاید به نظر برسد که چندان مورد تقدیر قرار نگرفتهاید ولی شما برای قدردانی این کار را نمیکنید، بلکه میخواهید کاری کنید تا برای بهسازی امور، ارتباط عمیقتری برقرار سازید.
صرف انرژی برای مردم و دلایلی که باعث شود کارشان بهتر راه بیفتد، بهترین کار ممکن است.
🍁۱۳۹۸/۹/۱۱
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲دسامبر ۲۰۱۹
وقتی کسی چیزی را به شما میگوید که «نیاز دارید» بشنوید، نه چیزی را که دوست دارید بشنوید، دستاورد فوقالعاده با ارزشی برای شماست.
پذیرش چنین حرفهایی، حاصل دقتنظر، فراخاندیشی و شجاعت شماست.
اگر شما هم چنین هدیهای به دیگران پیشنهاد دهید، شاید به نظر برسد که چندان مورد تقدیر قرار نگرفتهاید ولی شما برای قدردانی این کار را نمیکنید، بلکه میخواهید کاری کنید تا برای بهسازی امور، ارتباط عمیقتری برقرار سازید.
صرف انرژی برای مردم و دلایلی که باعث شود کارشان بهتر راه بیفتد، بهترین کار ممکن است.
🍁۱۳۹۸/۹/۱۱
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Deep connection
When someone tells you what you need to hear, instead of what you’re hoping to hear, you’ve found something priceless. This takes care, generosity and guts to achieve. When you offer th…
◾️توجهطلبی در قیاس با شکاف
◾️ستگادین ۳ دسامبر ۲۰۱۹
شنیدهام که مردم درباره آخرین مدل خودرو تسلا و راجع به شکست جهانی و یا موفقیتاش به نظریهپردازی مشغولند.
جهت افکار به سمتی است که گویا هر توجهی (attention) مطلوب است و در جهانِ ما که بیش از هر زمانی تشنهی توجه است، آنچه اهمیت دارد کلیکها هستند.
در سبکی که آنها میاندیشند، جلب توجه، نوع جدیدی از خلاقیت (innovation) است.
من که موافق نیستم!
بله، یک دهه قبل، خلاقیت عبارت بود از یافتن راهی برای جلبنظر کسانی که پیشگام در استفاده از محصولات جدید (early adopters) هستند. خلاقیت، شما را هیجانزده میکرد. خلاقیت باعث میشد، به طرفدارانتان چیزی بدهید که دربارهاش حرف بزنند. خلاقیت، افرادی را که به دنبال چیزهای نو بودند، راضی میکرد.
ولی بازاریابها و فروشندگان، در پژوهشهای خود در مورد تاثیرات عمیق (widespread impact) ، درس مهمی آموختند: خلاقیت یک تفریح(fun) است. اما برای چالشِ رسیدن به مخاطبان بیشتر، جواب نمیدهد.
کتاب «گذر از شکاف» نوشتهی « جفریمور» به بازاریابها کمک میکند تا متوجه شوند، بااینکه خلاقیت، وسیلهای برای دستیابی به گروه کمی از پیشگامان مصرفکنندهی محصولات نو و لیدرهای صاحبنظر بود، ولی برای رسیدن به تودههای مردمی، کافی نبود.
چون تودهها چیزی نمیخواهند که جدید باشد، آنها چیزی میخواهند که کار کند. چیزی که دیگران هم از آن استفاده کنند. چیزی که بتواند مسائل مربوط به بهرهوری و مسائل اجتماعی آنها را حل کند.
بنابراین برای رفتن به سمت بازاری بزرگ، شرکتهای تکنولوژیک، نیاز به اثر شبکهای (network effect) و صبر داشتند.
«تیم کوک» از راضیکردن نِردهایی (nerd) مثل من چشمپوشی کرد و به جای آن، با تمرکز بر ساخت محصولی با خلاقیت کم ولی لوکس، یک موتور سودآور خلق کرد.
آمازون نیز در برخی عرصهها خلاقیت به خرج داد. اما فروشگاه آنلایناش به شدت ملالآور، باثبات و متمرکز روی دستیابی به تعداد بیشتری از مردم از آب درآمد.
[ توجه! نیازی نیست در پی تودهی مخاطبانِ فلهای باشیم. این یک انتخاب است. به همین خاطر، اغلب ما همین که به اقلیت مخاطبان همیشگی دست پیدا کنیم، کافی است و لازم نیست برای ایجاد تمایز، همیشه در حال این در و آن در زدن بین تودهها باشیم.]
درس سادهای است:
پیشگامانِ مصرفِ محصولاتِ جدید با چیزهای جدید هیجانزده میشوند. آنها بدنبال خلاقیتاند.
بقیه افراد، دلشان میخواهد شکست نخورند. آنها به دنبال اعتمادند.
برمیگردیم به تسلا. آنها میلیاردها خرج کردهاند تا از تولید یک خودروی عجیب و غریبِ مخصوص نِردها، به تولید یک خودروی عمومی برای مخاطبان عام برسند و این کار جواب میدهد... این تیپ از مشتریان (یعنی اغلب افراد، شاید ۸۰ درصد هر بازاری) در جستجوی اطمینانبخشی (reliability) هستند و به این فکر میکنند که اگر چنین محصولی را بخرند، به دوستانشان درباره این خرید، چه چیزی میخواهند بگویند؟ (همان اتفاقی که در مورد Mac افتاد و از سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۸ ، یعنی تقریباً ۱۵ سال طول کشید تا به محصولی عادی تبدیل شود.)
آیا میتوانم به این بِرند اعتماد کنم؟
آیا میتوانم مطمئن باشم که این محصول، به وعدههایش پایبند خواهد ماند؟
آیا میتوانم به اطرافیانم اعتماد کنم که مرا تایید کنند؟
اگر تسلا در این مسیر اثباتشده، قدم برمیداشت، حرکت درست این بود که یک pickup truck میساخت که خلاقانه و البته قابلاعتماد باشد.
[در گذشته،] مشتریهای اول، افراد خلّاقی بودند ( همانطور که همیشه هستند) ولی داستانی داشتند که میتوانستند به راحتی برای دوستان و فامیل تعریف کنند. داستانی درباره اینکه: من آدم باهوش، برجسته و بهروزی هستم و انتخابم، بوضوح بهتر است.
ولی در عصر جدید که توجه، جایگزین خلاقیتِ مفید شده است، انتخابِ آنها هم دیگر قابل اعتماد نیست. چون با توجه، جایگزین شده است.
نکته اینجاست که خلاقیت در بلندمدت دارای مزایایی برای همه ماست، در حالیکه توجهطلبی به هرقیمت، اینگونه نیست.
موسیقیدانان این را فهمیدهاند که هر آهنگ جدید، میتواند به سبک جدیدی نواخته شود. حالِ افراد را بهتر کند و به اندازه کافی خوب باشد تا اهمیت پیدا کند. ولی در عین حال، آنها حق ندارند اعتمادِ مخاطبان را از بین ببرند.[ آنها باید حد و مرزهایی برای اجرای خودشان قائل شوند.]
وقتی همه بازاریاب هستند، وقتی همه صاحب پلتفرم هستند، وقتی همه میتوانند در قبال جلبتوجه، اعتماد مخاطب را نابود سازند، درس مفیدی به هرکدام از ما میدهند:
جلبتوجه در کوتاهمدت، میتواند احساس خلاقیت به ما بدهد. ولی وقتی کار به مرحلهی «درخواست تعهد واقعی» برسد، اغلب مشتریان، اعتماد را انتخاب خواهند کرد، نه هیجان.
مصطفی منبری ۱۳ آذر ۱۳۹۸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾️ستگادین ۳ دسامبر ۲۰۱۹
شنیدهام که مردم درباره آخرین مدل خودرو تسلا و راجع به شکست جهانی و یا موفقیتاش به نظریهپردازی مشغولند.
جهت افکار به سمتی است که گویا هر توجهی (attention) مطلوب است و در جهانِ ما که بیش از هر زمانی تشنهی توجه است، آنچه اهمیت دارد کلیکها هستند.
در سبکی که آنها میاندیشند، جلب توجه، نوع جدیدی از خلاقیت (innovation) است.
من که موافق نیستم!
بله، یک دهه قبل، خلاقیت عبارت بود از یافتن راهی برای جلبنظر کسانی که پیشگام در استفاده از محصولات جدید (early adopters) هستند. خلاقیت، شما را هیجانزده میکرد. خلاقیت باعث میشد، به طرفدارانتان چیزی بدهید که دربارهاش حرف بزنند. خلاقیت، افرادی را که به دنبال چیزهای نو بودند، راضی میکرد.
ولی بازاریابها و فروشندگان، در پژوهشهای خود در مورد تاثیرات عمیق (widespread impact) ، درس مهمی آموختند: خلاقیت یک تفریح(fun) است. اما برای چالشِ رسیدن به مخاطبان بیشتر، جواب نمیدهد.
کتاب «گذر از شکاف» نوشتهی « جفریمور» به بازاریابها کمک میکند تا متوجه شوند، بااینکه خلاقیت، وسیلهای برای دستیابی به گروه کمی از پیشگامان مصرفکنندهی محصولات نو و لیدرهای صاحبنظر بود، ولی برای رسیدن به تودههای مردمی، کافی نبود.
چون تودهها چیزی نمیخواهند که جدید باشد، آنها چیزی میخواهند که کار کند. چیزی که دیگران هم از آن استفاده کنند. چیزی که بتواند مسائل مربوط به بهرهوری و مسائل اجتماعی آنها را حل کند.
بنابراین برای رفتن به سمت بازاری بزرگ، شرکتهای تکنولوژیک، نیاز به اثر شبکهای (network effect) و صبر داشتند.
«تیم کوک» از راضیکردن نِردهایی (nerd) مثل من چشمپوشی کرد و به جای آن، با تمرکز بر ساخت محصولی با خلاقیت کم ولی لوکس، یک موتور سودآور خلق کرد.
آمازون نیز در برخی عرصهها خلاقیت به خرج داد. اما فروشگاه آنلایناش به شدت ملالآور، باثبات و متمرکز روی دستیابی به تعداد بیشتری از مردم از آب درآمد.
[ توجه! نیازی نیست در پی تودهی مخاطبانِ فلهای باشیم. این یک انتخاب است. به همین خاطر، اغلب ما همین که به اقلیت مخاطبان همیشگی دست پیدا کنیم، کافی است و لازم نیست برای ایجاد تمایز، همیشه در حال این در و آن در زدن بین تودهها باشیم.]
درس سادهای است:
پیشگامانِ مصرفِ محصولاتِ جدید با چیزهای جدید هیجانزده میشوند. آنها بدنبال خلاقیتاند.
بقیه افراد، دلشان میخواهد شکست نخورند. آنها به دنبال اعتمادند.
برمیگردیم به تسلا. آنها میلیاردها خرج کردهاند تا از تولید یک خودروی عجیب و غریبِ مخصوص نِردها، به تولید یک خودروی عمومی برای مخاطبان عام برسند و این کار جواب میدهد... این تیپ از مشتریان (یعنی اغلب افراد، شاید ۸۰ درصد هر بازاری) در جستجوی اطمینانبخشی (reliability) هستند و به این فکر میکنند که اگر چنین محصولی را بخرند، به دوستانشان درباره این خرید، چه چیزی میخواهند بگویند؟ (همان اتفاقی که در مورد Mac افتاد و از سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۸ ، یعنی تقریباً ۱۵ سال طول کشید تا به محصولی عادی تبدیل شود.)
آیا میتوانم به این بِرند اعتماد کنم؟
آیا میتوانم مطمئن باشم که این محصول، به وعدههایش پایبند خواهد ماند؟
آیا میتوانم به اطرافیانم اعتماد کنم که مرا تایید کنند؟
اگر تسلا در این مسیر اثباتشده، قدم برمیداشت، حرکت درست این بود که یک pickup truck میساخت که خلاقانه و البته قابلاعتماد باشد.
[در گذشته،] مشتریهای اول، افراد خلّاقی بودند ( همانطور که همیشه هستند) ولی داستانی داشتند که میتوانستند به راحتی برای دوستان و فامیل تعریف کنند. داستانی درباره اینکه: من آدم باهوش، برجسته و بهروزی هستم و انتخابم، بوضوح بهتر است.
ولی در عصر جدید که توجه، جایگزین خلاقیتِ مفید شده است، انتخابِ آنها هم دیگر قابل اعتماد نیست. چون با توجه، جایگزین شده است.
نکته اینجاست که خلاقیت در بلندمدت دارای مزایایی برای همه ماست، در حالیکه توجهطلبی به هرقیمت، اینگونه نیست.
موسیقیدانان این را فهمیدهاند که هر آهنگ جدید، میتواند به سبک جدیدی نواخته شود. حالِ افراد را بهتر کند و به اندازه کافی خوب باشد تا اهمیت پیدا کند. ولی در عین حال، آنها حق ندارند اعتمادِ مخاطبان را از بین ببرند.[ آنها باید حد و مرزهایی برای اجرای خودشان قائل شوند.]
وقتی همه بازاریاب هستند، وقتی همه صاحب پلتفرم هستند، وقتی همه میتوانند در قبال جلبتوجه، اعتماد مخاطب را نابود سازند، درس مفیدی به هرکدام از ما میدهند:
جلبتوجه در کوتاهمدت، میتواند احساس خلاقیت به ما بدهد. ولی وقتی کار به مرحلهی «درخواست تعهد واقعی» برسد، اغلب مشتریان، اعتماد را انتخاب خواهند کرد، نه هیجان.
مصطفی منبری ۱۳ آذر ۱۳۹۸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Attention vs. the chasm
I’ve heard from people who have theorized that Tesla’s window-breaking launch of the super-brutal pickup truck was either an intentional fail (look at all the publicity they got!) or a …
◾باخت سرافرازانه
◾ستگادین ۴ دسامبر ۲۰۱۹
قضیه دو دوتا چهارتاست. شما قرار است در اغلب رقابتهایی که وارد میشوید، بیازید. غیر از این نمیتواند باشد. در رقابت صد، هزار یا یک میلیون نفر، فقط یکی برنده است.
یعنی قرار است نحوهی باختن شما ارزیابی شود نه بُردنتان.
برای بُردن، همیشه باید به کل روشها مسلط باشید، قضاوت دقیقی از چیزی که از شما میخواهند داشته باشید، مثل بقیه تعلیم دیده باشید، ولی فراتر از سایر رُقبا ظاهر شوید.
ولی راه باختنِ سرافرازانه آنست که امکان [جدیدی] خلق کنید. نوآوری کنید. کاری سخاوتمندانه انجام دهید که ارزشش را داشته باشد که دربارهاش حرف بزنند.
اگر قرار است ببازید که احتمالا هم خواهید باخت، چرا با سربلندی نبازید؟
🍁۱۳۹۸/۹/۱۳
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۴ دسامبر ۲۰۱۹
قضیه دو دوتا چهارتاست. شما قرار است در اغلب رقابتهایی که وارد میشوید، بیازید. غیر از این نمیتواند باشد. در رقابت صد، هزار یا یک میلیون نفر، فقط یکی برنده است.
یعنی قرار است نحوهی باختن شما ارزیابی شود نه بُردنتان.
برای بُردن، همیشه باید به کل روشها مسلط باشید، قضاوت دقیقی از چیزی که از شما میخواهند داشته باشید، مثل بقیه تعلیم دیده باشید، ولی فراتر از سایر رُقبا ظاهر شوید.
ولی راه باختنِ سرافرازانه آنست که امکان [جدیدی] خلق کنید. نوآوری کنید. کاری سخاوتمندانه انجام دهید که ارزشش را داشته باشد که دربارهاش حرف بزنند.
اگر قرار است ببازید که احتمالا هم خواهید باخت، چرا با سربلندی نبازید؟
🍁۱۳۹۸/۹/۱۳
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Losing with style
The math is compelling. You’re going to lose most of the competitions you enter. How could it be any other way? With a hundred or a thousand or a billion people competing, only one wins. Whic…
◾خشمگینشدن یک انتخاب است
◾ستگادین ۸ دسامبر ۲۰۱۹
زیرا شما بخاطر انتخابی که میکنید، خشمگین میشوید.
رفتار خشمگینانه از داستانی که برای خودمان تعریف میکنیم منشا میگیرد. کسی از دستِ نیروی جاذبه زمین خشمگین نمیشود، چون جاذبه قبل ما هم وجود داشته است.
اگر داستانی که برای خودتان تعریف میکنید خشمتان را بر میانگیزد، پس داستان را تغییر دهید.
🍁۱۳۹۸/۹/۱۷
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۸ دسامبر ۲۰۱۹
زیرا شما بخاطر انتخابی که میکنید، خشمگین میشوید.
رفتار خشمگینانه از داستانی که برای خودمان تعریف میکنیم منشا میگیرد. کسی از دستِ نیروی جاذبه زمین خشمگین نمیشود، چون جاذبه قبل ما هم وجود داشته است.
اگر داستانی که برای خودتان تعریف میکنید خشمتان را بر میانگیزد، پس داستان را تغییر دهید.
🍁۱۳۹۸/۹/۱۷
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Irritated is a choice
It’s a choice because you’re on this path by choice. And it’s a choice because the act of being irritated involves the story we tell ourselves. People are rarely irritated by grav…
◾️بیرون بزنید
◾️ستگادین ۹ دسامبر ۲۰۱۹
قبل از اینکه تصمیم بزرگی بگیرید، کمی قدم بزنید.
اگر بیرون، باران هم باریده باشد که چه بهتر.
جلسه را چند دقیقه زودتر تمام کنید و با اعضای تیم، برای قدمزنی بیرون بروید.
بجای خوردن عصرانه، حین پیادهروی کمی آفتاب بگیرید.
راحتیِ کمتر برای قدمزدن، بیشتر به نفعتان است.
عادتکردن به پیادهروی، سخت است ولی ارزشش را دارد.
وقتی در شک و تردید به سر میبرید، برای پیادهروی، بیرون بزنید. مخصوصاً وقتی شرایط راحتی هم برای قدمزنی نداشته باشید.
(اگر جملات بالا را استعارهای هم به حساب بیاورید، که چه بهتر.)
🍁۱۳۹۸/۹/۱۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾️ستگادین ۹ دسامبر ۲۰۱۹
قبل از اینکه تصمیم بزرگی بگیرید، کمی قدم بزنید.
اگر بیرون، باران هم باریده باشد که چه بهتر.
جلسه را چند دقیقه زودتر تمام کنید و با اعضای تیم، برای قدمزنی بیرون بروید.
بجای خوردن عصرانه، حین پیادهروی کمی آفتاب بگیرید.
راحتیِ کمتر برای قدمزدن، بیشتر به نفعتان است.
عادتکردن به پیادهروی، سخت است ولی ارزشش را دارد.
وقتی در شک و تردید به سر میبرید، برای پیادهروی، بیرون بزنید. مخصوصاً وقتی شرایط راحتی هم برای قدمزنی نداشته باشید.
(اگر جملات بالا را استعارهای هم به حساب بیاورید، که چه بهتر.)
🍁۱۳۹۸/۹/۱۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Go outside
Before you make a big decision, walk around the block. If it’s raining out, take the dog for a run. End the meeting a few minutes early and go for a stroll with the team. Instead of an aftern…
◾بیاموز از هرآنچه مییابی
◾ستگادین ۱۱ دسامبر ۲۰۱۹
امکانش هست که یک نویسنده، بچهداری را بهتر از شما بلد باشد.
ممکن است چیزی که از صفحه نمایش تماشا میکنید، با تجربه شخصیتان همخوانی نداشته باشد.
امکان دارد از شیوه رفتار افرادی خوشتان نیاید، ولی آنها در حال انجام کار جالبی باشند...
اگر میتوانی چیزی یادبگیری، آنرا یاد بگیر.
اینکه گیرندههایت را خاموش کنی و چشم بر هر بصیرت و خردورزی ببندی و یادگیری از هر منبع سوالبرانگیز / بیرونی /ناآشنا را نادیده بگیری، کار وسوسه انگیزی است.
ولی امتحانش مجانی است. پنهان شدنِ ما، معادل ناتوانیمان از سود بردن است.
به احتمال زیاد، ما از تنوع (diversity) بیشتر میآموزیم تا از یکدستی (homogeneity).
🍁۱۳۹۸/۹/۲۱
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۱ دسامبر ۲۰۱۹
امکانش هست که یک نویسنده، بچهداری را بهتر از شما بلد باشد.
ممکن است چیزی که از صفحه نمایش تماشا میکنید، با تجربه شخصیتان همخوانی نداشته باشد.
امکان دارد از شیوه رفتار افرادی خوشتان نیاید، ولی آنها در حال انجام کار جالبی باشند...
اگر میتوانی چیزی یادبگیری، آنرا یاد بگیر.
اینکه گیرندههایت را خاموش کنی و چشم بر هر بصیرت و خردورزی ببندی و یادگیری از هر منبع سوالبرانگیز / بیرونی /ناآشنا را نادیده بگیری، کار وسوسه انگیزی است.
ولی امتحانش مجانی است. پنهان شدنِ ما، معادل ناتوانیمان از سود بردن است.
به احتمال زیاد، ما از تنوع (diversity) بیشتر میآموزیم تا از یکدستی (homogeneity).
🍁۱۳۹۸/۹/۲۱
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Learn from what you find, if it helps
It’s possible that the author has a different upbringing than you do. It’s possible that the example on the screen doesn’t match your experience. It’s possible that you don&…
◾نمیدانم چطور توانست شکست بخورد
◾ستگادین ۱۴ دسامبر ۲۰۱۹
این جمله، یک علامت هشدار است.
همینطور این جمله: نمیدانم چطور امکانِ شکست خواهد داشت.
در مورد جمله اول، شما به اندازه کافی، تفکر عمیقی روی مساله نکردهاید یا تجربه کافی در آن زمینه نداشتهاید تا بتوانید حدس بزنید که امکان دارد راهحل شما، در هر موردی جواب ندهد.
بهترین راه برای ارتقاء کارتان، تخیل بیشتر و حدسیات اضافی درباره علل شکستهای گذشته است تا بتوانید آنرا برای مخاطبانتان هم برجسته کنید.
در مورد جمله دوم، بمحض اینکه بتوانید حدس بزنید فلان روش ممکن است جواب ندهد، کمک واقعاً بزرگی به تجسم راههای شکست کردهاید. تجسم راههای فروپاشی، اینکه عوارض جانبی چهها میتواند باشد؟ و شما قرار است چطور آنها را پوشش دهید؟
هنر حل مسائل، اغلب شامل صرف زمان و انرژی برای تخیل روی این موضوع است که اگر در آینده نتوانید مسألهای را حل کنید، قرار است بعد از آن چه کنید؟
🍁۱۳۹۸/۹/۲۴
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۴ دسامبر ۲۰۱۹
این جمله، یک علامت هشدار است.
همینطور این جمله: نمیدانم چطور امکانِ شکست خواهد داشت.
در مورد جمله اول، شما به اندازه کافی، تفکر عمیقی روی مساله نکردهاید یا تجربه کافی در آن زمینه نداشتهاید تا بتوانید حدس بزنید که امکان دارد راهحل شما، در هر موردی جواب ندهد.
بهترین راه برای ارتقاء کارتان، تخیل بیشتر و حدسیات اضافی درباره علل شکستهای گذشته است تا بتوانید آنرا برای مخاطبانتان هم برجسته کنید.
در مورد جمله دوم، بمحض اینکه بتوانید حدس بزنید فلان روش ممکن است جواب ندهد، کمک واقعاً بزرگی به تجسم راههای شکست کردهاید. تجسم راههای فروپاشی، اینکه عوارض جانبی چهها میتواند باشد؟ و شما قرار است چطور آنها را پوشش دهید؟
هنر حل مسائل، اغلب شامل صرف زمان و انرژی برای تخیل روی این موضوع است که اگر در آینده نتوانید مسألهای را حل کنید، قرار است بعد از آن چه کنید؟
🍁۱۳۹۸/۹/۲۴
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
“I don’t know how it could fail”
That’s a warning sign. So is, “I don’t know how it would fail.” In the first case, you haven’t thought deeply enough (or don’t have enough experience) to imagine…
◾چه میشد؟
◾ستگادین ۱۷ دسامبر ۲۰۱۹
چه میشد اگر امروز، فقط همین امروز، از پا نمینشستیم.
چه میشد اگر دقیقاً تغییری را که آرزوی ایجادش را داشتیم، به چشم میدیدیم و از تغییری که به وجود آوردهایم، رضایت داشتیم.
چه میشد اگر انجام کارهای فوری را کنار میگذاشتیم، تا برروی کارهای مهم تمرکز کنیم.
چه میشد اگر کاری را انجام میدادیم که اهمیتی داشت.
🍁۱۳۹۸/۹/۲۷
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۷ دسامبر ۲۰۱۹
چه میشد اگر امروز، فقط همین امروز، از پا نمینشستیم.
چه میشد اگر دقیقاً تغییری را که آرزوی ایجادش را داشتیم، به چشم میدیدیم و از تغییری که به وجود آوردهایم، رضایت داشتیم.
چه میشد اگر انجام کارهای فوری را کنار میگذاشتیم، تا برروی کارهای مهم تمرکز کنیم.
چه میشد اگر کاری را انجام میدادیم که اهمیتی داشت.
🍁۱۳۹۸/۹/۲۷
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
What if?
What if today, just for today, we didn’t settle? What if we saw precisely the change we sought to make and sacrificed to make that change? What if we set aside urgencies and focused simply on…
◾ منطق خودت را بساز
◾ستگادین ۲۰ دسامبر ۲۰۱۹
عقیده رایج:
- گروه بزرگی از مردم را پیدا کن.
- به آنها توضیح بده که «تو» انتخاب بهتری هستی.
- ثابت کن که گزینهی درست «تو» هستی.
- کار تمام است. موفق شدی.
آنچه در واقعیت رخ میدهد:
- دقیقاً مخاطبان درستی انتخاب کن و توجهشان را جلب کن.
- اعتماد آنها را به دست بیاور.
- یک داستان برایشان تعریف کن.
- یک وضعیت تنگنا برایشان خلق کن.
- برای رها کردنشان از آن تنگنا، متعهد شو.
- محصول شاخصی به مخاطبانات تحویل بده.
- آنها خود، آوازهی تو را در جهان خواهند گستراند.
🍁 مصطفی منبری ۲۹ آذر ۱۳۹۸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۰ دسامبر ۲۰۱۹
عقیده رایج:
- گروه بزرگی از مردم را پیدا کن.
- به آنها توضیح بده که «تو» انتخاب بهتری هستی.
- ثابت کن که گزینهی درست «تو» هستی.
- کار تمام است. موفق شدی.
آنچه در واقعیت رخ میدهد:
- دقیقاً مخاطبان درستی انتخاب کن و توجهشان را جلب کن.
- اعتماد آنها را به دست بیاور.
- یک داستان برایشان تعریف کن.
- یک وضعیت تنگنا برایشان خلق کن.
- برای رها کردنشان از آن تنگنا، متعهد شو.
- محصول شاخصی به مخاطبانات تحویل بده.
- آنها خود، آوازهی تو را در جهان خواهند گستراند.
🍁 مصطفی منبری ۲۹ آذر ۱۳۹۸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Making your case
Conventional wisdom: Find a large group of people. Explain why you’re better. Prove that you are the right answer. Done. How it actually works: Earn attention from precisely the right …
◾ هیچچیز خودش یک چیزی است
◾ستگادین ۲۱ دسامبر ۲۰۱۹
روزتان چطور بود؟
دادنِ جوابِ یککلمهای، خیلی وسوسهکننده است:
«خوب»
با همین روش، سعی میکنیم یک شغل، یک پروژه یا یک شخص را در یک احساس، خلاصه کنیم. گویی برای این جواب کوتاه، به ما جایزه میدهند. یا تحت فشار هستیم که عمری تجربه و انتظارات را در چند کلمه یا احساس طبقهبندی کنیم.
تا جاییکه چنین به نظر میآید که ما با هر چه طرف هستیم، ترکیبی است از تجارب و احساسات، از فوقالعاده گرفته تا مقدس تا چرند!
سوال واقعی این است: شما روی کدام بخش تمرکز میکنید؟
اگر شما روی بخشی از روزتان که «خوب» بود تمرکز میکنید، لاجرم بخشهایی از روز که چیزی مثل معجزه بود یا ناامیدکننده بود یا هیجانانگیز بود را نادیده میگیرید.
عایدی ما، چیزی است که به آن توجه میکنیم. این روایت ماست که تعیین میکند، چه چیزی تجربه میکنیم و چه چیزی را به خاطر میآوریم.
اگر روایتتان کمکی به شما نمیکند، شاید به چیزی تمرکز میکنید که کمککننده نیست.
در حال حاضر، کدام بخش از روزتان را دارید تجربه میکنید؟
🍁۱۳۹۸/۹/۳۰ : طولانیترین شب سال
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۱ دسامبر ۲۰۱۹
روزتان چطور بود؟
دادنِ جوابِ یککلمهای، خیلی وسوسهکننده است:
«خوب»
با همین روش، سعی میکنیم یک شغل، یک پروژه یا یک شخص را در یک احساس، خلاصه کنیم. گویی برای این جواب کوتاه، به ما جایزه میدهند. یا تحت فشار هستیم که عمری تجربه و انتظارات را در چند کلمه یا احساس طبقهبندی کنیم.
تا جاییکه چنین به نظر میآید که ما با هر چه طرف هستیم، ترکیبی است از تجارب و احساسات، از فوقالعاده گرفته تا مقدس تا چرند!
سوال واقعی این است: شما روی کدام بخش تمرکز میکنید؟
اگر شما روی بخشی از روزتان که «خوب» بود تمرکز میکنید، لاجرم بخشهایی از روز که چیزی مثل معجزه بود یا ناامیدکننده بود یا هیجانانگیز بود را نادیده میگیرید.
عایدی ما، چیزی است که به آن توجه میکنیم. این روایت ماست که تعیین میکند، چه چیزی تجربه میکنیم و چه چیزی را به خاطر میآوریم.
اگر روایتتان کمکی به شما نمیکند، شاید به چیزی تمرکز میکنید که کمککننده نیست.
در حال حاضر، کدام بخش از روزتان را دارید تجربه میکنید؟
🍁۱۳۹۸/۹/۳۰ : طولانیترین شب سال
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Nothing is one thing
“How was your day?” It’s tempting to answer with just one word. “Fine.” The same way we try to lump a job, a project or a person into a single emotion. As if thereR…
◾ مسأله آژانس مسافرتی
◾ستگادین ۲۳ دسامبر ۲۰۱۹
فقط مسألهی آژانس مسافرتی نیست، بلکه مسألهی همه آژانسهاست.
امروزه دیگر چیزی بنام کمبود اطلاعات نداریم.
چهل سال قبل، مسافران خبر نداشتند کدام خطوط هواپیمایی به کجا و کی پرواز خواهد داشت. چهل سال قبل، خطوط هواپیمایی هم نمیتوانستند براحتی بفهمند که چه کسی قصد داشت به کجا پرواز کند. البته امروزه هیچ کمبودی در اطلاعات و امکانات ارتباطی نداریم...
استودیوهای فیلمسازی، قبلاً بایستی آنقدر با کمبود اطلاعات سروکله میزدند تا بتوانند محصول خلاقانهای بیافریند. بازیگران مطمئن نبودند که چه کسی کجا بازی میکند. استودیوها اطلاعات ناقصی درباره عوامل فیلمسازی داشتند. امروزه imdb حجم عظیمی از اطلاعات مورد نیاز استودیوها را برایشان فراهم کرده است. آنها میدانند که چه کسی الان مشغول به کار است و فعلا در کدام فیلم بازی میکند. چه کسی گردنش درد میکند و چه کسی را میتوان برای بهرهوری بیشتر، به پروژه اضافه کرد.
اکنون سازندگان فیلم، چه بصورت رسمی و چه غیررسمی، بخشی از شبکه هستند که باعث میشود، اطلاعات را سریعتر و کاملتر از زمانی که بخواهند به تنهایی آنها را کسب کنند، بدست بیاورند.
اتفاق مشابه برای فروشندگان خودرو در حال رخ دادن است.
در واقع، هر شغلی که قبلاً با احتکار اطلاعات، سرپا بود و در ازای دریافت پول، اطلاعات را منتشر میکرد، حالا در خطر است.
وقتی مشتریانتان بیشتر از خود شما میدانند، ادامه کار به سبک یک آژانسِ از مُد افتاده، که بر اساس «کمبود اطلاعات» میخواهد درآمد کسب کند، سخت است.
راه حل این مسئله، تبدیل شدن به یک شبکهی مرجع (network hub)، برای ارزشآفرینی از «فراوانی اطلاعات» است.
🍁۱۳۹۸/۱۰/۲
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۳ دسامبر ۲۰۱۹
فقط مسألهی آژانس مسافرتی نیست، بلکه مسألهی همه آژانسهاست.
امروزه دیگر چیزی بنام کمبود اطلاعات نداریم.
چهل سال قبل، مسافران خبر نداشتند کدام خطوط هواپیمایی به کجا و کی پرواز خواهد داشت. چهل سال قبل، خطوط هواپیمایی هم نمیتوانستند براحتی بفهمند که چه کسی قصد داشت به کجا پرواز کند. البته امروزه هیچ کمبودی در اطلاعات و امکانات ارتباطی نداریم...
استودیوهای فیلمسازی، قبلاً بایستی آنقدر با کمبود اطلاعات سروکله میزدند تا بتوانند محصول خلاقانهای بیافریند. بازیگران مطمئن نبودند که چه کسی کجا بازی میکند. استودیوها اطلاعات ناقصی درباره عوامل فیلمسازی داشتند. امروزه imdb حجم عظیمی از اطلاعات مورد نیاز استودیوها را برایشان فراهم کرده است. آنها میدانند که چه کسی الان مشغول به کار است و فعلا در کدام فیلم بازی میکند. چه کسی گردنش درد میکند و چه کسی را میتوان برای بهرهوری بیشتر، به پروژه اضافه کرد.
اکنون سازندگان فیلم، چه بصورت رسمی و چه غیررسمی، بخشی از شبکه هستند که باعث میشود، اطلاعات را سریعتر و کاملتر از زمانی که بخواهند به تنهایی آنها را کسب کنند، بدست بیاورند.
اتفاق مشابه برای فروشندگان خودرو در حال رخ دادن است.
در واقع، هر شغلی که قبلاً با احتکار اطلاعات، سرپا بود و در ازای دریافت پول، اطلاعات را منتشر میکرد، حالا در خطر است.
وقتی مشتریانتان بیشتر از خود شما میدانند، ادامه کار به سبک یک آژانسِ از مُد افتاده، که بر اساس «کمبود اطلاعات» میخواهد درآمد کسب کند، سخت است.
راه حل این مسئله، تبدیل شدن به یک شبکهی مرجع (network hub)، برای ارزشآفرینی از «فراوانی اطلاعات» است.
🍁۱۳۹۸/۱۰/۲
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
The travel agent’s problem
Not just travel agents, but all agents. Information scarcity is disappearing. Forty years ago, passengers didn’t know which airline flew where and when. And forty years ago, airlines had no e…
◾آیا هدف، رسیدن به مطلوبترین سطح است؟
◾ستگادین ۲۴ دسامبر ۲۰۱۹
افرادی که روحیه رقابتی دارند، به محض شروع هر کاری، برای بهترشدن، زور میزنند. زمانی که در مسیر بهترشدن به اوج رسیدند، آنجا همان مطلوبترین سطح یا سطح بهینه (optimal) است.
ولی شاید هدف واقعی، رسیدن به بهترین سطح نباشد.
بیایید کمی انعطاف به خرج دهیم.
شاید بتوانیم به جای سطح بهینه، به شادی (delightful) استرسنداشتن (stressless) یا قابل اعتماد بودن (reliable) هم بها بدهیم.
سطح بهینه یعنی آخر خط که جایی برای هیچ چیز دیگر باقی نمیگذارد، حتی شادی.
🍁۱۳۹۸/۱۰/۳
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۴ دسامبر ۲۰۱۹
افرادی که روحیه رقابتی دارند، به محض شروع هر کاری، برای بهترشدن، زور میزنند. زمانی که در مسیر بهترشدن به اوج رسیدند، آنجا همان مطلوبترین سطح یا سطح بهینه (optimal) است.
ولی شاید هدف واقعی، رسیدن به بهترین سطح نباشد.
بیایید کمی انعطاف به خرج دهیم.
شاید بتوانیم به جای سطح بهینه، به شادی (delightful) استرسنداشتن (stressless) یا قابل اعتماد بودن (reliable) هم بها بدهیم.
سطح بهینه یعنی آخر خط که جایی برای هیچ چیز دیگر باقی نمیگذارد، حتی شادی.
🍁۱۳۹۸/۱۰/۳
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Is optimal the point?
As soon as competitive people start to measure something, there’s pressure to make it better. And once better reaches the maximum level, it’s optimal. But perhaps that’s not reall…
◾پیش بسوی صلح
◾ستگادین ۲۵ دسامبر ۲۰۱۹
صلح به این معنی نیست که همه، به خواستهی ما تن بدهند.
صلح یعنی درک این نکته که ممکن است مردم، آن چیزی را که ما میخواهیم، نخواهند و به چیزی که ما باور داریم، باور نداشته باشند. هر کسی روایت خودش را از زندگی دارد و با ترس های خویش دست به گریبان است.
نقطه شروع ما، میتواند از همینجا باشد.
اغلب اوقات، افراد میخواهند که دیده شوند، درک شوند و مورد تقدیر قرار بگیرند. اگر بتوانیم به کسی چنین احترامی بگذاریم، هدیهای کمیاب به او دادهایم.
🍁مصطفی منبری ۴ دی ۱۳۹۸
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۵ دسامبر ۲۰۱۹
صلح به این معنی نیست که همه، به خواستهی ما تن بدهند.
صلح یعنی درک این نکته که ممکن است مردم، آن چیزی را که ما میخواهیم، نخواهند و به چیزی که ما باور داریم، باور نداشته باشند. هر کسی روایت خودش را از زندگی دارد و با ترس های خویش دست به گریبان است.
نقطه شروع ما، میتواند از همینجا باشد.
اغلب اوقات، افراد میخواهند که دیده شوند، درک شوند و مورد تقدیر قرار بگیرند. اگر بتوانیم به کسی چنین احترامی بگذاریم، هدیهای کمیاب به او دادهایم.
🍁مصطفی منبری ۴ دی ۱۳۹۸
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Toward peace
Peace might not mean getting everyone else to do what you want them to do. Instead, it might involve understanding that people don’t always want what we want and don’t often believe wha…
◾ایجاد یک عادت
◾ستگادین؛ اینستاگرام
اگر قصد کمک به خود یا مخاطبانتان را دارید، موثرترین کار، ایجاد عادتهای بلندمدت در خودتان است.
عادتها پایههای نامرئی میشوند که ساختار ما را حفظ خواهند کرد.
دو ماراتون در ۶ هفته، هدفی جسورانه است ولی عادت نیست. ممکن است موفق شوید، ولی امکانش هم وجود دارد که تحت آن همه فشار، مسابقه را ترک کنید.
از آنطرف، دویدن و برگشتن مکرر بمنظور چککردن ایمیلها، برای ۵۰ روز متوالی، نوعی عادت است که ممکن است دست از سرمان بر ندارد.
آموزش هم همینطور است. « ما هر روز با فلشکارتهایمان تمرین میکنیم» بسیار متفاوت است از «من نیاز دارم که سریع، فیزیک کوانتوم یاد بگیرم تا امتحانم را پاس کنم».
ایجاد عادت، مخصوصاً در سبک زندگی، اهمیت دوچندانی پیدا میکند. اگر بتوانید یک عادت بد را با یک عادت خوب جایگزین کنید، منافع این کار تا دهها سال با شما خواهد ماند.
چالش اصلی، ساختن سیستمهایی است که عادتها را ایجاد کنند نه اینکه با رفتارهای شتابزده به شکست بیانجامند.
🍁۱۳۹۸/۱۰/۷
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین؛ اینستاگرام
اگر قصد کمک به خود یا مخاطبانتان را دارید، موثرترین کار، ایجاد عادتهای بلندمدت در خودتان است.
عادتها پایههای نامرئی میشوند که ساختار ما را حفظ خواهند کرد.
دو ماراتون در ۶ هفته، هدفی جسورانه است ولی عادت نیست. ممکن است موفق شوید، ولی امکانش هم وجود دارد که تحت آن همه فشار، مسابقه را ترک کنید.
از آنطرف، دویدن و برگشتن مکرر بمنظور چککردن ایمیلها، برای ۵۰ روز متوالی، نوعی عادت است که ممکن است دست از سرمان بر ندارد.
آموزش هم همینطور است. « ما هر روز با فلشکارتهایمان تمرین میکنیم» بسیار متفاوت است از «من نیاز دارم که سریع، فیزیک کوانتوم یاد بگیرم تا امتحانم را پاس کنم».
ایجاد عادت، مخصوصاً در سبک زندگی، اهمیت دوچندانی پیدا میکند. اگر بتوانید یک عادت بد را با یک عادت خوب جایگزین کنید، منافع این کار تا دهها سال با شما خواهد ماند.
چالش اصلی، ساختن سیستمهایی است که عادتها را ایجاد کنند نه اینکه با رفتارهای شتابزده به شکست بیانجامند.
🍁۱۳۹۸/۱۰/۷
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Instagram
Seth Godin
What habit system do you want to create this week? Share below and see what others are starting.
◾چرا برای داشتنِ رزومه، خودتان را به دردسر میاندازید؟
◾ستگادین؛ اینستاگرام
تناقضبرانگیز است ولی توضیح میدهم.
بنظر من اگر شما فرد برجسته، شگفتانگیز یا جذابی هستید، احتمالاً بههیچوجه نیازی به داشتن رزومه ندارید.
افراد خارقالعاده اصلاً نباید رزومه داشته باشند.
چرا که رزومه، دستاویزی میشود برای رد کردنتان. وقتی رزومهتان را برای من بفرستید، من میتوانم بگویم: «خب، طبق این رزومه، ایشان فلان چیز را فراموش کردهاند یا بهمان چیز را قید نکردهاند.» و بوووم...! شما رد میشوید.
داشتن رزومه، شما را بدست ماشین بزرگی میسپارد که از متن رزومه، فقط کلمات کلیدیِ مرتبط را تشخیص میدهد و باعث میشود شغلی را با زرنگبازی و فریب از چنگ ماشین بزرگ دربیاورید و مالِ خود کنید. جستجوی شغلی متوسط برای افراد معمولی و متوسط اشکالی ندارد ولی آیا اینجور شغلها شایسته شماست؟
اگر شما رزومه ندارید، پس چه چیزی دارید؟
نظرتان در مورد سه معرفینامهی ویژه از طرف افرادی که کارفرما آنها را میشناسد یا به آنها احترام میگذارد چیست؟
یا یک پروژهی سطح بالا که کارفرماها بتوانند مشاهده یا لمس کنند؟
یا شهرتی که نام شما آن را یدک میکشد؟
یا یک وبلاگ با محتوایی متقاعدکننده و پُرمغز که آنها چارهای به جز فالوکردنتان نداشته باشند؟
عدهای خواهند گفت: خب، قبول. ولی من هیچکدام از موارد فوق را هم ندارم.
بله، نکته مورد نظر من هم همین است. اگر شما آنها را ندارید، چرا فکر میکنید که فرد برجسته، شگفتانگیز یا جذابی هستید؟
بنظرم اگر هیچکدام از آنها را ندارید، در واقع شما طوری شستشوی مغزی شدهاید که مثل افراد معمولی و متوسطالحال رفتار کنید.
شغلهای فوقالعاده، شغلهایی با کلاس جهانی، شغلهایی که مردم خودشان را برای آن هلاک میکنند... هرگز با افرادی که رزومهشان را ایمیل زدهاند، پُر نشده است. هرگز.
🍁مصطفی منبری ۱۳۹۸/۱۰/۸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین؛ اینستاگرام
تناقضبرانگیز است ولی توضیح میدهم.
بنظر من اگر شما فرد برجسته، شگفتانگیز یا جذابی هستید، احتمالاً بههیچوجه نیازی به داشتن رزومه ندارید.
افراد خارقالعاده اصلاً نباید رزومه داشته باشند.
چرا که رزومه، دستاویزی میشود برای رد کردنتان. وقتی رزومهتان را برای من بفرستید، من میتوانم بگویم: «خب، طبق این رزومه، ایشان فلان چیز را فراموش کردهاند یا بهمان چیز را قید نکردهاند.» و بوووم...! شما رد میشوید.
داشتن رزومه، شما را بدست ماشین بزرگی میسپارد که از متن رزومه، فقط کلمات کلیدیِ مرتبط را تشخیص میدهد و باعث میشود شغلی را با زرنگبازی و فریب از چنگ ماشین بزرگ دربیاورید و مالِ خود کنید. جستجوی شغلی متوسط برای افراد معمولی و متوسط اشکالی ندارد ولی آیا اینجور شغلها شایسته شماست؟
اگر شما رزومه ندارید، پس چه چیزی دارید؟
نظرتان در مورد سه معرفینامهی ویژه از طرف افرادی که کارفرما آنها را میشناسد یا به آنها احترام میگذارد چیست؟
یا یک پروژهی سطح بالا که کارفرماها بتوانند مشاهده یا لمس کنند؟
یا شهرتی که نام شما آن را یدک میکشد؟
یا یک وبلاگ با محتوایی متقاعدکننده و پُرمغز که آنها چارهای به جز فالوکردنتان نداشته باشند؟
عدهای خواهند گفت: خب، قبول. ولی من هیچکدام از موارد فوق را هم ندارم.
بله، نکته مورد نظر من هم همین است. اگر شما آنها را ندارید، چرا فکر میکنید که فرد برجسته، شگفتانگیز یا جذابی هستید؟
بنظرم اگر هیچکدام از آنها را ندارید، در واقع شما طوری شستشوی مغزی شدهاید که مثل افراد معمولی و متوسطالحال رفتار کنید.
شغلهای فوقالعاده، شغلهایی با کلاس جهانی، شغلهایی که مردم خودشان را برای آن هلاک میکنند... هرگز با افرادی که رزومهشان را ایمیل زدهاند، پُر نشده است. هرگز.
🍁مصطفی منبری ۱۳۹۸/۱۰/۸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Instagram
Seth Godin
What will you give to a future employer instead of your resume? Share below and see what others have to say.