طعم ست‌گادین
774 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
◾اما در عوض، چه چیزی می‌توانی یاد بگیری؟

◾ست‌گادین ۹ آوریل ۲۰۲۰

روزی داشتم با یکی از دوستان دانشگاهی‌ام حرف می‌زدم. او از کلاس‌های نکبت‌باری که در آنها تدریس می‌کرد، شکایت داشت. کلاس‌هایی که این روزها، به خاطر برگزاری آنلاین، بدتر هم شده‌اند. از او پرسیدم که چرا به این کار ادامه می‌دهد؟ نگاهِ عاقل اندر سفیهی به من کرد!

او به تدریس ادامه می‌دهد تا یاد بدهد، نه اینکه یاد بگیرد.

یکی از همکارانم که اخیراً از یک دانشگاهِ مشهور، فارغ‌التحصیل شده است، به من درباره‌ی نظام کلیک‌کننده‌ها چیزهایی تعریف می‌کرد. می‌گفت این سیستم، باعث اطمینان از حضور دانشجویان در سرِ کلاس‌ها و نخوابیدن‌شان در حین برگزاری کلاس می‌شود.

این تغییرات، اساسی نیستند.

من به مدت نیم‌سالِ تحصیلی، در Stern business school واقع در دانشگاه نیویورک، مشغول به تدریس شدم. این مدرسه‌ی کسب‌و‌کار بطور منظم در رتبه‌بندی‌ها جزو ۲۰ مدرسه برتر در زمینه کسب‌و‌کار می‌شد. ولی در هر کلاسی، دانشجویان، کم‌کاری زیادی می‌کردند و از درگیرشدن با مطالب کلاس طفره می‌رفتند. تنها مهارت آنها، کم‌کردنِ بی‌امانِ بارِ مسئولیت‌شان بود!

در نقطه مقابل، Mercy College قرار داشت که یک دانشگاه محلی بود و اغلب دانشجویانش، شغل‌های روزمزد یا کسب‌وکارهای کوچک داشتند. آنها در تک‌تک جلسات کلاس، هربار چیزهای بیشتری از من می‌خواستند. آگاهی‌بخشی بیشتر، یادگیری بیشتر و بله، تکالیف بیشتری از من می‌خواستند. آنها مرا تا دیروقت بعد از اتمام کلاس، نگه می‌داشتند. تفاوت حیرت‌آوری بود. آنها واقعاً برای یادگرفتن آمده بودند.

البته هیچ کدام از این‌ مثال‌ها با توجه به مسیری که آمدیم، غافلگیرکننده نیست.

به کشمکش میان کارگر و کارفرما دقت کنید. کارفرما می‌خواهد از کارگران بیشتر کار بکشد ولی پول به اندازه کافی و راضی‌کننده به آنها نپردازد. چون بهره‌وری وقتی افزایش می‌یابد که خروجیِ بیشتر، در ازای صرف پول کمتر رخ دهد. در واکنش به این قضیه، کارگران هم حالت دفاعی به خود می‌گیرند و سعی می‌کنند کمتر کار کنند. چون در غیر این صورت، کارفرما به سادگی بعد از اینکه حسابی از آنها کار کشید، آنها را بیرون می‌اندازد.

سیستم آموزشی بر اساس همین مدل ساخته شده بود. سیستمی با ابزار اندازه‌گیری و انجام آزمون‌های منظم و شامل ترفیع، تنزل و خطر شکست. و در پایان، جایزه عبارت است از مدرکی که به کارفرما ثابت می‌کند تو، کاندید مناسبی برای کارگر‌شدن هستی.

این را مقایسه کنید با لذت خلاقیت، با لذت سحرآمیزکردنِ یک چیز، با هنر.

هنرمند به ندرت می‌گوید من می‌خواهم کمتر کار کنم. برعکس، او مشتاق فعالیت و همکاری بیشتر است. چون هدف از کار، انجام فعالیت‌های خلاقانه‌ی زیاد است.

شما می‌توانید همین حالا درباره‌ی هر چیزی یادبگیرید. ۳۰ سال پیش، این جمله‌ی احمقانه‌ای به حساب می‌آمد. درست یک نسل بعد، ما به جایی رسیدیم که هر کسی با یادگرفتنِ هر چیزی که دلش می‌خواهد، فقط یک کلیک فاصله دارد. ولی قسمت سخت کار، دسترسی به منابع یادگیری نیست. بلکه یافتنِ گروه و سیستمی است که برای عمل به آموخته‌هایتان به شما یاری برسانند. چون یادگیری از عمل به دست می‌آید.

ما چنان راحت درباره یادگیری حرف می‌زنیم انگار یک کار طبیعی مثل خریدکردن، تماشا‌کردن یا انجام یک ماموریت است. ولی یادگیری اینها نیست.

یادگیری یعنی متعهد‌شدن. چیزی که ما با دلیل‌تراشی مداوم و عذرخواهی، از آن گریزانیم.

یادگیری نیازمند تلاش است. تلاش در جهانی سیال، نامطمئن و زیر ضربات اخبار بد. ولی دقیقاً در همین زمان‌هاست که یادگیری اهمیتش بیشتر از هر زمان دیگری می‌شود.

متعهدشدن کار سختی است چون برخلاف آموزش (education)، یادگیری (learning) نیازمند تغییر است. یادگیری درست قبل از اینکه ما را بر اوضاع مسلط کند، ما را بی‌کفایت و نامناسب جلوه می‌دهد. یادگیری چشمان ما را باز می‌کند و روشِ دیدن‌مان را تغییر می‌دهد. یادگیری، سبک همکاری و اقدام ما را عوض می‌کند.

شما امروز چه چیزی یاد گرفتید؟ سوال خوبی است. مخصوصاً همین حالا ( دوران کرونا. م) که زمان بیشتری در اختیارمان است و آرامش ذهنی کمتری نسبت به اوقات معمول داریم.

دعوت افراد به تماشای فیلم‌های خنده‌دار یوتیوب، سریال‌های نتفلیکس یا دیدن یک فیلم، آسانتر از تشویق آنها به این است که دست به «اقدام» بزنند و کاری کنند. ولی همین اقدام که ما را به بهترینِ خودمان رهنمون می‌شود و همین اقدام است که آینده‌مان را می‌سازد.

معلوم است که در این حوالی، یادگیری آن قدرها هم که باید، خواستنی‌تر از سایر گزینه‌ها نیست. فرهنگ ما و سیستم‌های ما، ما را به سمت یادگیری هُل نمی‌دهند. به جای این، آنها ما را به سمت تاییدکردن، موافقت و مصرف هدایت می‌کنند.

خبر خوب این است که هرکدام از ما، بدون نیاز به اجازه‌گرفتن از کسی، می‌توانیم این وضعیت را تغییر دهیم.


🌸۱۳۹۹/۱/۲۲
➖➖
◾صداهایی که شنیده نمی‌شوند

◾ست‌گادین ۱۱ آوریل ۲۰۲۰




وقتی قرار است صدای سرنوشت، خشم و اتفاقات کوتاه‌مدت، بلند و پرطنین باشد، فرهنگ رسانه‌ای و بحران‌ها مثل هم عمل می‌کنند. یا شاید هم در دادنِ اطمینانی پوچ و احساساتی‌شدن‌های یکروزه، چنین اشتراک عملی دارند.


ولی بقیه‌ی صداها نیز اهمیت دارند.


صداهایی که به حاشیه رانده شده‌اند و جایی در صحنه ندارند.


صدای مردمانی که از یک بینش طولانی‌مدت برخوردارند.


افرادی که می‌بینند و بر اساس امکانات، دست به اقدام می‌زنند و رابطه می‌سازند.


ما چیزی را می‌شنویم که روی آن تمرکز کنیم و چیزی که می‌شنویم، درک و تجربه‌ی ما را از جهان تغییر می‌دهد.


بلندگوها بخودیِ‌خود، عقلانیت یا حتی فایده‌ای خلق نمی‌کنند. آنها بسادگی باعث می‌شوند، صدای عده‌ای بلندتر پخش شود.




🌸 ۱۳۹۹/۱/۲۴

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾شما احاطه شده‌اید

◾ست‌گادین ۱۲ آوریل ۲۰۲۰





همه‌ی ما احاطه شده‌ایم.


هرکس در طول زندگی، مشکلات خودش را دارد. یکی ممکن است انگشت پایش را به پایه‌ی میز کوبیده باشد (stubbed toe) یا پرداخت قسط ماشین را فراموش کند و یا در حالِ مطالعه برای یک امتحان باشد. مشکلات بزرگ تا کوچک. هر کدام از ما، ترس‌ها و درد و رنج‌های خودمان را داریم.


موضوع این است که تا پیش از این، مشکلات، محلی و خاص بودند و خارج‌شدن از حال‌و‌هوای حزن‌آلود‌مان، حداقل برای لحظاتی هم که شده، کار آسانی بود چون هرکس، چیز دیگری داشت که جوری با آن سر کند.


در یک ماه اخیر، برای هیچ‌کس، دیگر از این خبرها نیست. (کرونا)


شما نمی‌توانید خودتان را کنار بکشید و باید سعی کنید، یکجوری این مشکل را در چشم‌اندازتان جا دهید. چون هر تعاملی با دیگران، این داستان را تقویت می‌کند.


ولی...


همزمان ما در اتاقِ انعکاسِ صدایی هستیم که صدای داستان ما را تقویت می‌کند و ما واقعاً می‌دانیم که این صدای خود ماست.


صدای ما باهم.


ما همگی در یک کشتی واقعی و بزرگ هستیم.


این یک تقلا برای رسیدن به سمت دیگر ماجراست. یک توزیع غیر‌یکنواخت، یک داستان غم‌بار و یک چالش. ولی ما به کمک همدیگر و با اهمیت‌دادن به موضوع و سخاوتمندی‌مان، به چشم‌انداز، امکانات و امید، دست خواهیم یافت.



🌸 ۱۳۹۹/۱/۲۴

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾«ولی ما که راحت بودیم»

◾ست‌گادین ۱۳ آوریل ۲۰۲۰




برخی از تغییر مسیرها (shift)، ناخواسته و در شرایطی مملو از خطر و تنهاماندن رخ می‌دهند.


ولی در بعضی جاها، سازمانها و لیدرها می‌فهمند که واقعاً در حالِ اقدامی قدرتمندتر و موثرتر هستند.


پس چرا قبلا شما دست بکار نشدید؟


چون پیروی [ از گذشته] کار آسانتری است.


چون ماندن در همین جایی که هستیم، بمراتب راحت‌تر است.


اگر تا وقتی مجبور نشوید، کاری را انجام نمی‌دهید، بسختی می‌توان گفت که یک رویکردِ مثبت برای رشد یا لیدر‌شدن دارید. تغییرِ مسیر‌های ناگهانی که با میل و اراده‌ی خودمان رخ ندهند، شاید به تغییر (change) بیانجامند ولی ناکافی و بی‌ثبات‌کننده از آب در می‌آیند.


دفعه‌ی بعد، زودتر بجنبید. نه به این خاطر که مجبورید و چاره‌ای ندارید، بلکه به این خاطر که می‌توانید.




🌸 مصطفی منبری ۲۵ فروردین ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾بسوی بهترشدن

◾ست‌گادین ۱۴ آوریل ۲۰۲۰



از جایی که ایستاده‌ایم تا بهترشدن، هیچ راه مستقیمی وجود ندارد.

ولی همیشه یک شانس، جرقه می‌زند.

تقلاکردن که برای همیشه طول نمی‌کشد.

هرچند پیروزی‌های پی‌درپیِ شانسی نیز همیشگی نیستند.

در زندگی، اغلبِ فرصت‌ها در لباس مشکلات به ما عرضه می‌شوند و ما هر روز مجبوریم که دست به انتخاب بزنیم. پیش‌فرض‌های قبلی، ممکن است جلوی حرکت ما را بگیرند ولی آنها تنها گزینه‌ی ما نیستند.

شانسِ حرکت به سوی بهترشدن، می‌تواند به یک عادت تبدیل شود.



🌸 ۱۳۹۹/۱/۲۶

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾تصمیم شما چیست؟

◾ست‌گادین ۱۵ آوریل ۲۰۲۰





شاید شغل شما تصمیم‌گیری باشد.


اگر همینطور است، بهره‌وری در تصمیم‌گیری به چه معناست؟ آیا بمعنای تصمیم‌گیری بی‌دردسر و بی‌حرف و حدیث است؟


اگر ما همه روزه در حال تصمیم‌گیری هستیم، چگونه می‌توانیم تصمیمات بهتری بگیریم؟ این دقیقاً همان سوالی است که حرفه‌ای‌ها درباره شغل‌شان از خود می‌پرسند.


وقتی قرار است درباره‌ی یک زندگی تصمیم بگیریم، ارزشش را دارد که بفهمیم اگر تصمیمِ بهتری می‌گرفتیم، چه اتفاقی رخ می‌داد.



🌸 ۱۳۹۹/۱/۲۸

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾همه‌ی مدل‌ها غلط هستند، اما بعضی از آنها مفیدند

◾ست‌گادین ۱۶ آوریل ۲۰۲۰




به همین خاطر به آنها مدل می‌گوییم. همانطور که نقشه، همان قلمرو نیست، مدل هم چیزی نیست به جز احتمال تقریبی هر آنچه ممکن است رخ دهد. بنا به تعریف، مدل‌هایی که برای مسئله‌ی شما، سازمان شما یا فرصتِ شما ساخته می‌شود، در واقع بر اساس چیزهای تحقیق‌شده بنا نشده‌اند، بلکه گونه‌ای ساده‌شده از آن هستند.


مدل شما، زیر ذره‌بین، غلط است. باید هم اینطور باشد تا به آن مدل گفته شود.


با این حال، ما هنوز هم نیازمند مدل‌ها هستیم. ما به یک مدل احتیاج داریم چون در غیاب مدلی ظریف، خالص و شفاف، درک آشفتگیِ جهانِ واقعیِ اطرافمان سخت‌تر می‌شود.


اینگونه نیست که همه‌ی مدل‌های به ظاهر منطقی و ساختاریافته، در جهان واقعی، موفق از آب درآیند. ولی بهتر است از جایی شروع کنیم که با عقل جور در می‌آید.





🌸 مصطفی منبری ۲۸ فروردین ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

مطالعه بیشتر:

◾مدل مفید، نه مدل درست

◾مدل ذهنی: فقط برای ۳۰ روز: @justfor30days

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾پیام و پیام‌رسان

◾ست‌گادین ۱۷ آوریل ۲۰۲۰



اگر شغلِ شما دادنِ اخبار خوب به مردم است، لزوماً به این معنا نیست که شغل خوبی دارید.


عکس این قضیه هم صادق است.


غالباً ما شرایط را با مردمی که در آن شرایط قرار دارند قاطی می‌کنیم. کار ما خوشحال‌کردنِ مردم نیست بلکه ما با چشمان باز و حرفه‌ای‌گری، به دنبال ایجاد تغییری هستیم که وعده داده‌شده است.


اگر شما دندانپزشکی داشته باشید که به شما و روندِ درمانی‌تان اهمیت می‌دهد، رفتن به دندانپزشکی، شما را کمتر اذیت خواهد کرد.



🌸 ۱۳۹۹/۱/۲۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾پیش‌بینی آینده

◾ست‌گادین ۱۸ آوریل ۲۰۲۰





دو چیز وجود دارد:

ما مدام و در هر زمانی، مشغول پیش‌بینی آینده‌ایم.

ما در این کار افتضاح هستیم.


ما روزهایمان را به حدس‌زدن درباره‌ی تأثیری که یک کار بر آینده می‌گذارد، سپری می‌کنیم و اغلب هم اشتباه می‌کنیم.


بقیه‌ی روزهایمان را هم به امید آنکه حق با ما باشد یا در نگرانیِ اینکه حدس‌مان درست از آب درنیاید، سپری می‌کنیم. ما سعی می‌کنیم که آینده را با شعبده و اضطراب، به یک میزان تحت کنترل خود درآوریم.


تازه اگر آینده با ما همکاری نکند، حتی ما زمانِ بیشتری را صرف تلاش برای تغییر جزئیاتِ پیش‌بینیِ آینده می‌کنیم تا در نهایت، هماهنگیِ بیشتری بین آینده با آنچه ما امیدواریم آن‌گونه باشد، ایجاد کنیم.


چه می‌شد اگر به جای این کار، سعی می‌کردیم فقط بهترینِ خودمان بودیم؟


و به آینده اجازه می‌دادیم، خودش به فکر خودش باشد.


چون حتی اگر ما هم زیاد جوش نزنیم، بازهم آینده از عهده‌ی خودش بر خواهد آمد.


وظیفه‌ی ما این است که بهترینِ خودمان باشیم. یعنی همه‌ی توجه‌مان را معطوفِ مدل‌ها، جامعه و مردمی کنیم که در حالِ خدمت به آنها هستیم.





🌸 مصطفی منبری ۳۰ فروردین ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾مراقب عدم‌تقارن در تجربه باشید

◾ست‌گادین ۱۹ آوریل ۲۰۲۰





کارهایی وجود دارند که شما قصد دارید فقط یک بار انجام‌شان دهید. مثل عمل جراحیِ برداشتنِ لوزه‌ها. استخدام سور‌ و سات‌چی برای جشن عروسی‌تان. پول‌گرفتن از یک سرمایه‌دار. ثبت‌نام برای دانشگاه.


در اینجور موقعیت‌ها، شما با موسسات و حرفه‌ای‌هایی سروکار پیدا می‌کنید که نه تنها به طور واضح، تجربه‌ی بیشتری از شما دارند بلکه می‌دانند که شما به زودی از این مرحله عبور می‌کنید ولی آنها قرار است باز هم به کارشان ادامه دهند.


در چنین شرایط نامتقارنی، بعید است عملکرد بهتری نسبت به افراد باتجربه و کسانی که قبلاً این شرایط را دیده‌اند داشته باشید و بیشتر از آنها دوام بیاورید.


وقتی مجبورید در یکی از موقعیت‌های اینچنینی وارد شوید، چاره‌ی کار، استخدام یک راهنمای محلی است. کسی که به اندازه‌ی سایر افراد آگاه، اطلاعات دارد و در عین حال فقط برای شما کار می‌کند.


شاگردان می‌آیند و می‌روند ولی اساتید، نسل‌اندر‌نسل باقی می‌ماند.



🌸 ۱۳۹۹/۱/۳۱

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾اصول Fremen

◾ست‌گادین ۲۲ آوریل ۲۰۲۰





اگر می‌خواهید روشِ کار با منابعِ جدید یا محدود را بدانید، به دنبال یافتن و مطالعه‌ی جمعیت‌هایی باشید که قبل از این هم، منابعِ جایگزینِ زیادی نداشته‌اند.


البته هاروارد و دیگران در «آموزش از راه دور» افتضاح هستند. آنها پشتوانه‌ی ۴۰۰ سال تدریس حضوری، تصدی، اعتبارسنجی و لیست انتظار برای یادگیری را دارند در حالی که تیم کوچک ما (Akimbo) نسبت به آنها، عملکرد به‌مراتب بهتری در زمینه‌ی آنلاین داشت. چرا که ما فاقد امتیازات ایشان بودیم.


جای تعجب نیست که شرکت‌های خودروسازی آمریکایی، در فرایند شیفت به خودروهای کوچکِ کم‌مصرف، دچار مشکل شدند. چون جاده‌های عریض، سوخت ارزان و بازارهای در حال رشد، جزئی از DNA آنها شده بود. درحالیکه ژاپنی‌ها می‌بایست چیزی می‌ساختند که هیچ یک از موارد بالا را شامل نشود.


یک آشپزِ غذای‌خانگی که قبلاً سالن‌های تمام‌نشدنیِ سوپرمارکت‌های مدرن را در اختیار داشت، وقتی حق انتخاب‌اش کم شود، دیگر نمی‌داند چه کار کند. در این مواقع، یک مادربزرگِ ایتالیایی، راهنمای بهتری برای آشپزی می‌تواند باشد.


ما وقتی گزینه‌های جایگزین داریم، به جای اقدام متعهدانه و مسئولانه، با این فراوانی خو می‌گیریم.


کسانی را بیابید که قبلاً خودشان را با شرایط واقعی وفق داده‌اند و آن اوضاع را بهینه کرده‌اند. وضعیتی که شما تازه آن را تجربه می‌کنید، پس می‌بایست از ایشان یاد بگیرید.



(؛ Fremen نام مردمی خیالی در سیاره‌ای بیابانی است که با مقدار خیلی کمی آب در آن بیابان زندگی می‌کنند.)




🌸 ۱۳۹۹/۲/۳

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾«چند ایده به ذهنم رسید»

◾ست‌گادین ۲۴ آوریل ۲۰۲۰





آسان‌ترین راه برای جلب همکاری، دریافت توصیه یا گرفتنِ بازخورد از دیگران، آنست که ابتدا ٪۹۰ کار را انجام دهید و سپس برای دریافت نظرات، آن را ارائه دهید.


اگر در طی یک پروسه، خیلی زودتر از موعد، نظرِ دیگران را بخواهید و انتظار بصیرتی انتزاعی از آنها داشته باشید، احتمالاً ناامید خواهید شد.


طبیعتِ بشر طوری تکامل یافته که منتظر بماند تا کاری تقریباً به مراحل نهایی‌اش برسد و بعد در مورد چیزهای جزئیِ کار نظر بدهد. یعنی واکنش به تاکتیک‌ها، نه استراتژی. به رنگ‌ها، نه شکل‌ها.


این به معنی آنست که شما بایستی تیم‌تان را آموزش دهید تا به استراتژیست‌هایی حرفه‌ای بدل شوند و قادر باشند توصیه‌های بزرگ را قبل از موعد بدهند.


یا معنی‌اش این می‌تواند باشد که بایستی در خلوت خودتان، آمادگی کافی برای دوباره‌کاری داشته باشید تا وقتی در اواخر کار، کسی چند ایده به ذهنش برسد! آماده‌ی دست‌بکار شدن باشید.




🌸 ۱۳۹۹/۲/۵

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
Forwarded from Bplus video
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در روزگار کرونا چطور میشه مهره حیاتی شد؟
ست گودین میهمان یکی از اپیزودهای اخیر پادکست The Moment with Brian Koppelman بود و درباره زندگی در روزگار کرونا صحبت کرد. این ویدیو قسمتی از این پادکسته.
از ست گودین در فصل دو بی‌پلاس خلاصه کتاب مهره حیاتی (لینچ‌پین) رو تعریف کردیم.
می‌تونین اینجا بشنوین👇🏽
https://bit.ly/2yL6Lkw
◾چه چیزی بهترین حالت شما را ظاهر می‌کند؟

◾ست‌گادین ۲۵ آوریل ۲۰۲۰





چه چیزی بدترین حالت شما را ایجاد می‌کند؟



یک سوال دیگر: آیا امکانش هست که زندگی‌تان را طوری تنظیم کنید که در اغلب اوقات و اکثر موقعیت‌ها، بهترین حالتِ شما حلول کند؟ آیا قادر هستید که یک برنامه، یک پیش‌ران یا یک مسیر مشخص داشته باشید تا همیشه دنیا را به کام‌تان کند؟


از آنجاییکه نمی‌توانید چنین کارهایی انجام دهید، یک راه جایگزین، این می‌تواند باشد:



آیا می‌توانید نگرش‌تان را به موقعیت‌ها، طوری تغییر دهید که بجای بدترین حالتِ شما، بهترینِ شما را ظاهر کند؟


موقعیت‌های ایده‌آل، اغلب نادرند. و در شرایط کنونی (کرونا)، نادرتر از هر زمان دیگری شده‌اند. ولی اگر دست به انتخاب بزنیم، می‌توانیم بازتعریفی از «موقعیت ایده‌آل» داشته باشیم.




🌸 ۱۳۹۹/۲/۶

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾و حالا قدم بعدی چیست؟

◾ست‌گادین ۲۷ آوریل ۲۰۲۰




هشت هفته‌ی گذشته، شبیه هیچ زمان دیگری نبود. یک داستانِ غم‌بارِ واضح که توزیع یکنواختی نداشت. یک رکود اقتصادی و هرج‌و‌مرج رسانه‌ای.


به راحتی می‌توان خسته و درمانده شد، مخصوصاً که هنوز نیاز به تلاش زیادی (برای غلبه بر کرونا) در پیش رو داریم.


آیا هنوز خیلی زود است که نگران قدم بعدی باشیم؟ و در قدم بعدی، نقش شما برای مشارکت چه می‌تواند باشد؟


کارها و مشاغل متوسط برای افراد متوسط، بی‌ارزش‌تر از قبل خواهند شد. کارمندان عادی که کارهای معمولی انجام می‌دهند، کم‌احترام‌تر و کم‌ارزش‌تر از قبل خواهند گشت.


در حالیکه توقعات تغییر می‌کنند، فرصت‌های جدید سر بر خواهند آورد. همیشه همین‌طور است.


پس قدم بعدی چیست؟ متعهدشدن برای یادگیری و رفتن به استقبال احتمالات.


پاندمیِ کرونا نشان داد که ما همگی از راه دیجیتال به هم دسترسی داریم. نشان داد که اگر شما می‌خواهید چیزی یاد بگیرید، فرصت مهیاست. پاندمی نشان داد که ارتباط اینترنتی می‌تواند پرقدرت باشد و لیدرشدن، گران نیست.


انقلاب صنعتی که در یکی دو دهه‌ی اخیر در حال تقلا بود، حالا رسماً با چیزی جایگزین شده که بر اساس ارتباطات، لیدرشدن، فرصت‌ها و ایجاد تغییر بنا نهاده شده است...


ما نیز قصد نداریم منتظر بمانیم تا اوضاع به حالت عادی برگردد. چون هرگز بر نخواهد گشت. بهترین زمان مشارکت، همین الان است...





🌸 مصطفی منبری ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾فکرهایی درباره‌ی « حوصله‌ام سر رفته‌ است.»


◾ست‌گادین ۲۸ آوریل ۲۰۲۰




اگر سن‌تان زیر ۱۴ سال است، خوب است که حوصله‌تان سر رفته!


ملال و بی‌حوصلگی، یکی از احساس‌های واقعی است. بی‌حوصلگی می‌تواند یک محرک باشد. کِسل‌شدن درست قبل از این اتفاق می‌افتد که شما دست به سرگرم‌کردنِ خودتان می‌زنید. بی‌حوصلگی و بطالت، به یک فضای خالی می‌ماند که می‌توانید این خلأ را با انجام کاری مهم پُر کنید. بی‌حوصلگی به این معناست که شما هوشیار و متوجه دور و برتان هستید. (کسی که خواب است، حوصله‌اش سر نمی‌رود.)


اگر سن‌تان بالای ۱۴ سال است، بی‌حوصلگی تقصیر خودتان است.


شما بمحض اینکه از بی‌حوصلگی در کار، در خانه یا در قرنطینه به تنگ آمدید، باید به دنبال یک چالش بگردید. شما مجبور نیستید برای این که به چالش کشیده شوید، شغلتان را ترک کنید. ولی می‌بایست واقعاً علاقمند به جهش، مسئولیت‌پذیری و انجام کاری باشید که حتی ممکن است جواب ندهد.


وقتی در کاری به چالش کشیده می‌شوید، این یک امتیاز محسوب می‌شود و به معنی آنست که شما فرصت رشد پیدا کرده‌اید و به معنی آنست که می‌توانید انتخاب مهمی انجام دهید.


من خوشحالم که حوصله‌ی شما سر رفته است و حالا ما لحظه‌شماری می‌کنیم تا ببینیم، شما با این بی‌حوصلگی چه خواهید کرد.





🌸 ۱۳۹۹/۲/۱۰


➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾خبر خوب برای کسانی که روی خودشون سرمایه‌گذاری می‌کنند




کیه که عضو کانالِ «طعم ست‌گادین» باشه و ندونه که «ست‌گادین»، صاحب یکی از معروف‌ترین وبلاگ‌های جهانه و از سال ۲۰۰۸ تا همین الان، هر روز وبلاگ‌نویسی می‌کنه؟


ایشون در طول این همه سال، حتی یک روز هم، نوشتن در وبلاگِ خودش رو رها نکرده!


خبر خوب اینه که کتاب «روزنوشت‌های ست‌گادین»، گزیده‌ای از بهترین پُست‌های وبلاگِ ست‌‌گادین در سال ۲۰۱۹، به همت انتشارات کلید آموزش، تا آخر بهار ۱۳۹۹ منتشر میشه.


احتمالاً این می‌تونه همون کتابی باشه که باید هر کسی، چند جلد ازش داشته باشه. یکی برای خونه، یکی برای مترو، یکی برای محل کار، یکی برای پُز دادن، یکی برای هدیه دادن ...


قسمتِ سختِ کار، تغییر نیست. خواستنِ تغییره. شاید خوندن این کتاب، نشانه‌ای از همون «خواستن» باشه.



لطفاً گوش به زنگ باشید.





◾کتاب #روزنوشت‌های‌ست‌گادین
◾مترجم: مصطفی منبری
◾انتشارات کلید آموزش
◾اطلاعاتِ بیشتر، یک مزیت رقابتی است ولی کافی نیست

◾ست‌گادین ۲ می ۲۰۲۰




بدون شک، آهنگسازان موسیقی جاز، امروزه به طور میانگین، خیلی بیشتر از آهنگسازان جاز در ۱۹۶۰ ، موسیقی جاز شنیده‌اند. روزنامه‌نگاران امروزی، گزارش‌ها و روایات بیشتری نسبت به گذشتگان خود خوانده‌اند. این در مورد پزشکان، ویرایشگران و منتقدان امروزی هم صادق است.


با هر تلاشی برای دستیابی به اطلاعات بیشتر، شما با اطلاعات بیشتری مواجه می‌شوید که در دسترس است. خیلی بیشتر از آنچه فکرش را بکنید. ولی خواندن همه‌ی کتاب‌ها و دیدن همه‌ی فیلم‌ها و شنیدن همه‌ی آهنگ‌ها غیرممکن است.


وجود دانش تخصصی (Domain knowledge) لازم است ولی دیگر، مزیت رقابتی محسوب نمی‌شود چون در همه‌جا پخش شده است.


بعد از این همه مطالعه‌ی جدی، قصد دارید چه اقدامی انجام دهید؟ امروزه قضاوتِ خوب و نکته‌سنجی عاقلانه در طرز نگاه به مسائل، سرمایه‌ای نایاب و ارزشمند است که باید به دنبالش باشید.


شما با آنچه تابحال یاد گرفته‌اید چه کرده‌اید؟



🌸 ۱۳۹۹/۲/۱۳

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾پیش‌ِرو

◾ست‌گادین ۳ می ۲۰۲۰



تجربه‌ی ما از زمان، همیشه یک‌سویه است.

ممکن است به نظر برسد که سرعت زمان بالا پایین می‌شود، ولی تعداد زیاد حالت‌های محتمل (entropy) و جهان بیرونی، دست‌به‌دست هم می‌دهند تا روال حرکت اتفاقات را از دیروز به فردا بکشانند.

با عنایت به اینکه هیچ‌چیز مثل قبل نمی‌ماند و گذشته‌ها گذشته، تنها حق انتخاب ما، «پیش‌رو» است.

این همیشه صحت داشته است. به محض اینکه با هر چیزی مواجه شویم، دیگر هرگز آن چیزی که بود، نخواهد شد.

خوشبختانه ما شانس این را داریم که اوضاع را بهتر کنیم. هر روز.



🌸 ۱۳۹۹/۲/۱۴

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾ارگانیزاسیون یا ارگانیسم؟

◾ست‌گادین ۴ می ۲۰۲۰




شاید شما با یک سازمان (ارگانیزاسیون)، کار می‌کنید. سازمانی شامل سیستم‌ها، چارت‌ها و موقعیت‌ها.


ولی برای یک سازمان، بسیار طبیعی است که فردی آنرا توسعه دهد، بفهمد و تغییراتش را تأیید کند و بعد از همه‌ی این‌هاست که «سازمان یافته» تلقی می‌شود.


شاید اصلاً شما به جای یک سازمان (ارگانیزاسیون)، با یک ارگانیسم طرف هستید. یک ارگانیسم (موجود زنده) به طور مداوم، دستخوش تغییر می‌شود. سلول‌ها تکثیر می‌شوند، می‌میرند و جایگزین می‌شوند. ارگانیسم یا با محیط، سازگار می‌شود و یا از بین می‌رود.


اگر با یک فرهنگ درهم آمیزید و قسمتی از یک ارگانیسم باشید، نسبت به وقتی که صرفاً در آن زندگی می‌کنید، به درک بهتری از سیستم می‌رسید. چارت سازمانی برای درک سیستم یک سازمان، کفایت نمی‌کند.


و البته تمایل به انعطاف‌پذیریِ ارگانیسم‌ها، بیشتر از سازمان‌هاست.



🌸 ۱۳۹۹/۲/۱۵

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩