◾اصل قضیه، یک داستان است
◾ستگادین ۱۲ می ۲۰۲۰
وقتی اتفاقی میافتد، چه چیزی دربارهی آن به خودمان میگوییم؟
و چرا دست به انتخاب کارهایی میزنیم که انجامشان دهیم؟
روایت یک داستان، چگونه نحوهی تعامل ما با فردا را تغییر میدهد؟
خیلی چیزها جرقهی یک تغییر میشوند. برخی محلیاند و برخی جهانی. ولی وقتی یک تغییر رخ میدهد، امواج تغییر به شکل یک داستان پخش میشود.
این همان داستانی است که ذهن ما را تغییر میدهد تا دست به کار شویم و این تغییر را به دیگران هم بازگو کنیم.
ما نمیدانیم این کتاب یا آن پروژه، چطور چیزی است، تا وقتیکه تجربهاش کنیم ولی اگر همین الان مجبوریم که دربارهاش تصمیم بگیریم، یک داستان درباره آنها برای خودمان تعریف میکنیم. ما مجبوریم دربارهی معاشرت با غریبهها، قبل از شناختن آنها تصمیم بگیریم و این کار را با تعریف یک داستان برای خودمان انجام میدهیم.
این به خود ما بستگی دارد که داستانهای بهتری بیابیم، توسعه دهیم یا حتی بسازیم. ما یک مصرفکنندهی منفعل نیستیم که بسان قاصدک، در باد پرپر شویم. بلکه ما دربارهی هر آنچه اطرافیانمان به آن باور دارند و اقدام میکنند، فعالانه واکنش نشان میدهیم.
ما به داستانهای بهتری نیاز داریم.
چون یک داستان، باعث رشد عملکرد ما میشود، سازمانمان را توسعه میدهد و به اطرافیانمان نیز یاری میرساند.
🌸 مصطفی منبری ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۲ می ۲۰۲۰
وقتی اتفاقی میافتد، چه چیزی دربارهی آن به خودمان میگوییم؟
و چرا دست به انتخاب کارهایی میزنیم که انجامشان دهیم؟
روایت یک داستان، چگونه نحوهی تعامل ما با فردا را تغییر میدهد؟
خیلی چیزها جرقهی یک تغییر میشوند. برخی محلیاند و برخی جهانی. ولی وقتی یک تغییر رخ میدهد، امواج تغییر به شکل یک داستان پخش میشود.
این همان داستانی است که ذهن ما را تغییر میدهد تا دست به کار شویم و این تغییر را به دیگران هم بازگو کنیم.
ما نمیدانیم این کتاب یا آن پروژه، چطور چیزی است، تا وقتیکه تجربهاش کنیم ولی اگر همین الان مجبوریم که دربارهاش تصمیم بگیریم، یک داستان درباره آنها برای خودمان تعریف میکنیم. ما مجبوریم دربارهی معاشرت با غریبهها، قبل از شناختن آنها تصمیم بگیریم و این کار را با تعریف یک داستان برای خودمان انجام میدهیم.
این به خود ما بستگی دارد که داستانهای بهتری بیابیم، توسعه دهیم یا حتی بسازیم. ما یک مصرفکنندهی منفعل نیستیم که بسان قاصدک، در باد پرپر شویم. بلکه ما دربارهی هر آنچه اطرافیانمان به آن باور دارند و اقدام میکنند، فعالانه واکنش نشان میدهیم.
ما به داستانهای بهتری نیاز داریم.
چون یک داستان، باعث رشد عملکرد ما میشود، سازمانمان را توسعه میدهد و به اطرافیانمان نیز یاری میرساند.
🌸 مصطفی منبری ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
And there’s a story at the heart of it
What did we just tell ourselves about what happened? And why do we choose to take the actions we take? How does that narrative change the way we’ll deal with tomorrow? Lots of things can trig…
◾چه موقع خیلی زود است؟
◾ستگادین ۱۳ می ۲۰۲۰
اگر فکر کنیم که احتمالاً کسی یا فرهنگی، آمادگیِ آن را ندارد که خواستهی ما را اجابت کند، خودمان را عقب میکشیم. شاید این رفتارِ غریزیِ خوبی باشد. هیچکس دوست ندارد که تحت فشار قرار بگیرد.
ولی اگر شما به قدرتِ همکاری امیدوارید، مخصوصاً اگر کمی هم از وضع موجود احساس ناراحتی میکنید، دل به دریا بزنید. احتمالاً خیلی هم زود نیست. به عبارت دیگر، هرگز خیلی دیر نیست.
مردم تقریباً همیشه، چشمبهراهِ یک لبخند، یک کلام محبتآمیز یا یک اعلام آمادگی از طرف دیگران برای دریافت کمک هستند. آنها چشم به راهند، از خیلی وقت پیش که حتی تصورش را هم نمیکنید.
🌸 ۱۳۹۹/۲/۲۵
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۳ می ۲۰۲۰
اگر فکر کنیم که احتمالاً کسی یا فرهنگی، آمادگیِ آن را ندارد که خواستهی ما را اجابت کند، خودمان را عقب میکشیم. شاید این رفتارِ غریزیِ خوبی باشد. هیچکس دوست ندارد که تحت فشار قرار بگیرد.
ولی اگر شما به قدرتِ همکاری امیدوارید، مخصوصاً اگر کمی هم از وضع موجود احساس ناراحتی میکنید، دل به دریا بزنید. احتمالاً خیلی هم زود نیست. به عبارت دیگر، هرگز خیلی دیر نیست.
مردم تقریباً همیشه، چشمبهراهِ یک لبخند، یک کلام محبتآمیز یا یک اعلام آمادگی از طرف دیگران برای دریافت کمک هستند. آنها چشم به راهند، از خیلی وقت پیش که حتی تصورش را هم نمیکنید.
🌸 ۱۳۹۹/۲/۲۵
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
When is it too soon?
If we’re holding back because we think someone (or the culture) might not be ready to give us what we want, it’s probably a good instinct. Nobody likes to be hustled. But if you’r…
◾خیالپردازی اخلاقی
◾ستگادین ۱۴ می ۲۰۲۰
دربارهی چه چیزی رویا میبافید؟
ما زمان زیادی را صرف خیالپردازی ورزشی (sports imagination) کردهایم. کودکان، خودشان را در حال پریدن و انداختن توپ در سبد بسکتبال تجسم میکنند یا دربارهی امتیازگیری و برندهشدن در جامجهانی، خیالپردازی میکنند. این اتفاق، تا حدودی یک پدیدهی تازه است. اسپانسرهای تبلیغاتی و کارتهای تجاری نیز به این نوع تخیل، دامن زدهاند.
ما به طور قطع، یک نوع خیالپردازیِ سودمحور (profit imagination) را هم نهادینه کردهایم. طوریکه به هر جا سر میچرخانیم، تفکر سود و زیان، جلوی چشمِ ماست. اضافهکردنِ یک صفر بیشتر. این یعنی برندهشدن.
یک نوع خیالپردازیِ سلامتمحور (health imagination ) هم داریم. تناسباندام ایدهآل، حالِ خوب و یک سیستم ایمنی بسیار طبیعی که قرار است از ما حمایت کند.
نظرتان درباره خیالپردازیِ اخلاقی ( the moral imagination )چیست؟ تجسم آنچه ممکن است. تصمیمگیری برای انجام کاری دربارهی رویاهای اخلاقی. انجام کاری برای بهترکردن اوضاع.
نه به خاطر اینکه این شغل ماست یا قرار است در ازای انجام آن، جایزه دریافت کنیم. بلکه فقط چون «ما میتوانیم.»
ما میتوانیم از جایی که هستیم شروع کنیم و میتوانیم اوضاع را بهتر کنیم.
🌸 ۱۳۹۹/۲/۲۶
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۴ می ۲۰۲۰
دربارهی چه چیزی رویا میبافید؟
ما زمان زیادی را صرف خیالپردازی ورزشی (sports imagination) کردهایم. کودکان، خودشان را در حال پریدن و انداختن توپ در سبد بسکتبال تجسم میکنند یا دربارهی امتیازگیری و برندهشدن در جامجهانی، خیالپردازی میکنند. این اتفاق، تا حدودی یک پدیدهی تازه است. اسپانسرهای تبلیغاتی و کارتهای تجاری نیز به این نوع تخیل، دامن زدهاند.
ما به طور قطع، یک نوع خیالپردازیِ سودمحور (profit imagination) را هم نهادینه کردهایم. طوریکه به هر جا سر میچرخانیم، تفکر سود و زیان، جلوی چشمِ ماست. اضافهکردنِ یک صفر بیشتر. این یعنی برندهشدن.
یک نوع خیالپردازیِ سلامتمحور (health imagination ) هم داریم. تناسباندام ایدهآل، حالِ خوب و یک سیستم ایمنی بسیار طبیعی که قرار است از ما حمایت کند.
نظرتان درباره خیالپردازیِ اخلاقی ( the moral imagination )چیست؟ تجسم آنچه ممکن است. تصمیمگیری برای انجام کاری دربارهی رویاهای اخلاقی. انجام کاری برای بهترکردن اوضاع.
نه به خاطر اینکه این شغل ماست یا قرار است در ازای انجام آن، جایزه دریافت کنیم. بلکه فقط چون «ما میتوانیم.»
ما میتوانیم از جایی که هستیم شروع کنیم و میتوانیم اوضاع را بهتر کنیم.
🌸 ۱۳۹۹/۲/۲۶
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
The moral imagination
What do you dream of? We’ve worked overtime to create a sports imagination. Kids dream of dunking a basketball or scoring the winning goal at the World Cup. That’s a pretty new phenomen…
◾قیمت و ارزش
◾ستگادین ۱۵ می ۲۰۲۰
نوشتن یکی از کتابهایم بیش از یکسال طول کشید، ده ساعت در روز. نوشتن کتابی دیگر، در سه هفته به پایان رسید. قیمت هر دو یکی بود. حتی آن کتاب که سریعتر نوشته بودم، با نسبت بیست به یک، بهتر فروش رفت!
گاهی یک بطری شراب ۲۰۰ دلاری، تقریباً همقیمت با ۳۵ بطری از یک شراب دیگر است.
بطور عمده قیمت، چیز بیربطی است، چون مردم به ارزشِ چیزها توجه میکنند.
مشتریان شما اهمیتی نمیدهند که ساختنِ چیزی چقدر برایتان تمام شده است. برای آنها این مهم است که آن چیز برای آنها چه میکند.
🌸 ۱۳۹۹/۲/۲۶
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۵ می ۲۰۲۰
نوشتن یکی از کتابهایم بیش از یکسال طول کشید، ده ساعت در روز. نوشتن کتابی دیگر، در سه هفته به پایان رسید. قیمت هر دو یکی بود. حتی آن کتاب که سریعتر نوشته بودم، با نسبت بیست به یک، بهتر فروش رفت!
گاهی یک بطری شراب ۲۰۰ دلاری، تقریباً همقیمت با ۳۵ بطری از یک شراب دیگر است.
بطور عمده قیمت، چیز بیربطی است، چون مردم به ارزشِ چیزها توجه میکنند.
مشتریان شما اهمیتی نمیدهند که ساختنِ چیزی چقدر برایتان تمام شده است. برای آنها این مهم است که آن چیز برای آنها چه میکند.
🌸 ۱۳۹۹/۲/۲۶
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Cost and value
One of my books took more than a year to write, ten hours a day. Another took three weeks. Both sell for the same price. The quicker one outsold the other 20 to 1. A $200 bottle of wine costs almos…
◾پلها و تونلها
◾ستگادین ۱۶ می ۲۰۲۰
«رابرت موزز» جادهساز، دریافته بود که ساختنِ تونلها نسبت به پلها، اندکی بیشتر طول میکشد و کمی هم بیشتر خرج برمیدارد.
ظاهراً پلها، آثاری تاریخی و افتخارآفرین برای کسانی هستند که منابعی برای ساختنشان یافتهاند و آنها را در آسمان، جلوی چشم همگان به نمایش گذاشتهاند.
به همین دو دلیل فوق، ما به ساختن پلها به جای تونلها رو آوردیم. در مقیاس بزرگتر، همین قضیه در مورد فرهنگِ کار و جامعه هم صادق است.
ولی تونلها بدون ایجاد جلب توجه به خودشان یا سازندگانشان، مظهر بهرهوریِ کامل هستند. یک تونل بدون اینکه سطح زمین را تغییر دهد، پیشرفت خلق میکند.
خیلی از مواقع، ارائهی یک راهحل ظریف و زیبا برای مسأله، توسط افرادی شجاع و صبور رخ میدهد.
با افتخارآفرینی کمتر، ولی کلاسِ بالاتر.
🌸 ۱۳۹۹/۲/۲۷
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۶ می ۲۰۲۰
«رابرت موزز» جادهساز، دریافته بود که ساختنِ تونلها نسبت به پلها، اندکی بیشتر طول میکشد و کمی هم بیشتر خرج برمیدارد.
ظاهراً پلها، آثاری تاریخی و افتخارآفرین برای کسانی هستند که منابعی برای ساختنشان یافتهاند و آنها را در آسمان، جلوی چشم همگان به نمایش گذاشتهاند.
به همین دو دلیل فوق، ما به ساختن پلها به جای تونلها رو آوردیم. در مقیاس بزرگتر، همین قضیه در مورد فرهنگِ کار و جامعه هم صادق است.
ولی تونلها بدون ایجاد جلب توجه به خودشان یا سازندگانشان، مظهر بهرهوریِ کامل هستند. یک تونل بدون اینکه سطح زمین را تغییر دهد، پیشرفت خلق میکند.
خیلی از مواقع، ارائهی یک راهحل ظریف و زیبا برای مسأله، توسط افرادی شجاع و صبور رخ میدهد.
با افتخارآفرینی کمتر، ولی کلاسِ بالاتر.
🌸 ۱۳۹۹/۲/۲۷
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Bridges and tunnels
Robert Moses, the road builder, understood that that building tunnels takes just a little longer and costs just a little bit more. And it turns out that bridges are monuments and create glory for t…
◾ولی چه میشد اگر جواب میداد؟
◾ستگادین ۱۷ می ۲۰۲۰
فرق علم و تئوری توطئه/خرافات، ساده است:
علمِ خوب به یک بینشِ مفید میانجامد و علم خوب، علم بد را بهبود و ارتقا میدهد.
در حالی که چیزی به نام تئوریهای توطئهی خوب وجود ندارد. چون جذابیت آنها به این است که غیرقابل اثبات، نادقیق و مبهماند و نمیتوان نادرستیشان را ثابت کرد.
آنها در واقع اصلاً تئوری نیستند. تئوریهای توطئه از سردرگمی افراد سوءاستفاده میکنند و وقتی همه، نیازمند توضیحی باشند، این تئوریها احساسی از آسایش و کنترل بر اوضاع را به وجود میآورند.
تقریباً جداکردن تئوری توطئهی خوب از بد غیرممکن است و از این روست که به سیاقِ یک تئوریِ واقعی کار نمیکنند.
تئوریهای توطئهی خوب، نه تنها به ایجاد یک بینش مفید نمیانجامند، بلکه کمکی به ردکردن تئوریهای توطئهی بد هم نمیکنند. شما نمیتوانید خرافات کسی را به صورت به دردبخوری مورد پرسش قرار دهید. چون آنها هرگز به عنوان طرز فکری که قادر به توضیح کارکرد عالم باشد، نبودهاند.
یک دانشمند خوب، صاحب یک تئوری و مشتاق برای نقد آن و اثبات اشتباهاتش است. به همین خاطر میتواند علم بهتری را بسازد. و برای اثبات درستی نظریهاش، روشنگری کند چون حالا بینش مفیدتری پیدا کرده است.
واقعیت اهمیتی به اینکه ما به آن باور داریم یا نه نمیدهد ولی به نفع همهمان است که واقعیت را بفهمیم.
🌸 مصطفی منبری ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۷ می ۲۰۲۰
فرق علم و تئوری توطئه/خرافات، ساده است:
علمِ خوب به یک بینشِ مفید میانجامد و علم خوب، علم بد را بهبود و ارتقا میدهد.
در حالی که چیزی به نام تئوریهای توطئهی خوب وجود ندارد. چون جذابیت آنها به این است که غیرقابل اثبات، نادقیق و مبهماند و نمیتوان نادرستیشان را ثابت کرد.
آنها در واقع اصلاً تئوری نیستند. تئوریهای توطئه از سردرگمی افراد سوءاستفاده میکنند و وقتی همه، نیازمند توضیحی باشند، این تئوریها احساسی از آسایش و کنترل بر اوضاع را به وجود میآورند.
تقریباً جداکردن تئوری توطئهی خوب از بد غیرممکن است و از این روست که به سیاقِ یک تئوریِ واقعی کار نمیکنند.
تئوریهای توطئهی خوب، نه تنها به ایجاد یک بینش مفید نمیانجامند، بلکه کمکی به ردکردن تئوریهای توطئهی بد هم نمیکنند. شما نمیتوانید خرافات کسی را به صورت به دردبخوری مورد پرسش قرار دهید. چون آنها هرگز به عنوان طرز فکری که قادر به توضیح کارکرد عالم باشد، نبودهاند.
یک دانشمند خوب، صاحب یک تئوری و مشتاق برای نقد آن و اثبات اشتباهاتش است. به همین خاطر میتواند علم بهتری را بسازد. و برای اثبات درستی نظریهاش، روشنگری کند چون حالا بینش مفیدتری پیدا کرده است.
واقعیت اهمیتی به اینکه ما به آن باور داریم یا نه نمیدهد ولی به نفع همهمان است که واقعیت را بفهمیم.
🌸 مصطفی منبری ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
But what if it works?
The difference between science and conspiracy theory/superstition is simple: Good science leads to useful insights. And good science is the cure for bad science. On the other hand, there are no goo…
◾جایگزینهای کمال و بینقصی
◾ستگادین ۱۸ می ۲۰۲۰
«آیا اگر نتوانم این کار را بینقص (perfect) و عالی انجام دهم، میشود سعی کنم حداقل آن را بهتر از قبل انجام دهم؟»
وقتی پروژهای دقیقاً آنچه انتظارش را داشتیم از آب در نمیآید، وقتی خدمات مشتریان ۱۰۰ درصد نیست، وقتی واقعیت با رویاها نمیخواند، آن وقت چه؟
یک گزینه، پذیرش شکست است. بدخلقی، سوگواری و غوطهزدن در فکر اینکه چه دنیای بیانصافی.
گزینهی دیگر، تلاش برای تبدیل یک موقعیت معیوب (imperfec) به موقعیتی کمترمعیوب است. شاید با کمی فاصله، موقعیت جدید حتی «خیلی» کمترمعیوب شود یا حتی بهتر از چیزی شود که در ابتدا امیدوار بودید.
وجود عیب و نقص، شانسی برای همکاری، ارتباط و ابتکار خلق میکند. شانسی برای دیدن انسانیت نهفته در پشت لحظاتی که انرژیِ زیادی صرف ساختن آن کردهاید.
جایگزینِ بینقصی و کاملبودن، احتمالاً بهتربودن (be better) است.
🌸 ۱۳۹۹/۲/۲۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۸ می ۲۰۲۰
«آیا اگر نتوانم این کار را بینقص (perfect) و عالی انجام دهم، میشود سعی کنم حداقل آن را بهتر از قبل انجام دهم؟»
وقتی پروژهای دقیقاً آنچه انتظارش را داشتیم از آب در نمیآید، وقتی خدمات مشتریان ۱۰۰ درصد نیست، وقتی واقعیت با رویاها نمیخواند، آن وقت چه؟
یک گزینه، پذیرش شکست است. بدخلقی، سوگواری و غوطهزدن در فکر اینکه چه دنیای بیانصافی.
گزینهی دیگر، تلاش برای تبدیل یک موقعیت معیوب (imperfec) به موقعیتی کمترمعیوب است. شاید با کمی فاصله، موقعیت جدید حتی «خیلی» کمترمعیوب شود یا حتی بهتر از چیزی شود که در ابتدا امیدوار بودید.
وجود عیب و نقص، شانسی برای همکاری، ارتباط و ابتکار خلق میکند. شانسی برای دیدن انسانیت نهفته در پشت لحظاتی که انرژیِ زیادی صرف ساختن آن کردهاید.
جایگزینِ بینقصی و کاملبودن، احتمالاً بهتربودن (be better) است.
🌸 ۱۳۹۹/۲/۲۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Alternatives to perfect
“If I can’t make it perfect, is it okay if I try to make it better?” When a project doesn’t come out precisely the way we hoped, when customer service isn’t 100%, when…
◾انتظار و نگرانی
◾ستگادین ۲۲ می ۲۰۲۰
برای ما انتخابِ «نگرانی»، کار آسانی است. جهان زیر و رو شده است، تلاشها ادامه دارند و فاجعهی غمباری به طور غیریکنواخت ولی وسیع، در حال گسترش است. (کرونا.م)
نگرانی، توانِ زیادی از ما میگیرد و در عین حال برخلاف تمرکز، یادگیری یا اقدام، هیچ ارزشی به وجود نمیآورد. همزمان بر اساس افق زمانیِ پاندمی، همین «انتظارکشیدنِ» ساده هم کارِ وسوسهانگیزی است. انتظارکشیدن برای بازگشت به شرایط عادی. ولی در تمام این مدت، زمانی که صرف انتظارکشیدن میکنیم، همان زمانی است که صرف یادگیری، راهنمایی و برقراری ارتباط نمیکنیم.
انتظار کشیدن نوعی اتلاف وقت است. در حالیکه زمان کمیاب است و هدردادنِ آن شرمآور است.
تصور کنید اگر ما حتی تصمیم میگرفتیم که نیمی از انتظارکشیدنها و نگرانیهایمان را کم کنیم، به چه کشفهایی که نائل نمیشدیم، چه مهارتهای زیادی که یاد نمیگرفتیم و چه تغییرِ نگرشِ چشمگیری که در ما به وجود نمیآمد.
ما هنوز هم میتوانیم منتظر بمانیم. ما هنوز هم میتوانیم نگران باشیم. ولی شاید بتوانیم راهی بیابیم که این انتظار و نگرانی را کمتر کنیم.
🌸 مصطفی منبری ۳ خرداد ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۲ می ۲۰۲۰
برای ما انتخابِ «نگرانی»، کار آسانی است. جهان زیر و رو شده است، تلاشها ادامه دارند و فاجعهی غمباری به طور غیریکنواخت ولی وسیع، در حال گسترش است. (کرونا.م)
نگرانی، توانِ زیادی از ما میگیرد و در عین حال برخلاف تمرکز، یادگیری یا اقدام، هیچ ارزشی به وجود نمیآورد. همزمان بر اساس افق زمانیِ پاندمی، همین «انتظارکشیدنِ» ساده هم کارِ وسوسهانگیزی است. انتظارکشیدن برای بازگشت به شرایط عادی. ولی در تمام این مدت، زمانی که صرف انتظارکشیدن میکنیم، همان زمانی است که صرف یادگیری، راهنمایی و برقراری ارتباط نمیکنیم.
انتظار کشیدن نوعی اتلاف وقت است. در حالیکه زمان کمیاب است و هدردادنِ آن شرمآور است.
تصور کنید اگر ما حتی تصمیم میگرفتیم که نیمی از انتظارکشیدنها و نگرانیهایمان را کم کنیم، به چه کشفهایی که نائل نمیشدیم، چه مهارتهای زیادی که یاد نمیگرفتیم و چه تغییرِ نگرشِ چشمگیری که در ما به وجود نمیآمد.
ما هنوز هم میتوانیم منتظر بمانیم. ما هنوز هم میتوانیم نگران باشیم. ولی شاید بتوانیم راهی بیابیم که این انتظار و نگرانی را کمتر کنیم.
🌸 مصطفی منبری ۳ خرداد ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Waiting and worrying
It’s easy for us to choose to worry. The world is upside down, the slog continues, a tragedy unevenly but widely distributed. Worry takes a lot of effort. And worry, unlike focus, learning or…
Forwarded from یک ناشر .خلق کتاب موفق
«نویسندگی » را یاد بگیرید
اگر به عنوان یک بازیگر قادر به نوشتن باشید، معنی اش آن است که
می توانید خودتان را بازی کنید.
اگر به عنوان یک بازاریاب قادر به نوشتن باشید، معنی اش آن است که
می توانید داستان خودتان را روایت کنید.
اگر به دنبال شغلی هستید، توانایی شما در نوشتن باعث میشود جزو
معدود افراد خاصی باشید که به چشم بیایید.
نوشتن یعنی تفکر سازمان یافته
نوشتن فرصتی است برای شما تا از پای ننشینید و تفاوت بیافرینید.
شما برای نویسندگی به هیچ مجوز یا امکاناتی نیاز ندارید. شما برای نوشتن
به علوم پیشتاز تخصصی یا پول هم نیازی ندارید.
نویسندگی مهارتی است با
بیشترین بازگشت سرمایه
چون «نوشتن » نشانه ی فکر کردن است.
قسمتی از کتاب «روز نوشته های ست گادین»
این کتاب را به زودی در انتشارات "کلید"منتشر میکنیم
@yeknashet
اگر به عنوان یک بازیگر قادر به نوشتن باشید، معنی اش آن است که
می توانید خودتان را بازی کنید.
اگر به عنوان یک بازاریاب قادر به نوشتن باشید، معنی اش آن است که
می توانید داستان خودتان را روایت کنید.
اگر به دنبال شغلی هستید، توانایی شما در نوشتن باعث میشود جزو
معدود افراد خاصی باشید که به چشم بیایید.
نوشتن یعنی تفکر سازمان یافته
نوشتن فرصتی است برای شما تا از پای ننشینید و تفاوت بیافرینید.
شما برای نویسندگی به هیچ مجوز یا امکاناتی نیاز ندارید. شما برای نوشتن
به علوم پیشتاز تخصصی یا پول هم نیازی ندارید.
نویسندگی مهارتی است با
بیشترین بازگشت سرمایه
چون «نوشتن » نشانه ی فکر کردن است.
قسمتی از کتاب «روز نوشته های ست گادین»
این کتاب را به زودی در انتشارات "کلید"منتشر میکنیم
@yeknashet
Telegram
attach 📎
◾محافلکاری
◾ستگادین ۲۳ می ۲۰۲۰
یادگیری (Learning)، اغلب بیرون از کلاس اتفاق میافتد.
یادگیری همان تجربهی تلخ احساس بیکفایتی در مسیر رشدمان است.
یادگیری، دری به روی هویت (Identity)، برای ما میگشاید.
وقتی کسی میگوید: «من یک پرستارم.»، درواقع ترکیبی از یادگیریها، مدرک تحصیلی و سبک زندگیاش را بعنوان هویت خویش به ما اعلام میکند.
همهی اینها محصول جامعه (Community) است. استانداردها، رفتارها، حمایتها، نقشها.
اگر شما جزو سازندگان قایقهای چوبی در Maine باشید، کارها را به روش خودتان انجام میدهید. اقیانوس همان اقیانوس و آب همان آب است ولی قایقسازان Manila ، قایقهای متفاوتی را نسبت به شما در آن آب روانه میکنند. چون جامعههای متفاوتی با همدیگر دارید.
حتی طرز فکر ما درباره آموزش رسمی، اعتبار چیزها و نحوهی همکاری، از جامعهای نشأت میگیرد که عضو آنیم.
جامعهی شما به صورت اتفاقی و هنگام تولد تعیین میشود. جامعهای بر اساس جغرافیا و اصلونسب که در آن هویت مییابید و یادگیری را خیلی قبلتر از رفتن به مدرسه، در آن جامعه آغاز میکنید. البته امروزه اوضاع درحال تغییر است.
دربارهی محافلکاری (Communities of practice) دهههاست که مطلب نوشته شده است، ولی طبیعتِ بادوام و متخلخل اینترنت در حال دگرگونکردن آنست. وقتی خودمان را با یک جامعه محصور کنیم، تغییر هویتمان اجتنابناپذیر میشود.
ما در بیشتر مواقع، جامعهی خویش را مطابق پیشفرض انتخاب میکنیم. شبکههای اجتماعی ما را به درون خویش میبلعند. یا شبیه یارکِشی برای بازیِ وسطی، بالاخره عضو یک تیم میشویم. ولی امروز ما شانس آن را داریم که ملحقشدن به یک جامعه را با ارادهی خودمان انجام دهیم.
من بمرور زمان دریافتهام که گروههایی که در Akimbo میسازیم، در واقع همان محافلکاریها هستند. راهی برای ساختن هویت قدرتمند و زایایی که همه بدنبال آنند.
اگر میخواهید دربارهی جدیدترین محافلکاریِ ما بیشتر بدانید، اینجا را بخوانید.
🌸 مصطفی منبری؛ ۴ خرداد ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۳ می ۲۰۲۰
یادگیری (Learning)، اغلب بیرون از کلاس اتفاق میافتد.
یادگیری همان تجربهی تلخ احساس بیکفایتی در مسیر رشدمان است.
یادگیری، دری به روی هویت (Identity)، برای ما میگشاید.
وقتی کسی میگوید: «من یک پرستارم.»، درواقع ترکیبی از یادگیریها، مدرک تحصیلی و سبک زندگیاش را بعنوان هویت خویش به ما اعلام میکند.
همهی اینها محصول جامعه (Community) است. استانداردها، رفتارها، حمایتها، نقشها.
اگر شما جزو سازندگان قایقهای چوبی در Maine باشید، کارها را به روش خودتان انجام میدهید. اقیانوس همان اقیانوس و آب همان آب است ولی قایقسازان Manila ، قایقهای متفاوتی را نسبت به شما در آن آب روانه میکنند. چون جامعههای متفاوتی با همدیگر دارید.
حتی طرز فکر ما درباره آموزش رسمی، اعتبار چیزها و نحوهی همکاری، از جامعهای نشأت میگیرد که عضو آنیم.
جامعهی شما به صورت اتفاقی و هنگام تولد تعیین میشود. جامعهای بر اساس جغرافیا و اصلونسب که در آن هویت مییابید و یادگیری را خیلی قبلتر از رفتن به مدرسه، در آن جامعه آغاز میکنید. البته امروزه اوضاع درحال تغییر است.
دربارهی محافلکاری (Communities of practice) دهههاست که مطلب نوشته شده است، ولی طبیعتِ بادوام و متخلخل اینترنت در حال دگرگونکردن آنست. وقتی خودمان را با یک جامعه محصور کنیم، تغییر هویتمان اجتنابناپذیر میشود.
ما در بیشتر مواقع، جامعهی خویش را مطابق پیشفرض انتخاب میکنیم. شبکههای اجتماعی ما را به درون خویش میبلعند. یا شبیه یارکِشی برای بازیِ وسطی، بالاخره عضو یک تیم میشویم. ولی امروز ما شانس آن را داریم که ملحقشدن به یک جامعه را با ارادهی خودمان انجام دهیم.
من بمرور زمان دریافتهام که گروههایی که در Akimbo میسازیم، در واقع همان محافلکاریها هستند. راهی برای ساختن هویت قدرتمند و زایایی که همه بدنبال آنند.
اگر میخواهید دربارهی جدیدترین محافلکاریِ ما بیشتر بدانید، اینجا را بخوانید.
🌸 مصطفی منبری؛ ۴ خرداد ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
A community of practice
Learning happens mostly outside the classroom. Learning is the difficult work of experiencing incompetence on our way to mastery. And learning opens the door to identity. When someone says, “…
◾یک کسبوکار کوچک، شکل کوچکشدهی یک کسبوکار بزرگ نیست
◾ستگادین ۲۴ می ۲۰۲۰
جلسات کمتر، منابع کمتر، قراردادهای کمتر.
بزرگترین مزیت یک کسبوکار کوچک آنست که صاحبش، میتواند مستقیماً درچشمان مشتریان نگاه کند و برعکس.
احتمالاً راهِ پیشرفتِ کسبوکارهای کوچک، ورای پیروی از سیاستها، نظرات گروهی و اهرمهای ترقی، همان چیزی است که بیشترین محرک برای شروع کار است: بفهمید مخاطبانتان به چه چیزی نیاز دارند و به آنها کمک کنید تا همان را به دست آورند. راهش همین است.
داشتنِ یک کسبوکار کوچک، هرگز کار آسانی نبوده و حتی این روزها سختتر هم شده است. ولی ظرفیت عبور از دشواریها و انعطافپذیری، در کنار هم، اوضاع را پیش میبرند.
میمانَد قانون اول: بفهمید مخاطبان به چه چیزی نیاز دارند و همان را به ایشان بدهید.
🌸 مصطفی منبری؛ ۴خرداد ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۴ می ۲۰۲۰
جلسات کمتر، منابع کمتر، قراردادهای کمتر.
بزرگترین مزیت یک کسبوکار کوچک آنست که صاحبش، میتواند مستقیماً درچشمان مشتریان نگاه کند و برعکس.
احتمالاً راهِ پیشرفتِ کسبوکارهای کوچک، ورای پیروی از سیاستها، نظرات گروهی و اهرمهای ترقی، همان چیزی است که بیشترین محرک برای شروع کار است: بفهمید مخاطبانتان به چه چیزی نیاز دارند و به آنها کمک کنید تا همان را به دست آورند. راهش همین است.
داشتنِ یک کسبوکار کوچک، هرگز کار آسانی نبوده و حتی این روزها سختتر هم شده است. ولی ظرفیت عبور از دشواریها و انعطافپذیری، در کنار هم، اوضاع را پیش میبرند.
میمانَد قانون اول: بفهمید مخاطبان به چه چیزی نیاز دارند و همان را به ایشان بدهید.
🌸 مصطفی منبری؛ ۴خرداد ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
A small business isn’t simply a little version of a big business
Fewer meetings, fewer resources, fewer constraints. The biggest advantage that a small business has is that the owner can look customers in the eye. And vice versa. Instead of policies, groupthink …
◾استادکارِ هنرمند و زمان
◾ستگادین ۲۵ می ۲۰۲۰
استاد... این سفارش ما کی تمام میشود؟
استاد... اگر کار عقب افتاد، به ما اطلاع دهید.
چرا ما را وادار به پرسیدن این سوالات میکنید؟
برای یک سازمان کوچک یا یک استادکارِ هنرمند (craftsperson)، دادنِ وعدهی دقیقِ پایانِ کار شبیه آنچه در یک سیستم اداری بزرگ رخ میدهد، کار دشواری است. بعلاوه، سیستمهای اداری در اصل برای این به وجود آمدهاند تا مراقب باشند کارها در ضربالاجل تعیینشده به انجام برسند و نگذارند تحقق وعدهها بیشتر از معیار مشخصی عقب بیافتند.
مشتریان شما به این امر واقفند و یکی از دلایلی که شما را برگزیدهاند همین است. چون شما به تنهایی کار میکنید. شما یک شخص هستید، نه یک صنعت.
این واقعیت را پنهان نکنید، مگر این که بتوانید از عهدهی خلاف آن برآیید.
از مبالغ هنگفتی که این مردمان سست و تنبل در قبالِ فعالیتهایتان و دربارهی آنچه میبینید و میدانید به شما خواهند پرداخت، شگفتزده خواهید شد.
لازم نیست قولی بدهید که نمیتوانید به آن عمل کنید یا زیرِ قولهایی که دادهاید بزنید.
ما خریدار همین فرآیند (process) از شما هستیم، نه فقط آنچه میسازید.
🌸 ۱۳۹۹/۳/۵
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۵ می ۲۰۲۰
استاد... این سفارش ما کی تمام میشود؟
استاد... اگر کار عقب افتاد، به ما اطلاع دهید.
چرا ما را وادار به پرسیدن این سوالات میکنید؟
برای یک سازمان کوچک یا یک استادکارِ هنرمند (craftsperson)، دادنِ وعدهی دقیقِ پایانِ کار شبیه آنچه در یک سیستم اداری بزرگ رخ میدهد، کار دشواری است. بعلاوه، سیستمهای اداری در اصل برای این به وجود آمدهاند تا مراقب باشند کارها در ضربالاجل تعیینشده به انجام برسند و نگذارند تحقق وعدهها بیشتر از معیار مشخصی عقب بیافتند.
مشتریان شما به این امر واقفند و یکی از دلایلی که شما را برگزیدهاند همین است. چون شما به تنهایی کار میکنید. شما یک شخص هستید، نه یک صنعت.
این واقعیت را پنهان نکنید، مگر این که بتوانید از عهدهی خلاف آن برآیید.
از مبالغ هنگفتی که این مردمان سست و تنبل در قبالِ فعالیتهایتان و دربارهی آنچه میبینید و میدانید به شما خواهند پرداخت، شگفتزده خواهید شد.
لازم نیست قولی بدهید که نمیتوانید به آن عمل کنید یا زیرِ قولهایی که دادهاید بزنید.
ما خریدار همین فرآیند (process) از شما هستیم، نه فقط آنچه میسازید.
🌸 ۱۳۹۹/۳/۵
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Craftspeople and time
Tell us when you’re going to finish. Tell us if you fall behind. Don’t make us ask. It’s difficult for a small organization or a dedicated craftsperson to run an operation as punc…
◾️رقص با ابزارها
◾️ستگادین ۲۷ می ۲۰۲۰
آیا شما در کار با Google Sheets مهارت دارید؟
آیا میتوانید یک جستار (query) بنویسید؟ یک فیلتر چطور؟ آیا میتوانید از شر Cellهای اضافی برنامهی Excel رها شوید یا یک ادغام پستی (mail merge) ایجاد کنید؟ اگر میخواهید این چیزها را یاد بگیرید، آیا میدانید چطور باید این کار را انجام دهید؟
این یک آزمون جالب است.
برنامهی Google Sheets رایگان است. مخصوصاً که استفاده از آن، زیاد سخت نیست. شما میتوانید آن را خودتان بیدردسر یاد بگیرید. برنامهای بسیار کاربردی که به دردِ هر شغل و جامعهی کاری که به نظرتان برسد میخورد.
حتی یک فرد نوجوان در کنار خیابان، خیلی بهتر از کارهای دیگر میتواند این برنامه را خودش یاد بگیرد.
اگر شما کارتان در تایپهای تکنولوژیک خوب است، اغلب از این برنامه استفاده خواهید کرد. در غیر اینصورت، اگر قصد دارید ادعا کنید که استعداد کافی در تابعنویسی ندارید (که حرف مزخرفی است!)، یا وقت کافی برای این کار ندارید، فرصت بزرگی را دارید از دست میدهید.
البته قضیه فقط به همین Google Sheets یا شبکه یا حتی کامپیوتر خلاصه نمیشود. امکاناتی که از راه میرسند، ابزارهایی برای توانمندکردن ما هستند. ما میتوانیم ابزارهایی را که در دسترس ما قرار میگیرند نادیده بگیریم. میتوانیم از آنها بهراسیم. یا میتوانیم آنها را بفهمیم و درکشان کنیم.
میتوانیم بعد از فهم و یادگیریِ ابزارهای جدید، فرد دیگری را استخدام کنیم تا آن کار را از طرف ما انجام دهد.
حتی میتوانیم به عنوان کارشناس و استاد (master) برای آنها باشیم.
🌸 ۱۳۹۹/۳/۸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾️ستگادین ۲۷ می ۲۰۲۰
آیا شما در کار با Google Sheets مهارت دارید؟
آیا میتوانید یک جستار (query) بنویسید؟ یک فیلتر چطور؟ آیا میتوانید از شر Cellهای اضافی برنامهی Excel رها شوید یا یک ادغام پستی (mail merge) ایجاد کنید؟ اگر میخواهید این چیزها را یاد بگیرید، آیا میدانید چطور باید این کار را انجام دهید؟
این یک آزمون جالب است.
برنامهی Google Sheets رایگان است. مخصوصاً که استفاده از آن، زیاد سخت نیست. شما میتوانید آن را خودتان بیدردسر یاد بگیرید. برنامهای بسیار کاربردی که به دردِ هر شغل و جامعهی کاری که به نظرتان برسد میخورد.
حتی یک فرد نوجوان در کنار خیابان، خیلی بهتر از کارهای دیگر میتواند این برنامه را خودش یاد بگیرد.
اگر شما کارتان در تایپهای تکنولوژیک خوب است، اغلب از این برنامه استفاده خواهید کرد. در غیر اینصورت، اگر قصد دارید ادعا کنید که استعداد کافی در تابعنویسی ندارید (که حرف مزخرفی است!)، یا وقت کافی برای این کار ندارید، فرصت بزرگی را دارید از دست میدهید.
البته قضیه فقط به همین Google Sheets یا شبکه یا حتی کامپیوتر خلاصه نمیشود. امکاناتی که از راه میرسند، ابزارهایی برای توانمندکردن ما هستند. ما میتوانیم ابزارهایی را که در دسترس ما قرار میگیرند نادیده بگیریم. میتوانیم از آنها بهراسیم. یا میتوانیم آنها را بفهمیم و درکشان کنیم.
میتوانیم بعد از فهم و یادگیریِ ابزارهای جدید، فرد دیگری را استخدام کنیم تا آن کار را از طرف ما انجام دهد.
حتی میتوانیم به عنوان کارشناس و استاد (master) برای آنها باشیم.
🌸 ۱۳۹۹/۳/۸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Dancing with tools
How good are you at Google Sheets? Can you write a query? A filter? Do you know how to install add-on tools to trim extra cells or create a mail merge? If you wanted to learn those things, do you k…
◾سه مسیر برای یک آدم تکرو
◾ستگادین ۲۸ می ۲۰۲۰
یکی از سه مسیر زیر را در نظر بگیرید. کدام مسیر برای شما جواب میدهد؟
۱- به ندای دلتان گوش فرا دهید. کاری را انجام دهید که به آن باور دارید و برای آن به دنیا آمدهاید. به تصورات و رویاهایتان جامهی عمل بپوشانید. به نظرات منتقدان، نیاز بازار یا سایر حسابوکتابها توجهی نشان ندهید. این کار، محصول دست خودتان است.
۲- به بازارِ خودتان بچسبید و هرچه برای ساختن آن لازم است، انجام دهید. سرمایهتان را توسعه دهید و اوضاع را مدیریت کنید. برای مخاطبانتان، ارزشآفرینی کنید و برای چیزی که خلق کردهاید، قیمت بگذارید.
۳- پُرکار و مشغول باقیبمانید. کاری بهتر از متوسط ولی با قیمتی کمتر از متوسط ارائه دهید.
اقدام همزمان به هر مسیر فوق، آنهم برای مشتریان یکسان، کار سختی است. هر سه مسیر فوق با ارزشاند و هر کدام به تنهایی میتوانند برای شما جواب دهند، به شرطی که فقط یکی از مسیرها را انتخاب کنید.
🌸 مصطفی منبری ۹ خرداد ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۸ می ۲۰۲۰
یکی از سه مسیر زیر را در نظر بگیرید. کدام مسیر برای شما جواب میدهد؟
۱- به ندای دلتان گوش فرا دهید. کاری را انجام دهید که به آن باور دارید و برای آن به دنیا آمدهاید. به تصورات و رویاهایتان جامهی عمل بپوشانید. به نظرات منتقدان، نیاز بازار یا سایر حسابوکتابها توجهی نشان ندهید. این کار، محصول دست خودتان است.
۲- به بازارِ خودتان بچسبید و هرچه برای ساختن آن لازم است، انجام دهید. سرمایهتان را توسعه دهید و اوضاع را مدیریت کنید. برای مخاطبانتان، ارزشآفرینی کنید و برای چیزی که خلق کردهاید، قیمت بگذارید.
۳- پُرکار و مشغول باقیبمانید. کاری بهتر از متوسط ولی با قیمتی کمتر از متوسط ارائه دهید.
اقدام همزمان به هر مسیر فوق، آنهم برای مشتریان یکسان، کار سختی است. هر سه مسیر فوق با ارزشاند و هر کدام به تنهایی میتوانند برای شما جواب دهند، به شرطی که فقط یکی از مسیرها را انتخاب کنید.
🌸 مصطفی منبری ۹ خرداد ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Three paths for a soloist
Consider one of three paths. Which works for you? Honor the noise in your head. Make the work you believe you were born to make. Create things you can visualize but haven’t seen yet. Do it wi…
◾سه کلمه حرف حساب
ستگادین در روزنوشتههای خود، بیش از هر چیز از کلمات «تغییر»، «بهتر» و «یادگیری» استفاده کرده است.
انگار این واژهها، مثلثی با سه ضلعِ دینامیک ساختهاند که اضلاع آن، بطور منظم و نسبت به شرایط، کوتاه و بلند میشوند.
شاید مطالعه دربارهی این مثلث دینامیک، بتواند به «عدم تعادل مطلوبِ» شما نظم دهد.
کتاب «روزنوشتهای ستگادین»، اضلاع این مثلث طلایی را شرح میدهد. «ست» معتقد است که یادگیری به تغییر و آنهم به بهترشدنِ اوضاع میانجامد.
احتمال اینکه کتاب «روزنوشتهای ستگادین» به تاثیرگذارترین کتابی که قرار است در تابستانِ امسال بخوانید تبدیل شود، خیلی زیاد است.
لطفاً گوش به زنگ بمانید.
◾ کتاب #روزنوشتهایستگادین
◾مترجم: مصطفی منبری
◾انتشارات کلید آموزش
ستگادین در روزنوشتههای خود، بیش از هر چیز از کلمات «تغییر»، «بهتر» و «یادگیری» استفاده کرده است.
انگار این واژهها، مثلثی با سه ضلعِ دینامیک ساختهاند که اضلاع آن، بطور منظم و نسبت به شرایط، کوتاه و بلند میشوند.
شاید مطالعه دربارهی این مثلث دینامیک، بتواند به «عدم تعادل مطلوبِ» شما نظم دهد.
کتاب «روزنوشتهای ستگادین»، اضلاع این مثلث طلایی را شرح میدهد. «ست» معتقد است که یادگیری به تغییر و آنهم به بهترشدنِ اوضاع میانجامد.
احتمال اینکه کتاب «روزنوشتهای ستگادین» به تاثیرگذارترین کتابی که قرار است در تابستانِ امسال بخوانید تبدیل شود، خیلی زیاد است.
لطفاً گوش به زنگ بمانید.
◾ کتاب #روزنوشتهایستگادین
◾مترجم: مصطفی منبری
◾انتشارات کلید آموزش
◾سقفهایی که چکه میکنند
◾ستگادین ۲۹ می ۲۰۲۰
در خیلی از موارد، سقفهایی که چکه میکنند، بدتر از بی سقفیاند.
وقتی سقفی بالای سر نداریم، از هجوم قطرات باران، غافلگیر یا ناراحت نمیشویم. ولی سقفی که چکه میکند، توقعات ما را که بالا برده بود به چالش میکشد.
احتمالاً وقتی به ما قولِ یک سقف را بدهید و به قولتان عمل نکنید، بدتر از آنست که از ابتدا قولِ هیچ سقفی را ندهید.
🌸 ۱۳۹۹/۳/۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۹ می ۲۰۲۰
در خیلی از موارد، سقفهایی که چکه میکنند، بدتر از بی سقفیاند.
وقتی سقفی بالای سر نداریم، از هجوم قطرات باران، غافلگیر یا ناراحت نمیشویم. ولی سقفی که چکه میکند، توقعات ما را که بالا برده بود به چالش میکشد.
احتمالاً وقتی به ما قولِ یک سقف را بدهید و به قولتان عمل نکنید، بدتر از آنست که از ابتدا قولِ هیچ سقفی را ندهید.
🌸 ۱۳۹۹/۳/۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Leaky roofs
In many situations, a leaky roof is worse than no roof at all. If there’s no roof, we’re not surprised or disappointed if we get hit with some raindrops. But a roof that leaks has raise…
◾عدالت و منزلت، کمیابهای همیشگی
◾ستگادین ۱ ژوئن ۲۰۲۰
[این نوشته مربوط به دو سال پیش است که بسیار با زمان حال همخوانی دارد]
شما هرگز از اینکه برای دیگران، عزت و احترام قائل شوید، پشیمان نخواهید شد.
اگر در برقراری عدالت و انصاف، زیادهروی هم بکنیم، بندرت پیش میآید که دردسرساز شود. چه برای خودمان، چه برای دیگران که تحت تأثیر ما هستند. سازمانها و دولتها تشکیلیافته از همین مردماند و ما هر روز شانسِ تبدیلشدن به نسخهی بهتری از خودمان را داریم.
ولی هنوز هم... در لحظاتی که فکر میکنیم کسی نمیبیند، وقتی اوضاع قاراشمیش میشود، اغلب یادمان میرود. در اینجور لحظات، ارزشش را دارد که به خاطر بیاوریم، عدالت و منزلت فقط به درد توصیه به دیگران نمیخورد.
وقتی با دیگران چنان رفتار میکنیم که دوست داریم با ما نیز همانطور رفتار شود، این به نفع ما تمام خواهد شد. چون آثارش به خودمان برمیگردد.
«کمیابی کاذب»(false scarcity) یعنی باور داشته باشیم که باید جلوی پیشرفت دیگران را بگیریم. باید آنها را از جلوی چشمانمان دور نگه داریم و بیرون از کشورمان و عرصه رقابت، حفظشان کنیم تا کارها برای خودمان آسانتر شود.
ایدهی فوق، یک زمانی درست بود. زمانیکه ۱۰ موقعیت شغلی در بارانداز بود ولی ۳۰ کارگر در انتظارِ گرفتنِ آن شغلها بودند. درنتیجه اوضاع همه، بجز کارفرما، خراب بود.
ولی امروزه، ارزشآفرینی، مترادف با چاهکندن برای دیگران نیست بلکه به معنای برقراریِ ارتباط با دیگران است. ارزش در ترکیب و بههمرسانیِ مردم پدید میآید. ارزش، محصول معجزهای است که از تضارب آرا، تفاوت پسزمینهها و گوناگونی محرکهای افراد مختلف نمایان میشود.
برقراریِ ارتباط، به ایدهها، راهحلها و عبور از موانع منجر میشود.
وقتی «کمیابی کاذب» اینگونه بیان میشود، تعریف قابل اعتمادتری است: من به قدر کافی ندارم و تو هم نمیتوانی داشته باشی. ما باهم میتوانیم چیز بهتری خلق کنیم.
ما به صحت این تعریف واقفیم. همچنین میدانیم که روش هوشمندانهای است.
🌸 مصطفی منبری ۱۳ خرداد ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱ ژوئن ۲۰۲۰
[این نوشته مربوط به دو سال پیش است که بسیار با زمان حال همخوانی دارد]
شما هرگز از اینکه برای دیگران، عزت و احترام قائل شوید، پشیمان نخواهید شد.
اگر در برقراری عدالت و انصاف، زیادهروی هم بکنیم، بندرت پیش میآید که دردسرساز شود. چه برای خودمان، چه برای دیگران که تحت تأثیر ما هستند. سازمانها و دولتها تشکیلیافته از همین مردماند و ما هر روز شانسِ تبدیلشدن به نسخهی بهتری از خودمان را داریم.
ولی هنوز هم... در لحظاتی که فکر میکنیم کسی نمیبیند، وقتی اوضاع قاراشمیش میشود، اغلب یادمان میرود. در اینجور لحظات، ارزشش را دارد که به خاطر بیاوریم، عدالت و منزلت فقط به درد توصیه به دیگران نمیخورد.
وقتی با دیگران چنان رفتار میکنیم که دوست داریم با ما نیز همانطور رفتار شود، این به نفع ما تمام خواهد شد. چون آثارش به خودمان برمیگردد.
«کمیابی کاذب»(false scarcity) یعنی باور داشته باشیم که باید جلوی پیشرفت دیگران را بگیریم. باید آنها را از جلوی چشمانمان دور نگه داریم و بیرون از کشورمان و عرصه رقابت، حفظشان کنیم تا کارها برای خودمان آسانتر شود.
ایدهی فوق، یک زمانی درست بود. زمانیکه ۱۰ موقعیت شغلی در بارانداز بود ولی ۳۰ کارگر در انتظارِ گرفتنِ آن شغلها بودند. درنتیجه اوضاع همه، بجز کارفرما، خراب بود.
ولی امروزه، ارزشآفرینی، مترادف با چاهکندن برای دیگران نیست بلکه به معنای برقراریِ ارتباط با دیگران است. ارزش در ترکیب و بههمرسانیِ مردم پدید میآید. ارزش، محصول معجزهای است که از تضارب آرا، تفاوت پسزمینهها و گوناگونی محرکهای افراد مختلف نمایان میشود.
برقراریِ ارتباط، به ایدهها، راهحلها و عبور از موانع منجر میشود.
وقتی «کمیابی کاذب» اینگونه بیان میشود، تعریف قابل اعتمادتری است: من به قدر کافی ندارم و تو هم نمیتوانی داشته باشی. ما باهم میتوانیم چیز بهتری خلق کنیم.
ما به صحت این تعریف واقفیم. همچنین میدانیم که روش هوشمندانهای است.
🌸 مصطفی منبری ۱۳ خرداد ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Justice and dignity, too often in short supply
[From two years ago, even more relevant right now] You will never regret offering dignity to others. We rarely get into trouble because we overdo our sense of justice and fairness. Not just us, but…
◾ نمیتوانم تصور کنم
◾ستگادین ۲ ژوئن ۲۰۲۰
راهی نیست که مطمئن شویم چه حسی دارد... احساسات دیگران... افرادی که در زندگی ما حضور دارند یا بیرون از آن هستند. احساسات مردمی که شبیه ما هستند یا نیستند. تلاش برای درک احساس دیگران، برای هرکس، نتایج مختلفی به بار خواهد آورد و تجارب متفاوتی رقم خواهد زد. عدهای با داشتن یک امتیاز بزرگ، شروع کردهاند و برخی با یک نقصان، که احتمالاً سزاوارش نبودند.
البته که منظورم از «من»، در واقع ماست. فرقی نمیکند کدام ما. در هر حال نمیتوانیم بدانیم دیگری چه حسی را تجربه میکند.
شاید نتوانیم تصور کنیم که قربانیِ یک بیاعتمادیِ سیستمیکبودن چه حسی دارد. یا نگرانی بابتِ آوردن نان بر سر سفرهی آن خانواده، یعنی چه. یا جنگیدن با یک بیماری مزمن یا ناعادلانه متهمشدن برای یک جنایت، چه حسی به آدم میدهد.
میتوانیم سعی خودمان را بکنیم. میتوانیم فرض کنیم که چنین اتفاقی، با اندکی تفاوت، برای خودمان رخ داده است. ما قادر به درک این نکته هستیم که فجایع غمانگیز، بطور غیریکنواختی پخششدهاند و گویی در یک دور ثابت افتادهاند، ولی قرار نیست اوضاع به همین منوال باقی بماند.
اگر نمیتوانیم تصورش کنیم، دلیل نمیشود که نتوانیم به آن اهمیت دهیم. ما میتوانیم از بزرگنماییِ تفاوتهایمان اجتناب کنیم و بجای آن، بر روی حداکثرکردنِ امکانها، عدالت و ارتباطات متمرکز شویم. تا نتیجه بگیریم.
استفاده از مزایایی چون دیدن، صحبت کردن و خلق تغییراتِ بلندمدت، وظیفهی دشواری بر گردن ماست. یعنی اگر میتوانیم کاری کنیم که عدالت بیشتر شود، معنیاش آن است که ما باید دست به کار شویم.
کاش در انجام این کار بهتر از این بودم و کاش کارِ آسانتری بود.
ما با دیدن، با صحبتکردن و با کار و تلاش، اوضاع را بهتر خواهیم کرد. حتی اگر کارِ راحتی نباشد، که نیست.
🌸 ۱۳۹۹/۳/۱۳
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲ ژوئن ۲۰۲۰
راهی نیست که مطمئن شویم چه حسی دارد... احساسات دیگران... افرادی که در زندگی ما حضور دارند یا بیرون از آن هستند. احساسات مردمی که شبیه ما هستند یا نیستند. تلاش برای درک احساس دیگران، برای هرکس، نتایج مختلفی به بار خواهد آورد و تجارب متفاوتی رقم خواهد زد. عدهای با داشتن یک امتیاز بزرگ، شروع کردهاند و برخی با یک نقصان، که احتمالاً سزاوارش نبودند.
البته که منظورم از «من»، در واقع ماست. فرقی نمیکند کدام ما. در هر حال نمیتوانیم بدانیم دیگری چه حسی را تجربه میکند.
شاید نتوانیم تصور کنیم که قربانیِ یک بیاعتمادیِ سیستمیکبودن چه حسی دارد. یا نگرانی بابتِ آوردن نان بر سر سفرهی آن خانواده، یعنی چه. یا جنگیدن با یک بیماری مزمن یا ناعادلانه متهمشدن برای یک جنایت، چه حسی به آدم میدهد.
میتوانیم سعی خودمان را بکنیم. میتوانیم فرض کنیم که چنین اتفاقی، با اندکی تفاوت، برای خودمان رخ داده است. ما قادر به درک این نکته هستیم که فجایع غمانگیز، بطور غیریکنواختی پخششدهاند و گویی در یک دور ثابت افتادهاند، ولی قرار نیست اوضاع به همین منوال باقی بماند.
اگر نمیتوانیم تصورش کنیم، دلیل نمیشود که نتوانیم به آن اهمیت دهیم. ما میتوانیم از بزرگنماییِ تفاوتهایمان اجتناب کنیم و بجای آن، بر روی حداکثرکردنِ امکانها، عدالت و ارتباطات متمرکز شویم. تا نتیجه بگیریم.
استفاده از مزایایی چون دیدن، صحبت کردن و خلق تغییراتِ بلندمدت، وظیفهی دشواری بر گردن ماست. یعنی اگر میتوانیم کاری کنیم که عدالت بیشتر شود، معنیاش آن است که ما باید دست به کار شویم.
کاش در انجام این کار بهتر از این بودم و کاش کارِ آسانتری بود.
ما با دیدن، با صحبتکردن و با کار و تلاش، اوضاع را بهتر خواهیم کرد. حتی اگر کارِ راحتی نباشد، که نیست.
🌸 ۱۳۹۹/۳/۱۳
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
I can’t imagine
There’s just no way to be sure what it feels like. Other people, people in our lives or out of it, people who look like us or don’t. Your mileage will vary, your experience will be diff…
◾قفلشدن در برابر مسالهای بزرگ
◾ستگادین ۳ ژوئن ۲۰۲۰
وقتی مسالهای بسیار بزرگ، رامنشدنی و لاینحل پیش میآید، تسلیمشدن در برابر آن، کار آسانی است.
در چنین شرایطی به نظر میرسد که هرگز وقتِ کافی، منابع کافی یا پول به اندازهی کافی برای خلاصشدن از شر مساله وجود ندارد.
ولی شاید بتوانیم کارمان را با حلِ جزییات کوچکی از آن مسالهی بزرگ، شروع کنیم. با یک نفر، یک فرصت، یک ارتباط.
میلیمتر به میلیمتر، با تعهد و پشتکار.
این روشِ حلِ مسائل بزرگ، شامل دو بخش دشوار است: دیدگاهِ معتقد به پیشرفت میلیمتری و دوامآوردن در تعهد و پشتکار.
🌸 مصطفی منبری ۱۵ خرداد۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۳ ژوئن ۲۰۲۰
وقتی مسالهای بسیار بزرگ، رامنشدنی و لاینحل پیش میآید، تسلیمشدن در برابر آن، کار آسانی است.
در چنین شرایطی به نظر میرسد که هرگز وقتِ کافی، منابع کافی یا پول به اندازهی کافی برای خلاصشدن از شر مساله وجود ندارد.
ولی شاید بتوانیم کارمان را با حلِ جزییات کوچکی از آن مسالهی بزرگ، شروع کنیم. با یک نفر، یک فرصت، یک ارتباط.
میلیمتر به میلیمتر، با تعهد و پشتکار.
این روشِ حلِ مسائل بزرگ، شامل دو بخش دشوار است: دیدگاهِ معتقد به پیشرفت میلیمتری و دوامآوردن در تعهد و پشتکار.
🌸 مصطفی منبری ۱۵ خرداد۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Stuck on enormity
When a problem appears too large, too intractable and too unspeakable to deal with, it’s easy to give up. There never seems to be enough time, enough resources or enough money to make the big…
◾شاید کسی از روی دستِ شما تقلب نمیکند
◾ستگادین ۴ ژوئن ۲۰۲۰
دربارهی عمیقترین اعتقاداتتان بیاندیشید. کاملاً امکانش هست که فرد دیگری نیز عمیقاً معتقد به چیزی برخلافِ نظر شما باشد.
رنجهایتان، دردهای جانکاهی که تجربه کردهاید، آلرژی مداومی که دارید و ... را به خاطر آورید. امکانش هست که فرد دیگری، گونهای از همانها را به شیوهای متفاوت تجربه کند.
و شاید رویاها و امیالی که اشتیاقشان، شبها خواب را از سرتان میپراند، به گونهای مشابه و در عین حال متفاوت، به ذهن فرد بغلدستیتان خطور کرده باشد.
آنها عمداً دست به این کار نمیزنند. تجربهی آنها به همان اندازه واقعی است که تجربه شما نیز هست.
🌸 ۱۳۹۹/۳/۱۵
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۴ ژوئن ۲۰۲۰
دربارهی عمیقترین اعتقاداتتان بیاندیشید. کاملاً امکانش هست که فرد دیگری نیز عمیقاً معتقد به چیزی برخلافِ نظر شما باشد.
رنجهایتان، دردهای جانکاهی که تجربه کردهاید، آلرژی مداومی که دارید و ... را به خاطر آورید. امکانش هست که فرد دیگری، گونهای از همانها را به شیوهای متفاوت تجربه کند.
و شاید رویاها و امیالی که اشتیاقشان، شبها خواب را از سرتان میپراند، به گونهای مشابه و در عین حال متفاوت، به ذهن فرد بغلدستیتان خطور کرده باشد.
آنها عمداً دست به این کار نمیزنند. تجربهی آنها به همان اندازه واقعی است که تجربه شما نیز هست.
🌸 ۱۳۹۹/۳/۱۵
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Maybe everyone else isn’t faking it
Think about your most deeply-held beliefs. It’s entirely possible that someone who disagrees with you feels just as deeply. Consider your chronic aches, your devastating pain, your persistent…