طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
◾انتظار و نگرانی

◾ست‌گادین ۲۲ می ۲۰۲۰




برای ما انتخابِ «نگرانی»، کار آسانی است. جهان زیر و رو شده است، تلاش‌ها ادامه دارند و فاجعه‌ی غم‌باری به طور غیریکنواخت ولی وسیع، در حال گسترش است. (کرونا.م)

نگرانی، توانِ زیادی از ما می‌گیرد و در عین حال برخلاف تمرکز، یادگیری یا اقدام، هیچ ارزشی به وجود نمی‌آورد. همزمان بر اساس افق زمانیِ پاندمی، همین «انتظارکشیدنِ» ساده هم کارِ وسوسه‌انگیزی است. انتظارکشیدن برای بازگشت به شرایط عادی. ولی در تمام این مدت، زمانی که صرف انتظارکشیدن می‌کنیم، همان زمانی است که صرف یادگیری، راهنمایی و برقراری ارتباط نمی‌کنیم.

انتظار کشیدن نوعی اتلاف وقت است. در حالیکه زمان کمیاب است و هدردادنِ آن شرم‌آور است.

تصور کنید اگر ما حتی تصمیم می‌گرفتیم که نیمی از انتظارکشیدن‌ها و نگرانی‌هایمان را کم کنیم، به چه کشف‌هایی که نائل نمی‌شدیم، چه مهارت‌های زیادی که یاد نمی‌گرفتیم و چه تغییرِ نگرشِ چشمگیری که در ما به وجود نمی‌آمد.

ما هنوز هم می‌توانیم منتظر بمانیم. ما هنوز هم می‌توانیم نگران باشیم. ولی شاید بتوانیم راهی بیابیم که این انتظار و نگرانی را کمتر کنیم.




🌸 مصطفی منبری ۳ خرداد ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
‍ «نویسندگی » را یاد بگیرید

اگر به عنوان یک بازیگر قادر به نوشتن باشید، معنی اش آن است که
می توانید خودتان را بازی کنید.

اگر به عنوان یک بازاریاب قادر به نوشتن باشید، معنی اش آن است که
می توانید داستان خودتان را روایت کنید.

اگر به دنبال شغلی هستید، توانایی شما در نوشتن باعث می‌شود جزو
معدود افراد خاصی باشید که به چشم بیایید.

نوشتن یعنی تفکر سازمان یافته

نوشتن فرصتی است برای شما تا از پای ننشینید و تفاوت بیافرینید.

شما برای نویسندگی به هیچ مجوز یا امکاناتی نیاز ندارید. شما برای نوشتن
به علوم پیشتاز تخصصی یا پول هم نیازی ندارید.

نویسندگی مهارتی است با
بیشترین بازگشت سرمایه
چون «نوشتن » نشانه ی فکر کردن است.


قسمتی از کتاب «روز نوشته های ست گادین»

این کتاب را به زودی در انتشارات "کلید"منتشر می‌کنیم
@yeknashet
◾محافل‌کاری

◾ست‌گادین ۲۳ می ۲۰۲۰





یادگیری (Learning)، اغلب بیرون از کلاس اتفاق می‌افتد.

یادگیری همان تجربه‌ی تلخ احساس بی‌کفایتی در مسیر رشدمان است.

یادگیری، دری به روی هویت (Identity)، برای ما می‌گشاید.

وقتی کسی می‌گوید: «من یک پرستارم.»، درواقع ترکیبی از یادگیری‌‌ها، مدرک تحصیلی و سبک زندگی‌اش را بعنوان هویت خویش به ما اعلام می‌کند.

همه‌ی این‌ها محصول جامعه (Community) است. استانداردها، رفتار‌ها، حمایت‌ها، نقش‌ها.

اگر شما جزو سازندگان قایق‌های چوبی در Maine باشید، کارها را به روش خودتان انجام می‌دهید. اقیانوس همان اقیانوس و آب همان آب است ولی قایق‌سازان Manila ، قایق‌های متفاوتی را نسبت به شما در آن آب روانه می‌کنند. چون جامعه‌های متفاوتی با همدیگر دارید.

حتی طرز فکر ما درباره آموزش رسمی، اعتبار چیزها و نحوه‌ی همکاری، از جامعه‌ای نشأت می‌گیرد که عضو آنیم.

جامعه‌ی شما به صورت اتفاقی و هنگام تولد تعیین می‌شود. جامعه‌ای بر اساس جغرافیا و اصل‌و‌نسب که در آن هویت می‌یابید و یادگیری را خیلی قبل‌تر از رفتن به مدرسه، در آن جامعه آغاز می‌کنید. البته امروزه اوضاع درحال تغییر است.

درباره‌ی محافل‌کاری (Communities of practice) دهه‌هاست که مطلب نوشته شده است، ولی طبیعتِ بادوام و متخلخل اینترنت در حال دگرگون‌کردن آنست. وقتی خودمان را با یک جامعه محصور کنیم، تغییر هویت‌مان اجتناب‌ناپذیر می‌شود.

ما در بیشتر مواقع، جامعه‌ی خویش را مطابق پیش‌فرض انتخاب می‌کنیم. شبکه‌های اجتماعی ما را به درون خویش می‌بلعند. یا شبیه یارکِشی برای بازیِ وسطی، بالاخره عضو یک تیم می‌شویم. ولی امروز ما شانس آن را داریم که ملحق‌شدن به یک جامعه را با اراده‌ی خودمان انجام دهیم.

من بمرور زمان دریافته‌ام که گروه‌هایی که در Akimbo می‌سازیم، در واقع همان محافل‌کاری‌‌ها هستند. راهی برای ساختن هویت قدرتمند و زایایی که همه بدنبال آنند.

اگر می‌خواهید درباره‌ی جدیدترین محافل‌کاریِ ما بیشتر بدانید، اینجا را بخوانید.





🌸 مصطفی منبری؛ ۴ خرداد ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾یک کسب‌وکار کوچک، شکل کوچک‌شده‌ی یک کسب‌وکار بزرگ نیست

◾ست‌گادین ۲۴ می ۲۰۲۰




جلسات کمتر، منابع کمتر، قراردادهای کمتر.

بزرگترین مزیت یک کسب‌و‌کار کوچک آنست که صاحبش، می‌تواند مستقیماً درچشمان مشتریان نگاه کند و برعکس.

احتمالاً راهِ پیشرفتِ کسب‌وکارهای کوچک، ورای پیروی از سیاست‌ها، نظرات گروهی و اهرم‌های ترقی، همان چیزی است که بیشترین محرک برای شروع کار است: بفهمید مخاطبان‌تان به چه چیزی نیاز دارند و به آنها کمک کنید تا همان را به دست آورند. راهش همین است.

داشتنِ یک کسب‌وکار کوچک، هرگز کار آسانی نبوده و حتی این روزها سخت‌تر هم شده است. ولی ظرفیت عبور از دشواری‌ها و انعطاف‌پذیری، در کنار هم، اوضاع را پیش می‌برند.

می‌مانَد قانون اول: بفهمید مخاطبان به چه چیزی نیاز دارند و همان را به ایشان بدهید.




🌸 مصطفی منبری؛ ۴خرداد ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾استاد‌کارِ هنرمند و زمان

◾ست‌گادین ۲۵ می ۲۰۲۰




استاد... این سفارش ما کی تمام می‌شود؟

استاد... اگر کار عقب افتاد، به ما اطلاع دهید.



چرا ما را وادار به پرسیدن این سوالات می‌کنید؟

برای یک سازمان کوچک یا یک استادکارِ هنرمند (craftsperson)، دادنِ وعده‌ی دقیقِ پایانِ کار شبیه آنچه در یک سیستم اداری بزرگ رخ می‌دهد، کار دشواری است. بعلاوه، سیستم‌های اداری در اصل برای این به وجود آمده‌اند تا مراقب باشند کارها در ضرب‌الاجل تعیین‌شده به انجام برسند و نگذارند تحقق وعده‌ها بیشتر از معیار مشخصی عقب بیافتند.

مشتریان شما به این امر واقفند و یکی از دلایلی که شما را برگزیده‌اند همین است. چون شما به تنهایی کار می‌کنید. شما یک شخص هستید، نه یک صنعت.

این واقعیت را پنهان نکنید، مگر این که بتوانید از عهده‌ی خلاف آن برآیید.

از مبالغ هنگفتی که این مردمان سست و تنبل در قبالِ فعالیت‌های‌تان و درباره‌ی آنچه می‌بینید و می‌دانید به شما خواهند پرداخت، شگفت‌زده خواهید شد.

لازم نیست قولی بدهید که نمی‌توانید به آن عمل کنید یا زیرِ قول‌هایی که داده‌اید بزنید.

ما خریدار همین فرآیند (process) از شما هستیم، نه فقط آنچه می‌سازید.



🌸 ۱۳۹۹/۳/۵

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾️رقص با ابزارها

◾️ست‌گادین ۲۷ می ۲۰۲۰




آیا شما در کار با Google Sheets مهارت دارید؟

آیا می‌توانید یک جستار (query) بنویسید؟ یک فیلتر چطور؟ آیا می‌توانید از شر Cellهای اضافی برنامه‌ی Excel رها شوید یا یک ادغام پستی (mail merge) ایجاد کنید؟ اگر می‌خواهید این چیزها را یاد بگیرید، آیا می‌دانید چطور باید این کار را انجام دهید؟

این یک آزمون جالب است.

برنامه‌ی Google Sheets رایگان است. مخصوصاً که استفاده از آن، زیاد سخت نیست. شما می‌توانید آن را خودتان بی‌دردسر یاد بگیرید. برنامه‌ای بسیار کاربردی که به دردِ هر شغل و جامعه‌ی کاری که به نظرتان برسد می‌خورد.

حتی یک فرد نوجوان در کنار خیابان، خیلی بهتر از کارهای دیگر می‌تواند این برنامه را خودش یاد بگیرد.

اگر شما کارتان در تایپ‌های تکنولوژیک خوب است، اغلب از این برنامه استفاده خواهید کرد. در غیر اینصورت، اگر قصد دارید ادعا کنید که استعداد کافی در تابع‌نویسی ندارید (که حرف مزخرفی است!)، یا وقت کافی برای این کار ندارید، فرصت بزرگی را دارید از دست می‌دهید.

البته قضیه فقط به همین Google Sheets یا شبکه یا حتی کامپیوتر خلاصه نمی‌شود. امکاناتی که از راه می‌رسند، ابزارهایی برای توانمندکردن ما هستند. ما می‌توانیم ابزارهایی را که در دسترس ما قرار می‌گیرند نادیده بگیریم. می‌توانیم از آنها بهراسیم. یا می‌توانیم آنها را بفهمیم و درک‌شان کنیم.

می‌توانیم بعد از فهم و یادگیریِ ابزارهای جدید، فرد دیگری را استخدام کنیم تا آن کار را از طرف ما انجام دهد.

حتی می‌توانیم به عنوان کارشناس و استاد (master) برای آنها باشیم.



🌸 ۱۳۹۹/۳/۸

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾سه مسیر برای یک آدم تک‌رو

◾ست‌گادین ۲۸ می ۲۰۲۰




یکی از سه مسیر زیر را در نظر بگیرید. کدام مسیر برای شما جواب می‌دهد؟


۱- به ندای دل‌تان گوش فرا دهید. کاری را انجام دهید که به آن باور دارید و برای آن به دنیا آمده‌اید. به تصورات و رویاهایتان جامه‌ی عمل بپوشانید. به نظرات منتقدان، نیاز بازار یا سایر حساب‌وکتاب‌ها توجهی نشان ندهید. این کار، محصول دست خودتان است.


۲- به بازارِ خودتان بچسبید و هرچه برای ساختن آن لازم است، انجام دهید. سرمایه‌تان را توسعه دهید و اوضاع را مدیریت کنید. برای مخاطبان‌تان، ارزش‌آفرینی کنید و برای چیزی که خلق کرده‌اید، قیمت‌ بگذارید.


۳- پُرکار و مشغول باقی‌بمانید. کاری بهتر از متوسط ولی با قیمتی کمتر از متوسط ارائه دهید.


اقدام همزمان به هر مسیر فوق، آنهم برای مشتریان یکسان، کار سختی است. هر سه مسیر فوق با ارزش‌اند و هر کدام به تنهایی می‌توانند برای شما جواب دهند، به شرطی که فقط یکی از مسیرها را انتخاب کنید.




🌸 مصطفی منبری ۹ خرداد ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾سه کلمه حرف حساب


ست‌گادین در روزنوشته‌های خود، بیش از هر چیز از کلمات «تغییر»، «بهتر» و «یادگیری» استفاده کرده است.

انگار این واژه‌ها، مثلثی با سه ضلعِ دینامیک ساخته‌اند که اضلاع آن، بطور منظم و نسبت به شرایط، کوتاه و بلند می‌شوند.

شاید مطالعه درباره‌ی این مثلث دینامیک، بتواند به «عدم تعادل مطلوبِ» شما نظم دهد.

کتاب «روزنوشت‌های ست‌گادین»، اضلاع این مثلث طلایی را شرح می‌دهد. «ست» معتقد است که یادگیری به تغییر و آنهم به بهترشدنِ اوضاع می‌انجامد.

احتمال اینکه کتاب «روزنوشت‌های ست‌گادین» به تاثیرگذارترین کتابی که قرار است در تابستانِ امسال‌ بخوانید تبدیل شود، خیلی زیاد است.

لطفاً گوش به زنگ بمانید.





◾ کتاب #روزنوشت‌های‌ست‌گادین
◾مترجم: مصطفی منبری
◾انتشارات کلید آموزش
◾سقف‌هایی که چکه می‌کنند

◾ست‌گادین ۲۹ می ۲۰۲۰



در خیلی از موارد، سقف‌هایی که چکه می‌کنند، بدتر از بی سقفی‌اند.

وقتی سقفی بالای سر نداریم، از هجوم قطرات باران، غافلگیر یا ناراحت نمی‌شویم. ولی سقفی که چکه می‌کند، توقعات ما را که بالا برده بود به چالش می‌کشد.

احتمالاً وقتی به ما قولِ یک سقف را بدهید و به قول‌تان عمل نکنید، بدتر از آنست که از ابتدا قولِ هیچ سقفی را ندهید.



🌸 ۱۳۹۹/۳/۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾عدالت و منزلت، کمیاب‌های همیشگی

◾ست‌گادین ۱ ژوئن ۲۰۲۰





[این نوشته مربوط به دو سال پیش است که بسیار با زمان حال همخوانی دارد]

شما هرگز از اینکه برای دیگران، عزت و احترام قائل شوید، پشیمان نخواهید شد.

اگر در برقراری عدالت و انصاف، زیاده‌روی هم بکنیم، بندرت پیش می‌آید که دردسرساز شود. چه برای خودمان، چه برای دیگران که تحت تأثیر ما هستند. سازمان‌ها و دولت‌ها تشکیل‌یافته از همین مردم‌اند و ما هر روز شانسِ تبدیل‌شدن به نسخه‌ی بهتری از خودمان را داریم.

ولی هنوز هم... در لحظاتی که فکر می‌کنیم کسی نمی‌بیند، وقتی اوضاع قاراشمیش می‌شود، اغلب یادمان می‌رود. در اینجور لحظات، ارزشش را دارد که به خاطر بیاوریم، عدالت و منزلت فقط به درد توصیه به دیگران نمی‌خورد.

وقتی با دیگران چنان رفتار می‌کنیم که دوست داریم با ما نیز همان‌طور رفتار شود، این به نفع ما تمام خواهد شد. چون آثارش به خودمان برمی‌گردد.

«کمیابی کاذب»(false scarcity) یعنی باور داشته باشیم که باید جلوی پیشرفت دیگران را بگیریم. باید آنها را از جلوی چشمان‌مان دور نگه داریم و بیرون از کشورمان و عرصه رقابت، حفظ‌شان کنیم تا کارها برای خودمان آسان‌تر شود.

ایده‌ی فوق، یک زمانی درست بود. زمانیکه ۱۰ موقعیت شغلی در بارانداز بود ولی ۳۰ کارگر در انتظارِ گرفتنِ آن شغل‌ها بودند. درنتیجه اوضاع همه، بجز کارفرما، خراب بود.

ولی امروزه، ارزش‌آفرینی، مترادف با چاه‌کندن برای دیگران نیست بلکه به معنای برقراریِ ارتباط با دیگران است. ارزش در ترکیب و به‌همرسانیِ مردم پدید می‌آید. ارزش، محصول معجزه‌ای است که از تضارب آرا، تفاوت پس‌زمینه‌ها و گوناگونی محرک‌های افراد مختلف نمایان می‌شود.

برقراریِ ارتباط، به ایده‌ها، راه‌حل‌ها و عبور از موانع منجر می‌شود.

وقتی «کمیابی کاذب» این‌گونه بیان می‌شود، تعریف قابل اعتمادتری است: من به قدر کافی ندارم و تو هم نمی‌توانی داشته باشی. ما باهم می‌توانیم چیز بهتری خلق کنیم.

ما به صحت این تعریف واقفیم. همچنین می‌دانیم که روش هوشمندانه‌ای است.




🌸 مصطفی منبری ۱۳ خرداد ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾ نمی‌توانم تصور کنم

◾ست‌گادین ۲ ژوئن ۲۰۲۰




راهی نیست که مطمئن شویم چه حسی دارد... احساسات دیگران... افرادی که در زندگی ما حضور دارند یا بیرون از آن هستند. احساسات مردمی که شبیه ما هستند یا نیستند. تلاش برای درک احساس دیگران، برای هرکس، نتایج مختلفی به بار خواهد آورد و تجارب متفاوتی رقم خواهد زد. عده‌ای با داشتن یک امتیاز بزرگ، شروع کرده‌اند و برخی با یک نقصان، که احتمالاً سزاوارش نبودند.

البته که منظورم از «من»، در واقع ماست. فرقی نمی‌کند کدام ما. در هر حال نمی‌توانیم بدانیم دیگری چه حسی را تجربه می‌کند.

شاید نتوانیم تصور کنیم که قربانیِ یک بی‌اعتمادیِ سیستمیک‌بودن چه حسی دارد. یا نگرانی بابتِ آوردن نان بر سر سفره‌ی آن خانواده، یعنی چه. یا جنگیدن با یک بیماری مزمن یا ناعادلانه متهم‌شدن برای یک جنایت، چه حسی به آدم می‌دهد.

می‌توانیم سعی خودمان را بکنیم. می‌توانیم فرض کنیم که چنین اتفاقی، با اندکی تفاوت، برای خودمان رخ داده است. ما قادر به درک این نکته هستیم که فجایع غم‌انگیز، بطور غیریکنواختی پخش‌شده‌اند و گویی در یک دور ثابت افتاده‌اند، ولی قرار نیست اوضاع به همین منوال باقی بماند.

اگر نمی‌توانیم تصورش کنیم، دلیل نمی‌شود که نتوانیم به آن اهمیت دهیم. ما می‌توانیم از بزرگنماییِ تفاوت‌هایمان اجتناب کنیم و بجای آن، بر روی حداکثرکردنِ امکان‌ها، عدالت و ارتباطات متمرکز شویم. تا نتیجه بگیریم.

استفاده از مزایایی چون دیدن، صحبت کردن و خلق تغییراتِ بلندمدت، وظیفه‌ی دشواری بر گردن ماست. یعنی اگر می‌توانیم کاری کنیم که عدالت بیشتر شود، معنی‌اش آن است که ما باید دست به کار شویم.

کاش در انجام این کار بهتر از این بودم و کاش کارِ آسان‌تری بود.

ما با دیدن، با صحبت‌کردن و با کار و تلاش، اوضاع را بهتر خواهیم کرد. حتی اگر کارِ راحتی نباشد، که نیست.



🌸 ۱۳۹۹/۳/۱۳

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾قفل‌شدن در برابر مساله‌ای بزرگ

◾ست‌گادین ۳ ژوئن ۲۰۲۰



وقتی مساله‌ای بسیار بزرگ، رام‌نشدنی و لاینحل پیش می‌آید، تسلیم‌شدن در برابر آن، کار آسانی است.

در چنین شرایطی به نظر می‌رسد که هرگز وقتِ کافی، منابع کافی یا پول به اندازه‌ی کافی برای خلاص‌شدن از شر مساله وجود ندارد.

ولی شاید بتوانیم کارمان را با حلِ جزییات کوچکی از آن مساله‌ی بزرگ، شروع کنیم. با یک نفر، یک فرصت، یک ارتباط.

میلی‌متر به میلی‌متر، با تعهد و پشتکار.

این روشِ حلِ مسائل بزرگ، شامل دو بخش دشوار است: دیدگاهِ معتقد به پیشرفت میلیمتری و دوام‌آوردن در تعهد و پشتکار.




🌸 مصطفی منبری ۱۵ خرداد۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾شاید کسی از روی دستِ شما تقلب نمی‌کند

◾ست‌گادین ۴ ژوئن ۲۰۲۰



درباره‌ی عمیق‌ترین اعتقادات‌تان بیاندیشید. کاملاً امکانش هست که فرد دیگری نیز عمیقاً معتقد به چیزی برخلافِ نظر شما باشد.

رنج‌هایتان، دردهای جانکاهی که تجربه کرده‌اید، آلرژی مداومی که دارید و ... را به خاطر آورید. امکانش هست که فرد دیگری، گونه‌‌ای از همان‌ها را به شیوه‌ای متفاوت تجربه کند.

و شاید رویاها و امیالی که اشتیاق‌شان، شب‌ها خواب را از سرتان می‌پراند، به گونه‌ای مشابه و در عین حال متفاوت، به ذهن فرد بغل‌دستی‌تان خطور کرده باشد.

آنها عمداً دست به این کار نمی‌زنند. تجربه‌‌ی آنها به همان اندازه واقعی است که تجربه شما نیز هست.



🌸 ۱۳۹۹/۳/۱۵

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾میانگین همان تیپیکال نیست

◾ست‌گادین ۵ ژوئن ۲۰۲۰



ما می‌دانیم که در اغلب اوقات، میانه(median) به معنای همان میانگین و متوسط (mean) نیست ولی در توصیف یک جمعیت، توجه به تفاوت بین یک فرد متوسط (average) و یک فرد تیپیکال (یعنی فردی با شخصیتی که انتظارش را داریم. م) مهم است.

بعنوان مثال: یک فرد متوسط جامعه که صاحب یک سگ است، در طول سال ۵۰۰ دلار برای غذای سگش هزینه می‌کند. ولی یک فرد تیپیکال تزیین‌کننده‌ی سگ (dog pamperer)، در طول سال ۵ هزار دلار خرج سگش می‌کند. ( این ارقام ساختگی هستند.)

این تفاوت اعداد، ناشی از تفاوت نمونه‌های مورد مطالعه است...

(فهم و بکارگیری واژه‌ی تیپیکال) واقعاً کار مفیدی است. چون ما را قادر می‌سازد تا درباره‌ی اقلیت مخاطبان همیشگی‌مان شفاف باشیم. شروع جمله با عبارت «مشتریان تیپیکال ما...» دقیق‌تر و مفیدتر از این عبارت است: «میانگین مشتریان ما...».

چون تیپیکال‌بودن، دلالت بر اراده و اختیار فرد دارد. فردی که قصد داریم به او خدمات ارائه دهیم.



🌸 ۱۳۹۹/۳/۱۷

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾گوش‌دادن سخت است

◾ست‌گادین ۷ ژوئن ۲۰۲۰




شنیدن (hearing) وقتی اتفاق می‌افتد که ما بتوانیم صدایی را تشخیص دهیم.

گوش‌دادن (listening) وقتی اتفاق می‌افتد که ما تلاش کنیم معنیِ آن را بفهمیم.

گوش‌دادن فقط محتاجِ تمرکزکردن نیست. بلکه نیازمند تعهدی برای درگیرشدنِ تجربی، ارادی و با دل‌وجان در ورای شنیدن کلمات نیز هست. چنین تعهدی می‌تواند کمیاب باشد. چون اگر ما با دل‌وجان در معرض ایده‌ها قرار بگیریم، چیزهایی کشف می‌کنیم که ممکن است از فهم آنها رویگردانیم.




🌸 لینک مرتبط: ناتوانی در گفت‌و‌گو از امیرکبیر تا شیخ شجاع ( محسن رنانی)


🌸 مصطفی منبری ۱۸ خرداد ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾مشتریان چیزی را بدست می‌آورند که خواهانش باشند

◾ست‌گادین ۹ ژوئن ۲۰۲۰





چرا تا این اندازه، راه‌های سریع برای پول‌درآوردن وجود دارد؟ چون این همان چیزی است که ما خریدارش هستیم.

چرا تخریب افراد، تا این‌حد شایع است؟ چون این همان چیزی است که رفتارهای ما را تغییر می‌دهد.

چرا رسانه‌های اجتماعی از فریب و بطالت، آکنده شده‌اند؟ چون این همان چیزی است که ما روی آن کلیک می‌کنیم.

غذاهایی را می‌خریم که برای چاق‌کردنِ ما، مهندسی شده‌اند و شوهایی را می‌بینیم که طراحی شده‌اند تا بجای الهام‌بخشی، ما را بی‌حس و بی‌خیال کنند.

البته نه‌ همه‌ی ما و نه در هر زمانی.

ما به تنهایی مقصر نیستیم. حرکات سیستم، بیشتر اوقات، توسط سودجویانِ کوتاه‌مدت و افرادی که به دنبال فریبِ ما برای رسیدن به اهداف خودشان هستند، تغییر می‌کند. آنها مسئول رفتارهای خودخواهانه‌شان هستند و ما نباید در این‌باره سرزنش شویم. اگر می‌خواهید «لیدر» باشید، باید به بهترکردنِ اوضاع، متعهد بمانید و از سرزنش‌کردنِ بازار دست بردارید.

ولی سیستم به طرز عجیبی نسبت به کلیک‌های ما، به چیزی که می‌خریم و چیزی که درباره‌اش حرف می‌زنیم، حساس است. اگر بتوانیم کاری متفاوت را با سختی و قهرمانانه به انجام رسانیم، سیستم متوجه می‌شود. به محض اینکه به طرز تفکرِ بلندمدت رو بیاوریم، بازار نیز با ما همگام می‌شود.

اگر بتوانیم بازه‌ی زمانی و تمرکزمان را تغییر دهیم، همین اتفاق برای فرهنگِ ما نیز رخ می‌دهد.



🌸 ۱۳۹۹/۳/۲۰

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾عایق نامرئی

◾ست‌گادین ۱۲ ژوئن ۲۰۲۰



دیروز وقتم را صرف نگرانی از بابت خورده‌شدن توسط یک خرس یا ابتلا به وبا به خاطر نوشیدن آب در خانه نکردم!

ما در طول زمان، لایه‌هایی از عایق، بین خودمان و جهان اطراف ایجاد کرده‌ایم.

کفش‌ها راه‌رفتن را آسان‌تر کرده‌اند. می‌توانیم بدون وارسیِ مداوم جلوی پایمان از ترس سنگ یا آلودگی، پای خود را روی زمین بگذاریم.

این عایق نامرئی، شکلی از تمدن است.

عایق وقتی برای همه در دسترس نباشد، به یک امتیاز ویژه تبدیل می‌شود. ما باید به خاطر همین خاصیت نامرئی‌بودن و بهترکردن اوضاع، به عایق توجه کنیم و بدانیم که وجود دارد و کاری انجام می‌دهد.

اگر دیگران هم کفش دارند، چیزی از عملکرد کفش شما کم نمی‌کند ولی اگر ندارند، هر کار دیگری که برای همکاری با شما، با من و با هرکس دیگری انجام دهند، متفاوت می‌شود.

ما در مورد پیشنهاد گسترده‌ی عایق به همگان، کار شرم‌آوری انجام داده‌ایم: دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی، آب پاک، کفش‌های خوب، آزادی در برابر ترس از وحشی‌گری‌های حکومت و فایده‌ی شک‌کردن که به راحتی از آن غفلت می‌شود. چون به این‌ها بیش از حد، هر روز و نسل‌اندرنسل پرداخته‌ایم.

تقریباً غیرممکن است که من بتوانم لیستی از چیزهایی که دیروز نگران‌شان نبودم، تهیه کنم. ما باید بیش از اندازه کار کنیم تا همین رفاه واقعی برای مردمان بیشتری تامین گردد.




🌸 ۱۳۹۹/۳/۲۴

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾قانون Krulak

◾ست‌گادین ۱۳ ژوئن ۲۰۲۰



تجربه‌ای که مردم از برَند شما دارند، در دستانِ فردی است که کمترین حقوق را به او پرداخت می‌کنید.

تناسب را رعایت کنید.

(این قانون شامل حالِ آموزش، اعتمادسازی، مسوولیت‌پذیری، لیدر بودن، وقار، اقتدار، مدیریت و سرمایه‌گذاری می‌شود. منظور، دیدنِ افراد خط اول سازمان‌تان بعنوان دارایی‌های کم‌ارزش است در حالیکه آنها مهره‌هایی با قیمت‌تمام‌شده‌ی پایین هستند.)



🌸 مصطفی منبری ۲۴ خرداد ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾سیستم‌های اندازه‌گیری

◾ست‌گادین ۱۴ ژوئن ۲۰۲۰




باتری را به شارژر وصل کردم ولی بعد از بیست دقیقه، شارژر پیام داد که باتری از کار افتاده است.

خوشبختانه باتری دیگری داشتم که وصل کردم ولی آن را هم ازکارافتاده نشان داد.

باتری‌ها سالم بودند، شارژر از کار افتاده بود.




🌸 ۱۳۹۹/۳/۲۵

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾رقبای ارزشمند و همدستان مفیدش

◾ست‌گادین ۱۵ ژوئن ۲۰۲۰





زمانی تغییر با تأثیر بیشتری اتفاق می‌افتد که ما هر دو را داشته باشیم.

یک رقیب همیشه یک شخص نیست و می‌تواند یک موقعیت یا یک سیستم باشد.

استیو جابز در روزهای اولِ Mac، رقیب اَپل را انتخاب کرد: مایکروسافت. ولی تمرکز بسیار طولانی‌مدت روی آنها، اشتباهی پرهزینه و منحرف‌کننده بود.

یک رقیب، روی مأموریت خودش متمرکز می‌شود ولی از طرف دیگر، باعث می‌شود حریف‌اش نیز صاحب دم‌ودستگاه و مزیت‌هایی بشود.

رقیب کمک می‌کند تا طرف مقابلش برای سالیان سال، همدست، مزیت و تمرکز داشته باشد.


🌸 ۱۳۹۹/۳/۲۶

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩