طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
◾️آیا خلق‌وخو یک استعداد است یا یک مهارت؟

◾️ست‌گادین ۲۷ دی ۱۳۹۹



ما برخی از روزها با خوشبینی و احتمالات خوب بیدار می‌شویم. قادریم سودهای بیشتری شناسایی کنیم، روابط بهتری برقرار کنیم و کار سخاوتمندانه‌ای انجام دهیم.

شاید دلیلش روی خوبی باشد که دنیا به ما نشان می‌دهد و اخبار و فرصت‌های خوبی را تقدیم ما می‌کند. شاید هم بخاطر مواد شیمیایی باشد که در مغزمان به‌طرز خاصی باهم ترکیب شده‌اند...

من فکر می‌کنم منصفانه باشد اگر ادعا کنم که گاهی، خلق‌و‌خوها به ما تحمیل می‌شوند.

ولی به وضوح، این حقیقت نیز وجود دارد که ما می‌توانیم کارهایی انجام دهیم که خلق‌و‌خوی‌مان بهتر شود: نوشتن صفحات صبحگاهی، مدیتیشن، ورزش، مثبت‌اندیشی، شنیدنی‌های درست، اینکه با چه کسی دمخور هستیم و چه رسانه‌هایی را دنبال می‌کنیم. همه‌ی این‌ها یک انتخاب است.

و اگر از جنس انتخاب است، یعنی یک مهارت است. چون ما می‌توانیم در آن، بهتر شویم.



.
◾جلب رضایتِ ناراضیان

◾ست‌گادین ۲۸ دی ۱۳۹۹



رئیس‌ها، مشتری‌ها و همکارانی وجود دارند که هرگز خوشحال و راضی نخواهند شد.

و گاهی با وجود این که کاری بیهوده است، ولی ما به هر طریقی برای راضی‌کردن آنها تلاش می‌کنیم.

چون این کار می‌تواند راهنمای ما باشد و به ما کمک کند تا برای تأمین رضایت دیگران( یا خودمان) کار کنیم.

در عین‌حال، این می‌تواند یک تله باشد. یک تردمیلِ ناامیدی، که به هدف مشخصی منتهی نمی‌شود.

ما باید به طور شفاف بدانیم که می‌خواهیم کدام مسیر را برویم. چون کار برای جلب رضایت کسانی که روحیه‌ی راضی‌شدن را دارند، خیلی بیشتر جواب می‌دهد.



.
◾سه نوع مهربانی

◾ست‌گادین ۲۹ دی ۱۳۹۹



نوعی از مهربانی به این صورت است: «لطفاً»، «متشکرم»، «معذرت می‌خواهم، من اشتباه کردم.»

مهربانی‌های کوچکی که تعاملات ما را روان می‌کنند و به دیگران این حس را می‌دهند که شما به فکرشان هستید. این‌ها خرج چندانی برای ما ندارند و در واقع، به‌کاربردن مهربانی، بخشی اساسی از برقراری ارتباط، بده‌بستان و پیشرفت است.

نوع دیگری از مهربانی، درباره‌ی شأن و کرامت است. امتیازدادن به دیگری، دیدن افراد، همانگونه که هستند و می‌توانند بشوند و درک اینکه هرکس، اعم از من و شما، صداهایی در سرمان داریم، داستان‌هایی برای تعریف‌کردن، ترس‌هایی برای مواجه‌شدن و رویاهایی برای فهمیده‌شدن.

و نوع دیگری از مهربانی: نرفتن به سمت حداکثر‌کردنِ منافع کوتاه‌مدت شخصی است. مهربانی از نوع ساختن چیزی برای جامعه، انجام کاری مهم، کشف راهی انعطاف‌پذیر و به دور از خودخواهی، به سمت جلو.

مهربانی‌کردن، همیشه سهل و واضح نیست. چون افتادن در دام رقابت‌های ناسالم، معیارهای اندازه‌گیری آسان و کمبود منابع، می‌توانند حواس‌مان را از مهربان‌بودن پرت کنند. ولی تمایل به عدالت، شأن و کرامت و برقراری ارتباط، بهترین راه پیشرفت ماست.

مهربانی چند‌برابر می‌شود و احتمالات را امکان‌پذیر می‌سازد. وقتی ما در خدمت مردم باشیم، شانس آن را پیدا می‌کنیم که اوضاع را بهتر کنیم.


تولدت مبارک Reverend King


.
◾استدلال‌ها و نتایج

◾ست‌گادین ۳۰ دی ۱۳۹۹



هدف بازاریابی، ایجاد تغییر است. اگر برای ساختنِ یک جنبش تلاش می‌کنیم، برای یک کار غیرانتفاعی پول جمع می‌کنیم، محصولی را می‌فروشیم، سبک زندگی‌ها را تغییر می‌دهیم یا جامعه‌ای می‌سازیم، همه‌ی این‌ها، فعالیت‌های بازاریابی محسوب می‌شوند که برای ایجاد تغییر در رفتار افراد رخ می‌دهند.

یک پروژه معمولاً با شفافیت آغاز می‌شود. یعنی دلیلش درست است، آسیبِ شناسایی‌شده واقعی است و قرار است محصول، چیز بهتری باشد. بعبارت دیگر، کاری ارزشمند و موردی ضروری و نیازمند تغییر، واقعاً وجود دارد.

ولی گاهی اوقات، استدلال‌های اولیه بااینکه معتبر هستند ولی جواب نمی‌دهند. در واقع به ندرت جواب می‌دهند. مردم از همان آغاز پروژه، برای حمایت مالی یا ثبت‌نام‌کردن، صف نمی‌کشند. ممکن است شما برای شنیده‌شدن، با دشواری‌های مسیر کلنجار بروید و انرژی صرف کنید ولی اغلب اوقات، نفرات اول با کله به زمین می‌خورند.

استدلال‌ها فقط با شفافیت بیشتر یا تغییر دادن‌شان است که شروع به جواب‌دادن می‌کنند.

هنوز هم می‌توانیم به روشی محافظه‌کارانه و استاندارد بچسبیم: استدلال‌هایی که زودتر مطرح شوند، می‌توانند به عنوان یگانه استدلالِ موجود باقی بمانند. یعنی خیال کنیم داستانی که گروه، از اول تعریف می‌کند، تنها داستانِ صحیح است و هر چیز دیگر، توافق ناامیدکننده‌ای بیش نیست. حتی اگر منتهی به کاری شود که از همان اول برایتان مطلوب بود!

عموماً سه چیز باعث می‌شود مردم رفتار خود را تغییر دهند:

- نقش‌هایی که بر عهده می‌گیرند.

- وابستگی‌هایی که دارند.

- راحتی که نسبت به انجام یک رفتار احساس می‌کنند.

نقش‌هایی که افراد بر عهده می‌گیرند، فارغ از اینکه آنها را بالا ببرد یا پایین بکشد، ایشان را در مقام مقایسه با همکاران و رقبایشان قرار می‌دهد.

عامل وابستگی، به نقش فرد ربط دارد ولی خاص‌تر است. مثلاً وقتی می‌گوییم « آدم‌هایی مثل ما، این‌گونه عمل می‌کنند.» یا جایی که «رولینگ استون» می‌گوید: « او نمی‌تواند یک مرد باشد چون از همان سیگاری که من می‌کشم، نمی‌کشد.»

راحت‌طلبی مشخصه‌ی تصمیم‌گیری از روی تنبلی است. یعنی فقط به این خاطر که فلان کار آسان‌تر است، پس انجامش می‌دهیم.

کاربرد این سه عامل محرک را می‌توانید در گسترش استفاده از کلاه ایمنی در هاکی روی یخ، یا رواج استفاده از ماشین‌های برقی در کالیفرنیا یا استفاده‌ی گسترده از محصولات Nike در همه‌جا ببینید. ما می‌توانیم این قضیه را در کاهش مصرف سیگار در برخی جوامع یا اقبال عمومی به موسیقی پاپ هم ببینیم.

آغازگرانِ این کارها و سایر ایده‌ها، از همان ابتدا، کارشان را با توسل به سه عاملِ نقش افراد، وابستگی آنها یا راحت‌طلبی ایشان، شروع نکرده‌اند. ولی در پشت پرده، این سه عامل هستند که کار می‌کنند.




.
◾تاب‌ و تحمل

◾ست‌گادین ۱ بهمن ۱۳۹۹




تولرانس به دو معناست:

در تولیداتِ با کیفیت بالا، تولرانس به معنای همسان‌بودن دقیق همه‌ی قسمتهای محصول است. ارزش تولرانس در آنجاست که اجازه می‌دهد، اتومبیل‌هایی با ایمنی بیشتر و محصولاتی با کارایی بیشتر تولید کنیم.

در انسان‌ها، تولرانس موجب تاب‌آوری(resilience) می‌شود. شکیبایی و تحملِ توانمندی‌ها و ترجیحات مختلف، کارکردن با افکار، دیدگاه‌ها و تخصص‌های گوناگون را آسان‌تر می‌کند و انسان‌ها را قادر می‌سازد، به نتایج بهتری دست یابند.

تولرانس به معنای مجازبودنِ رفتارهایی که جامعه را تضعیف می‌کنند نیست. در واقع، تولرانس نیازمند آنست که جامعه را در اولویت قرار دهیم. یعنی به جای منطبق‌شدن(compliance)، بر روی مشارکت‌‌کردن(contribution) متمرکز شویم.

ما باید هوشمندانه انتخاب کنیم که آیا می‌خواهیم با تولرانس ماشینی رفتار کنیم یا تولرانس انسانی؟




.
◾️تله‌ای بنام «سرم شلوغ است»

◾️ست‌گادین ۲ بهمن ۱۳۹۹



هرکسی که می‌خواهد سرش شلوغ باشد، آدم پرمشغله‌ای می‌شود.

ولی هرکسی، یک آدم مولد(productive) نمی‌شود.

بعبارت ساده، گرفتاری و پرمشغله‌بودن، به مجموعه‌ای از انتخاب‌ها گفته می‌شود که درباره‌ی نحوه‌ی گذراندن دقایق بعدی می‌گیریم.

مولد‌بودن، محتاج مهارت، پشتکار و قضاوت خوب است. مولدبودن یعنی ارزش‌آفرینی.

شاید همین گرفتاریِ خودساخته، عامل پایین‌بودن تولیدات شماست.




.
◾ایده‌ی بزرگ شما

◾ست‌گادین ۴ بهمن ۱۳۹۹



شاید کاملاً بِکر(Original) نباشد.

شاید نتواند نفَس‌ها را در سینه حبس کند.

شاید فوراً محبوب نشود.

ولی قطعاً ارزش پیگیری با مداومت و پشتکار، حتی به اندازه‌ی سالیان سال را دارد.

البته اگر ایده‌ی شما برایتان اهمیت دارد و بلندنظرانه، کمک‌کننده و باارزش است.

همه‌ی ایده‌های بزرگی که تغییر آفریده‌اند، از همین الگو پیروی کرده‌اند.



.
💢به مناسبت نمایشگاه مجازی کتاب💢
به همه کسانی که کتاب «روزنوشت‌های ست گادین»
را از سایت نمایشگاه خرید کنند
کتاب صوتی«توصیه‌هایی برای موفقیت در کسب و کار» به ارزش صد و نورده هزار تومان رایگان تقدیم می‌شود
خود کتاب هم شامل بیست درصد تخفیف نمایشگاه و ارسال رایگان است
شما فقط ۳۶ هزار تومان پرداخت میکنید
و کتاب روزنوشت‌های ست گادین را رایگان درب منزل دریافت میکنید
لینک دانلود کتاب صوتی هم به موبایل شما پیامک می‌شود
یعنی پرداخت ۳۶ هزار تومان و دریافت ۱۶۴ هزار تومان محصول آموزشی درجه یک
قسمتی از این کتاب صوتی در پست بعد هست
برای خرید از لینک زیر اقدام کنید
https://zaya.io/sn878
یا در سایت نمایشگاه در قسمت نام کتاب جستجو کنید «ست گادین » و کتاب را سفارش دهید
از سال ۱۳۹۷ شروع به ترجمه‌ی روزانه‌ی وبلاگ «ست‌گادین» کرده‌ام. «ست‌گادین» درحال حاضر یکی از مطرح‌ترین نویسندگان جهان است و اغلب کتاب‌های او جزو پرفروشترین‌ کتاب‌های بازاریابی و موفقیت در دنیا هستند.

چندین سال است که «ست‌گادین»، هر روز وبلاگ‌نویسی می‌کند. بعلاوه، دیدگاه متفاوت «ست‌گادین» در ورکشاپ‌ها، پادکست‌ها و مصاحبه‌های او با سرعت حیرت‌انگیزی در جهان ترجمه و پخش می‌شوند.

کتاب «روزنوشت‌های ست‌گادین»، مجموعه‌ای از بهترین پُست‌های وبلاگ «ست‌گادین» است که به همت «منصور سجاد»، مدیر «انتشارات کلید آموزش» در سال ۱۳۹۹ به چاپ رسید. این کتاب در نمایشگاه کتاب امسال که بخاطر کرونا، بصورت مجازی درحال برگزاری است، با شرایط استثنایی در وبسایت رسمی نمایشگاه به بفروش می‌رسد. فرصتی عالی برای ارتقاء مدل ذهنی‌مان و آماده‌شدن برای ورودی پرقدرت به دوران پساکرونا.

بمناسبت نمایشگاه مجازی کتاب، علاوه بر بیست درصد تخفیف برای کتاب «روزنوشت‌های ست‌گادین»، یک کتاب صوتی رایگان، که نمونه‌اش را در بالای همین پُست می‌شنوید، با ارسال رایگان، درب منزل به شما تقدیم می‌شود.

قیمت روی جلد کتاب « روزنوشت‌های ست‌گادین» چهل‌و‌پنج هزار تومان و قیمت روی جلد کتاب صوتی با نام «توصیه‌هایی برای موفقیت در کسب‌وکار»، یکصدونوزده هزار تومان است. ولی شما با خرید کتاب «روزنوشت‌های ست‌گادین» از سایت book.icfi.ir ، می‌توانید این دو کتاب را یکجا و فقط با پرداخت آنلاین سی‌و‌شش هزار تومان، درب منزل تحویل بگیرید.

شانس وجود دارد ولی برای کسانی که به شانس معتقد نباشند.


◾مصطفی منبری ۵ بهمن ۱۳۹۹
◾رهبران معروف ارکستر

◾ست‌گادین ۶ بهمن ۱۳۹۹



یک استعاره‌ی مفید:

رهبران ارکستر، در طی یکی دو ساعتی که در صحنه هستند، مرتباً مورد قضاوت قرار می‌گیرند. آنها لباس‌های گرانی پوشیده، ژست‌های دراماتیکی به خود می‌گیرند و تحسین حضار را دریافت می‌کنند.

آنها برای چرخاندن یک تکه‌چوب در دست‌شان، حقوق زیادی دریافت می‌کنند. در حالیکه تنها کسانی هستند که هیچ صدایی در صحنه تولید نمی‌کنند!

ولی موارد فوق از آنها یک رهبر فوق‌العاده‌ی ارکستر نساخته است.

چیزهایی دیگری وجود دارد که ما نمی‌بینیم:

- رهبران ارکستر، لیستی دارند از کارهایی که باید انجام دهند.

- آنها مطالعه کرده و فهمیده‌اند که چطور به اینجا رسیده‌اند.

- آنها تلاش می‌کنند تا فرهنگِ سیستم‌سازی(organization) را تثبیت کنند.

- آنها سختکوشی را برجسته می‌سازند. آنها روحیه‌ی جمعی را تقویت کرده، هرگونه تردیدی را به سیستم، کمرنگ می‌کنند.

- آنها می‌دانند که چه موقع و روی چه صداهایی تمرکز کنند. قدرتشان کمتر از آنست که به نظر می‌رسد ولی از موقعیت‌شان، برای رهبری بهره می‌جویند، نه برای مدیریت.

- آنها برای تمرین حاضر می‌شوند و طبق برنامه پیش می‌روند.

- آنها [برای ساختن سیستم]، پول جمع می‌کنند.

- آنها خیلی از «من‌»ها را به یک «ما» تبدیل می‌کنند.

- آنها یک نقطه‌نظر را توسعه می‌دهند و آن را نسبت به نیاز شنوندگان، مخاطبان دائمی و موسیقی‌دان‌ها تنظیم و تعدیل می‌کنند.

- این کارها را برای دهه‌ها و به طور مداوم انجام می‌دهند.

این نوع از لیدربودن، در حوزه‌ی خصوصیِ خود فرد رخ می‌دهد ولی ما به یکباره، محصولش را در صحنه مشاهده می‌کنیم.




.
◾درخواست لطف دوم

◾ست‌گادین ۸ بهمن ۱۳۹۹


لطف اول، وقتیست که از یک دوست یا همکار می‌خواهید کاری را برایتان انجام دهد.

لطف دوم، زمانیست که از آنها می‌خواهید که آن کار را دقیقاً به نحوی که شما انجام می‌دهید انجام دهند.

این دو ربطی به همدیگر ندارند. و درخواست لطف دوم، تلاش یا هزینه‌ی بیشتری را می‌طلبد.



.
◾هماهنگ‌کنندگان و دست‌اندرکاران صنعت مُد

◾ست‌گادین ۹ بهمن ۱۳۹۹


مد همه جا هست.

مد فقط در لباس‌هایی که امروز برای پوشیدن انتخاب می‌کنید خلاصه نمی‌شود (و در لباس‌هایی که سالهاست در کمد لباس، خاک می‌خورند).

مد همان موسیقی است که همین حالا عاشقش هستید. آهنگ‌هایی که همین ده سال پیش، شاید با گوشتان سازگار نبودند.

مد راهی است که بفهمیم جهان چگونه کار می‌کند، چه سیاست‌هایی با عقل‌مان جور در می‌آیند و چه نوع غذایی را باید خورد. حتی سرمایه‌گذاری‌هایی که می‌کنیم و قرض‌هایی که بالا می‌آوریم هم تحت تاثیر مد هستند.

مد، هماهنگ‌کننده‌ی روزهای ماست. تعیین‌کننده‌ی فهرست اولویت‌هایمان و کارهای خیلی فوری که باید انجام دهیم.

تقریباً هیچ یک از انتخاب‌هایمان در جهان، نتیجه‌ی مستقیم تجربه‌ی مستقل ما نیستند بلکه ما انتخاب‌هایمان را در زمینه‌ی فرهنگ، چیزهایی که ما را احاطه کرده‌اند و تحت تاثیر هم‌مسلک‌های خویش می‌گیریم. ما انتخاب می‌کنیم که با بخشی از فرهنگ، همگام شویم و آنها به ما بگویند که چه کاری باید بکنیم.

گاهی یک هماهنگ‌کننده هم وجود دارد.

چهل سال پیش، کمتر از ۱۰۰ نفر تعیین می‌کردند که چه آهنگ‌هایی محبوب شوند و «همه» برای هفته‌ی آینده، چه آهنگ‌هایی را گوش کنند. و کله‌گنده‌های صنایع تصمیم می‌گرفتند که در چند سالِ بعد از این، چه رنگ‌هایی روی لوازم مختلف، قرار است خودنمایی کنند.

ما احتمالاً می‌خواهیم باور کنیم که فرهنگ به همین سادگی اتفاق می‌افتد و این یک حالت طبیعی، توزیع‌شده و بر اساس میلیون‌ها تصمیم مستقل است. گاهی همین‌طور است. ولی بیشتر اوقات، در این راه، محرک و منفعتی برای کسی وجود دارد.

تا وقتی که سیستم‌های مد، بازتر و قابل دسترس‌تر از قبل باشند ( چنانچه دیگر ما محدود به ۳ شبکه‌ی تلویزیونی نیستیم و الان میلیون‌ها کانال یوتیوب وجود دارند)، هنوز هم نگهبانان و راویانی برای مد وجود خواهند داشت.

دست‌اندرکاران مد چگونه تصمیم می‌گیرند؟ آیا روی بهترین علایق شما کار می‌کنند؟ آیا آنها دمدمی‌مزاج، خودفریب، زیرک و مغروراند یا شاید هم متفکرانی بلندمدت‌اند؟ آیا آنها نسبت به واقعیت و انعطاف‌پذیری، تعصبی دارند یا از روی اجبار این کار را می‌کنند؟

در زبان لاتین عبارتی است که می‌گوید: Cui Bono یعنی چه کسی نفع می‌برد؟ اگر آن‌کس شمایید، اگر ماییم، پس صنعت مد برای ما کار می‌کند. از آن طرف، اگر مد، نتایجی منفی، ناامید‌کننده و برهم زننده‌ی ارتباط به بار می‌آورد، ارزشش را دارد که از خودمان بپرسیم آیا می‌خواهیم آن را نگه داریم؟ حتی اگر حس می‌کنیم که در حال حاضر، کار درستی است. چون هر کاری که الان انجام می‌دهیم، حس می‌کنیم که درست است.

این یک توطئه‌ی مخفی نیست، یک انتخاب است. امروز چه کسی تصمیم می‌گیرد که قرار است فردا چه چیزی مهم باشد؟




.
◾️باور و دانش

◾️ست‌گادین ۱۱ بهمن ۱۳۹۹



این‌دو با هم متفاوت‌اند.

دانش، همواره در حال تغییر است. زمانیکه ما با دنیا تعامل می‌کنیم و وقتی با داده‌ها یا تجربیاتِ نو مواجه می‌شویم، دانش‌مان تغییر می‌کند.

ولی باور به چیزهایی می‌گوییم که در جای خود ثابت‌اند و مخصوصاً در خلاف جهت تغییراتی هستند که در دانش رخ می‌دهد.

معمولاً تغییری در باور ایجاد نمی‌شود مگر با دانشِ بیشتر. باور یک پدیده‌ی فرهنگی است که از روابط انسانهای دوروبرمان نشأت گرفته است.

تشخیص باور از دانش آسان است. کافیست بپرسید: شما برای تغییر عقیده‌تان در فلان مورد، نیاز به دیدن یا یادگرفتن چه چیزی دارید؟



.
◾چیزی در حواشی

◾ست‌گادین ۱۲ بهمن ۱۳۹۹


آیا برای شما هم پیش آمده که مجبور باشید کل یک جلسه‌ی طوفان مغزی را فعال باشید و تمام صفحه‌ی دفترِ خلاقیت‌تان را پُر کنید؟

به نظر می‌رسد که بسیاری از بهترین ایده‌هایی که داریم، بعد از پُرکردن آن صفحه‌ی مشخص، شروع به ظاهر‌شدن می‌کنند. چیزی در حواشی. حاشیه‌نویسی‌های اضافی در لحظه‌ی آخر که صرفاً برای پُرکردن جاهای خالی صفحه است.

دلیلش آنست که احتمال خطر و نگرانی از شکست کم می‌شود و ما گارد دفاعی‌مان را پایین می‌آوریم.



.
کد تخفیف صد در صد کتاب صوتی
»توصیه‌هایی برای پیروزی در کسب و کار «
برای کسانی که کتاب« روزنوشت‌های ست گادین» را در نمایشگاه مجازی خریده‌اند پیامک شده است

اگر شما پیامک را دریافت نکرده آید لطفاً اطلاع دهید تا پیگیری شود
@mn_sajad
◾استراتژی و تاکتیک‌ها و پاورپوینت

◾ست‌گادین ۱۳ بهمن ۱۳۹۹



خیلی از افراد، متن یک نطق یا یک پاورپوینت را با روشی کاملاً مستقیم تهیه می‌کنند: من حرف‌هایی برای گفتن دارم، آنها را اسلاید به اسلاید ردیف خواهم کرد.

با گذشت زمان، ممکن است شما در بکاربردن تاکتیک‌های ارائه‌ی مطالب دلخواه‌تان، خیال‌پردازتر و ماهرتر شوید اما نظرتان چیست که یک گام به عقب برگردیم تا چارچوب استراتژیک آگاهانه‌تری را برای این کار پیشنهاد دهیم.

پرسش کلی: این ارائه برای کیست؟

ما بدنبال ایجاد کدام تغییر هستیم؟

اگر خواهان تلاش برای انجام کاری یا ایجاد تغییری در نگرش یا باور مخاطبان نیستید، پس هدف‌تان از رفتن به صحنه چیست؟

این شخص قبل از آمدن به اینجا، چه باوری داشت؟

من می‌خواهم بعد از دیدن این اسلاید، به چه چیزی فکر کند؟

قطره‌قطره و قدم به قدم، اسلایدهای شما دست به دستِ هم می‌دهند تا این تغییر اتفاق بیفتد.

نوع قلمی که انتخاب می‌کنید، دستور زبان شما، اندازه‌ی حروف، کیفیت تصویر، همه و همه تصمیماتی تاکتیکی و هدفمند هستند.

چه تغییری را می‌خواهم با این عناصر ایجاد کنم؟

اسلاید‌ها و حتی سرعت حرکت شما از یکی به دیگری، در پی هدفی هستند.

شاید خیلی هم خوب باشد که هدفتان، انکار موارد فوق باشد. اینکه جلسه را خاتمه دهید. آن را ضبط کنید که یعنی انجامش دادید و در واقع کار را تمام کنید و بگویید که تلاش‌تان را کردید و جمعش کنید. ولی کاملاً امکانش هست که بتوانید خیلی بهتر از این‌ها باشید.

خیلی از ما در کودکی با مکعب‌ها بازی کرده‌ایم و ساختمان‌هایی جادویی ساخته‌ایم. حالا هم همان است.



.
◾خودپرستی در مقایسه با قدرت نفس

◾ست‌گادین ۱۵ بهمن ۱۳۹۹


مردم درباره‌ی ایگو( Ego، خود) طوری حرف می‌زنند انگار چیز بدی است ولی میل ما به انجام یک کار خوب، اعتماد به نفس‌مان و رفتن ما به استقبال ترس‌هایمان، اینها اگر درست بکار گرفته‌ شوند، سوخت حرکت ما را تشکیل می‌دهند.

خودپرستی و خودمحوری( Egomania) ما را به سمت نادیده‌گرفتن بازخوردهای مفید، به بستنِ خشمگینانه‌ی گیرنده‌هایمان و اجتناب از بهترشدن در مهارتی که داریم سوق می‌دهد. در واقع خودمحوری، نشانه‌ای از ترس و ضعف است.

ولی قدرتِ نفس( Ego strength)، ما را برای یادگیریِ بیشتر تشویق می‌کند. برای درآمیختن با بازار و درک اینکه برای یک پروژه‌ی واقعاً موفق، چه کاری باید انجام داد.



.
◾من فقط دارم کارم را انجام می‌دهم

◾ست‌گادین ۱۸ بهمن ۱۳۹۹



چه میشد اگر فقط کارتان را انجام نمی‌دادید؟

چه میشد اگر جایِ «انجامِ کارتان» را با «بهترکردنِ آن» یا «ابداعِ دوباره‌اش» یا «تغییرِ شکلِ کارتان» عوض می‌کردید؟

وقتی ما فقط کارمان را انجام می‌دهیم چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا فردا، چیز دیگری جای لیست بلندبالای کارهایی که باید انجام شود را می‌گیرد؟

اگر به قدر کافی، اطمینان و اعتماد داشتیم که درباره‌ی معانیِ «این‌طور کارکردن» تجدیدنظر کنیم، چه اتفاقی رخ می‌داد؟



.
◾️پیش بسوی چابک‌سازی

◾️ست‌گادین ۲۰ بهمن ۱۳۹۹



آیا چابک‌بودن(nimble) چیز خوبی است؟ آیا بایستی در پیِ این باشیم که انعطاف‌پذیر، سازگار و سریع شویم تا قادر به جابجایی(shift) و به‌روزشدن باشیم؟

چرا که اغلب بنظر می‌رسد در تلاش برای ساختن محیطی هستیم که چابک‌بودن در آن واقعاً سخت باشد. تجهیزات گرانقیمت می‌خریم، برای تثبیت سیستم‌ها تلاش می‌کنیم و نمی‌توانیم هزینه‌های هدررفته(sunk costs) را نادیده بگیریم. ما بجای استفاده از یک چادر، یک ساختار بِتنی می‌سازیم...

در مواقع ثبات، سرمایه‌گذاری در وضعیت موجود، یک نقطه‌قوت محسوب می‌شود ولی وقتی ما مطمئن نیستیم که جابجاییِ بعدی از کدام سو خواهد آمد، شاید سرمایه‌گذاری بر روی انعطاف‌پذیری، کمی بیشتر با عقل جور در آید.



.