از سال ۱۳۹۷ شروع به ترجمهی روزانهی وبلاگ «ستگادین» کردهام. «ستگادین» درحال حاضر یکی از مطرحترین نویسندگان جهان است و اغلب کتابهای او جزو پرفروشترین کتابهای بازاریابی و موفقیت در دنیا هستند.
چندین سال است که «ستگادین»، هر روز وبلاگنویسی میکند. بعلاوه، دیدگاه متفاوت «ستگادین» در ورکشاپها، پادکستها و مصاحبههای او با سرعت حیرتانگیزی در جهان ترجمه و پخش میشوند.
کتاب «روزنوشتهای ستگادین»، مجموعهای از بهترین پُستهای وبلاگ «ستگادین» است که به همت «منصور سجاد»، مدیر «انتشارات کلید آموزش» در سال ۱۳۹۹ به چاپ رسید. این کتاب در نمایشگاه کتاب امسال که بخاطر کرونا، بصورت مجازی درحال برگزاری است، با شرایط استثنایی در وبسایت رسمی نمایشگاه به بفروش میرسد. فرصتی عالی برای ارتقاء مدل ذهنیمان و آمادهشدن برای ورودی پرقدرت به دوران پساکرونا.
بمناسبت نمایشگاه مجازی کتاب، علاوه بر بیست درصد تخفیف برای کتاب «روزنوشتهای ستگادین»، یک کتاب صوتی رایگان، که نمونهاش را در بالای همین پُست میشنوید، با ارسال رایگان، درب منزل به شما تقدیم میشود.
قیمت روی جلد کتاب « روزنوشتهای ستگادین» چهلوپنج هزار تومان و قیمت روی جلد کتاب صوتی با نام «توصیههایی برای موفقیت در کسبوکار»، یکصدونوزده هزار تومان است. ولی شما با خرید کتاب «روزنوشتهای ستگادین» از سایت book.icfi.ir ، میتوانید این دو کتاب را یکجا و فقط با پرداخت آنلاین سیوشش هزار تومان، درب منزل تحویل بگیرید.
شانس وجود دارد ولی برای کسانی که به شانس معتقد نباشند.
◾مصطفی منبری ۵ بهمن ۱۳۹۹
چندین سال است که «ستگادین»، هر روز وبلاگنویسی میکند. بعلاوه، دیدگاه متفاوت «ستگادین» در ورکشاپها، پادکستها و مصاحبههای او با سرعت حیرتانگیزی در جهان ترجمه و پخش میشوند.
کتاب «روزنوشتهای ستگادین»، مجموعهای از بهترین پُستهای وبلاگ «ستگادین» است که به همت «منصور سجاد»، مدیر «انتشارات کلید آموزش» در سال ۱۳۹۹ به چاپ رسید. این کتاب در نمایشگاه کتاب امسال که بخاطر کرونا، بصورت مجازی درحال برگزاری است، با شرایط استثنایی در وبسایت رسمی نمایشگاه به بفروش میرسد. فرصتی عالی برای ارتقاء مدل ذهنیمان و آمادهشدن برای ورودی پرقدرت به دوران پساکرونا.
بمناسبت نمایشگاه مجازی کتاب، علاوه بر بیست درصد تخفیف برای کتاب «روزنوشتهای ستگادین»، یک کتاب صوتی رایگان، که نمونهاش را در بالای همین پُست میشنوید، با ارسال رایگان، درب منزل به شما تقدیم میشود.
قیمت روی جلد کتاب « روزنوشتهای ستگادین» چهلوپنج هزار تومان و قیمت روی جلد کتاب صوتی با نام «توصیههایی برای موفقیت در کسبوکار»، یکصدونوزده هزار تومان است. ولی شما با خرید کتاب «روزنوشتهای ستگادین» از سایت book.icfi.ir ، میتوانید این دو کتاب را یکجا و فقط با پرداخت آنلاین سیوشش هزار تومان، درب منزل تحویل بگیرید.
شانس وجود دارد ولی برای کسانی که به شانس معتقد نباشند.
◾مصطفی منبری ۵ بهمن ۱۳۹۹
◾رهبران معروف ارکستر
◾ستگادین ۶ بهمن ۱۳۹۹
یک استعارهی مفید:
رهبران ارکستر، در طی یکی دو ساعتی که در صحنه هستند، مرتباً مورد قضاوت قرار میگیرند. آنها لباسهای گرانی پوشیده، ژستهای دراماتیکی به خود میگیرند و تحسین حضار را دریافت میکنند.
آنها برای چرخاندن یک تکهچوب در دستشان، حقوق زیادی دریافت میکنند. در حالیکه تنها کسانی هستند که هیچ صدایی در صحنه تولید نمیکنند!
ولی موارد فوق از آنها یک رهبر فوقالعادهی ارکستر نساخته است.
چیزهایی دیگری وجود دارد که ما نمیبینیم:
- رهبران ارکستر، لیستی دارند از کارهایی که باید انجام دهند.
- آنها مطالعه کرده و فهمیدهاند که چطور به اینجا رسیدهاند.
- آنها تلاش میکنند تا فرهنگِ سیستمسازی(organization) را تثبیت کنند.
- آنها سختکوشی را برجسته میسازند. آنها روحیهی جمعی را تقویت کرده، هرگونه تردیدی را به سیستم، کمرنگ میکنند.
- آنها میدانند که چه موقع و روی چه صداهایی تمرکز کنند. قدرتشان کمتر از آنست که به نظر میرسد ولی از موقعیتشان، برای رهبری بهره میجویند، نه برای مدیریت.
- آنها برای تمرین حاضر میشوند و طبق برنامه پیش میروند.
- آنها [برای ساختن سیستم]، پول جمع میکنند.
- آنها خیلی از «من»ها را به یک «ما» تبدیل میکنند.
- آنها یک نقطهنظر را توسعه میدهند و آن را نسبت به نیاز شنوندگان، مخاطبان دائمی و موسیقیدانها تنظیم و تعدیل میکنند.
- این کارها را برای دههها و به طور مداوم انجام میدهند.
این نوع از لیدربودن، در حوزهی خصوصیِ خود فرد رخ میدهد ولی ما به یکباره، محصولش را در صحنه مشاهده میکنیم.
.
◾ستگادین ۶ بهمن ۱۳۹۹
یک استعارهی مفید:
رهبران ارکستر، در طی یکی دو ساعتی که در صحنه هستند، مرتباً مورد قضاوت قرار میگیرند. آنها لباسهای گرانی پوشیده، ژستهای دراماتیکی به خود میگیرند و تحسین حضار را دریافت میکنند.
آنها برای چرخاندن یک تکهچوب در دستشان، حقوق زیادی دریافت میکنند. در حالیکه تنها کسانی هستند که هیچ صدایی در صحنه تولید نمیکنند!
ولی موارد فوق از آنها یک رهبر فوقالعادهی ارکستر نساخته است.
چیزهایی دیگری وجود دارد که ما نمیبینیم:
- رهبران ارکستر، لیستی دارند از کارهایی که باید انجام دهند.
- آنها مطالعه کرده و فهمیدهاند که چطور به اینجا رسیدهاند.
- آنها تلاش میکنند تا فرهنگِ سیستمسازی(organization) را تثبیت کنند.
- آنها سختکوشی را برجسته میسازند. آنها روحیهی جمعی را تقویت کرده، هرگونه تردیدی را به سیستم، کمرنگ میکنند.
- آنها میدانند که چه موقع و روی چه صداهایی تمرکز کنند. قدرتشان کمتر از آنست که به نظر میرسد ولی از موقعیتشان، برای رهبری بهره میجویند، نه برای مدیریت.
- آنها برای تمرین حاضر میشوند و طبق برنامه پیش میروند.
- آنها [برای ساختن سیستم]، پول جمع میکنند.
- آنها خیلی از «من»ها را به یک «ما» تبدیل میکنند.
- آنها یک نقطهنظر را توسعه میدهند و آن را نسبت به نیاز شنوندگان، مخاطبان دائمی و موسیقیدانها تنظیم و تعدیل میکنند.
- این کارها را برای دههها و به طور مداوم انجام میدهند.
این نوع از لیدربودن، در حوزهی خصوصیِ خود فرد رخ میدهد ولی ما به یکباره، محصولش را در صحنه مشاهده میکنیم.
.
Seth's Blog
Famous conductors
Here’s a useful metaphor: Famous conductors are often judged for an hour or two on stage. They wear expensive clothes, make dramatic gestures and receive ovations. They also get paid a lot to…
◾درخواست لطف دوم
◾ستگادین ۸ بهمن ۱۳۹۹
لطف اول، وقتیست که از یک دوست یا همکار میخواهید کاری را برایتان انجام دهد.
لطف دوم، زمانیست که از آنها میخواهید که آن کار را دقیقاً به نحوی که شما انجام میدهید انجام دهند.
این دو ربطی به همدیگر ندارند. و درخواست لطف دوم، تلاش یا هزینهی بیشتری را میطلبد.
.
◾ستگادین ۸ بهمن ۱۳۹۹
لطف اول، وقتیست که از یک دوست یا همکار میخواهید کاری را برایتان انجام دهد.
لطف دوم، زمانیست که از آنها میخواهید که آن کار را دقیقاً به نحوی که شما انجام میدهید انجام دهند.
این دو ربطی به همدیگر ندارند. و درخواست لطف دوم، تلاش یا هزینهی بیشتری را میطلبد.
.
Seth's Blog
Asking for the second favor
The first favor is when you ask a friend or colleague to do something for you. The second favor is when you ask them to do it precisely the way you would do it. They’re not related. And the s…
◾هماهنگکنندگان و دستاندرکاران صنعت مُد
◾ستگادین ۹ بهمن ۱۳۹۹
مد همه جا هست.
مد فقط در لباسهایی که امروز برای پوشیدن انتخاب میکنید خلاصه نمیشود (و در لباسهایی که سالهاست در کمد لباس، خاک میخورند).
مد همان موسیقی است که همین حالا عاشقش هستید. آهنگهایی که همین ده سال پیش، شاید با گوشتان سازگار نبودند.
مد راهی است که بفهمیم جهان چگونه کار میکند، چه سیاستهایی با عقلمان جور در میآیند و چه نوع غذایی را باید خورد. حتی سرمایهگذاریهایی که میکنیم و قرضهایی که بالا میآوریم هم تحت تاثیر مد هستند.
مد، هماهنگکنندهی روزهای ماست. تعیینکنندهی فهرست اولویتهایمان و کارهای خیلی فوری که باید انجام دهیم.
تقریباً هیچ یک از انتخابهایمان در جهان، نتیجهی مستقیم تجربهی مستقل ما نیستند بلکه ما انتخابهایمان را در زمینهی فرهنگ، چیزهایی که ما را احاطه کردهاند و تحت تاثیر هممسلکهای خویش میگیریم. ما انتخاب میکنیم که با بخشی از فرهنگ، همگام شویم و آنها به ما بگویند که چه کاری باید بکنیم.
گاهی یک هماهنگکننده هم وجود دارد.
چهل سال پیش، کمتر از ۱۰۰ نفر تعیین میکردند که چه آهنگهایی محبوب شوند و «همه» برای هفتهی آینده، چه آهنگهایی را گوش کنند. و کلهگندههای صنایع تصمیم میگرفتند که در چند سالِ بعد از این، چه رنگهایی روی لوازم مختلف، قرار است خودنمایی کنند.
ما احتمالاً میخواهیم باور کنیم که فرهنگ به همین سادگی اتفاق میافتد و این یک حالت طبیعی، توزیعشده و بر اساس میلیونها تصمیم مستقل است. گاهی همینطور است. ولی بیشتر اوقات، در این راه، محرک و منفعتی برای کسی وجود دارد.
تا وقتی که سیستمهای مد، بازتر و قابل دسترستر از قبل باشند ( چنانچه دیگر ما محدود به ۳ شبکهی تلویزیونی نیستیم و الان میلیونها کانال یوتیوب وجود دارند)، هنوز هم نگهبانان و راویانی برای مد وجود خواهند داشت.
دستاندرکاران مد چگونه تصمیم میگیرند؟ آیا روی بهترین علایق شما کار میکنند؟ آیا آنها دمدمیمزاج، خودفریب، زیرک و مغروراند یا شاید هم متفکرانی بلندمدتاند؟ آیا آنها نسبت به واقعیت و انعطافپذیری، تعصبی دارند یا از روی اجبار این کار را میکنند؟
در زبان لاتین عبارتی است که میگوید: Cui Bono یعنی چه کسی نفع میبرد؟ اگر آنکس شمایید، اگر ماییم، پس صنعت مد برای ما کار میکند. از آن طرف، اگر مد، نتایجی منفی، ناامیدکننده و برهم زنندهی ارتباط به بار میآورد، ارزشش را دارد که از خودمان بپرسیم آیا میخواهیم آن را نگه داریم؟ حتی اگر حس میکنیم که در حال حاضر، کار درستی است. چون هر کاری که الان انجام میدهیم، حس میکنیم که درست است.
این یک توطئهی مخفی نیست، یک انتخاب است. امروز چه کسی تصمیم میگیرد که قرار است فردا چه چیزی مهم باشد؟
.
◾ستگادین ۹ بهمن ۱۳۹۹
مد همه جا هست.
مد فقط در لباسهایی که امروز برای پوشیدن انتخاب میکنید خلاصه نمیشود (و در لباسهایی که سالهاست در کمد لباس، خاک میخورند).
مد همان موسیقی است که همین حالا عاشقش هستید. آهنگهایی که همین ده سال پیش، شاید با گوشتان سازگار نبودند.
مد راهی است که بفهمیم جهان چگونه کار میکند، چه سیاستهایی با عقلمان جور در میآیند و چه نوع غذایی را باید خورد. حتی سرمایهگذاریهایی که میکنیم و قرضهایی که بالا میآوریم هم تحت تاثیر مد هستند.
مد، هماهنگکنندهی روزهای ماست. تعیینکنندهی فهرست اولویتهایمان و کارهای خیلی فوری که باید انجام دهیم.
تقریباً هیچ یک از انتخابهایمان در جهان، نتیجهی مستقیم تجربهی مستقل ما نیستند بلکه ما انتخابهایمان را در زمینهی فرهنگ، چیزهایی که ما را احاطه کردهاند و تحت تاثیر هممسلکهای خویش میگیریم. ما انتخاب میکنیم که با بخشی از فرهنگ، همگام شویم و آنها به ما بگویند که چه کاری باید بکنیم.
گاهی یک هماهنگکننده هم وجود دارد.
چهل سال پیش، کمتر از ۱۰۰ نفر تعیین میکردند که چه آهنگهایی محبوب شوند و «همه» برای هفتهی آینده، چه آهنگهایی را گوش کنند. و کلهگندههای صنایع تصمیم میگرفتند که در چند سالِ بعد از این، چه رنگهایی روی لوازم مختلف، قرار است خودنمایی کنند.
ما احتمالاً میخواهیم باور کنیم که فرهنگ به همین سادگی اتفاق میافتد و این یک حالت طبیعی، توزیعشده و بر اساس میلیونها تصمیم مستقل است. گاهی همینطور است. ولی بیشتر اوقات، در این راه، محرک و منفعتی برای کسی وجود دارد.
تا وقتی که سیستمهای مد، بازتر و قابل دسترستر از قبل باشند ( چنانچه دیگر ما محدود به ۳ شبکهی تلویزیونی نیستیم و الان میلیونها کانال یوتیوب وجود دارند)، هنوز هم نگهبانان و راویانی برای مد وجود خواهند داشت.
دستاندرکاران مد چگونه تصمیم میگیرند؟ آیا روی بهترین علایق شما کار میکنند؟ آیا آنها دمدمیمزاج، خودفریب، زیرک و مغروراند یا شاید هم متفکرانی بلندمدتاند؟ آیا آنها نسبت به واقعیت و انعطافپذیری، تعصبی دارند یا از روی اجبار این کار را میکنند؟
در زبان لاتین عبارتی است که میگوید: Cui Bono یعنی چه کسی نفع میبرد؟ اگر آنکس شمایید، اگر ماییم، پس صنعت مد برای ما کار میکند. از آن طرف، اگر مد، نتایجی منفی، ناامیدکننده و برهم زنندهی ارتباط به بار میآورد، ارزشش را دارد که از خودمان بپرسیم آیا میخواهیم آن را نگه داریم؟ حتی اگر حس میکنیم که در حال حاضر، کار درستی است. چون هر کاری که الان انجام میدهیم، حس میکنیم که درست است.
این یک توطئهی مخفی نیست، یک انتخاب است. امروز چه کسی تصمیم میگیرد که قرار است فردا چه چیزی مهم باشد؟
.
Seth's Blog
The coordinators
Fashion is everywhere. It’s not simply the clothes you chose to wear today (and the ones that haven’t seen the outside of your closet for years). It’s the music that you’re …
◾️باور و دانش
◾️ستگادین ۱۱ بهمن ۱۳۹۹
ایندو با هم متفاوتاند.
دانش، همواره در حال تغییر است. زمانیکه ما با دنیا تعامل میکنیم و وقتی با دادهها یا تجربیاتِ نو مواجه میشویم، دانشمان تغییر میکند.
ولی باور به چیزهایی میگوییم که در جای خود ثابتاند و مخصوصاً در خلاف جهت تغییراتی هستند که در دانش رخ میدهد.
معمولاً تغییری در باور ایجاد نمیشود مگر با دانشِ بیشتر. باور یک پدیدهی فرهنگی است که از روابط انسانهای دوروبرمان نشأت گرفته است.
تشخیص باور از دانش آسان است. کافیست بپرسید: شما برای تغییر عقیدهتان در فلان مورد، نیاز به دیدن یا یادگرفتن چه چیزی دارید؟
.
◾️ستگادین ۱۱ بهمن ۱۳۹۹
ایندو با هم متفاوتاند.
دانش، همواره در حال تغییر است. زمانیکه ما با دنیا تعامل میکنیم و وقتی با دادهها یا تجربیاتِ نو مواجه میشویم، دانشمان تغییر میکند.
ولی باور به چیزهایی میگوییم که در جای خود ثابتاند و مخصوصاً در خلاف جهت تغییراتی هستند که در دانش رخ میدهد.
معمولاً تغییری در باور ایجاد نمیشود مگر با دانشِ بیشتر. باور یک پدیدهی فرهنگی است که از روابط انسانهای دوروبرمان نشأت گرفته است.
تشخیص باور از دانش آسان است. کافیست بپرسید: شما برای تغییر عقیدهتان در فلان مورد، نیاز به دیدن یا یادگرفتن چه چیزی دارید؟
.
Seth's Blog
Belief and knowledge
They’re different. Knowledge changes all the time. When we engage with the world, when we encounter data or new experiences, our knowledge changes. But belief is what we call the things that …
◾چیزی در حواشی
◾ستگادین ۱۲ بهمن ۱۳۹۹
آیا برای شما هم پیش آمده که مجبور باشید کل یک جلسهی طوفان مغزی را فعال باشید و تمام صفحهی دفترِ خلاقیتتان را پُر کنید؟
به نظر میرسد که بسیاری از بهترین ایدههایی که داریم، بعد از پُرکردن آن صفحهی مشخص، شروع به ظاهرشدن میکنند. چیزی در حواشی. حاشیهنویسیهای اضافی در لحظهی آخر که صرفاً برای پُرکردن جاهای خالی صفحه است.
دلیلش آنست که احتمال خطر و نگرانی از شکست کم میشود و ما گارد دفاعیمان را پایین میآوریم.
.
◾ستگادین ۱۲ بهمن ۱۳۹۹
آیا برای شما هم پیش آمده که مجبور باشید کل یک جلسهی طوفان مغزی را فعال باشید و تمام صفحهی دفترِ خلاقیتتان را پُر کنید؟
به نظر میرسد که بسیاری از بهترین ایدههایی که داریم، بعد از پُرکردن آن صفحهی مشخص، شروع به ظاهرشدن میکنند. چیزی در حواشی. حاشیهنویسیهای اضافی در لحظهی آخر که صرفاً برای پُرکردن جاهای خالی صفحه است.
دلیلش آنست که احتمال خطر و نگرانی از شکست کم میشود و ما گارد دفاعیمان را پایین میآوریم.
.
Seth's Blog
The stuff in the margins
Do you have to use all the time in the brainstorming session? Fill in the entire page of your creativity notebook? It turns out that many of the best ideas we have start out as filler. Stuff in the…
Forwarded from یک ناشر .خلق کتاب موفق
کد تخفیف صد در صد کتاب صوتی
»توصیههایی برای پیروزی در کسب و کار «
برای کسانی که کتاب« روزنوشتهای ست گادین» را در نمایشگاه مجازی خریدهاند پیامک شده است
اگر شما پیامک را دریافت نکرده آید لطفاً اطلاع دهید تا پیگیری شود
@mn_sajad
»توصیههایی برای پیروزی در کسب و کار «
برای کسانی که کتاب« روزنوشتهای ست گادین» را در نمایشگاه مجازی خریدهاند پیامک شده است
اگر شما پیامک را دریافت نکرده آید لطفاً اطلاع دهید تا پیگیری شود
@mn_sajad
◾استراتژی و تاکتیکها و پاورپوینت
◾ستگادین ۱۳ بهمن ۱۳۹۹
خیلی از افراد، متن یک نطق یا یک پاورپوینت را با روشی کاملاً مستقیم تهیه میکنند: من حرفهایی برای گفتن دارم، آنها را اسلاید به اسلاید ردیف خواهم کرد.
با گذشت زمان، ممکن است شما در بکاربردن تاکتیکهای ارائهی مطالب دلخواهتان، خیالپردازتر و ماهرتر شوید اما نظرتان چیست که یک گام به عقب برگردیم تا چارچوب استراتژیک آگاهانهتری را برای این کار پیشنهاد دهیم.
پرسش کلی: این ارائه برای کیست؟
ما بدنبال ایجاد کدام تغییر هستیم؟
اگر خواهان تلاش برای انجام کاری یا ایجاد تغییری در نگرش یا باور مخاطبان نیستید، پس هدفتان از رفتن به صحنه چیست؟
این شخص قبل از آمدن به اینجا، چه باوری داشت؟
من میخواهم بعد از دیدن این اسلاید، به چه چیزی فکر کند؟
قطرهقطره و قدم به قدم، اسلایدهای شما دست به دستِ هم میدهند تا این تغییر اتفاق بیفتد.
نوع قلمی که انتخاب میکنید، دستور زبان شما، اندازهی حروف، کیفیت تصویر، همه و همه تصمیماتی تاکتیکی و هدفمند هستند.
چه تغییری را میخواهم با این عناصر ایجاد کنم؟
اسلایدها و حتی سرعت حرکت شما از یکی به دیگری، در پی هدفی هستند.
شاید خیلی هم خوب باشد که هدفتان، انکار موارد فوق باشد. اینکه جلسه را خاتمه دهید. آن را ضبط کنید که یعنی انجامش دادید و در واقع کار را تمام کنید و بگویید که تلاشتان را کردید و جمعش کنید. ولی کاملاً امکانش هست که بتوانید خیلی بهتر از اینها باشید.
خیلی از ما در کودکی با مکعبها بازی کردهایم و ساختمانهایی جادویی ساختهایم. حالا هم همان است.
.
◾ستگادین ۱۳ بهمن ۱۳۹۹
خیلی از افراد، متن یک نطق یا یک پاورپوینت را با روشی کاملاً مستقیم تهیه میکنند: من حرفهایی برای گفتن دارم، آنها را اسلاید به اسلاید ردیف خواهم کرد.
با گذشت زمان، ممکن است شما در بکاربردن تاکتیکهای ارائهی مطالب دلخواهتان، خیالپردازتر و ماهرتر شوید اما نظرتان چیست که یک گام به عقب برگردیم تا چارچوب استراتژیک آگاهانهتری را برای این کار پیشنهاد دهیم.
پرسش کلی: این ارائه برای کیست؟
ما بدنبال ایجاد کدام تغییر هستیم؟
اگر خواهان تلاش برای انجام کاری یا ایجاد تغییری در نگرش یا باور مخاطبان نیستید، پس هدفتان از رفتن به صحنه چیست؟
این شخص قبل از آمدن به اینجا، چه باوری داشت؟
من میخواهم بعد از دیدن این اسلاید، به چه چیزی فکر کند؟
قطرهقطره و قدم به قدم، اسلایدهای شما دست به دستِ هم میدهند تا این تغییر اتفاق بیفتد.
نوع قلمی که انتخاب میکنید، دستور زبان شما، اندازهی حروف، کیفیت تصویر، همه و همه تصمیماتی تاکتیکی و هدفمند هستند.
چه تغییری را میخواهم با این عناصر ایجاد کنم؟
اسلایدها و حتی سرعت حرکت شما از یکی به دیگری، در پی هدفی هستند.
شاید خیلی هم خوب باشد که هدفتان، انکار موارد فوق باشد. اینکه جلسه را خاتمه دهید. آن را ضبط کنید که یعنی انجامش دادید و در واقع کار را تمام کنید و بگویید که تلاشتان را کردید و جمعش کنید. ولی کاملاً امکانش هست که بتوانید خیلی بهتر از اینها باشید.
خیلی از ما در کودکی با مکعبها بازی کردهایم و ساختمانهایی جادویی ساختهایم. حالا هم همان است.
.
Seth's Blog
Strategy and tactics and Powerpoint
Most people build a Keynote or Powerpoint presentation in a very direct way: I have things I want to say, I will list them, slide by slide. Over time, you might get fancier or more skilled at the t…
◾خودپرستی در مقایسه با قدرت نفس
◾ستگادین ۱۵ بهمن ۱۳۹۹
مردم دربارهی ایگو( Ego، خود) طوری حرف میزنند انگار چیز بدی است ولی میل ما به انجام یک کار خوب، اعتماد به نفسمان و رفتن ما به استقبال ترسهایمان، اینها اگر درست بکار گرفته شوند، سوخت حرکت ما را تشکیل میدهند.
خودپرستی و خودمحوری( Egomania) ما را به سمت نادیدهگرفتن بازخوردهای مفید، به بستنِ خشمگینانهی گیرندههایمان و اجتناب از بهترشدن در مهارتی که داریم سوق میدهد. در واقع خودمحوری، نشانهای از ترس و ضعف است.
ولی قدرتِ نفس( Ego strength)، ما را برای یادگیریِ بیشتر تشویق میکند. برای درآمیختن با بازار و درک اینکه برای یک پروژهی واقعاً موفق، چه کاری باید انجام داد.
.
◾ستگادین ۱۵ بهمن ۱۳۹۹
مردم دربارهی ایگو( Ego، خود) طوری حرف میزنند انگار چیز بدی است ولی میل ما به انجام یک کار خوب، اعتماد به نفسمان و رفتن ما به استقبال ترسهایمان، اینها اگر درست بکار گرفته شوند، سوخت حرکت ما را تشکیل میدهند.
خودپرستی و خودمحوری( Egomania) ما را به سمت نادیدهگرفتن بازخوردهای مفید، به بستنِ خشمگینانهی گیرندههایمان و اجتناب از بهترشدن در مهارتی که داریم سوق میدهد. در واقع خودمحوری، نشانهای از ترس و ضعف است.
ولی قدرتِ نفس( Ego strength)، ما را برای یادگیریِ بیشتر تشویق میکند. برای درآمیختن با بازار و درک اینکه برای یک پروژهی واقعاً موفق، چه کاری باید انجام داد.
.
Seth's Blog
Egomania vs. ego strength
People talk about ego like it’s a bad thing. But our desire to do a good job, our self-trust, our willingness to dance with fear–these are fuel if used properly. Egomania pushes us to i…
◾من فقط دارم کارم را انجام میدهم
◾ستگادین ۱۸ بهمن ۱۳۹۹
چه میشد اگر فقط کارتان را انجام نمیدادید؟
چه میشد اگر جایِ «انجامِ کارتان» را با «بهترکردنِ آن» یا «ابداعِ دوبارهاش» یا «تغییرِ شکلِ کارتان» عوض میکردید؟
وقتی ما فقط کارمان را انجام میدهیم چه اتفاقی میافتد؟ آیا فردا، چیز دیگری جای لیست بلندبالای کارهایی که باید انجام شود را میگیرد؟
اگر به قدر کافی، اطمینان و اعتماد داشتیم که دربارهی معانیِ «اینطور کارکردن» تجدیدنظر کنیم، چه اتفاقی رخ میداد؟
.
◾ستگادین ۱۸ بهمن ۱۳۹۹
چه میشد اگر فقط کارتان را انجام نمیدادید؟
چه میشد اگر جایِ «انجامِ کارتان» را با «بهترکردنِ آن» یا «ابداعِ دوبارهاش» یا «تغییرِ شکلِ کارتان» عوض میکردید؟
وقتی ما فقط کارمان را انجام میدهیم چه اتفاقی میافتد؟ آیا فردا، چیز دیگری جای لیست بلندبالای کارهایی که باید انجام شود را میگیرد؟
اگر به قدر کافی، اطمینان و اعتماد داشتیم که دربارهی معانیِ «اینطور کارکردن» تجدیدنظر کنیم، چه اتفاقی رخ میداد؟
.
Seth's Blog
I’m just doing my job
But what if you weren’t? What if you replaced “doing” with “improving” or “reinventing” or “transforming”? When we do our job, what happens to …
◾️پیش بسوی چابکسازی
◾️ستگادین ۲۰ بهمن ۱۳۹۹
آیا چابکبودن(nimble) چیز خوبی است؟ آیا بایستی در پیِ این باشیم که انعطافپذیر، سازگار و سریع شویم تا قادر به جابجایی(shift) و بهروزشدن باشیم؟
چرا که اغلب بنظر میرسد در تلاش برای ساختن محیطی هستیم که چابکبودن در آن واقعاً سخت باشد. تجهیزات گرانقیمت میخریم، برای تثبیت سیستمها تلاش میکنیم و نمیتوانیم هزینههای هدررفته(sunk costs) را نادیده بگیریم. ما بجای استفاده از یک چادر، یک ساختار بِتنی میسازیم...
در مواقع ثبات، سرمایهگذاری در وضعیت موجود، یک نقطهقوت محسوب میشود ولی وقتی ما مطمئن نیستیم که جابجاییِ بعدی از کدام سو خواهد آمد، شاید سرمایهگذاری بر روی انعطافپذیری، کمی بیشتر با عقل جور در آید.
.
◾️ستگادین ۲۰ بهمن ۱۳۹۹
آیا چابکبودن(nimble) چیز خوبی است؟ آیا بایستی در پیِ این باشیم که انعطافپذیر، سازگار و سریع شویم تا قادر به جابجایی(shift) و بهروزشدن باشیم؟
چرا که اغلب بنظر میرسد در تلاش برای ساختن محیطی هستیم که چابکبودن در آن واقعاً سخت باشد. تجهیزات گرانقیمت میخریم، برای تثبیت سیستمها تلاش میکنیم و نمیتوانیم هزینههای هدررفته(sunk costs) را نادیده بگیریم. ما بجای استفاده از یک چادر، یک ساختار بِتنی میسازیم...
در مواقع ثبات، سرمایهگذاری در وضعیت موجود، یک نقطهقوت محسوب میشود ولی وقتی ما مطمئن نیستیم که جابجاییِ بعدی از کدام سو خواهد آمد، شاید سرمایهگذاری بر روی انعطافپذیری، کمی بیشتر با عقل جور در آید.
.
Seth's Blog
Toward nimble
Is ‘nimble’ a good thing? Should we seek to be flexible, resilient and quick to be able to shift and adapt? Because often, it seems as though we work to create an environment where it&#…
◾️آخرینکار و اولینکار
◾️ستگادین ۲۱ بهمن ۱۳۹۹
آداب جدیدی که حتی جدیتر از چککردنِ درها و پنجرهها قبل از خواب است، عبارتست از چککردن چیزهایی که برایمان میآیند. کمی اخبار بد را بالا پایین میکنیم و ایمیلها را چک میکنیم، طوریکه هیچ یک از جزئیات را از دست ندهیم.
آداب ادامه دارند. اولینکار صبح، چککردن تمام اتفاقات شب گذشته است تا مطمئن شویم اوضاع همچنان روبهراه است.
چه میشد اگر به جای این کار، فقط برای یک هفته، آخرین کارمان، تهیهی فهرستی از فرصتهای هیجانانگیز برای آینده بود؟ و اولین کار صبح، بعد از بیدارشدن از خواب، نوشتن صفحات صبحگاهی و یادداشتکردن چیزهایی بود که مشتاقانه منتظرشان هستیم؟
بقیهی روز، زمان خیلی زیادی برای چککردن درها و پنجرهها داریم.
.
◾️ستگادین ۲۱ بهمن ۱۳۹۹
آداب جدیدی که حتی جدیتر از چککردنِ درها و پنجرهها قبل از خواب است، عبارتست از چککردن چیزهایی که برایمان میآیند. کمی اخبار بد را بالا پایین میکنیم و ایمیلها را چک میکنیم، طوریکه هیچ یک از جزئیات را از دست ندهیم.
آداب ادامه دارند. اولینکار صبح، چککردن تمام اتفاقات شب گذشته است تا مطمئن شویم اوضاع همچنان روبهراه است.
چه میشد اگر به جای این کار، فقط برای یک هفته، آخرین کارمان، تهیهی فهرستی از فرصتهای هیجانانگیز برای آینده بود؟ و اولین کار صبح، بعد از بیدارشدن از خواب، نوشتن صفحات صبحگاهی و یادداشتکردن چیزهایی بود که مشتاقانه منتظرشان هستیم؟
بقیهی روز، زمان خیلی زیادی برای چککردن درها و پنجرهها داریم.
.
Seth's Blog
The last thing and the first thing
The new ritual, even more than checking the windows and doors before bed, is to check the incoming. Doom scroll a bit, check Slack and email and make sure there are no loose ends. And then the ritu…
◾️مثل لباس یک دلقک، ناموزون و بدقواره نباشید
◾️ستگادین ۲۳ بهمن ۱۳۹۹
چطور میتوان در طراحی گرافیک، بهتر از قبل شد...
امروزه نسبت به هر مقطع از تاریخ بشر، طراحان گرافیک تازهکار و نیمهحرفهایِ بیشتری مشغول به کار هستند.
ارائهها، پستهای اینستاگرام، وبسایتها، جلد کتابِ کیندلتان یا لوگوی پادکست شما... هر کسی که درحال لمس یک صفحه گوشی یا یک کامپیوتر است، انگار برای طراحی فراخوانده شده است. خیلی از ما قادر به «بهترشدن» در طراحی هستیم.
- یک طراحی گرافیک خوب، چیزی متفاوت از رسم سادهی یک ایده روی کاغذ است. فرق آنها را بفهمید.
- بدانید که شما خواهان «بهترشدن» در طراحی هستید و درک کنید که شما از پسِ اینکار برمیآیید.
- تصویر را در ذهنتان تکمیل کنید.
- برای واقعیکردنِ آن تصویر، مهارتهای لازم را یاد بگیرید.
➖ تفاوت را بفهمید:
ارائهی یک نوشته یا عکس، قطعاً اطلاعات را پیشِ چشم مخاطبان قرار خواهد داد ولی میزان اهمیت، بینش و حرفهایگری که شما میخواهید و برای مخاطب لازم است، انتقال نمییابد.
ما اشتباهات تایپی محصولات تبلیغاتی را تحمل نمیکنیم. بازار نیز همین حس را به طراحیهای کمرمق و نابجا دارد.
طراحی گرافیک، نشانگر یک تعهد عاطفی به کار است. ما خیلی قبلتر از خواندن کلمات و فهمیدن عکس، متوجه چیدمان و طراحی میشویم. قبل از اینکه ما تصمیم بگیریم معنای کلمات موجود در تصویر را واقعاً بفهمیم، فاصلهی بین حروف، رنگ، سنگینی و شکل(form) است که به مغز ما میرسد. شما برای یک مصاحبهی شغلی، لباس دلقک به تن نمیکنید ولی هنوز هم مردم، ایدههایشان را در هر فرصتی در شمایلِ لباسهای ناموزون و بدقوارهی یک دلقک ارائه میدهند.
➖ بهترشدن:
اگر مطمئنید که به اندازهی کافی خوب هستید و عبارت «بهترشدن»، ناراحتتان میکند، شاید خواندن این پاراگراف برای شما لازم نباشد. ولی بقیهی ما این شانس را داریم که بگوییم: « من درحال رفتن به یک سطح بالاتر هستم و این یعنی درحال پشتسرگذاشتن سطح فعلیام.» با انتقادهای دستودلبازانه از کارتان دفاع نکنید. همهی هدفِ «بهترشدن»، ترکِ مشتاقانهی رویکردهای فعلیتان به سبک و سیاقی است که برای کسب مهارتهای جدید و موثرتر در پیش گرفته بودید.
➖ تصویری در ذهن شما:
این یک قدم خیلی بزرگ است. اگر چیزی که طراحی میکنید، بنظرتان درست و بجاست، پس دیگر هرگز بهتر نخواهد شد. برای جهش در اینگونه موارد، باید رفت سراغ خرید:
ده وبسایت پیدا کنید که با هر متر و معیاری که دارید، موفق محسوب میشوند.
به کتابفروشی بروید و ده کتاب با جلدهایی پیدا کنید که نشانگر سطح قدرت و حرفهایگریِ دلخواه شما باشند.
به Dieline بروید و چهل طراحیِ بستهبندی را با هم مقایسه کنید.
تفاوت بین عکسهایی که خودتان میگیرید و آنهایی که در موفقترین وبسایتهای خردهفروشی وجود دارند را بیابید.
چند قهرمان برای خودتان پیدا کنید.
نوع و جنس(genre، ژانر) کاری که میکنید را درک کنید.
➖ تصویر را واقعی کنید:
فعلاً از روی دست دیگران کپی کنید. قدمبهقدم، یاد بگیرید که برای ساختن چیزی به همان خوبیِ کار قهرمانتان، نیاز به آموختن چه مواردی دارید. اینجور کپیکاریِ مستقیم برای آن نیست که انتشارش دهید ولی حداقل خواهید فهمید که با ارتقاء، نشانهگذاری و درک ژانر، چطور میتوانید منظورتان را از طریق عناصر احساسی انتقال دهید.
درست در همان لحظهای که بخوبی بدانید چگونه نورپردازی کنید، رنگ انتخاب کنید و حروفچینی(Typography) انجام دهید، زمان ترک این روشها فرا میرسد.
ولی قطعاً ارزشش را دارد که بدانید چگونه این رهاسازی را باید انجام دهید و ارزشش را دارد که انتخاب شما همین ترککردن باشد.
.
◾️ستگادین ۲۳ بهمن ۱۳۹۹
چطور میتوان در طراحی گرافیک، بهتر از قبل شد...
امروزه نسبت به هر مقطع از تاریخ بشر، طراحان گرافیک تازهکار و نیمهحرفهایِ بیشتری مشغول به کار هستند.
ارائهها، پستهای اینستاگرام، وبسایتها، جلد کتابِ کیندلتان یا لوگوی پادکست شما... هر کسی که درحال لمس یک صفحه گوشی یا یک کامپیوتر است، انگار برای طراحی فراخوانده شده است. خیلی از ما قادر به «بهترشدن» در طراحی هستیم.
- یک طراحی گرافیک خوب، چیزی متفاوت از رسم سادهی یک ایده روی کاغذ است. فرق آنها را بفهمید.
- بدانید که شما خواهان «بهترشدن» در طراحی هستید و درک کنید که شما از پسِ اینکار برمیآیید.
- تصویر را در ذهنتان تکمیل کنید.
- برای واقعیکردنِ آن تصویر، مهارتهای لازم را یاد بگیرید.
➖ تفاوت را بفهمید:
ارائهی یک نوشته یا عکس، قطعاً اطلاعات را پیشِ چشم مخاطبان قرار خواهد داد ولی میزان اهمیت، بینش و حرفهایگری که شما میخواهید و برای مخاطب لازم است، انتقال نمییابد.
ما اشتباهات تایپی محصولات تبلیغاتی را تحمل نمیکنیم. بازار نیز همین حس را به طراحیهای کمرمق و نابجا دارد.
طراحی گرافیک، نشانگر یک تعهد عاطفی به کار است. ما خیلی قبلتر از خواندن کلمات و فهمیدن عکس، متوجه چیدمان و طراحی میشویم. قبل از اینکه ما تصمیم بگیریم معنای کلمات موجود در تصویر را واقعاً بفهمیم، فاصلهی بین حروف، رنگ، سنگینی و شکل(form) است که به مغز ما میرسد. شما برای یک مصاحبهی شغلی، لباس دلقک به تن نمیکنید ولی هنوز هم مردم، ایدههایشان را در هر فرصتی در شمایلِ لباسهای ناموزون و بدقوارهی یک دلقک ارائه میدهند.
➖ بهترشدن:
اگر مطمئنید که به اندازهی کافی خوب هستید و عبارت «بهترشدن»، ناراحتتان میکند، شاید خواندن این پاراگراف برای شما لازم نباشد. ولی بقیهی ما این شانس را داریم که بگوییم: « من درحال رفتن به یک سطح بالاتر هستم و این یعنی درحال پشتسرگذاشتن سطح فعلیام.» با انتقادهای دستودلبازانه از کارتان دفاع نکنید. همهی هدفِ «بهترشدن»، ترکِ مشتاقانهی رویکردهای فعلیتان به سبک و سیاقی است که برای کسب مهارتهای جدید و موثرتر در پیش گرفته بودید.
➖ تصویری در ذهن شما:
این یک قدم خیلی بزرگ است. اگر چیزی که طراحی میکنید، بنظرتان درست و بجاست، پس دیگر هرگز بهتر نخواهد شد. برای جهش در اینگونه موارد، باید رفت سراغ خرید:
ده وبسایت پیدا کنید که با هر متر و معیاری که دارید، موفق محسوب میشوند.
به کتابفروشی بروید و ده کتاب با جلدهایی پیدا کنید که نشانگر سطح قدرت و حرفهایگریِ دلخواه شما باشند.
به Dieline بروید و چهل طراحیِ بستهبندی را با هم مقایسه کنید.
تفاوت بین عکسهایی که خودتان میگیرید و آنهایی که در موفقترین وبسایتهای خردهفروشی وجود دارند را بیابید.
چند قهرمان برای خودتان پیدا کنید.
نوع و جنس(genre، ژانر) کاری که میکنید را درک کنید.
➖ تصویر را واقعی کنید:
فعلاً از روی دست دیگران کپی کنید. قدمبهقدم، یاد بگیرید که برای ساختن چیزی به همان خوبیِ کار قهرمانتان، نیاز به آموختن چه مواردی دارید. اینجور کپیکاریِ مستقیم برای آن نیست که انتشارش دهید ولی حداقل خواهید فهمید که با ارتقاء، نشانهگذاری و درک ژانر، چطور میتوانید منظورتان را از طریق عناصر احساسی انتقال دهید.
درست در همان لحظهای که بخوبی بدانید چگونه نورپردازی کنید، رنگ انتخاب کنید و حروفچینی(Typography) انجام دهید، زمان ترک این روشها فرا میرسد.
ولی قطعاً ارزشش را دارد که بدانید چگونه این رهاسازی را باید انجام دهید و ارزشش را دارد که انتخاب شما همین ترککردن باشد.
.
Seth's Blog
Avoid the clown suit
How to get better at graphic design… There are more amateur and semi-pro graphic designers working today than at any point in human history. Presentations, instagram posts, websites, the cove…
◾راهِ آسانِ پایینرفتن
◾ستگادین ۲۴ بهمن ۱۳۹۹
مسیر اسکی بر حسب دشواریاش، علامتگذاری میشود. «علامت دایرهی سبز» به آسانترین مسیر تعلق دارد که در آن، شما میتوانید با بیشترین سرعت و کمترین خطر تا پایینترین بخش تپه، اسکی کنید.
پس چرا باید کسی بجای مسیر آسان، مسیر دشوارِ «علامت الماس سیاه» را انتخاب کند؟
خیلی از علاقهمندان اسکی ممکن است همین سوال را طور دیگری از شما بپرسند: شما چرا مسیر دشوار را انتخاب نمیکنید؟
منظور از اسکی، رسیدن به کف دره نیست. هدف، رسیدن به احساسی است که در مسیر به شما دست میدهد.
تعجب میکنم که چرا پذیرش این طرز نگاه، وقتی نوبت به یادگیری یا مشارکت فردی یا هنر یا کاری که هر روز انجام میدهیم میرسد، برای ما سخت میشود؟
مسیر دارای سرعتگیر، فرصتهای پراکنده و مسائل پیشبینینشده است. ولی وقتی تصمیم میگیریم که همیشه بدنبال راهی آسان برای تمامکردن کار باشیم، هیچکدام از آنها بهتر نمیشوند.
.
◾ستگادین ۲۴ بهمن ۱۳۹۹
مسیر اسکی بر حسب دشواریاش، علامتگذاری میشود. «علامت دایرهی سبز» به آسانترین مسیر تعلق دارد که در آن، شما میتوانید با بیشترین سرعت و کمترین خطر تا پایینترین بخش تپه، اسکی کنید.
پس چرا باید کسی بجای مسیر آسان، مسیر دشوارِ «علامت الماس سیاه» را انتخاب کند؟
خیلی از علاقهمندان اسکی ممکن است همین سوال را طور دیگری از شما بپرسند: شما چرا مسیر دشوار را انتخاب نمیکنید؟
منظور از اسکی، رسیدن به کف دره نیست. هدف، رسیدن به احساسی است که در مسیر به شما دست میدهد.
تعجب میکنم که چرا پذیرش این طرز نگاه، وقتی نوبت به یادگیری یا مشارکت فردی یا هنر یا کاری که هر روز انجام میدهیم میرسد، برای ما سخت میشود؟
مسیر دارای سرعتگیر، فرصتهای پراکنده و مسائل پیشبینینشده است. ولی وقتی تصمیم میگیریم که همیشه بدنبال راهی آسان برای تمامکردن کار باشیم، هیچکدام از آنها بهتر نمیشوند.
.
Seth's Blog
The easy way down
Ski slopes are marked by difficulty. The green circle indicates the easiest slope, the one that will get you to the base of the hill the fastest, with the least amount of risk or drama. Why would a…
◾احتیاط فراوان
◾ستگادین ۳۰ بهمن ۱۳۹۹
وکلا و گاهی هم والدین، خیلی احتیاط به خرج میدهند.
با زیاد احتیاطکردن، اگر چیزی هم خراب شود، دستکم مورد ملامت قرار نمیگیرید.
ولی بنظر میرسد ما به احتیاط فراوان نیازی نداریم. ما به احتیاط متناسب(appropriate) نیاز داریم که چیزی متفاوت است. احتیاط وقتی خیلی زیاد باشد، به هدر میرود.
احتیاط زیاد، دربارهی چیزهایی مثل آووکادوی رسیده و قارچهای خوراکی، زیادهروی است. طبق تعریف، احتیاط فراوان نه تنها بیشازحدِ نیاز ماست بلکه کمکی هم نمیکند. چون ما را درگیر احساسات خواهد کرد.
ما همیشه احتمال یک ریسک را کمتر و کمتر میکنیم ولی هزینهی این کار، افزایش ریسکهای دیگر خواهد بود.
لطفاً از احتیاط متناسب غفلت نکنید. احتیاطی که بجا و درخور باشد، برای خودتان و جامعه اهمیت دارد. درحالیکه تلاش برای رساندن ریسک به صفر، باعث کسب اطمینان و آرامش نمیشود.
برقراری ارتباط، توجه به احتمالات و امکانات و حرکت روبهجلو، ابزارهای تابآوری و یک زندگی سالم هستند.
.
◾ستگادین ۳۰ بهمن ۱۳۹۹
وکلا و گاهی هم والدین، خیلی احتیاط به خرج میدهند.
با زیاد احتیاطکردن، اگر چیزی هم خراب شود، دستکم مورد ملامت قرار نمیگیرید.
ولی بنظر میرسد ما به احتیاط فراوان نیازی نداریم. ما به احتیاط متناسب(appropriate) نیاز داریم که چیزی متفاوت است. احتیاط وقتی خیلی زیاد باشد، به هدر میرود.
احتیاط زیاد، دربارهی چیزهایی مثل آووکادوی رسیده و قارچهای خوراکی، زیادهروی است. طبق تعریف، احتیاط فراوان نه تنها بیشازحدِ نیاز ماست بلکه کمکی هم نمیکند. چون ما را درگیر احساسات خواهد کرد.
ما همیشه احتمال یک ریسک را کمتر و کمتر میکنیم ولی هزینهی این کار، افزایش ریسکهای دیگر خواهد بود.
لطفاً از احتیاط متناسب غفلت نکنید. احتیاطی که بجا و درخور باشد، برای خودتان و جامعه اهمیت دارد. درحالیکه تلاش برای رساندن ریسک به صفر، باعث کسب اطمینان و آرامش نمیشود.
برقراری ارتباط، توجه به احتمالات و امکانات و حرکت روبهجلو، ابزارهای تابآوری و یک زندگی سالم هستند.
.
Seth's Blog
An abundance of caution
Lawyers are fond of this. And sometimes, parents are too. At least you won’t get blamed if something goes wrong. It turns out that we don’t need an abundance of caution. We need appropr…
◾الگوریتمها میدهند یا میگیرند
◾ستگادین ۱ اسفند ۱۳۹۹
اگر چیزی کمیاب باشد، ما مجبور به انتخاب میشویم.
انتخابِ کسی که استخدام شود، انتخاب وبسایتی که در صدر گزینههای جستجو ظاهر شود، انتخاب کسی که وام دریافت کند.
درحالیکه میتوانیم این انتخابهای مورد به مورد را در یک مقیاس به الگوریتمها بسپاریم. الگوریتم یعنی مجموعهای از مراحل کدگذاریشده، استنباطها و تصمیمگیریهای ابتکاری که ظاهراً هرچه اطلاعات بیشتری جمع شود، بهتر هم میشود.
در نقطهای قرار داریم که الگوریتمها بوضوح در حال بازسازی فرهنگمان هستند. الگوریتمها هستند که تعیین میکنند شبکههای اجتماعی، چطور محتوایشان را بالا بیاورند، موتورهای جستجو چگونه وبسایتها را هایلایت کنند، چطور هوش مصنوعی تصمیماتی دربارهی به اوجرساندن یا نرساندن افراد بگیرد. چگونه کسی وام بگیرد یا نگیرد. در هر مکان و هر زمان، الگوریتمها حضور دارند.
الگوریتمها خنثی نیستند. نمیتوانند باشند. هر تصمیمی عواقبی دارد و برخلاف قضیهی فیثاغورث، جواب درستی در کار نیست بلکه انتخابی است که در طیفی از زمان حال و آینده گرفته میشود.
الگوریتم، چیزهایی را از ما میگیرد: وقتی عناصری معیوب یا خودخواه از جامعه را پیدا میکند و برای تأمین منافع کوتاهمدت، آن را بزرگنمایی میکند. وقتی عادات یا غرایزی را که اشخاص ممکن است داشته باشند مییابد و از آنها به نفع سازندهی الگوریتم، سوءاستفاده میکند، بیآنکه در طولانیمدت، فرهنگ یا کاربری بهتر از خود بجا بگذارد.
و یک الگوریتم، چیزهایی را به ما میدهد: وقتی جنبههای خوبی از ذات ما را بزرگنمایی میکند. وقتی به ما کمک میکند برای کارهایی اقدام کنیم که دوست داشتیم در بلندمدت برای خودمان و افرادی که برای ما مهماند انجام دهیم.
برای هر برنامهنویس در جایی انحصاری، شرکتی عمومی یا یک استارتاپ با بودجهی خوب یا حتی موردی غیرانتفاعی که به دنبال حامی میگردد، سوال چالشبرانگیز اینست:
آیا جرأت ساختن الگوریتمی را دارید که حتی اگر در کوتاهمدت هم نتواند هزینههایش را تأمین کند، باز هم به ساختناش افتخار کنید؟
چون اگر پاسختان به این سوال منفی باشد، سرزنشِ سیستم به درد هیچکس نخواهد خورد. سیستم شمایید، ماییم و الگوریتمهایی نامرئی و پرقدرت.
این موضوعی مهم و اساسی است که الگوریتمها توسط افرادی ساخته و نگهداری شوند که مسئولیتشان را در قبال تأثیری که می گذارند درک کنند.
.
◾ستگادین ۱ اسفند ۱۳۹۹
اگر چیزی کمیاب باشد، ما مجبور به انتخاب میشویم.
انتخابِ کسی که استخدام شود، انتخاب وبسایتی که در صدر گزینههای جستجو ظاهر شود، انتخاب کسی که وام دریافت کند.
درحالیکه میتوانیم این انتخابهای مورد به مورد را در یک مقیاس به الگوریتمها بسپاریم. الگوریتم یعنی مجموعهای از مراحل کدگذاریشده، استنباطها و تصمیمگیریهای ابتکاری که ظاهراً هرچه اطلاعات بیشتری جمع شود، بهتر هم میشود.
در نقطهای قرار داریم که الگوریتمها بوضوح در حال بازسازی فرهنگمان هستند. الگوریتمها هستند که تعیین میکنند شبکههای اجتماعی، چطور محتوایشان را بالا بیاورند، موتورهای جستجو چگونه وبسایتها را هایلایت کنند، چطور هوش مصنوعی تصمیماتی دربارهی به اوجرساندن یا نرساندن افراد بگیرد. چگونه کسی وام بگیرد یا نگیرد. در هر مکان و هر زمان، الگوریتمها حضور دارند.
الگوریتمها خنثی نیستند. نمیتوانند باشند. هر تصمیمی عواقبی دارد و برخلاف قضیهی فیثاغورث، جواب درستی در کار نیست بلکه انتخابی است که در طیفی از زمان حال و آینده گرفته میشود.
الگوریتم، چیزهایی را از ما میگیرد: وقتی عناصری معیوب یا خودخواه از جامعه را پیدا میکند و برای تأمین منافع کوتاهمدت، آن را بزرگنمایی میکند. وقتی عادات یا غرایزی را که اشخاص ممکن است داشته باشند مییابد و از آنها به نفع سازندهی الگوریتم، سوءاستفاده میکند، بیآنکه در طولانیمدت، فرهنگ یا کاربری بهتر از خود بجا بگذارد.
و یک الگوریتم، چیزهایی را به ما میدهد: وقتی جنبههای خوبی از ذات ما را بزرگنمایی میکند. وقتی به ما کمک میکند برای کارهایی اقدام کنیم که دوست داشتیم در بلندمدت برای خودمان و افرادی که برای ما مهماند انجام دهیم.
برای هر برنامهنویس در جایی انحصاری، شرکتی عمومی یا یک استارتاپ با بودجهی خوب یا حتی موردی غیرانتفاعی که به دنبال حامی میگردد، سوال چالشبرانگیز اینست:
آیا جرأت ساختن الگوریتمی را دارید که حتی اگر در کوتاهمدت هم نتواند هزینههایش را تأمین کند، باز هم به ساختناش افتخار کنید؟
چون اگر پاسختان به این سوال منفی باشد، سرزنشِ سیستم به درد هیچکس نخواهد خورد. سیستم شمایید، ماییم و الگوریتمهایی نامرئی و پرقدرت.
این موضوعی مهم و اساسی است که الگوریتمها توسط افرادی ساخته و نگهداری شوند که مسئولیتشان را در قبال تأثیری که می گذارند درک کنند.
.
Seth's Blog
Algorithms give or they take
If there’s scarcity, we need to make choices. Who gets hired, what website shows up at the top of the search results, who gets a loan. And while we can make those choices on a case by case ba…
◾مراقب باشید که چه چیزی را آرزو میکنید
◾ستگادین ۳ اسفند ۱۳۹۹
چون آرزوها همیشه درست از آب در نمیآیند ولی آرزوکردن، زمان، انرژی و تمرکز بسیار زیادی از شما میگیرد.
چیزی که آرزو میکنید، تعیین میکند که بهترین قسمت از روزتان را صرف چه کاری کنید. اگر آنچه را که آرزو میکنید، تحت کنترلتان نباشد، ممکن است شما را مملو از خستگی و فرسودگی کند یا از آرزویی که میتوانست به کار مولدی بیانجامد، حواس شما را پرت کند.
بهتر است آرزوی مفیدی داشته باشید، آرزویی که نگرش و تمرکز شما را تغییر دهد.
.
◾ستگادین ۳ اسفند ۱۳۹۹
چون آرزوها همیشه درست از آب در نمیآیند ولی آرزوکردن، زمان، انرژی و تمرکز بسیار زیادی از شما میگیرد.
چیزی که آرزو میکنید، تعیین میکند که بهترین قسمت از روزتان را صرف چه کاری کنید. اگر آنچه را که آرزو میکنید، تحت کنترلتان نباشد، ممکن است شما را مملو از خستگی و فرسودگی کند یا از آرزویی که میتوانست به کار مولدی بیانجامد، حواس شما را پرت کند.
بهتر است آرزوی مفیدی داشته باشید، آرزویی که نگرش و تمرکز شما را تغییر دهد.
.
Seth's Blog
Careful what you wish for
Because wishes don’t always come true, but wishing takes a lot of time and energy and focus. What you wish for determines how you’re spending a juicy part of your day. If you wish for s…
◾شاید سوال درستی نمیپرسی
◾ستگادین ۴ اسفند ۱۳۹۹
ایدههایت را از کجا میآوری؟
هرکس ایدههایی دارد. در هر زمان و در هر روز. داشتنِ ایدهها، بخشی از انسانبودن است.
شاید سوال درست، اینها باشند:
آیا خودت را در معرض ورودیهای جدید و وضعیتهای نو قرار میدهی؟ آیا خودت را برای یافتن ایدههای جالبتر به چالش میکشی؟
آیا ایدههایت را هرچه بیشتر به سمت کاملترشدن، سوق میدهی؟ آیا حدس و گمانهای خود را در مسیر تبدیلشدن به عقاید، ایدهها و نظریهها هدایت میکنی؟
آیا بیان نظریهها، اشتراک استدلالها و تضاربآراء تو با جهان واقعی، در خدمتِ بهترکردنِ اوضاع قرار دارد؟
.
◾ستگادین ۴ اسفند ۱۳۹۹
ایدههایت را از کجا میآوری؟
هرکس ایدههایی دارد. در هر زمان و در هر روز. داشتنِ ایدهها، بخشی از انسانبودن است.
شاید سوال درست، اینها باشند:
آیا خودت را در معرض ورودیهای جدید و وضعیتهای نو قرار میدهی؟ آیا خودت را برای یافتن ایدههای جالبتر به چالش میکشی؟
آیا ایدههایت را هرچه بیشتر به سمت کاملترشدن، سوق میدهی؟ آیا حدس و گمانهای خود را در مسیر تبدیلشدن به عقاید، ایدهها و نظریهها هدایت میکنی؟
آیا بیان نظریهها، اشتراک استدلالها و تضاربآراء تو با جهان واقعی، در خدمتِ بهترکردنِ اوضاع قرار دارد؟
.
Seth's Blog
That might not be the right question
“Where do you get your ideas?” The thing is, everyone has ideas. All the time, every day. Having ideas is part of the human condition. The right questions might be: Are you exposing you…
◾️رتبهبندیِ چیزی که قابل رتبهبندی نیست
◾️ستگادین ۶ اسفند ۱۳۹۹
اندازهگیریِ وزن، کار مفیدی است. ۱۰ کیلوگرم، دوبرابر ۵ کیلوگرم است.
اندازهگیریِ چیزها و سپس رتبهبندی آنها، بطور موثری ما را قادر میسازد تا انتخابهای بهتری انجام دهیم و کاراییمان افزایش یابد.
گاهی در گیرودار اِستانداردکردن و نظمدهی به یک دنیای پیچیده، شروع به اندازهگیری چیزهایی میکنیم که براحتی اندازه گرفته نمیشوند و سپس، چون آنها را اندازهگیری کردهایم، با شدت و حدت، رتبهبندیشان هم میکنیم.
هوش، براحتی قابل اندازهگیری نیست. زیبایی، خوبی یا موفقیت هم همینطور. مخصوصاً شادی.
رتبهی خوب در کنکور، خواهناخواه، سطح خوب شما را در آن رتبهبندی نشان میدهد. فقط همین. ماندهی حساب بانکی(bank balance)، مقدار پولی که در حسابتان دارید را اندازه میگیرد. همین و بس.
ما بخاطر دشواریهایی که سیستم در اندازهگیری چیزهای غیرقابل اندازگیری با آنها روبروست، برای خودمان، نمایندههایی(proxy) خلق میکنیم. ما چیزهایی مثل محبوبیت عمومی را نماینده قرار میدهیم تا تشخیص دهد که آیا فلان کارِ خلاقانهی انسانی، ارزشمند است یا نه.
این روش رتبهبندی، برای پردازش کالاها ساخته شده است ولی به طرز غیرقابل کنترلی، درحال اجرا بر روی انسانهاست.
یک رتبهی دقیق، شمارهای بیش نیست. جایگزینیغیردقیق و بینهایت بدردنخور. اینجور نمایندهها توسط سیستمی ساختهشده، رواجیافته و مورد اعتماد قرار میگیرند که شهوتِ یقین و نظم(certainty & order) دارد.
شاید فهمیدنِ فریبی که در پشت این نمایندهها قرار دارد به ما کمک کند تا از پذیرش آنها پا پس بکشیم و بجای آن نمایندهها به چیزهایی که واقعاً اهمیت دارند توجه کنیم.
.
◾️ستگادین ۶ اسفند ۱۳۹۹
اندازهگیریِ وزن، کار مفیدی است. ۱۰ کیلوگرم، دوبرابر ۵ کیلوگرم است.
اندازهگیریِ چیزها و سپس رتبهبندی آنها، بطور موثری ما را قادر میسازد تا انتخابهای بهتری انجام دهیم و کاراییمان افزایش یابد.
گاهی در گیرودار اِستانداردکردن و نظمدهی به یک دنیای پیچیده، شروع به اندازهگیری چیزهایی میکنیم که براحتی اندازه گرفته نمیشوند و سپس، چون آنها را اندازهگیری کردهایم، با شدت و حدت، رتبهبندیشان هم میکنیم.
هوش، براحتی قابل اندازهگیری نیست. زیبایی، خوبی یا موفقیت هم همینطور. مخصوصاً شادی.
رتبهی خوب در کنکور، خواهناخواه، سطح خوب شما را در آن رتبهبندی نشان میدهد. فقط همین. ماندهی حساب بانکی(bank balance)، مقدار پولی که در حسابتان دارید را اندازه میگیرد. همین و بس.
ما بخاطر دشواریهایی که سیستم در اندازهگیری چیزهای غیرقابل اندازگیری با آنها روبروست، برای خودمان، نمایندههایی(proxy) خلق میکنیم. ما چیزهایی مثل محبوبیت عمومی را نماینده قرار میدهیم تا تشخیص دهد که آیا فلان کارِ خلاقانهی انسانی، ارزشمند است یا نه.
این روش رتبهبندی، برای پردازش کالاها ساخته شده است ولی به طرز غیرقابل کنترلی، درحال اجرا بر روی انسانهاست.
یک رتبهی دقیق، شمارهای بیش نیست. جایگزینیغیردقیق و بینهایت بدردنخور. اینجور نمایندهها توسط سیستمی ساختهشده، رواجیافته و مورد اعتماد قرار میگیرند که شهوتِ یقین و نظم(certainty & order) دارد.
شاید فهمیدنِ فریبی که در پشت این نمایندهها قرار دارد به ما کمک کند تا از پذیرش آنها پا پس بکشیم و بجای آن نمایندهها به چیزهایی که واقعاً اهمیت دارند توجه کنیم.
.
Seth's Blog
Ranking the unrankable
Weight is a useful measure. 10 pounds is twice as much as 5 pounds. Measuring things and then ranking them effectively enables us to make better choices and to scale up our operations. Sometimes, t…
◾شکایت و امکان
◾ستگادین ۷ اسفند ۱۳۹۹
شاید بخواهیم که انتقام بگیریم. شاید هم بخواهیم که فرصت دوبارهای بدهیم. این به خودِ ما بستگی دارد.
ریشهی واژههای شکایت و امکان گیجکنندهاند.
شکایت(grievance) از ریشهی اندوهگینشدن(grieving) نیست. در واقع برعکس، بیانگر نوعی مقابلهبهمثل است.
امکان(possibility) به معنای آن نیست که همهچیز، ممکن(possible) باشد. بلکه این واژه، بر روی عوارض جانبی ناشی از اقدامکردن(acting) که به احتمالات و امکانات جدیدی منجر میشود، متمرکز است.
نگاهِ شکایت، رو به عقب است و نگاهِ امکان، روبهجلو.
سازمانها و روابطی که روی شکایت متمرکزند، به چیزهایی که با همدیگر به اشتراک گذاشتهاند، به رقابت و به حفظ و ادامهی «همین مقدار کافیست»، اهمیت خیلی زیادی میدهند.
سازمانهایی که روی امکان متمرکزند، به هرچه بزرگتربودنِ کیک، به نوآوری و به آنچه بعد از این رخ خواهد داد، اهمیت خیلی زیادی میدهند.
شما میتوانید یک رابطه یا یک شغل را بر مبنای شکایت یا بر مبنای امکان بسازید.
شما میتوانید سیستم قضاوت/ تنبیه، راه بیاندازید.
امکان، امکانات بیشتری میآورد و فرصتها را چندبرابر میکند.
و متاسفانه شکایت، به شکایات بیشتر میانجامد. مثل ریختن بنزین روی آتش.
سازمانها/ شرکتها/ سیستمها که به طور موثری روی امکان متمرکزند، انکار نمیکنند که دلایلی برای شکایت وجود دارد. کارها و غفلتهایی صورت گرفته که باید به آنها توجه شود. با اینحال، در واقع آنها برای مواجهه با مشکلات قبلی، بهترین شیوه را گرفتنِ موضعِ حرکتِ روبهجلو میدانند.
چالش آنجاست که وقتی مطمئن هستیم که حق شکایتکردن را داریم، یک رویکرد موثر و سخاوتمندانه از امکان را در پیش بگیریم.
پیش به سوی: بهتر.
.
◾ستگادین ۷ اسفند ۱۳۹۹
شاید بخواهیم که انتقام بگیریم. شاید هم بخواهیم که فرصت دوبارهای بدهیم. این به خودِ ما بستگی دارد.
ریشهی واژههای شکایت و امکان گیجکنندهاند.
شکایت(grievance) از ریشهی اندوهگینشدن(grieving) نیست. در واقع برعکس، بیانگر نوعی مقابلهبهمثل است.
امکان(possibility) به معنای آن نیست که همهچیز، ممکن(possible) باشد. بلکه این واژه، بر روی عوارض جانبی ناشی از اقدامکردن(acting) که به احتمالات و امکانات جدیدی منجر میشود، متمرکز است.
نگاهِ شکایت، رو به عقب است و نگاهِ امکان، روبهجلو.
سازمانها و روابطی که روی شکایت متمرکزند، به چیزهایی که با همدیگر به اشتراک گذاشتهاند، به رقابت و به حفظ و ادامهی «همین مقدار کافیست»، اهمیت خیلی زیادی میدهند.
سازمانهایی که روی امکان متمرکزند، به هرچه بزرگتربودنِ کیک، به نوآوری و به آنچه بعد از این رخ خواهد داد، اهمیت خیلی زیادی میدهند.
شما میتوانید یک رابطه یا یک شغل را بر مبنای شکایت یا بر مبنای امکان بسازید.
شما میتوانید سیستم قضاوت/ تنبیه، راه بیاندازید.
امکان، امکانات بیشتری میآورد و فرصتها را چندبرابر میکند.
و متاسفانه شکایت، به شکایات بیشتر میانجامد. مثل ریختن بنزین روی آتش.
سازمانها/ شرکتها/ سیستمها که به طور موثری روی امکان متمرکزند، انکار نمیکنند که دلایلی برای شکایت وجود دارد. کارها و غفلتهایی صورت گرفته که باید به آنها توجه شود. با اینحال، در واقع آنها برای مواجهه با مشکلات قبلی، بهترین شیوه را گرفتنِ موضعِ حرکتِ روبهجلو میدانند.
چالش آنجاست که وقتی مطمئن هستیم که حق شکایتکردن را داریم، یک رویکرد موثر و سخاوتمندانه از امکان را در پیش بگیریم.
پیش به سوی: بهتر.
.
Seth's Blog
Grievance and possibility
We might be settling scores or we might be opening doors. It’s up to us. Grievance and possibility have confusing roots. Grievance isn’t about grieving. In fact, it’s the opposite…