طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
مزیت


ست گادین ۲۰۱۸/۵/۲۸
............................

اگر می دانستید ٬

و می توانستید دنیا را از چشمان یک مشتری بنگرید ٬

و واقعا برای تان اهمیت داشت ...

چه می کردید ؟

این تست ساده ای برای خلق مزیت است .

فرض کنید من بمدت ۵۶ دقیقه پشت خط یکی از معروفترین آژانس های مسافرتی مثل Orbitz منتظر بمانم . آیا مدیرعامل این را می‌داند ؟ آیا نتیجه دلخواه اش همین است؟

آیا مهندسی که یک دستگاه نظرسنجی قابل هک شدن را حمل می کند ، قابلیت هک شدن آن را می داند ؟

لوله کشی که کارش به اتمام می‌رسد و شیر آب سرد و گرم را برعکس نصب می‌کند ، اصلا اهمیتی به این قضیه می دهد؟

مزیت و برتری ، چیزهایی مثل بروکراسی ، حفظ وضع موجود و بهانه ها را پشت سر می گذارد و تنها یک سوال ساده از ما می پرسد :

اگر می‌دانستید چه می کردید ؟


ترجمه: مصطفی منبری ۹۷/۳/۷
..............................

متن اصلی :

Excellence


If you knew,

and you could see the world through the eyes of the customer,

and you really cared...

What would you do?

That's a simple test of creating excellence.

So, if I'm on hold for 56 minutes with Orbitz, does the CEO know? Is that ever a desired outcome?

Does the engineer who shipped a hackable voting machine know that it's hackable?

The plumber who finished the job and left the hot/cold controls in reverse position... did he care enough?

Excellence cuts through bureaucracy and status quo and excuses and asks a simple question:

What would you do if you knew?

.................................

لینک به وبسایت :http://yon.ir/r93xB

.............................
بالا یا بیرون ؟


ست گادین ۲۰۱۸/۵/۲۹
....................................

این پست مربوط به رپورتاژ دوره ی تابستانی کلاس های ست گادین هست ( altmba.com ) و من قسمت جالب پست رو فقط ترجمه کردم .

......................

ما حق انتخاب داریم ، شانس انتخاب دو محیط متفاوت .

پیشرفت کنیم یا درجا بزنیم ...

پرسش اصلی اینست :

به کدام احساس ، تجربه یا موقعیتی که پشت سر گذاشته اید با علاقه نگاه می کنید ؟

کدامیک فکرتان را مشغول نگه داشته و شما را به چالش می کشد و بهترین ورژن از شما را می سازد .

وقتی شما داستان خودتان را برای خودتان تعریف می کنید ، داستان هفته گذشته ، ماه گذشته یا سال گذشته تان را ، آیا این داستان در باره ی ملال و خستگی است یا داستان حفاظت از زندگی تان ؟

آموختن شما ، به کسی بستگی ندارد ، فقط به خودتان بستگی دارد ٬ یعنی به خودمان بستگی دارد . به اینکه تصمیم بگیریم بعد از این مرحله ، چه می خواهیم بکنیم . تصمیم داریم که به چه کسی تبدیل شویم .


قبلا فقط ۱۰ هزار نفر در سال می توانستند در مدرسه کسب و کار ، علوم بیزینس را بیاموزند که یک آموزش عملی و پرهزینه بود . این استراتژی باعث شده بود که تقریباً این علم ، مخفی و اسرارآمیز باقی بماند .

امروزه ، علوم کسب و کار در دسترس همه هستند و آنچه تفاوت می آفریند ، متعهد بودن برای عمل کردن به این علوم است .

این تعهد یک انتخاب است . یک انتخاب برای مشارکتی بزرگ . برای اینکه یک سر و گردن بالا تر از بقیه بایستید و تفاوتی فاحش بیافرینید .



ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۳/۸
.............................
لینک متن کامل : http://yon.ir/Mjd0h
...........................
چی گیر من میاد ؟


ست گادین ۲۰۱۸/۵/۳۱
....................

مردم ممکن است گیج شوند . در جریان نباشند یا مشکوک شوند . این بخاطر آنست که شما به سوالات بسیار ساده ی آنها پاسخ نداده اید تا رضایت شان جلب شود .

لازم نیست پاسخ شما مستقیم باشد اما باید به اندازه ی کافی شفاف و قابل فهم باشد ‌.

بازاریابی اغلب برای مردمی که قرار است چیزی بدست بیاورند ، با مهارت ، از سمبل هایی برای شفاف سازی استفاده می کند .


ترجمه: مصطفی منبری ۹۷/۳/۱۰
......................
متن اصلی :


"What do I get?"


When people are confused, unengaged or dubious, it's probably because you haven't answered a very simple question to their satisfaction.

The answer doesn't have to be direct (quid pro quo doesn't scale very well) but it must be clear enough to be understood.

Marketing is often the craft of using symbols and inferences to make it very clear to people what they're going to get.
نوشتن برای کسانی که نمی خوانند


ست گادین ۲۰۱۸/۶/۱
.................................

دقیقا مشکل شما همینجاست .

می دانم می‌خواهید با نوشتن ، مخاطبان بیشتری را بدست آورید ولی بیشتر مردم نوشته ها را مطالعه نمی کنند .

اما اگر می خواهید برای مردم بنویسید ، چاره‌ای ندارید جز اینکه در وهله ی اول ، برای کسانی بنویسید که فکر و ذهنشان همین الان هم درگیر شماست .

اگر این کار را بدرستی انجام دهید ، شانس آن را خواهید داشت که همین افراد ، شما را به دوستان و همکاران شان هم معرفی کنند .

البته این توصیه درمواردی مثل آموزش دادن به مردمی که یاد نمی گیرند ، جک گفتن به کسانی که نمی خندند یا تاسیس ستاد انتخاباتی برای مردمی که رای نمی دهند هم صدق می کند .

تقریبا همیشه این روش بهتر جواب می دهد که خودمان را مشغول کسانی کنیم که برای یک سفر در یک لیست ثبت نام کرده اند . قدم بعدی دادن انگیزه به آنهاست تا برای تحقق اهداف ما ، با همقطاران خود پیوند بخورند .



ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۳/۱۱
...................
پادکست صوتی ست گادین :http://yon.ir/Wt2zP
لازم نیست صدایتان را صاف کنید



ست گادین ۲۰۱۸/۶/۲
.....................

حرف تان را از وسط شروع کنید .

اولین پاراگراف تان ، جاییست برای بیان موضوعی که رخ داده است .

بعد از آن با یک نیمچه معذرت خواهی ، شروع به مقدمه چینی برای نظرات خودتان می کنید .

در ادامه ، یکی دو پاراگراف هم به ایمیل ها اختصاص می‌دهید تا بالاخره به اصل مطلب برسید ...

شما می توانید از همه ی این مراحل پرش کنید .

صاف کردن صدا راه خوبی برای جلب توجه مخاطبین است . حتی راه بهتریست تا افکارتان را جمع و جور کنید ، ترس تان بریزد و چانه تان گرم شود .

ولی ما خیلی وقت است که داریم شما را تماشا می‌کنیم . ما روی لینک شما کلیک کرده ایم و میکروفون را در اختیارتان گذاشته ایم تا نکته تان را بیان کنید .

مقدمه چینی و صاف کردن گلو و شوخی را در مغز خودتان انجام دهید .

در واقع ما مشتاق شنیدن بهترین قسمت حرف تان در همان ابتدا هستیم .

حرف تان را از وسط شروع کنید .



ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۳/۱۳
..........................
لینک : http://yon.ir/WH1jA
..........................
کج فهمی درباره ی بازار آزاد


ست گادین ۲۰۱۸/۶/۳
......................................

اسکی روی یخ نیاز به دو چیز دارد : یخ صاف و جاذبه ی زمین .

بدون یک ساختار و زیرسازی قابل اعتماد ، شما نمی توانید رو به جلو حرکت کنید . و بدون محدودیت ها و حد مرز هایی که ناشی از جاذبه ی زمین است ، حتی نمی توانید تکان بخورید .


بازار آزاد شبیه همین قضیه است .

در یک محیط کاملا بی چفت و بست ، بازار نمی‌تواند توسعه پیدا کند . سرمایه‌گذاری پا نمی گیرد ، و هیچ کاری از پیش نمی رود . شما به آب و هوای پاک نیاز دارید ، به یک جامعه ی متمدن ، نیروی کار تحصیل کرده و بازاری مطمئن و قابل اتکا و چیز های بیشتر .

مالیات های سنگین که عده‌ای از آن شاکی هستند ، در واقع مثل نیروی جاذبه ی زمین ، باعث میشود سیستم کار کند .

اینکه مدینه ی فاضله ای برای آزادی‌خواهان وجود ندارد ، دلیل دارد . اگر امور را به آنان واگذار کنیم ، بازار چنان تکه تکه شده و به قهقرا می‌رود که درد و رنج بی تمدنی پایان نمی پذیرد .



ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۳/۱۳
..........................
لینک : http://yon.ir/GAohi
.........................
دوست داری چه کسی باشی ؟


ست گادین ۲۰۱۸/۶/۴
................................

وقتی دنبال همکار ، مترجم ، فروشنده یا حتی یک رییس می گردیم ، به امید چیزی هستیم :

کامل

جالب

همساز

مولّد

چالش برانگیز

و خلاصه همه ی ویژگی هایی که هرکدام از ما آرزو کنیم .

البته ، ما هرگز در پی فردی نامرئی ، شکننده یا قلدر نیستیم .

وسوسه انگیز است که بر پایه دوازده سال تحصیلات اجباری که پشت سر گذاشته ایم ، انتخاب کنیم که فرد کاملی باشیم .

مشکل کامل بودن این است که در بلند مدت نمی تواند دوام بیاورد .

مشکل کامل بودن این است که اگر شکست بخوری ، هیچ صفت انسانی انعطاف پذیری برای عقب نشینی نخواهی داشت .

سازمان ها بزودی در پی انسان هایی ارزان تر و سریع تر از تو خواهند بود که انسان کاملی هستی .



ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۳/۱۸
....................

اصل متن :

What do you aspire to be?

When we go looking for a co-worker, a freelancer, a vendor or even a boss, we’re hoping for something. It might be:

Perfect

Interesting

Accommodating

Productive

Challenging

and a host of other attributes that any of us are able to aspire to.

Of course, we never look for someone who is invisible, or brittle, or a bully.

The temptation is to take the lesson of a dozen years of compulsory education and choose to be the perfect one. The problem with perfect, though, is that it’s really difficult to pull off in the long run. The problem with perfect is that when you fail, you have none of the other more flexible human traits to fall back on. And the problem with perfect is that merely meeting spec means that the organization is soon going to be looking for someone cheaper and faster than you are.



..................
لینک در وبسایت :
http://yon.ir/lmKdw
بازاریابی برای کلم ترش آب پز با سرکه !


ست گادین ۲۰۱۸/۶/۶
............................

داستان برمی‌گردد به زمانی که جیمز کوک ( دریانورد و کاوشگر مشهور بریتانیایی ) برای یک سفر دریایی طولانی ، کلم تخمیر شده ی آلمانی را باخود به کشتی آورد .


یک روش خلاقانه برای مقابله با بیماری اسکوروی ( خونریزی ناشی از کمبود ویتامین سی ) .

او بخوبی می دانست که قانع کردن ملوانان برای خوردن این غذای عجیب و غریب ، کار سختی خواهد بود .

شیوه ی او برای حل این مساله ، بر اساس فهم اش از نقش پذیری در وضعیت های مختلف بود . نقشی که او بازی کرد ، کاملا بدرد بخور بود .

برای دو هفته ی اول سفر ، فقط کاپیتان و افسران ارشد حق تغذیه از غذای « کلم ترش آب پز با سرکه » را دارند .

ظاهرا « ایجاد تقاضا در بازار » از طریق نقش بازی کردن ، سابقه ای طولانی دارد .



ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۳/۲۰
.....................
لینک : http://yon.ir/ghRD5
....................
مسیر حیاتی را بشناسید

ست گادین ۲۰۱۸/۶/۷
.........................

حلقه ی ده نفره ای از کودکان را تصور کنید که در حال دست به دست کردن یک توپ هستند .

وقتی توپی ندارید که به سرعت رد کنید ، بیکار می مانید ولی لحظاتی که توپ در اختیار شماست ، هر ثانیه که صرف کنید ، به زمان بازی اضافه می شود و بعبارتی مسیر بازی را کش می‌دهید .

این مرحله ، مسیر حیاتی نام دارد . یک زمانبندی غیر قابل دست کاری که همه ی گام های لازم باید به دقت در آن مسیر برداشته شود .

وقتی مشغول یک کار تیمی هستید ٬ کار شما شناسایی این مسیر حیاتی است و تشخیص زمانی که در آن قرار می گیرید . بقیه روز تان صرف کمک به دیگرانی که در مسیر هستند می شود یا صرف آماده شدن برای وقتی می شود که نوبت تان فرا می رسد .




ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۳/۲۰
...............
لینک : http://yon.ir/kSlgB
...............
ساعت هایتان را همگام سازی کنید


ست گادین ۲۰۱۸/۶/۸
...................

تایم زون از اختراعات اخیر بحساب می آید . قبلا زمان های محلی با هم متفاوت بود و هر روستایی کله ی ظهر خودش را داشت .

کارخانه ها نیاز به همگام سازی ساعت هایشان داشتند و کارگران ، سر ساعت ، باید خودی نشان می دادند که احتمالا همین امر باعث اختراع ساعت های زنگ دار شد .

امروزه دو اتفاق رخ داده است :

اول : همه می‌دانند ساعت چند است ، در هر زمان و با دقت ثانیه .

دوم : همگام سازی زمان ، موضوعیت خود را از دست داده است . اکثر کارها نیازی به آن ندارند . امروزه کار ، خودش به ما می گوید کی شروع کنیم و بعنوان یک پروژه کی وارد مرحله بعدی شویم .

کارها دیگر بر اساس زمان نیستند . کارها پروژه محور شده اند .

شما هم بر همین اساس عمل کنید .



ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۳/۲۰
................
لینک : http://yon.ir/PIAgA
..............
درباره ی پرداخت هزینه برای نرم‌افزار


ست گادین ۲۰۱۸/۶/۹
..................

کسب کار در حوزه ی نرم‌افزار ، چیزی در مایه های معجزه است . نرم افزاری با طراحی مناسب ، زیاد هم گران نیست ، اگر مردم بیشتر از آن استفاده کنند .

در واقع بواسطه ی تاثیر اینترنت ، کارآمدی یک نرم‌افزار ، با استفاده ی بیشتر مردم افزایش می یابد .

این یکی از دلایل دو دل بودن مردم برای پرداخت پول بابت نرم افزار است . مخصوصا وقتی نرمافزار بصورت رایگان ارائه میشود ، احساس کمبودی وجود ندارد تا بابت آن هزینه شود .

این باعث می‌شود از دو و نیم عامل اساسی غافل بمانیم :

یک : کسب کار نیاز به پول دارد ، مخصوصا وقتی نرم افزاری برای اولین بار ساخته می‌شود .

دو : نرم افزار چیز پیچیده ای است و ممکن است دچار نقص شود . وقتی نقصی در آن اتفاق می افتد ، احتمالا شما دوست دارید جزو کسانی باشید که یک کمک رسانی متمرکز ، سریع و مفید دریافت می کنید . شما دوست دارید بروزرسانی های در حال پیشرفت دریافت کنید تا به وضعیت بهتری برسید .

سه : این کار هزینه بر است .

من به پرداخت هزینه برای نرم افزار های خودم علاقمندم . من نرم افزار های خودم را از شرکت های پاسخگو ، سریع و متمرکز می‌خرم . من دوست دارم مشتری آنها باشم . برخلاف شبکه های اجتماعی که تولید کننده ام .

من قسمت عمده ای از زمان خودم را صرف کار کردن با ابزار هایی می کنم که حتی در رمان های علمی تخیلی بیست و پنج سال پیش هم وجود نداشت . پولی که بابت نرم افزار می‌پردازم ارزش چانه زنی دارد ، چون بدون آنها کار برای من غیر ممکن است .

.
.
.

بر اساس تجربیات من ، شرکت های نرم‌افزاری عالی را انسان‌هایی با اراده می چرخانند که فیزیک در برابر اراده شان زانو زده و اهرم قدرتمندی برای خدمت به مشتریان خود در اختیار گرفته اند . آنها اشتیاق زیادی برای بهتر کردن کارها دارند .

توسعه نرم‌افزار به طرق مختلف همه گیر شده است . دلیل تعلل مردم برای پرداخت هزینه هم همین مسأله است . البته من چشم به آینده دوخته ام ، به دوره ی طلایی ابزار هایی که درهای تازه ای به روی طراحان نرم افزار و شرکت ها خواهد گشود .




ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۳/۲۱
...................
لینک : http://yon.ir/d8cWT
...................
کشش


ست گادین ۲۰۱۸/۶/۱۰
...............

دو قطب مخالف وجود دارد : حفظ وضعیت موجود و شکستن وضعیت موجود .

تصویر سازی برای هر دو انتهای این طیف کار آسانی است .

بین این دو قطب ، کشش وجود دارد .

کشش باعث رشد می شود . رسیدن را طولانی می‌کند . باعث می‌شود کش سانی ، انعطاف پذیری و قدرت بیشتری داشته باشیم .

کشش کمی آسیب میزند و کمی هم درد دارد .

اما فردا ، می توانیم بیشتر از دیروز کشیده شویم . چون کشیدگی ها باهم می آمیزند .

اگر شما از شکستن مرز های وضعیت موجود می ترسید ، جواب شما این نیست که خیلی خب ، وضعیت موجود را حفظ کن .

جواب شما این است که خودت را وقف کشش کن .


ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۳/۲۰
......................
لینک : http://yon.ir/oxRep
......................
از جدایی کارخانه و فروشنده چه می آموزیم


ست گادین ۲۰۱۸/۶/۱۱
.......................

کارخانه های تولید خودرو به معجزه شبیه اند . آنها وسایلی پیچیده و گران را در کامل ترین شکل ممکن می سازند .

مردم عاشق محصولات آنها هستند و بطور منظم ، حتی خیلی قبل تر از آنکه لازم داشته باشند ، آخرین مدل ماشین ها را می خرند . یک مشکل عمده ی مهندسی که حل شده است.

از طرفی ، نمایندگی فروش خوردرو ها افتضاح هستند . کسی آنها را دوست ندارد . آنها کلاهبردار ، اضطراب آور و غیر قابل پیش‌بینی هستند .

تفاوت کارخانه و نمایندگی از تفاوت بین مدیریت و رهبری سرچشمه گرفته است .

کارخانه جات خودرو سازی ، اندازه گیری و مدیریت می شوند. صد ها سال است که کورنومترها و صفحات بزرگ اندازه گیری ، پروسه ی ساخت خودرو را قابل پیش بینی و قابل ارتقا و بهبود کرده است . مدیریت در خودرو سازی ، اقدامی مقتدرانه و با ظرفیت بالاست که تحت تنظیمات کنترل شده کارخانه ، قادر به ادامه ی حیات مدیریتی خویش است .

دلال های ماشین در نمایندگی های فروش ، ممکن است معیار های اندازه گیری ساده ای مثل تعداد فروش را بیان کنند ولی آنها پیوسته در سازمان دادن به مداخلات انسانی فی البداهه و سفارش های آنی مشتریان که فروشندگان مستقیم ماشین درگیرش هستند شکست می خورند .

معلوم می شود که عده ی کمی از نمایندگان فروش ماشین ، به معنای واقعی بزرگ هستند و این بخاطر قدرت رهبری آنها ست نه قدرت مدیریتی شان .

رهبری ، عملی آمیخته با کار داوطلبانه ، یک نام نویسی معنادار و تعاملی است نه فقط یک پروسه و حرکت .

بیشتر ما در کارخانه کار نمی کنیم . اغلب ما تلاشی برای حل مشکلات مهندسی هم نمی کنیم . بهترین روز ما به رهبری کردن می‌گذرد یا رهبری شدن توسط انسانها یی ارزشمند از میان خودمان .

رهبری کار سختی است. مگر اینکه آگاهانه انتخاب اش کنیم .

وقتی نمایندگی فروش خودتان را مثل یک کارخانه اداره می‌کنید ، راهی به موفقیت پیدا نخواهید کرد و زیرستان ناراضی به بار خواهید آورد ‌.


این است آنچه بروکراسی حریص و بی عاطفه برای ما ساخته است .

و اما جایگزین :

افراد درست را استخدام کنید ، و از افرادی که هم مسیر نیستند دور شوید .

از ثبت نام کردن بهره برداری کنید.

رفتارهای الگو سازی شده را بکار ببندید .

شراکت های درست را جشن بگیرید .

یک فرهنگ یا زبان یا روشی برای بودن در مسیر درست را توسعه دهید.

به مسیر متعهد بمانید .

افرادی مثل ما این‌گونه رفتار می کنند.

استاندارد ها را بالا ببرید ، و همین پروسه را تکرار کنید .



ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۳/۲۵

.................
لینک : http://yon.ir/DIlhz
................
دباره ی فضیلت دست دادن ( قول مردانه )


ست گادین ۲۰۱۸/۶/۱۲
........................

بنظر می رسد اعتماد کردن به کسی که می خواهد کاری را انجام دهد که آنها می‌گویند ، آنها گفتند ، آنها خواستند انجام دهند ! خیلی سخت است .

یا جملاتی مثل :

این یک سوءتفاهم بود .

چیزی که گفتم آن نبود .

می توانی از من شکایت کنی .

وقتی یک روزنامه ی محلی نابود می شود و نمی تواند به کار نظارتی خود بر روی دولت ادامه دهد ، هزینه ها بالا می رود .

وقتی مردم یک وکیل برای ایجاد توافق لازم داشته باشند و وکیل دومی برای اعمال این توافق ، هزینه ها بالا می رود .

وقتی اوضاع شفاف نیست و ارزش ریسک عاطفی و سازمانی برای تعامل با کسی وجود ندارد ، تعاملی هم صورت نمی گیرد و هزینه ها بالا می رود .

دست دادن ها مهم اند . چون تعامل های ما را اثر بخش تر می سازند و همه از آن سود می برند .

دست دادن ها چیزی مهم تر از گفتگو های داخلی ما هستند .

وقتی شما به هر قیمتی می خواهید برنده شوید ،انگار توانایی تان در بروز خلاقیت را به زهر آغشته می کنید .

وقتی شما برای خودتان داستانی از کمبود را نقل می‌کنید ، در گروه افرادی قرار می گیرید که ناتوان از یافتن منابع مالی و عاطفی برای حفظ دنیای خود هستند و دائما دنیای شان کوچکتر و کوچکتر می شود .

وقتی شما همیشه نگران کسانی هستید که میانبر های تان را رصد می‌کنند و می دزدند ، دیگر وقت تان را برای حرکت رو به جلو صرف نخواهید کرد .

و اما جایگزین :

بهترین کارها ، بهترین ایده ها و بهترین مشارکت های تان را برای کسانی نگه دارید که به روش مورد علاقه ی شما کار می کنند . با افرادی که لیاقت کار کردن با شما را دارند .



ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۳/۲۵
..........................
لینک : http://yon.ir/9hcua
..........................
چقدر از بقیه عقب افتاده ای ؟


ست گادین ۲۰۱۸/۶/۱۳
..................................

آیا باید تسلیم شوی ؟

افرادی هستند که خیلی بیشتر از تو کتاب خوانده اند ، و تو قطعا به گرد پای آنها هم نخواهی رسید .

آمار بازدید از وبسایت تو در مقایسه با دیگران غم انگیز است . آیا به زحمت اش می ارزد که ادامه بدهی ؟

دوره ای که در آن ثبت نام کرده ای ، فقط شامل درس های معدودی است پشت سر بزرگان . آیا زمان ترک دوره فرا نرسیده است ؟

ترک دوره ، صرفا به این دلیل که خیلی از بقیه عقب افتاده ای ، یک تله است .

نوعی پنهان شدن و احساس امنیت دروغین .

قضیه دو دو تا چهار تاست : از هر چیزی که به بهانه ی عقب افتادن و ته صف بودن ، انصراف بدهی ، در واقع به آخر صف چیز دیگری نقل مکان کرده ای .

این یک مسابقه نیست . یک سفر است .


تیمی که در مجموع امتیازات اول است ، همیشه برنده نیست .



ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۳/۲۵
.....................
لینک : http://yon.ir/ZzR5K
...................
بهتر است باهم باشیم


ست گادین ۲۰۱۸/۶/۱۴
.............................

پروژه ی ایده‌آل آنست که هرچه بیشتر مورد استفاده قرار گیرد ، کاربران اش بهتر و بهتر می شوند .

برتری قطار به هواپیما در «اسلو» یک مثال عالی است . قطار سریع تر ، آسانتر و خوش آیند تر از رانندگی ست و استفاده ی گسترده از آن ، نمادی از مقابله در برابر یک آشفتگی ترافیکی خودخواهانه است .

سیستم متصل و پیوسته ی تلفن ، حقیقت دیگری از همین جنس است . ما از اینکه همه از یک پروتکل برای زنگ زدن یا فرستادن پیام استفاده می کنند ، بهره مند می شویم .

نمایشگاه تجارت CES که به ارائه ی آخرین نوآوری های تکنولوژی مصرفی می پردازد ، یک پروژه سود آور و تحسین برانگیز است که دهه هاست به همان دلیل که در بالا گفته شد ، به همه سود می رساند . یک تجارت بزرگ بهتر از رقابت دویست رقیب قد و نیم قد است .

اگر شک دارید ، تاثیر ات شبکه اینترنت را مطالعه کنید .




ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۳/۲۵
.......................
لینک : http://yon.ir/zP7j8

......................
بهتر و متفاوت


ست گادین ۲۰۱۸/۶/۱۵
..................‌‌......

سیستم های دیجیتال آنالوگ ، فقط وقتی جواب می دهند که بهتر و متفاوت باشند ، نه تقریبا چیزی مشابه آنچه فعلا داریم .

بعبارت دیگر ، چت همان گفتگوی معمولی نباشد ، ایمیل جایگزین مشابهی برای پست نباشد و ویدئو کنفرانس دقیقا مثل کنفرانس واقعی نباشد .

هنوز خیلی مانده است که نوآوری های دیجیتال جهان ما را دگرگون کند . اما نباید به همین سادگی ، فقط جایگزینی برای آنچه هم اکنون داریم باشد .


تکنولوژی دیجیتال وقتی می‌تواند بطور وسیع ما را درگیر خودش کند که چیزی خیلی بهتر از جایگزین شدن برای ابزار های فعلی مان باشد .

تنها راه آن ، متفاوت بودن است .



ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۳/۲۷
...................
لینک : http://yon.ir/3ymo2
..................
خطر : به اندازه ی کافی خوب نیستم


ست گادین ۲۰۱۸/۶/۱۶
...............................

این روش ما برای انتخاب کسی است که می‌خواهیم با او کار کنیم .

ما کسی را می خواهیم که در شغل اش خوب باشد و فردی را که انتخاب می کنیم ، این برچسب را به او می زنیم : به اندازه کافی خوب نیست .

ما به خودمان هم همین برچسب را می زنیم : دلم می‌خواهد این کار را انجام دهم ولی به اندازه کافی برای انجام آن خوب نیستم .

این یک تله ی آشکار است .

تقریبا در هر کاری ، صادقانه ترین جمله همین است : «هنوز» به اندازه ی کافی خوب نیست .

شما حداقل یک‌بار شده است که در کُدنویسی ، یک خط کُد عالی نوشته اید یا یک تیتر خوب طراحی کرده اید .

حداقل یک‌بار شده است که یک تشخیص خوب مطرح کرده اید یا بیماری را به آرامش فرا خوانده اید .

حداقل یک بار ، کاری خارق‌العاده انجام داده اید .

پس این کاری نیست که از عهده ی آن بر نیایید .

شاید چیزی که به اندازه ی کافی به آن اهمیت نمی‌دهید ، تلاش کردن باشد .

«می خواهم آن برنامه نویس را استخدام کنم ولی او به اندازه ی کافی برای طراحی برنامه اش اهمیت قائل نیست . »

قطعاً جمله ی فوق ، خیلی به واقعیت نزدیک تر است تا اینکه بگویید :

« او هرگز در برنامه نویسی به جایی نخواهد رسید ، چون DNA او هیچ سنخیتی با DNA یک برنامه نویس خوب ندارد . »

این یک حقیقت است که شما « هنوز » به اندازه ی کافی خوب نیستید . در واقع هیچکدام مان این‌گونه نیستیم .

اما اگر متعهد باشید که به اندازه کافی تلاش کنید ، تلاشی سخت و طولانی ، روز به روز بهتر خواهید شد .



ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۳/۲۷
.....................
لینک : http://yon.ir/4J7x3
......................
تله ی انتخاب روشن بینانه‌


ست گادین ۲۰۱۸/۶/۱۷
..........................

«کدامیک را می خواهید ؟ »


دیروز صد جعبه توت فرنگی در فروشگاه یک کشاورز بود و فردی که در صف ، جلو تر از من ایستاده بود ، در پاسخ به این سوال کشاورز ، برای جواب دادن یک دقیقه کامل به توت فرنگی ها خیره ماند تا بالاخره یکی را انتخاب کرد .

در واقع نود درصد توت فرنگی های جعبه از دید ما پنهان و در زیر لایه ی بالایی در حال له شدن هستند . هیچ استراتژی برای گفتن اینکه کدام جعبه بهتر است وجود ندارد ، مگر اینکه به اشتباه باور کنیم لایه ی بالایی دقیقا با آنچه در زیرش قرار دارد مشابه است .

این عادت مقایسه به روش آنالوژی دست از سر من بر نمی‌دارد :

ما همین خطای تصمیم گیری و انتخاب از روی ظاهر افراد و لایه سطحی چیزها را دائما انجام می دهیم . ما در مصاحبه ی شغلی ، سایت های دوست یابی ، تصمیم گیری درباره ی یک سرمایه گزاری مطمئن یا حتی انتخاب ماشین کرایه ای مان ( شرکت آمریکایی Lyft ) در این تله گیر می افتیم .

موضوع دیگر ، لذت بردن از انتخاب است . ما از انتخاب کردن لذت می بریم . حتی وقتی می دانیم اطلاعات مان مشکوک و شواهد مان محدود است . ما از احساس قدرت و کنترل خوشمان می آید ، حتی اگر مقدارش ناچیز باشد .

اگر همه ی چیزی که مشاهده می کنید همان لایه ی سطحی است ، چیزی از آن نخواهید آموخت . هیچ چیز و حتی کمتر از هیچ چیز !

مخصوصاً که آدم های فریبکار ، قابل اعتماد تر بنظر می رسند . نوع پوشش لباس برای مصاحبه ی شغلی ، اطلاعاتی را درباره ی میزان تعهد افراد ، اتیکت شغلی یا صداقت شان برملا نمی کند .

اطلاعات واقعی از تجربه بدست می آید .


فقط کشاورزی که ضایعات را در زیر جعبه پنهان نکند ، می تواند اعتماد ما را بدست آورد .



ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۳/۲۹
.....................
لینک : http://yon.ir/WgrE1
.....................
خمیرمایه ی سرد و ساکت

ست گادین ۲۰۱۸/۶/۱۸
.........................

تقریبا همه ی مراحل پخت یک نان خوب ، خیلی قبل تر از رفتن آن به فِر اتفاق می افتد .

بسیار پیش می آید که زمان و انرژی مان را برای یک « مرحله ی آخر » هیجان انگیز صرف کنیم.

اغلب اوقات فراموش می کنیم که زمان و توجه مان را روی «مرحله ی آماده سازی» بگذاریم چون درجه ی کمتری از احساس ضرورت و فریبندگی را نسبت به مرحله ی آخر دارد ، ولی در عین حال خیلی خیلی مهمتر است .

بهانه ی شرم آور همه ی پایان های بد و دیوانه وار ، «مرحله ی آماده سازی» ضعیفِ قبل از آن است . این پایان دیوانه‌وار و بد ٬ ذهن مان را از انجام صحیح آن برای بار دوم منحرف می کند .

اگر می خواهید بدانید که موفقیت و سروری از کجا می آیند ، به ورودی ها و روند ماجرا بنگرید نه خروجی ها .



ترجمه : مصطفی منبری ۹۷/۳/۲۹
.................
از متمم : http://yon.ir/uUVII
.....................................................................
لینک اصلی : http://yon.ir/RaG8O
...............