Forwarded from ناگفتههای تاریخ معاصر ایران-ناتاما
زهی جانی که جانانش تو باشی
خوشا دردی که درمانش تو باشی
قدم سازند از سر عاشقانت
در آن راهی که پایانش تو باشی
خلیل الله زاتش کی هراسد
چو در آتش نگهبانش تو باشی
چرا یوسف به تنگ آید ز زندان
چو راحت بخش زندانش تو باشی
همیشه عاقبت محمود باشد
در آن کاری که سامانش تو باشی
نباشد میل شاهی دو عالم
گدائی را که سلطانش تو باشی
بعالم کی نظر اندازد آن کس
که نور چشم گریانش تو باشی
چو پروانه چرا عاشق نسوزد
اگر شمع شبستانش تو باشی
چو جانان خلوتی در جان گزیند
دلا باید که دربانش تو باشی
چو عید اکبر ار دیدار یابی
به تیر عشق قربانش تو باشی
اگر فرمان بجانبازی کند دوست
غلام بنده فرمانش تو باشی
به کوری چشم دشمنان ایران و دشمنان شاهنشاه، تا جان بر تن داریم پشت پادشاه ایران اعلیحضرت رضاشاه هستیم.
@na_ta_ma
خوشا دردی که درمانش تو باشی
قدم سازند از سر عاشقانت
در آن راهی که پایانش تو باشی
خلیل الله زاتش کی هراسد
چو در آتش نگهبانش تو باشی
چرا یوسف به تنگ آید ز زندان
چو راحت بخش زندانش تو باشی
همیشه عاقبت محمود باشد
در آن کاری که سامانش تو باشی
نباشد میل شاهی دو عالم
گدائی را که سلطانش تو باشی
بعالم کی نظر اندازد آن کس
که نور چشم گریانش تو باشی
چو پروانه چرا عاشق نسوزد
اگر شمع شبستانش تو باشی
چو جانان خلوتی در جان گزیند
دلا باید که دربانش تو باشی
چو عید اکبر ار دیدار یابی
به تیر عشق قربانش تو باشی
اگر فرمان بجانبازی کند دوست
غلام بنده فرمانش تو باشی
به کوری چشم دشمنان ایران و دشمنان شاهنشاه، تا جان بر تن داریم پشت پادشاه ایران اعلیحضرت رضاشاه هستیم.
@na_ta_ma
❤30❤🔥4👏3😍1
Forwarded from حزب پانایرانیست ≠
به مناسبت زادروز شاهزاده رضا پهلوی
تأثیر حضور یا غیاب شاهزاده رضا پهلوی در معادله گذار سیاسی ایران
نوشتاری از سرور دستان
[بخش ۱ از ۲]
چله ۱۴۰۴
در بررسی تحولات سیاسی ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷، نقش اشخاص در شکل دهی به گفتمان ها، آلترناتیوها و مسیرهای ممکن گذار اهمیت ویژه ای دارد. ارزیابی حضور یا عدم حضور شاهزاده رضا پهلوی، از این منظر، به درک دقیق تر کارکردهای راهبردی یک چهره شناخته شده و پیامدهای خلأ آن در معادله سیاسی و اجتماعی ایران کمک می کند.
رویکرد نخست:
کارکردهای راهبردی حضور شاهزاده رضا پهلوی در معادلات سیاسی ایران
۱ـ ایجاد آلترناتیو ملی قابل شناسایی:
حضور شاهزاده رضا پهلوی به عنوان یک چهره شناخته شده و فراگیر، موجب شکل گیری یک نقطه ثقل مشخص در میان مخالفان جمهوری اسلامی شده است. این نقش، از پراکندگی کامل نیروهای منتقد جلوگیری کرده و امکان همگرایی نسبی جریان های متنوع سیاسی و اجتماعی را فراهم آورده است. در فقدان چنین آلترناتیوی، اپوزیسیون جمهوری اسلامی به مجموعه ای از صداهای پراکنده، فاقد انسجام و بدون توان اثرگذاری راهبردی تبدیل می شد و امکان شکل گیری یک مسیر مشترک سیاسی عملاً از بین می رفت.
۲ـ پایان دادن به توهم اصلاح پذیری جمهوری اسلامی:
شاهزاده رضا پهلوی به صورت مستمر، علنی و بدون ملاحظه، بر غیر قابل اصلاح بودن ساختار جمهوری اسلامی تأکید کرده و این موضع را به یکی از گزاره های محوری گفتمان عمومی تبدیل نموده است. این رویکرد موجب شد پروژه اصلاح طلبی، که سال ها با ایجاد امیدهای کاذب افکار عمومی را در چرخه انتظار و تعلیق نگه داشته بود، به طور جدی مورد تردید قرار گیرد. در نتیجه، هزینه فریب سیاسی برای جریان های اصلاح طلب افزایش یافته و امکان بازتولید روایت های انحرافی تا حد قابل توجهی کاهش یافته است.
۳ـ مهار اپوزیسیون نمایشی و پروژه های فاقد پایگاه اجتماعی:
وجود یک آلترناتیو معتبر و شناخته شده، فضای فعالیت برای اپوزیسیون های نمایشی، مقطعی و فاقد پایگاه اجتماعی واقعی را محدود کرده است. در غیاب چنین مرجعی، پروژه های رسانه محور و بعضاً وابسته به منافع بیرونی، می توانستند خود را به عنوان نماینده مردم ایران معرفی کنند. حضور شاهزاده رضا پهلوی به عنوان یک معیار حداقلی و تکثرگرا، موجب تفکیک نسبی جریان های جدی از پروژه های مصرفی و تبلیغاتی شده است.
۴ـ عبور از منازعات قدرت طلبان انقلاب ۱۳۵۷:
شاهزاده رضا پهلوی نه جزو بازیگران انقلاب ۱۳۵۷ محسوب می شود و نه مدعی سهم خواهی از قدرت از دست رفته آن دوره است. همین فاصله تاریخی و سیاسی، به او امکان داده است که فراتر از منازعات فرسایشی و رقابت های ایدئولوژیک نسل انقلاب، بر آینده تمرکز کند. این ویژگی، زمینه عبور از دعواهای گذشته محور و جایگزینی آن با گفتمان آینده محور را فراهم ساخته است.
۵ـ تثبیت چارچوب نظری سکولار دموکراتیک:
تأکید مستمر بر اصولی نظیر جدایی دین از دولت، حاکمیت قانون، حقوق بشر، و آزادی های مدنی، موجب تثبیت یک چارچوب نظری روشن برای ایرانِ پس از جمهوری اسلامی شده است. این چارچوب، مرز روشنی میان نظام آینده و ساختارهای ایدئولوژیک و اقتدارگرای گذشته ترسیم می کند و مانع از بازتولید اشکال جدیدی از حاکمیت غیر پاسخگو می شود.
۶ـ شکل دهی به تصور ایرانِ پس از جمهوری اسلامی:
از طریق پروژه هایی نظیر ققنوس و شکوفایی ایران، مفهوم برنامه محوری و نگاه تخصصی به اداره کشور وارد ادبیات اپوزیسیون شده است. این اقدامات، مسئله «فردای گذار» را از سطح شعار و ابهام خارج کرده و آن را به حوزه برنامه ریزی، سیاست گذاری و تصمیم سازی منتقل کرده است. در نتیجه، تصور آینده ایران به عنوان یک دولت ـ ملت کارآمد و مبتنی بر خردورزی تقویت شده است.
۷ـ ترجمه مطالبات خیابانی به زبان سیاست بین الملل:
شاهزاده رضا پهلوی توانسته است مطالبات مردمی و اعتراضات داخلی را به زبانی قابل فهم برای افکار عمومی جهانی، رسانه های بین المللی و نهادهای سیاسی خارجی منتقل کند. این ترجمه سیاسی، موجب شده اعتراضات مردم ایران صرفاً به عنوان ناآرامی داخلی تلقی نشود، بلکه به عنوان یک مطالبه مشروع برای تغییر ساختار سیاسی مورد توجه قرار گیرد.
۸ـ ایجاد کانال ارتباطی پایدار با تصمیم گیران جهانی:
از طریق دیدارها، گفت و گوها و مواضع منسجم، یک کانال ارتباطی نسبتاً پایدار میان مطالبات مردم ایران و سطوح بالای تصمیم سازی جهانی ایجاد شده است. این ارتباطات، از حالت واکنشی و مقطعی خارج شده و به یک روند مستمر تبدیل گردیده است که می تواند در بزنگاه های سیاسی نقش تعیین کننده ای ایفا کند.
ادامه دارد...
@paniranist_org
تأثیر حضور یا غیاب شاهزاده رضا پهلوی در معادله گذار سیاسی ایران
نوشتاری از سرور دستان
[بخش ۱ از ۲]
چله ۱۴۰۴
در بررسی تحولات سیاسی ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷، نقش اشخاص در شکل دهی به گفتمان ها، آلترناتیوها و مسیرهای ممکن گذار اهمیت ویژه ای دارد. ارزیابی حضور یا عدم حضور شاهزاده رضا پهلوی، از این منظر، به درک دقیق تر کارکردهای راهبردی یک چهره شناخته شده و پیامدهای خلأ آن در معادله سیاسی و اجتماعی ایران کمک می کند.
رویکرد نخست:
کارکردهای راهبردی حضور شاهزاده رضا پهلوی در معادلات سیاسی ایران
۱ـ ایجاد آلترناتیو ملی قابل شناسایی:
حضور شاهزاده رضا پهلوی به عنوان یک چهره شناخته شده و فراگیر، موجب شکل گیری یک نقطه ثقل مشخص در میان مخالفان جمهوری اسلامی شده است. این نقش، از پراکندگی کامل نیروهای منتقد جلوگیری کرده و امکان همگرایی نسبی جریان های متنوع سیاسی و اجتماعی را فراهم آورده است. در فقدان چنین آلترناتیوی، اپوزیسیون جمهوری اسلامی به مجموعه ای از صداهای پراکنده، فاقد انسجام و بدون توان اثرگذاری راهبردی تبدیل می شد و امکان شکل گیری یک مسیر مشترک سیاسی عملاً از بین می رفت.
۲ـ پایان دادن به توهم اصلاح پذیری جمهوری اسلامی:
شاهزاده رضا پهلوی به صورت مستمر، علنی و بدون ملاحظه، بر غیر قابل اصلاح بودن ساختار جمهوری اسلامی تأکید کرده و این موضع را به یکی از گزاره های محوری گفتمان عمومی تبدیل نموده است. این رویکرد موجب شد پروژه اصلاح طلبی، که سال ها با ایجاد امیدهای کاذب افکار عمومی را در چرخه انتظار و تعلیق نگه داشته بود، به طور جدی مورد تردید قرار گیرد. در نتیجه، هزینه فریب سیاسی برای جریان های اصلاح طلب افزایش یافته و امکان بازتولید روایت های انحرافی تا حد قابل توجهی کاهش یافته است.
۳ـ مهار اپوزیسیون نمایشی و پروژه های فاقد پایگاه اجتماعی:
وجود یک آلترناتیو معتبر و شناخته شده، فضای فعالیت برای اپوزیسیون های نمایشی، مقطعی و فاقد پایگاه اجتماعی واقعی را محدود کرده است. در غیاب چنین مرجعی، پروژه های رسانه محور و بعضاً وابسته به منافع بیرونی، می توانستند خود را به عنوان نماینده مردم ایران معرفی کنند. حضور شاهزاده رضا پهلوی به عنوان یک معیار حداقلی و تکثرگرا، موجب تفکیک نسبی جریان های جدی از پروژه های مصرفی و تبلیغاتی شده است.
۴ـ عبور از منازعات قدرت طلبان انقلاب ۱۳۵۷:
شاهزاده رضا پهلوی نه جزو بازیگران انقلاب ۱۳۵۷ محسوب می شود و نه مدعی سهم خواهی از قدرت از دست رفته آن دوره است. همین فاصله تاریخی و سیاسی، به او امکان داده است که فراتر از منازعات فرسایشی و رقابت های ایدئولوژیک نسل انقلاب، بر آینده تمرکز کند. این ویژگی، زمینه عبور از دعواهای گذشته محور و جایگزینی آن با گفتمان آینده محور را فراهم ساخته است.
۵ـ تثبیت چارچوب نظری سکولار دموکراتیک:
تأکید مستمر بر اصولی نظیر جدایی دین از دولت، حاکمیت قانون، حقوق بشر، و آزادی های مدنی، موجب تثبیت یک چارچوب نظری روشن برای ایرانِ پس از جمهوری اسلامی شده است. این چارچوب، مرز روشنی میان نظام آینده و ساختارهای ایدئولوژیک و اقتدارگرای گذشته ترسیم می کند و مانع از بازتولید اشکال جدیدی از حاکمیت غیر پاسخگو می شود.
۶ـ شکل دهی به تصور ایرانِ پس از جمهوری اسلامی:
از طریق پروژه هایی نظیر ققنوس و شکوفایی ایران، مفهوم برنامه محوری و نگاه تخصصی به اداره کشور وارد ادبیات اپوزیسیون شده است. این اقدامات، مسئله «فردای گذار» را از سطح شعار و ابهام خارج کرده و آن را به حوزه برنامه ریزی، سیاست گذاری و تصمیم سازی منتقل کرده است. در نتیجه، تصور آینده ایران به عنوان یک دولت ـ ملت کارآمد و مبتنی بر خردورزی تقویت شده است.
۷ـ ترجمه مطالبات خیابانی به زبان سیاست بین الملل:
شاهزاده رضا پهلوی توانسته است مطالبات مردمی و اعتراضات داخلی را به زبانی قابل فهم برای افکار عمومی جهانی، رسانه های بین المللی و نهادهای سیاسی خارجی منتقل کند. این ترجمه سیاسی، موجب شده اعتراضات مردم ایران صرفاً به عنوان ناآرامی داخلی تلقی نشود، بلکه به عنوان یک مطالبه مشروع برای تغییر ساختار سیاسی مورد توجه قرار گیرد.
۸ـ ایجاد کانال ارتباطی پایدار با تصمیم گیران جهانی:
از طریق دیدارها، گفت و گوها و مواضع منسجم، یک کانال ارتباطی نسبتاً پایدار میان مطالبات مردم ایران و سطوح بالای تصمیم سازی جهانی ایجاد شده است. این ارتباطات، از حالت واکنشی و مقطعی خارج شده و به یک روند مستمر تبدیل گردیده است که می تواند در بزنگاه های سیاسی نقش تعیین کننده ای ایفا کند.
ادامه دارد...
@paniranist_org
❤15👍2👏1
Forwarded from حزب پانایرانیست ≠
به مناسبت زادروز شاهزاده رضا پهلوی
تأثیر حضور یا غیاب شاهزاده رضا پهلوی در معادله گذار سیاسی ایران
نوشتاری از سرور دستان
[بخش ۲ از ۲]
چله ۱۴۰۴
۹ـ پر کردن خلأ رهبری نمادین:
در شرایطی که جنبش های اعتراضی بدون نماد مشخص دچار فرسایش روانی و بی ثباتی می شوند، حضور شاهزاده رضا پهلوی به عنوان یک نماد ملی، این خلأ را تا حد زیادی پر کرده است. این نقش نمادین، حتی برای افرادی که لزوماً حامی شخص او نیستند نیز کارکرد انسجام بخش و امیدآفرین داشته است.
۱۰ـ کاهش هراس از فروپاشی و هرج و مرج:
تأکید مداوم بر گذار مسالمت آمیز، عدالت انتقالی، حفظ تمامیت سرزمینی و جلوگیری از انتقام جویی سیاسی، موجب کاهش ترس عمومی از سناریوهای فروپاشی، جنگ داخلی و هرج و مرج شده است. این رویکرد، زمینه پذیرش اجتماعی تغییر سیاسی را افزایش داده و هزینه روانی عبور از جمهوری اسلامی را کاهش داده است.
رویکرد دوم:
خطرات و پیامدهای عدم حضور شاهزاده رضا پهلوی
۱ـ بازگشت کامل پروژه اصلاح طلبی:
در غیاب یک آلترناتیو جدی، شفاف و قابل شناسایی، روایت «اصلاح از درون نظام» مجدداً به عنوان تنها گزینه ممکن به جامعه تحمیل می شد. این وضعیت، چرخه فریب سیاسی را بازتولید می کرد و بار دیگر بخش قابل توجهی از جامعه در مسیر انتظار، تعلیق و امیدهای کاذب گرفتار می شد. در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی فرصت می یافت تا با بازسازی چهره خود، عمر سیاسی خویش را تمدید کند.
۲ـ سلطه اپوزیسیون های جعلی،صادراتی و فاقد پایگاه اجتماعی:
خلأ رهبری و نبود یک مرجع معتبر، میدان را برای گروه ها و چهره هایی باز می کرد که فاقد پشتوانه اجتماعی، انسجام فکری و برنامه سیاسی هستند، اما از دسترسی رسانه ای و منابع مالی برخوردارند. این اپوزیسیون های نمایشی می توانستند خود را به عنوان صدای مردم ایران معرفی کرده و افکار عمومی داخلی و خارجی را دچار انحراف و سردرگمی کنند.
۳ـ تشدید جنگ های فرسایشی درون اپوزیسیون:
نبود یک محور ملی و وحدت بخش، اختلافات ایدئولوژیک، شخصی و تاریخی را به عامل اصلی تضعیف جریان مخالف جمهوری اسلامی تبدیل می کرد. در چنین فضایی، انرژی سیاسی بجای تمرکز بر هدف مشترک، صرف نزاع های درون گروهی و حذف متقابل می شد و توان کنشگری جمعی به شدت کاهش می یافت.
۴ـ بلاتکلیفی کامل درباره آینده ایران:
در فقدان پروژه های فکری، برنامه ای و تخصص محور، هرگونه تحول سیاسی با شوک، سردرگمی و بی اعتمادی عمومی مواجه می شد. جامعه ای که تصویر روشنی از آینده نداشته باشد، نسبت به تغییر سیاسی دچار تردید می شود و آمادگی لازم برای عبور از وضعیت موجود را از دست می دهد. این بلاتکلیفی می توانست هزینه های اجتماعی و سیاسی گذار را به شدت افزایش دهد.
۵ـ قطع ارتباط مؤثر با جهان:
دولت ها و نهادهای بین المللی اصولاً با اپوزیسیونی پراکنده، بی چهره و فاقد انسجام وارد گفت و گوی جدی نمی شوند. در چنین شرایطی، روایت جمهوری اسلامی به عنوان تنها روایت منسجم و رسمی از ایران در سطح جهانی باقی می ماند و امکان انتقال مؤثر مطالبات مردم ایران به بیرون از کشور از میان می رفت.
۶ـ تشدید ناامیدی و خروج نسل جدید از سیاست:
نبود یک گزینه قابل اتکاء و امیدبخش، به ویژه برای نسل جوان، منجر به گسترش یأس سیاسی می شد. این وضعیت می توانست نسل جدید را یا به کناره گیری کامل از عرصه سیاست سوق دهد، یا به سمت اشکال رادیکال، احساسی و فاقد برنامه از کنشگری سیاسی سوق دهد که خود پیامدهای پرهزینه ای به همراه دارد.
۷ـ تداوم انحصار روایت ایران توسط جمهوری اسلامی:
در غیاب یک آلترناتیو شناخته شده و معتبر، جمهوری اسلامی همچنان به عنوان تنها نماینده ایران در عرصه بین المللی باقی می ماند. این انحصار روایی، امکان تفکیک میان حکومت و ملت ایران را تضعیف کرده و صدای واقعی مردم را در سطح جهانی کمرنگ می ساخت.
۸ـ افزایش خطر مصادره آینده توسط گروه های افراطی:
خلأ رهبری عقلانی و آینده نگر، زمینه را برای ظهور و تقویت نیروهای افراطی، خشونت محور، قوم گرا، تجزیه طلب، چپگرا، مذهبی، و بازماندگان انقلاب ۵۷ فراهم می کرد. چنین جریان هایی می توانستند در شرایط بحران، آینده سیاسی ایران را به سمت بی ثباتی، تجزیه یا چرخه جدیدی از اقتدارگرایی سوق دهند.
جمع بندی
مجموع مباحث نشان می دهد که حضور شاهزاده رضا پهلوی در سال های گذشته، بیش از آنکه صرفاً به یک چهره سیاسی محدود شود، نقش یک عامل تثبیت کننده در معادله اپوزیسیون جمهوری اسلامی را ایفا کرده است. در مقابل، عدم حضور او می توانست به بازگشت گفتمان های ناکارآمد، تشدید پراکندگی اپوزیسیون، تضعیف ارتباط با جهان و افزایش بی اعتمادی عمومی نسبت به آینده منجر شود. بنابراین بایسته است که ملت ایران، این سرمایه ملی، اجتماعی و تاریخی را ارج نهند و از حضور آن به خوبی و شایستگی بهره برند.
پایان
@paniranist_org
تأثیر حضور یا غیاب شاهزاده رضا پهلوی در معادله گذار سیاسی ایران
نوشتاری از سرور دستان
[بخش ۲ از ۲]
چله ۱۴۰۴
۹ـ پر کردن خلأ رهبری نمادین:
در شرایطی که جنبش های اعتراضی بدون نماد مشخص دچار فرسایش روانی و بی ثباتی می شوند، حضور شاهزاده رضا پهلوی به عنوان یک نماد ملی، این خلأ را تا حد زیادی پر کرده است. این نقش نمادین، حتی برای افرادی که لزوماً حامی شخص او نیستند نیز کارکرد انسجام بخش و امیدآفرین داشته است.
۱۰ـ کاهش هراس از فروپاشی و هرج و مرج:
تأکید مداوم بر گذار مسالمت آمیز، عدالت انتقالی، حفظ تمامیت سرزمینی و جلوگیری از انتقام جویی سیاسی، موجب کاهش ترس عمومی از سناریوهای فروپاشی، جنگ داخلی و هرج و مرج شده است. این رویکرد، زمینه پذیرش اجتماعی تغییر سیاسی را افزایش داده و هزینه روانی عبور از جمهوری اسلامی را کاهش داده است.
رویکرد دوم:
خطرات و پیامدهای عدم حضور شاهزاده رضا پهلوی
۱ـ بازگشت کامل پروژه اصلاح طلبی:
در غیاب یک آلترناتیو جدی، شفاف و قابل شناسایی، روایت «اصلاح از درون نظام» مجدداً به عنوان تنها گزینه ممکن به جامعه تحمیل می شد. این وضعیت، چرخه فریب سیاسی را بازتولید می کرد و بار دیگر بخش قابل توجهی از جامعه در مسیر انتظار، تعلیق و امیدهای کاذب گرفتار می شد. در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی فرصت می یافت تا با بازسازی چهره خود، عمر سیاسی خویش را تمدید کند.
۲ـ سلطه اپوزیسیون های جعلی،صادراتی و فاقد پایگاه اجتماعی:
خلأ رهبری و نبود یک مرجع معتبر، میدان را برای گروه ها و چهره هایی باز می کرد که فاقد پشتوانه اجتماعی، انسجام فکری و برنامه سیاسی هستند، اما از دسترسی رسانه ای و منابع مالی برخوردارند. این اپوزیسیون های نمایشی می توانستند خود را به عنوان صدای مردم ایران معرفی کرده و افکار عمومی داخلی و خارجی را دچار انحراف و سردرگمی کنند.
۳ـ تشدید جنگ های فرسایشی درون اپوزیسیون:
نبود یک محور ملی و وحدت بخش، اختلافات ایدئولوژیک، شخصی و تاریخی را به عامل اصلی تضعیف جریان مخالف جمهوری اسلامی تبدیل می کرد. در چنین فضایی، انرژی سیاسی بجای تمرکز بر هدف مشترک، صرف نزاع های درون گروهی و حذف متقابل می شد و توان کنشگری جمعی به شدت کاهش می یافت.
۴ـ بلاتکلیفی کامل درباره آینده ایران:
در فقدان پروژه های فکری، برنامه ای و تخصص محور، هرگونه تحول سیاسی با شوک، سردرگمی و بی اعتمادی عمومی مواجه می شد. جامعه ای که تصویر روشنی از آینده نداشته باشد، نسبت به تغییر سیاسی دچار تردید می شود و آمادگی لازم برای عبور از وضعیت موجود را از دست می دهد. این بلاتکلیفی می توانست هزینه های اجتماعی و سیاسی گذار را به شدت افزایش دهد.
۵ـ قطع ارتباط مؤثر با جهان:
دولت ها و نهادهای بین المللی اصولاً با اپوزیسیونی پراکنده، بی چهره و فاقد انسجام وارد گفت و گوی جدی نمی شوند. در چنین شرایطی، روایت جمهوری اسلامی به عنوان تنها روایت منسجم و رسمی از ایران در سطح جهانی باقی می ماند و امکان انتقال مؤثر مطالبات مردم ایران به بیرون از کشور از میان می رفت.
۶ـ تشدید ناامیدی و خروج نسل جدید از سیاست:
نبود یک گزینه قابل اتکاء و امیدبخش، به ویژه برای نسل جوان، منجر به گسترش یأس سیاسی می شد. این وضعیت می توانست نسل جدید را یا به کناره گیری کامل از عرصه سیاست سوق دهد، یا به سمت اشکال رادیکال، احساسی و فاقد برنامه از کنشگری سیاسی سوق دهد که خود پیامدهای پرهزینه ای به همراه دارد.
۷ـ تداوم انحصار روایت ایران توسط جمهوری اسلامی:
در غیاب یک آلترناتیو شناخته شده و معتبر، جمهوری اسلامی همچنان به عنوان تنها نماینده ایران در عرصه بین المللی باقی می ماند. این انحصار روایی، امکان تفکیک میان حکومت و ملت ایران را تضعیف کرده و صدای واقعی مردم را در سطح جهانی کمرنگ می ساخت.
۸ـ افزایش خطر مصادره آینده توسط گروه های افراطی:
خلأ رهبری عقلانی و آینده نگر، زمینه را برای ظهور و تقویت نیروهای افراطی، خشونت محور، قوم گرا، تجزیه طلب، چپگرا، مذهبی، و بازماندگان انقلاب ۵۷ فراهم می کرد. چنین جریان هایی می توانستند در شرایط بحران، آینده سیاسی ایران را به سمت بی ثباتی، تجزیه یا چرخه جدیدی از اقتدارگرایی سوق دهند.
جمع بندی
مجموع مباحث نشان می دهد که حضور شاهزاده رضا پهلوی در سال های گذشته، بیش از آنکه صرفاً به یک چهره سیاسی محدود شود، نقش یک عامل تثبیت کننده در معادله اپوزیسیون جمهوری اسلامی را ایفا کرده است. در مقابل، عدم حضور او می توانست به بازگشت گفتمان های ناکارآمد، تشدید پراکندگی اپوزیسیون، تضعیف ارتباط با جهان و افزایش بی اعتمادی عمومی نسبت به آینده منجر شود. بنابراین بایسته است که ملت ایران، این سرمایه ملی، اجتماعی و تاریخی را ارج نهند و از حضور آن به خوبی و شایستگی بهره برند.
پایان
@paniranist_org
❤17👍4
Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
آبانگان، جشن کهن ایرانی و یادگار ارزشمند نیاکان ما، نمادی از احترام دیرینه ایرانیان به آب، طبیعت و زندگی، و یادآور مسئولیت ما در پاسداری از میراث طبیعی ایران برای نسلهای آینده است.
در دوره تاریک جمهوری اسلامی، طبیعت ایران نیز همچون مردم آن، قربانی دههها سوءمدیریت، بیکفایتی و تاراج شده است. جنگلهای رو به نابودی، رودها و تالابهای خشکیده و زیستگاههای آسیبدیده، گواه این ویرانیاند.
در این شرایط، محیطبانان شریف و فداکار ایران، با وجود کمبود امکانات و نبود حمایتهای قانونی و معیشتی، همچنان از میراث طبیعی میهن پاسداری میکنند و گاه در این راه جان میبازند. در این آبانگان، یاد محیطبانان جانباخته را گرامی میدارم و از هممیهنانم میخواهم در نبود یک دولت ملی، با همکاری محیطبانان و تلاش دوچندان برای حفاظت از طبیعت، از این امانت گرانبها پاسداری کنند.
در ایران آزاد، احیای جنگلها و تالابها، حفاظت از زیستگاهها و حیاتوحش، و مدیریت علمی منابع طبیعی، از اولویتهای ملی خواهد بود. همچنین تأمین امنیت جانی و شغلی، حمایت قانونی، تجهیزات مناسب و معیشت شایسته محیطبانان، ضرورتی انکارناپذیر است.
باشد که میراث طبیعی و گرانبهای ایران، در سایه آزادی و آبادانی میهن، بار دیگر شکوفا شود و برای نسلهای آینده پایدار بماند.
پاینده ایران
در دوره تاریک جمهوری اسلامی، طبیعت ایران نیز همچون مردم آن، قربانی دههها سوءمدیریت، بیکفایتی و تاراج شده است. جنگلهای رو به نابودی، رودها و تالابهای خشکیده و زیستگاههای آسیبدیده، گواه این ویرانیاند.
در این شرایط، محیطبانان شریف و فداکار ایران، با وجود کمبود امکانات و نبود حمایتهای قانونی و معیشتی، همچنان از میراث طبیعی میهن پاسداری میکنند و گاه در این راه جان میبازند. در این آبانگان، یاد محیطبانان جانباخته را گرامی میدارم و از هممیهنانم میخواهم در نبود یک دولت ملی، با همکاری محیطبانان و تلاش دوچندان برای حفاظت از طبیعت، از این امانت گرانبها پاسداری کنند.
در ایران آزاد، احیای جنگلها و تالابها، حفاظت از زیستگاهها و حیاتوحش، و مدیریت علمی منابع طبیعی، از اولویتهای ملی خواهد بود. همچنین تأمین امنیت جانی و شغلی، حمایت قانونی، تجهیزات مناسب و معیشت شایسته محیطبانان، ضرورتی انکارناپذیر است.
باشد که میراث طبیعی و گرانبهای ایران، در سایه آزادی و آبادانی میهن، بار دیگر شکوفا شود و برای نسلهای آینده پایدار بماند.
پاینده ایران
❤30
Forwarded from KalamehFarsiTv شبکه کلمه فارسی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 4 دهه پروژه تخریب پهلوی توسط رژیم، آیا راه به جایی بردند؟
👈 توضیحات استاد #عبدالقادر_ترشابی کارشناس شبکه کلمه
➖
کانال تلگرام | اینستاگرام | یوتیوب| ایکس| فیسبوک| واتساب| تیک تاک| سایت
➖
@kalamehfarsilive
👈 توضیحات استاد #عبدالقادر_ترشابی کارشناس شبکه کلمه
➖
کانال تلگرام | اینستاگرام | یوتیوب| ایکس| فیسبوک| واتساب| تیک تاک| سایت
➖
@kalamehfarsilive
👍21👏2
هراس از نمادهای پهلوی؛ ریشه در ذهنیت ارتجاع سرخ و سیاه
اتحادیه طلا و جواهر مشهد اعلام کرده است که از این پس فروش و حتی نمایش طلا، نقره و سکههایی که نقش شیر و خورشید یا تصاویر دوران پهلوی بر آنها حک شده، ممنوع است.
این در حالی است که گنجینههای بازمانده از دوران پهلوی مصادره و تصاحب شد و اکنون حتی نشانهها و نقشهای آن دوران نیز از دسترس مردم خارج میشود.
تصویر: سکه یادبود طلای رضاشاه بزرگ و ملکه تاجالملوک و اعلیحضرت شاهنشاه آریامهر نگهداریشده در موزه آستان قدس رضوی، مشهد
اتحادیه طلا و جواهر مشهد اعلام کرده است که از این پس فروش و حتی نمایش طلا، نقره و سکههایی که نقش شیر و خورشید یا تصاویر دوران پهلوی بر آنها حک شده، ممنوع است.
این در حالی است که گنجینههای بازمانده از دوران پهلوی مصادره و تصاحب شد و اکنون حتی نشانهها و نقشهای آن دوران نیز از دسترس مردم خارج میشود.
تصویر: سکه یادبود طلای رضاشاه بزرگ و ملکه تاجالملوک و اعلیحضرت شاهنشاه آریامهر نگهداریشده در موزه آستان قدس رضوی، مشهد
👍21❤2
Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
در حالی برای دیدار با رهبران اروپایی وارد بروکسل شدهام که رژیم جنایتکار حاکم بر ایران، دو تن دیگر از معترضان خیزش ١٨ و ١٩ دی را به قتل رسانده است. امیرحسین ابراهیمی و امیرحسین ملکی، امروز صبح به دست جمهوری اسلامی اعدام شدند؛ تنها به جرم آزادیخواهی.
من با پیامی روشن به بروکسل آمدهام: دوران مماشات با این رژیم باید پایان یابد. ادامه مماشات، به معنای ریختهشدن خون بیگناهان بیشتری در ایران است.
اکنون زمان شجاعت اخلاقی و روشنبینی راهبردی است، زمان آن رسیده که به مردم ایران برای پایان دادن به این رژیم وحشت و سرکوب یاری رسانده شود.
رضا پهلوی
@OfficialRezaPahlavi
من با پیامی روشن به بروکسل آمدهام: دوران مماشات با این رژیم باید پایان یابد. ادامه مماشات، به معنای ریختهشدن خون بیگناهان بیشتری در ایران است.
اکنون زمان شجاعت اخلاقی و روشنبینی راهبردی است، زمان آن رسیده که به مردم ایران برای پایان دادن به این رژیم وحشت و سرکوب یاری رسانده شود.
رضا پهلوی
@OfficialRezaPahlavi
❤23❤🔥3
Forwarded from ایرانِ بزرگِ فرهنگی
کژفهمی جماعت جمهوریطلب نسبت به مفهوم فرامَسلَکی!
فرقههایی از جمهوریطلبان وطنی در نامهای به بنیاد «فریدریش نائومان برای آزادی»، نقش شاهزاده رضا پهلوی را فراتر از مناقشه جمهوری یا پادشاهی خواندند و از تصمیم این بنیاد برای دعوت از شاهزاده رضا پهلوی برای دریافت «جایزه آزادی ۲۰۲۶» به نمایندگی از مردم ایران حمایت کردند.
آنچه که این جماعت ۵۷ی درنمییابند این است که: «نقشی فراتر از مناقشهٔ جمهوری یا پادشاهی» عنوانی برای یک شخص نمیتواند باشد؛ بلکه تعریف یک منصب است. منصبی که بالای احزاب میایستد، امانت ملّت را نگه میدارد تا نمایندگانش بیایند، و خودش طرف هیچ دعوایی نیست، در حقوق اساسی یک نام دارد: قوّهٔ بیطرف، و در ایران یک صورت تاریخی: شاه مشروطه!
خود بنیاد نائومان همین را نوشته است: جایزه از آنِ ملّت ایران است، رضا پهلوی آن را «به امانت» میپذیرد، و نزد او میماند تا به «نمایندگان آزادانه برگزیدهٔ ایران» سپرده شود. این عین زبان اصل سیوپنجم متمم است: ودیعهای از طرف ملّت نزد شخصی که امین آن است. امضاکنندگان زیر وصف منصب شاه امضا کردهاند و فقط نامش را نمیآورند. چون فهمی از موضوع ندارند.
بیطرفی صفت منصب است، نه صفت شخص! شخص بیمنصب، دیگر نمیتواند یک طرف باشد، فرامَسلکی بشود، بلکه مثل هر کس دیگر در جایگاه طرفداری میایستد؛ همین که منصب را بردارید، «رضا پهلوی» نامزدی میشود در برابر نامزدهای دیگر، و آنوقت «فراتر از مناقشه» دیگر درست نیست، چون او خود یکی از دو سوی مناقشه شده است. آنچه این گروهها میخواهند کارکرد منصب است بی خود منصب: بیطرفیای را مصرف میکنند که فقط نهاد تولید میکند، و در همان حال نهاد را انکار میکنند.
این همان کاری است که ۵۷ کرد: جایگاه را گرفت و گفت جایگاهی نیست. کسی که جایگاه را انکار میکند و از امین آن میخواهد که بیطرف بماند، چیزی را میخواهد که خودش ناممکنش کرده است.
رفراندوم «پادشاهی یا جمهوری» هم پرسش را عوضی گرفته است. این پرسش دربارهٔ صورت سر است، موروثی یا انتخابی و موقت؛ پرسش اصلی دربارهٔ صورت مهار است، اینکه قدرت چگونه مقید میشود، و به این معنا پادشاهی مشروطه خودش نوعی جمهوریّت است. و صندوقی که در آن یک شب «آری یا نه» گفته شود نظم را تأسیس نمیکند؛ آن را به شخص واگذار میکند. ۱۳۵۸ همین صندوق بود: یک همهپرسی که منصب را در یک نفر ذوب کرد. ملت از راه نمایندگی سخن میگوید، در مجلسی مؤسس، نه از راه فریاد یک روز؛ و امینی که امانت را نگه میدارد تا آن مجلس بیاید، درست همان است که این نامه ستوده و همان است که این رفراندوم میخواهد حذف کند.
فرقههایی از جمهوریطلبان وطنی در نامهای به بنیاد «فریدریش نائومان برای آزادی»، نقش شاهزاده رضا پهلوی را فراتر از مناقشه جمهوری یا پادشاهی خواندند و از تصمیم این بنیاد برای دعوت از شاهزاده رضا پهلوی برای دریافت «جایزه آزادی ۲۰۲۶» به نمایندگی از مردم ایران حمایت کردند.
آنچه که این جماعت ۵۷ی درنمییابند این است که: «نقشی فراتر از مناقشهٔ جمهوری یا پادشاهی» عنوانی برای یک شخص نمیتواند باشد؛ بلکه تعریف یک منصب است. منصبی که بالای احزاب میایستد، امانت ملّت را نگه میدارد تا نمایندگانش بیایند، و خودش طرف هیچ دعوایی نیست، در حقوق اساسی یک نام دارد: قوّهٔ بیطرف، و در ایران یک صورت تاریخی: شاه مشروطه!
خود بنیاد نائومان همین را نوشته است: جایزه از آنِ ملّت ایران است، رضا پهلوی آن را «به امانت» میپذیرد، و نزد او میماند تا به «نمایندگان آزادانه برگزیدهٔ ایران» سپرده شود. این عین زبان اصل سیوپنجم متمم است: ودیعهای از طرف ملّت نزد شخصی که امین آن است. امضاکنندگان زیر وصف منصب شاه امضا کردهاند و فقط نامش را نمیآورند. چون فهمی از موضوع ندارند.
بیطرفی صفت منصب است، نه صفت شخص! شخص بیمنصب، دیگر نمیتواند یک طرف باشد، فرامَسلکی بشود، بلکه مثل هر کس دیگر در جایگاه طرفداری میایستد؛ همین که منصب را بردارید، «رضا پهلوی» نامزدی میشود در برابر نامزدهای دیگر، و آنوقت «فراتر از مناقشه» دیگر درست نیست، چون او خود یکی از دو سوی مناقشه شده است. آنچه این گروهها میخواهند کارکرد منصب است بی خود منصب: بیطرفیای را مصرف میکنند که فقط نهاد تولید میکند، و در همان حال نهاد را انکار میکنند.
این همان کاری است که ۵۷ کرد: جایگاه را گرفت و گفت جایگاهی نیست. کسی که جایگاه را انکار میکند و از امین آن میخواهد که بیطرف بماند، چیزی را میخواهد که خودش ناممکنش کرده است.
رفراندوم «پادشاهی یا جمهوری» هم پرسش را عوضی گرفته است. این پرسش دربارهٔ صورت سر است، موروثی یا انتخابی و موقت؛ پرسش اصلی دربارهٔ صورت مهار است، اینکه قدرت چگونه مقید میشود، و به این معنا پادشاهی مشروطه خودش نوعی جمهوریّت است. و صندوقی که در آن یک شب «آری یا نه» گفته شود نظم را تأسیس نمیکند؛ آن را به شخص واگذار میکند. ۱۳۵۸ همین صندوق بود: یک همهپرسی که منصب را در یک نفر ذوب کرد. ملت از راه نمایندگی سخن میگوید، در مجلسی مؤسس، نه از راه فریاد یک روز؛ و امینی که امانت را نگه میدارد تا آن مجلس بیاید، درست همان است که این نامه ستوده و همان است که این رفراندوم میخواهد حذف کند.
❤11👏3👍1
Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هممیهنان عزیزم،
من امروز به بروکسل آمدهام تا پیام و خواست شما را به گوش رهبران، قانونگذاران و افکار عمومی اروپا برسانم، صدای ملتی که شجاعانه و استوار در برابر سرکوب و خشونت جمهوری اسلامی ایستاده و تسلیم این رژیم جنایتکار نشده است.
جمهوری اسلامی در تازهترین کارزار دروغپراکنی خود تلاش کرد با انتشار اطلاعات نادرست، مانع پیوستن شما به بات تلگرامی «برخیز ایران» شود. اما این تلاش نیز شکست خورد. در مدت کوتاهی پس از معرفی، از طریق این بات، صدها هزار پیام از سراسر کشور دریافت کردهایم؛ از دانشجویان، معلمان و پزشکان تا کارگران، سربازان، نیروهای پلیس و دیگر اقشار جامعه.
ما این کارزار را برای ایجاد ارتباط مستقیم و دو سویه با شما راهاندازی کردیم و استقبال گسترده از آن، پیامی روشن دارد: اراده ملت ایران شکستناپذیر است.
ملت ما، با همه تنوع و گوناگونیاش، خواهان رهایی از جمهوری اسلامی است و برای آن مبارزه میکند و هزینه میدهد. این ملت از رژیم هراسی ندارد، برعکس، این جمهوری اسلامی است که از قدرت ملت متحد ایران میترسد. این رهبر مفقود رژیم است که از ترس مردم پنهان شده و حتی جرات ندارد صدایی از خود منتشر کند.
شما، هممیهنان سرافراز من، بار دیگر ثابت کردید که برخلاف تبلیغات رژیم، نهتنها خسته و ناامید نشدهاید، بلکه باورتان به پیروزی، از همیشه استوارتر است.
من به شجاعت، استقامت و وفاداری شما به ایران افتخار میکنم. شما در سختترین روزها بر پیمان خود با میهن ایستادهاید. من هم بر پیمان خود با شما برای آزادی و سربلندی ایران ایستادهام.
بار دیگر از همه شما هممیهنانی که به سرنگونی جمهوری اسلامی و ساختن آیندهای آزاد و آباد باور دارید، دعوت میکنم به کارزار همکاری ملی برای نجات ایران بپیوندید.
شما میتوانید با اسکن QR کد هنگام پخش زنده تلویزیون انقلاب ملی ایران و شبکه ایراناینترنشنال، یا از طریق شناسه تلگرامی @BarkhiziranBot مستقیما با تیم من ارتباط برقرار کنید.
اطمینان داشته باشید که حفاظت از امنیت شما، نخستین اولویت من و تیمم در این کارزار است.
ما برای خود و نسلهای آینده، ایرانی آزاد، پیشرفته و سربلند میخواهیم، ایرانی که بار دیگر جایگاه شایسته خود را در جهان بازیابد.
من به این آینده ایمان دارم، زیرا به شما و اراده شکستناپذیرتان باور دارم. نور ایران بر تاریکی جمهوری اسلامی پیروز خواهد شد.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
@OfficialRezaPahlavi
من امروز به بروکسل آمدهام تا پیام و خواست شما را به گوش رهبران، قانونگذاران و افکار عمومی اروپا برسانم، صدای ملتی که شجاعانه و استوار در برابر سرکوب و خشونت جمهوری اسلامی ایستاده و تسلیم این رژیم جنایتکار نشده است.
جمهوری اسلامی در تازهترین کارزار دروغپراکنی خود تلاش کرد با انتشار اطلاعات نادرست، مانع پیوستن شما به بات تلگرامی «برخیز ایران» شود. اما این تلاش نیز شکست خورد. در مدت کوتاهی پس از معرفی، از طریق این بات، صدها هزار پیام از سراسر کشور دریافت کردهایم؛ از دانشجویان، معلمان و پزشکان تا کارگران، سربازان، نیروهای پلیس و دیگر اقشار جامعه.
ما این کارزار را برای ایجاد ارتباط مستقیم و دو سویه با شما راهاندازی کردیم و استقبال گسترده از آن، پیامی روشن دارد: اراده ملت ایران شکستناپذیر است.
ملت ما، با همه تنوع و گوناگونیاش، خواهان رهایی از جمهوری اسلامی است و برای آن مبارزه میکند و هزینه میدهد. این ملت از رژیم هراسی ندارد، برعکس، این جمهوری اسلامی است که از قدرت ملت متحد ایران میترسد. این رهبر مفقود رژیم است که از ترس مردم پنهان شده و حتی جرات ندارد صدایی از خود منتشر کند.
شما، هممیهنان سرافراز من، بار دیگر ثابت کردید که برخلاف تبلیغات رژیم، نهتنها خسته و ناامید نشدهاید، بلکه باورتان به پیروزی، از همیشه استوارتر است.
من به شجاعت، استقامت و وفاداری شما به ایران افتخار میکنم. شما در سختترین روزها بر پیمان خود با میهن ایستادهاید. من هم بر پیمان خود با شما برای آزادی و سربلندی ایران ایستادهام.
بار دیگر از همه شما هممیهنانی که به سرنگونی جمهوری اسلامی و ساختن آیندهای آزاد و آباد باور دارید، دعوت میکنم به کارزار همکاری ملی برای نجات ایران بپیوندید.
شما میتوانید با اسکن QR کد هنگام پخش زنده تلویزیون انقلاب ملی ایران و شبکه ایراناینترنشنال، یا از طریق شناسه تلگرامی @BarkhiziranBot مستقیما با تیم من ارتباط برقرار کنید.
اطمینان داشته باشید که حفاظت از امنیت شما، نخستین اولویت من و تیمم در این کارزار است.
ما برای خود و نسلهای آینده، ایرانی آزاد، پیشرفته و سربلند میخواهیم، ایرانی که بار دیگر جایگاه شایسته خود را در جهان بازیابد.
من به این آینده ایمان دارم، زیرا به شما و اراده شکستناپذیرتان باور دارم. نور ایران بر تاریکی جمهوری اسلامی پیروز خواهد شد.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
@OfficialRezaPahlavi
❤31❤🔥1
Forwarded from Morad Vaisi | مراد ویسی
دفاع شاهزاده از دفاع مشروع معترضان در خیزش آینده
تبدیل به پیام صوتی
دفاع شاهزاده از دفاع مشروع معترضان در خیزش آینده
✅عضویت در کانال مراد ویسی
✅عضویت در گروه مراد ویسی
🚨عضویت در کانال منطقه قرمز
🚨عضویت در گروه منطقه قرمز
📽️مشاهده در یوتیوب
@MoradVaisiMedia
✅عضویت در کانال مراد ویسی
✅عضویت در گروه مراد ویسی
🚨عضویت در کانال منطقه قرمز
🚨عضویت در گروه منطقه قرمز
📽️مشاهده در یوتیوب
@MoradVaisiMedia
👍4
Forwarded from Morad Vaisi | مراد ویسی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دفاع شاهزاده از دفاع مشروع معترضان در خیزش آینده
✅عضویت در کانال مراد ویسی
✅عضویت در گروه مراد ویسی
🚨عضویت در کانال منطقه قرمز
🚨عضویت در گروه منطقه قرمز
📽️مشاهده در یوتیوب
@MoradVaisiMedia
✅عضویت در کانال مراد ویسی
✅عضویت در گروه مراد ویسی
🚨عضویت در کانال منطقه قرمز
🚨عضویت در گروه منطقه قرمز
📽️مشاهده در یوتیوب
@MoradVaisiMedia
👍3
ناگفتههای تاریخ معاصر ایران-ناتاما
Photo
●رسوایی هشتاد و ششم از آقای یرواند آبراهامیان، نویسنده مصدّقالهی، دشمن پهلوی و مورخ خودخوانده و بیسوادِ کمونیست
The village kadkhuda, who was often a small landowner elected by the community, carried out functions analagous to those performed by his namesake among the nomadic tribes. In larger settlements, he was often assisted by the rish safids and the local officials: the paykar,
📚Iran Between Two Revolutions, by Ervand Abrahamian, page 20
ترجمه: کدخدای روستا، که غالباً خردهمالکی برگزیده از سوی اهالی بود، وظایفی همتراز با همتایان همنام خود در میان ایلات کوچرو انجام میداد. در سکونتگاههای بزرگتر، ریشسفیدان و کارگزاران محلی او را یاری میرساندند؛ از جمله «پیکار».
👇🏻👇🏻
مجدد شاهد جهل و بی سوادی آبراهامیان نسبت به زبان فارسی هستیم.
در منابع و نظام دیوانی دوره قاجار، واژهٔ فارسی «پاکار» (مباشر، مأمور، مباشر کدخدا و ارباب در روستا) است، نه «پیکار» به معنی جنگ!
@na_ta_ma
The village kadkhuda, who was often a small landowner elected by the community, carried out functions analagous to those performed by his namesake among the nomadic tribes. In larger settlements, he was often assisted by the rish safids and the local officials: the paykar,
📚Iran Between Two Revolutions, by Ervand Abrahamian, page 20
ترجمه: کدخدای روستا، که غالباً خردهمالکی برگزیده از سوی اهالی بود، وظایفی همتراز با همتایان همنام خود در میان ایلات کوچرو انجام میداد. در سکونتگاههای بزرگتر، ریشسفیدان و کارگزاران محلی او را یاری میرساندند؛ از جمله «پیکار».
👇🏻👇🏻
مجدد شاهد جهل و بی سوادی آبراهامیان نسبت به زبان فارسی هستیم.
در منابع و نظام دیوانی دوره قاجار، واژهٔ فارسی «پاکار» (مباشر، مأمور، مباشر کدخدا و ارباب در روستا) است، نه «پیکار» به معنی جنگ!
@na_ta_ma
👍4