Forwarded from موسسه حامی علوم انسانی
🔺موسسهی حامی علوم انسانی برگزار میکند:
🔹 جنسیت، فرهنگ وبیولوژی
سخنرانان:
👤 جواد درویش
دانشگاه شهید بهشتی
👤 زینب سالاری
دکتری فلسفهی دین، پژوهشگر
👤 شیوا علینقیان
مدیر کارگروه مطالعات جنسیت انجمن انسانشناسی ایران
👤 مرضیه لطفی
پژوهشکده فلسفهی تحلیلی، پژوهشگاه دانشهای بنیادی
👤 محمد معارفی
پژوهشگاه تحقیقات پیشرفته پاویا ایتالیا
👤 مریم نصراصفهانی
گروه مطالعات زنان، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
🗓 چهارشنبه ۱۷ بهمن ماه ۱۴۰۳
⏰ ساعت ۱۵ تا ۱۹
➖حضوری و مجازی
➖ ثبتنام رایگان
📌 مکان: خیابان استاد نجات الهی(ویلا)، نبش ورشو خانه اندیشمندان علوم انسانی، سالن حافظ
🔻برای حضور در این نشست از طریق لینک زیر ثبتنام کنید:
https://evnd.co/PraYN
@haameeorg
🔹 جنسیت، فرهنگ وبیولوژی
سخنرانان:
👤 جواد درویش
دانشگاه شهید بهشتی
👤 زینب سالاری
دکتری فلسفهی دین، پژوهشگر
👤 شیوا علینقیان
مدیر کارگروه مطالعات جنسیت انجمن انسانشناسی ایران
👤 مرضیه لطفی
پژوهشکده فلسفهی تحلیلی، پژوهشگاه دانشهای بنیادی
👤 محمد معارفی
پژوهشگاه تحقیقات پیشرفته پاویا ایتالیا
👤 مریم نصراصفهانی
گروه مطالعات زنان، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
🗓 چهارشنبه ۱۷ بهمن ماه ۱۴۰۳
⏰ ساعت ۱۵ تا ۱۹
➖حضوری و مجازی
➖ ثبتنام رایگان
📌 مکان: خیابان استاد نجات الهی(ویلا)، نبش ورشو خانه اندیشمندان علوم انسانی، سالن حافظ
🔻برای حضور در این نشست از طریق لینک زیر ثبتنام کنید:
https://evnd.co/PraYN
@haameeorg
👍6
📚
شهروند آن مکانِ دیگر
✅️ بیماری نیمه تاریک زندگی است، تابعیت طاقتفرساتری دارد. هرکه به دنیا میآید دارای تابعیتی دوگانه است، یکی متعلق به قلمرو تندرستان و دیگری برای قلمرو بیماران. اگرچه همگی ترجیح میدهیم فقط از گذرنامه خوبمان استفاده کنیم، دیر یا زود ناگزیر میشویم تا دست کم برای مدتی کوتاه، خودمان را شهروند آن مکان دیگر نیز بدانیم.
✅️... استعارههایی که در توصیف سرطان برای اشاره به مهار این بیماری به کار میروند از علم اقتصاد نمیآیند، بلکه برگرفته از زبان جنگاند: تمام پزشکان و بیمارانی که به این مسائل توجه دارند، با این دست واژگان نظامی آشنا هستند و چه بسا به آنها خوکردهاند. بنابراین سلولهای سرطانی صرفاً تکثیر نمیشوند؛ آنها «مهاجم» هستند. سلولهای سرطانی از تومور اولیه جدا شده و در گوشه و کنار بدن «کولونیهایی تشکیل میدهند». نخست هم پایگاه های بسیار کوچکی را ایجاد میکنند که حضورشان مفروض است، هر چند قابل شناسایی نیستند. «نیروهای دفاعی بدن» نیز به ندرت توان نابود کردن توموری را دارند که خون مورد نیازش را تأمین کرده و میلیاردها سلول ویرانگر در اختیار دارد. هر اندازه هم که مداخله با جراحی «بنیادینتر» باشد و هر تعداد «اسکن» هم که از چشمانداز بدن گرفته شود، بهبود بیمار در بیشتر موارد موقتی است؛ چندی نمیگذرد که «تهاجم تومور» ادامه مییابد، یا همان سلولهای سرکش بالاخره از نو گردهم میآیند و حمله تازهای به آن ارگانیسم را تدارک میبینند.
✅️ درمان هم رنگ و بویی نظامی به خود دارد. در پرتودرمانی از استعارههای مربوط به جنگهای هوایی استفاده میشود؛ بیماران را با پرتوهای زهرآگین «بمباران» میکنند. شیمی درمانی هم با کاربرد سموم به سلاحهای شیمیایی ارتباط پیدا می کند.
✅️...با بسط و گسترش تصاویر سرطان در تمهیدات پرزرقوبرقتر جنگی تحریفهای دیگری شکل میگیرد...در سرطان سلولهای غیرهوشمند درحال تکثیرند و جای شما را نا-شما میگیرد.
✅️...وقتی یک پدیده را به مثابه سرطان توصیف میکنند خشونت را برانگیختهاند. کاربرد سرطان در گفتمان سیاسی موجب ترغیب تقدیرباوری شده و اقدامات «شدید» را توجیه میکند- همچنین این باور همهگیر را تقویت میکند که بیماری مسلماً کشنده است. مفهوم بیماری به هیچرو بیضرر و زیان نیست. اما میتوان استدلال کرد که استعارههای سرطان همگی در خودشان معنای ضمنی نسلکشی را به همراه دارند.
✅️...به دلیل ژستهای استعاری بیشماری که سرطان را با شرور هممعنا کردهاند، از دید بسیاری افراد ابتلا به سرطان مایه شرمساری است که در نتیجه باید پنهان بماند، چیزی ناعادلانه است و به نوعی خیانت بدن به آنها. بیمار سرطانی با تلخی میپرسد: چرا من؟
📗برگرفته از :
بیماری بهمثابه استعاره، نوشته سوزان سانتاگ، ترجمه احسان کیانیخواه، نشر حرفه نویسنده، 1393.
#لقمه_کتاب
@neocritic
شهروند آن مکانِ دیگر
✅️ بیماری نیمه تاریک زندگی است، تابعیت طاقتفرساتری دارد. هرکه به دنیا میآید دارای تابعیتی دوگانه است، یکی متعلق به قلمرو تندرستان و دیگری برای قلمرو بیماران. اگرچه همگی ترجیح میدهیم فقط از گذرنامه خوبمان استفاده کنیم، دیر یا زود ناگزیر میشویم تا دست کم برای مدتی کوتاه، خودمان را شهروند آن مکان دیگر نیز بدانیم.
✅️... استعارههایی که در توصیف سرطان برای اشاره به مهار این بیماری به کار میروند از علم اقتصاد نمیآیند، بلکه برگرفته از زبان جنگاند: تمام پزشکان و بیمارانی که به این مسائل توجه دارند، با این دست واژگان نظامی آشنا هستند و چه بسا به آنها خوکردهاند. بنابراین سلولهای سرطانی صرفاً تکثیر نمیشوند؛ آنها «مهاجم» هستند. سلولهای سرطانی از تومور اولیه جدا شده و در گوشه و کنار بدن «کولونیهایی تشکیل میدهند». نخست هم پایگاه های بسیار کوچکی را ایجاد میکنند که حضورشان مفروض است، هر چند قابل شناسایی نیستند. «نیروهای دفاعی بدن» نیز به ندرت توان نابود کردن توموری را دارند که خون مورد نیازش را تأمین کرده و میلیاردها سلول ویرانگر در اختیار دارد. هر اندازه هم که مداخله با جراحی «بنیادینتر» باشد و هر تعداد «اسکن» هم که از چشمانداز بدن گرفته شود، بهبود بیمار در بیشتر موارد موقتی است؛ چندی نمیگذرد که «تهاجم تومور» ادامه مییابد، یا همان سلولهای سرکش بالاخره از نو گردهم میآیند و حمله تازهای به آن ارگانیسم را تدارک میبینند.
✅️ درمان هم رنگ و بویی نظامی به خود دارد. در پرتودرمانی از استعارههای مربوط به جنگهای هوایی استفاده میشود؛ بیماران را با پرتوهای زهرآگین «بمباران» میکنند. شیمی درمانی هم با کاربرد سموم به سلاحهای شیمیایی ارتباط پیدا می کند.
✅️...با بسط و گسترش تصاویر سرطان در تمهیدات پرزرقوبرقتر جنگی تحریفهای دیگری شکل میگیرد...در سرطان سلولهای غیرهوشمند درحال تکثیرند و جای شما را نا-شما میگیرد.
✅️...وقتی یک پدیده را به مثابه سرطان توصیف میکنند خشونت را برانگیختهاند. کاربرد سرطان در گفتمان سیاسی موجب ترغیب تقدیرباوری شده و اقدامات «شدید» را توجیه میکند- همچنین این باور همهگیر را تقویت میکند که بیماری مسلماً کشنده است. مفهوم بیماری به هیچرو بیضرر و زیان نیست. اما میتوان استدلال کرد که استعارههای سرطان همگی در خودشان معنای ضمنی نسلکشی را به همراه دارند.
✅️...به دلیل ژستهای استعاری بیشماری که سرطان را با شرور هممعنا کردهاند، از دید بسیاری افراد ابتلا به سرطان مایه شرمساری است که در نتیجه باید پنهان بماند، چیزی ناعادلانه است و به نوعی خیانت بدن به آنها. بیمار سرطانی با تلخی میپرسد: چرا من؟
📗برگرفته از :
بیماری بهمثابه استعاره، نوشته سوزان سانتاگ، ترجمه احسان کیانیخواه، نشر حرفه نویسنده، 1393.
#لقمه_کتاب
@neocritic
👍8😢4
📚
بیماری بهمثابه استعاره، نوشته سوزان سانتاگ، ترجمه احسان کیانیخواه، نشر حرفه نویسنده، 1393.
@neocritic
❤6👍2
Audio
#بهمن
به! من
به! تو
یک «ما»ی رؤیایی!
میتوانستم مادر شوم
در آستانهی هر بهار
به! «آری» گفتن، چه خوب است!
من اما گفتم: نه!
در برف بهمن فرو رفتم
سنگینسنگین
وامانده از بهار
یک «ما»ی کشیده، بی تو کشید
این گاو تکافتادهی غمگین
زمین و زمان در دلش...
حامله باقی ماند
ما... ما... ما...
مادر نمیشوم هرگز
«تو» هم برو بی نگرانی
«میم» بی «الف»، گرسنه نمیماند
میچسبد به «نون» و
گرم میشود زیبا
به به!
«من» دوباره رسید
با دلی که خالی نمیشود
چشم نمیخورد
اسفند دود نکن
در بهمنم میمانم تنها.
مامای روزگار!
دست از سر من یکی بردار!
#منیرسارا
#شعر_و_صدا
@biqarariha1
به! من
به! تو
یک «ما»ی رؤیایی!
میتوانستم مادر شوم
در آستانهی هر بهار
به! «آری» گفتن، چه خوب است!
من اما گفتم: نه!
در برف بهمن فرو رفتم
سنگینسنگین
وامانده از بهار
یک «ما»ی کشیده، بی تو کشید
این گاو تکافتادهی غمگین
زمین و زمان در دلش...
حامله باقی ماند
ما... ما... ما...
مادر نمیشوم هرگز
«تو» هم برو بی نگرانی
«میم» بی «الف»، گرسنه نمیماند
میچسبد به «نون» و
گرم میشود زیبا
به به!
«من» دوباره رسید
با دلی که خالی نمیشود
چشم نمیخورد
اسفند دود نکن
در بهمنم میمانم تنها.
مامای روزگار!
دست از سر من یکی بردار!
#منیرسارا
#شعر_و_صدا
@biqarariha1
❤9🕊3
Forwarded from آینده (عباس عبدی)
🔴۱۶ گلوله و یک دختر
🔺نوآوران ۱۵ بهمن ۱۴۰۳
✍️عباس عبدی
🔘خبر گر چه تکراری بود ولی همچنان تأثرآور است. دختری جوان که ۱۷ سال داشت با رگبار گلوله پدر و بردارش کشته شد. این اتفاق چند روز پیش در روستایی در شوشتر رخ داد. وی که دو سال پیش با پسر جوانی به قصد ازدواج فرار کرده بود پس از گرفتن رضایت خانواده و پرداخت ۶۰۰ میلیون تومان از سوی خانواده پسر به خانواده دختر، صاحب فرزند هم شده بود. گر چه مطابق سنت عشایری این تفاهم موجب «فصل» و ختم غائله محسوب میشود، ولی در هر حال پدر و بردار وی با ۱۶ گلوله در حالی دختر را کشتند که نوزادش در کنارش بوده است. این خلاصه خبری است که از سوی رسانهها منتشر شد.
🔘قصد من پرداختن به فرهنگ و سنتهای عشایری در جنوب کشور نیست. این سنتها، خوب یا بد، سابقهای طولانی دارند. آنچه که هدف این یادداشت است، نقد بیتوجهی به مسئولیت حکومت در مواجهه با این سنتها است. حکومتی که باید سنتهای خوب و کارکردی را حفظ و نهادینه یا حمایت کند و در برابر سنتها و فرهنگ نادرست بایستد و آنها را تغییر دهد. ما به راحتی میتوانیم آن پدر و برادر و یا حتی دیگر اعضای خانواده و مادری که حضورش در صحنه قتل و جنایت آشکار نیست را محکوم کنیم، ولی باید بدانیم که آنان نیز قربانی فرهنگ نادرستی هستند که اقدام جدی برای تغییر و اصلاح آن صورت نمیگیرد.
🔘به نظر من یکی از دلایلی که اقدام عملی و موثری انجام نمیشود، سیاستی پنهان و باوری اعلام نشده است که گمان میکند این فرهنگ مانع از رواج فساد و فحشا خواهد شد، و به طور ضمنی از آن استقبال هم میکنند. درحالی که این رفتار نه تنها خلاف قانون و اخلاق و انسانیت و بدیهیات اسلامی است، حتی همان هدف ممانعت از رواج فساد و فحشا را نیز محقق نمیکند، اگر نتیجه عکس نداشته باشد. این رفتار فقط یک کُریخوانی عشیرهای و طایفهای است، و هیچ بحث ناموسی و فساد و اینجور چیزها نیست. اتفاقاً به پسر و مرد کاری ندارند، فقط دختر را میکشند، در حالی که در قتلهای ناموسی اغلب پسر یا مرد هم مورد اصابت قرار میگیرند.
🔘این روند در کشور بویژه در جنوب ادامه دارد، سه سال پیش در همین بهمن ماه بود که زن دیگری که او نیز فرزندی سه ساله داشت در خیابان سرش را بریدند و سر بریده را در دست گرفتند و راه رفتند. دو سال پیش از آن نیز در گیلان پدری، دختر خود را با داس کشت. مشکل کجاست و چگونه میتوان آن را حل کرد؟
🔘اولین و مهمترین گام که به سرعت قابلیت اجرایی دارد، عمومی شدن چنین جرمی با مجازات سنگین و غیر قابل بخشش است. در حال حاضر، خانوادهها به سرعت رضایت میدهند و پشت پرده با طایفه دیگر نیز توافق کرده و همچنان رسوم غیر اخلاقی و غیر قانونی تداوم پیدا میکند. راهحل این است که نیروی انتظامی، نهادهای امنیتی، دادگستری قاطعانه مامور و موظف به مقابله با این جنایات شوند و قانون نیز به سرعت در جهت تشدید و غیر قابل عفو و گذشت بودن آن تصویب و عمل گردد.
🔘این بیمعنی است که بتوان فرزند را کشت یا با توافق خانواده عضوی از آن را کشت و به سرعت رضایت داد و ماجرا خاتمه یافته تلقی شود. در این میان حق جامعه است که نادیده گرفته میشود. اکنون مثل گذشته نیست. در امور جزایی حق جامعه در مجازات مجرم مقدم بر حق فردی است. بویژه علیه افرادی که خودشان مستقیم یا غیر مستقیم در جنایت دست داشتهاند.
🔘گام دوم، شکل دادن یک کار و زار جدی در سطح آموزش عمومی و رسانهای برای مقابله فرهنگی با این جنایت است. باید آن را به شدت محکوم کرد و ریشههای نادرست آن را شناسایی و معرفی نمود. سکوت در برابر این سنتهای نادرست به منزله تأیید آن تلقی میشود. باید مسأله را بویژه در مناطقی که این رفتار شایع است جدی گرفت و در مواردی که احتمال وقوع چنین جنایتی وجود دارد، اقدامات پیشگیرانه نمود.
🔘واقعیت این است که آمار چنین فجایعی بیش از این است که منتشر میشود. شاید این مورد به دلیل شکل واقعه برجسته و خبری شده است. این احتمال وجود دارد که قتلهای آرام و بی سر و صدا علیه زنان و دختران صورت گیرد که سعی میکنند صدایش را در نیاورند. مثلاً کسی را مسموم کنند و وانمود نمایند که خودش را مسموم کرده است، و خانواده نیز هیچ شکایتی نداشته باشد. یا در حادثهای ساختگی دختر یا زن کشته شود و فقط اتفاق معمولی معرفی شود. پلیس و دستگاههای امنیتی و انتظامی اغلب متوجه میشوند که واقعیت چیست ولی به دلایلی سعی میکنند که در امور خانوادهها دخالت نکنند، در حالی که این مسأله جزیی از حقوق اجتماعی است.
🔘اگر سازمان اجتماعی در وزارت کشور گزارشی از این آسیب و جرم مهم، تهیه و یا ارایه کند، بسیار موثر خواهد بود، ولی به گمانم این نهادها بیش از آنکه به هدف اصلی خود بپردازند، درگیر مسایل دیگری شدهاند.
https://noavaranonline.ir/%db%b1%db%b6-%da%af%d9%84%d9%88%d9%84%d9%87-%d9%88-%db%8c%da%a9-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1/
🔺نوآوران ۱۵ بهمن ۱۴۰۳
✍️عباس عبدی
🔘خبر گر چه تکراری بود ولی همچنان تأثرآور است. دختری جوان که ۱۷ سال داشت با رگبار گلوله پدر و بردارش کشته شد. این اتفاق چند روز پیش در روستایی در شوشتر رخ داد. وی که دو سال پیش با پسر جوانی به قصد ازدواج فرار کرده بود پس از گرفتن رضایت خانواده و پرداخت ۶۰۰ میلیون تومان از سوی خانواده پسر به خانواده دختر، صاحب فرزند هم شده بود. گر چه مطابق سنت عشایری این تفاهم موجب «فصل» و ختم غائله محسوب میشود، ولی در هر حال پدر و بردار وی با ۱۶ گلوله در حالی دختر را کشتند که نوزادش در کنارش بوده است. این خلاصه خبری است که از سوی رسانهها منتشر شد.
🔘قصد من پرداختن به فرهنگ و سنتهای عشایری در جنوب کشور نیست. این سنتها، خوب یا بد، سابقهای طولانی دارند. آنچه که هدف این یادداشت است، نقد بیتوجهی به مسئولیت حکومت در مواجهه با این سنتها است. حکومتی که باید سنتهای خوب و کارکردی را حفظ و نهادینه یا حمایت کند و در برابر سنتها و فرهنگ نادرست بایستد و آنها را تغییر دهد. ما به راحتی میتوانیم آن پدر و برادر و یا حتی دیگر اعضای خانواده و مادری که حضورش در صحنه قتل و جنایت آشکار نیست را محکوم کنیم، ولی باید بدانیم که آنان نیز قربانی فرهنگ نادرستی هستند که اقدام جدی برای تغییر و اصلاح آن صورت نمیگیرد.
🔘به نظر من یکی از دلایلی که اقدام عملی و موثری انجام نمیشود، سیاستی پنهان و باوری اعلام نشده است که گمان میکند این فرهنگ مانع از رواج فساد و فحشا خواهد شد، و به طور ضمنی از آن استقبال هم میکنند. درحالی که این رفتار نه تنها خلاف قانون و اخلاق و انسانیت و بدیهیات اسلامی است، حتی همان هدف ممانعت از رواج فساد و فحشا را نیز محقق نمیکند، اگر نتیجه عکس نداشته باشد. این رفتار فقط یک کُریخوانی عشیرهای و طایفهای است، و هیچ بحث ناموسی و فساد و اینجور چیزها نیست. اتفاقاً به پسر و مرد کاری ندارند، فقط دختر را میکشند، در حالی که در قتلهای ناموسی اغلب پسر یا مرد هم مورد اصابت قرار میگیرند.
🔘این روند در کشور بویژه در جنوب ادامه دارد، سه سال پیش در همین بهمن ماه بود که زن دیگری که او نیز فرزندی سه ساله داشت در خیابان سرش را بریدند و سر بریده را در دست گرفتند و راه رفتند. دو سال پیش از آن نیز در گیلان پدری، دختر خود را با داس کشت. مشکل کجاست و چگونه میتوان آن را حل کرد؟
🔘اولین و مهمترین گام که به سرعت قابلیت اجرایی دارد، عمومی شدن چنین جرمی با مجازات سنگین و غیر قابل بخشش است. در حال حاضر، خانوادهها به سرعت رضایت میدهند و پشت پرده با طایفه دیگر نیز توافق کرده و همچنان رسوم غیر اخلاقی و غیر قانونی تداوم پیدا میکند. راهحل این است که نیروی انتظامی، نهادهای امنیتی، دادگستری قاطعانه مامور و موظف به مقابله با این جنایات شوند و قانون نیز به سرعت در جهت تشدید و غیر قابل عفو و گذشت بودن آن تصویب و عمل گردد.
🔘این بیمعنی است که بتوان فرزند را کشت یا با توافق خانواده عضوی از آن را کشت و به سرعت رضایت داد و ماجرا خاتمه یافته تلقی شود. در این میان حق جامعه است که نادیده گرفته میشود. اکنون مثل گذشته نیست. در امور جزایی حق جامعه در مجازات مجرم مقدم بر حق فردی است. بویژه علیه افرادی که خودشان مستقیم یا غیر مستقیم در جنایت دست داشتهاند.
🔘گام دوم، شکل دادن یک کار و زار جدی در سطح آموزش عمومی و رسانهای برای مقابله فرهنگی با این جنایت است. باید آن را به شدت محکوم کرد و ریشههای نادرست آن را شناسایی و معرفی نمود. سکوت در برابر این سنتهای نادرست به منزله تأیید آن تلقی میشود. باید مسأله را بویژه در مناطقی که این رفتار شایع است جدی گرفت و در مواردی که احتمال وقوع چنین جنایتی وجود دارد، اقدامات پیشگیرانه نمود.
🔘واقعیت این است که آمار چنین فجایعی بیش از این است که منتشر میشود. شاید این مورد به دلیل شکل واقعه برجسته و خبری شده است. این احتمال وجود دارد که قتلهای آرام و بی سر و صدا علیه زنان و دختران صورت گیرد که سعی میکنند صدایش را در نیاورند. مثلاً کسی را مسموم کنند و وانمود نمایند که خودش را مسموم کرده است، و خانواده نیز هیچ شکایتی نداشته باشد. یا در حادثهای ساختگی دختر یا زن کشته شود و فقط اتفاق معمولی معرفی شود. پلیس و دستگاههای امنیتی و انتظامی اغلب متوجه میشوند که واقعیت چیست ولی به دلایلی سعی میکنند که در امور خانوادهها دخالت نکنند، در حالی که این مسأله جزیی از حقوق اجتماعی است.
🔘اگر سازمان اجتماعی در وزارت کشور گزارشی از این آسیب و جرم مهم، تهیه و یا ارایه کند، بسیار موثر خواهد بود، ولی به گمانم این نهادها بیش از آنکه به هدف اصلی خود بپردازند، درگیر مسایل دیگری شدهاند.
https://noavaranonline.ir/%db%b1%db%b6-%da%af%d9%84%d9%88%d9%84%d9%87-%d9%88-%db%8c%da%a9-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1/
💔12👍3
موسسه حامی علوم انسانی
🔺موسسهی حامی علوم انسانی برگزار میکند: 🔹 جنسیت، فرهنگ وبیولوژی سخنرانان: 👤 جواد درویش دانشگاه شهید بهشتی 👤 زینب سالاری دکتری فلسفهی دین، پژوهشگر 👤 شیوا علینقیان مدیر کارگروه مطالعات جنسیت انجمن انسانشناسی ایران 👤 مرضیه لطفی پژوهشکده فلسفهی تحلیلی،…
Telegram
خانه اندیشمندان علوم انسانی
🎵 پوشه شنیداری نشست جنسیت، فرهنگ و بیولوژی
🗓 چهارشنبه 17 بهمن 1403
🏡 سالن حافظ
💢موسسه حامی علوم انسانی💢
💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢
🆔 @iranianhht
🗓 چهارشنبه 17 بهمن 1403
🏡 سالن حافظ
💢موسسه حامی علوم انسانی💢
💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢
🆔 @iranianhht
❤1
.
گلویمان را رها کن و آب دهانمان را بر ما گوارا ساز و با نقصی که در خود میشناسیم و تردیدهایی که گریبانمان گرفته رهایمان کن، که آن عظیم است و این فراوان...
ابنمسکویه به ابوحیان توحیدی
📷 برف امروز تهران
@neocritic
گلویمان را رها کن و آب دهانمان را بر ما گوارا ساز و با نقصی که در خود میشناسیم و تردیدهایی که گریبانمان گرفته رهایمان کن، که آن عظیم است و این فراوان...
ابنمسکویه به ابوحیان توحیدی
📷 برف امروز تهران
@neocritic
❤20👍2
چاهی که از آن آب برداشتهایم سمی نکنیم!
✅️ آنت بایر، فیلسوف نیوزلندی، مقالهای دارد با عنوان «حقوق رفتگان و نامدگان». میگوید اگر هر یک از ما خیال کند که سهم و حقی در این جهان دارد، ناگزیر باید اعتراف کند که آیندگان نیز در منابع محدودِ مانده در جهان سهیم هستند. اشاره میکند همانطور که ما برای درگذشتگان حق و حقوقی قائلیم و میراث آنها را به واسطه وکلایشان به میراثبران منتقل میکنیم (در حالی که دیگر در این جهان نیستند) باید برای آنها که نیامدهاند و در این جهان نیستند نیز حق و حقوقی قائل باشیم و خود را در برابر آنها مکلف و متعهد بدانیم؛ حتی باید به اشخاص یا نهادهایی قدرت قانونی بدهیم برای محافظت از حقوق آیندگان، همانطور که حق و حقوق رفتگان متولیان قانونی دارد.
✅️ آیندگان گرچه هویت نامشخصی دارند، ولی معاصران، به لحاظ اخلاقی، مسئول هستند که دست کم برخی حقوق عمومی آنها مانند حق بهرهمندی از آب و هوای سالم، حق بهرهمندی از منابع محدود زمین، حق بهرهمندی از سنتهای فرهنگی و فکری پسندیده و حق بهرهمندی از سرمایهگذاریهای عام المنفعهای که گذشتگان برای ما برجا گذاشتهاند را به رسمیت بشناسند. بایر تأکید میکند معاصران باید خود را به چشم حاملان و احیاگران امانتهایی ببینند که از گذشتگان دریافت کردهاند. هر خیر و منفعتی که از گذشته برای ما حفظ شده و به دست ما رسیده نه فقط متعلق به ما که متعلق به همه نسلهای آینده است و همه ما باید در تولید و بازتولید فضایل مشترک که به ما ارث رسیده است مشارکت کنیم.
✅️ بایر همچنین ما را توجه میدهد به این نکته که اگر برای بسیاری خسارتها، گذشتگان خود را مقصر میدانیم و به خود حق میدهیم آنها را نقد کنیم، باید بدانیم که ما نیز در برابر آیندگان مسئولیم و از قضا از آنان مسئولتریم.
مسئولتر؟
✅️ ما به نحو قابل توجهی تجربه، دانش و قدرت محاسبه و پیشبینی نتایج اقدامات و سیاستهای خود را داریم_ چیزی که آنان هرگز نداشتهاند. از زمانیکه انسانها توانستند تولید نسل خود را کنترل و مدیریت کنند و از زمانیکه توانستیم نسبتِ منابع موجود و قابل احیاء برای زندگی سعادتمندانه با جمعیت را بسنجیم، اخلاقاً در قبال آیندگان و فقر و قحطی و گرسنگی های احتمالی آنان مسئول شدهایم.
✅️ بایر میگوید ما باید خود را عضوی از یک جامعه اخلاقی ببینیم که حلقه اتصال نسلهای گذشته و آینده است و حق ندارد چاهی که از آن آب برداشته را سمی کند، ولو اینکه در عمیق کردن آن و بهرهوری از آن بیش از سایرین سهیم بوده باشد. ما اخلاقا مسئول هستیم که برای هر گونه اقدام و عمل امروز، حقوق و مصلحت همه نسلهای آینده را نیز در نظر بگیریم.
✅️ در پایان مقاله به چهار وظیفه اخلاقی اصلی ما در قبال نامدگان اشاره میکند:
✔️ یکم، آیندگان نیز مانند ما به منابع طبیعی مانند هوا، خاک و آب نیازمندند، منابعی که هیچ یک از آنها را ما تولید نکردهایم. آنها محق هستند که این منابع را پاک از ما تحویل بگیرند.
✔️ دوم، آنها حق دارند در همه خیرهای عمومی که نسلهای گذشته ایجاد کردهاند و اغلب با هزینه زیاد و فداکاری بسیار به دست آمده، سهیم باشند.
✔️ سوم، ما حق نداریم از سهم آیندگان برای تجمل و عیاشی و زیاده خواهی خود مصرف کنیم. نامدگان حق دارند در جهانی زندگی کنند که ازدحام کمتری داشته و کمتر بحران زده باشد.
✔️ چهارم، ما در مقابل قربانیان احتمالی اشتباهات خود در آینده مسئولیم و این به آن معناست که جامعه باید برای جبران خسارتهایی که به بار آمده است برنامهریزی و سرمایهگذاری کند.
📝 (این یادداشت بازنشر نوشتهای قدیمی است که زمانی دور برای هشدار درباره خشکی رودخانهها، تالابها و دریاچهها نوشته شد، ولی امروز بعد از مشاهده میزان آبی که دوستی برای شستن یک لیوان مصرف کرد...)
@neocritic
✅️ آنت بایر، فیلسوف نیوزلندی، مقالهای دارد با عنوان «حقوق رفتگان و نامدگان». میگوید اگر هر یک از ما خیال کند که سهم و حقی در این جهان دارد، ناگزیر باید اعتراف کند که آیندگان نیز در منابع محدودِ مانده در جهان سهیم هستند. اشاره میکند همانطور که ما برای درگذشتگان حق و حقوقی قائلیم و میراث آنها را به واسطه وکلایشان به میراثبران منتقل میکنیم (در حالی که دیگر در این جهان نیستند) باید برای آنها که نیامدهاند و در این جهان نیستند نیز حق و حقوقی قائل باشیم و خود را در برابر آنها مکلف و متعهد بدانیم؛ حتی باید به اشخاص یا نهادهایی قدرت قانونی بدهیم برای محافظت از حقوق آیندگان، همانطور که حق و حقوق رفتگان متولیان قانونی دارد.
✅️ آیندگان گرچه هویت نامشخصی دارند، ولی معاصران، به لحاظ اخلاقی، مسئول هستند که دست کم برخی حقوق عمومی آنها مانند حق بهرهمندی از آب و هوای سالم، حق بهرهمندی از منابع محدود زمین، حق بهرهمندی از سنتهای فرهنگی و فکری پسندیده و حق بهرهمندی از سرمایهگذاریهای عام المنفعهای که گذشتگان برای ما برجا گذاشتهاند را به رسمیت بشناسند. بایر تأکید میکند معاصران باید خود را به چشم حاملان و احیاگران امانتهایی ببینند که از گذشتگان دریافت کردهاند. هر خیر و منفعتی که از گذشته برای ما حفظ شده و به دست ما رسیده نه فقط متعلق به ما که متعلق به همه نسلهای آینده است و همه ما باید در تولید و بازتولید فضایل مشترک که به ما ارث رسیده است مشارکت کنیم.
✅️ بایر همچنین ما را توجه میدهد به این نکته که اگر برای بسیاری خسارتها، گذشتگان خود را مقصر میدانیم و به خود حق میدهیم آنها را نقد کنیم، باید بدانیم که ما نیز در برابر آیندگان مسئولیم و از قضا از آنان مسئولتریم.
مسئولتر؟
✅️ ما به نحو قابل توجهی تجربه، دانش و قدرت محاسبه و پیشبینی نتایج اقدامات و سیاستهای خود را داریم_ چیزی که آنان هرگز نداشتهاند. از زمانیکه انسانها توانستند تولید نسل خود را کنترل و مدیریت کنند و از زمانیکه توانستیم نسبتِ منابع موجود و قابل احیاء برای زندگی سعادتمندانه با جمعیت را بسنجیم، اخلاقاً در قبال آیندگان و فقر و قحطی و گرسنگی های احتمالی آنان مسئول شدهایم.
✅️ بایر میگوید ما باید خود را عضوی از یک جامعه اخلاقی ببینیم که حلقه اتصال نسلهای گذشته و آینده است و حق ندارد چاهی که از آن آب برداشته را سمی کند، ولو اینکه در عمیق کردن آن و بهرهوری از آن بیش از سایرین سهیم بوده باشد. ما اخلاقا مسئول هستیم که برای هر گونه اقدام و عمل امروز، حقوق و مصلحت همه نسلهای آینده را نیز در نظر بگیریم.
✅️ در پایان مقاله به چهار وظیفه اخلاقی اصلی ما در قبال نامدگان اشاره میکند:
✔️ یکم، آیندگان نیز مانند ما به منابع طبیعی مانند هوا، خاک و آب نیازمندند، منابعی که هیچ یک از آنها را ما تولید نکردهایم. آنها محق هستند که این منابع را پاک از ما تحویل بگیرند.
✔️ دوم، آنها حق دارند در همه خیرهای عمومی که نسلهای گذشته ایجاد کردهاند و اغلب با هزینه زیاد و فداکاری بسیار به دست آمده، سهیم باشند.
✔️ سوم، ما حق نداریم از سهم آیندگان برای تجمل و عیاشی و زیاده خواهی خود مصرف کنیم. نامدگان حق دارند در جهانی زندگی کنند که ازدحام کمتری داشته و کمتر بحران زده باشد.
✔️ چهارم، ما در مقابل قربانیان احتمالی اشتباهات خود در آینده مسئولیم و این به آن معناست که جامعه باید برای جبران خسارتهایی که به بار آمده است برنامهریزی و سرمایهگذاری کند.
📝 (این یادداشت بازنشر نوشتهای قدیمی است که زمانی دور برای هشدار درباره خشکی رودخانهها، تالابها و دریاچهها نوشته شد، ولی امروز بعد از مشاهده میزان آبی که دوستی برای شستن یک لیوان مصرف کرد...)
@neocritic
👍13❤4
✍️چطور با کلاس صحبت کنیم؟
✅ اخیراً مدام ویدئوهایی جذاب و خوشساخت از مردان و زنان جوان در اینستاگرام میبینم که یاد میدهند «چطور با کلاس صحبت کنیم». و یعنی اینکه چطور بیشتر و درست از عبارات و اصطلاحات انگلیسی استفاده کنیم. یا مسخره میکنند معادلهایی که «فرهنگستان زبان فارسی» پیشنهاد میدهد.
✅ چند سال پیش وقتی همکار جدیدی با پیشزمینه مهندسی هماتاقم شد، وارد دنیای جدیدی شدم. اعتیاد به کار، برنامه ریزی معطوف به هدف، عملگرا و واقعبین، پرکار و پرنویس، برتر با اختلاف در همه شاخصهای ارزیابی کار پژوهشی، با اهدافی روشن و واضح با ادبیاتی مملو از عبارات و اصطلاحات انگلیسی. همه ابعاد شخصیتاش با فضای ما و ارزش-تعارفات اهالی علوم انسانی بیگانه بود.
✅ باری، از میان همه محاسن او غلبه عبارات و اصطلاحات انگلیسی در بیانش مورد انتقاد همه بود. نخستین واکنش طبعاً انکار است. به ویژه با نگاه بالا به پایینی که دانشآموختگان سایر علوم نسبت به علوم انسانی خواندههای بینوا دارند. چندین سال گذشت تا انواع استدلال / بهانه تراشیهای او پاسخی قانعکننده بیابد: «زبان علم جهانی (انگلیسی) است»؛ « در فارسی معادلی ندارد»؛ «معنا را نمیرساند»؛ «چه اصراری دارید؟»؛ «چه اهمیتی دارد؟»؛ «مرا از فضای زبانی معتبر همگنانم دور میکند»؛ « این چیزها جز برای شما علوم انسانیخواندههای بازنده و پوسیده اهمیت ندارد» (این آخری را توی دلش میگفت، ولی چون هماتاقش بودم میشنیدم).
✅ چندسال زمان برد تا با استدلالهای اهالی علوم انسانی قانع شود. حالا شما انعکاس اهمیت دادن به زبان فارسی و ویرایش را در سخنرانیها و کتابهای تخصصیای که تالیف و ترجمه میکند میبینید و تلاش ستایشبرانگیز و فعالانهای که برای وضع عبارات جدید در زمینه دانشی خودش دارد. باعث غرور و افتخار است برای من که زمانی هماتاقش بودم و در دستانداختنش کوتاهی نمیکردم.
@neocritic
✅ اخیراً مدام ویدئوهایی جذاب و خوشساخت از مردان و زنان جوان در اینستاگرام میبینم که یاد میدهند «چطور با کلاس صحبت کنیم». و یعنی اینکه چطور بیشتر و درست از عبارات و اصطلاحات انگلیسی استفاده کنیم. یا مسخره میکنند معادلهایی که «فرهنگستان زبان فارسی» پیشنهاد میدهد.
✅ چند سال پیش وقتی همکار جدیدی با پیشزمینه مهندسی هماتاقم شد، وارد دنیای جدیدی شدم. اعتیاد به کار، برنامه ریزی معطوف به هدف، عملگرا و واقعبین، پرکار و پرنویس، برتر با اختلاف در همه شاخصهای ارزیابی کار پژوهشی، با اهدافی روشن و واضح با ادبیاتی مملو از عبارات و اصطلاحات انگلیسی. همه ابعاد شخصیتاش با فضای ما و ارزش-تعارفات اهالی علوم انسانی بیگانه بود.
✅ باری، از میان همه محاسن او غلبه عبارات و اصطلاحات انگلیسی در بیانش مورد انتقاد همه بود. نخستین واکنش طبعاً انکار است. به ویژه با نگاه بالا به پایینی که دانشآموختگان سایر علوم نسبت به علوم انسانی خواندههای بینوا دارند. چندین سال گذشت تا انواع استدلال / بهانه تراشیهای او پاسخی قانعکننده بیابد: «زبان علم جهانی (انگلیسی) است»؛ « در فارسی معادلی ندارد»؛ «معنا را نمیرساند»؛ «چه اصراری دارید؟»؛ «چه اهمیتی دارد؟»؛ «مرا از فضای زبانی معتبر همگنانم دور میکند»؛ « این چیزها جز برای شما علوم انسانیخواندههای بازنده و پوسیده اهمیت ندارد» (این آخری را توی دلش میگفت، ولی چون هماتاقش بودم میشنیدم).
✅ چندسال زمان برد تا با استدلالهای اهالی علوم انسانی قانع شود. حالا شما انعکاس اهمیت دادن به زبان فارسی و ویرایش را در سخنرانیها و کتابهای تخصصیای که تالیف و ترجمه میکند میبینید و تلاش ستایشبرانگیز و فعالانهای که برای وضع عبارات جدید در زمینه دانشی خودش دارد. باعث غرور و افتخار است برای من که زمانی هماتاقش بودم و در دستانداختنش کوتاهی نمیکردم.
@neocritic
👍18🤣9
@MMehran در ایکس/توئیتر
از او بیشتر بخوانید درباره نقاشی مرگ سقراط اثر داوید:
https://x.com/MMehran/status/1758052149320384708?t=z1hQu506OTxJT_1Fs9LOXg&s=19
@neocritic
امروز روزی است که سقراط اعدام شد. افلاطون دنیا را به کشتی احمقها تشبیه کرد. احمقهایی که تنها ناخدایی که میتوانسته آنها را از آن دریا نجات دهد، در آب انداختند و دیوانگان هدایت کشتی را بر عهده گرفتند!
دنیا همچنان بر آن مدار میچرخد، و ما در کشتی احمقها گرفتار شدهایم.
از او بیشتر بخوانید درباره نقاشی مرگ سقراط اثر داوید:
https://x.com/MMehran/status/1758052149320384708?t=z1hQu506OTxJT_1Fs9LOXg&s=19
@neocritic
X (formerly Twitter)
Mehran (@MMehran) on X
1/12) احتمالاً کسی را پیدا نکنید که چرخی در اینترنت زده باشد و این نقاشی را ندیده باشد، یکی از مشهورترین آثارِ #نئوکلاسیسیسم که ژاک-لویی داوید آن را در سال ۱۷۸۷ کشید و با نام مرگ #سقراط در دنیا شناخته میشود.
مشهور است که سقراط امروز ۱۵ فوریه (۳۹۹ ق.م)…
مشهور است که سقراط امروز ۱۵ فوریه (۳۹۹ ق.م)…
👍10🔥3
Forwarded from همایش محیط زیست و فرهنگ و تمدن اسلامی
برگزاری دومین پیشنشست
همایش بینالمللی
" محیطزیست و فرهنگ و تمدن اسلامی"
با همکاری دانشگاه مازندران
💢حضوری و مجازی💢
💢یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۳💢
اطلاعات بیشتر در لینک زیر
https://www.isqsconf.ir/fa/news.php?rid=41
☘🌸☘
ایمیل
info@isqsconf.ir
تلگرام
https://t.me/isqsconf
ایتا
https://eitaa.com/isqsconf
همایش بینالمللی
" محیطزیست و فرهنگ و تمدن اسلامی"
با همکاری دانشگاه مازندران
💢حضوری و مجازی💢
💢یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۳💢
اطلاعات بیشتر در لینک زیر
https://www.isqsconf.ir/fa/news.php?rid=41
☘🌸☘
ایمیل
info@isqsconf.ir
تلگرام
https://t.me/isqsconf
ایتا
https://eitaa.com/isqsconf
👍2
✉️
بلا همیشه دور اهل علم پرپر میزند
✅️صرفنظر از قضاوت ناشیانه براون درباره خواجه نصیرالدین طوسی ظن او زننده و خصمانه است. او را خائن بالفطره میخواند و جای نیشخند روزگار میداند که چنین آدمی بهترین کتاب را درباره اخلاق به زبان فارسی نوشته است.
✅️ مسأله دو مقدمه نوشتن بر اخلاق ناصری یک بار به سود اسماعیلیان و یک بار به نفع دشمنانشان. معلوم میشود که آن خدابیامرز [مجتبی مینوی] را تا آخرین لحظه زندگی مشغول کرده بوده است. بی آنکه بخواهم طرز کار خود را به نحوی با پژوهشگری و تیزبینی و پشتکار و صداقت او مانند کنم من هم وقتی نظر براون و بعد عقیده ریپکا را در این بحث خواندم راستی که ناراحت شدم و برآشفتم. کسانی که بیرون گود ایستادهاند آسان میتوانند فریاد برآورند لنگش کن. الله اکبر. چقدر این مورّخین دانا هستند که میتوانند تشخیص دهند که در چه اوضاع و احوالی و زیر چه فشارهای مادی و روحی، آدمی ۷۰۰ سال پیش از دوران زندگانیشان زیسته و دست به کاری زده که برایشان یقین حاصل شده است باید او را به خیانت و چپاول محکوم کنند...
✅️ این حضرات که در ناز و نعمت بسر بردهاند و اگر روزگار در کشوری به حالشان نساخته به دیار دیگری رخت بربستهاند و بساط خود را پهن کردهاند هرگز به خاطرشان نرسیده است که از خود بپرسند چه وضعی در آن دوران در زیر قدرت سرکردههای اسماعیلی و کشورگشایان مغولی برقرار بوده است که مردانی مانند خواجه نصیرالدین طوسی مجبور بودهاند به سازشان برقصند. مینوی که در هر صد سال چند تا نظیرش در کشوری مانند ایران میتواند نشو و نما کند، مینوی که چند تا قزاق قدارهبند میبایست تصمیم بگیرند که آیا فلان کتابش درباره آزادی باید منتشر شود یا نه، مینوی خوب درک کرده بوده است که بلا همیشه دور اهل علم پرپر میزند. خواجه نصیرالدین طوسی به قول خودش در سال ۶۳۳ .هـ. ق. زمانی که عالم سرشناسی بوده و محتشم اسماعیلی او را به قلعه خود دعوت کرده اخلاق ناصری را نوشته است و در سال ۶۵۴ پس از کشته شدن علاءالدین محمد - شاید هم به توطئه پسرش خودشاه- حکومت اسماعیلیان درهم شکست و از قدرت سیاسی آنها اثری باقی نماند. ببینیم در این بیست و یک ساله چه گذشته است...
✅️ آقای حیدری، ببخشید در معقولات دخالت کردم. اما چه میشود کرد؟ ایران ما پایدار به وجود و بقای این مردان بوده و هست و خواهد بود و ما باید بخصوص در این زمانه با چنگ و دندان آبروی آنها را حفظ کنیم.
قربان شما
بزرگ علوی، برلین، چهار نوامبر ۱۹۸۱
✔️از نامه بزرگ علوی به علیرضا حیدری به مناسبت انتشار
اخلاق ناصری، نوشته خواجه نصیرالدین طوسی، به تصحیح و تنقیح مجتبی مینوی -علیرضا حیدری، انتشارات خوارزمی، ۱۳۵۶.
@neocritic
بلا همیشه دور اهل علم پرپر میزند
✅️صرفنظر از قضاوت ناشیانه براون درباره خواجه نصیرالدین طوسی ظن او زننده و خصمانه است. او را خائن بالفطره میخواند و جای نیشخند روزگار میداند که چنین آدمی بهترین کتاب را درباره اخلاق به زبان فارسی نوشته است.
✅️ مسأله دو مقدمه نوشتن بر اخلاق ناصری یک بار به سود اسماعیلیان و یک بار به نفع دشمنانشان. معلوم میشود که آن خدابیامرز [مجتبی مینوی] را تا آخرین لحظه زندگی مشغول کرده بوده است. بی آنکه بخواهم طرز کار خود را به نحوی با پژوهشگری و تیزبینی و پشتکار و صداقت او مانند کنم من هم وقتی نظر براون و بعد عقیده ریپکا را در این بحث خواندم راستی که ناراحت شدم و برآشفتم. کسانی که بیرون گود ایستادهاند آسان میتوانند فریاد برآورند لنگش کن. الله اکبر. چقدر این مورّخین دانا هستند که میتوانند تشخیص دهند که در چه اوضاع و احوالی و زیر چه فشارهای مادی و روحی، آدمی ۷۰۰ سال پیش از دوران زندگانیشان زیسته و دست به کاری زده که برایشان یقین حاصل شده است باید او را به خیانت و چپاول محکوم کنند...
✅️ این حضرات که در ناز و نعمت بسر بردهاند و اگر روزگار در کشوری به حالشان نساخته به دیار دیگری رخت بربستهاند و بساط خود را پهن کردهاند هرگز به خاطرشان نرسیده است که از خود بپرسند چه وضعی در آن دوران در زیر قدرت سرکردههای اسماعیلی و کشورگشایان مغولی برقرار بوده است که مردانی مانند خواجه نصیرالدین طوسی مجبور بودهاند به سازشان برقصند. مینوی که در هر صد سال چند تا نظیرش در کشوری مانند ایران میتواند نشو و نما کند، مینوی که چند تا قزاق قدارهبند میبایست تصمیم بگیرند که آیا فلان کتابش درباره آزادی باید منتشر شود یا نه، مینوی خوب درک کرده بوده است که بلا همیشه دور اهل علم پرپر میزند. خواجه نصیرالدین طوسی به قول خودش در سال ۶۳۳ .هـ. ق. زمانی که عالم سرشناسی بوده و محتشم اسماعیلی او را به قلعه خود دعوت کرده اخلاق ناصری را نوشته است و در سال ۶۵۴ پس از کشته شدن علاءالدین محمد - شاید هم به توطئه پسرش خودشاه- حکومت اسماعیلیان درهم شکست و از قدرت سیاسی آنها اثری باقی نماند. ببینیم در این بیست و یک ساله چه گذشته است...
✅️ آقای حیدری، ببخشید در معقولات دخالت کردم. اما چه میشود کرد؟ ایران ما پایدار به وجود و بقای این مردان بوده و هست و خواهد بود و ما باید بخصوص در این زمانه با چنگ و دندان آبروی آنها را حفظ کنیم.
قربان شما
بزرگ علوی، برلین، چهار نوامبر ۱۹۸۱
✔️از نامه بزرگ علوی به علیرضا حیدری به مناسبت انتشار
اخلاق ناصری، نوشته خواجه نصیرالدین طوسی، به تصحیح و تنقیح مجتبی مینوی -علیرضا حیدری، انتشارات خوارزمی، ۱۳۵۶.
@neocritic
❤7👍4
Critic l مریم نصر
✉️ بلا همیشه دور اهل علم پرپر میزند ✅️صرفنظر از قضاوت ناشیانه براون درباره خواجه نصیرالدین طوسی ظن او زننده و خصمانه است. او را خائن بالفطره میخواند و جای نیشخند روزگار میداند که چنین آدمی بهترین کتاب را درباره اخلاق به زبان فارسی نوشته است. ✅️ مسأله…
📚
اخلاق ناصری، نوشته خواجه نصیرالدین طوسی، به تصحیح و تنقیح مجتبی مینوی -علیرضا حیدری، انتشارات خوارزمی، ۱۳۵۶.
@neocritic
اخلاق ناصری، نوشته خواجه نصیرالدین طوسی، به تصحیح و تنقیح مجتبی مینوی -علیرضا حیدری، انتشارات خوارزمی، ۱۳۵۶.
@neocritic
❤3
.
فقط مرا بخور
زیر زبان حلم کن
فقط قورتم بده
و رویش آب بخور
میدانم با بدبختی، باید چکار کرد
چگونه خبر بد را تحمل کرد
بیعدالتیها را کاهش داد
و فقدان خدا را چگونه معلوم ساخت
و کلاه عزاداری مناسب چهره انتخاب کرد
منتظر چه ای -
ترحم شیمیایی را باور کن
هنوز جوانی آقا یا خانم
باید به زندگیت سروسامانی بدهی
چه کسی گفته
که زندگی باید دلیرانه سپری شود؟
پرتگاه خود را به من بده -
آن را با رؤیاها هموار خواهم کرد
آقا یا خانم از من سپاسگزار خواهی بود
... جان خود را به من بفروش
خریدار دیگری نصیبت نخواهد شد
📖
@neocritic
فقط مرا بخور
زیر زبان حلم کن
فقط قورتم بده
و رویش آب بخور
میدانم با بدبختی، باید چکار کرد
چگونه خبر بد را تحمل کرد
بیعدالتیها را کاهش داد
و فقدان خدا را چگونه معلوم ساخت
و کلاه عزاداری مناسب چهره انتخاب کرد
منتظر چه ای -
ترحم شیمیایی را باور کن
هنوز جوانی آقا یا خانم
باید به زندگیت سروسامانی بدهی
چه کسی گفته
که زندگی باید دلیرانه سپری شود؟
پرتگاه خود را به من بده -
آن را با رؤیاها هموار خواهم کرد
آقا یا خانم از من سپاسگزار خواهی بود
... جان خود را به من بفروش
خریدار دیگری نصیبت نخواهد شد
📖
ویسواوا شیمبورسکا، ترجمه شهرام شیدایی، چوکا چکاد@neocritic
❤10👍4
⭕️
در خواست مشورت
✅️ درحال بازخوانی اخلاق ناصری روی یک جمله متوقف شدم:« لفظ عدالت از روی دلالت منبی است از معنی مساوات» و در ادامه «و عادل کسی بود که مناسبت و مساوات می دهد چیزهای نامتناسب و نامتساوی را...». میدانیم و خواجه نصیر هم به ما توضیح میدهد که منظور او از مساوات، برابری نیست، بلکه ایجاد اعتدال است. این اندیشه خاستگاه یونانی دارد و به نخستین تعریف عدالت بازمیگردد که عدالت را به معنی ایجاد اعتدال و قراردادن هرچیز در جای خودش میداند.
✅️ شما وقتی کلمه «مساوات» را میشنوید بلافاصله چه چیزهایی به ذهنتان میآید؟
✅️ برای خودم مثلا:
✔️ اول) جنبش مساوه (Musawah) که در آن زنان فمینیست مسلمان تلاش میکنند عدالت و برابری را به حقوق و قوانین خانواده در اسلام وارد کنند و در سال 2009 پایه گذاری شده است.
✔️ دوم) این باور که یکی از اقدامات اساسی پیامبر اسلام از میان بردن سلسله مراتب در جامعه قبیلهای عرب و برقراری «مساوات» بود چرا که «انسانها مثل دندانههای شانه مساویاند».
✔️ سوم) نائینی و رساله تنبیه الامه و تنزیه المله او که از مهمترین رسالات عصر مشروطه است و با تفکیک عدالت شرعی - عرفی و عدالت اجتماعی، در حوزه اجتماعی قائل به مساوات است. (یعنی مساوات در حقوق و قوانین و مجازات)
✔️ چهارم) نظریه مشهور مطهری در نظام حقوق زن در اسلام که «زن و مرد از حیث انسانیت مساوی هستند اما لازمه آن حقوق مساوی داشتن نیست زیرا مشابه نیستند» و اینکه «اسلام با تساوی حقوق زن و مرد مخالف نیست، با تشابه حقوق آنها متفاوت است.»
✅️ مسئله من: به نظر میرسد تکلیف ما با مفهوم «مساوات» به اندازه مفهوم «عدالت» روشن نیست و تاریخ تحول مفهوم مساوات شانه به شانه عدالت حرکت نکرده است. انگار مفهومی دینی را در خدمت مفاهیم فلسفی سیاسی و اجتماعی دستکاری کرده باشیم. اگر میتوانید مرا در ردیابی این مفهوم در اندیشه اخلاقی، سیاسی و اجتماعی مسلمانان راهنمایی کنید سپاسگزار خواهم بود: maryam.nasr@gmail.com
@neocritic
در خواست مشورت
✅️ درحال بازخوانی اخلاق ناصری روی یک جمله متوقف شدم:« لفظ عدالت از روی دلالت منبی است از معنی مساوات» و در ادامه «و عادل کسی بود که مناسبت و مساوات می دهد چیزهای نامتناسب و نامتساوی را...». میدانیم و خواجه نصیر هم به ما توضیح میدهد که منظور او از مساوات، برابری نیست، بلکه ایجاد اعتدال است. این اندیشه خاستگاه یونانی دارد و به نخستین تعریف عدالت بازمیگردد که عدالت را به معنی ایجاد اعتدال و قراردادن هرچیز در جای خودش میداند.
✅️ شما وقتی کلمه «مساوات» را میشنوید بلافاصله چه چیزهایی به ذهنتان میآید؟
✅️ برای خودم مثلا:
✔️ اول) جنبش مساوه (Musawah) که در آن زنان فمینیست مسلمان تلاش میکنند عدالت و برابری را به حقوق و قوانین خانواده در اسلام وارد کنند و در سال 2009 پایه گذاری شده است.
✔️ دوم) این باور که یکی از اقدامات اساسی پیامبر اسلام از میان بردن سلسله مراتب در جامعه قبیلهای عرب و برقراری «مساوات» بود چرا که «انسانها مثل دندانههای شانه مساویاند».
✔️ سوم) نائینی و رساله تنبیه الامه و تنزیه المله او که از مهمترین رسالات عصر مشروطه است و با تفکیک عدالت شرعی - عرفی و عدالت اجتماعی، در حوزه اجتماعی قائل به مساوات است. (یعنی مساوات در حقوق و قوانین و مجازات)
✔️ چهارم) نظریه مشهور مطهری در نظام حقوق زن در اسلام که «زن و مرد از حیث انسانیت مساوی هستند اما لازمه آن حقوق مساوی داشتن نیست زیرا مشابه نیستند» و اینکه «اسلام با تساوی حقوق زن و مرد مخالف نیست، با تشابه حقوق آنها متفاوت است.»
✅️ مسئله من: به نظر میرسد تکلیف ما با مفهوم «مساوات» به اندازه مفهوم «عدالت» روشن نیست و تاریخ تحول مفهوم مساوات شانه به شانه عدالت حرکت نکرده است. انگار مفهومی دینی را در خدمت مفاهیم فلسفی سیاسی و اجتماعی دستکاری کرده باشیم. اگر میتوانید مرا در ردیابی این مفهوم در اندیشه اخلاقی، سیاسی و اجتماعی مسلمانان راهنمایی کنید سپاسگزار خواهم بود: maryam.nasr@gmail.com
@neocritic
👍10