Critic l مریم نصر
3.17K subscribers
374 photos
56 videos
29 files
333 links
«بودن در زمانه خود … مخالفت با زمانه خود است، بودنِ نقاد در زمانه خود است، بیرون از قاب زمانه بودن است»
فرانسواز دستور

تماس: Maryam.nasr[at] gmail.com
Download Telegram
🔴کانون جهان ایرانی دانشگاه تهران، انجمن علمی-دانشجویی فلسفهٔ دانشگاه تهران و گروه فلسفهٔ دانشگاه تهران به‌مناسبت روز جهانی فلسفه برگزار می‌کند:

🔸️بایستگی فلسفه در جهان امروز

🔻سخنرانان(به‌ترتیب الفبا):
• دکتر محمدرضا بهشتی
• دکتر داود حسینی
• دکتر احمد رجبی
• دکتر محمدجواد صافیان
• دکتر سیدحمید طالب‌زاده
• دکتر نیره‌ سادات میرموسی
• دکتر حسین واله

🔻پیام ویدیویی از:
• دکتر ضیاء موحد
• دکتر پیتر آدامسون

▪️باحضور:
استادان بازنشسته، اعضای هیئت علمی، دانش‌آموختگان و دانشجویان کل گروه‌های فلسفه در کشور.

🔸️زمان و مکان:
چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۵
دانشگاه تهران، دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، تالار فردوسی

ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
@jahaneirani_ut
@AnjomanPhUT
❤9👎3
در میانۀ میدان

خرده‌گیران به شمار نمی‌آیند: آنان که انگشت بر لغزیدن و زمین خوردن مرد میدان می‌گذارند یا می‌گویند کجا می‌توانست بهتر عمل کند.
قدر و منزلت از آنِ کسی است که در میانۀ میدان است، آن ‌که چهره‌اش به خاک و خون و عرق آمیخته، آن‌ که دلیرانه می‌کوشد، آن‌ که خطا می‌کند، آن‌ که بارها و بارها ناکام می‌ماند - چرا که هیچ کوششی بی‌کم‌وکاست نیست، اما آن ‌که شور و اشتیاق بی‌اندازه را می‌شناسد، آن‌ که با سرسپردن‌های سترگ آشناست، آن کس که در راهی ارزشمند از جان مایه می‌گذارد، اگر بخت یارش بود، در پایان طعم دستاورد بزرگش را می‌چشد، و اگر بخت یارش نبود، کمترین‌اش این است که با جسارتی عظیم شکست می‌خورد. از‌این‌رو، جای او هرگز کنار جان‌های سرد و ترسویی نیست که نه شیرینی پیروزی را می‌شناسند نه تلخی شکست را.


تئودور رُزوِلت
ترجمۀ بابک عباسی

Man in the Arena

It is not the critic who counts: not the man who points out how the strong man stumbles or where the doer of deeds could have done better. The credit belongs to the man who is actually in the arena, whose face is marred by dust and sweat and blood, who strives valiantly, who errs and comes up short again and again, because there is no effort without error or shortcoming, but who knows the great enthusiasms, the great devotions, who spends himself in a worthy cause; who, at the best, knows, in the end, the triumph of high achievement, and who, at the worst, if he fails, at least he fails while daring greatly, so that his place shall never be with those cold and timid souls who knew neither victory nor defeat..


—Theodore Roosevelt
Speech at the Sorbonne, Paris, April 23, 1910

@eudemonia
👍10❤3
کلاس ریاضی در مدرسه شبانه

برای دوستم که نگران درس نخواندن دخترک بود تعریف کردم که بیشترِ بچه‌ها مثل من هیچ وقت شاگرد اول و درس‌خوان و ممتاز نبوده و نیستند.
به درستی می‌گفت مسیر زندگی مستقل و باکرامت برای دختران در جامعه ما همچنان از مسیر درس می‌گذرد. گفتم رها کن تا خودش خودش را پیدا کند. اغلب نوجوان‌ها با فشار اصلاح نمی‌شوند، می‌شکنند! برایش قابل درک نبود.

(شاگرد اول‌ها تا آخر دنیا نمی‌فهمند ما معمولی‌ها از چه حرف می‌زنیم. من از این دوست و آشناها زیاد دارم. حتی همسرم هم از این‌هاست. وقتی حقه‌های پیش‌پاافتاده خودمان برای درس نخواندن را برایشان تعریف می‌کنم به چشم یک نابغه به من نگاه می‌کنند.)

برای دوستم تعریف کردم که در دبیرستان، ریاضی(۳) را افتادم. هیچ وقت درس نمی‌خواندم، ولی پاس می‌کردم تا وقتی ریاضی (۳) را افتادم و چون تنها کسی بودم که در مدرسه به این افتخار نائل شده بود باید جایی پیدا می‌کردم که ترم بعد این درس را ارائه دهد. اولیا در خانواده و مدرسه عصبانی بودند. خودم باید درست‌اش می‌کردم. پرسان پرسان گشتم و نهایتاً فهمیدم برای گذراندن مجدد این درس باید عصرها به مدرسه شبانه‌ای نزدیک مدرسه خودمان بروم.

خاطرات واضحی از کلاس ریاضی بعد از ظهر در مدرسه شبانه دارم. سر کلاس می‌نشستم با زن‌هایی که خیلی جوان‌تر از امروز من بودند، ولی به نظرم پیر می‌آمدند. شوهر کرده بودند و بچه داشتند و می‌خواستند هرجوری شده دیپلم بگیرند. نوجوانی بودم که از پنجره وارد جهان بزرگسالی شده بود. همکلاسی‌هایی با موهای زرد، ابروهای نازک و النگوهای طلایی که اغلب چهره‌های نگرانی داشتند و حواسشان نبود. با عجله کلاس را ترک می‌کردند و گاهی بعد از کلاس شوهر و کودکانشان با موتور یا ماشین می‌آمدند دنبالشان. پایان ترم که نمره خوبم را دادند تا ببرم مدرسه معلم‌مان پرسید:«چه کرده بودی که خانم فلانی تو را انداخت؟ او معلم توانایی است» گفتم: «بله خیلی خوبن، من خودم افتادم» با ناباوری نگاهم کرد و از چهره‌اش معلوم بود تحت تاثیر شخصیت بامعرفت و استثنایی من قرار گرفته!

باری، همانجا، توی همان کلاس بود که فهمیدم این آینده‌ای نیست که من بخواهم. نه اینکه خیلی درس‌خوان بشوم، ولی واقع‌بینی پیش‌رسی پیدا کرده بودم که مرا جوری عوض کرد که هیچکدام از تنبیه و توبیخ‌ها نکرد؛ حتی سیلی محکم و عاشقانه مدیرمان بابت افتادن در درس ریاضی و بردن آبروی خودم و مدرسه.

@neocritic
❤47🕊3
گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام صادق (ع) با همکاری انجمن الهیات برگزار می نماید

مدرسه مجازی عشق

با رویکرد چند رشته‌ای

با سخنرانی اساتید با رویکردها و رشته‌های مختلف در خصوص موضوع عشق

زمان شروع دوره

از ۱۵ آذر ماه ۱۴۰۴

مهلت ثبت نام

تا ۱۳ آذر ماه ۱۴۰۴


پیوند ثبت نام:

https://survey.porsline.ir/s/DOu7qbiR


* هزینه شرکت در دوره رایگان است.

جهت کسب اطلاعات بیشتر میتوانید با نشانی @404_elahiat در پیام‌رسان‌های بله و تلگرام در ارتباط باشید.

@neocritic
👎9❤5
🪷 دیروز ، سومین پنجشنبه ماه نوامبر، روز جهانی فلسفه بود.

از تقویم جاماندم

روزت مبارک فلسفه


(یکی از دلایل تاکید بر پنجشنبگی روز فلسفه این است که همواره در روز کاری قرار بگیرد و برای برگزاری روی‌دادهای دانشگاهی مناسب باشد _که همان باعث می‌شود نهادهای دانشگاهی رسمی ما نتوانند به بزرگداشت آن بپیوندند)

@neocritic
❤15👍3
بایستگی فلسفه در جهان امروز
دکتر نیره‌سادات میرموسی
🖍 بایستگی فلسفه در جهان امروز

🚮 سخنران: دکتر نیره‌سادات میرموسی

🗓 چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۴

🏠 ارائه‌شده در آیین بزرگداشت روز جهانی فلسفه؛
کانون جهان ایرانی دانشگاه تهران

#میرموسی
#سخنرانی
#صوتی
❇️

🔮 t.me/nutqiyyat

🔮 t.me/nutqiyyatlib

🔮 t.me/nutqiyyat_classes

🔮 instagram.com/nutqiyyat

🔮 https://youtube.com/@nutqiyyat
❤13👎2
Forwarded from آسیمگی
ممدانی پدیده‌ای مدرن است.

محصول زمانه‌ای که شهروندْ امکان نقد و آگاهی و اعتراض را به واسطه‌ی مدرنیسم به‌ چنگ آورده است.

سرشت مدرن ممدانی‌[ها] در همین نکته نهان است: «مسلمان بودن» «دیگری بودن» و «انتقاد از غرب» دیگر بیرون از مدرنیته اتفاق نمی‌افتد، بلکه درون آن و به شیوه و منطق آن پدیدار می‌شود.

این دیگری‌ها از درون همان جهان تاریخی‌ای سخن می‌گویند که نفی‌اش می‌کنند، و عظمت و جادوی مدرنیته همین است که نفی خود را در خود ادغام می‌کند و با هر ادغام فربه‌تر و مسلط‌تر می‌شود.

چنین است که نمی‌شود ممدانی را بیرون از تجربه‌ی زندگی‌ آمریکایی فهمید: پرفورمنس، میدان عمل، و حتی مسلمان و مهاجر بودنش از دل همان جهان برآمده. چنین ظهوری فقط در «عصر نو» ممکن است؛ در آمریکایی که همواره در پساـرنسانس به سر می‌برد—در آینده.

امثال شهردار تازه‌ی نیویورک یا شهردار لندن تصویر فشرده‌ی روزگار نو (Nova Aetas) هستند، پدیده‌ای که خوش‌خیالان مدرنیته‌ستیز آن را نمی‌فهمند و ساده‌اندیشانه هر بار که چنین چیزی تکرار می‌شود دست‌افشان از شکست غرب سخن می‌گویند.

علی مسعودی | آسیمگی
👍24👎9
✍️

دوستی در توییتر نوشته که در جریان جنگ ۱۲روزه به مادرم زنگ زدم. فرد دیگری جواب داد که او هم ایران نبود. هر دو باهم پشت تلفن صدا می‌زدیم: «مامان! مامان!»

✅ تبعیض در دسترسی به اینترنت آزاد هم مثل سایر تبعیض‌ها درمورد حقوق اساسی تحقیرآمیز و خشمگین‌کننده است.
اینترنت امروز جزو سبد اصلی مصرف اغلب خانواده‌هاست و همین‌که مصیبت قطع و وصل کردن فیلترشکن برای هر کاری را نداشته باشی و سرعت خوب و دسترسی آسان داشته باشی ده هیچ اعصاب آرام‌تری داری و کمتر از الفاظ زشت استفاده می‌کنی. آدم کمتر دندان به هم می‌ساید از تماشای تبلیغات تکراری و بی‌پایان فیلترشکن‌های مجانی و یا پول زور دادن بابت فیلترشکن‌های پولی.
باور کنید این تفاوت در ظاهر کوچک ، در عمل تفاوت بزرگی در کیفیت زندگی و سلامت روان میلیون‌ها نفر ایجاد می‌کند!

✅ کمابیش به این خرده تبعیض‌ها که باعث می‌شود مسئولان و مدیران و وکلای ملت کمتر و کمتر از حال مردم باخبر باشند عادت کرده‌ایم. در کنار درآمد و احترام بالا ، داشتن راننده ویژه، خط ویژه، اینترنت ویژه، امکانات ویژه برای خرید و رستوران و سفر، منازل ویژه رایگان و امکانات ویژه برای گرفتن وام و آغاز کسب و کارهای آنچنانی و...
همه آن چیزهایی که «از دست دادن پست و مقام را به اندازه مرگ فرزند دردناک می‌کند» برای آدم‌ها و باعث شده به هر حشیشی متشبث شوند برای نگه داشتن آن که البته بی‌نهایت آفت دارد.

✅ اینها هست، و کمابیش می‌دانیم و منهای رانت‌های اقتصادی تاحدی از آن را شاید حق می‌دهیم که برای مسئولیتهای سنگین و پرتنش وجود داشته باشد. ذهن آدم‌‌ها را آزاد کند از گرفتاری‌های روزمره خانوادگی تا به کارها برسند و ساعتهای متمادی خانه نبودن جبران شود.
البته که طبیعتاً از تجربه زندگی عادی مردم معمولی کنسرو شده بر اثر انواع فشارها در مترو و اتوبوس‌ها که قرار است به آن‌ها خدمت(!) کنند فاصله می‌گیرند.

✅ اما چرا در مورد چندهزارنفر مالک اینترنت سفید(اینترنت بدون فیلتر) اینطور واکنش نشان داده شده و تک تک آدم‌ها با امکان جدید توئیتر شده‌اند کارآگاه و فهرست می‌سازند از انواع کاربران دروغین. درعین حال بیش از هرچیز عصبانی هستند از خادمان ملت و حامیان دوآتشه فیلترینگ که خودشان و لشکریانشان به اینترنت آزاد دسترسی دارند و قیم‌مآبانه آن را بر خلق حرام می‌دانند.

✅ در این اوضاع بینواتر از همه صاحبان مشاغل پرریسکِ خبرنگاری مستقل و فعالان رسانه‌ای مورد خشم واقع شده‌اند که از کل آن خوان نعمت همین یک اینترنتِ سفیدِ نه‌چندان سفید بهشان رسیده که از آن هم در جهت منافع مردم و چانه زنی به نفع آن‌ها استفاده می‌کردند. چرا از آن‌ها خشمگین هستیم؟ چرا انگار نمی‌توانیم ببخشیم‌شان؟
خیال می‌کنم جنگ دوازده روزه و بی‌خبری وحشتناک آن روزها اگر نبود اینطور خشمگین نبودیم. در خانه مانده یا آواره از خانه می‌خواستیم باخبر شویم و برنامه‌ای بریزیم برای آن چندصباح باقی‌مانده یا نمانده‌. صدا بود و انفجار بود و دود بود و نمی‌دانستیم برای نجات جان خودمان و عزیزان‌مان چه کنیم. صداوسیما رجز می‌خواند نه خبر و میلیون‌ها ایرانی مهاجر با دلشوره دنبال خبری از خانواده‌های خود در ایران بودند و نمی‌یافتند.
شما که جزو ما بینوایان بودید، شما که طرف ما بودید. ما از شما خبری نمی‌خواستیم. ما که نمی‌توانستیم بخوانیم. شما باید با ما تجربه می‌کردید آن جهنم بی‌خبری را تا فردا با قلم‌های توانایتان از این تجربه‌ها بنویسید و خواستار پایان فیلترینگ شوید. شما را با آن اینترنت‌های نیمه سفید بی‌حس کردند.

@neocritic
👍19❤7
✍️

✅ استفاده به‌جا و خلاقانه از تمثیل می‌تواند متن‌ها را جاودانه کند. چندتا مقاله از مریلین فرای خواندم امروز. حسابی تحت تاثیر قرار گرفتم از توان او برای استفاده از زبان تصویری برای شرح نظریه‌هایش. فرای از آن فیلسوفانی است که بهشان می‌گویند «فمنیست رادیکال» و خب همین صفت رادیکال یک جورهایی دافعه ایجاد می‌کند برای خیلی‌ها به ویژه در ایران...ولی فکر کردم شاید برای شما هم مثل من جالب باشد شنیدن برخی مثال‌هایش.

✅ مثلا اینکه قراردادهای ازدواج سنتی در آمریکا و اروپای قدیم را به «آدم‌خواری متافیزیکی» تشبیه می‌کند. اینکه شما بر اساس یک قرارداد هستی مستقل یک نفر را در هستی دیگری حل کنی و چیزی از استقلال و فردیت او باقی نگذاری.

✅ یا در مثال بسیار معروفی شرایط زنان در جوامع مردسالار را به پرندگانی در قفس تشبیه می‌کند که از نمای نزدیک انگار فقط کافیست برخیزند و حرکت کنند، ولی در نمایی دورتر نرده‌های بسیار قفس نمایان خواهد شد. پرنده از هر طرف که حرکت کند به مانع برمی‌خورد. قفس خیلی حساب شده او را در محدوده مشخصی نگاه می‌دارد و خروج از آن تحمل نمی‌شود، چون «ساکن قفس فرد نیست، عضو یک گروه است» که باید کنترل شود تا نظم پایدار بماند.

✅ در تمثیل دیگری که برای من تا حدی یادآور تمثیل غار افلاطون بود تقلای زنان برای بیرون آمدن از نقش‌های سنتی را به گرفتار شدن در تله‌ای تشبیه می‌کند که دست‌وپا زدن در آن، به هر طرف، منجر به خفگی خواهد شد. طنابها دور گردن سفت شده‌اند از هر طرف بکشی نابودی. تنها امکان انتخاب نحوه خفه شدن است!

✅ جای دیگری می‌گوید زنان امروز به هر مسیری که بروند انگار مشتی حشره از پشت سر به پاهایشان نیش می‌زنند: چرا در خانه نشسته‌ای؟ چرا سر کار می‌روی؟ چرا سر کار نمی‌روی؟ چرا به خودت نمی‌رسی؟ چرا تبرج می‌کنی؟ چرا توسری خوری؟ چرا سلیطه‌ای؟ چرا زنانگی نداری؟ چرا از زنانگی‌ات استفاده می‌کنی؟ چرا شوهر نمی‌کنی؟ چرا نمی‌زایی؟ چرا مثل مردها شده‌ای؟ چرا سر کاری و سر زندگی‌ات نیستی؟ چرا به اندازه کافی مادر خوبی نیستی؟ چرا چاقی؟ چقدر املی! چقدر جلفی! ... انتها ندارد این فهرست.

✅ فرای در مقاله مشهور و جذابی که درباره «ظلم» نوشته استدلال می‌کند مردان هرگز نمی‌توانند ادعا کنند ظلمی مشابه با زنان متحمل می‌شوند. ظلم به مردان به مثابه مرد، ساختاری و نهادی نیست:

انسان وقتی هدف نیروها و فشارهای ظالمانه قرار می‌گیرد که به یک گروه یا دسته خاص تعلق داشته باشد. بسیاری از رنج‌ها و ناکامی‌های یک فرد، به‌طور جزئی یا کلی، از این واقعیت ناشی می‌شود که او عضو آن گروه است. در بحث حاضر، این گروه «زنان» هستند. زن بودن عاملی مهم است که من شغلی بهتر از شغل فعلی‌ام ندارم؛ زن بودن مرا به قربانی احتمالی آزار یا تعرض جنسی بدل می‌کند؛ زن بودن است که باعث می‌شود خشم من نه به‌عنوان واکنشی موجه، بلکه به‌عنوان نشانه‌ای از «جنون» تفسیر شود. اگر زنی قدرت اقتصادی یا سیاسی چندانی ندارد، یا در رسیدن به خواسته‌هایش ناکام می‌ماند، عامل اصلی این است که زن است. برای هر زن، متعلق به هر نژاد یا طبقه اقتصادی که باشد، زن بودن گره خورده است با بسیاری از محرومیت‌ها و بی‌عدالتی‌های بزرگ و کوچکی که تحمل می‌کند.




📎اگر فرصت کردید این مقاله قدیمی اما جذاب او را بخوانید:

Frye, M. (1983). Oppression. In The politics of reality: Essays in feminist theory (pp. 3–22). Crossing Press.


@neocritic
👍11❤9
Forwarded from نشر کرگدن
فرهیختۀ گرامی

نشر کرگدن در دهمین سال فعالیت خود و به مناسبت انتشار دویستمین کتابش، از شما برای شرکت در دورهمی دوستان نشر کرگدن دعوت می‌کند.

در این برنامه که با مشارکت فرهنگسرای نیاوران و مجلۀ بخارا برگزار می‌شود، میزبان برخی از دبیران و مترجمان و همکاران نشر کرگدن خواهیم بود:

مهدی اخوان
حمیده بحرینی
مالک حسینی
امیرحسین خداپرست
حسین شیخ‌رضایی
بابک عباسی
محسن کرمی
حسین معصومی همدانی
محمدرضا معمارصادقی
مریم نصر اصفهانی
محمدمنصور هاشمی
مریم هاشمیان
و
علی دهباشی

زمان: پنج‌شنبه ۱۳ آذر، ساعت ۱۰ تا ۱۲

📍مکان: فرهنگسرای نیاوران، تهران، خیابان پاسداران، مقابل پارک نیاوران، سالن خلیج فارس
❤20
Audio
Mohammad Reza Shajarian
⚡️ ببار ای بارون ببار

محمدرضا #شجریان 🎤
کیهان #کلهر
آلبوم #شب_سکوت_کویر


➖ خانه‌ی شجریان ، رسانه‌ی جامع شجریانی‌ها ➖
Instagram | Telegram | Website | Twitte
❤‍🔥12❤8
✍️

بیایید به مناسبت تصویب «اصلاح قانون مهریه» در مجلس که با قیمت طلا به‌روز و مکرر اصلاح می‌شود و بیش از یک دهه مقاومت مجلس دربرابر تصویب لایحه «منع خشونت علیه زنان» و اصلاح سایر قوانین تبعیض‌آمیز که هرچه تغییر کند این‌ها «لایتغیر ابدی» هستند؛

یک مقاله خیلی خوب بخوانیم.

مقاله مشهور «پنج چهره ظلم» اثر آیریس ماریون یانگ با ترجمه و کوتاه سازی مترجم خوب حوزه مطالعات نظری زنانه‌نگر خانم منیژه نجم‌عراقی.



@neocritic
👍23❤3
🔴بی حق‌تر کردن زنان خلاف حقوق و جامعه
امتداد ۱۳ آذر ۱۴۰۴
مصوبۀ جدید مجلس در مورد مهریه با بنیادهای حقوقی و فقهی وشرایط اجتماعی سخت در معارضه است. پیداست نمایندگانی که به این مصوبه رأی مثبت داده اند بیش از آنکه به فکر حل یکی از مسائل حقوق خانواده باشند و به مقتضیات جاری امور توجه کنند، باز هم به دنبال تحمیل دیدگاههای خود به جامعه بوده اند.

🔸طبق این مصوبه:

🔹مادۀ ۱-هرگاه مهریه در زمان وقوع عقد تا ۱۴ سکه تمام بهارآزادی یامعادل آن باشد،وصول آن مشمول مقررات ماده (۲) قانون اجرای معافیت‌های محکومیت‌های مالی است. چنانچه مهریه بیش از این میزان باشد،درخصوص مازاد،فقط براساس ملائت زوج ( توانمندی مالی) قابل پرداخت است.

🔹 تبصره۳- مراد ازحبس دراین قانون اعم از «نگهداری شخص در زندان» یا «محدودکردن شخص با استفاده از نظارت سامانه‌های الکترونیکی» است.

🔹تبصره ۴- درمواردی که محکومٌ‌علیه به ازای دین، مالی دریافت نکرده مانند مهریه، دیه، خسارات ناشی ازجرائم غیرعمدی یاضمان قهری، صرفاً نظارت سامانه‌های الکترونیکی اعمال می‌شود.

🔸بنا براین:

🔹اول) شوهر برای عدم پرداخت بیش از ۱۴ سکه بازداشت نمی شود.

🔹دوم)اگر مهریه بیش از ۱۴ سکه باشد، زن برای مطالبۀ مقدار مازاد باید جداگانه اقدام کند. نکتۀ بسیار مهم این است که با توجه به قسمت آخر مادۀ یک که می گوید" مازاد، فقط براساس ملائت زوج ( توانمندی مالی) قابل پرداخت است"زن باید توانایی مالی شوهر را اثبات کند. تا امروز مرد باید اعسار و ناتوانی خود را اثبات می کرد ولی با این مصوبه اثبات توانایی بر عهدۀ زن است. این نیز تغییر بسیار مهم و به زیان زن است.

🔹سوم)این عبارت یعنی اگر زن نتواند ثابت کند که شوهر توانایی پرداخت مازاد بر ۱۴ سکه را دارد بقیۀ مهریه قابل مطالبه نبوده و بطور کلی منتفی می شود. حال آنکه در حال حاضر اگر درخواست اعسار مرد پذیرفته شود، مبلغ مهریه تقسیط می شود. اما با مقررات جدید دیگر مرد بابت بیش از ۱۴ سکه بدهی به زن نخواهد داشت. و زن دیگر نمی تواند آن را مطالبه کند.

🔹چهارم)حتی برای ۱۴ سکه نیز مرد به بازداشت نمی رود. بلکه همانگونه که در تبصره های ۳ و ۴ دیده می شود تحت نظارت سامانه های الکترونیکی قرار می گیرد. یعنی فقط پابند الکترونیکی به او وصل شده و می تواند آزادانه زندگی کند.

🔸ایرادات بزرگ:

🔹یکم: شخصاً با بازداشت مدیون وخصوصاً بازداشت مرد بخاطرمهریه مخالفم ولی درشرایط کنونی وعدم توازن حقوق زن ومرد،این تنها راه است که زن بتواند مهریۀ خود را مطالبه کند. با کدام ملاک عقلی عدد ۱۴ سکه را به عنوان یک عدد مرزی انتخاب کرده اند. عدد ۱۴ در بین مردم به اعتبار چهارده معصوم محترم است و معمولا این عدد را به عدد اصلی اضافه می کنند. مثلاً ۱۱۴ یا ۲۱۴ سکه و... . ولی قانونگذار می بایست ادلۀ عرفی و عقلی برای قانون نویسی داشته باشد.

🔹دوم: مهریه دین قطعی شوهر به زن است و از زمان وقوع عقد بر عهدۀ شوهر قرار می گیرد. مهریه آنقدر اهمیت دارد که یک دین ممتاز محسوب می شود. اگر مرد ورشکست شود یا فوت کند ابتدا باید مهریه ای که به زن بدهکار است از محل دارایی او پرداخت شود و بعد ماندۀ دارایی و ماترک به هزینه های دیگر برسد. قانونگذار هیچ مجوز قانونی و شرعی ندارد که در رابطۀ بین بدهکار و طلبکار مداخله کرده و امتیازاتی را به بدهکار بدهد و بستانکار را از حق قطعی خود محروم کند.این یک تبعیض نارواست.

🔹سوم:خرج که از کیسۀ مهمان بود/ حاتم طایی شدن آسان بود. اوج خطای نابخشودنی مجلس آنجاست که نوشته اند "مازاد(بر ۱۴ سکه )،فقط براساس ملائت ( توانمندی مالی) زوج قابل پرداخت است." یعنی اگر زن نتواند اثبات کند که مرد دارای توانایی مالی است، مبلغی که بیش از ۱۴ سکۀ بهار آزادی است، کلاً قابل نیست و دیگر نمی تواند آن را از مرد بستاند. حتی دیگر قسط بندی هم نمی شود. بقیۀ مهریه بطور کلی منتفی است. در واقع گویی قانونگذار بقیۀ مهریه را به مرد بخشیده است. چنین حکمی اکیداً با ساده ترین و بدیهی ترین اصول حقوقی و فقهی از جمله اصل بقای دین در تضاد است و عجبا به نمایندگانی که چنین چیزی تصویب کرده اند. عجیب تر انکه با توجه به اطلاق همین ماده اگر چند سال بعد مرد ثروتمند شود، دیگر زن نمی تواند سراغش برود و مهریه اش را طلب کند. وقتی شریعت مهریه را حق قطعی زن می داند، منتفی کردن قسمتی از آن خلاف آشکار شرع است.

🔹چهارم:وقتی زن و مرد در عقد ازدواج چیزی را به عنوان مهریه معین می کنند، دینی برعهدۀ مرد مستقر می شود که مکلف به ادای آن است. این یک رابطۀ خصوصی بین زن و مرد است که مطابق با شریعت و قانون شکل گرفته است. مرد تا زمانی که ادای دین نکرده باشد، مدیون است. طبق اصل حاکمیت اراده که مقبول حقوق و فقه است، حکومت نمی تواند وارد این رابطۀ مشروع و قانونی شده و بخشی از دین را غیرقابل پرداخت اعلام کند.
متن کامل👇👇
👍24👎4
Forwarded from گره‌گاه
حلقهٔ مطالعاتی یک‌چند و گره‌گاه برگزار می‌کنند:

▫️ دایره
جلسهٔ چهارم: حساسیت جنسیتی در شهر تهران

🗣 تسهیلگر: لیلا لرستانی

🕓 سه‌شنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴
ساعت ۱۷ تا ۱۹

🔹️این جلسه را با مرور دو کتاب و چند مفهوم آغاز می‌کنیم. با هم چند سناریوی شهروندی می‌چینیم و از خلال دیدگاه‌های شرکت‌کنندگان درباره‌ی آن سناریوها تصور، تداعی و گفت‌وگو می‌کنیم. یکدیگر را می‌بینیم، می‌شنویم و احتمالا در نهایت درک می‌کنیم. تلاش می‌کنیم با دست‌کم یک ویژگی مشترک از جلسه بیرون برویم؛ حساسیت جنسیتی.

🔹️ از شرکت‌کنندگان دعوت می‌شود پیش از جلسه نگاهی به کتاب «شهرِ حامیِ حقوقِ زنان (در جستجوی فضای شهری)» بیندازند و به حق خود بر شهر بیندیشند.

📍تقاطع خیابان وصال و ایتالیا، دانشکده شهرسازی دانشگاه تهران، طبقه دوم

🔸️ برای رزرو و اطلاعات بیشتر به آیدی @gerehgah_admin در تلگرام پیام دهید

🔻کانال‌های تلگرامی:
@gerehgah_group
@halghe_yekchand
❤7
Forwarded from نطقیات
🖍 نشست پرندگان، خدایگان و شیاطین

👤 استاد فؤاد دانش‌پژوه

🗓 زمان نشست: جمعه ۲۱ آذر (۱۲ دسامبر)

⏰ رأس ساعت ۲۰:۳۰ به‌وقت ایران

شرکت در این نشست برای عموم آزاد است.

🟢 در نشست ششم از سلسله‌نشست‌های «حیوانیت» با عنوان پرندگان، خدایگان و شیاطین، می‌پرسیم: چرا در بسیاری از باورهای کهن، پرندگان جایگاهی میان انسان و خدایان داشته‌اند؟ در باور باستانی، گاه خدایان، شیاطین و ارواح درگذشتگان (که مرز روشنی میانشان نبود) با حیوانات، به‌ویژه پرندگان، یکی دانسته می‌شدند. رفتارهای طبیعی پرندگان، مانند مردارخواری، شب‌روی یا خرابه‌نشینی، بازتابی از ویژگی‌های خدایان یا نیروهای اهریمنی به شمار می‌رفت. از دلِ این باورها، آیین‌هایی شکل گرفت؛ از فال‌گرفتن بر پایهٔ حرکت پرندگان تا شوم دانستنِ برخی گونه‌ها. این نگاه اسطوره‌ای به پرندگان بعدها در هنر نیز تجلی یافت. درباره اهمیت این نگاه خواهیم گفت.

لینک ثبت‌نام رایگان: اینجا.
❇️

🔮 t.me/nutqiyyat

🔮 t.me/nutqiyyatlib
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4
📽️ پیشنهاد تماشا

✅ اولین بار که خبری درباره فیلم ارزش عاطفی(۲۰۲۵) دیدم فکر کردم کتابی چیزی است که چون مربوط به حوزه‌ای است که در آن مطالعه و جستجو می‌کنم خبرش در صفحه‌های مجازی‌ام آمده. بعد فهمیدم فیلم است. توجه‌ام را جلب کرد و منتظر بودم منتشر بشود. تازگی دیدمش.

✅ فیلم نروژی به کارگردانی یواکیم تری‌یر ، پر از ظرافت با بازی‌های درخشان که تا عمق روح آدم نفوذ می‌کند.
فیلم درباره قدرت نابودگر و درعین حال سازنده عواطف آدمی است در نسبت با عزیزانش.

✅ زمانی که روح‌تان آرام بود، یک شب خلوت و ساکت برای دیدنش کنار بگذارید.

@neocritic
👍10❤8