Critic l مریم نصر
3.17K subscribers
383 photos
57 videos
29 files
337 links
«بودن در زمانه خود … مخالفت با زمانه خود است، بودنِ نقاد در زمانه خود است، بیرون از قاب زمانه بودن است»
فرانسواز دستور

تماس: Maryam.nasr[at] gmail.com
Download Telegram
🎙️شنیدنی

درسگفتاری درباره جنسیت در انقلاب مشروطه

❇️ مرور دکتر فاطمه علمدار بر جایگاه جنس و جنسیت در جریان انقلاب مشروطه

@neocritic

⬇️
❤‍🔥2❤1
Audio
بعد از مشروطه بود که نشریات نوشته های زنان را هم چاپ کردند و مردان در مورد حق رای زنان فکر کردند و عالم و عامی از مدرسه رفتن دختران و کت و شلوار پوشیدن مردان حرف زدند.
همه اینها ولی یکدفعه اتفاق نیفتاد.هیچ تغییر اجتماعی یکدفعه اتفاق نمیافتد.از دهها سال قبل از آن،ایرانیان داشتند سبک زندگیشان را در آینه مسافران غربی و مسافرتهای خودشان به غرب و مراوداتشان با بقیه جهان اسلام و سرزمینهای اطراف،بازنگری میکردند. ایران درحال تغییر بود و امروز ما از فراز تاریخ میدانیم،آنهاکه به جای پذیرفتنِ گریزناپذیریِ تغییر و تلاش برای اثرگذاری بر آن،ترسان و خشمگین مقابلش ایستادند،طرفی برنبستند.
آنچه۱۰۰سال قبل،مخالفترین اقشار با تغییرات،در مورد پوشش و رفتار زنان و مردان پیش بینی میکردند و مخاطبانشان را از آن انذار میدادند،مطالبه امروزِ کسانیست که به جای پذیرفتن گریزناپذیری تغییر،از آن میترسند یا خشمگین میشوند.

پ.ن:دکتر جوادی یگانه(از معدود اساتیدی که هنوز ذوق و تعهد دارد)برای دانشجویان کارشناسی ارشدش،واحد درسی"جامعه شناسی مشروطه"تعریف کرده و دیروز اجازه داد این حرفها را در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران،برای دانشجویانش بگویم.
❤‍🔥7❤5
📝 آرمان‌شهرهای زنان

❇️ یوتوپیا کلمه‌ای یونانی است به معنای نا-کجا. نخستین بار سِر توماس مور، فیلسوف و سیاست‌مدار انگلیسی، در کتابی با همین نام یوتوپیا را وارد زبان انگلیسی کرد. از نظر تاریخی افلاطون را نویسندۀ نخستین حلقه از زنجیرۀ نوشته‌های یوتوپیایی یا آرمان‌شهری می‌دانند. او در رسالۀ جمهوری به توصیف جامعۀ آرمانی از نگاه خود پرداخته است. پس از افلاطون آثار آرمان‌شهری زیادی نوشته شده که از آن جمله می‌توان به مدینۀ آرای اهل مدینه فاضله فارابی نیز اشاره کرد. نوشته‌هایِ تخیلی که در قالب آرمان‌شهری نوشته می‌شوند، بیش از آنکه از نظر ادبی مهم باشند، روایت‌گر نگاه انتقادی به مسائل سیاسی‌ـ‌اجتماعی هستند و هدفشان ارائۀ چشم‌انداز جایگزین برای آینده است.

❇️ گرچه در آرمان‌شهر افلاطونی زنان و مردان برابر در نظر گرفته شده بودند، ولی تا قرن‌ها هیچ زنی برای نگارش تصور خود از جامعۀ آرمانی دست به قلم نبرد. نخستین کتاب آرمان‌شهری زنانه را کتاب شهر بانوان نوشتۀ کریستین دوپیزان، نویسندۀ قرون وسطایی، می‌دانند که تاکنون دو ترجمۀ فارسی از آن منتشر شده است. شهر بانوان نخستین اثری است که به همت یک زن و در دفاع و ستایش زنان و ارزش‌های زنانۀ دوران‌شان نوشته شده است. پس از دوپیزان، در قرن هفدهم، مارگارت کاوندیش کتاب وصف یک دنیای نو به نام دنیای فروزان را نوشت که با نام دنیای فروزان معروف است. این کتاب از نخستین کتاب‌هایی‌ است که در گونۀ علمی‌ـ‌تخیلی نوشته شده است و در آن زن جوانی به دنیایی بیرون از دنیای ما قدم می‌گذارد.

❇️ بدون تردید علاقه به نگارش کتاب‌هایِ آرمان‌شهریِ فمینیستی در قرن بیستم اوج گرفت. کتاب زنستان که در 1915 به قلم شارلوت پرکینز گیلمن نوشته و به فارسی هم ترجمه شده است یکی از نمونه‌های درخشان این گونه است. زنستان روایتی است از ناکجاآبادی جدا‌افتاده از جهان. ساکنان آن را زنان بکرزایی تشکیل می‌دهند که در قطعه‌ای از زمین، مسدود‌شده با گدازه‌های آتشفشانی زندگی می‌کنند. نویسنده تلاش می‌کند تحقق ابعاد گوناگون جامعۀ‌ ایده‌آل زنانه‌نگر را در زنستان نشان دهد. دنیایی که بر پایۀ ارزش‌های زنانه‌ همچون مادری و دگرپروایی ساخته شده است و بهشتی است آرام، بدون رقابت، حسادت و جنگ.

❇️در سه دهۀ آخر قرن بیستم، علاقه به آرمان‌شهرنویسی زنان رونق فراوان یافت، سه کتاب، نوشته‌شده در دهۀ 1970، بیش‌ترین توجه را به خود جلب کردند: مرد مؤنث در 1975، نوشتۀ جوآنا راس؛ زن بر لبۀ زمان در 1976، نوشتۀ مارج پیرسی؛ و واندرگراند در 1979، نوشتۀ سالی میلر گیرهارت. فضا و پرداخت خاص داستان‌ علمی‌ـ‌‌تخیلی به نویسندگان این کتاب‌ها اجازه داده به‌راحتی در مکان و زمان حرکت کنند و هنجارهای زمان و مکان خود را به پرسش بگیرند. در عین حال، جایگزین‌هایی مطابق با ارزش‌هایی مانند برابری، پرواداری و حفاظت از محیط‌زیست را به عنوان چشم‌انداز آینده معرفی کنند.

❇️ برخی منتقدان می‌گویند آرمان‌شهرهای زنانه‌ای که در این دوره نوشته شد جامعۀ ایستایی را تصویر می‌کنند و این نوع نگاه به آینده نخواهد توانست پویایی جنبش زنان را تأمین کند. به گفتۀ منتقدان، این آرمان‌شهرها تمایل به یک پدرسالاری خوش‌طینت‌تر را نمایندگی می‌کنند، چنانکه در آنها تنها روابط میان بزرگسالان اولویت دارد و نقش‌های اصلی بر عهدۀ آنان است.
اما یکی از مهم‌ترین نوشته‌هایی که در سال‌های اخیر و به هنگام بحث از آرمان‌شهرِ زنانه اهمیت می‌یابد، مقالۀ «مانیفست سایبورگ» اثر دانا هاراوی است که به فارسی هم بازگردانده شده است . هاراوی، فیلسوف پست مدرنِ زنانه‌نگر، در این مقاله (که بعدها با انتشار در کتاب مستقلی شهرت یافت) می‌گوید سایبورگ می‌تواند هر چیزی باشد، موجودی انسانی با عضوی مصنوعی (پروتز) یا یک روبات با یک لایه پوست انسانی (مانند آنچه در فیلم ترمیناتور به تصویر کشیده شده است).

❇️ سایبورگ مخلوقی در جهانِ «پسا‌جنسیت» است. او معتقد است همۀ ما کم‌و‌بیش یک سایبورگ هستیم و البته این گفتۀ او به این معنای ساده‌انگارانه نیست که ما روبات هستیم یا صرفاً کارهایی را انجام می‌دهیم که از پیش برای ما برنامه‌ریزی شده است. بلکه سایبورگ منکرِ وجود سوژۀ دکارتی است و مرگ آن را اعلام می‌کند. هاراوی در پایان «مانیفست سایبورگ» با اشاره به چگونگی بازسازی بعد از جراحت می‌گوید: «عضوِ از نو رشد‌یافته می‌تواند هیولاوار، نیرومند و حتی دو‌چندان باشد. ما همگی عمیقاً آسیب دیده‌ایم. ما به بازسازی و نه بازیابی نیازمندیم و به امکان‌هایی برای بازسازی یوتوپیاییِ امید به جهان هیولاوار و بدون جنسیت محتاجیم.»

📕این نوشته، با اندکی تغییر، پیش تر در پرونده آینده پژوهی و فمینیسم، بخش اندیشۀ شماره17 ماهنامه زنان امروز منتشر شده بود.

📖منبع اصلی این نوشتار:
utopias, feminist" in Encyclopedia of feminist theories,edited by Lorraine Code, Routledge, 1st published 2000".
👍10👎2
📚 از بخت خوب کتاب شهر بانوان را نوشین شاهنده؛ زنستان را نوشین احمدی خراسانی و مانیفست سایبورگ را امین قضایی به فارسی ترجمه کرده‌اند.
👍17🥰4
🖊️ رنجی که نباید از آن گفت

❇️ یکی از دوستان نادیده جوانم که تازه مادر شده است ایمیلی زده بود و در آن از تجربه غافل‌گیرکننده، دشوار و پر از تبعیض و چالش مادری‌اش(در مقایسه با پدری) گفته بود. پرسیده بود آیا درست به یاد دارد که از من شنیده برخی نظریه‌پردازان فمینیست معتقدند برابری تنها با رهایی از بیولوژی زنانه به مدد فن‌آوری به‌دست می‌آید؟

❇️ گرچه احتمالا خیلی خسته و بدخواب بود، اما حافظه‌اش درست کار می‌کرد. پیشنهاد کردم تجربیات متناقض‌اش را مکتوب کند، چراکه همانطور که خودش هم اشاره کرده بود، اغلب حرف زدن از آن‌ها در نطفه خفه می‌شود، یا بدتر باعث انتقاد و سوتفاهم خواهد بود انگار که به‌اندازه کافی لایق و عاشق نیست . برایش سوال بود چرا بارِ به این سنگینی اینطور سبک شمرده می‌شود و همه با توجیهات مختلف سعی در خاموش کردن شکایت‌های او از ناعادلانه بودن و ورای طاقت بودن مادری دارند.

❇️ به یاد آوردم زمانی در کارگاه داستان‌نویسی قصه یأس و حسرت مادر دو کودک را نوشته بودم که مثل اغلب مادرها با اینکه عاشق فرزندانش است، اما عمیقاً غمگین و دلتنگ جهان بیرون از در است، دلتنگ لحظه‌ای غرق شدن در دنیای کار خودش و... داستان را در کلاس خواندم. هم دوره‌های زن استقبال کردند، اما استاد رو ترش کرد که «بس است، چقدر این مضمون را تکرار می‌کنید؟ همه چیزش قابل حدس است و...» استاد کلافه و ملول بود. داستان به نظرش تکراری و غرغرو می‌آمد و حق داشت. به اعتراف خودش این از پرتکرارترین درون‌مایه‌های داستان‌های زنان ایرانی بود.

❇️استاد راست می‌گفت. این ماجرا احتمالا به درد قصه نوشتن نمی‌خورد. احتمالا بیشتر مقاله‌ای با ساختار و ادبیات نامتعارف بود. احتمالا اغلب نویسندگان داستان‌هایی با این موضوع در درجه اول نمی‌خواسته‌اند داستان بنویسند؛ آن‌ها می‌خواسته‌اند تجربه سخت و پیچیده خود را از ارتباط، تیمارداری، وابستگی، عشق، بی‌عدالتی، تنانگی، بی‌خوابی، خستگی، خشم، تنفر و خیلی عواطف و احوالات متناقض دیگر به اشتراک بگذارند. آنها می‌خواسته‌اند طلب کمک کنند.

❇️ من این غافل‌گیری، این طلب کمک، این حیرت از میزان عادی بودن/محتوم بودن رنج مادری را زیاد دیده و شنیده‌ام. سوال‌هایی که شاید موقع شیر خوردن نوزاد در ذهن مادر بی‌خوابش چرخ می‌خورد: چرا کسی این رنج را به رسمیت نمی‌شناسد آنقدر که برایش فکر و چاره کند؟ چرا صحبت از آن مذموم است؟ چرا وقتی از آن صحبت می‌کنید دوستان سعی می‌کنند ساکتتان کنند و نادوستان درباره کیفیت مادری شما قضاوت نامربوط می‌کنند؟ چرا تجربه‌های دردناک مادر آنقدر معتبر نیست که به آن اهمیت دهند؟ چرا رنج او جدی نیست آنقدر که برای کاهش آن فکری شود؟ چرا مادر اینقدر تنهاست؟

@neocritic
👍43😭11
Forwarded from ومستند
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نگاهی به فیلم مستند طرقه؛ ساخته‌ی محمدحسن دامن‌زن
راوی: مریم نصر اصفهانی | پژوهشگر فلسفه
@vamostanad
❤11👍8
#معرفی_کتاب
#معرفی_نویسنده

▪️سفر «جنسیت» به خاورمیانه
مروری بر کتاب «فمینیسم در اسلام» از #مارگو_بدران

✍️ #مریم_نصر_اصفهانی
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

درآمد
مارگو بدران (متولد ۱۹۳۶) پژوهشگر و استاد امریکاییِ متخصص در تاریخ خاورمیانه با تمرکز بر مطالعات زنان و جنسیت است که با پژوهش‌هایش در حوزهٔ فمینیسم اسلامی شناخته می‌شود. او تحصیلات خود را در دانشگاه‌های هاروارد و آکسفورد به سرانجام رساند و عربی را در دانشگاه الازهر قاهره آموخت و هم‌اکنون پژوهشگر ارشد در مرکز بین‌المللی پژوهشی ویلسون در واشینگتن است. او مقالات و کتاب‌های محققانه‌ای در زمینهٔ فمینیسم اسلامی قلمی کرده که از میان کتاب‌های او می‌توان به «گشودن دروازه‌ها: یک قرن نوشته‌های فمینیسم عربی» (۱۹۹۰) و «فمینیسم ورای شرق و غرب: حرف و عمل جنسیتی جدید در اسلام جهانی» (۲۰۰۷) اشاره کرد. «فمینیسم در اسلام: هم‌گرایی‌های دینی و سکولار» (۲۰۰۹) کتابی است در ۳۵۰ صفحه‌ که دربردارندۀ مجموعه‌ای از مقالات مارگو بدران دربارهٔ فمینیسم در کشورهای اسلامی با تمرکز بیشتر بر مصر است. این مقالات در خلال دو دهه پیش از انتشار کتاب و هم‌زمان با سیر تحولات وضعیت زنان در کشورهای اسلامی نوشته شده و اغلب آنها قبلاً منتشر شده بودند. ادعای اصلی بدران در این کتاب این است که عبارت «فمینیسم اسلامی» نه عبارتی متناقض یا جعلی که عبارتی معنادار و اصیل است. فمینیسم اسلامی آن‌طور که اسلام‌گرایان متعصب معتقدند «غربی» نیست و آن‌طور که غربیان اعتقاد دارند جعلی و بی‌معنا نیست. هریک از مقالات او با بررسی مصادیق متفاوت حول این ادعا شکل گرفته است که «فمینیسم‌هایی که زنان مسلمان ایجاد کرده‌اند فمینیسم خودشان است.» این گزاره هم دربارهٔ «گفتمان فمینیسم اسلامی» و هم دربارهٔ «گفتمان فمینیسم سکولار در کشورهای مسلمان» صدق می‌کند. ضمن اینکه از نظر او این دو رویکرد، آن‌چنان که شاید از خاستگاه‌های متفاوتشان تصور کنیم، با فاصله از یکدیگر نایستاده‌اند.

🔻مطالعۀ متن کامل و دانلود فایل مقاله

#مقالۀ_مروری
#دورنما_بخوانیم
#با_دورنما_بمانیم

@doornamaa
👌5❤3
Forwarded from آكادمى شمسه
🔸دوره جامع تاریخ فلسفه غرب زیر نظر دکتر "امیر مازیار" در سه ترم در مؤسسه پژوهشی، آموزشی و مطالعاتی آکادمی شمسه برگزار می گردد.
🔹ترم نخست در زمستان۱۴۰۲،ترم دوم در بهار ۱۴۰۳ و ترم سوم در تابستان ۱۴۰۳برگزار می‌گردد.

🔵 عناوین دوره ها و اساتید عبارتند از:

▪️ترم نخست: یونان و قرون وسطی
🔸فلسفه یونان (1): از آغاز تا افلاطون: دکترسیدجمال‌الدین میرشرف‌الدین
🔸فلسفه یونان (2): ارسطو و فلسفه ما بعد ارسطویی: دکتر امیرحسین ساکت
🔸فلسفه قرون وسطی: دکتر بهنام اکبری
🔸فلسفه اسلامی: دکتر امیر مازیار

▪️ترم دوم: فلسفه جدید
🔸دکارت و عقل گرایان: دکتر مصطفی شهرآیینی
🔸لاک و تجربه‌گرایان : دکتر جلال پیکانی
🔸کانت: دکتر امیر مازیار – دکتر گلنار نریمانی
🔸هگل و ایدئالیسم آلمانی: دکتر مسعود آذرفام

▪️ترم سوم: فلسفه معاصر
🔸فلسفه تحلیلی: دکتر مسعود صادقی
🔸فلسفه آلمانی (پدیدارشناسی و هرمنوتیک): دکتر مسعود علیا
🔸فلسفه فرانسوی (ساختارگرایی و پساساختارگرایی): دکتر آرش حیدری
🔸مکتب فرانکفورت: دکتر محسن ملکی – دکتر مهسا اسداله نژاد



◀️لینک مستقیم برنامه
🔻🔻🔻
B2n.ir/j65812
👍6
#گزیدۀ_مقاله

🔹سفر «جنسیت» به خاورمیانه
(مروری بر کتاب «فمینیسم در اسلام» اثر مارگو بدران
)

✍️ #مریم_نصر_اصفهانی *

برخی از بخش‌های مهم مقاله از این قرارند:

🔻نمی‌توان با بدران دربارهٔ تغییر رویکرد زنان مسلمان و تغییر رویکرد به زنان مسلمان و خیز بلندی که زنان در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست‌ویکم برداشته‌اند موافق نبود، اما امروز، چهارده سال بعد از انتشار کتاب و پس عبور از بهار عربی، می‌توان دربارهٔ توفیق آنچه «گفتمان فمینیسم اسلامی» می‌نامد با تردید اندیشید. این تردید را رویدادهای سال‌های اخیر در کشورهای مسلمان غیرعربی مثل افغانستانِ پس از بازگشت طالبان و ایرانِ پس از اعتراضات دامنه‌دار حول اجبار حجاب و خیزش مهسا بیش‌تر هم می‌کند.

🔻بدران استدلال می‌کند دولت‌ها در همهٔ ادوار سعی کرده‌اند مناسبات جنسیتی را متناسب با اهداف سیاسی خود تعریف و تنظیم کنند. ماحصل آن هم تغییرات ظاهری و اغلب فریب‌کارانه بوده است. در مواجهه با این وضعیت، دو گفتمان فمینیسم سکولار با خاستگاهی ملی‌گرایانه و فمینیسم اسلامی با خاستگاهی دینی پدید آمدند و کوشیدند در رقابت گفتمان‌هایی که اغلب «مسئلهٔ زن» را قربانی مصالح سیاسی و اقتصادی خود می‌کنند نقشی فعال داشته باشند.

🔻ادعای جالب بدران این است که در جوامع اسلامی فمینیسم اسلامی رادیکال‌تر از فمینیسم سکولار است چون در جست‌وجوی برابری برای زنان حوزه‌هایی را نشانه می‌رود که کاملاً با منابع قدرت در جامعه در ارتباط‌اند: ریاست، قضا، امامتِ جماعت و نظایر این‌ها، درحالی‌که مطالبات فمینیسم سکولار عموماً محافظه‌کارانه و مربوط به حوزهٔ خصوصی/عمومی است.

🔻بدران این ادعا را به چالش می‌کشد که فمینیسم مصر با مردان آغاز شده و ماهیتی غربی دارد. او ادعا می‌کند فمینیسم مصر بومی ا‌ست و با زنان آغاز شده و منحصر به طبقات بالای اجتماع نبوده است. به باور او، زنان مصری فعالانه و مستقل فمینیسم سکولار/اسلامی خود را در دل ملی‌گرایی یا اسلام ادامه داده‌اند و هوشیارانه دربرابر تغییر اَشکال پدرسالاری تحت لوای امپریالیسم ایستاده و مبارزه کرده‌اند.

🔻بدران در این مقاله و شماری از مقالات دیگر به وضعیت خاص زنان ایران، به‌ویژه بعد از انقلاب اسلامی، اشاره می‌کند و آن را نمونه‌ای پیشرو از «فمینیسم اسلامی» معرفی می‌کند که با همکاری جریان‌های سکولار شکل گرفته است. زنان نواندیش دینی و پژوهشگران زن در دیاسپورای ایرانی در جست‌وجوی یافتن موقعیتی برای فمینیسم در میانهٔ اسلام و مردسالاری‌اند.

🔻هرمنوتیک فمینیستیِ حساس به جنسیت بر اصل برابری جنسیتی در قرآن تأکید می‌کند که مفسران مرد علاقه‌ای به توجه به آن نداشته‌اند. این مردانِ دین مجموعه‌ای از تفاسیر را فراهم آورده‌اند که آموزهٔ برتری مرد را غالب می‌کند. هرمنوتیک فمینیستی در مقابل این رویکرد سه مسیر متفاوت و هم‌پوشان را در پیش گرفته است: نخست، بازنگری آیات قرآن برای تصحیح داستان‌های نادرستِ رایج مانند داستان آفرینش؛ دوم، استناد به آیاتی که به صراحت تساوی زن و مرد را بیان می‌کند؛ و سوم، واسازی آیاتی که به تفاوت‌های زن و مرد توجه دارد اما معمولاً به‌گونه‌ای تفسیر شده که سلطهٔ مردان را توجیه می‌کند.

🔻بدران باور دارد فمینیسم سکولار با فمینیسم اسلامی در تضاد نیست و هر دوی این گفتمان‌ها وقتی از تاریخ زنان در کشور خود می‌‌نویسند به سرچشمه‌های مشترکی استناد می‌‌کنند. به عقیدهٔ او، این دو رویکرد در کنار هم در حال شکل‌دادن به انقلابی در رویکردهای جنسیتی در اسلام و خاورمیانه و فراتر از آن‌اند که از دوگانه‌ها فراتر رفته و همه را در آغوش خود جای می‌‌دهد.

🔻فصل پایانی کتاب پیرامون این ادعا شکل گرفته که «فمینیسمِ اسلامی» و نه «فمینیسم در اسلام» در حرکتی رو به جلوست، حرکتی که زنگار مردسالاری را از اسلام پاک خواهد کرد و عدالت را در میان امت اسلام جاری می‌کند. بدران می‌گوید رویکرد شمول‌گرای فمینیسم اسلامی، در تناسب با پیام قرآن، از تفرقه‌اندازی اجتناب می‌کند و در جست‌وجوی عدالت اجتماعی برای همگان است.

🔻تجربهٔ زندگی، کنش و نظرورزی در کشورهای مسلمان به زنان مسلمان نشان داده که بهتر است «مسئلهٔ زنان» را بیشتر نزاعی سکولار و اجتماعی ببینند تا قدرت چانه‌زنی بر سر حقوق بنیادی انسان مدرن را داشته باشند. شاید بتوان گفت «گفتمان فمینیسم اسلامی» امروز به‌اندازهٔ زمان نگارش این کتاب زنده و پویا نیست و شوقی برنمی‌انگیزد، گرچه سند بی‌بدیل و زنده‌ای از مشارکت معرفتی زنان در فهم متن مقدس، تفاسیر و احادیث است.

* دکتر مریم نصر اصفهانی عضو گروه مطالعات زنان در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است. فعالیت‌های علمی او در این حوزۀ مطالعاتی را در کانال تلگرامی‌اش (Critic) می‌توان دنبال کرد.


✔️ نسخۀ کامل مقاله را دریافت کنید:
نسخۀ متنی | نسخۀ صوتی

#مارگو_بدران
#فمینیسم_اسلامی
#مسائل_زنان

@doornamaa
👍8👌3
Audio
🎙️📚معرفی و مرور کتاب

چه نسبتی میان تکنولوژی و جنسیت برقرار است؟

در نوزده دقیقه 🎧

📖مواجهه فمینیسم با تکنولوژی

نوشته جودی وایسمن
ترجمه نوشین شاهنده
نشر کرگدن

❇️ از صفحه مرکز فرهنگی شهر کتاب

@neocritic
🙏5👍2
📚 خواندنی


📖درباره عشق کتابی است فلسفی که به چیستی عشق، از موضعی همدلانه و مشفقانه پرداخته است. تجربه غریبی که کما بیش در زندگی‌ ما حضور دارد و خوش فرجام یا بدفرجام، تحولات عمیقی در احساسات و افکار ما ایجاد می کند. تجربه‌ایی منحصر به فرد، دشوار، پر هزینه، هراس انگیز و در بسیاری موارد پر از آب چشم. درباره عشق کتابی است با این ادعا که «عشق به خودی خود شایسته ستایش است، صرف نظر از اثرات و پیامد‌هایش.» (سالومون)


✅ کسی منکر مخاطرات و هزینه‌های عشق نیست: «عشق ورزیدن نسبت به دیگری کار چندان مطمئنی نیست. برای کسی که عافیت و امنیت مهم‌ترین چیز است، رحم مادر یا گور بهترین مکان است… چنین فردی باید خود را در موقعیت‌هایی قرار دهد که نتواند به عواطف و حالات ذهنی دیگران واکنش عاطفی نشان دهد، نتواند از لذت دیگران لذت ببرد، یا از رنج دیگران اندوهناک شود، نتواند از بی‌تفاوتی آن‌ها دل آزرده شود، نتواند از اینکه دیگران از اهانت خشمگین نمی‌شوند خشمگین نشود، نتواند اندوهگین شود از اینکه دیگران تصمیم می‌گیرند پا پس بکشند مبادا زیانی اندک نصیبشان شود، و غیره. چیزی به نام عشق مطمئن وجود ندارد.» (بایر).

✅اما صرف نظر از پیامد‌هایش تجربه‌ای ارزیدنی و خواستنی است: «پاره‌ای حقایق درباره عشق را فقط می‌توان از طریق تجربه شوری خاص در زندگی شخصی خود آموخت… شوق و تمایلی که در آن نیاز جنسی و معرفتی ما (ظاهراً به نحو جدایی ناپذیری) به هم می‌پیوندد.» (نوسبام)

✅ میل جنسی غایت نیست اما حضور قطعی و موثری دارد: «میل جنسی بخشی انکار ناپذیر از عشق رمانتیک است، هرچند مطلقاً روشن نیست که آیا میل جنسی منشا آن عاطفه است یا محمل آن.» (سالومون)؛

✅ «شوق رمانتیک عبارت است از شوق بنا کردن یک ما با یک فرد خاص و نه با هیچ کس دیگر… برخلاف رای افلاطون، هرچقدر که عشق قوت بیشتری می‌گیرد، تو عاشق ویژگی‌های خاص‌تر و خاص‌تری می‌شوی، نه جنبه‌ها و ویژگی‌های کلی. تو عاشق عقل کلی یا محبت کلی نمی‌شوی، بلکه عاشق یک ذهن خاص یا نحوه خاصی از مهرورزیدن می‌شوی.» (نوزیک)

✅ و در ‌‌نهایت:
 «یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های عشق‌های رمانتیک آن است که حدود «من ِ» عاشق را جابه جا می‌کند. در تجربه‌های عاشقانه، «من ِ» عاشق به سوی معشوق گشوده می‌شود… در واقع، تجربه‌های عاشقانه رمانتیک از معدود تجربه‌های بشری است که می‌تواند تا ژرفای روح و وجود آدمی را تحت تاثیر قرار دهد و هندسه وجود او را تحول بخشد.» (نراقی)

درباره عشق، مجموعه مقالات، ترجمه آرش نراقی، نی، ۱۳۹۰.

@neocritic
درباره عشق
https://fidibo.com/book/65268-کتاب-درباره-عشق
👍9❤6
📝تا امروز از چند نفر از شما مخاطبان عزیز کانال ایمیل‌هایی دریافت کردم مبنی بر اینکه مایل هستید مطالعات نظام‌مندی در حوزه مسائل زنان/ فمینیسم داشته باشید

جمع و جور کردن فهرستی برای مطالعه در حوزه مسائل زنان به طور عام و مسائل زنان ایرانی به‌طور خاص کار بسیار دشواری است (دست کم برای من).

زنان نیمی از جمعیت انسان هستند و تنوع مسائل آنها تفاوتی با مسائل انسان به طور عام ندارد. پیش‌تر که گروه برگزیده‌ای از مردان انحصار تولید دانش و معرفت را در اختیار داشتند، محصولات فکری خود را کافی برای همه ابنای بشر می‌دانستند؛ امروز که دسترسی به منابع علم و معرفت برای جمعیت زیادی روی کره زمین فراهم شده است هر گروهی از جمله زنان مسائل خود را به پیکره تجربه و دانش و معرفت افزوده‌اند. به این ترتیب، با قلمرو بسیار گسترده‌ای طرفیم.

من در حوزه کار و علایق خودم اگر به کتاب جالبی بربخورم حتماً آن را اینجا با شما به اشتراک خواهم گذاشت. اما برای علاقمندانِ تازه‌وارد به حوزه مطالعات زنان پیشنهادم برای شروع مراجعه به کتابشناسی‌ها و دانشنامه‎های موجود در حوزه مطالعات زنان است. مرور فرهنگ‌ها و دانشنامه‌ها دید خوبی به شما خواهد داد تا بتوانید تاریخچه و جغرافیای بحث را روی نقشه دانش بشری پیدا کنید.

📚 برای نمونه:
منبع‌شناسی زنان
، به کوشش منیژه نجم عراقی؛ مرسده صالح‌پور و نسترن موسوی، نشر دیگر.

فرهنگ نظریه‌های فمینیستی
، نوشته ساراگمبل و مگی هام، با ترجمه نوشین احمدی خراسانی و دیگران، نشر توسعه.

✅ ولی ممکن است خواسته باشید تاریخ حضور و مشارکت زنان و فراز و فرودهایی که از سرگذراندند تا امروز صدایی از آن خود داشته باشند بخوانید. تاریخ تلاش برای اینکه خودشان از جانب خودشان سخن بگویند نه اینکه «درموردشان حرف بزنند».
📚پیشنهاد من این کتابهاست:

جنبش حقوق زنان در ایران
، نوشته الیزساناساریان، ترجمه نوشین احمدی خراسانی، انتشارات اختران.

زنان در روزگارشان: تاریخ فمینیسم در غرب
، نوشته مارلین لگیت، ترجمه نیلوفر مهدیان، نشر نی.

📚برای مطالعه تخصصی‌تر در قلمرو نظریات زنانه‌نگر (موج سوم فمینیسم) می‌توانید اینها را ببینید، که البته کتاب‌های دشوارتری هستند و به حدی از دانش نظری و فلسفی نیازمندند:

درآمدی جامع بر نظریه‎‌های فمینیستی
، نوشته رزماری تانگ با ترجمه منیژه نجم عراقی، نشر نی.

عقل مذکر
، زنانگی و مردانگی در فلسفه غرب، نوشته ژنویو لوید، ترجمه محبوبه مهاجر، نشر نی.

کاوشی در فلسفه فمینیستی
، نوشته رابین می شات، ترجمه مریم نصراصفهانی، نشر ثالث.

✈️اما اگر می‌خواهید تجربه سفر در زمان با زنان ایرانی را داشته باشید، پیشنهاد می‌کنم مجلات زنان از مشروطه تا امروز را پیدا کنید، ورق بزنید و با دغدغه‌های زنان پیش بیایید. از زبان زنان به سردبیری صدیقه دولت آبادی تا زنان (امروز) به سردبیری شهلا شرکت که هر دو هم اصفهانی هستند.

(شهری که زنانش همواره حضور اجتماعی مسئولانه‌ای داشته‌اند، اما نزدیک به یک دهه است منتظر به نتیجه رسیدن پرونده دردناکِ اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای به زنان هستند.)

  @neocritic
🙏26👍10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفت و گو در

🪴خانه کارودیدار کارمان🪴

در پاسخ به این که
چه مسئله‌ای این روزها بیشتر از هرچیز ذهن شما رو به خودش مشغول کرده؟


https://youtube.com/@kaarmaanhouse?si=NMpL8TJvKmftUyVZ
👍6❤‍🔥5
Forwarded from ومستند
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نگاهی به فیلم مستند چیزهایی که زمان با خود برد، ساخته‌ی فرهاد بردبار
راوی: مریم نصر اصفهانی | پژوهشگر فلسفه
@vamostanad
❤7😢2
Forwarded from ومستند
فیلم چیزهایی که زمان با خود برد را می‌توانید اینجا تماشا کنید.
❤3
🎬 دیدنی: درس‌های شیمی

🔻به یاد دارم در ایام وبلاگ‌نویسی وقتی تمرکز نوشته‌های وبلاگ از محتوای فلسفی به سمت محتوای زنانه‌نگر چرخید، بخش قابل توجهی از مخاطبان را  از دست دادم. عمدتاً مخاطبان مرد را. صراحتاً گفتند «سوزنت گیر کرده روی این مباحث که موضوع علاقه ما نیست». چیزهای دیگر با ادبیات ناخوشایند هم گفتند که امیدوارم امروز نگاهشان ملایم‌تر شده باشد.

🔻واقعیت اینکه سخن گفتن از تبعیض علیه زنان، به اندازه سخن گفتن از جنگ و خشونت و انواع دیگر پدیده‌های ناخوشایند، اما واقعی، آزاردهنده است. گاهی خود پژوهشگر و نویسنده هم آزار می‌بیند. خسته می‌شود بسکه هیچ چیز خوبی نیست و در تحلیل هر پدیده‌ ناخوشایندی وقتی پای جنسیت را به میان می‌کشی انبوهی از معضلات پیچیده اضافه می‌شوند. به قول یک فیلسوف زنانه‌نگر «شما وقتی مشکلی را برملا می‌کنید، در واقع مشکلی به مشکلات دیگر اضافه می‌کنید». این یعنی دردسر. طبیعی است متولیان امور در بدایت امر مایل باشند انکار کنند یا نادیده بگیرند. هیچ کس حوصله دردسر اضافه ندارند. اغلب مردان از شنیدن درباره آسیبهای پدرسالاری برای زنان کلافه می‌شوند و حوصله ندارند مدام این حرفها را که هیچ ربطی به آن‌ها یا بستگانشان ندارد/ گناهی درباره آن ندارند بشنوند. گاهی حتی خود زنان ترجیح می‌دهند بیش از این مرثیه نشوند و گذشته را نادیده بگیرند و از اینجا و اکنون آغاز کنند.  هرچه جوان‌تر باشیم بیشتر تصور می‌کنیم بی‌گناهیم یا این‌جا و اکنون جدا از گذشته است.

🔻باری، در سال‌های اخیر شمار زیادی فیلم و سریال با محوریت مسائل زنان  در ایران و جهان ساخته شده است. تا آنجا که من دیدم عمدۀ مخاطبان این فیلم‌ها و سریال‌ها زنان هستند. مشتاقانه می‌بینند و خودشان را پیدا می‌کنند. به هم توصیه می‌کنند و خیلی وقت‌ها با آن اشک می‌ریزند. انگار سرنوشت این فیلم و سریال‌ها هم مثل باقی تولیدات زنان در حوزه‌های مختلف است. که اگر تحقیر و تمسخر نشود، درموردشان سکوت می‌شود، انگار وجود ندارند. و خدا می‌داند که تغییر در شرایط زنان مگر با کمک، مشارکت فعالانه و همدلی بیشترین شمار زنان و مردان و میسر نخواهد شد.

🔻 سریال کوتاه درس‌های شیمی (2023) را ببینید.  داستان بر اساس رمانی با همین نام نوشته بانی جین گارمس نوشته شده و درمورد دانشمند زن جوان و زیبایی در دهه پنجاه میلادی است که آرزو دارد با دوری از عشق و مادری در حوزه علم جدی گرفته شود_ ولی چون زن است و جوان است و زیبا همچنان موانع زیادی پیش‌رو دارد، از جمله عشق و مادری. سریال علاوه بر داشتن سرگرمی، معما، معضلات اخلاقی، ماجراهای علمی و عشقی؛ به مسائل زنان هم پرداخته است. مسائل زنان در حوزه فعالیت‌های حرفه‌ای و خانگی و مادری و آشپزی و... درعین حال تلاش کرده در کنار جنس‌پرستی به مسائلی مانند نژادپرستی، منازعه علم و الهیات، افسردگی، شکست و همدلی خواهرانه هم بپردازد.

@neocritic   
👍21❤8
درس‌های شیمی
@neocritic
#معرفی_سریال
❤14👍1
به من تبریک نگو. امروز روز من نیست!


🔻مگر مادربزرگم و رئیس‌مان در اداره کسی امروز را به من تبریک نگفت. الان دیدم دوستی پیام محتاطانه‌ای فرستاده که «اگر امروز را روز خودتان می‌دانید تبریک می‌گویم». بعد توضیح داده بود که به هر کس تبریک گفته یک چیزی شنیده. هر چیزی غیر از تشکر. یکی گفته «روز زن هشت مارس است». یکی گفته «امروز روز مادران است نه روز زن». یکی گفته «به اعیاد مذهبی اعتقادی ندارد چون ریشه زن‌ستیزی را در ادیان می‌بیند». یک گفته «این روز توهین آمیز است چون برپایه تکیه بر تفاوتِ مردمحورِ میان زن/دختر در فرهنگ ما شکل گرفته». یکی گفته «جای تبریکی نمی‌بیند، اگر راست می گویند توقیف ماشین‌ها را بابت حجاب متوقف کنند چون مادرها مسئول اول رسیدن به امور بچه‌ها و خانه‌اند و این ماجرا اعصاب و زندگی‌شان را مختل کرده»و... دوست ما البته عالی‌همت است و ضمن اشاره به ملاحظات، همچنان به تبریک گفتن مشغول است.

🔻موضوع جالب‌ توجه‌تر می‌شود وقتی می‌بینیم در شبکه‌های اجتماعی هم کسانی این روز را تبریک گفته و اضافه کرده‌اند «اگر اعتقاد دارید تبریک می‌گوییم»/ «بر باورمندانش مبارک».

🔻روزی که فرزندان مهر عظیم و بی‌قیمت مادران را به یادآورده و از آن تشکر کنند حتماً زور خوب و روشنی است. بارها اینجا از مادری، مشکلات، محدودیت‌ها، ترس‌ها و تنهایی‌هایش نوشته‌ام. از قلدری و طلبکاری قانونی، فرهنگی و عرفی که درمورد آن وجود دارد نوشته‌ام و از جنس غریب شغل دشوار و بی‌حقوق و مزایایی که لاجرم با عشق آمیخته- و اگر نبود نسل بشر منقرض می‌شد. قاعدتاً باید استقبال کنیم از اینکه یک روز در سال را به طور خاص  به این موضوع اختصاص دهیم و طلب کنیم علاوه بر بهشت وعده داده شده در آسمان، در زمین هم به مسائل و حقوق مادران توجه شود.

🔻پیش‌تر درباره شیوه و اندیشه مادری که دگرپرواست هم نوشته‌ام. درباره این‌که تیمارگر و مراقبت‌محور است. محورش محبت و خیرخواهی برای دیگری است تا بهترینِ خودش را محقق کند.
شیوه‌ای که کاملاً دربرابر شیوه تعذیبی و تنبیهی است. هرچه در تاریخ به عقب بازگردیم نمونه‌های عریان‌تری از شیوه‌های کنترل و تربیت تعذیبی می‌بینیم. خاصه در عقوبت‌های خونینی که شاهان، همان پدران ملت ، برای متخلفان و بالاتر از آن مصلاحان، منتقدان، معترضان و دادخواهان در نظر می‌گرفتند. در نمونه‌هایی آمده که گوشت فرزندان را به خورد والدین می‌داده‌اند.

 🔻هرچه به دنیای امروز نزدیک‌تر می‌شویم چنین تعذیب‌هایی از دید عموم نفرت‌انگیزتر می‌شوند. باور عمومی این است که  «به‌هنگام تنبیه خبیث‌ترین قاتل‌ها دست کم یک چیز را باید محترم شمرد: انسان بودن او را». امروز کمتر از هر زمان دیگری تحمل می‌شود که حاکمان تعذیب و تنبیه  مردمان سرزمین خود را ابزاری برای تحقیر، انسانیت‌زدایی، زیاده‌روی، انتقام‌جویی و لذت بردن از آزار مخالفان خود کنند. در وجدان عمومی این رفتارها محکوم می‌شود و همراه با این محکومیت هرآنچه برای توجیه این زیاده‌روی‌ها استفاده شده باشد هم طرد می‌شود.

@neocritic
👍37❤13
Forwarded from آسیمگی (علی مسعودی)
فردای روز زن

در وضع کنونی مسئله‌ نه *روزِ زن* که فردای آن است، آن سالی که از پی می‌آید، روزها و ساعت‌هایی که *عادی* و بی‌مناسبت هستند.

مسئله‌ مختصات *زن* در وضع عادی‌شده است، به‌عبارت دیگر: روزمره‌ی زندگیِ زن، زنِ خارج از تقویمِ رنگی‌شده، زنی که بیرون از قاب رسانه‌‌های اصلی است، زن در واقعیتِ شبکه‌ی ارتباطات‌اش، زنِ نامرئی.

۱. دیدن

دیدنِ زن یعنی تلاش برای عبور از سدِ عادت، دیدنِ امر نامرئی. دیدن اما تنها وقتی رخ می‌دهد که با نوعی *شناخت* همراه باشد. شناختن یعنی آن احساس خامی را که بر ما عارض می‌شود در جهان ذهنی‌مان بپروریم، تصویر را تفسیر کنیم، از تصور به تصدیق و داوریِ نقادانه برسیم.

از این نظر،‌ دیدن به‌معنای *بازشناسی* است. بازشناسی چند وجه دارد: دیدن، تفسیر آنچه بدان نگریسته‌ایم، به‌یاد سپردن، به‌خاطر آوردن و نهایتا به‌رسمیت شناختن در مقامِ پدیده‌ای که وجود دارد.

در وضع عادی‌شده زن تنها یک شهود حسی خام است و تمام. چیزی از جنس تصور کردنِ میزی که *آنجا*‌ قرار دارد، ابزار است و باید کاری بکند، به‌دردی بخورد! در این معنا ابزار تنها وقتی حقیقتا دیده می‌شود که در شبکه‌‌ی روابطی که تعریف شده درست کار نکند.

اختلال در کارکردِ ابزار توجه ما را به آن جلب می‌کند، در این زمینه است که مفهوم *زنِ غیرعادی یا مسئله‌دار* فهمیده می‌شود. می‌شود پرسید که در یک جامعه چه زنی غیرعادی است و از طریق این توجه به *غیرعادی‌ها* زنِ عادی را شناخت.

در جامعه‌ای که زنِ‌ مجرد، مستقل، شاغل و فعال و پر شر و شور و البته متفکر و نقاد غیرعادی است، زنی عادی خواهد بود که متأهل، مادر، خانه‌دار و سربه‌زیر و البته منقاد و مطیع باشد.

زنِ عادی زن بی‌دردسر است و البته پاداشِ این بی‌دردسر بودنش را هم می‌گیرد. اما دردسر برای که؟ برای ساخت مردسالار (که خود ترکیبی است از مردان و زنانی با ذهنیت مردسالار).

۲. روزی برای دیدن یا ندیدن؟

دیدن به‌معنای بازشناسیْ نیازمند یک تلاش فعالانه است و از این نظر خودبه‌خود رخ نمی‌دهد. دیدن نیازمند خواستِ دیدن و مسئولیت‌پذیری برای پیگیریِ این خواست است. در جامعه‌ هرچه مکانیسم‌ِ نامرئی کردن زن‌ـــ‌چنانکه هست‌ـــ‌قوی‌تر باشد، تلاش برای دیدنِ زن بیرون از وضع عادی‌شده هم دشوارتر خواهد بود.

با این مقدمات است که می‌شود پرسید روز زن به چه کار می‌آید؟

آیا این روز آغاز یک تعهد دائمی برای پذیرش الزاماتِ بازشناسی *زن* است یا یک لحظه‌‌ی ویژه در روند دائمی ندیدن، یک آنْ یا مومنتِ moment مورد تأکید در یک خط زمانی پیوسته است که کاری جز تزئین یک زندگی مردسالار نمی‌کند، یا یک وقفه‌ی وجودیِ جدی است که قرار است در منطق و شیوه‌ی زندگی مردسالار تَرَک ایجاد کند؟

اگر روزِ زن یا هر مناسبت دیگری نتواند در بنیان تبعیض‌آمیز وضعیت تغییری (در ساحت تئوری یا عمل) ایجاد کند تنها به فربه‌تر شدن خود ساخت تبعیض‌آمیز منجر خواهد شد، خصوصا که این مناسبت‌های در ظاهر ضدتبعیض همیشه با دو تهدید جدی روبرو هستند:

یکم) ساخت تبعیض‌آ‌لود سنت‌گرا و محافظه‌کار که دنبال این است که وضع پیشین را دوباره حاکم کند، و دوم) فرهنگی مصرف‌گرا که می‌خواهد هر لحظه‌ای از زندگی بشر را به موقعیتی برای *فروش* تبدیل کند.

۳. ندیدن

اقدام برای بازشناسی چگونه صورت می‌گیرد؟

گامِ اول برای حرکت در فرآیند بازشناسیْ عقب‌نشینی کردن است، مجال دادن به اینکه خودِ واقعیت چنانکه هست ظهور یابد، ایجاد یک خلاء. جایی خالی که فرصت دهد زن خودش را تعریف کند، نشان دهد، متعین کند.

واقعیتِ زن می‌تواند دیده شود، تنها اگر پیشاپیش چارچوب مردسالار دیکته نکرده باشد که بدیل و جایگزین دقیقا چه باید باشد.

برای دیدنِ زن ابتدا باید پذیرفت که *فرد* یک شیءِ متعین نیست و می‌تواند تغییر کند، او یک پروسه‌ی در حال شکل‌گیری است و بنابراین باید امکان تجربه کردن و عمل بر اساس داوریِ خود را داشته باشد.

زن دیده می‌شود، اگر جامعه‌ی مبتنی بر تبعیض بپذیرید که همه‌چیز را نمی‌داند و نمی‌بیند.

زن در آزادی‌ است که دیده می‌شود، آزادی از، و آزادی به. روزِ زن، هر روزی است که این آزادی محقق شود.

https://t.me/asimegi
👍19❤4