🛠 جعبهابزاری برای ایجاد حساسیت جنسیتی (1)
🔻برای رفتن به سوی جامعهای که در آن برابری جنسیتی برقرار باشد صرف تغییر قوانین کافی نیست. ای بسا جوامعی که در قوانینِ آن تفاوتی میان حقوق فردی و اجتماعی زنان و مردان و اقلیتهای مذهبی یا اقوام مختلف وجود ندارد، اما عرف جامعه به مسیر دیگری میرود. اینجا اهمیت آموزش و پژوهش حساس نسبت به جنسیت بیش از پیش به چشم میآید. در آموزش و پژوهشی که نسبت به جنسیت و تبعیض جنسی حساسیت دارد تک تک افرادی که در حوزههای مرتبط با آموزش و پژوهش دخالت دارند وظیفه خود میدانند که نسبت به تعصبهای جنسی هشیار باشند و در مقام والد، آموزگار، استاد، سرپرست موسسات و طرحهای پژوهشی و... این حساسیت را در کار خود بازتاب داده و جامعه را درمورد آن هوشیار کنند.
🔻حامیان رویکردهای حساس به جنسیت عمدتاً در برابر دو گروه مخالف قرار میگیرند: اول کسانیکه اصرار دارند تفاوتها را نادیده بگیرند و بیشتر بر تشابه میان زنان و مردان تاکید کنند و دوم کسانیکه با طبیعی/ ذاتی دانستن تفاوتها در پی بازتعریف مفاهیمی مانند عدالت و توجیه تبعیض و نابرابریها هستند.
🔻 اگر جزو آن دو گروه نیستید تا همراه شویم. در دفاع از خودمان باید بگویم حساسیت به خرج دادن دربرابر تبعیضهای جنسیتی این حُسن بزرگ را دارد که با تاکید بر نابرابریهایی که گریبان بزرگترین گروه از انسانها، یعنی زنان را گرفته است، تفکر انتقادی را پرورش داده و متوجه انواع دیگری از تبعیضهای ناموجه میکند. طبیعتاً تقویت این حساسیتها در خودمان، فرزندانمان، شاگردانمان و کسانیکه ممکن است بر آنها تاثیر داشته باشیم علاوه بر تفکر انتقادی باعث تقویت روحیه دیگریپذیری و پرهیز از خشونت و نفرت نسبت به باشندگان متفاوت با ما میشود.
🔻برای ایجاد حساسیت جنسیتی در خودمان، فرزندانمان، دانشآموزان و دانشجویانمان و همچنین ادغام این حساسیتها در آموزشها و پژوهشهایمان جعبه ابزار (دستورالعملهایی) وجود دارد که قصد دارم در چند پست به برخی از کاربردیترینهایش اشارهکنم:
🔻قدم اول اینکه باید تلاش کنیم جنسیت و توجه و حساسیت نسبت به آن را در محتوای آموزش، پژوهش و تدریس ادغام کنیم.
🔻تعلیم و تربیت حساس به جنسیت هم در رفتار در خانه و هم در کلاس درس به تفاوتهای جنسیتی توجه دارد و هم در تنظیم برنامههای درسی. هم در برخوردهای روزانه حساسیت به خرج میدهد، هم حین آموزش، هم به هنگام محول کردن وظایف به کودکان، هم حین انجام تکالیف درسی و کلاسی.
🔻مثلا در این رویکرد انسانها میآموزاند که در رفتار، گفتار، مطالعه، تماشای تولیدات سمعی و بصری و بهطور کلی در محتواهایی که از مسیرهای مختلف دریافت میکنند نسبت به جنسیت حساس باشند و مغالطاتی که از پی آن میآید تشخیص دهند:
⛔️ #جنسزدگی (هرگونه پیشداوری یا تبعیض بر اساس جنسیت یا جنس فرد)
مثال: زنها به تنهایی توان مدیریت زندگی خود را ندارند پس برای هر اقدامی «باید اجازه بگیرند».
⛔️ #کورجنسی (نادیده گرفتن جنس/جنسیت به عنوان یک عامل مهم در تعامل میان انسانها)
مثال: مسائل و نیازهای زنان فرعی است پس مثلاً در مواجهه با بلایای طبیعی صحبت از مسایل مبتلابه زنان باردار یا زنانی که درگیر عادت ماهانه هستند نالازم و ناپسند است.
⛔️ #جنسیتمندی (هرآنچه آغشته به تعصبات و کلیشههای جنسیتی باشد: زبان، فرهنگ، اندیشه)
زن از دنده چپ مرد آفریده شده است؛ این خلقت تبعی او را همواره مادون مرد قرار میدهد، پس نمیتواند رهبر یا امام جماعت باشد.
🪴 (ادامه دارد)
@neocritic
🔻برای رفتن به سوی جامعهای که در آن برابری جنسیتی برقرار باشد صرف تغییر قوانین کافی نیست. ای بسا جوامعی که در قوانینِ آن تفاوتی میان حقوق فردی و اجتماعی زنان و مردان و اقلیتهای مذهبی یا اقوام مختلف وجود ندارد، اما عرف جامعه به مسیر دیگری میرود. اینجا اهمیت آموزش و پژوهش حساس نسبت به جنسیت بیش از پیش به چشم میآید. در آموزش و پژوهشی که نسبت به جنسیت و تبعیض جنسی حساسیت دارد تک تک افرادی که در حوزههای مرتبط با آموزش و پژوهش دخالت دارند وظیفه خود میدانند که نسبت به تعصبهای جنسی هشیار باشند و در مقام والد، آموزگار، استاد، سرپرست موسسات و طرحهای پژوهشی و... این حساسیت را در کار خود بازتاب داده و جامعه را درمورد آن هوشیار کنند.
🔻حامیان رویکردهای حساس به جنسیت عمدتاً در برابر دو گروه مخالف قرار میگیرند: اول کسانیکه اصرار دارند تفاوتها را نادیده بگیرند و بیشتر بر تشابه میان زنان و مردان تاکید کنند و دوم کسانیکه با طبیعی/ ذاتی دانستن تفاوتها در پی بازتعریف مفاهیمی مانند عدالت و توجیه تبعیض و نابرابریها هستند.
🔻 اگر جزو آن دو گروه نیستید تا همراه شویم. در دفاع از خودمان باید بگویم حساسیت به خرج دادن دربرابر تبعیضهای جنسیتی این حُسن بزرگ را دارد که با تاکید بر نابرابریهایی که گریبان بزرگترین گروه از انسانها، یعنی زنان را گرفته است، تفکر انتقادی را پرورش داده و متوجه انواع دیگری از تبعیضهای ناموجه میکند. طبیعتاً تقویت این حساسیتها در خودمان، فرزندانمان، شاگردانمان و کسانیکه ممکن است بر آنها تاثیر داشته باشیم علاوه بر تفکر انتقادی باعث تقویت روحیه دیگریپذیری و پرهیز از خشونت و نفرت نسبت به باشندگان متفاوت با ما میشود.
🔻برای ایجاد حساسیت جنسیتی در خودمان، فرزندانمان، دانشآموزان و دانشجویانمان و همچنین ادغام این حساسیتها در آموزشها و پژوهشهایمان جعبه ابزار (دستورالعملهایی) وجود دارد که قصد دارم در چند پست به برخی از کاربردیترینهایش اشارهکنم:
🔻قدم اول اینکه باید تلاش کنیم جنسیت و توجه و حساسیت نسبت به آن را در محتوای آموزش، پژوهش و تدریس ادغام کنیم.
🔻تعلیم و تربیت حساس به جنسیت هم در رفتار در خانه و هم در کلاس درس به تفاوتهای جنسیتی توجه دارد و هم در تنظیم برنامههای درسی. هم در برخوردهای روزانه حساسیت به خرج میدهد، هم حین آموزش، هم به هنگام محول کردن وظایف به کودکان، هم حین انجام تکالیف درسی و کلاسی.
🔻مثلا در این رویکرد انسانها میآموزاند که در رفتار، گفتار، مطالعه، تماشای تولیدات سمعی و بصری و بهطور کلی در محتواهایی که از مسیرهای مختلف دریافت میکنند نسبت به جنسیت حساس باشند و مغالطاتی که از پی آن میآید تشخیص دهند:
⛔️ #جنسزدگی (هرگونه پیشداوری یا تبعیض بر اساس جنسیت یا جنس فرد)
مثال: زنها به تنهایی توان مدیریت زندگی خود را ندارند پس برای هر اقدامی «باید اجازه بگیرند».
⛔️ #کورجنسی (نادیده گرفتن جنس/جنسیت به عنوان یک عامل مهم در تعامل میان انسانها)
مثال: مسائل و نیازهای زنان فرعی است پس مثلاً در مواجهه با بلایای طبیعی صحبت از مسایل مبتلابه زنان باردار یا زنانی که درگیر عادت ماهانه هستند نالازم و ناپسند است.
⛔️ #جنسیتمندی (هرآنچه آغشته به تعصبات و کلیشههای جنسیتی باشد: زبان، فرهنگ، اندیشه)
زن از دنده چپ مرد آفریده شده است؛ این خلقت تبعی او را همواره مادون مرد قرار میدهد، پس نمیتواند رهبر یا امام جماعت باشد.
🪴 (ادامه دارد)
@neocritic
👍25❤6
🛠️ جعبهابزار حساسیت جنسیتی (2)
آموزش و پژوهش
🔻فقدان نگاهِ حساس به جنسیت در آموزش و پژوهش ما کاملاً مشهود است. کافیست به جنسیت حساس باشید و نگاهی به پوسترهایی بیاندازید که برای اطلاع رسانی طیف وسیعی از سخنرانیها در حوزه علوم انسانی همرسان میشود. در اغلب موارد، همه سخنرانها مرد هستند، از وقتی سِمتی با عنوان «دبیر نشست» حتی در سخنرانیهای تک نفره هم ابداع شده، گاهی آن دبیر زن است. خواه موضوع بحث آینده ایران باشد، خواه دلایل مهاجرت، خواه تحلیل وقایع پاییز 1401، خواه معضلات اقتصادی و خواه مسائل آموزشی و گاه حتی مسائل زنان بلندگو در دست مردان است. شنیدن سخنان سخنرانها در اغلب مواقع به شما ثابت میکند که دست کم در علوم انسانی در ایران وقتی صحبت از «انسان» میشود منظور همچنان مردان هستند و زنان و بالاتر از آن زنانگی و رویکردها و ارزشهای آن جایی در تحلیل ندارند.
🔻 بیایید جعبه ابزارمان را چک کنیم. برای کاهش این مشکل چه میتوان کرد؟ اولین قدم استفاده از زنان و مردان به نسبتهای مساوی درفرایندهای مختلف مربوط به آموزش و پژوهش است. آیا شما هرگز نام هیچ زنی را به عنوان مولف کتابهای درسی برای آموزش در مدارس دیدهاید؟ نویسنده چند کتاب منبع درسی شما در دانشگاه زن بودند؟ چند استاد زن داشتید؟ آیا هرگز هیچ یک از معلمان و اساتید شما تلاش کردهاند در شما حساسیت جنسیتی ایجاد کنند و نسبت به حذف و طرد زنان حساس باشند یا مثل برخی از اساتید ما خودشان جزو طرفداران حذف زنان از قلمرو علم و معرفت و بازگشت آنها به منزل بودند؟ آیا هرگز درمورد چگونگی مواجهه با کلیشههای جنسیتی در رشته درسیتان و عبور از آنها با شما دانشجویان عزیز حرف زدهاند؟
🔻میدانیم که صرف حضور و مشارکت زنان کافی نیست اگر آنها هم همانطور عمل کنند که مردان. نیازداریم به مشارکت رویکردهای زنانه. تقویت نگاه زنانه و در شمار آوردن نگرشها و ایدههای متفاوت. آیا زنان درباره آینده ایران متفاوت نمیاندیشند؟ آیا دغدغههای زنان برای مهاجرت بیش از مردان نیست؟ آیا مطالبات زنان در اعتراضات همان مطالبات مردان است؟ آیا تاثیر رکود اقتصادی بر زنان و مردان یکسان است؟ آیا برنامه ریزی برای برطرف کردن نگرانیهای زنان و مردان برای کاهش موالید یکی است؟ آیا لوازم و نتایج تاثیرات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی تصمیمهای کلان در سیاستگذاری بر زندگی زنان و مردان مشابه است؟ و...
🔻جعبه ابزار به ما پیشنهاد میدهد علاوه بر تاکید بر حضور زنان و مشارکت ایدهها و دغدغههای زنانه به عنوان معلم و مربی برخی حساسیتهای جنسیتی را همواره مدنظر داشته باشیم.
🔻🔻مثلاً مدتی پیش دکتر محمد فاضلی، جامعه شناس، گفته بود دیگر در نشستی که یک زن سخنران نیز در آن نباشد شرکت نخواهد کرد.
🔻🔻مثلاً مدتی پیش همینجا فایل تدریس دکتر فاطمه علمداری در کلاس درس تاریخ مشروطه دکتر جوادی یگانه را همرسان کردم که به دعوت استاد اصلیِ درس، مباحث مربوط به جنسیت در تاریخ مشروطه را تدریس کرده بود.
🔻🔻مثلاً به یاد دارم دکتر محمد ایلخانی، استاد درس فلسفه قرون وسطای ما در دانشگاه بهشتی وقتی علاقه من به مباحث جنسیتی در فلسفه را دید مرا با زنی به نام کریستین دوپیزان آشنا کرد.
🔻🔻مثلا دکتر عبدالکریم رشیدیان در دانشگاه بهشتی در زمان تدریس فلسفههای پست مدرن، حتما ما را با دانشجویانی که در قلمرو فلسفههای فمینیستی رساله نوشته بودند آشنا میکرد و در یکی از دورهها از من هم برای چند جلسه تدریس دعوت کرد.
🔻🔻مثلا خبر دارم دکتر امیر مازیار، برای دوره جامع تدریس تاریخ فلسفه تلاش زیادی کرد تا از مشارکت اساتید زن نیز استفاده کند.
🔻🔻مثلا دکتر سمیه توحیدلو در کلاسهای روشتحقیق در جامعه شناسی به من هم پیشنهاد داد یک جلسه «روش تحقیق فمینیستی» بگویم.
🔻🔻مثلا خبردارم دکتر امیرحسین خداپرست برای طراحی دوره جامع فلسفه سیاسی دنبال مدرسی برای تدریس رویکردهای فمینیستی در فلسفه سیاسی بود.
🔻آموزش رسمی ما میانه خوبی با اهمیت دادن به حساسیت جنسیتی ندارد. مشکل اضافه نمیخواهد. از سوی دیگر سدهها ممانعت از باسواد شدن زنان و پیشگیری از حضور آنها در قلمرو علم و بعدتر سواستفاده، حذف و طرد شدیدی که بسیاری از زنان متخصص ما را راهی خارج از مرزها کرده است باعث میشود خیلی از این پروژهها موفق نباشند. حضور اجتماعی زنان همچنان حساسیت برانگیز است. مهمترین استاد زن هم اگر باشی اولین مواجهه منتقدان تحقیر ظاهر/ توهین جنسی / به رخ کشیدن تبار خانوادگی توست. مخالفت با یک صاحبنظر و سخنرانِ زن خیلی وقتها با زبانی جنسزده صورت میگیرد که باعث خلوتگزینی و خاموشی بسیاری از زنها میشود. ولی صرف نظر از میزان توفیق هریک از این اساتید در پروژههای آموزشیشان این دغدغه در راستای ایجاد حساسیت جنسیتی و بسیار باارزش است.
🌾بیش باد.
@neocritic
آموزش و پژوهش
🔻فقدان نگاهِ حساس به جنسیت در آموزش و پژوهش ما کاملاً مشهود است. کافیست به جنسیت حساس باشید و نگاهی به پوسترهایی بیاندازید که برای اطلاع رسانی طیف وسیعی از سخنرانیها در حوزه علوم انسانی همرسان میشود. در اغلب موارد، همه سخنرانها مرد هستند، از وقتی سِمتی با عنوان «دبیر نشست» حتی در سخنرانیهای تک نفره هم ابداع شده، گاهی آن دبیر زن است. خواه موضوع بحث آینده ایران باشد، خواه دلایل مهاجرت، خواه تحلیل وقایع پاییز 1401، خواه معضلات اقتصادی و خواه مسائل آموزشی و گاه حتی مسائل زنان بلندگو در دست مردان است. شنیدن سخنان سخنرانها در اغلب مواقع به شما ثابت میکند که دست کم در علوم انسانی در ایران وقتی صحبت از «انسان» میشود منظور همچنان مردان هستند و زنان و بالاتر از آن زنانگی و رویکردها و ارزشهای آن جایی در تحلیل ندارند.
🔻 بیایید جعبه ابزارمان را چک کنیم. برای کاهش این مشکل چه میتوان کرد؟ اولین قدم استفاده از زنان و مردان به نسبتهای مساوی درفرایندهای مختلف مربوط به آموزش و پژوهش است. آیا شما هرگز نام هیچ زنی را به عنوان مولف کتابهای درسی برای آموزش در مدارس دیدهاید؟ نویسنده چند کتاب منبع درسی شما در دانشگاه زن بودند؟ چند استاد زن داشتید؟ آیا هرگز هیچ یک از معلمان و اساتید شما تلاش کردهاند در شما حساسیت جنسیتی ایجاد کنند و نسبت به حذف و طرد زنان حساس باشند یا مثل برخی از اساتید ما خودشان جزو طرفداران حذف زنان از قلمرو علم و معرفت و بازگشت آنها به منزل بودند؟ آیا هرگز درمورد چگونگی مواجهه با کلیشههای جنسیتی در رشته درسیتان و عبور از آنها با شما دانشجویان عزیز حرف زدهاند؟
🔻میدانیم که صرف حضور و مشارکت زنان کافی نیست اگر آنها هم همانطور عمل کنند که مردان. نیازداریم به مشارکت رویکردهای زنانه. تقویت نگاه زنانه و در شمار آوردن نگرشها و ایدههای متفاوت. آیا زنان درباره آینده ایران متفاوت نمیاندیشند؟ آیا دغدغههای زنان برای مهاجرت بیش از مردان نیست؟ آیا مطالبات زنان در اعتراضات همان مطالبات مردان است؟ آیا تاثیر رکود اقتصادی بر زنان و مردان یکسان است؟ آیا برنامه ریزی برای برطرف کردن نگرانیهای زنان و مردان برای کاهش موالید یکی است؟ آیا لوازم و نتایج تاثیرات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی تصمیمهای کلان در سیاستگذاری بر زندگی زنان و مردان مشابه است؟ و...
🔻جعبه ابزار به ما پیشنهاد میدهد علاوه بر تاکید بر حضور زنان و مشارکت ایدهها و دغدغههای زنانه به عنوان معلم و مربی برخی حساسیتهای جنسیتی را همواره مدنظر داشته باشیم.
🔻🔻مثلاً مدتی پیش دکتر محمد فاضلی، جامعه شناس، گفته بود دیگر در نشستی که یک زن سخنران نیز در آن نباشد شرکت نخواهد کرد.
🔻🔻مثلاً مدتی پیش همینجا فایل تدریس دکتر فاطمه علمداری در کلاس درس تاریخ مشروطه دکتر جوادی یگانه را همرسان کردم که به دعوت استاد اصلیِ درس، مباحث مربوط به جنسیت در تاریخ مشروطه را تدریس کرده بود.
🔻🔻مثلاً به یاد دارم دکتر محمد ایلخانی، استاد درس فلسفه قرون وسطای ما در دانشگاه بهشتی وقتی علاقه من به مباحث جنسیتی در فلسفه را دید مرا با زنی به نام کریستین دوپیزان آشنا کرد.
🔻🔻مثلا دکتر عبدالکریم رشیدیان در دانشگاه بهشتی در زمان تدریس فلسفههای پست مدرن، حتما ما را با دانشجویانی که در قلمرو فلسفههای فمینیستی رساله نوشته بودند آشنا میکرد و در یکی از دورهها از من هم برای چند جلسه تدریس دعوت کرد.
🔻🔻مثلا خبر دارم دکتر امیر مازیار، برای دوره جامع تدریس تاریخ فلسفه تلاش زیادی کرد تا از مشارکت اساتید زن نیز استفاده کند.
🔻🔻مثلا دکتر سمیه توحیدلو در کلاسهای روشتحقیق در جامعه شناسی به من هم پیشنهاد داد یک جلسه «روش تحقیق فمینیستی» بگویم.
🔻🔻مثلا خبردارم دکتر امیرحسین خداپرست برای طراحی دوره جامع فلسفه سیاسی دنبال مدرسی برای تدریس رویکردهای فمینیستی در فلسفه سیاسی بود.
🔻آموزش رسمی ما میانه خوبی با اهمیت دادن به حساسیت جنسیتی ندارد. مشکل اضافه نمیخواهد. از سوی دیگر سدهها ممانعت از باسواد شدن زنان و پیشگیری از حضور آنها در قلمرو علم و بعدتر سواستفاده، حذف و طرد شدیدی که بسیاری از زنان متخصص ما را راهی خارج از مرزها کرده است باعث میشود خیلی از این پروژهها موفق نباشند. حضور اجتماعی زنان همچنان حساسیت برانگیز است. مهمترین استاد زن هم اگر باشی اولین مواجهه منتقدان تحقیر ظاهر/ توهین جنسی / به رخ کشیدن تبار خانوادگی توست. مخالفت با یک صاحبنظر و سخنرانِ زن خیلی وقتها با زبانی جنسزده صورت میگیرد که باعث خلوتگزینی و خاموشی بسیاری از زنها میشود. ولی صرف نظر از میزان توفیق هریک از این اساتید در پروژههای آموزشیشان این دغدغه در راستای ایجاد حساسیت جنسیتی و بسیار باارزش است.
🌾بیش باد.
@neocritic
👍28❤3
خواندنی 📚
تاریخ مفهوم عدالت اجتماعی در زمانۀ مردانِ امیر و زنانِ اسیر
🔻کتاب تاریخ مفهوم عدالت اجتماعی در دوران مشروطه نوشته دکتر سمیه توحیدلو را اخیراً نشر نگاه معاصر منتشر کرده است. این کتاب چنانکه از نام آن پیداست رد پای مفهومی را در تاریخ دنبال کرده است که از زمان مشروطه تا امروز یکی از دغدغههای اصلی نخبگان جامعه ایرانی بوده است. هنوز هم هست. نویسنده کتاب زن است، اما از منظری زنانه به تاریخ مشروطه نپرداخته، در عین حال از رویکردهای مرسوم در پژوهشهای تاریخی هم فاصله گرفته است.
🔻 کتاب به تحلیل و طبقهبندی فهمهای متفاوت از مفهوم عدالت اجتماعی در ایرانِ دوره مشروطه اختصاص دارد. از نخستین تلاشها برای تولد و تحقق آن شروع کرده و به طور مفصل آرا و اندیشههای شمار زیادی از متفکران، اعم از روحانی و روشنفکر، را از نظر گذرانده که در میان آنان نام دو زن نیز به چشم میخورد: بی بی خانم استرآبادی و زهرا تاج السلطنه.
🔻همچنین فصلی را به بررسی بحث از «عدالت جنسیتی» در آن دوران اختصاص داده است. او در این بخش اشاره میکند که در آن دوران چگونه باور عام به «امیری مرد و اسیری زن» ترک برداشت و ارزش اخلاقی و عرفی ذلیل و مطیع بودن برای زن به چالش کشیده شد. توحیدلو به چهار جهتگیری متفاوت درباره موضوع برابری میان زنان و مردان اشاره میکند:
گروه اول: آنانکه همچنان به جنس دوم بودن زن باور دارند و آزادیهای او را برنمیتابند و برابری را حرام میدانند. مشهورترین چهره این گروه شیخ فضل الله نوری است.
گروه دوم: کسانیکه تفاوت قوانین شرعی و عرفی را میپذیرند و تا پذیرفتن حق آموزش برای زنان پیش میآیند، ولی معتقدند همه زنان باهم برابرند و همه مردان با هم؛ اما زنان و مردان برابر نیستند. آیات عظام بهبهانی و طباطبایی و همینطور بیبی خانم استرآبادی چهره های معروف این گروهند.
گروه سوم: که آزادیهای اجتماعی زنان در حدود شریعت را میپذیرد و حضور اجتماعی و آموزش آنان را مجاز میداند، اما همچنان ولایت مرد بر زن را واجب و حضور و مشارکت سیاسی زنان را نادرست میداند. اسماعیل محلاتی، آیت الله نجمآبادی، ملکم خان ناظم الدوله، میرزا حسن رشدیه، محمدعلی فروغی، عبدالرحیم طالبوف و تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه از چهره های معروف این گروهند.
گروه چهارم: کسانیکه به برابری کامل حقوقی میان زنان و مردان معتقدند. مشهورترین نمایندگان این گروه میرزا آقاخان کرمانی و آخوندزاده هستن
🔻نویسنده کتابش درباره عدالت اجتماعی در گذشته نزدیک ایران را به دخترش سلما، به آینده نزدیک، تقدیم کرده است.
💕
@neocritic
تاریخ مفهوم عدالت اجتماعی در زمانۀ مردانِ امیر و زنانِ اسیر
🔻کتاب تاریخ مفهوم عدالت اجتماعی در دوران مشروطه نوشته دکتر سمیه توحیدلو را اخیراً نشر نگاه معاصر منتشر کرده است. این کتاب چنانکه از نام آن پیداست رد پای مفهومی را در تاریخ دنبال کرده است که از زمان مشروطه تا امروز یکی از دغدغههای اصلی نخبگان جامعه ایرانی بوده است. هنوز هم هست. نویسنده کتاب زن است، اما از منظری زنانه به تاریخ مشروطه نپرداخته، در عین حال از رویکردهای مرسوم در پژوهشهای تاریخی هم فاصله گرفته است.
🔻 کتاب به تحلیل و طبقهبندی فهمهای متفاوت از مفهوم عدالت اجتماعی در ایرانِ دوره مشروطه اختصاص دارد. از نخستین تلاشها برای تولد و تحقق آن شروع کرده و به طور مفصل آرا و اندیشههای شمار زیادی از متفکران، اعم از روحانی و روشنفکر، را از نظر گذرانده که در میان آنان نام دو زن نیز به چشم میخورد: بی بی خانم استرآبادی و زهرا تاج السلطنه.
🔻همچنین فصلی را به بررسی بحث از «عدالت جنسیتی» در آن دوران اختصاص داده است. او در این بخش اشاره میکند که در آن دوران چگونه باور عام به «امیری مرد و اسیری زن» ترک برداشت و ارزش اخلاقی و عرفی ذلیل و مطیع بودن برای زن به چالش کشیده شد. توحیدلو به چهار جهتگیری متفاوت درباره موضوع برابری میان زنان و مردان اشاره میکند:
گروه اول: آنانکه همچنان به جنس دوم بودن زن باور دارند و آزادیهای او را برنمیتابند و برابری را حرام میدانند. مشهورترین چهره این گروه شیخ فضل الله نوری است.
گروه دوم: کسانیکه تفاوت قوانین شرعی و عرفی را میپذیرند و تا پذیرفتن حق آموزش برای زنان پیش میآیند، ولی معتقدند همه زنان باهم برابرند و همه مردان با هم؛ اما زنان و مردان برابر نیستند. آیات عظام بهبهانی و طباطبایی و همینطور بیبی خانم استرآبادی چهره های معروف این گروهند.
گروه سوم: که آزادیهای اجتماعی زنان در حدود شریعت را میپذیرد و حضور اجتماعی و آموزش آنان را مجاز میداند، اما همچنان ولایت مرد بر زن را واجب و حضور و مشارکت سیاسی زنان را نادرست میداند. اسماعیل محلاتی، آیت الله نجمآبادی، ملکم خان ناظم الدوله، میرزا حسن رشدیه، محمدعلی فروغی، عبدالرحیم طالبوف و تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه از چهره های معروف این گروهند.
گروه چهارم: کسانیکه به برابری کامل حقوقی میان زنان و مردان معتقدند. مشهورترین نمایندگان این گروه میرزا آقاخان کرمانی و آخوندزاده هستن
🔻نویسنده کتابش درباره عدالت اجتماعی در گذشته نزدیک ایران را به دخترش سلما، به آینده نزدیک، تقدیم کرده است.
💕
@neocritic
👍10❤5
🛠️ جعبهابزار حساسیت جنسیتی(٣)
🔻سیمون دوبوار در مقدمه جنس دوم اشاره میکند یکی از دلایل ناموفق بودن تلاشهای زنان برای دستیابی به برابری جنسیتی این است که آنان مانند اقلیتهای قومی و نژادی مجتمع نیستند و گروههای مشخصی ندارند، بلکه همیشه بین مردان پراکندهاند.
🔻ضمن اینکه به نحو عجیبی،از قدیم تا امروز دوستی و تجمع زنان به دلایل مختلف تقبیح میشده و این تقبیح با انبوهی کلیشههای جنسیتی احاطه شده است.
🔻درعین حال برخی زنانی که با دشواری زیاد به مقام و موقعیتی میرسند دچار «سندرم ملکه زنبور عسل» شده و آگاهانه یا ناآگاهانه جلوی رشد زنان دیگر مانع ایجاد میکنند و سد جدیدی به سدهای مردسالاری اضافه میکنند.
🔻 جعبه ابزار حساسیت جنسیتی میگوید تشکیل جمعهای ریز و درشت زنانه و کمک به رشد و توانمندی دختران و زنان باید به اولویت همه زنان و مردانی تبدیل شود که در جستجوی برابری هستند.
🔻🔻مثلا شمار زیادی از فعالیتهای داوطلبانه زنانه در حوزههای خیریه یا محافظت از محیط زیست حول این ایده شکلگرفته است.
🔻🔻 مثلا از دوره دانشجویی تا امروز تعداد زیادی حلقه مطالعاتی زنانه شناختهام که در آنها زنان متخصص به رشد و شکوفایی خودشان و دوستان و نسل جوانتر از خودشان کمک کرده و میکنند. کتاب میخوانند. بحثهای ماهانه دارند. ترجمه میکنند. مجله منتشر میکنند و به هم کمک و راهنمایی میرسانند.
🔻🔻 مثلا مری دیلی (الهیدان زن) مردان را به کلاسهای پیشرفتهاش راه نمیداد که باعث اخراج او از دانشگاه شد!
🔻🔻مثلا شما اگر خواننده آثار نویسندگان و فلاسفه زن باشید حتما از شمار زیاد ارجاعات آنها به آثار هم شگفتزده خواهید شد.
🔻🔻مثلا به یاد دارم دکتر زهرا مبلغ زمانیکه در گروه فلسفه دانشگاه تهران تدریس میکرد برای تدریس یکی از دروسش از گروهی از زنان دانشآموخته دکتری فلسفه کمک گرفت و برنامه تدریس گروهی تنظیم کرد.
🔻🔻مثلا زنانی را میشناسم که بعد از بازنشستگی، تماموقت و عمده درآمدشان را وقف آموزش «دختربچههای» کم برخوردار میکنند.
🔻🔻مثلا زمانی مرد سالخوردهای را دیدم که ایران هم زندگی نمیکرد، ولی گفت در ایران شرکتی دارد که کل کارکنانش زن هستند چون فکر میکند به زنان ایران مدیون است و باید به توانمندی آنها کمک کند.
🔻🔻 از آن سادهتر مثلا دوستی دارم که در هر شرایطی به زنان نوازنده خیابانی کمک میکند و عمومی شدن این رفتار را باعث رشد موسیقی درمیان زنان میداند که از هر نظر به رشد مهارت ناخنکاری برای کسب درآمد ارجحیت دارد!
🔻 متوجه هستم که این ابزار خاص در جعبهابزار سوالبردار است و نقد و نظرهای فراوانی درباره آن وجود دارد. گاهی حتی میتواند آسیبهایی همراه داشته باشد، ولی با احتیاط عرض میکنم که شخصا با آن موافقم_ولو به عنوان ابزاری موقت تا رسیدن به شرایط عادلانه.
@neocritic
🔻سیمون دوبوار در مقدمه جنس دوم اشاره میکند یکی از دلایل ناموفق بودن تلاشهای زنان برای دستیابی به برابری جنسیتی این است که آنان مانند اقلیتهای قومی و نژادی مجتمع نیستند و گروههای مشخصی ندارند، بلکه همیشه بین مردان پراکندهاند.
🔻ضمن اینکه به نحو عجیبی،از قدیم تا امروز دوستی و تجمع زنان به دلایل مختلف تقبیح میشده و این تقبیح با انبوهی کلیشههای جنسیتی احاطه شده است.
🔻درعین حال برخی زنانی که با دشواری زیاد به مقام و موقعیتی میرسند دچار «سندرم ملکه زنبور عسل» شده و آگاهانه یا ناآگاهانه جلوی رشد زنان دیگر مانع ایجاد میکنند و سد جدیدی به سدهای مردسالاری اضافه میکنند.
🔻 جعبه ابزار حساسیت جنسیتی میگوید تشکیل جمعهای ریز و درشت زنانه و کمک به رشد و توانمندی دختران و زنان باید به اولویت همه زنان و مردانی تبدیل شود که در جستجوی برابری هستند.
🔻🔻مثلا شمار زیادی از فعالیتهای داوطلبانه زنانه در حوزههای خیریه یا محافظت از محیط زیست حول این ایده شکلگرفته است.
🔻🔻 مثلا از دوره دانشجویی تا امروز تعداد زیادی حلقه مطالعاتی زنانه شناختهام که در آنها زنان متخصص به رشد و شکوفایی خودشان و دوستان و نسل جوانتر از خودشان کمک کرده و میکنند. کتاب میخوانند. بحثهای ماهانه دارند. ترجمه میکنند. مجله منتشر میکنند و به هم کمک و راهنمایی میرسانند.
🔻🔻 مثلا مری دیلی (الهیدان زن) مردان را به کلاسهای پیشرفتهاش راه نمیداد که باعث اخراج او از دانشگاه شد!
🔻🔻مثلا شما اگر خواننده آثار نویسندگان و فلاسفه زن باشید حتما از شمار زیاد ارجاعات آنها به آثار هم شگفتزده خواهید شد.
🔻🔻مثلا به یاد دارم دکتر زهرا مبلغ زمانیکه در گروه فلسفه دانشگاه تهران تدریس میکرد برای تدریس یکی از دروسش از گروهی از زنان دانشآموخته دکتری فلسفه کمک گرفت و برنامه تدریس گروهی تنظیم کرد.
🔻🔻مثلا زنانی را میشناسم که بعد از بازنشستگی، تماموقت و عمده درآمدشان را وقف آموزش «دختربچههای» کم برخوردار میکنند.
🔻🔻مثلا زمانی مرد سالخوردهای را دیدم که ایران هم زندگی نمیکرد، ولی گفت در ایران شرکتی دارد که کل کارکنانش زن هستند چون فکر میکند به زنان ایران مدیون است و باید به توانمندی آنها کمک کند.
🔻🔻 از آن سادهتر مثلا دوستی دارم که در هر شرایطی به زنان نوازنده خیابانی کمک میکند و عمومی شدن این رفتار را باعث رشد موسیقی درمیان زنان میداند که از هر نظر به رشد مهارت ناخنکاری برای کسب درآمد ارجحیت دارد!
🔻 متوجه هستم که این ابزار خاص در جعبهابزار سوالبردار است و نقد و نظرهای فراوانی درباره آن وجود دارد. گاهی حتی میتواند آسیبهایی همراه داشته باشد، ولی با احتیاط عرض میکنم که شخصا با آن موافقم_ولو به عنوان ابزاری موقت تا رسیدن به شرایط عادلانه.
@neocritic
👍22👏3
📕اغراق نکردهام اگر بگویم بعد از آشنایی با خانم دکتر شکوه حسینی و بحثهای جذاب ایشان در بازخوانی و تحلیل رمان عربی نگاهم به زبان و فرهنگ عربی کاملاً تغییر
کرد.
🔻دکتر حسینی متخصص ادبیات تطبیقی، ادبیات معاصر عرب و مطالعات زنان است و این دوره بر رمانهایی درباره فلسطین متمرکز است.
🔻برای ثبتنام در این دوره اینجا را ببینید:
🔗 https://academyshamseh.com/product/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA/
کرد.
🔻دکتر حسینی متخصص ادبیات تطبیقی، ادبیات معاصر عرب و مطالعات زنان است و این دوره بر رمانهایی درباره فلسطین متمرکز است.
🔻برای ثبتنام در این دوره اینجا را ببینید:
🔗 https://academyshamseh.com/product/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA/
👍10❤2
▪️ دکتر کریم مجتهدی (١٣٠٩-١۴٠٢)
فیلسوف و استاد دانشگاهی بود که تا نود سالگی نوشت. مجتهدی زمانی برای دانشجویان فلسفه غرب کتاب درسی نوشت که هیچ منبع فارسی در دسترس نبود و از این بابت حق استادی داشت برگردن اغلب دانشآموختگان فلسفه در ایران.
▪️چند سالی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی همکار دکتر مجتهدی بودیم. تقریباً همه همکاران تحت تاثیر جدیت، سختکوشی و نظم ساعتوار او در کار بودند. هربار از کنار اتاقش میگذشتم، که آفتاب از درِ بازِ آن توی راهرو پهن بود، اول دستیار متین و آرامش را میدیدم که مشغول کار است و جلوتر که میآمدم خودش را که سرش پایین و غرق در کار بود.
▪️در تمام گزارشهای تصویری از بدرقه پیکر مرحوم مجتهدی از پژوهشگاه شما تصویر زنی را میبینید که چنان منقلب است که توجه همه عکاسان را جلب کرده، شاید خیال کردهاند از بستگان نزدیک دکتر مجتهدی است. نیست. دکترِ جدی و نهچندان خوشاخلاق ما زن و فرزند نداشت. این زن همان دستیار سختکوش اوست که در تمام ایام کسالت همراه با همسرش به دکتر سر میزد و پیگیر کارها و نوشتههای او بود. بعدتر که حال دکتر رو به وخامت گذاشت همچنان به او سر میزد و شاگردان و همکارانِ جویای حال را از وضعیت سلامتی دکتر باخبر میکرد.
▪️نوشتم که بگویم در کنار همه آنچه مریدان و منتقدان درباره میراث فکری استادانی چون او نوشتهاند و خواهند نوشت بخشی از بار زندگی و کار این اساتیدِ تنها را همیشه این زنها میکشند. بی هیچ توقع و ادعا و خواهشی برای اسم و رسم و عکس. شاید بگویید وظیفهشان است. نیست ولی. آنها به وظیفهشان چیزی اضافه میکنند به نام عشق که با خودش کلی اضافهبار کاری و روانی همراه دارد و یقناً سهم مهمی در کیفیت کاروزندگی، آرامش و توان ادامه مردی دارد که تا نود سالگی مینوشت_ولو خود عنایتی به این سویه از زندگی نداشت.
@neocritic
فیلسوف و استاد دانشگاهی بود که تا نود سالگی نوشت. مجتهدی زمانی برای دانشجویان فلسفه غرب کتاب درسی نوشت که هیچ منبع فارسی در دسترس نبود و از این بابت حق استادی داشت برگردن اغلب دانشآموختگان فلسفه در ایران.
▪️چند سالی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی همکار دکتر مجتهدی بودیم. تقریباً همه همکاران تحت تاثیر جدیت، سختکوشی و نظم ساعتوار او در کار بودند. هربار از کنار اتاقش میگذشتم، که آفتاب از درِ بازِ آن توی راهرو پهن بود، اول دستیار متین و آرامش را میدیدم که مشغول کار است و جلوتر که میآمدم خودش را که سرش پایین و غرق در کار بود.
▪️در تمام گزارشهای تصویری از بدرقه پیکر مرحوم مجتهدی از پژوهشگاه شما تصویر زنی را میبینید که چنان منقلب است که توجه همه عکاسان را جلب کرده، شاید خیال کردهاند از بستگان نزدیک دکتر مجتهدی است. نیست. دکترِ جدی و نهچندان خوشاخلاق ما زن و فرزند نداشت. این زن همان دستیار سختکوش اوست که در تمام ایام کسالت همراه با همسرش به دکتر سر میزد و پیگیر کارها و نوشتههای او بود. بعدتر که حال دکتر رو به وخامت گذاشت همچنان به او سر میزد و شاگردان و همکارانِ جویای حال را از وضعیت سلامتی دکتر باخبر میکرد.
▪️نوشتم که بگویم در کنار همه آنچه مریدان و منتقدان درباره میراث فکری استادانی چون او نوشتهاند و خواهند نوشت بخشی از بار زندگی و کار این اساتیدِ تنها را همیشه این زنها میکشند. بی هیچ توقع و ادعا و خواهشی برای اسم و رسم و عکس. شاید بگویید وظیفهشان است. نیست ولی. آنها به وظیفهشان چیزی اضافه میکنند به نام عشق که با خودش کلی اضافهبار کاری و روانی همراه دارد و یقناً سهم مهمی در کیفیت کاروزندگی، آرامش و توان ادامه مردی دارد که تا نود سالگی مینوشت_ولو خود عنایتی به این سویه از زندگی نداشت.
@neocritic
❤36👍17
📝
🔺 زمانی که اصلا دور نیست، پیش از اینکه شبکههای اجتماعی اینچنین وسیع وارد میدان شوند و سیاستهای رسمی درباره زنان را به چالش بکشند، در یکی از برنامههای پربیننده تلویزیون، اسمش سلام زندگی بود اگر اشتباه نکنم، زنِ موفقِ استاد دانشگاهی را به همراه خانوادهاش به عنوان مهمان دعوت کرده بودند. مجریِ نوعاً پرمدعای برنامههای تلویزیونی، پیش از هرچیز، از بچههای خانم دکتر درباره کیفیت مادری او سوال کرد و ماجرا را به آنجا کشاند که خانم استاد دانشگاه مجبور شد شرح مفصلی درمورد «آش ویتامینه»ای که برای فرزندانش میپزد بدهد تا ثابت کند چه اندازه خانواده را برکار مقدم میدارد.
🔻 شرایط تحقیرآمیزی بود. تصور کردم شاگردان این زن اگر بیننده برنامه باشند چه درسها که نخواهند آموخت.
آن خانم استاد دانشگاهِ چادری معلم و محقق و همسر و مادر توانمند و موفقی بود، ولی در آن برنامه تلویزیونی جلوی چشم خانواده، همکاران و شاگردانش بیش از آنکه ستایش شود تحقیر شد.
🔻تحقیر، تمسخر، تهدید و تعذیب، از حدود یک سده پیش و از نخستین رسالاتی که مردان برای تأدیب وتربیت نسوان نوشتهاند، تا امروز عمدهترین سیاست رسمیای بوده که جامعه مردسالار در مواجهه با حضور اجتماعی زنان اتخاذ کرده است. برای همین دیروز که سوار مترو شدم و دیدم در تمام واگنهای قطاری که سوارم تصاویری از زنان محجب موفق (با تاکید ضمنی بر حق انتخاب آنان) گذاشتهاند یکه خوردم. سالی نگذشته از آن زمان که تصویر سیب گندیده و شکلات مگسزده را ابزار تبلیغ حجاب کرده بودند در همین متروها که سراسر شهر را درمینوردند و علاوه بر آدم چیزهای زیادی را جابهجا میکنند.
@neocritic
🔺 زمانی که اصلا دور نیست، پیش از اینکه شبکههای اجتماعی اینچنین وسیع وارد میدان شوند و سیاستهای رسمی درباره زنان را به چالش بکشند، در یکی از برنامههای پربیننده تلویزیون، اسمش سلام زندگی بود اگر اشتباه نکنم، زنِ موفقِ استاد دانشگاهی را به همراه خانوادهاش به عنوان مهمان دعوت کرده بودند. مجریِ نوعاً پرمدعای برنامههای تلویزیونی، پیش از هرچیز، از بچههای خانم دکتر درباره کیفیت مادری او سوال کرد و ماجرا را به آنجا کشاند که خانم استاد دانشگاه مجبور شد شرح مفصلی درمورد «آش ویتامینه»ای که برای فرزندانش میپزد بدهد تا ثابت کند چه اندازه خانواده را برکار مقدم میدارد.
🔻 شرایط تحقیرآمیزی بود. تصور کردم شاگردان این زن اگر بیننده برنامه باشند چه درسها که نخواهند آموخت.
آن خانم استاد دانشگاهِ چادری معلم و محقق و همسر و مادر توانمند و موفقی بود، ولی در آن برنامه تلویزیونی جلوی چشم خانواده، همکاران و شاگردانش بیش از آنکه ستایش شود تحقیر شد.
🔻تحقیر، تمسخر، تهدید و تعذیب، از حدود یک سده پیش و از نخستین رسالاتی که مردان برای تأدیب وتربیت نسوان نوشتهاند، تا امروز عمدهترین سیاست رسمیای بوده که جامعه مردسالار در مواجهه با حضور اجتماعی زنان اتخاذ کرده است. برای همین دیروز که سوار مترو شدم و دیدم در تمام واگنهای قطاری که سوارم تصاویری از زنان محجب موفق (با تاکید ضمنی بر حق انتخاب آنان) گذاشتهاند یکه خوردم. سالی نگذشته از آن زمان که تصویر سیب گندیده و شکلات مگسزده را ابزار تبلیغ حجاب کرده بودند در همین متروها که سراسر شهر را درمینوردند و علاوه بر آدم چیزهای زیادی را جابهجا میکنند.
@neocritic
👌17👍8
تصویر سیب متعلق به چندسال پیش است و تصویر خانم کوچکینژاد از شب پیش، هر دو در مترو تهران و هردو برای ترویج حجاب.
(کسی با خودکار قرمز ، جملات تهدیدآمیزی به پوستر سیب اضافه کرده است.)
🔗 بعد التحریر: با تشکر از جناب فرجو، اطلاعات صحیح خانم کوچکی را در صفحه دانشگاهی ایشان ببینید:
https://www.kellogg.northwestern.edu/faculty/directory/kouchaki_maryam.aspx
@neocritic
(کسی با خودکار قرمز ، جملات تهدیدآمیزی به پوستر سیب اضافه کرده است.)
🔗 بعد التحریر: با تشکر از جناب فرجو، اطلاعات صحیح خانم کوچکی را در صفحه دانشگاهی ایشان ببینید:
https://www.kellogg.northwestern.edu/faculty/directory/kouchaki_maryam.aspx
@neocritic
👍13👎6
ورزۀ خونین فلسفه! ⚔️
📝 برخی از فیلسوفان زنی که روششناسیهای فلسفی را نقد کردهاند، پارهای روشهای فلسفی را «ورزۀ خونین فلسفه» نام نهادهاند! نوشتهاند آن پرخاشگری که از زمانهای قدیم درمیان مردان ستایش میشده، به واسطه همانها به عالم اندیشه هم راه پیدا کرده و آنجا هم ادامه یافته است.
🔻به آغاز تاریخ فلسفه برگردیم. کنار سقراط، جوانان آتنی که ذوقزده اطراف او جمع شدهاند هل بدهیم عقب و باهم ضایع شدن سوفیستهای پر مدعا را تماشا کنیم! جلوتر بیاییم و جمله مشهور ارسطو با قدری جرح و تعدیل که «خاطر افلاطون برایم عزیز است، اما خاطر حقیقت عزیزتر». ایستادن تمام قد ارسطو در برابر آرای استادش افلاطون را ببینیم. صفآرایی عقلگراها دربرابر تجربهگراها را تماشا کنیم و تحلیل حرکت اندیشه به صورت تزی که آنتیتزی در برابرش قد علم میکند تا به سنتز برسد و آن سنتر دوباره بشود تزی که آنتیتزی... انگار اندیشه بر بستر تضاد و تخاصم رشد کرده است: بزن، بشکن، خراب کن، ضایع کن. هرکس خوب نجنگد حذف میشود و آن کس که کنار این میدان بایستد اصلا آدم حساب نمیشود.
🔻قبول دارم روایتِ زیادی تند و تیزی است. قبول دارم از همان اولِ اول روش و هدف سقراط خون و خونریزی نبود و بیرحمانه است اگر روش گفت و شنودی سقراطی را اینطور تعبیر کنیم. اصلاً آنقدر بد است که انگار در دادگاهِ علیه او ما هم رای به مجرم بودنش و خیانت به سنتها داده باشیم. تضادها و تقابلهای فلسفه هیچکدام بیبهره از بینشهای طرف مقابل رشد نکردهاند و اساساً دغدغه فلسفه که دوستداری دانایی و رفتن به سوی حقیقت است با خون و خونریزی مناسبتی ندارد.
🔻پروراندن قوه استدلال البته مقدمه لازمی برای تفلسف است و شما را آبدیده میکند و مغالطات قرار است جلوی کج رویها را بگیرد...فلسفه خودش خوب است ولو گاهی، برخی از دوروبریهاش چندان مهربان نبوده باشند.
🔻 اما در این انتقادها حقیقتی هم وجود دارد که خیال میکنم در هر سطح و میدانی از معرفت که به آن مشغولیم باید متوجهاش باشیم. نخستین تصویری که از مناظره و مباحثه در ذهن ما نقش میبندد جدالی است که یکی از طرفین دیگری را مغلوب و مرعوب کرده. همینها وسیع منتشر میشوند و باعث شهرت آدمها میشوند. زمین فلسفه اما زمین جدالهای سیاسی و تبلیغاتی نیست. قرار است از رفت و آمد (و نه تضارب ) آرا همافزایی و نزدیک شدن به خیر و حقیقت اتفاق بیفتد
🔻شنیدنِ دیگران، مدخلیت دادن به تجربههای متفاوت، موقعیتهای متنوع، عواطف و علقههای انسانی و در شمار آوردن آنها به عنوان منبع معتبری برای شناخت آن چیزی است که متفکران زنانهنگر بر آن تاکید دارند و بیاعتنایی به آن را سرزنش میکنند.
@neocritic
📝 برخی از فیلسوفان زنی که روششناسیهای فلسفی را نقد کردهاند، پارهای روشهای فلسفی را «ورزۀ خونین فلسفه» نام نهادهاند! نوشتهاند آن پرخاشگری که از زمانهای قدیم درمیان مردان ستایش میشده، به واسطه همانها به عالم اندیشه هم راه پیدا کرده و آنجا هم ادامه یافته است.
🔻به آغاز تاریخ فلسفه برگردیم. کنار سقراط، جوانان آتنی که ذوقزده اطراف او جمع شدهاند هل بدهیم عقب و باهم ضایع شدن سوفیستهای پر مدعا را تماشا کنیم! جلوتر بیاییم و جمله مشهور ارسطو با قدری جرح و تعدیل که «خاطر افلاطون برایم عزیز است، اما خاطر حقیقت عزیزتر». ایستادن تمام قد ارسطو در برابر آرای استادش افلاطون را ببینیم. صفآرایی عقلگراها دربرابر تجربهگراها را تماشا کنیم و تحلیل حرکت اندیشه به صورت تزی که آنتیتزی در برابرش قد علم میکند تا به سنتز برسد و آن سنتر دوباره بشود تزی که آنتیتزی... انگار اندیشه بر بستر تضاد و تخاصم رشد کرده است: بزن، بشکن، خراب کن، ضایع کن. هرکس خوب نجنگد حذف میشود و آن کس که کنار این میدان بایستد اصلا آدم حساب نمیشود.
🔻قبول دارم روایتِ زیادی تند و تیزی است. قبول دارم از همان اولِ اول روش و هدف سقراط خون و خونریزی نبود و بیرحمانه است اگر روش گفت و شنودی سقراطی را اینطور تعبیر کنیم. اصلاً آنقدر بد است که انگار در دادگاهِ علیه او ما هم رای به مجرم بودنش و خیانت به سنتها داده باشیم. تضادها و تقابلهای فلسفه هیچکدام بیبهره از بینشهای طرف مقابل رشد نکردهاند و اساساً دغدغه فلسفه که دوستداری دانایی و رفتن به سوی حقیقت است با خون و خونریزی مناسبتی ندارد.
🔻پروراندن قوه استدلال البته مقدمه لازمی برای تفلسف است و شما را آبدیده میکند و مغالطات قرار است جلوی کج رویها را بگیرد...فلسفه خودش خوب است ولو گاهی، برخی از دوروبریهاش چندان مهربان نبوده باشند.
🔻 اما در این انتقادها حقیقتی هم وجود دارد که خیال میکنم در هر سطح و میدانی از معرفت که به آن مشغولیم باید متوجهاش باشیم. نخستین تصویری که از مناظره و مباحثه در ذهن ما نقش میبندد جدالی است که یکی از طرفین دیگری را مغلوب و مرعوب کرده. همینها وسیع منتشر میشوند و باعث شهرت آدمها میشوند. زمین فلسفه اما زمین جدالهای سیاسی و تبلیغاتی نیست. قرار است از رفت و آمد (و نه تضارب ) آرا همافزایی و نزدیک شدن به خیر و حقیقت اتفاق بیفتد
🔻شنیدنِ دیگران، مدخلیت دادن به تجربههای متفاوت، موقعیتهای متنوع، عواطف و علقههای انسانی و در شمار آوردن آنها به عنوان منبع معتبری برای شناخت آن چیزی است که متفکران زنانهنگر بر آن تاکید دارند و بیاعتنایی به آن را سرزنش میکنند.
@neocritic
👍10❤4
Forwarded from عصر انسان شناسی (معصومه ابراهیمی)
نشر فرهامه با همکاری گروه فرهنگ و جامعه انجمن جامعهشناسی برگزار میکند:
🔸کتابنامک( ۱۵)؛
نشستهای مجازی رونمایی، نقد و بررسی کتاب
مصائب بدن
پدیدار شناسی بیماری مریضی و ناخوشی
با حضور:
مریم نصر اصفهانی
دبیر نشست: جبار رحمانی
⏰زمان: چهارشنبه ۱۱بهمن
ساعت ۱۷ الی ۱۸
📍لینک نشست:
https://www.skyroom.online/ch/farhameh/farhameh
شرکت در جلسه برای عموم آزاد است.
🔸کتابنامک( ۱۵)؛
نشستهای مجازی رونمایی، نقد و بررسی کتاب
مصائب بدن
پدیدار شناسی بیماری مریضی و ناخوشی
با حضور:
مریم نصر اصفهانی
دبیر نشست: جبار رحمانی
⏰زمان: چهارشنبه ۱۱بهمن
ساعت ۱۷ الی ۱۸
📍لینک نشست:
https://www.skyroom.online/ch/farhameh/farhameh
شرکت در جلسه برای عموم آزاد است.
👍5❤4
body matters.MP3
44.6 MB
🎧 صوتی
📕مروری بر کتاب مصائب بدن؛ پدیدارشناسی مریضی، بیماری و ناخوشی
نوشته: جیمز آلفرد آهو و کوین آهو
ترجمه: محمدرضا اخلاقیمنش
نشر فرهامه
١٣٩٨
⏳در صورت روبهراه بودن اینترنت چقدر از شما وقت میگیرد:
٣٢ دقیقه
#مرور_کتاب
@neocritic
📕مروری بر کتاب مصائب بدن؛ پدیدارشناسی مریضی، بیماری و ناخوشی
نوشته: جیمز آلفرد آهو و کوین آهو
ترجمه: محمدرضا اخلاقیمنش
نشر فرهامه
١٣٩٨
⏳در صورت روبهراه بودن اینترنت چقدر از شما وقت میگیرد:
٣٢ دقیقه
#مرور_کتاب
@neocritic
❤10👍3
🎬چای و بیسکوئیت
⚠️خطر لو رفتن داستان
🔻 فیلم جذاب اسپاتلایت (٢٠١۵) درباره تعرض جنسی جماعت قابل توجهی از کشیشان منطقهای در امریکاست که با تلاش جمعی روزنامهنگار برملا میشود.
🔺فیلم درباره جنایتی پردامنه در حق کودکانِ عمدتاً فقیر و محروم از توجه و محبت است که جذب لطف کشیشان، یعنی مردان خدا، میشوند و... کشیشان و دمودستگاه کلیسای کاتولیک به وسعت و عمومیت این ماجرا کاملاً واقفند، ولی انگار آن را به عنوان واقعیت زندگی همراه با اجبار بر تجرد کشیشان پذیرفتهاند، نابود شدن روان کودکان اهمیتی ندارد، اولیای امور با تهدید و تطمیع شاکیان را ساکت میکنند.
🔻شاکیان میپذیرند ساکت باشند، در ازای پول، یا تهدید و یا لکهدار نشدن اسم و حیثیت فرزندشان...«همین یکبار بوده»
🎬
خبرنگار: خب مادرت چیکار کرد؟ اون موقع که از کلیسا اومدن و گفتند بیخیال شکایت علیه تعرض کشیش بشید و همین یه بار بوده؟
یکی از قربانیان: مادرم؟ پاشد رفت براشون چای و بیسکوئیت آورد.
🎬
🔻آیا گفتید« اوف بر این مادر بیمسئولیت؟» ولی مادر چه باید بکند؟ در فرهنگ خود ما هم آسیبهای مشابه بسیار زیادی کودکان و نوجوانان دختر و پسر را تهدید میکند که گاهی از جانب نزدیکان کودک و نوجوان است که مورد اعتماد او و والدین هم هستند. ما هم انواع اجبار تجرد داریم و انگار نوعی آگاهی عمومی و توافق جمعی برای گذاشتن و گذشتن از این ماجراها وجود دارد. گاهی مادر میفهمد، ولی واقعا جز آوردن چای و بیسکوئیت کاری از دستش برنمیآید، چرا که میداند نهایتاً خودش و فرزندش قربانی یکی بازی ازپیش باخته خواهند بود و بچه علاوه بر روانزخم خودش داغ و ننگ را هم باید تا ابد حمل کند... گواهی او و کودکش چه اعتباری خواهد داشت؟
🔻اواخر فیلم، وقتی وسعت ماجرا همه را شوکه کرده، آدمها شروع میکنند به متهم کردن اهمالکاری هم در همه این سالها. که چرا چیز به این روشنی را ندیدی؟ چرا نادیده گرفتی؟... آن که عاقلتر است ترمز اتهام زنی را میکشد. گاهی چیزهایی را میدانیم، ولی خودمان را به ندیدن میزنیم. باید نوری عظیم بر آن موضوع تابانده شود تا وارد ساحت آگاهی عمومی شود و همه نسبت به آن هوشیاری و دغدغه پیدا کنند. مادامیکه نور نتابیده باشد، تنهاییم و تاریک است و سرد است و میترسیم.
#درباره_فیلم
@neocritic
⚠️خطر لو رفتن داستان
🔻 فیلم جذاب اسپاتلایت (٢٠١۵) درباره تعرض جنسی جماعت قابل توجهی از کشیشان منطقهای در امریکاست که با تلاش جمعی روزنامهنگار برملا میشود.
🔺فیلم درباره جنایتی پردامنه در حق کودکانِ عمدتاً فقیر و محروم از توجه و محبت است که جذب لطف کشیشان، یعنی مردان خدا، میشوند و... کشیشان و دمودستگاه کلیسای کاتولیک به وسعت و عمومیت این ماجرا کاملاً واقفند، ولی انگار آن را به عنوان واقعیت زندگی همراه با اجبار بر تجرد کشیشان پذیرفتهاند، نابود شدن روان کودکان اهمیتی ندارد، اولیای امور با تهدید و تطمیع شاکیان را ساکت میکنند.
🔻شاکیان میپذیرند ساکت باشند، در ازای پول، یا تهدید و یا لکهدار نشدن اسم و حیثیت فرزندشان...«همین یکبار بوده»
🎬
خبرنگار: خب مادرت چیکار کرد؟ اون موقع که از کلیسا اومدن و گفتند بیخیال شکایت علیه تعرض کشیش بشید و همین یه بار بوده؟
یکی از قربانیان: مادرم؟ پاشد رفت براشون چای و بیسکوئیت آورد.
🎬
🔻آیا گفتید« اوف بر این مادر بیمسئولیت؟» ولی مادر چه باید بکند؟ در فرهنگ خود ما هم آسیبهای مشابه بسیار زیادی کودکان و نوجوانان دختر و پسر را تهدید میکند که گاهی از جانب نزدیکان کودک و نوجوان است که مورد اعتماد او و والدین هم هستند. ما هم انواع اجبار تجرد داریم و انگار نوعی آگاهی عمومی و توافق جمعی برای گذاشتن و گذشتن از این ماجراها وجود دارد. گاهی مادر میفهمد، ولی واقعا جز آوردن چای و بیسکوئیت کاری از دستش برنمیآید، چرا که میداند نهایتاً خودش و فرزندش قربانی یکی بازی ازپیش باخته خواهند بود و بچه علاوه بر روانزخم خودش داغ و ننگ را هم باید تا ابد حمل کند... گواهی او و کودکش چه اعتباری خواهد داشت؟
🔻اواخر فیلم، وقتی وسعت ماجرا همه را شوکه کرده، آدمها شروع میکنند به متهم کردن اهمالکاری هم در همه این سالها. که چرا چیز به این روشنی را ندیدی؟ چرا نادیده گرفتی؟... آن که عاقلتر است ترمز اتهام زنی را میکشد. گاهی چیزهایی را میدانیم، ولی خودمان را به ندیدن میزنیم. باید نوری عظیم بر آن موضوع تابانده شود تا وارد ساحت آگاهی عمومی شود و همه نسبت به آن هوشیاری و دغدغه پیدا کنند. مادامیکه نور نتابیده باشد، تنهاییم و تاریک است و سرد است و میترسیم.
#درباره_فیلم
@neocritic
💔6👍3
Audio
#نسخۀ_صوتی
🔅رادیو دورنما
گفتوگو با اسلامپژوهان - قسمت دهم
🔹در جستوجوی عدالت جنسیتی با فمینیسم اسلامی
گفتوگو با زیبا میرحسینی
🔻این پادکست را در پادکستخوانهای مشهور ازجمله کستباکس و شنوتو هم میتوانید بشنوید.
#زیبا_میرحسینی
#رادیو_دورنما
#دورنما_بشنویم
@doornamaa
🔅رادیو دورنما
گفتوگو با اسلامپژوهان - قسمت دهم
🔹در جستوجوی عدالت جنسیتی با فمینیسم اسلامی
گفتوگو با زیبا میرحسینی
🔻این پادکست را در پادکستخوانهای مشهور ازجمله کستباکس و شنوتو هم میتوانید بشنوید.
#زیبا_میرحسینی
#رادیو_دورنما
#دورنما_بشنویم
@doornamaa
❤3❤🔥1
Forwarded from مدرسانۀ دورنما
#گفتوگو_با_اسلامپژوهان (۱۰)
#معرفی_مهمان
🔹#زیبا_میرحسینی (متولد ۱۳۳۱، سنندج) مقطع کارشناسیِ رشتهٔ جامعهشناسی را در دانشگاه تهران (۱۳۵۳) به پایان رساند و مدرک دکتری در انسانشناسی اجتماعی را از دانشگاه کمبریج (۱۹۸۰) دریافت کرد. او در دانشگاه کمبریج، دانشگاه لندن (سواس) و دانشگاه نیویورک درسهایی مرتبط با انسانشناسی، جامعهشناسی و حقوق ارائه کرده و چند بورسیۀ تحقیقاتی از مراکز علمی و دانشگاهی اروپایی، ازجمله «مؤسسۀ مطالعات پیشرفتۀ برلین» (۲۰۰۴)، گرفته است. میرحسینی از اعضای مؤسس جنبش جهانی «مساوات» برای برابری و عدالت در خانوادۀ مسلمان است. از او کتابها و مقالههای متعددی منتشر شدهاند، ازجمله «اسلام و جنسیت» (۱۹۹۹)، «کنترل و سکسوالیته» (۲۰۱۰)، و جدیدترینِ آنها «سفرهایی بهسوی برابری جنسیتی در اسلام» (۲۰۲۲). او همچنین دو فیلم مستند «طلاق به سبک ایرانی» (۱۹۹۸) و «فراری» (۲۰۰۱) را دربارۀ وضعیت زنان و دختران ایرانی کارگردانی کرده است. وبسایت زیبا میرحسینی حاوی اطلاعات جامع و تفصیلی دربارۀ آثار پژوهشی و فعالیتهای اجتماعی اوست.
#فمینیسم_اسلامی
#برابری_جنسیتی
#عدالت_جنسیتی
#حقوق_زنان
@doornamaa
#معرفی_مهمان
🔹#زیبا_میرحسینی (متولد ۱۳۳۱، سنندج) مقطع کارشناسیِ رشتهٔ جامعهشناسی را در دانشگاه تهران (۱۳۵۳) به پایان رساند و مدرک دکتری در انسانشناسی اجتماعی را از دانشگاه کمبریج (۱۹۸۰) دریافت کرد. او در دانشگاه کمبریج، دانشگاه لندن (سواس) و دانشگاه نیویورک درسهایی مرتبط با انسانشناسی، جامعهشناسی و حقوق ارائه کرده و چند بورسیۀ تحقیقاتی از مراکز علمی و دانشگاهی اروپایی، ازجمله «مؤسسۀ مطالعات پیشرفتۀ برلین» (۲۰۰۴)، گرفته است. میرحسینی از اعضای مؤسس جنبش جهانی «مساوات» برای برابری و عدالت در خانوادۀ مسلمان است. از او کتابها و مقالههای متعددی منتشر شدهاند، ازجمله «اسلام و جنسیت» (۱۹۹۹)، «کنترل و سکسوالیته» (۲۰۱۰)، و جدیدترینِ آنها «سفرهایی بهسوی برابری جنسیتی در اسلام» (۲۰۲۲). او همچنین دو فیلم مستند «طلاق به سبک ایرانی» (۱۹۹۸) و «فراری» (۲۰۰۱) را دربارۀ وضعیت زنان و دختران ایرانی کارگردانی کرده است. وبسایت زیبا میرحسینی حاوی اطلاعات جامع و تفصیلی دربارۀ آثار پژوهشی و فعالیتهای اجتماعی اوست.
#فمینیسم_اسلامی
#برابری_جنسیتی
#عدالت_جنسیتی
#حقوق_زنان
@doornamaa
❤7👍5
🔻من اگر جای آن زنی بودم که در کنار جمعیت یکدست مردانه قرار است درباره «فلسفه درون و بیرون دانشگاه» حرف بزند، از جای قرار گرفتنم در پوستر خوشحال نبودم.
🔻ولو به ترتیب حروف الفبا میشد جورهای دیگری طراحی کرد که اینطور «خارج از کادر» نباشد.
😌 البته میشود فکر کرد که حتی همین ماجرا هم خالی از حکمت نیست!
🔻جزییات برنامه را در فایل پیوست شده ببینید.
@neocritic
🔻ولو به ترتیب حروف الفبا میشد جورهای دیگری طراحی کرد که اینطور «خارج از کادر» نباشد.
😌 البته میشود فکر کرد که حتی همین ماجرا هم خالی از حکمت نیست!
🔻جزییات برنامه را در فایل پیوست شده ببینید.
@neocritic
👍23👎5
1_9575673382_240205_173024.pdf
132.5 KB
🔺برنامه و شرحی درباره نشستهای «فلسفه درون و بیرون دانشگاه»
@neocritic
@neocritic
👍3