Forwarded from تجربه بودن | محمود مقدّسی
.
▫️پارادوکس امیدوارکنندهی احساسِ خوشبختی
شاید این نمودار را دیده باشید: نمودار U شکل احساس خوشبختی. خلاصهاش این میشود که احساس خوشبختی به سن و امکانات رشدی آدم بستگی دارد و به طور "میانگین" پس از سالهای اولیه میانسالی افزایش مییابد. این یافته به اَشکالِ مختلفی آزمون شده و تقریباً میتوان گفت که جهانشمول است. چنین نتیجهای مخصوصاً برای کسانی در سن و سال من، یا کمی بیشتر و کمتر، امیدوارکننده است.
دهه سوم و چهارم زندگی دهههای پرفشاری هستند. چالشهای استقلال، دغذغههای مالی، نگرانی آینده، استرسهای حرفهای، مسئولیتهای خانوادگی، مقایسه با همسالان، ایدئالهای سختگیرانهی درونیشده، امیدواریها و ناامیدیهای مکرر، نیاز به خودشکوفایی، نوپا بودنِ ظرفیتِ پذیرش و ... همگی شرایط پیچیدهای را ایجاد میکنند که علاوه بر احوالِ ناخوشِ گاهوبیگاه یا پیوسته، نوعی نگرانی جدید را در مورد آینده هم ایجاد میکنند، به این صورت که: با این تنِ سالم و این همه روابط، حالم خوب نیست، با تنِ فرسوده، روابطِ احتمالاً کمتر و نزدیکی به مرگ قرار است چقدر بدتر بشود. ذهنِ آدم در این شرایط دچار نوعی بیزمانی و سوگیریِ منفی میشود. ولی اینطور نیست.
این یافته را پیشتر خوانده بودم امّا این روزها انگار دارم تجربهاش میکنم. عجیب است، حالم دارد بهتر میشود. حتی در شروع سال فکر میکردم که این سال علیرغم همه پیچیدگیها و نگرانیهای بیرونی "میتواند" برایم بهتر از سال قبل باشد. انگار به هزار دلیل آدم پایش بیشتر میآید روی زمین، بیشتر ساکن اینجا و اکنون میشود، کمتر یقه خودش را میگیرد، مهارتِ پذیرشاش بدونِ احساسِ بازنده بودن بیشتر میشود، امیدواریهایش تنشِ کمتری ایجاد میکنند، استقلال شخصیتی بیشتری پیدا میکند و بیش از همیشه ارباب خانه خودش میشود. اینطور میشود که میبینی اِ زندگی جور دیگری هم میتواند باشد.
پانوشت: به تعبیرِ "به طور میانگین" در متن توجه داشته باشید. نمیگوید برای همه در هر شرایطی و در هر برشِ کوتاهی از عمر. میگوید این استعداد عمومی وجود دارد و احتمالِ تجربه چنین احوالی زیاد است. یافتههای علوم انسانی را اینطور باید دید و خواند. البته همانطور که گفتم تجربه خودم تاییدش میکند.
#محمود_مقدسی
@TheWorldasISee
▫️پارادوکس امیدوارکنندهی احساسِ خوشبختی
شاید این نمودار را دیده باشید: نمودار U شکل احساس خوشبختی. خلاصهاش این میشود که احساس خوشبختی به سن و امکانات رشدی آدم بستگی دارد و به طور "میانگین" پس از سالهای اولیه میانسالی افزایش مییابد. این یافته به اَشکالِ مختلفی آزمون شده و تقریباً میتوان گفت که جهانشمول است. چنین نتیجهای مخصوصاً برای کسانی در سن و سال من، یا کمی بیشتر و کمتر، امیدوارکننده است.
دهه سوم و چهارم زندگی دهههای پرفشاری هستند. چالشهای استقلال، دغذغههای مالی، نگرانی آینده، استرسهای حرفهای، مسئولیتهای خانوادگی، مقایسه با همسالان، ایدئالهای سختگیرانهی درونیشده، امیدواریها و ناامیدیهای مکرر، نیاز به خودشکوفایی، نوپا بودنِ ظرفیتِ پذیرش و ... همگی شرایط پیچیدهای را ایجاد میکنند که علاوه بر احوالِ ناخوشِ گاهوبیگاه یا پیوسته، نوعی نگرانی جدید را در مورد آینده هم ایجاد میکنند، به این صورت که: با این تنِ سالم و این همه روابط، حالم خوب نیست، با تنِ فرسوده، روابطِ احتمالاً کمتر و نزدیکی به مرگ قرار است چقدر بدتر بشود. ذهنِ آدم در این شرایط دچار نوعی بیزمانی و سوگیریِ منفی میشود. ولی اینطور نیست.
این یافته را پیشتر خوانده بودم امّا این روزها انگار دارم تجربهاش میکنم. عجیب است، حالم دارد بهتر میشود. حتی در شروع سال فکر میکردم که این سال علیرغم همه پیچیدگیها و نگرانیهای بیرونی "میتواند" برایم بهتر از سال قبل باشد. انگار به هزار دلیل آدم پایش بیشتر میآید روی زمین، بیشتر ساکن اینجا و اکنون میشود، کمتر یقه خودش را میگیرد، مهارتِ پذیرشاش بدونِ احساسِ بازنده بودن بیشتر میشود، امیدواریهایش تنشِ کمتری ایجاد میکنند، استقلال شخصیتی بیشتری پیدا میکند و بیش از همیشه ارباب خانه خودش میشود. اینطور میشود که میبینی اِ زندگی جور دیگری هم میتواند باشد.
پانوشت: به تعبیرِ "به طور میانگین" در متن توجه داشته باشید. نمیگوید برای همه در هر شرایطی و در هر برشِ کوتاهی از عمر. میگوید این استعداد عمومی وجود دارد و احتمالِ تجربه چنین احوالی زیاد است. یافتههای علوم انسانی را اینطور باید دید و خواند. البته همانطور که گفتم تجربه خودم تاییدش میکند.
#محمود_مقدسی
@TheWorldasISee
👍18👎1
📚
از میان کتابهای خوبی که امسال خواندهام چهارتا خوبتر بودند. دوتا از آنها عمومی هستند و دوتایشان تخصصی: ظرافت جوجه تیغی اثر موریل باربری با ترجمه مرتضی کلانتریان که نشر آگاه منتشر کرده؛ تاریخ کتابخوانی نوشته آلبرتو مانگوئل با ترجمه رحیم قاسمیان که هرمس منتشر کرده است. فقط استدلال نوشته مایکل بروس و استیون باربن با ترجمه میثم محمد امینی که نشر نو منتشر کرده و دریدا در متن نوشته عبدالکریم رشیدیان که نی منتشر کرده است. اولی را امسال برای بار دوم خواندم و آخری را هنوز به پایان نرساندهام که هر چقدر هم مشتاق باشی نمیشود باشتاب پیش برد.
🔻یکم) موریل باربری معلم فلسفه و رمان نویسی فرانسوی است و ظرافت جوجه تیغی رمانی فلسفی. داستان از ساختمانی مجلل در پاریس روایت میشود که دو شخصیت اصلی آن زنِ سرایدار و دختر نوجوانِ یکی از ساکنان ساختمان هستند. زنِ سرایداری که مخفیانه هوسرل و تولستوی میخواند و دخترک نوجوانی که برای خودکشی در تولد سیزده سالگیاش برنامهریزی میکند… خانم معلم فیلسوف پیش از هر چیز داستان جذابی برایتان تعریف میکند و بدون اینکه متوجه باشیم فلسفه هم درس میدهد.
🔻دوم) کتاب آلبرتو مانگوئل، تاریخ کتابخوانی ، را هدیه گرفتم و راستش نه نویسنده را میشناختم و نه قصدی برای مطالعه کتابش داشتم. اتفاقی کتاب را ورق زدم و چندان پیش نرفتم چون باید برمیگشتم و از اول شروع میکردم. ضمن اینکه گسترهی دانایی نویسنده وادارم کرد دربارهاش تحقیق کنم. مانگوئل نویسندهای آرژانتینی است که ارادتی عمیق به کتابها دارد و آثار دیگری هم از او به فارسی ترجمه شده است. او در این کتاب از ابعاد گوناگون به معجزه کتابخواندن پرداخته است. معجزۀ «دستیابی به بایگانی خاطرات بشری و نجات صدای نیاکان ما از دل گذشتهها».
🔻سوم) عنوان کامل کتاب بروس و باربن فقط استدلال مهمترین ۱۰۰ استدلال تاریخ فلسفه غرب است. نویسندگان کتاب امیدوارند راهنمایی کارآمد پدیدآورند که دانشجویان را از دوره کارشناسی فلسفه بینیاز کند! صرف نظر از اینکه با چه نیتی چنین کتاب خوبی پدیدآورده باشند (خود من اصلا با حذف دوره کارشناسی فلسفه موافق نیستم و خیال میکنم دفاع از آن ناشی از نگاهی محدود به فلسفه و آموزش آن است)؛ حاصل کارشان مجموعه بسیار خوشخوانی برای آشنایی با ادعاها و شیوه استدلال بزرگترین ذهنهای تاریخ برای دفاع از مدعیاتشان است. استدلالهای فیلسوفان در فصلهای مجزا بازگویی و تحلیل شده است و حوزههای مختلفی را دربرمیگیرد: فلسفه دین، متافیزیک، معرفتشناسی، فلسفه اخلاق، فلسفه ذهن، فلسفه علم و فلسفه زبان. این کتابِ مسئلهمحور، در کنار اغلب کتابهای تاریخ محور، میتواند مدخلی جدی و جذاب هم برای علاقمندان تازهکار فلسفه و منطق باشد و هم برای کهنهکاران و هم معلمان. کاش نویسندگان مطالبه متواضعانهتری را بر پیشانی کتاب درج میکردند ـ گرچه فیلسوفان را با تواضع چهکار!
🔻چهارم) خوشترین خبر کتابی در ۱۴۰۲ برای من خبر انتشار کتاب دریدا در متن بود. دریدا فیلسوفی دوست داشتنی برای من است که همیشه در دست و پنجه نرم کردن با آثارش شکست خوردهام. دریدا عمیق، وسیع و دشوار است. دریدا در متن نخواسته از دشواری، وسعت یا عمق فیلسوف کم کند تا اندیشههایش را برای خواننده فارسی زبان آسانیاب کرده باشد. دریدا در متن درکنار فیلسوف ایستاده و وفادارانه به تقویم و تاریخ او قدم به قدم پیش میآید، ولی ما را هم به حال خود رها نکرده است ـ اگر با طمأنینه و تأمل پیش بیاییم.
@bookcitycc
@neocritc
https://culture.bookcity.org/papers/12538/%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b3%d9%88%d9%81%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d8%b6%d8%b9-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%9f/
از میان کتابهای خوبی که امسال خواندهام چهارتا خوبتر بودند. دوتا از آنها عمومی هستند و دوتایشان تخصصی: ظرافت جوجه تیغی اثر موریل باربری با ترجمه مرتضی کلانتریان که نشر آگاه منتشر کرده؛ تاریخ کتابخوانی نوشته آلبرتو مانگوئل با ترجمه رحیم قاسمیان که هرمس منتشر کرده است. فقط استدلال نوشته مایکل بروس و استیون باربن با ترجمه میثم محمد امینی که نشر نو منتشر کرده و دریدا در متن نوشته عبدالکریم رشیدیان که نی منتشر کرده است. اولی را امسال برای بار دوم خواندم و آخری را هنوز به پایان نرساندهام که هر چقدر هم مشتاق باشی نمیشود باشتاب پیش برد.
🔻یکم) موریل باربری معلم فلسفه و رمان نویسی فرانسوی است و ظرافت جوجه تیغی رمانی فلسفی. داستان از ساختمانی مجلل در پاریس روایت میشود که دو شخصیت اصلی آن زنِ سرایدار و دختر نوجوانِ یکی از ساکنان ساختمان هستند. زنِ سرایداری که مخفیانه هوسرل و تولستوی میخواند و دخترک نوجوانی که برای خودکشی در تولد سیزده سالگیاش برنامهریزی میکند… خانم معلم فیلسوف پیش از هر چیز داستان جذابی برایتان تعریف میکند و بدون اینکه متوجه باشیم فلسفه هم درس میدهد.
🔻دوم) کتاب آلبرتو مانگوئل، تاریخ کتابخوانی ، را هدیه گرفتم و راستش نه نویسنده را میشناختم و نه قصدی برای مطالعه کتابش داشتم. اتفاقی کتاب را ورق زدم و چندان پیش نرفتم چون باید برمیگشتم و از اول شروع میکردم. ضمن اینکه گسترهی دانایی نویسنده وادارم کرد دربارهاش تحقیق کنم. مانگوئل نویسندهای آرژانتینی است که ارادتی عمیق به کتابها دارد و آثار دیگری هم از او به فارسی ترجمه شده است. او در این کتاب از ابعاد گوناگون به معجزه کتابخواندن پرداخته است. معجزۀ «دستیابی به بایگانی خاطرات بشری و نجات صدای نیاکان ما از دل گذشتهها».
🔻سوم) عنوان کامل کتاب بروس و باربن فقط استدلال مهمترین ۱۰۰ استدلال تاریخ فلسفه غرب است. نویسندگان کتاب امیدوارند راهنمایی کارآمد پدیدآورند که دانشجویان را از دوره کارشناسی فلسفه بینیاز کند! صرف نظر از اینکه با چه نیتی چنین کتاب خوبی پدیدآورده باشند (خود من اصلا با حذف دوره کارشناسی فلسفه موافق نیستم و خیال میکنم دفاع از آن ناشی از نگاهی محدود به فلسفه و آموزش آن است)؛ حاصل کارشان مجموعه بسیار خوشخوانی برای آشنایی با ادعاها و شیوه استدلال بزرگترین ذهنهای تاریخ برای دفاع از مدعیاتشان است. استدلالهای فیلسوفان در فصلهای مجزا بازگویی و تحلیل شده است و حوزههای مختلفی را دربرمیگیرد: فلسفه دین، متافیزیک، معرفتشناسی، فلسفه اخلاق، فلسفه ذهن، فلسفه علم و فلسفه زبان. این کتابِ مسئلهمحور، در کنار اغلب کتابهای تاریخ محور، میتواند مدخلی جدی و جذاب هم برای علاقمندان تازهکار فلسفه و منطق باشد و هم برای کهنهکاران و هم معلمان. کاش نویسندگان مطالبه متواضعانهتری را بر پیشانی کتاب درج میکردند ـ گرچه فیلسوفان را با تواضع چهکار!
🔻چهارم) خوشترین خبر کتابی در ۱۴۰۲ برای من خبر انتشار کتاب دریدا در متن بود. دریدا فیلسوفی دوست داشتنی برای من است که همیشه در دست و پنجه نرم کردن با آثارش شکست خوردهام. دریدا عمیق، وسیع و دشوار است. دریدا در متن نخواسته از دشواری، وسعت یا عمق فیلسوف کم کند تا اندیشههایش را برای خواننده فارسی زبان آسانیاب کرده باشد. دریدا در متن درکنار فیلسوف ایستاده و وفادارانه به تقویم و تاریخ او قدم به قدم پیش میآید، ولی ما را هم به حال خود رها نکرده است ـ اگر با طمأنینه و تأمل پیش بیاییم.
@bookcitycc
@neocritc
https://culture.bookcity.org/papers/12538/%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b3%d9%88%d9%81%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d8%b6%d8%b9-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%9f/
❤20👍5
📚
پیوند مراقبتی با دیگری به این معناست که کمک به خودتحققبخشی و رشد و بالندگی «تو» بخشی از بهروزی و سعادت و بهجا بودن «من» باشد
🌱چاپ سوم کتاب درباره مراقبت منتشر شد.🌱
📚برای چاپ سوم علاوه بر بازخوانی و ویرایش محدود، مقدمه کتاب را نیز تغییر دادم. چرا که بهدرستی تذکر داده بودند وقتی فیلسوفی تصمیم گرفته کتابی کوچک، ساده و خوشخوان «درباره مراقبت» بنویسد، روا نیست مترجم مقدمه مفصل و پرجزئیاتی درباره تاریخ پیدایی و تحول مفهوم مراقبت در اندیشه غربی بر آن بنویسد. کتاب مستقلی برای آن منظور نوشتم و موافقم کتابِ دوست داشتنی و عمومی درباره مراقبت باید به راهی برود که نویسندۀ خودش برای آن برگزیده بود.
❤️به عزیزانتان عیدی بدهید-اگر دیر نشده.
@neocritic
پیوند مراقبتی با دیگری به این معناست که کمک به خودتحققبخشی و رشد و بالندگی «تو» بخشی از بهروزی و سعادت و بهجا بودن «من» باشد
🌱چاپ سوم کتاب درباره مراقبت منتشر شد.🌱
📚برای چاپ سوم علاوه بر بازخوانی و ویرایش محدود، مقدمه کتاب را نیز تغییر دادم. چرا که بهدرستی تذکر داده بودند وقتی فیلسوفی تصمیم گرفته کتابی کوچک، ساده و خوشخوان «درباره مراقبت» بنویسد، روا نیست مترجم مقدمه مفصل و پرجزئیاتی درباره تاریخ پیدایی و تحول مفهوم مراقبت در اندیشه غربی بر آن بنویسد. کتاب مستقلی برای آن منظور نوشتم و موافقم کتابِ دوست داشتنی و عمومی درباره مراقبت باید به راهی برود که نویسندۀ خودش برای آن برگزیده بود.
❤️به عزیزانتان عیدی بدهید-اگر دیر نشده.
@neocritic
❤24👍5
https://t.me/joreah_journal/2315
.
🔻آقای جویا جهانبخش، پژوهشگر و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در این بخش از سخنرانی خود، توضیح میدهد چرا گرانی کتاب نمیتواند بهانۀ موجهی برای کتابنخواندن باشد. مثال میزند وقتی در هر شرایطی برای رژلب و آرایش و پیتزا و ناخنآرایی پول داریم، ولی برای کتاب که به نسبت آنها گران هم نیست هزینه نمیکنیم، یعنی کتاب «اولویت» ما نیست و (یکی از) پیشنهاداتی که میدهد آشنایی با زندگی مردان عالمی است که در راه کتاب «بذل نفس و نفیس» کرده و میکنند.
🔻از جنبههای مختلف میتوان کتابنخوانی و عوامل موثر بر آن را بررسی کرد و پیشنهاداتی برای ارتقای آن ارائه داد که اهل فن و آشنایان به مسائل مربوط به این حوزه قطعا واردترند.
🔻من میخواهم از شما دعوت کنم با عینک جنسیتی به این سخنان که مایههای تحقیرآمیز هم داشت نگاه کنیم:
در پوسته، به اینکه هر چیز بدی را با مثالهایی مربوط به زنان و زنانگی پیوند بزنیم، و تأمل نکنیم چرا این قسم زنستیزی سنتِ علمای ما شده؟ و در عمق، دعوت به اینکه بیاندیشیم چرا زنان اقبال کمتری به کتابها (غیرداستانی و غیرروانشناسی) دارند؟ چرا با اینکه تحصیل هم کردهاند همچنان خود را مخاطب کتابهای تخصصیتر / جدیتر نمیدانند؟
🔻حذف گسترده زنان از فرایند کسب علم و تولید معرفت، از ابتدای تاریخ مکتوب تا همین چند دهه پیش حقیقتی مشترک میان تمام فرهنگهاست. زنها عمدتا بیسواد نگاه داشته میشدند مبادا «کاغذپرانی» کنند. بنابراین سهم اندکی از تولید معرفت داشتند و اگر بنا به شرایطی استثنایی امکان باسواد شدن مییافتند، با ادبیاتی یکسره مردانه مواجه بودند و کمتر خود را مخاطب بحثها میدیدند. نویسندگان کتاب هم هرگز آنها را به عنوان مخاطب فرضی کتابهایشان در نظر نگرفته بودند. به همین دلیل هم هست که علاوه بر جنسگرایی در ظاهر کلام (مانند استفاده از ضمیر مذکر برای اشاره به همه انسانها و استفاده از تمثیلهای مرتبط با حیات مردانه و تحقیر زنان و زنانگی به عنوان چاشنی برای برجسته کردن سویه روشن حقیقت) در باطن هم بسیاری از مفاهیم در زیست زنان در اندرونیها بیمعنا بودهاند. مثلا مفاهیم پربحثی مانند «عدالت» یا «اختیار» را در نظر بگیرید، چه جایی در زندگی یک زن میتوانست داشته باشد؟ میتواند داشته باشد؟
🔻رژلب یا ناخنآرایی احتمالاً میتواند حال زنان را بهتر کند چون در تناسب کامل با نظمهای جنسی و جنسیتیای است که فرهنگ و اجتماع ما حول آن سامان گرفته است. اگر مایلیم تغییر کند بسیاری از روابط و مناسبات هم باید عوض شوند.
🔻قدم اول میتواند اصلاح همین نحوه حرف زدن ما باشد. قدم بعد دیدن زنان بهعنوان مخاطب احتمالی در نوشتنمان و اشاره به شرایط آنها و حتی استفاده از تمثیلهایی که در پیوند با زنانگی و تجربه زنانه از جهان است.
🔻مقاومت دربرابر حذف نظاممند زنان/زنانگی از فرایندها و نهادهای تولید دانش در سطوح مختلف میتواند قدم بلندتری باشد برای ارتقای فرهنگ عمومی و استفاده از ظرفیتهایی که زنانهنگریستن به جهان و زنانه تجربه کردن جهان در خود دارد.
@neocritic
.
🔻آقای جویا جهانبخش، پژوهشگر و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در این بخش از سخنرانی خود، توضیح میدهد چرا گرانی کتاب نمیتواند بهانۀ موجهی برای کتابنخواندن باشد. مثال میزند وقتی در هر شرایطی برای رژلب و آرایش و پیتزا و ناخنآرایی پول داریم، ولی برای کتاب که به نسبت آنها گران هم نیست هزینه نمیکنیم، یعنی کتاب «اولویت» ما نیست و (یکی از) پیشنهاداتی که میدهد آشنایی با زندگی مردان عالمی است که در راه کتاب «بذل نفس و نفیس» کرده و میکنند.
🔻از جنبههای مختلف میتوان کتابنخوانی و عوامل موثر بر آن را بررسی کرد و پیشنهاداتی برای ارتقای آن ارائه داد که اهل فن و آشنایان به مسائل مربوط به این حوزه قطعا واردترند.
🔻من میخواهم از شما دعوت کنم با عینک جنسیتی به این سخنان که مایههای تحقیرآمیز هم داشت نگاه کنیم:
در پوسته، به اینکه هر چیز بدی را با مثالهایی مربوط به زنان و زنانگی پیوند بزنیم، و تأمل نکنیم چرا این قسم زنستیزی سنتِ علمای ما شده؟ و در عمق، دعوت به اینکه بیاندیشیم چرا زنان اقبال کمتری به کتابها (غیرداستانی و غیرروانشناسی) دارند؟ چرا با اینکه تحصیل هم کردهاند همچنان خود را مخاطب کتابهای تخصصیتر / جدیتر نمیدانند؟
🔻حذف گسترده زنان از فرایند کسب علم و تولید معرفت، از ابتدای تاریخ مکتوب تا همین چند دهه پیش حقیقتی مشترک میان تمام فرهنگهاست. زنها عمدتا بیسواد نگاه داشته میشدند مبادا «کاغذپرانی» کنند. بنابراین سهم اندکی از تولید معرفت داشتند و اگر بنا به شرایطی استثنایی امکان باسواد شدن مییافتند، با ادبیاتی یکسره مردانه مواجه بودند و کمتر خود را مخاطب بحثها میدیدند. نویسندگان کتاب هم هرگز آنها را به عنوان مخاطب فرضی کتابهایشان در نظر نگرفته بودند. به همین دلیل هم هست که علاوه بر جنسگرایی در ظاهر کلام (مانند استفاده از ضمیر مذکر برای اشاره به همه انسانها و استفاده از تمثیلهای مرتبط با حیات مردانه و تحقیر زنان و زنانگی به عنوان چاشنی برای برجسته کردن سویه روشن حقیقت) در باطن هم بسیاری از مفاهیم در زیست زنان در اندرونیها بیمعنا بودهاند. مثلا مفاهیم پربحثی مانند «عدالت» یا «اختیار» را در نظر بگیرید، چه جایی در زندگی یک زن میتوانست داشته باشد؟ میتواند داشته باشد؟
🔻رژلب یا ناخنآرایی احتمالاً میتواند حال زنان را بهتر کند چون در تناسب کامل با نظمهای جنسی و جنسیتیای است که فرهنگ و اجتماع ما حول آن سامان گرفته است. اگر مایلیم تغییر کند بسیاری از روابط و مناسبات هم باید عوض شوند.
🔻قدم اول میتواند اصلاح همین نحوه حرف زدن ما باشد. قدم بعد دیدن زنان بهعنوان مخاطب احتمالی در نوشتنمان و اشاره به شرایط آنها و حتی استفاده از تمثیلهایی که در پیوند با زنانگی و تجربه زنانه از جهان است.
🔻مقاومت دربرابر حذف نظاممند زنان/زنانگی از فرایندها و نهادهای تولید دانش در سطوح مختلف میتواند قدم بلندتری باشد برای ارتقای فرهنگ عمومی و استفاده از ظرفیتهایی که زنانهنگریستن به جهان و زنانه تجربه کردن جهان در خود دارد.
@neocritic
Telegram
جرعه
♦️جویا جهانبخش برخی بهانهها برای کتاب نخواندن را مطرح کرده و آن را نقد میکند🔺
مشاهده در یوتیوب
@joreah_journal
www.instagram.com/joreah_journal
مشاهده در یوتیوب
@joreah_journal
www.instagram.com/joreah_journal
👍28👏5
تاریخ زنان فیلسوف معاصر
<unknown>
#پوشه_شنیداری
نشست نقدوبررسی کتاب
«تاریخ زنان فیلسوف معاصر» با حضور مصطفی ملکیان، سیدهزهرا مبلّغ ،مریم نصراصفهانی وعلی اصغرمحمدخانی
زمان:سه شنبه دوم خرداد ۱۴۰۲
مکان:خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچهی سوم ،مرکز فرهنگی شهرکتاب
@Bookcitycc
نشست نقدوبررسی کتاب
«تاریخ زنان فیلسوف معاصر» با حضور مصطفی ملکیان، سیدهزهرا مبلّغ ،مریم نصراصفهانی وعلی اصغرمحمدخانی
زمان:سه شنبه دوم خرداد ۱۴۰۲
مکان:خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچهی سوم ،مرکز فرهنگی شهرکتاب
@Bookcitycc
👍11❤8
گردنبندهای مروارید
🔻دوست بزرگوارم دکتر فاطمه توفیقی ، دینپژوه، استاد دانشگاه، نویسنده و مترجم در چندسال اخیر صاحب دوفرزند شده است. او در کانال شخصیاش علاوه بر موضوعات تخصصی گاه وبی گاه از زن بودن، همسر بودن، مادر بودن، مدیریت زمان و... مینویسد. به ویژه خواندن از لذتها، دشواریها و پیچیدگیهای تجربه مادری و مراقبتش برای من جذاب است.
🔻اواخر سال گذشته، فاطمه صالحی، پژوهشگر اجتماعی، در سخنرانیای که به مناسبت روز زن در مدرسه تردید داشت از تجربه زنانه پژوهش و نوشتن مادران گفت که پاره پاره است و این بخشی ناگزیر از مادر-پژوهشگر بودن است. یافتن، ساختن و شکار کردن لحظههایی از آنِ خود و قاپیدن ثانیهها و کار کردن.
🔻پیدا کردن دقایق و ساعاتی برای حبس نفس و غواصی در کار و شکار مروارید و بعد نخ کردن دانههایی که در طول زمان صید کردهای تا گردنبندی بسازی. گردنبندی که شاید زنان و مردانی که مادری/ مراقبت/ پرواداری نمیکنند در زمانی کوتاهتر و با کیفیتی بهتر بسازند.
🔻وقتی صالحی از تجربه کارِ فکری نیازمند تمرکز با وجود سه فرزند گفت به نظرم ماموریتی ناممکن آمد. یادداشتهای توفیقی درباره کار خانگی و مراقبت را که خواندم و آوردههای تجربی و معرفتیاش را نظرم تعدیل شد. تجربه زندگی مادران دانشگاهی و پژوهشگر و کمک و راهنماییهایشان به هم زوایههای جدیدی را مرئی میکند که نشانمان میدهد گردنبندهای ما ولو منسجم نباشند، قیمتیاند-هم به لحاظ شخصی و هم به لحاظ معرفتی.
🌱کانال دکتر فاطمه توفیقی:
@ftofighi
@neocritic
🔻دوست بزرگوارم دکتر فاطمه توفیقی ، دینپژوه، استاد دانشگاه، نویسنده و مترجم در چندسال اخیر صاحب دوفرزند شده است. او در کانال شخصیاش علاوه بر موضوعات تخصصی گاه وبی گاه از زن بودن، همسر بودن، مادر بودن، مدیریت زمان و... مینویسد. به ویژه خواندن از لذتها، دشواریها و پیچیدگیهای تجربه مادری و مراقبتش برای من جذاب است.
🔻اواخر سال گذشته، فاطمه صالحی، پژوهشگر اجتماعی، در سخنرانیای که به مناسبت روز زن در مدرسه تردید داشت از تجربه زنانه پژوهش و نوشتن مادران گفت که پاره پاره است و این بخشی ناگزیر از مادر-پژوهشگر بودن است. یافتن، ساختن و شکار کردن لحظههایی از آنِ خود و قاپیدن ثانیهها و کار کردن.
🔻پیدا کردن دقایق و ساعاتی برای حبس نفس و غواصی در کار و شکار مروارید و بعد نخ کردن دانههایی که در طول زمان صید کردهای تا گردنبندی بسازی. گردنبندی که شاید زنان و مردانی که مادری/ مراقبت/ پرواداری نمیکنند در زمانی کوتاهتر و با کیفیتی بهتر بسازند.
🔻وقتی صالحی از تجربه کارِ فکری نیازمند تمرکز با وجود سه فرزند گفت به نظرم ماموریتی ناممکن آمد. یادداشتهای توفیقی درباره کار خانگی و مراقبت را که خواندم و آوردههای تجربی و معرفتیاش را نظرم تعدیل شد. تجربه زندگی مادران دانشگاهی و پژوهشگر و کمک و راهنماییهایشان به هم زوایههای جدیدی را مرئی میکند که نشانمان میدهد گردنبندهای ما ولو منسجم نباشند، قیمتیاند-هم به لحاظ شخصی و هم به لحاظ معرفتی.
🌱کانال دکتر فاطمه توفیقی:
@ftofighi
@neocritic
❤15👍8
Forwarded from مدرسانۀ دورنما
#گفتوگو_با_اسلامپژوهان (۱۱)
#معرفی_مهمان
🔹رویکرد پژوهشی و آرای علمی آمنه ودود در حوزۀ مطالعات زنان و اقلیتهای جنسیتی در اسلام در دهههای اخیر محل توجه بوده و دستمایۀ نگارش کتابها، مقالهها، و تحقیقات دانشگاهی در آکادمیای غربی و اسلامی شده است. او همچنین در طی این سالها با حضور در مصاحبههای متعدد با مجموعهها و رسانههای مختلف، به بیان آرا و اندیشههای خود پرداخته است.
🔹آمنه ودود ـ علاوه بر وجهۀ دانشگاهی و پژوهشی ـ کنشگری اثرگذار در عرصۀ عمومی جهان اسلام به حساب میآید. تلاشهای مستمر او عناوین و جوایزی برایش بههمراه آورده، ازجمله جایزهٔ دموکراسی از انجمن مسلمانان دموکرات در دانمارک (۲۰۰۷) و انتخاب بهعنوان یکی از پانصد مسلمان بانفوذ جهان بهانتخاب مرکز سلطنتی مطالعات استراتژیک اسلامی ( ۲۰۰۹). او همچنین به سبب برخی فعالیتهای دینی اجتماعی، بهویژه امامت نماز جمعه، برای مدتی به شخصیتی جنجالی در رسانهها بدل شد و کار او انتقادات فراوانی را از جانب مسلمانان سنتی برانگیخت. ودود اما از موضع خود هرگز عقب ننشست و حتی لقب «The Lady Imam» را برای خود برگزید.
ادامه در فرستۀ بعدی ...
@doornamaa
#معرفی_مهمان
🔹رویکرد پژوهشی و آرای علمی آمنه ودود در حوزۀ مطالعات زنان و اقلیتهای جنسیتی در اسلام در دهههای اخیر محل توجه بوده و دستمایۀ نگارش کتابها، مقالهها، و تحقیقات دانشگاهی در آکادمیای غربی و اسلامی شده است. او همچنین در طی این سالها با حضور در مصاحبههای متعدد با مجموعهها و رسانههای مختلف، به بیان آرا و اندیشههای خود پرداخته است.
🔹آمنه ودود ـ علاوه بر وجهۀ دانشگاهی و پژوهشی ـ کنشگری اثرگذار در عرصۀ عمومی جهان اسلام به حساب میآید. تلاشهای مستمر او عناوین و جوایزی برایش بههمراه آورده، ازجمله جایزهٔ دموکراسی از انجمن مسلمانان دموکرات در دانمارک (۲۰۰۷) و انتخاب بهعنوان یکی از پانصد مسلمان بانفوذ جهان بهانتخاب مرکز سلطنتی مطالعات استراتژیک اسلامی ( ۲۰۰۹). او همچنین به سبب برخی فعالیتهای دینی اجتماعی، بهویژه امامت نماز جمعه، برای مدتی به شخصیتی جنجالی در رسانهها بدل شد و کار او انتقادات فراوانی را از جانب مسلمانان سنتی برانگیخت. ودود اما از موضع خود هرگز عقب ننشست و حتی لقب «The Lady Imam» را برای خود برگزید.
ادامه در فرستۀ بعدی ...
@doornamaa
🕊5👍1