https://t.me/joreah_journal/2315
.
🔻آقای جویا جهانبخش، پژوهشگر و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در این بخش از سخنرانی خود، توضیح میدهد چرا گرانی کتاب نمیتواند بهانۀ موجهی برای کتابنخواندن باشد. مثال میزند وقتی در هر شرایطی برای رژلب و آرایش و پیتزا و ناخنآرایی پول داریم، ولی برای کتاب که به نسبت آنها گران هم نیست هزینه نمیکنیم، یعنی کتاب «اولویت» ما نیست و (یکی از) پیشنهاداتی که میدهد آشنایی با زندگی مردان عالمی است که در راه کتاب «بذل نفس و نفیس» کرده و میکنند.
🔻از جنبههای مختلف میتوان کتابنخوانی و عوامل موثر بر آن را بررسی کرد و پیشنهاداتی برای ارتقای آن ارائه داد که اهل فن و آشنایان به مسائل مربوط به این حوزه قطعا واردترند.
🔻من میخواهم از شما دعوت کنم با عینک جنسیتی به این سخنان که مایههای تحقیرآمیز هم داشت نگاه کنیم:
در پوسته، به اینکه هر چیز بدی را با مثالهایی مربوط به زنان و زنانگی پیوند بزنیم، و تأمل نکنیم چرا این قسم زنستیزی سنتِ علمای ما شده؟ و در عمق، دعوت به اینکه بیاندیشیم چرا زنان اقبال کمتری به کتابها (غیرداستانی و غیرروانشناسی) دارند؟ چرا با اینکه تحصیل هم کردهاند همچنان خود را مخاطب کتابهای تخصصیتر / جدیتر نمیدانند؟
🔻حذف گسترده زنان از فرایند کسب علم و تولید معرفت، از ابتدای تاریخ مکتوب تا همین چند دهه پیش حقیقتی مشترک میان تمام فرهنگهاست. زنها عمدتا بیسواد نگاه داشته میشدند مبادا «کاغذپرانی» کنند. بنابراین سهم اندکی از تولید معرفت داشتند و اگر بنا به شرایطی استثنایی امکان باسواد شدن مییافتند، با ادبیاتی یکسره مردانه مواجه بودند و کمتر خود را مخاطب بحثها میدیدند. نویسندگان کتاب هم هرگز آنها را به عنوان مخاطب فرضی کتابهایشان در نظر نگرفته بودند. به همین دلیل هم هست که علاوه بر جنسگرایی در ظاهر کلام (مانند استفاده از ضمیر مذکر برای اشاره به همه انسانها و استفاده از تمثیلهای مرتبط با حیات مردانه و تحقیر زنان و زنانگی به عنوان چاشنی برای برجسته کردن سویه روشن حقیقت) در باطن هم بسیاری از مفاهیم در زیست زنان در اندرونیها بیمعنا بودهاند. مثلا مفاهیم پربحثی مانند «عدالت» یا «اختیار» را در نظر بگیرید، چه جایی در زندگی یک زن میتوانست داشته باشد؟ میتواند داشته باشد؟
🔻رژلب یا ناخنآرایی احتمالاً میتواند حال زنان را بهتر کند چون در تناسب کامل با نظمهای جنسی و جنسیتیای است که فرهنگ و اجتماع ما حول آن سامان گرفته است. اگر مایلیم تغییر کند بسیاری از روابط و مناسبات هم باید عوض شوند.
🔻قدم اول میتواند اصلاح همین نحوه حرف زدن ما باشد. قدم بعد دیدن زنان بهعنوان مخاطب احتمالی در نوشتنمان و اشاره به شرایط آنها و حتی استفاده از تمثیلهایی که در پیوند با زنانگی و تجربه زنانه از جهان است.
🔻مقاومت دربرابر حذف نظاممند زنان/زنانگی از فرایندها و نهادهای تولید دانش در سطوح مختلف میتواند قدم بلندتری باشد برای ارتقای فرهنگ عمومی و استفاده از ظرفیتهایی که زنانهنگریستن به جهان و زنانه تجربه کردن جهان در خود دارد.
@neocritic
.
🔻آقای جویا جهانبخش، پژوهشگر و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در این بخش از سخنرانی خود، توضیح میدهد چرا گرانی کتاب نمیتواند بهانۀ موجهی برای کتابنخواندن باشد. مثال میزند وقتی در هر شرایطی برای رژلب و آرایش و پیتزا و ناخنآرایی پول داریم، ولی برای کتاب که به نسبت آنها گران هم نیست هزینه نمیکنیم، یعنی کتاب «اولویت» ما نیست و (یکی از) پیشنهاداتی که میدهد آشنایی با زندگی مردان عالمی است که در راه کتاب «بذل نفس و نفیس» کرده و میکنند.
🔻از جنبههای مختلف میتوان کتابنخوانی و عوامل موثر بر آن را بررسی کرد و پیشنهاداتی برای ارتقای آن ارائه داد که اهل فن و آشنایان به مسائل مربوط به این حوزه قطعا واردترند.
🔻من میخواهم از شما دعوت کنم با عینک جنسیتی به این سخنان که مایههای تحقیرآمیز هم داشت نگاه کنیم:
در پوسته، به اینکه هر چیز بدی را با مثالهایی مربوط به زنان و زنانگی پیوند بزنیم، و تأمل نکنیم چرا این قسم زنستیزی سنتِ علمای ما شده؟ و در عمق، دعوت به اینکه بیاندیشیم چرا زنان اقبال کمتری به کتابها (غیرداستانی و غیرروانشناسی) دارند؟ چرا با اینکه تحصیل هم کردهاند همچنان خود را مخاطب کتابهای تخصصیتر / جدیتر نمیدانند؟
🔻حذف گسترده زنان از فرایند کسب علم و تولید معرفت، از ابتدای تاریخ مکتوب تا همین چند دهه پیش حقیقتی مشترک میان تمام فرهنگهاست. زنها عمدتا بیسواد نگاه داشته میشدند مبادا «کاغذپرانی» کنند. بنابراین سهم اندکی از تولید معرفت داشتند و اگر بنا به شرایطی استثنایی امکان باسواد شدن مییافتند، با ادبیاتی یکسره مردانه مواجه بودند و کمتر خود را مخاطب بحثها میدیدند. نویسندگان کتاب هم هرگز آنها را به عنوان مخاطب فرضی کتابهایشان در نظر نگرفته بودند. به همین دلیل هم هست که علاوه بر جنسگرایی در ظاهر کلام (مانند استفاده از ضمیر مذکر برای اشاره به همه انسانها و استفاده از تمثیلهای مرتبط با حیات مردانه و تحقیر زنان و زنانگی به عنوان چاشنی برای برجسته کردن سویه روشن حقیقت) در باطن هم بسیاری از مفاهیم در زیست زنان در اندرونیها بیمعنا بودهاند. مثلا مفاهیم پربحثی مانند «عدالت» یا «اختیار» را در نظر بگیرید، چه جایی در زندگی یک زن میتوانست داشته باشد؟ میتواند داشته باشد؟
🔻رژلب یا ناخنآرایی احتمالاً میتواند حال زنان را بهتر کند چون در تناسب کامل با نظمهای جنسی و جنسیتیای است که فرهنگ و اجتماع ما حول آن سامان گرفته است. اگر مایلیم تغییر کند بسیاری از روابط و مناسبات هم باید عوض شوند.
🔻قدم اول میتواند اصلاح همین نحوه حرف زدن ما باشد. قدم بعد دیدن زنان بهعنوان مخاطب احتمالی در نوشتنمان و اشاره به شرایط آنها و حتی استفاده از تمثیلهایی که در پیوند با زنانگی و تجربه زنانه از جهان است.
🔻مقاومت دربرابر حذف نظاممند زنان/زنانگی از فرایندها و نهادهای تولید دانش در سطوح مختلف میتواند قدم بلندتری باشد برای ارتقای فرهنگ عمومی و استفاده از ظرفیتهایی که زنانهنگریستن به جهان و زنانه تجربه کردن جهان در خود دارد.
@neocritic
Telegram
جرعه
♦️جویا جهانبخش برخی بهانهها برای کتاب نخواندن را مطرح کرده و آن را نقد میکند🔺
مشاهده در یوتیوب
@joreah_journal
www.instagram.com/joreah_journal
مشاهده در یوتیوب
@joreah_journal
www.instagram.com/joreah_journal
👍28👏5
تاریخ زنان فیلسوف معاصر
<unknown>
#پوشه_شنیداری
نشست نقدوبررسی کتاب
«تاریخ زنان فیلسوف معاصر» با حضور مصطفی ملکیان، سیدهزهرا مبلّغ ،مریم نصراصفهانی وعلی اصغرمحمدخانی
زمان:سه شنبه دوم خرداد ۱۴۰۲
مکان:خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچهی سوم ،مرکز فرهنگی شهرکتاب
@Bookcitycc
نشست نقدوبررسی کتاب
«تاریخ زنان فیلسوف معاصر» با حضور مصطفی ملکیان، سیدهزهرا مبلّغ ،مریم نصراصفهانی وعلی اصغرمحمدخانی
زمان:سه شنبه دوم خرداد ۱۴۰۲
مکان:خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچهی سوم ،مرکز فرهنگی شهرکتاب
@Bookcitycc
👍11❤8
گردنبندهای مروارید
🔻دوست بزرگوارم دکتر فاطمه توفیقی ، دینپژوه، استاد دانشگاه، نویسنده و مترجم در چندسال اخیر صاحب دوفرزند شده است. او در کانال شخصیاش علاوه بر موضوعات تخصصی گاه وبی گاه از زن بودن، همسر بودن، مادر بودن، مدیریت زمان و... مینویسد. به ویژه خواندن از لذتها، دشواریها و پیچیدگیهای تجربه مادری و مراقبتش برای من جذاب است.
🔻اواخر سال گذشته، فاطمه صالحی، پژوهشگر اجتماعی، در سخنرانیای که به مناسبت روز زن در مدرسه تردید داشت از تجربه زنانه پژوهش و نوشتن مادران گفت که پاره پاره است و این بخشی ناگزیر از مادر-پژوهشگر بودن است. یافتن، ساختن و شکار کردن لحظههایی از آنِ خود و قاپیدن ثانیهها و کار کردن.
🔻پیدا کردن دقایق و ساعاتی برای حبس نفس و غواصی در کار و شکار مروارید و بعد نخ کردن دانههایی که در طول زمان صید کردهای تا گردنبندی بسازی. گردنبندی که شاید زنان و مردانی که مادری/ مراقبت/ پرواداری نمیکنند در زمانی کوتاهتر و با کیفیتی بهتر بسازند.
🔻وقتی صالحی از تجربه کارِ فکری نیازمند تمرکز با وجود سه فرزند گفت به نظرم ماموریتی ناممکن آمد. یادداشتهای توفیقی درباره کار خانگی و مراقبت را که خواندم و آوردههای تجربی و معرفتیاش را نظرم تعدیل شد. تجربه زندگی مادران دانشگاهی و پژوهشگر و کمک و راهنماییهایشان به هم زوایههای جدیدی را مرئی میکند که نشانمان میدهد گردنبندهای ما ولو منسجم نباشند، قیمتیاند-هم به لحاظ شخصی و هم به لحاظ معرفتی.
🌱کانال دکتر فاطمه توفیقی:
@ftofighi
@neocritic
🔻دوست بزرگوارم دکتر فاطمه توفیقی ، دینپژوه، استاد دانشگاه، نویسنده و مترجم در چندسال اخیر صاحب دوفرزند شده است. او در کانال شخصیاش علاوه بر موضوعات تخصصی گاه وبی گاه از زن بودن، همسر بودن، مادر بودن، مدیریت زمان و... مینویسد. به ویژه خواندن از لذتها، دشواریها و پیچیدگیهای تجربه مادری و مراقبتش برای من جذاب است.
🔻اواخر سال گذشته، فاطمه صالحی، پژوهشگر اجتماعی، در سخنرانیای که به مناسبت روز زن در مدرسه تردید داشت از تجربه زنانه پژوهش و نوشتن مادران گفت که پاره پاره است و این بخشی ناگزیر از مادر-پژوهشگر بودن است. یافتن، ساختن و شکار کردن لحظههایی از آنِ خود و قاپیدن ثانیهها و کار کردن.
🔻پیدا کردن دقایق و ساعاتی برای حبس نفس و غواصی در کار و شکار مروارید و بعد نخ کردن دانههایی که در طول زمان صید کردهای تا گردنبندی بسازی. گردنبندی که شاید زنان و مردانی که مادری/ مراقبت/ پرواداری نمیکنند در زمانی کوتاهتر و با کیفیتی بهتر بسازند.
🔻وقتی صالحی از تجربه کارِ فکری نیازمند تمرکز با وجود سه فرزند گفت به نظرم ماموریتی ناممکن آمد. یادداشتهای توفیقی درباره کار خانگی و مراقبت را که خواندم و آوردههای تجربی و معرفتیاش را نظرم تعدیل شد. تجربه زندگی مادران دانشگاهی و پژوهشگر و کمک و راهنماییهایشان به هم زوایههای جدیدی را مرئی میکند که نشانمان میدهد گردنبندهای ما ولو منسجم نباشند، قیمتیاند-هم به لحاظ شخصی و هم به لحاظ معرفتی.
🌱کانال دکتر فاطمه توفیقی:
@ftofighi
@neocritic
❤15👍8
Forwarded from مدرسانۀ دورنما
#گفتوگو_با_اسلامپژوهان (۱۱)
#معرفی_مهمان
🔹رویکرد پژوهشی و آرای علمی آمنه ودود در حوزۀ مطالعات زنان و اقلیتهای جنسیتی در اسلام در دهههای اخیر محل توجه بوده و دستمایۀ نگارش کتابها، مقالهها، و تحقیقات دانشگاهی در آکادمیای غربی و اسلامی شده است. او همچنین در طی این سالها با حضور در مصاحبههای متعدد با مجموعهها و رسانههای مختلف، به بیان آرا و اندیشههای خود پرداخته است.
🔹آمنه ودود ـ علاوه بر وجهۀ دانشگاهی و پژوهشی ـ کنشگری اثرگذار در عرصۀ عمومی جهان اسلام به حساب میآید. تلاشهای مستمر او عناوین و جوایزی برایش بههمراه آورده، ازجمله جایزهٔ دموکراسی از انجمن مسلمانان دموکرات در دانمارک (۲۰۰۷) و انتخاب بهعنوان یکی از پانصد مسلمان بانفوذ جهان بهانتخاب مرکز سلطنتی مطالعات استراتژیک اسلامی ( ۲۰۰۹). او همچنین به سبب برخی فعالیتهای دینی اجتماعی، بهویژه امامت نماز جمعه، برای مدتی به شخصیتی جنجالی در رسانهها بدل شد و کار او انتقادات فراوانی را از جانب مسلمانان سنتی برانگیخت. ودود اما از موضع خود هرگز عقب ننشست و حتی لقب «The Lady Imam» را برای خود برگزید.
ادامه در فرستۀ بعدی ...
@doornamaa
#معرفی_مهمان
🔹رویکرد پژوهشی و آرای علمی آمنه ودود در حوزۀ مطالعات زنان و اقلیتهای جنسیتی در اسلام در دهههای اخیر محل توجه بوده و دستمایۀ نگارش کتابها، مقالهها، و تحقیقات دانشگاهی در آکادمیای غربی و اسلامی شده است. او همچنین در طی این سالها با حضور در مصاحبههای متعدد با مجموعهها و رسانههای مختلف، به بیان آرا و اندیشههای خود پرداخته است.
🔹آمنه ودود ـ علاوه بر وجهۀ دانشگاهی و پژوهشی ـ کنشگری اثرگذار در عرصۀ عمومی جهان اسلام به حساب میآید. تلاشهای مستمر او عناوین و جوایزی برایش بههمراه آورده، ازجمله جایزهٔ دموکراسی از انجمن مسلمانان دموکرات در دانمارک (۲۰۰۷) و انتخاب بهعنوان یکی از پانصد مسلمان بانفوذ جهان بهانتخاب مرکز سلطنتی مطالعات استراتژیک اسلامی ( ۲۰۰۹). او همچنین به سبب برخی فعالیتهای دینی اجتماعی، بهویژه امامت نماز جمعه، برای مدتی به شخصیتی جنجالی در رسانهها بدل شد و کار او انتقادات فراوانی را از جانب مسلمانان سنتی برانگیخت. ودود اما از موضع خود هرگز عقب ننشست و حتی لقب «The Lady Imam» را برای خود برگزید.
ادامه در فرستۀ بعدی ...
@doornamaa
🕊5👍1
.
🔹حتما برای شما هم پیش آمده که موقع انجام کاری با کار دیگری مواجه شوید و بعد با کار دیگر و همینطور پیش بروید و نهایتاً چیزی چنان شما را به خود مشغول کند که از یاد ببرید ماموریت اول چه بود. تجربه آشناییست، به ویژه موقع رسیدگی به کار خانگی. دنبال لباسی هستید که متوجه میشوید کثیف است، آنقدر لباس روشن ندارید که ماشین لباسشویی را روشن کنید، پس سراغ ملافهها میروید. جمع میکنید و ناگهان متوجه میشوید با تغییر فصل باید پتوهای ضخیم را هم جمع کنید، ولی کمدِ پتوها به هم ریخته و...
🔹در کار پژوهشی هم زیاد پیش میآید. از کتابی به کتابی و از موضوعی به موضوعی و از آدمی به آدمی و ای دل غافل، چند ساعت، چند روز، چند هفته است جای اینکه حرکت کنی فرو رفتهای. این یکی عکس آن یکی برای من لذتبخش است. دشتِ این چند روز گشت و گذار من، یکی هم مطالعه کتاب اندیشه دور و دراز نوشته محمدعلی فروغی بود.
🔹محمدعلی فروغی (1254-1321) بیشتر با عنوان سیاستمدار نامبردار است، اهل شعر و ادب او را به تصحیحاتش از بزرگان ادب میشناسند و اهل فلسفه به سیر حکمت در اروپا و ترجمههایش از افلاطون و دکارت.
🔹برحسب اتفاق به کتاب داستان اندیشه دور و دراز(١٣٠۶) برخوردم. داستانی که به شیوه محاوره نوشته شده است. در یک مهمانی رخ میدهد و در گفت و گو میان نویسنده و دو زوج شکل میگیرد. کتاب تقدیم شده به «بانوانی که برحسب ذوق و شور طبیعی و معلومات کسبی ذهن صافی ایشان راغب به خواندن این نوع تحریرات میتواند باشد».
🔹در این مهمانی راوی که فردی فاضل و کتابخوان است به درخواست دو زن و دو مردی که با او در مهمانی حضور دارند شروع به پیشبینی انسانهای آینده میکند. انسانهای قرن بیست و یکم!
🔹قصد ندارم لطف داستان را بگیرم. خودتان بخوانید. کوتاه است. یکی از قسمتهای شیرین ماجرا یکیبهدو کردنهای راوی با یکی از شخصیتهای زن است که با هم بحثشان میشود به نحوی که خانم با لبخند شیرینی به او میگوید «با شما قهرم»، ولی در نهایت که همه آشتی میکنند صاحبخانه به راوی میگوید حسرت اینکه ما هیچگاه تحولات قرن بیستویکم را تجربه نخواهیم کرد بر دلمان گذاشتی و روای پاسخ میدهد آن حسرت تخفیف خواهد یافت اگر «شخص بتواند بگوید من در مساعیی که انسان برای رسیدن به آن مقامات میکند شرکت کردم»
🔻
https://taaghche.com/book/94782/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B2
@neocritic
🔹حتما برای شما هم پیش آمده که موقع انجام کاری با کار دیگری مواجه شوید و بعد با کار دیگر و همینطور پیش بروید و نهایتاً چیزی چنان شما را به خود مشغول کند که از یاد ببرید ماموریت اول چه بود. تجربه آشناییست، به ویژه موقع رسیدگی به کار خانگی. دنبال لباسی هستید که متوجه میشوید کثیف است، آنقدر لباس روشن ندارید که ماشین لباسشویی را روشن کنید، پس سراغ ملافهها میروید. جمع میکنید و ناگهان متوجه میشوید با تغییر فصل باید پتوهای ضخیم را هم جمع کنید، ولی کمدِ پتوها به هم ریخته و...
🔹در کار پژوهشی هم زیاد پیش میآید. از کتابی به کتابی و از موضوعی به موضوعی و از آدمی به آدمی و ای دل غافل، چند ساعت، چند روز، چند هفته است جای اینکه حرکت کنی فرو رفتهای. این یکی عکس آن یکی برای من لذتبخش است. دشتِ این چند روز گشت و گذار من، یکی هم مطالعه کتاب اندیشه دور و دراز نوشته محمدعلی فروغی بود.
🔹محمدعلی فروغی (1254-1321) بیشتر با عنوان سیاستمدار نامبردار است، اهل شعر و ادب او را به تصحیحاتش از بزرگان ادب میشناسند و اهل فلسفه به سیر حکمت در اروپا و ترجمههایش از افلاطون و دکارت.
🔹برحسب اتفاق به کتاب داستان اندیشه دور و دراز(١٣٠۶) برخوردم. داستانی که به شیوه محاوره نوشته شده است. در یک مهمانی رخ میدهد و در گفت و گو میان نویسنده و دو زوج شکل میگیرد. کتاب تقدیم شده به «بانوانی که برحسب ذوق و شور طبیعی و معلومات کسبی ذهن صافی ایشان راغب به خواندن این نوع تحریرات میتواند باشد».
🔹در این مهمانی راوی که فردی فاضل و کتابخوان است به درخواست دو زن و دو مردی که با او در مهمانی حضور دارند شروع به پیشبینی انسانهای آینده میکند. انسانهای قرن بیست و یکم!
🔹قصد ندارم لطف داستان را بگیرم. خودتان بخوانید. کوتاه است. یکی از قسمتهای شیرین ماجرا یکیبهدو کردنهای راوی با یکی از شخصیتهای زن است که با هم بحثشان میشود به نحوی که خانم با لبخند شیرینی به او میگوید «با شما قهرم»، ولی در نهایت که همه آشتی میکنند صاحبخانه به راوی میگوید حسرت اینکه ما هیچگاه تحولات قرن بیستویکم را تجربه نخواهیم کرد بر دلمان گذاشتی و روای پاسخ میدهد آن حسرت تخفیف خواهد یافت اگر «شخص بتواند بگوید من در مساعیی که انسان برای رسیدن به آن مقامات میکند شرکت کردم»
🔻
https://taaghche.com/book/94782/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B2
@neocritic
طاقچه
کتاب اندیشه دور و دراز محمدعلی فروغی + دانلود نمونه رایگان
کتاب اندیشه دور و دراز اثر محمدعلی فروغی از انتشارات تیک با قیمت ویژه | ۳۰درصد تخفیف برای اولین خرید
❤20👍8
🎥
سال ٩٧ در خدمت دوستان خانه اخلاق پژوهان جوان
انگار هزارسال گذشته است. پیر شدیم و صدایمان را نشنیدید...
https://www.aparat.com/v/KF6NL
کارگاه فلسفه اخلاق 4۷ | از اخلاق مراقبت چه می دانیم؟ | مریم نصر اصفهانی
@neocritic
سال ٩٧ در خدمت دوستان خانه اخلاق پژوهان جوان
انگار هزارسال گذشته است. پیر شدیم و صدایمان را نشنیدید...
https://www.aparat.com/v/KF6NL
کارگاه فلسفه اخلاق 4۷ | از اخلاق مراقبت چه می دانیم؟ | مریم نصر اصفهانی
@neocritic
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
کارگاه فلسفه اخلاق 4۷ | از اخلاق مراقبت چه می دانیم؟ | مریم نصر اصفهانی
در این جلسه از کارگاه فلسفه اخلاق خانم دکتر مریم نصر اصفهانی به بررسی و بحث در مورد اخلاق مراقبت پرداخته است.
👍6❤4
Forwarded from بهمن دارالشفایی
چندسالی است برای زندانهای کتاب میفرستیم و طبق تجربهام کتابفرستادن برای بندهای زنان خیلی سختتر از بندهای مردان است؛ هم از نظر عنوانهایی که قبول میکنند و هم از نظر مدتی که طول میکشد تا کتاب به دست زندانی برسد (اگر برسد).
تبعیض در همه امور و سطوح
.
تبعیض در همه امور و سطوح
.
💔29😢9
Forwarded from جرعه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️مریم نصر اصفهانی در خصوصِ اخلاقِ مراقبت و تاریخچهی آن سخن میگوید🔺
مشاهده در یوتیوب
@joreah_journal
www.instagram.com/joreah_journal
مشاهده در یوتیوب
@joreah_journal
www.instagram.com/joreah_journal
👍9❤7
.
-«من عاشقت بودم»
+وای از این عشق! چقدر از شنیدن این کلمه خستهام. حتی از غرغر پلههای خانه همسایه هم برایم کم اهمیتتر است. همۀ این عشقی که مردها به زور به من ابراز داشتند چه سودی برایم داشته؟ عشق یعنی آزار از ته دل میخواهم به حال خودم باشم تا به شیوۀ خودم عشق بورزم.
خونسرد به حرف هایش فکر کردم و سرش را در آغوش گرفتم گفتم «اگر واقعاً جای خالی عشق دیگران را حس کرده بودی، این قدر ساده و بیاحتیاط از دستش نمیدادی»
نگاهش با نگاهم تلاقی کرد و در چشمانش حس بی اعتنایی و بیطرفی دیدم که تا آن لحظه متوجهش نشده بودم. ..
به نظرم صحبتمان خیلی مزخرف بود گفتم: «اما خب عشق به حس مالکیت گره خورده اگر میدانستی عشقی که ارضا نشود چه حالی دارد،حرفم را می فهمیدی»
با حالت عجیبی گفت: «نه! عشق ارضا نشده به درک و فهم مربوط است. فقط در صورتی که همه و همهاش به درک و فهم ختم بشود، میتواند هم عشق باشد، هم ارضا نشود.»
@neocritic
-«من عاشقت بودم»
+وای از این عشق! چقدر از شنیدن این کلمه خستهام. حتی از غرغر پلههای خانه همسایه هم برایم کم اهمیتتر است. همۀ این عشقی که مردها به زور به من ابراز داشتند چه سودی برایم داشته؟ عشق یعنی آزار از ته دل میخواهم به حال خودم باشم تا به شیوۀ خودم عشق بورزم.
خونسرد به حرف هایش فکر کردم و سرش را در آغوش گرفتم گفتم «اگر واقعاً جای خالی عشق دیگران را حس کرده بودی، این قدر ساده و بیاحتیاط از دستش نمیدادی»
نگاهش با نگاهم تلاقی کرد و در چشمانش حس بی اعتنایی و بیطرفی دیدم که تا آن لحظه متوجهش نشده بودم. ..
به نظرم صحبتمان خیلی مزخرف بود گفتم: «اما خب عشق به حس مالکیت گره خورده اگر میدانستی عشقی که ارضا نشود چه حالی دارد،حرفم را می فهمیدی»
با حالت عجیبی گفت: «نه! عشق ارضا نشده به درک و فهم مربوط است. فقط در صورتی که همه و همهاش به درک و فهم ختم بشود، میتواند هم عشق باشد، هم ارضا نشود.»
@neocritic
❤5👍4