.
👩🏻🔬روزی بهنام زنان شاغل مجرد
اگر زن تنهایی باشید که اولویت زندگیتان ازدواج نیست (یا ازدواج ناموفقی داشتهاید) و مشغول کار و تحصیل هستید، احتمال زیادی دارد بشنوید از شما و زندگی شما به عنوان درس عبرتی برای دیگران حرف زدهاند. شما با کار و درس و زندگیتان خوشحال هستید، موفقید، آدم مفید و موثری برای خودتان، اطرافیانتان و جامعه هستید، ولی بقیه ناراحتند و دستاوردهای شما را موفقیت نمیدانند.
🔸چهارم آگوست/ چهارده مرداد را روز «زنان شاغل مجرد» نام نهادهاند تا تلاشها و دستآوردهای زنان شاغل و مجرد را ارج نهند. اما چرا؟ چرا زنان شاغل مجرد باید توجه ویژهای دریافت کنند و مردان شاغل مجرد نه؟
🔸واقعیت این است که شیوع پدیده زنان شاغل مجرد عمر چندانی ندارد؛ چنانکه تاریخ نامگذاری این روز هم به سال ٢٠٠۶ بازمیگردد. از گذشته دور تا همین امروز اساس تربیت و آیندهای که برای دختران تدارک میبینند در جهت تبدیل آنان به «زنان خانهدار متأهل» یا نهایتا «زنان شاغل متاهل» بوده است.
🔸از قدیم تا امروز و از خانواده تا مدرسه چنین سرنوشتی را برای زنان تدارک دیده و توصیه کردهاند. مسیر زنان برای تحقق این آرمان مهیا شده است. همه چیز از نظام ارزشیای که حول زنانگی و همسری و مادری پرورده شده تا کمکهایی که خانواده و جامعه و عرف خود را به آن موظف میدانند، همه متعلق به زن متاهل خانهدار است.
🔸زن شاغل مجرد از همه آن ارجنهادنها و کمکها محروم است و هرآنچه انجام میدهد و هر موفقیتی که کسب میکند در پرتو آن چیز «اصلی» که فاقد آن است رنگ میبازد. همه آنچه با زحمت فراهم میآورد چه اهمیتی دارد وقتی که او همسر نیست و مادر نیست؟
🔸درعین حال زن مجرد شاغلی که به این مسیرناکوفته قدم گذاشته برای هر قدمی که در مسیر استقلال و رشد حرفهای برمیدارد با مشکلات مضاعفی روبهروست. از دست کم گرفته شدن در رقابت با همکاران مرد تا دستمزد کمتر تا بالاتر بودن خطر آزار جنسی در محیط کار تا حواشی فرهنگی حول ناپسند بودن زندگی مستقل زن مجرد تا تنهایی عمیق او برای پیمودن مسیر تاریک و تنگی که رهروان زیادی نداشته است.
🔸زن متاهل خانهدار در تمام مراحل همسرگزینی تا ازدواج و فرزندآوری کمابیش از حمایتهای مادی و معنوی خانواده و اطرافیان برخوردارست. آدمهای اطراف او از زمان خواستگاری تا عقد و عروسی تا فرزندآوری برایش خوشحالند و هوایش را دارند و با کمکها و هدایای مادی و معنوی در کنارش هستند. اغلب به او کمک میکنند همسری مناسب بیابد و خانه و کاشانه درست کند و در به دنیا آوردن و نگهداری از کودکش به او کمک میکنند. او در کسب مهارتهای زندگی خانگی و مادری کمک و کتابهای زیادی در اختیار دارد و در ابتلائات زندگی کمتر تنهاست. زن/مادر خانهدار انبوه دستورالعملهای عوامانه و تخصصی برای عبور از دشواری های زندگی را در دست دارد.
🔸زن شاغل مجرد اما نه تنها عموما تنهاست که برای هر قدمی که برمیدارد باید بجنگد. برای کار کردن، برای مستقل زندگی کردن، برای پیشرفت شغلی، برای ساختن حلقه دوستان، برای داشتن تفریح، برای پر کردن اوقات فراغت، برای کنارآمدن با جامعهای که سر کنار آمدن با او را ندارد...
🔸این روز را برای به یاد آوردن او و به رسمیت شناختن ماحصل تلاشهایش نامگذاری کردهاند. برای او که چهره جدیدی از زن را نمایش میدهد که جامعه به دیدنش عادت ندارد.
🔶 اگر زنی شاغل و مجرد هستید فردا برای خودتان گل بخرید.
@neocritic
👩🏻🔬روزی بهنام زنان شاغل مجرد
اگر زن تنهایی باشید که اولویت زندگیتان ازدواج نیست (یا ازدواج ناموفقی داشتهاید) و مشغول کار و تحصیل هستید، احتمال زیادی دارد بشنوید از شما و زندگی شما به عنوان درس عبرتی برای دیگران حرف زدهاند. شما با کار و درس و زندگیتان خوشحال هستید، موفقید، آدم مفید و موثری برای خودتان، اطرافیانتان و جامعه هستید، ولی بقیه ناراحتند و دستاوردهای شما را موفقیت نمیدانند.
🔸چهارم آگوست/ چهارده مرداد را روز «زنان شاغل مجرد» نام نهادهاند تا تلاشها و دستآوردهای زنان شاغل و مجرد را ارج نهند. اما چرا؟ چرا زنان شاغل مجرد باید توجه ویژهای دریافت کنند و مردان شاغل مجرد نه؟
🔸واقعیت این است که شیوع پدیده زنان شاغل مجرد عمر چندانی ندارد؛ چنانکه تاریخ نامگذاری این روز هم به سال ٢٠٠۶ بازمیگردد. از گذشته دور تا همین امروز اساس تربیت و آیندهای که برای دختران تدارک میبینند در جهت تبدیل آنان به «زنان خانهدار متأهل» یا نهایتا «زنان شاغل متاهل» بوده است.
🔸از قدیم تا امروز و از خانواده تا مدرسه چنین سرنوشتی را برای زنان تدارک دیده و توصیه کردهاند. مسیر زنان برای تحقق این آرمان مهیا شده است. همه چیز از نظام ارزشیای که حول زنانگی و همسری و مادری پرورده شده تا کمکهایی که خانواده و جامعه و عرف خود را به آن موظف میدانند، همه متعلق به زن متاهل خانهدار است.
🔸زن شاغل مجرد از همه آن ارجنهادنها و کمکها محروم است و هرآنچه انجام میدهد و هر موفقیتی که کسب میکند در پرتو آن چیز «اصلی» که فاقد آن است رنگ میبازد. همه آنچه با زحمت فراهم میآورد چه اهمیتی دارد وقتی که او همسر نیست و مادر نیست؟
🔸درعین حال زن مجرد شاغلی که به این مسیرناکوفته قدم گذاشته برای هر قدمی که در مسیر استقلال و رشد حرفهای برمیدارد با مشکلات مضاعفی روبهروست. از دست کم گرفته شدن در رقابت با همکاران مرد تا دستمزد کمتر تا بالاتر بودن خطر آزار جنسی در محیط کار تا حواشی فرهنگی حول ناپسند بودن زندگی مستقل زن مجرد تا تنهایی عمیق او برای پیمودن مسیر تاریک و تنگی که رهروان زیادی نداشته است.
🔸زن متاهل خانهدار در تمام مراحل همسرگزینی تا ازدواج و فرزندآوری کمابیش از حمایتهای مادی و معنوی خانواده و اطرافیان برخوردارست. آدمهای اطراف او از زمان خواستگاری تا عقد و عروسی تا فرزندآوری برایش خوشحالند و هوایش را دارند و با کمکها و هدایای مادی و معنوی در کنارش هستند. اغلب به او کمک میکنند همسری مناسب بیابد و خانه و کاشانه درست کند و در به دنیا آوردن و نگهداری از کودکش به او کمک میکنند. او در کسب مهارتهای زندگی خانگی و مادری کمک و کتابهای زیادی در اختیار دارد و در ابتلائات زندگی کمتر تنهاست. زن/مادر خانهدار انبوه دستورالعملهای عوامانه و تخصصی برای عبور از دشواری های زندگی را در دست دارد.
🔸زن شاغل مجرد اما نه تنها عموما تنهاست که برای هر قدمی که برمیدارد باید بجنگد. برای کار کردن، برای مستقل زندگی کردن، برای پیشرفت شغلی، برای ساختن حلقه دوستان، برای داشتن تفریح، برای پر کردن اوقات فراغت، برای کنارآمدن با جامعهای که سر کنار آمدن با او را ندارد...
🔸این روز را برای به یاد آوردن او و به رسمیت شناختن ماحصل تلاشهایش نامگذاری کردهاند. برای او که چهره جدیدی از زن را نمایش میدهد که جامعه به دیدنش عادت ندارد.
🔶 اگر زنی شاغل و مجرد هستید فردا برای خودتان گل بخرید.
@neocritic
❤33👍31
📚
اما نوعی عشق شخصی و بشری وجود دارد که پاک است و اشارات و بازتابی از عشق الهی را در خود دارد. نامش دوستی است...
رجحان قائل شدن برای یک انسان با نوعدوستی متفاوت است...
وقتی پیوند مهر، با هر درجهای از ضرورت، انسانی را به انسان دیگر میپیوندد، محال است آن انسان خواهان این باشد که هم استقلال خودش حفظ شود و هم استقلال دیگری. این امر به خاطر سازوکار طبیعت ناممکن است. اما دخالت معجزهآسای فراطبیعی این کار را ممکن میکند. این معجزه دوستی نام دارد.
فیثاغوریان میگفتند: «دوستی برابری مبتنی بر هارمونی است.» علت وجود هارمونی اتحادی فراطبیعی است که میان دو امر متضاد برقرار است، یعنی میان ضرورت و آزادی، دو امر متضادی که وقتی خداوند انسانها و جهان را میآفرید آن دو را باهم ترکیب کرد...
دوستی معجزهای است که در آن شخص رضایت میدهد موجودی را که وجودش برای او مانند غذا ضروری است از دور، و بیآنکه نزدیکتر شود، مشاهده کند.
سیمون وی، در انتظار خدا
#لقمه_کتاب، #زنان_فیلسوف، #درباره_دوستی
@neocritic
اما نوعی عشق شخصی و بشری وجود دارد که پاک است و اشارات و بازتابی از عشق الهی را در خود دارد. نامش دوستی است...
رجحان قائل شدن برای یک انسان با نوعدوستی متفاوت است...
وقتی پیوند مهر، با هر درجهای از ضرورت، انسانی را به انسان دیگر میپیوندد، محال است آن انسان خواهان این باشد که هم استقلال خودش حفظ شود و هم استقلال دیگری. این امر به خاطر سازوکار طبیعت ناممکن است. اما دخالت معجزهآسای فراطبیعی این کار را ممکن میکند. این معجزه دوستی نام دارد.
فیثاغوریان میگفتند: «دوستی برابری مبتنی بر هارمونی است.» علت وجود هارمونی اتحادی فراطبیعی است که میان دو امر متضاد برقرار است، یعنی میان ضرورت و آزادی، دو امر متضادی که وقتی خداوند انسانها و جهان را میآفرید آن دو را باهم ترکیب کرد...
دوستی معجزهای است که در آن شخص رضایت میدهد موجودی را که وجودش برای او مانند غذا ضروری است از دور، و بیآنکه نزدیکتر شود، مشاهده کند.
سیمون وی، در انتظار خدا
#لقمه_کتاب، #زنان_فیلسوف، #درباره_دوستی
@neocritic
❤13👍11
📚
حقیقت اساسی در باب خدا این است که او خیرخواه است. باور به اینکه خدا میتواند به انسانها فرمان دهد که مرتکب بیعدالتی و مظالم بیرحمانه و شرمآور شوند بزرگترین خطایی است که میتوان درباب او مرتکب شد.
سیمون وی، نامه به یک کشیش، ترجمه فروزان راسخی
@neocritic
حقیقت اساسی در باب خدا این است که او خیرخواه است. باور به اینکه خدا میتواند به انسانها فرمان دهد که مرتکب بیعدالتی و مظالم بیرحمانه و شرمآور شوند بزرگترین خطایی است که میتوان درباب او مرتکب شد.
سیمون وی، نامه به یک کشیش، ترجمه فروزان راسخی
@neocritic
👍13❤7
Forwarded from اخلاق در حوزه اجتماع
🔹 همسر، و نه متعلقه!
✅ به دنبال درگذشت همسر باایمان و وفادار مرجع بزرگوار شیعیان، آیتالله العظمی شبیری زنجانی(دام ظله)، پیامهای تسلیتی از جانب شماری از بزرگان حوزههای علمیه و برخی شخصیتهای سیاسی صادر شد. تعبیرهایی که در این پیامها در اشاره به آن بانوی فرزانه و وارسته به کار رفته شایستهی توجه است. رهبری معظم انقلاب، برابر دقتی که در به کار بستن کلمات دارند از مفهوم "بانوی مکرمه، همسر گرامی" استفاده کردند. آیتالله جوادی آملی در پیامشان از مفهوم "کریمهی بیت مرجع عالیقدر" استفاده کردهاند. تعبیری لطیف و پرمِهر که مورد توجه بسیاری و از جمله بیت حضرت آیتالله العظمی شبیری هم قرار گرفت. آیتالله نوری همدانی و آیتالله آملی لاریجانی از مفهوم "همسر مکرّمه"، و حجتالاسلام والمسلمین سید حسن خمینی از مفهوم "همسر مکرمه و مجلله" بهره گرفتهاند. مفاهیمی که با ادبیات جهان امروز سازگارترند.
✅ با این حال، در شماری از پیامهای تسلیت، از مفهوم "متعلقه" استفاده شده است. برای نمونه، امروز نیز چندین پیامک رسمی از طرف حوزهی علمیه برای دعوت به مشارکت در آیین تشییع، تدفین، و تکریم آن بانوی پرهیزکار منتشر شد که در آنها از کلمهی "متعلّقه" که وجه مؤنث "متعلّق" است، استفاده شده بود. این کلمه در ادبیات سنتی، بیشتر برای اشاره به همسران عالمان دینی به کار برده میشود. کلمهای که برای جهان امروز میتواند آزاردهنده بوده و نشانهای از تفسیر حوزویان از "زن" و "همسر" به شمار آید. در روزگاری که حوزه و حوزویان بیش از هر زمان دیگری در معرض داوری و نکتهسنجی هستند، شایسته است که از هرگونه تعبیری که چالش میان حوزه و روحانیّت با جهان جدید را تشدید میکند پرهیز شود. البته، وقتی این نکته را در جمع برخی از استادان حوزه مطرح کرده و به این تعبیر خرده گرفتم، به "غربزدگی" و "متاثر شدن از ادبیات فمنیستی" متهم شدم!
✅ زبان پدیدهی فرهنگی پیچیدهای است. آینهایست که حیات فرهنگی ما را آشکار میکند و نظام ارزشیمان را برملا. ما در زبانمان زندگی میکنیم و شخصیت فرهنگی و نیز جهانمعنای ما در زیر زبانمان پنهان است: " المرء مخبوء تحت طى لسانه."(امام على عليهالسلام)
تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد.
کلمهها نظام فکری ما هستند. ما جهان پیرامون خود را به وسیلهی همین کلمهها برساخت میکنیم. کلمهها را باید جدی گرفت.
🌑 درگذشت بانوی پرهیزکار، کریمهی مرجع عالیقدر شیعه آیتاللهالعظمی شبیری زنجانی، بانو حاجیه خانم مجد را به حضرت ایشان و فرزندان و بازماندگان محترم تسلیت میگویم.
مهراب صادقنیا
۱۴۰۳/۵/۲۵
@sadeghniamehrab
https://t.me/sadeghniamehrab
✅ به دنبال درگذشت همسر باایمان و وفادار مرجع بزرگوار شیعیان، آیتالله العظمی شبیری زنجانی(دام ظله)، پیامهای تسلیتی از جانب شماری از بزرگان حوزههای علمیه و برخی شخصیتهای سیاسی صادر شد. تعبیرهایی که در این پیامها در اشاره به آن بانوی فرزانه و وارسته به کار رفته شایستهی توجه است. رهبری معظم انقلاب، برابر دقتی که در به کار بستن کلمات دارند از مفهوم "بانوی مکرمه، همسر گرامی" استفاده کردند. آیتالله جوادی آملی در پیامشان از مفهوم "کریمهی بیت مرجع عالیقدر" استفاده کردهاند. تعبیری لطیف و پرمِهر که مورد توجه بسیاری و از جمله بیت حضرت آیتالله العظمی شبیری هم قرار گرفت. آیتالله نوری همدانی و آیتالله آملی لاریجانی از مفهوم "همسر مکرّمه"، و حجتالاسلام والمسلمین سید حسن خمینی از مفهوم "همسر مکرمه و مجلله" بهره گرفتهاند. مفاهیمی که با ادبیات جهان امروز سازگارترند.
✅ با این حال، در شماری از پیامهای تسلیت، از مفهوم "متعلقه" استفاده شده است. برای نمونه، امروز نیز چندین پیامک رسمی از طرف حوزهی علمیه برای دعوت به مشارکت در آیین تشییع، تدفین، و تکریم آن بانوی پرهیزکار منتشر شد که در آنها از کلمهی "متعلّقه" که وجه مؤنث "متعلّق" است، استفاده شده بود. این کلمه در ادبیات سنتی، بیشتر برای اشاره به همسران عالمان دینی به کار برده میشود. کلمهای که برای جهان امروز میتواند آزاردهنده بوده و نشانهای از تفسیر حوزویان از "زن" و "همسر" به شمار آید. در روزگاری که حوزه و حوزویان بیش از هر زمان دیگری در معرض داوری و نکتهسنجی هستند، شایسته است که از هرگونه تعبیری که چالش میان حوزه و روحانیّت با جهان جدید را تشدید میکند پرهیز شود. البته، وقتی این نکته را در جمع برخی از استادان حوزه مطرح کرده و به این تعبیر خرده گرفتم، به "غربزدگی" و "متاثر شدن از ادبیات فمنیستی" متهم شدم!
✅ زبان پدیدهی فرهنگی پیچیدهای است. آینهایست که حیات فرهنگی ما را آشکار میکند و نظام ارزشیمان را برملا. ما در زبانمان زندگی میکنیم و شخصیت فرهنگی و نیز جهانمعنای ما در زیر زبانمان پنهان است: " المرء مخبوء تحت طى لسانه."(امام على عليهالسلام)
تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد.
کلمهها نظام فکری ما هستند. ما جهان پیرامون خود را به وسیلهی همین کلمهها برساخت میکنیم. کلمهها را باید جدی گرفت.
🌑 درگذشت بانوی پرهیزکار، کریمهی مرجع عالیقدر شیعه آیتاللهالعظمی شبیری زنجانی، بانو حاجیه خانم مجد را به حضرت ایشان و فرزندان و بازماندگان محترم تسلیت میگویم.
مهراب صادقنیا
۱۴۰۳/۵/۲۵
@sadeghniamehrab
https://t.me/sadeghniamehrab
Telegram
اخلاق در حوزه اجتماع
دین و اخلاق در جامعه ایران.
در اینجا روزنوشتهای اینجانب دربارهی دین و اخلاق در جامعهی ایران به اشتراک گذاشته میشود.
مهراب صادقنیا
برای ارتباط با مدیر روی پیوند زیر کلیک کنید:
@DrMsadegh
در اینجا روزنوشتهای اینجانب دربارهی دین و اخلاق در جامعهی ایران به اشتراک گذاشته میشود.
مهراب صادقنیا
برای ارتباط با مدیر روی پیوند زیر کلیک کنید:
@DrMsadegh
👍30❤12
اخلاق در حوزه اجتماع
🔹 همسر، و نه متعلقه! ✅ به دنبال درگذشت همسر باایمان و وفادار مرجع بزرگوار شیعیان، آیتالله العظمی شبیری زنجانی(دام ظله)، پیامهای تسلیتی از جانب شماری از بزرگان حوزههای علمیه و برخی شخصیتهای سیاسی صادر شد. تعبیرهایی که در این پیامها در اشاره به آن بانوی…
.
✳️ از پی انتشار مطلب آقای صادقنیا بحثی درگرفت با دوستان که تحسین و تشویق چنین رویکردی را نادرست میدانستند. از یکسو دوستی به طنز و جد، معتقد بود ادبیات علما، که حتی زنان بزرگ را با منسوبان مردشان میشناسند، کاملاً سازگار با نظام فکری فقهی است که وجود مستقلی برای زن قائل نیست و چه لزومی به لاپوشانی آن با الفاظ زیبا!
❇️ دوستی دیگر معتقد بود آخوندهای علوم انسانیخوانده هم از آخوند بودن دور شدهاند و هم در علوم انسانی درماندهاند. متعلق یعنی وابسته و قوم و هیچ ایرادی ندارد سازمان و ساختار این قسم «ادبیات آخوندی» حفظ شود. چرا که هم به حفظ سنت و تنوع زبانی کمک میکند و هم به رسمیت شناختن و ادامه یافتن گونه زبانی متعلق به یک قشر خاص از مردمان است.
✅ به نظر من هر دو ملاحظه درست است، اما در برابر ملاحظات بزرگتر رنگ میبازد و آن به رسمیت شناخته شدن خواست زنان نزد علمای دینی است. آیا به یاد میآوریم هیچگاه علمای دین زنان را درجایگاه مطالبهگر درشمار آورده باشند؟ دستکم درمورد امروز میتوانیم با اطمینان بگوییم تعداد بیشتری از زنان نه تنها الفاظ تحقیرآمیزی مثل ضعیفه و منزل و خانواده و مادر بچهها و آقا رضا را دوست ندارند، که از انکار هویت مستقل خودشان هم خوشحال نیستند. قبلاً خوشایند زنان مهم نبود. حالا به دلایل مختلف مهم شده است.
✅ بله این تغییر زبان به تنوع زبانی مردان برای نام نهادن بر زنان آسیب میرساند و بدتر از آن گونههای مختلف زبانی از زبان علمایی تا کاسبان و حتی اقشار و طبقات پایینتر جامعه را تغییر میدهد؛ به ویژه که بعد از زنان نوبت اقوام و نژادها و مذاهب و ادیان هم برسد و بعد ناهمخوانی زبان و محتوا مصائب بیشتری رقم بزند. احتمالا سازگاری فکری درونی همه این گروهها که شاید بتوان آنها را خردهزبان نامید درهم خواهد ریخت و به نظر من در این بههم ریختگی و بازسازی خیر بزرگتری نهفته است. به ویژه درباره علمای دینی که گروهی درخودفروبسته نیستند و همچنان بسیاری از مطالبات انسانی زنان ذیل نام آنها از ایشان دریغ میشود.
@neocritic
✳️ از پی انتشار مطلب آقای صادقنیا بحثی درگرفت با دوستان که تحسین و تشویق چنین رویکردی را نادرست میدانستند. از یکسو دوستی به طنز و جد، معتقد بود ادبیات علما، که حتی زنان بزرگ را با منسوبان مردشان میشناسند، کاملاً سازگار با نظام فکری فقهی است که وجود مستقلی برای زن قائل نیست و چه لزومی به لاپوشانی آن با الفاظ زیبا!
❇️ دوستی دیگر معتقد بود آخوندهای علوم انسانیخوانده هم از آخوند بودن دور شدهاند و هم در علوم انسانی درماندهاند. متعلق یعنی وابسته و قوم و هیچ ایرادی ندارد سازمان و ساختار این قسم «ادبیات آخوندی» حفظ شود. چرا که هم به حفظ سنت و تنوع زبانی کمک میکند و هم به رسمیت شناختن و ادامه یافتن گونه زبانی متعلق به یک قشر خاص از مردمان است.
✅ به نظر من هر دو ملاحظه درست است، اما در برابر ملاحظات بزرگتر رنگ میبازد و آن به رسمیت شناخته شدن خواست زنان نزد علمای دینی است. آیا به یاد میآوریم هیچگاه علمای دین زنان را درجایگاه مطالبهگر درشمار آورده باشند؟ دستکم درمورد امروز میتوانیم با اطمینان بگوییم تعداد بیشتری از زنان نه تنها الفاظ تحقیرآمیزی مثل ضعیفه و منزل و خانواده و مادر بچهها و آقا رضا را دوست ندارند، که از انکار هویت مستقل خودشان هم خوشحال نیستند. قبلاً خوشایند زنان مهم نبود. حالا به دلایل مختلف مهم شده است.
✅ بله این تغییر زبان به تنوع زبانی مردان برای نام نهادن بر زنان آسیب میرساند و بدتر از آن گونههای مختلف زبانی از زبان علمایی تا کاسبان و حتی اقشار و طبقات پایینتر جامعه را تغییر میدهد؛ به ویژه که بعد از زنان نوبت اقوام و نژادها و مذاهب و ادیان هم برسد و بعد ناهمخوانی زبان و محتوا مصائب بیشتری رقم بزند. احتمالا سازگاری فکری درونی همه این گروهها که شاید بتوان آنها را خردهزبان نامید درهم خواهد ریخت و به نظر من در این بههم ریختگی و بازسازی خیر بزرگتری نهفته است. به ویژه درباره علمای دینی که گروهی درخودفروبسته نیستند و همچنان بسیاری از مطالبات انسانی زنان ذیل نام آنها از ایشان دریغ میشود.
@neocritic
👍28❤3
Forwarded from شبکه کمک
ویژهنامه_خشونت_ساختاری_شبکه_کمک.pdf
1.6 MB
🛎 منتشر شد
خشونت ساختاری علیه زنان
📗ویژهنامه #شبکه_کمک، تابستان ۱۴۰۳
▫️شبکه کمک در راستای هماندیشی و گفتمانسازی در مورد بحرانها و مسائل اجتماعی با رویکرد تابآوری، نشستی را با حضور کارشناسان با عنوان #زنان_و_خشونت_ساختاری با تأکید بر آثار و پیامدهای آن در جامعه و همچنین مرور کنشگریهای مؤثر مدنی و حقوقی در مسیر تابآوری فردی و اجتماعی در تیرماه ۱۴۰۳ برگزار کرد.
🔹مجموعه منتشر شده گفتارهای برگرفته از سخنرانی برخی از پژوهشگران و فعالان اجتماعی در این نشست است.
🔹با مقدمه مینو مرتاضی از اعضای شورای راهبردی شبکه کمک و گفتارهایی از:
سارا شریعتی
در ضرورت مشروعیتزدایی از خشونت
زهرا رهایی
خشونت اقتصادی و راههای مقابله با آن
لیلی ارشد
خشونت پیدا و پنهان
شهرزاد همتی
فمینیستها علیه نظم نمادین
شیوا دولت آبادی
ترومای زن بودن
آرمان ذاکری
معجزه ساختن همبستگی اجتماعی
نفیسه آزاد
بستر قدرتمند قانون
فرزانه عرفانی منش
راهکار آگاهیبخشی است
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
🆔 https://t.me/KomakNetwork
خشونت ساختاری علیه زنان
📗ویژهنامه #شبکه_کمک، تابستان ۱۴۰۳
▫️شبکه کمک در راستای هماندیشی و گفتمانسازی در مورد بحرانها و مسائل اجتماعی با رویکرد تابآوری، نشستی را با حضور کارشناسان با عنوان #زنان_و_خشونت_ساختاری با تأکید بر آثار و پیامدهای آن در جامعه و همچنین مرور کنشگریهای مؤثر مدنی و حقوقی در مسیر تابآوری فردی و اجتماعی در تیرماه ۱۴۰۳ برگزار کرد.
🔹مجموعه منتشر شده گفتارهای برگرفته از سخنرانی برخی از پژوهشگران و فعالان اجتماعی در این نشست است.
🔹با مقدمه مینو مرتاضی از اعضای شورای راهبردی شبکه کمک و گفتارهایی از:
سارا شریعتی
در ضرورت مشروعیتزدایی از خشونت
زهرا رهایی
خشونت اقتصادی و راههای مقابله با آن
لیلی ارشد
خشونت پیدا و پنهان
شهرزاد همتی
فمینیستها علیه نظم نمادین
شیوا دولت آبادی
ترومای زن بودن
آرمان ذاکری
معجزه ساختن همبستگی اجتماعی
نفیسه آزاد
بستر قدرتمند قانون
فرزانه عرفانی منش
راهکار آگاهیبخشی است
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
🆔 https://t.me/KomakNetwork
👍12❤6
✍🏼همراه بیمار
🔹دوستی دارم که چندماهیست با تشخیص بیماری سخت مادرش گرفتار درمان و دکتر و بیمارستان شده و نه فقط به لحاظ روحی که به لحاظ جسمی هم آسیبدیده و تحلیل رفته است. خیال میکردم با توجه به اوضاع اقتصادی خوب و داشتن بستگان پزشک، این میزان ضعف و بههمریختگی صرفاً بابت غافلگیری از بیماری مادر است.
🔹اخیرا که چندباری گذارم به بیمارستان افتاده در نقش «همراه بیمار»؛ متوجه شدم فقط غافلگیری نیست. شرایط غیر انسانی برخورد با «همراه بیمار» هم کاملا موثر است. همراه که اجباراً باید در بیمارستان بماند و شب و روز درحالیکه شاهد بدترین احوال عزیزش است، پاسخگوی غرغرها و برخوردهای اهانتآمیز/تحکم آمیز پزشکان/پرستاران/نیروهای خدماتی بیمارستان باشد.
باید روی یک صندلی تاشوی پرسروصدا و باریک شب را به صبح برساند، درحالیکه تا بعد از نیمهشب سروصدای ایستگاه پرستاری اجازه خواب نمیدهد و ساعت پنج صبح باید با صدای هولناک تغییر شیفت در بیمارستان بیدار شود؛ درحالیکه تازه چشمانش گرم شده یا اصلا نخوابیده است.
🔹فضا و بوهای بیمارستان غذا خوردن در آن محیط را برای همراه دشوار میکند و لزوم هوشیاری و مراقبت و تاکید بهجا بر پاکیزگی و خالی بودن اطراف بیمار باعث میشود همراه نتواند هیچ کاری (جز بافتنی شاید) انجام دهد؛ و اگر مثل من و دوست من بافتنی بلد نباشد چه؟
🔹همراه(ان) بیمار علاوه بر خواب و خوراک درهمریخته؛ عموما فشار عاطفی مضاعفی را تحمل می کنند. هم از جانب سایر وابستگانِ نگران، هم از جانب خانواده و محیط کارشان و هم از جانب بیمارستانیان. از طرف دیگر، شکایت نمیکنند مبادا کوچکترین حرفی منجر به بگومگو با سایرین و رنجش بیمارِ رنجور شود.
🔹همراه بیمارِ بدحال تخت مجاور ما مدتها درگیر بیماری مادرش بود. خانه و زندگیشان در شمال ایران و او و پدرش در تهران، آواره منزل اقوام یا بیمارستان شبانه روز را می گذراندند. هر دو درگیر تهیه دوا و پرستاری از مادری بودند که اغلب چیزی به یاد نمیآورد. هزینه سنگین بیمارستان و دربهدری دنبال دارو یکطرف، شرایط بیسامان خواب و خوراک و زندگیشان یکطرف... و شوهر زن که ترکش کرده بود. خواسته بود بین او و مادرش یکی را انتخاب کند. زن مادرش را انتخاب کرده بود.
#درباره_مراقبت
#زنجیره_مراقبت
#مراقبت_از_مراقبان
@neocritic
🔹دوستی دارم که چندماهیست با تشخیص بیماری سخت مادرش گرفتار درمان و دکتر و بیمارستان شده و نه فقط به لحاظ روحی که به لحاظ جسمی هم آسیبدیده و تحلیل رفته است. خیال میکردم با توجه به اوضاع اقتصادی خوب و داشتن بستگان پزشک، این میزان ضعف و بههمریختگی صرفاً بابت غافلگیری از بیماری مادر است.
🔹اخیرا که چندباری گذارم به بیمارستان افتاده در نقش «همراه بیمار»؛ متوجه شدم فقط غافلگیری نیست. شرایط غیر انسانی برخورد با «همراه بیمار» هم کاملا موثر است. همراه که اجباراً باید در بیمارستان بماند و شب و روز درحالیکه شاهد بدترین احوال عزیزش است، پاسخگوی غرغرها و برخوردهای اهانتآمیز/تحکم آمیز پزشکان/پرستاران/نیروهای خدماتی بیمارستان باشد.
باید روی یک صندلی تاشوی پرسروصدا و باریک شب را به صبح برساند، درحالیکه تا بعد از نیمهشب سروصدای ایستگاه پرستاری اجازه خواب نمیدهد و ساعت پنج صبح باید با صدای هولناک تغییر شیفت در بیمارستان بیدار شود؛ درحالیکه تازه چشمانش گرم شده یا اصلا نخوابیده است.
🔹فضا و بوهای بیمارستان غذا خوردن در آن محیط را برای همراه دشوار میکند و لزوم هوشیاری و مراقبت و تاکید بهجا بر پاکیزگی و خالی بودن اطراف بیمار باعث میشود همراه نتواند هیچ کاری (جز بافتنی شاید) انجام دهد؛ و اگر مثل من و دوست من بافتنی بلد نباشد چه؟
🔹همراه(ان) بیمار علاوه بر خواب و خوراک درهمریخته؛ عموما فشار عاطفی مضاعفی را تحمل می کنند. هم از جانب سایر وابستگانِ نگران، هم از جانب خانواده و محیط کارشان و هم از جانب بیمارستانیان. از طرف دیگر، شکایت نمیکنند مبادا کوچکترین حرفی منجر به بگومگو با سایرین و رنجش بیمارِ رنجور شود.
🔹همراه بیمارِ بدحال تخت مجاور ما مدتها درگیر بیماری مادرش بود. خانه و زندگیشان در شمال ایران و او و پدرش در تهران، آواره منزل اقوام یا بیمارستان شبانه روز را می گذراندند. هر دو درگیر تهیه دوا و پرستاری از مادری بودند که اغلب چیزی به یاد نمیآورد. هزینه سنگین بیمارستان و دربهدری دنبال دارو یکطرف، شرایط بیسامان خواب و خوراک و زندگیشان یکطرف... و شوهر زن که ترکش کرده بود. خواسته بود بین او و مادرش یکی را انتخاب کند. زن مادرش را انتخاب کرده بود.
#درباره_مراقبت
#زنجیره_مراقبت
#مراقبت_از_مراقبان
@neocritic
💔36👍13
Forwarded from مدرسهٔ تردید
مدرسهٔ تردید با همکاری خانه آشنا برگزار میکند:
🔶 با صدایی متفاوت
دریچهای به رویکردهای نظری زنانهنگر
سه روز کامل(حضوری)
همراه با سه پنلٍ نمایش فیلم، بحث جمعی و اجرا
🔸۱۲ نشست عملی
درآمدی به زنانهنگری
رویکردهای غیرغربی به زنانهنگری
زنانهنگری در تاریخ فلسفه
زنانهنگری در الاهیات و فلسفۀ دین
زنانهنگری در فلسفۀ اخلاق
زنانهنگری در معرفتشناسی و فلسفۀ علم
زنانهنگری در فلسفۀ حقوق
زنانهنگری، بدن، هویت و جنسیت
زنانهنگری، سیاست و قدرت
زنانهنگری در زیباییشناسی
رویکردهای انتقادی به زنانهنگری
زنانهنگری در ایران
چهارشنبه تا جمعه ۴ تا ۶ مهرماه ۱۴۰۳
از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۸:۳۰
هزینهٔ ثبتنام : ۱.۵۰۰.۰۰۰ تومان
🔶ثبتنام از طریق سایت مدرسهٔ تردید
لینک ثبتنام:
https://tardidschool.com/product/feminine-short-course/
@tardidschool
🔶 با صدایی متفاوت
دریچهای به رویکردهای نظری زنانهنگر
سه روز کامل(حضوری)
همراه با سه پنلٍ نمایش فیلم، بحث جمعی و اجرا
🔸۱۲ نشست عملی
درآمدی به زنانهنگری
رویکردهای غیرغربی به زنانهنگری
زنانهنگری در تاریخ فلسفه
زنانهنگری در الاهیات و فلسفۀ دین
زنانهنگری در فلسفۀ اخلاق
زنانهنگری در معرفتشناسی و فلسفۀ علم
زنانهنگری در فلسفۀ حقوق
زنانهنگری، بدن، هویت و جنسیت
زنانهنگری، سیاست و قدرت
زنانهنگری در زیباییشناسی
رویکردهای انتقادی به زنانهنگری
زنانهنگری در ایران
چهارشنبه تا جمعه ۴ تا ۶ مهرماه ۱۴۰۳
از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۸:۳۰
هزینهٔ ثبتنام : ۱.۵۰۰.۰۰۰ تومان
🔶ثبتنام از طریق سایت مدرسهٔ تردید
لینک ثبتنام:
https://tardidschool.com/product/feminine-short-course/
@tardidschool
👍14
Forwarded from مدرسهٔ تردید
معرفی اساتید و جدول زمانی مدرسهٔ سه روزهٔ پاییزی مدرسهٔ تردید با همکاری خانه آشنا
🔸باصدایی متفاوت
دریچهای به رویکردهای نظری زنانهنگر
•سه روز کامل
•همراه با سه پنل نمایش فیلم، بحث جمعی و اجرا
•چهارشنبه تا جمعه ۴ تا ۶ مهرماه ۱۴۰۳
از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۸:۳۰
•هدف از برگزاری این مدرسه پاییزی، گشودن پنجرهای به برخی مباحث مرتبط با زنانهنگری در چند حوزه اصلی است: تطور و تحول رویکردهای زنانهنگر، رویکردهای غیرغربی به زنانهنگری، زنانهنگری و برخی از شاخههای مهم فلسفی معاصر، و زنانهنگری در مواجهه با مقولات انضمامی زندگی.
•این مدرسه پاییزی برای عموم مخاطبان، و خصوصاً دانشجویان فلسفه، مطالعات زنان، تاریخ، حقوق، هنر، علوم سیاسی و ...، مناسب خواهد بود. مدرسه به شکل حضوری برگزار میشود و هر روز پس از پایان نشستها، در یک پنل مشارکتی شرکتکنندگان نیز از تجارب خود خواهند گفت.
•هزینهٔ ثبتنام: ۱.۵۰۰.۰۰۰ تومان
🔸ثبتنام از طریق سایت مدرسهٔ تردید صورت میگیرد.
•لینک ثبتنام:
https://tardidschool.com/product/feminine-short-course/
@tardidschool
🔸باصدایی متفاوت
دریچهای به رویکردهای نظری زنانهنگر
•سه روز کامل
•همراه با سه پنل نمایش فیلم، بحث جمعی و اجرا
•چهارشنبه تا جمعه ۴ تا ۶ مهرماه ۱۴۰۳
از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۸:۳۰
•هدف از برگزاری این مدرسه پاییزی، گشودن پنجرهای به برخی مباحث مرتبط با زنانهنگری در چند حوزه اصلی است: تطور و تحول رویکردهای زنانهنگر، رویکردهای غیرغربی به زنانهنگری، زنانهنگری و برخی از شاخههای مهم فلسفی معاصر، و زنانهنگری در مواجهه با مقولات انضمامی زندگی.
•این مدرسه پاییزی برای عموم مخاطبان، و خصوصاً دانشجویان فلسفه، مطالعات زنان، تاریخ، حقوق، هنر، علوم سیاسی و ...، مناسب خواهد بود. مدرسه به شکل حضوری برگزار میشود و هر روز پس از پایان نشستها، در یک پنل مشارکتی شرکتکنندگان نیز از تجارب خود خواهند گفت.
•هزینهٔ ثبتنام: ۱.۵۰۰.۰۰۰ تومان
🔸ثبتنام از طریق سایت مدرسهٔ تردید صورت میگیرد.
•لینک ثبتنام:
https://tardidschool.com/product/feminine-short-course/
@tardidschool
❤6🙏4
Forwarded from مؤسسه رحمان
🔻هفتمین نشست از سلسله نشستهای جنسیت و نابرابری
جنسیت و مسیر معاصر:
🔴کنشگری زنان از دیروز تا امروز
◾️این نشست، یک گفتوگوی جمعی است که با آتنا کامل(دکتری جامعهشناسی سیاسی)، مهسا اسداللهنژاد(پژوهشگر جامعه شناسی حوزه اندیشه سیاسی) نوشین احمدی (روزنامهنگار و فعال جنبش زنان) برگزار میشود.
🔴 نشست فقط حضوری است و حضور برای عموم آزاد و رایگان است.
◾سهشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۳
ساعت ۱۷ تا ۱۹:۳۰
آدرس: میدان توحید، خیابان نصرت غربی، پلاک ۵۶، طبقه اول، موسسه رحمان
جنسیت و مسیر معاصر:
🔴کنشگری زنان از دیروز تا امروز
◾️این نشست، یک گفتوگوی جمعی است که با آتنا کامل(دکتری جامعهشناسی سیاسی)، مهسا اسداللهنژاد(پژوهشگر جامعه شناسی حوزه اندیشه سیاسی) نوشین احمدی (روزنامهنگار و فعال جنبش زنان) برگزار میشود.
🔴 نشست فقط حضوری است و حضور برای عموم آزاد و رایگان است.
◾سهشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۳
ساعت ۱۷ تا ۱۹:۳۰
آدرس: میدان توحید، خیابان نصرت غربی، پلاک ۵۶، طبقه اول، موسسه رحمان
👍10
✍🏼
وضعیت هلوییز یا استاد «شما که همه چیز را میدانید، به من بگویید چگونه ... »
✅ مدتی به درخواست یکی از دوستان درجستجوی اساتید زنی بودم که بتوانند دورههای انلاین در علوم انسانی برگزارکنند. متوجه شدم آموزشهای غیررسمی هم مانند فضاهای آموزشی رسمی و دانشگاهی ما کمابیش در انحصار مردان است، آن هم در شرایطی که عمده هنرجویان یا دانشجویان را زنان تشکیل میدهند. موانع نامرئی محکم و استوار برجای خود ایستادهاند.
✅ میشل لودوف فیلسوف فرانسوی معاصر مقاله مفصلی دارد با عنوان «زنان و فلسفه» (١٩٧٧) که در آن ادعا میکند آموزه ممنوعیت آموزش فلسفه به زنان، بعد از روسو در فلسفه رایج شد. لودوف به زنانی اشاره میکند که رغم همه محدودیتها به فلسفه وارد شده و شاگردی فیلسوفان بزرگ را کردهاند: هیپارکیا شاگرد کراتس کلبی، هلوئیز شاگرد و معشوق آبلار و الیزابت اهل بوهیمیا شاگرد دکارت. این زنان نزد بزرگترین مغزهای فلسفی عصر خود شاگردی کردهاند اما صاحب اندیشهای از آنِ خود نشدهاند.
✅لودوف از رابطه نظری-اروتیک میان مردان فیلسوف و زنان حرف میزند و آنرا «وضعیت هلوییزی» نام میدهد. در این رابطه هرگونه «ارتباط مستقیم» میان زن و فلسفه منتفی است. زن فقط به آرا و خوانش معلم خود دسترسی دارد. زن در بهترین حالت نهایتاً میتواند شاگرد خوب و باهوش معلم خودش باشد، نسخه مومن به آموزگار خودش.
✅به عقیده لودوف «نهاد» دانشگاه یا آموزش عمومی همواره در نقش نفر سوم در ارتباط میان استاد و شاگرد از تورم ارتباط دو نفره جلوگیری میکرده است. نهاد به تناوب رابطه را قطع و سطح انتقال دانش را تغییر داده و تنظیم میکند. زنان تا پیش از دوره معاصر به آن نهاد و نوع دیگری از فلسفه دسترسی نداشتهاند.
✅رابطه عاشقانه و ایمانی این زنان با معلمانشان مانع از دسترسی به نظرات متفاوت و ایجاد آن «درد بزرگ» و «فقدانی» میشود که فیلسوفان و متآلهان را به بازاندیشی وادار میکرده است. مضاف بر اینکه «برای کسی که خود فقدان را تجربه می کند، فداکاریِ نظری یک زن بسیار آرامش بخش است.»
✅ نگاه مکانیکی به شرایط میتواند این توهم را به وجود آورد که اکنون که زنان به فلسفه دسترسی نهادی دارند و همچنین فضاهایی موازی با دانشگاه هم بسیار فعال است، مانعی درمیان زنان و فلسفه نایستاده است. اما اینطور نیست. موانع عملی و حتی نظری، همچنان به نحوی نظاممند دربرابر زنان وجود دارد، تنها تفاوت این است که «پیشینیان زن ما محکوم به آن بودند، در حالی که ما صرفاً در معرض آن هستیم.»
✅رابطهای که لوددوف در فلسفه از آن سخن میگوید قابل تعمیم به بسیاری دیگر از شاخههای معرفت و به طور خاص علوم دینی، به ویژه در ساختار سنتی انتقال آن نیز هست. اما حالا که موانع همچنان میان زنان و فلسفه برقرار ماندهاند به عقیده لودوف، میتوان کار جمعی را جایگزین «نهادی» کرد که از زنان دریغ شده است. در کار جمعی است که زنان میتوانند با لوگوس جدیدی ارتباط پیدا کنند. لوگوسی که رابطه آنها را با قلمرو نااندیشیدهها برقرار میکند و علاوه بر موانع عملی، موانع نظری را هم پشت سرمیگذارد.
🔗ترجمه انگلیسی مقاله را اینجا ببینید:
https://www.radicalphilosophy.com/article/women-and-philosophy
@neocritic
وضعیت هلوییز یا استاد «شما که همه چیز را میدانید، به من بگویید چگونه ... »
✅ مدتی به درخواست یکی از دوستان درجستجوی اساتید زنی بودم که بتوانند دورههای انلاین در علوم انسانی برگزارکنند. متوجه شدم آموزشهای غیررسمی هم مانند فضاهای آموزشی رسمی و دانشگاهی ما کمابیش در انحصار مردان است، آن هم در شرایطی که عمده هنرجویان یا دانشجویان را زنان تشکیل میدهند. موانع نامرئی محکم و استوار برجای خود ایستادهاند.
✅ میشل لودوف فیلسوف فرانسوی معاصر مقاله مفصلی دارد با عنوان «زنان و فلسفه» (١٩٧٧) که در آن ادعا میکند آموزه ممنوعیت آموزش فلسفه به زنان، بعد از روسو در فلسفه رایج شد. لودوف به زنانی اشاره میکند که رغم همه محدودیتها به فلسفه وارد شده و شاگردی فیلسوفان بزرگ را کردهاند: هیپارکیا شاگرد کراتس کلبی، هلوئیز شاگرد و معشوق آبلار و الیزابت اهل بوهیمیا شاگرد دکارت. این زنان نزد بزرگترین مغزهای فلسفی عصر خود شاگردی کردهاند اما صاحب اندیشهای از آنِ خود نشدهاند.
✅لودوف از رابطه نظری-اروتیک میان مردان فیلسوف و زنان حرف میزند و آنرا «وضعیت هلوییزی» نام میدهد. در این رابطه هرگونه «ارتباط مستقیم» میان زن و فلسفه منتفی است. زن فقط به آرا و خوانش معلم خود دسترسی دارد. زن در بهترین حالت نهایتاً میتواند شاگرد خوب و باهوش معلم خودش باشد، نسخه مومن به آموزگار خودش.
✅به عقیده لودوف «نهاد» دانشگاه یا آموزش عمومی همواره در نقش نفر سوم در ارتباط میان استاد و شاگرد از تورم ارتباط دو نفره جلوگیری میکرده است. نهاد به تناوب رابطه را قطع و سطح انتقال دانش را تغییر داده و تنظیم میکند. زنان تا پیش از دوره معاصر به آن نهاد و نوع دیگری از فلسفه دسترسی نداشتهاند.
✅رابطه عاشقانه و ایمانی این زنان با معلمانشان مانع از دسترسی به نظرات متفاوت و ایجاد آن «درد بزرگ» و «فقدانی» میشود که فیلسوفان و متآلهان را به بازاندیشی وادار میکرده است. مضاف بر اینکه «برای کسی که خود فقدان را تجربه می کند، فداکاریِ نظری یک زن بسیار آرامش بخش است.»
✅ نگاه مکانیکی به شرایط میتواند این توهم را به وجود آورد که اکنون که زنان به فلسفه دسترسی نهادی دارند و همچنین فضاهایی موازی با دانشگاه هم بسیار فعال است، مانعی درمیان زنان و فلسفه نایستاده است. اما اینطور نیست. موانع عملی و حتی نظری، همچنان به نحوی نظاممند دربرابر زنان وجود دارد، تنها تفاوت این است که «پیشینیان زن ما محکوم به آن بودند، در حالی که ما صرفاً در معرض آن هستیم.»
✅رابطهای که لوددوف در فلسفه از آن سخن میگوید قابل تعمیم به بسیاری دیگر از شاخههای معرفت و به طور خاص علوم دینی، به ویژه در ساختار سنتی انتقال آن نیز هست. اما حالا که موانع همچنان میان زنان و فلسفه برقرار ماندهاند به عقیده لودوف، میتوان کار جمعی را جایگزین «نهادی» کرد که از زنان دریغ شده است. در کار جمعی است که زنان میتوانند با لوگوس جدیدی ارتباط پیدا کنند. لوگوسی که رابطه آنها را با قلمرو نااندیشیدهها برقرار میکند و علاوه بر موانع عملی، موانع نظری را هم پشت سرمیگذارد.
🔗ترجمه انگلیسی مقاله را اینجا ببینید:
https://www.radicalphilosophy.com/article/women-and-philosophy
@neocritic
Radical Philosophy
Michele Le Doeuff · Women and philosophy (1977)
Women and philosophy Michele Le Doeuf £ Let us avoid getting caught up in a mere lament about the fact that ‘woman’, in addition to being, from time immemorial, alienated, beaten and deprived of political, sexual and social rights and legal ...
👍19❤9
Forwarded from مدرسهٔ تردید
🔹علاقهمندان به شرکت در مدرسه پاییزی با صدایی متفاوت، میتوانند در لایو اینستاگرامی روز سهشنبه ۲۷ شهریورماه ساعت ۹ شب با محتوا و مدرسان برنامههای این مدرسه بیشتر آشنا شوند.
لینک ثبتنام مدرسۀ سه روزۀ پاییزی:
https://tardidschool.com/product/feminine-short-course/
صفحۀ اینستاگرام مدرسۀ تردید:
http://www.instagram.com/tardidschool
@tardidschool
لینک ثبتنام مدرسۀ سه روزۀ پاییزی:
https://tardidschool.com/product/feminine-short-course/
صفحۀ اینستاگرام مدرسۀ تردید:
http://www.instagram.com/tardidschool
@tardidschool
😍3👍2
Forwarded from مدرسهٔ تردید
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معرفی اساتید مدرسهٔ سه روزهٔ پاییزی مدرسهٔ تردید با همکاری خانه آشنا
🔸باصدایی متفاوت
دریچهای به رویکردهای نظری زنانهنگر
•سه روز کامل
•همراه با سه پنل نمایش فیلم، بحث جمعی و اجرا
•چهارشنبه تا جمعه ۴ تا ۶ مهرماه ۱۴۰۳
از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۸:۳۰
•هدف از برگزاری این مدرسه پاییزی، گشودن پنجرهای به برخی مباحث مرتبط با زنانهنگری در چند حوزه اصلی است: تطور و تحول رویکردهای زنانهنگر، رویکردهای غیرغربی به زنانهنگری، زنانهنگری و برخی از شاخههای مهم فلسفی معاصر، و زنانهنگری در مواجهه با مقولات انضمامی زندگی.
•این مدرسه پاییزی برای عموم مخاطبان، و خصوصاً دانشجویان فلسفه، مطالعات زنان، تاریخ، حقوق، هنر، علوم سیاسی و ...، مناسب خواهد بود. مدرسه به شکل حضوری برگزار میشود و هر روز پس از پایان نشستها، در یک پنل مشارکتی شرکتکنندگان نیز از تجارب خود خواهند گفت.
•هزینهٔ ثبتنام حضوری: ۱.۵۰۰.۰۰۰ تومان
•هزینهٔ ثبتنام آنلاین: ۱.۰۰۰.۰۰۰
🔸ثبتنام از طریق سایت مدرسهٔ تردید صورت میگیرد.
•لینک ثبتنام:
https://tardidschool.com/product/feminine-short-course/
@tardidschool
🔸باصدایی متفاوت
دریچهای به رویکردهای نظری زنانهنگر
•سه روز کامل
•همراه با سه پنل نمایش فیلم، بحث جمعی و اجرا
•چهارشنبه تا جمعه ۴ تا ۶ مهرماه ۱۴۰۳
از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۸:۳۰
•هدف از برگزاری این مدرسه پاییزی، گشودن پنجرهای به برخی مباحث مرتبط با زنانهنگری در چند حوزه اصلی است: تطور و تحول رویکردهای زنانهنگر، رویکردهای غیرغربی به زنانهنگری، زنانهنگری و برخی از شاخههای مهم فلسفی معاصر، و زنانهنگری در مواجهه با مقولات انضمامی زندگی.
•این مدرسه پاییزی برای عموم مخاطبان، و خصوصاً دانشجویان فلسفه، مطالعات زنان، تاریخ، حقوق، هنر، علوم سیاسی و ...، مناسب خواهد بود. مدرسه به شکل حضوری برگزار میشود و هر روز پس از پایان نشستها، در یک پنل مشارکتی شرکتکنندگان نیز از تجارب خود خواهند گفت.
•هزینهٔ ثبتنام حضوری: ۱.۵۰۰.۰۰۰ تومان
•هزینهٔ ثبتنام آنلاین: ۱.۰۰۰.۰۰۰
🔸ثبتنام از طریق سایت مدرسهٔ تردید صورت میگیرد.
•لینک ثبتنام:
https://tardidschool.com/product/feminine-short-course/
@tardidschool
👍7👌2
جنسیت
Radio Kooche
اپیزود هشتم از رادیو کوچه "جنسیت"
خلاصه:
🔹مصاحبه با دکتر مریم نصر اصفهانی درباره جنسیت
🔹مقدمهای در باب زنان در جنگ جهانی دوم
🔹معرفی کتاب "ظن"
_گویندگان: ماریه رسولیان، هما زنگنه و ابوالفضل کوچکخانی
_سردبیر: صالح میرزایی
_کارشناس مهمان: مریم نصر اصفهانی
_موسیقی: محمد خرازی و پارسا رشتیان
_متن: لیلا احمدی، ندا پورندیم، نهال تیموری و حانیه دشتکی
تهیه شده در خانه فرهنگی غدیر
تابستان ۱۴۰۳
خلاصه:
🔹مصاحبه با دکتر مریم نصر اصفهانی درباره جنسیت
🔹مقدمهای در باب زنان در جنگ جهانی دوم
🔹معرفی کتاب "ظن"
_گویندگان: ماریه رسولیان، هما زنگنه و ابوالفضل کوچکخانی
_سردبیر: صالح میرزایی
_کارشناس مهمان: مریم نصر اصفهانی
_موسیقی: محمد خرازی و پارسا رشتیان
_متن: لیلا احمدی، ندا پورندیم، نهال تیموری و حانیه دشتکی
تهیه شده در خانه فرهنگی غدیر
تابستان ۱۴۰۳
👍8
Forwarded from مدرسهٔ تردید
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مدرسهٔ تردید با همکاری خانه آشنا برگزار میکند:
🔶 با صدایی متفاوت
دریچهای به رویکردهای نظری زنانهنگر
سه روز کامل(امکان شرکت به صورت حضوری و آنلاین)
همراه با سه پنلٍ نمایش فیلم، بحث جمعی و اجرا
🔸۱۲ نشست عملی
درآمدی به زنانهنگری
رویکردهای غیرغربی به زنانهنگری
زنانهنگری در تاریخ فلسفه
زنانهنگری در الاهیات و فلسفۀ دین
زنانهنگری در فلسفۀ اخلاق
زنانهنگری در معرفتشناسی و فلسفۀ علم
زنانهنگری در فلسفۀ حقوق
زنانهنگری، بدن، هویت و جنسیت
زنانهنگری، سیاست و قدرت
زنانهنگری در زیباییشناسی
رویکردهای انتقادی به زنانهنگری
زنانهنگری در ایران
چهارشنبه تا جمعه ۴ تا ۶ مهرماه ۱۴۰۳
از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۸:۳۰
هزینهٔ ثبتنام حضوری: ۱.۵۰۰.۰۰۰ تومان
هزینهٔ ثبتنام مجازی: ۱.۰۰۰.۰۰۰ تومان
🔶ثبتنام از طریق سایت مدرسهٔ تردید
لینک ثبتنام :
https://tardidschool.com/product/feminine-short-course/
📌توجه: محل برگزاری دوره به صورت حضوری در مؤسسهٔ خانه آشنا و بستر برگزاری دوره به صورت آنلاین در اسکایروم خواهد بود.
@tardidschool
🔶 با صدایی متفاوت
دریچهای به رویکردهای نظری زنانهنگر
سه روز کامل(امکان شرکت به صورت حضوری و آنلاین)
همراه با سه پنلٍ نمایش فیلم، بحث جمعی و اجرا
🔸۱۲ نشست عملی
درآمدی به زنانهنگری
رویکردهای غیرغربی به زنانهنگری
زنانهنگری در تاریخ فلسفه
زنانهنگری در الاهیات و فلسفۀ دین
زنانهنگری در فلسفۀ اخلاق
زنانهنگری در معرفتشناسی و فلسفۀ علم
زنانهنگری در فلسفۀ حقوق
زنانهنگری، بدن، هویت و جنسیت
زنانهنگری، سیاست و قدرت
زنانهنگری در زیباییشناسی
رویکردهای انتقادی به زنانهنگری
زنانهنگری در ایران
چهارشنبه تا جمعه ۴ تا ۶ مهرماه ۱۴۰۳
از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۸:۳۰
هزینهٔ ثبتنام حضوری: ۱.۵۰۰.۰۰۰ تومان
هزینهٔ ثبتنام مجازی: ۱.۰۰۰.۰۰۰ تومان
🔶ثبتنام از طریق سایت مدرسهٔ تردید
لینک ثبتنام :
https://tardidschool.com/product/feminine-short-course/
📌توجه: محل برگزاری دوره به صورت حضوری در مؤسسهٔ خانه آشنا و بستر برگزاری دوره به صورت آنلاین در اسکایروم خواهد بود.
@tardidschool
👍4❤3
Forwarded from هامِش (علی سلطانی)
پبامبر و مواجههٔ زنانه و پرسشگرانه با خداوند
زنِ پخته، صاحبنظر و با ذکاوتِ پیامبر بود. پیش میآمد که نزد پیامبر برود و از او سوالات ظریف و دقیق بپرسد. پیامبر هم با گوش همیشه شنوا و پذیرای خود که به گزارش قرآن تا حد طعن آزارگرانه به «أُذُن» (توبه 61) وصف شده است، عادت و آزادی این پرسشگری را در میان همه از جمله همسرانش فراهم کرده بود.
به گزارش تاریخ طبری روزی نزد پیامبر پرسید: چرا در قرآن فقط از مردان یاد شده و از زنان ذکری به میان نیامده؟ پیامبر شبیه چنین موقعیتهایی ساکت ماند و چیزی نگفت و منتظر پاسخ وحیانی شد.
ادامه را تاریخ، از قول خود امّ سلمه روایت کرده است:
از پیامبر پرسیدم چرا قرآن با ما سخن نمیگوید و خطابش همیشه مردان است؟ یک روز بعد از ظهر وقتی مشغول شانهکردن موهایم بودم صدای او را از منبر شنیدم، به سرعت به شانه کردن موهایم خاتمه دادم و به یکی از اتاقها، جایی که بهتر بتوانم بشنوم، دویدم. گوشم را به دیوار چسباندم و شنیدم که پیامبر گفت: ای مردم، خداوند میگوید [آیه 35 سوره احزاب]: مردان و زنان مسلمان، و مردان و زنان با ايمان، و مردان و زنان عبادتپيشه، و مردان و زنان راستگو، و مردان و زنان شكيبا، و مردان و زنان فروتن، و مردان و زنان صدقهدهنده، و مردان و زنان روزهدار، و مردان و زنان پاكدامن، و مردان و زنانى كه خدا را فراوان ياد مىكنند. او ادامه داد و گفت: خداوند برای همگیشان آمرزش و پاداشی بزرگ آماده ساخته است
در فرهنگ زنستیز رایج میان اغلب مردان آن دوران این آیه به توصیف برخی اندیشمندان برای خودش انقلابی بود. برای بسیاری از آن مردان سخت بود که این ارزش ایمانی و انسانی برابر را بپذیرند. برای زنانی که به ارث میرسیدند و حالا حق سهمالارث پیدا کرده بودند، در روابط خانوادگی ستم میدیدند و دم بر نمیآوردند و حالا تا حدی آزادی و حق شکایت از رسوم ظالمانه را برای خود مفروض میدانستند و از همه بالاتر، در وقت احساسِ خطاب نشدن مستقیم وحیانی، جسارت پرسش از چرایی آن را یافته بودند.
این آیۀ خاص و سبب نزول جالب توجه آن در گفتمان سنتی رایج جهان اسلام کمتر مبنای تفسیر قرار گرفته است. اما گاهی هم از سوی برخی همچون اسما بارلاس و همقطاران او در جریانهای نوگرا و فمنیستیی مسلمان، این آیه محل توجه و مبنای نظر بوده است. اسما بارلاس اندیشمند پاکستانی-آمریکایی، مدیر مرکز مطالعات فرهنگی، نژادی و قومی دانشکده علوم سیاسی کالج اِتاکای نیویورک است که حوزه تألیفی و پژوهشی او علوم سیاسی، مطالعات قرآنی و هرمنوتیک و زنان است.
بارلاس در کتاب زنان مومن در اسلام: بازخوانی تفاسیر مردسالارانۀ قرآن "Believing Women" in Islam: Unreading Patriarchal Interpretations of the Qur'an مشخصاً به این آیه میپردازد و آن را از جمله شاخصترین مواردی میداند که با استناد به آن میتوان اهتمام قرآن و پیامبر به مطالبات زنان را نتیجهگیری کرد. بارلاس معتقد است که مطالبهگری امسلمه و اعتنای وحیانیِ قرآن برای مومنان درسهای بسیار بیپایان و قانعکننده دارد. از نظر بارلاس نکتهٔ درسآموز پرسش امسلمه و برخی از دیگر زنان معاصر پیامبر این است: پرسشگری آنان که البته حاصل گشودگی و شنوایی پیامبر است، ظاهراً پاسخگویی تاییدآمیز الاهی را دربرداشته است و این واقعیت نشان میدهد که گاهی برای یک مواجههٔ معنادار با خداوند، روح پرسشگریِ انتقادی ضرورت دارد.
پیامد تفسیری و قرآنشناسانهٔ پرسش امسلمه و پاسخگوییِ وحیانی هم به نظر اسما بارلاس این است که کشف برخی از آیات و نشانههای خداوند مستلزم مواجههٔ انتقادی و عقلانیِ بندگان است و اگر چنین مواجهۀ به رسمیت شناختهشدهای وجود نداشته باشد، برخی از آیات و پیامهای الاهی پنهان میماند. بارلاس تاکید میکند که قرآن در حقیقت خواهان پرورش چنین روحیهٔ انتقادی و عقلانی از سوی همهٔ مسلمانان در نسبت با آیات الاهی است. همچنین داستان امسلمه و پرسشهای مشابه مطرحشده از سوی برخی از زنان مسلمان و سرکوب و طردنشدن آنها تا حد انعکاس در آیات قرآن، نشان میدهد عقل و ایمان ضرورتاً با همدیگر ناسازگار نیستند.
#یادداشت
@Hamesh1
زنِ پخته، صاحبنظر و با ذکاوتِ پیامبر بود. پیش میآمد که نزد پیامبر برود و از او سوالات ظریف و دقیق بپرسد. پیامبر هم با گوش همیشه شنوا و پذیرای خود که به گزارش قرآن تا حد طعن آزارگرانه به «أُذُن» (توبه 61) وصف شده است، عادت و آزادی این پرسشگری را در میان همه از جمله همسرانش فراهم کرده بود.
به گزارش تاریخ طبری روزی نزد پیامبر پرسید: چرا در قرآن فقط از مردان یاد شده و از زنان ذکری به میان نیامده؟ پیامبر شبیه چنین موقعیتهایی ساکت ماند و چیزی نگفت و منتظر پاسخ وحیانی شد.
ادامه را تاریخ، از قول خود امّ سلمه روایت کرده است:
از پیامبر پرسیدم چرا قرآن با ما سخن نمیگوید و خطابش همیشه مردان است؟ یک روز بعد از ظهر وقتی مشغول شانهکردن موهایم بودم صدای او را از منبر شنیدم، به سرعت به شانه کردن موهایم خاتمه دادم و به یکی از اتاقها، جایی که بهتر بتوانم بشنوم، دویدم. گوشم را به دیوار چسباندم و شنیدم که پیامبر گفت: ای مردم، خداوند میگوید [آیه 35 سوره احزاب]: مردان و زنان مسلمان، و مردان و زنان با ايمان، و مردان و زنان عبادتپيشه، و مردان و زنان راستگو، و مردان و زنان شكيبا، و مردان و زنان فروتن، و مردان و زنان صدقهدهنده، و مردان و زنان روزهدار، و مردان و زنان پاكدامن، و مردان و زنانى كه خدا را فراوان ياد مىكنند. او ادامه داد و گفت: خداوند برای همگیشان آمرزش و پاداشی بزرگ آماده ساخته است
در فرهنگ زنستیز رایج میان اغلب مردان آن دوران این آیه به توصیف برخی اندیشمندان برای خودش انقلابی بود. برای بسیاری از آن مردان سخت بود که این ارزش ایمانی و انسانی برابر را بپذیرند. برای زنانی که به ارث میرسیدند و حالا حق سهمالارث پیدا کرده بودند، در روابط خانوادگی ستم میدیدند و دم بر نمیآوردند و حالا تا حدی آزادی و حق شکایت از رسوم ظالمانه را برای خود مفروض میدانستند و از همه بالاتر، در وقت احساسِ خطاب نشدن مستقیم وحیانی، جسارت پرسش از چرایی آن را یافته بودند.
این آیۀ خاص و سبب نزول جالب توجه آن در گفتمان سنتی رایج جهان اسلام کمتر مبنای تفسیر قرار گرفته است. اما گاهی هم از سوی برخی همچون اسما بارلاس و همقطاران او در جریانهای نوگرا و فمنیستیی مسلمان، این آیه محل توجه و مبنای نظر بوده است. اسما بارلاس اندیشمند پاکستانی-آمریکایی، مدیر مرکز مطالعات فرهنگی، نژادی و قومی دانشکده علوم سیاسی کالج اِتاکای نیویورک است که حوزه تألیفی و پژوهشی او علوم سیاسی، مطالعات قرآنی و هرمنوتیک و زنان است.
بارلاس در کتاب زنان مومن در اسلام: بازخوانی تفاسیر مردسالارانۀ قرآن "Believing Women" in Islam: Unreading Patriarchal Interpretations of the Qur'an مشخصاً به این آیه میپردازد و آن را از جمله شاخصترین مواردی میداند که با استناد به آن میتوان اهتمام قرآن و پیامبر به مطالبات زنان را نتیجهگیری کرد. بارلاس معتقد است که مطالبهگری امسلمه و اعتنای وحیانیِ قرآن برای مومنان درسهای بسیار بیپایان و قانعکننده دارد. از نظر بارلاس نکتهٔ درسآموز پرسش امسلمه و برخی از دیگر زنان معاصر پیامبر این است: پرسشگری آنان که البته حاصل گشودگی و شنوایی پیامبر است، ظاهراً پاسخگویی تاییدآمیز الاهی را دربرداشته است و این واقعیت نشان میدهد که گاهی برای یک مواجههٔ معنادار با خداوند، روح پرسشگریِ انتقادی ضرورت دارد.
پیامد تفسیری و قرآنشناسانهٔ پرسش امسلمه و پاسخگوییِ وحیانی هم به نظر اسما بارلاس این است که کشف برخی از آیات و نشانههای خداوند مستلزم مواجههٔ انتقادی و عقلانیِ بندگان است و اگر چنین مواجهۀ به رسمیت شناختهشدهای وجود نداشته باشد، برخی از آیات و پیامهای الاهی پنهان میماند. بارلاس تاکید میکند که قرآن در حقیقت خواهان پرورش چنین روحیهٔ انتقادی و عقلانی از سوی همهٔ مسلمانان در نسبت با آیات الاهی است. همچنین داستان امسلمه و پرسشهای مشابه مطرحشده از سوی برخی از زنان مسلمان و سرکوب و طردنشدن آنها تا حد انعکاس در آیات قرآن، نشان میدهد عقل و ایمان ضرورتاً با همدیگر ناسازگار نیستند.
#یادداشت
@Hamesh1
❤13👍2