Critic l مریم نصر
3.17K subscribers
383 photos
56 videos
29 files
335 links
«بودن در زمانه خود … مخالفت با زمانه خود است، بودنِ نقاد در زمانه خود است، بیرون از قاب زمانه بودن است»
فرانسواز دستور

تماس: Maryam.nasr[at] gmail.com
Download Telegram
Forwarded from احمد قابل
☄حجاب و مسئله‌ی موی سر☄


🌱در سال 84 #احمد_قابل طی مقاله‌ای، پوشش سر و گردن را مستحب شرعی اعلام می‌کند. (1)

🌱در سال 85 #مصطفی_حسینی_طباطبائی در دو مقاله سعی می‌کند مدعیات قابل را رد کند. (2) و (3)

🌱در سال ۹۰ نسخه الکترونیکی کتابی از #امیرحسین_ترکاشوند با عنوان «حجاب شرعی در عصر پیامبر» منتشر می‌شود که در آن نویسنده قصد دارد نشان دهد در اسلام پوشاندن موی سر و گردن و نیمه‌ی پایین دست و پا واجب نیست. (4)

🌱در سال 91 #سروش_دباغ (با الهام گرفتن از آثار قابل و ترکاشوند) طی دو مقاله سعی دارد نشان دهد پوشاندن گردن و موی سر برای همۀ زنان مسلمان ضروری نیست و بی‌حجابی با بی‌عفتی متفاوت است (5) و (6)

🌱تا سال 92 #محسن_کدیور نیز در سایت خود مجموعه مقالاتی را تحت عنوان "تأملی در مسئله‌ی حجاب" منتشر می‌کند و سعی می‌کند نشان دهد لزومِ پوشاندن ساق پا، ساعد دست، گردن، صورت و مو فاقد دلیل قرآنی است. (7)

🌱در همان سال #حسین_سوزنچی در سه مقاله‌ی مجزا سعی می‌کند ادعاهای ترکاشوند، کدیور و دباغ را رد کند. (8) و (9) و (10)

🌱در اردیبهشت سال 95 میزگردی در دانشگاه تهران با حضور ترکاشوند و سه منتقد با عنوان "حجاب در بستر تاریخ و فرهنگ عصر نزول" برگزار می‌شود. (11)

✨ (1) → http://goo.gl/5ck4qt
✨ (2) → http://goo.gl/oLtIBV
✨ (3) → http://goo.gl/xGCngL
✨ (4) → http://goo.gl/KrY6XI
✨ (5) → http://goo.gl/Ur9KBi
✨ (6) → http://goo.gl/RCIss4
✨ (7) → http://goo.gl/jKBsDP
✨ (8) → http://goo.gl/dI1Ht3
✨ (9) → http://goo.gl/PWxX3O
✨ (10) → http://goo.gl/ydqmvb
✨ (11) → http://goo.gl/JIpei3

احمد قابل( رحمه الله علیه)
🆔 @ahmadeghabel
👍16❤3
Forwarded from علی‌اصغر سیدآبادی (Ali Seidabadi)
دعوت به تنش به نام قانون

متن آن‌چه به نام قانون حجاب و عفاف معروف است، چنان عجیب است که آدم خیال می‌کند، اتاق فکری نشسته است و همه‌ی امکان‌های تنش در جامعه را شناسایی کرده و برنامه‌ای برای دعوت به تنش نوشته شده است.

در این متن گویی آگاهانه روی تمام گسل‌های اجتماعی ایران سرمایه‌گذاری شده است.

این متن برخورد با دختران کودک و نوجوان را که طبق نظرسنجی‌ها حمایت پدر و مادر حتی محجبه‌ی خود را دارند، مجاز می‌کند و گسل نسلی را فعال‌تر می‌کند.

این متن با فراهم کردن زمینه‌ی دخالت اقلیت کم‌شمار- بر اساس نظرسنجی‌ها- در زندگی بخشی از مردم نوعی دعوت مردم به رودررویی است و گسل مذهبی را فعال می‌کند.

این متن با واداشتن تپسی و اسنپ و دیگر نهادهای خصوصی نوآورانه این پیام را به نسل جوان و نوآوری می‌دهد که اینجا جای ماندن شما نیست.

این متن به رغم همه‌ی هزینه‌های تنش‌زایی که برای کشور و منافع ملی می‌تراشد، به دلیل عدم پشتیبانی مردم - حتی اکثریت مذهبی - بی‌نتیجه است.

ما اگر از دوره‌ی قاجار که نظام قانون‌گذاری رسمی راه افتاده است، بررسی کنیم، قانون‌های بسیاری می‌بینیم که بدون اینکه رسما باطل یا با قانون دیگری منسوخ شوند، در عمل و توسط مردم منسوخ شده‌اند.

اگر مردم این قانون‌ها را منسوخ نمی‌کردند، الان دسترسی به رادیو و دستگاه فتوکپی و تلویزیون و ماهواره و …. بدون مجوز ممنوع بود.
👍20❤2
Forwarded from دغدغه ایران
ایران را از درون می‌پوسانید

محمد فاضلی

اصرار بر اجرای قانون #حجاب_و_عفاف، آگاهانه یا ناآگاهانه، اقدامی برای فرسودن و پوسانیدن ایران است. توضیح می‌دهم که چرا اجرای این قانون ایران را از درون فرسوده می‌کند. 

یک. محتوای این قانون، مردم ایران را رو در روی هم قرار می‌دهد. از راننده اسنپ تا صاحب مغازه و کسب‌وکار، مکلف شده‌اند با انتخاب‌کنندگان پوشش اختیاری درگیر شوند، فیلم و عکس آن‌ها را در اختیار فراجا قرار دهند، یا تن به جریمه شدن بدهند. 

شهروندان در چارچوب این قانون رو در روی هم می‌ایستند و برای نان‌شان مجبور به آدم‌فروشی می‌شوند.

تعجب نکنید! آدم‌فروشی واژه‌ای است که به سرعت با اجرای این طرح رایج می‌شود و آدم‌ها را درگیر عذاب وجدان می‌کند و از این‌که برای نان‌شان پنجه به صورت هم‌وطن خود می‌کشند، از درون حس بی‌اخلاقی خواهند کرد. 

دو. بزرگ‌ترین سرمایه هر جامعه‌ای، ظرفیت زندگی مسالمت‌آمیز شهروندانش در کنار یکدیگر است. مسائل را می‌توان با زندگی مسالمت‌آمیز  حل کرد، همکاری را توسعه داد و در کنار هم برای زندگی بهتر تلاش کرد. این قانون مردم را رو در روی هم، و همگان را رو در روی نظام سیاسی قرار می‌دهد. 

این قانون به جای محبت، مولد نفرت است. نفرت همه آن چیزی است که برای به تخریب ظرفیت زندگی مسالمت‌آمیز نیاز است. 

سه. میلیون‌ها انسان برگزیده‌اند که گونه دیگری زندگی کنند. شمشیر قانون و چماق جریمه را بالای سر این میلیون‌ها انسان – عمدتاً از نسل جوان و آینده‌سازان این کشور – چرخاندن و لاف قدرت زدن، جز ناامید کردن، متنفر ساختن و پیام نشنیدن صدای جوانان دادن هیچ معنایی ندارد. این کار به معنای تشویق ایشان به مهاجرت است. نه فقط مهاجرت، بلکه فرار توأم با تنفر است. 

چهار. آن‌ همه جریمه که در قانون برای کسب‌وکارها در نظر گرفته شده تا آن‌ها را به همکاری در آدم‌فروشی وادار کند، دادن پیام بی‌ثباتی و ضدیت با توسعه کسب‌وکارهاست. سیاست‌گذار آشکارا به کسب‌وکارها پیام بی‌ثباتی و درافتادن با توسعه اقتصادی می‌دهد. 

پنج. وقتی جامعه‌ای با انواع مشکلات از خاورمیانه درگیر خون و آتش و تهدید، تا رکود و تورم، تا بحران ارزی، بانکی، محیط‌زیستی، ناترازی انرژی، خاموشی، مهاجرت و ... درگیر است؛ و سیاست‌گذار کلاً و فقط به ذهنش رسیده بر اجرای قانونی برای درگیر کردن مردم با یکدیگر متمرکز شود، پیام خیلی روشنش به نسل جوان، به مردم و به هر ایرانی این است که این سیاست‌گذار اصلاً و ابداً نگران وضعیت ایران نیست؛ دنبال منافع خودش است و شاید تشدید این وضعیت و زوال بیشتر را می‌طلبد. 

شش. اجرای این قانون، سرمایه اجتماعی دولت را می‌سوزاند و اندک امیدها برای شکل دادن به عزمی ملی برای همراهی در انجام اصلاحات ضروری اقتصادی را نابود می‌کند. 

نتیجه
ایرانی که آدم‌هایش رو در روی هم قرار بگیرند، کسب‌وکارهایش احساس بی‌ثباتی و ناامنی کنند، جوانانش با تنفر به دنبال مهاجرت باشند، و دولتش در فقدان اعتماد و سرمایه اجتماعی قادر به اجرای اصلاحات اساسی نباشد؛ ایرانی که در آن ظرفیت زندگی مسالمت‌آمیز کاهش یابد؛ از درون می‌پوسد. 

آن‌ها که این گونه ایده‌ها را مطرح و پیگیری می‌کنند، عاقبت ممنوعیت ویدئو، ماهواره، اینترنت و ... را دیده‌اند. می‌دانند چنین قوانینی اجرا نمی‌شوند. لذا با صراحت باید گفت این کار، هر چه هست، نادانی و از سر نادانی نیست.

@fazeli_mohammad
👍20👌1
🔴ضد قانون؛ قانون چیست؟

🔺 اعتماد ۱۲ آذر ۱۴۰۳

✍️عباس عبدی

▪️اصرار تندروها برای اجرا و ابلاغ این مصوبه و در این شرایط عمومی، بیش از اینکه بازتابی از تعهدات اخلاقی و اسلامی باشد، نشان‌دهنده ماجرای سیاسی مهمی در پشت آن است

▪️اگر قانون بر مبنای عدالت تنظیم و تصویب نشود، قانون نیست، بلکه ظلمی است که به نام قانون انجام می‌شود

▪️قانونی که اجرای آن جز با خبرچینی مردم و حتی به کارگیری اتباع خارجی علیه مردم خود ممکن نشود، به معنای واقعی ضد قانون است

▪️شاید قانون‌گذاران با کوچک‌ترین رفتاری و گفتاری تحریک شهوانی شوند، به مردم چه ربطی دارد؟

▪️مسأله تصویب‌کنندگان دیگر حجاب شرعی نیست فقط یک شال روی سر است. پس اگر نیست، باید پوشش عرفی را ملاک قرار دهید

▪️تصویب‌کنندگان با هیچ یک از مبانی قانون‌نویسی آشنایی ندارند. کار را بجایی رسانده‌اند که دوربین‌های نهادهای امنیتی را هم به خدمت کنترل و مهار پوشش زنان در آورده‌اند!!

▪️این مصوبه به گونه‌ای است که میلیون‌ها زن و حتی مرد را مصداق رفتار مجرمانه خواهد دانست و باید روزانه هزاران پرونده جدید در این باره باز کرد.

▪️اشتباه مصوب‌کنندگان این است که اصلاً توجهی به نتایج مطالعات و نظرسنجی‌ها ندارند

▪️وجه اعتقادی حجاب ده برابر مهمتر از وجه رفتاری آن است و این قانون نه تنها موفق به تغییر رفتار نمی‌شود بلکه وجه اعتقادی حجاب را تضعیف کرده و نفرت انگیز خواهد نمود.

▪️ضعف اصلی و مهم این مصوبه فلسفه آن است. این قانون نه از فلسفه شرع تبعیت می‌کند و نه از فلسفه حقوق طبیعی، و نه از فلسفه اجتماعی حقوق، شکلی سطحی شده و غیر عقلایی از فلسفه پوزیتیویستی است که قانون را اراده حاکم می‌داند

▪️این مصوبه مبتنی بر فلسفه زور و نهی و مجازات است

▪️بر اساس قاعده فقهی «حرمت تنفیر» انجام هر عملی که مستوجب بیزاری و نفرت مردم از دین شود حرام است

▪️برای یک دستمال قدرت می‌خواهند قیصریه ایران را به آتش بکشند.

▪️مشکل مهم این مصوبه، در فهم نادرست از کارکرد آموزش است. گمان می‌کنند که مردم به این علت حجاب ندارند که نمی‌دانند این امر چقدر زیان‌بار است

▪️قانونی که مورد قبول مردم نباشد، کلیت حکومت و اقتدار آن را با چالش مواجه می‌کند.

▪️قانون برای رشد و حفظ حیات اجتماعی است و نه قدرت مسلط. قانونی که علیه مردم باشد، عادلانه نیست

▪️قانونی که مواد آن کشدار و غیر متعین باشد، بیش از هر چیز برای تحقیر و تخریب مردم یا اجرا نکردن است

▪️از قضات نظرخواهی کنید تا ببینید قضاتی که باید حکم دهند چه تعداد موافق آن هستند.

https://telegra.ph/ضد-قانون-قانون-چیست-12-01
👍7👌1
Forwarded from جماران
🔴 نامه آیت‌الله محقق داماد به مراجع تقلید در مورد قانون حجاب: قوۀ مجریه آن را غیرقابل اجرا و برخلاف مصالح عامه می‌داند

🔴 تصویب این قانون، خلاف منویات و تذکرات مرجعیت است

🔴 مواد زیادی از این قانون نتیجه عکس خواهد داد

🔴 از شما استدعا دارم‌ برای حل این معضل اجتماعی عنایت ویژه فرموده تا مساله حل و فصل گردد


✍️آیت الله محقق داماد در نامه به مراجع تقلید نوشت:

🔸 حسب اطلاع، قوۀ مجریه آمادگی اجرای قانون حجاب را ندارد و آن را غیرقابل اجرا و بر خلاف مصالح عامه می‌داند.

🔸مکرراً از سوی مقامات عالی ‌کشور در ملاقات با مسئولان کشوری تذکر داده شده که موضوع حجاب باید‌ از ‌طریق فرهنگی پیگیری شود، نه با چوب و فلک؛ ولی تصویب این قانون، خلاف منویات و تذکرات مرجعیت است.

🔸از شما بزرگواران استدعا دارم‌ در راستای رسالت فرهنگی نهاد مرجعیت برای حل این معضل اجتماعی که عدم توجه به آن ممکن است موجب خسارت به دین و آیین و نظام و کشور عزیزمان شود عنایت ویژه فرموده تا مساله از طرق پیش بینی شده در‌‌ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به نحو شایسته حل و فصل گردد./ جماران

https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1651564

🕌 @jamarannews
👍23❤1
در بی‌ربطی‌های قانون حجاب مجلس با شرع
سید حمید موسویان

🔹از زمانی که قانون مصوب مجلس در مورد حجاب و عفاف منتشر شده است افراد مختلف با رویکردهای متفاوت به نقد و بررسی آن پرداخته‌اند. طراحان و موافقان قانون جدید مدعی دفاع از شرع و احکام اسلامی هستند. من در این نوشته سعی می‌کنم ربط این قانون با شرع را بررسی کنم.

1) نمایندگان تصویب کننده قانون تصور کرده‌اند حجاب یک قانون برای همه زنان در کشور اسلامی است.
به حکم آیه قرآن، حجاب فقط به زنان مسلمان بالغ، آن هم تا قبل از سن یائسگی اختصاص دارد. دختران تا قبل از سن بلوغ و زنان پس از یائسگی از حکم پوشش معاف هستند.

قانون حاضر بدون توجه به اختلاف فقها در سن بلوغ، همه دختران دارای سن 9 سال را مشمول الزام به حجاب دانسته است. این در حالی است که بسیاری از این دختران به واسطه فتوای مرجع تقلید خود حکم شرعی خاصی برای پوشش ندارند. (جمعی از فقها سن بلوغ دختران را 13 سال تمام می‌دانند.)
در مورد زنان یائسه نیز فقها لزوم پوشش را منتفی دانسته‌اند. این بیان فقها برگرفته از آیه 60 سوره نور است.
زنان غیر مسلمان نیز بر اساس آیه قرآن و تصریح روایات و فتوای فقها از شمول دستور پوشش شرعی خارج هستند.

💫پرسش این است که دخترانی که بر اساس فتوای مرجع تقلید خود به بلوغ نرسیده‌اند، زنان یائسه و زنان غیر مسلمان بر چه اساسی موظف به رعایت حکم پوشش شرعی دانسته شده‌اند؟

2) مبنای شکل‌گیری این قانون آن است که در مورد پوشش شرعی، فراتر از امر به معروف و نهی از منکر زبانی وظیفه دیگری نیز از جانب شرع وجود دارد. به همین دلیل باید کسانی که به تذکرها ترتیب اثر نمی‌دهند را با اجبار به انجام حکم شرع مقید کرد.
این در حالی است که در روایت نقل شده از امام صادق (ع) در کتاب کافی نسبت به این گونه زنان، وظیفه شرعی دیگری مطرح نشده است. (... لأنهم إذا نهوا لا ينتهونَ)

آیا نمایندگان مجلس حساسیت دینی بالاتری از امام معصوم دارند که اجبار و الزام به حجاب و استفاده از قوه قهریه در این زمینه را نیز لازم می‌دانند؟


3) فرض دیگر طرفداران قانون حجاب مصوب مجلس آن است که حجاب برای دور نگه داشتن مردان از گناه و فساد است. به باور آنها اگر زنان، پوشش را رعایت کنند مردان در دام شیطان نمی‌افتند. دلیل سخت‌گیری و حساسیت بالای آنها نسبت به حجاب نیز برآمده از همین برداشت است.
به همین دلیل نیز حکم پوشش را بر خلاف دستور شرع به همه زنان (حتی آنانی که در شرع موظف به حجاب نیستند) سرایت داده‌اند.
اما بر فرض قبول همین مبنا نیز این قانون دارای اشکال است.
اگر واقعا دستور پوشش در شرع به دلیل دور شدن مردان از گناه بود چرا زنان غیر مسلمان، زنان یائسه، و کنیزان از این حکم شرعی استثنا شدند؟ آیا تعداد آنها در جامعه مسلمان کم است یا اینکه مردان مسلمان نسبت به آنها تمایل پیدا نمی‌کنند؟
به علاوه اگر دستور به پوشش برای مصونیت مردان از گناه بود چرا بر اساس آیه قرآن زینت ظاهری از محدوده حجاب استثنا شد؟ زینت ظاهری بر اساس روایات به آرایش‌های مربوط به صورت و دست اشاره دارد و فقها نیز بر اساس آن فتوا داده‌اند. آیا صورت همراه با آرایش، محرک مردان جامعه نیست؟ چرا در قرآن و روایات این مورد از لزوم پوشش استثنا شده است؟


4) بر اساس آیه 59 و 60 سوره احزاب هدف قرآن و دین از دستور پوشش، ایجاد احساس امنیت در زنان است و اخطاری به ناامن‌کنندگان جامعه برای زنان.

💫خوب است طرفداران قانون جدید از زنان جامعه ایران این سوال را مطرح کنند که با این قانون، احساس امنیت می‌کنید یا بیشتر از پیش به شما حس ناامنی می‌دهد.

چطور می‌شود برای اینکه احساس امنیت به زنان القا کنیم از همه نیروهای حکومتی و حتی اتباع خارجی استفاده کنیم؟ آیا جز این است که هدف قانون‌گذاران با هدف دین تفاوت مبنایی دارد و اصلا به دنبال ایجاد شرایط اجتماعی بهتر برای زنان نیستند؟


🔸🔹در مجموع به نظر می‌رسد دغدغه نمایندگان مجلس و طرفداران این قانون، اجرای شریعت نیست مگر آنکه شریعت مد نظر آنها چیزی باشد متفاوت از آنچه در قرآن و روایات آمده و فقه مشهور شیعه از آن دفاع می‌کند.

13 آذر 1403

پ.ن 1: فرض این نوشته در مورد محدوده پوشش همان نظر مشهور فقها است. طبیعتا اختلاف نظر فقها در مورد محدوده پوشش نیز می‌تواند به عنوان اشکال به قانون مطرح شود که قصد ورود به آن را نداشتم.

پ.ن 2: بررسی این قانون از لحاظ اجتماعی و جنبه‌های مختلف دیگر در این نوشته مدنظر نبود و عدم اشاره به آنها به معنی این نیست که نویسنده انتقاد دیگری به این قانون ندارد.

کانال تأملات اینجایی و اکنونی:
https://t.me/injaeioaknoni
👍5👏2
🔷 حجاب، خودمختاری و اخلاق
 
🔶 آیا ارزش انسان به این است که «به زور» از «شریعت» یا «قانون» پیروی کند یا «به اختیار»؟ آیا پیامبران از مردمان خواسته‌اند «ایمان بیاورند» یا «اطاعت کنند»؟ تفاوت «پیامبر» با «سردار کشورگشا» و «جبار» و «فرعون» و «شاه» چیست؟ آیا «اطاعت در دین بعد از ایمان و از روی ایمان است یا با زور است و از روی زور و پیش از ایمان»؟ «ایمان» چه جایی در دین دارد و برای چیست؟ بهشت و جهنم را خدا برای چه آفریده است؟ چرا خدا آدمیان را همچون دیگر حیوانات مجبور و بی‌عقل و بی‌اختیار نیافرید تا هرچه خود خواسته آنها نیز مانند دیگر جانداران و بی‌جانان انجام دهند؟ آیا مردم می‌باید از «قوانینی» اطاعت کنند که خودشان به‌طور جمعی پذیرفته‌اند یا فرد یا گروهی اندک به آنان تحمیل و اجبار می‌کنند؟ «قوانین» هر جامعه باید مصوب «اکثریت جامعه و مورد قبول اکثریت باشد» و هیچ «فرد» یا «گروهی اندک» نمی‌تواند قانون وضع کند و دیگران را بدون «رضایت» خودشان به اجرای آن مجبور کند. اجرای «شریعت» یا «قانون» نیز به خودی خود قادر نیست از انسان موجودی اخلاقی بسازد. 
 
نخستین چیزی که از ما آدمیان موجودی «اخلاقی» می‌سازد «آزادی» یا «اختیار» است. ما کسی را که «مجبور» به کاری شده است نه می‌توانیم «نکوهش» کنیم و نه «ستایش» و نه حتی بنا بر قانون «مجازات». بنابراین، برده‌ای که «به زور» اطاعت می‌کند چه کار خوب انجام دهد و چه کار بد از هردو سو معذور است و ستایش و نکوهش یا پاداش و مجازات به او تعلق نمی‌گیرد. در مرتبهٔ بعد، شخص می‌باید «عاقل» و «بالغ» نیز باشد. ما دیوانگان و کودکان را نمی‌توانیم «نکوهش» یا حتی «مجازات» کنیم. بنابراین برای اینکه کسی را بتوان هم از نظر «اخلاقی» و هم از نظر «شرعی» یا «قانونی» نکوهش یا مجازات کرد می‌باید او را «مختار» و «عاقل» و «بالغ» دانست. به این خصوصیات در زبان فلسفهٔ اخلاق «خودمختاری» (autonomy) گفته می‌شود. بنابراین، هیچ انسانی انسان اخلاقی یا مسؤول در برابر خدا یا قانون نخواهد بود مگر اینکه «خودمختار» باشد، یعنی، اختیارش به دست خودش باشد و نه دیگران. این اصطلاح اصطلاحی «سیاسی» نیز هست و برای اشاره به استان یا ایالت و ولایتی از یک کشور که دارای اختیاراتی از طرف حکومت مرکزی برای گرداندن امور خودش است نیز به کار می‌رود. از همین رو، برخی آن را در خصوص استان‌های «خودمختار» (autonomous) به «خودگردان» ترجمه می‌کنند. اما می‌باید توجه داشت که «خودمختاری» (autonomy) در معنای سیاسی به معنای «استقلال» (independence) و مترادف با آن نیست. بنابراین، هیچ کس نمی‌تواند به‌تنهایی برای دیگران «قانون بگذارد» یا «مستقل از قوانین عمومی جامعه یا کشور» عمل کند، اما حق دارد از خواست خودش مطابق با قوانین عمومی جامعه که آزادی‌های فردی او را محدود نمی‌کند پیروی کند و برای خودش در این چارچوب قانون بگذارد. بنابراین، خودمختاری فرد نیز همواره در چارچوب قوانین معین و مشخص اجتماعی یا جامعه و کشور صورت می‌گیرد. فرد مختار است دین و مذهب و عقیده و زندگی خصوصی خودش را بنا به خواست و میل خودش داشته باشد، اما در چارچوب قوانین پذیرفتهٔ اجتماعی. اینجا پرسشی پیش می‌آید و آن این است که آیا هر جامعه یا هر حکومتی هرچیزی را می‌تواند به «قانون» تبدیل کند و از حقوق فردی شخص بکاهد و دامنهٔ انتخاب‌های او را محدود کند؟ خیر. افراد حقوقی سلب‌نشدنی دارند که هیچ قانونی، حتی قانون مصوب اکثریت جامعه یا بنا به ادعا خدا، هم نمی‌تواند آنها را نقض یا محدود کند. این حقوق سلب‌نشدنی را وجدان فرد، و امروز اعلامیهٔ حقوق بشر، مشخص و معین کرده است. بنابراین، اگر حکومتی «خودمختاری» و «حقوق سلب‌نشدنی» فرد را نقض کند و به حقوق او تجاوز کند، طاغوت و جبار و ستمگر است و افراد حق دارند (حق انقلاب) در برابر آن بایستند و بر آن بشورند و آن را براندازند. «جهاد» اینجاست که معنی دارد.
 
اکنون با فرض اینکه کسی دارای اختیار یا آزادی و عقل و بلوغ است و می‌خواهد بداند چه چیز «اخلاقی» است و چه چیز «اخلاقی» نیست، و آیا «خدا»ی او یا «دین» او یا «مذهب» او یا «عقیده» او یا جامعهٔ او یا قوانین کشور او «خوب» است یا «بد» است عقل چه کمکی به او می‌تواند بکند؟ چگونه می‌توانیم بفهمیم شریعت یا قانونی عادلانه و عاقلانه و حکیمانه و عالمانه است یا نیست؟ آیا می‌باید همه چیز را یکی یکی از «کسی» یا «بزرگ‌تری» یا «مرجعی» یا «ولی» یا «آموزگاری» یا «فیلسوفی» یا «خدایی» بپرسیم که چه چیز خوب است یا بد است؟ یا آیا خود توانایی تشخیص داریم؟ خود توانایی تشخیص آنها را داریم، اما باید برای به‌کارگیری عقل و اختیار خویش معیاری یا معیارهایی نیز داشته باشیم تا به ما بگوید چگونه چیزی «خوب» یا «بد» یا «درست» و «نادرست» یا «پسندیده» و «ناپسند» است. اما این معیار یا معیارهای عقلی چیست؟
 
 چهارشنبه، ۱۴ آذر، ۱۴۰۳
 
@fallosafahmshk
👍9
Forwarded from مؤسسه رحمان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▫️در دوران سنت چه تعریفی از زن وجود داشت؟ این تعاریف چه تبعاتی به همراه داشت؟ زن ایرانی چگونه از تقلید کامل از سنت‌ها فاصله گرفت؟
مینو مرتاضی_پژوهشگر و فعال حقوق زنان_ در نشست «تداوم تغییر» در این باره توضیح می‌دهد.

▫️نشست «تداوم تغییر» شهریور ۰۳ در موسسه رحمان برگزار شد.

🎬سارا صارمی
🔻ویدیوی کامل را از یوتیوب رحمان ببینید.

@rahmaninstitute
❤9🍌1
.

هیچ دو کس برای خدای تعالی دوستی نگرفتند که نه دوست‌ترین ایشان نزد خدای تعالی آن بود که آن دیگر را دوست‌تر داشت ... و گفت خدای تعالی گوید در روز قیامت کجایند آن کسانی که برای من با یکدیگر دوستی گرفتند تا امروز که هیچ سایه‌ای نیست که پناه خلق باشد، ایشان را در سایه خویش بدارم.

کیمیای سعادت، غزالی


@neocritic
❤12👏2
📚

✅ آن پارسی گفت: «به من بنگرید و دریابید که شاه چه خوب می‌داند کسانی را که سزاوار آن‌اند ارج نهد. باور کنید که اگر در خدمت او بودید با شما نیز چنین می‌کرد. اگر به خدمت او در می‌آمدید و او می‌شناخت‌تان هر یک از شما ارباب یکی از شهرهای یونان می‌شد»

✅ آن دو اسپارتی گفتند: «در این باب، تو نمی‌توانی پندمان دهی، زیرا آنچه را به ما نوید می‌دهی آزموده‌ای، ولی بهره‌ای از آنچه ما داریم نبرده‌ای. تو شاید لطف شاه را به چشم خود دیده باشی، ولی از آزادی، از طعمی که دارد، و اینکه چه اندازه گوارا است چیزی نمی‌دانی، اما اگر طعم آزادی را چشیده بودی، خودت بی‌درنگ به ما پند می‌دادی که از آن نه تنها با نیزه و سپر، بل با چنگ و دندان هم پاسداری کنیم»
در این گفت وگو کلام شایسته را تنها اسپارتیان توانستند بگویند، ولی بی‌گمان هر دو طرف چنان سخن گفتند که تربیت به ایشان آموخته بود. نمی‌شد که آن پارسی غم آزادی را بخورد، زیرا از آن بهره‌ای نبرده بود و نمی‌شد که آن دو یونانی بندگی را تاب بیاورند، زیرا طعم آزادگی را چشیده بودند.

✅ در این میان همیشه چند تنی هستند که بهره‌ای بیشتر از طبیعت گرفته‌اند، تنی چند که یوغ را گران می‌یابند. که از سرکشی بازنمی ایستند و به هیچ زوری رام نمی‌گردند...کسانی هستند که حق طبیعی خود را می‌شناسند و همواره به وضع نخستین آدمیان می‌اندیشند.

✅ این آزادگان ذهنی پویا و فکری روشن دارند و مانند انبوه مردمان به این بسنده نمی‌کنند که به پیش پای خود خیره شوند، بل گذشته را به یاد می‌آورند تا حال را با آن بسنجند و بهر آینده رای گزینند. ایشان هوشی درخشان دارند که پیوسته با خواندن و آموختن بر جلای آن می افزایند و چنین است که اگر هم آزادی به تمامی از دست رفته و از جهان رخت بر بسته باشد، باز می‌توانند آن را درون خویش حس کنند و حظ‌اش را ببرند و بندگی به هر بزکی هم آراسته شده باشد به ذوق ایشان خوش نمی‌آید.

✅...هیچ‌چیز چون جباریت با رحم و کرامت بی‌پایان خداوند ناسازگار نیست.

📜دولابئسی، اتیین، ١۴٠٢، «گفتار دربندگی خودخواسته»، ترجمه لاله قدک‌پور، نشر کرگدن.

#لقمه_کتاب
@neocritic
❤5😍1
📜دو لا بئسی، اتیین و میشل دو مونتنی، ١۴٠٢، گفتار دربندگی خودخواسته، درباب دوستی ، ترجمه لاله قدک‌پور، نشر کرگدن.

@neocritic
❤1🔥1
آغاز پساماهینگی

✅ نه فقط در شبکه‌های اجتماعی که حتی در صداوسیمای رسمی کشور هم از عبارت «یائسه» به عنوان ناسزا برای زنان استفاده می‌کنند. عبارت عربی معنای خوبی نمی‌دهد و کاملاً متاثر از همان نگاهی است که از این مرحله طبیعی از زندگی زنان چونان ابزاری برای توهین و تحقیر استفاده می‌کند.

✅ به‌تازگی برای پرهیز از این عبارت و اندیشه و فرهنگ شکل‌یافته حول آن از معادل فرنگی «منوپاز» یا «پساقاعدگی» یا «پساماهینگی» استفاده می‌کنند.

🔗این بخش رادیو مرز را بشنوید. درباره تجربه‌ای که عکس آغاز ماهینگی، کمتر کسی درباره آن حرف می‌زند و اطلاعات محدودی درباره آن وجود دارد:

https://castbox.fm/vd/726575730

@neocritic
👍15👏5
📚
آدمی که زاده زن است
عمری کوتاه دارد، لیک آکنده از عذابهاست

ایوب١۴:١

✅ در بستر سرماخوردگی کتاب ما ایوب نبودیم را دست گرفتم که بخوانم و تا کتاب را به‌پایان نرساندم زمین نگذاشتم. زور روایت‌های کتاب خیلی بیشتر از تاثیر کلداستاپ بود.

✅ سیزده روایت از دگرپروایی، از تیمارداری دیگری‌‌

«..ولی بار اصلی کار روی دوش مامان و علی بود، سربازهای ارشد، بدون پاداش و بدون ترفیع رتبه. خانه ما قبل از بیماری نفیسه هم قانون‌هایی داشت، ولی بعدش مامان چند قانون جدید اضافه کرد: کسی گریه نکند، بغض نکند، از خاطرات مریض‌های دیگر نگوید، مهمان‌ها درباره بیماری سئوال نپرسند، غریبه‌ها روی فلان مبل‌ها بنشینند که نفیسه موقع امدن و رفتن راحت باشد و آشناترها زیاد شوخی کنند و فضا را شاد نگه دارند»

✅ تیمارداری از دیگریِ در آستانه مرگ، از دیگریِ معلول، از دیگریِ آسیب دیده در جنگ، از دیگریِ مانده زیر آوار زلزله، از دیگریِ فرزندخوانده، از دیگریِ درحال سوختن، از دیگری درحال انقراض، از دیگریِ پیر و فرتوت…

✅روایت‌ها با قلم‌هایی گیرا و اثرگذار از تجربه آدم‌هایی نوشته‌اند که با انتخاب خودشان یا به جبر، زندگی را برمدار مراقبت از دیگری سامان داده‌اند. آدم‌هایی که یک زلزله سهمگین فهمشان از زندگی را زیرورو کرده است:

«همه چیز را برای مادری با خیال آسوده آماده می‌کردم. فکر می‌کردم خیال مادرها را فقط ملاقات با استاد راهنما و شنیدن غرولندهایش می‌تواند ناراحت کند…»

✅ ناگهان بچه کم‌توان، ناگهان سرطان، ناگهان فقدان...کودکی که بزرگ نمی‌شود، بزرگی که دوباره کودک می‌شود...ناگهان آتش می‌افتد به خرمن زندگی و همه چیز از مدار معمول خارج می‌شود و تو باید برمدار تیمارداری بازتنظیم‌اش کنی؛ گاهی برای تمام عمر…

✅ آدم‌ها تعریف می‌کنند که چطور در فرایند تیمارداری خودشان و دیگری را از نو شناخته و تعریف کرده‌اند.

✅ در اغلب روایت‌ها پیرامون تأثیر عمیق و سازنده تیمارداری نوشته‌اند. شاید فکر کرده‌اند سختی‌هایش را که همه می‌دانند یا شاید چون اغلب وسط ماجرا هستند در نوشته‌ها هم خواسته‌اند روحیه خودشان را حفظ کنند، یا شاید واقعا «من»شان در «تو»شان حل شده است… مگر در روایت آخر.

✅ روایت آخر، قصه پدری تنها با کودکی مبتلا به اوتیسم، بیشتر از باقی روایت‌ها آدم را به‌یاد ایوب می‌اندازد، وقتی در اوج استیصال می‌نالد:

«در قعر دوزخ مسکنم داده‌اند…»


📚این کتاب را بخوانیم:

ما ایوب نبودیم؛ چند مواجهه با مراقبت از دیگران، ١۴٠٣، به کوشش فاطمه ستوده، نشر اطراف.

#معرفی_کتاب
@neocritic
❤25👍3
📚این کتاب را بخوانیم:


ما ایوب نبودیم؛ چند مواجهه با مراقبت از دیگران، ١۴٠٣، به کوشش فاطمه ستوده، نشر اطراف.

#معرفی_کتاب
@neocritic
❤18👍7
Forwarded from دین، فرهنگ، جامعه | محسن‌حسام مظاهری (محسن‌حسام مظاهری)
درحالی‌که تا همین چند سال پیش، حتی یک زن و دختر هم اجازه‌ی ورود به استادیوم نداشت و زنان و دختران بسیاری در حسرت نشستن روی سکوهای استادیوم بودند، امروز در رخدادی بی‌سابقه، چهل هزار زن و دختر، از سنین مختلف، با تیپ‌های گوناگون، برخی با حجاب و برخی بدون حجاب، در ورزشگاه نقش جهان اصفهان به‌ تماشای فوتبال تیم‌های محبوب‌شان نشستند. اما دریغ که در رسانه‌ی عمومی حتی یک تصویر از این اجتماع باشکوه زنانه نشان داده نشد.

مسابقه‌ی امروز، تصویری است از وضعیتی که در آنیم: جامعه‌ای که با سرعت نور در حال تغییر است و گفتار رسمی، که تصور می‌کند با پنهان‌کردن و انکار واقعیت می‌تواند آن را از بین ببرد؛ غافل از آن‌که واقعیت جامعه همانی است که روی سکوها و در کف خیابان می‌گذرد.
جامعه‌ای که نشان داده است در فهم و هضم و هماهنگی با تغییرات، فرسنگ‌ها جلوتر از نهادهای رسمی است و مواجهه‌ی به‌مراتب بالغانه‌تر و عاقلانه‌تری دارد.

ما در ایرانِ پسامهسا هستیم. و امروز، صفحه‌ای دیگر و مهم از تاریخ این ایرانِ جدید ورق خورد.

@mohsenhesammazaheri
❤25👍12
📚

داستان شیوه‌ای است برای بیان آرزو و اشتیاق ما به فرار بزرگ: فرار از مرگ
 
✅ سابقه داستان‌گویی به یک میلیون سال پیش باز می‌گردد... روایت ژانرهای بسیاری یافته: اسطوره، حماسه، تاریخ مذهب، افسانه، تبارنامه، قصه‌های اقلیمی، رمانس، تمثیل، اعتراف، وقایع‌نامه، هجو، رمان. و هر ژانر چندین و چند زیرمجموعه دارد: شفاهی و مکتوب، مکتوب و منظوم، تاریخی و داستانی. اما همه داستانها صرف‌نظر از سبک، صدا یا پیرنگ متمایزشان، در یک کارکرد مشترک هستند: کسی درمورد چیزی به کسی چیزی می‌گوید. و به نظر من همین الگوی به شدت میان‌ذهنی گفتمان است که روایت را اساسا به کنشی ارتباطی بدل می‌کند. حتی درمورد تک‌گویی‌های پسامدرن...آنجا که بازیگر با خودش حرف می‌زند و به حرف‌های خودش گوش می‌دهد نیز همواره وجود یک دیگری پنهان که قصه برایش تعریف می‌شود، بدیهی قلمداد می‌گردد- این «دیگری» معمولاً «ما» شنوندگان قصه هستیم. به طور خلاصه، آنجا که مولف یا مخاطب به نظر غایب می‌آیند، درواقع «مستتر» هستند...

✅ داستان هدیه و موهبت رب النوع‌ها به انسان فانی بود تا بتواند جهان را به اندازه خیال خودش معنا کند...

✅ درعالم خیال نگهبانان خوابند، سانسورچی‌ها به تعطیلات رفته‌اند و هرگونه موضوع و مضمون سرکوب شده یا مسکوت گذاشته شده می‌تواند برای اولین بار به زبان راه یابد...

📚ریچارد کرنی،1384، درباب داستان، ترجمه سهیل سمی، انتشارات ققنوس.


 
#لقمه_کتاب
@neocritic
👍6❤1
✍🏼
هرسال دوبار

✅ ما دوتا «روز زن» داریم. یکی روز ملی زن است که مصادف با میلاد حضرت زهراست. دیگری روز جهانی زن که مصادف با هشتم مارس است. برخی فقط اولی را جشن می‌گیرند و اغلب تنها به زنان متأهل تبریک می‌گویند و برخی فقط به مادران. برخی هم فقط دومی را و از آن برای صحبت کردن درباره حق و حقوق زنان استفاده می‌کنند. برخی هم مثل من هر دو را.

✅ در اغلب سخنرانی‌ها برای هر دو روز ضمن تکریم و بزرگداشت روز زن به چیز واحدی انتقاد می‌شود: گروهی آن را «استفاده ابزاری از زنان» می‌نامند و گروه دیگر «اُبژه‌سازی زنان».

✅ زنان ابزار یا ابژه (شیء) نیستند.
یعنی اینکه همان‌طور که انسان به لحاظ نظری شامل زنان و مردان می‌شود، در عمل نیز شأن انسانی زنان باید رعایت شود. زنان باید غایت فی‌نفسه باشند؛ نه ابزاری لذت جنسی، یا فروش کالا، یا بهانه‌ای برای جنگ، یا وسیله‌ای برای بقای نسل ملت‌ها یا پرچمدار اجباری باورهای امت‌ها.

✅ ولی همچنان زنان به‌طور گستره ابزار و ابژه هستند و در بسیاری مواقع ازقضا این استفاده‌های ابزاری زیر نام ممانعت از «استفاده ابزاری» و «ابژه‌سازی» رخ می‌دهد. چرا همه جا پول و طرح / فاند و پروژه برای آزاد کردن زنان و رساندن آنها به کمال انسانی‌شان وجود دارد؟

✅ مفهوم هم‌پیوند با «آزادی» مفهوم «اختیار» است. پس حق داریم تنها در جهتی تلاش کنیم و تلاش‌هایی را باورکنیم که در راستان تقویت و توسعه توانایی‌ها و اختیارات زنان باشد. حمایت آشکار یا مخفیانه از وضع موجود یا افزودن بر بار تکالیف زنان بدون ایجاد گشایشی در حقوق آنان نمی‌تواند گام نهادن در مسیر آزادی باشد، همانطور که تحمیل و تشویق جنگ و تحریم و بحران و تحمیل مشقت مضاعف به زنان.

✅مسیر آزادی از آگاهی عبور می‌کند و از حق برخورداری از «امکان‌های متنوع» برای پیموندن راه‌های مختلف در امنیت و به‌روزی نسبی (دست‌کم به همان اندازه که مردان همان جامعه از آن برخوردارند.)
 
✅هرسال دوبار روز زن مبارک؛ به همه مردان و زنانی که برای ایجاد حق انتخاب‌های همراه با امنیت و کرامت برای زنان تلاش می‌کنند.

@neocritic
❤28👍6
.
✅ چند سال پیش، آن‌زمان که سینما هنوز رونق داشت، برای همایشی میزبان کارگردان معروف و صاحب سبکی بودیم. من مامور شدم به استقبال کارگردان بروم و او را به سالن همایش هدایت کنم. در سرما منتظر ایستاده بودم که آقای کارگردان از راه رسید و مطمئنم در چهره من متوجه تغییر احوالم شد که پوزخند زد. خوش‌آمد گفتم. او را تا سالن سخنرانی همراهی کردم. به‌سرعت تاجاییکه می‌توانستم دور شدم.

✅  آقای کارگردان بویی می‌داد حاصل از انباشتگی بوی سیگار روی بوی عطر زنانه و باز سیگار و این‌بار عطر مردانه و باز سیگار و باز عطر و...شاید اگر نویسنده خوش ذوقی بودم داستانی می‌نوشتم درباره «ماجراهای پالتوی شتری‌رنگ آقای کارگردان با شال قرمز». سرگذشت هرکدام از عطرها و سیگارها را... ولی نه تنها نویسنده خلاقی نبودم، که میگرن هم داشتم و اسم آن کارگردان برایم مساوی با سردرد و تهوع شده (کارهایش هم افت کرده خدایی).

✅ دل به هم خوردگی و ضربان بی‌وقفه سر، ناشی از مجاورت با آدم‌هایی که قبل از حضور در مکانی که در مجاورت دیگران است، از معجون عطروسیگار برای پوشاندن بوی عطر و سیگارهای قبلی استفاده کرده‌اند...این مجاورت باعث سردرد و تهوع ادامه‌داری در آدمهایی مثل من می‌شود.

✅ چرا این را نوشتم؟ بابت اینکه دیروز در تاکسی و ترافیکی گیرافتادم که راننده آن در «وضعیت آقای کارگردان» بود. با تهوع به خانه رسیدم، یکراست وارد سرویس بهداشتی شدم... دیشب از فرط سردرد نتوانستم درست بخوابم. درد تا امروز هم ادامه یافته است.

✅به تجربه من تفاوتی وجود ندارد بین نام تجاری سیگار یا عطری که استفاده می‌کنید. می‌دانم سیگار درهوای سرد خیلی می‌چسبد، و اعصاب همه‌مان خراب است، و در انواع احساس ناکامی‌ها غرق هستیم، و بردن مکرر لباسهای زمستانی به خشک‌شویی مقرون به‌صرفه نیست. ولی از روی لطف و مراعات، بلافاصله پیش از قرار گرفتن در جاهایی که شما را در مجاورت دیگران قرار می‌دهد؛ در تاکسی، در همایش، در کتابخانه، در کلاس درس، در مطب دکتر، در کافه، در سالن تئاتر/سینما/کنسرت و... سیگار نکشید و رویش عطر نپاشید. سیگار که هیچ، عطر هم ملایم و محدودش کارساز‌ و معقول است. 

@neocritic
👍30👏3
Forwarded from جماران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♨️ انتقادات یک فعال دانشجویی در حضور پزشکیان: پوشش دانشجویان دختر هر روز تحت بررسی نیروی حراست دانشگاه قرار می‌گیرد/ تجربه زیسته زنان در فضای دانشگاه سرشار از روایت‌های تبعیض نارواست

🔸سها قمریان عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تهران در سخنان خود در حضور مسعود پزشکیان، رییس جمهور گفت: پوشش دانشجویان دختر هر روز تحت بررسی نیروی حراست دانشگاه قرار می گیرد و این البته علاوه بر مواجه با گشت ارشاد و توقیف خودرو های شخصی است.

🕌 @jamarannews
👍30👏4
✍🏼

✅ خوب نیست. می‌پرسد چرا ما برای اتفاقات محتوم و حتی محتمل زندگی آماده نیستیم/ آماده نمی‌شویم؟ چرا در مدارس آموزش‌مان نمی‌دهند؟
ما ‏برای مرگ و فقدان عزیزانمان آماده نیستیم. ‏برای طلاق، برای سرطان ، برای معلولیت ناگهانی یا داشتن فرزند معلول، برای شکست در عشق، برای اینکه خیانت ببینیم، برای اینکه رها شویم، برای اینکه ناکام بمانیم... آماده نیستیم برای ناعادلانه بودن جهان _حتی ما که دست‌مان در آمار است و می‌دانیم احتمالش چقدر زیاد است، چنان غافلگیر می‌شویم که پایان دنیا را به چشم می‌بینیم. سیاهی می‌بلعدمان. چرا وقتی اتفاق می‌افتد دستاویزی نداریم که به آن چنگ بزنیم و فرومی‌پاشیم؟ چرا قدیمی‌ترها بهتر می‌توانستند؟
 
✅ آنتونیو داماسیو، عصب‌شناس و فیلسوف پرتغالی-امریکایی در کتاب نظم عجیب چیزها می‌نویسد:
هیچ قرص و دارویی به منظور مداوای آسیب روحی انسان تهیه نشده است. اما می‌توان استدلال کرد که باورهای مذهبی، نظام‌های اخلاقی و عدالت و کنترل و نظارت سیاسی، عمدتاً با هدف گرفتن آن آسیب‌ها و پشت سر گذاشتن آنْ وضع و تدوین شده‌اند. من تکوین باورهای مذهبی را بیشتر در ارتباط با درد و رنج انسان می‌بینم؛ این باورها انسان را بر آن می‌دارند که با اجتناب‌ناپذیری مرگ و راه‌های فراوانی که مرگ به دنبال دارد کنار بیاید: تصادف‌ها، بیماری‌ها، خشونتی که افراد دیگر مرتکب می‌شوند و بلایای طبیعی، همه چیز جز کهولت و پیری که در دوران پیش از تاریخ نادر بود.

✅ آیا ما باورهای فرهنگی و مذهبی‌ای نداریم که نجاتمان دهد؟ البته که داریم. خیلی زیاد...مشکل اینجاست که خاصیت جادویی خودشان را از دست داده‌اند. خوب کار نمی‌کند...آن آتشی که زیر دیگ حوادث زبانه می‌کشید و از محتویات دیگ درهم‌جوش، غذای قابل هضمی فراهم می‌کرد بی‌رمق شده است.

✅باورمندترین انسان‌ها هم به‌سختی می‌توانند با مفاهیمی مثل حکمت و مشیت و نظم طبیعی جهان و نیروی غریزه و دادگاه عدل الهی خودشان را کاملاً تسلی دهند.
از ابزارهای سودمندمان برای تراش دادن وقایع، جابجا‌کردن حقایق و جادادنشان در ساختمانی آشنا، آنقدر جاوبی‌جا کار کشیده‌ایم که کُند شده‌اند. کار نمی‌کنند.

✅ آمادگی‌اش را نداشتیم. تمهیدی نیاندیشیده‌ایم. حتی به آن فکر نکرده‌ایم ... فقط غافلگیریم و هیچ تراپی و تراپیستی هم نمی‌تواند بهت و حیرت و درماندگی‌مان را شفا دهد.

@neocritic
👍21❤6