Critic l مریم نصر
3.17K subscribers
383 photos
57 videos
29 files
337 links
«بودن در زمانه خود … مخالفت با زمانه خود است، بودنِ نقاد در زمانه خود است، بیرون از قاب زمانه بودن است»
فرانسواز دستور

تماس: Maryam.nasr[at] gmail.com
Download Telegram
🎬neocritic
👍7❤3
کانال ارزشمند نطقیات مستند را بارگذاری کرده است.
🔹🔹🔹
(زبان فیلم انگلیسی است)
تفکر مادرانه

🖋چند روز پیش نوشتۀ زن جوانی در توئیتر(ایکس) مورد توجه کاربران فارسی زبان قرار گرفت. او نوشته بود از مادری خود بسیار شاد است و از زنان دعوت کرده بود بی‌توجه به حرف‌های «فمینیست‌ها» مادر شوند. کاربران متخصص زیادی به او تذکر داده بودند که فمینیسم و فمینیست‌ها مشکلی با مادری ندارند و مخالفان نپذیرفته بودند و بحث تا خسته شدن طرفین و توجه به موضوعی جدید ادامه یافت_ چنانکه رسم توئیتر است.

بهانه شد به اندیشه‌های یکی از فلاسفه برجسته زنانه‌نگر در حوزه مادری اشاره کنم: سارا رادیک(1935-2011)؛ که نویسنده کتاب ارزشمند تفکر مادرانه؛ به سوی سیاست‌های صلح (1989) است. او به عنوان فیلسوفی که همسری فیلسوف هم داشته به غافل‌گیری‌اش از تجربه مادری اشاره می‌کند. به اینکه گرچه از کودکی و پیش از آشنایی با فلسفه، به دلیل داشتن پدری حقوق‌دان، همواره با ارزش بی‌بدیل عقلانیت و استدلال آشنا بوده است، ولی تجربه مادر شدن او را در موقعیت ناآشنا و متناقضی قرار داد: فوران شور، غلیان احساسات متناقض، بدنمندی و روابط پیچیده با بدن خودش و دیگر بدن‌ها... «دشواری بی‌پناهِ عشق شورمندانه به مخلوقی شکننده در جهانی رقابتی، بی‌پروا، خشن و پرمخاطره»

رادیک تلاش می‌کند از منظر فیلسوف به «ورزۀ مادری» نزدیک شود.
به نظر رادیک مادری شامل سه فعالیت اساسی است: محافظت از حیات فرزند، پرورش فرزند و تربیت او. این فرایند ارزش‌های اخلاقی خاص خود را دارد که همگی در خدمت این سه هدف شکل گرفته‌اند. اخلاقیاتی که «اندیشیدن به شیوه مادران» تدارک می‌بیند در خدمت حفظ حیات است، پس نسبتی ندارد با اندیشه‌هایی که مرگ را تقدیس می‌کنند. در خدمت پرورش است، پس از متفاوت بودن و تغییر نمی‌ترسد و آن را تقبیح نمی‌کند، بلکه دربرابر آن فروتن و گشوده است. به دنبال تربیت است، پس خشونت را نفی می‌کند و اولین برخوردش دربرابر اشتباه خشونت و طرد نیست؛ بلکه انعطاف و تأمل و آزمودن شیوه‌های گوناگون است.

به نظر او فقط زنان به شیوه مادران نمی‌اندیشند و این روی‌کرد اخلاقی محدود به والدینِ زیستی نیست. انسان‌ها اعم از زن و مرد، در هر موقعیتی، می‌توانند تفکر مادرانه و ارزش‌های آن را سرلوحه عمل و تصمیم خود قراردهند_چنانکه بسیاری هم‌اکنون چنین هستند.

رادیک این رویکرد را الگوی خوبی برای دست‌یابی به صلح و سیاست‌های صلح در جهان می‌داند.
درعین حال، از نظر دور ندارد که همه مادران زیستی نیز به ارزش‌های تفکر مادرانه پای‌بند نیستند و در بسیاری مواقع علیه آن رفتار می‌کنند. به عقیده او بخشی از آن به دلیل بی‌قدرتی مادران است. مادر، مهم‌ترین و قدرتمندترین موجودی که ادامه نسل بشر به او وابسته است، بی‌قدرت است. او دربرابر پدر، جامعه، قانون، ارزش‌های فکری و فرهنگی مسلط بی‌قدرت و بی‌صدا است. «خوب» در تفکر او در بسیاری موارد با «خوب» در تفکر مسلط در تعارض است. ارزش‌های اجتماعی مانند رقابت‌طلبی، رتبه بندی، کلیشه‌های جنسیتی، تبعیض جنسی، ریاکاری، اجبار به شرکت در جنگ و... ضد تفکر مادرانه است. برای مادر مشخص است تشویق به پذیرفتن این باورها به جسم و روح فرزندان آسیب می‌رساند؛ اما چه کند؟ او همواره با پذیرش ارزش‌هایی که آشکارا معارض با «ارزش‌های تفکر مادرانه» است، مدال مادر نمونه بر سینه آویخته.

 با این وصف، مادران بسیاری هم وجود دارند که «بازنده و بی‌افتخارند»، یعنی بر ارزش‌های خود پافشاری می‌کنند و چشم‌شان را بر پیامدهای ارزش‌های مسلط برای زندگی فرزندانشان نمی‌بندند.

@neocritic
❤48👍23
درباره خشونت‌پرهیزی

🔹 شاید شما هم شنیده‌اید. من که زیاد شنیده‌ام اخلاقیات زنانه و خشونت‌پرهیزی که از آن حرف می‌زنید همان به درد زنان در خانه و آشپزخانه، نهایتاً محل کار می‌خورد. همین قدر ‌که روابط عاطفی، دوستانه، صمیمانه و کاری خود را ارتقاء دهیم و نگرش‌های یک‌جانبه را «ترمیم» کنیم. این اخلاق و ملاحظات نرم و نازکش به درد دوره‌های خشم و خشونت نمی‌خورد. اینجا اگر اخلاقیاتی هم حاکم باشد نه پروامدار که عدالت‌بنیاد است و لاجرم مستلزم خشونت متقابل برای برقراری عدالت است.

🔹 آیا خشونت و بی‌عدالتی‌ای که در حق زنان شده و می‌شود با خشونت متقابل (به فرض اینکه ممکن باشد) منجر به برقراری برابری، صلح و عدالت خواهد شد؟ آیا «درخت تباه میوه‌های نیکو خواهد آورد»؟ آیا رویکردهای زنانه‌نگر به مناقشات انسانی، لطیف‌تر از این هستند که در جهان واقع کاربرد داشته باشند؟ آیا هدف متعالی توجیه‌کننده نادیده گرفتن قربانیان احتمالی است؟

🔹 یکی از رایج‌ترین مصادیق خشونت علیه زنان خشونت جنسی است. خشونتی که نه فقط در زمانه جنگ که به وقت صلح هم رواج دارد. خشونتی که نه فقط  درخلوت دورافتاده، محل کار یا عرصه مشارکت‌های اجتماعی که در قلمرو خانگی هم قابل درک و چشم‌پوشی بوده است. جنبش «#من_هم» صرفاً با قدرت انتشار روایت‌های زنان، تا حدود بسیار زیادی این خشونت تاریخی را از پشت پرده امنیتِ قانونی، فرهنگی، عرفی و اجتماعی آن بیرون کشید. در طول تاریخ خون‌های زنان زیادی بابت شرم/غیرت/انتقام/لذت مربوط با خشونت جنسی برزمین ریخته شده بود؛ روان‌های زیادی پاشیده بود؛ زندگی‌های بسیاری از ریل خارج شده بود...جنبش من هم، با همه انتقاداتی که به آن وارد است، خونی نریخت و با کمترین میزان خسارت پرده از چهره این خشونت برداشت و تا حد قابل توجهی امنیت اعمال آن را منتفی کرد.

🔹 درست است. کسانی به دلیل ماهیت پیچیده این خشونت، از این جنبش سوءاستفاده کرده و می‌کنند. ولی آیا قابل مقایسه است با خسارت‌ها و دستاوردهایی که خشونت‌های خونبار به بهانه برقراری عدالت و آزادی به بار می‌آوردند؟


@neocritic
👍19❤8
📚 درس‌های انتقادی: مثل خودت فکر کن!

✅ ما در فرایند آموزش و پرورش فرزندانمان به آن‌ها نمی‌آموزیم چگونه فکر کنند و عقایدی از آن خود داشته باشند؛ بلکه عمدتاً به آنها می‌آموزیم چگونه مثل ما فکر کنند. ما کتاب‌های درسی و در و دیوار مدرسه و حتی خانه را با جملات و تصاویری پر می‌کنیم که خودمان به آن باور داریم و آن را به بچه‌ها نیز تحمیل می‌کنیم.  چرا اول خودمان و در مرحله بعد فرزندانمان را از اندیشیدن معاف می‌کنیم؟ چون خودمان هم همین‌طور تربیت شده‌ایم و جور دیگر بلد نیستیم؟ یا چون می‌ترسیم؟

✅ به نظر می‌رسد در دنیای پر شده با تبلیغات و تصاویر و شعارهای ضد و نقیض که تناسبی با دیوارنوشته‌های خانه و مدرسه ندارد و مانند سابق با اعمال محدودیت در خانه و مدرسه کنترل‌پذیر نیست، والدین و معلمان و دستگاه عریض و طویل آموزش و پرورش نسل نو پیشاپیش باخته‌ و زمین را واگذار کرده است.

✅ هیوم معتقد بود عقل برده عواطف و هیجانات است. فیلسوفان زنانه‌نگر معاصر به همین دلیل او را دوستی از دوران دور می‌دانند. فیلسوفی که به اهمیت فراوان عواطف در زندگی انسان‌ها اشاره کرده است. آنچه آدم‌ها را به هیجان و تکاپو وادار می‌کند عواطف است. دنیای بیرون از دیوار خانه و مدرسه پر از شور و نور و هیجان است و در مقابل خانه و مدرسه پر از تکلیف و توبیخ و جریمه نقدی و محرومیت از خدمات اجتماعی. ضمن اینکه تعلیم و تربیتی که همیشه بر برتری نظر بر عمل تاکید داشته، در آموزشِ ابتدایی‌ترین مسائل مرتبط با زندگی روزمره و احساس خوشبختی درمانده است.

✅ به نظر می‌رسد برای رشد خودمان و مراقبت از فرزندانمان همین امروز هم دیر است؛ برای اینکه اول خودمان تفکر انتقادی را بیاموزیم و بعد آموزش دهیم. دیر است برای اینکه اول خودمان استدلال کردن را جای شعار دادن بنشانیم و جای سرکوب عواطف قدرت آن‌ها را دریابیم؛ بعد به کودکانمان بیاموزیم درباره عواطف و هیجاناتشان فکر کنند و جنبه‌های مختلف آن را بسنجند.
 

✅ این کتاب نل نادینگز(1929-2022) از جمله کتابهای بسیار جذاب اوست درباره ترکیب تفکر پروامدار/مراقبتی با تفکر نقادانه
Critical Lessons: What our Schools Should Teach,
Nel Noddings, Cambridge University Press.
 
 
@neocritic
❤18👍7
ویرانی یک شهر


📝سیمون وی مقاله مشهوری دارد با عنوان «ایلیاد؛ یا شعری درباره زور»

او در این مقاله به بازخوانی حماسه ایلیاد نوشته هومر و بازکاوی ماهیت «زور» و تأثیرش بر روابط انسانی پرداخته است. مقاله با این  ادعا آغاز می‌کند که:

«قهرمان حقیقی، سوژه حقیقی و محور ایلیاد زور است» وی با بررسی سرنوشت قهرمانان ایلیاد به سرشت نابودگر «زور» اشاره می‌کند. زور نه فقط قربانیان که حتی عاملان را نیز نابود می‌کند. زور با فروپاشی اخلاقی همراه است- هم برای زورگویان و هم برای آن‌ها که باید آن را تحمل کنند. او تأثیر تحمل زور را به تحمل گرسنگی شدید تشبیه می‌کند؛ دقیقاً همانقدر کُشنده برای جسم و روح و کرامت انسان.

🔹 در حماسه ایلیاد شاهدیم که  سرنوشت با همه کوریِ خود عدالت را برقرار می‌کند، زیرا نه زورمندان، همه زور را در اختیار دارند و نه ضعیفان یکسره ضعف هستند. زمین گرد است و انسان‌ها از این موضوع غافلند. زورمندان خیال می‌کنند همه «زور» را در دست آنهاست. به محدودیت آن آگاه نیستند. «زور» علیه آنان عمل خواهد کرد و البته به همان میزان که فضایل اخلاقی را در فرودستان می‌کُشد، آن‌ها را نیز از انسانیت تهی کرده و رهایشان خواهد کرد. زورمند عواطف انسانی خود را از دست می‌دهد و هیچ حسی ندارد به زندگی‌هایی که از میان می‌برد. زور کسانی که از آن استفاده می‌کنند و کسانی که آن را تحمل می‌کنند به سنگ تبدیل می‌کند. هیچ‌کس در ایلیاد و هیچ‌کس روی زمین از تاثیر ویران‌کننده «زور» در امان نیست.

🔹تنها راه نجاتی که هومر نشان می‌دهد استفاده متعادل از «زور» است، ولی زورمندان علاقه‌ای به آن ندارند: بیم این وجود دارد که  «زورمندی» که تا آنجا که در توان دارد زور نگوید، هیمنه خود را درهم شکسته ببیند. زور نگفتن در زمان زورمندی به فصیلتمندی فوق بشری نیاز دارد، چرا که «به دشواری حفظ کرامت در زمان ضعف است».

🔹 سیمون وی با اشاره به قطعاتی از ایلیاد (که برای انتقال حس شعر و بسط ایده خودش مجدداً آنها را از یونانی ترجمه کرده ) نشان می‌دهد تنها راه ما برای نجات از چرخه نابودگر «زور» پناه بردن به عشق و شفقت انسانی است. در تحسین نکردن زور و قدرت است. در لذت نبردن از زورگویی است. در تنفر نداشتن از هم‌نوع است. در تحقیر نکردن بدبخت است.
 
🔹ترجمه انگلیسی این مقاله:
https://theanarchistlibrary.org/library/simone-weil-the-iliad


@neocritic
❤12👍11
🔹 سیمون وی (1909-1943)

فیلسوف و فعال اجتماعی فرانسوی
❤13👎2
🪴
می‌دانم که دیروقت است و تو داری این شعر را می‌خوانی
پیش از ترک دفترت
با آن لامپ نقطه‌ای زرد پررنگ و پنجره تاریک
در رخوت ساختمانی محو شده در سکوت
مدت‌ها بعد از ساعت ازدحام.

می‌دانم این شعر را می‌خوانی
ایستاده در یک کتابفروشی دور از اقیانوس
در یک روز ابری اوایل بهار،
با دانه‌های بی‌رمق برف که پراکنده می‌شوند
در فضای گسترده دشت‌های اطرافت

می‌دانم داری این شعر را می‌خوانی
در اتاقی که بیش از آنچه تحملش را داشته‌ای
برسرت آمده
جایی که ملحفه‌ها در حلقه‌های متراکم روی تخت افتاده‌اند
و چمدان باز حکایت از پرواز دارد
اما تو هم‌چنان نمی‌توانی بروی

می‌دانم داری این شعر را می‌خوانی
وقتی قطار زیرزمینی از سرعتش می‌کاهد و پیش از بالا دویدن از پله‌ها
به سمت نوع تازه‌ای از عشق
که زندگی‌ات هرگز روا نداشته است

می‌دانم داری این شعر را می‌خوانی
در نور صفحه تلویزیون با آن تصاویر صامت که تکان تکان می‌خورند و می‌لغزند
درحالیکه منتظر اخبار انتفاضه‌ای

می‌دانم داری این شعر را می‌خوانی در سالن انتظار
پر از نگاه‌هایی که با هم تلاقی می‌کنند و نمی‌کنند
پر از اینهمانی با غریبه‌ها

می‌دانم داری این شعر را می‌خوانی در نور فلورسنت
در کسالت و خستگی جوانانی که به حساب آورده نمی‌شوند
که خود را به حساب نمی‌آورند، با سن خیلی کم

می‌دانم داری این شعر را می‌خوانی با چشم کم‌سویت
از توی لنزهای ضخیمی که این حروف را درشت می‌کنند
ورای تمام معنای
و تو همچنان می‌خوانی چون حتی حروف الفبا هم عزیز است

می‌دانم این شعر را می‌خوانی وقتی کنار اجاق گاز قدم میزنی
شیرگرم می‌کنی با بچه‌ای گریان بردوشت
کتابی در دستت
چون زندگی کوتاه است و تو هم عطش داری

می‌دانم داری این شعر را می‌خوانی به زبانی که زبان تو نیست
بعضی کلمه‌ها را حدس می‌زنی درحالیکه باقیشان تو را به ادامه خواندن وامی‌دارند
و من می‌خواهم بدانم این کلمات کدامند

می‌دانم این کلمات را می‌خوانی در آن حال که گوش می‌دهی به چیزی شقه شده
میان تلخی و امید
بازمی‌گردی یک بار دیگر سروقت کاری که نمی‌توانی از آن سرباززنی

می‌دانم این شعر را می‌خوانی چون چیز دیگری نمانده برای خواندن
آنجا که تو فرود آمده‌ای، برهنه‌ای این‌چنین که تویی




تقدیم نامه
، آخرین شعر از یکی از
مجموعه‌های شعر آدرین ریچ، برگردان: سارا خلیلی جهرمی

@neocritic
❤15
📚 به سراغ زنان می‌روی؟...

🔹 زنان آلمانی قرن نوزدهم را میراث کدام فلاسفه بزرگ احاطه کرده بود؟ کانت، هگل، شوپنهاور و نیچه. این بزرگ‌ترین فیلسوفان در هرچه اختلاف نظر داشتند ظاهراً درمورد ناتوانی زنان برای پرداختن به فلسفه توافق کامل داشتند. صرف نظر از اندیشه‌ها؛ اظهارات صریح زن‌بیزارانه (misogynistic)هم از آنان به یادگار مانده؛ مناسب برای شوخی‌ها و جدی‌های روشنفکران، اساتید و دانشجویان فلسفه.
 
🔹دالیا نسار توجه ما را به این نکته جلب می‌کند که در آلمان قرن 19 اندیشه‌های برابری‌خواهانه به نفع برابری و تحصیلات ِ برابر برای زنان وجود داشت، ولی فلاسفه ما «انتخاب کردند» بر فرودستی زنان تأکید کنند. نادیده گرفتن این وجه از اندیشه‌های آن‌ها و پرداختن به «اصل حرف و حرف اصلی» نحوی خودفریبی خواهد بود.
 
🔹 کتاب فیلسوفان زنِ آلمانی در گذر قرن نوزدهم : سنت آلمانی کتابیست که به معرفی و بررسی آرا و افکار9 زن فیلسوف در قرن نوزده پرداخته است. زنانی که به واسطه داشتن خانواده فرهیخته و ثروتمند توان دستیابی به آموزش تخصصی فلسفی را یافتند؛ با حضور در سالن‌هایی که به تقلید از سالن‌های فرانسوی پاگرفته بود توانستند آرای خود را طرح و نقد کنند و نهایتاً با تحمل دشواری زیاد آن‌ها را منتشر کنند:
ژرمن دو استال، کارولین فون گوندررود، بتینا برنتانو فون آرنیم، هدویک دوم، کلارا زتکین، لو سالومه، رزا لوگزامبورگ، ادیت اشتاین و گردا والتر

📕Dalia Nassar & Kristin Gjesdal (eds.): Women Philosophers in the Long 19th Century: The German Tradition, Oxford University Press (2021)

📕از این میان سالومه، اشتاین و والتر در تاریخ زنان فیلسوف معاصر که به فارسی ترجمه شده حضور دارند.

🎧در این پادکست دالیا نسار درباره کتاب و افکار هدویک دوم بیشتر توضیح می‌دهد (زبان پادکست انگلیسی است)
https://www.abc.net.au/listen/programs/philosopherszone/women-philosophers-in-19th-century-germany/102726440?utm_campaign=abc_listen&utm_content=link&utm_medium=content_shared&utm_source=abc_listen


@neocritic
👍9❤6
🌱

قرن‌ها کتاب
ِ نانوشته انباشته‌اند آن سوی قفسه‌ها
و ما همچنان باید خیره شویم به غیاب مردانی
که نمی‌خواهند
و زنانی
که نمی‌توانند سخن بگویند
با زندگی ما_ این حفره تا هنوز نامکشوف
به نام تمدن، این فعل ترجمه، این جهان نصف‌ونیمه



آدرین ریچ، برگردان سارا خلیلی جهرمی

@neocritic
❤14👍3
📚چاپ نخست این کتاب مصادف شد با وقایع تلخ سال گذشته که نا و نفسی برای نوشتن و گفتن از آن باقی نگذاشت.

📗 خوشبختانه چاپ دوم با اصلاح برخی ایرادات ویرایشی منتشر شده است.

کاوشی در فلسفه‌ فمینیستی

نوشته رابین می شات

@neocritic
❤15👍4
 
«دختران [کنیزکان اودیسه] جزو اموال او بودند. بهره‏ برداری از اموال، آن زمان و امروز، مسئله‌ای مربوط به سود و مصلحت شخصی است نه درست و غلط اخلاقی»

🔹متفکران زنانه‌نگر در تحلیل‌های خود درباره محیط زیست به تاثیر چارچوب‌های مفهومی سرکوبگر (Oppressive Conceptual Frameworks) اشاره می‌کنند.

چارچوب مفهومی مجموعه‌ای از باورها، ارزش‌ها، نگرش‌ها و پیش‏فرض‌هایی است که سازنده و بازتابانندۀ فهم انسان از خود و جهانش است. برخی از چارچوب‌های مفهومی سرکوبگرند. کارکرد چارچوب مفهومی سرکوبگر  تبیین، محافظت و توجیه نهادها، روابط و اعمال منجر به سلطه و سروری بدون توجیه است. جنس‌گرایی، نژادپرستی، اعتقاد به تضاد طبقاتی و قوم‌مداری از نمونه‌های باورهایی است که سلطۀ ناموجه را ترویج می‌کنند.

🔹سیستم‌های فکری با چارچوب‏های مفهومی سرکوبگر پنج ویژگی مشترک دارند: نخست اینکه به جای پذیرفتن تنوع موجود در جهان نگاه سلسله‌مراتبی دارند و به بالا و پایین قائل‌اند، مثلاً فرهنگ برتر و طبیعت کهتر است، عقل بالاتر و عواطف فروترند، نفس از بدن مهم‌تر است، علوم نظری از علوم عملی والاترند، مردان بالا و زنان پایین قرار گرفته‌اند. دوم اینکه به جای پذیرفتن خصلت‌های مختلف به عنوان ویژگی‌های مکملِ یکدیگر آنها را در تضاد و تعارض با هم می‌بینند. نمونۀ روشن آن همین دوانگاری در نظام فلسفۀ غربی است. ویژگی سوم و چهارم این است که این نظام‏های فکری قدرت و برتری انحصاری را به نحو نظام‌مندی متوجه آنچه خود بالا و برتر می‌دانند کرده‌اند. مثلاً در گذشته انسان‏های ثروتمند این قدرت و حق انحصاری را داشتند که منابع عمومی را در اختیار منافع خود درآورند. این انحصار امتیازات و قدرت به ثروتمندان اجازه می‌داد فقرا را از حقوق و فرصت‌های برابر محروم کنند. ویژگی پنجم که به لحاظ فلسفی از ویژگی‏های دیگر مهم‏تر است اینکه چارچوب مفهومی سرکوبگر از «منطق سلطه» استفاده می‌کند؛ این فرض اخلاقی که برتری یکی توجیه‌گر تبعیت دیگری است. منطق سلطه فراهم‏آورندۀ توجیه اخلاقی است برای پایین و درحاشیه‌ نگه داشتن آن که فروتر فرض شده است.

🍂 برای مطالعه بیشتر درباره تاثیر «چارچوب‌های مفهومی سرکوب‌گر» بر نابودی محیط زیست خلاصه‌ای از مدخلی که وارن در دانشنامه فلسفی استنفورد  نوشته را اینجا بخوانید:
https://www.academia.edu/40434244/%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87_%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7_%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA_%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%86%DA%AF%D8%B1


@neocritic
👍16❤2
📚 درباره وابستگی

 🔹 وابستگی‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در قلمرو عمومی خیلی طبیعی و قابل محاسبه به‌نظر می‌رسند. مثلا همه جوامع برای ادامه حیات به صنایع کشاورزی وابسته‌اند، پس برنامه‌ریزی و محاسبات (نسبتاً) روشن و دقیقی درباره استمرار، حفظ و ارتقای کیفیت آن انجام می‌دهند.
 اما در قلمرو خصوصی وابستگی مساوی است با انزوا.  

🔹 وابستگی‌هایی که با خانه و قلمرو خصوصی پیوند خورده‌اند عموماً در معادلات مربوط به اجتماع، اخلاق، سیاست و اقتصاد به حساب نمی‌آیند. مراقبتِ زنان از نوزادان و فرزندان و مردان، مراقبت از بیماران، مراقبت از کهنسالان، مراقبت از افرادی در خانواده که دچار معلولیت‌ هستند، مراقبت از...، مراقبت از...، مراقبت از... همه این کارها که بدون مزد و مزایای شغلی، در اغلب فرهنگ‌ها بر عهده زنان است. بستگی‌ها و وابستگی‌هایی با بار روانی فراوان که از چرخه اقتصاد بیرون است و در عین حال منجر به فرودستی و وابستگی شدید اقتصادی-اجتماعی زنان و درحاشیه ماندن آنها نیز می‌شود: از ناتوانان و وابسته‌ها عاشقانه مراقبت می‌کنی و ناتوان‌تر و وابسته‌تر می‌شوی.

🔹 اوا فدر کیتای می‌گوید اگر بتوانیم با چشم فیلسوف به این مسئله بنگریم، تأیید خواهیم کرد که ذات هستی انسان وابستگی است نه خودمختاری. ما در دنیای برابران و بالغ‌ها و سالم‌ها و خودمختاران زندگی نمی‌کنیم.  نظریات مرتبط با اخلاق و عدالت باید این واقعیت را ببینند و به‌رسمیت بشناسند: واقعیتِ کارِ مراقبتی را. با بی توجهی به این واقعیت تنها باعث می‌شویم کارکنانِ حوزه مراقبت، حوزه عشق و حوزه دلسوزی وادار به ترک محل کار خود شوند و افراد وابسته به فعالیت‌هایِ مراقبتی آن‌ها بیشتر آسیب ببینند. کارکنان حوزه مراقبت هم حق دارند به دنبال برابری و استقلال باشند؛ به دنبال حق انتخاب، ساعت کار معلوم، مرخصی، بازنشستگی، پس‌انداز، سفر، تفریح، زمان و زمینی از آنِ خود.

🔹 عاشق‌ترین زنان و مردان هم وقتی احساس کنند مراقبت و پرواداری تنها بر بار تکالیف آن‌ها اضافه‌ می‌کند، آن‌قدر که توان حرکت را از ایشان سلب می‌کند از آن
پرهیز خواهند کرد.


@neocritic
👍15❤5
کار عشق: مقالاتی درباره زنان، برابری و وابستگی

نوشته اِوا فِدِر کیتای
انتشارات راوتلج، ویراست دوم ٢٠٢٠

@neocritic
👍15❤2
📝 امروز جلسه آخر درسگفتارهای «اخلاق پرواداری» برگزار شد و احساس می‌کنم باری را بر زمین گذاشته‌ام. در نیمه نخست امسال، به لطف فضاهای آموزشی خارج از دانشگاه، این امکان را یافتم که دوره «آشنایی با فلسفه‌های فمینیستی» را در مدرسه تردید و بعد «اخلاق پرواداری» را در آکادمی شمسه ارائه کنم.

✅ نزدیک به دو دهه پیش، وقتی از پیِ احساس غریبگی در فضای فلسفه رسمی دانشگاهی، با این مباحث آشنا شدم تنها چند مقاله بسیار تخصصی فلسفی از این متفکران به زبان فارسی موجود بود. در عوض تا دلتان بخواهد سو تفاهم بود و برداشت نادرست و تعصب.
محدودیت در دسترسی به اطلاعات و منابع فهم موقعیت این رویکردها در جغرافیای فلسفه را برای من دشوار کرده بود. آن روزها هم مانند امروز در دانشگاه‌ها و گروه‌های فلسفه به این روی‌کردها پرداخته نمی‌شد. به معنای واقعی کلمه کورمال کورمال پیش رفتم و البته این بخت بلند را داشتم که از راهنمایی‌های استادانی مانند عبدالکریم رشیدیان استفاده کنم.

✅ امروز اوضاع بهتر است. دست‌کم، تقریباً، به اندازه یک ردیف در قفسه کتابخانه کتاب تألیفی و ترجمه‌ای داریم در این زمینه.

✅ گرچه این دوره‌ها مقدماتی هستند، اما تلاش کردم اطلاعاتی را تنظیم و ارائه کنم که مسیر را برای دانشجویان فلسفه و غیر فلسفه علاقمند به این مباحث هموارتر کند؛ قلمروی مباحث و دعاوی محوری را نشان دهد و کتاب‌های مهم موجود فارسی و غیر فارسی در این زمینه‌ها را نیز معرفی کند. با این امید روشن که شمار بیشتری از زنان و مردان جوان اندیشمند ما در این مباحث مشارکت کنند و هم با این نظریه‌ها و هم با متون حکمی و فلسفی خودمان گفت و گوی انتقادی و سازنده‌ای داشته باشند.


✅ فایل‌های ضبط شده کلاس‌ها در وبگاه این آموزشگاه‌ها موجود هستند.

آشنایی با فلسفه‌های فمینیستی:

https://tardidschool.com/product/feminist-philosophies/

اخلاق پرواداری:

https://academyshamseh.com/product-tag/%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C/



@neocritic
👍22❤8
Forwarded from نطقیات
📣 منتشر شد:

سکسوالیته
مقدمه‌ای مختصر مفید
▪️ورونیک موتیه
▫️مترجم: اشکان بحرانی

🔹در این تک‌نگاری از مجموعه‌ی «مقدمه‌ای مختصر مفید» انتشارات دانشگاه آکسفورد، ورونیک موتیه، استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه لوزان و محقق مطالعات جنسیت و زنان در دانشگاه کمبریج، به ما نشان می‌دهد که سکس، بیش و پیش از هر چیز، پدیداری فرهنگی است و نیروهای اجتماعی و سیاسی‌اند که سکسوالیته را شکل می‌دهند.

***
🔸این کتاب با اخذ مجوز رسمی از انتشارات دانشگاه آکسفورد، در نوگام به فارسی منتشر می‌شود و با توافق طرفین نسخه‌ی ای‌بوک آن رایگان مختص خوانندگان ایران است.
خوانندگان خارج از ایران می‌توانند نسخه چاپی یا الکترونیکی را خریداری کنند.
حمایت دوستان خارج از ایران برای فراهم کردن کتاب‌های رایگان برای ایرانیان حیاتی است.

https://nogaam.com/book/2438/

🔺 به زودی یک جلسه گفت‌وگو با حضور مترجم محترم در نطقیات برای معرفی کتاب برگزار خواهد شد.

♦️♦️♦️

t.me/nutqiyyat

instagram.com/nutqiyyat

https://youtube.com/@nutqiyyat
👍8❤5